civilizers | Unsorted

Telegram-канал civilizers - شبکه جامعه مدنی( فلسفه, تاریخ, سیاست, اجتماع)

1401

Subscribe to a channel

شبکه جامعه مدنی( فلسفه, تاریخ, سیاست, اجتماع)

آنچه اکنون در حال تجربه مستقیم آن هستیم حملات تایید شده اسرائیل به تهران و احتمالا شهرهای دیگر است.
شاید این آغاز یک جنگ باشد، جنکی که برای وارد نشدن به آن بسیار امید داریم و داشتیم.

@civilizers

Читать полностью…

شبکه جامعه مدنی( فلسفه, تاریخ, سیاست, اجتماع)

"زوزه‌های شوم!"

در شرایطی که "زوزه‌های شوم" تجاوز جهان‌خواران کفتارصفت، و لاشخوران بی‌وطن وابسته به آن‌ها به‌گوش می‌رسد، با حکیم فردوسی بزرگ هم‌نوا می‌شویم: 

"دریغ است ایران، که ویران شود
کنام پلنگان و شیران شود
همه جای جنگی سواران بدی
نشستنگه شهریاران بدی
چو ایران نباشد تن من مباد
بر این بوم و بر زنده یک تن مباد
همه روی یک‌سر به جنگ آوریم
جهان بر بد اندیش تنگ آوریم
ز بهر بر و بوم و پیوند خویش
زن و کودک و خرد و فرزند خویش
همه سر به سر تن به کشتن دهیم
از آن به که کشور به دشمن دهیم"


یرواند ️آبراهامیان (زادۀ ۱۳۱۹ تهران)، از مورخان برجسته در زمینه تاریخ مدرن ایران است.

او ️استاد کرسی «تاریخ ایران» در دانشگاه‌های پرینستون و آکسفورد و استاد «تاریخ جهان و خاورمیانه» در دانشگاه نیویورک است.
از تالیفات او:
-ایران بین دو انقلاب، دانشگاه پرینستون
-تاریخ ایران مدرن، ۲۰۰۸، دانشگاه کمبریج
-مردم در سیاست ایران
-مقالاتی در جامعه‌شناسی ایران
مصطفی معین، کانال فرهیختگان

@civilizers

Читать полностью…

شبکه جامعه مدنی( فلسفه, تاریخ, سیاست, اجتماع)

دست خدا با جماعت است

منصور خضاعی


اگر تشکل سازمان یافته وجود نداشته باشد، اعتراض معطوف به اثرگذاری بر رفتار حکومت تقریبا بی اثر است، تشکل یعنی شکل یافتن چیزی به طور ماهوی از طریق اعضای تشکل، تشکل را از آن رو که هویت خاص خودش را دارد و از آن رو که شناسنامه دارد، نمی توان با زدن اتهام دچار بی تشکلی کرد، یعنی نمی توان آن را صرفا با اتهامات بی پایه و اساس به چیز دیگری محول کرد، یعنی مثلا نمی توان آن را به «عامل دشمن» بودن متهم کرد زیرا از پیش ماهیت دارد و خودش خود را تعریف کرده است، مانند تشکل دانشجویی، تشکل فرهنگیان، تشکل دانش آموزان, اینها وقتی اعتراض کنند حرف شان را نمی شود به حساب دشمن گذاشت زیرا از قبل شکل دارند و عوض کردن شکل شان راحت نیست. افراد معترض تشکل نایافته که به حق به خیابان آمده اند را می توانند به هر چیزی تحویل کنند از جمله فریب خورده و عامل دشمن. تشکل سازی امری پسندیده است حتی اگر تشکل های کوچک باشد، نظیر چند فرد که کتاب می خوانند یا عده ای که در کار خیر باهم شریکند یا در کار محیط زیست فعالند.

#شبکه_جامعه_مدنی

@civilizers

Читать полностью…

شبکه جامعه مدنی( فلسفه, تاریخ, سیاست, اجتماع)

در این آشفته بازار که پوپولیسم و ترویج خشم وخشونت و بمباران و بزن بزن دست بالا را دارد، استقلال فکر و اندیشه و گام زدن در مسیر درست و استقامت و پایداری و مختل نشدن فکر و بیراهه نرفتن و تصمیمات غلط و پشیمان کننده نگرفتن کاری است بس سخت و دشوار. بماند که در مسیر تند باد هیجانات و عصبانیت ها و اتهام زدن ها و همدست جنایت کار خوانده شدن ها آن هم تنها بخاطر هشدار و به صدا درآوردن زنگ خطر و گوشزد کردن پیامد های خطیر و غیر قابل جبران، سرخم نکردن و تسلیم عامه و همرنگ جماعت نشدن خود حدیث مفصل دیگری است.
#شبکه_جامعه_مدنی

@civilizers

Читать полностью…

شبکه جامعه مدنی( فلسفه, تاریخ, سیاست, اجتماع)

‏شرّ راه‌های بسیاری می‌شناسد، اما خیر راه‌اش یکی‌ست. خیر ابا دارد از به تن کردن لباس شرّ، اما شرّ از به تن کردن جامه‌ی خیر از برای مقاصدِ خویش ابا ندارد. — از همین روست که جبهه‌ی خیر بسیار آسیب‌پذیر است. و ایضاً از همین روست که وظیفه‌ای بس عظیم بر عهده دارد.
دکتر سید مسعود حسینی، فیلسوف

#شبکه_جامعه_مدنی

@civilizers

Читать полностью…

شبکه جامعه مدنی( فلسفه, تاریخ, سیاست, اجتماع)

پرسش اساسی این است

اولویت اصلی ما، مبارزه با دیکتاتوری است یا دیکتاتور؟!

منصور خضاعی

دیکتاتوری یک مفهوم است که می تواند مصادیق متعدد و بیشماری داشته باشد, مصادیقی در درون ما، در رفتار ما، در ذهن و کنشگری ما، در برخورد ما با خانواده، اطرافیان، کارمندان و حتی دوستان. اما دیکتاتور تجسم مفهوم دیکتاتوری است که در خارج محقق شده و می تواند بازتولید شود، می تواند از فرد یا افرادی که سقوط می کنند به فرد یا افرادی که به جای ایشان می نشینند منتقل شود، می تواند از نهاد دیکتاتور مآب قبلی به نهاد دیکتاتور مآب فعلی با اسم و ظاهری جدید اما با همان محتوای پیشین نقل مکان کند. برای غلبه بر این شیطان شوم که همه جا را فرا گرفته باید با همه مظاهرش جنگید و طردش کرد، مبارزه با یک مستبد اگر همراه مبارزه با همه مظاهر استبداد نباشد لزوما به آزادی و رهایی نمی انجامد بلکه غالبا به بازتولید همان استبداد در لباس و کفش و کلاهی دیگر انجامیده و تا دهه ها منجر به اسارتی جدید می گردد.

