insightgroup_ir | Unsorted

Telegram-канал insightgroup_ir - [گروه روان‌تحلیلی بینش]

7512

یونس اقتداری| روان‌درمانگر تحلیلی Admin: @InsightGroup_Admin

Subscribe to a channel

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

مردی که مدام از زنی به زن دیگر میرود، به دنبال تنوع نیست. او به دنبال چیز خاصی است که هیچ زنی در دنیای واقعیت نمیتواند آن را برآورده کند.

"عقده حل نشده مادری " تصویر مادر را با تمامِ زندگی عاطفی درونی یک مرد درهم می آمیزد. آنچه او وارد روابط بزرگسالی میکند، نیاز ناخودآگاه برای پذیرش کامل و بی قیدوشرط است؛ همان تغذیهی کاملی که او در دوران نوزادی به آن نیاز داشت.



هر زنی در دنیای واقعی که او با آن روبه رو می‌شود، در چشم او انسانی عیب دار و ناقص است. پس زن نمیتواند نیاز عقده ی مرد را برآورده کند و در نتیجه میل مرد فرو می پاشد. او همچنان ادامه میدهد با این باور که نفر بعدی سرانجام همان زن ایده آل و مورد نظر خواهد بود. ولی واقعیت این است که کسی که او به دنبالش است اصلا وجود خارجی ندارد.


جستجوی او در میان زنان نیست، او تصویر درونی خود از زن را جستجو میکند که هیچ انسانی در دنیای واقعی نمی تواند حامل این تصویر باشد. این وسواس و اعتیاد زمانی پایان می یابد که آن مرد دریابد و بفهمد که آنچه دنبال آن است در واقع در خودش نهفته است نه جای دیگر!

▫️بازنشر از پیج اینستاگرام:
instagram.com/dr.tavakolli


کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

از نشانه‌های اینکه روانکاوی ما خوب پیش می‌رود این است که رویاهایمان اصطلاحاً در شروع روانکاوی ممکن است "غلظت و صراحت بیشتری" به خود بگیرد. به این معنا که برای مثال؛ اگر قبل‌تر تمایلات جنسی یا فانتزی‌های INCEST ِ ممنوعه‌ی شما خودش را پنهان‌تر، مبهم‌تر و سیمبالیک‌تر در رویا آشکار می‌نمود،‌ حال عیان‌تر در رویا متبلور خواهند شد.

البته در رویا هزار و یک متغیر دخیل است و لذا این نکته مطلق نیست! فکر می‌کنم به این‌ دلیل این مساله رخ می‌دهد که روان ما به آن روانکاو اعتماد کرده! عجیب است اما میان تغلیظ رویا و اعتماد به روانکاو به باورم رابطه‌ای هست! اینطور می‌توانم از دو طریق این رخداد عجیب را فهم کنم:

اولا باور دارم ما برای ورود به IDEA های ناخوداگاه نیاز به یک حامی و تکیه‌گاه قابل اعتماد و قوی داریم. مواجهه‌ی در تنهایی با متریال‌های ناهشیار اگر هم رخ دهد جز انتقال اضطراب، یا حس بی‌معنا یا آشوب‌ناک بودن رویا یا حتی صرفا یک کنجکاوی برای ما نتیجه‌ای در برندارد.  به یک‌معنا رویای در تنهایی هرز می‌رود؛ پِرت می‌شود! روانکاوِ به‌انداره‌کافی خوب، می‌تواند در جایگاه این حامی قرار گیرد.

از طرفی بخش رویا یا همان متریال‌های ناهشیارِ وجود ما همیشه دنبال یک‌ مخاطب فهمنده (CONTAINER)‌ می‌گردد تا انگیزه‌ای برای تجلی پیدا کند. روانکاو خوب، با حضورش این اشتیاق را محقق‌می‌سازد. "او آمد، رویا ببین!". رویا شبیه به فیلم می‌ماند؛ دنبال شنونده و ببیننده‌ی خوب است تا روی پرده ظاهر شود.

لذاست‌ که اصولا مراجعین بعد از چند جلسه روانکاوی معمولا شروع به دیدن رویاهایی می‌کنند که برای خود آن‌ها جای تعجب دارد که‌ "من ماه‌ها و  سال‌ها بود که رویا ندیده بودم؛ نمی‌دانم‌ چه اتفاقی افتاده که با شروع روانکاوی من شروع به رویا دیدن کرده‌ام".

✍️امیرحسین  کمیجانی


کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

همه به تک همسری معتقد نیستند، اما همه طوری زندگی می‌کنند که گویی هستند. هنگامی که بحث وفاداری یا درست پیمانی به میان آید همه به دروغی که می گویند یا به حقیقتی که می‌خواهند بگویند آگاه هستند. همه در مورد خودشان چنین فکر می‌کنند؛ یا خیانت دیده اند یا خیانت کرده اند.

همه حسادت یا گناه را حس می‌کنند و بابت آن چه ترجیح می‌دهند رنج و عذاب می‌کشند. آن اندک بخت یارانی هم که ظاهراً هرگز حسادت جنسی را تجربه نمی‌کنند، همیشه یا در این مورد حیران اند و یا به آن می نازند. هیچ کس هرگز از احساس کنار گذاشته شدن محروم نبوده است و سوزن هر کس روی چیزی که از آن کنار گذاشته شده است گیر می‌کند، باور به تک همسری به دیگر سخن بی شباهت به باور به خدا نیست.

