4373
- آموزه های حضرت مولانا غالبا انگیزشی -راههای ارتباط با ما و ارسال پست هایتان : عضویت در گروه زیر @Rumi_house111 @Dr_Ahmadpour @baharzendegi696 09153138789 لینک کانال برای دعوت دوستان👇 https://t.me/Rumi_house
@Rumi_house
"صبر و شکر"
شُکر میآرَد تو را تا کوی دوست...
🙏🤲😊
بدون ایمانی گرم و زنده چگونه میتوان تلخکامی را سرکشید و خنده سرداد؟ بدون اعتمادی ژرف و ریشهدار به اینکه حقیقتی یکسره خیر در کالبد هستی میتپد، چگونه میشود دمادم شاکر بود؟
ای دِلْ اَر مِحنت و بَلا داری
بر خدا اِعتمادها داری
این چُنین حضرتیّ و تو نومید؟
مَکُن ای دل، اگر خدا داری
#دیوان_شمس
مولانا کیمیاآموز است. میآموزد که میان شُکر و شیرینشدنِ دل ربط و پیوندی مستقیم است. هرچه بیشتر شاکر باشیم، دل شیرینتری پیدا میکنیم. میگفت آستینِ شُکر، پر از شِکر و شیرینی است. اگر بتوانیم تلخی را با خرسندی و خنده سربکشیم، جان و روان خود را از همهٔ تلخیها میزداییم. شُکر، تلخیزدا است:
خوش باش که هر که راز داند
داند که خوشی خوشی کشاند
شیرین چو شِکَر تو باش شاکر
شاکر هر دم شِکَر ستانَد
شُکر از شِکر است آستینپُر
تا بر سَرِ شاکران فشانَد
تلخش چو بنوشی و بخندی
در ذات تو تلخیای نمانَد
#دیوان_شمس
مولانا چندان به خوشیبخشی و شکرفشانیِ شُکر ایمان دارد که میگوید شُکر از خودِ نعمت و عطا، خوشتر و عزیزتر و خواستنیتر است. نعمتها پوسته اند و شُکر، جان هر نعمت. مقصود جانهای بیدار، نیل به جان هر موهبت است. هر نعمت و دستاوردی را دریچهای میدانند که امکان شُکر را فراروی ما مینهد؛ و این امکان ارجمند، ما را به دوست، به کوی دوست، خواهد رساند:
شُکر نعمت خوشتر از نعمت بوَد
شُکرباره کی سوی نعمت رود؟
شکرْ جانِ نعمت، و نعمت چو پوست
ز آنک شکر آرد تو را تا کوی دوست
#مثنوی_معنوی
مولانا کاهلان جبراندیش را که با تقدیرباوری، خود را از امکان شکر و صبر محروم میکنند، مینکوهد:
هر که مانْد از کاهلی بی شکر و صبر
او همین داند که گیرد پای جبر
#مثنوی_معنوی
برای او شُکر، ادای کلماتی چند و ناشی از عادت نیست. خوی و منش و خصلتی است که انسان را در دریای حوادث به ماهی بَدَل میکند. ماهی از امواج طوفانخیز دریا ایمن است.
گر سیلِ عالم پر شود، هر موج چون اشتر شود
مرغان آبی را چه غم، تا غم خورد مرغِ هوا
ما رخ ز شُکر افروخته، با موج و بحر آموخته
زان سان که ماهی را بُوَد دریا و طوفان جانْفزا
#دیوان_شمس
دعا میکرد پیش از آنکه نعمتی به او بخشند، به زیور شکر آراستهاش کنند:
شُکرش ده، وانگهیش نعمت
صبرش ده، وانگهش بلا ده
#دیوان_شمس
@Rumi_house
#خانه_ی_مولانا
یاران و همراهان گرامی ❤️
کانال #خانه_ی_مولانا را برای زمانیکه تلگرام در دسترس نیست، در پیامرسان « بله »
داشته باشید 😊👇
🆔 شناسه:
https://ble.ir/Rumi_house
" حرص آدم چون سوی گندم فزود
از دل آدم سلیمی را ربود "
#مثنوی_مولانا
@Rumi_house
چون آدمیزاده به سوی مواهب دنیا حریص شد، سلامت دل و قلب خود را از دست داد...
