10826
چترم را کنار ایستگاهی در مه جا گذاشته ام خیس و خسته آمده ام و حالا شاعر که نه،. . . . بارانم 🌧📚☕ شنیده میشوید ♡☔♡ نظر،پیشنهاد،انتقاد،تبلیغ👇 @khisebaraaanbot
•انتخاب کن که گاهی پررو باشی.
•انتخاب کن که با اولین بیاحترامی، راه برگشت رو ببندی.
•انتخاب کن که تا آخر پای حد و مرزهات بایستی.
•انتخاب کن که از سرد یا جدی به نظر رسیدن نترسی.
•انتخاب کن خوشگلترین تکهی کیک رو برای خودت برداری.
•انتخاب کن برای نگه داشتن کسی، خودت رو نادیده نگیری.
•انتخاب کن هر جا احترامت رو نگه نداشتن، زیادی نمونی.
•انتخاب کن «نه» بگی، بدون اینکه برای نه گفتنت هزار بار توضیح بدی.
•انتخاب کن دنبال آدمهایی که بودنت رو نمیخوان، نری.
•انتخاب کن برای راضی نگه داشتن بقیه، خودت رو خسته نکنی.
•انتخاب کن هر چیزی رو فقط از ترس تنهایی تحمل نکنی.
•انتخاب کن از خواستههات خجالت نکشی.
•انتخاب کن وقتی چیزی آزارت میده، به روی خودت نیاری و رد نشی.
•انتخاب کن سهمت از زندگی همیشه چیزی که تهش مونده نباشه.
•انتخاب کن همونقدر که حواست به بقیه هست، حواست به خودت هم باشه.
یک بار هم که شده، خودت رو اول انتخاب کن.
@khise_baraaan🌧
🌧📚☕️
وقت رفتن نظر اندازکه آسان بروم
در ره عشق توام بی سر و سامان بروم
گیج و آشفته به دنبال تو هستم همه جا
سمت کاشانه ی تو سمت بیابان بروم
تو شدی زلزله ای در دل طوفانی من
همه جا سر بزنم ارگ به کرمان بروم
شور و شوق غزل ودست مناجات و دعا
پشت هر بیت به عشق تو غزل خوان بروم
چشم بر بادهی ناب لب لعلت به سماع
بی سر و پا شده تا منزل جانان بروم
نفست ابر شد و بر سر راهم بارید
کف زنان اشک بریزم لب باران بروم
#بیژن_عظیمی
@khise_baraaan🌧
خجالت نکش
اگر فقط داری برای "دوام آوردن" میجنگی. تقصیر تو نیست. هیچ بد نیست.
بد هم اگر باشه، بدیِ تو نیست. تو نباید خجالت بکشی، اگر به نقطهای رسوندنت که داری برای "بقا" تلاش میکنی زشت نیست. زشت هم اگر باشه، زشتیِ تو نیست.
هر طور که میتونی زنده بمون. با هر چی که میتونی، بمون. حالا که جهان خردکننده و بیرحمه، وسط بحرانهای ویرانگری، تا این ضربهها و طوفانها هست، هر طور بلدی، دوام بیار. با شعر، ورزش، ادبیات، چای، قهوه، فیلم، دویدن، کوه، کار، فلسفه، خواب، فریاد و هر چیز که در زندگی نگهت میداره، بمون. با تاریکیها و دودهها و سرمایی که اومده تو رو ببلعه و تباهت کنه، هر طور میتونی مقابله کن.
#معین_دهاز
@khise_baraaan🌧
🌧📚☕️
دوستت دارم که میگویی، چه گیرا میشوی
واژهای مجهولی و با عشق معنا میشوی
میسپارم دل به فردای قشنگِ عاشقی
تو برایم سرنوشتی خوب و زیبا میشوی
شاهبیتِ آرزوهایم کنارت بودن است
در نگاهم سوژهی نابِ غزلها میشوی
تو وفا میخواهی از من، من تو را از زندگی
نازنین! تا انتهای راه همپا میشوی؟
رودِ عاشق عزمِ دریای وصالت کرده است
گرچه دریایی، بدان! بیرود، تنها میشوی!
قیسِ عاشقپیشهام! چشمانتظاری تا به کی؟
همدمِ تنهاییِ شبهای لیلا میشوی؟
من تمامِ هستیام را میسپارم دستِ عشق
تو تمامِ خواهشِ قلبم ز دنیا میشوی
در دلِ #مهشید مانند بهاری جاودان
لحظه لحظه تازه هستی و شکوفا میشوی
#مهشید_تجلیان
@khise_baraaan🌧
تمام کائنات با همه لایه ها و با همه بغرنجی اش در درون انسان پنهان است.
