9375
✔آیدی مشاوره و تبلیغات @rrborhani
وقتی مادرت از شادی برای تو میرقصد،
💕خجالت نکش… کنارش برقص. 💕
گاهی مادری در جشن موفقیت فرزندش،
میان نگاه دیگران از جا بلند میشود،
دست میزند، میخندد
و بیاختیار میرقصد…
و شاید فرزند جوانش از نگاه اطرافیان خجالت بکشد و آرام بگوید:
«مامان… بشین! همه دارن نگاه میکنن…»
🧠اما همان لحظه، کمی مکث کن…
آن زن برای خودش نمیرقصد؛
برای تو میرقصد.
برای روزهایی که نگران تو بود،
برای شبهایی که بیصدا برایت دعا کرد،
برای زمینخوردنها و دوباره برخاستنهایت،
و برای لحظهای که بالاخره میبیند فرزندش به جایی رسیده که آرزویش را داشته است.
پس اگر روزی مادرت از شادی موفقیتت برخاست و رقصید،
نگران نگاه مردم نباش…
برخیز، دستش را بگیر و کنارش برقص.
شاید سالها بعد،
تمام آن آدمهایی که نگاه میکردند
را به یاد نیاوری؛
اما دلت برای همان چند دقیقهای تنگ شود
که مادرت آنقدر از داشتن تو خوشحال بود
که شادیاش در دلش جا نشد…
💖بگذار شادیِ مادر، بیخجالت دیده شود؛
بعضی رقصها، رقص پاها نیستند…
رقصِ قلبیاند که به آرزویش رسیده است😭
💥@rraavvaann
این خودش را نشان میدهد:
در انتقادهای مداوم،
در اینکه هیچ کنجکاوی و علاقهای برای شناختنِ اینکه فرزندشان واقعاً چه کسی است ندارند،
در چشمغرهها، طعنهها و کنایهها؛
چه ظریف و پنهان، چه کاملاً آشکار،
در اینکه چقدر راحت بدترین برداشت ممکن
را از فرزندشان دارند،
در ناراحتی و مقاومتی که وقتی فرزندشان نظر، نیاز، علایق یا مرزهای متفاوتی دارد نشان میدهند،
و گاهی حتی در اینکه با فرزندان دیگر بهتر از فرزند خودشان رفتار میکنند.
ما اغلب دوست نداریم چنین حقیقتی را با صدای بلند بیان کنیم؛
اما لازم است گفته شود، چون این تجربه، واقعیت زندگی بسیاری از فرزندان بزرگسالِ والدین نابالغ هیجانی است. 💔
💥@rraavvaann
🔹یک اشتباه کوچک میتواند ثروتت را سالها عقب بیندازد.
لازم نیست یک تصمیم فاجعهبار بگیری.
گاهی کافی است هر ماه کمی بیشتر از درآمدت خرج کنی.
کمی بدهی بیشتر.
کمی خرید بیشتر.
کمی پسانداز کمتر.
هرکدام بهتنهایی مهم نیست.
اما وقتی پنج سال تکرار شوند،
نتیجهشان دیگر کمی نیست.
آینده معمولاً با اشتباهات بزرگ خراب نمیشود،با اشتباهات کوچکی خراب میشود که زیادی تکرار شدهاند.
💥@rraavvaann
ما فقط با یک بدن زندگی نمیکنیم؛
با ریتم بدنمان زندگی میکنیم.
وقتی درباره هورمونها حرف میزنیم، معمولاً ذهنمان میرود سمت عددها و آزمایشها؛
اما هورمونها فقط «مقدار» نیستند، زمان و الگوی تغییرشان هم مهم است.
در بدن مرد، تستوسترون در طول شبانهروز نوسان دارد و این نوسان روزانه میتواند با ریتم خواب و بیداری، انرژی و برخی جنبههای عملکرد جنسی و جسمی ارتباط داشته باشد.
در بدن زن، ماجرا پیچیدهتر است.
استروژن، پروژسترون، LH و FSH در طول چرخهی قاعدگی تغییر میکنند و در یک چرخهی معمول حدوداً ۲۸ روزه، الگوهای متفاوتی را شکل میدهند؛ البته چرخهی واقعی همهی زنان دقیقاً ۲۸ روزه نیست و میتواند متفاوت باشد.