" هر ندایی که تو را حرص آوَرَد
بانگ گرگی دان که او مردم دَرَد"
#مثنوی_مولانا
@Rumi_house
هر چیزی که طمع تو را افزون کند، اسباب نابودی است...
🍃💕🍃💕
بجو آن صبح صادق را که جان بخشد خلایق را
هزاران مست عاشق را صبوحی و امان باشد
#حضرت_مولانا🌱💕
@Rumi_house ☘🌷🙏
#روزهآب(فستینگ)
"مولانا در مثنوی بیشتر درباره ی جوع عارفانه یا گرسنگی اختیاری سخن گفته است و فریضه ی روزه را نیز در مطاوی آن آورده است.او بیشتر ایام سال را به روزه می گذرانید و به گاه افطار نیز به اندک بسنده می کرد.نقل است که روزی مولانا به حمام درآمد و به جسم لاغر خود نگاهی کرد و گفت:[در تمام عمر خود از کسی شرمسار نشدم مگر امروز که از این جسم خجالت می کشم.اما چه کنم که آسایش من در رنج اوست]."
میناگر عشق، استادکریم زمانی
@Rumi_house ☘🌸☘
📚 فرزند حافظ!
#خانه_ی_مولانا 🌹🌸
وارد شد و گفت: عمو، یه فال بخر.
گفتم: چند؟
گفت: هرچه خودت گفتی.
گفتم: دههزار تومن خوبه؟
گفت: باشه، دههزار تومن.
دستهی فالها را گرفت طرفم. یکی برداشتم و پنجاههزار تومان دادم دستش.
دستهای هفتهشتسالهاش خشک و ترکخورده بود؛ انگار دستهای یک پیرمرد هفتاد، هشتادساله باشد، نه دستهای کودکی که باید هنوز بوی بازی و شیطنت بدهد.
از جیب عقب شلوارش یک کیف پول بیرون کشید. چنان با ژست مردانه دستبهجیب شد که دلم برایش رفت. چند اسکناس دههزارتومانی را با ادب و نزاکت گرفت طرفم.
گفتم: نمیخوام عمو!
گفت: حرف زدیم.
و چنان گفت که انگار میخواست بگوید: "مَرده و حرفش!"
گفتم: پس چهارتای دیگه برمیدارم.
با این شرط قبول کرد.
با لذت، حرکات و طرز ایستادن مردانهاش را نگاه میکردم. پنجاهتومانیاش را گذاشت وسط کیف پول مشکی اش. چشمم به قاب تلقی کیف پول افتاد؛ عکس یک زن و مرد کنار هم بود. حدس زدم پدر و مادرش باشند.
پرسیدم: حافظ رو میشناسی؟
گفت: خیلی نه، یه شاعره که قبرش تو شیرازه، اما انگار پدرمه.
تعجب کردم. گفتم: چطور؟!
گفت: خیلی وقته مُرده، اما سالهای ساله که به خیلیها مثل من نون میرسونه؛ خیلی دوست دارم یه بار برم سرِ قبرش!
چند لحظه ساکت ماندم. نمیدانستم به صورت کوچکش نگاه کنم، به دستهای ترکخوردهاش، به کیف پول مشکی مردانهاش یا به حرف بزرگی که از دهان کودکی به آن کوچکی بیرون آمده بود و یا مناعت طبعش!
زیر لب گفتم:
"بنازم مردونگیتو! که از خیلی ریشدارها، قدرشناستر و مردتری!"
اما ذهنم هنوز درگیر حرفش بود؛ "حافظ انگار پدرمه."
ما معمولاً حافظ را با فالهای شب یلدا، عاشقانههایش، غزلهایش و رازهایی که در بیتهایش جستوجو میکنیم به یاد میآوریم. کمتر فکر میکنیم که شعر یک شاعر، قرنها پس از مرگش، ممکن است برای کودکی که حتی فرصت درستوحسابیِ کودکیکردن نداشته، به نان تبدیل شود؛ به لقمهای که سر سفره میبرد، به پولی که در کیفش میگذارد و شاید به امیدی که برای فردا نگه میدارد.
