10505
#بیندیش علوم انسانی یعنی همه چیز... 💬 تالار گفتگو https://t.me/+hKro7t8GyBRiMDQ0 ©️ احتراماً در صورتی که محتوای خاصی قانون مالکیت معنوی شما را نقض کرده است اطلاع دهید.
یکی از اساتیدم پیرو یک موضوعی میگفت :
زمان استالین، تعداد زیادی از سربازها اعدام شده بودن و این خبر کمکم همهجا پیچیده بود. حکومت نگران بود که افکار عمومی علیهشون برگرده و دنبال راهی میگشت تا توجه مردم رو از این ماجرا منحرف کنه.
استالین گفت:
«یه خر هم اعدام کنید.»
همه با تعجب پرسیدن:
«خر اعدام کنیم؟!»
نهایتا دستور اجرا شد و یک خر به دستور شوروی اعدام شد
و فردا به لطف رسانه کسی در مورد سرباز ها صحبت نمیکرد
"صحت و سقم این روایت اهمیتی ندارد."
🔸گذری به شدت کوتاه بر 1404
تصاویری به جای مانده از مجموعه #درنگ که ناتمام ماند
منتشر شده در: آکادمی علوم انسانی [جنآس] | #بیندیش
جنآس، مهلتی برای آشنایی با خود است...
به تالار گفتگوی جنآس بپیوندید:
🔸/channel/+bY5TbvQ_6OljYzU0
این یکی از قطعاتی است که در سیاهترین روزهای دو ماه اخیر ساختم
Читать полностью…
اگر این بار هم با هیچ و پوچ به اتمام برسد به نظرم باید به همه چیز شک کنم
چیزی از شک دکارتی آن طرف تر
این همه خون
این همه قتل
این همه بازی با صدا و تصویر اگر برای هیچ باشد باید به ریش این دنیا خندید
مهم نیست خون چه کسی چند ساله و کجا
این که برای یک سکانس کوتاه این همه هزینه بدهیم...
این همه عروسک خیمه شب بازی قدرت بودن خیلی حال بهم زن است
لعنت بر اون حرامزاده هایی که با این اوضاع روانی جامعه, برای جذب ممبر چه خبر های جعلی استرس زایی که استفاده نمیکنند.
چه چیزی؟به چه قیمتی؟
🔸چیدن پشم قوچها بهتر از کندن پوست برههاست!
میگویند اسعد پاشا، والی دمشق، به سبب کمبود شدید وجوه ِ نقدینگی ِخزانهٔ ولایت، نیازمند پول شد.
درباریان پیشنهاد کردند که بر بافندگان دمشق مالیات تازهای وضع کند.
اسعد پاشا پرسید:
ـ بهگمان شما این مالیات چه اندازه درآمد خواهد داشت؟
گفتند: پنجاه تا شصت کیسه طلا.
اسعد پاشا گفت: اما اینان مردمانی کمدرآمدند، از کجا چنین مبلغی بیاورند؟
گفتند: زیور و جواهر زنانشان را خواهند فروخت، ای مولای ما.
اسعد پاشا گفت: چه میگویید!!!!
مردم که آهی در بساط ندارند، چنانچه ما مالیاتی دیگر بر آنان وضع کنیم ، بیچاره میشوند.
اسعد کمی فکر کرد و گفت ؛
اما من مبلغ مورد نیاز ایالت را به روشی بهتر به دست خواهم آورم!!!
همه خاموش ماندند.
روز بعد، اسعد پاشا پنهانی پیغامی برای مفتی اعظم فرستاد و او را شبانه فراخواند. وقتی مفتی آمد، به او گفت:
ـ دانستهایم که از دیرباز در خانهات رفتاری ناشایست داری!!!
شراب مینوشی و برخلاف شریعت عمل میکنی!!!.
من در اندیشهام این ماجرا را به مرکز گزارش کنم، اما خواستم نخست تو را آگاه کنم تا حجتی بر من نباشد...
مفتی که از شنیدن این سخنان هراسان و درمانده شده بود، به التماس افتاد و پیشنهاد پول داد. نخست هزار سکه زر پیشنهادکرد،
اما اسعد پاشا نپذیرفت.
مبلغ را دو برابر کرد، باز هم رد شد. سرانجام بر شش هزار سکه توافق کردند تا گزارش را به مرکز نفرستد.
