17560
ارتباط با ما : @Reza20122 تبلیغات : https://t.me/+UxX9G5A0WT5dAu2J هرگونه استفاده، کپی و نطق برداری از تفاسیر استاد بدون عضویت در کانال مورد رضایت ایشان نمی باشد.
آب را و خاک را بر هم زدی
ز آب و گل نقش تن آدم زدی
#مثنوی_مولانا دفتردوم
@Ashaarkotaa
📘 آب و خاک را درهم آمیختی و از آن پیکر آدمی را آفریدی.
ظاهر انسان از خاک و آب است، اما حقیقت ارزش او به روح الهی و قابلیت معرفت اوست؛ پس سالک باید از جسم فراتر رفته و حقیقت خویش را بشناسد.
دل نیارامد به گفتارِ دروغ
آب و روغن هیچ نَفْروزد فروغ
در حدیثِ راست، آرامِ دل است
راستیها دانهُ دامِ دل است
#مثنوی_مولانا دفتردوم
@Ashaarkotaa
📘صدق و راستی مایهُ آرامش دل و راهیابی به نزد صاحبدلان است و دروغ از بین بَرنده نور دل
مانبودیم و تقاضامان نبود
لطف تو ناگفته ی ما میشنود
#مثنوی_مولانا
@Ashaarkotaa
📘در اینجا موضوعی مطرح می شود که آیا ما دعا کنیم یا نکنیم؟!
من در اینجا مجبورم نظر شخصی خودم را که استنباط از نظر بزرگان است به صورت چکیده خدمتتان عرض کنم.
اول این که دعا به معنای طلب کردن یک چیز جدید است؛
اما بی ادبی آن است که ما هنوز تشکر قبلیها را نکردهایم و طلبکار چیزهای جدید هستیم!!
من شخصا ترجیح میدهم که بیشتر شکرگزاری کنم تا دعا و خواهش؛
چون من هنوز بابت نعمت هایی که به من داده شده، نتوانستم به اندازه کافی و آنگونه که شایسته است سپاسگزاری نمایم،
حال چگونه می توانم در طلب چیز جدیدی باشم؟!
موضوع دیگر اینکه شما گاهی دعا میکنید با هدف اینکه فقط بهانه ای برای حرف زدن با معبود داشته باشید،
مثل تمام الهی نامه هایی که به صورت عشق بازی با خداوند نوشته شده است.
چقدر خوب است که ما در دعاهایمان مسائل زمینی و سطح پایین را نطلبیم و بیشتر سرگرم دعا کردن برای حرف زدن با پروردگار باشیم.
من فکر میکنم هر کدام از ما می توانیم با خدای خودمان خلوت کرده و عشق بازی کنیم و صادقانه و راحت و بی پروا با او سخن بگوییم؛
و گاهی احساس می کنیم که کسی حرف هایمان را می شنود،
و این احساس، ما را به وجود حق نزدیکتر میکند.
پس دعا به نوعی حرف زدن با خداست،
نه طلب خواسته!
ما نباید به گونه ای رفتار کنیم که گویا در یک رستوران هستیم و بر اساس یک منو، غذایی را طلب میکنیم که برایمان بیاورند و بعد هم با پررویی در آستان پروردگار بایستیم و مدام چیزی را طلبکارانه از او بخواهیم یا نخواهیم!
این دعای واقعی نیست!
آیا من فکر میکنم که خداوند بهترین را برای من نمی داند که مدام برایش تعیین تکلیف می کنم؟!
تجربه این حقیر نشان داده که "توبه" و "شکرگزاری" بیشتر به دسترسی به آرزوها ختم خواهد شد!
توبه و پاکسازی و شکرگزاری بیشتر میتواند گرهگشا باشد
تا دعا کردن به روش خواستن و طلب کردن...
چون ندارد روی هــــمچون آفتاب
او نخواهد جز شبی همچون نقاب
#مثنوی_مولانا دفتر اول
@Ashaarkotaa
📘چرا به نقاب نیاز داریم؟ وقتی تصویر ذهنی ای که از خود داریم به اصطلاح زشت و نامطلوب است، لاجرم نقاب می زنیم. نقاب را برای چه می خواهیم؟ تا روی زشت و پلید خود را بپوشانیم. آنکه به زشتی های درون خود مشعر است، بدخواهی و دشمنی خود را نسبت به دیگران می داند، لاجرم دنبال تاریکی است تا خود را از دیگران پنهان کند. تاریکی برای او حکم نقاب را دارد، تا چهره کریه او را بپوشاند. «روی همچون آفتاب» در زبان مولوی متعلق به کسانی است که حقوق دیگران را به رسمیت می شناسند و به آن احترام می گذارند. وجدان راحتی دارند. پاکدل و پاک سیما هستند. در این صورت در روشنایی عمل میکنند. پنهان، به دسیسه و فتنه پناه نمی برند. در احوال خود نگاه کنیم که آیا خواهان «نقاب» هستیم یا می خواهیم بدون نقاب زندگی کنیم. زندگی بدون نقاب در سایه شفافیت، آگاهی و تدبیر ممکن است.
