masomehabedini | Unsorted

Telegram-канал masomehabedini - رویای پروانه شدن

5883

«هیچ‌ دیدگاهی را بدونِ تأمل و تعمق نپذیرید حتی آن‌چه که این‌جا بیان می‌شود. »در انتشار مطالب امانتدار باشیم https://t.me/Parvanehbiprva1 لینکِ گروه

Subscribe to a channel

رویای پروانه شدن

══ 💜 ══ ❥

🟪 نـور درون • خودشنـاســی
◉
Noore•darooni

▪️▪️

Читать полностью…

رویای پروانه شدن

آنگاه دامون گفت اگر به تو بگویم که
چشم‌هایت را ببندی و به
این واژه‌هایی که می‌گویم بیاندیشی
ممکن است که فریبِ کلماتِ مرا بخوری؛
و نمی‌خواهم که چنین شود ، نمی‌خواهم فریبِ واژگان را بخوری.
اگر بگویم چشم‌هایت را باز بگذار و سِر و اسرار را بخوان و بیاندیش
پس ژرفنایِ وجودت و لمحات
آن را چگونه لمس خواهی کرد؟!





#معصومه_عابدینی🦋
@MasomehAbedini

Читать полностью…

رویای پروانه شدن

بهترین جنگجویان کسانی هستند که به اندازه کافی شجاع هستند تا همه چیز را احساس کنند.

بهترین جنگجویان دارای نواقص انسانی و آسیب‌پذیرند. بهترین جنگجویان درد را می‌شناسند، اشک را چشیده‌اند و هزاران بار تاریکی را بوسیده‌اند. بهترین جنگجویان در گودال‌های ناامیدی سقوط کرده‌اند اما هرگز پایین نخواهند ماند.

آنهایی که شکسته شده‌اند، اما جسورانه در شعله‌های تمام مزخرفات و معضلاتی که حل نشده‌اند، می‌رقصند.

آنهایی که مانند نیلوفر آبی - شجاعانه و زیباتر از همیشه - با وجود همه چیز، از گل‌آلودترین لجنزار شکوفا می‌شوند.

آنهایی که از درد هنر می‌سازند.

ما آتش هستیم. ما پیشرفت هستیم. ما مرگ نظام کهنه‌ایم. ما سرزندگی نفس‌گیر بهاریم، همان راه ناممکن که با آن همه چیز به زندگی بازمی‌گردد.

ما به زمین، به جادو، به هر آنچه پرورش‌دهنده و خردمندانه است باز می‌گردیم.

ما آزادی را انتخاب می‌کنیم، وقتی موانع آنقدر بزرگ و خردکننده هستند که آزادی حتی ممکن به نظر نمی‌رسد.

Sarah L. Harvey


@MasomehAbedini🦋

Читать полностью…

رویای پروانه شدن

🍃


@MasomehAbedini🦋

Читать полностью…

رویای پروانه شدن

▫️

نمی‌دانم اولین بار چه کسی در گوش ما  
   خواند که باید همیشه برنده باشیم!

در واقع به ما آموختند که با برنده شدن   
   چیزهای زیادی را به دست می‌آوریم،
    مثل محبت، تحسین، توجه، احترام.

   همین شد که ما از باختن ترسیدیم و
   به گمانم بازنده شدن ترسناک نیست،
  آنجا ترسناک می‌شود که اراده‌ی دوباره   
      بلند شدن را از دست می‌دهیم و
        خودمان را سرزنش می‌کنیم.

دروغ چرا ، صادقانه می‌گویم که
من بیشتر باخته‌ام تا برنده شوم و با
هربار باختن چیزهایی را از دست داده‌ام
آدم‌هایی را...

این باختن حقیقت زندگی‌ست ، مثل مرگ  
    که تلخ است اما واقعیت جهان است.

  دیگر برایم مهم نیست که وقتی برنده 
  می‌شوم کسی باشد که حلقه‌ی گُلی به
گردنم بیندازد و یا اگر ببازم، طردم کند.

    حالا می‌دانم که تنهای تنها باید با
    حقیقتِ برد و باخت کنار بیایم و   
      برآیندش می‌شود زندگی من!


