7129
بس که دلتنگم اگر گریه کنم میگویند قطرهای قصد نشان دادن دریا دارد #فاضل_نظری کانال اصلی ما 👇👇 @seda_tanha
▫️
گر کار فلک به عدل سنجیده بُدی
احوال فلک جمله پسندیده بدی
#خیام
#گ
▫️
زشترو چون سازد از خود دور خوی زشت را؟
لازم افتاده است خوی زشت، روی زشت را
#صائب_تبریزی
#ز
▫️
دیدیم که هر وعده که دادی ما را
همچون کمرِ تو در میان هیچ نداشت...
#خواجوی_کرمانی
#د
▫️
جسمم غزل است اما روحم همهْ «نیما»ییست
در آینهٔ تلفیق، این چهره تماشاییست...
#محمدعلی_بهمنی
#ج
▫️
دنیا به اهل خویش ترحّم نمی کند
آتش امان نمی دهد آتش پرست را
#صائب_تبریزی
#د
▫️
دل صد پاره ی ما را نگاهی جمع می سازد
که از یک رشته بتوان بخیه زد چندین جراحت را
#صائب_تبریزی
#د
▫️
تبسّم تو دل از کار می برد چون صبح
چه حاجت است مکرر کنند قند تو را
#صائب_تبریزی
#ت
▫️
سرو از بی ثمری خلعت آزادی یافت
جگر خویش مخور گر ثمری نیست تو را
#صائب_تبریزی
#س
▫️
مده به چشم و دل خویش راه ، غفلت را
به خلوت لحد انداز خواب راحت را
#صائب_تبریزی
#م
▫️
شب به پایان شد و از عجز و نیازم خورشید
پرده افکند و تو را اوّلِ ناز است هنوز
#دانش_شیرازی
#ش
▫️
باغبان بیرون کن این گستاخ بادآورده را
خوش نمیآید به گل این هایهای عندلیب
#صائب_تبريزى
#ب
▫️
با دو زلفِ تو مرا راز و نیاز است هنوز
شبِ ما کوته و این قصّه دراز است هنوز
#دانش_شیرازی
#ب
▫️
هر چه میبینم سراغی از خیالت میدهد
هر دو عالم یک سر زانوست محزون تو را
#بیدل_دهلوی
#ه
▫️
بی نیش نیست نوشی اگر هست در جهان
در شیشه کرده اند حصاری نبات را
#صائب_تبریزی
#ب
▫️
بهشت دلگشای من دل شبهاست ، می ترسم
که گیرد چرخ کم فرصت ز دستم دامن شب را
#صائب_تبریزی
#ب
▫️
می نوش که عمری که اجل در پی اوست
آن به که به خواب یا به مستی گذرد
#خیام
#م
▫️
آن مایه ز دنیا که خوری یا پوشی
معذوری اگر در طلبش می کوشی
#خیام
#الف
▫️
بتی دارم که بر بالای همچون سروِ گلفامش
قبا چسبان بوَد، از بس که شیرین است اندامش
#عبداللطیف_خان_تنها
#ب
▫️
چه سان در حلقه آغوش گیرم شوخچشمی را
که از شوخی نگین را از نگین دان میکند بیرون
#صائب_تبریزی
#چ
▫️
غنچه پیش دهنت لب به حدیثی نگشود
رسم خجلتزدگان است بلی کمسخنی
#کمال_خجندی
#غ
▫️
از ما مپرس نکتهٔ معقول، ازآنکه ما
پیوسته درسِ عشقِ تو تکرار کردهایم...
#خواجوی_کرمانی
#الف
▫️
ما را امیدِ رحمت و بیمِ عذاب نیست
کآزاد گشتهایم ز بندِ امید و بیم...
#خواجوی_کرمانی
#م
▫️
به گنج های گهر سر فرو نمی آرد
کسی که یافت سرِ رشته ی قناعت را
#صائب_تبریزی
#ب
▫️
سوخت پروانه و آزاد شد از فکرتِ شمع
این دلِ ماست که در سوز و گداز است هنوز
#دانش_شیرازی
#س
▫️
اگر از خویش برون آمده ای چون مردان
باش آسوده ، که دیگر سفری نیست تو را
#صائب_تبریزی
#الف
▫️
ای که از عالم معنی خبری نیست تو را
بهتر از مهر خموشی سپری نیست تو را
#صائب_تبریزی
#الف
▫️
چه حاجت است به می لعل سیررنگ ترا؟
نظر به پرتو خورشید نیست سنگ ترا
#صائب_تبريزى
#چ
▫️
از حباب آموز همت را که با صد احتیاج
خالی از دریا برون آرد سبوی خویش را
#صائب_تبریزی
#الف
▫️
آب و آتش چه به خورشید جهان تاب کند
چه غم از سوز دل چشم پر آب است تو را؟!
#صائب_تبریزی
#الف
▫️
تا به منزل نرسی ، بر تو نگردد روشن
برکتها که نهان در حرکات است تو را
#صائب_تبریزی
#ت