shotnote1 | Unsorted

Telegram-канал shotnote1 - نویسندهّ تک شات

2499

از یک عکس، یک جمله؛ از یک جمله، یک زاویه‌ی تازه. نوشتن را با نگاه آغاز می‌کنیم. با هم می‌آموزیم متن‌های کوتاه، الهام‌های بلند، و آموزه‌هایی موجز برای نوشتن. @ShSepehri1 ادمین @shotnote1 ✍️ #شهلا_سپهری 🎬کانال سینمایی @Honarefilmnameh

Subscribe to a channel

نویسندهّ تک شات

🩸🩸🩸
مشدی رمضانعلی خاکستر ته چپقش را تکان داد و گفت: خدا پدرت را بیامرزد، پس ما برای چه اینجا آمده‌ایم؟ سه سال پیش من در راه خراسان سورچی بودم. دو نفر مسافر پولدار داشتم، میان راه کالسکه چاپاری شکست. یکی از آن‌ها مُرد، آن یکی دیگر را هم خودم خفه کردم و هزار و پانصد تومان از جیبش درآوردم.
چون پا به سن گذاشته‌ام، امسال به خیال افتادم که آن پول حرام بوده، آمدم به کربلا آن را تطهیر بکنم. همین امروز آن را بخشیدم به یکی از علما، هزار تومانش را به من حلال کرد. دو ساعت بیشتر طول نکشید، حالا این پول از شیر مادر به من حلال‌تر است!

خانم گلین قلیان را از دست عزیز آغا گرفت، دود غلیظی از آن درآورد و بعد از کمی سکوت گفت: همین شاه‌باجی که همراه ما بود، من می‌دانستم که تکان راه برایش بد است. استخاره هم کرده بودم، بد آمده بود. اما با وجود این آوردمش. می‌دانید این ناخواهری من بود، شوهرش عاشق من شد، مرا هوو برد سر شاه‌باجی. من از بس که توی خانه به او هول و تکان دادم افلیج شد، بعد هم در راه او را کشتم تا ارث پدرم به او نرسد.

عزیزآغا‌ از شادی اشک می‌ریخت و می‌خندید، بعد گفت: پس.. پس شما هم..

خانم گلین همین‌طور که پُک به قلیان می‌زد گفت: مگر پای منبر نشنیده‌ای؟ زوار همان‌وقت که نیّت می‌کند و راه می‌اُفتد، اگر گناهش به اندازه برگ درخت هم باشد طیب و طاهر می‌شود..

سه قطره خون، طلب آمرزش🩸🩸🩸
صادق هدایت
@shotnote1 ✍✨

Читать полностью…

نویسندهّ تک شات

برای نوشتن توصیفات در ژانر وحشت، چند قانون ساده و آموزشی هست:

1. کوتاه و موجز → توضیح اضافه نده، فقط جزئیات کلیدی که حس ترس ایجاد می‌کند.

2. برای فضاسازی، مکان را سرد، خالی، تاریک یا غیرعادی نشان بده.

3. ابهام ایجاد کن. همه چیز را کامل توضیح نده؛ بخشی را مبهم بگذار تا ذهن خواننده خودش پر کند.
4. روی جزئیات حسی مانند روی صدا، سایه، حرکت یا بو تمرکز کن.
5. شخصیت کمتر، فضا بیشتر درنتیجه ترس بیشتر از مکان و ناشناخته می‌آید تا آدم‌ها.


«اتاقی خالی و روشن بود، اما سکوتش با حضور چیزی موحش شکسته شده بود؛ مویی سیاه و بی‌پایان از پنجره و مبل سرریز می‌شد، مثل سایه‌ای زنده آرام آرام در اتاق می‌خزید و زمین را می‌بلعید. هرچه نور بیشتر می‌تابید، تاریکی سیاه‌تر و فشرده‌تر می‌شد و دیوارها را در خود فرو می‌برد. موها از لبه‌ی پنجره آویزان بودند، طولانی‌تر می‌شدند و به سمت تو پیش می‌خزیدند. ناگهان چراغ خاموش شد و همه‌چیز در تاریکی فرو رفت.»

