17179
﹙بِنـآم خُـدا ۍ مِهربانـِیهٰا﹚ ⊱رسانه ای برای تمام اعضای خانواده⊰ 𝑾𝒆𝒍𝒍𝒄𝒐𝒎𝒆 𝑻𝒐 𝑶𝒖𝒓 𝑪𝒉𝒂𝒏𝒏𝒆𝒍... با شما بهترینیم ⚘️ ارتباط: @Majalle_ads
ازدواج وبرگشت عشقت درسه روز تضمینیمعشوقت ولت کرده و این مسئله آزارت میده؟
/channel/+mGx0dlTBfZ9kZmJk
🍂
وقتی به گذشته نگاه میکنم، میبینم
خیلی از سکانسهای آخر زندگیام، آنطور
که تصور میکردم اتفاق نیفتادهاند...
اصلاً نمیدانستم سکانس آخرند.
آخرین باری که با بچههای محل بازی
کردم، کسی نگفت، «بچهها، این آخرین
بازی است.» بازی تمام شد. رفتیم خانه...
و لابد قرار بود فردا دوباره برگردیم.
اما یک فردایی آمد که دیگر برنگشتیم...
آخرین روزی که از جایی بیرون آمدم
و بعدها دیگر به آنجا برنگشتم...
آخرین باری که عزیزی را دیدم...
آخرین خداحافظی...
خیلی از آنها هیچ نشانهای نداشتند...
نه موسیقیای پخش شد، نه کسی گفت،
این لحظه را خوب به خاطر بسپار نه حتی
خودم کمی بیشتر مکث کردم...
گذشتند؛ درست مثل صدها روز دیگری
که قبل از آنها گذشته بودند...
فقط بعدها فهمیدم، آن روز، سکانس آخر
بود...
ما معمولاً وقتی از آخرینبار بودن بعضی
لحظهها باخبر میشویم که دیگر امکان
تکرارشان وجود ندارد..
برای همین این روزها موقع خداحافظی،
کمی بیشتر نگاه میکنم، برای تمام کردن
بعضی رابطهها، کمی بیشتر مکث میکنم.
و اگر محبتی مانده که باید گفته شود،
سعی میکنم زیاد نگهش ندارم...
نه چون میدانم سکانس آخر است،
چون نمیدانم....
#سهیل_رضایی
▫️
خدایا؛
خوشبختی باشد امروز و حال خوب
واتفاقات خوب...
بیفتد هرآنچه اتفاق خوب که میخواهیم
و برسیم به هرآنچه حال خوشایند که
دوست داریم و جهان برقصد به ساز ما و
روزگار و آدمها و پیشامدها، همنوایی کنند،
و خوب و خوشبخت باشیم و بخندیم،
بسیار بخندیم...
#نرگس_صرافیان_طوفان
#سنندج_زیبا
#کردستان_زیبا
#ایران_زیبا
🩵
ما رشد میکنیم، اما نه با سن و سال؛
بلکه با نبردهایی که در سکوت با آنها
میجنگیم....
#مرلین_مونرو
𝗝𝗢𝗜𝗡 𝗨𝗦 👈🏾👈🏾
/channel/majallezendegii
▫️
بهاى حركت كردن،
اين است كه به صورت مداوم،
در معرض سقوط قرار میگیریم...
و گاهی انسان از ترس سقوط،
تمام عمر میايستد.
👤 #آرتور_شوپنهاور
#هنر
#زیبایی
#خلاقیت
🌱
همه ما فرصتهای شگفتانگیزی برای
زندگی کردن، اندیشیدن، لذت بردن و
عشق ورزیدن داریم...
عظمت دنیای درون به همان عظمت و
پهناوری جهان برون است....
#وین_دایر
☀️
هر صبح یک شانس دوبارهست برای اینکه
یک گام به رویاهات نزدیکتر بشی....
عجله نکن، به مسیرت اعتماد کن و یادت
باشه آفتاب امروز یادآوری میکنه که
طلوع دوباره همیشه ممکنه...
𝗝𝗢𝗜𝗡 𝗨𝗦 👈🏾👈🏾
/channel/majallezendegii
🍂
▫️ زندگی چیست ....
مولانا : عشق است...
خیام : فرصت است...
سعدی : انسانیت است...
فردوسی : خرد است...
عطار : سفر است...
ابنسینا : شناخت است...
پائولو کوئلیو : معنا است...
بودا : رهایی است...
افلاطون : حقیقت است...
ویکتور هوگو : آزادی است...
صادق هدایت : پوچ است...
