anahelanjoman | Unsorted

Telegram-канал anahelanjoman - مدرسه نویسندگی آناهل

5330

☁️یک دورهمی و انجمن هنری برای علاقه‌مندان در این عرصه ی نویسندگی ✨گپ کتابخوانی: https://t.me/mahfeleketabkhanianahel ✨آنلاین شاپ کتاب: https://t.me/ketabkhooneanahel

Subscribe to a channel

مدرسه نویسندگی آناهل

🎯 لطفاً داستانک زیر را بخوانید. سپس، عناصر داستانی موجود من‌جمله:

۱. شخصیت اصلی؛
۲. حادثه‌ی اصلی؛
۳. کشمکش‌های بیرونی؛
۴. روابط علت‌و‌معلولی؛
۵. پایان داستانک را مشخص کنید.


🎯 داستان بسیار‌بسیار‌کوتاه

بدون کنترل

از راننده خواستم خفه شود. حرامزاده یک ریز داشت حرف می‌زد. چفت لق دهان کثافت خود را نمی‌توانست ببندد. آن را برایش بستم. وقتی پیاده می‌شدم باقی پولم را نداد. کار به بد و بیراه کشید. مجبور شدم از سمت راننده در را باز کنم و بکشمش توی خیابان. سرش را کوبیدم به اتوموبیل و گلویش را فشار دادم و منتظر شدم تا حرکتی چیزی از او ببینم، ندیدم. ادامه این وضعیت داشت یک جور مسخرگی احمقانه را بوجود می‌آورد. چقدر باید گلوی یک راننده مسافرکش را فشرد؟ جایی این را به من یاد نداده بودند. هر چه از زمان می‌گذشت حس نفرتم فروکش می‌کرد. مرد منتظر بود بزنم. خود را بازنده یافته بود و صادقانه در انتظار تقدیر خویش بود. به چه می‌اندیشید؟ به قبض برق پرداخت نشده؟ به تاخیر در پرداخت اجاره؟ به زنی که در جوانی به‌ او توجه نکرده بود و حالا داشت حسرت آن را می‌خورد؟ یا داشت دست‌های مرا دور گردن خود اندازه می‌کرد. من به چه می‌اندیشیدم؟ به تو. که بی‌وقفه عاشق تو هستم. که حتی در زمانی که می‌توانم کسی را بکشم تو مانند نسیمی که بر شاخسار درختان سبز پارک می‌رقصد میان ذهنم حضور داری و دست روی صورتم می‌کشی. به تو به آرامش تو. که خدایی. یک خدای مهربانِ قابل لمس که همیشه مرا بخشیده، گناه مرا چشم پوشیده و مرا نوازش کرده، بهم در دامان مهربان خود پناه داده.
لحظات داشت بر من غلبه می‌کرد. احساس تنفر که بخوبی مرا برای این هجوم تجهیز کرده بود بسرعت مرا تنها می‌گذاشت. نفرت جای خود را به ترحم می‌داد.
قلاده حیوان را ول کردم و گذاشتم پشت فرمان بنشیند. اجازه دادم برود. باقی پولم را هم با خود ببرد. اتوموبیل در میان اتوموبیل ها گم شد. نشستم کنار خیابان. باید سیگاری آتش می‌زدم. نداشتم. یاد مدیر هنرستانی افتادم که چندین سال پیش از ثبت نامم سر باز زد. یادم افتاد قندان را توی سرش خرد کردم. اگر حالا راننده را هم زده بودم باز باید طعم دیوارهای بلند را می‌چشیدم.

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

پیرنگ‌ یا پیرنگ‌هایی فقط با ویژگی‌های زیر بنویسید و پس‌از ویرایش ‌و پاکیزه‌نویسی، آن‌ها را به گروه پشتیبانی کانال مطالعات ارسال کنید:

۱. پیرنگ بسته باشد؛

۲. ویژگی‌های یک پیرنگ خوب را حتی‌المقدور داشته باشد (تا‌جایی‌که می‌تونین)؛ یعنی این ویژگی‌های زیر رو داشته باشن یا اکثرشونو داشته باشن:

۱.۲. شروع خوب
۲.۲. ناپایداری / عدم تعادل
۳.۲. گسترش
۴.۲. تعلیق
۵.۲. نقاط اوج‌
۶.۲. ایجاد گره
۷.۲. گره‌گشایی
۸.۲. پایان‌بندی خوب؛

۳. از جملات کوتاه و موجز در نوشتن اونا استفاده کنین و آخرشون نقطه بذارین؛

۴. خاصیت کوتاهی طول پیرنگ رو داشته باشن؛ یعنی حداقل از ۳۰ یا ۴۰ کلمه تشکیل شده باشن و دیگه از ۳۰۰ کلمه بیرون نزنن؛

۵. از نوشتن جزییات داخل پیرنگ‌تون جداً خودداری کنین؛

۶. شفاف و واضح باشه و برای درک مخاطب لازم نباشه دیگه نویسنده توضیح دیگه‌ای بده؛

۷. بدون رودربایستی باشن: تخیلات خودتون رو توی پیرنگ‌نویسی سانسور نکنین. اگه مطالب سیاسی-اجتماعی، فرهنگی و جنسیتی در تخیلتون هست، خیلی عریان بنویسین. یادتون باشه قرار نیست پیرنگ‌هاتون ممیزی اخلاقی-دینی بشن؛

۸. اون‌قدر فکر کنین تا ایده‌های خیلی جذاب، بکر و ابتکاری سراغ ذهنتون بیان و از اونا استفاده کنین برای این تمرین پیرنگ‌نویسی؛

۹. یادتون نره ایده‌های بکر معمولاً توی توالت یا هنگام قدم‌زدن یا قبلِ خواب سراغ آدم می‌آن. گاهی اگه ایده‌ی بکری یادتون نیومد، برین فیلم ببینین یا داستان کوتاه و داستانک بخونین و از ایده‌اش توی این تمرین کپی‌برداری کنین؛

۱۰. بعداز نوشتن پیرنگ‌تون اون‌قدر با وسواس حک‌ و‌ اصلاحش کنین تا پیرنگ‌تون حسابی شیک بشه و بهش افتخار کنین.

حالا، تازه می‌فهمین که نویسندگی کار بسیار‌بسیار مشکل و سختیه و جزء سخت‌ترین کارهای دنیا محسوب می‌شه احتمالاً برخلاف تصور اولیه‌ای که داشتین!
نویسندگی اصلاً کار ساده و حتی معمولی نیست. خیلی تمرین و ورزیدگی می‌خواد. اما اگه الآن همین تمرین‌ها رو یکی‌یکی درست جلو برین و کار‌هاتون تصحیح بشه، خوان اول نویسندگی که پیرنگ‌نویسی هستش رو با موفقیت پشت‌سر می‌‌ذارین. باید پشتکار به‌خرج بدین والا همین الآن اگه نویسندگی رو رها کنین بهتره. هیچ کار خوبی بدون زحمت و پشتکار به‌دست نمی‌آد.
اگه مطمئن شدین که نویسندگی و تمایل به اون صرفاً یک هوس بوده توی ذهنتون کنارش بذارین؛ کار می‌طلبه؛ سخته!

اگه هر سؤالی قبل، حین یا بعداز پایان این تمرین پیرنگ‌نویسی داشتین خیلی‌راحت توی گروه پشتیبانی کانال ازم بپرسین. گاهی سؤالات ساده و ابتدایی، سؤالات خیلی مهم و کلیدی‌ای هستن که خودتون از اهمیتش بی‌خبرین.

اگه هم دیدین هر‌کاری می‌کنین و نمی‌شه، بهم بگین تا معرفی‌تون کنم پیش یک مدرس حرفه‌ای نویسندگی تا با شهریه‌ تضمینی نویسنده‌تون کنه.


حالا، ببینیم چند نفر جسارت نوشتن و ارسال این تمرین رو دارن؟!