@shotnote1

Читать полностью…

نویسندهّ تک شات

دیالوگ

از کجا معلوم که تو بهترین لحظه‌ عمرت رو قبلا زندگی نکرده باشی و ادامه‌ عمرت، همش درد و رنج نباشه؟

🎬Naked  (1993)


@shotnote1

Читать полностью…

نویسندهّ تک شات

متن ادبی عکس

از خواب که بیدار شدم خیس عرق بودم. بخار داغی از روی پیاده‌رو آجرفرش قفایی تازه آب‌پاشی شده برمی‌خاست. پروانه‌ی خاکستری بالی گیج از نور زرد گرد چراغ میچرخید. از ننو پایین پریدم و پابرهنه به آن‌سوی اتاق رفتم. مراقب بودم مبادا پا روی عقربی که شاید برای هواخوری از مخفیگاهش بیرون آمده باشد بگذارم. به طرف پنجره‌ی کوچک رفتم و هوای روستا را فرو دادم. صدای نفس شب می‌آمد زنانه و تنومند. به وسط اتاق برگشتم. پارچ آب را در لگن مفرغی خالی کردم و حوله‌ام را در آن خیس کردم. حوله‌ی خیس را روی سینه و پاهایم مالیدم، کمی خودم را خشک کردم. و پس از آن‌که مطمئن شدم ساسی لای لباس‌هایم مخفی نشده است لباس پوشیدم. از پلکان سبزرنگ به سرعت پایین آمدم. دم در، به صاحب مسافرخانه، مردی یک چشمی و کم‌حرف، برخوردم. روی چهارپایه‌ی حصیری نشسته بود و سیگار می‌کشید. چشمش نیمه‌باز بود. با صدای گرفته‌ای پرسید:
«کجا می‌روی؟»

دسته گل آبی
اکتاویو پاز

@shotnote1✨🍃✨

Читать полностью…

نویسندهّ تک شات

🫧
خیال خودمان را راحت کرده بودیم که لابد زمان گره از همه‌ی مشکلات ما باز خواهد کرد و کارها به سامان خواهد شد.
زمان گذشت. آشوب بازی را برد. حالا این آشوب از جنس گوشت و خون بود و روح هم داشت.
نه شفایی یافتیم و نه دیگر انگار دلمان در پی آن بود. دیگر بلد نبودیم چگونه بخواهیم از این بند رها شویم، خوابگردهایی شده بودیم فرو کاسته، آدم‌هایی در رؤیای خوشبختی، همان خوشبختی واقعی که همه‌ی این را از سر و زندگی‌مان بشوید و ببرد.
حالا که ژروم مرده بود ما مانده بودیم و کلمنس و ۲۴ سال واماندگی و سازشکاری. خودمان را به این دلخوشی بازی می‌دادیم که سرانجامِ کار، چیزی نمی‌خواهیم جز اینکه باور داشته باشیم ما را برای یک زندگی سخت و ناممکن ساخته‌اند.

زندگی آسان
مارگریت دوراس

@shotnote1 ✍✨

Читать полностью…

نویسندهّ تک شات

💠عباس کیارستمی


💠 از بودن با تو در رنجم، از بودن با خود در هراس...»


💠مدتی است... لبخند میزنم بیدلیل، عشق میورزم بی‌تناسب، زندگی میکنم بیخیال.»


@shotnote1

Читать полностью…

نویسندهّ تک شات

🫧

در جاده ای سوت و کور قدم بر میدارم... همه چیز در توده ای از مه محو میشود
سایه گذشته تعقیبم می کند ...


@shotnote1

Читать полностью…

نویسندهّ تک شات

🔻فرصت محدود برای دانلود کتاب فیلم و سریال
🔸بهترین محتواها
فقط امشبو فرصت دارین وارد بشید
از فردا باید هزینه پرداخت کنید 👌
👌

Читать полностью…

نویسندهّ تک شات

شروع داستان مدیر مدرسه
✍ جلال آل احمد

از در که وارد شدم سیگارم دستم بود و زورم آمد سلام کنم . همین طوری دنگم گرفته بود قُد باشم . رئیس فرهنگ که اجازه ی نشستن داد نگاهش لحظه ای روی دستم مکث کرد و بعد چیزی را که می نوشت تمام کرد و می خواست متوجه من بشود که رونویس حکم را روی میزش گذاشته بودم . حرفی نزدیم .  رونویس را با کاغذهای ضمیمه اش زیر و رو کرد و بعد غبغب انداخت و آرام و مثلاً خالی از عصبانیت گفت : جا نداریم آقا این که نمی شه ؛ هر روز یک حکم می دهند دست یکی و می فرستنش سراغ من ... دیروز به آقای مدیر کل ...
حوصله ی این اباطیل را نداشتم .


