4414
امشب همه شب نشسته اندر حزنم فردا بروم مناره را کارد زنم خشم آلودست اگرچه با ماست صنم در چاه رسیدهام ولی بیرسنم #مولانا 🌼❤با ما همراه باشید ❤🌼
══ 💛 ══ ❥
🟡 چگونه از کائنات درخواست کنیم؟
👈 خانهی شمــع و انرژی ☟ ☟
✦ /channel/Sham_Energi77
▪️▪️
جز ز فتان دو چشمت ز کی مفتون باشیم
جز ز زنجیر دو زلفت ز کی مجنون باشیم
جز از آن روی چو ماهت که مهش جویان است
دگر از بهر که سرگشته چو گردون باشیم
نار خندان تو ما را صنما گریان کرد
تا چو نار از غم تو با دل پرخون باشیم
چشم مست تو قدح بر سر ما می ریزد
ما چه موقوف شراب و می و افیون باشیم
گلفشان رخ تو خرمن گل می بخشد
ما چه موقوف بهار و گل گلگون باشیم
همچو موسی ز درخت تو حریف نوریم
ما چرا عاشق برگ و زر قارون باشیم
هر زمان عشق درآید که حریفان چونید
ما ز چون گفتن او واله و بیچون باشیم
ما چو زاییده و پرورده آن دریاییم
صاف و تابنده و خوش چون در مکنون باشیم
ما ز نور رخ خورشید چو اجرا داریم
همچو مه تیزرو و چابک و موزون باشیم
به دعا نوح خیالت یم و جیحون خواهد
بهر این سابح و با چشم چو جیحون باشیم
همچو عشقیم درون دل هر سودایی
لیک چون عشق ز وهم همه بیرون باشیم
چونک در مطبخ دل لوت طبق بر طبق است
ما چرا کاسه کش مطبخ هر دون باشیم
وقف کردیم بر این باده جان کاسه سر
تا حریف سری و شبلی و ذاالنون باشیم
شمس تبریز پی نور تو زان ذره شدیم
تا ز ذرات جهان در عدد افزون باشیم
#مولانا
┄✨❊🌼❊✨┄
ماجرا کم کن و بازآ که مرا مردم چشم
خرقه از سر به در آورد و به شکرانه بسوخت
┄✨❊🌼❊✨┄
ای ز هندستان زلفت رهزنان برخاسته
نعره از مردان مرد و از زنان برخاسته
آتش رخسار تو در بیشه جانها زده
دود جانها برشده هفت آسمان برخاسته
جویهای شیر و می پنهان روان کرده ز جان
وز معانی ساقیان همچو جان برخاسته
کفر را سرمه کشیده تا بدیده کفر نیز
شاهد دین را میان مؤمنان برخاسته
تن چو دیوار و پس دیوار افتاده دلی
در بیان حال آن دل این زبان برخاسته
رو خرابیها نگر در خانه هستی ز عشق
سقف خانه درشکسته آستان برخاسته
گرچه گوید فارغم از عاشقان لیکن از او
بر سر هر عاشقی صد مهربان برخاسته
شمس تبریزی چو کان عشق باقی را نمود
خون دل یاقوت وار از عکس آن برخاسته
#مولانا
┄✨❊🌼❊✨┄
برخیز که صبح است و صبوح است و سکاری
بگشای کنار آمد آن یار کناری
برخیز بیا دبدبه عمر ابد بین
رستند و گذشتند ز دمهای شماری
آن رفت که اقبال بخارید سر ما
ای دل سر اقبال از این بار تو خاری
گنجی تو عجب نیست که در توده خاکی
ماهی تو عجب نیست که در گرد و غباری
اندر حرم کعبه اقبال خرامید
از بادیه ایمن شده وز ناز مکاری
گردان شده بین چرخ که صد ماه در او هست
جز تابش یک روزه تو ای چرخ چه داری
آن ساغر جان که ملک الموت اجل شد
نی شورش دل آرد و نی رنج خماری
بس کن که اگر جان بخورد صورت ما را
صد عذر بخواهد لبش از خوب عذاری
#مولانا
#صبح_بخیر
#امروز_با_مولانا
┄✨❊🌼❊✨┄
دیشب به سیل اشک ره خواب میزدم
نقشی به یاد خط تو بر آب میزدم
ابروی یار در نظر و خرقه سوخته
جامی به یاد گوشه محراب میزدم
هر مرغ فکر کز سر شاخ سخن بجست
بازش ز طره تو به مضراب میزدم
روی نگار در نظرم جلوه مینمود
وز دور بوسه بر رخ مهتاب میزدم
چشمم به روی ساقی و گوشم به قول چنگ
فالی به چشم و گوش در این باب میزدم
نقش خیال روی تو تا وقت صبحدم
بر کارگاه دیده بیخواب میزدم
ساقی به صوت این غزلم کاسه میگرفت
میگفتم این سرود و می ناب میزدم
خوش بود وقت حافظ و فال مراد و کام
بر نام عمر و دولت احباب میزدم
#حضرت_حافظ
┄✨❊🌼❊✨┄
حدیث دوست
شـعری از « حافظ شیرازی » با خوانش
