1401
از واکنش به کنش
منصور خضاعی
تبادل آتش میان ایران و اسرائیل ساعاتی پس از آنکه شروع شده بود به پایان رسید و طرفین اعلام توقف تبادل آتش نمودند، اما یک نکته بسیار مهم و راهبردی که باید بدان توجه نمود این است که برای اولین بار از شروع درگیری ها در چند سال گذشته میان ایران و اسرائیل، ایران به عمل کنشی دست زده و ابتکار عمل را در دست داشت. پیش تر ایران همواره واکنشگر بود و همواره در پاسخ به یک حمله، در پاسخ به یک ترور یا در پاسخ به یک خرابکاری از سوی طرف مقابل، چه اسرائیل چه آمریکا، دست به واکنش زده و حمله و درگیری را آغاز می کرد. به عبارت دیگر عمل ایران همواره دفاعی حساب می گردید اما این مرتبه تهاجمی بود.
این بار شاهد رویداد جنگی جدیدی از سوی ایران بودیم، بدین معنی که اولین اقدام جنگی که اتفاقا ارزش استراتژیکی هم داشت از سوی جمهوری اسلامی آغاز گردید، این اقدام جنگی را که در درجه اول باید ناشی از اعتماد به نفس نیروهای نظامی دانست، در راستای پیش برد همان توافقات اولیه آتش بس در پی جنگ چهل روزه بود. زیرا یکی از شروط اصلی پذیرش آتش بس توسط ایران، توقف جنگ در تمام جبهه ها از جمله لبنان بود که اسراییل تا دو روز قبل نه تنها بدان پایبند نبود بلکه به هشدار خط قرمز جمهوری اسلامی مبنی بر خودداری اسراییل از حمله به ضاحیه در جنوب لبنان که محل استقرار نیروهای اصلی حزب الله است توجه نکرده و حمله هوایی را آغاز نمود. هشدار قبلی ایران به اسرائیل و سپس حمله برق آسا و بدون وقفه، اسراییل و آمریکا را در شرایط اضطرار قرار داد. از آنجایی که به گفته ترامپ توافق در دسترس است، عکس العمل آنها قابل پیش بینی بود: کشیدن ترمز حملات هوایی به بیروت و مقر حزب الله و کاهش تنش ها بین اسرائیل و لبنان به متظور تداوم روند مذاکرات. تهدید به حمله موشکی در صورت عبور از خطوط قرمز و سپس عملی کردن تهدید بخاطر عبور از خط قرمز، اقدامی موثر در جهت توقف کامل جنگ در جبهه لبنان بود. اکنون این تهدید ها جدی گرفته می شوند و اتفاقا برای پایان جنگ و حصول توافق و صلح پایدار بیشترین وزن را دارند. زیرا صلح پایدار از دل موازنه واقعی قدرت بیرون می آید نه صرفا از رهگذر ادعاهای تکراری.
#شبکه_جامعه_مدنی
@civilizers
#گفتارهای_فلسفی
اگر ماری زهر نداشته باشد دیگران از آن به عنوان طناب استفاده میکنند.
ماکیاولی
🔰انبارستان @anbar100
@civilizers
تفکر یا احساس؟
عاطفه یا عقل؟
منصور خضاعی
از میان دو قوه داوری که در انسان وجود دارد کدام یک بر دیگری برتری دارند و کدام یک در مقاطع و موقعیت های حساس حجت قرار می گیرند؟ موقعیت های بسیاری پیش آمده است که ما مظلوم واقع شده ایم و تحت ستم فرد یا افرادی برای مدت های طولانی قرار گرفته ایم، به نحوی که آرزو می کردیم یا آرزو می کنیم که شرایط تغییر کند تا بتوانیم تمام ستم ها و بیدادگری های او را تلافی کنیم. یا موقعیت به نحوی تغییر کند که دست برتر از آن ما شود، ما در بالا قرار بگیریم و او یا آن ها در پایین، تا چنان انتقام سختی بگیریم که تلافی همه تحقیر ها و بدبختی ها را یکجا به سرش درآوریم. تقریبا می توان گفت هیچ کس چنین تلافی کردنی را سرزنش نمی کند بلکه حق صاحب حق می داند تا حداقل به اندازه زجری که متحمل شده، جای تلافی و مقابله به مثل داشته باشد. این هم حکم احساس است و هم حکم تفکر، هم قضاوتی از سر عاطفه است و هم از سر عقل.
اما همیشه موقعیت ها بدین نحو نیست بلکه شرایط انتقام و تلافی فراهم است و دست برتر با من یا با ماست، انتقام گرفتن و مقابله به مثل کردن سهل و آسان است اما وضعیت کمی پیچیده تر است، بدین معنی که انتقام گرفتن و تلافی کردن از برخی جنبه های دیگر همراه با برخی خسران ها و زیان ها برای ما و یا برای ما و دیگران است. یعنی اگرچه من با انتقام گرفتن و تلافی کردن خودم را آرام و شرایط را پایدار و متعادل می کنم اما این انتقام گرفتن همراه با ایجاد صدماتی سخت و گاهی جبران ناپذیر به خودم، خودمان، سرزمین مان و آینده مان است. آنگاه پرسش این است که در این شرایط آیا انتقام گرفتن عملی همراه با تفکر است یا همراه احساس یا همراه هر دو؟
این وضعیت ها، وضعیت هایی است که عقل و احساس با هم همراهی نمی کنند بلکه برعکس، در تقابل و تعارض با هم قرار می گیرند. احساس، فرمان و حکم به تلافی می کند تا حس انتقام جویی ارضاء یافته و فرد یا افراد به نوعی آرامش دست یابند و عقل به عکس، حکم به تامل، تدبیر و صبر می کند تا از خسارت ها و صدمات سنگین تر آینده جلوگیری شود. این دو در بیشتر موقعیت های زندگی در تقابل با یکدیگر هستند. تقابل عقل و احساس.
