16257
"دورنمای اقتصاد" رسانه اقتصادی اجتماعی مستقل ایران شماره ثبت در ارشاد:83160 مدیر مسئول: محمدعلی مختاری فناوری اطلاعات: مرتصی زارع تماس با سردبیر: @sajadifarh https://ecoviews.ir/
🧨🧨🧨🧨🧨🧨🧨🧨🧨🧨
🔴 به مناسبت تولد ادمین عزیز مون تمامی چنل های VIP که قیمت یک میلیون هست به 100 نفر اول رایگان میدیم و بعد از 100 نفر بطور خودکار لینک باطل میشه جوین بدین 🆕
⭕️⭕️⭕️⭕️⭕️⭕️⭕️⭕️⭕️⭕️
«تو چقدر خاطره در یادت حمل میکنی!»
این را مادرم این اواخر به من گفت.
گفت:
چرا باید این همه بار با خودت حمل کنی؟
و من گفتم:
خب، کجا میتوانم این بار را زمین بگذارم؟
آن کارسون
برنده نوبل ادبیات 2026
اما شب شما خوش
پینوشت: #دلنوشته
گاهی با خودم فکر میکنم، یک آدم چقدر میتواند خاطره با خودش حمل کند؟ چقدر میتواند روزهای رفته، آدمهای ازدسترفته، حرفهای نگفته، حسرتها و اتفاقهایی را که هنوز تهِ دلش درد میکنند، با خودش به اینطرف و آنطرف ببرد و باز هم وانمود کند که همهچیز عادی است؟
شاید بتوانیم بعضی چیزها را فراموش کنیم، شاید با فرافکنی، با سرگرمکردن خودمان یا حتی با دروغ گفتن به خودمان، مدتی از گذشته فاصله بگیریم. شاید یاد بگیریم درباره بعضی زخمها حرف نزنیم، اسم بعضی آدمها را نیاوریم و از کنار بعضی خاطرات طوری بگذریم که انگار دیگر اهمیتی ندارند. اما گاهی یک بو، یک آهنگ، یک خیابان یا حتی یک جمله کافی است تا بفهمیم هیچچیز آنقدرها هم که فکر میکردیم، تمام نشده است.
بعضی خاطرات را با خودمان حمل نمیکنیم؛ آنها ما را با خودشان میکشند. بیآنکه بفهمیم، در انتخابهایمان، در ترسهایمان، در رابطههایمان و حتی در سکوتهایمان حضور دارند. گاهی از آدمی که سالهاست رفته، هنوز چیزی درون ما باقی مانده؛ چیزی که نه میتوانیم به آن برگردیم و نه میتوانیم از شرش خلاص شویم.
و من نمیدانم آدم دقیقاً از کجا باید یاد بگیرد که این همه بار را زمین بگذارد. اصلاً کجا باید گذاشتشان؟ در گذشتهای که دیگر وجود ندارد؟ نزد آدمهایی که شاید حتی به یاد نمیآورند چه بر سر ما آوردهاند؟ یا در دل خودمان، همانجایی که تمام این سالها پناهشان دادهایم؟
شاید مسئله این نیست که فراموش کنیم. شاید باید روزی به جایی برسیم که بتوانیم چیزی را به یاد بیاوریم و دیگر از درون فرو نریزیم؛ بتوانیم به گذشته فکر کنیم، بیآنکه دوباره مجبور شویم تمام دردش را زندگی کنیم.
اما راستش، بعضی روزها حتی همین هم دشوار است. بعضی روزها آدم فقط خسته است؛ خسته از به یاد آوردن، از وانمود کردن به فراموشی، از اینکه باید با تمام چیزهایی که پشت سر گذاشته، باز هم به زندگی ادامه بدهد.
شاید آدمیزاد همین باشد؛ موجودی که هرچه بیشتر زندگی میکند، چیزهای بیشتری برای حمل کردن پیدا میکند. و شاید بزرگشدن، برخلاف آنچه همیشه تصور میکردیم، به معنای سبکبار شدن نباشد؛ شاید فقط یاد بگیریم چطور با این همه خاطره، با این همه فقدان و با این همه «کاش» زندگی کنیم.
بااینحال، هنوز گاهی از خودم میپرسم: واقعاً تا کِی؟
تا کِی میشود اینهمه چیز را با خودمان ببریم، بیآنکه جایی، در گوشهای از وجودمان، زیر سنگینیشان خم شویم؟
و شاید تلخترین بخش ماجرا همین باشد؛ اینکه بعضی بارها را نه میتوان زمین گذاشت، نه میتوان به کسی سپردشان. فقط باید هر روز، با کمی خستگی بیشتر، آنها را برداشت و ادامه داد.
🔵 دانشمندان و کاپیتالیسم
✍ مهدی تدینی
دربارۀ کاپیتالیسمستیزی و بازارـآزادستیزیِ روشنفکران قبلاً زیاد صحبت کردیم. سعی کردیم بفهمیم دلیل خصومت روشنفکران با بازار آزاد چیه. اما یک گروه خاص دیگه هم هستند که در طول قرن بیستم مخالف کاپیتالیسم بودند، اما به یک جریان موجهتر و شناختهشدهتر تعلق داشتند و هیچکس هم در جایگاه علمیشون نمیتونست شک کنه: «ساینتیستها».
حالا چرا میگم «ساینتیست» و معادل فارسیش (علمباوران) رو به کار نمیبرم؟ به خاطر نکتۀ جالب و مهمی که در کلمۀ «ساینتیست» نهفتهست. «ساینتیست» در زبان عمومی یعنی «دانشمند». در انگلیسی به دانشمندان در رشتههای مختلف میگن «ساینتیست»؛ از کسی که در شیمی و فیزیک و بیولوژی صاحب علمه، تا مثلاً political scientist که یعنی دانشمند علوم سیاسی.
اما تعبیر خاص دیگهای در علوم انسانی، به ویژه در فلسفۀ علم هست با عنوان «ساینتیسم». این یعنی «علمباوری»؛ به معنای باور افراطی به علم، و تعمیم روشهای علوم طبیعی به علوم انسانی، علوم اجتماعی و اقتصاد. یکی از تکیهگاههای سوسیالیسم و ضدیت با بازار آزاد همین نوع علمباوری بوده. دلیلش اینه که این دانشمندان با همۀ دانش و اعتباری که در رشتۀ خودشون داشتند، چیزهایی رو فراتر از رشته خودشون نمیدونستند، اما اعتمادبهنفس علمی و به ویژه سنگر گرفتن در علمِ عقلی، تجربی و اثباتی باعث میشد نظرات اشتباهی بدن.
پیش از هر چیزی بر یک نکته تأکید کنم: این متن برای زیر سوال بردن علم نیست، بلکه دارم دیدگاه علمباورانی رو نقد میکنم که از ناآگاهی خودشون در رشتههای دیگه، به ویژه اقتصاد، بیخبر بودند/هستند و فکر میکردند/میکنند چون تفکر علمی رو یاد گرفتند، میتونن این اصول رو مبنای تبیین و ساختن تمام دنیا قرار بدن. در واقع اگر بخوام دیدگاهم رو دقیق صورتبندی کنم، انتقاد من «نخوت علمی»ـه، نه علم. ــ و البته فکر میکنم کسی بهتر از هایِک این «نخوت» (دقیقاً «نخوت»، به معنای تکبر) رو توضیح نداده باشه.
بذارید بارزترین مثال رو بزنم تا به عبارتی تهش رو گفته باشم... فکر نمیکنم در قرن بیستم دانشمندی معروفتر از اینشتین داشته باشیم. اینشتین نمونۀ عالی همین ساینتیستهاست ( دانشمندان علمباور). اینشتین نهتنها از سوسیالیسم دفاع میکرد، بلکه معتقد بود کاپیتالیسم به دلیل ساختار مالکیت به آزادی و رشد شخصیت آسیب میزنه. اینشتین چرا از سوسیالیسم دفاع میکرد؟ دقیقاً چون به علم ــ و عقلی که مبنای علم بود ــ باور افراطی داشت. او در مقالهاش دربارۀ سوسیالیسم (۱۹۴۹) میگفت مالکیت خصوصی باید برچیده بشه، ابزارهای تولید به جامعه منتقل بشه و تولید بر اساس برنامۀ اقتصادی باشه. اگر با این مباحث آشنا باشید، تا ته قضیه رو خواهید خوند و میدونید واگذاری مالکیت به جامعه جان کلام همون سوسیالیسمیه که پدر بشر رو درآورد و آخر هم مفتضحانه شکست خورد.
در این نوشته قرار نیست اشتباه بودن دیدگاههای اینشتین رو توضیح بدم. در صدها مطلب دیگه به نقد سوسیالیسم پرداختم و خواهم پرداخت. موضوع این نوشته اینهکه توجه شما رو به ساینتیسم جلب کنم: یعنی دانشمندان و پژوهشگران علوم طبیعی که خیال میکنند روششناسی علمی رو میشه به هر گسترهای بسط داد. همین «نخوت» هم باعث میشه به منتقدان بازار آزاد و کاپیتالیسم تبدیل بشن... چرا؟ چون فکر میکنند میتونن مدل جایگزینی طراحی کنند.
حالا از اینجا یک پله دیگه جلو میرم. یک سوءتفاهم بزرگتری وجود داره که این یکی رو بخش بزرگی از مردم بهش دچارند ــ منتها آموزگاران اصلیِ این اشتباه همون ساینتیستها هستند. این خطای شناختی چیه؟ اینهکه فکر میکنند «علم» دلیل پیشرفت و بهروزی جامعهست. یعنی دقیقاً همونطور که در مارکسیسم «کار» الوهیت و تقدس داره و همهچیز به «کار» فرو کاسته میشه و هر چیزی غیر از «کار» پوچ و استثمار تلقی میشه، در این دیدگاه ساینتستی هم همهچیز «علم»ـه و هر چیز غیر از علم نقشی حاشیهای — و این یعنی قابلحذف — در پیشرفت و توسعه داره.
دقیقاً همین شناخت نادرست، همین توهم یا نخوت علمی، باعث میشه این ساینتیستها سایر عوامل توسعه و پیشرفت رو خوار و زائد قلمداد کنند. در اینجا این ساینتیستها کاملاً در کنار روشنفکران قرار میگیرند. همون تحقیری که روشنفکران نسبت به کاپیتالیسم قائل میشن، در این ساینتیستها هم دیده میشه. اما در اینجا یک مسئلۀ اساسی وجود داره: علم در دانشگاه، آزمایشگاه و کتابه. علم باید به کالا و خدمات تبدیل بشه. در اینجا دقیقاً اهمیتِ «سیستم تبدیل علم به کالا و خدمات» مشخص میشه. در اینجا دیگه فرقی بین «کار»، «سرمایه» و «منابع» با «علم» نیست.