    
                       📗 اضطراب منزلت
                       ✍️ آلن دوباتن

@MasomehAbedini🦋

Читать полностью…

رویای پروانه شدن

کدام پیشروتر است
دل یا ذهن ؟!
چو نیکو بنگری هیچ یک...!

ذهنی که از دل فرمان می‌گیرد، یا به عبارتی ساده‌تر فرمانبردار دل است.
و دلی که در ژرفناهای خرد و تعقل مأوا گرفته‌است.
به بیانی ساده‌تر می‌توان گفت که اشتیاق بیش از حدِ قلبی حماقت است و منطق بیش از حدِ ذهن نیز کوری و بلاهت...
بنابراین می توان چنین گفت که خردِ راستین حرکت آورنگ وارِ میان ذهن و دلِ آدمیزاد است، آونگِ زمان اگرچه پیوسته در حرکت است اما همیشه ساکنِ بی‌زمانیِ محض و به قدرِ کافی نیز کفه ترازوی آن متعادل است و بر وزنِ بی‌وزنی می‌رقصد و نه الزاما به صورتی افراطی به یکی از این دو  دل یا ذهن چسبیدن میلِ اوست؛ و ماحصلِ همراستایی دل و ذهن خردی روشن و بیدار است .



#معصومه_عابدینی🦋
@MasomehAbedini

Читать полностью…

رویای پروانه شدن

تفاوت بین ضطراب سالم و اضطراب ناسالم ...

آن دسته از اضطراب‌هایی است که در حل مسائل به شما کمک می‌کنند؛ و منجر به اقدامی عملی می‌شود. این راه حل فقط در شرایط فعلی  شما مقدور است. حالا از کجا متوجه شویم که نگرانی ما سالم است یا ناسالم؟

تصور کنید شخصی برای رفتن به مسافرت قبل از سفر به فکر تهیه نقشه راهنما، پر کردن باک بنزین، لباس مناسب فصل و لوازم شخصی باشد. ولی شخص دیگری قبل از رفتن به مسافرت علاوه بر موارد بالا به فکر  برداشتن زنجیر چرخ در فصل تابستان، جعبه کمک‌های اولیه، جعبه آچار مکانیکی، چمدان پر از لباس و غیره می‌باشد.مثال اول، نمونه‌ی اضطراب سالم یک فرد می‌باشد؛ و مثال دوم نمونه‌ی اضطراب ناسالم یک فرد می‌باشد.

@MasomehAbedini🦋

Читать полностью…

رویای پروانه شدن

آنگاه که بدن عصیان می‌کند…
گاهی بدن، پیش از آن‌که ما بتوانیم با زبان اعتراف کنیم، حقیقت را فریاد می‌زند.
آنجا که لبخند می‌زنیم اما درونمان خسته است؛ جایی که می‌گوییم «حالم خوب است» اما شب‌ها خواب از چشممان می‌گریزد؛ زمانی که همه‌چیز را تاب می‌آوریم، تا ناگهان بدن تصمیم می‌گیرد دیگر همراه این سکوت نباشد.

بدن عصیان نمی‌کند تا ما را مجازات کند؛
عصیان می‌کند تا شنیده شود.

سردردهای بی‌دلیل، تپش‌های ناگهانی قلب، سنگینی شانه‌ها، خستگیِ پایان‌ناپذیر، دل‌دردهایی که علت روشنی ندارند، بی‌خوابی، بی‌اشتهایی یا حتی پرخوری… گاهی همه پیام‌هایی هستند از بخشی از وجودمان که مدت‌ها نادیده گرفته‌ایم.

ما بارها به خودمان گفته‌ایم:
«فقط کمی دیگر طاقت بیاور.»
«اکنون وقتِ خستگی نیست.»
«نباید ناراحت باشم.»
«من باید خوشحال باشم »
«باید قوی بمانم.»
«ادامه بده نازنینم» !


اما بدن، زبانِ«باید» را نمی‌فهمد.
بدن فقط حقیقتِ اکنون را لمس می‌کند.

وقتی غم‌هامان را فرو می‌خوریم،
ممکن است در گلویمان گره شود.
وقتی خشم را انکار می‌کنیم، شاید در شانه‌هایمان سنگینی کند.
وقتی بیش از اندازه مسئوولیت ها را بر دوش می‌کشیم، بدن با خستگی ما را متوقف می‌کند. وقتی از خودمان دور می‌شویم، بدن آرام‌آرام راهِ بازگشت را یادآوری می‌کند.