حتما اصطلاح «عقلای قوم» را شنیده اید، عقلای قوم کنایه از بکارگیری قوه عقل و عاقبت اندیشی به جای رفتارهای هیجانی و احساسات زودگذر است. عقلای قوم به رفتار کسانی ارجاع می دهد که به آن درجه از پختگی و عقلانیت رسیده اند که بتوانند با استقامت در برابر فرامین احساس, و بکارگیری قوه عاقله، چنین موقعیت های مهم و حساسی را مدیریت نمایند. بکار گیری قوه عاقله که نه در همراهی با احساس بلکه در تعارض با آن باشد، همراه با رنج است، رفتاری است بس سخت و همراه با دشواری فراوان، و مستلزم ریاضت و تمرین های مداوم. چنین رفتاری شایسته اکثریت ملت متمدن و مردمانی است که آینده را برای خود و دیگران، باشکوه و همراه با عزت می جویند. سختی های امروز را تاب می آورند تا بلکه آینده را بی خشونت برای فرزندان شان بسازند. تدبیر عقلای قوم به معنی بی عملی و عافیت اندیشی نیست بلکه کاملا برعکس، از نوعی عملکرد برخوردار است که معطوف به تغییر وضع موجود است اما با فاصله گیری از رفتارهای احساسی، زودگذر و بی نتیجه.
عقلای قوم ما بیش باد.
#شبکه_جامعه_مدنی
@civilizers
مرور شرایط منطقه و بحران رابطه ایران و آمریکا
منصور خضاعی
پروژه آزادی، یعنی بازگشایی تنگه هرمز توسط آمریکا با استفاده از زور به شکستی زودهنگام انجامید، کشورهایی مثل عربستان و قطر و کویت از آن حمایت نکردند، ایران در بدو شروع این پروژه، پایانه نفتی فجیره در بخش شرقی تنگه هرمز را هدف قرار داده و مختل نمود، حمله به چند ناو جنگی آمریکایی و چند حادثه دیگر و ترس صاحبان شرکت های کشتیرانی از عبور ناامن از تنگه هرمز، این پروژه را ناکام گذاشت. درگیری های دیگر در خارج از تنگه هرمز در پی محاصره دریایی ایران توسط آمریکا و شلیک به چند کشتی باری ایرانی توسط نظامیان آمریکایی و اعلامیه جدید قرارگاه خاتم مبنی بر کسب مجوز از رهبری برای برخورد جدید نظامی با ناوها و پایگاههای آمریکایی در متطقه در صورت تداوم شلیک و توقیف کشتی های ایرانی در حین ورود و خروج به/از تنگه هرمز، پیش بینی درگیری ها با شدت بالاتر بین ایران و آمریکا را افزایش داده است.
از سوی دیگر آخرین پاسخ ایران به جوابیه و اصلاحیه اخیر آمریکایی درباره چارچوب مذاکرات اسلام آباد از طریق واسطه پاکستانی به طرف آمریکایی امروز به دست شان رسیده و به قول مقامات پاکستان به آمریکا تحویل شده. جواب مثبت آمریکا به این طرح از این جهت مهم است که تاثیر بسیار مهمی بر آینده درگیری ها در ورای خلیج فارس و تنگه هرمز خواهد داشت. تعیین چارچوب جدید و شروع دور جدید مذاکرات بر آینده منطقه، اقتصاد جهان، کاهش تنش میان ایران و آمریکا و نهایتا تاثیر مثبت بر اقتصاد کشورمان در خصوص کاهش قیمت ارز و طلا و تورم بطور کلی، چشم انداز مثبتی را پیش پای همه در داخل و خارج ترسیم خواهد نمود. امید است این روند طی روزهای نزدیک آینده آغاز شود.
#شبکه_جامعه_مدنی
@civilizers
#گفتارهای_فلسفی
روشنگری چیست؟
کانت
«... با یک انقلاب شاید براندازی خودکامگی فردی و زورگویی آزمندانه و یا قدرت پرستانه به دست آید، اما اصلاح واقعی شیوه تفکر از آن بدست نمی آید و خام داوری های تازه در کنار خام داوری های کهن افزار راهبری توده ی عظیم اندیشه باختگان می شود.»
#شبکه_جامعه_مدنی
@civilizers
#گفتارهای_فلسفی
آنکس که میگذارد راه و رسم جهان، یا جهانی که او در آن زندگی میکند، راه و رسم زندگیاش را برایش معین کند [چنانکه اکثریت میکنند] نیازی به استفاده از هیچیک از قوایش، جز قوهی تقلید میمونوار، ندارد. امّا آنکس که خودش راه و رسم زندگیاش را بر میگزیند، همهی قوایش را به کار میگیرد.
[اکثریت] حتّی خود روح و ذهن را در بند کردهاند؛ حتّی در آنچه فقط برای لذّت خود میکنند، همرنگی با جماعت حرف اوّل را میزند؛ اینان جماعتپرستند؛ انتخابشان صرفاً انتخاب از میان چیزهایی است که معمولاً همه میکنند؛ داشتن ذوقی خاصّ خود و غرابت رفتار در نظر آنان عین جرم و جنایت است، و آنقدر از پیروی از طبیعت خود سر باز میزنند که دیگر طبیعتی برایشان نمیماند که از آن پیروی کنند؛ تواناییهای انسانی آنان اندکاندک می پژمرد و میخشکد.
«فلسفه جان استوارت میل»- ترجمه: خشایار دیهیمی
سوزان لی اندرسون
از کانال فلسفه و جامعه شناسی
@civilizers
آنچه اکنون در حال تجربه مستقیم آن هستیم حملات تایید شده اسرائیل به تهران و احتمالا شهرهای دیگر است.