وقتی که قواعد بازی را متوجه شویم می‌توانیم دربارهٔ نقش آفرینی مان بیاندیشیم و مجبور نیستیم به فکر خود بازی باشیم ما برخی چیزها را بدیهی می پنداریم تا بتوانیم چیزهای دیگر را جای چیزی دیگر بگذاریم. خیانت از این رو مشکلی چنین بزرگ است که ما تک همسری را بدیهی می پنداریم و با آن به مثابۀ هنجار برخورد می‌کنیم، شاید ما باید خیانت با خاطری آسوده را بدیهی بپنداریم، آنگاه قادر خواهیم شد که درباره تک همسری بیاندیشیم.

بی بند و بار، مثل تک همسر آرمان خواهی است که خود را عمیقاً وقف زندگی بهتر کرده است. هر دو شیدای امید و اطمینانی دو چندان اند و مهر لذت هایشان را خورده اند برای مقابل هم نشاندن این دو نباید خیلی عجله کرد. در بهترین حالت آن‌ها هر دو دشمنان بدبینی هستند، خسته دلی از آن بدبین است چراکه همواره ابتدا نومیدی اش را پیش می کشد.

خیانت همان قدر که دربارهٔ معرکه ای است که حول بیان حقیقت ایجاد می شود درباره زیر و بم میل جنسی نیز هست. تنها به خاطر میل جنسی است که ما به طور کلی درباره حقیقت فکر می‌کنیم که صداقت و مهربانی را مغایر یکدیگر می یابیم.

دروغ موفق یک آزادی هراس انگیز به وجود می آورد و به ما نشان می دهد که ممکن است هیچ کس نداند که چه می‌کنیم، دروغ بـد (آرزویی برای یافتـه شــدن) ترس ما از این که با کلمات چه می‌توانیم کرد را لو می دهد. به بیان دیگر؛ دروغ بیش از آن که راهی باشد تا دست ما را برای انتخاب ها باز بگذارد، راهی است برای پی بردن به چیستی آنها ترس از خیانت، ترس از زبان است.

تک همسری | آدام فیلیپس


کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

بیون می‌گوید آدم وقتی حالش خیلی بد است، احساساتش خام و آشفته می‌شوند؛ انگار نمی‌تواند خودش آنها را فهمیده و یا تحمل کند. در یک رابطهٔ امن، طرف مقابل باید بتواند؛ اضطراب تو را تحمل کند، از آن نترسد، سریع قضاوتت نکند، و کمک کند احساساتت قابل‌فهم‌تر شوند.

اعتماد در نگاه بیون یعنی: «تجربه این حس که می‌توانم آشفتگی‌ام را پیش تو بیاورم و تو از هم نمی‌پاشی». مثلاً: من ناراحتم ولی نمی‌دانم چرا، پیش تو حرف می‌زنم، تو هول نمی‌شوی، مسخره‌ام نمی‌کنی، پس نمی‌زنی کم‌کم حال من قابل‌فهم‌تر می‌شود.

آگدن می‌گوید اعتماد فقط این نیست که یکی حالِ بدِ دیگری را تحمل کند.  اعتماد یعنی؛ در رابطه با دیگری، بتوانی خودت باشی بدون اینکه: بلعیده شوی، گم و تحقیر شوی و یا حس کنی باید نقش بازی کنی. در رابطهٔ واقعی، فقط "من" و "تو" نیست؛ یک فضای مشترک هم بین دو نفر شکل می‌گیرد. اگر این فضا امن و زنده باشد، اعتماد به‌وجود می‌آید. این حس که “کنار تو می‌توانم خود واقعی‌ام باشم و رابطه ما را نابود نمی‌کند. مثلاً: می‌توانم ناراحت، عصبی و ساکت باشم. و می‌توانم با تو فرق داشته باشم و با این حال رابطه از هم نمی‌پاشد.

کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

📌شاید زبان بدن تنها زبانی باشد که دروغ نمی‌گوید.

حداقل می‌توان با اطمینان گفت که؛ بدن و عملکردهای جسمانی هر دو حافظهٔ چشمگیری دارند. روان نوزاد در حالت پیش زبانی پدیدار می‌شود، با این حال؛ اولین پیوند بین مادر و کوک در فضایی مملو از زبان قرار می‌گیرد: «زبان مادر».

نوزاد کوچک از بدو تولد به بعد توسط اثرات محیطی احاطه شده، که توسط نظامی از علائم و معانی کلامی سازماندهی شده است. به اعتقاد من در همین زمان، زبان دیگری در حال انتقال است؛ بدن نوزاد همراه با تمام ادراکات حسی و البته در تماس دائمی با بدن مادر، صدایش، بو، لمس و گرمایش قرار دارد.

نوزاد، این ارتباطات غیر کلامی را به عنوان شکلی از ثبت بدنی دریافت می‌کند، اگرچه این اطلاعات توسط افرادی منتقل می‌شوند که صحبت می‌کنند، به این معنی؛ تجربه جسمانی از بدو تولد با جهان نمادین آمیخته شده است اما هنوز هیچ دال کلامی در آن وجود ندارد.

جویس مک دوگال


کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

امروزه همه آن‌قدر از نظر عاطفی باهوش شده اند که آن بخشی را که در آن، عشق یعنی صبوری با کسی که هنوز در حال کشف و فهم زندگی است، کاملاً از قلم انداخته اند.

کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

تنها افرادی که رنج نمی‌کشند و ناراحت نمی‌شوند مُرده‌ها هستند، زنده بودن یعنی؛ آسیب دیدن، شکست خوردن، دچار اضطراب شدن، اشتباه کردن و همچنان ادامه دادن...

#سوزان‌_دیوید


کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

🔹برخی افراد ظرفیت این را دارند که «بهترین ورژن» دیگران را بیرون بکشند و فعال کنند، برخی دیگر هم «بدترینِ» ورژن آنها را.