اولویت ما این است که همراه ستیز با دیکتاتور با دیکتاتوری هم مبارزه کنیم، زیرا آن در عمق جان ما، در فراخنای نهاد ما و تا زیرین ترین لایه های اندیشه و احساس مان نفوذ کرده است، بی آن که خود بدانیم به پندار و گفتار و کردار ما خط و جهت می دهد و بی آنکه آگاه باشیم بر ذهن و زبان ما چنبره زده است، چنان به جای ما انتخاب و اراده می کند که تصور می کنیم خود انتخاب و اراده کرده ایم و چنان به جای ما می شناسد که تو گویی شناخت اصیل خود ماست. اگر با دیکتاتوری و استبداد بعنوان یک مفهوم فراگیر مبارزه نکنیم، این قابلیت در ما وجود دارد که دیکتاتور دیگری بسازیم و بر خودمان حاکم کنیم. دیکتاتوری که ناشی از فرافکنی درون مایه های ذهن ما به بیرون باشد، دیکتاتوری که تجسم خود ما باشد، آنکه آیینه ماست بی آنکه خود بدانیم.

از همین روست که مبارزه بهتر است معطوف به همه مظاهر درونی و بیرونی و آشکار و نهان استبداد و در پروسه زمانی بلند مدت باشد تا جایی برای رخنه و نفوذ مجدد باز نماند.

#شبکه_جامعه_مدنی
@civilizers

Читать полностью…

شبکه جامعه مدنی( فلسفه, تاریخ, سیاست, اجتماع)

خلاصه کتاب مقاومت شکننده ایران

✍ نویسنده: جان فوران
🎤 روایت: اسفندیار خدایی
⏰ ۲۰ دقیقه

در حالی که بیشتر همسایگان ایران—مثل ترکیه، پاکستان، عربستان، هند، و بیشتر کشورهای جهان— تاکنون حتی یک انقلاب بزرگ را تجربه نکرده‌اند، ایران در طول یک قرن، سه انقلاب بزرگ (مشروطه، ملی شدن نفت، انقلاب ۵۷) و چندین جنبش اجتماعی گسترده را تجربه کرده است. اما هر بار، پس از پیروزی اولیه، ساختار قدرت به شکل اقتدارگرای قبل از انقلاب برگشته است.

جان فوران در این کتاب به این معمای تاریخی پاسخ می‌دهد: چگونه جامعه‌ای چنین پویا و مقاوم و شجاع که حاضر به پرداخت هزینه است، در چرخه‌ای تکراری از استبداد، شورش و انقلاب و بار دیگر بازگشت به اقتدارگرایی گرفتار مانده است؟...

لینک حمایت از چکیده ماندگار
donito.me/esfandiar_khodaee

@EsfandiarKhodaee

Читать полностью…

شبکه جامعه مدنی( فلسفه, تاریخ, سیاست, اجتماع)

شخصیت پرستی نه کم می شود و نه از بین می رود.

منصور خضاعی

برخی از انسانها به لحاظ زمینه های روانشناختی همواره باید به دیگری که قدرتمند تر است وابسته باشند، دیگری که بتواند بجای شان فکر کند و تصمیم بگیرد. این دسته از افراد در ساحت اندیشه همواره در وضعیت صغارت و کودکی باقی می مانند و حاضر نیستند مسئولیت ناشی از استقلال در حوزه تفکر را خود به عهده گیرند و بیشتر مایلند تا آن را به دیگران حواله دهند. این افراد از اینکه زیر سلطه فرد دیگری رفته و مطیع اوامر دیگران شوند هیچ ابائی ندارند.

در حوزه سیاست و امنیت چنین افرادی معمولا تحت سلطه یک دیکتاتور قرار می گیرند. برای آنها تفاوتی ندارد که این دیکتاتوری مذهبی یا غیر مذهبی یا حتی ضد مذهبی باشد. برای چنین افرادی ضرورت دارد که همواره شخصیتی را که تصور می کنند فرادست و نخبه و متفاوت است مورد پرستش قرار دهند. از نظر مریدان، دیکتاتور یا مستبدی که او را ستایش می کنند دارای صفات و ویژگی های مافوق انسانی است و لذا شایسته است که پرستیده شود. تمام نظریات و اعمال دیکتاتور در نگاه مریدانش، بی نظیر، یگانه و خالی از خطا و اشتباه است و کوچکترین نقد و ایرادی بدان تحمل نشده و با بدترین و رکیک ترین الفاظ و سخت ترین واکنش ها و گاهی تا سرحد مرگ روبرو می شود. مهم ترین کار مریدان همواره توجیه و درست جلوه دادن اعمال دیکتاتور است؛ عملکردهای خطا، فریب کارانه و شنیع دیکتاتور باید به ترتیب صحیح، انسانی و زیبا جلوه داده شده و برای بصیرت و شعور وی مرثیه ها سراییده شود.

انتقال از یک مستبد به مستبد دیگر هم عمل رایجی است و مکررا مشاهده شده، برای مثال کسی که پیشتر زیر بیرق یک دیکتاتور مذهبی سینه زده، پس از مدتی بدلایل معلوم یا نامعلوم ترجیح داده، زان پس شخصیت دیگری با صبغه غیر مذهبی را ستایش و پرستش کند و تمام مرثیه سرایی های پیشکش شده به مراد قبلی را یکجا و با قالبی جدید اما با همان محتوای قبلی تقدیم مستبد دیگر کند. برای این دسته از افراد شخصیت مورد ستایش اهمیتی ندارد بلکه نفس پرستش مهم است. آن ها همواره باید کسی را پرستیده و زیر بیرق او سینه زنند زیرا هویت شان با پرستش پیوند عمیقی خورده و غیر قابل انفکاک است.

شخصیت پرستی نه کم می شود و نه از بین می رود بلکه از شخصی به شخص دیگر منتقل می گردد.

#شبکه_جامعه_مدنی

@civilizers

Читать полностью…

شبکه جامعه مدنی( فلسفه, تاریخ, سیاست, اجتماع)

🌺🌺


«زنهار که در مسیر مبارزه با شیطان، خود به شیطان تبدیل نشوی».

