-
و از هر کس یک چیزی ساختند، نوبت من که رسید مرا گفتند تو قلم باش! که هر آنچه بر زبان گفته نمیشود را با جوهر آبی قلم بر روی کاغذ بیاوری. اینجا من از تو مینویسم، تو فقط مرا بخوان🤍🕊 دریچه ارتباطی با ما.👇 @Jaw6d_Sadat
داراییِ ابدیام!
نازنینم، درخششِ نگین تاج خوشبختیام، دانهی انارم و سلیقهام.
تو همان ماهیای هستی که بعد از مدتها انتظار و ناامیدی به تورم خورد؛ ذوقش را تصور کن.
تو همان آبِ سردِ داخل ِیخچالی بعدِ ورزش، که با تمامِ وجودم سراغش میروم و از هر چیز بیشتر، نیازش دارم.
تو همان قرصی که بعد از کلی درد و مریضی، به جانم حلول کردی و سلامتی را بخشیدی.
تو همان میوهای مفیدی که به نسخهام، داکتر نوشت.
تو همان آهنگ نابی که بعدِ سالها شنیدم و سلیقهام را کشف کردم.
تو همان صدای گیرایی که گوشهایم مشکلاتِ روزگار را بعدِ تو دیگر نشنید.
و تو همان آب زلالی که عطشِ تنم را فرو مینشانی.
🖋#جاوید_سادات
@Pesar_nawisnda | پسر نویسنده
من عاشقم! و داشتنِ این حس، تنها نعمتیست که خدا با جعبهی زرین برایم فرستاده است.
من عاشقم! عاشقِ وجودم، دستهایم، چشمهایم، مغزم، طرزِ صحبتم، تُن صدایم و جسمی که در مقابلِ آئینه، میبینمش.
زیاد دوستش دارم…دوستداشتنیست و همیشه خواستمش؛ گرچه گاهی کور میشوم و نمیبینمش، ولی از حق نگذریم، زیادی میخواهمش.
و بگذار بگویم: من عاشقِ گل هستم، و از اینکه میبینمش و میتوانم ببویمش و وجودش را در اعماقِ ریههایم لمس کنم، حسِ قدرت و غرور به من دست میدهد.
و من در کل، آدمِ عاشقام؛ عاشقِ پریِ لیوان، عاشقِ برنج و قورمهی بیگوشت، عاشقِ آب بهجای انرژی، و عاشقِ ساعتِ معمولی تا بشود تیکتاکِ ساعت را ببینم، بهجای ساعتهایِ لوکس؛ من عاشقِ پاهایم هستم تا در نبودِ موتر، طرفشان بنگرم و از بودنشان حظ ببرم.
من عاشقِ چیزهای کوچکم…
عاشقِ نورِ کمرنگ صبحیام که از پنجره میتابد و بوی نان تازهای که در کوچه میپیچد.
عاشق کفشیام که خاکی شده اما هنوز باهام راه میآید؛
عاشقِ آن لحظهام که گوشیام بیدلیل «نوتیف» نمیدهد و سکوت، مهمانِ لحظههایم میشود.
من عاشقم به قطرههای باران، به بخارِ چای که به صورتم میخورد، و حتی به لباسی که بعد از بارها شستن هنوز بوی یک خاطره را میدهد.
🖋#جاوید_سادات
@Pesar_nawisnda | پسر نویسنده
چقدر قشنگ میخواند.❤️
گفتم این آغاز پایان ندارد.Читать полностью…
عشق اگر عشق است، آسان ندارد.
گفتی…
مهربانم، عجول و ناآرام شدهام…سکون و وقارِ روحی را از خود سلب کردهام.
ارزشها نزدِ من رنگ باختهاند و فکرهای بیجا، ذهنم را مشغول کردهاند.
سنگین شدهام، و درونم دنیایی از هیاهوست.
از تو دور شدهام و این دوری، قلبم را سخت و ذهنم را کُند کرده است.
عاجزانه تو را میخواهم، اما قدرت گفتنش را ندارم؛ حتی رویِ خواستنش را.
دلم آرامش میخواهد و رهایی از این طوفانِ روحی.