گاهی نیاز است مکثی کرد؛
نه از سرِ ضعف،
بلکه از سرِ احترامِ به خودمان، به تمامیت وجودمان
به راه‌هایی که رفته‌ایم
حتی با پاهای زخمی

و باید از خودمان بپرسیم:
«چه چیزی در من شنیده نشده است؟»
«کدام احساس را مدام به فردا موکول کرده‌ام؟»
«از چه چیزی می‌گریزم که بدنم دیگر توانِ همراهی با من و آن را ندارد؟»

بدن، خانه‌ی ماست؛ معبدِ روح
خانه‌ای که روح مان سال‌ها در آن زندگی کرده‌است اما شاید کمتر به صدایش گوش داده‌ایم.
آن دور از ما نیست؛ همراهی وفادار است که وقتی صدایش از شنیدن بازمی‌ماند، با نشانه‌ها و دردهایش با ما سخن می‌گوید.

پس اگر روزی بدنتان عصیان کرد،
به‌جای سرزنش‌کردنش، لحظه‌ای کنارش بنشینید.
نفس عمیقی بکشید.
جرعه‌ای آب بنوشید.
به آن فضای استراحت بدهید
احساستان را صادقانه بنویسید.


چرا که بدن نمی‌خواهد شما را متوقف کند؛ و می‌خواهد شما را به خودتان بازگرداند.

گاهی شفا، از همان لحظه‌ای آغاز می‌شود که به جای نادیده‌گرفتنِ بدن، صدایش را می‌شنویم در بی قضاوتی و سکوت.


#معصومه_عابدینی🦋
@MasomehAbedini

Читать полностью…

رویای پروانه شدن

📕 #مرداب_روح
✍🏻 #جیمز_هالیس


@MasomehAbedini🦋

Читать полностью…

رویای پروانه شدن

@MasomehAbedini🦋

Читать полностью…

رویای پروانه شدن

عقابی که به اشتباه با مرغان خانگی رشد کرده، سال‌ها دانه‌چینی روی زمین را تقلید می‌کند؛ تا روزی که عقابی را در اوج آسمان می‌بیند و «اصل و ماهیت واقعی‌اش» را به یاد می‌آورد.
بیشتر ما در خوابِ عادت‌ها زندگی می‌کنیم، در حالی که آگاهی برتری در انتظار بیداری است.


🦋


@MasomehAbedini

Читать полностью…

رویای پروانه شدن

تصور کنید در اقیانوسی یخ‌زده شناورید؛ دستان و پاهایتان بسته است و با تمام وجود می‌کوشید بر میل به وحشت غلبه کنید. در یکی از تمرین‌های موسوم به «ضد غرق شدن»، یکی از نیروهای پیشین نیروی دریایی توانست با تمرکز بر تنفس آگاهانه – یعنی کنترل آگاهانه دم و بازدم – این وضعیت طاقت‌فرسا را تاب بیاورد.
گنجاندن چنین تمرین‌هایی در زندگی روزمره می‌تواند در لحظات استرس‌زا به تنظیم هیجانات، بهبود خلق‌وخو و مهار واکنش‌های غریزیِ «جنگ یا گریز» کمک کند و تأثیرات ژرفی بر ذهن و بدن بگذارد.



@MasomehAbedini🦋

Читать полностью…

رویای پروانه شدن

🎧۱۰ فایل صوتی
📗وقتی بدن نه می‌گوید!
👤گابور ماته
🔁 فهیمه بختیاری
🎙
رها...

