dessere | Unsorted

Telegram-канал dessere - 『 دِزیــره』

3097

دزیره ؛ روایتی عاشقانه از تاریخِ یک فاتح ☕شعـر،موسیقی،کتاب،دکلمه باید جهان را بهتر از آنچه تحویل گرفته ای، تحویل بدهی خواه با فرزندی خوب یا باغچه ای سرسبز اگر فقط یک نفر با بودن تو ساده ترنفس کشیدیعنی تو موفق شده ای  

Subscribe to a channel

『 دِزیــره』

⋆پـایـیـز، فصـل دوسـت‌داشـتنـی مـن! ممنون که ذره‌ای از وجودم را گرفته‌ای تا که بفهمم همه می‌آیند،آمدن را همه بلدند. مهم هنرِ ماندن است! مهم آن برگی است که با طوفانی هم از شاخه‌ای سست جدا نمی‌شود! چـون دلـش گیـرِ تـوسـت.
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌کتـابـــِ📜 پـایـیـز صـد‌سـالـه شـد🍁

Читать полностью…

『 دِزیــره』

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ────୨🍂ৎ────
زنـدگـی خـلاصـه‌ایـسـت از : نـاخـواستـه بـه دنیـا آمـدن، نـاگهـان بـزرگ شـدن، مـخـفیـانـه گـریـسـتـن، دیـوانـه‌ وار عـشـق ورزیـدن و عـاقـبـت در حسـرت آنـچـه دل میـخـواهـد و مـنـطـق نـمیـپـذیـرد مُـردن.
‌ ‌ ‌ ‌
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ────୨🍂ৎ────

Читать полностью…

『 دِزیــره』

انسان یک‌عمر با کسی دوست است و فکر می‌کند همه‌ی زیر و بم وجودش را می‌شناسد.
تا ناگهان در اثر اتفاقی پی می‌برد که هیچ‌چیز از او نمی‌دانسته.......


مردی‌که‌به‌عصاتبدیل‌شد

#کوبو‌آبه

.

Читать полностью…

『 دِزیــره』

🧡🍂💫
پاییزِ
دو چشم تو
چه زیباست....!



✍#نصرت_رحمانی

Читать полностью…

『 دِزیــره』

«این نامه را به این خاطر برایت می‌نویسم که خبر بدهم دارم رهایت می‌کنم، تو را از خودم جدا می‌کنم. خوشحال باش و دیگر هرگز به دنبالم نگرد.»

از نامه‌های فریدا کالو به دیه‌گو ریورا

Читать полностью…

『 دِزیــره』

#محبوب من ؛🧡
#پاییز قشنگمان هم دارد می‌رسد...
همان که #فصل رسیدن است
انارها می رسند ،
پرتقال‌ها، نارنگی‌ها،
خرمالوهای #عاشق می‌رسند ،
باران می رسد
به پنجره ؛
پرنده به آشیان
برگ به #آغوش زمین ،
خاک به #بوسه ی نارنجی برگ ،
و
«یکی» به «یکی»..
#پاییزمان دارد رسید..🍁🍂🍊🍋🍏

#محمد_صالح_علا

Читать полностью…

『 دِزیــره』

کارما!
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.
.

‌.

Читать полностью…

『 دِزیــره』

⊹داستایفسکے‌ ‌꒱ بـه بلـوغـی خواهیـد رسیـد کـه باعـث می‌شـود از درگیـر شـدن در یـک رابطـه‌ی موقـت، یـا یـک دوسـتـی سـرد، یـا یـک بحـث احـمقـانـه یـا چـسبـیـدن بـه مـوارد بـی‌ارزش، خـودداری کنیـد. ꒰‌‌‌

Читать полностью…

『 دِزیــره』

خدایا !
هر چی از من دیده میشه خیلیاش وانموده،
من اونقدرا هم محکم نیستما؛
خودت منو در برگرفته ای ،
قدم هام رو محکم کردی و منو پیش می بری؛

به اعتبار توست همه این سر و صداها
همه رو من میدونم😭....
سپاسگزارم عشق جان سپاسگزارم


‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

Читать полностью…

『 دِزیــره』

.