« رشید کاکاوند »
حدیث دوست نگویم
مگر به حـضـــرتِ دوســت
که آشـــنا سخنِ آشـــنا نگه دارد
#ادبیات
┄✨❊🌼❊✨┄
بسته در زنجیر آزادیست سر تا پای من
بردهام ای دوست و آزادی بود مولای من
گرچه آزادیست عکس بردگی در چشم خلق
مجمع آن هر دو ضد اینک دل شیدای من
چیست آزادی؟ندیدم لیک میدانم که اوست
مرهمی راحت رسان بر زخم تن فرسای من
من نه مردم لیک چون مردان به بازار وجود
های و هویی میکند افسانه سودای من
پر کند ای مرد آخر گوش سنگین ترا
منطق گویای من، شعر بلند آوای من
من نه مردم لیک در اثبات این شایستگی
شور و غوغا میکند افکار مردآسای من
ای برادر گر به صورت زن همال مرد نیست
نقش مردی را به معنی بنگر از سیمای من
عرصه دید من از میدان دید تست پیش
هم فزون ز ادراک تو احساس ناپیدای من
باش تا بینی که زن را با همه فرسودگی
صورتی بخشد نوآیین طبع معنیزای من
از تو گر برتر نباشد جنس زن مانند توست
گو، خلاف رای مغرور تو باشد رای من
در ره احقاق حق خویش و حق نوع خویش
رسم و آیین مدارا نیست در دنیای من
پنجه اندر پنجه مردان شیرافکن زنم
از گری چون سر برآرد همت والای من
باکی از طوفان ندارم ساحل از من دور نیست
تا نگویی گور توست این سهمگین دریای من
من به فکر خویشم و در فکر همجنسان خویش
گر نباشد؟ گو نباشد مرد را پروای من
گر به ظاهر ناتوانم لیک با زور آوران
کوهی از فولاد گردد خود تن تنهای من
زیردستم گو مبین ای مرد کاندر وقت خویش
از فلک برتر شود این بینوا بالای من
#عالمتاج_قائم_مقامى_بود(متخلص به ژاله)
┄✨❊🌼❊✨┄
من آن صبحم که ناگاهان چو آتش در شب افتادم
بیا ای چشم روشن بین که خورشیدی عجب زادم
ز هر چاک گریبانم چراغی تازه می تابد
که در پیراهن خود آذرخش آسا درافتادم
چو از هر ذره ی من آفتابی نو به چرخ آمد
چه باک از آتش دوران که خواهد داد بر بادم
تنم افتاده خونین زیر این آوار شب ، اما
دری زین دخمه سوی خانه ی خورشید بگشادم
الا ای صبح آزادی به یاد آور در آن شادی
کزین شب های ناباور منت آواز می دادم
در آن دوری و بد حالی نبودم از رُخت خالی
به دل می دیدمت وز جان سلامت می فرستادم
سزد کز خون من نقشی بر آرد لعل پیروزت
که من بر درج دل مهری به جز مهر تو ننهادم
به جز دام سر زلفت که آرام دل سایه ست
به بندی تن نخواهد داد هرگز جان آزادم
#هوشنگ_ابتهاج
#صبح_بخیر
┄✨❊🌼❊✨┄
پی ام نده با بیوت دلتنگش کن♥️ :)
@Booghz_shabaneh
@Booghz_shabaneh
قول میدم همین الان بهت پی ام میده !☝️🏾
هر وقت میخوام یه متن قشنگ استوری کنم
از اینجا برمیدارم، 🥹🌸
متنهاش به شدت عاشقانه است:
•• @lLOVE_you 🤍••
- - - - - - - - - - - - - - - - - -
-🍇استــوری اینستا
@sttory_fake
،-🍷ریمیکس کردی کردی
@KING_gham122
-🍇حرفهای ناگفته
@hharfe_del
،-🍷تیغ سنگین کلمات
@Dep_FSangin
-🍇فروغ جــان منی
@MyPetiteLuNa
،-🍷صدای آرامش زندگی
@colbeeh_aramesh
-🍇ڪلیپ اینستـا
@cilp_insta
،-🍷قلم عشق
@Galameeshgh
-🍇غم تنهایی من
@Mylonelysadness
،-🍷تولد تولد تولد
@tavalod_love20
-🍇تڪست سنگیـن
@text_sanginh
،-🍷اون گوشه از قلبم
@romantic313
-🍇دلتنگیهایم برای مادرم
@mim_meslemadar
،-🍷؛🅢🅐🅑🅞 متن و شعر
@kafesaboiebaran
-🍇آموزش فنّ ِبیان + گویندگی
@amoozeshegooyandegi
،-🍷گیـف ڪGifــده
@Gif_kkade_love
-🍇حسرت عشق
@HASRAT_ASHGH1
،-🍷دلاویزترین شعرِ جهان
@Tak_beytiiiiiii
-🍇کلیپ تولدت مبارک
@tvlodat_mobark
،-🍷گردشگری ایران ما
@igardeshgari
-🍇کلیپ و استوری
@muzic_romantic97
،-🍷ترفندهای روانشناسی
@aramesh_roh_ravan
-🍇متینگ ادیتوران حرفهای
@editbe
،-🍷حس دلتنگی