@shotnote1

Читать полностью…

نویسندهّ تک شات

🫧🫧

باران که بند بیاید
تازه خاطرات شروع می‌کند به چکه کردن...


@shotnote1 🫧

Читать полностью…

نویسندهّ تک شات

هنر ؛ درنگ ماست بر واقعیت جاری زندگی...


✨✨✨

" استاد شدن در نویسندگی نیز ابتدا نیازمند استاد شدن در برقراری رابطه با ناخودآگاه است."

یرگرفته از کتاب: حرکت در مه
نویسنده: محمدحسن شهسواری


@shotnote1 ✍✨

Читать полностью…

نویسندهّ تک شات

🫧
هیچ چیز راحتم نمی‌کند،؛ 
نه دریا، نه آفتاب، نه درختها، نه آدمها، 
نه فیلمها، نه لباسهایی که تازه خریده‌ام. 
نمی‌دانم چه کار کنم 
بروم و سرم را به درختها بکوبم، داد بزنم، 
گریه کنم، نمی‌دانم.


از نامهای فروغ فرخزاد
به ابراهیم گلستان 
@shotnote1 ✉️

Читать полностью…

نویسندهّ تک شات

محمدحسن شهسواری✨✨


۳-  یک واژه برگزینید، هر واژه‌ای، فرقی نمی‌کند
این همان روش نوشتن بر روی کاغذ است اما با این تفاوت که شما نقطه‌ی آغاز را دارید.

تمرین:

یک کتاب بردارید، فرقی نمی‌کند چه کتابی، چشمان‌تان را ببینید و یک صفحه را باز کنید و همان طور چشم بسته دست روی یک کلمه بگذارید. اصلا مهم نیست چه کلمه‌ای. اگر کلمه‌ای است که اصلا معنایش را نمی‌دانید، دوباره انتخاب کنید. حالا به مدت دو دقیقه درباره‌ی همان کلمه بنویسید.
دنبال این کلمه بیفتید. اگر تا آخر عمرتان دنبال واژه‌ی مناسب بگردید، آن را پیدا نمی‌کنید. مناسب‌ترین واژه‌ی دنیا همینی است که الان پیدا کردید.

@shotnote1✍✨

Читать полностью…

نویسندهّ تک شات

🫧


آلبر کامو زمانی نوشته بود:
«انسان، بیش از آنکه با گفته‌هایش انسان باشد، با چیزهایی که برای خود نگه میدارد انسان است.» و به نظر میرسد گربه‌ها این را خوب می‌فهمند. آنها توضیح نمی‌دهند.

زندگی را با پیچ و با شکوهی از سر می‌گذرانند؛ دنبال طعمۀ نامرئی می‌دوند، در پرتو آفتاب به خواب میروند، و در چارچوب درها ظاهر میشوند؛ انگار با اشاره‌ای کیهانی فراخوانده شده‌اند.


❤️ @shotnote1

Читать полностью…

نویسندهّ تک شات

🫧

تو در فاصله‌ی صامت و خالی بین ترک‌گفتن‌ها غمگینی. مثل مهی که از دریا برخیزد،
آن خلأ به قلبت راه می‌گشاید
و زمان درازی آن‌جا می‌ماند
و سرانجام قسمتی از وجودت می‌شود.

هاروکی موراکامی


@shotnote1

Читать полностью…

نویسندهّ تک شات

🫧

موانع نوشتن:
سروصدای جهان، ماشین‌ها، ساخت‌وسازها، دادوبیدادها، تلویزیون، خواب‌ها، کتاب‌ها، ناشرین، خودم، خشکسالی، سیل، سانسور، نقد…


حسین‌ رسول‌زاده
یادداشت‌های بی‌سرانجام

@shotnote1

Читать полностью…

نویسندهّ تک شات

🫧

سه نفر ، یک مرد و دو زن که مرده اند داخل یک اتاق با هم تا ابد تنها واگذاشته شده اند . اتاقی که گویا قرار است جهنم آنان باشد !
" ....مرد : پس جهنم اینجاست . هیچ وقت گمان نميکردم ... یادتان هست : گرز آتشین ، اژدهای هفت سر ... آه ! چه شوخی هایی . گرز آتشین میخواهد چه کار ؟ وجود دیگران برای آدم جهنم است ... "