رشد انسان تا حد زیادی شامل بازسازیِ دنیای درونی بر اساس تجربه‌ ای هست که در روابط بین‌فردی با دیگران داریم؛ یعنی هرچه شناختمان از خود، عمیق‌تر شود، شناخت از دیگران نیز عمیق‌تر می‌شود

اوتو کرنبرگ

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

اگر شخص در کودکی محیط اولیه کافی و امن داشته باشد، می‌تواند با دیگری رابطه برقرار کند، بی آنکه از دست دادن خود را احساس کند. تجربه عشق در واقع؛ نوعی فضای میانی (transitional space) است‌. برای فرد عشق یعنی؛ توان بودن با دیگری در حالی که خود بودن حفظ می‌شود نه آنکه از دست برود و یا احساس خطر ناشی از دست رفتن خود به اتمام رابطه منجر شود.

#دونالد_وینیکات


عشق، میل به ارتباط پایدار و جبران آسیب، برای حفظ رابطه است، نه تخریب و اتمام آن برای حفظ خود، از طریق گریز از صمیمیت. ملانی کلاین می‌گوید؛ بدون وجود عشق، همراه با تجربه احساس گناه و همدلی، انسان به سمت دفاع های ابتدایی، از قبیل؛ انکار یا دوپاره سازی باز می‌گردد و رشد روانی متوقف می‌شود، موردی که در بیماران بردرلاین شاهد آن هستیم؛ کسی که عشق را تجربه نکرده است، نه می‌تواند عاشق شود و نه تاب معشوق بودن را دارد.

#ملانی_کلاین


کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

چهلمین جلسه ژورنال کلاب کلینیک مهرجان

"فراموشی"

جلسه آنلاین:
📅 شنبه ۱۵آذر، ساعت ۲۱
📍 بستر گوگل میت

حضور برای علاقه‌مندان به روان‌شناسی آزاد و رایگان اما با ثبت نام قبلی امکان پذیر است.

جهت ثبت نام پیام دهید👇🏻
@Mehrejanclinic


📞 09353330412
🌎 www.mehrejanclinic.com
📷 https://www.instagram.com/mehrejan.clinic/


از شما دعوت می‌کنیم در این رویداد همراه ما باشید.

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

تاب‌آوری⁩، توانِ نگه‌داشتنِ ابژه در ذهن است؛ حتی زمانی‌که از آن رنجیده‌ای یا احساس می‌کنی آن را از دست داده‌ای. ‏روانِ تاب‌آور، می‌تواند عشق و خشم را در کنار هم تحمل کند، بی‌آن‌که ابژه را نابود کند یا از درونش بیرون براند.

وحید اکبری


کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

بسیاری از ما یا عاشق شده‌ایم و یا جملاتی مثل؛ "ما برای یکدیگر ساخته شده‌ایم" "اگر او مرا نخواهد، خودم را خواهم کشت" به گوشمان رسیده است.


در ادبیات تحلیلی درباره آرمانی‌سازی، که مرکز عشق رمانتیک است، بین نظریه فروید و رویکردهای بعد از او تفاوت دیدگاه وجود دارد. از نظر فروید هم عشق افراطی به خود و هم دیگری خطرناک است. هنگامی که خودمان، دیگری، یا باوری را ایده‌آل می‌کنیم، ارزشی واهی و افراطی به آن نسبت داده‌ایم. ریشه ارزش‌گذاری افراطی مربوط به حالت اولیه ذهن نوزاد است.

نوزاد، ظرفیت منطقی برای تمیز درون و بیرون،خود و دیگری را ندارد و غرق در نوعی ارضای لیبیدونال است (خودشیفتگی اولیه). او در طی رشد، متوجه دنیای بیرون از خود می‌شود.او برای برای لذت و بقا به حضور دیگران نیاز دارد (عشق به ابژه). بنابراین؛ خودشیفتگی افراطی، باعث دور شدن از واقعیت و دیوانگی می‌شود.

اما علاوه بر عشق افراطی به خود، ایده‌ال‌سازی رمانتیک نیز خطرناک است. زیرا؛ ارزش گذاشتن به دیگری باعث خالی شدن خود می‌شود. چنانچه عشق بی پاسخ بماند، سرمایه‌گذاری روی دیگری منجر به انزجار از خود و خودکشی می‌شود. اما طبق رویکرد ارتباطی در اکثر موارد ایده‌آل‌سازی خود یا دیگران منجر به دیوانگی و خودکشی نمی‌شود. درست است که آرمانی‌سازی هم مرکز عشق است و هم مهمترین دلیل شکنندگی آن، اما لزوماً آسیب‌زا نیست.

میل جنسی، مولد انرژی رابطه عاشقانه است و آرمانی‌سازی نقش قطب‌نمایی دارد که باعث جهت‌دهی و سازماندهی حس صمیمت و پرستش در رابطه می‌شود. در عشق، انرژی جنسی‌ بر روی ابژه‌ای مطلوب، که برای عاشق فردی خاص است، سرمایه‌گذاری می‌شود و آرمان‌ سازی به زندگی روزمره رنگ و بوی تعالی می‌بخشد.

درحالیکه فروید خیال را در مقابل واقعیت می‌دید، تحلیل‌گران بعد از او، خیال را افزایش‌دهنده درک از واقعیت می‌دیدند. فروید با آنکه علاقه زیادی به هنر و ادبیات داشت، اما همیشه نگاه مشکوکی به نقش خیالات داشت. زیرا؛ زندگی او مصادف با پیروزی علم در اوایل قرن بیستم بود.

بر طبق آن دوره؛ واقعیت تحت تاثیر فانتزی‌، افسانه‌ و توهمات سنت یهودی_ مسیحی بود. بنابراین برای فروید و هم دورانش هدف علم؛ ایجاد علم‌گرایی بود. آنها سعی داشتند آثار ذهنی‌گرایانه، آرزوها و توهمات را از علم پاک کنند.