یعنی بدن زن و مرد الزاماً با یک ساعت زیستی واحد کار نمیکنند.
و اینجاست که یک سوءتفاهم مهم شکل میگیرد:
گاهی از بدنمان انتظار داریم هر روز دقیقاً مثل روز قبل کار کند.
همان میزان انرژی،
همان تمرکز،
همان میل جنسی،
همان تحمل فشار،
همان کیفیت خواب
و همان ظرفیت عاطفی.
درحالیکه بدن انسان یک ماشین با خروجی ثابت نیست.
بدن، یک سیستم زنده است؛
سیستمی که دائماً با خواب، استرس، تغذیه، سن، فعالیت بدنی، وضعیت روانی و تغییرات هورمونی در حال تنظیم خودش است.
البته این به آن معنا نیست که هر تغییر خلق یا خستگی را باید به هورمونها نسبت بدهیم.
روان و بدن از هم جدا نیستند و بسیاری از عوامل جسمی، روانی و محیطی همزمان روی تجربهی ما اثر میگذارند.
شاید یکی از شکلهای عمیقتر مراقبت از خود این باشد که به جای جنگیدن با بدن، ریتمش را بشناسیم.
بدانیم چه زمانی بدنمان انرژی بیشتری دارد،
چه زمانی نیاز بیشتری به استراحت دارد،
چه زمانی حساستر میشود
و چه زمانی بهتر است از خودمان انتظار کمتری داشته باشیم.
بلوغ فقط شناختن بدن نیست؛
یاد گرفتنِ شنیدن بدن است.
بدنی که هر روز دقیقاً شبیه دیروز نیست،
لزومی ندارد «بد» کار کند؛
ممکن است فقط دارد ریتم خودش را زندگی میکند.
💥@rraavvaann
🔵آدمها معمولاً برای چیزی که ندارند بیشتر از چیزی که دارند ارزش قائل میشوند.
وقتی پول نداری، فکر میکنی پول همهچیز را حل میکند.
وقتی پول داری، میفهمی بعضی مشکلات اصلاً مالی نبودند.
زمان.
سلامت.
اعتماد.
روابط.
آرامش.
برای همین قبل از اینکه تمام زندگیات را صرف به دست آوردن چیزی کنی،
یک سؤال بپرس:
اگر به دستش آوردم، دقیقاً چه مشکلی از زندگی من حل میشود؟
💥@rraavvaann
تا وقتی هنوز هستن قدرشونو بدون.
💥@rraavvaann
دم والدین مان گرم؛
ما را طوری بزرگ کردند که هوای دیگران را بیشتر از
خودمان داشته باشیم و اگر جایی
زورشان نرسید به شانههای ما تکیه کنند
تا بایستند و دوام بیاورند...
طوری ما را بزرگ کردند که برای همه خیر بخواهیم و
برای همه از ته دل آرزوی سلامتی،آرامش،
راحتی، خوشبختی...کنیم ...
طوری ما را بزرگ کردند که به دیگران خوبی کنیم و
بیش از حد به آنها محبت و عشق بورزیم ...
طوری ما را بزرگ کردند که کم نیاوریم و با دشواریها،رنجها،سختیها...بجنگیم تا به هدف مان برسیم...
طوری ما را بزرگ کردند که اگر خودمان در دریای
مشکلات غرق شدیم؛ابتدا
مشکلات آدمها را حل کنیم...
اما فراموش کردند به ما بیاموزند که آدمها پر توقع خواهند شد و همهی خوبیها
وظیفه تلقی خواهد شد...
آدمیزاد است دیگر هر چقدر خوب باشد
باز هم آدمی پیدا میشود که جهانش را نابود کند...
