7849
@taeealy عالم معنا، مراقبه، بیداری و تعالی .
هو
همچنانک عاشق و معشوق با یکدیگر راز گویند و با یکدیگر ناز کنند و نشاید که کسی بر سِرّ ایشان مطلع گردد، حال عارف هزار بار بیشتر از آن باشد و غیرت حق بر دل آن عارف هزار بار بیشتر از آن باشد که رشک عاشق بر معشوق.
"از میراث عرفانی شیخ جام
دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی"
@motaeeal
قدرت عاقله است که عشق خوب را استقبال و عشق بد را طرد میکند و از این راه امکان صلاح را بدست شما میدهد.
کسانیکه در این باره اندیشیدهاند و به کُنه این معضلات ره یافتهاند، وجود این آزادی را برای روح مسلم دانستند و لاجرم برای جهانیان علم اخلاق را به یادگار نهادند.
از این هم که بگذریم و به فرض هم که بپذیریم که آتشِ جمله عشقها از روی الزام در نهاد شما برافروخته میشود. به هر حال شما را قدرت آن هست که عنان بر این عشق زنید. این همان صفت والایی است که بئاتریچه آن را اختیارش مینامد.
کتاب ؛ کمدی الهی
✍🏽 #دانته_آلیگیری
@motaeeal
هو
به هر جا رفتهام از خویشتن راه تو میپویم
اگر نزدیک اگر دورم غبار آن سرکویم!
"بیدل"
هو
الهی ؛ مخلصان بمحبت تو مینازند و عاشقان بسوی تو میتازند ...
کار ایشان تو بساز که دیگران نسازند ! ... ایشان را تو نواز که دیگران ننوازند ! ...
"نیایش ، خواجه عبدالله انصاری"
@motaeeal
یک دقیقهی تمام شادکامی!
آیا این نعمت برای سراسر زندگی یک انسان کافی نیست...؟
کتاب ، شب های روشن
✍🏾 #داستایوفسکی
(اری همه باخت بود سرتاسر عمر
دستی که به گیسوی تو بردم ، بردم)
منزوی
@motaeeal
عشق بازیشان باعث میشد حرکت زمان متوقف شود. مصالحهای بین دادن و گرفتن نبود عشق بازی؛ صیانت مشترک بود؛ انگار ابدی شدهاند در آن چند دقیقه. انگار تا وقتی در آغوش همند وجود دارند و همینکه از هم جدا شوند، فرو میپاشند.
✍🏽 #برایان_مگی
کتاب، مواجهه با مرگ
@motaeeal
"بیاعتباری جهان گذران" و "عشق"، دو نوای اصیل و دلنشین از شعری راستین است و ممکن نیست یکی از این دو نوا بی اهتزاز آن دیگری بلند شود.
احساس بیاعتباری جهان گذران، شعلهی عشق را در دل شاعر میافروزد و فقط عشق است که بر این بی اعتبار گذران، غلبه میکند، که زندگی را از نو سرشار میکند و به آن ابدیت میبخشد؛ لااقل اگر چنین بودی ندارد چنین نمودی دارد.
و عشق جلوهای از جهان مطلوب را به شاعر مینمایاند، جهانی که در آن، تقدیر، مغلوب و آزادی حاکم است.
کتاب، درد جاودانگی
✍🏽 #میگل_د_اونامونو
@motaeeal
هو
از رحمه اللعالمین
اقبال درویشان ببین
چون مه منور خرفه ها،
چون گل معطر شالها
@motaeeal
هو
ای دوست عزیز، بدان که رنج در خور اشتیاق بوَد و اشتیاق در خور عشق؛ و هر چند عشق به کمالتر بود اشتیاق بیشتر بود؛ چه اشتیاق در فراقِ معشوق بود و انس و راحت در وصال معشوق و هر چند که مرد عاشقتر بود، لذت انس در وصال و رنج اشتیاق در فراق بیش بود. به قدر آن که وجود چیزی موجب راحت بود، عدم آن موجب رنج بود و اینجا میدان که به قدر آسایش که از لذتِ دنیاوی هست رنجی پس از مرگ خواهد بود.
"نامههای عینالقضات همدانی"
@motaeeal
(برای زنان)
آنجا که دنیا مردانه است، داشتن اتاقی از آنِ خود، برای زنان حداقلِ امکان است که در آن هر زن، آنچه خود دوست میدارد، میتواند انجام دهد.