شاهدی کز عشق او عالَم گریست
عالَمش می راند از خود، جُرم چیست؟
جُرم، آنکه زیورِ عاریه بَست
کرد دعوی کین حُلَل مِلکِ من است
#مثنوی_مولانا
_دفتر_پنجم
@Ashaarkotaa
📘آن زیبا روی که مردم همه مفتون و شیفته او بودند چه گناهی کرده است که وقتی این جمال از او محو میشود به هر دلیلی (همچون پیری) دیگر کسی خریدار او نمیشود و همگان از او فاصله میگیرند، جرم این شخص چیست؟
جواب از قول حضرت حق چنین است:
او خود را به زیور و زیبایی های عاریتی آراست که ما در اختیارش قرار داده بودیم ولی او ادعا کرد که حُسن و جمالش متعلق به خود اوست و مالک آن ها میباشد
چو پا داری برو دستی بجنبان
تو را بیدست و پایی مصلحت نیست
چو پای تو نماند پر دهندت
که بیپر در هوایی مصلحت نیست
#غزل_مولانا
@Ashaarkotaa
📘خدا نعمت سلامتی به ما داده که تا از آن به نحو احسنت استفاده کنیم در اینجا مولانا میگه (چوپا داری برو دستی بجنبان ) الان که میتوانی حرکت کنی و تلاش برای پیشرفت وقت را تلف نکن (وهم منظور این است عمر کوتاه است تا وقت هست تلاش کن که توشه ای برای آخرت جمع کنی که با آن لایق وصل شدن به الله و مو رد قبول او باشد )
چون خدا مصلحت تو را در حرکت قرار داد تا راه را انتخاب کنی
وزمان پیوند با خدا نیاز به پای مادی نداری چون آنموقع اعمال پری میشوند برای اوج گرفتن و روح توست که بسوی ابدیت
وانموقع است که باید روح تو آماده پرواز ولقا باشد پس اعمال نیکو و شکست حوای نفسانی پری است برای پرواز بسوی احدیت
در کل جوری زندگی کنیم که موقع سفر به جهان ابدی اعمال مان پری باشند برای پروازی موفق و اروجی عرفانی .همچون پر سبک و پیروز به دیدار حق برویم
چند بازی عشق با نقش سبو
بگذر از نقش سبو رو آب جو
صورتش دیدی ز معنی غافلی
از صدف دُرّی گُزین گر عاقلی
این صدفهای قوالب در جهان
گرچه جمله زنده اند از بحر جان
لیک اندر هر صدف نبود گهر
چشم بگشا در دل هر یک نگر
#مثنوی_مولانا
@Ashaarkotaa
📘عشق های ما غالبا عشق به ظواهر است. #حضرت_مولانا در تمثیلی این عشق های ظاهری را مانند عشق به نقش سبو می داند. سبویی که ظاهری زیبا دارد ممکن است تهی از آب باشد. صدفی که ظاهری شگفت دارد نیز ممکن است خالی از مروارید باشد. سبو یا صدف زیبا اما تهی، ارزشی ندارد. دنیای خاکی ما پر است از چنین سبوها و صدف هایی که با ظاهر زیبای خود ما را شیفته می کنند اما در حقیقت متاعی با ارزش برای عرضه ندارند. #حضرت_مولانا مشفقانه ما را پند می دهد که هشیار باشیم و در دام سبو و صدف خالی گرفتار نشویم و توصیه می کند که نخست درون آنها را ببینیم سپس دل ببندیم و عاشق شویم.
در پـناهِ لطــف حـق باید گریخت
کاو هزاران لطف بر ارواح ریخت
تا پناهی یابی آن گه چون پناه
آب و آتش، مَر تو را گردد سپاه
#مثنوی_مولانا
@Ashaarkotaa
📘در ناامیدی ها بسوی خدا بگریز و هر چه غیر او را واگذار و ملتجأ و پناهنده به آستان حق شو که در حمایت و عنایت پروردگار و در پناه لطفش آب نیل مایهٔ نجات و آتش نمرود گلستان خواهد شد.