💥@rraavvaann
زن ، فرشته ای در نقش مادر ، همسر ، خواهر ، دختر و دوست که با لطافت و محبتش عشق. و به زندگی تزریق میکنه
تقدیم به زنهای دوست داشتنی سرزمینم❤️
💥@rraavvaann
الهي💐💕
دردهايي هست كه نمي توان گفت
و گفتني هايي هست كه هيچ قلبي محرم آن نيست
الهي💐💕
اشك هايي هست كه با هيچ دوستي نمي توان ريخت
و زخم هايي هست كه هيچ مرحمي آنرا التيام نمي بخشد
و تنهايي هايي هست كه هيچ جمعي آنرا پر نمي كند
الهي💐💕
پرسش هايي هست كه جز تو كسي قادر به پاسخ دادنش نيست
درهايي هست كه جز تو كسي آنرا نمي گشايد
قصد هايي هست كه جز به توفيق تو ميسر نمي شود
الهي💐💕
تلاش هايي هست كه جز به مدد تو ثمر نمي بخشد
تغييراتي هست كه جز به تقدير تو ممكن نيست
و دعاهايي هست كه جز به آمين تو اجابت نمي شود
الهی💐💕
قدم هاي گمشده اي دارم كه تنها هدايتگرش تويي
و به آزمون هايي دچارم كه اگر دستم نگيري و مرا به آنها محك بزني، شرمنده خواهم شد.
الهی💐💕
با اين همه باكي نيست
زيرا من همچو تويي دارم
تويي كه همانندي نداري
رحمتت را هيچ مرزي نيست
اي تو خالق دعا و مالك" آمين"...
💥@rraavvaann
گاهی یک زن از رفتن حرف نمیزند؛
از ماندنی حرف میزند که دلش میخواهد هنوز عشق در آن زنده باشد.
از زندگیای که میان بچهها، مسئولیتها، فشارها و خستگیها شلوغ شده،
اما هنوز جایی در آن، دلتنگِ همان دو نفریست که روزی فقط به شوق دیدن هم زندگی میکردند.
این نامه سرزنش نیست.
درخواستِ دوباره دیدن همدیگر است.
اینکه قبل از آنکه دلخوریها دیوار شوند،
قبل از آنکه سکوتها طولانی شوند،
دوباره روبهروی هم بنشینیم و یادمان بیاید:
ما قرار نبود دشمن هم باشیم؛
قرار بود پناه هم بمانیم.
💥@rraavvaann
🎬 ماراتن خانوادگی | «Сімейний марафон» | ۱۹۸۱
این انیمیشن کوتاه به کارگردانی ولادیمیر داخنو در استودیوی کییفنائوکفیلم ساخته شد؛ یک کمدی ورزشی که در ظاهر درباره یک مسابقه ماراتن است، اما در واقع حرفی عمیق درباره
زحمات دیدهنشده زنان دارد.
مرد خودش را برای مسابقه آماده میکند
و استراحت میکند؛
در حالی که همسرش همزمان غذا میپزد
از بچهها مراقبت میکند،
خانه را میگرداند و به شوهرش میرسد.
مسابقه که شروع میشود، تازه مشخص میشود قهرمان واقعی کیست!
زن در تمام مسیر با سرعت و ابتکار به کمک همسرش میشتابد
تا او بتواند مسابقه را به پایان برساند؛
اما در نهایت افتخار و شهرت نصیب مرد میشود.
این اثر با زبان طنز و اغراق، به تقسیم نابرابر مسئولیتهای خانوادگی و نادیدهگرفتهشدن زحمات زنان کنایه میزند.
🏆 این انیمیشن در نهمین جشنواره سراسری فیلمهای ورزشی کائوناس در سال ۱۹۸۳،
مدال نقره دریافت کرد.
«ماراتن خانوادگی»؛ داستانی از سال ۱۹۸۱ که هنوز یک سؤال مهم دارد:
قهرمان واقعی این ماراتن چه کسی بود؟
💥@rraavvaann
آنهایی که کمتر تو را میشناسند همیشه میگویند خوش به حالت!
فکر میکنند آرامش تو و شادیات نتیجهى بیخیالیهاست.
فکر میکنند تو بلدی دنیا را ندیده بگیری.
به خیالشان میرسد بدیها را حس نمیکنی. آنها فکر میکنند دیوار شادی تو به اندازهی صدای خندههایت بلند است.
اما کسانی هستند که بیشتر میشناسندت.
بیشتر در کنار تو بودهاند و یا عمیقتر تو را دیدهاند. آنها میفهمند و میدانند که بدیهای دنیا را خوب دیدهای.
میبینند ناراحتیهایی را که روی دلت سنگینی میکند را بلدی با چند تا خندهى بلند از سرزمین قلبت بیرون کنی.