دوست ندارم این حالت را، اما درگیرش شدهام، با انتخابِ اشتباه، در گودالی که خودم با دستِ خود کَندهام.
و بدونِ تو، راهی برای خروج از این تاریکی ندارم.
بیرونم کن، و توجهٔ به جیغ و اصرارهای پوچم مکن.
بیرونم کن و محکم در آغوشم بگیر.
نجاتم بده، چون فقط تویی که آن جوانمردی را داری؛ تو که با وجودِ زخمها، با وجودِ دلشکستگی، با مهربانی نگاهم میکنی.
گاهی که شرمندهات میشوم، از خودم فرار میکنم؛ از اینکه اینقدر خوبی، لجم میگیرد… و خودم را ملامت میکنم.
اما با اینهمه، باز همان آدمِ اشتباهکار میشوم؛ و با این حد از خوب بودن، به زمین فرو میروم.
اما هرگز از تو ناامید نشدهام،
و نخواهم شد… چون هنوز، تنها نقطهی نجاتم تویی.
🖋#جاوید_سادات
@Pesar_nawisnda | پسر نویسنده
آرامش را ربودند؛ در تنهایی خودم بهسر میبرم دلم میخواهد بروم نزد فامیل، اما با اندکی گذر زمان، دلم را آنجا هم میزند و باز میخواهم سراغ دیگری بروم؛ و باز همان بیحوصلهگی بهسراغم میآید… و باز هم فراری میشوم.
قدیمها تنهایی خوب بود، مقداری زیبا و آرامش میداد، بهدور از جامعه، سر به دامان خیال میگذاشتیم و خیره به جایی، ساعتها را مثل نسیم، بیصدا پشت سر میگذاشتیم.
اما حالا گویا زمان و روزگار، دو چیز جدا شدهاند، و وصلت خویش را برهم زدند.
و یا شایدم زیادی صمیمی هستند، نمیدانم واقعا؛ نه روزگار میگذرد بر وفق دل و نه هم زمانش، هر دو لج کردهاند و گذر نمیکنند.
مغرور شدهاند بیاعتنا فکر فرد سوم، کسی که خورد شد، شکست، محو شد، غمگین شد، افسرده شد و یا مبتلا به دیگر طاعونهای عصر، همچنان ایستادهاند، و خودمان را بالای خودمان به لعنت گفتن وا ندارند، رها کردنی نیستند.
از آرامش فقط نامی مانده؛ و بدحالی، سند بقای همیشگیاش را امضا کرده است.
و حالا، ماندهام میان بیقراریِ روزهایی که نمیگذرند و دلتنگیِ لحظههایی که آرام نمیگیرند.
نه دل در خانه آرام است، نه در آغوش کسی، نه در تنهایی خودم.
انگار نه زمین جاذبه دارد، نه زمان گذر؛
و من، تنها نظارهگر فروپاشی درونم شدهام، بیآنکه بتوانم نجاتش دهم.
🖋#جاوید_سادات
@Pesar_nawisnda | پسر نویسنده
زندگی، درد سرهای زیادی را بالایم شوراند و چون موجی خشمگین، بر پیکر روحم کوبید.
هی من را به زور و موانع کمرشکن خواست از راهم برگرداند؛ با دردی پنهان، که جسمم را میآزرد؛ نه دیده میشد و نه بیان؛ فقط آن کلمهی کلیدیِ تلخ(صبر) کلیدش بود.
کاری کرد که درونم آشوبیشود بیصدا؛ زخمیشود که نه میشود نشانش داد، نه فریادش کرد.
و دستهای بیرمقم، دیگر حتی برای پاککردن اشکهایم انگیزهی در خود نمیبیند.
غم مبهم و گنگ را چون مهمانی ناخوانده، در دلم گذاشته است و هوای رفتن را ندارد.
حتی جملهی پوسیدهی "باید ادامه داد" هم دیگر برایم رنگی ندارد…
در این سن، و اینقدر غم معلوم و در همسایهگیِ غمهای گنگ که میشود گفت: پوچ، اما سنگینیِ زیادی دارد، فشاری زیادی در پیکرم روا میدارند.
گم شدهام… در کویر بیفریادرسی،
و غرقم… در دریایی که نامش تسلیم است.
