makhfigah_channel | Unsorted

Telegram-канал makhfigah_channel - مخفیگاه

68493

این همه تقلاها و جدال‌های فکریِ ما چه بهایی خواهد داشت ، اگر محبت در دل‌هایمان نقصان گیرد؟ (کانت) . . تبلیغات: @makhfigah_tablighat . . . . کانال فرهنگی مخفیگاه هیچ صفحه دیگری ندارد . ادبیات فلسفه هنر موسیقی تاریخ و معرفی کناب

Subscribe to a channel

مخفیگاه

تقابل اسطورهٔ قانون و اسطورهٔ اخلاق

قانون، با تمام رسالتش در برقراری نظم، گاه چنان در بند تبصره‌های خشک گرفتار می‌شود که از تپش‌های زنده‌ی وجدان بازمی‌ماند. در تاریخ ادبیات جهان، ویکتور هوگو در شاهکار جاودانه‌ی خود "بینوایان" این تقابلِ نفس‌گیر را به تراژیک‌ترین شکل ممکن به تصویر می‌کشد؛ تقابلی که سرنوشتِ سرسخت‌ترین مدافعِ نظم را برای همیشه دگرگون کرد. امروز کانال مخفیگاه ماجرای این فروپاشی را با شما مرور می‌کند ...

در جهان تاریک و پرآشوب بینوایان، در میان دود باروت و غرش انقلاب، سایه‌ای قدم برمی‌دارد که مظهرِ مطلقِ خشمِ قانون است او کسی نیست جز بازرس ژاور. در واقع او انسان نیست؛ تندیسِ مؤمن، تسلیم‌ناپذیر و بی‌رحمِ «قانون» است. برای ژاور، جهان تنها دو رنگ دارد یا سیاهِ گناه و یت سفیدِ قانون. او سال‌ها، همچون سایه‌ای مرگبار و خستگی‌ناپذیر، در تعقیب ژان والژان بود؛ مردی که تنها جرمش، برداشتن تکه نانی برای نجات کودکان گرسنه بود. ژاور آمده بود تا نظم آهنین جهان را به قیمت قربانی کردن انسانیت حفظ کند.

پس از سپری شدن ماجراهای گوناگون و تکاندهنده و پس از سالها تعقیب گریز سرانجام طوفانِ اصلی در اعماق سنگرهای خشم انقلاب فرانسه برپا می‌شود؛ آن‌جا که ژان والژانِ فراری بزرگ، در لحظه‌ای میان مرگ و زندگی در کمال ناباوری وارد عمل می‌شود و بازرس ژاور را از چنگ انقلابیون خشمگین رها می‌کند، اگر ژان والژان نبود سرنوشت‌ ژاور در چنگال انقلابیون چیزی جز شکنجه و مرگ  اعدام نبود!

____

پایان تراژیک ژاور:

رویارویی عریان ژاور در برابر اخلاق و انسانیت، نقطهٔ انفجار و فروپاشیِ تمام ستون‌های آهنین جهانِ ژاور بود. در ذهن پولادین او، مجرم باید شرورِ مطلق باشد؛ پس چرا دستی که نجاتش می‌دهد، دستِ همان مجرم فراری است؟ ژاور در بن‌بستی کور گرفتار می‌شود؛ میانِ برخوردِ مرگبارِ «قانونِ کور» و «رحمتِ انسانی». او درمی‌یابد در دنیایی که انسانیت فراتر از پاراگراف‌های قانون بایستد، جایی برای او نیست. او نه می‌تواند به وظیفهٔ پلیسی‌اش خیانت کند و نه می‌تواند روی آن گذشتِ عظیم چشم ببندد.

و این‌گونه است که بازرس ژاور، مظهرِ اقتدار قانون، در برابر عظمتِ انسانیت و اخلاق و بخشش زانو می‌زند. او چنان دگرگون شد که دیگر توان زیستن نداشت و خود را از بالای پل به امواج خروشان و تاریک رودخانه انداخت و خودکشی کرد؛ نه از ترس مرگ، بلکه از هراسِ زیستن در جهانی که فرمول‌های مقدسِ ذهنی‌اش در آن درهم شکسته بود.

در واقع بازرس ژاور نمادی از شخصیتی قانونی و خشک است که قربانیِ سیستمی شد که هرگز نفهمید انسان و اخلاق و وجدان بزرگ‌تر از قانون است ...


کانال مخفیگاه: @makhfigah_channel

Читать полностью…

مخفیگاه

از قطعات آواز بجا مانده از ماه تابان هنر ایران "قمر الملوک وزیری" با تار مرتضی خان نی‌ داوود و شعری از شیخ اجل، پادشاه سخن: سعدی شیرازی

به خواب در نرود چشم بخت من همه عمر / گَرَش به خواب ببینم که در کنار من است

+ متن کامل شعر را در قسمت [دیدگاه] بخوانید

کانال مخفیگاه: @makhfigah_channel

Читать полностью…

مخفیگاه

برمیگردیم به سال ۱۳۳۶ در یکی از روزهای تابستان مجله ادبی فردوسی مصاحبه جذابی با قمرالملوک وزیری انجام داد که امروز بعنوان آخرین پرده از گرامی‌داشت او در کانال مخفیگاه بخش‌هایی از آنرا با هم میخوانیم ...

----

قمرالملوک وزیری:

دخترک شیرخواری بودم که مادرم را از دست دادم، پدرم قبل از این‌که من چشم به جهان بگشایم چهره در نقاب خاک کشیده بود، بعد از مرگ مادرم سرپرستی مرا مادربزرگم بر عهده گرفت. زن مومنه و دنیادیده‌ای بود. روضه‌خوان حرم زنانه بود و برای این‌که چرخ زندگی ما بگردد مجبور بود هر روز به منبر و مسجد برود. روزگار ما با هر زحمت و رنجی بود می‌گذشت. و من رفته‌ رفته بزرگ می‌شدم ...

دوازده‌ساله که شدم تمام روضه‌ها و شعرهایی را که مادربزرگم با آواز روی منبر می‌خواند یاد گرفتم وقتی در خانه تنها می‌ماندم آن‌ها را زمزمه می‌کردم. شوق آوازخوانی روزبه‌روز در من بیش‌تر می‌شد. با فرا رسیدن پانزده‌سالگی و عهد شباب پای خواستگارها به خانه‌ی ما باز شد. از میان خواستگارها مادربزرگم مردی را که چندین سال از من بزرگ‌تر بود و تقریبا مرد مسنی بود برای همسری من انتخاب کرد. من ابتدا از این ازدواج ناراضی بودم ولی بعد از سه چهار ماه که از رفتن من به خانه‌ی شوهر گذشت به شوهرم علاقه پیدا کردم و احساس کردم که تنها او می‌تواند دل‌سوز و راهنمای زندگی من گردد.