Читать полностью…

رویای پروانه شدن

👌🏻🕊


@MasomehAbedini🦋

Читать полностью…

رویای پروانه شدن

«باید تصدیق کنیم همان‌گونه که در نهادِ هر انسانی برکه‌ای از اندوه نهفته است، کوهی از خشم نیز وجود دارد. خشم، واکنشِ برحقِ روان به جراحت‌های خویش است. ما این خشم را دقیقاً به این دلیل در ساحتِ ناخودآگاه نگاه می‌داریم که ابرازِ آن در امروز، مخاطراتی را زنده می‌کند که ابرازِ آن در گذشته به همراه داشت. ما ممکن است با "جسمانی‌سازی"، افسردگی یا آسیب رساندن به خود از طریق تصمیماتِ مسموم، این خشم را به سوی خویش بازگردانیم؛ یا ممکن است آن را به دیگران فرافکنی کنیم و بدین‌سان، کسانی را مجروح سازیم که در واقع، بدل‌های خاموشِ افرادی هستند که در گذشته توانِ رویارویی با آنان را نداشتیم. از این رو، خشم واکنشی بازتابی به "انقباضِ روان" است. به این اعتبار، خشم نه‌تنها بخشی از نظامِ دفاعیِ روان است، بلکه اِشراقی حیاتی است که اگر ردیابی شود، می‌تواند به شفایِ روان بینجامد.

خشم آنگاه که به واسطه‌یِ آگاهی استحاله یابد، به انرژیِ حیاتی بدل می‌شود؛ نیرویی که نه‌فقط برای شفا، بلکه برای پیشبردِ تمنیاتِ روان در دسترس خواهد بود. تا زمانی که ما با "زخم‌هایمان" هویت‌یابی کنیم، در وضعیتِ قربانی‌بودنِ خویش گرفتار می‌مانیم و تا بنِ گوش در سوپِ تلخِ غیظ فرو می‌رویم.»

— جیمز هالیس مرداب‌های روح


@MasomehAbedini🦋

Читать полностью…

رویای پروانه شدن

«صاحب‌نظر و متفکر ژرف‌اندیش و نقاد در جهان امروز به عنصری ناسازگار بدل شده است، و این امر هرگز تصادفی نیست. برای حفظ نظم موجود و اعمال مهار، ناگزیر باید روشنفکران، فرزانگان، فیلسوفان و دانشمندان را پیش از آنکه اندیشه‌هایشان مایه‌ی بیداری و آگاهی توده‌ها شود، به انزوا کشاند.»!

— کارل گوستاو یونگ


@MasomehAbedini🦋

Читать полностью…

رویای پروانه شدن

مدام می‌گویی نمی‌توانم؛ اما نمی‌نگری که این ناتوانیِ تو از رویِ ضعف و انفعال نیست ، ناتوانیِ تو ندیدن وجوه توانمندِ توست...



#معصومه_عابدینی🦋
@MasomehAbedini

Читать полностью…

رویای پروانه شدن

«تماشایِ ژرف...»

تماشایِ ژرف، هنرِ دیدنِ بی‌واسطه است نگاهی که در سکون ریشه دوانیده، اجازه می‌دهد که جهان، خودبخود نهانی اش را، معانی اش را آشکار نماید. در این دیدن، چشم، صرفاً ابزاری برای، بیننده در جهتِ نگاه کردنِ لحظه های پیش رو نیست، ذهن در خاموشی مأوای گرفته‌ و جهان، آیینه‌ای است بی‌پیرایه در خردی شفاف که حقیقتِ لحظه‌ها را بدون پرده‌پوشی بازتاب می‌دهد .
دیدنِ ژرف، عبور از سطحِ ظاهر و نفوذ به عمقِ معنای تجلیات است؛ جایی که جزء به جزء هستی داستانِ خویش و روایتی برای گفتن دارد و هر موجودیتی رازی شگرف در خود پنهان کرده است .


#معصومه_عابدینی🦋
@MasomehAbedini

Читать полностью…

رویای پروانه شدن

بسیاری از آموزه‌های معنوی که ظاهراً با شعارهای آرامش، رهایی و خودشناسی ارائه می‌شوند، در عمل نوعی خودمحوری پنهان را ترویج می‌دهند. این آموزه‌ها اغلب انسان را به درون خود می‌کشند، اما نه به منظور فهم عمیق‌تر از جهان و مسئولیت‌هایش، بلکه برای فاصله‌گیری از رنج دیگران و بی‌توجهی به واقعیت‌های بیرونی. در چنین چارچوبی، «رشد فردی» بهانه‌ای برای چشم‌پوشی از دردهای جمعی می‌شود.