اما در میان این طوفان نامهربان،
گاه جرقهی خاموش در انتهای ذهنم میلرزد؛ نه نوری کامل، نه نجاتی فوری، اما شدنی.
شبیه فانوسیست که در دل تاریکی، به مسافری گمگشته چشمک میزند.
شاید هنوز چیزی در من زنده است…
چیزی کوچک، ناپیدا، اما مقاوم.
زخمهایم، روزی زبان خواهند گشود
و با صدایی که از عمق رنج برخاسته است، خواهند گفت:
"ما دلیل قامت استوار او بودیم… نه پایانش.
🖋#جاوید_سادات
@Pesar_nawisnda | پسر نویسنده
🍀💐🌼 از بهترین و دلنشینترین کانالهای تلگرام لذت ببریم
📕 اشعــارنااب مولانایجان موسیقی کلاسیـک
@molaanayJaan
🧿 خلاصه کتابهای روانشناسی
@booklove_blog
🌳 گلچین کتابهای صوتی PDF
@ketabegoia
🌻 هنر ایده خلاقیت
@Upcyclingidea
🍎 حقوق برای همه
@jenab_vakill
🌳 گنجینه گرانبهای کتاب صوتی
@GANGINEH
🍁جذب جنس مخالف با تکنیک روانشناسی
@moshavereh_shoma
🌻 مجلهی زندگی"جذب"موفقیت"
@Pareparvaz63
🍎 عشق ب خود ❤️
@eshg_servat
🌳 اطلاعات مفید پزشکی دکتر خود باشیم
@kalemnab
🌻 نگارش دهم تا دوازدهم(نگارش و نویسندگی...)
@negareshe10
🍎 مدینه فاضله
@Madineh_Fazeleh
🌳 عربی به زبان ساده
@atranslation90
🌻 پارسی سخن بگوییم و زیبا بنویسیم
@FARZANDAN_PARSI
🍁 مدار رشد
@buissness_womann
🍎 رسانه تاریخی Historium
@HistoriumClub
🌳 دل واژههای تنهایی
@gandomzaran
🍁 دانستنیهای زنان موفق
@successfulwomen1
🌻 نوستالژی زیرخاکیهای خاطره انگیز
@nuostalzhi
🍎 آموزش رایگان مشاغل خانگی
@honarkadeh_aftab96
🌻 جهانگردی و طبیعت زیبا
@afarinshokoh
📘 شعر لری
@skeyani
🍁 نیلوفر درون 🪷
@nilofaredaroon
🌳 آموزش کف بینی
@kafbini12
🌻 دوره ، رازهای پولسازی
@Maya_Mind
🍎 کتاب صوتی دزیـره مـتـن ناب📝
@dessEre
🌳 آفرینش؛ جستجو در ادبیات و فلسفه
@afarineshdastan
🌻 ده دقیقه رمان و روانشناسی🎙
@peyke_pouyesh
🍎 تیکههایی از بهترین کتاب ها !
@beautifulminds4
🌳 نوازش روح، دنیایی از همه رنگ . . .