شوهرم مردی مهربان و دوست‌داشتنی بود، همه‌گونه وسیله‌ زندگی را برای من فراهم می‌کرد. شبها برای من کتاب می‌خواند و روزها برای اینکه تنها نمانم زنی را که مختصر سوادی داشت برای دوستی من انتخاب کرد. من روزها که از کار خانه فارغ می‌شدم نزد دوستم خواندن را می‌آموختم ولی چون دوستم تجربه‌ معلمی و راه آموختن را بلد نبود من به‌سختی می‌توانستم حتی در عرض یک ماه یک سطر را بخوانم و رفته‌رفته از خواندن و باسواد شدن مایوس شدم. شوهرم بیش‌تر کتاب‌هایی را که در آن موقع معروف و معمول بود مثل «هزار و یک شب»، «حسین کرد»، «امیرارسلان»، «چهل‌طوطی» و بعضی از کتاب‌های خارجی که به فارسی ترجمه شده بود برایم خواند

شب‌های بلند زمستان فرصت بیشتری بود که پای کرسی بنشینیم و از کتاب‌ها استفاده کنیم. غروب یکی از روزهای زمستان بود، من برای دیدن یکی از دوستانم از خانه خارج شدم، موقعی که به خانه برگشتم قدری از شب گذشته بود، شوهرم به خانه آمده بود، زیر کرسی نشسته بود، کتابی به دست داشت و مشغول خواندن بود. من با عجله لباسم را درآوردم، لباس خانه را پوشیدم و زیر کرسی منتظر نشستم که شوهرم داستان را شروع کند اما شوهرم گفت: «امشب کتاب لوکرس بورژیا۱ را برای خواندن خریده‌ام ولی چون تو دیر آمدی من چند صفحه از آن را خواندم. تا این صفحه‌ای که خوانده‌ام داستان را برای تو تعریف می‌کنم و از این صفحه به بعد را برایت می‌خوانم.» ولی من اصرار کردم که باید داستان را از اول بخوانی. شوهرم چندین بار خواهش کرد که «تا این صفحه که سی صفحه از کتاب گذشته بیست صفحه‌ آن مقدمه‌ی نویسنده و مترجم کتاب بوده هنوز داستان شروع نشده و حوصله‌ی خواندن از صفحه‌ی اول کتاب را ندارم.» ولی هرچه شوهرم بیش‌تر خواهش می‌کرد من برای خواندن مقدمه‌ی کتاب بیش‌تر اصرار می‌کردم. بالاخره امتناع شوهرم و اصرار من کار را به جایی رسانید که شوهرم با عصبانیت کتاب را به زمین زد، از زیر کرسی بلند شد و با اوقات‌تلخی به اتاق دیگر رفت.

کتاب لوکرس بورژیا وسط اتاق افتاده بود، ورق می‌خورد. من با حسرت به صفحات آن نگاه می‌کردم. دلم می‌خواست سواد کاملی داشتم و آن را می‌خواندم. از پای کرسی بلند شدم کتاب را از وسط اتاق برداشتم و دوباره زیر کرسی نشستم. کلمات را کمی می‌شناختم. اول یکی یکی کلمات را می‌خواندم و بعد با زحمت آن‌ها را به هم ربط می‌دادم. تا ساعت چهار از شب گذشته یک صفحه از کتاب را خواندم ولی بعضی از جمله‌های آن را نفهمیدم. فردا دوباره از اول غروب قبل از این‌که شوهرم به خانه بیاید دوباره به خواندن کتاب لوکرس بورژیا پرداختم. یک ماه از قهر کردن من و شوهرم می‌گذشت من به صفحه‌ی بیستم کتاب رسیده بودم ولی زودتر جمله‌ها را می‌خواندم و معنی آن را درک می‌کردم. و بعد از چهارماه که با شوهرم آشتی کردم نصف از کتاب لوکرس بورژیا را خوانده بودم و کاملا خواندن را یاد گرفته بودم ...

قمرالملوک وزیری
مجله فردوسی
چهارم تیرماه سال ۱۳۳۶


کانال مخفیگاه: @makhfigah_channel

Читать полностью…

مخفیگاه

شب را افروخته‌ام
تا ببینم کدام‌یک از ما
زودتر می‌سوزد...


کانال در خاموشیِ شب :

/channel/Soundless_words

Читать полностью…

مخفیگاه

برای قمرالملوک وزیری ...

اگر در تاریخ موسیقی ایران تنها یک نام باشد که هنر، شجاعت و انسانیت را در والاترین و جنون آمیزترین سطح ممکن پیوند داده باشد و از تمام جان و مال خود مایه بگذارد آن نام بی‌تردید «قمرالملوک وزیری» است؛ بانویی که نه تنها صدای ماندگار یک عصر، بلکه پرچمدار جسارت و آزادگی زنان ایران بود. در دومین بخش از آشنایی با "قمر" در کانال مخفیگاه بطور خلاصه نگاهی به فلسفه و روش زیست این شخصیت برجسته موسیقی ایران خواهیم داشت، با ما همراه باشید ...

------

قمر در ۱۲۸۴ در تاکستان متولد شد. هنوز پا به این جهان نگذاشته بود که پدرش را از دست داد و در نوزادی (۱۸ ماهگی) نیز از نعمت داشتن مادر محروم شد. او زیر سایهٔ مادربزرگش «ملا خیرالنساء افتخارالذاکرین» (روضه‌خوان دربار ناصری) پرورش یافت و از همان دوران، سوز و طنین خردسالی‌اش در شنیدن مرثیه‌ها شالودهٔ صدای بی‌نظیرش را ساخت. بعدها با کشف استعدادش توسط استاد مرتضی نی‌داوود، ردیف‌های آواز ایرانی را آموخت و به عرصهٔ حرفه‌ای قدم گذاشت.