هنگامی که معنویت به ابزاری صرفاً برای آسایش شخصی تقلیل یابد، دیگر نمی‌تواند بستری برای شکل‌گیری همدلی و نوع‌دوستی واقعی باشد. بسیاری از این رویکردها به افراد می‌آموزند که هر مسئله‌ی ناخوشایند را صرفاً با تغییر نگرش شخصی حل کنند، بی‌آنکه توجهی به ساختارهای ناعادلانه یا رنج‌های واقعی دیگران داشته باشند. در نتیجه، به جای تقویت حس مسئولیت اجتماعی، نوعی انزوا و بی‌تفاوتی را بازآفرینی می‌کنند.

از سوی دیگر، غنی‌سازی ذهن و روان با انبوهی از مفاهیم انتزاعی و تکنیک‌های خودمحور، چنانچه به عمل و ارتباط انسانی منجر نشود، می‌تواند به نوعی فرار از واقعیت تبدیل شود. ذهنی که صرفاً درگیر حفظ «حال خوب» خود است، به‌تدریج توان همدلی و مشارکت در بهبود جهان پیرامون را از دست می‌دهد. چنین وضعیتی نه‌تنها کمکی به رشد واقعی انسان نمی‌کند، بلکه او را از مهم‌ترین بعد انسانی‌اش، یعنی پیوند با دیگران، دور می‌سازد.

بنابراین، اگر معنویت قرار است معنایی اصیل داشته باشد، باید از مرزهای فردی عبور کند و با مسئولیت‌پذیری، همدلی و کنش اجتماعی گره بخورد. در غیر این صورت، آنچه به نام رشد درونی ارائه می‌شود، چیزی جز خودخواهی ظریفی نخواهد بود که در لایه‌ای از مفاهیم زیبا پنهان شده است.



@MasomehAbedini🦋

Читать полностью…

رویای پروانه شدن

روش اولیه این است که
هر آنچه که در زندگیت آمد را به عنوان غذایی برای مسیر معنوی استفاده کنی.

#رام_داس

@MasomehAbedini🦋

Читать полностью…

رویای پروانه شدن

علف‌های نورسته ،
به جای نمی آورند
درختانِ کهن را ...


#عباس_کیارستمی
@MasomehAbedini🦋

Читать полностью…

رویای پروانه شدن

گاهی شفا درست از همان‌جایی آغاز می‌شود
که به جای فرار و سرکوب، جسم و جان
در امنیت کامل در آغوش گرفته می‌شود.

💙🦋


@MasomehAbedini

Читать полностью…

رویای پروانه شدن

«تنها راز زندگی هر روز زیستن است
به تمامی زیستن و چیزی برای مرگ نگه نداشتن است.»

«یالوم می‌گوید از نظر فرهنگ شرقی زندگی هدف خاصی ندارد، بلکه زندگی رازیست که باید آن را زیست.»



@MasomehAbedini🦋

Читать полностью…

رویای پروانه شدن

#معرفی_کتاب 📚

کتاب مرداب روح به قلم جیمز هالیس، جایگاه و نقش تاثیرگذار رنج‌ها و سختی‌ها در رشد روحی انسان را مورد بررسی قرار داده و نشان می‌دهد در گذر از این رنج‌هاست که هدف، شان و عمیق‌ترین معنای زندگی بر انسان آشکار می‌شود.


@MasomehAbedini🦋

Читать полностью…

رویای پروانه شدن

به آن صدایی که مدام در سرت زمزمه می‌کند، به آن نجواگر پرحرف آگاه بمان ، تمرین کن که به همان فضای بسیطی باشی که آن‌چه مهمل است بتوانند از ساحت آن عبور کنند، تا آن‌چه باقی بماند خرد روشنی برای تصمیم گیری و هدایت درستِ درونی باشد...


#معصومه_عابدینی🦋
@MasomehAbedini

Читать полностью…

رویای پروانه شدن

واپسین روزهای تابستان...🌿
#زادگاه

Читать полностью…

رویای پروانه شدن

وقتی رابطۀ یک فرد بالغ به انتها می‌رسد، مهم‌ترین منبع تأمین‌کنندۀ ارزشمندی درونی او این نیست که دیگری چقدر من را دوست دارد، بلکه این است که «من چقدر توانایی دوست‌داشتنِ دیگران را دارم».