آنهایی که تو را بیشتر بشناسند حساب نفسهای سنگین شدهات را دارند و میبینند گاهی با تهماندهى امید، تاریِ چشمهایت را پاک میکنی.
آنهایی که تو را بهتر میشناسند خوب میدانند همیشه قاعدهها برعکس است:
آدمهایی که زیاد میخندند،
زیاد نمیخندند
آنهایی که دوست زیاد دارند،
دوستهای کمی پیدا میکنند و آنهایی که میخواهند غمگین به نظر برسند غمهای کوچکتری دارند.
"قدر شادی را کسانی میدانند که قلب سنگینتری داشته باشند"
.
💥@rraavvaann
فروغ فرخزاد میگه:
در حیرتم از خلقت آب...
اگر با درخت همنشین شود، آن را شکوفا میکند؛
اگر با آتش یکجا شود، آن را خاموش میکند؛
اگر با ناپاکی برخورد کند، آن را پاک میسازد؛
اگر با آرد درآمیزد، خمیر میشود و به نان بدل میگردد؛
و اگر با خورشید همراه شود، رنگینکمان میآفریند...
اما آب، اگر تنها بماند، رفتهرفته میگندد.
دل آدمی نیز شبیه آب است؛
از آنچه با او همنشین میشود، اثر میپذیرد و اثر میگذارد.
گاهی یک انسان، میتواند در زندگی ما همان نقشی را داشته باشد که آب برای یک درخت دارد؛
ما را دوباره سبز کند...
و گاهی یک همراهی نادرست، میتواند آرامآرام زلالی دل را بگیرد.
پس قدر باهم بودنها را بدانیم؛
قدر آدمهایی را که کنارشان دلمان زندهتر، آرامتر و روشنتر میشود.
چون انسان، در تنهایی شاید دوام بیاورد؛
اما برای شکوفا شدن، به همنشینی درست نیاز دارد.
💥@rraavvaann
آدم که مغرور باشد تنهاست!
آدم که مغرور باشد؛ در نهایتِ شلوغیِ اطرافش حتی یک نفر هم نیست که با خیالِ راحت روبهرویش بنشیند و یک دلِ سیر با او حرف بزند، دلش که میگیرد، شانهای برای گریستن ندارد و لبریزِ شوق و حرف که میشود، تازه میفهمد که حوالیاش هیچکسی نیست که بشود کنارش رها بود و از هر دری، بدونِ دغدغهی قضاوت شدن حرف زد، سبک شد، نفسی عمیق کشید و ادامه داد. میفهمد که با حجم عظیمِ حرفهای تلنبار شده، ادامه دادن چه اندازه سخت و طاقتفرساست.
آدم که مغرور باشد، دلتنگیاش را پشت دیوار غرورِ لعنتیاش زنجیر میکند و عاشقی و دیوانگیهای افسار گسیخته را به جزیرهی منطقش، تبعید!
آدم که مغرور باشد، ظاهرا بیتفاوت است به چیزها و آدمها، ولی هرثانیه از تنهایی و بیکسیاش، عمیقا درد میکشد...
💥@rraavvaann
🖐سندروم نجاتدهنده» رو بذار کنار؛
تو قرار نیست تاوان ذات بقیه رو بدی!
خیلی از ما سالها از عمر و روانمون رو پای آدمهایی سوزوندیم که فکر میکردیم با «محبت بیشازحد»، «صبوری»
و «تلاش برای تغییر دادنشون»
درست میشن. اما یه حقیقت تلخ وجود داره که تا نپذیریش، مدام زخمی میشی:
تربیت، فقط یه نقابِ ظاهری برای ذاته؛
در نهایت در شرایط بحران، ذات آدمهاست که حرف اول و آخر رو میزنه.
وقتی میبینی کسی تو ریشهش بیانصافه، حسوده، بدذاته یا تمایل به تخریب تو داره، تو با عشق و احترام فقط داری
بهش زمان میدی تا راحتتر و عمیقتر بهت نیش بزنه!
🔑 ۳ تا خط قرمز که باید یادت بمونه:
۱. ذات آدمها با بخششِ مداومِ تو عوض نمیشه، جسورتر میشه.