شاید این آغاز یک جنگ باشد، جنکی که برای وارد نشدن به آن بسیار امید داریم و داشتیم.
@civilizers
"زوزههای شوم!"
در شرایطی که "زوزههای شوم" تجاوز جهانخواران کفتارصفت، و لاشخوران بیوطن وابسته به آنها بهگوش میرسد، با حکیم فردوسی بزرگ همنوا میشویم:
"دریغ است ایران، که ویران شود
کنام پلنگان و شیران شود
همه جای جنگی سواران بدی
نشستنگه شهریاران بدی
چو ایران نباشد تن من مباد
بر این بوم و بر زنده یک تن مباد
همه روی یکسر به جنگ آوریم
جهان بر بد اندیش تنگ آوریم
ز بهر بر و بوم و پیوند خویش
زن و کودک و خرد و فرزند خویش
همه سر به سر تن به کشتن دهیم
از آن به که کشور به دشمن دهیم"
یرواند ️آبراهامیان (زادۀ ۱۳۱۹ تهران)، از مورخان برجسته در زمینه تاریخ مدرن ایران است.
او ️استاد کرسی «تاریخ ایران» در دانشگاههای پرینستون و آکسفورد و استاد «تاریخ جهان و خاورمیانه» در دانشگاه نیویورک است.
از تالیفات او:
-ایران بین دو انقلاب، دانشگاه پرینستون
-تاریخ ایران مدرن، ۲۰۰۸، دانشگاه کمبریج
-مردم در سیاست ایران
-مقالاتی در جامعهشناسی ایران
مصطفی معین، کانال فرهیختگان
@civilizers
دست خدا با جماعت است
منصور خضاعی
اگر تشکل سازمان یافته وجود نداشته باشد، اعتراض معطوف به اثرگذاری بر رفتار حکومت تقریبا بی اثر است، تشکل یعنی شکل یافتن چیزی به طور ماهوی از طریق اعضای تشکل، تشکل را از آن رو که هویت خاص خودش را دارد و از آن رو که شناسنامه دارد، نمی توان با زدن اتهام دچار بی تشکلی کرد، یعنی نمی توان آن را صرفا با اتهامات بی پایه و اساس به چیز دیگری محول کرد، یعنی مثلا نمی توان آن را به «عامل دشمن» بودن متهم کرد زیرا از پیش ماهیت دارد و خودش خود را تعریف کرده است، مانند تشکل دانشجویی، تشکل فرهنگیان، تشکل دانش آموزان, اینها وقتی اعتراض کنند حرف شان را نمی شود به حساب دشمن گذاشت زیرا از قبل شکل دارند و عوض کردن شکل شان راحت نیست. افراد معترض تشکل نایافته که به حق به خیابان آمده اند را می توانند به هر چیزی تحویل کنند از جمله فریب خورده و عامل دشمن. تشکل سازی امری پسندیده است حتی اگر تشکل های کوچک باشد، نظیر چند فرد که کتاب می خوانند یا عده ای که در کار خیر باهم شریکند یا در کار محیط زیست فعالند.
#شبکه_جامعه_مدنی
@civilizers
در این آشفته بازار که پوپولیسم و ترویج خشم وخشونت و بمباران و بزن بزن دست بالا را دارد، استقلال فکر و اندیشه و گام زدن در مسیر درست و استقامت و پایداری و مختل نشدن فکر و بیراهه نرفتن و تصمیمات غلط و پشیمان کننده نگرفتن کاری است بس سخت و دشوار. بماند که در مسیر تند باد هیجانات و عصبانیت ها و اتهام زدن ها و همدست جنایت کار خوانده شدن ها آن هم تنها بخاطر هشدار و به صدا درآوردن زنگ خطر و گوشزد کردن پیامد های خطیر و غیر قابل جبران، سرخم نکردن و تسلیم عامه و همرنگ جماعت نشدن خود حدیث مفصل دیگری است.
#شبکه_جامعه_مدنی
@civilizers
شرّ راههای بسیاری میشناسد، اما خیر راهاش یکیست. خیر ابا دارد از به تن کردن لباس شرّ، اما شرّ از به تن کردن جامهی خیر از برای مقاصدِ خویش ابا ندارد. — از همین روست که جبههی خیر بسیار آسیبپذیر است. و ایضاً از همین روست که وظیفهای بس عظیم بر عهده دارد.
دکتر سید مسعود حسینی، فیلسوف
#شبکه_جامعه_مدنی
@civilizers
پرسش اساسی این است
اولویت اصلی ما، مبارزه با دیکتاتوری است یا دیکتاتور؟!
منصور خضاعی
دیکتاتوری یک مفهوم است که می تواند مصادیق متعدد و بیشماری داشته باشد, مصادیقی در درون ما، در رفتار ما، در ذهن و کنشگری ما، در برخورد ما با خانواده، اطرافیان، کارمندان و حتی دوستان. اما دیکتاتور تجسم مفهوم دیکتاتوری است که در خارج محقق شده و می تواند بازتولید شود، می تواند از فرد یا افرادی که سقوط می کنند به فرد یا افرادی که به جای ایشان می نشینند منتقل شود، می تواند از نهاد دیکتاتور مآب قبلی به نهاد دیکتاتور مآب فعلی با اسم و ظاهری جدید اما با همان محتوای پیشین نقل مکان کند. برای غلبه بر این شیطان شوم که همه جا را فرا گرفته باید با همه مظاهرش جنگید و طردش کرد، مبارزه با یک مستبد اگر همراه مبارزه با همه مظاهر استبداد نباشد لزوما به آزادی و رهایی نمی انجامد بلکه غالبا به بازتولید همان استبداد در لباس و کفش و کلاهی دیگر انجامیده و تا دهه ها منجر به اسارتی جدید می گردد.