🔻🔻🔻🔻
#ویدئو
#اقتصاد_سنجی_کاربردی
#دکتر_کشاورز
#دانشگاه_صنعتی_شریف
جلسه دهم
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
/channel/econ_archive_videos/149
#دلنوشته
🔵 معلمی که مسیر زندگیام را عوض کرد
آن روزها کلاس پنجم بودم؛ پسری با نمرههای متوسط که معمولاً چهارم یا پنجم کلاس میشد. چون مشکل جسمی داشتم، معلمها بیشتر به من توجه میکردند و اغلب میگفتند: «حسین خیلی باهوش است.» اما من هیچوقت این حرفها را جدی نمیگرفتم. برای من فقط یک تعریف ساده بود، مثل همان تعریفهایی که معلمها به همه میکنند.
یادم هست کلاس سوم بودم و خواهر بزرگترم کلاس پنجم. یک روز معلم کلاس پنجم یک مسئله ریاضی داده بود و هیچکدام از بچهها نتوانسته بودند حل کنند. معلمشان آمد کلاس ما و مرا صدا زد. رفتم کلاس پنجم پای تخته و مسئله را حل کردم. بعد رو به خواهرم کرد و گفت: «از برادرت یاد بگیر.» بچهها نگاهم کردند، خواهرم هم سرش را بالا گرفت و گفت برادر منه، اما آن روز هیچ اتفاقی در من نیفتاد. نه خوشحال شدم، نه مغرور، نه حتی به خودم آمدم. انگار آن حرف از کنار گوشم گذشت.
تا کلاس پنجم که خانمی معلم ما شد به نام خانم مهشید گلابی. یادم هست بچهها به فامیلیاش میخندیدند. بیآنکه بدانم این اسم قرار است سالها بعد، وقتی بزرگتر شدم، با احترام و بغض آن را به زبان بیاورم.
یک روز سر کلاس خوابم برده بود. ناگهان صدای خانم گلابی را شنیدم: «حسین! ارومیه مرکز کدام استان است؟»
من که تازه از خواب بیدار شده بودم، بدون اینکه فکر کنم گفتم: «آذربایجان برقی!»
کلاس از خنده ترکید. من مانده بودم میان خواب و بیداری، و صورت من از خجالت داغ شده بود. خانم گلابی اما فریاد نزد. فقط نگاهم کرد و گفت: «حسین، بعد از کلاس بمان. کارت دارم.»
بعد از کلاس، کلاس خالی شد و من ماندم و او. نگاهش کردم. انگار فرشتهای روبهروی من نشسته بود. آرام دستی به سرم کشید و گفت: «میخواهم بهت چیزی بگویم، پسر. تو نابغهای. یک نابغه حسابی. باید به خودت بیایی. تو باید و میتوانی آینده خودت را بسازی.»
من واقعاً آن حرفها را نمیفهمیدم. «نابغه» برای من کلمهای بود که مال آدمهای دور و عجیب بود، نه مال پسری که سر کلاس خوابش برده و گفته بود «آذربایجان برقی». اما آن جملهها یک شور عجیبی به جانم انداخت. بعد پیشانیام را بوسید. همان بوسه، مثل یک جرقه بود.
از مدرسه تا خانه که کنار قنات روستا بود، یک نفس دویدم. یادم هست باد به صورتم میخورد و من بیآنکه بدانم چرا، لبخند میزدم. آن روز فهمیدم یک جمله میتواند آدم را از یک دنیا به دنیای دیگری ببرد.
از همان روز شروع کردم به درس خواندن. نه برای اینکه کسی مجبورم کند، نه برای اینکه جایزه بگیرم؛ برای اینکه یک نفر باور کرده بود من میتوانم.
معدل کلاس پنجمم بیست شد و شاگرد اول مدرسه شدم.
راهنمایی را در مدرسه روستا تمام کردم و باز هم معدلم بیست بود و شاگرد اول. خانم گلابی همچنان معلم کلاس پنجم بود و من کلاس سوم راهنمایی.
یک روز که زنگ ورزش داشتیم و برای فوتبال به زمین پشت مدرسه میرفتم، از پشت پنجره کلاس مرا دید و صدایم کرد. رفتم نزدیک پنجره. گفت: «حسین، با مدیر مدرسه، آقای حسینآبادی، صحبت کردم. تو واجد شرایط ثبتنام در مدارس نمونه دولتی هستی. تو را ثبتنام کردیم. باید بروی امتحان ورودی بدهی.»
من ماندم. باور نمیکردم. یک معلم کلاس پنجم، از پشت همان پنجرهای که سالها بعد همیشه در خاطرم میماند، داشت درِ یک آینده تازه را به روی من باز میکرد.
با مادرم، که تا ابد جایاش برایم خالی است، به اراک رفتیم. من امتحان دادم و پذیرفته شدم.
حالا سالها گذشته است. من هنوز صدای خانم گلابی را یادم است، دستی را که روی سرم کشید، و بوسهای را که آن روز روی پیشانیام گذاشت.
او فقط یک معلم نبود؛ او کسی بود که مسیر زندگی من را کاملاً عوض کرد. یاد خانم مهشید گلابی عزیز به خیر؛ که اگر آن روز نگفته بود «تو نابغهای»، شاید من هنوز همان پسر خوابآلود کلاس پنجم بودم که فکر میکرد آیندهاش را باید همانجا، پشت نیمکت آخر، تمام کند.
🔻🔻🔻🔻
🔵 فقیر و مقصر
💡نواح اسمیت - استاد سابق فاینانس دانشگاه استونی بروک
🔸بسیاری از محافظه کاران آمریکایی معتقدند که فقر نتیجه تصمیمات نادرست خود افراد است و خصوصا سیاه پوستان در عرصه سیاسی بدلیل فقرشان مورد سرزنش قرار میگیرند. اشاره به سوء استفاده افراد از سیستم رفاهی آمریکا بهعنوان عامل ترویج تنبلی هم همیشه ورد زبان محافظه کاران بوده است.
🔸 آنها همچنین دلیل فقر خانوادههای سفیدپوست را وابستگی به سیستم رفاهی، اعتیاد به الکل و موارد مخدر، و تضعیف جایگاه خانواده میدانند. بنابر این نگاه، اگر مردم سخت کوش بوده، از مواد مخدر، الکل و خشونت دوری جویند، و خارج از ازدواج بچه دار نشوند، فقر ناپدید می ثشود.
🔸اما حداقل یک کشور ثروتمند وجود دارد که مردمش تمام دستورات این نسخه را انجام میدهند، سخت کار میکند، از رفتارهای پرخطر و خودویرانگر دوری کرده، و تصمیمات زندگی عاقلانهای میگیرند. آن کشور ژاپن هست، که همچنان دچار مقدار زیادی فقر است.
🔸خشونت در ژاپن نایاب است، حدود 0.3 در هر یکصد هزار نفر، در مقایسه با 5.3 برای آمریکا و 1.2 برای آلمان. مصرف مواد مخدر غیرقانونی در ژاپن نیز بسیار کم است، محکومیت در این زمینه تنها حدود سیزده هزار مورد است که سه هزار مورد آن فقط مربوط به ماریجواناست.
🔸همچنین نرخ تک والدی "فرزندی که فقط پدر و یا فقط مادر از او نگهداری میکند" بسیار کوچک است، کمتر از 2% مادران بدون شوهر هستند. و نکته آخر اینکه تقریبا تمام ژاپنیها کار میکنند، نرخ اشتغال افراد در سن کار بیش از 77% است، یعنی بیش از آمریکا با نرخ 71%.
🔸شاید با توجه یه این آمار و ارقام، محافظه کاران آمریکایی انتظار داشته باشند نرخ فقر در ژاپن پایین باشد اما اینطور نیست. با تعریف مبتنی بر درصد افراد دارای درآمد کمتر از نصف میانه درآمد ملی، نرخ فقر در ژاپن بیش از 15% است، یعنی فقط کمی کمتر از آمریکا، ولی بسیار بیشتر از کشورهایی چون آلمان، کانادا و استرالیا.
🔸فقر ژاپنی پدیده خاصی است. تقریبا هیچ زاغه نشینی وجود ندارد، خیایانها عموما تمیز و مرتب هستند، افراد بیخانمان دور از انظارند، افرادی که از شرم از دست دادن کار، بدهی سنگین، یا شکست در ازدواج ناپدید میشوند، افراد مجردی که در آپارتمانهایی در سایز کمد لباس زندگی میکند، سالمندانی که هرگز از پس بحران اقتصادی دهه 1990 ژاپن موفق به احیای شرایط زندگی خود نشدند، و بسیاری که با خرید از فروشگاههای صد ین "حدودا معادل یک دلار" قادر به ادامه حیات هستند.
🔸 تخمین زده میشود حدود 14% کودکان یعنی 3.5 میلیون در فقر زندگی میکنند که برای مبارزه با آن دولتهای محلی هزاران کافی تریا باز میکنند که در آن کودکان بطور رایگان امکان تغذیه داشته باشند.
🔸از نظر خرجکرد دولتی برای حمایت از فقرا، ژاپن تقریبا در میانه کشورهای OECD قرار دارد، بالاتر از بریتانیا و پایینتر از آلمان، که بیشتر آن هم بخاطر سیستم بیمه درمان ملی است، ولی از نظر دولت رفاه، ژاپن بسیار عقب تر از اروپاست.
🔸اینکه ژاپنیها تمام توصیههای نسخه محافظه کاران آمریکایی را دنبال میکنند و همچنان دچار فقر هستند نشان میدهد آن تئوری دچار ایرادی اساسی است. هرچند بسیاری افراد بدلیل انتخابهای نادرست خود، خشونت، مواد مخدر، و از هم پاشیدگی خانواده دچار مشکلات اقتصادی هستند، دلیل اصلی فقر بیشتر مرتبط به ساختار اقتصادی است.
🔸بنابراین راه حل مشکل فقر در ایالات متحده احتمالا چندان به احساس مسئولیت شخصی و تعهد اخلاقی مرتبط نیست و گاهی عملا جایگزینی برای یک سیستم حمایتی اجتماعی وجود ندارد.