۲. وقتت رو برای اهلی کردن آدمی که ریشهاش سمیه هدر نده؛ فاصله بگیر.
۳. تو مشاور، والد یا نجاتدهنده ی
پارتنر یا اطرافیانت نیستی؛ تو مسئول آرامشِ روان خودتی.
آدمی که ذاتش خراب باشه، در اوجِ لطف و محبتی که در حقش میکنی، دنبال فرصته که زهرش رو بریزه. خط قرمزهات رو پررنگ کن و دست از توجیه کردنِ رفتار آدمهای سمی بردار.
💥@rraavvaann
غالباً فرزندی به پدر و مادرش دهن کجی و
بی حرمتی میکنه که بیشتر خورده و برده
خدمات بیشتری از پدر و مادر دریافت کرده
حالا چرا ؟
چون پدر و مادر هم راستا یعنی همون اندازه که به فکر تأمین مایحتاج و رفع نیاز مادی بچه بودن
به فکر تربیت حس قدردانی در اون شخص نبودن و تهش میشه یه آدم ناسپاس که
فکر میکنه هر کی براش هر کاری میکنه وظیفشه و باید بیشتر انجام بده اون
نه تنها نسبت به پدر و مادرش قدردان نیست و ناسپاسی میکنه این حس ناسپاسی رو نسبت به کل اطرافیان، جامعه و
حتی خدا داره .
💥@rraavvaann
مبتلا باش به امید خُدا...
بدون که کار خدا با حساب و کتابه!!
میبینه امید داری
شور داری ، شوق داری
کاری میکنه همه ی ناممکن های زندگیت به ممکن ترین حالت خودشون در بیان 🤍
💥@rraavvaann
مقایسه چرخه هورمونی مردانه و چرخه هورمونی زنانه
Читать полностью…
زمانی که با تنهاییمان دوست شویم درمییابیم نوع ارتباط برقرار کردنمان با آدمها تغییر میکند.
وقتی از تنهاییمان فرار نمیکنیم، دیگر نیاز نداریم به آدمها پناه ببریم.
حالا
رابطههایمان رنگ و بوی نیاز و خواهش ندارد.
طعم ترس از دست دادن ندارد و قرار نیست آدمها شبیه توقعها و آرزوهای ما شوند.
#پونه_مقیمی
بعنوان یک تراپیست میخوام بهت بگم :
بخشیدن همیشه به معنای فراموش کردن یا دوباره اعتماد کردن نیست.
گاهی بخشیدن یعنی دیگر نخواهی تمام زندگیات را حول زخمی که کسی به تو زده، تنظیم کنی.
ممکن است هنوز یادت باشد چه اتفاقی افتاده و حتی تصمیم بگیری فاصلهات را حفظ کنی.
بخشش با آشتی یکی نیست؛ همانطور که رها کردن خشم، به معنای انکار آسیبی که دیدهای نیست.
گاهی بخشیدن یعنی اجازه ندهی گذشته، برای همیشه صاحبِ امروزت باشد.
💥@rraavvaann
«سازگار بودن» با «سالم بودن» فرق داره.
بعضی زنها سالها یاد میگیرن کوتاه بیان،
سکوت کنن، خواستههاشون رو عقب بندازن
و برای حفظ رابطه یا آرامش خانواده، خودشون رو با شرایط وفق بدن.
اما وقتی این الگو برای مدت طولانی
ادامه پیدا میکنه،
فشار روانی مزمن میتونه فقط روی حال روان اثر نذاره؛ بدن هم ممکنه تحت تاثیر قرار بگیره.
پژوهشها نشون میدن استرس مزمن میتونه با تغییر در عملکرد سیستم عصبی، هورمونی و ایمنی بدن همراه باشه
و در بعضی افراد باعث تشدید علائمی مثل خستگی، درد و مشکلات گوارشی بشه
ارتباط استرس با برخی بیماریهای خودایمنی هم در حال مطالعهست،
اما نباید این رابطه رو به شکل
«استرس علت مستقیم بیماری خودایمنی است» تفسیر کرد.
سازگاری وقتی سالمه که در کنارش، خودت، نیازهات و مرزهات هم جایی داشته باشن.
💥@rraavvaann
سینما را ترجیح میدهم.