عباس معروفی : تنهایی است...
کامو : عصیان است...
شکسپیر : نمایش است...
𝗝𝗢𝗜𝗡 𝗨𝗦 👈🏾👈🏾
/channel/majallezendegii
▫️
شاد بودن و آرام بودن به این معنا نیست،
که همه چیز عالیه، بلکه به این معناست که
تو میخوای فراتر از نقصها، دردها و
سختیها پیش بری...
بندر خمیر جایی میان دریا و حرا
#استان_هرمزگان
#ایرانگردی
#ایران_زیبا
🤎
اگر با از دست دادن کسی،
دوباره خودت رو پیدا کردی،
یعنی تو برنده شدی...........
𝗝𝗢𝗜𝗡 𝗨𝗦 👈🏾👈🏾
/channel/majallezendegii
✔️
همه از موفقیتت خوشحال نمیشن…
ولی همه هم قرار نیست ناراحت بشن...
گاهی آدمها تا وقتی موفقیتت رو تهدیدی
برای خودشون نبینن، باهات خوشحال
میشن...
شاید مسئله فقط موفقیت تو نباشه؛
مقایسهای که موفقیتت توی ذهن بعضیها
ایجاد میکنه، و شاید یکی از نشونههای
واقعیِ آدمهای نزدیکت این باشه که وقتی
نوبت درخشیدن تو میرسه، واقعاً لبخند
بزنند....
𝗝𝗢𝗜𝗡 𝗨𝗦 👈🏾👈🏾
/channel/majallezendegii
☀️🍂
خدایا شکرت..
واسه شبایی که فکر نمیکردیم صبح بشه..
واسه عزیزانمون که هر روز سلامتیشونو
میبینیم...
واسه رفیقامون که تو دنیای هزار رنگ اونا
یه رنگه نابن..
واسه آبی آسمون؛ واسه دیدن خورشید...
واسه دیدن دوباره ی سبز شدن و زرد شدن
درختان..
واسه فرصتایی که میدی تا اشتباهاتمونو
جبران کنیم...
زمین خوردنا و واسه دوباره بلند شدنا...
خدایا واسه بودنت کنارم شکر...
هر روز شروعی دوباره است ...
۰
نگرانِ آمدنِ خزان باشم...
مگر در باغ ما گلی مانده...
لالههای وطنم را سرمای زمستان
باخودش برد....
𝗝𝗢𝗜𝗡 𝗨𝗦 👈🏾👈🏾
/channel/majallezendegii
✔️
کنار گذاشتن چیزهایی که قرار بود،
زمانی تمام آینده ما باشند...
دیروز مشغول خانهتکانی کتابهایم
بودم. بعضی کتابها را از کتابخانه
بیرون میگذاشتم تا به دوستان جوانتر
بدهم. به کتابهای درسی دانشگاه رسیدم.
دستم روی یکی از آنها ماند. مانده بودم،
بگذارمش بیرون یا نه...
همانجا نشستم.کتاب را ورق زدم. فقط
نگاهش کردم، و ناگهان روحم رفت بیست
سال عقبتر، به آن جوانی که با چه ذوقی
درس میخواند، به رویای وکیل شدن....
به شوقی که برای آینده داشت...
به اینکه فکر میکرد زندگی، مسیری است
که کافی است درست انتخابش کنی و با
جدیت ادامه بدهی تا به مقصد برسی...
بعد زندگی آمد و مسیرهای دیگری پیش
پایم گذاشت.
چرخشهای دنیا مرا از آن راه، دور و دورتر
کرد، و حالا، بیست سال بعد، نشسته بودم
روبهروی کتابی که قرار بود بخشی از
آیندهام باشد و نشد...
برای اولین بار، حسرت آن بخش از زندگی
را نه مثل یک شکست، که مثل یک زندگی
نزیسته دیدم...
شاید نیمه دوم عمر، فقط روبهرو شدن با
چیزهایی نیست که از دست دادهایم...
شاید آماده شدن برای از دست دادنهای
بزرگتری است که هنوز نرسیدهاند...
کتابها، خانه، کار، جوانی، آدمها، و
سرانجام خودمان...
در نیمه اول عمر، خیال میکنیم قرار است
همه چیز را به دست بیاوریم. در نیمه دوم،
آرامآرام یاد میگیریم که هنر دیگری هم
وجود دارد، هنر دل کندن از چیزهایی که
روزی تمام آیندهمان بودند...
#سهیل_رضایی
🍂
سفر از ما، انسان های صبورتری می سازد...
