anahelanjoman | Unsorted

Telegram-канал anahelanjoman - مدرسه نویسندگی آناهل

5330

☁️یک دورهمی و انجمن هنری برای علاقه‌مندان در این عرصه ی نویسندگی ✨گپ کتابخوانی: https://t.me/mahfeleketabkhanianahel ✨آنلاین شاپ کتاب: https://t.me/ketabkhooneanahel

Subscribe to a channel

مدرسه نویسندگی آناهل

هانتر اس.تامپسون در یکی از مقاله‌های خود در سال 1958 نوشت: من متوجه شده‌ام با نوشتن می‌توانم چیزهایی که درباره‌شان می‌نویسم را بهتر درک کنم و آن‌ها را بسیار عینی‌تر از گذشته بیابم. واژه‌ها صرفاً ابزارند، ابزاری که اگر درست به‌کار گرفته‌شوند حتی قادرند به زندگی شما نظم و ترتیب بدهند.
اگر شما هم نویسنده هستید احتمالا هم به هنر خود عشق می‌ورزید و هم از آن ناامید شده‌اید. اما حتی نویسندگان بسیار بااستعداد نیز گاهی اوقات می‌توانند از راهنمایی‌های بزرگان برای ارتقای قدرت تفکر خود استفاده کرده و از خلاقیت آن‌ها بهره‌مند شوند. بنابراین توصیه می‌کنم با ذهن نویسندگی خود، به راهنمایی‌های بزرگانی چون هنری میلر، زادی اسمیت بهترین اثر خود را خلق کنید.
یکی از راهنمایی‌های من برای خلق اثر مطالعه‌ی آثار بزرگان است:
هانتر تامپسون به رونویسی‌کردن از رمان‌های ارنست همینگوی معروف بود. او این کار را فقط برای شناختن و فراگرفتن واژه‌ها انجام می‌داد. او از روی رمان‌های "خورشید هم طلوع می‌کند" و "وداع با اسلحه" همینگوی یک دور کامل نوشت به امید اینکه بتواند معرفت و بینش ادبی خود را بیش از پیش درک کند.

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

بیو برای ادمای درونگرا🥀
• @Heroin_Bioo
╮﮼🧘🏻‍♀حس آرامش
╯⋆๋﮼ @halleee_khoob
╮﮼🪷پروفایل پروفایل
╯⋆๋﮼ @shahreeaks
╮﮼🧘🏻‍♀تڪست تلــخ
╯⋆๋﮼ @Dep_FSangin
╮﮼🪷متن‌های انگیزشی
╯⋆๋﮼ @khalse_daroon
╮﮼🧘🏻‍♀جانانم تو
╯⋆๋﮼ @asman_del
╮﮼🪷تولد تیرماهی
╯⋆๋﮼ @tavlod_shad98
╮﮼🧘🏻‍♀عاشقانه رمانتیک
╯⋆๋﮼ @romantic313
╮﮼🪷توییت فان
╯⋆๋﮼ @Porteghaaleh_man
╮﮼🧘🏻‍♀آقاییــم خانومـم
╯⋆๋﮼ @rain_lovee
╮﮼🪷کتاب صوتی 
╯⋆๋﮼ @PARSHANGBOOK
╮﮼🧘🏻‍♀گردشگری ایران
╯⋆๋﮼ @igardeshgari
╮﮼🪷خنده بازار
╯⋆๋﮼ @Begooo_siib
╮﮼🧘🏻‍♀مولانای جان
╯⋆๋﮼ @molanay_gan
╮﮼🪷آرامش ذهن
╯⋆๋﮼ @Ravanshenasilifestyle
╮﮼🧘🏻‍♀بـرکـات صلـوات
╯⋆๋﮼ @MofatihQuran
╮﮼🪷نجوای شعر
╯⋆๋﮼ @arghavan_takbeyti
╮﮼🧘🏻‍♀پروفایل رویایی
╯⋆๋﮼ @profail_torii
╮﮼🪷دلنوشتہ اسـتورے
╯⋆๋﮼ @Baran_StoryHaam
╮﮼🧘🏻‍♀درخواستی کتاب
╯⋆๋﮼ @darkhaste_ketab
╮﮼🪷شوخی و خنده
╯⋆๋﮼ @dafashakhaa
╮﮼🧘🏻‍♀جانــَم بـاش
╯⋆๋﮼ @delbarrr_jan
╮﮼🪷عڪسنوشتہ عاشقانہ
╯⋆๋﮼ @golesorrkh
╮﮼🧘🏻‍♀پروفایل دخترونه
╯⋆๋﮼ @profayl_hese_royaie
╮﮼🪷قلق‌های لوندی
╯⋆๋﮼ @hamsardarry
╮﮼🧘🏻‍♀روانشناسی حالخوب
╯⋆๋﮼ @ravankhob
╮﮼🪷انگیزشی دخترونه
╯⋆๋﮼ @fullandrewP4K
╮﮼🧘🏻‍♀دوره پولسازی
╯⋆๋﮼ @maya_mind
╮﮼🪷طنــز اینسـتاگرام
╯⋆๋﮼ @baraniti
╮﮼🧘🏻‍♀کتابخانه‌ی صوتی
╯⋆๋﮼ @omidearasbaran1
╮﮼🪷تربیت‌ کودکان
╯⋆๋﮼ @kodaknojavan
╮﮼🧘🏻‍♀ادیت ، فونت 
╯⋆๋﮼ @editbe
╮﮼🪷ترفند روانشناسی
╯⋆๋﮼ @aramesh_roh_ravan
╮﮼🧘🏻‍♀کتاب | 𝐏𝐃𝐅
╯⋆๋﮼ @PARSHANGBOOK_PDF
╮﮼🪷بیو انگیزشی
╯⋆๋﮼ @annnnnngize
╮﮼🧘🏻‍♀استوری اینستاگرام
╯⋆๋﮼ @muzic_romantic97
╮﮼🪷برشی‌ از کتاب
╯⋆๋﮼ @yetikeazketab
╮﮼🧘🏻‍♀کلیپ تولدت 
╯⋆๋﮼ @tvlodat_mobark
╮﮼🪷پاتوق شـاعـران
╯⋆๋﮼ @Bi_Molaahezeh
╮﮼🧘🏻‍♀فنّ ِبیان+گویندگی
╯⋆๋﮼ @amoozeshegooyandegi
╮﮼🪷شعر مولانا
╯⋆๋﮼ @Tak_beytiiiiiii
╮﮼🧘🏻‍♀آهنگای قفلیــم
╯⋆๋﮼ @CoCaein_musiic
╮﮼🪷کارگاه نویسندگی
╯⋆๋﮼ @anahelanjoman
╮﮼🧘🏻‍♀بوقت خندیدن
╯⋆๋﮼ @fun_land12
╮﮼🪷کلبه امید
╯⋆๋﮼ @colbeeh_aramesh
╮﮼🧘🏻‍♀زیباترین اشعار
╯⋆๋﮼ @av_baroon
╮﮼🪷تولد تولد
╯⋆๋﮼ @tavalod_love20
╮﮼🧘🏻‍♀پروفایل شیڪ
╯⋆๋﮼ @photoniceee
╮﮼🪷ریمیکس کوردی
╯⋆๋﮼ @KING_gham122
╮﮼🧘🏻‍♀ایران گردی
╯⋆๋﮼ @IiRan_Gardii
؛‌───────────
شرکت‌درلیست‌کلیک‌کنید✅

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

بی‌راه نیست اگر بگوییم هر کس کلمات بیشتری دارد، نویسنده‌تر است. فقر واژگانی نوشته را افسرده، کلیشه‌ای و کسالت‌بار می‌کند.

