scince_persian | Unsorted

Telegram-канал scince_persian - Science Persian

3526

مجله‌ای برای انتشار مقالات، ویدئوها و اخبار علمی

Subscribe to a channel

Science Persian

🔷 فصل ششم
تعادل از دست رفته

📚 ملت دوپامین
رسیدن به تعادل در عصر زیاده‌روی
👤آنا لمبکی


‌
➡️ Science Persian

Читать полностью…

Science Persian

🔷 فصل چهارم
چارچوب دوپامین: غلبه بر مصرف

📚 ملت دوپامین
رسیدن به تعادل در عصر زیاده‌روی
👤آنا لمبکی


‌
➡️ Science Persian

Читать полностью…

Science Persian

🔷 فصل دوم
فرار از درد

📚 ملت دوپامین
رسیدن به تعادل در عصر زیاده‌روی
👤آنا لمبکی

‌
➡️ Science Persian

Читать полностью…

Science Persian

🔷 دوپامین

کتاب «Dopamine Nation» نوشته آنا لمبکی به این موضوع می‌پردازد که چرا در دنیای امروز، با وجود دسترسی بی‌سابقه به لذت و سرگرمی، بسیاری از افراد با اعتیاد، اضطراب و نارضایتی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. لمبکه که روان‌پزشک و متخصص درمان اعتیاد است، با تکیه بر علوم اعصاب و تجربه بالینی خود توضیح می‌دهد که دوپامین چگونه بر انگیزه، لذت و رفتارهای ما اثر می‌گذارد و چرا زیاده‌روی در لذت‌های فوری می‌تواند تعادل مغز را بر هم بزند. کتاب به موضوعاتی مانند اعتیاد، شبکه‌های اجتماعی، بازی، غذا، خرید و راهکارهای بازگرداندن تعادل به سیستم پاداش مغز می‌پردازد.
اگر می‌خواهید رابطه میان لذت، عادت و عملکرد مغز را بهتر درک کنید، این کتاب ارزش خواندن دارد.

➡️ Science Persian

Читать полностью…

Science Persian

🔷 کارل گوستاو یونگ میگه: خطرناک‌ترین نشانه روانی، همیشه خشم یا اندوه نیست؛ گاهی آرامشی است که دیگر هیچ هیجانی را احساس نمی‌کند.

آنچه گاهی «آرامش» به نظر می‌رسد، ممکن است در واقع بی‌حسی هیجانی (Emotional Numbing) باشد؛ واکنشی که مغز در برابر تروما یا استرس مزمن برای بقا ایجاد می‌کند.

در این وضعیت، مسئله این نیست که درد از بین رفته؛ بلکه ظرفیت تجربه کردن احساسات، موقتاً خاموش شده است.

به همین دلیل، یکی از ظریف‌ترین مهارت‌های یک درمانگر این است که بتواند بین این دو تمایز قائل شود:
تنظیم هیجان؛
یعنی توانایی تجربه احساسات، بدون غرق شدن در آن‌ها.
بی‌حسی هیجانی؛
یعنی کاهش دسترسی به احساسات، برای دوام آوردن.

همین تفاوت ظریف، می‌تواند مسیر فرمول‌بندی بالینی، تشخیص و حتی درمان را کاملاً تغییر دهد.

➡️ Science Persian

Читать полностью…

Science Persian

‍ 🔷 کشف سلول‌های مغزی که انگیزه را زنده نگه می‌دارند

پژوهش جدید نشان می‌دهد مغز انسان برخلاف تصور رایج، اطلاعات را به‌صورت مرحله‌ای (ابتدا دریافت، سپس تحلیل و در نهایت تصمیم‌گیری) پردازش نمی‌کند. یافته‌های محققان حاکی از آن است که این سه فرآیند به‌طور هم‌زمان و در تعامل با یکدیگر انجام می‌شوند و مغز از همان لحظه دریافت اطلاعات، به‌صورت پیوسته در حال ارزیابی، پیش‌بینی و تصمیم‌سازی است.

پژوهشگران موفق شده‌اند گروهی از سلول‌های مغزی به نام نورون‌های اورکسین (Orexin neurons) را شناسایی کنند که نقش مهمی در حفظ انگیزه و ادامه تلاش برای رسیدن به هدف دارند. این نورون‌ها باعث می‌شوند انتظار دریافت پاداش به پشتکار و استمرار در انجام کار تبدیل شود؛ حتی زمانی که مسیر دشوارتر از انتظار است یا رسیدن به هدف زمان بیشتری می‌برد.

آزمایش‌ها نشان داد زمانی که این نورون‌ها فعال هستند، مغز نه‌تنها اطلاعات را به‌طور هم‌زمان ارزیابی و برای تصمیم‌گیری آماده می‌کند، بلکه انگیزه بیشتری برای ادامه تلاش نیز ایجاد می‌شود. اما با کاهش فعالیت این سلول‌ها، میزان انگیزه به شکل محسوسی افت می‌کند و احتمال رها کردن هدف افزایش می‌یابد. همچنین ثبت فعالیت لحظه‌ای مغز نشان داد که نورون‌های اورکسین هم‌زمان با افزایش انتظار برای دریافت پاداش، فعال‌تر می‌شوند و حتی در صورت تأخیر در دریافت نتیجه، فرد را به ادامه مسیر تشویق می‌کنند.

این یافته‌ها نشان می‌دهد تصمیم‌گیری و انگیزه دو فرآیند کاملاً به‌هم‌پیوسته هستند و عملکرد آن‌ها به تعامل شبکه‌های مختلف مغزی وابسته است. پژوهشگران معتقدند این کشف می‌تواند مسیر تازه‌ای برای درک بهتر بیماری‌هایی مانند افسردگی، اختلال نقص توجه و بیش‌فعالی (ADHD) و اعتیاد باز کند و در آینده به توسعه درمان‌های مؤثرتر برای افرادی که در حفظ انگیزه و دنبال کردن اهداف خود با مشکل روبه‌رو هستند، کمک کند. همچنین این نتایج می‌تواند در پیشرفت هوش مصنوعی و طراحی رابط‌های مغز و رایانه نیز کاربردهای ارزشمندی داشته باشد.

https://www.sciencedaily.com/releases/2026/08/260804034622.htm

➡️ Science Persian

Читать полностью…

Science Persian

‍ 🔷 آیا انسان‌ها واقعاً کم‌هوش‌تر شده‌اند؟ نگاهی به پدیده «اثر فلین معکوس»

در دهه‌های گذشته، پژوهشگران مشاهده کردند که میانگین نمرات آزمون‌های هوش (IQ) در بسیاری از کشورها به‌طور مداوم افزایش می‌یافت؛ پدیده‌ای که به «اثر فلین» معروف شد. این روند عمدتاً نتیجه بهبود شرایط زندگی، آموزش، تغذیه، بهداشت و افزایش پیچیدگی محیط‌های کاری و اجتماعی دانسته می‌شد.
با این حال، تحقیقات جدید نشان می‌دهد که در برخی کشورهای توسعه‌یافته، از جمله آمریکا، این روند دیگر ادامه ندارد و حتی در برخی توانایی‌های شناختی کاهش‌هایی مشاهده شده است. این پدیده که «اثر فلین معکوس» نامیده می‌شود، به معنای کاهش نمرات در برخی آزمون‌های شناختی است، نه کاهش قطعی هوش انسان.

پژوهشگران معتقدند عوامل مختلفی می‌توانند در این تغییر نقش داشته باشند؛ از جمله تغییر در شیوه‌های آموزش، کاهش مطالعه عمیق، افزایش استفاده از رسانه‌ها و فناوری‌های دیجیتال، تغییرات سبک زندگی، عوامل محیطی و تغذیه‌ای. با این حال، تاکنون هیچ دلیل واحد و قطعی برای این روند شناسایی نشده و همچنان تحقیقات در این زمینه ادامه دارد.

نویسندگان مقاله تأکید می‌کنند که نباید این یافته‌ها را به این معنا تعبیر کرد که مردم «کم‌هوش‌تر» شده‌اند. آزمون‌های IQ تنها بخشی از توانایی‌های شناختی را می‌سنجند و برخی مهارت‌ها، مانند توانایی‌های دیداری و فضایی، در برخی مطالعات حتی بهبود یافته‌اند. بنابراین، آنچه تاکنون مشخص شده، تغییر در الگوی عملکرد شناختی است، نه اثبات کاهش کلی هوش انسان.

https://www.sciencealert.com/are-americans-actually-getting-dumber-heres-what-we-know-about-the-reverse-flynn-effect

➡️ Science Persian

Читать полностью…

Science Persian

‍ 🔷 بمب‌‌ گرافیتی چطور سیستم برق را به‌طور موقت مختل می‌کند؟

پس از انفجار بمب، ابری حاوی هزاران رشته الیاف آزاد و بر فراز نقاط مهم زیرساخت برق از جمله نیروگاه‌ها، ترانسفورماتورها، پست‌های برق و خطوط فشارقوی پراکنده می‌شود. این الیاف‌ به تجهیزات و مدارهای الکتریکی حامل ولتاژ بالا می‌چسبند و جریان برق را مختل می‌کنند

روزنامه بریتانیایی دیلی‌میل اخیرا گزارش داد که احتمالا ارتش آمریکا در جریان عملیات بازداشت نیکلاس مادورو، رئیس‌جمهوری سابق ونزوئلا، برای آسیب زدن به بخشی از زیرساخت‌های حیاتی برق کاراکاس، پایتخت این کشور، و از کار انداختن آن‌ها از یک بمب گرافیتی مدل بی‌ال‌یو‌ــ۱۱۴/بی (BLU-114/B) معروف به بمب خاموشی (dark bomb) استفاده کرده است.