نمایشنامه خلوتگاه ‌ ژان پل سارتر


@shotnote1

Читать полностью…

نویسندهّ تک شات

🔺
داستان کوتاه
📝 دسته گل آبی
✍ اکتاویو پاز
3 صفحه
برنده جایزه نوبل ادبیات، داستانی است که با ظرافت و عمق، به بررسی مفاهیم هویت، عشق، خشونت و تضاد فرهنگ‌ها می‌پردازد. این داستان کوتاه با روایتی اول شخص و زبانی نمادین، در سبک رئالیسم جادویی، خواننده را به سفری درونی و اجتماعی می‌برد.

نقد کوتاه:
داستان با کابوس شروع شده و در عمل هم بیداری راوی چیزی شبیه به کابوس است. گرمای خفه کننده ،عقرب، صاحب یک چشم.مهمانخانه با دیالوگ‌ رمزآلودی که با مرد برقرار می کند، همه اینها نشان دهنده آنست که این هواخوری برای مرد یک شب معمولی نخواهد بود.
@shotnote1
@honarefilmnameh🎬

Читать полностью…

نویسندهّ تک شات

🫧

قرن‌هاست که زنان به مثابه آیینه‌ی درشت نمای، این امکان را برای مردان فراهم آورده‌اند تا خود را دو برابر بزرگتر از آنچه هستند ببینند!


اتاقی از آن خود
ویرجینیا وولف

@shotnote1
@honarefilmnameh

Читать полностью…

نویسندهّ تک شات

بررسی «منبع الهام پیرنگ» در بوف کور:


شخصیت اصلی در تنهایی و یکنواختی زندگی می‌کند. مواجهه با محیط و مردم باعث سردرگمی و بیگانگی او می‌شود. در خیال و رویا، جهان تاریک و تهی ظاهر می‌شود. کشمکش درونی و رویارویی با ترس‌ها و ناکامی‌ها، ساختار داستانی و نقطه اوج را شکل می‌دهد.

حادثه داستانی و رویدادهای تبعی:

زندگی روزمره و یکنواخت شخصیت اصلی، انزوا، مشاهده یا خیال‌پردازی درباره جهان، رابطه‌های کوتاه و ناکام با دیگران، ورود به رویاهای تاریک و پیچیده، آشفتگی روانی و شکاف با واقعیت.

درون‌مایه / مضمون:

انسان وقتی با محدودیت‌ها و ظلم‌های اجتماعی و روانی روبه‌رو می‌شود، ممکن است در خیال فرو رود و رهایی واقعی نیابد.

@shotnote1 ✍✨

Читать полностью…

نویسندهّ تک شات

موسیقی برای نوشتن

Gergey_Cheremisinov
Ambient :Piano
Alnum: Charms (2016)

موسیقی Fog جزو کارهای آمبیانت/مینیمال محسوب میشه. فضای آرام، ملایم و کمی مرموز داره که خیلی مناسب نوشتن، تمرکز کردن و غرق شدن در فکر و خلاقیت هست.

این نوع موسیقی چون بدون کلامه و ریتم تندی نداره، ذهن رو کمتر حواس‌پرت می‌کنه و می‌تونه پس‌زمینه‌ی خوبی برای نوشتن باشه.✍

❤️ @shotnote1

Читать полностью…

نویسندهّ تک شات

چشمهای دکمه ای من - بیژن نجدی

من کله ای بزرگ دارم. صورتم صاف و بدون گونه است. چشمهای من دکمه ای است. نمیتوانم بایستم کسی باید کمکم کند. تا بتوانم راه بروم وگرنه روی کشاله را نهایم شکسته میشوم و با صورت به زمین می افتم. موهایم مثل ریش قالی است خیلی هم از بوی دهان فاطی خوشم می آید. 
به خاطر همان بوی گرم دهانش بود که او را می خنداندم و صورتم را به صدای خنده اش می چسباندم.
وقتی که فاطی با پدرش از خانه بیرون میرفت مرا روی تاقچه و پشت پنجره میگذاشتند. با دیدن خیابانی که فاطی از لای مردم برای پیراهن مخمل آبی من دست تکان دهد، بی حرکتی دستها و پاهایم را فراموش می کردم. 
انگار پنجره با طناب از آسمان آویزان بود و من از این طرف خیابان به آن طرف بین ساختمانها تاب می خوردم. 
یک روز از همان پنجره به خیابان پرت شدم با من آینه روی طاقچه هم آمد. آجرها هم آمدند. مادر فاطی هم در آن صدایی که هوا را پاره کرده بود، با من به بیرون از اتاق پرت شده بود. روی پیاده رو بی حرکت افتادم. مادر فاطی کمی دورتر از من دوبار پاهایش را تکان داد و بعد مثل من با چشمهای دکمه ای به مردم زل زد. اما من .... 