غنای واژگانی، وامدار تنوع و تعداد کلمات غیرتکراری و غیرمنتظره در یک نوشته است.

یک نویسندهٔ چیره‌دست می‌داند که برای هر مفهومی، ده‌ها کلمه وجود دارد که به‌اقتضای کلام و تناسب مقام، می‌توان یکی را برگزید و به‌کار گرفت.

مثلاً برای مفهوم «علم» ده‌ها کلمه و ترکیبِ بسیط و تعبیر تازه می‌توان یافت که همگی نزدیک به معنای علم، یا حتی مترادف آن باشد؛ کلماتی مانند دانش، آگاهی، معرفت، بصیرت، آشنایی، فن و هنر.

رضا بابایی

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

✨تفکر قبل از نوشتن

به این فکر کنید که قرار است برای شام غذایی درست کنید. چه‌کسی برای شام می‌آید؟ مهمان‌ها دوست‌دارند چه غذایی میل کنند؟ قبل از آن برنامه‌ای از وسایل مورد نیاز تهیه می‌کنید و تصمیم می‌گیرید متناسب با سلیقه‌ی مهمان‌ها غذایی درخور و خوشمزه درست کنید.
نوشتن هم مثل تهیه‌ی برنامه‌ی غذایی برای شام نیازمند نوشتن است.
1) برای چه‌کسی می‌نویسید؟ نویسندگان خوب علاقه آسیب‌شناسانه‌ای به خوانندگان خود دارند و رویاها، ترس‌ها و آرزوهای محرمانه‌ی آن‌ها را به‌خوبی درک می‌کنند.
2) مقاله‌ی شما کدام مشکل خواننده را حل خواهد کرد؟ یا خواننده را در دستیابی به کدام هدف یاری می‌کنید؟ درواقع محتوای خوب یک هدف مشخص دارد و آن ترغیب و الهام‌بخشی به خواننده برای انجام توصیه‌های نویسنده است.
3) نقشه‌ی راه شما برای حل مشکلات خوانندگان یا دستیابی به اهداف‌شان چیست؟ باید گفت که نقشه‌ی راه مبنایی برای مقاله‌ای روشن و منطقی است.
نویسنده‌ها باید بدانند که آن‌ها مربی خواننده‌های خود هستند. درواقع نویسنده‌ها به خواننده‌ها کمک می‌کنند تا مشکلات‌شان را درک و آن‌ها را حل و فصل کنند و نیز آن‌ها را تشویق می‌کنند تا توصیه‌های آن‌‌ها را به اجرا در بیاورند.
بهمن خضر

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

نمی‌شود همیشه برای فرار از رنج، به لبخند پناه برد.
گاهی باید ایستاد، به چشم‌های درد خیره شد و گفت: "من از تو بزرگترم".
انسان بودن یعنی همین؛ یعنی تواناییِ حملِ غمی سنگین،
در حالی که هنوز هم می‌توانی به زیباییِ یک گل فکر کنی…

🖊رومن گاری
📚خداحافظ گاری کوپر

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

ترفند ست گادین برای غلبه بر سد نویسندگی -مشکلی که بسیاری از افراد برای نوشتن با آن مواجه هستند- این است که همانطوری بنویسیم که صحبت می‌کنیم.

ست گادین معتقد است اگر ما سعی کنیم همانطور که حرف می‌زنیم، بنویسیم، در این‌صورت هیچ‌وقت گرفتار سد نویسندگی نخواهیم شد و همواره چیزی برای نوشتن خواهیم‌داشت.

از طرفی ست گادین اعتقاد چندانی به بازنویسی متونی که می‌نویسد، ندارد. او می‌گوید اگر ایده‌ای را که قصد مطرح‌کردن آن با خوانندگان و مخاطبان خود داریم، در ذهنمان به‌وضوح و به شکلی درست شکل دهیم، در این‌صورت مدت زمان لازم برای نوشتن متن به اندازۀ مدت زمان لازم برای تایپ‌کردن آن متن خواهد بود و زمان بیش‌تری برای این کار نیاز نخواهیم داشت.

ست گادین می‌گوید:
اگر قانون نویسندگی‌مان این باشد که تا وقتی همۀ افراد نوشته‌های ما را دوست نداشته‌باشند، نبایستی دست به نوشتن بزنیم. در این‌صورت ما یک نویسندۀ آماتور هستیم و این قانون ذهنی باعث توقف ما پشت سد نویسندگی خواهد شد.

🖊حسین قربانی

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

به دنبال این نباشید که شبیه یکی از نویسندگان بنام، عالی و فوق‌العاده بنویسید.

این مسئله باعث مرگِ حیات هنری اثرتان می‌شود.


🖊اورهان پاموک

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

✨همه چیز را با دقت مشاهده کنید.

مارینا کیگان، نویسندۀ جوان و درخشانی بود که درست پنج روز پس از فارغ‌التحصیلی‌اش از دانشگاه ییل با نمرۀ عالی، به شکل غم‌انگیزی درگذشت.

آخرین نوشتۀ وی در ییل دیلی نیوز با نام "در برابر تنهایی"، در یک هفته پس از انتشارش بیش از 1 میلیون بار مورد بازید قرار گرفت. با بررسی عمر کوتاه زندگی حرفه‌ای او شاید بتوان گفت که کیگان استاد هنر مشاهده بوده‌است. هنری که بزرگترین سرمایۀ یک نویسنده است.

وی در درخواست خود برای حضور در کلاس نگارش به شیوۀ اول شخص دانشگاه ییل نوشت: "حدود سه سال پیش شروع به نوشتن یک فهرست کردم.

این فهرست ابتدا در یک دفترچه یادداشت نوشته می‌شد اما اندک‌اندک به یکی از صفحات همیشه باز واژه‌پرداز رایانه شخصی‌ام بدل شد. من نام این لیست را فهرست چیزهای جالب گذاشتم و قبول دارم که اندک‌اندک تکمیل روزانه این فهرست به یکی از عادت‌های همیشگی من بدل شد.