ایستادن بر ستیغ تاریخ

انقلاب در گراند هتل (۱۳۰۳): در ۱۹ سالگی و در روزگاری که حضور زنان بر صحنه جرم محسوب می‌شد، بی‌حجاب روی صحنهٔ گراند هتل تهران رفت و خواند. این جسارت تاریخی با وجود بازداشت شدن توسط نظمیه، مسیر حضور زنان در هنر ایران را برای همیشه تغییر داد.

ثبت صدا و رادیو: ضبط ده‌ها صفحهٔ گرامافون و تبدیل شدن به یکی از نخستین صداهایی که از رادیو تهران به گوش مردم رسید او نخستین صدای زن ایرانی بود که در رادیو ملی ایران آواز خواند، اکثر صفحات ضبط شده از صدای قمر در طول تاریخ از بین رفتند از جمله همکاری های ماندگار ایشان با بزرگانی چون مرتضی نی‌داوود، علی‌اکبر شهنازی و ابوالحسن صبا و ...

-----

🔖 مادر یتیمان و پناه فقرا:

شاید آنچه قمر را به اعماق قلوب مردم برد، منش و سخاوتمندی بی‌نظیرش بود، او گرانترین خواننده ایران بود و دستمزد نجومی دریافت می‌کرد اما هیچ وقت چیزی برای خودش باقی نمی‌ماند چراکه یتیمان و فقیران بسیاری در شهرهای مختلف وجود داشتند که تحت حمایت او زندگی میکردند و حتی اکثر آنها نمی‌دانستند چه کسی به آنها کمک میکند، اساتید بزرگ موسیقی و هنر ایران ماجراهای بیشمار و بسیاری از بخشندگی بی دریغ و بی منت قمر نقل کردند که بعنوان یک نمونه به روح‌الله خالقی اشاره میکنیم:: «قمر هرچه از هنر به دست می‌آورد به فقرا می‌داد. بارها در پایان کنسرت، دستمزد هنگفتش را میان نیازمندان تقسیم می‌کرد و خود با دست خالی به خانه برمی‌گشت.» او برای بیماران مبتلا، کودکان یتیم و خانواده‌های بی‌‌بضاعت مایه می‌گذاشت و تمام جواهرات و هدایای گران‌قیمت رجال را به فرودستان می‌بخشید. قمر از خود فرزندی نداشت اما مادر بسیاری از یتیمان و کودکان بی سرپرست بود و مانند یک مادر واقعی هر چه داشت برای مردمش خرج کرد ...

-----

غروب یگانه قمر آسمان هنر

در سال ۱۳۳۰ سکتهٔ مغزی توان حنجره و تحریرهای پرقدرت او را گرفت. او که تمام ثروت و دارایی‌اش را در راه مردم بخشیده بود، سال‌های پایانی زندگی را در فقر، انزوا و بیماری گذراند. نمایندگان مجلس که وضعیت زندگی قمر ناراحت بودند و نمی‌خواستند این ننگ بر پیشانی آنها بماند که قمر که حامی یتیمان بود سر آخر در کشور خودش در فقر زندگی کرد طی مصوبه‌ای ویژه برای قمر یک حساب باز کردند و ماهانه حقوق بالایی به او پرداخت کردند، قمر که متوجه این موضوع شد دوباره حمایت مالی خود را از محرومان از سر گرفت  حقوق او در همان دو سه روز اول تمام می‌شد چرا که بین نیازمندان تقسیم می‌کرد در آخر بعلت مشکلات مالی ناچار شد وسایل خانه خود را به فروش گذاشت تا زندگی خود را اداره کند او به هیچ عنوان نمیتوانست زندگی اشرافی را بپذیرد و به نیازمندان بی توحه باشد، این زن که حقیقتا فرشته‌ای در تاریخ هنر ایران بود سرانجام پس از رنج فراوان حاصل از بیماری در ۱۴ مرداد ۱۳۳۸ در سن ۵۴ سالگی چشم از جهان فروبست و در آرامگاه ظهیرالدوله آرام گرفت.

یادش گرامی باد ...


کانال مخفیگاه: @makhfigah_channel

Читать полностью…

مخفیگاه

🌿ردپای آرامش

یک دوره ی ۷ روزه برای کشف ردپای آرامش

در این دوره تجربه خواهید کرد:

✨ یک هفته همراهی
🎙️ یک جلسه کوچینگ تمرین
👤 یک جلسه کوچینگ فردی
🤝 پیگیری بین جلسات
👥 ظرفیت محدود

این دوره برای افرادی طراحی شده که این روزها دغدغه‌ی آرامش ذهن و نگرانی‌ها را دارند.

شاید آنچه دنبالش هستیم، گم نشده باشد؛ فقط منتظر است از زاویه‌ای تازه دیده شود.

@psyhaniye_coach

/channel/SafareKhodagahi

Читать полностью…

مخفیگاه

شبی که صدای زن ایرانی از قفس تاریخ آزاد شد.

سال ۱۳۰۳ خورشیدی است؛ جامعه‌ای به‌شدت سنتی، مردسالار و محصور در حصار سنت‌های پوسیده که هنوز حضور زن را در انظار عمومی با چادر و روبنده تعریف می‌کرد. در این فضای سنگین و نفس‌گیر، زنی تصمیم می‌گیرد تابوشکنی کند؛ نه برای آشوب، بلکه برای اثبات اینکه هنر جنسیت نمی‌شناسد. این داستان یک کنسرت تاریخ‌‌ساز است که «قمرالملوک وزیری» یکه و تنها نقش اول و رهبری آن را بر عهده دارد؛ شبی که گراند هتل تهران منفجر شد، سکوت اعصار شکسته شد و قمر، پیشگام رهایی صدای زنانه، با دستبند مأموران نظمیه روبه‌رو شد! در این بخش از برنامه‌های کانال مخفیگاه به این رویداد مهم می‌پردازیم، با ما همراه باشید...

------

🎭 پرده اول: بلیت‌ها نایاب شد!
قمرالملوک وزیری به‌عنوان نخستین زن خواننده در ایران تصمیم گرفت بدون حجاب روی صحنه برود. با انتشار این خبر، شهر در التهاب فرو رفت و او بارها به مرگ تهدید شد؛ اما اشتیاق جامعه برای دیدن این تابوزدگی بی‌نظیر بود. سالن گراند هتل در حالی مملو از جمعیت شد که تعداد حضار دو برابر ظرفیت رسمی بود و عده زیادی ایستاده یا در گوشه و کنار سالن جا گرفته بودند. تب تند این رویداد قیمت بلیت‌ها را در بازار سیاه به رقمی نجومی یعنی ۴۰ تومان رساند؛ مبلغی که معادل حقوق ماهانه دو سوم یک کارمند عالی‌رتبه در آن دوران بود!