@Emotionalclips1
-🍇ایران گردی و طبیعت
@IiRan_Gardii
،-🍷درخواستی کتاب PDF
@darkhaste_ketab
-🍇قابِ شاعرانه عشق
@arghavan_takbeyti
،-🍷عکس نوشته پروفایل
@profail_torii
-🍇کتاب رایگان 𝐏𝐃𝐅
@PARSHANGBOOK_PDF
،-🍷برنامه ریزی موفقیت
@ravanshenasi_movafagh
-🍇بیو قشنگ انگیزشی
@annnnnngize
،-🍷ایـــــده ترفنـــــد
@tarfand_eidah
-🍇گیلاس قرمز
@red_cherry_cake
،-🍷سابلیمینال جذب سلامتی
@Sabliminal_moonbriliant
-🍇دنیای بیو انگلیسی
@donyamini
،-🍷کتابخانه فایل صوتی
@omidearasbaran1
-🍇روانشناسی آرامش ذهن
@Ravanshenasilifestyle
،-🍷اشعار ناااب مولانا
@molanay_gan
-🍇خنده بازار مجازی
@Begooo_siib
،-🍷توئیت فان پُرتقـآلی
@Porteghaaleh_man
-🍇حاجت دعا ذکر
@MofatihQuran
؛-🍷یک بغل شـعـر
@Bi_Molaahezeh
-🍇استورے پینترست خاص
@Storie_pinterest
؛-🍷نويسندگان بزرگ جهان
@PARSHANGBOOK
-🍇موزیکای ترند قفلی
@CoCaein_musiic
؛-🍷آهنگهای احساسی
@daryaygham7
-🍇عاشقانه یواشڪی
@yavashaki_dosttdarm
؛-🍷اشعار تڪ بیتی انگیزشی
@Taranom_eshghh
-🍇زیباترین اشعار ، متن
@av_baroon
؛-🍷تولد مرداد ماهی
@tavlod_shad98
-🍇به وقت خندیدن
@fun_land12
؛-🍷فواید بغل کردنت
@asman_del
-🍇زخم و عشق
@hob_sb
؛-🍷ویدئوهای رشدِ فردی
@khalse_daroon
-🍇تیڪّههاۍ سنگین ادبی
@its_anak
؛-🍷جـدیـدترین ڪلیپ ؏اشقانه
@Txext_love
-🍇تڪست تلخ حقیقت
@textttalkh
؛-🍷حس شیرین آرامش
@halleee_khoob
-🍇آهنـگ هوشمصنوعی
@Pezhvak5
- - - - - - - - - - - - - - - - - -
شرکتدرلیستکلیککنید✅
به چهره صورت چینی، به زلف مشک تتاری
زغصه مشک بسوزد چو چین به زلف درآری
دلم به خشم سپردی، مکن که نیک نباشد
دلی که هندوی توست ار به دست ترک سپاری
مده چو خاک به بادم اگرچه هست تن من
به بوی بوسه ی پایت چو خاک راه زخواری
چو جزم و همزه همه حلقه و خم و شکن آمد
چنین به آید ازین سان که هست زلف تو قاری
مراست دیده چو ابر و از او سرشک چو باران
که برسرم زهوایت بلا و صاعقه باری
چو خال، غالیه در رو فتاده پیش تو صدره
بدان سبب که تو برمه، خطی چو غالیه داری
شگفت نیست گر از باغ تو گیاه برآید
که چشمها به هوایت شد ابرهای بهاری
زخان و مان دل من زمانه دود برآورد
همین کز آتش چهره خطی چو دود برآری
چنین که حکم تو بر من روان شده مست همانا
حسام دولت و دین شهریار شیر سواری
قوی دلی که زسهمش به سنگ خاره درون شد
نهاد آتش سوزان چو جرم آب حصاری
زهی به پیش علو تو چرخ کرده زمینی
خهی در آتش خشم تو کرده کوه شراری
میان دیده ی دشمن کند سنان تو میلی
درون غنچه ی جانش کند حسام تو خاری
به وقت عزم، خیالم بود که عین شتابی
به روز حکم گمانم شود که نفس قراری
به وقت خشم، فزاید روایح گل خلقت
که خوشتر آید از آتش، نسیم عود قماری
گرم چو دشمن مال است، لاجرم همه ساله
عدوی مالی، ازین سان که با کرک شده یاری
چو یافت سینه ی خصمت نشان گنج خرابی
نصیب رمح تو آمد زچرخ صورت ماری
شگفت نیست گر از تو نصیب تیغ تو قبض است
ازان سبب که همه تن دل و جگر چواناری
زبان تیغ بریده شود چو حلق دلیران
دران مصاف که گردد زبان کلک تو جاری
حسام خوانمت ایرا که بر کشیده ی حقی
نمی کنی به گهر فخر از آنکه فخر تباری
منم مقصر خدمت چنانکه پیش خیالت
زشرم مرده ام ارنی کجام زنده گذاری
عذاب بنده همین بس که دور داریش از خود
چنانکه دیو لعین را قضا ز رحمت باری
از آنکه همچو زبانم شکسته بسته ی محنت
چو ریر نیست گزیرم ز زخم و ناله و زاری
مرا چو وقت شراب و نشاط نیست تو باری
نشاط کن چو توانی شراب خواه چو یاری
بخواه با خط بغداد جام دجله مساحت