Stephen Mitchell (2003). Can Love Last?: The Fate of Romance over Time


کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

آن کس که چشم‌ِ دیدن و گوش‌ِ شنیدن دارد مطمئن باشد که هیچ موجودی فانی نمی‌تواند رازی را از او پنهان نگاه دارد. دروغگو، حتی هنگامی که لب‌هایش خاموش‌اند با سر انگشتانش سخن می‌گوید و خیانت از سرتاپایش می‌بارد.

#زیگموند_فروید


کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

مصاحبه‌گر:
برنارد شاو مدعی‌ست که تعداد سالهای حیات ما اندک است؛ او بر این باور است که انسان مستعد این است که با وارد کردن نیروی اراده‌اش به نبردهای فرگشتی سالهای زندگانی خود را طولانی‌تر کند، البته اگر چنین تمایلی داشته باشد.
فروید:
منکر این موضوع نمی‌شوم؛
ای بسا مرگ یک ضرورت بیولوژیک نباشد؛
شاید ما می‌میریم، چون می‌خواهیم که بمیریم؛
به همان‌سیاق که عشق و نفرت پیوسته در سینه‌‌ی‌ ما جای می‌گیرند، لبه‌ی دیگر آرزوی موجود زنده برای بقا، چیزی مگر نابودی خویش نیست.

🗣Sigmund Freud to George Sylvester Viereck,1927

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

رضایتمندی مثل نسیمی است که از آغوش عبور کرده؛ حسش می‌کنی، ولی نمی‌توانی نگهش داری.

آدام فیلیپس، رضایت‌مندی را یک حالت روانی ثابت نمی‌بیند، بلکه؛ آن را ظرفیتِ زیستن با میل، ناکامی و خیال‌پردازی می‌داند.


روان‌کاوی از نظر او قرار نیست این رضایت‌مندی را "بسازد" یا "بازگرداند"، بلکه؛ کمک می‌کند تا فرد از رضایت‌مندی های لحظه‌ای نترسد، یا توقعِ پایداری از آن نداشته باشد، و بتواند از آن به عنوان نیرویی زنده‌کننده استفاده کند.

رضایت‌مندی نه در تملک، بلکه در گذر است؛ چیزی که به جای ماندن، اتفاق می‌افتد. او تأکید می‌کند که رضایت‌مندی هرگز کامل نیست و میل انسان همیشه در جستجوی چیزی است که از دست رفته یا ناتمام است.

Adam Phillips, Missing Out: In Praise of the Unlived Life (2012)


بازنشر از کانال تلگرام:
@psychoanalysis96


کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

📌ما وقتی که اندازه خود را اشتباه گرفته باشیم خیانت می‌کنیم!

دشوارترین وظیفه هر زوج پیدا کردن کژفهمی به مقدار لازم است. کم که باشد گمان می برید یکدیگر را می‌شناسید، زیاد که باشد کم کم به این باور می رسید که لابد جایی کس دیگری هست که مرا می فهمد.

بقاي ما بسته به درک ما از تفاوت میان او و آن‌ها است. ما شاید زندگی را با غذا گرفتن از دست یک نفر شروع کرده باشیم، اما به زودی متوجه می‌شویم که مردمان گوناگونی می‌توانند این کار را برای ما انجام دهند و در واقع؛ خودمان می‌توانیم این کار را برای خودمان انجام دهیم.

وقتی پای اشتیاق وسط باشد تا حدی باید منعطف باشیم. ما نیاز داریم تا بتوانیم از چیزی که آن جاست استفاده کنیم، تا از خاکروبه ها داستانی عاشقانه بسازیم. این طور نیست که یک نفر نمی تواند تمام نیازهای ما را برآورده سازد، بلکه ما با هر نفر مجموعه ای از نیازهای جدید می‌سازیم، این شیوه ای است برای این که بفهمیم با شخصی جدید آشنا شده ایم.


زوج‌ها، شوق ها را با همدیگر می سازند، این سرآغاز رابطه است. هر شخص جدیدی به ما نشان می دهد که چیز دیگری هم هست که بخواهیم، اما معمولاً در لباس شخص دیگری برای خواستن ناز، اختراعی درخور نیاز

چیزهایی از مردم که عاشق شان می‌شویم غالباً همان چیزهایی است که ما را عاقبت دیوانه می‌کنند، ما یا توان تحمل تندی عشقمان را نداریم یا این که واقعاً ابتدا به ساکن عاشق آن چیزها نبودیم. آنها صرفاً چیزهایی بودند که کیمیاگر روان براي ممکن ساختن چیزی دیگر بدان‌ها نیاز داشت. همین چیز دیگر است که ما را واقعاً مجذوب خود می‌کند، که ما را با هم نگه می‌دارد. این چیزی است که رابطه را با دوام می‌کند و کلید داستان عاشقانه ای است به درازای عمر دست شستن از توهم!

تک همسری | آدام فیلیپس


کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

📌چرا صمیمیت می‌تواند ترسناک باشد؟!

بسیاری از افراد از تنهایی شکایت می کنند اما هنگامی که رابطه ای واقعی و نزدیک شکل می گیرد عقب می‌کشند. آنها ممکن است بگویند؛ هر چه نزدیک تر می‌شد مضطرب تر می شدم. در نگاه اول این رفتار متناقض به نظر می رسد. مگر انسان به دنبال عشق و صمیمیت نیست؟! روان‌کاوی از دیرباز نشان داده است که مسئله به این سادگی نیست!

انسان نه فقط با دیگری واقعی بلکه با " ابژه های درونی" خود زندگی می کند.  از دیدگاه روابط ابژه هیچ رابطه ای از نقطه صفر شروع نمی شود. هر فرد با جهانی از تصاویر، انتظارات، ترس ها و خاطرات ناهشیار وارد رابطه می شود؛ جهانی که در نخستین روابط زندگی، به ویژه رابطه با والدین شکل گرفته است.

