-
کانالیست ساختِ دستِ بشر ؛ برای هضمِ دلتنگیها ، خستگیها و تنهاییهایش...!
.
.
.
.
ابتدا ما به غلط دل به تو بستیم و کنون...
به تو برگشتنِ این دل، غلط اندر غلط است...!
#محدثه_محمودلو
#حضرت_شعر
.
.
.
.
تو در من حلشو و من در تو، مثل پیچک و دیوار
شبیه شعر و آهنگی که با هم میشود تکرار...
#جواد_منفرد
#حضرت_شعر
.
.
در پیِ دستِ کسی جز تو نگردم هرگز...
تو خدایی و دگر هیچکسی یارم نیست...!
#پری_حبیبی
#حضرت_شعر
.
.
.
چقدر قشنگ...!💔
.
.
چه حُسن اتّفاقی! اشتراکِ ما «پریشانی»ست...
که هم موی تو، هم بُغضِ من اینک «شانه» میخواهد
#سجاد_رشیدی_پور
#حضرت_شعر
.
.
.
.
تا کِی بنوشم جام صبرِ زهرماری را ؟
حتی درآوردم صدای بردباری را
یک روز خوش هرگز ندیدم، ساده میگویم:
کم کرده بختم روی هر چه بدبیاری را
#فاطمه_اتحاد
#حضرت_شعر
.
.
.
.
پناه میبرم از روزهای تنهایی
به روزهای نشستن کنارِ خندهی تو...
#علی_کاملی
#حضرت_شعر
.
.
فلشبک بزنیم
به شعری از #حسین_دهلوی
توصیه میکنم بخونید و دکلمه رو بشنوید...!💔
میگه که:
در نگاهِ خلق از دیوانگان کم نیستم...
فکرِ زخمی دیگرم دنبال مرهم نیستم...
ظاهرم چون بید مجنون است و باطن مثل سَرو
از تواضع سر به زیر انداختم، خَم نیستم...
#حسین_دهلوی
#حضرت_شعر
#غزل
.
اما تو بعد من، تنهاتر از پیشی
اینا که چیزی نیس، دیونهتر میشی
روزای بعد از من، روزای آشوبه
الان سرت گرمه، حالت الان خوبه
وقتی که فهمیدی، روزی که دونستی
وقتی کم آوردی، دیگه نتونستی
وقتی که فهمیدی با من چهها کردی
وقتی یادت اومد، که سنگ و نامردی
دیگه نیا، دیره، من از تو دل کندم
صد بار بخشیدم، اینبار شرمندم
#سمانه_رجبی
#حضرت_شعر
#غزل
.
.
.
نِیَم سنگ فلاخن، لیک دارم بختِ ناسازی...
که بَر گِرد سرِ هر کس که گردم، دورم اندازد...!
#صائب_تبریزی
#حضرت_شعر
.
.
.
رفتی به این خیال که تنها شوم ولی...
در خانه، غم به جای تو در رفتوآمد است...!
#امیرحسین_آزاد
#حضرت_شعر
.
.
.
آمدم پنهان کنم دلتنگیِ خود را ز خلق...
دیدهیِ گریانم اما آبروداری نکرد...!
#محمد_مصطفی_احمدی
#حضرت_شعر
.
.
.
اندوه تمام نمیشود...
تو آنقدر وسیع میشوی که اندوه در تو گم میشود!
حضرتِ #شمس_تبریزی
#حضرت_شعر
.
.
.
هی دفن میکنم و دفن میکنم و دفن میکنم؛
امیدهای رفته پیِ روزهای رفته را،
هی قرض میکنم و قرض میکنم و قرض میکنم؛
از فردای خود امید...
#بهرام_بیضایی
#حضرت_شعر
.
.
#آه_بکشیم
داشتم اشعار کانال رو مرور میکردم
به این شعر و پینوشتی که اضافه کردم، رسیدم
گفتم ریپلی کنم مجدداً بخونید❤️
دوستتون دارم💖
مرسی که کنارم هستید💖
#کلامی_با_مخاطب
#حضرت_شعر
.
.
.