زدست آنکه به رویش غم و شراب گساری
ندیدمت که مرا خود نمی توانی دیدن
کجا توانی ازین سان که شد تنم زنزاری؟
در آمنی و فراغت بقات خواهم چندان
که عشر آن به ملامت کشد گرش بشماری
#سراج_قمری
تتار مخفف تاتار است
شاعر در مصراع اول ،
چهره دلدارش را در ظرافت،به ظروف چينى
و گيسوان او را در خوشبويى
به مشك تتار( مشك تاتار) تشبيه مى كند
مشك تاتار كه مشهور به عطر خوش است
┄✨❊🌼❊✨┄
شِکر خندهای انگبین میفروخت
که دلها ز شیرینیش میبسوخت
نباتی میان بسته چون نیشکر
بر او مشتری از مگس بیشتر
گر او زهر برداشتی فیالمثل
بخوردندی از دست او چون عسل
گِرانی نظر کرد در کار او
حسد برد بر گرم بازار او
دگر روز شد گرد گیتی دوان
عسل بر سر و سرکه بر ابروان
بسی گشت فریادخوان پیش و پس
که ننشست بر انگبینش مگس
شبانگه چو نقدش نیامد به دست
به دلتنگ رویی به کنجی نشست
چو عاصی ترش کرده روی از وعید
چو ابروی زندانیان روز عید
زنی گفت بازی کنان شوی را
عسل تلخ باشد ترشروی را
به دوزخ بَرَد مرد را خوی زشت
که اخلاق نیک آمدهست از بهشت
برو آب گرم از لب جوی خور
نه جُلاب سرد ترشروی خور
حرامت بود نان آن کس چشید
که چون سفره ابرو به هم در کشید
مکن خواجه بر خویشتن کار سخت
که بدخوی باشد نگونسار بخت
گرفتم که سیم و زرت چیز نیست
چو سعدی زبان خوشت نیز نیست؟
#بوستان
#سعدی
📖 باب چهارم: در تواضع
┄✨❊🌼❊✨┄
دوش چه خوردهای بگو ای بت همچو شکرم
تا همه عمر بعد از این من شب و روز از آن خورم
ای که ابیت گفتهای هر شب عند ربکم
شرح بده از آن ابا بیشتر ای پیمبرم
گر تو ز من نهان کنی شعشعه جمال تو
نوبت ملک می زند ای قمر مصورم
لذت نامههای تو ذوق پیامهای تو
می نرود سوی لبم سخت شدهست در برم
لابه کنم که هی بیا درده بانگ الصلا
او کتف این چنین کند که به درونه خوشترم
گشت فضای هر سری میل دل و میسرش
شکر که عشق شد همه میل دل و میسرم
گفتم عشق را شبی راست بگو تو کیستی
گفت حیات باقیم عمر خوش مکررم
گفتمش ای برون ز جا خانه تو کجاست گفت
همره آتش دلم پهلوی دیده ترم
رنگرزم ز من بود هر رخ زعفرانیی
چست الاقم و ولی عاشق اسب لاغرم
غازه لالهها منم قیمت کالهها منم
لذت نالهها منم کاشف هر مسترم
او به کمینه شیوهای صد چو مرا ز ره برد
خواجه مرا تو ره نما من به چه از رهش برم
چرخ نداش می کند کز پی توست گردشم
ماه نداش می کند کز رخ تو منورم
عقل ز جای می جهد روح خراج می دهد
سر به سجود می رود کز پی تو مدورم
من که فضول این دهم وز فن خویش فربهم
ز آتش آفتاب او آب شدهست اکثرم
بس کن ای فسانه گو سیر شدم ز گفت و گو
تا به سخن درآید آنک مست شدهست از او سرم
#مولانا
┄✨❊🌼❊✨┄
افندس مسین کاغا یومیندن
کابیکینونین کالی زویمسن
یتی بیرسس یتی قومسس
بیمی تی پاتیس بیمی تی خسس
هله دل من هله جان من
هله این من هله آن من
هله خان من هله مان من
هله گنج من هله کان من
هذا سیدی هذا سندی
هذا سکنی هذا مددی
هذا کنفی هذا عمدی
هذا ازلی هذا ابدی
یا من وجهه ضعف القمر
یا من قده ضعف الشجر
یا من زارنی وقت السحر
یا من عشقه نور النظر
گر تو بدوی ور تو بپری
ز این دلبر جان ،خود جان نبری
ور جان ببری از دست غمش
از مرده خری والله بتری
ایلا کالیمو ایلا شاهیمو
خاراذی دیدش ذتمش انیمو
یوذ پسه بنی پوپونی لالی
میذن چاکوسش کالی تویالی
از لیلی خود مجنون شدهام
وز صد مجنون افزون شدهام
وز خون جگر پرخون شدهام
باری بنگر تا چون شدهام
گر ز آنک مرا زین جان بکشی
من غرقه شوم در عین خوشی
دریا شود این دو چشم سرم
گر گوش مرا زان سو بکشی
یا منبسطا فی تربیتی
یا مبتشرا فی تهنیتی
ان کنت تری ان تقتلنی