اولویت ما این است که همراه ستیز با دیکتاتور با دیکتاتوری هم مبارزه کنیم، زیرا آن در عمق جان ما، در فراخنای نهاد ما و تا زیرین ترین لایه های اندیشه و احساس مان نفوذ کرده است، بی آن که خود بدانیم به پندار و گفتار و کردار ما خط و جهت می دهد و بی آنکه آگاه باشیم بر ذهن و زبان ما چنبره زده است، چنان به جای ما انتخاب و اراده می کند که تصور می کنیم خود انتخاب و اراده کرده ایم و چنان به جای ما می شناسد که تو گویی شناخت اصیل خود ماست. اگر با دیکتاتوری و استبداد بعنوان یک مفهوم فراگیر مبارزه نکنیم، این قابلیت در ما وجود دارد که دیکتاتور دیگری بسازیم و بر خودمان حاکم کنیم. دیکتاتوری که ناشی از فرافکنی درون مایه های ذهن ما به بیرون باشد، دیکتاتوری که تجسم خود ما باشد، آنکه آیینه ماست بی آنکه خود بدانیم.
از همین روست که مبارزه بهتر است معطوف به همه مظاهر درونی و بیرونی و آشکار و نهان استبداد و در پروسه زمانی بلند مدت باشد تا جایی برای رخنه و نفوذ مجدد باز نماند.
#شبکه_جامعه_مدنی
@civilizers
خلاصه کتاب مقاومت شکننده ایران
✍ نویسنده: جان فوران
🎤 روایت: اسفندیار خدایی
⏰ ۲۰ دقیقه
در حالی که بیشتر همسایگان ایران—مثل ترکیه، پاکستان، عربستان، هند، و بیشتر کشورهای جهان— تاکنون حتی یک انقلاب بزرگ را تجربه نکردهاند، ایران در طول یک قرن، سه انقلاب بزرگ (مشروطه، ملی شدن نفت، انقلاب ۵۷) و چندین جنبش اجتماعی گسترده را تجربه کرده است. اما هر بار، پس از پیروزی اولیه، ساختار قدرت به شکل اقتدارگرای قبل از انقلاب برگشته است.
جان فوران در این کتاب به این معمای تاریخی پاسخ میدهد: چگونه جامعهای چنین پویا و مقاوم و شجاع که حاضر به پرداخت هزینه است، در چرخهای تکراری از استبداد، شورش و انقلاب و بار دیگر بازگشت به اقتدارگرایی گرفتار مانده است؟...
لینک حمایت از چکیده ماندگار
donito.me/esfandiar_khodaee
@EsfandiarKhodaee
شخصیت پرستی نه کم می شود و نه از بین می رود.
منصور خضاعی
برخی از انسانها به لحاظ زمینه های روانشناختی همواره باید به دیگری که قدرتمند تر است وابسته باشند، دیگری که بتواند بجای شان فکر کند و تصمیم بگیرد. این دسته از افراد در ساحت اندیشه همواره در وضعیت صغارت و کودکی باقی می مانند و حاضر نیستند مسئولیت ناشی از استقلال در حوزه تفکر را خود به عهده گیرند و بیشتر مایلند تا آن را به دیگران حواله دهند. این افراد از اینکه زیر سلطه فرد دیگری رفته و مطیع اوامر دیگران شوند هیچ ابائی ندارند.
در حوزه سیاست و امنیت چنین افرادی معمولا تحت سلطه یک دیکتاتور قرار می گیرند. برای آنها تفاوتی ندارد که این دیکتاتوری مذهبی یا غیر مذهبی یا حتی ضد مذهبی باشد. برای چنین افرادی ضرورت دارد که همواره شخصیتی را که تصور می کنند فرادست و نخبه و متفاوت است مورد پرستش قرار دهند. از نظر مریدان، دیکتاتور یا مستبدی که او را ستایش می کنند دارای صفات و ویژگی های مافوق انسانی است و لذا شایسته است که پرستیده شود. تمام نظریات و اعمال دیکتاتور در نگاه مریدانش، بی نظیر، یگانه و خالی از خطا و اشتباه است و کوچکترین نقد و ایرادی بدان تحمل نشده و با بدترین و رکیک ترین الفاظ و سخت ترین واکنش ها و گاهی تا سرحد مرگ روبرو می شود. مهم ترین کار مریدان همواره توجیه و درست جلوه دادن اعمال دیکتاتور است؛ عملکردهای خطا، فریب کارانه و شنیع دیکتاتور باید به ترتیب صحیح، انسانی و زیبا جلوه داده شده و برای بصیرت و شعور وی مرثیه ها سراییده شود.
انتقال از یک مستبد به مستبد دیگر هم عمل رایجی است و مکررا مشاهده شده، برای مثال کسی که پیشتر زیر بیرق یک دیکتاتور مذهبی سینه زده، پس از مدتی بدلایل معلوم یا نامعلوم ترجیح داده، زان پس شخصیت دیگری با صبغه غیر مذهبی را ستایش و پرستش کند و تمام مرثیه سرایی های پیشکش شده به مراد قبلی را یکجا و با قالبی جدید اما با همان محتوای قبلی تقدیم مستبد دیگر کند. برای این دسته از افراد شخصیت مورد ستایش اهمیتی ندارد بلکه نفس پرستش مهم است. آن ها همواره باید کسی را پرستیده و زیر بیرق او سینه زنند زیرا هویت شان با پرستش پیوند عمیقی خورده و غیر قابل انفکاک است.
شخصیت پرستی نه کم می شود و نه از بین می رود بلکه از شخصی به شخص دیگر منتقل می گردد.
#شبکه_جامعه_مدنی
@civilizers
🌺🌺
«زنهار که در مسیر مبارزه با شیطان، خود به شیطان تبدیل نشوی».
#شبکه_جامعه_مدنی
@civilizers
ایران خاک اسرائیل را هدف حمله موشکی قرار داد و فرماندهان نظامی اعلام کردند در صورت پاسخ نظامی توسط اسرائیل، حملات از طرف جمهوری اسلامی کوبنده تر خواهد بود.