فردای آن روز قاضی را فراخواند و به همان شیوه، او را متهم ساخت که رشوه میگیرد و از مقامش برای منافع شخصی بهره میبرد.
قاضی نیز به زاری افتاد و همانند مفتی پول پیشنهاد کرد. وقتی رقم پیشنهادیاش به اندازه مبلغ پرداختی مفتی رسید، او را رها کرد.
پس از آن نوبت به محتسب، نقیب، شیخالتجار و ثروتمندان بزرگ رسید.
وقتی به همان منوال از مُکنَت داران مبلغ مورد نیاز کشور را جمع آوری کرد،
اطرافیانش را گرد آورد،
همانها که پیشنهاد داده بودند ، برای گردآوری پنجاه کیسه طلا، مالیات تازهای برای مردم وضع کند. به آنان گفت:
ـ آیا شنیدهاید که اسعد پاشا در شام مالیات تازهای وضع کرده باشد؟
همه گفتند: نه، نشنیدهایم.
گفت: با اینحال، من به جای پنجاه کیسهای که شما وعده میدادید، دویست کیسه گرد آوردهام.
همه شگفتزده پرسیدند:
ـ چگونه این کار را کردی، ای مولای ما؟
اسعد پاشا پاسخ داد: چیدن پشم قوچها بهتر از کندن پوست برههاست.
منتشر شده در: آکادمی علوم انسانی [جنآس] | #بیندیش
برخیز دخترم
سرنوشت تو این نیست
در زیر بوتهئی از سرب مدفونت کنند.
برخیز پسرم
سرنوشت تو این نیست
که تنت مجروح گلولهها بیفتد
و باد زمستانی
از حفرههای تنت بگذرد.
کودکم!
باور نمیکند مرگ
چشمانت را برای ابد بستهئی
و موریانهها گریان کنار تو راه میروند.
زندگی هر شب
از پشت پنجرهها
بچهها را در رویای مادران عزادار میبیند
که بزرگ میشوند
بزرگ میشوند
چندان که انتقام تن پارهپارهشان را میگیرند.
Zahhāk | Mojgan Shajarian
منتشر شده در: آکادمی علوم انسانی [جنآس] | #بیندیش
وقتی همه درگیر ویرانیاند، آنها ماندند و ساختند!
ساختن، رادیکالترین نوع اعتراض به ویرانی است. در تاریخ آموزش ایران، کم نبودهاند مربیانی که منتظر «شرایط ایدهآل» نماندند؛ بلکه در دل قحطی، جنگ، خفقان و ناامیدی، بذر آگاهی کاشتند تا در سختترین خاکها، عمیقترین ریشهها را بدوانند.
داستان ایستادگی در برابر ناملایمات، بنمایه مشترک زندگی این شش چهره است.
منبع
امید رهایی نیست وقتی همه دیواریم
منتشر شده در: آکادمی علوم انسانی [جنآس] | #بیندیش
با دین یا بدون دین، انسانهای خوب، کارهای خوب میکنند و انسانهای بد، کارهای بد. اما برای اینکه انسان با ظاهر خوب بتواند کارهای بد بکند قطعا به دین نیاز دارد.
#استفان_واینبرگ
🆔 @logoss24
📣 بی طرفی به معنی بی طرفی است؟
منتشر شده در: آکادمی علوم انسانی [جنآس] | #بیندیش
آیدین گفت:
تو این مملکت پیش از اینکه به سی سالگی برسیم؛ تباه میشویم.
تو یکجور،
من یکجور،
آیدا هم یکجور.
- سمفونی مردگان
منتشر شده در: آکادمی علوم انسانی [جنآس] | #بیندیش
«معتقدم حتی اگر تلاش برای آموختنِ چیزی دربارهی جهان، تنها به این نتیجه منجر شود که دریابیم دانش اندکی داریم، باز هم ارزشِ آزمودن را دارد. شاید همین «جهلِ عالمانه» بتواند گرهگشای بسیاری از دشواریهای ما باشد.
شاید شایسته باشد که همگی به خاطر داشته باشیم، با آنکه در جزئیاتِ پراکندهی دانستههایمان تفاوتهای بسیاری داریم، در برابرِ جهلِ بیکرانِ خود، همگی برابر هستیم.»