سکوت میکنم ولی غمی به قدرِ آسمان
ببین که زخم میزند به بندبندِ استخوان
#مهدی_خدا_بخش
#حضرت_شعر
.
.
.
انبار مهمات گناه است لبت...
با بوسه شبی منفجرت خواهم کرد...
#عباس_صادقی_زرینی
#حضرت_شعر
.
که هستم لاکپشتی بارِ تنهایی کشان بر دوش
کهام؟ پتیارهبازی با عجوزِ درد همآغوش
هزار و سیصد و اندی، من از فریاد لبریزم
هزار و سیصد و اندی، خدا و پنبهای در گوش
دلیل اینکه ما عریان به دنیا آمدیم این است
که میدوزد برای ما جهان از جنسِ خود پاپوش
پری زاد کدامین قصهی شومم که درویشی
مرا در شیشهای راند و نهاده بر سرم درپوش!
همیشه پیرِ جنگیری به رویم ورد میخواند
که اُخرج جنِ بیبسمل، که اخرج اُم بَکتانوش!
ولیکن در نمیگیرد ولیکن در نمیآید
دعای امی اعظم، سفیر وادی خاموش
مرا هر شب به خوابی از پریشانی برَد دنیا
که در آن میخزم در بیکسی با سایهای مخدوش
و میپرسد کسی در آن میانه کیستی آدم؟
که هستم؟ لاکپشتی بار تنهایی کشان بر دوش
#احمد_جم
#حضرت_شعر
#غزل
.
قضیه چیه امروز؟
از وقتی بیدار شدم تا الان!
این دو بیت رو صدبار بیشتر با خودم تکرار کردم!
.
.
زمانه پندی آزادوار داد مرا
زمانه چون نگری سر به سر همه پند است
به روزِ نیکِ کسان گفت: تا، تو غم نخوری!
بسا کسا که به روزِ تو آرزومند است
#رودکی
#حضرت_شعر
.
.
.
.
به روزِ مرگ هم حتی تفاهم نیست بینِ ما
که من رختم سفید است و سیاهم را تو میپوشی
#محمودرضا_خرازی_فرد
#حضرت_شعر
.
.
شعر کاملش رو بخونیم لذت ببریم...!💔
.
دین ندارم راست میگویی ولی آزادهام
خم نکردم گردنم را جز سر سجادهام
ظاهر و باطن همینم! درک من پیچیده نیست!
من شبیه شعرهای خویش صاف و سادهام
خستهی راهم ولی سربار مردم نیستم
کیستم من؟ عابری تنها کنار جادهام
چیستم من؟ زلف یارم! در تمام عمر خویش
یا پریشان بودهام یا پشت گوش افتادهام
مشق عشقم میدهی تا باز تنبیهم کنی؟
ای فلک بس کن که صدبار امتحان پس دادهام
#علیرضا_نورعلی_پور
#حضرت_شعر
#غزل
.
.
.
.
با خود اگر نسازیم، بر الفتِ که نازیم؟
پُر بیکسیم، ناچار بر خویش مهربانیم
#بیدل_دهلوی
#حضرت_شعر
.
#آه_بکشیم
.
.
چیستم من؟ زلف یارم! در تمامِ عمرِ خویش...
یا پریشان بودهام یا پشتِ گوش افتادهام...!
#علیرضا_نورعلی_پور
#حضرت_شعر
.
.
.
عقابی کوه را در خواب دید و در قفس دق کرد
به جای شانههایت مرگ خواهد داد تسکینم
#عبدالمهدی_نوری
#حضرت_شعر
.
میفرماید که:
برایت عاشقی زود است بچه!
.
درودم غرق بدرود است بچه!
پر از بغضی غمآلود است بچه!
به تو ربطی ندارد اشکهایم
که مثل جاریِ رود است بچه!
نه اشک، اینها مذاب آتش درد
نه آه، اینها همه دود است بچه!
پریده عطرِ عشق و مانده از آن
فقط خاکستر عود است بچه!
نیا اینسو که از چشمم میافتی
هوا اینجا مهآلود است بچه!
غرورم کاش بگذارد بگویم
دلم بعد از تو نابود است بچه!
