-
فایلهای صوتی، تصاویر و کلیپهای مربوط به موسیقی، موزیک، هنر، اشعار، متنهای زیبا و ... https://t.me/+lrfproPHb7E4Y2Rk @Navazesh_e_rooh
گر بهواقع بنگری بینی که ملــک لایزال
ابتدا و انتهای هر دو عالــم هیچ نیست
#ملک_الشعرای_بهار
خوش به حال دل فرهاد كه تا آخر عمر
آه بر لب به دل اما غم شیرینی داشت!
#علیرضا_صادقی
بشمار برگهای گلی راوقتی که هیچ کار نداری
با یاد یار زمزمهای کن در غربتی که یار نداری
هرشب کنار پنجره بنشین بر امتداد جاده نظرکن
شاید که دوستی ز ره آید هرچند که انتظار نداری
هرصبح زنگ ساعت نه را چون بشنوی ز خانه برون شو
چابک برو، اگرچه بدانی با هیچکس قرار نداری
در دکّهای فلکزده بنشین با روزنامهای که خریدی
نوشیدنی هرآنچه که باشد حرفی به جز «بیار» نداری
فنجان قهوه را که تهی شد وارونه کن که نقش ببندد
در او درخت خشک خزانی یعنی که: برگ و بار نداری
وقتی که ماه نقره بساید بر آشیان آن دو کبوتر
یادی کن از نوازش جفتی کامروز در کنار نداری.
بیجفت هم چو مریم و سیما سخت است روزگار، ولیکن
ای دست و پا شکسته، مبادا اندیشه استوار نداری
سخت است روزگار، ولیکن حاشا که پیش خلق بنالی
هر چند جمله خلق بداند کز غصه روزگار نداری
بر گلفشانِ شعر ظریفت پژمردگی بگو که نباشد
ای نسترن، ز بُن چو برآیی، دیگر ز پی بهار نداری.
بشمار برگهای گلی را چون پارهپارهی تن یاران
وانگه مهار اشک رها کن کاینجا ز گریه عار نداری ...
سیمین بهبهانی
دی ۷۷
این دزدها تمام شریکند با عسس
پیش فلک شکایت دونان چه میبری؟
✏ «صائب تبریزی»
نباشد ز اقتباس نور، چشم ماه را سیری
الهی هیچ کافر نشکند نان گدایی را
✏ «صائب تبریزی»
اعتبار ناقص از بی اعتباری بدترست
قیمت نازل به یوسف چاه را هموار کرد
✏ «صائب تبریزی»
✨
مرا خود با تو چیزی در میان هست
و گر نه روی زیبا در جهان هست
وجودی دارم از مهرت گدازان
وجودم رفت و مهرت همچنان هست
اگر پیشم نشینی، دل نشانی
و گر غایب شوی در دل نشان هست
#سعدی
.
چو بر روی زمین باشی،
توانایی، غَنیمت دان
که دوران، ناتوانیها،
بسی زیر زمین دارد
#حافظЧитать полностью…
کام دل نتوان گرفتن در جهان بی روی سخت
آتش آوردن برون از سنگ کار آهن است
صائب
C᭄𝄞 @Navazesh_e_rooh
─━━━━⊱𝆛𝆐꯭𝅮𝅘꯭𝅥𝅮𝀙᮪⊰━━━━─
سـازِ تـو🎸
#𝐏𝐀𝐑𝐓_474
اخمی کردم
_ این حرفا چیه فتانه؟ من نمیتونم اینجوری بیام جلوشون!
شونه ای بالا انداخت
_ یه راه دیگه هست که ساپورت مشکی نازکی بپوشی اینجوری ضایع نیست که میخواستی پاتو بپوشونی و فکر میکنن واسه نمایش پاهانه
آهی کشیدم
_ کاچی به از هیچی! همونو بده میپوشم
کاور لباس رو باز کرد و ساپورت رو داد دستم
_ عجله کن کم کم سرو کلهی کیان پیدا میشه وسوسه میشه اول خودش تست کنه
جیغ زدم
_ خیلی بیحیایی فتانه
بلند خندید
_ چند روز دیگه پیش من باشی برات عادی میشه
با مسخره بازی فتانه، ساپورت رو پوشیدم
مثلاً میخواست شوخی کنه تا منو بخندونه اما من مدتها بود خندیدن رو فراموش کرده بودم
ماهرخ برامون غذا آورد
به سختی چندتا قاشق خوردیم تا ضعف نکنم
فتانه با تموم کردن ظرف غذاش بلند شد و نگاهی به سرتا پام انداخت
_ اصلاً بلدی برقـ،ـصی؟ سر رشته ای داری یا نه
⇨🪻
ادامه دارد ....