گربهها را ترجیح میدهم.
درختان بلوط کنار رود وارتا را ترجیح میدهم.
دیکنز را بر داستایفسکی ترجیح میدهم.
خودم را که آدمها را دوست دارد،
بر خودم که بشریت را دوست دارد، ترجیح میدهم.
ترجیح میدهم نخ و سوزن آماده دمِ دستم باشد،
رنگ سبز را ترجیح میدهم.
ترجیح میدهم نگویم که
همه اش تقصیر عقل است.
استثناها را ترجیح میدهم.
ترجیح میدهم زودتر بیرون بروم.
ترجیح میدهم با پزشکان، دربارهی چیزهای دیگر صحبت کنم.
تصویرهای قدیمیِ راه راه را ترجیح میدهم.
مزخرف بودن شعر نوشتن را
به مزخرف بودن شعر ننوشتن ترجیح میدهم.
در روابط عاشقانه،
جشنهای بیمناسبت را ترجیح میدهم،
برای این که هر روز جشن گرفته شود.
اخلاقگرایان را ترجیح میدهم،
آنهایی را که هیچ وعدهای نمیدهند.
مهربانیِ حسابشده را
به اعتمادِ بیشازحد ترجیح میدهم.
منطقهی غیرنظامی را ترجیح میدهم.
کشورهای اشغالشده را بر کشورهای اشغالکننده ترجیح میدهم.
ترجیح میدهم به هر چیزی، کمی شک بکنم.
جهنمِ بینظمی را بر جهنمِ نظم ترجیح میدهم.
قصه های برادران گریم را بر اخبار صفحهی اول روزنامهها ترجیح میدهم.
برگهای بدون گُل را بر گُلهای بدون برگ ترجیح میدهم.
سگهایی که دُمشان بریده نشده را ترجیح میدهم.
چشمهای روشن را ترجیح میدهم،چرا که چشمهای خودم تیرهاند.
کشوهای میز را ترجیح میدهم.
چیزهای زیادی را که در اینجا از آنها نامی نبردهام،
به چیزهای زیادی که خودم ناگفته گذاشتهام ترجیح میدهم.
صفرهای آزاد را به صفرهای بهصفشده برای عدد شدن، ترجیح میدهم.
تعیین زمان توسط حشرات را به تعیین زمان توسط ستارهها ترجیح میدهم.
ترجیح میدهم بزنم به تخته!
ترجیح میدهم نپرسم تا کِی و کِی.
ترجیح میدهم حتی این امکان را درنظربگیرم
که دنیا به یک دلیلی بهوجود آمده است.
💥@rraavvaann
ویسواوارشیمبورسکا
آدمها روی پل
ترجمه مارک اسموژنسکی، شهرام شیدایی، چوکا چکاد
💥@rraavvaann
گاهی آنقدر دنبال یک زندگی فوقالعاده میگردیم که زندگی معمولی اما زیبایی را که همین حالا داریم نمیبینیم.
فکر میکنیم
وقتی پول بیشتری داشته باشیم
وقتی خانه بهتری بخریم
وقتی آدم موردعلاقهمان را پیدا کنیم
یا وقتی تمام مشکلاتمان تمام شوند،
تازه زندگی شروع میشود.
اما زندگی همان صبحی بود که
سالم از خواب بیدار شدی
همان چایی بود که با آرامش نوشیدی
همان خندهای بود که بیدلیل کردی،
همان کسی بود که هنوز میتوانستی صدایش را بشنوی
و همان شبی بود که با خیال راحت سرت را روی بالش گذاشتی.
زیبایی زندگی همیشه اتفاقهای بزرگ نیست. گاهی در چیزهایی پنهان شده که چون هر روز داریمشان، دیگر ارزششان را نمیبینیم.
منتظر کامل شدن زندگی نباشید
تا از آن لذت ببرید
شاید همین روزهای معمولی روزهایی باشند که چند سال بعد برای برگشتن به آنها
حاضر باشید خیلی چیزها بدهید.
💥@rraavvaann
ادعای قاتل زنجیرهای زنان در مورد اعتیاد به دیدن فیلم های پورن
💥@rraavvaann
«فکر میکردم والدینم خیلی سختگیر هستند، اما با دیدن نسل امروز، متوجه میشوم که آنها مرا نجات دادند.»