— کارل پوپر، حدسها و ابطالها
سلام
با توجه به وضعیت فعلی، برای ادامه دادن فعالیت -به صورتی که مفید واقع شود- نیاز داریم تا نظر شما همیاران همیشگی جنآس را بدانیم.
لذا مایه امتنان است که وقت گرانبهای خودرا برای پاسخ دادن به سوالات بالا صرف کنید.🪴
مسئله این است
بودن یا نبودن
مرگ، مفهومی گستردهتر و آرامتر دارد. گاهی چنان بیصدا نزدیک میشود که حتی حضورش را حس نمیکنیم.
هر هدفی که زمانی رویا بود و امروز به آرزویی دور تبدیل شده، هر آرزویی که آرامآرام به خواستهای محال بدل میشود، قدمی کوچک است در مسیر مرگ.
بدنی که تحلیل میرود، ذهنی که فرسوده میشود، جیبهایی که خالی میمانند، امیدهایی که یکییکی از دست میروند… همگی اینها شکلهای کوچک اما واقعی مرگ هستند.
ما در طول زندگیمان هزار بار میمیریم و متولد میشویم.
هر شکست، هر ناامیدی، هر دلکندن، هر عقبنشینی… نوعی از انواع مرگ است.
و در مقابل، هر تلاش دوباره، هر لبخند ساده، هر جرقهی کوچک امید… نوعی بازگشت به زندگی است.
اینجا، در لحظههایی که میگذرانیم، هر روز مسئله همین است:
بودن یا نبودن؟
ادامه دادن یا رها کردن؟
ایستادن یا فرو رفتن در تاریکی؟
و شاید معنای زندگی همین باشد:
جنگیدن برای بودن، حتی وقتی همهچیز میخواهد ما را به سمت نبودن بکشاند.
✍ محمد عینیزاده
در باب تفاوت مرگ و وفات
منتشر شده در: آکادمی علوم انسانی [جنآس] | #بیندیش
این فیلم با زیبایی بصری خیرهکننده — که مستقیماً از نقاشیها و چاپهای تاریک فرانسیسکو گویا الهام گرفته — و کارگردانی استادانه فورمن، بیننده را به دل دوران گذار از استبداد مذهبی به افراط انقلابی میبرد و نشان میدهد چگونه هر دو نظام، به نام حقیقت و عدالت، قادر به تولید وحشت و سرکوباند.
Goya’s Ghosts 2006 | Milos Forman
جنایت علیه بشریت چیست؟
✍️ آدام جونز
«مفاهیم امروزین حقوق بشر و «جنایت علیه بشریت» مبتنی بر تمامیتِ جسمانیِ افراد است. هرگونه تعدی به این تمامیت، بهویژه تعرضهای خشونتآمیز، به همدلی با قربانی میانجامد. وقتی نقض برخی حقوق به احساس انزجار در میان مردم و سیاستگذاران دامن بزند حمایت از نظامهای حقوقیِ ممنوعیت نقض این حقوق افزایش مییابد. برای مثال، انتشار تصاویر کشتی بردهداری «بروکس» و اردوگاههای نازی، افکار عمومی در سطح داخلی و بینالمللی را چنان تکان داد که به نوآوریِ نهادی در حوزهی حقوق بشر و (در مورد دومین مثال) ایجاد مفهوم «جنایت علیه بشریت» انجامید.
در دنیای امروز، از ارتباطات جهانی، شبکهها و نهادهای بینالمللی (هم دولتی و هم غیردولتی) و مفاهیم جهانیِ حقوق بشر و تمامیتِ جسمانی بهره میبریم. اما بهرغم پیروزیهای آشکار، هنوز نظامهای حقوقیِ مؤثری برای مقابله با برخی موارد جنایت علیه بشریت وجود ندارد. این عیب و نقص بهویژه وقتی محسوس است که چنین جنایتهایی در مناطقی دور از کانون فرهنگی و جغرافیاییِ غرب رخ میدهد.»