من، همه‌جا و همه‌وقت از کلاس گرفته تا کتابخانه و پیش از رفتن به رختخواب در قطار، هرچیزی که به نظرم جالب می‌آمد را به لیست اضافه می‌کردم. حرکت دست‌های خدمتکار، چشمان راننده تاکسی و همه‌چیزهای عجیب و غریبی که مشاهده می‌کردم و می‌شد در وصف آن عبارتی نوشت را در این لیست می‌آوردم.

کار به جایی رسید که در حال حاضر 32 صفحه کامل که خطوطش تک‌فاصله‌ای هستند (یعنی فاصلۀ بین خطوط در پردازشگر واژگان به اندازۀ یک اسپیس است) از چیزهایی که برایم جالب بوده‌اند دارم".

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

✨حرف‌های‌تان را برای آینده پس‌انداز نکنید.

اگر کتاب‌تان غیرداستانی است، حتماً به خاطر داشته‌باشید که ارزش این کتاب این است که مطالبش نقل و بازنشر شوند و افراد بیش‌تری آن را بخوانند.

به عبارت دیگر مهم است که مطالب شما در کتاب‌تان حبس و گرفتار نشوند.
برای فراگیر شدن و نشر ویروسی مطالب‌تان، مهم است که ایده‌ها و حرف‌های‌تان را پس‌انداز و ذخیره نکنید. هر حرف و ایده‌ای را که دارید بنویسید و هرگز خسیس نباشید.
کتاب، بروشور تبلیغاتی نیست تا خواننده را نیازمند یا تشنه‌ی دیدن شما کند.
بلکه مجموعه‌ای از حرف‌ها و دانسته‌ها و ایده‌هاست که باید به خوبی به مخاطب منتقل شود و مطمئن شوید که این انتقال، با بهترین کیفیت انجام شده‌است.

ست گادین

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

چه کسی گفته در ابتدای راه نوشتن و وقتی‌که هنوز تازه‌کار و نابلد هستیم باید به نوشتن شعر و داستان و کتاب بپردازیم؟
دلیل کاغذهراسی بسیاری از ما همین دغدغۀ نابهنگام برای خلق آثار ادبی است.

بهتر است تمرین نوشتن را با نگارش منظم یادداشت‌های روزانه شروع کنیم. اگر یادداشت‌نویسی را به عادت ثابت خودمان تبدیل کنیم، اولین قدم جدی و اثربخش را برای نویسنده شدن برداشته‌ایم.

لئو تولستوی با سال‌ها نوشتن دربارۀ خودش اعتماد به‌نفس لازم برای نوشتن شاهکارهایش را به دست آورد. او پیش از نوشتن شاهکارهایش، بیش از یک دهه به نوشتن یادداشت‌های روزانه پرداخت.

شاهین کلانتری

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

خوشه‌سازی چیست؟

تجسم کنید که باید در همین لحظه یک خوشۀ انگور را در روی کاغذ جلوی‌رویتان ترسیم کنید. اولین کار کشیدن دانه‌های انگور به دنبال هم است تا دانه‌ها در کنار هم یک خوشۀ انگور را بسازند.
حالا اگر به ساختار یک جمله نگاه کنید، می‌بینید متشکل از اجزایی مرتبط یعنی کلمات‌اند. هر کلمه می‌تواند در برگیرندۀ معانی و تداعی‌های متفاوتی باشد که با کنار هم قرار دادنشان به نویسنده در بسط مفاهیم ذهنی یک نوشته کمک می‌کند و به خواننده در تداعی اندیشه‌ها و احساسات.
خوشه‌نویسی در واقع نوعی تندنویسی تفکراتی است که پیش از نوشتن، به دسته‌بندی و ایجاد نظم در ذهن کمک می‌کند. زمانی‌که یک کلمه را به‌عنوان هستۀ مرکزی انتخاب می‌کنید و در دایره‌ای در مرکز کاغذ می‌کشید، به دنبال آن تداعی‌های ذهنی‌ای دیگری ایجاد می‌شود که این تداعی‌ها خود کلمات دیگری به خوشه اضافه خواهد کرد.

✨دو مزیت‌ خوشه‌سازی:

مزیت اول این تکنیک، یاری‌رساندن به تفکر تصویری در کار کردن روی خاطرات و اطلاعات تلنبار شدۀ ذهن.
مزیت دوم کسب توان‌مندی در ایده‌یابی و دریافت ایده و الهامات جدیدی است.

نجمه رضایی

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

" وقتی ما صادقانه می‌نویسیم، نوشته گرم می‌شود و بالا می‌گیرد و ما می‌توانیم آن را احساس کنیم.

وقتی ما می‌ترسیم حقیقت را بگوییم و دست و پایمان میلرزد، نثرمان هم ترسان و لرزان می‌شود. سرد می‌شود. آن‌وقت باید به سطح یخ‌زده نگاه کنیم و ببینیم چه چیزی را می‌توانیم از زیر آن بیرون بیاوریم."

جولیا کامرون

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

گاهی اوقات، ناچار خواهید بود گزینه‌ای به‌ظاهر خوب را رد کنید و ایمان داشته باشید که به‌زودی زود گزینۀ عالی پدیدار می‌شود.
گاهی اوقات چنین می‌شود و گاهی اوقات نه، ولی نکته این‌جاست که خودِ عملِ به‌کارگیری معیارهای گزینشی مجبورتان می‌کند دربارۀ انتظار برای کدام گزینه تصمیم بگیرید و نگذارید دیگران یا دنیا برایتان تصمیم بگیرند.
مانند هر مهارت اصل‌گرایانۀ دیگر، مجبورتان می‌کند آگاهانه تصمیم بگیرید، نه از روی غفلت.


گِرگ مک‌کیون

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

چگونه به کارمان بچسبیم و خودمان را نجات دهیم؟


«آنچه من داشتم و شاید دیگران نداشتند، قابلیت چسبیدن به کار بود و چیزی که واقعاً مهم است هم همین است نه استعداد. باید به کار بچسبی.»

این را دوریس لسینگ گفته، نویسندۀ بزرگی که به عنوان مسن‌ترین برندۀ جایزۀ صلح نوبل؛ تا واپسین دم عمر به کارش چسبیده بود.

این روزها وقتی بیرون می‌زنم، چه برای جلسات و کارهای فیزیکی، چه پرسه در شبکه‌های اجتماعی، بیش از قبل پریشان می‌شوم. چیزی که نیست ذره‌ای تفکر مستدل و انتقادی و برحق است. همه گرفتاریم؛ اما کافی است که کمی دقیق‌تر به ناله‌های هم گوش کنیم تا مطمئن شویم که شایستۀ تمام شدائد و مصائبی هستیم که بر سرمان آوار شده. باید هم این‌گونه مجازات بشویم. وقتی قلمیات (!) روزنامه‌نگارها و منتقدان ما جز ناله و توهم و ماله‌کشی و حرف‌های بی‌رنگ‌وبو نیست از بقیه چه توقعی هست!