یا قاتلنا انت دیتی
گر خویش تو بر مستی بزنی
هستی تو بر هستی بزنی
در حلقه درآ بهر دل ما
شکلی بکنی دستی بزنی
صد گونه خوشی دیدم ز اشی
گفتم که لبت گفتا نچشی
بر گورم اگر آیی بنگر
پرعشق بود چشمم ز کشی
آن باغ بود نی نقش ثمر
و آن گنج بود نی صورت زر
شب عیش بود نی نقل و سمر
لا تسالنی زان چیز دیگر
#مولانا
┄✨❊🌼❊✨┄
ای ز گلزار جمالت یاسمن پا کوفته
وز صواب هر خطایت صد ختن پا کوفته
ای بزاده حسن تو بیواسطه هر مرد و زن
وآنگه اندر باغ عشقت مرد و زن پا کوفته
ای رخ شاهانهات آورده جان پروانهای
صد هزاران شمع دل اندر لگن پا کوفته
ای دماغ عاشقان پرباده منصوریت
تا دو صد حلاج عشقت بر رسن پا کوفته
لاغری جان ز ذوقت آن چنان فربه شده
مینگنجد در جهان در خویشتن پا کوفته
هدهدان اندر قفس چون زان سلیمان خوش شدند
راه پریدن نبد تا در وطن پا کوفته
جان عاشق لامکان و این بدن سایه الست
آفتاب جان به رقص و این بدن پا کوفته
قهقهه شادان عشقش کرد مجلس پرشکر
بوالحزن شادان شده با بوالحسن پا کوفته
روی و چشم شمس تبریزی گل و نسرین بکاشت
در میان نرگس و گل جسم من پا کوفته
#مولانا
┄✨❊🌼❊✨┄
دلدار من در باغ دی میگشت و میگفت ای چمن
صد حور خوش داری ولی بنگر یکی داری چو من
گفتم صلای ماجرا ما را نمیپرسی چرا
گفتا که پرسشهای ما بیرون ز گوش است و دهن
گفتم ز پرسش تو بحل باری اشارت را مهل
گفت از اشارتهای دل هم جان بسوزد هم بدن
گفتم که چونی در سفر گفتا که چون باشد قمر
سیمین بر و زرین کمر چشم و چراغ مرد و زن
گشتن به گرد خود خطا الا جمال قطب را
او را روا باشد روا کو ره رو است اندر وطن
هم ساربان هم اشتران مستند از آن صاحب قران
ای ساربان منزل مکن جز بر در آن یار من
ای عشرت و ای ناز ما ای اصل و ای آغاز ما
آخر چه داند راز ما جان حسن یا بوالحسن
ای عشق تو در جان من چون آفتاب اندر حمل
وی صورتت در چشم من همچون عقیق اندر یمن
چون اولین و آخرین در حشر جمع آید یقین
از تو نباشد خوبتر در جمله آن انجمن
مجنون چو بیند مر تو را لیلی بر او کاسد شود
لیلی چو بیند مر تو را گردد چو مجنون ممتحن
در جست و جوی روی تو در پای گل بس خارها
ای یاس من گوید همیاندر فراقت یاسمن
گر آفتاب روی تو روزیدهِ ما نیستی
ذرات کونین از طمع کی باز کردندی دهن
حیوان چو قربانی بود جسمش ز جان فانی بود
پس شرحههای گوشتش زنده شود زین بابزن
آتش بگوید شرحه را سر حیاتات بقا
کای رسته از جان فنا بر جان بیآزار زن
نعره زنند آن شرحهها یا لیت قومی یعلمون
گر نعرهشان این سو رسد نی گبر ماند نی وثن
نی ترس ماند در دلی نی پای ماند در گلی
لبیک لبیک و بلی میگوی و میرو تا وطن
هست این سخن را باقیی در پرده مشتاقیی
پیدا شود گر ساقیی ما را کند بیخویشتن
#مولانا
┄✨❊🌼❊✨┄
لاله ستانست از عکس تو هر شورهای
عکس لبت شهد ساخت تلخی هر غورهای
مصحف عشق تو را دوش بخواندم به خواب
آه که چه دیوانه شد جان من از سورهای
مشکل هر دو جهان آه چه حلوا شود
گر شکر تو شود مغز شکربورهای
چهره چون آفتاب بر تن چون غوره تاب
تا بشود پرشکر در تن هر رودهای
وا شدن از خویشتن هست ز ماسوره سهل
چونک سر رشته یافت خصم ز ماسورهای
جسم که چون خربزهست تا نبری چون خورند
بشکن و پیدا شود قیمت لاهورهای
آه که ندیدی هنوز بر سر میدان عشق
رقص کنان کلهها هر طرفی کورهای
پیش طبیب دو کون رفتم بیمار عشق
نبض دلم میجهید در کف قارورهای
گفتمش ای شمس دین مفخر تبریز آه
جز ز تو یابد شفا علت ناسورهای
#مولانا
┄✨❊🌼❊✨┄
همه آهنگایی که دنبالشونی
ولی پیدا نمیکنی اینجاست❤️👇
@CoCaein_music
@CoCaein_music
آهنگایی که یه ملت دنبالشن!💃