حافظ قرنهاست که در خاک آرمیده، اما کلماتش هنوز میان مردم راه میروند؛ از خانهای به خانهی دیگر، از دستی به دستی دیگر. گاهی در مجلسی باشکوه خوانده میشوند و گاهی در گوشهی خیابان، نان شب کودکی را فراهم میکنند.
و چه تناقض تلخی! شاعری که روزگاری از عشق و رندی و راز هستی میسرود، حالا برای پسربچهای که شاید هنوز معنای بسیاری از شعرهایش را نداند، نانآور شده است؛ پسربچهای که نه از آرایههای ادبی چیزی میداند و نه از وزن و قافیه، اما معنای شعر را به شکلی عمیقتر از بسیاری از اهل ادب فهمیده است. شعر وقتی به زندگی راه پیدا کند، دیگر فقط کلمه نیست؛ میتواند نان باشد، پناه باشد و دستی باشد که از قرنها پیش، دست کودکی را میگیرد.
آن روز من یک فال خریدم، اما با حقیقتی بزرگ آشنا شدم. گاهی ارزش یک شاعر را نه منتقدان ادبی تعیین میکنند، نه دانشگاهها و نه کتابهایی که دربارهاش نوشتهاند؛ گاهی باید از کودکی پرسید که نانش را از شعر او درمیآورد.
و شاید بزرگترین ستایش حافظ همین باشد؛ اینکه پس از قرنها، کودکی هفتهشتساله در کرمان، بیآنکه غزلهایش را خوب بشناسد، او را پدر خود بداند.
و من با خودم فکر کردم: خوشا به حال حافظ که چنین فرزندی دارد؛ و خوشا به حال ادبیاتی که هنوز میتواند نان بدهد، حتی به کودکانی که سهمشان از زندگی، خیلی زودتر از موعد، مردشدن بوده است.
پاکت فال را باز کردم، حافظ گفت:
"گر چه گردآلود فقرم، شرم باد از همتم
گر به آبِ چشمه خورشید، دامن تر کنم"
کرمان. مهرماه ۱۴۰۵
علی شریفی
@Rumi_house ☘🌹☘
در بحث با فردی با هوش ،
برنده شدن خیلی سخته،
اما در بحث با یک احمق، برنده شدن،
نزدیک به غیر ممکنه!
عذر احمق بتر از جرمش بُود
عذر نادان زهر هر دانش بُود
#مولانا🌹🙏
@Rumi_house ☘🌹
#خانه_ی_مولانا
❣شادمانترین مردم،
بهترین چیزها را در زندگی ندارند
بلکه آنها بهترین
"برداشت"
را از زندگی دارند.🍃🍃
#کاترین_پاندر
🌳The happiest people do not have the best things in life; rather, they have the best "perspective" on life.
#Catherine_Ponder
🦋@Rumi_house🦋
@Rumi_house
🌿🌹🌿
داد حق، عمری که هر روزی از آن
کس نداند قیمت آن ، در جهان
#حضرت_مولانا
#خانه_ي_مولانا 💕
#حفظی
گر توکل میکنی در کار کن
کشت کن پس تکیه بر جبار کن
دفتر اول
مثنوی شریف
@Rumi_house 🍃🌸🍃
ای دوست شکر بهتر یا آنک شکر سازد
خوبی قمر بهتر یا آنک قمر سازد
ای باغ توی خوشتر یا گلشن گل در تو
یا آنک برآرد گل صد نرگس تر سازد
ای عقل تو به باشی در دانش و در بینش
یا آنک به هر لحظه صد عقل و نظر سازد
ای عشق اگر چه تو آشفته و پرتابی
چیزیست که از آتش بر عشق کمر سازد
بیخود شده آنم سرگشته و حیرانم
گاهیم بسوزد پر گاهی سر و پر سازد
دریای دل از لطفش پرخسرو و پرشیرین
وز قطره اندیشه صد گونه گهر سازد
آن جمله گهرها را اندرشکند در عشق
وان عشق عجایب را هم چیز دگر سازد
شمس الحق تبریزی چون شمس دل ما را
در فعل کند تیغی در ذات سپر سازد
#حضرت_مولانا
@Rumi_house 🍃🌷
#خانه_ی_مولانا
آفرین بر عشق کل اوستاد
صد هزاران ذره را داد اتحاد
همچو خاک مفترق در رهگذر
یک سبوشان کرد دست کوزهگر
#مولانا🌱
@Rumi_house 🌱🌹
#خانه_ی_مولانا🌱
گزیده ای زیبا از بهترین های
سهراب سپهری
با اجرای #دکتر_علی_احمدپور
به مناسبت زادروز سهراب، پانزدهم مهر❤یادش گرامی🙏
🍀 استودیو صفا
موسیقی متن: دکتر سهراب صفا
@Rumi_house
من برای نبرد با تاریکی ، شمشیر نمیکشم ..چراغ میافروزم...