@shotnote1 ✍✨

Читать полностью…

نویسندهّ تک شات

🟦برترین کانال‌های علمی فرهنگی 🟦

🌈⭐️🌈⭐️🌈

🥤🧘آموزش یوگاوماساژ
@yougasozok
📜🤫دانلود کتابهای نایاب ممنوعه وتاریخی
@yortci_bosjin_pdf
🌿🍯کتابخانه طبی، درمان با داروهای خانگی
@danyalshafa
🌱✨جادوی گیاهان دارویی طب سینوی
@teb_sinawi
⚖️👨‍⚖️کمپین ۱۲ وکیل پایه یک دادگستری
@adllak1
🎓📚مدرسه دانش و اطلاعات
@INFORMATIONINSTITUTE
🧠🌿آموزشگاه طبی سید
@samsadeghitebeslami
🍳😋دنیای غذا در تلگرام
@telefoodgram
💎🤑شکوه ثروت
@shokoh_servat
📝🇮🇷پارسی سخن بگوییم و زیبا بنویسیم
@FARZANDAN_PARSI
🏛️🤓رسانه تاریخی Historium
@HistoriumClub
🌌😔دل واژه های تنهایی
@gandomzaran
🎧📖صوتی BOOKZ
@Audio_Books_24
💪😄تیم ورزشی و تناسب
@MaryamTeam
🍷🎨هُنر شَراب زِندگی‌ست
@Geraf_art
📖🤓کتاب خوان
@welll_read
🪷😇نیلوفر درون🪷
@nilofaredaroon
😵‍💫❤️‍🔥عشق وجنون
@eshgeojonon
🧠🚪ورود به دنیای روان شناسی
@Mentaljourneys
🗣️🐤آموزش گام به گام زبان انگلیسی
@English_Points_New
☀️😊روانشناسی برای زندگی بهتر
@Ravanshenasilifestyle
💡🤏کوتاه ولی به شدت مفهومی !
@beautifulminds4
🔍🧐انگلیسی با بیشترین جزئیاتش
@englishteaching1398
👁️🌿کانال طبی عیون الحکمه
@oyoon_hekmat
🏠❤️خانه ی دوست
@khanehy_doost
🌧️🎵ملودی باران
@Melodyebaraann
🌈😌زندگی با ذهن زیبا
@LifeManage
✨🌟« زیباترین اشـ؏ـار  »
@aftabmahtabi
🎵💜موزیک لاوین
@lavinmozik
☔🎶آوای باران
@avay_e_baran
✈️⏱️تورهای لحظه آخری
@donyaseir
💌🤫دوبیتی و مشاعره خلوت دلدادگان
@deel_dadegan
🐺😎چاوان
@chavan0057
🏥🤒مجله دانستنیهای پزشکی
@IranHealthMedia
➖😐مینیمال ترین تکستهای یک خطی
@HIVA_CHANL
🌱🔅دانش زندگی
@zendgiizeibai
💄💅مجله پزشکی زیبایی سلامتی
@Drsalam2025
🎭😴متن های دلنشین، رُمان و کتاب صوتی
@Greendreamn
📜🌙محفل شاعرانه
@Mahfelshaeraneh
👽🛸اسرار بیگانگان
@asrarkk
💫📲استوری مناسبتی انگیزشی
@yefenjanaramsh
🌍📖تاریخ ادبیات جهان
@Adabiate_art20
👩‍🦰💇‍♀️گیسوی تو
@gisutt
🤲❓آموزش کف بینی و بیماری
@kafbini12
📚🏨هتل کتاب
@Hotel_booook
💼📈آمــــــوزش کسب و کار / مشـــاوره شغلـــی
@Azsefr_beyek
👽🍪میهمانان فضایی
@mmufo
✍️☄️نویسنده تک شات
@shotnote1
📖🐪آموزش زبان عربی با متون داستانی
@taaribedastani
🎤🎶خسروی آواز استاد شجریان
@stad_shajariyan
💖📔عاشقانه های من و زندگیم
@asheghnh58
🌄✈️جهانگردی و طبیعت زیبا
@afarinshokoh
💸🤥!!!!!!!! رویا فروشی بلاگرها !!!!!!!!
@gasedak_health
🧘‍♀️💆‍♂️خودشناسی و درمانگری
@reiki4444
🔗📚لینکدونی فرهنگی آموزشی و علمی
@linkdoni_hozavi
📼🧸نوستالژی زیرخاکی های خاطره انگیز
@nuostalzhi
⏰📖بهترین کتابهای صوتی موفقیت وبیداری
@ganonjjazb
🛖📚کلبه دانایی
@kolbe_danaee
☯️🕊️مولانای جان
@molanay_gan
🎭🔍روانشناسی شخصیت
@razhaye_darun
🩺🤕اطلاعات مفید پزشکی دکتر خود باشیم
@kalemnab
🧘✨آموزش پاڪسازی تقویت انرژے چاڪراها
@tabnahayteshgh
💘🎶واج های عشق
@vaj_hay_eshgh
📚🔬کتاب‌های نایاب علمی و طبی
@FA_TI_MI
📚🖋️کتابخانه انجمن نویسندگان ایران
@anjomanenevisandegan_ir
💊🤫معلومات کمیاب طبی و درمانی
@internationalmedicaluseful
🎧📚گلچین کتابهای صوتیPDF
@ketabegoia
🌌🔭آموزش علم نجوم و کیهان شناسی
@yortchi_bosjin
📃🖍برگی از گلستان کتاب
@Donye_Khakestari
🌈⭐️🌈⭐️🌈
1404/5/29
جهت هماهنگی در لیست و رزرو تبلیغات
👇.
@HHo_bb