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

🎯 ارزشِ‌های داستانی یا مفاهیم ارزشی در پیرنگ و داستان


وقتی نویسنده‌ای پیرنگِ حادثه‌محور یا شخصیت‌محوری را طراحی می‌کند، همیشه حادثه‌ی داستانی یا همان گره‌ی اصلی پیرنگ خود را بر اساس یکی از مفاهیم اساسی و عمیق بشری و فلسفی بنا می‌نهد تا بتواند به اعماق بشری وجود مخاطبان خود نفوذ کند و تأثیرگذاری اخلاقی خود را به‌صورت لذت‌ داستانی در ادبیات آن داستان بگنجاند.

ارزش‌ها یا مفاهیم عمیق بشری معمولاً و یا شاید همیشه دارای مفهومی متضاد خود هستند و به‌قول هگل تز و آنتی‌تزی هستند که در انتهای داستان باهم در‌می‌آمیزند و آنتی‌تزی را به‌ وجود می‌آورند که همان نتیجه‌ای است که از داستان به مخاطبش منتقل می‌شود.
پس، به‌عنوان نویسنده همیشه فهرستی از این مفاهیم اساسی و فلسفی که متضاد همند در دسترس داشته باشید که یکی از آن‌ها می‌شود حادثه‌ی داستانی یا گره‌ی داستان و دیگری می‌شود «گره‌گشایی» داستان.

مثلاً در داستانک «بدون کنترل» که بالاتر آوردیم، نویسنده از بُعد جامعه‌شناختی و روان‌شناختی، حادثه‌ی داستانی‌ای با محوریٌت مفهوم ارزشی «نفرت» را ابتدا بنا می‌نهد و واشکافی و توصیفش می‌کند و در میانه‌ی داستانک با گره‌گشاییِ متضاد «نفرت» یعنی «عشق»، مرد عصبانی را به رفتار اخلاقی، سکوت، تفکر و آرامش (سنتز) می‌رساند.

چند نمونه‌ی مشخص و پر‌بسامد از این مفاهیم را در زیر ببینید که اولی گره یا حادثه‌ی داستانی است و دومی هم گره‌گشایی آن است:

جنگ و صلح؛
دعوا و آشتی؛
نفرت و عشق؛
اضطراب و آرامش؛
تولد و مرگ؛
ازدواج و طلاق؛
جهل و خرد
و... .

🎯 لطفاً خوب فکر کنید و فهرستی از این مفاهیم ارزشی متضاد بسیار روشن، ملموس و نام‌آشنا را بنویسید و به گروه پشتیبانی ارسال کنید.

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

🎯 نمونه پیرنگ کلاسیکِ حادثه‌محور

حادثه‌ی داستانی/گره‌ی اصلی: تصمیم به قتل
گره‌گشایی: انتقام

زنِ بوالهوسی با کمک فاسقش تصادفی ساختگی برای شوهر ثروتمند خود ترتیب می‌دهد تا شرٌ او را برای همیشه بکَنَد، غافل‌از‌اینکه همسایه‌ی دیوار‌به‌دیوارِ زن، مردِ تنهای نابینایی است که کاری جز شنود و استراق سمع حرف‌های زن با فاسقش ندارد آن‌هم با گذاشتن گوشش روی دیوار‌هایی که ضخامت کمی دارند و از آجر سفالی توخالی ساخته شده‌اند.

مرد نابینا همه‌چیز را داخل دفتری یادداشت می‌کند از شماره‌تلفن همسر زن گرفته تا آدرس‌ها و ساعات و تاریخ‌ها و... .
مرد نابینا که حالا متوجه ماجرا شده است، به شماره موبایل همسر زن تماس می‌گیرد و خواستار ملاقات با او می‌شود. شوهر از تمام ماجرا باخبر می‌شود و انعام زیادی به مرد نابینا می‌دهد و از او می‌خواهد تا به کار شنودش ادامه دهد.
روز واقعه فرا می‌رسد. شوهر هم مایه می‌گذارد و تبهکاری را برای ایجاد یک تصادف عمدی با کامیون بونکر در خروجی شهر، جایی که خودش قرار است در آن حوالی کشته‌ شود، اجیر می‌کند.
قبل‌از اینکه سه مرد اجیر‌شده توسط زن نیت خود را عملی کنند، بونکر از روبرو به آن‌ها می‌کوبد و جز یک‌نفرشان را له و لورده می‌کند.
شوهر هم از ماشین خودش بیرون می‌آید و مزدور مجروح و زنده را به ماشین خود انتقال می‌دهد.
او را به کارگاهش می‌برد و حسابی تهدیدش می‌کند.
طبق نقشه‌ی شوهر و با پول‌هایی که خرج می‌کند، قبری خالی با نام و مشخصات شوهر در قبرستان بنا می‌شود و مرد اجیر‌شده که تحت مراقبت شوهر است، به زن اطلاع می‌دهد که کار کشتن مرد به‌خوبی انجام شده. زن هم پس‌از یک مراسم نمایشی عزاداری و برای اطمینان از کشته‌شدن همسرش بر مزار ساختگی او حاضر می‌شود و مابقی دستمزد اجیر‌شدگان را به مرد باقی‌مانده می‌پردازد.
مرد نابینا دوباره دست‌به‌کار می‌شود و با تماس با شوهر، او را خبردار می‌کند که زن و فاسقش قرار است با‌هم به سفر شمال کشور بروند و آدرس و اطلاعات را به او می‌دهد.
شوهر نامحسوس ماشین آن‌ها را تعقیب می‌کند و در همان هتل آن‌ها اتاق می‌گیرد. روز دوم اقامت در هتل، شوهر وارد اتاق زن می‌شود و در غیاب فاسق، زنش را با چاقو و با زجر می‌کشد و پنهان می‌شود تا فاسق سر می‌رسد. او را هم با کارد موجود در اتاق هتل به قتل می‌رساند. آثار انگشت خود را از روی چاقوها، درها و همه‌جا با‌دقت پاک می‌کند و کارد هتل را در دست زن مرده‌اش می‌گذارد و چاقوی خودش را هم در دست مرد فاسق قرار می‌دهد و از محل می‌گریزد.
پلیس با کشف اجساد، گزارش قتل زن و فاسقش بر اثر اختلاف تنظیم و به دادگاه ارسال می‌کند.
پرونده‌ی قتل زن و فاسقش در محکمه‌ی جنایی برای همیشه مختومه می‌شود.
شوهر دوباره با نابینا تماس می‌گیرد و از او می‌خواهد که خانه‌اش را بفروشد و با او برای زندگی به کشوری اروپایی سفر کند.
شوهر و مرد نابینا این‌بار همدیگر را در فرودگاه ملاقات می‌کنند و شوهر با گذرنامه‌ی جعلی به اروپا می‌رود و رستورانی دایر می‌کند و تمام هزینه‌های مرد نابینا را هم تا آخر عمر برایش فراهم می‌کند.
حالا، وقتی شوهرِ سابق به عکس‌های اجساد زن بوالهوس و فاسقش روی دیوار نگاه می‌کند، از خنده روده‌بر می‌شود.

🎯 تمرین:

پیرنگ کلاسیک بسته و حادثه‌محور بالا را مطالعه کنید و اول حادثه‌ای داستانی را در نظر بگیرید و سپس مابقی عناصر داستان مانند شخصیت‌ها، کشمکش‌های فیزیکی، علت‌و‌معلول‌ها، توالی و ترتیب زمانی ماجرای پیرنگ، و درنهایت ارزشِ متقابلِ متضادِ گره (حادثه‌ی داستانی) که همان گره‌گشایی پیرنگ است را حول حادثه‌ی اصلی بچینید و پیرنگ را طوری ببندید که پرکشش و جذاب باشد.

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

🎯ساختار داستانک

غالب داستانک‌ها ساختاری شبیه پیرنگ کلاسیک بسته یا حتی خرده‌پیرنگ دارند.
داستانک از لحاظ طول بسیار کوتاه است؛ بنابراین در آن خبری از جزییات نیست.
داستانک می‌تواند شبیه داستان کوتاه، قصه یا حکایت و افسانه هم باشد.