🔻 پرده دوم: جادوی صحنه
طراحی صحنه این اجرای تاریخی توسط یک هنرمند آلمانی به نام «تالبرگ» انجام شده بود؛ تلفیقی خیره‌کننده از نور و دکور که تا آن لحظه در تاریخ تئاتر و موسیقی ایران سابقه نداشت. پرده‌ها که کنار رفت، جادو آغاز شد: قمر در ابتدای کنسرت روی یک هلال ماه بزرگ نشسته بود و از بالا روی صحنه ظاهر شد. طنین صدای بی‌نظیر و لحن دلنشین او در همان دقایق نخست، مخالفان متحجر را میخکوب و موافقان را غرق در هیجان کرد.

🔻 پرده سوم: بازداشت قمر آسمان هنر ایران!
ازدحام و هیجان جمعیت در انتهای برنامه به قدری غیرقابل کنترل بود که برگزارکنندگان چاره‌ای نداشتند جز اینکه قمر را از درِ مخفی گراند هتل فراری دهند. اما ماشین هنوز راه نیفتاده بود که مأموران نظمیه راه را بستند و او را دستگیر کردند! روز بعد، نظمیه تنها پس از گرفتن تعهد کتبی مبنی بر عدم تکرار آوازخوانی بدون حجاب، او را آزاد کرد؛ قانونی نانوشته که در آن روزگار، زنان بی‌چادر را حتی در خیابان‌ها روانه بازداشتگاه می‌کرد.

✏️ این کنسرت تاریخی قمر به‌کل جریان فرهنگی و هنری ایران را دگرگون ساخت و دیوار بلند خفقان را ترک داد. او راه را برای حضور درخشان اسطوره‌های بعدی موسیقی ایران؛ بانوانی مانند روح‌انگیز، ملوک ضرابی، پروانه، مرضیه، دلکش و دیگران هموار ساخت. یاد و نام همه آن بزرگان و به‌ویژه «قمرالملوک وزیری»، اسطوره خط شکن تاریخ موسیقی ایران، گرامی باد ...


کانال مخفیگاه:
@makhfigah_channel

Читать полностью…

مخفیگاه

⏱ ارزش در برابر قیمت

«هیچ وسیله‌ای نیست که ارزشمند باشد. اشیاء فقط قیمت دارند و قیمت‌شان بر اساس توقعات است. "وقت" تنها چیز روی کره زمین است که ارزش دارد. یک ثانیه همیشه یک ثانیه است، بی‌هیچ چک و چانه‌ای. آدم درحال معامله زندگی است، هرروز.»

فردریک بکمن
کتاب: و من دوستت داشتم

-------

✏️ این کتاب روایت پدری ثروتمند و موفق است که در بیمارستان با بیماری دست‌وپنجه نرم می‌کند. او در قالب نامه‌ای صادقانه به پسرش، از حسرت‌ها، بهای سنگینی که برای موفقیت‌های مادی داده و معامله با مرگ برای نجات جان یک دختربچه می‌گوید؛ روایتی تلخ اما بیدارکننده درباره آنچه در زندگی واقعاً ارزش دارد، یعنی زمان ...


کانال مخفیگاه: @makhfigah_channel

Читать полностью…

مخفیگاه

لحظه دیدار نزدیک است...

دکلمه 'لحظه‌ی دیدار" باصدای شاعر فقید استاد مهدی اخوان ثالث و اهنگسازی مجید درخشانی

کانال مخفیگاه: @makhfigah_channel

Читать полностью…

مخفیگاه

اخوان ثالث، پلی میان فردوسی و نیما:

تحلیل‌ها و کتاب‌ها و مقالات و ستایش‌های زیادی توسط محققان و منتقدان و کارشناسان ادبی درباره سبک اخوان ثالث نوشته شد اما شاید بهتر است دیدگاه خود این شاعر بزرگ را در این مورد بدانیم:

من هم از کار نیما یوشیج الهام گرفتم و هم خودم برداشت داشتم. در مقدمه زمستان گفته‌ام که می‌کوشم اعصاب و رگ و ریشه‌های سالم و درست زبانی پاکیزه و مجهز به امکانات قدیم و آنچه مربوط به هنر کلامی است را به احساسات و عواطف و افکار امروز پیوند بدهم یا شاید کوشیده باشم از خراسان دیروز به مازندران امروز برسم.

مهدی اخوان ثالث

-----
🎧 در ادامه با هم شعری از این شاعر بزرگ ایرانی را با صدای خودش گوش می‌کنیم...


کانال مخفیگاه: @makhfigah_channel

Читать полностью…

مخفیگاه

مسئلهٔ ازدواج و دوراهیِ شوپنهاور: امنیت مالی یا عشق؟

آرتور شوپنهاور در بخشی از کتاب «جهان همچون اراده و تصور» دست روی یکی از پیچیده‌ترین پارادوکس‌های انسان در مورد انتخاب پارتنر و همسر زندگی می‌گذارد که امروز در کانال مخفیگاه به آن میپردازیم، او می‌نویسد:

«ازدواجی که صرفاً از روی عشق سر می‌گیرند، قاعدتاً به بدبختی می‌انجامند؛ زیرا در آن‌ها رفاه و ثباتِ فرد، فدای شور و اشتیاق میشود. از سوی دیگر، ازدواجی که از روی مصلحت و ثروت انجام شود، اگرچه منافع و امنیتِ فردی را تأمین می‌کند، اما روانِ فرد را از یک نیاز عمیق انسانی محروم میسازد.

✏️ به باور شوپنهاور، انسان‌ هنگام انتخاب، مدام بین دو نیروی متضاد قرار دارد: «عقلِ سنجش‌گر و جویای امنیت» در برابر «کششِ عمیق و شورِ روانی». او معتقد است دستیابی همزمان و کامل به هر دو سمتِ این ترازو، یکی از نایاب‌ترین اتفاقات در تجربهٔ زیستهٔ بشر است.