این بمب گرافیتی که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، هم تلویحا به استفاده از آن اشاره کرد، برای وارد کردن نوعی «آسیب نرم» به زیرساخت‌ها طراحی شده است و می‌تواند بدون تخریب فیزیکی و بدون تلفات جانی، در شبکه برق اختلالی موقت ایجاد کند.

ایالات متحده پیش‌تر در جنگ اول خلیج فارس در سال ۱۹۹۱، جنگ کوزوو در سال ۱۹۹۹ و جنگ دوم خلیج فارس در سال ۲۰۰۳ از این سلاح استفاده کرد.

به گزارش سرویس جهانی بی‌بی‌سی، در سال ۱۹۹۱، نیروی دریایی آمریکا از یک کلاهک جنگی که برای موشک کروز تاماهاوک توسعه داده بود، استفاده کرد تا شبکه برق بخش بزرگی از عراق را از کار بیندازد.

این کلاهک‌ها که به «کیت-۲» (Kit-2) معروف بودند و استفاده از آن‌ها تنها یک سال بعد فاش شد، قرقره‌هایی از الیاف کربنی را باز می‌کردند که باعث اتصال کوتاه در تجهیزات الکتریکی می‌شدند.

گفته می‌شود نیروی هوایی آمریکا پس از آن، توسعه نسخه اختصاصی خود از «بمب خاموشی» (Blackout Bomb) را آغاز کرد.

جنگنده‌های رادارگریز آمریکا در جریان عملیات نظامی ناتو علیه کوزوو در سال ۱۹۹۹، این بمب‌ها را بر فراز صربستان پرتاب کردند.

محفظه‌هایی که در محل سقوط پیدا شدند، با برچسب بی‌ال‌یو-۱۱۴/بی BLU-114/B مشخص شده بودند (BLU مخفف استاندارد نظامی Bomb Live Unit به معنای «واحد بمب فعال» است).

کن بیکن، سخنگوی پنتاگون، در آن زمان گفت: «ما سلاح‌هایی داریم که معتقدیم صحبت درباره آن‌ها مناسب نیست و این یکی از آن‌هاست.»

او افزود: «این سلاح کاملا محرمانه است و چیزی نیست که بخواهیم درباره آن به‌صورت عمومی صحبت کنیم.»

این بمب حاوی الیاف کربنی یا گرافیتی‌ــ موادی رسانای الکتریسیته‌ــ است که هدف از به‌کارگیری آن‌ها ایجاد اتصال کوتاه و از کار انداختن و خنثی‌ سازی سیستم‌های حیاتی برق است.

پس از انفجار بمب، ابری حاوی هزاران رشته الیاف آزاد و بر فراز نقاط مهم زیرساخت برق از جمله نیروگاه‌ها، ترانسفورماتورها، پست‌های برق و خطوط فشارقوی پراکنده می‌شود. این الیاف‌ به تجهیزات و مدارهای الکتریکی حامل ولتاژ بالا می‌چسبند و جریان برق را مختل می‌کنند، تا جایی که موجب اتصال کوتاه و قطع برق در مناطق گسترده می‌شوند.

اتصال کوتاه همچنین ممکن است برای جلوگیری از بروز واکنشی زنجیره‌ای از فروپاشی‌ها و وارد آمدن خسارت‌های انباشته به شبکه برق، باعث خاموشی خودکار بخش‌های دیگر شبکه شود.

برای محافظت از سیستم‌های حیاتی برق در برابر چنین حمله‌ای راه‌های مختلفی وجود دارد؛ از جمله پوشاندن رساناهای الکتریکی با مواد عایق، ایجاد سامانه‌های حفاظتی اختصاصی یا فراهم کردن امکانات پشتیبان برای شبکه برق.

خسارت‌های ناشی از چنین حمله‌ای صرفا به خود شبکه برق محدود نمی‌شود و زیرساخت‌ها و سیستم‌های وابسته به آن نیز تحت تاثیر قرار می‌گیرند. 

واکنش ناهماهنگ و نامنسجم نیروهای دفاعی ونزوئلا در جریان حمله آمریکا را هم می‌توان با این عوامل توضیح داد.

اگر فرضیه استفاده از «بمب گرافیتی» واقعا درست باشد، این دستاورد یعنی توانایی اجرای حمله‌ای هدفمند و مرگبار علیه زیرساخت‌های حیاتی با کمترین میزان آسیب به محیط‌زیست و افراد غیرمرتبط با درگیری، نقطه عطف مهمی در جنگ‌های مدرن به شمار می‌رود.

«کلید برق»

سرویس جهانی بی‌بی‌سی می‌نویسد، یکی از اثرات اصلی این سلاح، تأثیر روانی آن است.

جیمی شی، سخنگوی وقت ناتو، گفت: «این‌که چراغ‌ها در ۷۰ درصد کشور خاموش شد، نشان می‌دهد که ناتو انگشت خود را روی کلید برق یوگسلاوی گذاشته است.»

«ما هر زمان که لازم باشد و هر وقت که بخواهیم، می‌توانیم برق را قطع کنیم.»

براساس این گزارش، این سلاح تعداد زیادی «ریز‌مهمات» را در قالب محفظه‌هایی تقریبا به اندازه یک قوطی نوشیدنی پراکنده می‌کند.

https://www.inss.org.il/social_media/did-the-united-states-strike-the-power-grid-during-the-operation-in-venezuela/

➡️ Science Persian

Читать полностью…

Science Persian

‍ 🔷 چرا آدم‌خواری در تاریخ بشر مدام ظهور پیدا کرده و از بین رفته است؟

آدم‌خواری همیشه پارادوکسی پیچیده در تاریخ بشر محسوب می‌شود؛ از طرفی رفتاری تابو و نابهنجار است و از طرف دیگر، شواهد تاریخی و باستان‌شناسی نشان می‌دهند که گروه‌هایی از انسان‌ها در برهه‌های گوناگون به‌خاطر منافع متناقض آدم‌خواری به آن روی آورده‌اند. اکنون پژوهشگران با مدلسازی‌های ریاضی و ارزیابی موازنه میان سود و زیان زیستی، علت عدم تداوم بلندمدت این رفتار در جوامع انسانی را تحلیل کرده‌اند.

به گزارش ساینس‌آلرت، پژوهشگران دانشگاه وروسلاو لهستان و دانشگاه چارلز جمهوری چک با بررسی دیدگاه‌های مختلف ریاضی، محاسبات جالبی درباره میزان خطرات و فواید مصرف گوشت هم‌نوع ارائه داده‌اند. این پژوهش نشان می‌دهد که فارغ از ملاحظات اخلاقی و فرهنگی، استمرار رفتارهای مبتنی‌بر هم‌نوع‌خواری فارغ از نرخ بهره‌وری کوتاه‌مدت، به زیان جوامع تمام می‌شود.

براساس این مدل ریاضی، سناریوهای بسیار محدود و مشخصی وجود دارد که در آن مصرف گوشت انسان می‌تواند توجیه زیستی داشته باشد: برای مثال منابع غذایی نایاب شوند، افراد به شکل طبیعی بمیرند و برای شکار آنها انرژی صرف نشود یا امکان پخت کامل گوشت برای کاهش آلودگی وجود داشته باشد. در غیر این صورت، هزینه‌های همه‌گیری بیماری (اپیدمی) این اقدام بر فواید آن غلبه می‌کند.

علت عدم دوام آدم‌خواری در جوامع بشری
محققان می‌گویند اصلی‌ترین علت ناکارآمدی بلندمدت آدم‌خواری، افزایش زیاد خطر انتقال بیماری‌ها و عوامل بیماری‌زا میان افراد یک گونه است. برخلاف مصرف گوشت سایر جانوران که انتقال بیماری‌ها را محدود می‌کند، چرخش عوامل بیماری‌زا در میان هم‌نوعان بسیار سریع‌تر و کشنده‌تر صورت می‌گیرد. با شکل‌گیری زنجیره‌های هم‌نوع‌خواری، خطر ابتلا به عفونت‌های درمان‌ناپذیر افزایش می‌یابد و جامعه را به سمت فروپاشی کامل سوق می‌دهد.

«پتر تورچک»، زیست‌شناس نظری و تکاملی دانشگاه چارلز، می‌گوید:
«تابوهای فرهنگی مانند سپری دفاعی بوده‌اند که اجداد انسان خردمند را از افتادن در این تله تکاملی محافظت کرده‌اند. نمونه عینی و تاریخی این پدیده در میان قوم فور (Fore) در پاپوآ گینه نو دیده شده است؛ در آنجا سنت خویشاوندخواری در مراسم خاکسپاری باعث شیوع بیماری کشنده مغزی به نام Kuru شد.»
بیماری کورو نوعی بیماری پریونی است که توسط پروتئین‌های تاخورده معیوب ایجاد می‌شود و پختن گوشت نیز توانایی نابودی این عوامل پروتئینی را ندارد. این بیماری زمانی مهار شد که این قوم سنت هم‌نوع‌خواری را کنار گذاشتند.

درکل مدلسازی ریاضی پژوهشگران نشان می‌دهد که اگرچه مصرف گوشت هم‌نوع در شرایط قحطی شدید می‌تواند کالری مورد نیاز بدن را تأمین کند و ارزش غذایی بالایی نیز دارد، اما به دلیل افزایش نمایی خطر انتقال بیماری‌های کشنده و بی‌اثر بودن پخت‌وپز بر برخی عوامل بیماری‌زا، روشی پایدار نیست و به فروپاشی جوامع منجر می‌شود. همین امر باعث شده تا تابوهای فرهنگی برای حفظ بقای انسان خردمند شکل بگیرند.