ساختار داستانک این‌گونه است که متنی کوتاه و پیرنگ‌وار همسو در ۳/۴ ابتدای آن نوشته می‌شود و ناگهان در ناحیه‌ی ۱/۴ آخر داستانک، عنصر «غافلگیر‌کننده‌ای» وارد متن می‌شود که کاملاً غیر‌همسو با ۳/۴ بخش اول آن است.
به‌خاطر همین خاصیت، داستانک می‌تواند حالت شوکه‌کننده، طنز، ابزورد و سایر سبک‌های مشابه را پیدا کند.

🎯 نمونه‌هایی از داستانک‌های مختلف در زیر آورده می‌شود.
آیا شما هم می‌توانید داستانک‌هایی بنویسید که زیبا یا بسیار غافلگیرکننده اما در موجزترین طول و اندازه باشند؟

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

🎯نترسیدن از نقدها در داستان‌نویسی


یک اصل در نوشتن این است که نویسنده ناگزیر است بی‌توجه به نقدها کارش را انجام بدهد. محمود دولت آبادی درباره نوشتن رمان «زوال کلنل» می‌گوید:

پیش از نوشتن آن خوابش را دیده بودم. دیگران نقدها نوشتند بر اینکه کوتاه است یا دراز... من اما نویسنده بودم و باید کارم را انجام می‌دادم. اگر آن را نمی‌نوشتم باید سر از دیوانه‌خانه در می‌آوردم.

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

101 فیلم برتر دنیا با زیرنویس.!
🎱
@honar7modiran

جملات طلایی
🎱
@khalse_daroon

انگلیسی * تصویری *
🎱
@English1388

کتاب صوتی و فیلم مفهومی
🎱
@ArchiveAudio

باغ سبز مولانا ( زهراغریبیان )
🎱
@gharibianlavasanii

روان‌درمانی ، مشاوره ، زوج درمانی
🎱
@hamsafarbamah

کتاب رایگان AudioBook
🎱
@PARSHANGBOOK

شعر خوب بخوانیم
🎱
@seda_tanha

آموزش هنر و دکوراسیون
🎱
@TazeineManzel

جامعه‌شناسی کاربردی | نظریه‌ها و مفاهیم
🎱
@A_Quick_look_at_Sociology

کارگاه رایگان نویسندگی
🎱
@anahelanjoman

آموزش رایگان مشاغل خانگی
🎱
@honarkadeh_aftab96

تمرکز روی خودم
🎱
@shine41

آموزش فنّ ِبیان + گویندگی
🎱
@amoozeshegooyandegi

یادگیری لغات با اخبار انگلیسی
🎱
@english_ielts_garden

درس‌گفتار علوم سیاسی و روابط بین‌الملل
🎱
@ecopolitist

ترکی ‌استانبولی رو قورت بده!
🎱
@Turkish_Nazli

کتابخانه صوتی
🎱
@omidearasbaran1

نویسنده شو
🎱
@amozshalpha

کانال مناسبت‌ها
🎱
@kanale_monasebatha

آموزش و معرفی خط شکسته نستعلیق
🎱
@mahmoud_rahimi_ahd

کارگاه نویسندگی با گلستان سعدی
🎱
@kidsbook7

دانلود یکجا فایل فشرده رمان‌های صوتی
🎱
@colberoman

ادبیات و هنر چکامه
🎱
@SELMULY

بمب اندیشه
🎱
@Andishe_parvaz

موسیقی بی‌کلام آتن تا سمرقند
🎱
@LoveSilentMelodies

هُنر شَراب زِندگی‌ست
🎱
@Geraf_art

ترفندهای روانشناسی
🎱
@aramesh_roh_ravan

آقای شاعر
🎱
@isiamakeshghali

غزلیات حافظ / رباعیات خیام
🎱
@GHAZALAK1

کتاب (رایگان) 𝐏𝐃𝐅
🎱
@PARSHANGBOOK_PDF

آموزش عربی
🎱
@ArshadDoktoriArabi

داستان‌های افسانه‌ای صوتی جهان
🎱
@mehrandousti

داستان کوتاه / رمان‌خوانی گروهی
🎱
@FICTION_12

شعر ناب و کوتاه
🎱
@sher_moshaer

جملاتی که افکار شما را《تغییر می‌دهد》
🎱
@ghalbeziba

برگی از گلستان کتاب
🎱
@vaj_hay_eshgh

زیبایی‌های آفرینش
🎱
@stiiiiicker

برنامه‌های اندروید رایگان
🎱
@APPZ_KAMYAB

آرشیو کامل کتاب و فیلم کوتاه
🎱
@Archivesbooks

هماهنگی برای تبادل؛
🎩
@Fiction30

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

برای اینکه من نویسندۀ خوبی باشم، باید حاضر باشم نویسندۀ بدی باشم. باید حاضر باشم اجازه دهم که افکار و تصاویرم همان‌قدر متناقض باشند که آتش‌بازی شبانگاهی بیرون پنجره‌ام.
به عبارت دیگر به همۀ آن‌ها اجازۀ ورود می‌دهم. به تک‌تک جزئیاتی که به فکرم می‌رسد. بعداً می‌توانم آن‌ها را دسته‌بندی کنم.
اگر فقط می‌توانستیم به خودمان اجازۀ بد نوشتن بدهیم، بسیاری از ما به‌واقع خوب می‌نوشتیم.

جولیا کامرون

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

🎯 درون داستان‌تان زندگی کنید

راه‌یافتن به درون شخصیت‌های‌ داستانی تا اندازه زیادی سرگرم‌کننده است. برای مثال، شخصیت‌ اصلی را مجسم کن. از چه حرف می‌زند؟ کجا و چگونه زندگی می‌کند؟ روزها چه برنامه‌ای دارد؟ کوچک‌ترین جزئیات زندگی‌اش را بررسی کن. چه گذشته‌ای داشته است؟ گذشته در زندگی کنونی‌اش چه تأثیری دارد؟ در زندگی دچار چه تناقض‌هایی است؟ چه رازهایی دارد؟ از چه می‌ترسد؟ بیش از همه عاشق چیست؟ از چه بیزار است؟ با چه شاد می‌شود؟ چه کسانی در زندگی‌اش اهمیت دارند؟ رابطه‌اش با آنان چطور است؟ چه رویاهایی در سر می‌پروراند؟ مهم‌ترین آرزویش چیست و هیچ احتمال می‌دهد روزی به آن برسد و برایش مایه می‌گذارد؟ صد دلاری زبان بسته را چطور خرج می‌کند؟


آزادانه بنویس و بگذار او به زبان خودش به پرسش‌هایت پاسخ دهد او را در صحنه‌ای مجسم کن و به صحنه حرکت بده و ببین که چه می‌کند و چه می‌گوید. آزادانه گفت‌وگوهایی را بنویس که در آن‌ها با مردم، همسر یا دوست دخترش، مادرش، رئیس، صندوق.دار استارباکس، یا سر پیش‌خدمت رستورانی گران‌قیمت، صحبت می‌کند. گفت‌وگوهایی را بنویس که در آن‌ها پشت سرش حرف می‌زنند. به چیزی که درباره او يقين داری یک اما اضافه کن و ببین ناگهان چه از ذهنت می‌گذرد. او مرسدس می‌راند، اما..

نتیجه این‌گونه تمرین‌ها چیزی است بیش از شکل‌گیری وجود یک شخصیت. به کمک تجربه‌هایی از این‌دست می‌توان صدای شخصیت را شنید. شيوه آگاهانه یا شهودی او در گزینش بعضی از موضوع‌ها، جمله‌ها، کلماتی که بازتاب منش اوست، نحوه تربیت، تجربه‌های او، همه و همه بی‌گمان در گفت و گوها نمود دارند.

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

شروع خوب داستان

چون اولین برخورد خواننده با نوشته، همان شروع داستان است، اهمیت زیادی دارد. باید مراقب بود تا از شروع خوبی استفاده کنیم.  نمی‌شود تکنیک‌هایی که برای شروع وجود دارد را فرمول‌سازی کرد. باید برای داشتن یک شروع خوب خلاقیت به خرج داد.

🎯 اما برخی از روش‌ها و تکنیک‌های شروع خوب و جذاب داستان به‌شرح زیرند:

شروع ناگهانی: بدون مقدمه سر اصل موضوع رفتن. (مثلاً نوشتن یک تیتر یا عنوان جذاب برای شروع)

شروع سؤالی: ایجاد سؤال و ابهام.