صمیمیت فقط نزدیک شدن به یک انسان جدید نیست، صمیمیت یعنی؛ بیدار شدن تمام آن ابژه های درونی. کودکی را تصور کنید که مادری داشته که گاهی گرم و پذیرنده و گاهی سرد و بی تفاوت و یا طرد کننده بوده است. برای چنین کودکی عشق هرگز از اضطراب جدا نشده است. در دنیای درونی او "دوست داشته شدن" و " در معرض از دست دادن قرار گرفتن" به هم گره خورده است. سال‌ها بعد وقتی کسی به او نزدیک می شود فقط لذت صمیمیت فعال نمی شود، بلکه همزمان ترس های قدیمی نیز بیدار می شوند.

صمیمیت فقط جرأت نزدیک شدن نیست، جرأت آسیب پذیر شدن است.


از منظر روابط ابژه؛ تنهایی گاهی دردناک است اما قابل کنترل است. در تنهایی فرد با ابژه های درونی خود زندگی می کند اما صمیمیت ابژه ای واقعی را وارد صحنه می کند و ابژه واقعی همیشه خطرناک تر است. زیرا می تواند؛ برود، ناامید کند، نبیند و تغییر کند. از منظر کلاین؛ صمیمیت همچنین ما را با اضطراب های عمیق تری مواجه می‌کند. در رابطه نزدیک نه فقط عشق بلکه حسادت، خشم، نیازمندی و ترس از دست دادن نیز فعال شود. هر چه ابژه ارزشمند تر، ترس از دست دادنش نیز دردناک تر می‌شود.

به همین دلیل؛ گاهی روان راه حل عجیبی پیدا می‌کند، به جای تحمل اضطراب فقدان احتمالی از صمیمیت اجتناب می‌کند. گویی ناهشیار می گوید؛ اگر نزدیک نشوم هرگز از دست نخواهم داد، اما بهای این دفاع سنگین است، زیرا انسانی که برای فرار از درد فقدان از صمیمیت اجتناب می‌کند، خود را از رشد روانی محروم می‌کند، زیرا؛ هر رابطه ای که بتواند اضطراب را تحمل کند، ناکامی را تاب بیاورد و همچنان ادامه یابد فرصتی است برای ترمیم جهان درونی ما.


▫️بازنشر از پیج اینستاگرام:
instagram.com/sarafrazileila


کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

📌در بحران‌های شدید، کسانی تاب‌آورترند که "ابژه‌ی خوب درونی" را دارند.

در شرایط بحرانی، از قبیل؛ جنگ، فقدان، بیماری، فروپاشی روابط و .... اضطراب‌های اولیه دوباره فعال می‌شوند: ترس از نابودی توسط "ابژه‌ی بد" و ترس از آسیب رساندن به "ابژه‌ی خوب" یا آن کسی که دوستش داریم.

اگر درونمان تجربه‌ی ارتباطی‌ امن و محبتی پایدار ذخیره شده باشد، در بیرون راحت‌تر دوام می‌آوریم. اگر نوزاد در ابتدای زندگی تجربه‌ی مراقبت نسبتاً پایدار داشته باشد، تصویر یک "مادرِ خوبِ درونی" در روانش شکل می‌گیرد. تصویری که در بحران‌ها به عنوان منبع آرامش عمل می‌کند.

تاب‌آوری در بحران، یعنی؛ توانایی روان برای مدیریت این اضطراب‌ بدون فروپاشی.


کلاین دو «موضع» روانی را معرفی می‌کند:

موضع پارانوئید–اسکیزوئید‌ با مشخصه های:
تقسیم دنیا به کاملاً خوب و کاملاً بد، استفاده از دفاع‌هایی مانند؛ دوپاره‌ سازی، فرافکنی

در بحران‌های شدید، فرد ممکن است به این حالت پس‌روی کند (گاهی فروپاشی یک رابطه از جنگ و ... برای افراد بحرانی شدید تر است).اگر فرد در این سطح تثبیت شود شکنندگی بالا می‌رود.

موضع افسرده‌وار:
پذیرش اینکه یک فرد می‌تواند هم خوب باشد هم بد و نه یا مطلقا خوب و یا بد!، توانایی تحمل ابهام، از حساس گناه سالم و میل به جبران و توانایی سوگواری

از منظر کلاین؛ افرادی تاب‌آور ترند که  توانسته باشند به موضع افسرده‌وار برسند و در آن بمانند.

کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

📌عشق، سفری است برای "دیدن دیگری"

مشکل بسیاری از شکست‌های عاطفی این است که؛ ما در واقع با "تصویر ذهنی" خودمان از طرف مقابل رابطه داریم، نه با خودِ واقعی او! بلوغ در رابطه عاشقانه یعنی؛ پذیرش این واقعیت که معشوق ما، انسانی است با اراده، تفاوت‌ها و محدودیت‌های خاص خودش که تحت کنترل کامل ما نیست.

جوهر یک رابطه عاشقانه سالم، "بازشناسی" است، یعنی؛ هر دو طرف باید یکدیگر را به عنوان یک انسان مستقل با دنیای درونی خاص خود ببینند، نه ابزاری برای رسیدن به خواسته‌های خود.

عشق واقعی زمانی آغاز می‌شود که من بفهمم تو هم مثل من یک "سوژه" هستی، نه صرفاً ابزاری در دنیای ذهنی من. من باید بتوانم تو را فراتر از نیازهای خودم ببینم.