🔸منبع : بلومبرگ؛ ترجمه از کانال کنجکاوی
https://bloom.bg/2LSF1Q4
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
The Millionaire next door
🔵 دستاورها و ویژگیهای شخصیتی میلیونرها
#ویدئوآموزش
#شماره۴۳
#خلاصه_کتاب
#مالی_رفتاری
#اقتصاد_رفتاری
#روانشناسی_معامله_گر
@MaliRaftariB_F
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
🔵 فصل پنجم اقتصاد توسعه :
#جغرافیا_و_توسعه - بخش دوم
🔸 5.3. آدام اسمیت
اولین اقتصاددان توسعه مدرن و بنوعی هنوز بهترین آنها، و از این جهت او احتمالا بهترین و مهمترین اقتصاددان تمام دورانهاست.
✔️ مطالب مرتبط به این درس
مطالعه نسخه آنلاین کتاب "ثروت ملل" آدام اسمیت (به زبان انگلیسی)
https://bit.ly/2Ub64ch
دانلود کتاب "ثروت ملل" آدام اسمیت (به زبان فارسی)
https://bit.ly/2UfTNUa
🔸 منبع: کلاس درس اقتصاد توسعه
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
🔵 #معرفی_کتاب
🔸 عنوان کتاب ؛ کتاب ارزشمند « ایدههای مدیریت»
📝 این کتاب در ۳ بخش نگاهی عمیق به ایدههای مدیریت بازرگانی در طول تاریخ میپردازد:
در بخش اول تکنیکهای کنترل ساده بیان شدهاند
در بخش دوم معیارهای علم مورد بحث قرار گرفته و به توسعه مدیریت بازرگانی به عنوان یک علم مربوط میشود.
در بخش سوم نیز تاثیر محیط اجتماعی بر توسعه مدیریت را بیان میکند و همچنین مباحث اختصاصی مدیریت بازرگانی و راه کارهای توسعه آن ارائه شده است.
در بخش پایانی نیز مزایای مطالعه تاریخچه ایدههای مدیریت بیان شده است.
📝 نویسنده : Klaus Brockhoff
📆سال انتشار: 2024
✍️ناشر: Springer
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
🔵 ارائه درس قیمتگذاری: دانشکده مدیریت، علم و فناوری دانشگاه صنعتی امیرکبیر
🔸 عنوان ارائه : قیمتگذاری تبلیغات تلوزیونی
✍ تهیه کننده : حسام اکبری، سید احمدرضا حسینی، ریحانه سادات حسینی و حسین عزیزی
✔️مدرس : دکتر سیدحسین سجادیفر
#سجادیفر
#قیمت_گذاری
#آموزش
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
🔵 مفهوم شکنندهای به نام علم(1-2)
اما کواین میگوید فرهنگ لغت صرفاً رابطهای را که قبلاً در کاربرد زبان وجود داشته، گزارش کرده است یعنی از معنا به تعریف رسیده است و نه از تعریف به معنا به عبارتی تعریف معمولاً بر اساس یک رابطه معنایی موجود ساخته میشود؛ بنابراین نمیتوانیم از تعریف برای توضیح بنیادی خودِ هممعنایی استفاده کنیم پس این فرهنگ لغت نیست که قرارداد کرده باشد چه واژهای چه تعریفی دارد بلکه از قبل بوده و صرفا در فرهنگ لغت گزارش شده. پس سوال کواین در این مورد که تحلیلی بودن از کجا مشخص میشود هنوز بی پاسخ مانده. (البته کواین استثناهایی مانند وضع صریح یک نماد یا اصطلاح جدید را نیز از این حالت جدا میکند.)
کواین در ادامه مقاله به سطوح مختلفی از موضوع از جمله تفاوت بین مرجع و معنا و یا استفاده از مترادفها برای حل مسئله میپردازد اما در ادامه نشان میدهد همگی این راه حلها به یک دور باطل میرسد. نهایتا او نشان میدهد ما هنوز نتوانستهایم مرز بنیادی و موجه میان analytic و synthetic ترسیم کنیم.
اما کواین چه چیزی را میخواهد به ما نشان دهد آیا او میخواهد بگوید، صرفِ اینکه تعریف غیر دوری و کاملاً غیرمناقشهای از «معنا» پیدا نکردهایم، یعنی تمایز تحلیلی/ترکیبی وجود ندارد؟ میتواند دیدگاه کواین را اینطور نقد کرد که شاید مفهوم تحلیلی بودن را نتوان با یک تعریف ساده و کاملاً بنیادی تعریف کرد، اما این الزاماً به معنای بیاعتبار بودن خود تمایز نیست.
پس این سوال مهم مطرح میشود که آیا ناتوانی در ارائه یک تعریف کاملاً غیر دوری و غیرمناقشهای از تحلیلی بودن، واقعاً برای رد خودِ تمایز کافی است؟
پاسخ کواین این نیست که هر گزارهای که نتوانیم تعریف کنیم بیمعناست؛ بلکه مدعای او این است که تلاشهای اصلی برای بنیانگذاری این تمایز، وقتی دقیق بررسی میشوند، در نهایت به مفاهیمی مانند معنا و هممعنایی متکی میشوند که خودشان نیازمند توضیحاند.». کواین نمیگوید تعریف سخت است، پس تمام شد بلکه میگوید راههایی که برای بنیانگذاری این تمایز پیشنهاد شدهاند را بررسی کردم؛ وقتی در آنها دقیق میشویم، اغلب به دور باطل یا به فرض گرفتن همان تمایز برمیگردیم.
اما در مقابل میتوان گفت بسیار خوب هیچ معیار کاملاً دقیق، ضروری و کافی برای «تحلیلی» بودن نداریم. آیا نمیتوانیم یک تمایز ضعیفتر داشته باشیم؟ مثلاً بگوییم "گزارههای تحلیلیِ نسبتاً روشن"؟ در تعصب دوم کواین به این موضوع هم پاسخ میدهد. در بخش بعد به این دگمای دوم خواهیم پرداخت.
🔸منبع : کاتالاکسی
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
🥶🥶🥶🥶🥶 🥶🥶🥶🥶🥶
🥶🥶🥶🥶🥶 🥶🥶🥶🥶🥶
🥶🥶🥶🥶🥶 🥶🥶🥶🥶🥶
به مناسبت تولد ادمین به مدت 1 ساعت ورود به کانال ⭕️ رایگانه 👇
🔗 @VIP_CHANNEL
🔵 #داستان_پول
قسمت اول
قسمت دوم
قسمت سوم
متن قسمت سوم
قسمت چهارم
متن قسمت چهارم
قسمت پنجم
متن قسمت پنجم
قسمت ششم
متن قسمت ششم
قسمت هفتم
متن قسمت هفتم
قسمت هشتم
متن قسمت هشتم
قسمت نهم
متن قسمت نهم
قسمت دهم
متن قسمت دهم
قسمت یازدهم
متن قسمت یازدهم
قسمت دوازدهم و پایانی
🔸منبع : چرتکه
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
🔵 مفهوم شکنندهای به نام علم(1-1)
یادداشتی که در ادامه خواهد آمد موضوعی است که بیش از آنکه جنبه اقتصادی داشته باشد جنبه فلسفی دارد، اما طرح این موضوع از این جهت مهم است که ریشه اصلی بسیاری از خطاهای فکری است. متأسفانه این خطاها در اقتصاد و به ویژه در بین کسانی که اصرار دارند اقتصاد رشتهای به غایت دقیق و علمی است، بسیار رایج است. مقالهای که محور اصلی این یادداشت است را حدودا یک سال پیش دیدم و مطالعه کردم البته فهم مقاله کار سادهای نیست اما درک آن، البته اگر درست درک شده باشد، نشان میدهد آنچه ما انسانها به عنوان علم میشناسیم، حتی علوم محضی مانند فیزیک و ریاضیات چه میزان شکننده است چه برسد به حوزهای مانند اقتصاد که قبلا هم در مورد مناقشات پیرامون آن اینجا مطرح شده است. البته منظور از شکنندگی علم در اینجا فروپاشی یا بیاعتباری علم نیست؛ مسئله، شکنندگی بنیانهای فلسفی است که گاه برای توجیه قطعیت و استقلال گزارههای علمی تصور میکنیم.
مقالهای که تلاش خواهم کرد تا حد فهم خود آن را در ادامه توضیح دهم مقالهای است با عنوان
«Two Dogmas of Empiricism»
اثر ویلارد ون اورمان کواین که در سال 1951 منتشر شده و حقیقتا باید آن را به عنوان یکی از متون بسیار مهم فلسفه علم و فلسفه تحلیلی قرن بیستم دانست.
کواین مقاله را با یک ادعای بسیار تند شروع میکند، تجربهگرایی مدرن بر دو عقیده تعصبآمیز (دگما) یا باور بنیادی بنا شده است که هر دو فاقد بنیان موجهاند. تعصب اول تمایز بین گزارههای تحلیلی (Analytic) و گزارههای ترکیبی (Synthetic) و تعصب دوم تقلیلگرایی (Reductionism).
اما این دو موضوع به چه معناست؟ در مورد تعصب اول کواین توضیح میدهد که گزارههای تحلیلی گزارههایی هستند که به واسطه معنای کلمات ما آنها را درست میدانیم. مثلا "هیچ مجردی متأهل نیست" برای فهمیدن اینکه این گزاره درست است، لازم نیست جهان را مشاهده کنیم. کافی است معنای «مجرد» و «متأهل» را بدانیم.
اما گزارههای ترکیبی گزارههایی هستند که صدق یا کذب آنها به واقعیتهای جهان بستگی دارد. مثلا "برف سفید است" برای فهمیدن این موضوع باید به جهان نگاه کنیم. این تمایز در سنت فلسفی از هیوم و لایبنیتس آمده و کانت نیز آن را به شکل بسیار مهمی مطرح کرده بود.
اما تقلیلگرایی به چه معناست؟ این دیدگاه میگوید، هر گزاره معنادار را میتوان در نهایت به گزارههایی درباره تجربه مستقیم حسی فروکاست.
اما چرا کواین این دو را تعصب و در ادامه غلط میپندارد؟ این بخش شاید مهمترین و ثقیلتر بخش مقاله کواین باشد که نیازمند تعمق است.
درباره تعصب اول یعنی تمایز بین گزارههای تحلیلی (Analytic) و گزارههای ترکیبی (Synthetic) کواین نمیگوید که این دو تمایز بهسادگی غلطاند بلکه میگوید مشکل بنیادیتر است؛ کواین میگوید " ما هنوز نتوانستهایم معیار دقیقی ارائه کنیم که بگوید یک گزاره دقیقاً چرا تحلیلی است" یعنی اگر این سوال را مطرح کنیم که " دقیقاً چه چیزی باعث میشود گزاره «هیچ مجردی متأهل نیست» تحلیلی باشد؟" پاسخ معمول چیست؟ احتمالا پاسخ این است که چون «مجرد» یعنی «فرد غیرمتأهل».