@Navazesh_e_rooh
🌻 معنای زندگی چیست؟
@manaye_zendegi_chist
🍎 زیباترین اشعار شاعران
@Mahfelshaeraneh
🌳 آوای شب_دانـلود خاطره
@AVAYESHAB2024
🧿 پیر دهر
@pir_dahr
🍎 مجله پزشکی زیبایی سلامتی
@Drsalam2025
🌳 کانال عربی هشتم
@amoozesharabii8
🌻 انگلیسی آسان با 🎬 و 🎵
@Englishtub
🍎 محفل شعر و آوا
@mahfelshearvaava
🌳 مجله روزهای زندگی
@Roozhayezendegi2024
🌻 کانال عربی نهم
@amoozesharabi9
🍎 حافظ صوتی جدید
@hafez_soty
🌳 لغات انگلیسی GRE 3500
@gre3500book
🌻 حال خووب با یک فنجان" قهوه☕️"
@Ghahvee_Ghajar
🍎 مرجع پادکست و آموزشهای زبان انگلیسی
@talk2_talk
🌳 کانال فارسی نهم
@farsi9m
🌻 کانال فارسی هفتم
@farsii7m
🍎 شاهنامه صوتی
@shahname_soti
🌳 پسر نویسنده
@Pesar_nawisnda
🌻 هنر آشپزی خوشمزه
@Foodbankn
🍎 بسته بندی های خلاقانه
@Creative_Packaging
🌳 کانال فارسی هشتم
@farsii8m
🌻 خوشگلترین شعرهای ادبی و دلنوشتهها
@negahshear
🍎 کتاب صوتی،تیکه کتاب،پیدیاف
@Ketabkhooneydenj
🌳 کلیپهای انگیزشی
@kelephayeangizeshi
🌻 مدیریت زندگی
@LifeManage
🍎 « زیباترین اشـ؏ـار »
@aftabmahtabi
🌳 کانال عربی هفتم
@amoozesharabi7
🌻 پرسش و پاسخ رایگان با روانشناس
@huzurtel
🍎 حسِ خوبِ زندگی
@FullAndrewP4K
🌳 آموزش عربى
@Arabicconversation20
🌻 روانشناسی برای زندگی بهتر
@Ravanshenasilifestyle
🍎 انگلیسی کامل Complete English
@englishteaching1398
🌳 استوری مناسبتی انگیزشی
@yefenjanaramsh
🌻 خسروی آواز استاد شجریان
@stad_shajariyan
🍎 گالری تصاویر و مطالب ناب ادبی
@GaleryeTasavireAdabi
🌻 دروازه ی دانایی 𝝗𝝤𝝤𝝟𝝛
@Audio_Books_24
🌳 زبانشناسی و علوم شناختی
@Cognitive_Linguistics_Institute
🌻 ترکی استانبولی رو قورت بده!
@Turkish_Nazli
🍎 زیباترین کلیپها و آموزش رقص
@sonatimahalli
🌳 کوچه 🇧 🇦 🇬 🇭
@Khonehghadimi
🌻 بهترین کتابهای صوتی موفقیت و بیداری
@ganonjjazb
🍎 بانوان هنرمند و کارآفرین
@banovanehonarmandvakarafarin
🌳 سفر به روشنای رهایی
@shine41
🌻 متن دلنشین
@aram380
🍎 جملات نویسندگان برتر
@anahelanjoman
🌳 آموزش پاڪسازی تقویت انرژے چاڪراها
@tabnahayteshgh
🌻 آموزش هنرها و دکوراسیون🏡
@TazeineManzel
🍁 زیباییهای آفرینش
@stiiiiicker
🍎 کتابخانه بزرگ ادیان و فرهنگ باستان
@Zardoshti_book
🌳 زبانشناسی و آموزش زبان انگلیسی
@Linguistics_TEFL
🌻 آرا حقوقی قضایی و نظریات مشورتی
@ARA_HOGHOOGHI_GHAZAIE
🍎 کتابخانه صوتی و پیدیاف تاپ بوک
@Top_books7
🌳 شبی چند دقیقه کتاب بخوانیم !!!
@book_tips
🧿 دل تراپی
@Del_Therapy
📕 تاریخ نجیب زادگان
@tarikh_iranvich
🧿🌺 هماهنگی برای تبادل
@mrgp_1
امروز یکی آمد گفت: روزتان تبریک🙂
گفتم: بابت؟
گفت: چون روز معلمه و شما هم چون دعوها خوبی یادم دادین، من هم تبریکی دادم🤓
یعنی…😑
آقای سادات تو بیا اشتراک کن
باز مردی از ۹۹ امتیاز کمتر بگیر!😑
در صدد خاموشیام؛ همانندِ چراغ رکابیهای قدیمی، با روشنیِ بیش از حد و نیامدنِ نیرو، دارم نورم را از دست میدهم و در گوشهای کز میکنم؛ خاموش، بیصدا، سرد و نابکار.
اما این انصاف نیست؛ من تا به اینجا رسیدم، جان کندم، دردها دیدم، زندگیام را دادم، نباید عقیب را ببینم و پشیمانی را اجازه بدهم، با من انس گیرد، نباید این اتفاق بیفتد؛ من برای ادمه نباید به نیروی دیگری نیاز داشته باشم.