شروع توصیفی: توصیغ موضوع نوشته (فضا، حس‌و‌حال و مکان) به طور تفصیلی و با جزئیات.

شروع با صدا: مثل صدای افتادن چیزی از بالا یا شکستن.


🎯 تمرین:

۱. یک شروع «ناگهانی» بنویسید؛
۲. یک شروع «سؤالی بنویسید؛
۳. یک شروع «توصیفی» بنویسید؛
۴. یک شروع «صدا‌دار» بنویسید.
اگر این‌ تمرین در ابتدا برایتان دشوار بود، از شروع داستان‌ها و رمان‌ها کپی‌برداری کنید و به گروه کانون داستان‌خوانی و تمرین ارسال کنید تا کم‌کم با تکنیک‌های آن آشنا شوید.

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

🎯 شروع‌های داستانکی


چند نمونه‌ی خوب از شروع‌هایی که خود به‌تنهایی ویژگی داستانک را دارند:


🎯 کولر را خاموش کردم و پنجره را باز کردم. دانه‌های برف تمام زمین را پوشانده بودند!


🎯 اولین شنبه‌ای که دیگر به سر کار نرفتم، همسرم را در آشپزخانه نیافتم!


🎯 گیج‌و‌‌منگ از بوی گوشتِ سوخته به دستم نگاه کردم. یک انگشت نبود!


🎯 مادرم با دستان پر از مرغ و گوشت یخ‌زده به خانه رسید. همین‌طور که داشتم بارهای یخ‌زده را از دستش می‌گرفتم، ناخودآگاه گفتم:
«چرا این‌قدر گوشت یخ‌زده؟ با خودم فکر می‌کنم که چرا ما هم نباید مثل آدم‌خوارها گوشت تازه‌، گرم و لُخم بخوریم!»

نویسنده: فرهوده طاهری (هنرآموز مرکز مطالعات)

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

🍀💐🌼 از بهترین و دلنشین‌ترین کانال‌های تلگرام لذت ببریم


📕مرجع آگاهی‌های بُعد پنجمی
@Spiritualguide144
🧿 دل تراپی
@Del_Therapy
🍊 معجزه سابلیمینال _ قانون جذب 🏆
@subliminal2222
🍎 شبی چند دقیقه کتاب بخوانیم !!!
@book_tips
🍁 آموزش سواد مالی و اقتصادی به زبان ساده
@ECONVIEWS
🍊 حقوق برای همه
@jenab_vakill
🍎 کتابخانه طبی، درمان با داروهای خانگی
@danyalshafa
🍁 زبان ترکی رو قورت بده
@ArazTurkish
🍎 تاب‌آوری در برابر فروپاشی
@moshavereh_shoma
🍊 مشاوره و درمان فرد، زوج، خانواده
@hamsafarbamah
🍎 آموزشگاه طبی سید
@samsadeghitebeslami
🍁 آموزش رایگان هنر،دکوراسیون🏡
@TazeineManzel
🍊 جامعه‌شناسی کاربردی|نظریه‌ها و مفاهیم
@A_Quick_look_at_Sociology
🍎 اطلاعات مفید پزشکی دکتر خود باشیم
@kalemnab
🍁 آموزش رایگان نویسندگی
@anahelanjoman
🍊 پارسی سخن بگوییم و زیبا بنویسیم
@FARZANDAN_PARSI
🍎 نویسندگان بزرگ جهان (𝐏𝐃𝐅)
@PARSHANGBOOK_PDF
🍁 بهترین کتابهای صوتی موفقیت و بیداری
@ganonjjazb
🍊 آموزش رایگان مشاغل خانگی
@honarkadeh_aftab96
🍎 آقای شاعر
@isiamakeshghali
🍁 دل واژه‌های تنهایی
@gandomzaran
🍊 آموزش فنّ بیان & گویندگی
@amoozeshegooyandegi
🍎 کافه موزیک
@moosigi98
🍁 نوستالژی زیرخاکی های خاطره انگیز
@nuostalzhi
🍊 کنترل ذهن
@Cleanup_inward
🍎 زیباترین کلیپ‌ها و آموزش رقص
@sonatimahalli
🍁 آموزش ماورا ، پاکسازی
@beyondmeta666
🍊 بلبلی برگ گلی
@Bolbolibargegoli1397
🍎 آموزش گام به گام زبان انگلیسی
@English_Points_New
🍁 خسروی آواز استاد شجریان
@stad_shajariyan
🍊 استوری مناسبتی انگیزشی
@yefenjanaramsh
🍎 باغ بهشت و سایه طوبی
@Bagebeheshtosaiietooba
🍁 آکادمی عربی
@Dabiranarabi
🍊 اشتباهات رایج زبان
@Fixenglish1
🍎 کانال طبی عیون الحکمه
@oyoon_hekmat
🍁 آموزش نویسندگی با گلستان سعدی
@kidsbook7
🍊 کافه قشنگیات
@Cafeehayat
🍎 جادوی گیاهان دارویی طب سینوی
@teb_sinawi
🍁 قانون ارتعاش/۳ کد ثروت
@ghanooneerteaash
🍊 لغات انگلیسی GRE 3500
@gre3500book
🍎 هر آنچه به هنر ارتباط دارد
@fariba_chalabiyani
🍁 تعالیم روح بخش
@SangAsmani
🍊 آینه های خیال
@ayenehayekhiyal
🍎 محفل شعر و آوا
@mahfelshearvaava
🍁 گزین بیت های فارسی
@Takbeitfarsi
🍊 روانشناسی همراه با پرسش و پاسخ
@ChannelGanjineh_Ravan
🍎 بک‌گراند کارتونی، تِم فانتزی مود
@ThemeMood
🍁 سابلیمینالهای‌ ایرانی پرنتیجه
@sub_moonbrilliant
🍊 کتاب سل
@Ketabsel
🍎 خانه ی دوست
@khanehy_doost
🍁 ده دقیقه کتاب🎙
@peyke_pouyesh
🍊 ؏ـشق ابـــدی
@harim1402
🍎 انگلیسی کامل Complete English
@englishteaching1398
🍁 تیکه هایی از بهترین کتاب ها!
@beautifulminds4
🍊 جهانگردی و طبیعت زیبا
@afarinshokoh
🍎 جعلیات ادبی
@jaliateadabi
🍁 مجله ی هنری
@tasavirhonarie
🍊 لینکدونی فرهنگی آموزشی و علمی
@linkdoni_hozavi
🍎 متن های عالی و فوق العاده کوبنده
@ghanonebawar
🍁 مدار رشد
@buissness_womann
🍊 زبان آلمانی، آسان و سریع
@germantalkers
🍎 کسب درآمد در خانه برای بانوان
@banovanehonarmandvakarafarin
🍁 مدینه فاضله
@Madineh_Fazeleh
🍊 نردبان نور
@shine41
🍎 قلمرو زبانی
@zabanfarsiva
🍁 زبان فرانسه، آسان و سریع
@frenchtalkers
🍊 آموزش عربی
@ArshadDoktoriArabi
🍎 متن دلنشین
@aram380
🍁 آموزش پاڪسازی تقویت انرژے چاڪراها
@tabnahayteshgh
🍊 یک فنجان کتاب گرم
@ketabkhaneadabi1398
🍎 از خودم تا عشق ♥️
@eshg_servat
🍁 ••• آیلتس رو فول شو •••
@ArazIELTS
🍊 کتابهای صوتی « کاملارایگان »
@PARSHANGBOOK
🍎 مولانا حافظ شهریار ،اشعار کهن ومعاصر
@onlyshear
🍊 آرا حقوقی قضایی و نظریات مشورتی
@ARA_HOGHOOGHI_GHAZAIE
🍎 جملاتی که شما رو میخکوب میکنه!
@its_anak
🍁 کتابخانه صوتی و پی دی اف تاپ بوک
@Top_books7
🍊 صدای داستان
@sedayehdastan
🌸 یه مرد امیدوار
@happy_private_life


🍁🧿❄️ هماهنگی برای تبادل
@mrgp_1

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

داستانک

🎯 دست‌های خالی

پسری به مهمانی بزرگی دعوت می‌شود. پسر، نامزدِ خود را هم همراهش می‌برد. در مهمانی، پسر با چرب‌زبانی با دو‌سه دختر دیگر مشغول می‌شود. در‌همین‌حین، دختر که خود را تنها می‌یابد، در غیاب پسر با مرد جا‌افتاده‌‌ای به گپ‌‌و‌گفت‌ می‌پردازد. پسر وقتی از تفریحات خود فارغ می‌شود سراغ نامزد خود را می‌گیرد؛ اما هیچ اثری از او و مرد جاافتاده پیدا نمی‌کند. از صاحب مهمانی درباره‌ی آن دو سؤال می‌کند و صاحب مهمانی می‌گوید:
- اون دو تا که خیلی‌وقته خداحافظی کردند و  دست‌در‌دست هم این‌جا رو ترک کردند. این نامه رو هم نامزدتون دادند به من که بهتون بدم.