در این صورت سوال این است که " چگونه میدانیم «مجرد» و «فرد غیرمتأهل» دقیقاً مترادفاند؟" اگر بگوییم که چون تعریف «مجرد» همین است، باز این سوال مطرح است که " چرا این تعریف درست است؟" و اگر در پاسخ بگوییم " چون این دو عبارت هممعنا هستند" دوباره به نقطه اول برگشتهایم. این همان چیزی است که کواین در بخشهای ابتدایی مقاله دنبال میکند.
کواین یک سوال مهم دیگر را نیز طرح میکند " اصلاً «معنا» چیست؟" گفتیم گزاره تحلیلی گزارهای است که به دلیل «معنا» درست است، اما خود معنا یعنی چه؟ آیا معنا یک شیء ذهنی است؟ آیا یک ایده در ذهن انسان است؟ چه زمانی دو عبارت دقیقاً یک معنا دارند؟ مثلا از کجا میفهمیم « مجرد » و « عزب » یک معنا دارد؟ بنابراین نمیتوانیم مسئله چه چیزی تحلیلی است؟ را با قرار دادن یک موجود مبهم به نام «معنا» حل کنیم.
اماخواننده ممکن که با خود بگوید این چه سوالاتی است؟ شما به هر فرهنگ لغتی مراجعه کنید به راحتی به معنای این کلمات دست پیدا میکنید. کافی است یک فرهنگ لغت را باز کنید میبیند که در کنار مجرد یکی از تعاریف این است "فردی است که ازدواج نکرده" پس مسئله حل شد.
🔸منبع : کاتالاکسی
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
🔵 هجده کشاورز سرنوشتساز: چگونه چین از فقر سوسیالیستی رها شد؟
«اگر خطر نمیکردم، مردم میمردند. برخی از مردم پیش از این... زمینگیر شده بودند. حتّی گاوها ضعیفتر از آن بودند که توانایی شخمزدن داشته باشند.» (یان هونگچانگِ کشاورز)
داستان رفاه مردم چین و رهایی آنان از فقر و گرسنگی روایت دیگری از شکست نظام مالکیّت اشتراکی و کارآمدی نظام مالکیت خصوصی است؛ در افتادن نظام سوسیالیستی در پای نظام بازار. چین کمونیستی با بهراهانداختن موج آزادی اقتصادی، صدها میلیون انسان را از فقر و گرسنگی رهانید و به کشوری مرفّه تبدیل شد. رفاه کنونی نه در اثر سیاستهای برنامهریزی مرکزی، بلکه در پی انقلابی در نظام کشاورزی آن کشور بهوجود آمد؛ انقلابی خارج از سلطهی دولت مرکزی و در تقابل با سیاستهای آن.
انقلاب با چند کشاورز رنجور در دهکدهی ژیائوگانگ (Xiaogang) در استان آنهویی (Anhui) آغاز شد.
سیاست یک گام بزرگ به جلو (یا جهش بزرگ) نام برنامهای بود که مائو تسهتونگ آن را بین سالهای ۱۹۵۸ تا ۱۹۶۰ به اجرا درآورد. در پی آن قحطی عظیمی بین سالهای ۱۹۵۹ تا ۱۹۶۱ چین را فراگرفت و بین ۲۰ تا ۴۵ میلیون نفر را به کام مرگ کشانید. مردم روستای ژیائوگانگ از قحطی بزرگ کمر راست نکرده بودند؛ فاجعهی غیرقابل تصوّری که پیامد سیاستهای فاجعهبار جهش بزرگ مائو بود.
با آغاز جهش بزرگ، پس از آنکه حکومت ملّی سیاست اشتراکیسازی کشاورزی را به تصویب رساند، که براساس آن کشاورزان در مناطق خاصّی به کار گماشته میشدند، محصول در انبارهای مرکزی دور از روستا ذخیره میشد، دولت بخشی از محصول را بهعنوان مالیات غصب میکرد و سرانجام باقیماندهی محصول را بازتوزیع میکرد، اهالی ژیائوگانگ به یک کمون مردمی تعلق یافتند. در آغاز، اشتراکیسازی کشتزارها گامی مهم در مسیر آرمانشهر کمونیستی نگریسته میشد، ولی در ژیائوگانگ چنین آرمانشهری بعید بهنظر میرسید.
اشتراکیسازی ارتباط کشاورزان را با زمینهای سابقشان را از هم گسست، و هرگونه انگیزه برای مراقبت از آن را از بین برد. بسیاری از کشاورزان با توجّه به اینکه دولت وعدهی دستمزد برابر به همه بدون توجّه به سختکوشیشان را داده بود، با امید به اینکه دیگران کمکاریشان را جبران میکنند، تنبلی کرده و از زیر کار در میرفتند. ولی دیگران این کمکاری را جبران نکردند. نتیجه یک چرخهی معیوب بود: کشاورزان با سرعت پایین کار میکردند، بازده محصولات کاهش یافت، دولت جیرهی غذایی را کاهش داد، و بنابراین کشاورزان کندتر از پیش کار میکردند...
🖇 متن کامل:هجده کشاورز سرنوشتساز: چگونه چین از فقر سوسیالیستی رها شد؟
#اقتصاد #مالکیت_خصوصی #آزادی
#چین #فقر #سوسیالیسم #ژیائوگانگ
#انقلاب_کشاورزی #آزادی_اقتصادی
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
همه کتاب های صوتی و پی دی اف...
🔹JOIN
بيشتر بدانيم بهتر زندگى كنيم
🔸JOIN
پادکست رایگان انگلیسی
🔹JOIN
انگلیسی با فیلم و داستان
🔸JOIN
آموزش جامع هک و امنیت 100% رایگان
🔹JOIN
پکیج های ناب بورسی و موفقیت
🔸JOIN
هوش مصنوعی | یادگیری ماشین | علم داده
🔹JOIN
خود آموزهای زبان انگلیسی
🔸JOIN
موفقیت ، استخدامی ، پول پارو کن
🔹JOIN
صفرتاصد هک و امنیت رو قورت بده
🔸JOIN
بانک تمامی پکیج های پولی رایگان
🔹JOIN
مبتکر یادگیری زبان انگلیسی در منزل
🔸JOIN
پاتوق چالشها و پرسشهای کلیدی حسابداری
🔹JOIN
آموزش ذهن و قوانین کائنات
🔸JOIN
مکالمات انگلیسی با ترجمه و فایل صوتی
🔹JOIN
گرامر کامل انگلیسی
🔸JOIN
کلی فیلم امریکایی با دو زیرنویس همزمان
🔹JOIN
ورزش | سلامتی | باشگاه
🔸JOIN
مرجع ایمووی های خاص
🔹JOIN
آموزش مفتی هوش مصنوعی و 🇮🇹
🔸JOIN
فول پکیج های پولی رو رایگان دانلود کنید
🔹JOIN
آموزش تخصصی برنامه نویسی برای همه
🔸JOIN
سیر تا پیاز انگلیسی قورت بده
🔹JOIN
بانک بزرگ استخدامی رایگان VIP
🔸JOIN
آموزش پایه تا پیشرفته امنیت و هک
🔹JOIN
سیگنال رایگان ارز دیجیتال با سود بالا
🔸JOIN
داستانهای مصور صوتی انگلیسی
🔹JOIN
کانفیگ؛پل ارگو؛فالکن؛منبع کلی فیلترشکن
🔸JOIN
انگلیسی ۵ دقیقه ای با استاد نیتیو
🔹JOIN
2 ترابایت پکیج پولی رایگان
🔸JOIN
آموزش طلایی کامپیوتر و موبایل
🔹JOIN
منبع تمام بازی های هک شده
🔸JOIN
انفجار اسپیکینگ و لیسنینگ
🔹JOIN
آموزش کامل « دستورات ترموکس »
🔸JOIN
آموزش مفتی سیرتاپیاز هک و امنیت
🔹JOIN
اجتماع بزرگ حقوق خواندگان
🔸JOIN
آموزش 0/100 اکسل، حسابداری و مالی
🔹JOIN
کانفیگ V2RAYNG و پروکسی نامحدود
🔸JOIN
مطالب و جزوه های حسابداری
🔹JOIN
اصطلاحات روزمره انگلیسی
🔸JOIN
اصطلاحات کاربردی انگلیسی
🔹JOIN
کالوکیشنهای کاربردی انگلیسی
🔸JOIN
بانک مقالات، پروپوزال، پایاننامه و رساله
🔹JOIN
آموزش تخصصی اکسل، حسابداری و بورس
🔸JOIN
هر ترفندی میخوای رایگان دانلود کن
🔹JOIN
ترفندهای هوش مصنوعی عکاسی
🔸JOIN
کارپاره وقت دانشجویی با حقوق بالا
🔹JOIN
پکیج های 2020 تا 2026
🔸JOIN
صفرتاصد مفتی برنامه نویسی و امنیت
🔹JOIN
مرجع آموزش تخصصی روابط بینالملل
🔸JOIN
آگهیهای درسی و فرصتهای شغلی
🔹JOIN
آموزش صفرتاصد طراحی وب + سئو
🔸JOIN
دانشگاه آنلاین روانشناسی در تلگرام
🔹JOIN
کتابهای صوتی آرامش با داستان
🔸JOIN
پکیج های ذهن ثروت ساز
🔹JOIN
بانک PDF فایل کتاب جزوه همینجاست
🔸JOIN
مرجع آهنگ های هشت بعدی 8D
🔹JOIN
آموزش مفتی برنامه نویسی 100% رایگان
🔸JOIN
کاریابی دانشجویی / درآمدزایی
🔹JOIN
ادیتــ𝗘𝗱𝗶𝘁ــور شووو فیلترشکن رایگان!