تا اینجا آنچه از ایران دیدیم به زعم خود جمهوری اسلامی چیزی شبیه تیر اخطار برای متعهد شدن طرف مقابل به آتش بس در لبنان بوده و به معنی شروع مجدد جنگ نیست، ضمن اینکه مجلس آمریکا هم دولت این کشور را قانونا از شروع جنگ دیگری با ایران منع نموده است. این به معنی فشار بیشتر بر اسرائیل در صورت شروع جنگی جدید است.
ولی شخصا پیش بینی می کنم آمریکا ترمز نتانیاهو را خواهد کشید تا به روند مذاکرات صدمه وارد نشود. البته یک موضوع مهم دیگر برای ایران محاصره دریایی آمریکاست که آن هم نقض تعهد آتش بس محسوب می گردد. زیرا این مسئله در صادرات نفت ایران مشکلات جدی ایجاد کرده و عملا در حالیکه آتش بس جریان دارد ایران نمی تواند از مزیت صادرات نفت خود بطور کامل بهره ببرد.
حالا قضیه توقف جنگ در لبنان و توقف محاصره دریایی از سوی آمریکا دو شرط ایران برای شروع مجدد مذاکرات خواهد بود.
@civilizers
درباره اینکه چه چیزی موازنه قدرت را به هم میزند؟
منصور خضاعی
اهل فن گفته اند که اگر میخواهید با دشمنی بجنگید و از خودتان دفاع کنید، باید حتما از چند تا خصوصیت درباره او اطلاع کافی داشته باشید؛
اول اینکه واقف باشید او چه اندازه اراده و خواست برای جنگ با شما دارد و با چه هدفی با شما می جنگد.
دوم اینکه از میزان تجهیزات و قوای پشت و جلوی جبهه او اطلاع داشته باشید.
سوم اینکه بدانید ایدئولوژی و باورهای او چیست و این ایدئولوژی تا چه اندازه برای او مقدس است.
چهارم اینکه بدانید تا چه اندازه جنگ_بلد است و تا کجا می تواند بی رحم و آدمکش باشد.
پنجم اینکه تا چه اندازه قدرت بسیج گری عمومی دارد و قادر است طرفدارانش را پای کار بیاورد و نگه دارد.
ششم و هفتم و هشتم ....
من استراتژیست جنگ نیستم، کسانی که این علم را دارند خیلی بهتر و بیشتر از من به جوانب امر واقف اند. غرض از این نوشته رسیدن به نکته دیگری بود. پرسش اصلی در اینجا این است که:
چرا ملت فلسطین، خودش راسأ، یا در اتحاد با کشورهای مسلمان منطقه مانند مصر، لبنان و سوریه و اردن و باقی کشورها، هربار که برای احقاق حقوق فلسطینی ها و بازپس گیری مناطق تصرف شده توسط رژیم اسرائیل، دست به جنگ با این حکومت زدند، به مقصود خود که نرسیدند هیچ، سرزمین های بیشتری را دو دستی تقدیم صهیونیست ها کردند و هربار با فضاحت تمام مجبور به عقب نشینی بیشتر و از هم پاشیدن اتحادها، تکه پاره شدن سرزمین ها و رادیکال تر شدن مبارزات و در نتیجه، با بی اثرتر شدن اقدامات شان مواجه شدند.
تاریخ مبارزات فلسطینیها و سایر همسایگان فلسطین گواه این وضعیت است. از سال ۱۹۴۸ تا به امروز متصرفات اسرائیل در هر جنگ و ناجنگ از دفعات قبلی گسترده تر شده و بر سرزمین های اشغال شده، افزوده است.
حالا همین شرایط را درون یک نظام استبدادی تصور کنید؛ نظامی که نماینده اکثریت جامعه اش نیست، مشروعیت ندارد، مقبولیت هم ندارد، ناکارامد است، زورگو و سلطه گر است. جامعه مدنی و افراد آن می خواهند به نحوی از شر شرارت هایش رها شوند. آنگاه چگونه چنین چیزی ممکن است؟ چطور و با چه ابزاری می توان بر او فائق آمد؟ راه برون رفت چیست؟ آیا باید شکست اش داد؟ آیا باید تسلیم اش کرد؟ براندازی چطور، آیا ممکن است؟ آیا مفید است؟ آیا می توان بجای شکست دادن، او را تغییر داد و از درون متحول کرد؟ صرف نظر از اینکه باید چه رفتاری در پیش گرفت و چگونه باید از او گذر کرد، پرسش اساسی این است که جامعه مدنی بر اساس همان پنج پارامتر بالا تا چه اندازه او را می شناسد و از قدرت او آگاهی دارد.