و پسر با دستانی‌لرزان نامه را گرفت. دختر داخل نامه نوشته بود:
- ببخشید، نخواستم مزاحم تفریحت توی جمع بشم. راستش، اون آقایی که دیدی باهاش دم‌خور شده بودم، نامزد و عشق اول من بود که برای کار رفته بود خارج و تازه برگشته و این‌جا اتفاقی هم رو دیدیم و نشستیم و سوء‌تفاهم‌هامون رو رفع کردیم. اونو خیلی دوستش دارم. باید بگم عشق تک‌ستاره‌ی تمام عمرمه. امیدوارم تو هم روزی عشق یگانه‌ی خودت رو پیدا کنی و باهاش ازدواج کنی. دیگه فکر نمی‌کنم بخوام تو رو ببینم. ازت بابت این مدت آشنایی خیلی ممنونم. بای، هانی!

نویسنده: لاله زاهدی (هنرآموز مرکز مطالعات)

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

🍎❤️‍🔥•فیلم آنه شرلی
👩🏻‍🦰🍂 (Anne Shirley)
👠✨•انیمیشن سیندرلا
👸🏻🩵(Cinderella)
🧚🏻‍♀️🪄•انیمیشن تینکربل
🧚🏻💚 (Tinker Bell)
👑💜•انیمیشن دوازده رقصنده
💃🏻🩰 (Twelve Dancing)

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

که ما همچنان
می‌نویسیم
که ما همچنان
در اینجا مانده‌ایم
مثل درخت که مانده است
مثل گرسنگی
که اینجا مانده است
مثل سنگ‌ها که مانده‌اند
مثل درد که مانده است
مثل زخم
مثل شعر
مثل دوست داشتن
مثل پرنده
مثل فکر
مثل آرزوی آزادی
و مثل هر چیز که از ما نشانه‌ای دارد.

-محمد مختاری

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

شروع داستان: حرکت از جزء به کل: نظر شخصی

من به‌شخصه شروع از «کل» را دوست ندارم.
منظورم شروع با توصیف فضا و مکان‌ به صورت جزئیات و طولانی است که دوست ندارم.

من از جزء به کل رفتن را می‌پسندم.

بارها سر کلا‌س‌هایم هم گفته‌ام که از‌نظر من داستانی که با حادثه‌ی اصلی شروع می‌شود بهتر می‌تواند در خواننده ایجاد کشش بکند و بعد در‌حین شکل‌گیری ماجرا توصیف و فضا‌سازی با سایر اجزاء و حوادث در‌هم‌تنیده شود.

باز‌هم این مورد بستگی به سلیقه و حس‌و‌حال خود نویسنده دارد که چه شروعی را بیشتر می‌پسندید.

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

🎯 حادثه‌ی داستانی چیست؟

آیا هر حادثه‌ای در دنیا حادثه‌‌ی داستانی است و می‌توانیم آن را به‌عنوان حادثه‌ی پیرنگ و اثر خود بیاوریم؟

پاسخ:
هر حادثه‌ای داستانی نیست و نمی‌توان هر حادثه‌ای در دنیای واقعی را داخل پیرنگ و اثر به‌عنوان حادثه آورد.

به‌عبارتی دیگر، هر حادثه‌ای که داستان را پیش ببرد و گسترش دهد «حادثه‌ی داستانی» است؛ اما اگر حادثه‌ای داستان را پیش نبرد و یا تأثیر خاصی روی گسترش داستان نداشته باشد، حادثه‌‌ی داستانی محسوب نمی‌شود.

مثال:
«بارش باران» به‌خودیِ خود حادثه‌ی داستانی نیست چون باعث تداوم پیرنگ و داستان نمی‌شود. اما همین «باران» اگر در پیرنگ و داستان ما طوری باشد که باعث شود سقف شیروانی خانه‌ای بشکند و سقف روی ماشینی بیفتد و کسی زخمی شود و فرد دیگری برای نجات زخمی بیاید و با کشمکش‌های فراوان مجروح را بیرون بکشد و او را به بیمارستان ببرد و... و در‌نهایت عاشق مجروح شود و خط سیر زندگی‌اش عوض شود و مسیر پیرنگ و داستان را عوض کند، در‌آن‌صورت، این «بارش باران» یک «حادثه‌ی داستانی» محسوب می‌شود.

همین مثال را می‌توان برای انواع حوادث زد؛ مثل: وزیدن باد، تصادف چند خودرو و... .

🎯 تمرینِ نوشتن پیرنگِ «حادثه‌محور»:

در این تمرین، یک پیرنگ کلاسیک با پایان بسته بنویسید. اما برای نوشتنش اول یک حادثه‌ی داستانی جذاب را برای خودتان انتخاب کنید و بعد بر اساس آن حادثه‌ی داستانی، سایر عوامل و عناصر پیرنگتان مثل شخصیت‌ها و روابط بین آن‌ها و... را بنویسید. این نوع پیرنگ‌نویسی را «پیرنگ‌نویسی ِ حادثه‌محور» می‌گوییم که در مقابل «پیرنگ‌نویسیِ شخصیت‌محور» قرار دارد.

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

🎯ساختار داستانک

غالب داستانک‌ها ساختاری شبیه پیرنگ کلاسیک بسته یا حتی خرده‌پیرنگ دارند.
داستانک از لحاظ طول بسیار کوتاه است؛ بنابراین در آن خبری از جزییات نیست.
داستانک می‌تواند شبیه داستان کوتاه، قصه یا حکایت و افسانه هم باشد.

ساختار داستانک این‌گونه است که متنی کوتاه و پیرنگ‌وار همسو در ۳/۴ ابتدای آن نوشته می‌شود و ناگهان در ناحیه‌ی ۱/۴ آخر داستانک، عنصر «غافلگیر‌کننده‌ای» وارد متن می‌شود که کاملاً غیر‌همسو با ۳/۴ بخش اول آن است.
به‌خاطر همین خاصیت، داستانک می‌تواند حالت شوکه‌کننده، طنز، ابزورد و سایر سبک‌های مشابه را پیدا کند.

🎯 نمونه‌هایی از داستانک‌های مختلف در زیر آورده می‌شود.
آیا شما هم می‌توانید داستانک‌هایی بنویسید که زیبا یا بسیار غافلگیرکننده اما در موجزترین طول و اندازه باشند؟

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

🎯 چطور می‌نویسم؟

قبل از شروع نوشتن داستان به‌طور ناخودآگاه شاید دو یا سه موضوع کلی در ذهن داشته باشم. دو سه روز قبل از شروع نوشتن داستان آگاهانه یکی از این دو سه موضوع کلی را انتخاب می‌کنم. البته قبل از انتخاب موضوع به حال و فضای رمان فکر می‌کنم و آن را در ذهن مجسم می‌نمایم.