نمک کمتر بریز و طعنه بس کن
که زخم دل نمکسود است بچه!
هرآنکس دور زد یار خودش را
بدان در عشق، مردود است بچه!
به یادم جشن خوشبختی بهپا کن
که فردا روز موعود است بچه!
برو فکر عروسک بازیات باش
برایت عاشقی زود است بچه!!!
#شهراد_میدری
#حضرت_شعر
#غزل
.
.
دلِ دیوانهی ما نسب از دریا داشت...
دستِ بیمعرفتان برهوتش کردند...!
#هادی_خالقی
#حضرت_شعر
.
#بخوانیم
.
ماندن برای بیکفن بودن
معشوقهی یک پیرزن بودن
ورد زبان اهل فن بودن
در بین شاعرها خفن بودن
استادِ اعجازِ سخن بودن
عیسی مصلوب بدن بودن
در خانهی خود بیوطن بودن
این ها منم من را نمیبینید؟
همتای هر کس که زمین خورده
همحال سربازی به مین خورده
ماری که نیش از آستین خورده
انگشتری را که نگین خورده
صیدی که تیری از کمین خورده
روی جوانی را که چین خورده
این اسب وحشی را که زین خورده
این ها منم من را نمیبینید ؟
در من پریده گلهای کفتر
از آسمانها آسمانیتر
تا انتهای پهنهی باور
آنسوی معراجی که پیغمبر...
اندوه معصوم گلی پرپر
راز تمام چشمههای تر
عالم همه اولاد و من مادر
اینها منم من را نمیبینید؟
شیرازهی دیوان حافظ ،من
آوازهی عرفان حافظ ،من
ته ماندهی عصیان حافظ، من
درماندهی انسان حافظ ،من
اندوه در هجران حافظ ،من
خوشخوان خوشالحانِ حافظ ،من
در این زمان جبران حافظ ،من
اینها منم من را نمی بینید؟
چشمانتان را میشناسم، پوچ
ایمانتان را میشناسم ،پوچ
عرفانتان را میشناسم ،پوچ
احسانتان را میشناسم ،پوچ
انسانتان را میشناسم ،پوچ
وجدانتان را میشناسم ،پوچ
بنیانتان را میشناسم ،پوچ
بهتر نمیبینید من را که...
#احمد_جم
#حضرت_شعر
#غزل
.
.
.
.
ای کاش امیدی به خوشیهای جهان بود...
ای سکهی اقبال، دریغا که دورویی...!
#حسین_دهلوی
#حضرت_شعر
.
گر چه دل دادم به تو، دلدار خوبی نیستی
سرد و مغروری و چندان یار خوبی نیستی
آجر آجر روی هم کج چیدهای دیوار را
با دو ابروی کجت معمار خوبی نیستی
دیدن چشمان تو سم بود و فهمیدم چه تلخ
نازدخت قهوهی قاجار خوبی نیستی
بردهای هی
دل به چشمه، تشنه برگرداندهای
بردهام پی
کبک خوشرفتار خوبی نیستی
میوزد از هر طرف بادی، تو رقصان میشوی
نه! طلا گیسوی گندمزار خوبی نیستی
زود دل دادم به نقشت، دیر فهمیدم ولی
آنقدرها هم گل بیخار خوبی نیستی
هر چه من دور تو گشتم باز هم دورم زدی
در مرام و معرفت پرگار خوبی نیستی
دادم این دل را به تو، اما ندادم بشکنی
دیر فهمیدم امانتدار خوبی نیستی
شعر من عشق است و عشق این روزها یعنی دروغ!
پس چنان دلبستهی اشعار خوبی نیستی
#شهراد_میدری
#حضرت_شعر
#غزل
.
.
جز آه نمیآید از این قلبِ پر از درد...
اینقدر مزن چنگ به سازی که شکسته است...!
#فاضل_نظری
#حضرت_شعر
.
.
ز دشمن بغض داریم، از خودی آه
مدام از چاله میافتیم در چاه
غمِ ما چون غمِ آن بچه آهوست
که تنها مانده بین گرگ و روباه
#مهدی_جوینی
#حضرت_شعر