#شبکه_جامعه_مدنی

@civilizers

Читать полностью…

شبکه جامعه مدنی( فلسفه, تاریخ, سیاست, اجتماع)

قسمت دوم
فقر نظریه؛ فرانکشتاین سلطنت طلبی نو
سجاد زند

به ما نمی‌آموزند که پیش از پذیرفتن، جست‌وجو کنیم و بیندیشیم. در چنین فضایی، جای نظریه را «باور» می‌گیرد و جای تبیین را ایمان. جامعه‌ای که نیاموخته فکر کند، مجبور می‌شود باور کند. و باور، وقتی جای اندیشه می‌نشیند، مستعد اسطوره‌سازی است.
این‌جاست که مفهوم واژه «تحصیل‌کرده» دچار ابهام می‌شود. آیا کسی که تحصیلات عالی در رشته‌ای فنی دارد، اما هیچ مواجهه جدی با تاریخ، جامعه، مردم‌شناسی یا علوم سیاسی نداشته، لزوماً توان تحلیل اجتماعی دارد؟ این پرسش نه از سر نفی تخصص، بلکه برای روشن کردن مرز میان مهارت فنی و فهم اجتماعی است؛ مرزی که در فضای عمومی ما اغلب محو شده است.
به این‌ها باید سانسور ساختاری را افزود. سانسور مستمر اندیشه، روایت‌های یک‌جانبه از تاریخ، حذف یا منزوی کردن روشنفکران، و قطع پیوند میان تفکر و جامعه، همه به فرسایش توان تحلیلی انجامیده‌اند. حتی جریان روشنفکری، نه همه آن، اما جمع قابل توجهی از آن، در چنین فضایی گاه به رمانتیسیسم، ساده‌سازی و سیاست احساسی-رمانتیک لغزیده و در جست‌وجوی «میان‌بر» است.
حاصل این مجموعه، شکل‌گیری گفتمان‌هایی است که نه از دل نظریه، بلکه از تکه‌دوزی مفاهیم زاده می‌شوند؛ آمیزه‌ای از اطلاعات درست و نادرست، خاطره‌های تحریف‌شده، خشم‌های به‌حق و راه‌حل‌های بی‌ریشه. این‌جاست که با فرانکشتاین‌های سیاسی روبه‌رو می‌شویم.
«سلطنت‌طلبی نو» می‌تواند یکی از همین فرانکشتاین‌ها باشد. نه بازگشت منسجم به گذشته است و نه پروژه‌ای مبتنی بر فهم تاریخی. مجموعه‌ای است وصله‌پینه‌شده از نوستالژی، نفرت از وضع موجود، ساده‌سازی تاریخ و وعده نجات فوری. موجودی که از خستگی و استیصال جامعه تغذیه می‌کند، اما فاقد نظریه‌ای است که بتواند آینده‌ای قابل دفاع ترسیم کند.
مسئله، افراد یا نیت‌ها نیست. مسئله منطق شکل‌گیری این گفتمان‌هاست؛ منطقی که به‌جای روند، به مداخله پناه می‌برد، به‌جای فهم، به احساس، و به‌جای نظریه، به اسطوره. همان‌طور که فرانکشتاین، بی‌آن‌که بداند، هیولایی آفرید که از کنترلش خارج شد، فقر نظریه نیز می‌تواند موجوداتی بیافریند که بیش از آن‌که رهایی‌بخش باشند، خطرناک خواهند بود.
شاید وقت آن رسیده باشد که پیش از ساختن بدیل‌های سیاسی، کمی درنگ کنیم؛ نه برای سکوت، بلکه برای اندیشیدن. تاریخ بارها نشان داده است: راه‌های میان‌بُر، اغلب به مقصد نمی‌رسند و گاهی، هیولا می‌آفرینند، هرچند نیت در ابتدا چیزی دیگر باشد. مبادا فرانکشتاین دیگری خلق کنیم.

#شبکه_جامعه_مدنی
@civilizers

Читать полностью…

شبکه جامعه مدنی( فلسفه, تاریخ, سیاست, اجتماع)

#گفتارهای_فلسفی

فرانسیس بیکن

«آدمی در باب چه چیزی دوست دارد بر حق باشد، در باب آن چیزی که می خواهد به آن بها بدهد».

#شبکه_جامعه_مدنی

@civilizers

Читать полностью…

شبکه جامعه مدنی( فلسفه, تاریخ, سیاست, اجتماع)

اخبار مذاکرات

به گفته مقامات ایرانی و آمریکایی گویا برای دور جدیدی از مذاکرات میان ایران و آمریکا، برنامه ریزی هایی در حال انجام است. موضوعاتی چون میزان متنعابهی مواد غنی شده اورانیوم ۶۰ درصدی، اصل حق غنی سازی، صنایع موشک سازی و مسائل منطقه ای روی میز مذاکرات خواهند بود. افت قیمت اونس طلا و نقره جهانی، کاهش قیمت نفت که پس از افزایش ناگهانی در پی لشکرکشی آمریکا به منطقه رخ داده بود و نزولی شدن روند طلا و ارز در بازار داخلی ایران، از جمله رویدادهای اقتصادی است که با انتشار خبر شروع احتمالی مذاکرات ایران و آمریکا به وقوع پیوسته اند.

#شبکه_جامعه_مدنی

@civilizers

Читать полностью…

شبکه جامعه مدنی( فلسفه, تاریخ, سیاست, اجتماع)

#گفتارهای_فلسفی

بت های چهارگانه، فرانسیس بیکن
منصور خضاعی

فرانسیس بیکن، فیلسوف انگلیسی قرن شانزده و هفده میلادی نظریاتی در باب این دارد که انسان ها چرا دچار اشتباه می شوند و بعضا نمی توانند حتی تا آخر عمر از دست عقاید اشتباه خود خلاصی بیابند. او معتقد است برخی از پدیده ها در درون و بیرون ذهن انسان هستند که موجب ایجاد این عقاید اشتباه می شوند. او این پدیده ها را تحت عنوان «بت های چهارگانه» دسته بندی می کند. بیکن معتقد است چهار بت وجود دارند که همواره آدمی را به غلط انداخته و موجب فریب و گهراهی ذهن ها می شوند.

1_ بت قبیله: مربوط به ساختارهای عادتی ذهن انسان هستند. نظیر اینکه چون ببینیم که روز و شب در پی هم می آیند، آنگاه نتیجه بگیریم که روز علت آمدن شب است و شب آمدن علت روز، حال آنکه علت وجود شب و روز چیزهای دیگری هستند.