باری، به نالیدن نیفتم. می‌خواهم بگویم گند و رنج و رخوت و بلاتکلیفی، جز پریشان‌فکری و نگرانی برای من یک پیام روشن دارد:

🌐بچسبم به کارم.

همیشه وقتی اندکی از نوشتن دور می‌افتم و بعد نوشتن را آغاز می‌کنم، یک نکته به‌وضوح برایم آشکار می‌شود: وقتی نمی‌نویسم زندگی از دستم در می‌رود.

به قول هوشنگ گلشیری وقتی نمی‌نویسم کج‌خلق و عصبی می‌شوم.

از لفاظی و نوشتن حرف‌های رتوریک بیزارم. وقتی می‌گویم با نوشتن جلوی غلبۀ فضا و زمان را بر خودم می‌گیرم. نمی‌خواهم جمله قصار هوا کنم. چیزی را می‌گویم که از عمق جانم جوشیده و با منطقی محکم که به آن معتقدم.

می‌نویسم چون با نوشتن احساس کنترلم روی اوضاع بیشتر می‌‌شود. با نوشتن کمی از باری را که روی دوش زمین و زمان گذاشته‌ام برمی‌دارم.

مغز ما بیشتر اوقات مرده است، من فقط طی لحظاتی از روز، آن‌هم غالباً زمانی که در حال کیبوردفرسایی هستم، وزش اندکی حیات را در جمجمه‌ام حس می‌کنم!

رها کنم. بچسبیم به کارمان!

⬅️برای چسبیدن به کار:

جوری کار کن که انگار مرگ و زندگی‌ات به آن وابسته است.

دیوانه‌وار کتاب بخوان، بیشتر یاد بگیر.

در گزینش اطرافیانت بی‌رحمانه‌تر رفتار کن.

بیشتر نه بگو. تقریباً به هر چیزی که می‌توان نادیده گرفت.

تلاش کن بیشتر در اتاقت بمانی.

بیشتر آفلاین باش. موبایلت را کاملاً بی‌صدا کن.

اگر چیزی دیگران را دلسرد و کند می‌کند، بگذار برای تو هشداردهنده و محرک باشد.

امیدوار باش، حتی اگر هیچ چشم‌انداز روشنی پیش رویت نیست.

از نتیجۀ کار راضی باش، حتی اگر چیز چندانی دستت را نمی‌گیرد.

شاهین کلانتری

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

برگرفته از کتاب هدایت کافکا که در آن چند کلامی با صادق هدایت صحبت شده:

"تقلید؟ همه تقلید می‌کنند، من هم تقلید می‌کنم. تقلید عیب نیست، دزدی و چاپیدن عیب است. داشتن شخصیت در این نیست که آدم خودش را اوریژینال جا بزند.

اوریژینالیته به تنهایی حس نیست، شرط خلق‌کردن نیست. چه‌بسا آدم حرفی داشته‌باشد که باید در یک قالب خاص گفته بشود و این قالب پیش از او ساخته شده‌باشد...

اگر به هوای اینکه می‌خواهی مقلد نباشی، نه ببینی، نه بخوانی و نه بشنوی و نه چیزی یاد بگیری کارت خراب است. چرا که خبر نداشتن از کار دیگران آدم را اوریژینال نمی‌کند.

باید خواند و شنید و اگر عرضه داشت زد زیرش. بلد نبودن تکنیک نوشتن، مانع نوشتن می‌شود. همین سارتر یک مقاله‌ی انتقادی برای یک نویسندۀ شوروی نوشته و بهش ایراد می‌گیرد که فقط پنج هزارتا کتاب خوانده‌است...

باید خواند و خواند و خواند.. ولی آن روزی که می‌نشینی بنویسی باید خودت باشی، دیده و شنیده و حس خودت باشد. آن‌وقت اصلا یادت نمی‌آید که داری چه تکنیکی را به کار می‌بری. فوت‌وفن ساختمان را بلدی، به کار می‌زنی، بی‌اینکه خواسته باشی دیگران را به حیرت بیندازی.

من به نسبت مطلبی که دارم طرز کارم عوض می‌شود. اما به‌طور معمولی و عادی از پیش به خودم نمی‌گویم فلان تکنیک جویس و ویرجینیا وولف را انتخاب کنم یا فوت‌وفن کافکا یا داستایفسکی را.

آدم یا حرف دارد یا ندارد. وقتی حرف دارد باید بهترین شکلی را که با حرفش جور است انتخاب کند، نه اینکه اول فرم را انتخاب کند و فلان تکنیک را به کار ببرد.

منظورم از بهترین فرم این است که برای در آوردن جان کلام از هیچ وسیله‌ای نباید گذشت. نه از لغت، نه سبک، نه جمله‌بندی، نه اصطلاح... همه‌شان باید بجا باشد تا ساختمان رویش بند شود."

فرشید امین‌زاده

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

💬 فکر می‏کنم گناه‏کاران راحت می‏خوابند‌؛ چون چیزی حالیشان نیست و برعکس، بی‏گناهان نمی‏توانند حتی یک لحظه چشم روی هم بگذارند‌؛ چون نگران همه چیز هستند.

زندگی در پیش رو/ رومن گاری

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

با اینکه شعر، داستان و رمان، ادبیات و نمایش‌نامه از یک خانواده‌اند اما شاعر همیشه از منِ خودش آغاز می‌کند درحالی‌که نویسنده از دیگری آغاز و بیان می‌کند.

در نویسندگی ما اول دیگری را می‌بینیم، از دیگری رنج‌ می‌بریم، از دیگری عشق، جهان‌بینی و توان نوشتن توامان می‌گیریم.

ما دیگران را دوست داریم و باید دوست داشته‌باشیم تا بتوانیم آن‌ها را بنویسیم. عروسک‌ها در ادبیات ما جای نمی‌گیرند و شخصیت پدید نمی‌آید، مگر اینکه بتوانیم دیگری و دیگران را دوست داشته‌باشیم آنگونه که من دوست‌ داشته و دوست می‌دارم.

محمود دولت‌آبادی

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

اشتباه رایج نویسنده‌های تازه‌کار ⚠️

بزرگ‌ترین اشتباه این است که فکر می‌کنند
نوشتن یعنی «جمله‌های قشنگ».
اما داستان با اتفاق، خواسته و تغییر زنده می‌شود.

📌 اول داستان را بساز،
بعد نگران زیبایی جمله‌ها باش.