به یاد داشته باش زیبایی یک سفر بیش از
رسیدن به مقصد، دیدن و لمس شگفتیهای
مسیر است....
جاده دالخانی، دالان بهشت
#مازندران_رامسر
#ایرانگردی
#ایران_زیبا
🤎💚
رستگاری ، در دوام آوردن است ..
در ادامه دادنِ لحظههاییست که تلخاند ..
در پیمودن درهی ناامیدیست ..
از جایی که جهان تاریک میشود ،
اما تپش قلب همچنان ادامه دارد ،
باید زیستن را از نو آغاز کرد ،
و صبـورانــه چرخ گردون را بـه
تماشا نشست ..
👤 #فاطمه_اندربای
🍂
حوالی سی تا چهل سالگی؛ فهمیدم هرچه
زیستم، اشتباه بود...
حالا میفهمم چیزی بالاتر از سلامتی، چیزی
بهتر از لحظهی حال، بااهمیتتر از شادی،
باارزشتر از تخیل و در صدرِ همه، نفسهایی
که نفهمیده دَم و بازدَم میشدند...
حالا میفهمم، استرس، تشویش، دلهره،
ترسِ آزمون، ترسِ نتیجه، ترسِ کنکور،
اضطرابِ سربازی، ترس از آینده، وحشت
از عقب ماندن، دلهرهی تنهایی، تردیدهایِ
مستأصلکننده، نگرانی از غربت، وحشت از
غریبی، غصههایِ عصرِ جمعه، اولِ مهر، ۱۴
فروردین، بیکاری…
هیچکدام هرگز نه ماندگار بودند، نه ارزشِ
لحظههایِ هدررفتهام را داشتند...
حالا می فهمم یک کبدِ سالم چند برابرِ
لیسانسم ارزشمند است. کلیههایم از تمامیِ
کارهایم، دیسک کمرم از متراژِ خانه، تراکمِ
استخوانم از غروبهایِ جمعه، روحم از
تمامِ نگرانیهایم، زمانم از همهی
ناشناختههایِ آیندههایِ نیامدهام،
شادیم از تمامِ لحظههایِ عبوسم،
امیدم از همهی یأسهایم باارزشتر بودند...
حالا میفهمم چقدر موهایم قیمتی بودند،
و چقدر یک ثانیه بیشتر کنارِ فرزندم زنده
بمانم، ارزشِ تمامِ شغلهایِ دنیا را دارد...
یقین دارم آدمهایی که به معنیِ تمامِ کلمه،
لحظهی بودنشان را میفهمند، با غبارِ غم و
تردید و غصه و ترس و اضطراب و
چهشَوَدها نیالودند. در حال ماندند؛
و ذهنشان را خالی، حسشان را چون ابر
در حرکت، روحشان را با آموزههایِ درست
و حقیقی تزیین، و اندیشههایشان را آزاد
و تخیلشان را سرشار میکنند...
به معنیِ حقیقیِ کلمه زندهاند و زندگی
میکنند، و به معنیِ واقعیِ کلمه در آرامش
میمیرند.
سرخوش، همچون فصلی از زندگی...
جزئی از زندگیو در مسیرِ زندگی...
𝗝𝗢𝗜𝗡 𝗨𝗦 👈🏾👈🏾
/channel/majallezendegii
☀️🌾
خورشید برای جبران دیشب نمیتابه ؛
کارش فقط روشن کردنه ..
بیقضاوت ، بیتوضیح ، بیتکرارِ گذشته ..
صبح اومده ، نه برای اینکه همهچیز رو
درست کنه ؛ برای اینکه به ما فرصت بده
یه جور دیگه شروع کنیم .
𝗝𝗢𝗜𝗡 𝗨𝗦 👈🏾👈🏾
/channel/majallezendegii
🔸🔹
تنها افرادی که رنج نمیکشند و ناراحت
نمیشوند مُردهها هستند، زنده بودن یعنی
گاهی آسیب دیدن، شکست خوردن، دچار
اضطراب شدن، اشتباه کردن و همچنان
ادامه دادن...
با هوش مصنوعی، نقاشیهای قرن ۱۸ را
جان بخشیدهاند و سپس با صدای "سلن
دیون به آن روح داده اند...
ببینید ۱۵۰ سال پیش نقاشها در چه حال
و هوایی بودهاند....
✔️
تحول در زندگی چگونه ممکن می شود؟...