#قشنگیات


شهامت از آنِ آنان است که خودشان را یک روز صبح درآینه نگاه می‌کنند و روشن و صریح این عبارات را به خودشان می‌گویند، فقط به خودشان:
«آیا من حق اشتباه کردن دارم؟»
فقط همین چند واژه..
«حقِ اشتباه»، ترکیب بسیار کوچکی از واژه‌ها، بخش کوچکی از یک جمله

اما چه کسی‌این حق را به تو خواهد داد؟
چه کسی جز خودت؟.....



#آنا_گاوالدا


.

Читать полностью…

『 دِزیــره』

باد می‌وزد و برگ‌ها
به رقص درمی‌آیند.
ما عصرهای تابستانمان را گذرانده‌ایم
و اینک نوبت #پاییز است.



#دیانا_گابالدون

Читать полностью…

『 دِزیــره』

Zeytin yaprağı yeşil
Altında kahve pişir
Beni sana vermezler
Aklın başına devşir...🇹🇷


یاد بگیر با هر ساز زندگی
زیبا برقصی،
حتی با ناکوک ترین

Читать полностью…

『 دِزیــره』

🌿◞نـادࢪ‌ ابـراهـیـمـے‌◜𖤣𖥧˓
من هرگز نخواستم از عشق افسانه‌ای بیافرینم، باورکن. من می‌خواستم که با دوسـت‌داشـتـن زندگی کنم. کودکانه و ساده و روستایی. من هرگز نمی‌خواستم از عشق برجی بیافرینم ،مِه‌ آلود و غمناک با پنجره‌های مسدود و تاریک.🪴

Читать полностью…

『 دِزیــره』

.
غذاهای مادرم چه خوب بود. تازه من به او ایراد می‌گرفتم که رنگ سبز خورش اسفناج چرا متمایل به کبودی است. آدم چه دیر می‌فهمد. من چه دیر فهمیدم که انسان یعنی عجالتاً. ایران مادرهای خوب دارد و غذاهای خوشمزه و روشنفکران بد و دشت‌های دلپذیر و همین.

✉️نامه سهراب سپهری به احمدرضا احمدی

Читать полностью…

『 دِزیــره』

🌤
.
سلام به قلب من

زمانی که از تو یاد می‌کند
سلام به روح من
زمانی که به سوی تو پر می‌کشد
سلام بر عشق
لحظه‌ای که متولد می‌شود
و سلام بر شعر
که همواره با نام تو آغاز می‌شود...
🤍🕊

#حمیدرضا_آب‌روان

♥️🖇
نامت در جانم
گر می گیرد...

سلام به نام کوچک آتشی
که خاموشی ندارد.
سلام به دوست داشتن،
سلام به عشق...☘🕊

#منوچهر_آتشی
صبـح شد، خیـر است…

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

Читать полностью…

『 دِزیــره』

🧶◞شـازده کـوچـولـو◜꧇ آدم‌ها وقت ندارند چیزی را بشناسند. همه‌چیز را آماده از دکان‌ها می‌خرند. اما چون دکانی برای خریدن دوست وجود ندارد، آدم‌ها بـی‌دوسـت مانده‌اند.🐈‍⬛️

Читать полностью…

『 دِزیــره』

- موندن و سوختن و ساختن
همه یادگار عشقه
انتقام از تو گرفتن، کار من نیست
کار عشقه

Читать полностью…

『 دِزیــره』

☕️


کاش می‌توانستم دردتان را دوا کنم.
همین دردِ دور بودن‌ها
دیر دیدن‌ها
دیگر ندیدن‌ها،
همین که جسم‌مان بهاران است و جان‌مان پاییز........


#محمد_صالح‌علاء


.

Читать полностью…

『 دِزیــره』

میدونی من همیشه دلم میخواد به اون نقطه برسم که بگم دیدی شد؟ نه اون نقطه ای که امیر جدیدی توی بیداد میگه:
“وقتی اومدی نفهمیدم کی اومده
وقتی رفتی تازه فهمیدم کی رفته”

Читать полностью…

『 دِزیــره』

نوشته بود:
«آدم‌هایی که یک روز عاشق هم بودن؛
نمی‌تونن دوست معمولی بشن، چون قلب همو شکستن؛
و نمی‌تونن دشمن همدیگه هم بشن،
چون قلب همدیگرو لمس کردن!
و تا همیشه میشن «غریبه ترین آشنا» برای هم:)

Читать полностью…

『 دِزیــره』

چیه این دلتنگی...!!؟
شما خوبی، همه‌چی ردیفه،
ولی تا دلتنگ میشی،
حتی دنیا با تمام بزرگیش
برات خیلی کوچیکه

به قول جناب نزار قبانی؛
من احساس ناتوانی نمی‌کنم،
مگر وقتی دلتنگ تو میشم...🕊

Читать полностью…

『 دِزیــره』

☕️


من که صد سال از عمرم گذشته می‌دانم چه می‌گویم.

آدم هرچه پیرتر می‌شود باید ذوقِ بیش‌تری برای شناختن قدر زندگی نشان دهد.
آدم باید قریحه‌ی ظریفی پیدا کند، باید هنرمند بشود.
در ده سالگی یا بیست سالگی هر احمقی از زندگی لذت می‌برد.

اما در صد سالگی، وقتی آدم دیگر رمق جنبیدن ندارد، باید مغزش را به کار بیندازد تا از زندگی کیف کند!.....


گل‌های معرفت
#اریک_امانوئل_اشمیت

Читать полностью…

『 دِزیــره』

🍁
🍂
آسمانش راگرفته تنگ درآغوش
ابر؛با آن پوستین سرد نمناکش
باغ بی‌برگی، روز و شب تنهاست
با سکوت پاک غمناکش
 
ساز او باران،سرودش باد
جامه‌اش شولای عریانی‌ست
ور جز اینش جامه‌ای باید
بافته بس شعله ی زر تارِپودش باد
گو بروید،یا نروید
هرچه درهرجا که خواهد،یا نمی‌خواهد
باغبان و رهگذاری نیست
باغ نومیدان،
چشم درراه بهاری نیست
 
گر زچشمش پرتو گرمی نمی‌تابد
ور به رویش برگ لبخندی نمی روید
باغ بی‌برگی که می‌گوید که زیبا نیست؟
داستان از میوه‌های
سربه گردونسای اینک خفته در تابوتِ
پست خاک می گوید
 
باغ بی‌برگی
خنده اش خونیست اشک آمیز
جاودان بر اسب یال افشان زردش
می‌چمد در آن…

پادشاه فصل ها،پاییـ🍂🥐ـز...🍂🍁
 

#مهدی_اخوان_ثالث ❤️‍🔥🕊:🕊❤️‍🔥

🍂🌨
پاییز شبیهِ پدره
وقتی زورت به دنیا نمیرسه و
میگی اگه به بابام نگفتم


حالا ما زورمون به زندگی نمیرسه
منتظریم تا پاییز بشه
حالا خوب گوشاتو وا کن
ای غم پوست کلفتِ بدقواره
ای زندگی بدترکیب بداُفت
اگه به پاییز نگفتم
نوبتِ مام میرسه


و نجات دهنده ، پاییـ🍂ـز رسید❣🕊
پاییز مبارک🍀

Читать полностью…

『 دِزیــره』

از تو بیزارم هِنری!
زیرا نیک می‌دانم هیچ‌کس را
هیچ‌وقت چنان دوست نداشتم
که تو را.
دل‌تنگِ صدای توام،
دستانت،
آغوشت،
بدنت
مهربانی‌ات،
خوی وحشی‌ات و خوی نیکت
و بیش از همه
دل‌تنگِ دوستی‌مان...


🏹نامه از آنائیس‌نین به هنری میلر

Читать полностью…

『 دِزیــره』

🎬 "مادام بوواری"، نوشته‌ گوستاو فلوبر، فقط داستان زنی نیست که از زندگی زناشویی‌اش دل‌زده شده. داستان اما بوواری، زنی ا‌ست که زندگی را از پشت عینکِ رویاهایش می‌بیند؛ رویاهایی که از عشق‌های رمانتیک، تجمل، هیجان و کتاب‌هایی که خوانده ساخته شده‌اند.

اما زندگی واقعی، شبیه رمان‌ها و فیلم‌ها نیست. نکته‌ی جالب رمان این‌جا ست: فلوبر اما را نه یک قربانیِ ساده نشان می‌دهد و نه یک آدم کاملا مقصر. او شخصیتی پیچیده است؛ هم می‌شود میلش به یک زندگی متفاوت را فهمید، هم دید که چطور همین میل، او را گرفتار خیال‌هایی می‌کند که هیچ‌وقت سیرش نمی‌کنند. "مادام بوواری" در اصل درباره‌ فاصله‌ بین زندگی واقعی و زندگی است که در ذهن‌مان ساخته‌ایم. درباره‌ این‌که وقتی واقعیت مدام با رویاهای‌مان مقایسه شود، حتی یک زندگی معمولی هم می‌تواند شبیه شکست به نظر برسد. فلوبر با این رمان یکی از مهم‌ترین نمونه‌های رئالیسم در ادبیات جهان را خلق کرد.

Читать полностью…

『 دِزیــره』

از تو می‌پرسم، ای اهورا
می‌توان در جهان جاودان زیست؟
(می‌رسد پاسخ از آسمان‌ها):
هر كه را نام نیكو بماند،
جاودانی است!
‌
از تو می‌پرسم، ای اهورا
تا به دست آورم نام نیكو
بهترین كار در این جهان چیست؟
(می‌رسد پاسخ از آسمان‌ها):
- دل به فرمان یزدان سپردن
مشعل پر فروغ خرد را
سوی جان‌های تاریك بردن...



#فریدون_مشیری

۳۰ شهریور زادروز زنده‌یاد فریدون مشیری است.
یادش گرامی.🌹

Читать полностью…

『 دِزیــره』

وقتی کنار منی
ساعت نمیگذره
دنیای تو چشمات
آرومتر میشه
دستات که میرسه
به دستای سرد من
انگار دوباره عشق
شروع میشه از اولش

نزدیک قلبم بمون
همینقدر ساده و آروم
بزار نفسهامون یکی شه
تو این شب بی پایون....


نزدیک قلبم بمون

Читать полностью…

『 دِزیــره』

2Mashi  - Descalza  (Acoustic)

به یکدیگر مِهر بورزید.‌‌‌
اما از مهر بند نسازید!

بگذارید که مهر،
دریای مواجی باشد
در میان دو ساحل روح‌های شما...


#جبران‌خلیل_جبران

Читать полностью…

『 دِزیــره』

﷽
🌊

"به نام خدایی که،
              بر جانِ عاشق، سلام است"


‌
روزهای تابستان
بر شن‌های ساحل دراز می‌کشم
و فکر کردن به تو را تمرین می‌کنم !
اگر به دریا بگویم
وقتی به تو فکر می‌کنم
چه احساسی به او دارم
ساحلش را رها می‌کند ،
صدف‌هایش ،
ماهی‌هایش را رها می‌کند ،
و دنبالم راه می‌افتد ...


نزار_قبانی

Читать полностью…

『 دِزیــره』

📸


#قشنگیات


تا مرا با نقشِ رویش آشنایی اوفتاد
هر چه می‌بینم به چَشمم نقشِ دیوار آمدست

ساربانا! یک نظر در رویِ آن زیبا نگار
گر به جانی می‌دهد اینک خریدار آمدست

من دگر در خانه ننشینم اسیر و دردمند
خاصه این ساعت که گفتی گُل به بازار آمدست

گر تو انکارِ نظر در آفرینش می‌کُنی
من همی‌گویم که چَشم از بهرِ این کار آمدست


#سعدی


.

Читать полностью…
Subscribe to a channel