آنکه بیند او مسبب را عیان
کی نهد دل بر سبب های جهان
#مثنوی_مولانا دفتردوم
@Ashaarkotaa
📘کسی که دست مسبب اصلی یعنی خداوند را در همه ی امورات زندگیش ببیند دیگر به دنبال علتهای بیرونی نمی گردد چون می داند همه چیز از طرف خداست ، کامها و ناکامی هایش در زندگی همه را از طرف خداوند می داند و درک می کند که خداوند طبق حکمت خود برنامههای زندگی انسان ها را در بهترین حالتها می چیند ..
عاشقا در خویش بِنْگَر، سُخرۀ مَردم مَشو
تا فلان گوید چُنان و آن فلان گوید چنین
من غلام آن گُلِ بینا که فارغ باشد او
کان فلانم خار خوانْد و آن فُلانَم یاسَمین
دیده بگشا، زین سپس با دیدۀ مَردم مَرو
کان فلانَت گَبر گوید، وان فلانت مرد دین
#غزل_مولانا
@Ashaarkotaa
📘ای عاشق راستین، به خویش بازگرد و نگاهت به خودت باشد و بازیچه دیگران نباش زیرا هر کسی در مورد تو نظری دارد.
من غلام آن گُلی هستم که نگاهش به خویش است (خودشناس است) و برای او اهمیتی ندارد که کسی او را خار و بی ارزش بداند یا گُل با ارزش (تمجید کند).
چشمان خود را باز کن و بر اساس نظر و نگاه دیگران در مورد خودت حرکت نکن زیرا یک نفر تو را کافر می داند و دیگری مرد با ایمان.
عاشق خودشناسی که راه خویش را پیدا کرده و با اطمینان قدم بر می دارد، نگاه، قضاوت و نظر دیگران در مورد او برایش اهمیت ندارد. او خود را شناخته، هدفش را می داند، ندای قلبی خود را شنیده و به راهی که می رود ایمان دارد. دیگر مهم نیست که دیگران در مورد او چه نظری دارند.
نفس چون باشيخ بيند گام تو
از بن دندان شود ،او رام تو
#مثنوی_مولانا
@Ashaarkotaa
📘وقتي که #نفس اماره ببيند که تو همراه و مصاحب شيخ (استاد)هستي با تمام وجود مطيع و فرمانبردار تو مي شود
می گریزم تا رَگم جُنبان بود
کی فرار از خویشتن آسان بود
#مثنوی_مولانا دفتر پنجم
@Ashaarkotaa
📘برای فرار از درونی که آکنده از اضطراب، اندوه و گاه حتی ترس است، به بیرون پناه می بریم. خود را سرگرم مشغله های خودساخته ی روزمره ای می کنیم که فرار از درون به بیرون را مهیا می کنند. اغلب فرآیندِ فرار ناخودآگاه است. مکانیسمی دفاعی است که _ هر چند موقت_ به ما امنیت می بخشد.
رو به رو شدن با درونی مضطرب و غمگین که حاصل زخم های روحی عمیق است، جرات و شجاعتی عظیم می خواهد و اغلب ما فاقد چنین جسارتی هستیم.
آن یار که گم کردی عمریست کزو فردی
بیرونش بجستستی در خانه نجستستی
این طرفه که آن دلبر با تست در این جستن
دست تو گرفتست او هر جا که بگشتستی
#غزل_مولانا
@Ashaarkotaa
📘برای دیدن خداوند نیاز به سفرهای طولانی و بیرونی و بحث های پیچیده نیست اگر صحیح و با دقت بخود بنگریم او را خواهیم دید جالب است که زمانی که ما بدنبال او میگردیم او همراه ما است و خودش اگر ما صداقت داشته باشیم راهنمایمان خواهد بود
فلسفی مر دیو را منکر شود
در همان دم سخرهٔ دیوی بود
گر ندیدی دیو را خود را ببین!
بی جنون نبود کبودی در جبین
#مثنوی_مولانا دفتر_اول
@Ashaarkotaa
📘فیلسوفان و روشنفکران اهل تشکیک که به حقایق امور راهی ندارند بسیاری از مقولات از جمله وجود شیطان را انکار و یا تعبیر و تفسیر می کنند.