𝗝𝗢𝗜𝗡 𝗨𝗦 👈🏾👈🏾
/channel/majallezendegii
🌱
زندگی یک مسیر از پیشنوشتهشده،
نیست؛ میتوانیم با آگاهی، تجربه کردن
و انتخابهای کوچک، مسیرمان را بهتر
طراحی کنیم...
𝗝𝗢𝗜𝗡 𝗨𝗦 👈🏾👈🏾
/channel/majallezendegii
🤎
پرسیدم : این زخمها کی خوب میشن ....
گفت : نخواه که خوب بشن ؛
بخواه که همراهت بشن ...
گفتم : یعنی تا ابد باید به تن بکِشم اینها رو،
گفت : این زخمها یه مرز هستن ؛
مرز بین چیزی که بودی و چیزی که شدی ..
این مرز رو باید همیشه حفظ کنی ؛
توی از این به بعدِ زندگیت ،
توی انتخابهایی که خواهی داشت ،
توی رابطهت با آدمها ..
به مرور میبینی کـه این زخمها برات
قابل درک میشن ..
اونقدر که دیگه دردت نمیاد ..
اینجاست که دیگه میشن یادگاری ..
میشن تجربه ..
توی پیچوخمهای زندگیت وقتی بهشون
نگاه میکنی ، درسهات رو یادت میارن و
کمکت میکنن که قدم بعدیت رو محکمتر
و سنجیدهتر برداری، این زخمها رو دوست
داشته باش، اونا تو رو بزرگتر کردن ...
👤#پریسا_زابلیپور
۰
این روزها بیشتر از هر چیز،
به تمرینِ «ماندن» نیاز دارم...
ماندن درخوردن یک فنجان چای،
در یک گفتوگوی ساده، در یک آهنگ،
در لحظهای که هیچ اتفاق مهمی در آن نمیافتد.
چون انگار چیزی درون ما مدام عجله دارد.
نه برای رسیدن به جایی؛ برای رد شدن از
اینجا، غذا را میخوریم که تمام شود، فیلم
را میبینیم که تمام شودکار را انجام میدهیم
که تمام شود.حتی گاهی با آدمی که
دوستش داریم حرف میزنیم و بخشی از
ذهنمان، همزمان، مشغول فکر کردن به
«بعد» است.
انگار لحظهها دیگر جایی برای ماندن
نیستند؛ فقط ایستگاههایی هستند که
باید از آنها عبور کرد. چون اگر بمانی،
باید احساس کنی،اگر احساس کنی،
باید با ترسهایت روبهرو شوی، و وقتی
نمیدانی فردا چه شکلی است، شاید
سادهتر باشد که همیشه کمی جلوتر از
خودت زندگی کنی...
بروی.انجام بدهی. تمام کنی و قبل از اینکه
چیزی فرصت کند در تو بنشیند، سراغ چیز
بعدی بروی.
شاید برای همین است که بعضی روزها،
حتی چیزهای دوستداشتنی هم دیگر مزهی
سابق را ندارند.
نه اینکه زندگی خالی از لذت شده باشد؛
شاید ما آنقدر در حال آماده شدن برای
«بعدی» بودهایم که فرصت نکردهایم واقعاً
در «همین» حاضر باشیم و مگر میشود،
همیشه در انتظار اتفاق بعدی بود و همزمان
زندگی کرد...
شاید در روزهایی که جهان بیرون هنوز
بیثبات و پیشبینیناپذیر است، قرار
نیست از خودمان انتظار آرامش داشته
باشیم. شاید فقط لازم است گاهی، برای
چند دقیقه، سرعتِ خودمان را کم کنیم.
نه برای فراموش کردنِ واقعیت، نه برای
وانمود کردن به اینکه همهچیز خوب است،
فقط برای اینکه تمام زندگیمان تبدیل به
«بعدش چه میشود؟» نشود...
برای اینکه چیزی از زندگی،
همین حالا، در ما اتفاق بیفتد.
#عاطفه_صادقی
🍂
باز پاییز ...
برگ ریزان ، رقص کنان ،
و باران که؛ببارد به ناز...
امیدوارم این روزها،
هرچی غم و خستگیه از دلتون بریزه…
و جاش پر بشه از خبرهای خوب....
𝗝𝗢𝗜𝗡 𝗨𝗦 👈🏾👈🏾
/channel/majallezendegii
🍂
انتخاب کن جسور باشی....
انتخاب کن که با اولین بیاحترامی،
راه برگشت رو ببندی....
انتخاب کن که تا آخر پای حد و مرزهات
بایستی...
انتخاب کن که از سرد یا جدی به نظر
رسیدن نترسی....