مثلاً امروز کمی آفتابی است و ممکن است مرا به‌ یاد بهار بیندازد. شاید به‌ یاد بعضی از شهرهای ایتالیا بیفتم. شاید هم بعضی از شهرهای فرانسه و یا ایالت آریزونای آمریکا در ذهنم مجسم شود. به این ترتیب آرام‌آرام حال و فضا، مکان و بعضی از آدم‌های رمان در ذهنم شکل می‌گیرد. آدمها را یا از میان کسانی که می‌شناسم انتخاب می‌کنم و یا کاملاً ساختۀ ذهن خودم است، و یا ترکیبی است از هردو. بعد دوباره آن مضمونی که قبلا به آن فکر کرده بودم سراغم می‌آید و همه چیز، آدمها، حال و فضا، و مکان را زیر پروبال خود می‌گیرد. آدم‌های داستان همان مشکلی را دارند که من در ذهن داشته و با آن دست به گریبان بوده‌ام. حاصل جمع تمام این‌ها رمان را تشکیل می‌دهد.

این‌ها حدود دو روز قبل از شروع داستان در ذهنم شکل می‌گیرد. زیرا مقدمات کار که فراهم شود دیگر نمی‌توانم زیاد صبر کنم. این است که فردای آن روز کارت‌های مخصوص و دفترچه راهنمای تلفن را برای پیدا کردن اسامی برمی‌دارم. بعد از آن سراغ نقشۀ شهر داستان می‌روم تا دقیقاً جای وقوع حوادث داستان را ببینم. دو روز بعد شروع می‌کنم به نوشتن. معمولاً تمام رمانهایم به يک شکل آغاز می‌شود. یعنی در ابتدا با مشکل ساختاری رمان روبرو هستم. مشکلاتی از این نوع که در این داستان مردی داریم با این خصوصیات و زنی که اینگونه است، محیط اطراف آن‌ها هم چنین محیطی است، حالا چه اتفاقی باید برای آن‌ها بیفتد که پی به محدودیت‌های خود ببرند و نخواهند پا از گلیم خود بیرون بگذارند؟ خب این مشکلی است که من باید حل کنم. بعضی اوقات حادثه خیلی ساده است. یک اتفاق ساده می‌تواند زندگی آنها را عوض کند. بعد از فکر کردن به تمام اینها شروع می‌کنم رمان را فصل به فصل نوشتن.

قبل از اینکه برای شروع چیزی دربارۀ حوادث داستان بدانم، روی کارت فقط اسم آدم‌ها، سن و اعضای خانواده آن‌ها را ثبت می‌کنم. چیزی دربارۀ حوادثی که بعداً در داستان اتفاق می‌افتد نمی‌دانم. اگر همه‌چیز را از قبل بدانم دیگر رمان برایم جالب نیست. بعد درست شبی که می‌خواهم فردای آن رمان را شروع کنم حوادث فصل اول در ذهنم مجسم می‌شود. بعد از آن فقط یک روز قبل می‌دانم در فصل بعد چه اتفاقی می‌افتد و همین‌طور تا آخر داستان. بعد از شروع، هرروز يک فصل از رمان را می‌نویسم. بی‌این‌که حتی روزی وسط آن وقفه بیفتد. این روال استثنا برنمی‌دارد. چارۀ دیگری نیست. باید خودم را در حال و فضای داستان نگه دارم. مثلاً اگر ۴۸ ساعت مریض شوم باید فصل‌های قبل را دور بریزم و اگر چنین اتفاقی بیفتد دیگر سراغ آن نمی‌روم.

نویسنده: ژرژ سیمنون

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

🎯با خود حرف‌زدن

صاحب قنادی داشت از پله‌ها پایین می‌رفت تا کار قناد جدیدشان را ببیند. صدایی از پایینِ پله‌ها به گوشش رسید. انگار قناد داشت با کسی حرف می‌زد!
به سرعت قدم‌هایش افزود. قناد را دید که دارد با خودش حرف می‌زند. تندو‌تیز به بالای پله‌ها برگشت و با همسرش تماس گرفت و گفت: «این قناد دیوانه است. زودتر عذرش را بخواه.»
فردای آن‌ روز قناد رفت. زن داشت آشپزی می‌کرد که دستش را سوزاند و شروع کرد یک‌ریز با قابلمه، کف‌گیر و ملاقه دعوا‌کردن، پشت هم زیر‌لب شکایت کردن.
شوهرش همان‌موقع به خانه آمد و دید که زنش دارد یک‌نفس با خودش حرف می‌زند!

نویسنده: شبنم ماهری (هنر‌آموز دوره‌های نویسندگی)

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

ترس از نوشتن

ترس از نوشتن هم یکی دیگر از ترس‌هایی است که در کشور ما مدام بر آن دامن زده می‌شود، ‌به‌جای برطرف‌ کردنش و همه ما هم در این دامن‌زدن نقش داریم. نه فقط به دلایل مختلف جلو بچه‌ها و جوان‌هایمان را می‌گیریم، که حتی به‌عنوان منتقد و نویسنده هم مدام طوری وانمود می‌کنیم که انگار نوشتن یک موهبت است، ‌یا توانایی بخصوصی که فقط عده بسیار معدودی از آن برخوردارند.
بله، شاید این کار هم مثل خیلی کارهای دیگر از عهده همه‌کس برنیاید، اما موهبتی هم نیست که فقط عده معدودی داشته باشندش. آدم‌های زیادی دیده‌ام که میل به نوشتن داشته‌اند، اما ترسیده‌اند از این کار و متاسفانه یک دلیل مهمش عکس‌العمل دوستان و نزدیکان بوده است. همه‌مان انگار دیده‌ایم که جامعه‌مان به‌طور کلی و دوستان نزدیکمان به‌خصوص، از این جهت چقدر بی‌رحمند. منتظرند کسی چیزی بنویسد (یا اصولا کاری خارج از قاعده بکند) تا او را سرکوب کنند. درحالی‌ که دیده‌ایم که کسانی چیزهای خوبی (داستان، ‌خاطره، یا حتی اگر شده یادداشت) نوشته‌اند، اما جرات نشان‌دادنش به دیگران را پیدا نکرده‌اند یا ماجراهای زیادی را شاهد بوده‌اند و خاطرات جذابی برای تعریف‌کردن دارند، اما هیچ‌وقت جسارت آن را نداشته‌اند که اینها را بنویسند و منتشر کنند، یا دست‌کم به کسی نشان دهند. بدتر اینکه اغلب جرات نمی‌کنند همان خاطرات و ماجراهای جذاب را، دست‌کم به‌عنوان خاطره، روی کاغذ بیاورند، تا احیانا اگر ارزش انتشار داشت، کسانی واسطه چاپشان شوند.
چرا؟ چون ما، همه ما، دیگری را ترسانده‌ایم، از هر کار تعریف‌نشده و خارج از انتظاری، ترسانده‌ایم هم‌دیگر را، با سختگیری‌هایمان و با انتظار کارهای عالی و بی‌نقص‌داشتن. هر کاری هم که می‌خوانیم، ‌از هرکس و در هر شرایطی هم، می‌گوییم: ‌این چی بود؟ و بعد می‌گوییم که نه، این کجا و انتظارات‌ ما از نوشتن کجا.
اینها را علاوه کنیم به تمام منع‌های خانواده‌ها که بچه‌هایشان را دور می‌کنند از نوشتن و کارهای مثل آن و ببینیم که این ترس‌ها از همان وقت‌ها شروع می‌شوند و در ما رشد می‌کنند و ما هم آن را به دیگران انتقال می‌دهیم تا وضعیتمان همین بشود که بسیاری از وقایع کشور نانوشته و بسیاری از تجربیات آدم‌ها فقط در حد شفاهی باقی بمانند، انگار که ما هنوز همان جامعه شفاهی چند دهه قبلیم و نوشتن هم فقط کار آدم‌های برگزیده. نه‌انگار که جامعه‌ای وجود دارد که قدرت انتخاب دارد و لازم نیست ما پیشاپیش آن را از انتخاب و خواندن آنچه که ممکن است برایش قابل‌توجه باشد، ‌محروم کنیم و طبعا لازم هم نیست منتظر تایید مثلا منتقدهایی باشیم که هیچ‌وقت و هیچ‌چیز را تایید نمی‌کنند، مگر برای نمایش اینکه آنها هم الگوهایی برای ارایه دارند.
جامعه ترس‌خورده ما خیلی کارها باید بکند تا از ترس‌هایش رها شود، یکی‌اش هم همین نترسیدن از نوشتن است در کسانی که ماجرا و حرف جذابی برای روایت دارند.