🔸JOIN
مرجع کامل آهنگهای سهبعدی (3D)
🔹JOIN
منبع بیو و والپیپرهای خفن
🔸JOIN
اموزش زبان انگلیسی کمتر ااز2 ماه
🔹JOIN
استخدام استخدام
🔸JOIN
منبع برنامههای مود شده اندروید
🔹JOIN
کتاب های صوتی؛ راز های موفقیت
🔸JOIN
استخدام سراسری دانشجویان
🔹JOIN
ترانہ های ((نوستالژی))
🔸JOIN
آموزش صفر تا صد انگلیسی
🔹JOIN
999»گیگابایت پکیج»100%مفت رایگان
🔸JOIN
نکات کاربردی TOEFL و IELTS
🔹JOIN
اینجا کلی لغت انگلیسی یاد بگیر
🔸JOIN
کیهانشناسی و کوانتوم
🔹JOIN
آموزش هک و امنیت از سطح صفر
🔸JOIN
روایت دادهها، تحلیل اقتصاد و آینده جهان
🔹JOIN
آموزش تکنیک های زبان انگلیسی
🔸JOIN
۳۰۰ مجموعه کارتون انگلیسی
🔹JOIN
هنر خوانش و تحلیل متن
🔸JOIN
بانک آگهی های استخدامی
🔹JOIN
کسب درامد دلاری فقط اینجا
🔸JOIN
صفر تا صد🇪🇩🇮🇹با موبایل
🔹JOIN
آموزش مقاله نویسی با هوش مصنوعی
🔸JOIN
دنیای کتاب صوتی و PDF
🔹JOIN
پکیج های قانون زندگی و توسعه فردی
🔸JOIN
دانلود و برسی آثار فاخر سینمای هنری جهان
🔹JOIN
اموزش کاریزما و ایده رابطه
🔸JOIN
آرشیو جامع کتابخانه مجازی
🔹JOIN
100ها گیگ پکیج آموزشی فول رایگان
🔸JOIN
خرید مقاله، سایتیشن و ثبت اختراع
🔹JOIN
کانال تخصصی علم و سیاست
🔸JOIN
پادکست و کتاب صوتی رایگان
🔹JOIN
انگلیسی + کوئیز
🔸JOIN
🔺🔺🔺🔺
یعنی دقیقاً همونطور که قرار نیست هر کار و منبع و سرمایهای به طور بدیهی درست مورد استفاده قرار بگیره و پیشرفت، رفاه و توسعه به بار بیاره، علم هم قرار نیست فارغ از شیوۀ تولید به شکل موفقآمیزی به زندگی انسانها جاری بشه.
اگر کسی واقعاً باور داره پیشرفت علم میتونه باعث بهبود زندگی بشه (که قطعاً هم همینطوره)، باید این رو هم کشف کنه که کلاً علم چطوری به بهترین شکل کاربردی میشه و در عین حال توسعه هم پیدا میکنه. در اینجا دانشمند و علمباور و پژوهشگرِ علم باید از اون نخوت دست بکشه و بپذیره سازوکار بازار ــ کاپیتالیسم ــ بزرگترین مصرفکننده و در عین حال بزرگترین تولیدکنندۀ علمه. مراجع سنتیِ علم فقط بخشی از علم رو در حوزۀ نفوذ خودشون دارند. هیچ دانشگاهی کالا تولید نمیکنه، اما کاپیتالیسم تربیتشدگان دانشگاه رو میبلعه و علمشون رو با ساختار و سرمایهای که داره به کالا و خدمات تبدیل میکنه و در این حین فناوری رو هم با سرعتی که در مخیلۀ هیچ دانشگاهی نمیگنجه توسعه میده.
تغییر سیستم بازار آزاد و کنار گذاشتن کاپیتالیسم حمله به علم و توسعۀ علمیه. تجربۀ قرن بیستم و ظهور و سقوط بلوک شرق این رو به ما نشون داد. اَشکالِ خفیفتر سوسیالیسم و محدودسازی بازار هم همون بلای سوسیالیسم کلاسیک رو در ابعال خفیفتر برای توسعهٔ علمی داره. قطعاً در نظم سوسیالیستی هم علم به کالا و خدمات تبدیل میشه و قطعاً در کشورهای سوسیالیستی هم علم پیشرفت میکرده. اما آیا هفت دهه آزمون و خطا کافی نیست تا بپذیریم نظم برتر کدومه؟
احتمالاً وجود اتحاد شوروی و بلوک شرق که دستاوردهایی در صنعت و فناوری داشتند باعث میشد ساینتیستها بیش از پیش در تصورات غلطشون فرو برن. به هر حال وقتی شوروی فضاپیما میساخت، دیگه کسی شک نمیکرد در اتحاد شوروی هم علم و مزایای علم برقراره — شاید هم بیشتر از نظم کاپیتالیستی. مثل بقیۀ ویژگیهای زندگی در یک کشور سوسیالیستی که تا روز فروپاشی همهچیز خوب به نظر میرسه و همیشه با سرازیر شدن سرمایۀ ملی به حوزههای خاص تحولات و ساختوسازی صورت میگیره. اما سوسیالیسم ماهیتاً ــ یعنی به دلیل سرمایهستیزی ــ سرمایهسوزانه پیش میره تا روزی که سرمایهها تموم بشه و کشتی برای همیشه به گل بشینه.
اگر اینشتین زنده میموند و شکست نهایی سوسیالیسم رو میدید، شک نکنید نظرش عوض نمیشد و میگفت: «نه! این اون سوسیالیسمی نیست که مد نظر من بوده». به هر حال روح همۀ گذشتگان و نیز روح اینشتین شاد، ولی در نظر بگیرید این کاپیتالیسمستیزیِ ساینتیستی ــ در کنار کاپیتالیسمستیزی انتلکتوئل ــ همچنان در جهان وجود داره و دلیلش هم سادهست: عدم آشنایی با سازوکار بازار و نپذیرفتن اینکه این سیستم بدیل بهتری نداره و قرار نیست همهچیز رو با روششناسی علمی درک و بازسازی کنیم.
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
🔵 بازار کار ایران زیر ذرهبین
چرا نرخ بیکاری بهتنهایی واقعیت اقتصاد را نشان نمیدهد؟
منبع: مرکز آمار ایران – نتایج طرح آمارگیری نیروی کار (بهار ۱۴۰۵)
خلاصه مدیریتی
بر اساس تازهترین گزارش مرکز آمار ایران، نرخ بیکاری در بهار ۱۴۰۵ برابر با ۷.۸ درصد اعلام شده است. در نگاه نخست، این رقم ممکن است نشانه بهبود بازار کار تلقی شود؛ اما بررسی سایر شاخصهای بازار کار نشان میدهد که قضاوت صرف بر اساس نرخ بیکاری میتواند گمراهکننده باشد.
در کنار نرخ بیکاری، دو شاخص دیگر اهمیت ویژهای دارند:
▫️نرخ مشارکت اقتصادی: ۴۰.۷ درصد
▫️نسبت اشتغال به جمعیت: حدود ۳۷.۵ درصد
این ارقام نشان میدهد که بخش قابلتوجهی از جمعیت در سن کار، اساساً در بازار کار حضور ندارند. بنابراین، تحلیل وضعیت اشتغال بدون توجه به نرخ مشارکت اقتصادی، تصویری ناقص از واقعیت ارائه میدهد.
نرخ بیکاری چگونه محاسبه میشود؟
طبق استانداردهای سازمان بینالمللی کار (ILO)، فرد بیکار کسی است که:
▫️در هفته مرجع هیچ شغلی نداشته باشد؛
▫️آماده شروع به کار باشد؛
▫️و در هفتههای اخیر بهطور فعال به دنبال شغل گشته باشد.
در نتیجه، افرادی که از یافتن شغل ناامید شده و دیگر جستوجوی کار را متوقف کردهاند، در آمار رسمی بیکاران قرار نمیگیرند و در صورت خروج از بازار کار، میتوانند باعث کاهش نرخ بیکاری شوند؛ بدون آنکه الزاماً اشتغال افزایش یافته باشد.
چرا نرخ مشارکت اقتصادی مهم است؟
نرخ مشارکت اقتصادی ۴۰.۷ درصد نشان میدهد که کمتر از نیمی از جمعیت در سن کار، یا شاغل هستند یا فعالانه به دنبال کار میگردند.
این شاخص از آن جهت اهمیت دارد که تغییرات آن میتواند برداشت ما از نرخ بیکاری را دگرگون کند. کاهش نرخ بیکاری زمانی نشانهای مثبت است که با افزایش یا ثبات نرخ مشارکت اقتصادی همراه باشد. اما اگر افراد از جستوجوی کار منصرف شوند و از بازار کار خارج شوند، نرخ بیکاری ممکن است کاهش یابد، در حالی که وضعیت واقعی بازار کار بهبود نیافته است.
نسبت اشتغال به جمعیت؛ شاخصی برای سنجش ظرفیت واقعی بازار کار
نسبت اشتغال به جمعیت حدود ۳۷.۵ درصد بیان میکند که از کل جمعیت در سن کار، تنها حدود یکسوم شاغل هستند.
نرخ بیکاری فقط یکی از قطعات پازل بازار کار است؛ تصویر کامل زمانی شکل میگیرد که مشارکت اقتصادی، کیفیت اشتغال و فرصتهای شغلی نیز در کنار آن دیده شوند.
🔺🔺🔺🔺
سالها گذشت. من دیگر آن پسر کلاس پنجم نبودم که یک جمله میتوانست تا خانه بدواندش. زندگی آمد و مثل همیشه، آرام و بیسروصدا، حسابهای خودش را روی میز گذاشت. درس خواندم، تلاش کردم، جاهایی قبول شدم و جاهایی نه. گاهی جلو رفتم و گاهی زمین خوردم.
کمکم فهمیدم که «نابغه بودن» چیزی نیست که آدم تا آخر عمر با خودش ببرد. نابغه بودن یک لحظه است؛ یک جرقه. اما زندگی، روزهای طولانی و معمولی است.
امروز دیگر نه حس نابغه بودن دارم، نه آن شوقِ عجیبی که آدم فکر کند قرار است «چیزی» بشود. نه اسمم جایی بزرگ نوشته شده، نه پشت سرم کسی به خاطر نمرههایم نگاه میکند. فقط یک حس مانده که هر روز صبح با من بیدار میشود: اینکه تا در توانم است، به مردم و جامعهام خدمت کنم. همین. نه بیشتر، نه کمتر.
راستش را بخواهید، اولش این حس مرا ترساند. فکر میکردم یعنی شکست خوردهام. یعنی آن بوسه روی پیشانیام، آن حرفهای خانم گلابی، به جایی نرسیده. اما بعد فهمیدم اشتباه میکنم. خانم گلابی به من نگفت «نابغه شو تا معروف شوی.» گفت «تو میتوانی آیندهات را بسازی.» و شاید ساختن آینده این نیست که آدم بالای جایی بایستد و همه او را ببینند. ساختن آینده این است که آدم هر جا هست، کاری کند که زندگی یک نفر دیگر کمی بهتر شود.
حالا هر وقت کسی میآید و از مشکلی میگوید، هر وقت میتوانم کاری برای کسی انجام دهم، هر وقت میبینم یک بچه، یک جوان، یا حتی یک آدم خسته، به یک باور کوچک نیاز دارد، یاد آن روز میافتم. یاد کلاس خالی و آن فرشتهای که روبهرویم نشسته بود. من هم سعی میکنم همان کار را بکنم؛ نه با جملههای بزرگ، با کارهای کوچک. با شنیدن، با کمک کردن، با بودن. تا در توانم باشد.