انتخاب کن خوشگلترین تکهی کیک رو
برای خودت برداری...
انتخاب کن برای نگه داشتن کسی، خودت
رو نادیده نگیری...
انتخاب کن هر جا احترامت رو نگه نداشتن،
زیادی نمونی...
انتخاب کن «نه» بگی، بدون اینکه برای
نه گفتنت هزار بار توضیح بدی...
انتخاب کن دنبال آدمهایی که بودنت رو
نمیخوان، نری...
انتخاب کن برای راضی نگه داشتن بقیه،
خودت رو خسته نکنی...
انتخاب کن هر چیزی رو فقط از ترس
تنهایی تحمل نکنی...
انتخاب کن از خواستههات خجالت نکشی.
انتخاب کن وقتی چیزی آزارت میده، به
روی خودت نیاری و رد نشی...
انتخاب کن سهمت از زندگی همیشه چیزی
که تهش مونده نباشه...
انتخاب کن همونقدر که حواست به بقیه
هست، حواست به خودت هم باشه...
یک بار هم که شده،
خودت رو اول انتخاب کن...
✔️
گاهی یک مرد فقط خستهست؛ نه از
زندگی، از اینکه باید همیشه قوی به
نظر برسه...
از کار، خرج زندگی، آینده، خانواده،
مسئولیتهایی که تمومی ندارن…
از چیزهایی که شاید خیلی وقتها
حتی خودش هم فرصت نمیکنه ،
درباره شون حرف بزنه....
مردها هم کم میارن، میترسن، ناراحت
میشن، دلشون میگیره و گاهی واقعاً
نمیدونن باید از کجا شروع کنن....
فقط خیلیهاشون یاد گرفتن دردهاشون
رو قورت بدن و صبح دوباره بلند بشن و
ادامه بدن...
شاید بد نباشه گاهی به مردهای اطرافمون
هم بگیم، «لازم نیست همیشه خودت از
پس همهچیز بربیای، ما هم هستیم....»
𝗝𝗢𝗜𝗡 𝗨𝗦 👈🏾👈🏾
/channel/majallezendegii
☀️🍂
هروقت ترسیدی و فکر کردی که به آخر
خط رسیدی،این تیکه کتاب کیمیاگر رو
بزار جلو چشمات، همیشه به قلبت بگو
که ترس از رنج از خود رنج بدتره، تاریک
ترین لحظه شب لحظه قبل از برآمدن آفتاب
است...
𝗝𝗢𝗜𝗡 𝗨𝗦 👈🏾👈🏾
/channel/majallezendegii
۰
بیا قول دهیم،
هر کدام از ما که زودتر به خانه بازگشت،
سلاممان را به آسمان برساند، به آفتابی که
از لابهلای ابرها سرک میکشد، به بارانی که
زمین را تازه میکند، به زندگی که دوباره
میخندد ....
بیا قول دهیم،
هر کدام از ما که زودتر به خانه بازگشت،
گرد ناامیدی را بزداید، عشق را فریاد زند،
نور را بگستراند ...
خانه، وطن را میگویم ، وطن ......
👤 #حاتمه_ابراهیمزاده
✔️
چرا زندگی نزیسته همیشه زیباتر به نظر
میرسه...
چون زندگیای که تجربهاش نکردیم، هنوز
با واقعیت روبهرو نشده...
وقتی به زندگی فکر میکنیم که میتونستیم
داشته باشیم، معمولاً بهترین قسمتهاش
رو تصور میکنیم؛ بدون سختیها،
مسئولیتها، شکستها و مشکلاتی که ممکن
بود همراهش باشند....
ما زندگی فعلی مون رو با تمام
کموکاستیهاش میشناسیم، اما زندگی
نزیسته رو با تخیلاتمون میسازیم. برای
همین، گاهی واقعیتِ زندگی خودمون رو
با نسخهای ایدهآل از زندگیای که هرگز
تجربه نکردیم، مقایسه میکنیم....
یادمون باشه، هر مسیری که انتخاب
میکردیم، در کنار فرصتها و زیباییهاش،
سختیها و حسرتهای خودش رو هم
داشت...
ما دلتنگ زندگیای هستیم که فقط
قشنگیهاش رو تصور کردیم، نه زندگی،
که واقعاً میتونستیم داشته باشیم...
#ریحانه_طهرانی
🍂
باز آن صبح بخندید...
و بتابید.....
𝗝𝗢𝗜𝗡 𝗨𝗦 👈🏾👈🏾
/channel/majallezendegii