حضرت مولانا می فرمایند همان دم که آن فیلسوف شکاک در تشکیک امر و اثبات شکاکیت و عدم معرفت خود است به دام ابلیس افتاده و خود خبر ندارد!
حال اگر شیطان را نمی بینی و انکار می کنی لااقل به همین کبر و نفسانیت خویشتن التفات کن که چطور شک و تردیدت را معرفت نامیده و می خواهی به دیگران هم بقبولانی.
فیلسوف و حکیم حقیقی آن است که لبریز از معرفت شده و از اهل یقین گردد
" جهل را بی علتی عالم کند
علم را علت کژ و ظالم کند"
#مثنوی_مولانا دفتردوم
@Ashaarkotaa
📘آن را که مرضی در دل نباشد، هر چند که علم نداشته باشد، راه را می یابد و آن را که بیماری دل باشد در عین دانستن، به
بیراهه و ستمکاری کشیده می شود...
بتِ من ز دَر درآمد به مبارکی و شادی
به مرادِ دل رسیدم به جهانِ بی مرادی
#غزل_مولانا
@Ashaarkotaa
📘بت شما خداوند است و این است که
شادی آور است ، شما دقت کنید هر چیز
یا هر کسی را آوردید به مرکزتون به شما
درد داده، اگر آدم بوده از او جدا شدید اونم
با درد زیاد، اگه وسیله ای بوده مدرکی بوده
هر چیزی که به اشتباه به جای خدا در
مرکزتون گذاشتید به شما درد داده و
برای این بوده که خداوند خواسته به شما
بگه مرکزتون فقط جای منِ ...
اما اگه از طریق عشق یعنی دیدن همان
یک زندگی دیدید و از طریق همین یک عشق
وارد شدید دیدید داره کار می کنه ، اگه
مرکزتون فقط جای خودِ زندگی باشه خودِ
خدا ، اون وقت با چشم او مي بينيد یعنی
با خرد او ، با قدرت او با امنیت او زندگی
می کنید ، دیگه دنیا جای ترسناکی به نظر
نمی رسه چون همه چیز تحت سلطه و کنترل
اوست و این قدرت عظیم الان در مرکز
شماست .
علم چون بر دل زند یاری شود
علم چون بر تن زنـد باری شود
.
#مثنوی_مولانا دفتراول
@Ashaarkotaa
📘حتی علم هم میتواند انسان را به گمراهی بکشاند؛ اگر با خودشناسی و آگاهی همراه نباشد تبدیل به باری بر دوش افراد میگردد. افراد آگاه از علم به درستی استفاده میکنند و علم به آنها کمک میکند.
شادم که ز شادی جهان آزادم
مستم که اگر مینخورم هم شادم
از حالت هیچکس ندارم بایست
این دبدبهٔ خفیه مبارکبادم
#رباعی_مولانا
@Ashaarkotaa
📘می فرماید
شادم، چون از اسباب شادی جهان آزادم.
شادم، چون منتظر شادی نیستم؛
حتی شادی را هم نمی خواهم!
شادی حقیقی و بی زوال آن شادی ای است که وابسته به بیرون و منوط به شرایط نباشد. شادی حقیقی از جنس رهایی است و از درون می جوشد. شادی حقیقی بال پرواز ماست تا بی کران عالم تجرید، رها از همه تعلقات.
چون که هردم راه خود را می زنی
با دگر کس سازگاری چون کنی؟
#مثنوی_مولانا دفتر ششم
@Ashaarkotaa
📘وقتی تنها به خود و نیازهای خود می اندیشی، چطور می توانی وضعیت دیگران را درک کنی؟ چطور می توانی دیگران را بفهمی و دوست بداری؟ دوست داشتن و سازگاری با دیگران با این گرایش همخوانی ندارد. خودمحوری. مبتلای به غرور عصبی هستی. وقتی همیشه به فکر نیازها و جامه عمل پوشاندن به انتظارات خود هستی، چگونه می توانی احتیاج ها و نیازهای روحی و مادی دیگران را هم ببینی؟ با دیگران سازگار باشی؟ تو فقط خودت را میبینی، درنتیجه چگونه می توانی حقوق دیگران را رعایت کنی؟ اصولاً نمی توانی «حقوق» دیگران را ببینی. این دیدن نیاز دارد به اینکه دست از مطالبات ذهنی خود برداری، مگر اینکه این مطالبات واقعی باشند.