با توجه به این نگاه شوپنهاور که بدست آوردن هر دو مورد در یک زمان را امری نادر می‌داند، بهترین نوع نگرش انسان در زمان انتخاب کدام است؟


کانال مخفیگاه: @makhfigah_channel

Читать полностью…

مخفیگاه

"راز گل سرخ"

پرده را برداریم / بگذاریم که احساس هوایی بخورد

ساده باشیم / ساده باشیم چه در باجه یک بانک چه در زیر درخت / کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ / کار ما شاید این است که در افسون گل سرخ شناور باشیم

پشت دانایی اردو بزنیم / دست در جذبه‌ی یک برگ بشوییم و سر خوان برویم / صبح‌ها وقتی خورشید درمی‌آید متولد بشویم / روی ادراک، فضا، رنگ، صدا، پنجره، گل، نم بزنیم

آسمان را بنشانیم میان دو هجای هستی / ریه را از ابدیت پر و خالی بکنیم / بار دانش را از دوش پرستو به زمین بگذاریم

نام را باز ستانیم از ابر، از چنار از پشه از تابستان / روی پای تر باران به بلندی محبت برویم / در به روی بشر و نور و گیاه و حشره باز کنیم / کار ما شاید این است که میان گل نیلوفر و قرن، پی آواز حقیقت بدویم ...

سهراب سپهری

✏️ انچه خواندید "بخش پایانی شعر بلند "صدای پای آب" است که سهراب سپهری آن را در تابستان سال ۱۳۴۳ در قریه چنار شهر کاشان نوشت،


کانال مخفیگاه: @makhfigah_channel

Читать полностью…

مخفیگاه

روزگار عاشقان در این وطن دلخواه نیست/ خانه‌ای مانند مخفیگاه نیست ...

#موسیقی
A house like makhfigah
قطعه: "خانه‌ای مانند مخفیگاه"
شعر: سید‌محمد‌حسینی زرآبادی
آلبوم: مکتب مخفیگاه
مرداد ۱۴۰۵
(پست موقت)

کانال مخفیگاه: @makhfigah_channel

Читать полностью…

مخفیگاه

«افسانه‌ی مخفیگاه» نام سومین قطعه از آلبوم «مکتب مخفیگاه» است، با شعری از سیدمحمد حسینی زرآبادی.
🎼 The Legend of Makhfigah / Coming soon...

✏️ نام دیگر این قطعه (جدل در مخفیگاه) می‌باشد؛ این شعر با نگاهی تجربه‌گرا، به تعالی قدرت دانش و ادب در مواجهه با مخالفان می‌پردازد. محرک‌ها و سختی‌های "زمانه" اغلب باعث می‌شوند تا هر باور و نقدی در غیاب «آداب سخن» به توهین، حاشیه و هرزه‌گویی تنزل یافته و بحث در چرخه‌ای پوچ از جدل گرفتار شود. با این حال، در نهایت تنها سیستم «ادبیات و اندیشه‌ورزی» است که نقص‌ها را جبران کرده و انسان را با اراده و تلاش برای «آموختن دانش و ادب»، به تعادل و تعالی می‌رساند.

🎧 قطعه کامل «افسانه مخفیگاه/جدل در مخفیگاه» به زودی منتشر خواهد شد...

کانال مخفیگاه: @makhfigah_channel

Читать полностью…

مخفیگاه

برنامه گلهای تازه (شماره 48)

بیا و کشتی ما در شطِ شراب اتداز / غریو و ولوله در جان شیخ و شاب انداز...

🎧 غزلی از "حافظ شیرازی" با اجرای محمدرضا شجریان، جلیل شهناز، ناصر افتتاح در دستگاه چهارگاه با دکلمه فخری نیکزاد

کانال مخفیگاه: @makhfigah_channel

Читать полностью…

مخفیگاه

بازخوانی یک پرونده جنایی؛ نگاهی دیگر به "بینوایان" شاهکار ویکتور هوگو

امشب در مخفیگاه ...

کانال مخفیگاه: @makhfigah_channel

Читать полностью…

مخفیگاه

دختربچه یتیم و بیسوادی که تبدیل به مهمترین آرتیست کشور شد و بزرگترین سدهای فرهنگ و هنر ایران را شکست و ثروتش را خرج محرومان کرد ...

قمرالملوک وزیری

کانال مخفیگاه: @makhfigah_channel

Читать полностью…

مخفیگاه

عالیه حتما سر بزنید 🌹

Читать полностью…

مخفیگاه

تصنیف قدیمی "در ملک ایران"
با صدای قمرالملوک وزیری و با شعر اجتماعی و انتقادی محمدعلی امیرجاهد و همکاری هنرمندان: مرتضی نی داوود و علی اکبر شهنازی

در ملک ایران
وین مهد شیران
تا چند و تا کی؟
افتان و خیزان ...

متن کامل شعر: (مشاهده)

کانال مخفیگاه: @makhfigah_channel

Читать полностью…

مخفیگاه

مادر یتیمان و پناه فقیران: نگاهی به زندگی بانو قمرالملوک وزیری ، نماد آزادگی و بخشندگی در تاریخ هنر ایران

کانال مخفیگاه: @makhfigah_channel

Читать полностью…

مخفیگاه

"شاه من ماه من" نام یکی از تصنیف‌های قدیمی موسیقی ایران است که از صدای بانو قمرالملوک وزیری به جا مانده است. با شعری از پژمان بختیاری و آهنگسازی مرتضی خان نی داوود

کانال مخفیگاه:
@makhfigah_channel

Читать полностью…

مخفیگاه

گزارش کنسرت تاریخی قمر الملوک وزیری در گراندهتل، مهم‌ترین و جنجالی ترین کنسرت تاریخ ایران؛ ظهور قمرِ آسمان هنر در 102 سال قبل، از تهدید به قتل تا بازداشت بانو قمر، امشب در کانال مخفیگاه ...