Читать полностью…

نویسندهّ تک شات

🫧

مرگ مثل گربه ای هر لحظه ممکن است روی تختم بپرد من واقعا برای همسرم متاسفم، این بدن خشک و رنگ پریده را خواهد دید تکانش خواهد داد و بعد احتمالا خواهد گفت: هنک! هنک پاسخی نخواهد داد. مرگ نگرانم نمی کند.نگرانی ام همسرم است که بعد از من با تلنبار هیچ تنها می ماند. می خواهم به او بفهانم که تمام شب هایی که کنارش خوابیدم حتی آن جر و بحث های بی سر و ته همه برایم باشکوه بودند. و آن دو کلمه ی دشواری که هیچوقت جرئت گفتن شان را نداشتم ؛ دوستت دارم …

چارلز بوکفسکی
سوختن در آب غرق شدن در آتش
ترجمه: پیمان خاکسار

@shotnote1

Читать полностью…

نویسندهّ تک شات

❇️عناصر مهم در هنر نویسندگی خلاق از دید ایزابل زیگلر شامل موارد زیر است:


🔻خلاقیت و تخیل: نویسنده باید توانایی خلق ایده‌ها و تصاویر نو و منحصربه‌فرد را داشته باشد.

🔻طرح داستان: داشتن ساختار منسجم و روایت مشخص که مخاطب را به سمت نقطه اوج داستان هدایت کند.

🔻شخصیت‌پردازی: طراحی شخصیتهای باورپذیر و جذاب که بتوانند احساسات و انگیزه‌های انسانی را به خوبی منتقل کنند.

🔻زبان و سبک نوشتار: استفاده هوشمندانه و هنرمندانه از زبان برای خلق فضا و انتقال پیام، به گونه‌ای که متن زنده و گیراتر باشد.