«اتاقی از آن خود» یعنی اتاقی خارج از محیط آشپزخانه و اتاق خواب و نشیمن، اتاقی که بتوان بی هیچ مانعی در آن نشست و نوشت، اتاقی آزاد از قید شوهر و بندِ فرزندان و کارِ بیپایانِ خانه.
زنی که میخواهد داستان بنویسد، باید پول و اتاقی از آن خود داشته باشد.
کتاب ؛ اتاقی از آن خود
✍🏽 #ویرجینیا_وولف
@motaeeal
حال ما در زندگی حال آن فردی است که در سرازیری میدود و برای باقی ماندن بر دو پای خود ناگزیر از دویدن است و اگر بخواهد توقف کند به زمین در خواهد غلتید.
✍🏽 #آرتور_شوپنهاور
کتاب ؛ جهان و تأملات فیلسوف
(هستم اگر میروم گر نروم نیستم)
@motaeeal
عشق شما را چون خوشههای گندم دسته میکند. آنگاه شما را به خرمن کوب از پردهٔ خوشهای بیرون میآورد. و سپس به غربالِ باد، دانه را از کاه میرهاند، و به گردشِ آسیاب میسپارد تا آردِ سپید از آن بیرون آید. سپس شما را خمیر میکند تا نرم و انعطافپذیر شوید، و بعد از آن، شما را بر آتش مقدس مینهد تا برایِ ضیافتِ مقدسِ خداوند "نان مقدس" شوید.
"عشق" با شما چنین رفتارها میکند تا به اسرار قلب خود معرفت یابید. و بدین معرفت با قلب زندگی پیوند کنید و جزئی از آن شوید. امّا اگر از ترس بلا و آزمون، تنها طالب آرامش و لذتهای عشق باشید، خوشتر آنکه عریانی خود بپوشانید و از دمِ تیغ خرمن کوبِ عشق بگریزید، به دنیایی که از گردش فصلها در آن نشانی نیست:
جایی که شما میخندید امّا تمامیِ خندهٔ خود را بر لب نمیآورید. و میگریید، امّا تمامیِ اشکهای خود را فرو نمیریزید!
از کتاب پیامبر
✍🏽 #جبران_خلیل_جبران
@motaeeal
هو
عبدالله بن عباس میگوید: شبی با علی بن ابی طالب -کرم الله وجهه- بودم تا روز، شرح بای بسم الله میکرد، فرأیت نفسی کالجرّة عند البحرِ العظیم. یعنی خود را نزد وی چنان دیدم که سبویی نزد دریایی عظیم. از دریا چه بر توان گرفت؟ تا ساکن دریا نشوی هرچه یابی قدری و حدّی دارد؛ ملّاح از دریا چه حد و وصف کند و چه برگیرد؟ زیرا که هرچه برگیرد باز بریزد که مقام در بحر دارد، اما برّ از بحر چه خبر دارد؟ "ظَهر الفسادُ فی البرّ و البحر". هرچه آموختۀ خلق باشد برّ و برّی باشد و هرچه آموختۀ خدا باشد که "الرّحمن علّم القرآن" بحر و بحری باشد و بحر نهایت ندارد "و لایحیطون بشیء من عِلمه".
"تمهیدات
عین القضات همدانی"
@motaeeal
☆☆☆☆☆☆☆☆
❖ چاکرا چیست؟ پاکسازی چاکراها؛ شکرگزاری...
@paksazi_chakra
📎
آنچه پنهان در میانِ سینه باشد، عشق نیست
عاشقان با رسمِ رسوایی به میدان میروند
#شاهرخ_مستان
@motaeeal
حتی زمانی که قلب شکسته و مجروح است، چیز بسیار امیدبخشی در خواندن کتابی سرشار از عشق وجود دارد. هر صفحه از کتاب یک جور یادآوری است که شاید یک روز حال من هم دوباره خوب شود. شاید یک روز من هم روبهراه شوم.
کتاب ، هوای او
✍🏽 #بریتنی_سیچری
"بوی بهبود ز اوضاع جهان میشنوم "
@motaeeal
"حفظ روشن بینی"
پذیرش اطلاعات جدید برای ما سخت است
به خصوص اگر به شکلی که انتظارش را نداریم به ما ارایه شوند
"کتاب پاکزیستن "
فصل یک "کلیدهای رهایی"
@motaeeal
منجنیق آه مظلومان به صبح
سخت گیرد ظالمان را در حصار
یاحق
بارگاه ذات احدیت الهی در اتشکده هافرود آمد
و خاوندگار(حضرت حق) زرتشت را برای فرمان خود به زمین فرستاد و در زمانه بر گزیده اش کرد
"منبع؛ دفتر کلام یارسان اهل حق
پیران و مشاهیر ص ۱۸۳ بند۱"
@motaeeal
هو یاعلی مدد.