باید مستقل بودن را بیاموزم و در صدد به دست آوردنش، نیروی جسمی و روحیِ خودم را به کار گیرم.
من باید به گریه «نه» بگویم، منفیگرایی را پشت پا بزنم، نشستن را به باد فراموشی بسپارم و «نمیشود» را طرد کنم.
من به معنای واقعی مجبورم ادامه بدهم؛ گزینهی دومی نیست.
من به معنای واقعی مجبورم! این را باید به روح و روانم حک کنم و نباید بنشینم.
نباید وضعیت کنونیام رویِ من تأثیر بگذارد و حرفها، دقتنکردن، اهمیتندادن، مقایسهکردن و نبودنِ اطرافیانم را نباید دلیل بر بلند نشدن، قرار بدهم.
🖋#جاوید_سادات
@Pesar_nawisnda | پسر نویسنده
ببینید در افغانستان تنها وایفا از لَین فایبر نوری وصل نیست.
شرکت های مستقلی نیز وجود دارد.
حالا شرکتهاییکه به فایبر نوری وصل است، قطع شده اند و شما ببینید که از شما وصل است یا نخیر.
و اگر فایبر نوری بود و قطع شده است.
پس از این فقط اینترنت مبتنی بر فایبرنوری نخواهید داشت.
آنها باید بسته خود را به دیاسال عوض کنند
خدمات وایفای (آنتن)، دیاسال (DSL) افغانتلیکام و اینترنت شبکههای مخابراتی (سیمکارتها) همچنان فعال و در دسترس میباشد.
Читать полностью…
ولی جای شکر را دارد تنها فایبر نوری قطع شده.
دیگ شرکت ها هنوز پابرجا است( اگر قطع نکنند) و فرمان امیر مومنین مختص فایبر نوری بوده
طبق آخرین اخبار و جمع کردنشان این به دست میآید:
انترنت فایبر نوری که افغان تلیکام هم از این به بعد شاملش میشود، به طور همیشهگی قطع میباشد، و البته این قطع شدن مخصوص عامه مردم است؛ به ادارات دولتی و بانکها پس وصل شده است.
و ا.ا.ا. گفته است به فکر بدیل بهتر آن است.( و چه خوب بود اول بدیل را درست میکردند( اگر باشد) و بعد وایفا را قطع میکردند حداقل).
قطع شدن وایفا در ولایات روز به روز گسترش میآید و حدود ۱۹ ولایت تا فعلحال صورت گرفته است.
و حالا چشم در انتظاریم ببینیم که آیا این فرمان(قطع شدن فایبر نوری) بعد از عملی شدن در کلولایات، روی به سوی سیمکارت های شبکهیی هم میشود و قطع میشود و یا خیر.
و اگر هم قطع نکنند( که خدا کند نکنند) شرکتهای مخابراتی، با این کار کمر ملت را خم میکنند(خیلیها قدرت فعال کردنش را ندارند؛) و با این دزدی از جیبِ خالیِ مردم؛ هر جیب انترنت را به یک الی دو افغانی( حتی کمتر میخرند) و به ۱۱۵ افغانی میفروشند؛ و بعد فقط بوجیِ خودشان را باز میکنند و حتی با بودن کمتر از چند ساعت کوتاه، پیام مصرف یک جیب انترنت میآید.
گاهی که زیادی مهرت لانه میکند در قلبم، در تخیلم پیش میروم و با تو قصهها میبافم، اما در چند قدمیات ایستاده میمانم؛ چرا که از لمسِ موهایت و از نوازشِ دستهایت محرومم.
نمیشود؛ تخیل، آنقدر قدرت ندارد که تا این حد پیش برود.
و گاهی، به عالمِ واقعیت برمیگردم؛ میبینم وضعیت آنطور که باید، خوب نیست.
فاصلهی جسمانی به کنار، روح هم خسته میشود، و دیگر حرکتی مطلوب از خودش نشان نمیدهد.
اما میدانی؟
مهم این است که این رود، جاریست…
حتی اگر گاهی قطرهقطره روان شود، باز هم میرود و قحطی نمیگیرد.