@NashrAasoo 💭
لطفا با اندکی تامل پاسخ دهید که پاسخ از روی احساس نباشد
Читать полностью…
اگر کتابهای فروید را سرسری نمیخواندی میدیدی که فحش یکی از اصول تعادل آدمیزاد است. اگر فحش نباشد، بله، آدم دق میکند. هر زبانی که فحشمند است، دق دل مردمش بیشتر است. از تعداد فحش و نوع فحش هر زبانی میشود از اوضاع مردمی که تو یک ناحیه هستند سردرآورد. رابطه بینشان را کشف کرد. زبان فارسی اگر هیچ چیز نداشته باشد، فحش آبدار زیاد دارد. ما که سر این ثروت عظیم نشستهایم چرا ولخرجی نکنیم؟ هان دوست عزیزم؟ شما را چه میشود؟ دیگر چسفحش را هم به ما نمیتوانی ببینی؟... موجودی هستیم فحشمند و تا دلمان میخواهد فحش ریختوپاش میکنيم تا همه عبرت بگیرند.
صادق هدایت
به نقل از مصطفی فرزانه
@nabayad_mikhandim
Zahhāk
Vocal: Mojgan Shajarian
Music: Hamed Afshari
Lyrics: Rumi
منتشر شده در: آکادمی علوم انسانی [جنآس] | #بیندیش
بعضی وقت ها برای بیان، هیچ واژه ای یا پیدا نمیشود و یا وجود ندارد. به هر حال موسیقی میتواند آن احساس را برساند.
منتشر شده در: آکادمی علوم انسانی [جنآس] | #بیندیش
دلم برای #ایران میسوزد...
منتشر شده در: آکادمی علوم انسانی [جنآس] | #بیندیش
چگونه می توانم داستان تک تک تان را بدانم و بگویم؟
شما که هر کدام جهانی بودید
جهانی بودید
.
.
.
جهانی
شما که عزیز بودید و عزیزانی داشتید
تکیهگاهی بودید و تکیه میدادید
بوسه میزدید و بوسیده میشدید
در آغوش میگرفتید و در آغوش گرفته میشدید
بگویید، کدام آغوش ها هم اکنون در انتظار گرمای آعوشتان خالی و سرد ماندهاند؟
کدام لبها در انتظار بوسههاتان سرد میشوند؟
کدام کنارها دیگر خالیاند؟
آنان که در بسترشان غلت میخورند و تنها بالش تان را میبویند تا بلکه لحظاتی دوباره بیابندتان چه میکنند؟
.
.
.
کدام انگشت ها دیگر در انگشتانتان نمی پیچد، که دستان هرزهٔ قدرت شما را در کفن پیچید
چرا من تمام شمایان را نمیشناسم
چرا نمیتوانم صورتهایتان را تک به تک مرور کنم
و
سطر به سطر بخوانم؟
کجا رفتهاید؟
یا شاید هم شما ماندهاید و غبار روزمرگیها ما را با خود برده است
اما نه،
همچنان با مایید
همینجا
و عجیب نیست؟
بسیاری از شما را ندیدهام و نمیشناسم
اما با منید، آشنای ناآشنا
خیلی نزدیک، خیلی دور
چون ستاره شدید
نشان راه در گمگشتگی
حال احساس گمگشتگی میکنیم چون رفتهاید
اما ستاره شدنتان راه را نشان میدهد
و عجب تناقضی است این
قلب تو قلب پرنده پوستت اما پوست شیر
زندون تنو رها کن ای پرنده پربگیر...
گیرم گلابِ نابِ شما اصل قمصر است
امّا چه سود، حاصل گلهای پرپر است!
#اربعین جاویدنام های ایران زمین که در راه احقاق حق مسلم، پیکر آنها به خون آغشته شد را به همه جامعه ایرانی تسلیت عرض میکنم.
برعکس توصیفات عامیانه، این آخرین نبرد نیست و نخواهد بود و ما توأمان محکوم به امید هستیم. باشد که آیندگان بهتر و آسوده تر از ما زندگی کنند.
#دی_ماه_خونین
جهت جمع بندی باید گفت: به بیان سیاسی ، کافی نیست که بگوییم قدرت و خشونت یکی هستند قدرت و خشونت متضاد هم هستند؛ در حالی که یکی مطلقاً حکومت میکند دیگری حضور ندارد. خشونت جایی ظاهر میگردد که قدرت در معرض خطر قرار بگیرد اما وقتی که بحال خود رها گردد، با ناپدید شدن قدرت از میان میرود. این بیان میکند که درست نیست که جبهۀ مخالف خشونت را عدم خشونت نامید؛ خشونت میتواند قدرت را نابود کند؛ یقینا خشونت قابلیت ایجاد قدرت را ندارد.
هانا آرنت، در باب خشونت