2_ بت غار: مربوط می شود به جهت گیری های تجربیات شخصی، یعنی مربوط می شود به فراوانی امری در اطراف من، نظیر اینکه به اطرافم نگاه کنم و ببینم که همگی یا اکثریت شان از یک شخصیت خاص نام می برند یا به وقوع رویدادی خاص معتقدند، آنگاه همین را به همه تعمیم دهم، یعنی تصور کنم همین که اکنون دارد اطرافم روی می دهد در همه موقعیت های دیگر هم دارد روی می دهد.

3_ بت بازار: مربوط می شود به الفاظ و کلمات و تاثیر مخربی که می توانند بر ذهن آدمی ایجاد نمایند. نظیر اینکه از لفظ ترکیبی «قول مردانه» این نتیجه گیری حاصل شود که مردان در پایبندی به چیزها، پایدارتر هستند حال آنکه ممکن است چنین نباشد. یا نظیر اینکه از شنیدن ترکیب «گذشته شکوهمند» چنین تصور شود که بازگشت به گذشته همراه با شکوه است و لاجرم باید به آن بازگشت.

4_ بت نمایشخانه یا بت تئاتر: مربوط به طرز تفکری می شود که در جامعه یا محیط بیرون بصورت تصور غالب و مسلط درآمده است، به طوریکه مخالف یا منتقد آن ممکن است نزد عامه بیشعور یا بیخرد جلوه کند، نظیر اینکه تصور کنیم اگر فلانی برود یا فلانی بیاید لاجرم و بالضروره همه چیز درست می شود، یا نظیر اینکه بگویی ما همه راههای درونی ممکن را برای رد شدن از فلان مشکل امتحان کردیم و دیگر جوابگو نیست، دیگر هیچ راه دورنی برای امتحان کردن یا اندیشیدن وجود ندارد حال آنکه ممکن است چنین نباشد و راه های ممکن و در عین حال درونی برای عبور از آن مشکل موجود باشد اما نیاندیشیده مانده باشد.

#شبکه_جامعه_مدنی

@civilizers

Читать полностью…

شبکه جامعه مدنی( فلسفه, تاریخ, سیاست, اجتماع)

ضرورت ائتلاف گروه‌های جمهوری‌خواه؛ جبهه دموکراتیک ایران

اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ نشان داد جریان پادشاهی‌خواه به نیرویی اثرگذار بدل شده، اما «اتحاد از راه سکوت و بیعت» نه تضمین دموکراسی است و نه راه گذار. این مقاله با یادآوری تجربه ۵۷ و نقد حذف صدای مخالف، بر ضرورت ائتلاف مستقل جمهوری‌خواهان تأکید می‌کند. سارا یگانه می‌نویسد بدون شکل‌گیری یک جبهه دموکراتیک متکثر، امکان چانه‌زنی، کنترل افراط‌گرایی و دفاع از حقوق برابر در دوران گذار وجود نخواهد داشت.

https://www.radiozamaneh.com/876016/

@RadioZamaneh | رادیو زمانه

@civilizers

Читать полностью…

شبکه جامعه مدنی( فلسفه, تاریخ, سیاست, اجتماع)

یک فراخوان اعتراضی درست باید استراتژی داشته باشد، تاکتیک داشته باشد، شعار درست داشته باشد، حداکثر خشونت پرهیزی را به کار گیرد، یک فراخوان مدنی باید خواسته مشخصی داشته باشد و هدف معین و دست یافتنی را دنبال کند، یک فراخوان اعتراضی نباید مردم را بشکل فله ای جلوی گلوله بفرستد، باید تمهیداتی به خرج دهد تا کمترین آسیب ممکن به معترضی که به حق اعتراض می کند، وارد گردد، یک فراخوان اعتراضی نباید مروج خشونت باشد و از دشمنی کور و بی حاصل و بی دستاورد پرهیز نماید. نباید خیابان را میدان جنگ خطاب کند و مردم بی سلاح را سرباز جنگی بگوید، نباید وعده دروغین شما پیش روی کنید کمک در راه است بدهد. یک فراخوان دهنده اعتراضی نباید نسبت به جان عزیز شهروندان بی تفاوت و مسئولیت گریز باشد و تقصیر را صرفا به گردن دیگری اندازد. چنین فراخوان دهندگان بی تدبیری به زودی و به حکم خرد به تاریخ خواهند پیوست.
#شبکه_جامعه_مدنی

@civilizers

Читать полностью…

شبکه جامعه مدنی( فلسفه, تاریخ, سیاست, اجتماع)

منطق مناسب، منطق غلط
منصور خضاعی

پرده یکم- وقتی اسرائیل به ایران حمله کرد( تجاوز به خاک کشور), در پاسخ گفته شد که برای انهدام جمهوری اسلامی به خاک ایران حمله کرده نه بخاطر انهدام ایران( توجیه تجاوز به کشور).

پرده دوم - وقتی با بمباران های هوایی مراکز نظامی و مسکونی را هدف گرفت( کشتار انسان ها) ، گفته شد هدفش کشتن سران سپاه و متخصصین هسته ای بوده و ناچارا عده ای بی گناه هم کشته شدند( توجیه کشتار افراد بی گناه)

پرده سوم - اکنون ترامپ گفته می خواهد حمله کند و ممکن است موجب نابودی زیرساخت ها شود( انهدام زیرساخت ها)، در پاسخ گفته می شود انگار هیچ راه حل دیگری وجود ندارد( توجیه انهدام زیرساخت های کشور و بازگشت به عصر حجر).

پرده چهارم - ممکن است جمهوری اسلامی در برابر حملات آمریکا، ضد حمله مرگ باری بزند و از آمریکا تلفات بگیرد، آنگاه ترامپ دیوانه تصمیم بگیرد یک بمب هسته روی تهران و برخی شهرهای بزرگ بیاندازد( نابودی تقریبی کل کشور) ، سپس عده ای باز بگویند خب ناچار شد برای انهدام حکومت ملاها چنین کند(توجیه تجزیه و انهدام کشور).

پرسش این است شما که اینجور توجیه می کنید ایرانی هستید یا آمریکایی؟ ترسم به جای رضا پهلوی یک احمدالشرع نصیب مان شود. تبدیل رویا با کابوس.
ببینید که انتخاب یک منطق غلط چگونه می تواند ما را تا قعر جهنم با خود ببرد.

#شبکه_جامعه_مدنی
@civilizers

Читать полностью…

شبکه جامعه مدنی( فلسفه, تاریخ, سیاست, اجتماع)

« اگر توافق نشود روزی بسیار بد برای آن کشور و متاسفانه مردمش خواهد بود».