#شبکه_جامعه_مدنی
@civilizers
منصور خضاعی
هرچند خیلی دیر،
هرچند خیلی ضعیف مثل گذشته،
اینترنت بین الملل برای همه مردم ایران با فیلترینگ های معمول بعد از مدتی بسیار طولانی بازگشایی شد و این به نوبه خودش جای خوشحالی دارد اما اینکه برای همه مردم توامان مجاز شد، خیلی خوب بود و جای تبریک دارد. یعنی بسیاری از تشکل ها مثل تشکل پرستاران را ملاحظه کردیم که از پذیرش اینترنت طبقاتی، یعنی اینترنت باتبعیض خودداری کردند، یعنی نپذیرفتند که امتیازی را منحصرا از حکومت دریافت کنند بی آنکه دیگر مردم جامعه واجد آن امتیاز باشند. پس زدن تبعیض و تن ندادن به طبقاتی کردن جامعه پدیده بسیار با اهمیتی بود که بسیاری از افراد و نهادها از پذیرش آن، ولو با داشتن چنین امتیازی خودداری کرده و آن را عملی غیر انسانی و دور از اخلاق دانستند زیرا عمل اخلاقی که به قول حکمای بزرگ تاریخ نظیر ارسطو و نیز کانت از زمره حکمت عملی محسوب می گردد زمانی ارزشمند است که پای کنش عملی فرد درمیان باشد، یعنی به عقیده کانت وقتی ارزشمند است که در مقام عملکرد شخصی خود من باشد واگرنه در مقام موعظه، همه آدمیان معلم اخلاق اند. دست شستن از منافع فردی و طبقاتی در برابر منافع جمعی پدیده بسیار مهمی بود که جا دارد از منظرهای مختلف و توسط نخبگان جامعه بسیار با اهمیت تلقی شده، بدان پرداخته شده و مورد تشویق قرار بگیرد. این کنش جمعی در آینده می تواند و باید الگوی سایر رفتارهای ما، بعنوان یک جامعه مدنی کل قرار گیرد. اینترنت وقتی معنی پیدا می کند که در دسترس همگان با شرایط مساوی باشد واگرنه چیز دیگری است.
#شبکه_جامعه_مدنی
@civilizers
اقدامات متناقض ترامپ
منصور خضاعی
آمریکایی ها اعلام کردند که از دیروز یعنی دوشنبه عملیات آزادی را در تنگه هرمز شروع کرده اند، و هدف از آن را انجام کاری انسان دوستانه بیان نموده اند، یعنی قصد دارند کشتی های طرفین تنگه هرمز را به سلامت از این تنگه عبور دهند. بدون دریافت هیچ گونه مابه ازایی.
از سویی دیگر تا توانسته اند مهمات و سلاح و بمب و موشک در اطراف ایران جمع کرده اند. هم خودشان و هم اسرائیل مجددا تا دندان مسلح شده اند.
از سوی سوم، در حال رد و بدل و چانه زنی درباره توافق و چگونگی مذاکرات هستند.
نتیجه ای که از ذکر واقعیت اول به ذهنم می رسد این است که آمریکای ترامپ هرگز بدنبال کار انسان دوستانه نیست و تصور اینکه چنین کاری کند مرا به خنده وا می دارد. و از کنار هم گذاشتم هر سه واقعیت فوق حس می کنیم یا فردی بیشعور و متناقض دارد چنین کارهایی می کند یا اینکه هوشی شیطانی فراتر و پیچیده تر از آنچه به ذهن ما می رسد در کار است تا به هدفی شیطانی دست یابد.
#شبکه_جامعه_مدنی
@civilizers
#گفتارهای_فلسفی
پاسخ امانوئل کانت، فیلسوف آلمانی به پرسش روشنگری چیست؟
«روشنگری، خروج آدمی است از نابالغی به تقصیر خویشتن خود. و نابالغی، ناتوانی در به کارگرفتن فهم خویشتن است بدون هدایت دیگری.
به تقصیر خویشتن است این نابالغی، وقتی علت آن نه کمبود فهم، بلکه کمبود اراده و دلیری در به کارگرفتن آن باشد بدون هدایت دیگری. دلیر باش در به کارگرفتن فهم خویش! این است شعار روشنگری.
تن آسایی و ترسویی ست که سبب می شود بخش بزرگی از آدمیان، با آنکه طبیعت آنان را دیرگاهی است به بلوغ رسانیده و از هدایت غیر رهایی بخشیده، با رغبت همه عمر نابالغ بمانند، و دیگران بتوانند چنین ساده و آسان خود را به مقام قیم ایشان برکشانند. نابالغی آسودگی است.
#شبکه_جامعه_مدنی
@civilizers
سلام به همگی همراهان کانال شبکه جامعه مدنی.
امیدوارم که حال همگی خوب باشد، حداقل حال تان نسبتا خوب باشد. بعد از ۶۰ روز از شروع جنگ و قطع اینترنت این اولین نوشته کانال ماست. امید است هر چه سریع تر اینترنت بین الملل برای همگان در دسترس باشد. در غیر اینصورت اسم آن اینترنت نیست.
مطلب برای نوشتن و انتشار درباره روزهایی که گذشت بسیار زیاد است اما زبان و کلام قاصر است. امیدواریم خداوند سعه صدری عطا کند تا با شما همراه باشیم.
منطق مناسب، منطق غلط
منصور خضاعی
پرده یکم- وقتی اسرائیل به ایران حمله کرد( تجاوز به خاک کشور), در پاسخ گفته شد که برای انهدام جمهوری اسلامی به خاک ایران حمله کرده نه بخاطر انهدام ایران( توجیه تجاوز به کشور).
پرده دوم - وقتی با بمباران های هوایی مراکز نظامی و مسکونی را هدف گرفت( کشتار انسان ها) ، گفته شد هدفش کشتن سران سپاه و متخصصین هسته ای بوده و ناچارا عده ای بی گناه هم کشته شدند( توجیه کشتار افراد بی گناه)
پرده سوم - اکنون ترامپ گفته می خواهد حمله کند و ممکن است موجب نابودی زیرساخت ها شود( انهدام زیرساخت ها)، در پاسخ گفته می شود انگار هیچ راه حل دیگری وجود ندارد( توجیه انهدام زیرساخت های کشور و بازگشت به عصر حجر).
پرده چهارم - ممکن است جمهوری اسلامی در برابر حملات آمریکا، ضد حمله مرگ باری بزند و از آمریکا تلفات بگیرد، آنگاه ترامپ دیوانه تصمیم بگیرد یک بمب هسته روی تهران و برخی شهرهای بزرگ بیاندازد( نابودی تقریبی کل کشور) ، سپس عده ای باز بگویند خب ناچار شد برای انهدام حکومت ملاها چنین کند(توجیه تجزیه و انهدام کشور).