اوتو کرنبرگ
مقالۀ ظرفیت عشق‌ورزی و موانع آن





@MasomehAbedini🦋

Читать полностью…

رویای پروانه شدن

‍ در روان‌شناسی یونگی، «مرحله‌ی سوفیا» (سوفیا‌-‌مرحله) برتر و پخته‌ترین تجلیِ آنیما ــ یعنی حضورِ زنانه‌ی درونی در روانِ مرد ــ است. مراحلِ آغازینِ تحولِ آنیما غالباً با «فرافکنی» شکل می‌گیرند؛ بدین‌گونه که آنیما در قالبِ شیداییِ رمانتیک، ایدئالِ اراتیک (شورمندانه)، تلاطماتِ عاطفی یا فداکاری‌های اخلاق‌گرایانه نمودار می‌شود. در این مراحل، آنیما «در دنیای بیرون» و در پیوند با زنی دیده می‌شود که جادویی، خطرناک یا نجات‌بخش به نظر می‌رسد. اما در مرحله‌ی سوفیا، این فرافکنی فرو می‌پاشد. مرد از فانتزی‌ها دست می‌کشد و درمی‌یابد ویژگی‌هایی که همواره در پیِ آن‌ها بوده است ــ یعنی شهود، خلاقیت، عمقِ عاطفی و پذیرا بودن ــ همگی به صورتِ بالقوه در درونِ خودش نهفته بوده‌اند.

«سوفیا» که از واژه‌ای یونانی به معنای «حکمت» وام گرفته شده است، به معنای احساسات‌گرایی نیست، بلکه مظهرِ «اقتدارِ درونی» است. به بیانِ یونگی، این مرحله‌ای است که در آن، آنیما به‌جای آنکه نیرویی گسیختگی‌آفرین باشد، به پلی به‌سوی ناخودآگاه بدل می‌شود. او به‌جای اغواگری، اندرز می‌دهد و به‌جای ایجادِ تزلزل، جهت‌بخشی می‌کند. او به روان یاری می‌رساند تا به‌سوی «تمامیت» (Wholeness) حرکت کند.

این مرحله نشان‌دهنده‌ی بلوغِ روانی است، زیرا مستلزمِ «تواضع» است. فرد باید با توهماتِ خویش روبه‌رو شود، از تصاویرِ آرمانیِ زنان دست بشوید و ابعادِ عاطفی و شهودیِ خویشتن را یکپارچه سازد. بدونِ این یکپارچگی، فرد دوپاره باقی می‌ماند؛ یا بیش‌از‌حد با کنترلِ عقلانی هویت‌یابی می‌کند و یا برعکس، مقهورِ احساساتِ خویش می‌گردد. با ظهورِ سوفیا، تعادل برقرار می‌شود: منطق و شهود با یکدیگر همکاری می‌کنند و «عمل» با «معنا» همسو می‌گردد.

بسیار مهم است درک کنیم که این فرآیند به معنای «نرم‌خوتر» یا منفعل‌تر شدن نیست؛ بلکه به معنای دستیابی به «انسجامِ درونی» است. کهن‌الگوی سوفیا دسترسی به تفکرِ نمادین، دنیای رؤیا، تأملاتِ اخلاقی و بینشِ خلاق را ممکن می‌سازد. او قوه‌ی قضاوت را صیقل می‌دهد، همدلی را ژرفا می‌بخشد و رابطه‌ی «ایگو» (منِ آگاه) با ناخودآگاه را به ثبات می‌رساند.

در الگوی یونگ، مرحله‌ی سوفیا نقطه‌ای است که در آن آنیما دیگر یک فرافکنی نیست، بلکه «حکمتِ تجسم‌یافته» است. نه فانتزی است و نه شیفتگیِ زودگذر؛ بلکه «یکپارچگی» است. و این یکپارچگی، همان رسالتِ حقیقیِ دورانِ بزرگسالی است.


@MasomehAbedini🦋

Читать полностью…

رویای پروانه شدن

وقتی اضطرابمان را پشتِ نقابِ «دلسوزی» پنهان می‌کنیم

در فرهنگ ما، معمولاً به آدم‌هایی که مدام نگرانِ عزیزانشان هستند، لقمه‌ی غذا را در دهانِ آن‌ها می‌گذارند و برای کوچک‌ترین مسائلِ زندگیِ آن‌ها برنامه‌ریزی می‌کنند، مدالِ «عشقِ بی‌قیدوشرط» می‌دهند. ما فکر می‌کنیم مادری که تا صبح بیدار می‌ماند تا فرزندِ بالغش از مهمانی برگردد، یا همسری که مدام به شریک عاطفی‌اش دیکته می‌کند که در محیط کار چگونه حرف بزند و با چه کسی رفت‌وآمد کند، یک انسانِ به‌شدت عاشق و دلسوز است.