در یک رابطه سالم، نباید یکی بر دیگری مسلط باشد. به جای آن، دو نفر باید فضایی را خلق کنند که متعلق به هیچ‌کدام نیست، بلکه محصول مشترک آن‌هاست. در یک رابطه سالم، "من" و "تو" به شکلی با هم تعامل می‌کنیم که فضایی به نام "ما" یا همان "امر سوم" خلق می‌شود. این فضا به ما اجازه می‌دهد بدون اینکه هویت خود را از دست بدهیم، به هم متصل شویم.

ما گاهی در ذهن خود به طرف مقابل حمله می‌کنیم یا از او ناامید می‌شویم. نکته حیاتی این است که شریک عاطفی ما باید از این "حملات روانی" جان سالم به در ببرد و همچنان به عنوان یک انسان واقعی حضور داشته باشد. عشق یعنی فهمیدن این موضوع که شریک زندگی من می‌تواند از خشم، ناامیدی و فانتزی‌های من جان سالم به در ببرد. وقتی او ویران نمی‌شود و تلافی نمی‌کند، من می‌فهمم که او یک انسان واقعی در دنیای واقعی است، نه فقط ساخته و پرداخته ذهن من.

جسیکا بنجامین


کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

"آنچه اکثر افراد واقعاً به آن نیاز دارند، کسی است که خوب به حرف هایشان گوش دهد".

همانند آنچه در موسیقی شاهد آن هستیم، درک همدلانه چیزی فراتر از تکنیک است. در پس همدلی دقیق، در سطحی عمیق‌تر، شفقت به عنوان یک قصد و عادت قلبی قرار دارد. شفقت فراتر از علاقه یا کنجکاوی صرف درباره دیگران است و به نوعی میل و تعهد به رفاه آنها را شامل می‌شود. هرچه بیشتر رنج دیگری را درک کنید، تمایل بیشتری برای تسکین آن‌ها دارید. هر چه عمیق‌تر به دیگران گوش دهید، شباهت‌ها و پیوستگی های میان خود و دیگران را بیشتر در می یابید.

تمایل به دیدن جهان از چشم دیگران، تعلیق خودمحوری، درک صمیمانه آنچه دیگری ابراز می‌کند و آرزوی سعادت برای او، عادات ذهنی و قلبی هستند که زیربنای درک همدلانه را می‌سازند و موجب برانگیختن آن می‌شوند و آن را از یک مهارت ساده به منشی انسانی تبدیل می‌کنند.

خوب گوش دادن؛ هنر درک همدلانه
ویلیام آر. میلر


کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

اژدهای کوچک آهی کشید و پرسید:
اوضاع همیشه همینطوری می‌مونه؟!

پاندای بزرگ جواب داد:
نه، ابرها کنار میرن، طوفان تموم میشه و برگ درخت ها می‌ریزه، تغییر تنها چیزیه که می‌تونیم ازش مطمئن باشیم.

به سوی دنیایی زیبای| جیمز نوربری


کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

رواندرمانگر تحلیلی (روانکاوی)

نوبت دهی:
09396873660

اینستاگرام:
https://www.instagram.com/mostafamoltafet?igsh=MTQ1c3Z5eGQxNnF5eA==

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

خیانت، نه یک عمل آنی و تکانه ای که تحت شرایط خاص غیرقابل پیش بینی رخ می‌دهد، بلکه عملی ریشه دار در تجربیات و تصاویر بازنمایی‌شده در ناهشیار فرد است.


خیانت، نه صرفاً گسستن یک ارتباط عینی و بیرونی، بلکه نشانه روان گسیختگی درونی فرد است. فرد روان‌گسیخته، هم از حفظ ارتباط با ابژه بیرونی عاجز است و هم ناتوان از حفظ ارتباط درونی با ابژه خوب درونی شده! در واقع؛ این ناتوانی در نگه‌داری ابژه درونی شده، به شرایطی دامن می‌زند که اگر فرد با ایده آل ترین انسان روی زمین هم رابطه داشته باشد، ناهشیار به سمت خیانت سوق داده می‌شود، تا ارتباط و محبوب خوب را از دست بدهد!

از طرف دیگر؛ خیانت در بزرگسالی، تکرار تجربه جدایی از ابژه محبوب اولیه نیز است. نوازد باید بتواند جدایی و دوری از مادر را تحمل کند، آن‌هم بدون تجربه احساس خشم و نفرت شدید نسبت به مادر به دلیل غیبت اش! و اگر از این تجربه ناتوان باشد، در بزرگسالی این خشم و نفرت، با خیانت خود را نشان خواهد داد‌.