حسین سناپور

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

نوشتن یعنی عملِ حرکت.
نوشتن یعنی تعهد به حرکت کردن و پیش رفتن، نه ماندن و نشستن سر جامان. نوشتن هم قایق است و هم بادِ در بادبان. حتی در روزهایی که به نظر می‌رسد باد الهامی در کار نیست، حرکتی به جلو و پیشرفت هست.
پیشرفت، حتی پیشرفت با گام‌های کوچک، همان چیزی است که نوشتن دربارۀ آن است.
نوشتن، مکان تحول، مکان کیمیاگری روحی است.
ما هر چه را که زندگی به ما عرضه کرده برمی‌داریم و از آن پیزی مس‌سازسم.
گاهی آن یک سوپ ساده است. گاهی ضیافت حسابی است. گاهی فقط تکه استخوانی برای جویدن است. اما همیشه چیزی هست که بتوانیم هضم کنیم.
نوشتنِ روزانه، نوشتن صرفاً برای نوشتن، مثل نگه داشتن قابلمه‌ای سوپ کنار اجاق است: همیشه آن‌جاست، آمادۀ چشیدن، همیشه آمادۀ اینکه چیزی به آن افزوده شود، همیشه مقوی و مغذی، خوش‌طعم و نیروبخش و حیات‌بخش.
نوشتن روزانۀ شما هم مثل سوپ قرار نیست پرملات باشد. چند مادۀ اولیۀ ساده کفایت می‌کند.
صداقت، مشاهده و قوۀ تخیل، سه مادۀ اولیۀ اصلی هستند. آن‌ها سوپ را می‌سازند، غذای اصلی و اولیه‌ای را می‌سازند که بقیه‌اش از آن‌جا می‌آید و به آن افزوده می‌شود.
ما به جایی که هستیم نگاه می‌کنیم.

جولیا کامرون

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

نویسندگی کاری لذت‌بخش است، اما خیلی از ما که در آغاز راه نوشتن هستیم، گاهی از استعداد و عزم خودمان ناامید می‌شویم، به این فکر می‌افتیم که چرا از نوشتن آن‌چنان‌که باید لذت نمی‌بریم؟ چرا نوشتن انقدر به ذهن ما فشار می‌آورد، چرا اغلب نوشته‌هامان ملال‌آور و بی‌رمق می‌شوند؟

پیشنهاد می‌کنم چنین متنی را بچسبانید جلوی میز کارتان:

«لازم نیست تمام گام‌هایی که برای نوشتن برمی‌دارم لذت‌بخش باشد، من فقط باید به انجام این گام‌ها متعهد باشم.»

آنی سکستون می‌گوید: «گاهی ۱۰ صفحه چرندیات محض می‌نویسم تا به یک جملۀ خوب برسم.»

هیچ‌کسی حوصلۀ نوشتن ده‌ها صفحه چرندیات بیهوده را برای رسیدن به یک جملۀ خوب ندارد، اما این بهایی است که باید برای عشق به نوشتن بپردازیم.

شاهین کلانتری

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

تمرین برای شروع داستان


در زیر چندین شروع داستان از متن رمان‌ها و داستان‌ها آورده شده است. در گروه داستان‌خوانی و تمرینات مرکز مطالعات بنویسید که هر‌ یک از آن‌ها از چه نوع کلیِ شروع داستان هستند؟ ناگهانی؟ تعجبی؟ سؤالی؟ توصیفی؟ صدا‌دار؟ سایر (با توضیح درباره‌ی آن):


🎯 بعد از بیست سال مرتضی در همان اولین روزی که دوباره وارد زادگاهش شد، به جرم کشتن یک قو (او را دیده بودند که قوی مُرده‌ای را از پاها گرفته؛ گردن بلند قو آویزان بود، نوک قو روی سفیدی برف خط می‌انداخت) بازداشت شد.

استخری پر از کابوس اثر بیژن نجدی

🎯 با این که پدر طاهر تصمیم گرفته بود که هرگز لباس سیاهش را در نیاورد، یک بعدازظهر تابستان، مردم دهکده او را دیدند که پیراهن آبی کهنه‌ای پوشیده است و به طرف رودخانه می‌رود.

تاریکی در پوتین اثر بیژن نجدی



🎯 حرف تمامی نداشت. حتی شکستن آیینه‌ی بالای طاقچه هم هیاهو را کم نکرد. تکه‌های آیینه را جمع کردند.

خدو اثر فریبا وفی



🎯 روزی که زن رفت توی صورت مرد تف بیندازد، یک روز ابری بود.

کمین اثر فریبا وفی

🎯 بگو امروز کی رو دیدم سبزه‌میدان؟... فرهاد رو.
حتی پدرم با همه‌ی توداری، کنجکاوِ حرفِ مادرم می‌شود؛ از نگاهش معلوم است.

قصه به سر نمی‌رسد اثر کیهان خانجانی

🎯 در زندگی زخم‌هایی هست که مثل خوره روح را آهسته و در انزوا می‌خورد و می‌تراشد. این دردها را نمی‌شود به کسی گفت‌. چون باور نمی کنند.

بوف کور اثر صادق هدایت


🎯 کتی یک هیولای اخلاقی و شیطانی‌ترین شخصیت این رمان است که سال‌ها قبل والدین خود را کشته است و زندگی ننگین خود را شروع کرده است.

شرق بهشت اثر جان اشتاین‌بک

🎯 مادرم یک کلبه‌ی چوبی لب دریاچه داشت. حوالی همان جایی که جسدها کشف شد.

گمشدگان اثر دن‌شاون


🎯 احتمالاً نمی‌توانست این را که دقیقاً چرا آن اتفاق افتاده بود یا چرا دقیقاً آن‌موقع اتفاق افتاده بود بگوید.

برف خاموش، برف مرموز اثر کنراد ایکین


🎯 همه چیز از وقتی شروع شد که ۱۲ سالم بود.
من بزرگ اثر دن شاون

🎯 هنگام غروب، ارمولای شکارچی و من رهسپار یک کمین شبانه شدیم ولی بسیار محتمل است که همه‌ی خوانندگان من ندانند کمین شبانه چیست.

ارمولای و زن اسیابان اثر ایوان تورگنیف


🎯 ایزابل پِروین منتظر شنیدن دو صدا بود: صدای چرخ از خیابان و صدای پای شوهرش از سرسرا.

مرد نابینا اثر دیوید هربرت لارنس


🎯 نقصیر دایه بود، اولین بار بود که بو برده بود.

آقای فریدمان کوچک اثر توماس مان


🎯 همیشه در خودکشی‌هایم نا‌موفق بوده‌ام.

وقتی که یک اثر هنری بودم اثر اریک امانوئل اشمیت

🎯 چه آشوبی! چه آشوبی! باید افکارم رو منظم کنم. از زمانی که آنان زبانم را بریده اند.

مرتد آلبر کامو

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

یک شروع بی‌نظیر و خلٌاقانه:

در یک تلاش مذبوحانه برای فرار از عادت همیشگی دست به قتل کلماتم زدم و بعد فقط نظاره‌گر مورچه‌های کارگر شدم که خودم هم از همان قماش هستم. تا قبل از قتل کلمات گمانم این بود که می‌شود از دل داستان‌هایم، شخصیت‌های محبوب بیافرینم. اما دریغ از یک واوِ باشخصیت. تمام داستان‌ها و شخصیت‌هایم مبتذل و در‌عین‌حال ساده‌لوح بودند. به‌غیر‌از او. اسم او نام تمام زنان تنهای قصه‌های نانوشته ام بود. زنی که نمی‌توانم تصور تنهایی بی‌حد‌وحصرش را گوشه اتاق ۱۰۶ خانه سالمندان از ذهنم دور کنم؛ نمی‌توانم بفهمم که چطور تنها شد. شاید چون می‌ترسم. می‌ترسم واقعی شود و از بین خطوط دفترم به زندگی ام چنبره بزند.

نویسنده: سولماز قهرمانی (هنرآموز مرکز مطالعات)

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

🎯 دانیل استیل، نمونه‌ای از نویسند‌‌گان پُر‌کار

خانمِ دانیل استیل (۷۵‌ساله)، رمان‌نویسِ مشهورِ آمریکایی، تا کنون ۱۹۰ عنوان کتاب نوشته و منتشر کرده‌ است، که ۱۴۱ تاشان رمان‌اند.
او پرفروش‌ترین نویسندۀ زندۀ جهان است.
می‌گوید رازِ این‌که توانسته سالی هفت کتاب بنویسد این است که فقط چهار ساعت در شبانه‌روز می‌خوابد.
خانمِ استیل اعتقادی به تایپِ کامپیوتری ندارد و آثارش را هم‌چنان با همان ماشین‌تحریرِ قدیمیِ المپیا (تایپ با این مدل ماشین‌تحریر کمی سخت است و نیاز به فشار و خویش روی شاسی‌ها دارد)، مدلِ ۱۹۴۶، تایپ می‌کند.
وی بیش از ۳۵۰ میلیون دلار ثروت دارد.
خانمِ استیل پنج بار ازدواج کرده و نُه فرزند دارد!

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

🎯 چند شروع ناگهانی و پرکشش در داستان‌های روسی


🎯 کتاب «یادداشت‌های زیرزمینی» اثر «فیودور داستایُفسکی» با این جملات شروع می‌شود:

«من آدم خبیثی هستم، آقایان!... اصلاً راحتتان کنم؛ مریضم. هیچ جذابیتی هم ندارم. غلط نکنم کبدم هم مشکل دارد. بااین‌همه سر سوزنی از دردهام سر در نمی‌آورم و حقیقتش نمی‌دانم دقیقاً چه مرگم هست.»


🎯 جمله‌ی آغازین «شب‌های روشن» اثری دیگر از «فیودور داستایُفسکی»: 

«شب کم‌نظيرى بود، خواننده‌ی عزيز! از آن شب‌ها که فقط در شور شباب ممکن است. آسمان به‌قدرى پرستاره و روشن بود که وقتى به آن نگاه مى‌کردى بى‌اختيار می‌پرسيدى آيا ممکن است چنين آسمانى اين همه آدم‌هاى بدخلق و بوالهوس زير چادر خود داشته باشد.»   


🎯 شروع «آنا کارنینا»ی لئو تالستوی:
«خانواده‌های خوش‌بخت همه مثل هم‌اند؛ امٌا خانواده‌های بد‌بخت هر کدام داستانِ متفاوتی برای خود دارند.»


🎯 جمله‌ی آغازین یادداشت‌های شیطان اثر لیانید آندریِف:

«امروز درست دهمین روزی است که من به هیأت انسان درآمده‌ام و سرگرم این زندگی زمینی هستم.»

نویسنده: پریسا سلیمی‌نژاد (هنرآموز مرکز مطالعات)


🎯 تمرین:
یک شروع داستانی‌ را با حادثه‌ی داستانیِ پُر‌کشش خلق و طراحی کنید و آن را به گروه داستان‌خوانی و تمرینات مرکز ارسال کنید.

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

🎯 همراهی یک دفترچه‌ی کوچک یا موبایل


اکنون، یک دفترچه‌ی مناسب که قابل حمل هم باشد، مثلاً یک دفتر‌چه‌ی سیمی که در جیبتان یا کیفتان قابل حمل باشد، انتخاب کنید و آن‌را همه‌جا در دست یا در جیب و کیف خود حمل کنید یا یک موبایل با قابلیت‌های تایپ مناسب.

هر‌جا، بارقه‌ی ذهنی یا ایده‌ی جنینی‌ای به‌ ذهنتان رسید، خیلی‌سریع و قبل‌از آنکه فراموش شود، داخل آن دفترچه یا در اپلیکیشن موبایلتان بنویسید.

اگر فرصت مناسب بود، همان موقع یک پیرنگ ۱۰۰ الی ۳۰۰ کلمه‌ای برای آن ایده در همان دفترچه یا موبایل بنویسید. اگر‌هم فرصت، مکان و زمان ایجاب چنین‌کاری نکرد و یا در محل مناسبی نبودید، در اولین فرصت ممکن چندین پیرنگ مناسب به‌زمان حال ساده (مضارع اخباری) برای آن ایده‌ی جنینی بنویسید.
اگر هم نوشته‌ی شما از نوع داستان نبود و نا‌داستان، روایت، خاطره یا گزارش بود، مانند گزارش‌نویسی آن‌را بنویسید؛ اما با جملات کوتاه و بریده‌بریده تا طولانی‌شدن زمان باعث فراموشی کل پیرنگ داستان کوتاه شما یا حتٌی طرح اصلی نا‌داستان یا روایت شما نشود.


دائم قلم‌به‌دست باشید؛
دائم دفتر و موبایل‌به‌دست باشید؛
دائم بنویسید؛
حتی یک جمله‌ که ایده‌ای برای پیرنگ یا طرح داستان یا نا‌داستان آینده‌ی شما باشد.


بنویسید؛ بنویسید؛ مدام بنویسید؛ چون شما از هم‌اکنون مسلح به سلاح قلم و دفترچه و ابزار تایپ در خواب، بیداری، استحمام، هنگام خرید و... هستید؛ سلاحتان هم پر‌ از فشنگ است.
کسی که سلاح پرفشنگ دارد، دلیلی برای شلیک‌نکردن، ندارد.

می‌توانید پیرنگ‌ها یا طرح‌های اصلی خود را به آیدی من ارسال کنید تا آن‌ها را برای بررسی اساتید مرکز مطالعات ارسال کنم.
اگر هنوز درس‌ها و نکات داستان کوتاه‌نویسی را نمی‌دانید یا ابهام و سؤال دارید، به درس‌های قبلی در کانال مرکز مطالعات رجوع کنید.

یادتان باشد که پیرنگ باید کوتاه و مختصر باشد: بین ۱۰۰ الی ۳۰۰ کلمه و نه بیشتر!

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

چند نمونه از واژه‌های اصیل فارسی در کتاب فرج بعد از شدت

«آهو: عیب
اُستره: تیغ دلاکی
ازدر: لایق
بزغسمه: جُل‌وزغ
بُستاخ: جسور، گستاخ
بیوسیدن: انتظار داشتن
تیم: کاروانسرا
خارخار: خواهش و وسوسه
خام‌پوستی: ابلهی
خایسک: پتک آهنگری
خیُو: آب دهان
دستبرد: هنر، مهارت
دکان: سکو
دیریاز: طولانی
درازشاخ: گاو
رسته: صنف، بازار
سپیدکاری: دورویی
شوخ: چرک
گران‌دستی: تأخیر
گربه در انبان داشتن: کنایه از مکر و حیله
مُردریگ: میراث
موزه: پای‌افزار
نامزیده: ناچشیده
نماز آوردن: سجده کردن
نماز پیشین: ظهر
نماز دیگر: عصر
نَوانش: جنبش، خمیدگی
نهالی: بستر
نیوشیدن: شنیدن
هرزه‌لا: یاوه‌گو
همبری: برابری
همیان: کیسه‌ی پول
هنجار: طریق، مقصد، قاعده
هنگامه: غوغا، معرکه.»

برگرفته از پیشگفتار برگزیده‌ی فرج بعد از شدت، تألیف حسن ابن اسعد دهستانی، تصحیح و فهارس از دکتر اسماعیل حاکمی، انتشارات توس، چاپ اول، ۱۳۷۲

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

چیزی که من از نوشتن می‌دانم این است که برای انجامش نیاز به حوصله نداری.
حوصلۀ نوشتن داشتن، مثل حوصلۀ عشق‌ورزی داشتن، تجملی است. همین‌که نوشتن را شروع کنید، اولین جمله هرچقدر هم که محتاطانه و ناشیانه باشد، می‌تواند به آرزوی کمی بیشتر پیش رفتن بینجامد.
وقتی ما از نوشتن یک کوه می‌سازیم، انجام دادنش مشکل می‌شود. وقتی می‌بینیم کار نوشتنمان به صورت کوهی بزرگ درآمده، باید یاد بگیریم که معامله کنیم.

جولیا کامرون

Читать полностью…
Subscribe to a channel