📸 عکسی مربوط به دوران قاجار از گراند هتل ، خیابان لاله زار، تهران

کانال مخفیگاه: @makhfigah_channel

Читать полностью…

مخفیگاه

ارائۀ این نوشته در راستای سئوال بسیاری از دوستانی است که می پرسند چرا چین به کمک ایران نمی شتابد.
***

خلاصۀ مقالۀ «چین در انتظار است و می‌نگرد، در حالی که آمریکا با همه ببرهایش گلاویز شده است»
ونران جیانگ — از نشریۀ _
The South China Morning Post_, 5 March 2026

این مقاله استدلالی صریح و برنده دارد: ایالات متحده در دام پراکندگی استراتژیک گرفتار آمده و دیگر یارای آن را ندارد که اراده و توان خود را یکسره بر مهار چین متمرکز کند. حمله نظامی مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران، منطقه را به کام آتش کشیده — و این در حالی است که جنگ اوکراین در سال پنجم خود همچنان می‌سوزد، تنش با ونزوئلا و کوبا دوباره جوش زده، و غزه لحظه‌ای آرام نگرفته است. ترامپ با این وعده به قدرت رسید که آمریکا را از این گرداب‌های دور دست بیرون خواهد کشید تا نیرویش را روی چین متمرکز کند؛ اما واقعیت کنونی، وارونه آن وعده است — آمریکا اکنون عمیق‌تر از هر زمان دیگری در این درگیری‌ها فرو رفته است.

جنگ تجاری و فناوری ترامپ علیه چین نیز به نتیجه‌ای کاملاً معکوس انجامیده است. آنچه قرار بود چین را زمین‌گیر کند، در عمل اراده چین را برای خوداتکایی در پیشرفت تکنولوژی و اقتصادی خود را صیقل زده وستون فقراتش را محکم‌تر کرده. در همین حال، دیوان عالی کشور آمریکا با محدود کردن اختیارات تعرفه‌ای رئیس‌جمهور، نه فقط بازوی فشار اقتصادی او را شکسته، بلکه شکنندگی بنیادین رویکرد یک‌ جانبه ‌گرایانه‌اش را برای همه آشکار کرده است.

متحدان سنتی واشنگتن نیز دیگر صف‌های یکپارچه‌ای ندارند. رهبران فرانسه، بریتانیا، کانادا و آلمان یکی پس از دیگری راهی پکن شده‌اند — نه از سر عشق به چین، بلکه از سر محاسبه سرد اقتصادی و کاهش وابستگی به واشنگتنی که دیگر قابل اتکا نیست. در ظاهر هنوز در کنار آمریکا ایستاده‌اند، اما در عمل دارند راه فرار خود را هموار می‌سازند. این ریاکاری حساب‌شده‌ای است که نشان می‌دهد اعتماد به رهبری آمریکا تا چه عمقی فرسوده شده است.

در این فضایی، چین استراتژی دیرین «نشستن بر قله کوه و تماشای جنگ ببرها» را با سردخونی و انضباط تمام به اجرا گذاشته است. اما این انتظار، انفعال نیست — خویشتنداری آگاهانه‌ای است که از عمق یک سنت فکری کهن سر برآورده. پکن نه انگیزه‌ای دارد ونه دلیلی که به خاموش کردن آتش‌هایی کمک کند که رقیبش را مشغول، پراکنده و فرسوده نگه می‌دارند. تلاش ترامپ برای از سرگیری گفتگو با پکن — از جمله سفر برنامه ‌ریزی‌شده به بیجینگ — از نظر جیانگ نه یک چرخش استراتژیک، بلکه اعترافی ضمنی به ضعف است؛ نشانه‌ای که آمریکا در برابر سخت‌ترین رقابت تاریخ معاصرش به نفس‌گیری نیاز دارد و دیگر از موضع قدرت مذاکره نمی‌کند.

نتیجه‌ای که مقاله به آن می‌رسد چنین است: آمریکا قدرتی است که به هر سو کشیده شده است، و توانش را در چند جبهه هدر می‌دهد. آمریکا در نبردهایی که خود آغاز کرده گیر افتاده است. چین اما از این فرصت تاریخی با درایت و بردباری بهره می‌برد — اقتصادش را در برابر فشارهای خارجی مقاوم ‌تر می‌کند، پیوندهایش را با روسیه و دیگران استوارتر می‌سازد، نفوذش را بی‌سروصدا و پیوسته گسترش می‌دهد، و با شکیبایی تمام منتظر می‌ماند تا رقیبش در نبردهای خودخواسته از نفس بیفتد.
____
یاد
داشت پایانی: استعاره ببر از سر تصادف انتخاب نشده است. ریشه‌اش در سون‌تزو و سی‌وشش تدبیر است .در این نوشته تاکید شده است که زیرک‌ترین رزمنده کسی نیست که بیشتر می‌جنگد، بلکه کسی است که می‌داند کِی نجنگد.
*

/channel/negahideegar

Читать полностью…

مخفیگاه

دکلمه شعر معروف "قاصدک" با صدای شاعر: مهدی اخوان ثالث (از آلبوم قاصدک با آهنگسازی مجید درخشانی)

قاصدک!
ابرهای همه عالم
شب و روز
در دلم می‌گریند ...

کانال مخفیگاه: @makhfigah_channel

Читать полностью…

مخفیگاه

عموجان! میخوای دکتر بشی یا مهندس؟

خاطره پوریا سپتا در سن ۱۵ سالگی از "مهدی اخوان ثالث" مربوط به سال ۱۳۶۸:

امروز عمو اخوان خانه ی ما بود. ضمن حرفهایی که از این در و آن در می زد گفت، و در واقع خطاب به من گفت: "ببین عمو جان، من در آن اوایل که به تهران آمدم و در ورامین مشغول کار شدم حال روحی ام خیلی بد بود اما تنها دلخوشی ام به همان چندتا شعری بود که می گفتم. شعر به من حال و هوای دیگری می داد، حتی باعث می شد که من از وضع خودم متاسف نباشم و به وضع دیگران حسرت نخورم. شعر به من غرور می داد. عمو جان، تو الحمدلله خوب درس می خوانی و شاید مثل همه که میخواهند دکتر و مهندس بشوند، دکتر و مهندس بشوی، اما پزشکی یک شغل است مثل مشاغل دیگر. گیرم وضع مادی و مقام اجتماعی یک دکتر بالاست، ولی در نظر من یک پزشک با یک کفاش فرقی ندارد. آدم اگر بی درد باشد، اگر اهل معنا نباشد، اگر فقط به مسائل مادی بیندیشد به مفت نمی ارزد.

البته لازم نیست همه شاعر یا نویسنده باشند یا بشوند. همین که آدم به فرهنگ و ادب کشورش علاقه داشته باشد و از کتاب بیگانه نباشد می شود آدم. اگر کسی به یکی از رشته های هنر، مثلا به شعر، به داستان، به نقاشی یا موسیقی علاقه و توجه داشته باشد زندگی اش هدف و معنا پیدا می کند، دلش گرم می شود، از زندگی حیوانی یا گیاهی جدا می شود و می شود آدم ...