@Rumi_house ☘🌸☘
🎵🎵🎵
دلتنگم و دیدار تو درمان من است
بیرنگ رخت زمانه زندان من است♩♩
بر هیچ دلی مباد و بر هیچ تنی
آنچ از غم هجران تو بر جان من است♩♩
ای دوست قبولم کن و جانم بستان
مستم کن و از هر دو جهانم بستان♩♩
گفتم رخ تو بهار خندان من است
گفت آن تو نیز باغ و بستان من است♩♩
برگرفته از رباعی «مستم کن »
#حضرت_مولانا
@Rumi_house
#انگیزشی
#حضرت_مولانا، خوشی و لذت واقعی را برآمده از (دل) می داند و اینکه آدمی در صورتی می تواند از زندگی خویش لذت برد که قلب او با پرورش درست، سرچشمه شادی و لذت شود. آدمی تنها در این صورت می تواند در همه لحظه های زندگی احساس لذت و شادمانی کند.
چنین کسی به تعبیر مولانا، (بر اثر نگرش درست به جهان پیرامون خویش) حتی در کنج زندان نیز «شاد» و خرسند خواهد بود. مولانا در این باره می گوید:
راهِ لذّت، از درون دان نز برون
ابلهی دان: جُستنِ قصر و حُصُون
آن یکی در کنجِ مسجد، مست و شاد
وآن دگر در باغ ، تُرش و بی مراد
لطف شیر و انگبین، عکس دل است
هر خوشی را آن، خود از دل حاصل است
#مثنوی_معنوی
#شمس_تبریزی در حکایتی می گوید: «عارفی را گفتند سر برآور و به آثار رحمت خدا به اطرافت نظر کن. گفت: این ها، تنها، آثار است، اما گل ها و لاله ها در دل است.»
بنابراین، خرسندی واقعی و لذت حقیقی، در فراهم آوردن هر چه بیشتر ثروت های دنیوی و دل سپردن به لذت های مادی، حاصل نخواهد شد، بلکه سرچشمه لذت ها در درون آدمی نهفته است و بدون خرسندی درونی و رضایتمندی قلبی، حتی انبوهی از لذت های مادی نیز برای آدمی خوشایند نخواهد بود.
@Rumi_house
زیادی فکر کردن به گذشته تونل زدن به تاریکیه مراقب باش تا حدی بهش فکر کن که بتونی ازش درس بگیری
Dwelling too much on the past is like tunneling into darkness. Reflect on it only to the extent that you can learn a lesson from it.
@Rumi_house 🌾
ويدئوى تكاندهنده براى آنهايى كه نمىدانند در مسابقه زندگى از چه امتيازاتى در قياس با ديگران برخوردارند!
این فیلم کوتاه را برای دوستان تان ارسال کنید.
#خانه_ی_مولانا
@Rumi_house
#خانه_ی_مولانا
چند خوردی چرب و شیرین از طعام؟
امتحان کن چند روزی در صیام
چند شبها خواب را گشتی اسیر؟
یک شبی بیدار شو دولت بگیر
#مثنوی_شریفمولانا
@Rumi_house 🌸☘
Those who sit in judgment of others' lives are oblivious to the fact that, by expending their energy in this pursuit, they deprive themselves of inner peace and serenity.
#Wayne_Dyer
آنان که به قضاوت زندگی
دیگران می نشینند؛ از این حقیقت غافلند که با صرف نیروی خود در این زمینه، خویشتن را از آرامش و صفای باطن محروم می کنند.
#وین_دایر
@Rumi_house
دیوان شمس » رباعیات
علمی که ترا گره گشاید به طلب
زان پیش که از تو جان برآید به طلب
آن نیست که هست مینماید بگذار
آن هست که نیست مینماید به طلب
#مولانا🌱
@Rumi_house 🌷
#خانه_ی_مولانا🌱
یادمان نرود که محبّت
تجارت نيست
چُرتکه نیندازيم
که من چه کردم تو چه کردی.!
بی شمار محبت کنيم...
اگر خوبیِ ما؛
وابسته به رفتار دیگران باشد،
این دیگر خوبی نیست،
معامله است
Let us not forget that affection is not a business transaction. Let us not keep a tally of who did what for whom! Let us offer our affection without measure... For if our kindness depends on the behavior of others, then it is no longer kindness— it is a transaction.
🌱 @Rumi_house 🌱
@Rumi_house 🌱🌹
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
عارفان را شمع و شاهد نیست از بیرون خویش
خون انگوری نخورده باده شان هم خون خویش
هر کسی اندر جهان مجنون لیلی شدند
عارفان لیلی خویش و دم به دم مجنون خویش
ساعتی میزان آنی ساعتی موزون این
بعد از این میزان خود شو تا شوی موزون خویش
گر تو فرعون منی از مصر تن بیرون کنی
در درون حالی ببینی موسی و هارون خویش
لنگری از گنج مادون بستهای بر پای جان
تا فروتر میروی هر روز با قارون خویش
یونسی دیدم نشسته بر لب دریای عشق
گفتمش چونی جوابم داد بر قانون خویش
گفت بودم اندر این دریا غذای ماهیی
پس چو حرف نون خمیدم تا شدم ذاالنون خویش
زین سپس ما را مگو چونی و از چون درگذر
چون ز چونی دم زند آن کس که شد بیچون خویش
باده غمگینان خورند و ما ز می خوش دلتریم
رو به محبوسان غم ده ساقیا افیون خویش
خون ما بر غم حرام و خون غم بر ما حلال
هر غمی کو گرد ما گردید شد در خون خویش
باده گلگونهست بر رخسار بیماران غم
ما خوش از رنگ خودیم و چهره گلگون خویش
من نیم موقوف نفخ صور همچون مردگان
هر زمانم عشق جانی میدهد ز افسون خویش
در بهشت استبرق سبزست و خلخال و حریر
عشق نقدم میدهد از اطلس و اکسون خویش
دی منجم گفت دیدم طالعی داری تو سعد
گفتمش آری ولیک از ماه روزافزون خویش
مه کی باشد با مه ما کز جمال و طالعش
نحس اکبر سعد اکبر گشت بر گردون خویش
#حضرت_مولانا🌱🌹
@Rumi_house 🍃🌸
#خانه_ی_مولانا🌱💖
🎧☔️🌙🌤☔️🌙🔥☔️🌙
#حامد_نیکپی
ای دوست شکر بهتر یا آنک شکر سازد
خوبی قمر بهتر یا آنک قمر سازد...
#مولانا
@Rumi_house 🍃🌷
#خانه_ی_مولانا
Don't let the sadness of your past and the fear of your future ruin the happiness of your present .
اجازه نده غم گذشته و ترس آینده، شادی الانت رو ازت بگیره .
🌷🌱🪷🥀@Rumi_house🌲🪻🌳🌾
#شرح_موضوعی_مثنوی
#دکتر_علی_احمدپور
《 در بابِ دانش و معرفت
و دریافتنِ نفحاتِ الهی》
🌷
با سلام و درود
با نام و یاد خدا
گفت پیغامبر که نفحتهای حق
اندرین ایام می آرد سبق
گوش و هش دارید این اوقات را
در ربایید این چنین نفحات را
نفحه آمد مر شما را دید و رفت
هر که را میخواست جان بخشید و رفت
نفحه ی دیگر رسید آگاه باش
تا از این هم وانمانی خواجه تاش...
#حضرت_مولانا
@Rumi_house 🍃🌷
#خانه_ی_مولانا
به مناسبت زادروز
شاعر آب و خرد و روشنی،
#سهراب_سپهری
"با سهراب در صدای پای آب"
تبیین شعر صدای پای آب:
#علی_احمدپور
با مقدمه و شرح زندگی سهراب:
#ایرانمهر_میرمرتضوی
تقدیم به دوستداران سهراب
@entesharatmehrsafa
🍃📚🍃🌸🍃📚🍃
🔴❤️ گم کرده ای به نام ملا صدرا
او 440 سال پیش قد علم کرد. در زمان صفویه ظهور کرد. شاگرد میرداماد و شیخ بهایی بود.
او را مرتد اعلام کردند و کمر به قتلش بستند.
چون نتوانستند عقایدش را با استدلال محکوم کنند، تبعيدش کردند تا فوت کرد.
چرا بعد از 440 سال نمیتوانند نادیده اش بگیرند؟
▫️از ایرانی ها صدها نفر(از جمله علامه طباطبایی) و از خارجی ها ده ها نفر (از جمله هانری کوربن) او را به شدت ستوده اند.
چرا اینقدر از مطرح شدن عقایدش هراس وجود داشت و دارد؟
در مورد تئوری حرکت جوهری و اسفار اربعه او هزاران صفحه نگاشته شد ولی هیچکس به کنح مطلب پی نبرد.
قضیه خیلی پیچیده شد.
یکی از مطالبش را بخوانیم:
▫️خداوند بی نهایت است و لامکان و بی زمان؛ اما بقدر فهم تو کوچک میشود،
بقدر نیاز تو فرود می آید
بقدر آرزوی تو گسترده میشود
و به قدر ایمان تو کارگشا میشود.
به قدر نخ پیر زنان دوزنده باریک میشود،
و به قدر دل امیدواران گرم میشود.
یتیمان را پدر می شود و مادر بی برادران را برادر میشود
بی همسران را همسر میشود
عقیمان را فرزند میشود
نا امیدان را امید میشود
گمگشتگان را راه میشود
▫️در تاریکی ماندگان را نور میشود
رزمندگان را شمشیر میشود
پیران را عصا می شود
و محتاجان به عشق را عشق می شود.
▫️خداوند همه چیز می شود و همه کس را کَس، به شرط اعتقاد، به شرط پاکی دل، به شرط طهارت روح، به شرط پرهیز از معامله با ابلیس.
بشویید قلب هایتان را از هر احساس ناروا و مغز هایتان را از هر اندیشه خلاف و زبان هایتان را از هر گفتار ناپاک و دست هایتان را از هر آلودگی در بازار.
و بپرهیزید از ناجوانمردیها، ناراستی ها
نامردمی ها!
چنین کنید تا ببینید که خداوند چگونه بر سر سفره شما، با کاسه اى خوراک و تکه ای نان می نشیند،
بر بَند تاب، با کودکانتان تاب میخورد،
در دکان شما، کفه های ترازویتان را میزان میکند و در کوچه های خلوت شب با شما آواز میخواند.
مگر از زندگی چه میخواهید که در خداییِ خدا یافت نمیشود كه به شیطان پناه میبرید؟
كه در عشق یافت نمیشود
که به نفرت پناه میبرید؟
که در حقیقت یافت نمیشود که به دروغ پناه میبرید؟
که در سلامت یافت نمیشود که به خلاف پناه میبرید؟
مگر حکمت زیستن را از یاد برده اید که انسانیت را پاس نمی دارید؟!
مطلب بالا در 440 سال پیش نوشته شده.
حقیقتا درود به روان پاکش
روحش شاد
✅هیچ "سرمایه ای" همچون "خِرَد" و هیچ "تهیدستی" بالاتر از "نادانی" نیست من برای نبرد با تاریکی، شمشیر نمی کشم..
چراغ می افروزم...
👈قلمبیداری
🌸☘https://t.me/joinchat/TJl6M8fp9ZJiuaww
@Rumi_house