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

این اصل اساسی را شروع کنید که شما نیازی به تایید کسی ندارید. درست است؟ بله، اگر کسی شما را دوست ندارد، زندگی شما نابود نمی شود. شما می‌توانید شادمانه قدم بزنید، کتاب بخوانید، رمان بنویسید، ورزش کنید، روی چمن‌ها دراز بکشید، غروب را تماشا کنید، می‌توانید با شخص خودتان شاد باشید.
زمانی‌که به این درک برسید، از نگرانی اینکه دیگران در مورد شما چه فکر می‌کنند رها می‌شوید. زمانی‌که احساس‌های بد به سراغتان می‌آیند (خارج از کنترل ما)، درک کنید که این‌ها بوی خواستن تایید دیگران را می‌دهند و به یاد بیاورید که شما نیازی به تایید دیگران ندارید. بدون آن هم انسان خوبی هستید. در شوق تایید دیگران، زندگی ما رنج‌آور می‌شود و ما نیازی به این رنج نداریم.

لئو بابوتا

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

هانتر اس.تامپسون در یکی از مقاله‌های خود در سال 1958 نوشت: من متوجه شده‌ام با نوشتن می‌توانم چیزهایی که درباره‌شان می‌نویسم را بهتر درک کنم و آن‌ها را بسیار عینی‌تر از گذشته بیابم. واژه‌ها صرفاً ابزارند، ابزاری که اگر درست به‌کار گرفته‌شوند حتی قادرند به زندگی شما نظم و ترتیب بدهند.

اگر شما هم نویسنده هستید احتمالا هم به هنر خود عشق می‌ورزید و هم از آن ناامید شده‌اید. اما حتی نویسندگان بسیار بااستعداد نیز گاهی اوقات می‌توانند از راهنمایی‌های بزرگان برای ارتقای قدرت تفکر خود استفاده کرده و از خلاقیت آن‌ها بهره‌مند شوند.

بنابراین توصیه می‌کنم با ذهن نویسندگی خود، به راهنمایی‌های بزرگانی چون هنری میلر، زادی اسمیت بهترین اثر خود را خلق کنید.

یکی از راهنمایی‌های من برای خلق اثر مطالعه‌ی آثار بزرگان است:

هانتر تامپسون به رونویسی‌کردن از رمان‌های ارنست همینگوی معروف بود. او این کار را فقط برای شناختن و فراگرفتن واژه‌ها انجام می‌داد.

او از روی رمان‌های "خورشید هم طلوع می‌کند" و "وداع با اسلحه" همینگوی یک دور کامل نوشت به امید اینکه بتواند معرفت و بینش ادبی خود را بیش از پیش درک کند.

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

اگر من به تو بگویم "دوستت دارم"، باید بدانم که این جمله به معنای آن است که من در تو، تمامِ بشریت را دوست دارم؛ تمامِ موجودات زنده را دوست دارم و در تو، خودم را هم دوست دارم. عشق، یک رابطه‌ی خاص با یک نفر نیست؛ بلکه یک "نگرش" به کلِ جهان است.

-اریک فروم
📚هنر عشق ورزیدن

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

نویسندگی در گرو چهار قاعده‌ی کلی است. اول داشتن علاقه، دوم داشتن پشتکار و اندیشه، سوم گوش‌سپردن به نقدها و چهارم گوش‌نسپردن به یاوه‌های شبه‌منتقدان.

اگر شما به کاری علاقه داشته‌باشید بدون شک آن را با انگیزه انجام می‌دهید. اگر شما پشتکار و اندیشه داشته‌باشید، بدون شک آن را بهتر انجام خواهید داد.

اگر شما منتقد داشته‌باشید، آن‌ها شما را قوی‌تر خواهند کرد. اگر شما اجازه ندهید که یاوه‌های شبه‌منتقدان در ذهن شما رسوخ کند، پس بدون شک ذهن آرام‌تری برای پیشرفت خواهید داشت.

این چهار نکته‌ی طلایی نه تنها در نویسندگی، که در هر کاری می‌تواند به یاری شما بیاید. به آدم‌های موفق توجه کنید. کدام‌یک از آن‌ها این چهار نکته را ندانسته‌اند و توانسته‌اند موفق شوند؟!

🖊مهدی رضایی

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

یکی از نکات مهم در کاربرد واژه، توجه به فضای حاکم بر متن است. به بیان دیگر، واژه‌ها متناسب با حال‌وهوای متن انتخاب می‌شوند. ویژگی‌های معنایی -آوایی واژه‌ها در ایجاد فضای نوشته، بسیار مؤثر است.

در متن‌های ذهنی، مفاهیم در عواطف و احساسات و برداشت‌های فکر و خیال نویسنده ریشه دارند. نویسنده با توجه به فضای متفاوت نوشته‌ی ذهنی، واژه‌هایی را به کار می‌گیرد که نشان‌دهندۀ تأثیر احساس و عاطفه هستند. متن زیر این‌گونه است:

«همۀ طبقات آسمان را گشته‌ام. در دل ستاره‌باران نیمه‌شب‌های روشن و مهربان تابستان، بر جادۀ کهکشان تاخته‌ام. صحرای ابدیت را در نور دیده‌ام. بال در بال فرشتگان، در فضای پاک ملکوت شنا کرده‌ام. با خدایان، ایزدان، با همۀ الهه‌های زیبای آسمان، با همۀ ارواح جاوید که در آسمان آرام یافته‌اند، آشنا بوده‌ام.

از هرجا، از هریک، یادی، یادگاری، برایت آورده‌ام. از سیمای هرکدام زیباترین خط را ربوده‌ام. از اندام هریک، نازنین طرح را گرفته‌ام. از هر گلی، افقی، دریایی، آسمانی، چشم‌اندازی، رنگی دزدیده‌ام و با دست و دامنی پر از خط‌ها و رنگ‌ها و طرح‌های آن‌سوی این آسمان زمینی، از معراج نیمه‌شبان تنهایی، به دامان مهربان تو فرود آمده‌ام. نشسته‌ام تا آن ودیعه‌ها که از آسمان‌ها آورده‌ام در دامان تو ریزم.»