آهنگ زیبای لری «حیرون»
با صدای سعید حسینی
عمر کوتاه است و دنیا فانی و با این وجود
ما به این دنیای فانی زود عادت می کنيم
#ناشناس
هم غمِ کنعانیان شد هم عزیزِ مصریان
لطف ها کرده به یوسف قصه ی پیراهنش
#محمد_شیخی
قلب من موقع اهدا به تو ایراد نداشت
مشکل از توست اگر پس زده پیوندش را
#کاظم_بهمنی
دلم تنڪَ است
دلم اندازهی
حجم قفس تنڪَ است
سڪوت از ڪوچه لبریز است
صدایم خیس و بارانیست
نمیدانم چرا در قلب من
پاییز طولانیست...
#اخوان_ثالث
بلند نام به لاف گزاف نتوان شد
به بال کرکس نتوان به چرخ کرد صعود
✏ «صائب تبریزی»
با بلای آسمانی پنجه کردن مشکل است
برق را منع از نیستان شیر نتوانست کرد
✏ «صائب تبریزی»
بشمار برگهای گلی را
وقتی که هیچ کار نداری
با یاد یار زمزمهای کن
در غربتی که یار نداری
هرشب کنار پنجره بنشین
بر امتداد جاده نظرکن
شاید که دوستی ز ره آید
هرچند که انتظار نداری
هرصبح زنگ ساعت نه را
چون بشنوی ز خانه برون شو
چابک برو، اگرچه بدانی
با هیچکس قرار نداری
در دکّهای فلکزده بنشین
با روزنامهای که خریدی
نوشیدنی هرآنچه که باشد
حرفی به جز «بیار» نداری
فنجان قهوه را که تهی شد
وارونه کن که نقش ببندد
در او درخت خشک خزانی
یعنی که: برگ و بار نداری
وقتی که ماه نقره بساید
بر آشیان آن دو کبوتر
یادی کن از نوازش جفتی
کامروز در کنار نداری.
بیجفت هم چو مریم و سیما
سخت است روزگار، ولیکن
ای دست و پا شکسته، مبادا
اندیشه استوار نداری
سخت است روزگار، ولیکن
حاشا که پیش خلق بنالی
هر چند جمله خلق بداند
کز غصه روزگار نداری
بر گلفشانِ شعر ظریفت
پژمردگی بگو که نباشد
ای نسترن، ز بُن چو برآیی،
دیگر ز پی بهار نداری.
بشمار برگهای گلی را
چون پارهپارهی تن یاران
وانگه مهار اشک رها کن
کاینجا ز گریه عار نداری ...
سیمین بهبهانی
دی ۷۷
.امان برخیزد از شهری که دزدش باعسس سازد
بلایی شد به خط همدست تا شد خال طرارش
✏ «صائب تبریزی»
گر بہ همہ عمر خویش با تو بر آرم دمی
حاصل عمر آن دم است، باقے ایام رفت
#سعدے
آسمانے شدن از خاڪ بُریدن مےخواست
بےسبب نیست ڪہ فوارہ فرو ریختنےاست
#فاضل_نظرے
دنیا به اهل خویش ترحم نمیکند
آتش امان نمیدهد آتشپرست را
«صائب تبریزی»
سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت
آتشی بود درین خانه که کاشانه بسوخت
تنم از واسطه دوری دلبر بگداخت
جانم از آتش مهر رخ جانانه بسوخت
توی این سالهای مشاوره تا حالا ندیدم یکی از زوجین بگه:
به خاطر اینکه زیبا نیست، چاقه، لاغره، ...می خوام طلاق بگیرم!
اما هزار بار دیدم که میگن:
به خاطر اخلاق گندش دیگه نمی تونم!
به خدا قسم سخت نیست اگر بخواهیم خوش اخلاق باشیم.
امروز صبح بعد از نماز صبح رفتم ورزش، یه آقایی هم داشت خلاف جهت پیاده روی می کرد، بدون اینکه بشناسه، به هر کی می رسید با یک لبخند مهربان می گفت: سلام، صبحتون به خیر، ایشالله روز خوبی داشته باشید...
تا این برخورد رو ازش دیدم اینقدر حس خوبی بهم دست داد، جهت حرکتم رو تغییر دادم و پشت سرش به صورت نامحسوس راه افتادم...دیدم به هر کی این جمله رو میگه لبخند روی صورت طرف مقابلش حک میشه...
خودم رو بهش رسوندم و سر صحبت رو باهاش باز کردم، ۳۲ سالش بود، معلم زبان انگلیسی بود،...
گفتم همیشه اینطوری هستی؟
گفت: نه اتفاقا خیلی بدعنق بودم، اخلاقم بد بود، دست بزن داشتم... خانمم با یه بچه ۷ ساله درخواست طلاق داد، دادگاه ما رو فرستاد مشاوره...
برای اولین بار بود که خود واقعی و مزخرفم رو در توصیف خانمم در جلسات مشاوره می شنیدم...
جلسه دهم بود که دستش رو گرفتم و ازش خواهش کردم به من فرصت بده...
قبول نمی کرد ولی به اصرار مشاور بهم مهلت داد....
تصمیم گرفتم روی اخلاقم کار کنم و خیلی حالم خوب شد، حال خانواده ام خوب شد،...
الان پنج سال از اون قضیه می گذره،...
یکی از عادت های خوبم این شده به آدم ها که می رسم، با لحن و زبان بدنی که سوتفاهم ایجاد نکنه لبخند می زنم و سلام می کنم و آرزوی خوب می کنم...
می گفت بیشتر از اینکه انرژی بدم، انرژی خوب می گیرم...
وای جوری حرف می زد که من کیف می کردم،...
خلاصه یاد اون سخن امام على عليه السلام افتادم که فرمودند:
أرضى النّاسِ مَن كانَتْ أخْلاقُهُ رَضِيَّةً
خرسندترين مردمان كسى است كه اخلاقش پسنديده باشد.
دکتر روحالله کریمیخویگانی
۲۷ مرداد ۱۴۰۵
C᭄𝄞 @Navazesh_e_roohЧитать полностью…
─━━━━⊱𝆛𝆐꯭𝅮𝅘꯭𝅥𝅮𝀙᮪⊰━━━━─
حریم عشق را درگه، بسی بالاتر از عقل است
کسی آن آستان بوسد که جان در آستین دارد
...
صبا از عشق من رمزی بگو با آن شه خوبان
که صد جمشید و کیخسرو، غلام کمترین دارد
#حضرتحافظ🌹
C᭄𝄞 @Navazesh_e_roohЧитать полностью…
─━━━━⊱𝆛𝆐꯭𝅮𝅘꯭𝅥𝅮𝀙᮪⊰━━━━─
استقلالِ یک زن، به معنای پذیرفتن این واقعیت است که قرار نیست هویتش به وسیلهی مرد یا مردانی که در کنارش قرار گرفتهاند، تعریف شود.
این استقلالِ هویتی به موقعیتِ رابطهای زن هیچ ارتباطی ندارد.
یکی میتواند ازدواج کرده باشد،
دیگری میتواند از ازدواج خود بیرون آمده باشد یا ممکن است ازدواج نکرده باشد.
هویت مستقل یعنی زنی خودش را بر اساس مردانی که کنارش هستند، "کامل" تصور نکند.
در جامعهای مثل جامعهی ما که در بخش های سنتی آن ممکن است ازدواج نوعی دستآورد و برتری به حساب آید خیلی سخت میتوان به زنانِ تنها، نگاهی درست و غیرقضاوتگرایانه داشت.
و حتی خیلی سختتر میتوان به زنانی که ازدواج کردهاند نگاهِ مستقل داشت.
📕تنها بودن نقص نيست
- پونه مقیمی
اگر گل راخبربودی همیشه سرخ وتر بودی
ازیرا آفتی ناید حیات هوشیاری را
مولانا
من رشته ی محبت تو پاره می کنم
شاید گره خورد به تو نزدیک تر شوم!
ذوقی اردستانی
بیا بیا که زمانی ز مِی خراب شویم
مگر رسیم به گنجی در این خرابآباد
«حافظ شیرازی»
..