پیر و پهلوان ،
شیر میدان ولایت مولا
جناب میر افضل علیشاه خاکسار
(زورخانه نیرو شادی)
(سوم اسفند روز جهانی درویش مبارک)
"آه دل درویش به سوهان ماند
گر خود نبرد ، برنده را تیز کند"
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مرا زاهد به دین میخواند و کافر به ترسایی
به غیر از عاشقی کارِ دگر از من نمیآید
#فیاض_لاهیجی
#کهن ↭
@motaeeal
هو
«پیر هرات گوید: او با جویندۀ خود همراه است دست او گرفته در طلب خود میتازاند.»
(بهارستان جامی)
@motaeeal
.
"یا سلطان"
بنگر که چه غوغاست...
به شوق تو به هر سو
با ذکر هوالحی و هوالحق و هوالهو
@motaeeal
هو
روبه سوی آسمان دل کنید
از برای آسمان منزل کنید
مرغ جان ها این خطاب از حق شنید
رو به دریای معانی در کشید
منطق الطیر
فریدالدین عطار نیشابوری
قسمت بیست و یکم
@motaeeal
#چهلم
خود بترسید از خدا و قهر او
هست مردم خلق و عالم شهر او
خودشما خواهید ملکوبندهاش
خود بخاکوخون کنیدافکندهاش
زو بترسید و جلال و قهر او
ور نه آویزد شما را از گلو
هرکه با خلقان بظلم آمد برون
عاقبت گردد ز قهرش سرنگون
تَرک ظلم و جور و بیدادی کنید
وز عـدالت فکر آزادی کنید
گر شما از ظلم میدارید امید
بیخ عمر خویشتن را میبُرید
…
گر نکردی ظلم، ویران کی شدی
عاقبت در نار سوزان کی شدی
کو سخن نشنید سر بر باد داد
خود تو را این پند از من باد یاد
هر که زو آید جفا، بیند جفا
درگذر از ظلم، تا یابی صفا
…
هرکه او عادل بود سلطان شود
همره عطّار جاویدان شود
هست سلطان آنکه سلطانی کند
با رعیّت حکم انسانی کند
#عدل باشد کار انسان ای پسر
نی کزو باشد جهانی در ضرر
عدل کن ای تو غریب این جهان
پیشتر ز آن که برندت بینشان
عدلکن چون پنجروزت مهلتست
گر کنی عدل آن کمال حکمتست
عدل کن تا کفر بگریزد ز تو
مالک دوزخ بیاویزد ز تو
عدل کن باری مشو مغرور جاه
تا شوی در هر دو عالم پادشاه
عدل کن تا تو سلیمانی کنی
همچو اسکندر تو سلطانی کنی
عدل کن تا کشتی نوحت دهند
همچو ابراهیم مفتوحت دهند
عدل کن تا پاسبان دین شوی
شاد گردی گر تو عدلآئین شوی
گر کنی عدل، بر جهانی سروری
ورنه در ملک جهانی بیسری
عدل کن تا شاه ترکستان شوی
والی ملک همه ایران شوی
#فریدالدین عطار_نیشابوری
@motaeeal
من رنج بسیار کشیدهام و میکشم، امّا به آرامی و در عین کرامت رنج میبرم. رنج را بخشی از زندگی میدانم، بخشی بسیار مهم. چگونه چیزی بیاموزم اگر رنج نبرم؟
امّا به هنگام رنج آرام میمانم.
چه کسی باور میکند من رنجی عمیق دارم؟ گمان نمیکنم نباید رنجی باشد؛ گمان نمیکنم وجود رنج نشانه اشکال است؛ گمان نمیکنم نباید در تکاپوی رفع رنج باشم؛ سعی در غلبه بر رنج ندارم، امّا در تلاشم که رنج را "معنا" کنم؛ در تلاشم رنج را عمیقا "درک" کنم. بدون مقاومت. افسرده و پریشان نیستم. تنها امید دارم به حد کافی برای درک رنج و زندگی خردمند باشم.
کتاب برف در تابستان
✍🏽 #سایاداو_یو_جوتیکا
(مرد را دردی اگر باشد خوش است
درد بی دردی علاجش آتش است )
@motaeeal