یافته‌های این پژوهش در ژورنال PNAS منتشر شده است.

https://www.sciencealert.com/mathematics-reveals-why-human-cannibalism-keeps-reappearing

➡️ Science Persian

Читать полностью…

Science Persian

🧨برترین کانال‌های علمی فرهنگی تلگرام 🧨

●□●□●□

📖 سرکتاب قرآنی نیت کن و بیا اینجا👇👇
@jazbaramashh
📕 دانلود کتابهای نایاب ممنوعه وتاریخی
@yortci_bosjin_pdf
🌿 کتابخانه طبی، درمان با داروهای خانگی
@danyalshafa
🌱 جادوی گیاهان دارویی طب سینوی
@teb_sinawi
🏥 آموزشگاه طبی سید
@samsadeghitebeslami
🌍 عجایب جهان
@Ajayibat_j
💰 شکوه ثروت
@shokoh_servat
💊 اطلاعات مفید پزشکی دکتر خود باشیم
@kalemnab
🧘 آموزش مراقبه" پاکسازی" تقویت انرژی چاکراها
@tabnahayteshgh
✍️ آنقدر از تو می نویسم تا فارسی تمام شود
@aztominevisamtafarsitamamshavad
🎧 بهترین کتابهای صوتی موفقیت وبیداری
@ganonjjazb
🖋 پارسی سخن بگوییم و زیبا بنویسیم
@FARZANDAN_PARSI
💔 دل تنگم
@eshgeojonon
🌧 دل واژه های تنهایی
@gandomzaran
😄 خنده و شـادی
@shadi_jok
🎵 زیرخاکی های کمتر شنیده شده
@nuostalzhi
🔮 تکنیک فعالسازی شهود
@Cleanup_inward
💃 زیباترین کلیپ ها و آموزش رقص
@sonatimahalli
⭐ بهترین کتابهای | انتخاب | شده
@Audio_Books_24
🇬🇧 آموزش گام به گام زبان انگلیسی
@English_Points_New
🌍 جهانگردی و طبیعت زیبا
@afarinshokoh
🍝 آشپزی مدرن
@ASHPAZXNEMODERN
🎤 خسروی آواز استاد شجریان
@stad_shajariyan
🎶 دنیای موسیقی ملل فول آلبوم
@w_music_mp3
🧠 ورود به دنیای روان شناسی
@Mentaljourneys
📚 آموزش زبان عربی با متون داستانی
@taaribedastani
👩 مجله زن
@mojalehzan
🌙 « زیباترین اشعار دوبیتی و متن کوتاه »
@aftabmahtabi
🎵 هناسه کم
@lavinmozik
🔥 حریم عشق
@HARIMMASHGH
✨ استوری مناسبتی انگیزشی
@yefenjanaramsh
🌾 کشاورزان موفق
@khridoforosh_y
🏠 خانه ی دوست
@khanehy_doost
🎭 چاوان
@chavan0057
📜 کانال طبی عیون الحکمه
@oyoon_hekmat
🌧 آوای باران
@avay_e_baran
🧘 یوگا | مراقبه | مدیریت | زندگی
@LifeManage
🎭 استیکر سرای یاس
@esstrkersara
🦅 آوای ققنوس
@avayQoqnus
🎵 هتل موزیک
@HOTEL_1_MUSIC
🧠 روانـشـنـاسـی فـردی
@Psychology9i
🍔 خوشمزه‌های رنگین
@Easycooking20
📝 ادبیـات و هنـ‍ـر چـکامــه
@SELMULY
🎨 تراپی با هنر
@baharrezinart
⭐ دوبیتی ستاره‌ها
@Sseta_rehaa
🌸 گیسوی تو
@giisuyetoo
🏨 هتل کتاب
@Hotel_booook
✒️ نويسندگان برتر جهان
@Adabiate_art20
📜 « بهترین ابیات در کلبه شعر»
@kolbeh_sheerr
🔬 کانال علمی پرشین ساینس
@scince_persian
📘 کتاب خوان
@welll_read
💊 رازهای درمان بیماری‌ها
@Shafayezendegiii2
🌀 آموزش ماورا ، پاکسازی
@beyondmeta666
📎 لینکدونی فرهنگی آموزشی و علمی
@linkdoni_hozavi
🧠 ترفندهای روانشناسی
@aramesh_roh_ravan
🎯 تمرکز روی خودم!!!
@shine41
🌧 بوی باران
@bouyebaran
🌹 مولانای جان
@molanay_gan
🎭 شعرخوب بخوانیم
@seda_tanha
🍂 بوی پاییز، خیس باران
@khise_baraaan
📖 داستان های جذاب
@Interesting_stories9
📜 شعرناب و ڪوتاه
@sher_moshaer
❤️ عشق ناب
@asheghnh58
🌙 نجواےعشق
@shabhaytalkh
📋 استخدامی آموزگاری و دبیری ۴۰۳
@svcnhit
📖 برگی از گلستان کتاب
@vaj_hay_eshgh
📕 رمان های ممنوعه خارجی
@Englishliteraturemagazine
🧠 ذهن درمانگر ، روح شفاگر ، جسم توانگر
@Shafayezendegiii1
🔮 علوم خفیه
@olomkhafiyeh
🌌 آموزش علم نجوم و کیهان شناسی
@yortchi_bosjin
🌿 درمان با گیاهان دارویی
@banoooakbari

●□●□●□
1405/5/7
جهت هماهنگی در لیست و رزرو تبلیغات
🫱🏼‍🫲🏼
@HHo_bb

Читать полностью…

Science Persian

‍ 🔷 آیا نورون‌های مغز اطلاعات نامرئی را پنهان می‌کنند؟ نگاهی به یک فرضیه جدید در علوم اعصاب و فیزیک کوانتومی

در سال‌های اخیر، برخی پژوهشگران تلاش کرده‌اند توضیح دهند که آیا قوانین فیزیک کوانتومی می‌توانند نقشی در عملکرد مغز و شاید حتی آگاهی انسان داشته باشند یا خیر. مقاله‌ای که در مجله Discover Magazine منتشر شده، به بررسی یک فرضیه جدید از فیزیکدان اونور پوسولوک (Onur Pusuluk) می‌پردازد. این فرضیه ادعا نمی‌کند که مغز یک «رایانه کوانتومی» است، بلکه پیشنهاد می‌دهد ممکن است برخی اثرات بسیار ظریف کوانتومی پس از نابودی حالت کوانتومی نیز به صورت «اطلاعات پنهان» در نورون‌ها باقی بمانند و بر رفتار آن‌ها اثر بگذارند.

به طور معمول، دانشمندان فعالیت نورون‌ها را از طریق ویژگی‌هایی مانند ولتاژ، جریان یون‌ها و پیام‌های الکتریکی بررسی می‌کنند. اما این نظریه بیان می‌کند که دو نورون ممکن است از نظر تمام اندازه‌گیری‌های معمول کاملاً یکسان باشند، در حالی که به دلیل وجود همبستگی‌های پنهان ناشی از گذشته کوانتومی خود، رفتار متفاوتی از آن‌ها مشاهده شود. این اطلاعات پنهان با ابزارهای رایج قابل مشاهده نیستند، اما شاید بتوانند توضیح‌دهنده بخشی از پیچیدگی عملکرد مغز باشند.

این ایده تا حدودی با نظریه مشهور Orchestrated Objective Reduction (Orch-OR) که توسط راجر پنروز و استوارت همروف ارائه شد، ارتباط دارد. آن نظریه پیشنهاد می‌کرد که آگاهی از فرآیندهای کوانتومی در ساختارهایی به نام میکروتوبول‌ها درون نورون‌ها ناشی می‌شود. با این حال، بسیاری از فیزیکدانان، به ویژه مکس تگمارک، نشان دادند که محیط گرم و مرطوب مغز باعث می‌شود حالت‌های کوانتومی در زمانی بسیار کوتاه از بین بروند و فرصت کافی برای اثرگذاری مستقیم بر فعالیت عصبی نداشته باشند. فرضیه جدید نیز این محدودیت را می‌پذیرد، اما معتقد است حتی اگر حالت کوانتومی نابود شود، ممکن است اثراتی از آن به صورت اطلاعات پنهان باقی بماند.

با وجود جذاب بودن این ایده، جامعه علمی هنوز آن را یک نظریه اثبات‌شده نمی‌داند. این پژوهش در حال حاضر تنها به صورت پیش‌چاپ (Preprint) منتشر شده و هنوز فرایند داوری علمی (Peer Review) را طی نکرده است. همچنین تاکنون هیچ آزمایش مستقیمی وجود این اطلاعات پنهان را در نورون‌های مغز تأیید نکرده است. بنابراین، این فرضیه بیشتر یک مدل نظری است که می‌تواند مسیر تحقیقات آینده را مشخص کند.

پژوهش‌های مشابه در زمینه «زیست‌شناسی کوانتومی» نشان داده‌اند که برخی موجودات زنده، مانند گیاهان در فرآیند فتوسنتز یا پرندگان مهاجر در جهت‌یابی با میدان مغناطیسی زمین، ممکن است از پدیده‌های کوانتومی استفاده کنند. این یافته‌ها باعث شده‌اند برخی دانشمندان احتمال دهند که شاید مغز نیز از برخی اثرات کوانتومی بهره ببرد، اما تاکنون هیچ مدرک محکمی وجود ندارد که نشان دهد آگاهی یا تصمیم‌گیری انسان مستقیماً بر پایه مکانیک کوانتومی عمل می‌کند.