📚هبوط در کویر، دکتر علی شریعتی

🖊سعید جعفری

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

✨چگونه ایده‌های عالی را جذب کنید

سال‌ها پیش سوال مهمی از راندا برن، خانمی که در پس پرده فیلم راز قرار داشت، پرسیدم.
ما داشتیم در موای شام می‌خوردیم و من پرسیدم: «ایده فیلم چطور به ذهنت رسید؟»
او قبل از پاسخ دادن خیلی فکر کرد: «من آن را به دست آوردم.»
«به دست آوردن» معنای مختلفی دارد. اما روزی به نقل قول دیوید لینچ، کارگردان برخوردم که معنای آن را برایم واضح ساخت.
«ایده‌ها مانند ماهی‌ها غوطه‎ور هستند. آرزوی یک ایده مانند طعمه‌ای بر سر قلاب است.»
این موضوع برایم پر‌مفهوم بود؛ چون من هم به همین شکل موسیقی می‌ساختم. آهنگ‌ها در دنیای معنوی غوطه‎ور هستند. درخواست من برای یک آهنگ یکی از آن‎ها را به من می‌رساند. هرچقدر درخواست من برای یک نوع خاص موسیقی دقیق‌تر باشد، آهنگ دقیق‌تری به من می‌رسد.
این بدان معنا نیست که من سازنده آهنگ‌ها هستم. من دریافت‌کننده آن‎ها هستم. کماکان موسیقی رییس است. آهنگ‌ها هنوز مسوول هستند. زمانی که ایده به من می‌رسد من آن را سرهم‎بندی می‌کنم اما خود ایده به خواست خودش نزد من می‌آید.
اما من آن را با درخواست کردنش جذب می‌کنم.
به عنوان مثال، یکی دو سال پیش، وقتی داشتم ترانه‎سرایی را تمرین و نوشتار آهنگ‌ها برای اولین بار تجربه می‌کردم، به خاطر دارم که فکر می‌کردم: «من می‌خواهم آهنگی بنویسم که موضوع آن مهربانی با دیگران باشد.»
شاید به نظرتان ساده بیاید. اما حتی در اواسط سال‌های ۱۹۹۰، در اولین کتابم به نام «نوشتار مجازی» که در زمینه بازاریابی اینترنتی بود، نوشتم که ما باید به منظور حفظ صلح در فضای مجازی یاد بگیریم که با مهربانی بنویسیم. این موضوع مهربانی ده‌ها سال با من ماند و تبدیل به اصل راهنمای من در زندگی و کار شد؛ بنابراین از این که می‌خواستم مهربانی را در قالب آهنگ عرضه کنم، تعجب نکنید.
اما چگونه؟
به یاد دارم که بیرون از دفتر کارم نشسته بودم، به درختان نگاه می‌کردم و آرزو می‌کردم که آهنگی درباره این موضوع بسازم. همان‎طور که فکر می‌کردم، یک ایده به ذهنم رسید. آن ایده را گرفتم. با آن بازی کردم. گیتاری برداشتم و چند آکورد اضافه کردم. در نتیجه آهنگ قدرتمند «هرکسی به کاری علاقه دارد» شد که در اولین آلبوم من در نقش خواننده-ترانه‎سرا جای گرفت.
به طور خلاصه من آهنگ را با خواستنش جذب کردم.
همین موضوع در مورد وبلاگم هم صدق می‌کند. چون من به هیچ وجه ایده‌ای برای نوشتن نداشتم.ولی علاقه‎ام به داشتن وبلاگی به‌روز ایده مورد نیازم را جذب می‌کند.
به عنوان مثال من نمی‌دانستم که می‌خواهم این مقاله را بنویسم. تنها چیزی که می‌خواستم این بود که چیزی بنویسم و به همین دلیل شروع به نوشتن چگونگی به دست آوردن یک ایده کردم.
بعد، وقتی داشتم مجله‌ای می‌خواندم، با نقل قول دیوید لینچ روبرو شدم. زمانی که آن را دیدم، چیزی در من تکان خورد. ملاقاتم با راندا برن را به خاطر آوردم و این‎گونه بود که این مقاله شکل گرفت. سپس نشستم و آن را برای شما نوشتم.
اما همه چیز با اشتیاقم برای یک ایده شروع شد.
راندا ایده‎اش در مورد فیلم «راز» را به دست آورد. او علاقه داشت که نگرشش را با دیگران به اشتراک بگذارد و آن علاقه وسیله‌ای برای ابراز یافت. در نتیجه فیلمی با اهمیت تاریخی ساخته شد.
شما نیز می‌توانید این کار را انجام دهید.
چه چیزی می‌خواهید خلق کنید؟
فیلم؟ آهنگ؟ کسب و کار؟ راه حل؟
مهم نیست.
قدم اول این است که هدف‎تان را مشخص کنید. این جمله را با هرچه که می‌خواهید جذب کنید، کامل کنید: «من می‌خواهم……».
من می‌خواهم… وبسایتی ایجاد کنم که فروش بیشتری برایم به ارمغان بیاورد.
من می‌خواهم… آهنگی با موضوع عشق الهی بنویسم.
من می‌خواهم… تا جمعه درآمدی غیرمنتظره به دست آورم.
و…
پیشنهاد‌های من کلی بودند اما شما باید درخواست مشخصی داشته باشید.
بعد از آن اجازه دهید که ایده‌ها به ذهن‎تان بیایند. فضایی برای آن‎ها ایجاد کنید. قدم بزنید. حمام آب گرم بگیرید و آرامش کسب کنید. در سکوت تمرکز کنید. رمانی بخوانید. یک فنجان چای بخورید.
مشخص کردن هدف‎تان همان درخواستی‎ست که ایده را به دست شما می‌رساند. ایجاد زمان برای به دست آوردن ایده‌ها روشی‎ست که با آنمی‌توانید خود را برای شنیدن پاسخ هدف‎تان آماده سازید. البته بعد از آن باید با آن ایده کار کنید تا آن را به واقعیت بدل کنید.
این فرآیند برای من کارساز بود.
همچنین به وضوح برای راندا برن نیز کارآمد بوده است.
برای شما نیز چنین خواهد بود.
فقط باید انجامش دهید.
چه چیزی را می‌خواهید به دست آورید؟

از مجله خلاقیت، یادداشت دکتر جو ویتالی

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

نویسنده فردی است که زاویه‌ دید دارد. اگر اول شخص می‌نویسید، سعی کنید دوم شخص و سوم شخص را هم امتحان کنید.

اول شخص: من هرروز ۱۵ دقیقه می‌نویسم.

دوم شخص: تو از هر وقت اضافه‌ای که پیدا میکنی، برای نوشتن استفاده میکنی.

سوم شخص: او دیوانۀ نوشتن است و برای فرار از سر و صداهای توی خانه در پشت‌بام یا داخل پارک و کتابخانه می‌نویسد.

محمود معافی

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

بخشی از گفت‌وگوی اَملي نوتومب 


چطور می‌نویسید؟

با دست. روی دفترمشق‌های خیلی معمولی. بدون خط‌خوردگی. قبل از نوشتن، خط‌زدن‌ها را توی ذهنم انجام می‌دهم. اگر می‌توانستید نگاهی به ذهن من بیندازید، چیزی نمی‌دیدید جز خط‌خوردگی. ولی به محض اینکه آهنگ، فکر می‌کنم معیار اصلی آهنگ است، با خودکار بیک‌ام روی دفتر نوشته شد، دیگر هیچ چیز را تغییر نمی‌دهم. قبلا توی ذهنم همه کارها انجام شده. همه این کارها را توی ذهنم انجام می‌دهم، چون صدایم همه‌چیز را خراب می‌کند.