𓂃˒𓂃˒𓂃˒𓂃˒𓂃˒𓂃˒𓂃˒𓂃˒𓂃˒
⌝🪴⌞استوری پروفایل اینستاگرام
@CafeStoory
⌝🌚⌞دستپخت مامان
@Ashpazii_m
⌝♥️⌞ریمیکس کردی کردی
@KING_gham122
⌝🪴⌞حس شیرین آرامش
@halleee_khoob
⌝🌚⌞روانشناس خانواده شما
@drholakooei
⌝♥️⌞پروفایل پروفایل پروفایل
@photoniceee
⌝🪴⌞جـدیـدترین ڪلیپ ؏اشقانه
@Txext_love
⌝🌚⌞ویدئوهای رشدِ فردی
@khalse_daroon
⌝♥️⌞تڪست تلخ حقیقت
@textttalkh
⌝🪴⌞تولد تولد تولد
@tavalod_love20
⌝🌚⌞خود آرایی میکاپ
@Makeupnazz
⌝♥️⌞ڪلیپ اینستـا
@cilp_insta
⌝🪴⌞فواید بوسیدن یار
@asman_del
⌝🌚⌞زیباترین اشعار ، متن
@av_baroon
⌝♥️⌞آشپزی بانو جان
@Artfu524
⌝🪴⌞تڪست سنگیـن
@text_sanginh
⌝🌚⌞عاشقانه یواشڪی
@yavashaki_dosttdarm
⌝♥️⌞قلم عشق
@Galameeshgh
⌝🪴⌞موزیکای ترند قفلی
@CoCaein_musiic
⌝🌚⌞نويسندگان بزرگ جهان
@PARSHANGBOOK
⌝♥️⌞استورے پینترست خاص
@Storie_pinterest
⌝🪴⌞مفاتیح الجنان تلگرام
@MofatihQuran
⌝🌚⌞گیـف ڪــده Gif
@Gif_kkade_love
⌝♥️⌞روانشناسی آرامش ذهن
@Ravanshenasilifestyle
⌝🪴⌞دنیای بیو انگلیسی
@donyamini
⌝🌚⌞گردشگری ایران ما
@igardeshgari
⌝♥️⌞ایران گردی و طبیعت
@IiRan_Gardii
⌝🪴⌞کتابخانه فایل صوتی
@omidearasbaran1
⌝🌚⌞برنامه ریزی موفقیت
@ravanshenasi_movafagh
⌝♥️⌞متینگ ادیتوران حرفهای
@editbe
⌝🪴⌞کلیپ تولدت مبارک
@tvlodat_mobark
⌝🌚⌞گیلاس قرمز
@red_cherry_cake
⌝♥️⌞ایـــــده ترفنـــــد
@tarfand_eidah
⌝🪴⌞درخواستی کتاب PDF
@darkhaste_ketab
⌝🌚⌞عکس جذاب عاشقانه
@golesorrkh
⌝♥️⌞بیو قشنگ انگیزشی
@annnnnngize
⌝🪴⌞قابِ شاعرانه عشق
@arghavan_takbeyti
⌝🌚⌞کتاب رایگان 𝐏𝐃𝐅
@PARSHANGBOOK_PDF
⌝♥️⌞حس دلتنگی
@Emotionalclips1
⌝🪴⌞خنده بازار مجازی
@Begooo_siib
⌝🌚⌞زیباترین عکسنوشته پروفایل
@profail_torii
⌝♥️⌞اشعار ناااب مولانا
@molanay_gan
⌝🪴⌞ترفندهای روانشناسی
@aramesh_roh_ravan
⌝🌚⌞توئیت فان پُرتقـآلی
@Porteghaaleh_man
⌝♥️⌞کلیپ و استوری
@muzic_romantic97
⌝🪴⌞یک بغل شـعـر
@Bi_Molaahezeh
⌝🌚⌞آموزش فنّ ِبیان + گویندگی
@amoozeshegooyandegi
⌝♥️⌞حسرت عشق
@HASRAT_ASHGH1
⌝🪴⌞به وقت خندیدن
@fun_land12
⌝🌚⌞اشعار تڪ بیتی انگیزشی
@Taranom_eshghh
⌝♥️⌞اون گوشه از قلبم
@romantic313
⌝🪴⌞آهنگهای احساسی
@daryaygham7
⌝🌚⌞؛🅢🅐🅑🅞 شعرا و متناش
@kafesaboiebaran
⌝♥️⌞دلتنگیهایم برای مادرم
@mim_meslemadar
⌝🪴⌞غم تنهایی من
@Mylonelysadness
⌝🌚⌞فروغ جــانِ منی
@MyPetiteLuNa
⌝♥️⌞صدای آرامش زندگی
@colbeeh_aramesh
⌝🪴⌞تولد مرداد ماهی
@tavlod_shad98
⌝🌚⌞تیغ سنگین کلمات
@Dep_FSangin
⌝♥️⌞دیزاین لاکچری
@Khanom_GOL1
⌝🪴⌞سعدی و مولانا
@hharfe_del
⌝🌚⌞معدن عڪس پروفایل
@shahreeaks
⌝♥️⌞استــوری اینستا
@sttory_fake
⌝🪴⌞خیاطی دوخت آسان
@Artmoden
⌝🌚⌞آهنـگهای هوش مصنوعی
@Pezhvak5
⌝🌵⌞بیو تیکه دار
@Heroin_Bioo
؛𓂃˒𓂃˒𓂃˒𓂃˒𓂃˒𓂃˒𓂃˒𓂃˒𓂃˒
شرکتدرلیستکلیککنید✅
▪️آسان است برای من
آسان است برای من
که خیابانها را تا کنم
و در چمدانی بگذارم
که صدای باران را به جز تو کسی نشنود؛
آسان است به درخت انار بگویم
انارش را خود به خانهی من آورد؛
آسان است آفتاب را
سه شبانهروز، بیآب و دانه رها کنم
و روز ضعیف شده را ببینم
که عصازنان از آسمان خزر بالا میرود
آسان است
که چهچهی گنجشک را ببافم
و پیراهن خوابت کنم؛
آسان است برای من
به شهاب نومید فرمان
دهم که به نقطهی اولش برگردد؛
برای من آسان است
به نرمی آبها سخن بگویم
و دل صخره را بشکافم؛
آسان است ناممکنها را ممکن شوم
و زمین در گوشم بگوید:
«بس کن رفیق»
اما آسان نیست معنی مرگ را بدانم
وقتی تو به زندگی آری گفتهای!!