پرسش این است شما که اینجور توجیه می کنید ایرانی هستید یا آمریکایی؟ ترسم به جای رضا پهلوی یک احمدالشرع نصیب مان شود. تبدیل رویا با کابوس.
ببینید که انتخاب یک منطق غلط چگونه می تواند ما را تا قعر جهنم با خود ببرد.
#شبکه_جامعه_مدنی
@civilizers
« اگر توافق نشود روزی بسیار بد برای آن کشور و متاسفانه مردمش خواهد بود».
این بخش آخر از آخرین پست ترامپ در شبکه اجتماعی اش، تروت سوشال است که دیروز منتشر کرد. پرسش این است: این روز بد برای مردم ایران یعنی چه؟ یعنی قرار است چه اتفاقی برای مردم ایران بیافتد؟ آب، برق، گاز، زیرساخت ها؟ پالایشگاهها؟ مراکز انتقال نیرو؟ او که تا چندی پیش وعده کمک به مردم ایران می داد و می گفت: کمک در راه است!! چه شد که اکنون خبر از روز بسیار بد برای مردم می دهد؟
#شبکه_جامعه_مدنی
@civilizers
نقطه عطف
همه حکومت های استبدادی یک نقطه عطف دارند، یک لحظه چرخش، لحظه ای که زیردست دیگر فرمان نمی برد، لحظه عطف همان لحظه فروپاشی است. همانجا که کل ساختار با تمام هیبت اش یکجا نقش بر زمین می شود.
#شبکه_جامعه_مدنی
@civilizers
از دغدغهی حقوق بنیادین تا حفظ اصل حاکمیت مردم
موسی اکرمی ـ آیا دموکراسی صرفاً به معنای رجوع به رأی اکثریت است، یا آنکه باید آن را پیش از هر چیز بهمثابهی سازوکاری برای تضمین و نهادینهسازی حقوق بنیادین فهمید؟ − تلفیق نگرش یاشار دارالشّفاء و منتقدانش
https://www.radiozamaneh.com/879209/
@RadioZamaneh | رادیو زمانه
در پاسخ به برخی فرض های بعید برای آینده ایران.
اگر در یک انتخابات آزاد مردم برای تعیین نوع نظام حکومت به پادشاهی یا دیکتاتوری رای دهند آن انتخابات دموکراتیک نیست، زیرا پر واضح است که یک پدیده دموکراتیک نمی تواند دیکتاتوری بزاید. در دموکراسی باید حق تعیبن سرنوشت از لحظه آغاز وجود داشته باشد و همواره ادامه یابد. چنین انتخاباتی که یک گزینه اش سلطنت باشد از اساس نقض غرض است و باطل. بگذریم از اینکه تا آن وقت هنوز زمان زیادی مانده.
#شبکه_جامعه_مدنی
@civilizers
⭕️ پادشاهی: مصادرۀ آینده با رأی امروز
محمد مالجو
آیا میشود آیندگان را امروز به صف رأیگیری آورد؟ خیر. ایدۀ رضا پهلوی دقیقاً بر همین خطای مفهومی بنا شده است. پهلوی خود را «رهبر دورۀ گذار» میخواند و وعده میدهد که، پس از پایان جمهوری اسلامی، با یک همهپرسیِ ساده تکلیف نظام سیاسیِ بعدی روشن شود: پادشاهی یا جمهوری.
اما این تصویر شستهرفته از همان ابتدا لنگ میزند. مسئله فقط دشواریهای اجرایی یا سیاسیِ برگزاری همهپرسی نیست. مسئله این است که این نوع همهپرسی اساساً قابل برگزاری نیست، چون همۀ ذینفعانش اصولاً امکان حضور در آن را ندارند. رأیگیری همیشه رأی زندگانِ امروز است، حالآنکه تصمیم دربارۀ «نظام سیاسی» مستقیماً زندگی کسانی را نیز رقم میزند که هنوز به دنیا نیامدهاند. آیندگان ذینفعاند اما غایب. این نوع دموکراسی که بخشی از ذینفعانش اصولاً امکان رأیدادن ندارند از بنیاد با یک تناقض مفهومی روبهروست.
نکتۀ تعیینکننده این است که این تناقض در همۀ اشکال حکومت به یک اندازه عمل نمیکند. این تناقض دقیقاً در پادشاهیخواهی به نقطۀ انفجار میرسد. اگر امروز اکثریت رأیدهندگانِ کنونی فرضاً به گزینۀ پادشاهی رأی دهند، همین رأی است که نظام سیاسی آیندگان را نیز تعیین میکند. جایگاهی موروثی و غیرانتخابی به نسلهای بعد تحمیل میشود بیآنکه آن نسلها حتی در سطح نظری امکان مخالفت داشته باشند. رأی امروز عملاً حق انتخاب فردا را از پیش مصرف میکند. اینجا دیگر نه با «ارادۀ مردم» بلکه با سلطۀ اکنونیان بر آیندگان طرفیم.
در جمهوریخواهی، دستکم در تعریف حداقلیاش، چنین مصادرهای رخ نمیدهد. جمهوری یعنی بازبودن افق قدرت سیاسی، یعنی هیچ مقامی از پیش برای آیندگان تثبیت نمیشود و هر نسل، دستکم در سطح نظری، حق دارد قواعد بازی را دوباره به پرسش بکشد. اما پادشاهی، حتی اگر با رأی آغاز شود، با همان رأی امکان انتخاب را برای نسلهای بعدی، دستکم از نظر حقوقی، محدود و نهایتاً مسدود میکند.
بنابراین مسئله اصلاً بر سر شیوۀ برگزاری همهپرسی نیست. مسئله این است که دربارۀ پادشاهی اصولاً هیچنوع «همه»پرسی میسر نیست که نظر آیندگان را نیز بپرسد. این همان نقطۀ کوری است که پشت زبان فریبندۀ «پادشاهی دموکراتیک» پنهان میشود.