✏️ آنچه خواندید از کتاب "دفترهای زمانه" (بدرودی با مهدی اخوان ثالث و دیدار و شناخت م. امید) گردآوری و تدوین سیروس طاهباز، سال ۱۳۷۰ است.


کانال مخفیگاه: @makhfigah_channel

Читать полностью…

مخفیگاه

علم نوین نورواستتیک چیست؟ چرا مغز ما به هنر و شعر نیاز دارد؟

در نگاه مدرن هنر اغلب حوزه لوکس و حاشیه پنداشته می شود اما علم نوین نورواستتیک که به عنوان یک دانش میان رشته ای در حوزه علوم اعصاب و روانشناسی به بررسی واکنش مغز و سیستم عصبی در مواجهه با آثار هنری می پردازد ثابت می کند که رویارویی با هنر، تلاشی نمایشی نیست، بلکه بازسازی بنیادین مدارهای عصبی در سخت افزار زیستی ماست. در این بخش از برنامه های "کانال مخفیگاه" به این می پردازیم که از نگاه این علم وقتی ما به یک شاهکار ادبی یا هنری توجه می کنیم در سطح سلولی مغز چه رخ می دهد.
----

🔻 خروج از فرسایشِ محاسبه با فعال‌سازی شبکه‌ی پیش‌فرض (DMN):

در مغز انسان شبکه‌ای به نام DMN (شبکه‌ی حالت پیش‌فرض) وجود دارد؛ زمانی که ما درگیر کارهای بیرونی و حل مسائل روزمره هستیم، این شبکه خاموش و سرکوب می‌شود. اما مطالعات دانش نوین نورواستتیک ثابت کرده‌اند وقتی با آثار هنریِ اثرگذار مواجه می‌شویم، این شبکه—به‌ویژه در قشر پیش‌پیشانیِ داخلی (mPFC)—به شکل معجزه‌آسایی فعال می‌شود. این پدیده نشان می‌دهد که هنر مغز را از چرخه فرسایشیِ محاسبه خارج کرده و به درونی‌ترین لایه‌های «خود» (Self) و تفکر خودارجاعی دسترسی پیدا می‌کند.

🔻پاداشِ بیولوژیک و ترشح دوپامین: تجربه‌ی یک اوج هنری، سیستم پاداش مغز را تحریک کرده و ترشح دوپامین (نوروترانسمیتر کلیدی در تنظیم انگیزه، پیش‌بینی پاداش و هدایت رفتارهای هدف‌گرا در مغز) و مسکن‌های طبیعیِ درون‌زاد را به همراه دارد. این دقیقاً همان حسِ رهایی و تعالی پس از مواجهه با یک اثر هنری ناب است (مثلاً یک شعر)؛ گویی تنِ خسته از هیاهوی جهان، پناهگاهی امن یافته است.

✏️ این مطلب، به نوعی پیوستی است علمی به نگاهِ عمیقی که (پست قبل) در شعر سهراب سپهری خواندیم؛ آنجا که می‌گفت: «کارِ ما نیست شناساییِ رازِ گلِ سرخ / کارِ ما شاید این است / که در افسونِ گلِ سرخ شناور باشیم...» این شناور بودن در افسونِ زیبایی، دقیقاً همان پاداشِ بیولوژیک و ترشحِ دوپامینِ زیبایی‌شناختی در مغز است. هنر، شعر و فلسفه، تجملیاتِ اضافی زندگی نیستند؛ بلکه سیستم دفاعی مغز انسان در برابرِ روزمرگی‌اند. پناه بردن به مخفیگاهِ فرهنگ و هنر، بازگشت به اصالتِ بیولوژیکِ خویش است.

همچنان با ما همراه باشید ...


کانال مخفیگاه: @makhfigah_channel

Читать полностью…

مخفیگاه

⏳برده‌داری سرعت؛ آیا دنیای مدرن دارد فرصت زیستن را از ما میگیرد؟

جامعه‌شناس و نظریه‌پردازِ برجسته «هارت‌موت روزا» معتقد است: «سرعتِ فزاینده، بیش از آنکه انسان را به مقصد برساند، فرصت زیستن در زمان و توان سفر کردن را از او می‌گیرد ...

🔍 امروزه «سرعت» تنها یک ویژگیِ ابزاری برای جابه‌جایی یا انتقالِ داده نیست؛ بلکه به ایدئولوژیِ مسلط تبدیل شده است. همه‌چیز باید سریع‌تر انجام شود: ارتباطات، تولید، مصرف، آموزش، تفکر و حتی عواطف، عشق و زندگی. پندارِ رایج این است که سرعتِ بیشتر مساوی با پیشرفت و کارآمدیِ بالاتر است. اما در این شتابِ سرسام‌آور، متفکران بزرگی همچون روزا (در نظریه‌ی شتاب اجتماعی) و پل ویریلیو هشدار می‌دهند که این روند ما را به سوی نوعی ازخودبیگانگی پیش می‌برد. در این میان، یک پرسشِ بنیادین سر برمی‌آورد که در این بخش از مطالب کانال مخفیگاه از دو زاویه به آن می‌پردازیم: ما در حال تسخیرِ آینده‌ایم، یا در حالِ از دست دادنِ «زمانِ زیسته‌»ایم؟
----

🌐 از «تجربه» تا اطلاعاتِ شتاب‌زده: در سنتِ پیش از مدرن، زیستِ انسانی با ریتمِ کندِ طبیعت، فصل‌ها و آیین‌ها گره خورده بود؛ ریتمی که به انسان اجازه می‌داد تا رویدادها را هضم کند و آن‌ها را به «تجربه» بدل سازد. اما دنیای مدرن سرمایه و فناوریِ دیجیتال، زمان را به واحدهای خرد و قابل‌سنجش تقلیل داده‌اند. در فرهنگِ سرعت، «تجربه» جای خود را به «اطلاعاتِ لحظه‌ای» داده است. ما مداوم در حالِ اسکرول کردن، گذر کردن و مصرفِ سطحیِ محرک‌های گوناگون هستیم. وقتی بازه‌ی توجه به چند ثانیه کاهش می‌یابد، ذهن دیگر فرصتی برای رسوب دادنِ معنا پیدا نمی‌کند و همه‌چیز به همان سرعتی که واردِ میدانِ دید ما می‌شود، به دستِ فراموشی سپرده می‌شود ...