مادرم دیگر نیست و جایاش همیشه برایم خالی است. کاش میدید که پسرش نه نابغه شد، نه آدم مهمی؛ اما یاد گرفت که مهم بودن یعنی به دردِ کسی خوردن.
من دیگر دنبال نابغه شدن نیستم. دنبال این هستم که تا آخرین نفس، تا جایی که در توانم است، برای مردمم کاری بکنم. و شاید همین، همان چیزی باشد که خانم گلابی آن روز، پشت پنجره کلاس، در من میدید.
اما یک روز، روز معلم، رادیو برنامهای داشت برای تشکر از معلمان قدیمی. من نشستم و گوش دادم. صدای مجری که از معلمهایی میگفت که سالها پیش، بیآنکه اسمشان جایی بماند، زندگی بچهها را عوض کردهاند، چیزی در من تکان خورد. بیاختیار یاد خانم گلابی افتادم؛ یاد آن کلاس خالی، آن دست روی سرم، و آن بوسه روی پیشانیام. دلم لرزید. نمیدانم چه شد که گوشی را برداشتم و به رادیو زنگ زدم. آنقدر پشت خط ماندم تا صدایم را پخش کردند. گفتم من سالها پیش شاگرد خانمی بودم به نام مهشید گلابی. گفتم که او مسیر زندگی من را عوض کرد. گفتم که هنوز بعد از این همه سال، هر وقت اسمش را میشنوم یا یاد آن روز میافتم، بغض گلویَم را میگیرد. و آخرش گفتم: «خیلی دوست دارم صدای خانم گلابی را بشنوم. فقط یک بار. فقط بدانم حالش خوب است.»
دو سه روز بعد، گوشیام زنگ خورد. یکی از بستگان خانم گلابی بود. سلام کرد و چند لحظه سکوت کرد. بعد با صدایی آرام گفت که ایشان دیگر در بین ما نیست.
گوشی را گذاشتم و مدتی همانجا نشستم. نه گریه کردم، نه حرفی زدم. فقط به آن پنجره نگاه کردم، به آن روزی که او پشت شیشه ایستاده بود و مرا صدا کرد. حالا دیگر صدایش را نشنیدم، اما انگار همان جملهاش دوباره در گوشم پیچید: «تو میتوانی آیندهات را بسازی.» و من ماندم با یک بغض کهنه، یک بوسه روی پیشانی، و یک دِین که هیچوقت نمیتوانم ادا کنم. فقط میتوانم تا در توانم است، برای مردمم کاری بکنم؛ شاید اینطور، ذرهای از آن چیزی را که او به من داد، پس بدهم. یاد خانم مهشید گلابی عزیز به خیر؛ که رفت، اما مسیر زندگی من را برای همیشه عوض کرد.
#سجادیفر
🔵 امروز با #خیام
✔️ رباعی ۲۸
چون نیست حقیقت و یقین اندر دست
نتوان به امید شَک همه عمر نشست
هان تا ننهیم جامِ مِی از کف دست
در بیخبری، مَرد، چه هشیار و چه مست
امیدوارم شب همگی خوش باشد
🔵 مفهوم شکنندهای به نام علم(2-2)
کواین حتی نظریههای ریاضی را هم مصون نمیداند چرا که ریاضیات هم بخشی از شبکه است، پس ریاضیات نیز از نظر معرفتشناختی کاملاً جدا از علم تجربی نیست. یعنی کواین مرز سنتی میان منطق و ریاضیات از یک طرف، و علوم تجربی از طرف دیگر، را بسیار کمرنگ میکند.
برای اثبات این موضوع کواین اعداد گنگ را مثال میزند او میگوید فرض کنید فقط اعداد گویا را داشته باشیم اما بعد متوجه شویم که برای سادهتر کردن ریاضیات، بهتر است اعداد جدیدی مانند اعداد گنگ را را وارد کنیم. کواین میگوید این کار شبیه اضافه کردن «اشیای نظری» به علم است.
به اعتقاد کواین از نظر معرفتشناختی، مفاهیم و موجودات نظری مانند اشیای فیزیکی، اتمها، نیروها و مفاهیم ریاضی در یک ویژگی مشترکاند؛ ما آنها را به عنوان بخشی از یک نظام نظری به کار میبریم که تجربه را بهتر توضیح و پیشبینی میکند.
کواین صریحاً میگوید خودش به عنوان یک فیزیکدان غیرحرفهای به اشیای فیزیکی باور دارد و باور نکردن آنها را خطای علمی میداند؛ بحث او درباره مبنای معرفتشناختی آنهاست، نه انکار وجودشان.
در نهایت مقاله کواین به سمت نوعی پراگماتیسم حرکت میکند. اگر هیچ گزارهای کاملاً جدا از بقیه شبکه علمی نیست و اگر نظریهها را بر اساس تجربه و کارکردشان در کل نظام ارزیابی کنیم، آنوقت یک معیار مهم میشود. اینکه این نظام چقدر خوب کار میکند؟ یعنی چه میزان با تجربه سازگار است؟، چقدر نظریه علمی ما را منسجم میکند؟، چقدر به پیشرفت نظریه کمک میکند؟
محصول تفکرات کواین را میتوان اینطور خلاصه کرد ما نمیتوانیم دانش علمی را به گزارههای کاملاً مستقل و جدا از هم تقسیم کنیم که بعضی صرفاً به دلیل معنا درست باشند و بعضی صرفاً به دلیل تجربه؛ بلکه دانش ما یک شبکه بههمپیوسته است که در مجموع با تجربه آزموده میشود اما تجربه هم قادر نیست بگوید کجای شبکه ممکن است ایراد داشته باشد.
باید توجه داشت که کواین نمیگوید هر عقیدهای به اندازه هر عقیده دیگری درست است و همچنین نمیگوید واقعیت وجود ندارد و نمیگوید که علم صرفاً یک داستان است بلکه برعکس، او همچنان تجربه را محدودکننده بسیار مهم نظام معرفتی میداند؛ تفاوت او با تجربهگرایی کلاسیک در این است که میگوید تجربه بهتنهایی به ما نمیگوید کدام گزاره منفرد را باید کنار بگذاریم بلکه ما باید کل شبکه باورها را با توجه به تجربه، انسجام و کارآمدی آن تنظیم کنیم.
در مجموع آنچه کواین به ما میآموزد این است، اول اینکه "درست به دلیل معنا" را نمیتوان آنقدر ساده و بدون دور فلسفی تعریف کرد که تصور میکنیم. دوم اینکه یک گزاره علمی معمولاً بهتنهایی با یک مشاهده آزموده نمیشود؛ مجموعهای از باورها و فرضهای مرتبط در معرض تجربه قرار میگیرد و نهایتا اینکه علم یک شبکه بههمپیوسته از باورهاست که تجربه به کل آن فشار وارد میکند؛ نه مجموعهای از گزارههای کاملاً مستقل که هر کدام جداگانه با یک مشاهده اثبات یا رد شوند. اما نهایتا اینکه هیچ گزارهای آنقدر محکم و مصون نیست که نتوان در آن بازنگری کرد.
🔸منبع : کاتالاکسی
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
🔵 هنر رها کردن : 8 چیزی که افراد موفق دیگر به آن ها اهمیت نمی دهند!
اگر کسی دائما استرس دارد، می دانید که به چیزی چسبیده است. اگر همیشه تلخ است، می دانید که رها نمی کند.
این اصول اولیه رفتار انسان است با این حال، همیشه به این سادگی نیست. حقیقت این است که هنر رها کردن برای بسیاری یک مبارزه است اما یک مهارت مسلط برای افراد موفق است.
حالا، برخی این هنر را بهتر از دیگران یاد گرفته اند و این معمولا به این دلیل است که این افراد دیگر به این چیزهای خاص که اکثر مردم برای رها کردن شان تلاش می کنند، اهمیت نمیدهند.
🔻متن کامل را در اینستنت ویو بخوانید
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
🔵 مفهوم شکنندهای به نام علم(2-1)
در بخش قبل تا اینجا توضیح داده شده که تمایز بین مفاهیم تحلیلی و ترکیبی بر بنیان قابل دفاع و متقنی بنا نشده است. در ادامه کواین به موضوع تقلیل گرایی میپردازد و میپرسد که آیا معنای یک گزاره را میتوان بر اساس تجربهای که آن را تأیید یا رد میکند مشخص کرد؟ یعنی معنای یک گزاره عبارت است از روش تجربی که به وسیله آن میتوانیم آن را تأیید یا رد کنیم؟ مثلا معنای "آب در 100 درجه میجوشد" را میتوان بر اساس مجموعهای از روشهای تجربی فهمید. اما پوزیتویستهای منطقی ادعا میکنند هر گزاره معنادار را میتوان مستقیماً به گزارههایی درباره تجربه حسی فروکاست.
مثلا این جمله، "درختی در حیاط وجود دارد" باید نهایتاً قابل ترجمه به مجموعهای از تجربههای حسی باشد، یعنی دیدن رنگ سبز، دیدن شکل، لمس کردن، موقعیت فضایی و غیره. اما کواین میگوید این ادعا در مورد گزارههای مربوط به جهان فیزیکی در اصل با مشکل مواجه میشود.
کواین میگوید یک گزاره بهتنهایی آزمون نمیشود. فرض کنید یک نظریه علمی به نام A داریم و پیشبینی میکنیم که اگر A درست باشد آنگاه B رخ میدهد ولی میبینیم که B رخ نمیدهد، آیا نتیجه میگیریم که A غلط است؟
لزوما نه، ممکن است فرضیه اصلی غلط باشد، یک فرض کمکی غلط باشد، ابزار اندازهگیری مشکل داشته باشد، شرایط اولیه اشتباه باشند، یک قانون دیگر نیاز به اصلاح داشته باشد، یا حتی بخش دیگری از نظریه را تغییر دهیم. بنابراین تجربه معمولاً نمیگوید "این گزاره خاص غلط است." بلکه میگوید "یک جایی در کل شبکه باورهای ما مشکل وجود دارد" کواین این ایده را بسیار صریح بیان میکند؛ گزارههای ما درباره جهان خارجی در برابر تجربه نه بهصورت منفرد، بلکه بهصورت یک مجموعه یا «بدنه» قرار میگیرند.