این بخش آخر از آخرین پست ترامپ در شبکه اجتماعی اش، تروت سوشال است که دیروز منتشر کرد. پرسش این است: این روز بد برای مردم ایران یعنی چه؟ یعنی قرار است چه اتفاقی برای مردم ایران بیافتد؟ آب، برق، گاز، زیرساخت ها؟ پالایشگاهها؟ مراکز انتقال نیرو؟ او که تا چندی پیش وعده کمک به مردم ایران می داد و می گفت: کمک در راه است!! چه شد که اکنون خبر از روز بسیار بد برای مردم می دهد؟

#شبکه_جامعه_مدنی

@civilizers

Читать полностью…

شبکه جامعه مدنی( فلسفه, تاریخ, سیاست, اجتماع)

نقطه عطف

همه حکومت های استبدادی یک نقطه عطف دارند، یک لحظه چرخش، لحظه ای که زیردست دیگر فرمان نمی برد، لحظه عطف همان لحظه فروپاشی است. همانجا که کل ساختار با تمام هیبت اش یکجا نقش بر زمین می شود.

#شبکه_جامعه_مدنی
@civilizers

Читать полностью…

شبکه جامعه مدنی( فلسفه, تاریخ, سیاست, اجتماع)

از دغدغه‌ی حقوق بنیادین تا حفظ اصل حاکمیت مردم

موسی اکرمی ـ آیا دموکراسی صرفاً به معنای رجوع به رأی اکثریت است، یا آنکه باید آن را پیش از هر چیز به‌مثابه‌ی سازوکاری برای تضمین و نهادینه‌سازی حقوق بنیادین فهمید؟ − تلفیق نگرش یاشار دارالشّفاء و منتقدانش

https://www.radiozamaneh.com/879209/

@RadioZamaneh | رادیو زمانه

Читать полностью…

شبکه جامعه مدنی( فلسفه, تاریخ, سیاست, اجتماع)

در پاسخ به برخی فرض های بعید برای آینده ایران.

اگر در یک انتخابات آزاد مردم برای تعیین نوع نظام حکومت به پادشاهی یا دیکتاتوری رای دهند آن انتخابات دموکراتیک نیست، زیرا پر واضح است که یک پدیده دموکراتیک نمی تواند دیکتاتوری بزاید. در دموکراسی باید حق تعیبن سرنوشت از لحظه آغاز وجود داشته باشد و همواره ادامه یابد. چنین انتخاباتی که یک گزینه اش سلطنت باشد از اساس نقض غرض است و باطل. بگذریم از اینکه تا آن وقت هنوز زمان زیادی مانده.

#شبکه_جامعه_مدنی

@civilizers

Читать полностью…

شبکه جامعه مدنی( فلسفه, تاریخ, سیاست, اجتماع)

⭕️ پادشاهی: مصادرۀ آینده با رأی امروز
محمد مالجو


آیا می‌شود آیندگان را امروز به صف رأی‌گیری آورد؟ خیر. ایدۀ رضا پهلوی دقیقاً بر همین خطای مفهومی بنا شده است. پهلوی خود را «رهبر دورۀ گذار» می‌خواند و وعده می‌دهد که، پس از پایان جمهوری اسلامی، با یک همه‌پرسیِ ساده تکلیف نظام سیاسیِ بعدی روشن شود: پادشاهی یا جمهوری.

اما این تصویر شسته‌رفته از همان ابتدا لنگ می‌زند. مسئله فقط دشواری‌های اجرایی یا سیاسیِ برگزاری همه‌پرسی نیست. مسئله این است که این نوع همه‌پرسی اساساً قابل برگزاری نیست، چون همۀ ذی‌نفعانش اصولاً امکان حضور در آن را ندارند. رأی‌گیری همیشه رأی زندگانِ امروز است، حال‌آن‌که تصمیم دربارۀ «نظام سیاسی» مستقیماً زندگی کسانی را نیز رقم می‌زند که هنوز به دنیا نیامده‌اند. آیندگان ذی‌نفع‌اند اما غایب‌. این نوع دموکراسی‌ که بخشی از ذی‌نفعانش اصولاً امکان رأی‌دادن ندارند از بنیاد با یک تناقض مفهومی روبه‌روست.

نکتۀ تعیین‌کننده این است که این تناقض در همۀ اشکال حکومت به یک اندازه عمل نمی‌کند. این تناقض دقیقاً در پادشاهی‌خواهی به نقطۀ انفجار می‌رسد. اگر امروز اکثریت رأی‌دهندگانِ کنونی فرضاً به گزینۀ پادشاهی رأی دهند، همین رأی است که نظام سیاسی آیندگان را نیز تعیین می‌کند. جایگاهی موروثی و غیرانتخابی به نسل‌های بعد تحمیل می‌شود بی‌آن‌که آن نسل‌ها حتی در سطح نظری امکان مخالفت داشته باشند. رأی امروز عملاً حق انتخاب فردا را از پیش مصرف می‌کند. این‌جا دیگر نه با «ارادۀ مردم» بلکه با سلطۀ اکنونیان بر آیندگان طرفیم.

در جمهوری‌خواهی، دست‌کم در تعریف حداقلی‌اش، چنین مصادره‌ای رخ نمی‌دهد. جمهوری یعنی بازبودن افق قدرت سیاسی، یعنی هیچ مقامی از پیش برای آیندگان تثبیت نمی‌شود و هر نسل، دست‌کم در سطح نظری، حق دارد قواعد بازی را دوباره به پرسش بکشد. اما پادشاهی، حتی اگر با رأی آغاز شود، با همان رأی امکان انتخاب را برای نسل‌های بعدی، دست‌کم از نظر حقوقی، محدود و نهایتاً مسدود می‌کند.

بنابراین مسئله اصلاً بر سر شیوۀ برگزاری همه‌پرسی نیست. مسئله این است که دربارۀ پادشاهی اصولاً هیچ‌نوع «همه‌»پرسی‌ میسر نیست که نظر آیندگان را نیز بپرسد. این همان نقطۀ کوری است که پشت زبان فریبندۀ «پادشاهی دموکراتیک» پنهان می‌شود.
#شبکه_جامعه_مدنی

@civilizers

Читать полностью…

شبکه جامعه مدنی( فلسفه, تاریخ, سیاست, اجتماع)

#گفتارهای_فلسفی

«به هر اندازه که انسان ها تابع انفعالاتند*، به همان اندازه نمی توانند با یکدیکر سازگار باشند.»

اسپینوزا، فیلسوف هلندی،
کتاب اخلاق، قضیه ۳۲

*انفعال به معنی تاثیر پذیرفتن در برابر فعالیت به معنی تاثیر گذاشتن.