@shotnote1 ✍✨
❤️@honarefilmnameh

Читать полностью…

نویسندهّ تک شات

🔥کانال VIP 🔥
مجموعه ای از بهترین‌های تلگرامی
بر حسب علاقه کلیک کن

👈آموزش هوش مصنوعی
👈آموزش ادبیات و شعر
👈آموزش گل و گیاه
👈آموزش تربیت فرزند
👈آموزش رشد اقتصادی و سواد مالی
👈آموزش زبان انگلیسی
👈آموزش زبان عربی
👈آموزش توسعه فردی
👈کتابخانه
👈ذهن و مدیتیشن
👈پادکست های ارزشمند
👈هنر
👈روانشناسی
👈حقوق
👈آشپزی
👈مهارت های زندگی
👈رسانه و فرهنگ و موسیقی
👈اتیکت و آداب معاشرت
👈خانه های قدیمی و نوستالژی بچگی

💥  پیشنهاد ویژه 🤩
👈محصولات مقوی و خوشمزه

🎯هماهنگی تبادل و تبلیغات:
@rti_ebi

Читать полностью…

نویسندهّ تک شات

مثال:
یک دختر خانم با همین روش کلمه‌ی «کوتاه» را پیدا کرد و این متن را نوشت:

«کوتاه، کوتاه، قدم کوتاه، دویدن کوتاه، شلوار کوتاه، هیچی چی ندارم درباره‌ی کوتاه بگویم. چه اهمیتی داره؟ اصلا کی اهمیت می‌ده. به جز نامزد سابق احمق من. از همان نوجوانی هیچی درباره‌ی شلوار کوتاه نمی‌دانستم. زن‌ها و دخترها خیلی دوست دارند تو جوانی شلوار کوتاه بپوشند. درست همون طور که اون دوست داشت من شلوار کوتاه بپوشم. بله، اون دقیقا کسی بود که بی بند و باری را دوست داشت. اون وقت من را متهم به بی‌وفایی می‌کرد. چه انتظارات تهوع‌آوری داشت. من باید زودتر می‌فهمیدم چه آدم زیاده‌خواهی بود. عجب کثافتی. چه آدم عوضی‌ای. عجب هرزه‌ای. خیلی خوشحالم که خیلی دیر نفهمیدم. بعد از این که همه چیز بین ما تمام شد توی مراسم تشییع جنازه‌ی مادرم همه‌ی نامه‌هایم را آورد و بهم پس داد. هیچ وقت نمی‌خواهم به اون روزهای وحشتناک فکر کنم...»
▫️✨▫️✨▫️✨

زاویه دید؛
اول شخص محدود چونکه راوی «من» است و فقط به درون خودش (افکار، احساسات، خاطرات) دسترسی دارد.
@shotnote1✍✨

Читать полностью…

نویسندهّ تک شات

«شکاف»

او گفت: «من نمی‌توانم بیش از این زندگی کنم، به خودت نگاه کن!» پرسیدم: «هاه؟»
به خودت نگاه کن! روی آن صندلی لعنتی نشسته‌ای! شکمت از زیرپیراهنت بیرون زده، با آتش سیگار تمام پیراهن‌هایت را سوزانده و سوراخ کرده‌ای!
تمام کاری که انجام می‌دهی لیسیدن آن آبجوی لعنتی است، بطری پس از بطری، از این کار چه چیزی به دست می‌آوری؟ به او گفتم: «مضره؟ راجع به چه چیزی حرف می‌زنی؟»
هیچ چیز اهمیت ندارد و ما می‌دانیم که هیچ چیز اهمیت ندارد و این است که مهم است.
تو مستی! بیخیال، عزیزم، بیا بیخیالش شویم، مسئله‌ای نیست...
نه برای من! او جیغ زد: «نه برای من!» او به حمام دوید که آرایشش را انجام دهد. من بلند شدم تا یک آبجوی دیگر بردارم. برگشتم و سر جایم نشستم وقتی که او از حمام بیرون آمد بطری جدیدی در دهانم داشتم.
او جیغ زد: «خدای من! تو منزجر کننده‌ای!»
من با بطری در دهانم خندیدم،با دهان بسته، یک دهان پر از آبجو روی زیرپراهنم تف کردم.
گفت: «خدای من!» در را کوبید و رفته بود...
من به در بسته و دستگیره‌ی در نگاه کردم و به طور غریبی احساس تنهایی «نمی‌کردم».

چارلز بوكفسکی

@shotnote1✍✨

Читать полностью…

نویسندهّ تک شات

✨✍

وقتی می نویسم که حس نوشتن داشته باشم و هر روز هم این حس را دارم.

#ویلیام_فاکنر

@shotnote1

Читать полностью…

نویسندهّ تک شات

متن مرجع برای تست بالا☝️

Читать полностью…
Subscribe to a channel