گاهی چون نلِ آب آرام است، گاهی چون جوی روان و گاهی هم همانندِ سیلی خروشان.
گاه فکر میکنم تمامِ تنم از دوریات درد میکند؛ و گاه میاندیشم که ذهن هم مرا دیگر برای فریب دادنِ خودم، همراهی نمیکند.
اما این راه، با تو ادامه دارد؛ شاید به مو برسد، اما هیچگاه پاره نخواهد شد؛ و آخر کار، وصال حق است.
🖋#جاوید_سادات
@Pesar_nawisnda | پسر نویسنده
تو نه مهتاب و نه خورشیدی و نه دریایی
تو همان ناب ترین جاذبهی دنیایی
مثل اشعار اهورایی باران پاکی
و به اندازهی لبخند خدا زیبایی
خواستم وصف تو گویم همه در یک رویا
چه بگویم که تو زیبا تر از آن رویایی
مثل یک حادثهی عشق پر از ابهامی
و گرفتار هزاران اگر و امایی
ای تو آن ناب ترین رایحهی شعر بهار
تو مگر جام شرابی که چنین گیرایی؟
من به اندازهی زیبایی تو تنهایم
تو به اندازهی تنهایی من زیبایی.
#نادر_صهبا
#سهیل_سادات
@Pesar_nawisnda | پسر نویسنده
امروز، آخرین روز درسی ما در مدرسه است.
یعنی من هشت سال سپری کردم و صبر کردم و منتظر آمدن این روز بودم.
دیشب خانه بودم و امروز صبح همه میگفتن نرو روز اخره و….
گفتم بابا جان هشت سال منتظر امروز بودم؛ میخواهم با چشم سرم ببینم که شد؛ و توانستم تمامش کنم.
عشق و عاطفه و داشتنِ همراز، حالا چه در قالبِ رفیق، همسر و یا هر کسی دیگر، به نظرِ من یک نیاز انسانیست.
داشتنِ شریکِ عاطفی برای شیرین کردنِ لحظات بینِ هم، لازم است؛ نه محتاج بودن.
خداوندگارِ بزرگ، با آن عظمتش به شخصیت و اقتدارِ یک انسان حالا چه مرد و چه زن، احترامِ زیاد قایل شده است و گناهِ شکستاندنِ شخصیتِ یک فرد را از تخریبِ کعبه بیشتر بیان داشته است.
حتی خودِ خدا هم به آن بزرگیاش، اگر سمتش اهسته بروی، خیزان میآید.
اما بعضی انسانها، همین مخلوقهای محدود، عشق را به شکلِ احتیاج میپندارند.
و وای اگر کسی دلبستهی درونِ پوچشان شود، دمار را از روزگارِ فرد در میآورند.
گویی دلِ یک انسان، چیزیست برای بازیهای موقتشان؛ و وقتی دیگر نخواستندش، از خود طرد میکنند.
اما عشق، عشقِ واقعی، آن است که پناه شود، نه پنجه.
سببِ آرامش شود، نه به لعنت افتادن.
و برای هم، نفس شوند؛ نه قفس.
🖋#جاوید_سادات
@Pesar_nawisnda | پسر نویسنده
و اما گناهم، عاشق شدن بود؛ محبتی بیش از حد و توجهی که ترازو از وزنش عاجز بود.
آری، به جرمِ خوب بودن و عشق ورزیدن، محکوم شدیم به تنهایی و دلزدگی.
به جرمِ صداقتِ بیحد، محروم شدیم از خندههای تهدل و آرامشی که حقمان بود.
اصرار داشتیم برای ماندن، بر دریافتِ حتی نیمصدم از توجهی که میدادیم.
«صد» را فدای نیم درصد میکردیم؛ اما کو خواهان؟!
زندگی را فدای نگاهی میکردیم؛ اما کو نگاه؟!
و جانمان را فدای شندینِ یک “جانم” میریختیم؛ اما کو زبانی گویا؟!
آری، محکوم شدیم، تنها جرممان زیاد اهمیت دادن بودن.
و حالا ماندهایم با دلی که هنوز میتپد، اما نه برای زندگی…
برای خاطراتی که از تخیلم عبور نکرد،
برای حرفهایی که هرگز شنیده نشدند.