کواین میگوید کل دانش ما شبیه یک شبکه عظیم است در مقاله سال 1970 خود به نام شکبه باور (web of belief) آن را بسط میدهد. در مرکز این شبکه، منطق، ریاضیات، نظریههای بنیادی، مفاهیم بسیار انتزاعی قرار گرفته است و نزدیکتر به لبه گزارههای مربوط به مشاهدات مستقیم، گزارههای تجربی روزمره.
اگر تجربه با نظریه ناسازگار باشد، باید جایی از شبکه را تغییر دهیم. اما تجربه به ما نمیگوید که دقیقاً این گزاره را تغییر بده ممکن است چند راه برای حفظ سازگاری شبکه وجود داشته باشد.
فرض کنید من میگویم، "این پرنده سفید است" اما شما میگویید "نه، من آن را سیاه میبینم" چه چیزی باید تغییر کند؟ ممکن است گزاره "پرنده سفید است" را کنار بگذاریم یا بگوییم نور محیط نامناسب بوده یا بگوییم شما اشتباه دیدهاید و یا عباراتی دیگر بنابراین تجربه بهتنهایی تعیین نمیکند کدام گزاره باید حذف شود. این همان چیزی است که کواین از آن دفاع میکند.
در منطق کواینی پس از ناسازگاری تجربه و نظریه، کل شبکه تحت فشار تجربه قرار میگیرد اما ما ما معمولاً ابتدا بخشهای حاشیهای و کماهمیتتر یعنی لبههای شبکه را اصلاح میکنیم و گزارههای مرکزیتر را دیرتر تغییر میدهیم. (یا حتی آنقدر مقاومت میکنیم و تغییر نمیدهیم که به قول کوهن پارادایم جدیدی جایگزین میشود)
بنابر این اگر کل دانش ما یک شبکه باشد، حتی گزارههای بسیار بنیادی هم در اصل قابل بازنگریاند. کواین میگوید حتی منطق نیز در اصل کاملاً مصون از تجدیدنظر نیست. او به نمونههایی از پیشنهاد تغییر قانون طرد شق ثالث در ارتباط با مسائل فیزیک کوانتومی اشاره میکند و آن را از نظر اصولی در همان خانواده تغییرات علمی مانند کنار گذاشتن چارچوب بطلمیوسی، نیوتنی یا ارسطویی قرار میدهد. این نتیجهگیری را میتوان به تغییر پارادایم کوهن نیز نزدیک دانست در واقع نتیجه اصلی این است که هیچ گزارهای از نظر اصولی چنان مقدس نیست که نتوان در یک نظام معرفتی بسیار گستردهتر درباره آن تجدیدنظر کرد.
🔸منبع : کاتالاکسی
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اهلِ دانشگاهام
رشتهام علافیست
جیبهایم خالیست
پدری دارم من، حسرتش یک شب خواب
دوستانی دارم همه از دم ناباب
و خدایی که مرا کرده جواب
اهلِ دانشگاهام
قبلهام استاد است، جانمازم نمره
خوب میفهمم سهمِ آیندۀ من بیکاریست
من نمیدانم که چرا میگویند
مردِ تاجر خوب است و مهندس بیکار
و چرا در وسطِ سفرۀ ما مدرک نیست
چشمها را باید شُست، جورِ دیگر باید دید
باید از مردمِ نادان ترسید
باید از قیمتِ دانش نالید
و به آنها فهماند
که من اینجا فهم را فهمیدم
من به گورِ پدرِ علم و هنر خندیدم
شب خوش
🔵 #دوره_آموزشی_سواد_مالی_اقتصادی
✔️ قدم چهارم / قسمت دوم
● مسیرشغلی
همانقدر که مدیریت مالی و بودجهبندی درآمد در رشد اقتصادی فردی اهمیت دارد، نوع شغل و میزان درآمد نیز در این مسیر حائز اهمیت است.
در دنیای امروز، علاوه بر وجود فرصتهای شغلی متنوع، اشکال گوناگونی نیز برای کار کردن متداول شده است. برای مثال میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
1. کارمندی
2. فریلنسری
3. کار آزاد (کسب و کار شخصی)
4. کار پارهوقت
5. کار پروژهای
6. دورکاری
7. کارآموزی
8. مشاغل فصلی
اگرچه در سالهای اخیر، علاقه زیادی به راهاندازی کسبوکارهای شخصی به وجود آمده است، اما هر یک از این اشکال کاری، از کارمندی گرفته تا فریلنسری، مزایا و معایب خاص خود را دارند و به سادگی نمیتوان یکی را بر دیگری ترجیح داد.
برای مثال، بسیاری از افراد احتمال موفقیت خود در اینفلوئنسری یا راهاندازی کانال یوتیوب را بیش از شانس واقعی خود میپندارند.
اگرچه شنیدهها و دیدهها میتوانند در تصمیمات ما نقش داشته باشند، اما در مورد مسئله مهمی مانند مسیر شغلی، باید حتماً تحقیقات گستردهتر و علمیتر و مبتنی بر آمارهای رسمی انجام دهیم تا بتوانیم تصمیمات بهتری بگیریم.
✔️ برای انتخاب شغل چه معیارهایی داشته باشیم؟
در اینجا لیستی کوتاه از مهمترین معیارهای انتخاب شغل آورده شده است:
• علایق و استعدادها
• ارزشها و شخصیت
• نیاز بازار و آینده شغلی
• درآمد و مزایا
• شرایط و محیط کار
• فرصتهای رشد و یادگیری
• تعادل کار و زندگی
در مطالب بعدی، به تفصیل درباره تمامی این موارد صحبت خواهیم کرد.
@FinancialLiteracy_farsi
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
انگلیسی & کوئیز
🔹JOIN
پادکست و کتاب صوتی رایگان
🔸JOIN
با کانال آراء و مطالب حقوقی به روز باشید
🔹JOIN
خرید مقاله، سایتیشن و ثبت اختراع
🔸JOIN
100ها گیگ پکیج آموزشی (( فول رایگان ))
🔹JOIN
بيشتر بدانيم بهتر زندگى كنيم
🔸JOIN
اموزش کاریزما و ایده رابطه
🔹JOIN
دانلود و برسی آثار فاخر سینمای هنری جهان
🔸JOIN
پکیج های قانون زندگی و توسعه فردی
🔹JOIN
۳۶۳ کارتون ۸ دقیقهای برای تقویت انگلیسی
🔸JOIN
دنیای کتاب صوتی و PDF
🔹JOIN
آموزش مقاله نویسی با هوش مصنوعی
🔸JOIN
کسب درامد دلاری فقط اینجا
🔹JOIN
بانک آگهی های استخدامی
🔸JOIN
آموزش تکنیک های زبان انگلیسی
🔹JOIN
آموزش سواد مالی و اقتصادی به زبان ساده
🔸JOIN
نکات کاربردی TOEFL و IELTS
🔹JOIN
999»گیگابایت پکیج»100%مفت رایگان
🔸JOIN
دانستنیهای ضروری حقوقی
🔹JOIN
تست و آزمونهای آنلاین رایگان برای حسابداران
🔸JOIN
ترانہ های (( نوستالژی ))
🔹JOIN
استخدام سراسری دانشجویان
🔸JOIN
کتاب های صوتی؛ راز های موفقیت
🔹JOIN
منبع برنامههای مود شده اندروید
🔸JOIN
آموزش مفتی هوش مصنوعی و 🇮🇹
🔹JOIN
استخدام استخدام
🔸JOIN
منبع بیو و والپیپرهای خفن
🔹JOIN
مرجع کامل آهنگهای سهبعدی (3D)
🔸JOIN
ادیتــ𝗘𝗱𝗶𝘁ــور شووو فیلترشکن رایگان!
🔹[JOIN
کاریابی دانشجویی / درآمدزایی
🔸JOIN
مرجع آهنگ های هشت بعدی 8D
🔹JOIN
بانک PDF فایل کتاب جزوه همینجاست
🔸JOIN
پکیج های ذهن ثروت ساز
🔹JOIN
دانشگاه آنلاین روانشناسی در تلگرام
🔸JOIN
آموزش صفرتاصد طراحی وب + سئو
🔹JOIN
آموزش مفتی برنامه نویسی 100% رایگان
🔸JOIN
دنیای کاریابی و استخدام
🔹JOIN
ذهن آهنین؛ مسیر رایگان موفقیت و ثروت
🔸JOIN
آموزش 0/100 اکسل، حسابداری و مالی
🔹JOIN
مطالب و جزوه های حسابداری
🔸JOIN
مرجع آموزش تخصصی روابط بینالملل
🔹JOIN
پکیج های 2020 تا 2026
🔸JOIN
آموزش تخصصی اکسل، حسابداری و بورس
🔹JOIN
کارپاره وقت دانشجویی با حقوق بالا
🔸JOIN
ترفندهای هوش مصنوعی عکاسی
🔹JOIN
هر ترفندی میخوای رایگان دانلود کن
🔸JOIN
بانک مقالات، پروپوزال، پایاننامه و رساله
🔹JOIN
صفرتاصد مفتی برنامه نویسی و امنیت
🔸JOIN
کانفیگ V2RAYNG و پروکسی نامحدود
🔹JOIN
آموزش مفتی سیرتاپیاز هک و امنیت
🔸JOIN
فول انگلیسی صحبت کن
🔹JOIN
اجتماع بزرگ حقوق خواندگان
🔸JOIN
آموزش کامل « دستورات ترموکس »
🔹JOIN
2 ترابایت پکیج پولی رایگان
🔸JOIN
آموزش طلایی کامپیوتر و موبایل
🔹JOIN
منبع تمام بازی های هک شده
🔸JOIN
کانفیگ؛پل ارگو؛فالکن؛منبع کلی فیلترشکن
🔹JOIN
خودآموز آیلتس و تافل
🔸JOIN
بانک بزرگ استخدامی رایگان VIP
🔹JOIN
سیگنال رایگان ارز دیجیتال با سود بالا
🔸JOIN
آموزش پایه تا پیشرفته امنیت و هک
🔹JOIN
کودکان دو زبانه به روش علمی
🔸JOIN
یادگیری مکالمه انگلیسی در منزل
🔹JOIN
مرجع آهنگ انگلیسی و فرانسوی
🔸JOIN
سیر تا پیاز انگلیسی قورت بده
🔹JOIN
آموزش تخصصی برنامه نویسی برای همه
🔸JOIN
اموزش زبان انگلیسی کمتر ااز2 ماه
🔹JOIN
فول پکیج های پولی رو رایگان دانلود کنید
🔸JOIN
مرجع اصطلاحات و اسلنگ
🔹JOIN
یادگیری انگلیسی سخت نیست
🔸JOIN
مرجع ایمووی های خاص
🔹JOIN
ورزش | سلامتی | باشگاه
🔸JOIN
گرامر کامل انگلیسی
🔹JOIN
صفرتاصد هک و امنیت رو قورت بده
🔸JOIN
مبتکر یادگیری زبان انگلیسی در منزل
🔹JOIN
بانک تمامی پکیج های پولی رایگان
🔸JOIN
موفقیت ، استخدامی ، پول پارو کن
🔹JOIN
آموزش هک و امنیت از سطح صفر
🔸JOIN
خود آموزهای زبان انگلیسی
🔹JOIN
هنر خوانش و تحلیل متن
🔸JOIN
هوش مصنوعی | یادگیری ماشین | علم داده
🔹JOIN
صفر تا صد🇪🇩🇮🇹با موبایل
🔸JOIN
پکیج های ناب بورسی و موفقیت
🔹JOIN
آموزش جامع هک و امنیت 100% رایگان
🔸JOIN
انگلیسی با فیلم و داستان
🔹JOIN
پادکست رایگان انگلیسی
🔸JOIN
آرشیو جامع کتابخانه مجازی
🔹JOIN
همه کتاب های صوتی و پی دی اف...