در مجموع، این مقاله یک فرضیه نوآورانه را معرفی می‌کند که تلاش دارد شکاف میان فیزیک کوانتومی و علوم اعصاب را بررسی کند. با این حال، شواهد فعلی برای پذیرش آن کافی نیست و بیشتر دانشمندان همچنان عملکرد مغز را با مدل‌های کلاسیک علوم اعصاب توضیح می‌دهند. اگر این فرضیه در آینده با آزمایش‌های دقیق تأیید شود، می‌تواند درک ما از نحوه پردازش اطلاعات در مغز را دگرگون کند، اما در حال حاضر باید آن را یک ایده پژوهشی امیدوارکننده، نه یک حقیقت علمی اثبات‌شده، دانست.

https://www.discovermagazine.com/new-quantum-brain-theory-suggests-neurons-may-hide-invisible-information-49375

➡️ Science Persian

Читать полностью…

Science Persian

‍ 🔷آیا بهترین سال‌های زندگی هنوز در راه‌اند؟

اگر این روزها احساس می‌کنید زندگی سخت‌تر از همیشه شده، شاید خبر خوبی در انتظارتان باشد. برخلاف تصور رایج که شادی را ویژگی دوران جوانی می‌داند، یکی از بزرگ‌ترین پژوهش‌های جهان نشان می‌دهد که برای بسیاری از انسان‌ها، احساس رضایت و آرامش واقعی در نیمه دوم زندگی شکوفا می‌شود. گویی زندگی پس از عبور از فراز و نشیب‌های میانسالی، فرصت تازه‌ای برای تجربه خوشبختی در اختیارمان می‌گذارد.

دیوید بلنچ‌فلاور، اقتصاددان کالج دارتموث، با بررسی داده‌های مربوط به ۱۴۵ کشور و کنترل عواملی مانند درآمد، تحصیلات، اشتغال و وضعیت تأهل، به الگویی رسید که آن را «منحنی U شکل شادی» می‌نامند. نتایج این پژوهش نشان داد که رضایت از زندگی معمولاً در اواخر دهه ۴۰ به پایین‌ترین سطح خود می‌رسد، اما از حدود ۵۰ سالگی به بعد دوباره روندی صعودی پیدا می‌کند و در بسیاری از افراد به سطحی حتی بالاتر از سال‌های جوانی می‌رسد.

پژوهشگران معتقدند میانسالی اغلب دوره‌ای است که مسئولیت‌ها به اوج خود می‌رسند؛ فشارهای کاری، دغدغه‌های مالی، تربیت فرزندان و مراقبت از والدین سالمند، همگی می‌توانند احساس فرسودگی ایجاد کنند. از سوی دیگر، در این سنین بسیاری از افراد با واقعیت زندگی روبه‌رو می‌شوند و فاصله میان آرزوهای جوانی و آنچه به دست آورده‌اند را بهتر درک می‌کنند.

اما با گذشت زمان، نگاه انسان نیز تغییر می‌کند. افراد مسن‌تر معمولاً انتظارات واقع‌بینانه‌تری دارند، کمتر خود را با دیگران مقایسه می‌کنند و بیش از گذشته از لحظه‌های ساده، روابط عمیق و آرامش درونی لذت می‌برند. مطالعات علوم اعصاب نیز نشان می‌دهد که مغز با افزایش سن، تمایل بیشتری به تمرکز بر تجربه‌های مثبت و واکنش کمتر به رویدادهای منفی پیدا می‌کند؛ تغییری که می‌تواند به افزایش احساس رضایت از زندگی کمک کند.

البته این منحنی، یک روند آماری است و نه سرنوشت همه افراد. سلامت جسم و روان، کیفیت روابط، امنیت مالی و اتفاقات مهم زندگی همچنان نقش بسیار پررنگ‌تری در میزان شادی هر فرد دارند. با این حال، این پژوهش یک پیام امیدبخش دارد: اگر امروز در میانسالی احساس می‌کنید زندگی دشوارتر شده، شاید این تنها بخشی از مسیر باشد؛ زیرا برای بسیاری از انسان‌ها، بهترین فصل زندگی هنوز از راه نرسیده است.

https://link.springer.com/article/10.1007/s00148-020-00797-z

➡️ Science Persian

Читать полностью…

Science Persian

‍ 🔷 جنجال استفاده زندایا از جواهرات ۳ هزار ساله ایرانی در رویداد فیلم «ادیسه»

استفاده زندایا از گوشواره‌های طلا ۳۰۰۰ ساله باستانی ایران (مجموعه زیویه) در رویداد فیلم ادیسه، موجی از انتقادات باستان‌شناسان و معترضین را به همراه داشت.

به گزارش مجله باستان شناسی ، بازیگر سرشناس هالیوود، زندایا (Zendaya)، در جریان تور تبلیغاتی فیلم جدید کریستوفر نولان با نام «ادیسه» (The Odyssey) در لندن، با به‌کارگیری گوشواره‌هایی از جنس طلا متعلق به تقریباً ۳,۰۰۰ سال پیش (دوران هخامنشی/مادی ایران)، جنجال‌آفرین شد. این اقدام که با اعتراض شدید باستان‌ شناسان و تاریخ‌دانان همراه بوده، بحث‌های داغی را پیرامون غارت، کالاسازی و استفاده تجملی از آثار غارت‌شده میراث جهانی به راه انداخته است.

یک گنجینه باستانی در خدمت فرش قرمز!

زندایا که در اثر جدید کریستوفر نولان نقش «آتنا» (الهه خرد و جنگ) را ایفا می‌کند، در مراسم فرش قرمز لندن با گوشواره‌هایی ظاهر شد که از آثار باستانی ایران مربوط به حدود ۷۰۰ پیش از میلاد ساخته شده‌اند.

این گوشواره‌ها متعلق به گالری اعیانی «بارون لندن» (Barron London) است. طبق بیانیه این گالری، این قطعات در سال ۲۰۲۵ از یک جواهرسازی خریده شده و منتسب به گنجینه معروف زیویه (Ziwiye) هستند که در سال ۱۹۴۷ در شمال غربی ایران (کردستان) توسط چوپانان محلی کشف و سپس مورد غارت قرار گرفت. بخش عمده‌ای از این گنجینه در دهه ۱۹۶۰ میلادی در بازارهای سیاه عتیقه‌جات به خارج از ایران قاچاق شد و امروز در موزه‌ها و مجموعه‌های خصوصی جهان پراکنده است.

خشم باستان‌ شناسان: «این‌ها میراث بشریت‌اند، نه اکسسوری!»

پروفسور سوسن بابایی، تاریخ‌دان برجسته هنر در موسسه کورتولد (Courtauld Institute)، با ابراز خشم شدید از این اتفاق گفت: «بسیار تکان‌دهنده است که هیچ‌کس در تیم استایل و مد این بازیگر فکر نکرده که این کار شاید فکره خوبی نباشد. طراحان لباس و استایلیست‌های سلبریتی‌ها حساسیت و سواد فرهنگی کافی ندارند و این کار، غارت، پیش‌پاافتاده‌سازی و جدا کردن آثار از هویت تاریخی ایران است.»

دکتر آنلیس بر (Dr. Annelise Baer)، باستان‌شناس و تهیه‌کننده نیز تاکید کرد: «مسئله اصلی این است که این گوشواره‌ها از اشیاء باستانی غارت‌شده ساخته شده‌اند. استفاده زندایا از آن‌ها روی فرش قرمز، این موضوع تلخ را به شکل عریانی در معرض دید عموم قرار داد.»

توجیه گالری بارون و تناقض‌های سیاسی-فرهنگی

گالری بارون در دفاع از خود مدعی شده که هدف از قرض دادن این جواهرات، تجاری نبوده بلکه «تجلیل از هنر و استادی والای جواهرسازان پارسی/ایرانی» بوده است. با این حال، منتقدان می‌گویند تقلیل دادن آثار مقدس و ارزش‌مند ۳,۰۰۰ ساله به یک «اکسسوری مد روز» در حالی که ایران همواره تحت فشارهای سیاسی و بحران‌های گوناگون قرار دارد، مصداق بارز مصادره فرهنگی است.

این جنجال یادآور اتفاق مشابهی در سال ۲۰۲۲ است، زمانی که کیم کارداشیان لباس تاریخی مرلین مونرو را در مراسم مت گالا پوشید و با انتقادهای گسترده در مورد عدم حفظ و نگهداری میراث‌های تاریخی روبرو شد.

https://share.google/Vpk4WZ4yqkXv8WG7L

➡️ Science Persian

Читать полностью…

Science Persian

‍ 🔷 واکسن جدید؛ امیدی برای پیشگیری از سرطان پانکراس

سرطان پانکراس یکی از کشنده‌ترین انواع سرطان است، زیرا معمولاً در مراحل پیشرفته تشخیص داده می‌شود و گزینه‌های درمانی محدودی دارد. به همین دلیل، دانشمندان سال‌هاست به دنبال راهی هستند که بتوانند از ایجاد این سرطان پیشگیری کنند، نه اینکه فقط پس از بروز آن را درمان کنند. اکنون نتایج یک مطالعه جدید، امید تازه‌ای را در این زمینه ایجاد کرده است.

پژوهشگران دانشگاه جانز هاپکینز در نخستین کارآزمایی بالینی روی انسان، واکسن آزمایشی mKRAS-VAX را روی ۲۰ فردی که به دلیل سابقه خانوادگی، جهش‌های ژنتیکی یا وجود ضایعات پیش‌سرطانی در معرض خطر بالای ابتلا به سرطان پانکراس بودند، آزمایش کردند. این واکسن برای هدف قرار دادن جهش ژنی KRAS طراحی شده است؛ جهشی که در بیش از ۹۰ درصد موارد سرطان پانکراس دیده می‌شود و نقش مهمی در ایجاد این بیماری دارد.

نتایج این مطالعه بسیار امیدوارکننده بود. واکسن توانست در حدود ۹۰ درصد از شرکت‌کنندگان، سیستم ایمنی بدن را به‌طور مؤثر فعال کند و سلول‌های دفاعی (سلول‌های T) را برای شناسایی و نابودی سلول‌های غیرطبیعی آموزش دهد. همچنین عوارض جانبی آن خفیف بود و بیشتر افراد تنها درد محل تزریق یا علائمی شبیه سرماخوردگی و آنفلوانزای خفیف را تجربه کردند.