#شبکه_جامعه_مدنی
@civilizers
#گفتارهای_فلسفی
«به هر اندازه که انسان ها تابع انفعالاتند*، به همان اندازه نمی توانند با یکدیکر سازگار باشند.»
اسپینوزا، فیلسوف هلندی،
کتاب اخلاق، قضیه ۳۲
*انفعال به معنی تاثیر پذیرفتن در برابر فعالیت به معنی تاثیر گذاشتن.
#شبکه_جامعه_مدنی
@civilizers
✍️ قربان عباسی
🖊 ذهن استبدادزده: زنجیرهایی که خودمان به دست و زبان خود بستهایم
@sokhanranihaa
بزرگترین مصیبت یک ملت، فقط حاکمان ستمگرش نیستند؛ بلکه مردمانی هستند که استبداد را درونی کردهاند، آن را بخشی از هویت خود میدانند، و در کلام و کردارشان بازتولیدش میکنند. ذهن استبدادزده، زهر هزارسالهای است که در جان ما ایرانیان رسوب کرده و از آن خلاصی نیافتهایم.
ما با هزار سال استبداد زیستهایم. حکومتها سرکوب کردند، ما اطاعت کردیم؛ حکومتها غارت کردند، ما خاموش ماندیم؛ حکومتها فریب دادند، ما تکرار کردیم. اما آیا این فقط به خاطر زور بود؟ یا بخشی از ما این زور را در درون خود پذیرفت؟
استبداد فقط در کاخها و زندانها نیست. استبداد در زبان ماست. وقتی میگوییم «باید یک نفر بیاید که همه را جمع کند»، وقتی میگوییم «ملت ما لیاقت آزادی ندارد»، وقتی میگوییم «اینجا فقط با چماق میشود حکومت کرد»، در واقع نهتنها قربانی استبدادیم، بلکه مبلغ آن هم شدهایم.
ذهن استبدادزده، همیشه به دنبال یک قَدَر قُدرت میگردد. در نگاهش، مردم «رعیت»اند و دولت «صاحب»؛ و همیشه تصور میکند بدون یک ارباب، جامعه فرو میپاشد. این ذهن، مسئولیت نمیپذیرد، چون همیشه میگوید «کار از ما گذشته»، یا «کاری از دست ما برنمیآید». خودش را در برابر ظلم ناتوان میبیند و از همین ناتوانی، برای مشروعیتبخشی به ظلم استفاده میکند.
استبدادزدگی در رفتار ما هم هست. وقتی در صف نانوایی، همدیگر را له میکنیم اما در برابر مأمور زورگو سکوت میکنیم. وقتی در خانه، بر فرزند یا زن یا زیردست خود همان سلطهای را اعمال میکنیم که از آن متنفر بودیم. وقتی در یک جمع، به جای دفاع از مظلوم، با قویتر همصدا میشویم و مظلوم را تنها میگذاریم.
این ذهن، حتی زبان آزادیخواهی ما را هم آلوده کرده است. ما حتی وقتی از آزادی حرف میزنیم، اغلب آزادی را نه برای همه، که فقط برای «ما» میخواهیم. وقتی میگوییم «اگر ما به قدرت برسیم، حساب همه را میرسیم»، وقتی میگوییم «این ملت فقط با داغ و درفش آدم میشود»، یعنی هنوز در همان مدار بستهی استبداد گرفتاریم.
استبداد فقط بیرون از ما نیست؛ در ماست. بیرون، فقط حاکمی با چکمه و شلاق و زندان میبینیم؛ اما در درون، ذهنی داریم که خودش را به زنجیر کشیده. ذهنی که به زور احترام میگذارد، به آزادی بیاعتماد است، و همیشه برای ظلم بهانه میتراشد.
ذهن استبدادزده از ترس تغذیه میکند. چون میترسد، ترجیح میدهد به قدرتمند بچسبد. اما فقط ترس نیست؛ تنبلی هم هست. آزادی دردناک است، چون مسئولیت میآورد. ذهن استبدادزده از آزادی فراری است، چون نمیخواهد بپذیرد که خودش مسئول است: مسئول حرفی که میزند، سکوتی که میکند، ظلمی که میبیند و تحمل میکند.
برای شکستن این چرخه، باید از درون خودمان آغاز کنیم. باید یاد بگیریم که در برابر ظلم کوچک مقاومت کنیم، حتی اگر زورمان به ظلم بزرگ نرسد. باید در زبانمان، به جای زانو زدن، مطالبهگری و جسارت بیاوریم. به جای گفتن «مملکت همین است»، بگوییم «میتواند بهتر باشد». به جای گفتن «ما کاری از دستمان برنمیآید»، بگوییم «هر تغییر از من شروع میشود».
راه آزادی فقط از سقوط یک دیکتاتور نمیگذرد. اگر ذهن استبدادزده تغییر نکند، حتی اگر دیکتاتور امروز برود، دیکتاتوری فردا دوباره بازخواهد گشت، این بار با چهرهای تازه و شعارهایی تازه.
ما باید با همان شدت که با زندانبان بیرونی میجنگیم، با زندانبان درون بجنگیم. تا این زنجیرهای ذهنی را پاره نکنیم، زنجیرهای اجتماعی و سیاسی هم پابرجا میمانند.
بیایید صادق باشیم: ما ایرانیان بیش از هرچیز، باید جرات کنیم ذهن خود را آزاد کنیم. تنها یک ملت با ذهن آزاد میتواند آزاد زندگی کند.
کانال سخنرانی ها
@civilizers
دموکراسی فرایندی اجتماعی است نه هدیه ای دیپلماتیک، جایگزین سازی کنش شهروندان به جای «نجات از بیرون» که در نهایت همان الگوی وابستگی و بی قدرتی جامعه را بازتولید می کند.
#شبکه_جامعه_مدنی
@civilizers