🔸JOIN
🔵 «اثر مالکیت»؛ چرا داراییهای خود را بیش از ارزش واقعیشان دوست داریم؟
🔸فرض کنید یک سهم، یک شیء تزئینی یا حتی یک ایده کسبوکار دارید که خودتان آن را راهاندازی کردهاید. بازار یا کارشناسان به شما ثابت میکنند که ارزش واقعی این دارایی بسیار کمتر از چیزی است که فکر میکنید، یا مشتری آماده است آن را به قیمت منصفانه روز بخرد. اما شما مقاومت میکنید و قیمتهای نجومی پیشنهاد میدهید؛ چون در درون خود حس میکنید دارایی شما ارزشمندتر از این حرفهاست.
🔸در اقتصاد رفتاری، به این پدیده روانشناختی «اثر مالکیت» (Endowment Effect) میگویند. این خطای شناختی باعث میشود که انسانها به محض اینکه مالک چیزی میشوند، ارزش آن را بسیار بیشتر از چیزی که واقعاً هست ارزیابی کنند. دلیلش ساده است: مغز ما از «از دست دادن» بیشتر از «به دست آوردن» درد میکشد، و وقتی چیزی متعلق به ماست، واگذاری آن به دیگران ناخودآگاه شبیه به یک شکست و درد عاطفی به نظر میرسد.
🔸 این تله در دنیای بیزنس و سرمایهگذاری هزینههای سنگینی به همراه دارد. سرمایهگذاری که به یک سهم خاص «علاقهمند» شده، کورکورانه از آن دفاع میکند و حتی وقتی بنیاد شرکت ضعیف میشود، حاضر نیست آن را بفروشد چون با آن خاطره دارد! مدیرانی که عاشق محصول یا ایده شکستخورده خود هستند، سالها روی توسعه پروژهای وقت میگذارند که بازار اصلاً آن را نمیخواهد.
🔸اقتصاددانان بزرگ یادآوری میکنند که بازار هیچ احساس و عاطفهای ندارد. ثروتآفرینی واقعی زمانی آغاز میشود که شما بتوانید بین «خودِ واقعیتان» و «داراییهایتان» دیوار بکشید. یک تریدر و مدیر حرفهای عاشق سود و کارآمدی است، نه عاشق سهم، کالا یا پروژه خودش؛ هرگاه دارایی بازدهی خود را از دست داد، باید بدون یک قطره اشک آن را رها کرد.
🔸منبع : اقتصاد به زبان ساده
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
🍀💐🍁 این کانالها دلنشینترین کانالهای تلگراماند
🧿 هنر خوشنویسی و زیستِ عارفان و ادیبان
@mashghe_zistan
📕 دل تراپی
@Del_Therapy
🌻 کتاب گویای من
@ketabegooya_man
🍎 آرا حقوقی قضایی و نظریات مشورتی
@ARA_HOGHOOGHI_GHAZAIE
🍀 کافه کتاب صوتی
@CafeBookAudio
🌻 فیلم های عربی با ترجمه فارسی
@aflamarabie
🍎 آهنگ و کلیپ عربی با ترجمه فارسی
@arabi_music_for_all
🍀 آموزشگاه طبی سید
@samsadeghitebeslami
🌻 آموزش لهجه عراقی از صفر تا صد
@amozesharabiiiii
🍎 آموزش لهجه خلیجی برای همه
@khaliji_for_all_97
🍀 مداحی عربی با ترجمه فارسی کلیپ
@nohearabii
🌻 نگارش دهم تا دوازدهم(نگارش و نویسندگی . . . )
@negareshe10
🍎 پارسی سخن بگوییم و زیبا بنویسیم
@FARZANDAN_PARSI
🍀 دل واژه های تنهایی
@gandomzaran
🌻 یادگیری لغات با اخبار انگلیسی
@english_ielts_garden
🍎 شعر معاصر
@naabn
🍀 مدار رشد
@buissness_womann
🌻 کسب و کار خانگی با پرورش گل
@Maryamgarden
🍎 هُنَر شَرابِ زِندگیست🍷
@Geraf_art
🍀 چینی فووول صحبت کن
@Chineseandcartoons
📘 الفبای توسعه ایران
@Alefbaietousee
🌻 گالری تصاویر و مطالب ناب ادبی
@GaleryeTasavireAdabi
🍎 کتابفروشی ارزان کتاب
@KotobeArzan
🍀 خانه ی دوست
@khanehy_doost
🌻 پیشنهاد فیلم و سریال 🩵
@mediafilm10
🍎 ده دقیقه کتاب🎙
@peyke_pouyesh
🍀 کانال طبی عیون الحکمه
@oyoon_hekmat
🌻 مدیریت تمرکز زندگی
@LifeManage
🍎 تاریخ روایی ایران
@oldhistor
🍀 تاریخ میانه
@midhistor
🌻 حافظ صوتی جدید
@hafez_soty
🍎 شعر و غزل برای هر سلیقه ای
@shahresherr
🍀 مَـسـیــرِ آرامِــشْ 🩵
@ravanshenasivaerfan
🌻 باهم مراقبه کنیم
@KolbeyeNoorAa
🍎 حال خووب بایک فنجان" قهوه☕️"
@Ghahvee_Ghajar
🍀 انگلیسی رو با فیلم و سریال یاد بگیر🎬
@moviehoneypoy
🌻 کنکور ارشد رشته زبان انگلیسی
@arshadwadoctrazaban
🍎 آموزش زبان انگلیسی با هنر
@art_english1
🍀 خوانش غزلیات حافظ
@hafezsoty2
🌻 غزلیّات پارسی
@gazal_saadi
🍎 شعر آزاد جهان
@sher_Azad_jahan
🍀 ویتامین استامنبولی
@VitaminTherapyOnemore
🌻 سخن بزرگان
@quotesofthegreats1
🍎 حافظ صوتی تفسیر
@hafez_soty_t
🍀 شناخت عمیق خودت /روانشناسی کاربردی
@daroonraz
🌻 اخلاق و صفات اخلاقی ethics
@morality2026
🍎 آرشیو مکتوبات طنز
@Archivemaktoobattanz
🍀 حضــرتعـشقمـولانایجان
@molaanayJaan
🌻 محفل خبری و ادبی فانوس
@fanusmahfel
🍎 دلنوشته ها
@delllnvshteha
🍀 شاهنامه صوتی
@shahname_soti
🌻 خانهء اهالیِ شعر 🍃
@najvayee
🍀کانال ادبی شور عشق
@wcbmm
🍎 جامعه مدنی(فلسفه. تاریخ. اجتماع)
@civilizers
🍀 روانشناسی +پرسش و پاسخ
@ChannelGanjineh_Ravan
🌻 نوازش روح، دنیایی از همه رنگ . . .
@Navazesh_e_rooh
🍎 لغات انگلیسی GRE 3500
@gre3500book
🍀 گلستان سعدی با معنی
@kidsbook7
🌻 آموزش کف بینی
@kafbini12
🍎 تراپی با هنر
@baharrezinart
🍀 انگلیسی کامل Complete English
@englishteaching1398
🌻 آموزش گام به گام زبان انگلیسی
@English_Points_New
🍎 با گوشهایت بخوان
@Audio_Books_24
🍀 استاد زبان شوووو
@AdvacedEnglishH
🌻 صندوقچه داستان گویای ژیگ
@zhig_story
🍎 لینکدونی فرهنگی آموزشی و علمی
@linkdoni_hozavi
🍀 کسب درآمد در خانه برای بانوان
@banovanehonarmandvakarafarin
🌻 دورهمی ورزشکاران
@MaryamTeam
🍎 بهترین کتابهای صوتی موفقیت وبیداری
@ganonjjazb
🍀 آموزش رایگان مشاغل خانگی
@honarkadeh_aftab96
🌻 درمان رابطه با EFT
@Efttrapy
🍎 عربی لبنانی از پایه تا پیشرفته
@syrian_lebanese_arabic
🍀 حکمت پنهان
@romanceword
🌻 کتابخانه کودک ونوجوان
@childrenbook
🍎 جادوی گیاهان دارویی طب سینوی
@teb_sinawi
🍀 کتابخانه طبی، درمان با داروهای خانگی
@danyalshafa
🌻 حقوق برای همه
@jenab_vakill
🍎 آموزش زبان عربی برای همه
@Arabic_for_all_97
🍀آموزش سواد مالی و اقتصادی به زبان ساده
@ECONVIEWS
🧿 یه مرد امیدوار
@happy_private_life
🌾🌲🍀 هماهنگی برای تبادل
@mrgp_1
🔵 جان آدمها چه قدر میاَرزد؟
فرض کنید روزی مجبور به انتخاب یکی از دو گزینه زیر شوید:
الف. یک نفر را بُکشید.
ب. اگر آن یک نفر را نکشید، ده میلیون نفر کشته خواهند شد.
🔸فرض بر این است که شما مجبور به انتخاب یکی از دو گزینه هستید و وقوع این رویداد حتمی است.
در این وضعیت، طبق تئوری "مطلوبیت مورد انتظار"، گزینه معقول گزینه (الف) خواهد بود. این تئوری می گوید؛ حفظ جان ۱۰ میلیون نفر، بسیار مطلوب تر از حفظ جان یک نفر است. بنابر این، ارزش جان یک نفر نمی تواند بینهایت باشد.
🔻مقاله کامل را در اینستنت ویو مطالعه کنید
https://vrgl.ir/SNMkG
🔸 منبع : کانال کنجکاوی
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS