5391
از خود عالمی بخواه و از عالم هیچ ...
🍀💐🌼 از بهترین و دلنشینترین کانالهای تلگرام لذت ببریم
🧿 دل تراپی
@Del_Therapy
🌻 گلچین کتابهای صوتیPDF
@ketabegoia
🍊 فـقط *کتابخــواانها* عـضو شوند
@mutaliagaran
🍎 کتابخانه طبی، درمان با داروهای خانگی
@danyalshafa
🍁 جادوی گیاهان دارویی طب سینوی
@teb_sinawi
🍊 دانلود 50000 کتاب ورمان برتر (BOOK)
@book_and_roman_library
🍎 آموزشگاه طبی سید
@samsadeghitebeslami
🍁 کتابهای صوتی « کاملارایگان »
@PARSHANGBOOK
🍊 آموزش پاڪسازی تقویت انرژے چاڪراها
@tabnahayteshgh
🍎 کتابخانه دانشجویی
@ketabedanshjo
🍁 پارسی سخن بگوییم و زیبا بنویسیم
@FARZANDAN_PARSI
🍊 بهترین کتابهای صوتی موفقیت و بیداری
@ganonjjazb
🍎 دل واژه های تنهایی
@gandomzaran
🍁 آموزش فنّ بیان & گویندگی
@amoozeshegooyandegi
🍊 دانستنی های زنان موفق
@successfulwomen1
🍎 تغییر کوانتومی
@Cleanup_inward
🍁 جهانگردی و طبیعت زیبا
@afarinshokoh
🍊 تیکه هایی از بهترین کتاب ها !
@beautifulminds4
🍎 آموزش کسب و کار / مشـــاوره شغلــــی
@Azsefr_beyek
🍁 جملات انگیزشی| تفکر، انگیزه، رشد
@jomalatnab_angizeshi
🍊 نویسنده شو
@amozshalpha
🍎 حراج کتابهای خاص و چاپ قدیم
@katebbashi_book
🍁 خانه ی دوست
@khanehy_doost
🍊 تیکه کتاب و پی دی اف
@Ketabkhooneydenj
🍎 اطلاعات پزشکی و سلامتی با دکتر سلام
@Drsalam2025
🍁 هنر آشپزی خوشمزه
@Foodbankn
🍊 مجله تلگرامی آفتابگردان
@Sunflowerr2026
🍎 آرایـــه، ضربالمثـــل، شعر فارســـی
@Azsefr_beyek_farsi
🍁 با من کتاب بخوان
@passion_pursuie
🍎 کنکـــوری ها / کارشناســــــی ارشد
@Azsefr_beyek_text
🍁 خسروی آواز استاد شجریان
@stad_shajariyan
🍊 محفل شعر و آوا
@mahfelshearvaava
🍎 کانال روانشناسی همراه با پرسش و پاسخ
@Ganjineh_RavanChannel
🍁 ڪافہ میم
@cafeemiim
🍊 محفل شاعرانه
@Mahfelshaeraneh
🍎 پایش سیاسی ایران
@ir_REVIEW
🍁 ڪانال مناسبتها
@kanale_monasebatha
🍊 روانشناسی برای زندگی بهتر
@Ravanshenasilifestyle
🍎 استوری مناسبتی انگیزشی
@yefenjanaramsh
🍁 آموزش گام به گام زبان انگلیسی
@English_Points_New
🍊 کتابخانه یفتلیها|دانایی،مطالعه،رشد
@Iftlis_library
🍎 زیباترین کلیپ ها و آموزش رقص
@sonatimahalli
🍁 لینکدونی فرهنگی آموزشی و علمی
@linkdoni_hozavi
🍊 نوستالژی زیرخاکی های خاطره انگیز
@nuostalzhi
🍎 کسب درآمد در خانه برای بانوان
@banovanehonarmandvakarafarin
🍁 آموزش رایگان مشاغل خانگی
@honarkadeh_aftab96
🍊 نویسندگان بزرگ جهان (𝐏𝐃𝐅)
@PARSHANGBOOK_PDF
🍎 متن دلنشین
@aram380
🍁 آموزش رایگان نویسندگی
@anahelanjoman
🍊 اطلاعات مفید پزشکی دکتر خود باشیم
@kalemnab
🍎 برگی از گلستان کتاب
@vaj_hay_eshgh
🍁 روزانه یک جمله انگلیسی بیاموز ●[Bio]●
@biow_english
🍊 زیبایی های آفرینش
@stiiiiicker
🍎 حافظ" فروغ" مولانا" خیام"
@Ashaarmolana
🍁 اشــــــ؏ـارناب
@ashaar_nabb
🍏خلاصه کتابهای روانشناسی
@booklove_blog
🍀 یه مرد امیدوار
@happy_private_life
🍁🧿❄️ هماهنگی برای تبادل
@mrgp_1
مدتیست حالم اسم ندارد؛ نه غم است، نه خشم، نه ترس، بیشتر شبیه فرسودگیِ درونیست، انگار چیزی مدام درونم ساییده میشود بیآنکه واقعاً بشکند. اخبار را میبینم اما واکنشم کند است، نه از بیتفاوتی، بلکه از زیادیِ دیدن؛ وقتی مرگ تکرار میشود، ذهن برای دوام آوردن ناچار است احساس را کمنور کند. دیگر شوکه نمیشوم و این ترسناکترین بخش ماجراست. میدانم فاجعه در جریان است، میدانم بیعدالتی عمیقتر از آن است که با چند جمله توضیح داده شود، اما بدنم انگار زودتر از روحم یاد گرفته چگونه زنده بماند. بعضی شبها به این فکر میکنم که اگر روزی همهچیز عوض شود، آیا ما هنوز توان حسکردن خواهیم داشت، یا آنقدر ادامه دادهایم که فقط بلدیم ادامه بدهیم. نه امیدی در کار است و نه ناامیدیِ کامل؛ فقط وضعیتی معلق میان فهمیدن و ناتوانی، و شاید همین، تعریف دقیق این روزها باشد..
@aram380☘️☘️Читать полностью…
ماندهام خیرہ بہ #راه
نہ مرا پـاے گریز
نہ مرا تـاب نگاه!
#فریدونمشیری🌱
@aram380☘️☘️
میبینم
روزی را
که نامِ وطن
دیگر
بوی اندوهِ ندهد
بوی خاکِ بارانخورده بدهد
وقتی که آسمان پس از سالها
یادش میآید چگونه باید آبی باشد.
میبینم
کوچههایی را که قدمها در آن
آهسته نیستند.
کسی دلش را پشت درها جا نمیگذارد
و پنجرهها نه برای ترس
که برای نور باز میشوند.
وطن آن روز
شبیهِ مادریست که گریه کرده
اما
اشکهای آخرش دیگر از جنسِ درد نیست
از جنسِ سبک شدن است.
زخمها آن روز فقط نشانهاند
نه زنجیر.
کسی فریاد نمیزند
اما سکوت
دیگر زندانی نیست
سکوت
نفسِ عمیقِ پیش از زندگیست.
و ما کنار هم
نه قهرمان
نه شکستخورده
فقط انسانی هستیم با دستهایی که یاد گرفتهاند
بهجای مشت
پل بسازند.
پرچمی در باد است
بیهیاهو ... بینفرت...
فقط نشانهی اینکه
ایستادن
هنوز ممکن است.
وطن آن روز
از ما طلبکار نیست
از ما نمیپرسد چرا دیر آمدید
فقط
آغوش باز میکند
مثل خانهای که هرگز قفل نداشته است.
و ما خسته
اما امیدوار
سر بر شانهی خاک میگذاریم
و میفهمیم
وطن
جایی نبود که از ما گرفته بودند
چیزی بود که با هم دوباره ساختیم.
#محسن_شکراللهی
سرزمینم زیباست
و زیباییاش را
نه برفهای پیدرپی میپوشانند
و نه زمستانهای طولانی.
ما میمانیم
با ریشههایی که در خاکِ درد
عمیقتر شدهاند
و با رویشی که هر بار
سرسختتر از پیش برمیگردد.
آری
در دل ما آتشیست
که هیچ زمستانی خاموشش نمیکند
آتشِ روشنِ امید
که راه را
از دلِ تاریکیها
باز میکند.
@aram380☘️☘️Читать полностью…
این زندگی چیزهای زیادی به من بدهکار است اما مهم ترینش،
یک جوانیِ بدون رنج و نگرانی در یک سرزمین آرام است.
سال بلوا _عباس معروفی
@aram380☘️☘️Читать полностью…
دست بردار که گر خاموشم
با لبم هر نفسی فریاد است ...
@aram380☘️☘️Читать полностью…
گیرم که فردا سپیده سر زند و روزگار به کام شود؛
با غم آنها که برای ما جان داده اند چه باید کرد؟
.
سلطان :
این چه نکبتی است که در شماست ؟
مرد بلنداندام :
نکبت گفتی سلطان ؟
ما همیشه چنین نبودیم ، در آغاز دوران تو ما جوان و تندرست و نیکبخت بودیم.
مرد گوژپشت :
هرچه دولت تو قویتر شد ما شکستهتر و بیخانمانتر شدیم.
مرد سپیدموی :
زمین و خانومان از ما گرفته شد و فقر و شوربختی در ما افتاد و گرسنگی و خوره !
زن نهانچهره :
چنان که از دیدن خود در آینه هراسان بودیم.
سلطان :
آه—این چه کارست ؛ چرا خوابهای مرا آشفتهاید ؟
چگونه هِشتید کابوس کسی باشید ؟
مرد بلنداندام :
همواره تو کابوس ما بودی سلطان ؛ با خدم و حشمت ، با سپاه جوشنپوشت ، با مفتّشان و ضبّاطان ، با سربازگیر و باجگیر، با سیاهچال و چهارمیخ و پالهنگ ، با جاسوس و شکنجهچی و میرغضب !
مردگوژپشت :
بخت به تو پشت نکرده بود ای سلطان اگر تو به رعیت پشت نکرده بودی...
تاریخ سری سلطان در آبسکون / بهرام بیضایی
@aram380☘️☘️Читать полностью…
.
پرسید «غم چیست؟»
گفتمش به رغم فریاد، بیصدا ماندن.
پرسید «یاد چیست؟»
گفتمش آوازی خاموش که در خاطرت آوار میشود.
«موسیقی چیست؟»
ترنمی که دمی پیش از مردن میماند تا به ابد بسوزاند.
«پس من کیستم؟»
تو اندوهی آهنگینی که در خاطر من آونگ شدهای...
#سام_گیورا
@aram380☘️☘️Читать полностью…
واقعا نمیدونم بدون قهوه، کتاب و موسیقی این همه سختی رو چطوری میشد تحمل کرد. تو زندگی دلم به همین چیزها خوشه.
@aram380☘️☘️Читать полностью…
دوست دارم همین حالا گریه کنم
برای همه چیز
برای همین حالا
اما رنج، رمقی برای ابراز ندارد!
@aram380☘️☘️Читать полностью…
دیگه بلد شدم با یه لبخند و خیلی کوتاه و ساده راجع به زخم بزرگم حرف بزنم که انگار نه زخمه نه بزرگ، نمیدونم شاید باور کردم که زندگی همینه.
@aram380☘️☘️Читать полностью…
احمد شاملو:
همچون
خون
در
تمام
وجود
من
میتازی...
@aram380☘️☘️Читать полностью…
🪐🪐🪐
💎برترین کانالهای تلگرام:
درمان با گیاهان دارویی
@banoooakbari
🔹هماهنگی جهت تبادل:
@mrsmafd
بگذار همه زخمم باشند،
وقتی تو این چنین مرحمی برای من:)!
@aram380☘️☘️Читать полностью…
3. Mvt. Preparation for War (Live) — Majid Entezami & Tehran Symphonic Orchestra
آزادی
نه کالایِ چانهزنیست
و نه ارمغانِ معامله؛
امانتیست دیرینه
که از نخستین صبحِ خرد
بر پیشانیِ آدمی
به مُهرِ آگاهی
نشاندهاند.
هر آن جماعت
که این امانت را
به بهایِ ایمنیِ لرزان
واگذارد،
نه ایمن ماند
و نه آزاد.
امنیت
چون از بطنِ بیم زاده شود،
پیکریست بیجان
در جامهی فریب؛
دژی از غبار
که با نفَسِ حقیقت
فرو میپاشد.
ای وارثانِ قرون،
مبادا
بالِ خویش
به تیغِ مصلحت
بیازارید
و گمان برید
قفس
قرارگاهِ نجات است.
که آنکه
حقِّ سخن
به خاموشی فروشد،
اندکاندک
نامِ خویش
از دفترِ انسان
میزداید.
آزادی
یا به کمال است
یا به افسانه؛
و امنیت
یا زادهی عدالت
یا همنشینِ گور.
در سرزمینی
که آزادی غریب است،
امنیت
نقابیست
بر چهرهی هراس؛
و آنجا که ترس فرمان میراند،
نه فردا میروید
و نه انسان.
پس بنگرید
که تاریخ
نه با آرامشِ بندگان،
که با فریادِ آزادگان
قوام یافته است؛
و هر ملّت
که آزادی خویش
به گرو نهد،
سرانجام
هم آزادی
و هم امان
از کف خواهد داد.
#کریم_رجبزاده_کلشتری
@aram380☘️☘️Читать полностью…
دلم
خانه ی توست
خانه ای به اندازه ی مشت کوچکم
و به وسعت جهان...
همینقدر عجیب دوستت دارم.
#معصومه_صابر
@aram380☘️☘️Читать полностью…
سختترین بخش بزرگسالی این است که مجال نمیدهد خسته باشی! قدری فرصت نمیدهد بنشینی و اشک بریزی. باید همزمان که سر کار میروی، فکری برای خستگیات بکنی. حتی گاهی آنقدر پیچیده میشود که همان وقت که دلت میخواهد همهچیز تمام شود، کرمِ چروکِ دور چشمت را میزنی که اگر دستِ قضا تو را زنده نگه داشت، لااقل چروکیده نباشی. بزرگسالی عجیب است؛ میخواهی همهچیز را با هم داشته باشی، در حالی که هیچکدامشان را نداری!
Читать полностью…
یه سردی عمیق حس میکنم، نه فقط تو لبخندای مصنوعیم،
تو تک تک سلولام، تو اعماق وجودم، تو هر لحظهای که نفس میکشم، میخندم اما تا مغز استخونم سردیو حس میکنم، سردی احساساتم که تک تک دارن خفه میشن و دیگه چیزی حس نمیکنن نه میتونم نفس بکشم نه میتونم ساکت بمونم، معلقم رو تمام چیزایی که قبلا وجود داشتن و حسشون میکردم، انگار دیگه به هیچی تعلق ندارم.
@aram380☘️☘️Читать полностью…
نیچه: پس این، همان نقاشی است که ایمان تو را به جنبش انداخت؟
داستایفسکی: این نقاشی، "قطعیت" مرا به جنبش انداخت.
نیچه: چرا؟ این که فقط یک نقاشی است. آیا تو همینقدر سادهای؟
داستایفسکی: البته که یک نقاشی است. به همین دلیل صادقانه است. هیچ معجزهای در آن نیست. فقط یک سوال: آیا "بخشش و لطف" را، بدون هیچ وعده و پاداشی، انتخاب خواهی کرد؟
نیچه: بخشش و لطف؟ این واژهای که مردم، زمانی که از قدرتمند بودن میترسند، به کارش میبرند.
داستایفسکی: این کلمهای است که مردم زمانی به کار میبرند که به قدری قدرتمند باشند که مسئولیت بپذیرند.
نیچه: مسئولیت در برابر چه؟ یک آسمانِ خاموش؟ (یک خدای ناموجود؟)
داستایفسکی: در برابر فردی که مقابل توست، زمانی که آسمانها( خدا) ساکت است.
نیچه: به همین خاطر است که من آثار تو را مطالعه میکنم، نه به خاطر خدایت، که به خاطر دقت و درستیات.
داستایفسکی: حقیقت، دردناک و دردزاست.
نیچه: درد، واقعیترین چیزی است که ما داریم.
داستایفسکی: درد، چیزی پیش پا افتاده است. آنچه که ما پس از آن انجام میدهیم، مهم است.
نیچه: پس چرا بخشش و لطف؟ برای اینکه احساس رستگاری و پاکبودگی کنیم؟
داستایفسکی: نه، برای توقف تقلا برای رستگاری، برای انسان ماندن در میان کثافت و پستی
نیچه: و اگر بخشش و لطف باعث حقارت و کوچکی ما شود چه؟
داستایفسکی: بنابراین، آن، بخشش و لطف نبوده، بلکه ترسی مودبانه و پوشیده در آدابدانی است.
نیچه: پس جوابم را بده. در برابر این وضعیت، در درون این آشوب، تو چه چیزی را میپرستی؟
داستایفسکی: هیچچیز در اینجا به من وعده و بشارت چیزی را نمیدهد( جهان خالی از خدا و وعدههای اوست). نکته همین است.
نیچه: پس چرا "خودت" را انتخاب نمیکنی؟ ( چرا در جهانی که خدایی در آن نیست، خودت را نمیپرستی؟)
داستایفسکی: من همین کار را انجام میدهم. من خودی را انتخاب میکنم که میتواند همچنان اهمیت بدهد( به دیگران، به لطف، به اخلاق، به برساختن چیزی والا از درد) و نه آن خودی که نام بیتفاوتی را "آزادی" میگذارد.
نیچه: و چه میشود اگر اهمیت دادن نیز یک دروغ باشد؟
داستایفسکی: پس بگذار این دروغِ خود من باشد. اگر بشارت خداییِ هیچچیزی در کار نباشد، من از پوچ شدن سر باز میزنم، نه به این دلیل که برنده است، بلکه به این دلیل که مرا انسان نگه میدارد.
در اینجا، mercy به معنای توجه به دیگران و دردهایشان، بها دادن به انسان بودنشان، و اخلاقی زیستن در جهانی بیخدا به کار رفته است
توی فیلم پری داریوش مهرجویی،
سکانسی هست که خسرو شکیبایی بیاختیار توی تاکسی میزنه زیر گریه؛ و مسافرها و راننده، بیاینکه بدونن چرا، یکییکی باهاش گریه میکنن.
این روزها انگار همهی ما مسافر همون تاکسیایم.
جهان آکنده از سخن است.
مرگ با خود واژگان را نیز می بَرَد.
و به ناگَه گنگ و بی سخن می شود جهان!!!!!
@aram380☘️☘️Читать полностью…
حقیقت آیینه ایی بود که از آسمان به زمین افتاد و شکست،
> هر کس تکهایی از آن را برداشت خود را در آن دید، گمان کرد حقیقت نزد اوست،
حال آنکه حقیقت نزد همگان پخش بود ...
جبران میشود آن روزها
که صبور بودن آسان نبود و تو صبر کردی!
درود دوستان عزیز
امیدوارم همه دوستان در صحت و سلامت باشن ☘️☘️
مراسفربه کجامی برد؟
کجا نشانِ قدم ناتمام خواهد ماند
کجاست جای رسیدن
و پهن کردن یک فرش
و بیخیال نشستن
و در کدام بهار
درنگ خواهی کرد
و سطحِ روح پر از برگِ سبز خواهد شد؟
#سهراب_سپهری