سازگاری ما با اطرافیانمان، زن، بچه، همسایه، دوستان، آشنایان، اقوام،کسانی که با آنها در دادوستد هستیم، نیاز به این دارد که از «خودخواهی و خودمحوری» دست برداریم. سازگاری با دیگران زمانی حاصل می شود که گاهی خود را جای آنان بگذاریم.
#چالش :
سوال شما؟
نامه ای به خدا . اگر بخواهید برای خدا نامه ای بنویسید ، با او چه خواهید گفت ؟
#چالش
چرا واقعیت زندگی را آنگونه که هست نمی پذیرم ؟
آن یکی مرد دو مو آمد شتاب
پیش یک آیینه دار مستطاب
#مثنوی_مولانا دفترسوم
@Ashaarkotaa
📘مردی برای اصلاح موهای صورتش پیش آرایشگری رفت و گفت :
این موهای سپید را از لابلای ریش من قیچی کن.
آرایشگر که بسیار عجله داشت، نگاهی به ریش مرد انداخت و دید بیشتر تارهای ریش او سپید است
یکباره قیچی را به میان ریش مرد کرد و بخش بزرگی از ریش او را از ته قیچی کرد و به دستش داد و گفت :
خودت تارهای سپید ریشت را پیدا کن که من کارهای مهمتری دارم!
در زندگی همیشه اصل و ریشه را در نظر بگیر !!
برای خداوند دلتنگ شو و ناله کن تا این فرعیات بیایند در مقابلت زانو بزنند و درخواست توجه کنند،
اگر موفق به این کار شدی خواهی دید که همه آن صدر نشینان، امیران و رئیسان همه و همه در هر رشته ای که باشند می آیند در مقابلت، خود را به زمین می زنند و درخواست توجه و التفات از تو دارند و دیگر تو هستی که به آنها توجه نخواهی کرد....
نفسِ خَس گر جُویَدت کسبِ شریف
حیــــله و مکــــری بُوَد آن را ردیــف!
#مثنوی_مولانا دفتردوم
@Ashaarkotaa
📘فعل و عمل خوب و پسندیده اگر به دعوت و خواسته نفس و با نیات نفسانی باشد نه تنها ارزشی ندارد بلکه دامی از دامهای نفس حیله گر و مکار است.
اگر نفس امر کرد به فعلی باید نشست تا وقتی که نفس آرام بگیرد و وسوسه ای در کار نباشد، آن وقت بعد از اینکه نفس آرام گرفت و اعتدال یافت رفت و آن فعل و عمل را انجام داد.
بسیاری از اعمال زشت و قبیح با چهره ای عوام فریبانه و در نقاب اعمال خیر انجام می شود و لذا بزرگان فرمودند گناهی که نفسِ انسان را بشکند بهتر از عملی است که او را مغرور و فریفته کند.
ای تو نارَسته از این فانی رِباط
تو چه دانی مَحو و سُکر و انبساط؟!
وَر بدانی نَقلّـــت از اَبّ و جَــد است
پیشِ تو، این نامها چون ابجد است
#مثنوی_مولانا دفتراول
@Ashaarkotaa
📘مسئلهٔ مدّعیان متوهّم عارف نما یکی از مسائل مهم در عرفان و تصوّف است!
مدّعیان عرفان در توهمِ کمال و وصول به حقّ، مقلدانه، به عاریه ملبّس به لباس اهل عرفان شده و شکل و هیئتی از اهل معنا و حقیقت به خود می گیرند و اصطلاحات و سخنان عرفای حق را یاد گرفته و به تقلید، به خود و دیگران تلقین می کنند!
مولوی سخت نسبت به این عدّه از مدّعیان عرفان و متوهّمان کمال و سلوک انتقاد دارد و در این ابیات می فرمایند:
حقیقتِ عرفان گذشتن و پشت پا زدن به دنیا و عبور از نفس است نه دانستن اصطلاحاتی چند، که از حقیقت آنها هم فرسنگ ها دوری !
حفظ و تکرار مصطلاحات عرفانی بدونِ شهود و دریافتی حقیقی از آنها دردی از انسان دوا نمی کند و انسان را به جلو نمی برد؟!
کسی که اسمی از اَب و جَد شنیده در حالی که معنا و حقیقت این نامها را نداند، تنها به الفاظ و حروفی بسنده کرده و در تخیل دانایی است!