#شبکه_جامعه_مدنی

@civilizers

Читать полностью…

شبکه جامعه مدنی( فلسفه, تاریخ, سیاست, اجتماع)

✍️ قربان عباسی

🖊 ذهن استبدادزده: زنجیرهایی که خودمان به دست و زبان خود بسته‌ایم


@sokhanranihaa
بزرگ‌ترین مصیبت یک ملت، فقط حاکمان ستمگرش نیستند؛ بلکه مردمانی هستند که استبداد را درونی کرده‌اند، آن را بخشی از هویت خود می‌دانند، و در کلام و کردارشان بازتولیدش می‌کنند. ذهن استبدادزده، زهر هزارساله‌ای است که در جان ما ایرانیان رسوب کرده و از آن خلاصی نیافته‌ایم.

ما با هزار سال استبداد زیسته‌ایم. حکومت‌ها سرکوب کردند، ما اطاعت کردیم؛ حکومت‌ها غارت کردند، ما خاموش ماندیم؛ حکومت‌ها فریب دادند، ما تکرار کردیم. اما آیا این فقط به خاطر زور بود؟ یا بخشی از ما این زور را در درون خود پذیرفت؟

استبداد فقط در کاخ‌ها و زندان‌ها نیست. استبداد در زبان ماست. وقتی می‌گوییم «باید یک نفر بیاید که همه را جمع کند»، وقتی می‌گوییم «ملت ما لیاقت آزادی ندارد»، وقتی می‌گوییم «اینجا فقط با چماق می‌شود حکومت کرد»، در واقع نه‌تنها قربانی استبدادیم، بلکه مبلغ آن هم شده‌ایم.

ذهن استبدادزده، همیشه به دنبال یک قَدَر قُدرت می‌گردد. در نگاهش، مردم «رعیت»‌اند و دولت «صاحب»؛ و همیشه تصور می‌کند بدون یک ارباب، جامعه فرو می‌پاشد. این ذهن، مسئولیت نمی‌پذیرد، چون همیشه می‌گوید «کار از ما گذشته»، یا «کاری از دست ما برنمی‌آید». خودش را در برابر ظلم ناتوان می‌بیند و از همین ناتوانی، برای مشروعیت‌بخشی به ظلم استفاده می‌کند.

استبدادزدگی در رفتار ما هم هست. وقتی در صف نانوایی، همدیگر را له می‌کنیم اما در برابر مأمور زورگو سکوت می‌کنیم. وقتی در خانه، بر فرزند یا زن یا زیردست خود همان سلطه‌ای را اعمال می‌کنیم که از آن متنفر بودیم. وقتی در یک جمع، به جای دفاع از مظلوم، با قوی‌تر هم‌صدا می‌شویم و مظلوم را تنها می‌گذاریم.

این ذهن، حتی زبان آزادی‌خواهی ما را هم آلوده کرده است. ما حتی وقتی از آزادی حرف می‌زنیم، اغلب آزادی را نه برای همه، که فقط برای «ما» می‌خواهیم. وقتی می‌گوییم «اگر ما به قدرت برسیم، حساب همه را می‌رسیم»، وقتی می‌گوییم «این ملت فقط با داغ و درفش آدم می‌شود»، یعنی هنوز در همان مدار بسته‌ی استبداد گرفتاریم.

استبداد فقط بیرون از ما نیست؛ در ماست. بیرون، فقط حاکمی با چکمه و شلاق و زندان می‌بینیم؛ اما در درون، ذهنی داریم که خودش را به زنجیر کشیده. ذهنی که به زور احترام می‌گذارد، به آزادی بی‌اعتماد است، و همیشه برای ظلم بهانه می‌تراشد.

ذهن استبدادزده از ترس تغذیه می‌کند. چون می‌ترسد، ترجیح می‌دهد به قدرتمند بچسبد. اما فقط ترس نیست؛ تنبلی هم هست. آزادی دردناک است، چون مسئولیت می‌آورد. ذهن استبدادزده از آزادی فراری است، چون نمی‌خواهد بپذیرد که خودش مسئول است: مسئول حرفی که می‌زند، سکوتی که می‌کند، ظلمی که می‌بیند و تحمل می‌کند.

برای شکستن این چرخه، باید از درون خودمان آغاز کنیم. باید یاد بگیریم که در برابر ظلم کوچک مقاومت کنیم، حتی اگر زورمان به ظلم بزرگ نرسد. باید در زبانمان، به جای زانو زدن، مطالبه‌گری و جسارت بیاوریم. به جای گفتن «مملکت همین است»، بگوییم «می‌تواند بهتر باشد». به جای گفتن «ما کاری از دستمان برنمی‌آید»، بگوییم «هر تغییر از من شروع می‌شود».

راه آزادی فقط از سقوط یک دیکتاتور نمی‌گذرد. اگر ذهن استبدادزده تغییر نکند، حتی اگر دیکتاتور امروز برود، دیکتاتوری فردا دوباره بازخواهد گشت، این بار با چهره‌ای تازه و شعارهایی تازه.

ما باید با همان شدت که با زندانبان بیرونی می‌جنگیم، با زندانبان درون بجنگیم. تا این زنجیرهای ذهنی را پاره نکنیم، زنجیرهای اجتماعی و سیاسی هم پابرجا می‌مانند.

بیایید صادق باشیم: ما ایرانیان بیش از هرچیز، باید جرات کنیم ذهن خود را آزاد کنیم. تنها یک ملت با ذهن آزاد می‌تواند آزاد زندگی کند.

کانال سخنرانی ها

@civilizers

Читать полностью…

شبکه جامعه مدنی( فلسفه, تاریخ, سیاست, اجتماع)

دموکراسی فرایندی اجتماعی است نه هدیه ای دیپلماتیک، جایگزین سازی کنش شهروندان به جای «نجات از بیرون» که در نهایت همان الگوی وابستگی و بی قدرتی جامعه را بازتولید می کند.