#شمس_لنگرودی
┄✨❊🌼❊✨┄
میوه تاریک
باغ باران خورده می نوشید نور
لرزشی در سبزه های تر دوید
او به باغ آمد درونش تابناک
سایه اش در زیر و بم ها ناپدید
شاخه خم می شد به راهش مست بار
او فراتر از جهان برگ و بر
باغ سرشار از تراوش های سبز
او درونش سبزتر سرشار تر
در سر راهش درختی جان گرفت
میوه اش همزاد همرنگ هراس
پرتویی افتاد در پنهان او
دیده بود آن را به خوابی ناشناس
در جنون چیدن از خود دور شد
دست او لرزید ترسید از درخت
شور چیدن ترس را از ریشه کند
دست آمد میوه را چید از درخت ...
#سهراب_سپهری
📖دفتر شعر آوار آفتاب
📜میوه تاریک
┄✨❊🌼❊✨┄
دلا تا کی زمینآسا خلاف از آسمان بینی
برافشان آستین تا آسمان را آستان بینی
یکی دامنفشان بگذر ز اوضاع جهان یکسر
که مردان خدا را بر جهان دامنفشا بینی
اگر اقلیم جان خواهی از این ملک جهان بگذر
که خود را هم جهان جان وَ هم جان جهان بینی
تو مرغ عرش پروازی ز دام تن قفس بشکن
به همت بال و پر بگشا که سیر لامکان بینی
از این ظلمات جسمانی چو روح الله مجرد شو
که بر افلاک خود را رهبر روحانیان بینی
تو در این عالم خاکی اگر پاکی بر افلاکی
سزد خود را ز چالاکی قرین قدسیان بینی
به میدان هوا چون شاه ترکان منهزم تا کی
فریدون شو که که در جیشت درفش کاویان بینی
ز ناکامی طلب کن کام دل تا کامران کردی
نبینی کام دل تا خویشتن را کامران بینی
چه میخواهی حیاتی را که چندانش بقا نبود
ز هستی نیستی جو تا حیات جاودان بینی
در این ویران ویرانه ببر از خویش و بیگانه
بسا ویرانی خانه که از این خانمان بینی
تو را یک چند بر این خانه و خوان میهمان خواندند
زهی نادانی و غفلت که خود را میزبان بینی
هزاران چون تو را پرورد و این مادر دوران
ز نادانی تو این نامهربان را مهربان بینی
در این منزلگه فانی چنان آسوده میمانی
که هر سو کاروانی را ز مرگش ساربان بینی
تو را تا از خمار خواب مستی دیده بگشاید
نه مرد از همرهان یابی نه گرد از کاروان بینی
دهد تا باغبانت رخصت نظاره گلشن
ز گلبن خاربن یابی ز بلبل آشیان بینی
به جولانگاه عشقش عاقبت گویی بزن تا کی
خم زلف بتان بر گردم جان صولجان بینی
هزاران نکته باریک دارد حسن مهرویان
تو ای کوتهنظر تا کی همین موی و میان بینی
صفای خلوت خاطر از خلوتگاه رندان جو
که انوار خدا را در خرابات مغان
اگر در حلقه رندان شبی مست و خراب افتی
خبر از بیخبر یابی نشان از بینشان بینی
اگر فر گدایی از در پیر مغان یابی
گدایان درت را خسرو جمشیدشان بینی
به عالم گر به روز آری شبی در خلوت خاصان
برون از هر دو عالم عالم دیگر عیان بینی
چه عالم اندر او هر جان که یابی ممتحن یابی
چه عالم اندر او هر تن که بینی ناتوان بینی
چه عالم عالم عشقی که سر تا سر فضایش را
همه صحرای بیپایان و بحر بیکران بینی
چه صحرا مسکن شوریده دل دیوانگان یابی
چه دریا مکمن توفان و توفان دیدگان بینی
چه صحرا آهوانش را پلنگ تنشکن یابی
چه دریا ماهیانش را نهنگ جانستان بینی
چه دریا ساحلش را ورطه موج بلایابی
چه صحرا ساحتش را ساحل هون و هوان بینی
فروزان تف آن صحرا ز سوز عاشقان یابی
نمایان موج آن دریا ز خون دوستان بینی
در آن صحرا مراد از رهرو بیخانمان جویی
در آن دریا مراد از کشتی بیبادبان بینی
به مردی زن قدم چون سالکان گر رهرو عشقی
که این دریا و صحرا را محل امتحان بینی
گدای بیسر و پا شو به راه عشق پویا شو