----

♻️ زوالِ درنگ و مرگِ تفکر اصیل: فلسفه، هنر و تفکرِ عمیق، فرزندانِ «درنگ» هستند. سقراط در میانه‌ی بازارِ آتن می‌ایستاد تا شهروندان را به مکث وا دارد؛ چون می‌دانست اندیشه در تقاطعِ توقف و پرسش‌گری متولد می‌شود. اما کیشِ سرعت، مکث را به معنای عقب‌ماندگی، تنبلی یا ناکارآمدی تعبیر می‌کند. در جهانِ پرشتابِ امروز، فرصتِ بر سرِ یک ابهام ایستادن، زل زدن به یک پرسشِ بی‌جواب یا عمیق شدن در لایه‌های پنهانِ یک پدیده از دست رفته است. پاسخ‌ها آماده، سریع و بسته‌بندی‌شده پیش از آنکه پرسشی شکل بگیرد، به سوی ما پرتاب می‌شوند. این سرعتِ مداوم، در واقع نوعی فرسایشِ آرامِ توانِ تحلیل و تخیل است.
----

✏️ هدف ما از طرح مسئله لزوم مقاومت عاقلانه در برابر شتاب و احیای حقِ کند بودن، عصیان علیه بازارِ سرعت، دعوت به بازگشت به گذشته نیست، بلکه تلاشی است برای بازپس‌گیریِ «زمانِ انسانی». در دنیایی که تلاش می‌کند همه‌چیز را در کوتاه‌ترین زمانِ ممکن به مصرف برساند، ایستادن، کند شدن و حرمتِ درنگ را پاس داشتن، رادیکال‌ترین شکلِ مقاومت است. حیاتِ فکری انسان زمانی از زیر آوارِ این سرعتِ کشنده نجات پیدا می‌کند که بیاموزیم گاهی برای رسیدن به عمقِ معنا، باید از حرکت باز ایستاد؛ چرا که همه‌ی حقیقت در خطِ پایانِ مسابقه‌ی سرعت منتظرِ ما نیست!.

+ همچنان با ما در مخفیگاه همراه باشید...


کانال مخفیگاه: @makhfigah_channel

Читать полностью…

مخفیگاه

چهار سال قبل در چنین روزی ...

مهسا امینی (تهران ۱۴۰۱ - ۱۳۷۹ سقز) به همراه خانواده‌اش برای دیدن فامیل از سقز به تهران سفر کرده‌ بود./ پدربزرگ مهسا امینی در مراسم خاکسپاری نوه‌اش شعری از "شیرکو بیکس" با عنوان «تهران برای هیچ‌کس نمی‌خندد» خواند.

📸 عکس: آرامگاه مهسا امینی در روستای آیچی از توابع شهرستان سقز، کردستان ایران


کانال مخفیگاه: @makhfigah_channel

Читать полностью…

مخفیگاه

🌊 اقیانوس‌ها؛ قلب تپنده‌ و تنظیم‌ کننده‌ اقلیم زمین

کره‌ی زمین یا کره‌ی آب؟

ما بر روی سیاره‌ای زندگی می‌کنیم که شاید نامِ «زمین» بر آن مسلط باشد، اما بیش از ۷۱ درصد از سطح آن را اقیانوس‌ها پوشانده‌اند؛ گستره‌ای بی‌کران که ۹۷ درصد از تمام آب‌های سیاره را در خود جای داده است. بیایید با هم نگاهی دیگر به این سیستم عظیم و دقیقِ ریتمیک بیاندازیم، اگر اقیانوس‌ها نبودند، اختلاف دمای مرگبار میان استوا و قطب‌ها، حیات را در بخش بزرگی از سیاره غیرممکن می‌ساخت. این حوضه‌های آبی عظیم، فراتر از یک چشم‌انداز زیبا و پررمز و راز، نقش حیاتیِ سیستم تنظیم‌کننده‌ی حرارتی زمین را بر عهده دارند که بر پایه چهار مکانیسم فیزیکی عمل می‌کند:

۱- ظرفیت گرمایی و اینرسی حرارتی بالا: آب دریا برای افزایش دما به انرژی فوق‌العاده زیادی نیاز دارد. این ویژگی باعث می‌شود اقیانوس‌ها بخش عظیمی از انرژی خورشید را بدون نوسانات شدید دمایی جذب و ذخیره کنند و از تغییرات ناپایدار اقلیمی جلوگیری نمایند.

۲- سینک حرارتی سیاره: لایه‌های سطحی و مختلط اقیانوس‌ها بیش از ۹۰ درصد از گرمای اضافی ناشی از تغییرات جوی را در خود فرو برده‌اند و به عنوان سپر حمایتی اقلیم زمین عمل می‌کنند.

۳- گردش دماسنجی: جریان‌های عظیم اقیانوسی، آب‌های گرم مناطق استوایی را به سمت قطب‌ها هدایت کرده و آب‌های سرد عمقی را بازمی‌گردانند؛ این جابجاییِ پیوسته، توزیع متوازن حرارت را در سراسر کره زمین تضمین می‌کند.

۴- شار گرمای نهان (تبخیر و تقطیر): تبخیر آب از سطوح گرم اقیانوس، انرژی خورشیدی را به شکل گرمای نهان در جو ذخیره می‌کند. این انرژی با جابجایی بخار آب و ایجاد بارش، موتور محرک چرخه‌های آب‌وهوایی است.

-----
✏️ الکساندر فون هومبولت (بنیان‌گذار اقلیم شناسی) در سفرنامه‌های خود اقیانوس را نه صرفاً یک توده‌ی آب، بلکه «یک موجود زنده‌ی بزرگ با ضربان‌های منظم» توصیف می‌کند؛ نگاهی شاعرانه که قرن‌ها بعد، فیزیک مدرن و اقیانوس شناسی مدرن با کشف سیستم‌های گردش دماسنجی و تبادل حرارتی به آن رسید.


کانال مخفیگاه: @makhfigah_channel

Читать полностью…

مخفیگاه

🎨 تابلو: حافظ در میخانه
نقاش: آنسلم فوئرباخ
خلق: 1852
مالک: گالری مانهایم

کانال مخفیگاه: @makhfigah_channel

Читать полностью…
Subscribe to a channel