#شبکه_جامعه_مدنی
@civilizers

Читать полностью…

شبکه جامعه مدنی( فلسفه, تاریخ, سیاست, اجتماع)

فقر نظریه؛ فرانکشتاین سلطنت طلبی نو
سجاد زند، روزنامه نگار

مدت زمان مطالعه: پنج دقیقه
قسمت یکم

خوابی که مری شرلی دید، انگار رویای صادقه‌ای است که باید جزء جزء برای ما اتفاق بیفتد. حتی تفسیرها و تحلیل‌های آن بخشی از زندگی روزمره ما شده است، رویای مردی که از تکه‌های بدن مردگان ساخته شده، مردی که تمثال شر و شرارت نیست، اما نمی‌تواند از آن جدا باشد. او حتی نمی‌تواند با آفریننده‌اش سر کند و دکتر ویکتور فرانکشتاین را تنها می‌گذارد تا تنهایی خودش را آغاز کند.
دکتر فرانکشتاین از سر شرارت دست به آفرینش نزده بود. او دانشمندی بود شیفته زندگی که می‌خواست از تکه‌های بی‌جان بدن مردگان، موجودی زنده بسازد. نیتش خیر بود، اما روشش مخدوش. او زندگی آفرید، بی‌آن‌که بداند چه آفریده است. مسئله فرانکشتاین نه در میل به خلق، که در ناتوانی‌اش از فهم پیامدهای خلق بود. هیولا زاده شد؛ نه به‌دلیل شرارت سازنده، بلکه به‌دلیل دخالت در مسیری که به‌طور طبیعی شکل نگرفته بود.
برای من، فرانکشتاین استعاره خلق مسیرهای مصنوعی و غیرطبیعی است؛ مسیرهایی که نه حاصل انباشت تاریخی، نه نتیجه تجربه اجتماعی، بلکه محصول مداخله‌اند. مداخله‌ای شتاب‌زده، بیرونی یا تحمیلی، که می‌خواهد جای «روند» بنشیند؛ بی‌آن‌که به هزینه‌ها و پیامدهایش بیندیشد. گاه با نیت قبلی و گاه با بی‌تدبیری.
تاریخ معاصر ایران، متأسفانه، سرشار از این‌گونه مداخلات است. کودتای مرداد ۱۳۳۲، با نقش مستقیم سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا و بریتانیا، یکی از روشن‌ترین نمونه‌هاست. دولتی که می‌توانست، در مسیر تکامل دموکراتیک پیش برود، سرنگون شد تا نظمی جایش بیاید که دخالت مستقیم در یک سیر طبیعی بود و دوران سیاه و ساکتی را درپی داشت. تصویر آن سال‌ها را می‌توان در آثار بسیاری از جمله «زمستان» مهدی اخوان ثالث دید. پیامد آن کودتا فقط سقوط یک دولت نبود؛ تغییر مسیر تاریخ سیاسی ایران بود، مسیری که به دهه‌های اختناق، سرکوب و انباشت نارضایتی انجامید و به بهمن ۵۷ ختم شد.
پیش‌تر از آن، در دوره موسوم به «استبداد صغیر»، محمدعلی شاه قاجار برای حل بحران سیاسی داخلی، به نیروی خارجی متوسل شد و فرمان به توپ بستن مجلس را به افسر روسی، لیاخوف، سپرد. مسئله در این‌جا فقط خشونت نبود؛ جایگزین کردن یک روند سیاسی–اجتماعی با زور عریان و مداخله بیرونی بود. نمونه دیگر، قرارداد ۱۹۰۷ میان روسیه تزاری و بریتانیا است که بدون حضور ایران، این سرزمین را به حوزه‌های نفوذ تقسیم کرد؛ تلاشی آشکار برای مهندسی آینده کشوری، بدون رضایت جامعه آن.
حتی در مواردی که تغییرات ظاهراً «مثبت» به نظر می‌رسیدند، چون از مسیر طبیعی نیامده بودند، هزینه‌های تاریخی سنگینی بر جا گذاشتند. اشغال ایران در جریان جنگ جهانی دوم و تبعید رضاشاه پهلوی، گرچه به پایان یک دیکتاتوری انجامید، اما باز هم تاریخ سیاسی ایران را نه از درون، بلکه از بیرون تغییر داد. فراموش نکنیم که ایرانی‌ها، حضور نیروهای متفقین را با جشن و سرور استقبال کردند، اما دخالت خارجی، هرگز ما را به سعادت نرساند.
این مداخلات پی‌درپی، جامعه‌ای را شکل داد که مسیر تاریخی‌اش را خودش شکل نداده است و خرد جمعی در آن غایب است. فرانکشتاینی که از تکه‌های بدن مردگان، در یک شرایط غیرطبیعی سربرآورده است. شاید نیت سازنده بد نبود، اما قصد همیشه نتیجه را تعیین نمی‌کند. ندانستن از چیزی که قرار است روی دهد، گرچه در ابتدا بی‌خطر به نظر می‌رسد، اما می‌تواند هیولا خلق کند.
ندانستن و فقدان پیش‌بینی چیزی که قرار است اتفاق بیفتد، نتیجه «فقر نظریه» است. دانستن کم تاریخ یا برداشت سطحی از آن. نگاه به تاریخ به مثابه جسم مرده، نه روایت زنده و پیش‌برنده، دست‌کم گرفتن جامعه‌شناسی و علوم سیاسی، فلسفه و روانشناسی، ما را به فقر نظریه می‌رساند.
… و نکته آن‌ست که فقر نظریه، به معنای «فقدان» نظریه نیست. اتفاقاً جامعه ما سرشار از حرف، موضع، شعار و تحلیل‌های فوری است. مسئله، فقر است: فقر در عیق دیدن، فقر در چارچوب‌ها و ساختارها و فقر در تبیین مسیر فکری.
یکی از ریشه‌های این فقر، ضعف مزمن آموزش علوم انسانی در ایران است. علوم انسانی، هم در نظام آموزشی و هم در فرهنگ عمومی، همواره تحقیر شده است. هنوز هم اگر کسی به سراغ جامعه‌شناسی، فلسفه یا علوم سیاسی برود، اغلب با این نگاه مواجه می‌شود که «نتوانسته» در پزشکی یا مهندسی پذیرفته شود. نتیجه، جامعه‌ای است با متخصصان فنی بسیار، اما با ابزارهای تحلیلی اندک برای فهم سیاست و اجتماع.
در کنار آن، فقدان آموزش تفکر انتقادی نقش تعیین‌کننده دارد. در مدارس و دانشگاه‌های ایران، کمتر ( و شاید اصلا) به دانش‌آموز و دانشجو آموخته می‌شود که چگونه بپرسد، چگونه شک کند، و چگونه چیزی را صرفاً به‌دلیل تکرار یا محبوبیت نپذیرد.
ادامه دارد👇

@civilizers

Читать полностью…

شبکه جامعه مدنی( فلسفه, تاریخ, سیاست, اجتماع)

این روزها و پس از فاجعه دی ماه برای اولین بار است که پس از سرکوب یکی از اعتراضات با هر کسی که تماس می گیرم خبر از مرگ یکی از کسانی می دهد که به طور مستقیم یا غیر مستقیم او را می شناخته است. فرد مقتول یا یکی از اقوام، یا آشنایان، یا همسایه یا هم محلی ها بوده اند. اگر با کمی مسامحه همین قضیه در مورد سایر افراد مانند من نیز صادق باشد، آنگاه می توان نتیجه گرفت که ابعاد کشتار بسیار بزرگ بوده، چنانچه به هر سو می نگریم کشته ای را نزدیک به خود می یابیم به نحوی که پیشتر هرگز چنین نبوده است مگر در جنگ ایران و عراق. آن در هشت سال و این در چند روز.

@civilizers

Читать полностью…

شبکه جامعه مدنی( فلسفه, تاریخ, سیاست, اجتماع)

شخصیت پرستی نه کم می شود و نه از بین می رود.

منصور خضاعی

برخی از انسانها به لحاظ زمینه های روانشناختی همواره باید به دیگری که قدرتمند تر است وابسته باشند، دیگری که بتواند بجای شان فکر کند و تصمیم بگیرد. این دسته از افراد در ساحت اندیشه همواره در وضعیت صغارت و کودکی باقی می مانند و حاضر نیستند مسئولیت ناشی از استقلال در حوزه تفکر را خود به عهده گیرند و بیشتر مایلند تا آن را به دیگران حواله دهند. این افراد از اینکه زیر سلطه فرد دیگری رفته و مطیع اوامر دیگران شوند هیچ ابائی ندارند.

در حوزه سیاست و امنیت چنین افرادی معمولا تحت سلطه یک دیکتاتور قرار می گیرند. برای آنها تفاوتی ندارد که این دیکتاتوری مذهبی یا غیر مذهبی یا حتی ضد مذهبی باشد. برای چنین افرادی ضرورت دارد که همواره شخصیتی را که تصور می کنند فرادست و نخبه و متفاوت است مورد پرستش قرار دهند. از نظر مریدان، دیکتاتور یا مستبدی که او را ستایش می کنند دارای صفات و ویژگی های مافوق انسانی است و لذا شایسته است که پرستیده شود. تمام نظریات و اعمال دیکتاتور در نگاه مریدانش، بی نظیر، یگانه و خالی از خطا و اشتباه است و کوچکترین نقد و ایرادی بدان تحمل نشده و با بدترین و رکیک ترین الفاظ و سخت ترین واکنش ها و گاهی تا سرحد مرگ روبرو می شود. مهم ترین کار مریدان همواره توجیه و درست جلوه دادن اعمال دیکتاتور است؛ عملکردهای خطا، فریب کارانه و شنیع دیکتاتور باید به ترتیب صحیح، انسانی و زیبا جلوه داده شده و برای بصیرت و شعور وی مرثیه ها سراییده شود.

انتقال از یک مستبد به مستبد دیگر هم عمل رایجی است و مکررا مشاهده شده، برای مثال کسی که پیشتر زیر بیرق یک دیکتاتور مذهبی سینه زده، پس از مدتی بدلایل معلوم یا نامعلوم ترجیح داده، زان پس شخصیت دیگری با صبغه غیر مذهبی را ستایش و پرستش کند و تمام مرثیه سرایی های پیشکش شده به مراد قبلی را یکجا و با قالبی جدید اما با همان محتوای قبلی تقدیم مستبد دیگر کند. برای این دسته از افراد شخصیت مورد ستایش اهمیتی ندارد بلکه نفس پرستش مهم است. آن ها همواره باید کسی را پرستیده و زیر بیرق او سینه زنند زیرا هویت شان با پرستش پیوند عمیقی خورده و غیر قابل انفکاک است.

شخصیت پرستی نه کم می شود و نه از بین می رود بلکه از شخصی به شخص دیگر منتقل می گردد.

#شبکه_جامعه_مدنی

@civilizers

Читать полностью…

شبکه جامعه مدنی( فلسفه, تاریخ, سیاست, اجتماع)

آیا شعار «جاوید شاه» نماینده اعتراضات ملی ایرانیان است؟

این مقاله می‌پرسد آیا شعار «جاوید شاه» می‌تواند نماینده‌ی اعتراضات ملی ایرانیان باشد یا به مانعی برای آینده‌سازی بدل شده است. فرهاد مشکور نشان می‌دهد چگونه یک شعار، از ابزار بیان اعتراض به ابزار حذف، انحصار و سرکوب درون‌جنبشی تبدیل می‌شود. متن با رجوع تاریخی و فلسفی، این شعار را نشانه‌ی چرخش به گذشته و کیش شخصیت می‌داند، نه زبان گذار و نهادسازی. نقدی صریح بر از‌دست‌رفتن زمان سیاسی و فرصتی تاریخی برای ساختن آینده‌ای دموکراتیک و همه‌شمول.

https://www.radiozamaneh.com/876118/

@RadioZamaneh | رادیو زمانه

@civilizers

Читать полностью…

شبکه جامعه مدنی( فلسفه, تاریخ, سیاست, اجتماع)

ایران و مسئلهٔ گذار: بازیگران واقعی، مداخلهٔ خارجی، و مسیر دشوار آزادی و دموکراسی

کاوه رستگار ـ آزادی و دموکراسی در ایران به‌احتمال زیاد نه سریع، نه کامل، و نه بی‌هزینه به دست خواهند آمد؛ بلکه مسیری دیرهنگام، تدریجی و ناقص خواهد داشت. نه منجی خارجی وجود دارد و نه قهرمان داخلی. مسیر واقع‌بینانه، فرسایشی و پرهزینه است، اما تنها مسیری است که با مختصات واقعی ایران هم‌خوانی دارد. سیاست، اگر قرار است به آزادی منتهی شود، باید دوباره از دل جامعه ساخته شود؛ نه از طریق توهم، نوستالژی، یا نسخه‌های ساده‌انگارانه و احساسی.
کانال رادیو زمانه

@civilizers

Читать полностью…

شبکه جامعه مدنی( فلسفه, تاریخ, سیاست, اجتماع)

جوانان، دانش آموزان، دانشجویان و حتی کسانی که به روایت حکومت تروریست های داخل مردم بودند، و خون شان خیابان ها را رنگین کرد، محصول پرورش در همین نظام پرورشی و تبلیغاتی بودند، پس به جای متهم کردن آنها انگشت اتهام را به سوی خود نشانه روید.
#شبکه_جامعه_مدنی

@civilizers

Читать полностью…
Subscribe to a channel