- جیسون استاتهام
🚹 بزرگ شدن با والدینی سختگیر، ویژگی عجیبی دارد: وقتی کمسنوسال هستید، قوانین آنها ممکن است شبیه تنبیه
به نظر برسد.
نه دیر وقت بیرون ماندن، نه انجام هر کاری که دلتان میخواهد، نه ساعتهای متمادی پای گوشی بودن، نه به دست آوردن هر چیزی که طلب میکنید.
و گاهی، هر چقدر هم که بحث کنید، پاسخ فقط یک کلمه است: «نه».
در کودکی، بهندرت دلیل این کارها را درک میکنید.
فقط به دوستانتان نگاه میکنید و با خود میگویید چرا والدین آنها آسانگیرتر
به نظر میرسند.
سپس بزرگ میشوید.
کمکم پیامدهای نداشتنِ حد و مرز را میبینید. شاهد کودکانی هستید که در محاصرهی نمایشگرها، ارضای فوری خواستهها، سرگرمیهای مداوم و فشار برای همرنگ شدن با جمع بزرگ میشوند. درمییابید که برخی از آن سختگیریهایی که زمانی ناعادلانه میدانستید، در واقع تلاشی برای آماده کردن شما برای زندگی بوده است.
البته سختگیری لزوماً به معنای فرزندپروریِ خوب نیست؛ تفاوت بزرگی میان تعیین حد و مرزهای سالم و رفتارهای کنترلگرانه یا آسیبزا وجود دارد.
اما انضباط میتواند چیزی را به انسان بیاموزد که راحتی و آسایشِ محض گاهی از عهدهاش برنمیآید:
چگونه شنیدنِ «نه»، چگونه صبر کردن، چگونه تلاش کردن برای رسیدن به هدف، چگونه احترام گذاشتن به محدودیتها و چگونه عملکرد درست بدون اینکه بلافاصله به هر چه میخواهیم برسیم.
و شاید به همین دلیل است که برخی افراد نگاه متفاوتی به دوران کودکی خود دارند.
قوانینی که زمانی محدودیت به نظر میرسیدند
شاید در واقع نوعی محافظت بودهاند.
چیزهایی که والدینتان از دادنِ آنها
خودداری میکردند، شاید درسِ قدردانی را به شما آموخته باشند.
آن آزادیای که بهشدت خواهانش بودید، شاید زمانی از راه رسید که واقعاً برای مدیریت آن آمادگی داشتید.
گاهی تا زمانی که درک نکنید آن حد و مرزها شما را از چه چیزی حفظ میکردند،
قدرشان را نمیدانید.
آیا والدین شما در دوران کودکیتان سختگیر بودند و آیا اکنون بیشتر قدردان آن سختگیریها هستید؟
💥@rraavvaann
این تقدیم به تمام مادرهاست… ❤️
به زنهایی که خیلی وقتها هیچکس نمیفهمه چه فشاری رو تحمل میکنن؛
فشار مالی، مسئولیت خونه، توقعات خانواده، قضاوت دیگران، نگرانی برای آینده…
شاید زندگی بارها کمرشون رو شکسته،
اما بازم وقتی پای بچهشون وسطه، خودشون رو جمع میکنن و ادامه میدن.
نه چون خسته نمیشن؛
چون عشقشون از خستگیشون بزرگتره. ❤️
💥@rraavvaann
در کتاب "والدین سمی" جمله تلخی هست که میگه:
هر چه کودکی سخت تر باشد. وفاداری فرزند به خانواده گاهی بیمار گونهتر میشود.
چون کودک نمیتواند بپذیرد "کسی که باید پناهم باشد ، به من آسيب زده"
یس به جای زیر سؤال بردن والد ، خودش را زیر سؤال می برد.
💥@rraavvaann
گاهی سر تقسیم ارث آدما چنان عوض میشن که انگار نه خواهر میشناسن نه برادر
💥@rraavvaann
یه جایی خوندم نوشته بود:
"معذرت خواهی باید به اندازه همهی بیاحترامیایی که تو دعوا شده
پر سر و صدا باشه"
و این منطقی ترین و درست ترین
تکستی بود که تا حالا خونده بودم....