واقعا هر روز می‌نویسید؟

از سال ۱۹۸۹ هر روز ساعت چهار صبح از خواب بیدار می‌شوم. حتی اگر مریض باشم یا یک مشکل خیلی بزرگ پیش آمده باشد. وقتی در آن ساعت روز یعنی صبح خیلی زود از خواب بیدار می‌شویم، موقعیت روحی ما بسیار منحصربه‌فرد است. در تمام این بیست سال فقط یک روز تصمیم گرفتم از آن بگذرم. روزی که می‌خواستم یکشنبه صبح را مثل یک آدم معمولی بگذرانم. با یک کتاب خوب و نان کروسان و باقی چیزها. جهنم بود! قطعا من هم مثل بقیه ترجیح می‌دهم به جای اینکه ساعت چهار صبح بیدار شوم توی رختخوابم بمانم، اما وقتی بیدار می‌شوم می‌توانم به شرایط روحی دلخواهی که می‌خواهم برسم. بعد به کسی تبدیل می‌شوم که خیلی راحت می‌شود با او معاشرت کرد.

یادداشت هم برمی‌دارید؟

نه. هرگز. در زندگی هرگز یادداشت برنمی‌دارم. از خواب بیدار می‌شوم و می‌نویسم.

پیش می‌آید که نتوانید بنویسید؟

نه. هرگز. طبیعتا چیزی که می‌نویسم فوق‌العاده نیست. گواهش هم اینکه من یک‌چهارم چیزهایی را که می‌نویسم به زحمت چاپ می‌کنم. ولی همیشه می‌نویسم. مثل یک شیر هستم که چکه می‌کند. از بیرون این شاید خسته‌کننده به نظر برسد، اما از درون بی‌اندازه جالب است.

در این رنج‌کشیدن یک‌جور رضایت وجود ندارد؟

درک می‌کنم که اینطور فکر می‌کنید. ولی رنج‌کشیدن برای من فقط تا زمانی ادامه می‌یابد که نمی‌نویسم. از ساعت چهار و ربع زندگی من واقعا رشک‌برانگیز است و چیزی که تجربه می‌کنم واقعا جذاب است. زمان ناخودآگاهی... همه دلایل وجود دارد برای اینکه احساس قدرقدرتی کنی. هرسال تمام چیزهایی را که نوشته‌ام دوباره می‌خوانم.

با دستنوشته‌های ناموفق چه می‌کنید؟

هرگز آنها را چاپ نمی‌کنم. نمی‌گویم همه آنها بد هستند، به بعضی‌شان واقعا افتخار می‌کنم اما برای مخاطب نوشته نشده‌اند.


به الهام اعتقاد دارید؟

بله. کاملا. این نظریه‌ای است که رمانتیک و احمقانه به نظر می‌رسد، اما اگر الهام نمی‌گرفتم چطور می‌توانستم بیش از بیست کتاب بنویسم؟

ولی به نظر می‌رسد با این دیسیپلینی که شما دارید بیشتر یک کار مکانیکی است تا الهام...

کاملا برعکس. این یک‌جور هوشیاری است در مواجهه با الهام. من متوجه شدم الهام چطور کار می‌کند. باید خودت را جای آن بگذاری. هر وقتی نمی‌آید. باید زمان مناسب آن را پیدا کنی. برای من ساعت چهار صبح است. به شدت عقیده دارم که الهام یک پدیده خارجی است. قبل از اینکه حاملگی‌ام به خاطر کتاب فعلی تمام شود، دلم می‌خواهد کتاب بعدی را باردار شوم. زمان دلهره بزرگ وقتی است که می‌بینم باردارم، اما هنوز نمی‌دانم چطور می‌خواهد به من وصل شود. وقتی دفتر سفیدم را برمی‌دارم به خودم می‌گویم: «یا می‌گذرد یا نمی‌گذرد.» و در این لحظه است که تولید می‌شود. چطور می‌توانم باور کنم که همه اینها همین‌طوری به وجود می‌آید؟

مثل یک عارف حرف می‌زنید...

شاید امروز این یک موضوع از مُد افتاده مربوط به الهیات قلمداد شود، ولی برای اینکه بتوانم انکارش کنم بارها آن را اثبات کرده‌ام. این یک‌جور... رحمت است. ولی رحمت همه‌چیز نیست. باید خودت را در معرض این رحمت قرار دهی. نمی‌دانم آیا همه می‌توانند مثل من تا این‌ حد خودشان را در معرض رحمت قرار دهند یا نه؟ برای نویسنده‌شدن، فقط نوشتن کافی نیست. لازمه‌اش استمرار زیاد، تلاش بی‌پایان، صبر زیاد و فروتنی بسیار است. و البته جاه‌طلبی زیاد. عمل نوشتن بسیار جاه‌طلبانه است. اگرنه باید رفت سراغ یک کار دیگر. اگر ریسک می‌کنیم که سیاره و کتابخانه‌ها را آلوده‌تر کنیم، آن‌هم درحالی‌که شاهکارهای بسیاری وجود دارد، باید جاه‌طلب باشیم.

جاه‌طلبی شما چیست؟

نویسنده‌بودن.

نقش نویسنده چیست؟

کمک‌کردن به دیگران برای پیداکردن معنای زندگی‌شان.

از روزنامه اعتماد

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

✨چگونه ایده‌های عالی را جذب کنید

سال‌ها پیش سوال مهمی از راندا برن، خانمی که در پس پرده فیلم راز قرار داشت، پرسیدم.
ما داشتیم در موای شام می‌خوردیم و من پرسیدم: «ایده فیلم چطور به ذهنت رسید؟»
او قبل از پاسخ دادن خیلی فکر کرد: «من آن را به دست آوردم.»
«به دست آوردن» معنای مختلفی دارد. اما روزی به نقل قول دیوید لینچ، کارگردان برخوردم که معنای آن را برایم واضح ساخت.
«ایده‌ها مانند ماهی‌ها غوطه‎ور هستند. آرزوی یک ایده مانند طعمه‌ای بر سر قلاب است.»
این موضوع برایم پر‌مفهوم بود؛ چون من هم به همین شکل موسیقی می‌ساختم. آهنگ‌ها در دنیای معنوی غوطه‎ور هستند. درخواست من برای یک آهنگ یکی از آن‎ها را به من می‌رساند. هرچقدر درخواست من برای یک نوع خاص موسیقی دقیق‌تر باشد، آهنگ دقیق‌تری به من می‌رسد.
این بدان معنا نیست که من سازنده آهنگ‌ها هستم. من دریافت‌کننده آن‎ها هستم. کماکان موسیقی رییس است. آهنگ‌ها هنوز مسوول هستند. زمانی که ایده به من می‌رسد من آن را سرهم‎بندی می‌کنم اما خود ایده به خواست خودش نزد من می‌آید.
اما من آن را با درخواست کردنش جذب می‌کنم.
به عنوان مثال، یکی دو سال پیش، وقتی داشتم ترانه‎سرایی را تمرین و نوشتار آهنگ‌ها برای اولین بار تجربه می‌کردم، به خاطر دارم که فکر می‌کردم: «من می‌خواهم آهنگی بنویسم که موضوع آن مهربانی با دیگران باشد.»
شاید به نظرتان ساده بیاید. اما حتی در اواسط سال‌های ۱۹۹۰، در اولین کتابم به نام «نوشتار مجازی» که در زمینه بازاریابی اینترنتی بود، نوشتم که ما باید به منظور حفظ صلح در فضای مجازی یاد بگیریم که با مهربانی بنویسیم. این موضوع مهربانی ده‌ها سال با من ماند و تبدیل به اصل راهنمای من در زندگی و کار شد؛ بنابراین از این که می‌خواستم مهربانی را در قالب آهنگ عرضه کنم، تعجب نکنید.
اما چگونه؟
به یاد دارم که بیرون از دفتر کارم نشسته بودم، به درختان نگاه می‌کردم و آرزو می‌کردم که آهنگی درباره این موضوع بسازم. همان‎طور که فکر می‌کردم، یک ایده به ذهنم رسید. آن ایده را گرفتم. با آن بازی کردم. گیتاری برداشتم و چند آکورد اضافه کردم. در نتیجه آهنگ قدرتمند «هرکسی به کاری علاقه دارد» شد که در اولین آلبوم من در نقش خواننده-ترانه‎سرا جای گرفت.
به طور خلاصه من آهنگ را با خواستنش جذب کردم.
همین موضوع در مورد وبلاگم هم صدق می‌کند. چون من به هیچ وجه ایده‌ای برای نوشتن نداشتم.ولی علاقه‎ام به داشتن وبلاگی به‌روز ایده مورد نیازم را جذب می‌کند.
به عنوان مثال من نمی‌دانستم که می‌خواهم این مقاله را بنویسم. تنها چیزی که می‌خواستم این بود که چیزی بنویسم و به همین دلیل شروع به نوشتن چگونگی به دست آوردن یک ایده کردم.
بعد، وقتی داشتم مجله‌ای می‌خواندم، با نقل قول دیوید لینچ روبرو شدم. زمانی که آن را دیدم، چیزی در من تکان خورد. ملاقاتم با راندا برن را به خاطر آوردم و این‎گونه بود که این مقاله شکل گرفت. سپس نشستم و آن را برای شما نوشتم.
اما همه چیز با اشتیاقم برای یک ایده شروع شد.
راندا ایده‎اش در مورد فیلم «راز» را به دست آورد. او علاقه داشت که نگرشش را با دیگران به اشتراک بگذارد و آن علاقه وسیله‌ای برای ابراز یافت. در نتیجه فیلمی با اهمیت تاریخی ساخته شد.
شما نیز می‌توانید این کار را انجام دهید.
چه چیزی می‌خواهید خلق کنید؟
فیلم؟ آهنگ؟ کسب و کار؟ راه حل؟
مهم نیست.
قدم اول این است که هدف‎تان را مشخص کنید. این جمله را با هرچه که می‌خواهید جذب کنید، کامل کنید: «من می‌خواهم……».
من می‌خواهم… وبسایتی ایجاد کنم که فروش بیشتری برایم به ارمغان بیاورد.
من می‌خواهم… آهنگی با موضوع عشق الهی بنویسم.
من می‌خواهم… تا جمعه درآمدی غیرمنتظره به دست آورم.
و…
پیشنهاد‌های من کلی بودند اما شما باید درخواست مشخصی داشته باشید.
بعد از آن اجازه دهید که ایده‌ها به ذهن‎تان بیایند. فضایی برای آن‎ها ایجاد کنید. قدم بزنید. حمام آب گرم بگیرید و آرامش کسب کنید. در سکوت تمرکز کنید. رمانی بخوانید. یک فنجان چای بخورید.
مشخص کردن هدف‎تان همان درخواستی‎ست که ایده را به دست شما می‌رساند. ایجاد زمان برای به دست آوردن ایده‌ها روشی‎ست که با آنمی‌توانید خود را برای شنیدن پاسخ هدف‎تان آماده سازید. البته بعد از آن باید با آن ایده کار کنید تا آن را به واقعیت بدل کنید.
این فرآیند برای من کارساز بود.
همچنین به وضوح برای راندا برن نیز کارآمد بوده است.
برای شما نیز چنین خواهد بود.
فقط باید انجامش دهید.
چه چیزی را می‌خواهید به دست آورید؟

از مجله خلاقیت، یادداشت دکتر جو ویتالی

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

برای یک نویسنده تجربه‌های مأیوس‌کننده‌ای هم وجود دارد: موانع نویسندگی.
این ‌زمانی است که شما نشسته‌اید و به صفحۀ خالی مانند یک جسد خیره شده‌اید؛ اما حقیقت این است که خالی‌شده‌اید. پس باید خودتان را بارور کنید.
در چنین مواقعی روزی یک صفحه دربارۀ هر چیزی بنویسید. فقط برای اینکه انگشتانتان را از رماتیسمی شدن دور نگه‌دارید.

آن لاموت

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

"همزمان روی چند کتاب کار نکن و ذهنت را روی یک داستان متمرکز کن!
اضطراب نداشته باش و با آرامش، لذت و بی‌پروا روی چیزی که در دستت هست کار کن."

هنری میلر

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

شکسته ننویسید

بعضی‌ها فکر می‌کنند نوشتن همان حرف‌زدن مکتوب است. این بزرگ‌ترین اشتباهی است که می‌شود در مورد کارهای مکتوب انجام داد. باید دقت کنید مطلب به صورت محاوره‌ای و شکسته نوشته نشود. به‌رغم آنچه فکر می‌شود، شکسته‌نویسی باعث ایجاد صمیمیت و نزدیکی نمی‌شود.
خیلی‌ها هم ساده‌نویسی را با محاوره‌نویسی اشتباه می‌گیرند. برای اینکه هم متن ساده و روان و تأثیرگذار باشد، هم به‌صورت شکسته نوشته نشود دو راه وجود دارد:
اول به هم‌ریختن ارکان جمله یا پس و پیش ‌کردن بجا و مناسب ارکان جمله می‌توان لحن، زبان و تاکید و آهنگ خاص ایجاد کرد که به ارتباط‌گیری با خواننده کمک بسیاری می‌کند.
دوم به کار بردن بهترین کلمه و تعبیر، مثلا اگر برای فوت‌کردن از عبارت «دار فانی را وداع گفت» استفاده کنیم، به یک فضای رسمی نزدیک می‌شویم. ولی با استفاده از فعل «تمام کرد» بدون شکسته‌نویسی به زبان محاوره نزدیک می‌شویم. شکسته‌نویسی جز برای نقل‌قول نوعی مبتذل‌نویسی است، نوعی لمپنیسم ادبی که اتفاقا عده‌ای درحال تئوریزه‌کردن آن هستند. شاید قوی‌ترین نثر غیرشکسته را که پهلو به پهلوی محاوره می‌زند به‌توان در جلال آل‌احمد سراغ گرفت.

مهدی قزلی

Читать полностью…
Subscribe to a channel