پژوهشگران پس از حدود ۱۶ ماه پیگیری دریافتند که هیچ‌یک از شرکت‌کنندگان به سرطان پانکراس مبتلا نشده‌اند. علاوه بر این، در حدود ۳۷ درصد از افراد، ضایعات یا کیست‌های پیش‌سرطانی کوچک‌تر شدند یا حتی به‌طور کامل از بین رفتند. این یافته‌ها نشان می‌دهد که واکسن ممکن است بتواند از تبدیل ضایعات پیش‌سرطانی به سرطان جلوگیری کند.

با این حال، دانشمندان تأکید می‌کنند که این پژوهش تنها یک مطالعه اولیه با تعداد محدودی شرکت‌کننده بوده و هدف اصلی آن بررسی ایمنی واکسن بوده است. بنابراین هنوز نمی‌توان با اطمینان گفت که این واکسن از ابتلا به سرطان پانکراس پیشگیری می‌کند. برای اثبات اثربخشی آن، باید مطالعات بزرگ‌تر و طولانی‌مدت روی افراد بیشتری انجام شود.

اگر نتایج این تحقیقات در آینده نیز تأیید شود، این واکسن می‌تواند به نخستین واکسن پیشگیرانه برای سرطان پانکراس تبدیل شود و جان هزاران فرد در معرض خطر را نجات دهد. این دستاورد همچنین می‌تواند راه را برای تولید واکسن‌های مشابه علیه سایر سرطان‌هایی که ناشی از جهش‌های ژنتیکی مشخص هستند، هموار کند.

https://www.foxnews.com/health/pancreatic-cancer-vaccine-shows-promise-first-human-trial-preventing-disease-high-risk-patients

➡️ Science Persian

Читать полностью…

Science Persian

🔷 جهش‌ها در تکامل

مهر مادری

قسمت دوم


➡️ Science Persian

Читать полностью…

Science Persian

🔷 فصل پنجم
فضا، زمان و معنا

📚 ملت دوپامین
رسیدن به تعادل در عصر زیاده‌روی
👤آنا لمبکی


‌
➡️ Science Persian

Читать полностью…

Science Persian

🔷 فصل سوم
تعادل لذت و درد

📚 ملت دوپامین
رسیدن به تعادل در عصر زیاده‌روی
👤آنا لمبکی

➡️ Science Persian

Читать полностью…

Science Persian

🔷 فصل اول
یافتن تعادل

📚 ملت دوپامین
رسیدن به تعادل در عصر زیاده‌روی
👤آنا لمبکی

➡️ Science Persian

Читать полностью…

Science Persian

‍ 🔷 وقتی هوش مصنوعی شروع به طراحی ویروس می‌کند

پژوهشگران با استفاده از یک مدل هوش مصنوعی زیستی به نام Evo 2 توانسته‌اند ژنوم ویروس‌هایی را طراحی کنند که نمونه طبیعیِ مشابهی برای آن‌ها وجود ندارد. این ویروس‌ها باکتریوفاژ هستند؛ یعنی ویروس‌هایی که به باکتری‌ها حمله می‌کنند و برای تکثیر خود از سلول باکتری استفاده می‌کنند. اهمیت این پژوهش در این است که هوش مصنوعی در اینجا فقط DNA موجود را تحلیل یا پیش‌بینی نکرده، بلکه از روی الگوهای ژنتیکی آموخته‌شده، توالی‌های ژنتیکی کاملاً جدیدی را طراحی کرده است.

برای آزمایش اینکه آیا این طراحی‌ها فقط روی کامپیوتر «منطقی» به نظر می‌رسند یا واقعاً در طبیعت نیز می‌توانند کار کنند، پژوهشگران صدها طرح تولیدشده توسط مدل را بررسی و تعدادی از آن‌ها را در آزمایشگاه ساختند. از ۲۸۵ طرح آزمایش‌شده، ۱۶ مورد توانستند واقعاً تکثیر شوند و رشد سویه‌های هدف باکتریایی را مهار کنند. این نتیجه بسیار مهم است، زیرا نشان می‌دهد هوش مصنوعی توانسته رابطه پیچیده میان بخش‌های مختلف یک ژنوم را تا حدی یاد بگیرد؛ به‌گونه‌ای که یک توالی کاملاً جدید می‌تواند در یک سیستم زنده نیز عملکرد داشته باشد.

برای درک ساده‌تر موضوع، می‌توان DNA را مانند دستورالعمل ساخت و عملکرد یک موجود زنده در نظر گرفت. هوش مصنوعی معمولاً از داده‌های موجود یاد می‌گیرد که این دستورالعمل‌ها چگونه سازمان یافته‌اند. در این پژوهش، مدل Evo 2 با مطالعه تعداد بسیار زیادی از ژنوم‌ها، از جمله ژنوم باکتریوفاژها، توانسته الگوهای زیستی را یاد بگیرد و بر اساس آن‌ها دستورالعمل‌های ژنتیکی جدید تولید کند. بنابراین نقطه عطف اصلی این پژوهش، «ساخت یک ویروس عجیب» نیست؛ بلکه اثبات این ایده است که AI می‌تواند از مرحله خواندن و تحلیل زیست‌شناسی به مرحله طراحی زیست‌شناسی وارد شود.

این فناوری در آینده می‌تواند کاربردهای پزشکی مهمی داشته باشد. یکی از جذاب‌ترین آن‌ها مقابله با باکتری‌های مقاوم به آنتی‌بیوتیک است. باکتریوفاژها به‌طور طبیعی می‌توانند باکتری‌های مشخصی را هدف قرار دهند؛ بنابراین اگر بتوان با کمک AI فاژهایی با دامنه میزبانی دقیق طراحی کرد، ممکن است در آینده بتوان از آن‌ها برای هدف قرار دادن باکتری‌های مقاوم به دارو استفاده کرد. با این حال، پژوهش فعلی هنوز یک اثبات مفهوم آزمایشگاهی است و به معنی آماده بودن یک درمان جدید برای انسان نیست.

در کنار این فرصت، یک مسئله جدی نیز مطرح می‌شود: اگر هوش مصنوعی بتواند سیستم‌های زیستی جدید طراحی کند، همین توانایی در صورت استفاده نادرست می‌تواند خطرات امنیت زیستی ایجاد کند. به همین دلیل، پیشرفت این فناوری فقط یک مسئله مربوط به هوش مصنوعی یا زیست‌شناسی نیست؛ بلکه به نظارت، ایمنی آزمایشگاهی و قوانین مربوط به استفاده از AI در زیست‌شناسی نیز نیاز دارد. با این حال، پژوهش مورد بحث بر باکتریوفاژهای کوچک و غیرانسانی متمرکز بوده است و نباید آن را به معنای ساخت ویروس بیماری‌زای انسانی توسط AI تفسیر کرد.

پیام اصلی این پژوهش بسیار فراتر از تولید ۱۶ ویروس جدید است: هوش مصنوعی به‌تدریج در حال تبدیل شدن از ابزاری برای فهم طبیعت به ابزاری برای طراحی بخش‌هایی از طبیعت است. این تغییر می‌تواند راه‌های تازه‌ای برای درمان بیماری‌ها، مقابله با مقاومت آنتی‌بیوتیکی و مهندسی زیستی ایجاد کند؛ اما هم‌زمان ضرورت دارد که توانایی‌های جدید AI با همان سرعت، با چارچوب‌های علمی و ایمنی مناسب همراه شوند.

https://www.nytimes.com/2026/08/06/science/ai-viruses-bacteria-arc.html

➡️ Science Persian

Читать полностью…

Science Persian

🔷 چطور به آنچه «واقعاً می‌خواهیم» برسیم؟ شش درس از پژوهش‌ها

در زندگی چیزهایی هست که آن‌ها را به‌شدت می‌خواهید! و با خودتان فکر می‌کنید: «همین که به آن برسم، همه‌چیز درست می‌شود.» شبکه‌های اجتماعی هم به این خواسته‌های ما دامن می‌زنند. هنگامی هم که به آن می‌رسید، حال‌تان عالی است؛ مغزتان یک دور افتخار کوچک می‌زند.

اما این حال ماندگار نیست. جادویش کم‌کم می‌پرد. و ذهن ما به‌جای اینکه در اصل ماجرا شک کند، نتیجه می‌گیرد: «لابد چیز اشتباهی را می‌خواستم. یک چیز دیگر حتماً جواب می‌دهد.» شغلی دیگر، خودرویی دیگر، رابطه‌ای دیگر، کشوری دیگر. و چرخه دوباره شروع می‌شود.

همه‌ی ما بارها این چرخه را تجربه کرده‌ایم و جواب نگرفته‌ایم.
مشکل کجاست؟

پاسخ این سوال را در نوشدارو بخوانید:


مطالعه مطلب کامل در نوشدارو

✍️ دکتر علی اصغر هنرمند

➡️ Science Persian

Читать полностью…

Science Persian

‍ 🔷 مهربانی؛ ویژگی‌ای که از همان سال‌های نخست زندگی در کودکان شکل می‌گیرد

مهربانی، همکاری و تمایل به کمک کردن به دیگران از جمله رفتارهایی هستند که بسیاری تصور می‌کنند در اثر آموزش و تجربه به وجود می‌آیند. اما نتایج پژوهشی جدید نشان می‌دهد که پایه‌های این رفتارها از همان سال‌های نخست زندگی در کودکان وجود دارد و در بسیاری از موارد، به‌صورت کاملاً شهودی و بدون نیاز به تفکر طولانی بروز می‌کند.

