45993
ذهنی کبود از ضربه های افکار ارتباط بامن : https://telegram.me/BChatsBot?start=sc-PrvL7H5IYu
ⁿᵉᵛᵉʳ ᶜʳᵉᵃᵗᵉ ᵃ ᵇᵉᵃᵘᵗⁱᶠᵘˡ ⁱᵐᵃᵍᵉ
ᵒᶠ ᵖᵉᵒᵖˡᵉ ⁱⁿ ʸᵒᵘʳ ᵐⁱⁿᵈ ʸᵒᵘ ʷⁱˡˡ ʳᵉᵍʳᵉᵗ ⁱᵗ
هیچوقت تو ذهنت از آدما
تصور قشنگ نساز ، پشیمون میشی.
ˢᵒᵐᵉᵗⁱᵐᵉˢ ᵗʰᵉ ᵒⁿˡʸ ᶜᵒᵐᵖᵃⁿⁱᵒⁿ ʸᵒᵘ
ⁿᵉᵉᵈ ⁱˢ ʸᵒᵘʳ ᵒʷⁿ ᶜᵒᵐᵖᵃⁿⁱᵒⁿˢʰⁱᵖ
گاهی تنها همراهی که نیاز داری
همراهیِ خودته.
𝘴𝘪𝘭𝘦𝘯𝘤𝘦 𝘪𝘴 𝘵𝘩𝘦 𝘣𝘦𝘴𝘵 𝘳𝘦𝘱𝘭𝘺 𝘵𝘰 𝘢 𝘧𝘰𝘰𝘭
سکوت بهترین جواب برای یه احمقِ
𝘵𝘩𝘦 𝘶𝘯𝘰𝘳𝘪𝘨𝘪𝘯𝘢𝘭 𝘮𝘢𝘯 𝘪𝘴 𝘴𝘰 𝘩𝘢𝘳𝘥 𝘵𝘰 𝘩𝘪𝘥𝘦
𝘴𝘰 𝘦𝘢𝘴𝘺 𝘵𝘰 𝘤𝘭𝘢𝘪𝘮!
آدم بی اصالت تو سختی غیبش میزنه
تو راحتی ادعاش میشه!
𝘶𝘯𝘣𝘦𝘪𝘯𝘨 𝘥𝘦𝘢𝘥 𝘪𝘴𝘯'𝘵 𝘣𝘦𝘪𝘯𝘨 𝘢𝘭𝘪𝘷𝘦
اینکه نمردی معنیش این نیست که زندهای
ˡⁱᶠᵉ ʷᵃˢ ᵇᵉᵃᵘᵗⁱᶠᵘˡ ᵇᵘᵗ ᵗʰᵉʸ ᵐᵃᵈᵉ ⁱᵗ ᵉˣᵖᵉⁿˢⁱᵛᵉ
زندگی قشنگ بود ، ولی گرونش کردن!
ᵈᵒⁿᵗ ˡᵉᵗ ᵗʰᵉ ʷᵒʳᵈˢ ᵒᶠ ᵒᵗʰᵉʳˢ ᵃᶠᶠᵉᶜᵗ ʸᵒᵘʳ ᵗʰᵒᵘᵍʰᵗˢ
اجازه نده حرف بقیه روی فکرت تاثیر بذاره
𝘐 𝘤𝘢𝘳𝘦𝘥 𝘵𝘰𝘰 𝘮𝘶𝘤𝘩 𝘵𝘩𝘢𝘵'𝘴 𝘮𝘺 𝘮𝘪𝘴𝘵𝘢𝘬𝘦
زیادی اهمیت دادم اشتباه من همین بود
«چطور دلشون اومد آدمارو بکشن؟»
جواب کوتاهش اینه: دل نیومد؛ دل رو کُشتن.
چند تا عاملِ خیلی مهم باهم جمع شد:
۱. غیرانسانیکردن قربانیها
اول کاری که نازیها کردن این بود که گفتن این آدمها «آدم نیستن»؛
میگفتن آفتان، میکروبان، خطرن.
وقتی کسی دیگه انسان دیده نشه، کشتنش برای بعضیها «کار» میشه، نه جنایت.
۲. عادیسازیِ شر
قتل یکشبه شروع نشد.
اول تبعیض، بعد تحقیر، بعد زندان، بعد اردوگاه…
شر وقتی کمکم میاد، آدمها بهش عادت میکنن.
هانا آرنت اسمشو گذاشت: ابتذالِ شر — آدمهای معمولی که کارهای وحشتناک میکنن.
۳. اطاعت کورکورانه از قدرت
خیلیها گفتن: «دستور بود.»
وقتی مسئولیت اخلاقی رو میسپاری به بالادست،
وجدان خاموش میشه.
۴. ترس و منفعت
بعضیها از ترس کشتهشدن،
بعضی برای حقوق، مقام، امنیت خودشون،
چشم بستن رو انتخاب کردن.
۵. سکوتِ بقیه
همه قاتل نبودن.
اما خیلیها ساکت بودن.
و سکوت، بزرگترین همدستِ جنایته.
حقیقتِ تلخ اینه:
اینها هیولاهای افسانهای نبودن.
آدمهای معمولی بودن که توی شرایط بیمار،
به خودشون اجازه دادن انسانیت رو کنار بذارن.
و برای همینه که این سؤال هنوز مهمه—
چون اگر فکر کنیم «ما هرگز این کارو نمیکنیم»،
خطر دقیقاً همونجاست.