هر که بيند مر عطا را صد عوض
زود در بازد عطا را زين غرض
#مثنوی_مولانا
@Ashaarkotaa
📘هر کس مشاهده کند که در ازاي يک بخشش،صدعوض دريافت ميکند،فورا براي بدست اوردن ان عوض بخشندگي ميکند
چه کَسَم من چه کَسَم من که بَسی وَسوَسهمَندم
گَهْ از آن سویْ کَشَندم گَهْ ازین سویْ کَشَندم
زِ کَشاکَش چو کَمانَم به کَفِ گوشکَشانَم
قَدَر از بامْ دَراُفْتَد چو دَرِ خانه بِبَندم
#غزل_مولانا
@Ashaarkotaa
📘کل غزل بیانگر این نکته است که آدمی محل وسوسه های مختلف است. وسوسه در لغت به معنی انگیزش، تحریک، تحریص … همان چیزی که مولانا از آن به “باد” تعبیر میکند. “رب” نزد مولانا و شمس همان باد مهارکش عامل محرک ماست. ما بر یک “رب” استوار نیستیم، ارباب های مختلف داریم؛ برای همین است که یک سو و یک دله نیستیم؛ قبله گاه های متفاوت داریم (قبله هم به معنی آنچه به آن اقبال می کنیم آنچه به آن رو می آوریم).
"با چنان قوت که او را بود هم
موج آن مُلکش فرو میبست دم"
#مثنوی_مولانا
@Ashaarkotaa
📘 با اینکه حضرت سلیمان (ع) از قوت معنوی بسیار بالایی برخوردار بود، اما قدرت و سلطنت عظیمش گاهی او را از یاد و ذکر خدا غافل میکرد.
عبارت "فرو میبست دم" یعنی در برخی لحظات، چنان محو امور دنیایی میشد که ذکر الهی را به فراموشی میسپرد.
"آن مُرائی در صیام و در صلاست
تا گمان آید که او مست وَلاست"
#مثنوی_مولانا
@Ashaarkotaa
📘در اینجا، مُرائی از واژهی ریا آمده است و به معنای انسان ریاکار است.
مست ولا به کسی اطلاق میشود که جام محبت و دوستی با حضرت حق را سر کشیده است.
کسانی که در ظاهر ریاکارند، همیشه در حال عبادت و انجام مناسک مذهبی هستند، نماز و روزهشان را دقیق انجام میدهند و به نظر میرسد که در این مسیر به کمال رسیدهاند؛ "تا گمان آید که او مست و شیدای حضرت حق است."
اما در حقیقت، برخی از این افراد درونشان هیچ محبتی به حضرت حق ندارند.
آنها درست مانند کسانی هستند که ظاهراً دیندار و اهل عبادتند، ولی در دلشان هیچ احساسی از عشق به حق و محبت واقعی وجود ندارد.
این افراد ممکن است از نظر ظاهری اهل عبادت باشند، ولی از درون خشن و بیرحم هستند.
تاریخ نشان داده است که بسیاری از قتلهای بزرگ یا توسط انسانهای بیدین و روانپریش انجام شده است، یا توسط انسانهای دیندار، اما بدون عشق به حضرت حق.
رو بترس و طعنه کم زن بر بدان
پیش دام حکم ، عجز خود بدان
#مثنوی_مولانا دفتر اول
@Ashaarkotaa
📕پروردگارا! به من آرامشی عطا فرما تا بپذيرم آنچه را كه نمي توانم تغيير دهم و شهامتی،تا تغيير دهم آنچه را که مي توانم و بينشی تا تفاوت اين دو را بدانم؛ مرا فهم ده، تا متوقع نباشم دنيا و مردم آن مطابق ميل من رفتار كنند؛خدایا! به من زیستنی عطا کن که در لحظه مرگ، بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است، حسرت نخورم و مردنی عطا کن که بربیهودگیش، سوگوار نباشم. بگذار تا آن را من، خود انتخاب کنم، اما آن چنان که تو دوست داری.
بار الها؛ در برابر هرآنچه انسان ماندن را به تباهی ميکشاند، مرا با «نداشتن» و «نخواستن» روئين تن کن!
مستحقِ شرح را، سنگ و کلوخ
ناطقی گردد، مُشَرِّح، با رسوخ
#مثنوی_مولانا دفترسوم
@Ashaarkotaa
📘یکی از جالبترین ابیاتی که من تا کنون خوانده ام
جناب مولانا عنوان میکند چنانچه کسی شایستگی درک حقیقت را داشته باشد، حتی سنگ و کلوخ نیز مانند یک سخنور و شارح، همه چیز را برای او در کمال یقین و وضوح شرح میدهند