در این پژوهش که با مشارکت محققان مدرسه اقتصاد لندن، دانشگاه استاوانگر و دانشگاه میلان-بیکوکا انجام شد، ۵۳۷ کودک ۳ تا ۱۰ ساله در مجموعه‌ای از بازی‌های اجتماعی شرکت کردند. پژوهشگران برای بررسی تفاوت میان تصمیم‌های شهودی و آگاهانه، کودکان را به دو گروه تقسیم کردند؛ گروهی باید در کمتر از ۱۰ ثانیه تصمیم می‌گرفتند و گروه دیگر فرصت بیشتری برای فکر کردن داشتند. سپس رفتارهایی مانند همکاری، بخشندگی، صداقت، انصاف و قضاوت اخلاقی آن‌ها مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج نشان داد کودکان ۳ تا ۴ ساله هنگام تصمیم‌گیری سریع، بیشتر از زمانی که فرصت فکر کردن داشتند رفتارهای نوع‌دوستانه از خود نشان می‌دادند. این موضوع نشان می‌دهد که ریشه‌های مهربانی و همکاری از همان سال‌های ابتدایی زندگی در ذهن انسان شکل گرفته است.

یکی از یافته‌های مهم این تحقیق آن است که با افزایش سن، مهربانی در کودکان کاهش پیدا نمی‌کند؛ بلکه شیوه تصمیم‌گیری آن‌ها تغییر می‌کند. کودکان بزرگ‌تر پیش از انجام رفتارهای اجتماعی، بیشتر درباره پیامدهای تصمیم، عدالت، قوانین اخلاقی و احساسات دیگران فکر می‌کنند. به بیان دیگر، رشد ذهنی باعث نمی‌شود غریزه مهربانی از بین برود، بلکه تفکر منطقی به تدریج در کنار آن قرار می‌گیرد و از رفتارهای نوع‌دوستانه حمایت می‌کند. پژوهشگران این روند را «گذار از مهربانی شهودی به مهربانی آگاهانه» توصیف کرده‌اند.

این نتایج با یافته‌های پژوهش‌های دیگر نیز هم‌خوانی دارد. در بزرگ‌ترین مطالعه بین‌فرهنگی انجام‌شده روی رفتارهای اجتماعی کودکان که داده‌های مربوط به بیش از ۱۵۰ فرهنگ را بررسی کرده است، مشخص شد اگرچه شیوه آموزش کودکان در فرهنگ‌های مختلف متفاوت است، اما با افزایش سن، الگوهای رفتارهای اجتماعی مانند همکاری، همدلی و کمک به دیگران به یکدیگر نزدیک‌تر می‌شود. این موضوع نشان می‌دهد که گرایش به رفتارهای اجتماعی، صرف‌نظر از تفاوت‌های فرهنگی، بخشی از روند طبیعی رشد انسان است.

پژوهش‌های پیشین نیز شواهد مشابهی ارائه کرده‌اند. برای مثال، مطالعه‌ای که در Journal of Experimental Child Psychology منتشر شده نشان می‌دهد کودکان هنگام ارزیابی یک رفتار مهربانانه، بیشتر به میزان سودی که آن رفتار برای دیگران دارد توجه می‌کنند تا هزینه‌ای که برای خودشان ایجاد می‌کند. این یافته نشان می‌دهد انگیزه کمک به دیگران در کودکان، از سنین پایین جایگاه مهمی در تصمیم‌های اجتماعی آن‌ها دارد.

محققان معتقدند نتایج این پژوهش می‌تواند در طراحی برنامه‌های آموزشی و تربیتی مؤثر باشد. اگر مهربانی و همکاری از همان ابتدای زندگی در کودکان وجود دارد، نقش والدین و معلمان بیشتر در حفظ، تقویت و هدایت این ویژگی‌های طبیعی خواهد بود تا ایجاد آن‌ها. فراهم کردن محیطی که در آن کودکان فرصت همکاری، همدلی و تجربه رفتارهای مثبت اجتماعی را داشته باشند، می‌تواند به رشد سالم‌تر مهارت‌های اخلاقی و اجتماعی آن‌ها در سال‌های بعد کمک کند.

https://phys.org/news/2026-07-kindness-emerges-intuitively-young-children.html

➡️ Science Persian

Читать полностью…

Science Persian

‍ 🔷 فروکتوز؛ قند طبیعی که در شرایط خاص می‌تواند به گسترش سرطان کمک کند

فروکتوز نوعی قند ساده و طبیعی است که به‌طور معمول در میوه‌ها، عسل و برخی سبزیجات یافت می‌شود. این قند علاوه بر منابع طبیعی، به مقدار زیادی در نوشابه‌ها، آبمیوه‌های صنعتی، شیرینی‌ها و بسیاری از مواد غذایی فرآوری‌شده نیز وجود دارد. تفاوت اصلی فروکتوز طبیعی با فروکتوز موجود در محصولات صنعتی این است که میوه‌ها علاوه بر فروکتوز، حاوی فیبر، ویتامین‌ها و ترکیبات آنتی‌اکسیدانی هستند که سرعت جذب قند را کاهش داده و اثرات آن را تعدیل می‌کنند؛ در حالی که نوشیدنی‌ها و خوراکی‌های شیرین، مقدار زیادی فروکتوز و گلوکز را به‌طور هم‌زمان و در مدت کوتاهی وارد بدن می‌کنند.

پژوهشگران در مطالعه‌ای جدید دریافتند که فروکتوز به‌تنهایی عامل ایجاد سرطان نیست و حتی رشد تومور اولیه را نیز به‌طور مستقیم افزایش نمی‌دهد؛ اما زمانی که همراه با گلوکز مصرف شود، می‌تواند شرایطی را فراهم کند که سلول‌های سرطانی راحت‌تر در بدن منتشر شوند. این فرآیند که متاستاز نام دارد، خطرناک‌ترین مرحله پیشرفت سرطان به شمار می‌رود و علت اصلی مرگ‌ومیر در بسیاری از بیماران سرطانی است.

بررسی‌های آزمایشگاهی نشان داد که ترکیب فروکتوز و گلوکز فعالیت آنزیمی به نام SORD را افزایش می‌دهد. این آنزیم با تغییر سوخت‌وساز سلول و افزایش مولکولی به نام NAD⁺، انرژی و توان بیشتری در اختیار سلول‌های سرطانی قرار می‌دهد. در نتیجه، این سلول‌ها راحت‌تر از تومور اصلی جدا شده، به بافت‌های اطراف نفوذ می‌کنند و از طریق جریان خون یا لنف به اندام‌های دیگر، به‌ویژه کبد، منتقل می‌شوند.

برای اطمینان از این یافته‌ها، پژوهشگران آزمایش‌های خود را روی سلول‌های سرطانی و مدل‌های حیوانی انجام دادند. نتایج نشان داد حیواناتی که رژیم غذایی سرشار از گلوکز و فروکتوز دریافت کرده بودند، متاستازهای بیشتری ایجاد کردند. همچنین زمانی که فعالیت آنزیم SORD مهار شد، توانایی سلول‌های سرطانی برای گسترش به میزان قابل توجهی کاهش یافت. این موضوع نشان می‌دهد که این آنزیم می‌تواند در آینده به یکی از اهداف مهم برای تولید داروهای ضد متاستاز تبدیل شود.

پژوهشگران در پایان تأکید می‌کنند که نتایج این تحقیق به معنای حذف میوه از رژیم غذایی نیست. تمرکز این مطالعه بر قندهای افزوده و نوشیدنی‌های شیرین صنعتی است، نه فروکتوز طبیعی موجود در میوه‌ها. با وجود اینکه برای تأیید این نتایج در انسان به مطالعات بیشتری نیاز است، این پژوهش دیدگاه تازه‌ای درباره نقش تغذیه در گسترش سرطان ارائه می‌دهد و می‌تواند زمینه‌ساز روش‌های درمانی جدید برای جلوگیری از متاستاز باشد.

https://naked-science.ru/article/medicine/fruktoza-pomogla-rakovym

➡️ Science Persian

Читать полностью…

Science Persian

‍ 🔷 چرا مغز انسان بزرگ‌تر شد و صورت او کوچک‌تر؟

نگاهی به یافته‌های جدید درباره تکامل انسان
تکامل انسان یکی از پیچیده‌ترین موضوعات در زیست‌شناسی و انسان‌شناسی است. دو ویژگی بارز که انسان امروزی را از نزدیک‌ترین خویشاوندان خود، مانند شامپانزه‌ها، متمایز می‌کند، مغز بزرگ و صورت نسبتاً کوچک و صاف است. برای سال‌ها بسیاری از دانشمندان تصور می‌کردند که این دو تغییر مستقیماً به یکدیگر وابسته‌اند؛ یعنی با بزرگ‌تر شدن مغز، فضای جمجمه افزایش یافته و در نتیجه صورت نیز کوچک‌تر شده است. اما پژوهش جدیدی که در سال ۲۰۲۶ در مجله معتبر Nature Communications منتشر شده، نشان می‌دهد که این دو ویژگی احتمالاً تحت تأثیر عوامل تکاملی متفاوتی شکل گرفته‌اند و هر کدام مسیر مستقلی را طی کرده‌اند.

در این مطالعه، پژوهشگران با بررسی فسیل گونه‌های مختلف انسان از جمله Homo habilis، Homo erectus، نئاندرتال‌ها و انسان امروزی (Homo sapiens)، اندازه مغز، شکل جمجمه، ابعاد صورت و همچنین شرایط اقلیمی و محیطی هر دوره را با یکدیگر مقایسه کردند. نتایج این تحلیل‌ها نشان داد که روند افزایش اندازه مغز و روند کاهش اندازه صورت همیشه هم‌زمان نبوده است؛ به عبارت دیگر، بزرگ شدن مغز لزوماً علت کوچک شدن صورت نبوده است.

یکی از مهم‌ترین نتایج این پژوهش آن است که افزایش اندازه مغز بیشتر نتیجه فشارهای شناختی و محیطی بوده است. در طول حدود دو میلیون سال گذشته، آب‌وهوا بارها تغییر کرد و منابع غذایی نیز ناپایدار شدند. انسان‌های اولیه برای بقا مجبور بودند ابزارهای پیچیده‌تری بسازند، شکار گروهی انجام دهند، مسیرهای طولانی را به خاطر بسپارند، با اعضای گروه همکاری کنند و تصمیم‌های پیچیده‌تری بگیرند. چنین شرایطی باعث شد افرادی که توانایی‌های شناختی بالاتری داشتند، شانس بیشتری برای زنده ماندن و تولیدمثل پیدا کنند. در نتیجه، انتخاب طبیعی به تدریج به افزایش حجم مغز در جنس Homo منجر شد.

از سوی دیگر، پژوهش نشان می‌دهد که کوچک شدن صورت بیشتر با تغییر در رژیم غذایی و فناوری‌های اولیه ارتباط دارد. با ساخت ابزارهای سنگی، انسان توانست غذا را پیش از خوردن خرد کند و بعدها با کنترل آتش و پخت غذا، مواد غذایی نرم‌تر و هضم آن‌ها آسان‌تر شد. در نتیجه، دیگر نیازی به فک‌های بزرگ و عضلات بسیار قوی برای جویدن غذاهای سخت وجود نداشت و استخوان‌های صورت در طی نسل‌های متوالی کوچک‌تر شدند. این نتیجه با «فرضیه غذای پخته» (Cooking Hypothesis) که توسط انسان‌شناس تکاملی ریچارد رانگهام (Richard Wrangham) مطرح شده نیز همخوانی دارد. این فرضیه بیان می‌کند که پخت غذا انرژی بیشتری در اختیار بدن قرار می‌دهد و نیاز به دستگاه جونده بزرگ را کاهش می‌دهد؛ عاملی که می‌تواند هم به کوچک شدن فک و صورت و هم به تأمین انرژی مورد نیاز مغز بزرگ‌تر کمک کرده باشد.

نکته جالب دیگر این است که بزرگ شدن مغز هزینه متابولیکی بسیار بالایی دارد. اگرچه مغز انسان تنها حدود ۲ درصد از وزن بدن را تشکیل می‌دهد، اما در حالت استراحت حدود ۲۰ درصد انرژی بدن را مصرف می‌کند. این موضوع که در کتاب‌های مرجع فیزیولوژی و عصب‌شناسی نیز گزارش شده است، نشان می‌دهد که تکامل مغز بزرگ تنها زمانی امکان‌پذیر بوده که انسان بتواند از طریق رژیم غذایی پرانرژی‌تر و استفاده از غذاهای پخته، انرژی کافی برای این اندام فراهم کند.

پژوهش‌های پیشین نیز نشان داده‌اند که حجم مغز انسان در طول تکامل از حدود ۶۰۰ تا ۷۰۰ سانتی‌متر مکعب در گونه‌های اولیه جنس Homo به حدود ۱۳۰۰ تا ۱۴۰۰ سانتی‌متر مکعب در انسان امروزی رسیده است. با این حال، این افزایش حجم به معنای «باهوش‌تر شدن صرف» نیست؛ بلکه نحوه سازمان‌دهی شبکه‌های عصبی، ارتباط بین نواحی مختلف مغز و کارایی پردازش اطلاعات نیز نقش بسیار مهمی در توانایی‌های شناختی انسان دارند.

در مجموع، این پژوهش دیدگاه تازه‌ای درباره تکامل انسان ارائه می‌دهد. نتایج آن نشان می‌دهد که مغز بزرگ و صورت کوچک انسان محصول یک علت واحد نیستند، بلکه هر کدام تحت تأثیر مجموعه‌ای از عوامل محیطی، تغذیه‌ای، رفتاری و زیستی تکامل یافته‌اند. این یافته‌ها نشان می‌دهد که تکامل انسان فرآیندی پیچیده و چندعاملی بوده و برای درک آن باید تعامل میان انتخاب طبیعی، تغییرات اقلیمی، فناوری، رژیم غذایی و رفتارهای اجتماعی را به طور هم‌زمان در نظر گرفت.

https://www.nature.com/articles/s41467-026-74739-w

➡️ Science Persian

Читать полностью…

Science Persian

🛑تا حذف نشده عضو بشید🌈

📌برای داشتن مجموعه کانالهای علمی فرهنگی آموزشی در مدت محدود، وارد شوید.🌳🌾

Читать полностью…

Science Persian

‍ 🔷 آیا مغز خزندگان در لایه‌های درونی مغز ما جای دارد؟

سال‌هاست که در کتاب‌های روان‌شناسی، کلاس‌های آموزشی، سخنرانی‌های انگیزشی، و حتی جلسات درمانی، از مفهومی به نام «مغز خزنده» سخن گفته می‌شود. تصویری ساده و جذاب که می‌گوید در اعماق مغز ما بخشی باستانی وجود دارد که مسئول غرایز، ترس، خشم و واکنش‌های بقاست و لایه‌های جدیدتر مغز بر روی آن ساخته شده‌اند تا منطق و تفکر را به زندگی انسان بیاورند. این روایت آن‌قدر فراگیر شده که بسیاری آن را حقیقتی بدیهی می‌پندارند.
 
اما مقاله‌ی در Psychology Today یادآوری می‌کند که این تصویر، سال‌هاست در علوم اعصاب اعتبار خود را از دست داده است. پژوهش‌های جدید نشان داده‌اند که مغز انسان از سه لایه مستقل و مجزا تشکیل نشده است. تکامل مغز، به‌خلاف این استعاره‌ی مشهور، به صورت افزودن طبقه‌ای جدید بر ساختمانی قدیمی پیش نرفته، بلکه شبکه‌ای پیچیده و درهم‌تنیده از ساختارها را پدید آورده است که در آن شناخت، هیجان، حافظه و تصمیم‌گیری دائماً با یکدیگر تعامل دارند.

اما پرسش اصلی مقاله چیز دیگری است: اگر این مدل علمی کنار گذاشته شده، چرا هنوز همه جا از آن استفاده می‌شود؟
پاسخ نویسنده این است که دانش علمی با سرعتی بسیار بیشتر از انتقال دانش حرکت می‌کند. یافته‌های جدید ممکن است دهه‌ها طول بکشد تا وارد کتاب‌های درسی، دانشگاه‌ها، دوره‌های آموزشی و فرهنگ عمومی شوند. در این فاصله، نظریه‌های ابطال‌شده‌ی قدیمی همچنان بازتولید می‌شوند، زیرا ساده‌تر، قابل آموزش‌تر و روایت‌پذیرترند. از این رو، گاهی آنچه در جامعه «علم» نامیده می‌شود، در واقع تصویری از علمِ بیست یا سی سال پیش است.

تحلیلی از منظر معرفت‌شناسی تکاملی
اما شاید بتوان از زاویه‌ای دیگر نیز به این مقاله نگریست که آن را از گزارشی درباره‌ی علوم اعصاب به تأملی درباره‌ی تکامل علم تبدیل می‌کند.

معرفت‌شناسی تکاملی کلاسیک، از پوپر تا کمپبل، رشد دانش را فرآیندی مشابه تکامل زیستی می‌دانست: فرضیه‌ها پدید می‌آیند، در معرض نقد و آزمون قرار می‌گیرند، و آنهایی که بهتر با واقعیت سازگارند باقی می‌مانند. این چارچوب هنوز الهام‌بخش است، اما دیگر کافی نیست. معرفت‌شناسی تکاملی معاصر باید توضیح دهد که چرا برخی ایده‌های نادرست، حتی پس از ابطال، همچنان به حیات خود ادامه می‌دهند.
اینجاست که مفهوم وابستگی به مسیر در متون تکاملی اهمیت پیدا می‌کند. رشد دانش، به‌خلاف تصور ساده، صرفاً تابع شواهد نیست؛ بلکه تابع مسیر تاریخی نیز هست. ایده‌هایی که زودتر وارد نظام آموزشی، زبان علمی، کتاب‌های درسی و ذهن متخصصان می‌شوند، مزیتی انباشتی پیدا می‌کنند. هرچه شبکه‌ی استفاده از یک مفهوم گسترده‌تر شود، هزینه‌ی جایگزینی آن نیز افزایش می‌یابد.
از این منظر، «مغز خزنده» صرفاً یک نظریه نبوده، بلکه استعاره‌ای موفق بوده است. موفقیت آن به دلیل ویژگی‌های ارتباطی آن است. این استعاره به آسانی فهمیده می‌شود، به راحتی تدریس می‌شود، و داستان فیلسوفان باستان درباره‌ی کشمکش عقل و غریزه را علمی جلوه می‌دهد. به بیان دیگر، این ایده از نظر «شایستگی فرهنگی» موفق بوده، و نه الزاماً از نظر انطباق با واقعیت زیستی.

در تکامل زیستی نیز همیشه بهترین موجودات باقی نمی‌مانند؛ بلکه آنهایی باقی می‌مانند که در شرایط موجود بهتر تکثیر می‌شوند. در قلمرو معرفت نیز گاه ایده‌هایی ماندگار می‌شوند که بهتر منتقل می‌شوند، نه لزوماً آنهایی که دقیق‌ترند. بنابراین، انتخاب طبیعی ایده‌ها با انتخاب منطقی ایده‌ها یکسان نیست.
این نگاه، پیامد مهمی برای فهم علم دارد. ما معمولاً علم را مجموعه‌ای از گزاره‌های درست تصور می‌کنیم، در حالی که علم در عمل سامانه‌ای تاریخی است. هر کشف جدید باید از میان شبکه‌ای از مفاهیم، نهادها، کتاب‌ها، عادت‌های آموزشی و زبان تخصصی عبور کند. این شبکه نوعی حافظه دارد و همین حافظه، هم نقطه‌ی قوت علم است و هم منشأ اینرسی آن.