#سلمان_اختر


کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

101 فیلم که قبل از مرگ باید دید...
✅ @honar7modiran

متن‌‌های انگیزشی
✅ @khalse_daroon

آرشیو کامل کتاب و فیلم کوتاه
✅ @Archivesbooks

کتاب‌های صوتی ممنوعه و نایابPDF!!!
✅ @nazaninenshaei

باغ سبز مولانا ( زهرا غریبیان )
✅ @gharibianlavasanii

فیلم و سریال روانشناسی
✅ @FILMRAVANKAVI

به وقت کتاب
✅ @DeyrBook

فوت و فن دکوراسیون 
✅ @ZibaManzel

واج‌های عشق
✅ @vaj_hay_eshgh

《جملات تکان‌ دهنده》
✅ @ghalbeziba

هنر ارتباط با دیگران
✅ @Adab_Moasheratt

گلچین موسیقی سنتی
✅ @sonati4444telegram

آموزش رایگان نویسندگی
✅ @anahelanjoman

متن دلنشین
✅ @aram380

عربی به زبان ساده و جذاب
✅ @arabictranslation90

تمرکز روی خودم!!!
✅ @shine41

نویسندگان بزرگ جهان(𝐏𝐃𝐅)
✅ @PARSHANGBOOK_PDF

آموزش رایگان مشاغل خانگی
✅ @honarkadeh_aftab96

دوره تقویت لیسینینگ با سخنرانی
✅ @english_ielts_garden

درس‌گفتار علوم سیاسی و روابط بین‌الملل
✅ @ecopolitist

زرنگاری و طراحی سنتی  
✅ @vida_dabir

برنامه ریزی موفقیت
✅ @ravanshenasi_movafagh

کتاب‌های کم‌یاب و چاپ قدیم!
✅ @katebbashi_book

ادبیات و هنر چکامه
✅ @SELMULY

آموزش عربی
✅ @Dabiranarabi

روانشناسی و خودمراقبتی
✅ @daronzaad

گلستان سعدی با معنی
✅ @kidsbook7

حسِ خوبِ آرامش+انرژی‌مثبت
✅ @RangiRangitel

شعر و‌ متن کوتاه معاصر
✅ @sheradabemoaser

نویسنده شو
✅ @amozshalpha

کتابخانه فایل صوتی
✅ @omidearasbaran1

برشی از کتاب
✅ @yetikeazketab

یک بغل شعر
✅ @Bi_Molaahezeh

گردشگری ، طبیعتگردی
✅ @Jahangram

فنّ ِبیان و گویندگی
✅ @amoozeshegooyandegi

دانش‌های زبانشناختی
✅ @linguisticsacademy

سماور زغالی
✅ @Khonehghadimi

غزلیات حافظ / رباعیات خیام
✅ @GHAZALAK1

انگلیسی کاربردی با فیلم
✅ @englishlearningvideo

کتابخانه دانشجویی
✅ @ketabedanshjo

[گروه روان‌تحلیلی بینش]
✅ @InsightGroup_ir

داستان کوتاه / رمان‌خوانی گروهی
✅ @FICTION_12

کتاب‌های(صوتی)«کاملارایگان»
✅ @PARSHANGBOOK

شعر ناب و کوتاه
✅ @sher_moshaer

شعر خوب بخوانیم
✅ @seda_tanha

آموزش ترکی استانبولی
✅ @turkce_ogretmenimiz

انگلیسی را اصولی و حرفه‌ای بیاموز
✅ @novinenglish_new

راهنمایی و مشاوره رایگان روانکاوی
✅ @NEORAVANKAVI

انگلیسی مبتدی تا پیشرفته کودک و بزرگسال
✅ @RealEnConversations

کتاب صوتی و فیلم مفهومی
✅ @ArchiveAudio

45000 هزار کتاب pdf
✅ @ketabZahra1369

انگلیسی برای(( بی‌حوصله‌ها ))
✅ @English1388

هماهنگ‌کنندۀ لیست؛
🔻 @Fiction30

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

رابطه آغازین مادر و نوزاد

ادیت جاکوبسن

❇️ وقتی مادر بچه را روی شکمش می‌خواباند، او را از گهواره بیرون می‌آورد، پوشکش را عوض می‌کند، بغلش می‌گیرد و روی زانو می‌نشاند، تکانش می‌دهد، نوازش می کند و او را می بوسد،  به او غذا می‌دهد، به او لبخند می‌زند، با او حرف می‌زند و برایش آواز می‌خواند، در واقع فقط به او لذت و آرامش نمی‌دهد، بلکه هم‌زمان او را برای نشستن، ایستادن، چهار‌دست‌وپا رفتن، راه رفتن، حرف‌زدن و خیلی توانایی‌های دیگر آماده می‌کند؛ یعنی کمک می‌کند ایگوی او کم‌کم توانایی‌های خودش را پیدا کند.

#مادر
#نوزاد
#ادیت_جاکوبسن

@ravandarmangar_r

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

آنچه در مهاجرت می‌شکند، پیوستگی ظریف میان درون و بیرون است.
محیطی که سال‌ها نقش «نگه‌دارنده»‌ی روان را داشت، ناگهان ناپدید می‌شود و فرد در خلأیی می‌افتد که پیش‌تر با حضور دیگری پر می‌شد.
در نبودِ آن زمینه‌ی امن، حسِ تداومِ وجود ترک برمی‌دارد. اگر درون فرد، تصویری از دیگریِ نگه‌دارنده ساخته نشده باشد، این گسست می‌تواند به احساس فروپاشی منجر شود.
اما اگر روان توان بازسازی این پیوند را درون خود داشته باشد، مهاجرت به فرصتی برای تولد دوباره تبدیل می‌شود تولد از دلِ بی‌پناهی.


زهره صاین‌پور | روان‌درمانگر

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

قصد داریم با پژوهش های تخصصی به باریکه میان روانشناسی و فلسفه پی ببریم(تحلیل آرا + خوانش عمیق مطالب + مقایسه های کار آمد + سعی بر آشکار سازی مرز میان فلسفه ، روانشناسی و روانکاوی )


تمامی پست ها برای فراهم تر بودن شرایط کاوش ، به دو زبان انگلیسی و فارسی خدمت شما ارائه می‌شوند

در صورت علاقه مندی از حضور شما مفتخر
خواهیم شد


𝐓𝐡𝐫𝐞𝐚𝐝 & 𝐏𝐬𝐲𝐜𝐡𝐞

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

📘 سیستم و تعادل جویی؛ کشف هفت قاعده بنیادین بقا

نویسنده: دکتر حسن مختارپور

آیا تاکنون اندیشیده اید چرا بسیاری از رفتارهای ما از عادت های روزمره گرفته تا واکنش‌های هیجانی و حتی تصمیمات بزرگ زندگی گاهی ما را به تعادل و آرامش می‌رسانند و گاهی به فرسایش و آشفتگی؟! این کتاب پاسخی نوآورانه به این پرسش ارائه می‌دهد.