اما اگر در اتاق درمان، این نقابِ زیبای «مراقبت» را کنار بزنیم، به یک حقیقتِ گزنده و کاملاً متفاوت می‌رسیم، بسیاری از این رفتارهای افراطی، اصلاً ریشه در عشق ندارند؛ بلکه برخاسته از «اضطرابِ مهارنشدنی» و «میل به کنترلِ جهانِ پیرامون» هستند.

بیایید به یک نمونه‌ی ملموس نگاه کنیم، فرض کنید شریک عاطفیِ شما فردا یک مصاحبه‌ی کاریِ مهم دارد. یک مراقبتِ سالم و بالغانه این است که به او بگویید: «من به توانمندی‌هایت ایمان دارم و اگر کمکی برای تمرین کردن خواستی، من اینجام.» اما اگر شما درگیرِ اضطرابِ پنهان باشید، شروع می‌کنید به دخالتِ قدم‌به‌قدم. لباس‌هایش را انتخاب می‌کنید، دیالوگ‌هایش را برایش می‌نویسید، مدام هشدار می‌دهید که «یادت نرود این حرف را بزنی» و اگر او مطابق میلِ شما رفتار نکند، به‌شدت عصبانی می‌شوید و می‌گویید: «من دارم برای موفقیتِ خودت حرص می‌خورم!»

چرا این کار را می‌کنیم؟ واقعیت این است که روانِ ما از «ناشناخته‌ها»، «احتمالِ شکست» و «رنج کشیدنِ عزیزانمان» وحشت دارد. ما چون نمی‌توانیم اضطرابِ درونیِ خودمان را در مواجهه با ابهاماتِ زندگی آرام کنیم، سعی می‌کنیم دنیای بیرون و آدم‌های اطرافمان را کنترل کنیم تا احساسِ امنیتِ کاذب به دست بیاوریم. ما به نامِ عشق، فرمانِ ماشینِ زندگیِ دیگران را از دستشان می‌قاپیم تا خودمان در صندلیِ شاگرد نترسیم.

اما تراژدی اینجاست که این دلسوزیِ کنترل‌گرانه، روانِ طرفِ مقابل را فلج می‌کند. وقتی شما اجازه نمی‌دهید کسی خودش تصمیم بگیرد، خودش زمین بخورد و خودش پیامدِ اشتباهاتش را تجربه کند، در واقع دارید این پیامِ پنهان و ویرانگر را به او می‌دهید: «تو بدونِ من به اندازه‌ی کافی قوی و عاقل نیستی؛ تو به تنهایی از پسِ زندگی برنمی‌آیی.»

ما باید این مرزِ حیاتی را بشناسیم، عشقِ واقعی، فضایی برای نفس کشیدن دارد، اما کنترل‌گری، خفه‌کننده است. شفای این الگو از جایی شروع می‌شود که بپذیریم ما ناجیِ آدم‌ها نیستیم و نمی‌توانیم تمامِ دردهای جهان را از آن‌ها دور کنیم. دفعه‌ی بعد که خواستید از روی دلسوزی، بارِ مسئولیتِ کسی را به دوش بکشید یا برایش تصمیم بگیرید، مکث کنید و به خودتان بگویید: «من قرار است فقط در کنارِ او راه بروم، نه اینکه کوله‌پشتیِ زندگی‌اش را به جای او حمل کنم. او حق دارد زمین بخورد تا راه رفتن را یاد بگیرد.»


@MasomehAbedini🦋

Читать полностью…

رویای پروانه شدن

جهان از خود برون آورده ی کیست؟
جمالش جلوه ی بی پرده ی کیست؟
مرا گوئی که از شیطان حذر کن
بگو با من که او پرورده ی کیست؟

#اقبال_لاهوری
@MasomehAbedini🦋

Читать полностью…
Subscribe to a channel