حالا اگر با وجود تمامی ابزارهای اصلاحی در علم (آزمایش، بازتولید، و نقد همتایان)، گاهی دهه‌ها طول می‌کشد تا فرضیه‌ای ابطال‌شده‌ از ذهن عموم زدوده شود، جای تعجب نخواهد بود که باورهای سنتی به سختی بسیار بیشتری تغییر کنند. باورهای سنتی سازوکارهای اصلاحی علم را ندارند و وابستگی به مسیر در آنها نیرومندتر است، زیرا این باورها مجموعه‌ای از گزاره‌های ساده نیستند و در زبان، آیین‌ها، هویت جمعی، مناسک، روابط قدرت و حافظه‌ی تاریخی ریشه دارند. کنار گذاشتن باورهای سنتی تغییر در بخشی از هویت فرد یا جامعه است. به همین دلیل، شواهد علمی به تنهایی برای تغییر چنین باورهایی کافی نیستند، هر چند برخی از آنها آشکارا از منظر ناظر خارج آن فرهنگ، یا از منظری علمی، کاملاً خرافه باشند.

➡️ Science Persian

Читать полностью…

Science Persian

‍ 🔷 تکامل چشم مهره‌داران؛ نتیجه میلیون‌ها سال سازگاری با محیط

چشم مهره‌داران یکی از پیچیده‌ترین اندام‌های زیستی است که ساختار کنونی آن حاصل میلیون‌ها سال تکامل و سازگاری با محیط‌های گوناگون است. مقاله منتشرشده در مجله Current Biology نشان می‌دهد که تکامل چشم یک رویداد ناگهانی نبوده، بلکه فرایندی تدریجی و وابسته به تغییرات رفتاری و زیست‌محیطی اجداد مهره‌داران بوده است. هر تغییر در شیوه زندگی، از حرکت در بستر دریا تا شناگری و سپس شکار فعال، نیازهای جدیدی برای دریافت و پردازش اطلاعات محیط ایجاد کرده و همین فشارهای انتخاب طبیعی، مسیر تکامل سیستم بینایی را شکل داده است.

در نخستین مراحل این روند، موجودات اولیه تنها از سلول‌های حساس به نور برخوردار بودند که توانایی تشخیص روشنایی و تاریکی را داشتند و بیشتر برای تنظیم رفتارهای وابسته به نور و حفظ بقا مورد استفاده قرار می‌گرفتند. با تغییر محیط زندگی و افزایش تحرک، این سامانه ساده به‌تدریج پیچیده‌تر شد؛ گیرنده‌های نوری تخصص یافتند، موقعیت چشم‌ها تغییر کرد و ارتباط آن‌ها با دستگاه عصبی گسترش یافت. این تحولات امکان تشخیص جهت نور، حرکت اجسام و در نهایت تشکیل تصویر را فراهم کرد و پایه‌های بینایی پیشرفته را به وجود آورد.

نقطه عطف تکامل چشم زمانی شکل گرفت که برخی از مهره‌داران به شکارچیان فعال تبدیل شدند. در این مرحله، نیاز به تشخیص دقیق فاصله، سرعت و حرکت طعمه موجب تکامل ساختارهایی مانند عدسی، شبکیه سازمان‌یافته و مدارهای عصبی پیچیده شد. هم‌زمان، مراکز بینایی مغز نیز توسعه یافتند تا اطلاعات دریافتی از چشم با سرعت و دقت بیشتری پردازش شوند. این هماهنگی میان چشم و مغز نشان می‌دهد که تکامل بینایی تنها به تغییرات ساختمانی چشم محدود نبوده، بلکه حاصل تکامل هم‌زمان اندام‌های حسی، دستگاه عصبی و رفتارهای جانوران است.

در نهایت، نویسندگان نتیجه می‌گیرند که چشم مهره‌داران محصول تعامل مستمر میان انتخاب طبیعی، شرایط محیطی و نیازهای رفتاری است. توانایی‌هایی مانند تشخیص حرکت، درک عمق، شناسایی طعمه و اجتناب از شکارچی، همگی پیامد میلیون‌ها سال سازگاری تدریجی هستند. از این رو، چشم انسان را می‌توان یکی از موفق‌ترین دستاوردهای فرایند تکامل دانست؛ اندامی که نه‌تنها از نظر ساختاری، بلکه از نظر عملکردی نیز حاصل هماهنگی دقیق میان چشم، مغز و محیط پیرامون است.

این مسیر تکامل نشان می‌دهد که طبیعت، پیچیدگی را نه با جهش‌های ناگهانی، بلکه با انباشت تغییرات ظریف و پیوسته خلق می‌کند. از همین رو، چشم مهره‌داران تنها پنجره‌ای به جهان پیرامون نیست، بلکه پنجره‌ای به تاریخ تکامل حیات بر روی زمین است.

https://www.cell.com/current-biology/fulltext/S0960-9822(25)01676-8

➡️ Science Persian

Читать полностью…

Science Persian

‍ 🔷 هوش مصنوعی در مسیر ساخت نسل جدید داروهای لاغری؛ کشف پپتیدی طبیعی با اثری مشابه اوزمپیک

در سال‌های اخیر داروهای کاهش وزن مانند اوزمپیک (Ozempic) و ویگووی (Wegovy) توجه زیادی را به خود جلب کرده‌اند، اما استفاده از این داروها معمولاً با عوارضی مانند تهوع، یبوست، استفراغ و در برخی موارد کاهش توده عضلانی همراه است. اکنون پژوهشگران دانشکده پزشکی دانشگاه استنفورد با کمک هوش مصنوعی مولکول طبیعی جدیدی را شناسایی کرده‌اند که در مطالعات اولیه روی حیوانات، توانسته است اشتها و وزن بدن را کاهش دهد، بدون آنکه این عوارض جانبی مشاهده شود.

این مولکول که BRP نام دارد، یک پپتید طبیعی بسیار کوچک متشکل از تنها ۱۲ اسید آمینه است و به‌طور طبیعی در بدن انسان تولید می‌شود. پژوهشگران برای یافتن آن از یک سامانه هوش مصنوعی استفاده کردند که بیش از ۲۰ هزار ژن انسانی را بررسی کرد تا پپتیدهایی را که احتمال فعالیت زیستی دارند، شناسایی کند. این سامانه ابتدا حدود ۲۷۰۰ مولکول امیدوارکننده را معرفی کرد و پس از آزمایش‌های دقیق، BRP به‌عنوان بهترین گزینه انتخاب شد.

آزمایش‌ها نشان داد که BRP با فعال کردن نورون‌های مسئول کنترل اشتها در مغز، احساس گرسنگی را به میزان قابل توجهی کاهش می‌دهد. در موش‌های چاق، تنها یک تزریق از این پپتید باعث شد میزان مصرف غذا در مدت یک ساعت تا حدود ۵۰ درصد کاهش یابد. همچنین پس از دو هفته درمان، حیوانات کاهش چشمگیر چربی بدن، بهبود کنترل قند خون و افزایش حساسیت به انسولین را تجربه کردند، در حالی که گروهی که این درمان را دریافت نکرده بودند همچنان به افزایش وزن ادامه دادند.

مهم‌ترین تفاوت BRP با داروهای رایج مانند اوزمپیک، نحوه عملکرد آن است. داروهای خانواده GLP-1 بر گیرنده‌هایی در بخش‌های مختلف بدن از جمله مغز، معده، روده و پانکراس اثر می‌گذارند و همین موضوع می‌تواند باعث بروز عوارض گوارشی شود.اما BRP به نظر می‌رسد عمدتاً بر هیپوتالاموس، یعنی مرکز تنظیم گرسنگی و متابولیسم در مغز، اثر می‌کند. این هدف‌گیری اختصاصی‌تر ممکن است علت مشاهده نشدن عوارضی مانند تهوع، یبوست، اضطراب یا کاهش توده عضلانی در مطالعات حیوانی باشد.

با وجود این نتایج امیدوارکننده، پژوهشگران تأکید می‌کنند که این یافته‌ها هنوز در مرحله پیش‌بالینی قرار دارند و BRP تاکنون تنها روی حیوانات آزمایش شده است. بنابراین هنوز نمی‌توان درباره ایمنی یا اثربخشی آن در انسان اظهار نظر قطعی کرد. در صورت موفقیت کارآزمایی‌های بالینی در سال‌های آینده، این پپتید می‌تواند زمینه‌ساز تولید نسل جدیدی از داروهای درمان چاقی باشد؛ داروهایی که علاوه بر کاهش مؤثر وزن، عوارض جانبی کمتری نسبت به داروهای فعلی داشته باشند و نقش هوش مصنوعی را در کشف داروهای نوین بیش از پیش برجسته کنند.

https://www.nature.com/articles/s41586-025-08683-y?utm_source=chatgpt.com

➡️ Science Persian

Читать полностью…

Science Persian

🔷 تفاوت علم و شبه‌علم؟

شبه‌علم به باورها، نظریه‌ها یا روش‌هایی گفته می‌شود که ادعا می‌کنند علمی هستند اما در واقع با روش علمی سازگار نیستند. این باورها اغلب بر اساس شواهد ناکافی، استدلال‌های ضعیف یا تعصبات شخصی بنا شده‌اند و معمولا نمی‌توان آن‌ها را به طور مستقل تایید کرد.

در مقابل آن علم مجموعه‌ای از دانش‌ها و روش‌هایی است که به صورت سیستماتیک و مبتنی بر شواهد قابل مشاهده و آزمایش‌پذیر به دست آمده‌اند. هدف اصلی علم، درک عمیق‌تر از جهان طبیعی و پدیده‌های آن است.


در این پادکست از فرادرس به مقایسه بین علم و شبه علم پرداخته و دلایل جذابیت شبه علم برای مردم را به طور کامل بررسی می‎‌کنیم در انتها نیز از تاثیر هر کدام بر فرهنگ و سلامت مردم صحبت می‌کنیم.

➡️ Science Persian

Читать полностью…

Science Persian

🔷 جهش‌ها در تکامل

هوش

قسمت سوم

➡️ Science Persian

Читать полностью…

Science Persian

🔷 جهش‌ها در تکامل

خاستگاه چشم ها

قسمت اول


➡️ Science Persian

Читать полностью…
Subscribe to a channel