دردناکترش؟
همین الگو، وقتی تکرار میشه، همیشه با همین جملهها شروع میشه:
«اینها آدم نیستن…»
«حقشونه…»
«چارهای نبود…
Nothing feels heavier than unsaid words
هیچ چیز سنگین تر از کلمات ناگفته نیست
You will get through it like every other time.
از پسش بر میای درست مثل هر بار.
Someone wants to end in me.
دَر مَن کسی مِیل بِ پایان دارد.
𝘦𝘷𝘦𝘳𝘺𝘰𝘯𝘦 𝘴𝘦𝘵𝘴 𝘩𝘪𝘴 𝘸𝘰𝘳𝘵𝘩 𝘣𝘺 𝘩𝘪𝘮𝘴𝘦𝘭𝘧
هر کسی لیاقت خودشُ،خودش تعیین میکنه.
𝘧𝘦𝘢𝘳 𝘭𝘦𝘴𝘴, 𝘩𝘰𝘱𝘦 𝘮𝘰𝘳𝘦
کمتر بترس، بیشتر امیدوار باش
ᵗʰᵉ ᵐᵃⁱⁿ ᵇᵉᵃᵘᵗʸ ᵒᶠ ᵖᵉᵒᵖˡᵉ ⁱˢ
ⁱⁿ ᵗʰᵉⁱʳ ʰᵉᵃʳᵗˢ ⁿᵒᵗ ᵗʰᵉⁱʳ ᶠᵃᶜᵉˢ
زیبایی اصلی آدما
تو دلشونه نه صورتشون…
𝒍𝒆𝒂𝒓𝒏 𝒕𝒐 𝒘𝒂𝒊𝒕, 𝒕𝒉𝒆𝒓𝒆'𝒔 𝒂𝒍𝒘𝒂𝒚𝒔 𝒕𝒊𝒎𝒆 𝒇𝒐𝒓 𝒆𝒗𝒆𝒓𝒚𝒕𝒉𝒊𝒏𝒈
صبر رو یاد بگیر، همه چیز به زمان نیاز داره!
𝘵𝘩𝘦 𝘱𝘩𝘰𝘦𝘯𝘪𝘹 𝘮𝘶𝘴𝘵 𝘣𝘶𝘳𝘯 𝘵𝘰 𝘦𝘮𝘦𝘳𝘨𝘦
ققنوس باید بسوزد تا دوباره ظهور کند
𝘴𝘰𝘮𝘦 𝘢𝘳𝘦 𝘭𝘰𝘴𝘵 𝘪𝘯 𝘵𝘩𝘪𝘳 𝘱𝘢𝘪𝘯
𝘴𝘰𝘮𝘦 𝘢𝘳𝘦 𝘮𝘢𝘥𝘦 𝘰𝘧 𝘵𝘩𝘦𝘪𝘳 𝘱𝘢𝘪𝘯
بعضی ها تو درداشون گم میشن
بعضیا از درد هاشون ساخته میشن
𝘔𝘺 𝘴𝘪𝘭𝘦𝘯𝘤𝘦 𝘴𝘢𝘺𝘴 𝘸𝘩𝘢𝘵 𝘸𝘰𝘳𝘥𝘴 𝘤𝘢𝘯'𝘵
سکوتم چیزایی رو میگه که کلمات نمیتونن بگن
ˢᵒᵐᵉᵗⁱᵐᵉˢ ᵍᵒᵒᵈᵇʸᵉ ⁱˢ ᵗʰᵉ ᵒⁿˡʸ ᶜˡᵒˢᵘʳᵉ
گاهی خدافظی تنها پایان ممکنه
هولوکاست یکی از تاریکترین جنایتهای تاریخ بشره.
بین سالهای ۱۹۳۳ تا ۱۹۴۵، رژیم نازی آلمان به رهبری هیتلر بهصورت سازمانیافته دست به نسلکشی زد.
چی اتفاق افتاد؟
• حدود ۶ میلیون یهودی بهطور ناجوانمردانه کشته شدند.
• علاوه بر یهودیان، رُماها (کولیها)، افراد معلول، همجنسگرایان، اسلاوها، مخالفان سیاسی و خیلیهای دیگه هم قربانی شدند.
• قربانیان رو به اردوگاههای کار اجباری و مرگ مثل آشوویتس، داخائو، تربلینکا میفرستادند.
• خیلیها با اتاقهای گاز، گرسنگی، شکنجه، بیماری یا اعدام کشته شدند.
چرا؟
ایدئولوژی نازیها بر پایهی:
• برتری نژاد «آریایی»
• نفرت نژادی و مذهبی
• حذف «ناپاکها»
بود.
یه تفکر بیمار که انسانها رو از انسانیت خالی کرد.
چرا هنوز مهمه؟
هولوکاست فقط یه اتفاق تاریخی نیست؛
یه هشدار دائمیه که:
نفرت، وقتی عادی بشه
میتونه به نسلکشی ختم بشه
𝗧𝗵𝗲𝗿𝗲 𝗶𝘀 𝗮𝗹𝘄𝗮𝘆𝘀 𝗮𝗻 𝗼𝗽𝗽𝗼𝗿𝘁𝘂𝗻𝗶𝘁𝘆 𝗮𝗴𝗮𝗶𝗻
همیشه یک فرصت دوباره هست
Mes vrais péchés valent mieux que votre foi
گناهای واقعـی من از ایمانهای الکی شما بهتره
اگر می خواهید برای ایجاد آشتی در جهان
کاری انجام بدهید؛
به خانه تان بروید و خانواده تان را دوست بدارید...
👤 مادر ترزا | راهبه آلبانیایی