سیستم و تعادل جویی، حاصل سال‌ها پژوهش میدانی و بالینی در حوزه روان شناسی اعتیاد و سلامت روان است و برای نخستین بار هفت قاعده بنیادین بقا را رمزگشایی می‌کند، قواعدی که همچون زبان مشترک در سراسر سیستم های هستی جاری اند، از رفتار یک سلول کوچک تا گردش سیارات و کهکشان‌ها می‌باشد این قواعد جهان شمول حلقه گمشده ای میان روان، بدن، طبیعت، علم و الهیات می‌باشند.


این اثر در کتابفروشی خرد، بازار کتاب شیراز، محمدی، کافه الف، کلنیک تعادل موجود می باشد. احتمالا در چند روز آینده در کافه بوک لند، مجتمع آبی هم قابل تهیه خواهد بود.

▪️پیج اینستاگرام
▪️کانال تلگرام کلینیک تعادل
🆔@Drmokhtarpour_balance

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

اساساً روانشناسی جریان غالب بخصوص در ایران بر علیه روابط عاطفیی که افراد از هم فاصله ی فیزیکی دارند،مثلا در دو شهر مختلف هستند ،جبهه میگیرند و افراد را به سمت روابطی که افراد در اون دائما به هم نزدیک هستند سوق می دهند،خود ملت هم با تاثیر پذیری از این جریان و الگو گیری غلط انتظارات و استانداردهایی غیر مبتنی بر واقعیت برای خود تعریف کرده اند که اگر مثلا یک ساعت پارتنرشون کنارشون نباشه تشنج می کنند و احساس میکنند رابطه ی خوبی ندارند،در حالیکه در گذشته پیش میومد که افراد به دلایل مختلفی مثل کار در یک شهر دیگر،جنگ،مشغله های مختلف زندگی و هر دلیلی از هم دور می افتاند از نظر فیزیکی ولی باز اون دلبستگی بینشون قوت داشت و زندگی عاطفی خوبی تجربه میکردند،اما الان که دیگه خودتون کم و بیش خبر دارین که این یه ذره جدا شدن دو پارتنر باعث شکست رابطه حالا یا با خیانت یا موارد دیگر می شود.
و اما میخوام چرایی و ریشه های این وضعیت را بر اساس مقاله ای از وینیکات به نام
« The Capacity to be Alone » بررسی کنم.
بر اساس نظر وینیکات ظرفیت تنها بودن از نشانه های بلوغ هیجانی است و فرد با درونی سازی ابژه ی مورد عشق در غیاب فیزیکی اون هم می تواند دلبستگی خود را با ابژه حفظ کند و عدم حضور موقت فیزیکی اون رو دلیل بر نیستی اون ندونه،یعنی به طور مثال اگر دو نفر در یک ارتباط عاطفی هستند و بنابر دلایلی از نظر فیزیکی از هم دور هستند فرد یکه ظرفیت تحمل تنهایی را دارد می تواند این دور بودن فیزیکی را تاب آورد و دلبستگی و ارتباط عاطفی خود را حفظ کند و به فکر گزینه های جایگزین نباشد.
اما این ظرفیت تنها بودن به عنوان یک ویژگی مهم از کجا می آید؟
درک نظریه وینیکات درباره بلوغ عاطفی مستلزم پذیرش و تحلیل پارادوکسی است که درک سنتی ما از تنهایی را به چالش می‌کشد. وینیکات با عبور از دوگانگی ساده «تنهایی» در برابر «حضور دیگری»، یک فضای ارتباطی نوین را معرفی می‌کند که در آن این دو مفهوم در هم تنیده می‌شوند.
این پارادوکس را می‌توان به این صورت تعریف کرد«ظرفیت تنها بودن بر اساس تجربه تنها بودن در حضور شخص دیگر شکل می‌گیرد» این «شخص دیگر» در مراحل ابتدایی زندگی، مادر یا جایگزین اوست که حضوری قابل اعتماد و بدون مداخله دارد. نوزاد در حضور فیزیکی و عاطفی مادر، در حالی که مادر مشغول کار خود است و فشاری بر نوزاد وارد نمی‌کند، می‌تواند برای اولین بار تنها بودن را به شیوه‌ای امن تجربه کند. این حضور، یک حمایت خاموش برای ایگوی در حال رشد نوزاد فراهم می‌آورد.
و این فضا و رابطه الگویی می شود برای روابط آینده ی فرد با دیگرانی غیر از والدین و یکس از مهمترین ویژگی های بلوغ هیجانی است که از نظر من حتی افراد با ارتباط نزدیک و پیوسته هم باید این دوری رو به عنوان آزمونی برای ظرفیت تنها بودن را آزمایش کنند.

وحید خسروانی


کانال تلگرام¦ مشاوره و رواندرمانی¦اینستاگرام

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

اگر سوژه بخواهد ابژه‌ای را به کار گیرد، باید ظرفیت بهره‌گیری از ابژه‌ها را داشته باشد. این توانایی بخشی از گذار به اصل واقعیت است.

این توانایی فطری و مادر زادی نیست و این‌طور نیست که هر آدمی به‌حتم از آن برخوردار باشد. رشدِ قوه‌ بهره‌گیری از ابژه یکی دیگر از مصادیقِ فرایند بلوغ است و به دست آمدن آن بستگی به محیط مساعد دارد.

در اینجا توالی خاصی به قرار زیر در میان است:

1_  سوژه با ابژه رابطه می‌گیرد.
2_  ابژه در عوض اینکه سوژه آن را در جهان جا بدهد، در فرایند یافت شدن وارد می‌شود.
3_ سوژه، ابژه را ویران می‌کند.
4_ ابژه از ویرانی جان سالم به در می‌برد.
5_ سوژه می‌تواند از ابژه بهره بگیرد.

دونالد وینیکات


کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام

Читать полностью…
Subscribe to a channel