اما انگار، در این دنیای وارونه، دل دادن بیمزد میماند و مهر ورزیدن بیپاسخ.
🖋#جاوید_سادات
@Pesar_nawisnda | پسر نویسنده
افغانستان، «الف»اش، امیدِ ماست؛ «ف»اش، فداکاری ماست؛ «غ»اش، غیرتِ ماست؛ «الف»اش، اتحادِ ماست؛ «س»اش، سلامتی ماست؛ «ت»اش، تلاشِ ماست؛ «الف»اش، اعتماد ِماست؛ «ن»اش، هم نجاتِ ماست.
افغانستان همان سیبِ سرخِ ماست؛ افغانستان همان چشمهی آبِ ماست؛ افغانستان همان مادرِ مهربان ماست؛ افغانستان همان دستِ پر مهرِ پدرِ ماست.
افغانستان از رگرگِ ما گذشته و در روح ما گره خورده است.
اینکه فکر میکنند در این اوضاع نابسامانیها میترسیم و پا پس میکشیم، به این تفکرشان، حرفی برای بیان نیست، جز تبسمی برای بیخردیشان.
نمیدانند، از طفل نوزاد تا پیرمردِ عصا به دستِ ما، برای این وطن، ایستادهایم.
ما بیشتر از نفسِ خود، برای جانِ خود، که این وطن است؛ ارزش میدهیم.
🖋#جاوید_سادات
@Pesar_nawisnda | پسر نویسنده
در دنیای امروز، عاطفه و احساس کمرنگ شده و همه ما به توجه، مهربانی و برخورد نیک نیازمندیم، در این کانون ادبی و عرفانی، تلاش من بر این است که خواننده عزیز را به سوی خودشناسی و حقیقت هستی بکشانم و او را با زیباییهای جهان و نشانههای پروردگار آشنا سازم؛ باشد تا بار دیگر خویشتن را بیابیم و روحمان با آوای الهی اوج گیرد.
مگو صاحب دلان مردند و شهر عشق ویران شد
جهان پر شمس تبریزست، کو مردی چو مولانا؟
/channel/RaazNey
یک سال قبل دنیا به جز نمازگزاران مسجد در خواب بود.
حتی سربازان کودک کش صهیونیستی که از مرز غزه محافظت می کردند خواب بودند.
گروهی از مجاهدان، پاک ترین و فرهیخته ترین انسان های روی زمین، همه جهان را بیدار کردند.
ساعت 6 صبح
7.10.2023
نقطه عطف تاریخ امت اسلامی
🔹/channel/hedayat_ramazani
جدیدا مُد شده
هر کسی یک کانالی ایجاد کرده به خود
یعنی به معنای واقعی کلمه هر کسی یک کانالی داره، همی☹️💔
#سهیل_سادات
@Pesar_nawisnda | پسر نویسنده
هر هموطنی که در هرات امروز انترنت آن قطع شد میتواند عاجل به شبکه دیاسال و وایرلس وصل شود.
فقط کافی است به شرکتی که اینترنت دارید مراجعه کنید.
پس از این فقط اینترنت مبتنی بر فایبرنوری نخواهید داشت.
آنها باید بسته خود را به دیاسال عوض کنند.
هرات بستر بالایی برای وصل به شبکه وایرلس وصل دیاسال دارد
این شرکتها فردا جمعه نیز استثناء باز خواهند بود
و میمونه فایبر نوری.
برای ادارات از وقتی رسمیات داده میشود الی ختم رسمیات( ۸:۳۰ صبح الی ۳:۳۰ عصر) و پس قطع میشود.
موضوع متن جدیدم را تو بگو:
دینی
انگیزشی
عاشقانه
رفیقی
و…
روح در تنم بیطاقتی میکند؛ چشمانم از انتظار خشکیدهاند.
زبانم دیگر نای حرف زدن ندارد؛ و احساس میکنم پاهایم توانِ راه رفتن را از دست دادهاند.
اما تو، جوابی، نگاهی، سخنی و یا حسی منتقل کن تا جان بگیرم.
🖋#جاوید_سادات
@Pesar_nawisnda | پسر نویسنده