که پای بیسر و پایان به فرق فرقدان بینی
چو منصور ار نشینی بر در دکان حلاجی
انا الحق را عیان گویی چو دارو ریسمان بینی
ز نام و ننگ بگذر تا بماند نام نیک از تو
که نام نیک مردان را به نیکی داستان بینی
گل مقصود اگر خواهی به باغ عشق رو کآنجا
نه آسیب خزان یابی نه برق بیامان بینی
اگر راه حقیقت را به پای عشق پیمایی
همه خارا و خارش را حریر و پرنیان بینی
ز الفاظ و معانی جز حدیث عشق اگر خوانی
همه گفتار بیمعنی و تقریر و بیان بینی
حدیث عشق نبود نکته کاندر زبان آید
اگر صد نکتهدان در مکتب یونانیان بینی
چراغ دیده و دل را به نور عشق روشن کن
که در ظلمات اسکندر زلال خضر جان بینی
بشوی از لوح دل اوراق (الفاظ) علم نکتهدانی را
علوم عشق از بر کن که خود را نکتهدان بینی
تو با این جهل و نادانی رموز عشق کی دانی
که کُه را کاه میخوانی و کَه را کهکشان بینی
به راه کجروی تا کی نشینی پشت بر مقصد
ز روی راستی پیش آ که رای راستان بینی
خطای خود ببین تا کی خطا بر این و آن گیری
به عیب خود نگر تا چند عیب دیگران بینی
همان به کاندر این عالم دلی از خود نیازاری
که اینجا هر چه بینند از تو خلق آنجا همان بینی
بد و نیک جهان از خود به آن گر مرد دانایی
چرا از آسمان نالی از اختران بینی
به عالم همت عالیگزین از منت دونان
شکیبایی ز گل بهتر که شکل باغبان بینی
به بازار محبت مایه صدق و ارادت بر
و گر نه زاین همه سودا و سود آنجا زیان بینی
پر از در معانی بین و گنج شایگانش دان
قوافی را اگر در سلک نظم شایگان بینی
مگو ساغر نیستی این همه بیهوده میلافد
اگر امروز او را مست از رطل گران بینی
نه امروزش بود مستی که فردا مستی او را
ز دست ساقی کوثر امیر مومنان بینی
علی و عالی و اعلا که مردی و صفاتش را
برون از حد فهم و عقل و ادراک و گمان بینی
اگر خواهی که بینی قدر کمتر بنده او را
چنان بینی که پنداری زمین و آسمان بینی
#ساغر_کنگاوری
┄✨❊🌼❊✨┄
گویند روزی افلاطون نشسته بود، با جملهٔ خاص آن شهر، مردی به سلام وی درآمد و بنشست و از هر نوعی سخن میگفت.
در میانهٔ سخن گفت:«ای حکیم، امروز فلان مرد را دیدم که حدیث تو میکرد و تو را دعا و ثنا میگفت که افلاطون حکیم سخت بزرگوارست و هرگز چو او کس نباشد و نبوده است.
خواستم که شکر او به تو رسانم.»
افلاطون حکیم چون این سخن بشنید سر فرو برد و بگریست و سخت دلتنگ شد.
این مرد گفت:« ای حکیم از من تو را چه رنج آمد که چنین دلتنگ شدی؟»
افلاطون حکیم گفت:« مرا ای خواجه از تو رنجی نرسید ولکن مصیبتی ازین بزرگتر چه باشد کی جاهلی مرا بستاید و کار من او را پسندیده آید. ندانم که چه کار جاهلانه کردهام که به طبع او نزدیک بوده است و او را خوش آمدهاست و مرا بستوده، تا توبه کنم از آن کار، مرا این غم از آن است که هنوز جاهلم که ستودهٔ جاهلان هم، جاهلان باشند.»
📕 قابوسنامه
✍️ #عنصرالمعالی_کیکاووس_بن_وشمگیر
📖 باب ششم: اندر فروتنی و افزونیِ هنر
┄✨❊🌼❊✨┄
#نور_آیات_۳۰و۳۱
┄✨❊🌼❊✨┄
۲۸ صفر 🖤
"اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّل فَرَجَهُم"
┄✨❊🌼❊✨┄
گفتم که: به رویت چه کنم؟ گفت: نظر
گفتم که: به کویت چه کنم؟ گفت: گذر
گفتم که: غمت چند خورم؟ گفت: مخور
گفتم: چه بُوَد چارهٔ من؟ گفت: سفر
#کمال_خجندی
┄✨❊🌼❊✨┄
و آب شده ای
در اندوه اسبها
دلتنگی دره ها
قطرات شبنم،
مه نمی گذارد که ببینمت.
شعرو صدا ؛ شمس لنگرودی
┄✨❊🌼❊✨┄