شیطان مخلوقی ترسناک نیست که بیرون از ما و در پی فریب دادنمان باشد.
بلکه صدایی است در درون خودمان.
در خودت بدنبال شیطان بگرد، نه در بیرون و نه در دیگران، و فراموش نکن هر که نفسش را بشناسد، پروردگارش را شناخته است.
انسانی که نه به دیگران، بلکه بخود بپردازد، سرانجام پاداشش شناخت آفریدگار است.
📚قاعده ۱۸ از چهل قاعده ی شمس
@khise_baraaan🌧
🌧📚☕️
جان جانانم کمی در کار من تدبیر کن
خواب این آشفته را در نیمه شب تعبیر کن
در مسیر عشق شیرین تا دم رویا ببر
عالم دیوانگی های مرا تفسیر کن
در هوای دیدنت مُهر سکوتِ دل شکست
پس اگر عمریست باقی قلب را تعمیر کن
در حقیقت مسخ جادوی دو چشمت گشتهام
با وصالت دلبرا جان مرا تسخیر کن
حلقهی دستان من در حلقهی دستان تو
دست سردم را بگیر با دست خود درگیر کن
غنچه کن لب را و آن را روی لبهایم گذار
لحظههای عاشقی را با لبت تکثیر کن
در میان قهوههای تلخ و شعر و باورم
از دل شب تا سحر این عشق را تحریر کن
برکه چشمان من شد خشک از دلواپسی
در کنار من بمان و تشنهات را سیر کن
دام را انداختی و ماندهام در دست تو
در حوالی دلت با تار مو زنجیر کن
#بیژن_عظیمی
@khise_baraaan🌧
میگفت همونجوری که زبونت میسوزه مزه حالیت نمیشه، دلت بسوزه منطق حالیت نمیشه؛💔
@khise_baraaan🌧
🌧📚☕️
موجها خوابیده اند ، آرام و رام
طبل طوفان از نوا افتاده است
چشمه های شعله ور خشکیده اند
آبها از آسیاب افتاده است
در مزار آباد شهر بی تپش
وای جغدی هم نمی آید به گوش
دردمندان بی خروش و بی فغان
خشمناکان بی فغان و بی خروش
آهها در سینه ها گم کرده راه
مرغکان سرشان به زیر بالها
در سکوت جاودان مدفون شده است
هر چه غوغا بود و قیل و قالها
آبها از آسیا افتاده است
دارها برچیده ، خونها شسته اند
جای رنج و خشم و عصیان بوته ها
پشکبنهای پلیدی رسته اند
مشتهای آسمان کوب قوی
وا شده ست و گونه گون رسوا شده ست
یا نهان سیلی زنان یا آشکار
کاسه ی پست گداییها شده ست
خانه خالی بود و خوان بی آب و نان
و آنچه بود ، آش دهن سوزی نبود
این شب است ، آری ، شبی بس هولناک
لیک پشت تپه هم روزی نبود
باز ما ماندیم و شهر بی تپش
و آنچه کفتار است و گرگ و روبه ست
گاه می گویم فغانی بر کشم
باز میبینم صدایم کوته است
باز می بینم که پشت میله ها
مادرم استاده ، با چشمان تر
ناله اش گم گشته در فریادها
گویدم گویی که من لالم ، تو کر
آخر انگشتی کند چون خامه ای
دست دیگر را به سان نامه ای
گویدم بنویس و راحت شو به رمز
تو عجب دیوانه و خود کامه ای
من سری بالا زنم چون مکیان
از پس نوشیدن هر جرعه آب
مادرم جنباند از افسوس سر
هر چه از آن گوید ، این بیند جواب
گوید آخر ...پیرهاتان نیز ... هم
گویمش اما جوانان مانده اند
گویدم اینها دروغند و فریب
گویم آنها بس به گوشم خوانده ام
گوید اما خواهرت ، طفلت ، زنت...؟
من نهم دندان غفلت بر جگر
چشم هم اینجا دم از کوری زند
گوش کز حرف نخستین بود کر
گاه رفتن گویدم نومیدوار
وآخرین حرفش که : این جهل است و لج
قلعه ها شد فتح ، سقف آمد فرود
و آخرین حرفم ستون است و فرج
می شود چشمش پر از اشک و به خویش
می دهد امید دیدار مرا
من به اشکش خیره از این سوی و باز
دزد مسکین بُرده سیگار مرا
آبها از آسیا افتاده ، لیک
باز ما ماندیم و خوان این و آن
میهمان باده و افیون و بنگ
از عطای دشمنان و دوستان
آبها از آسیا افتاده ، لیک
باز ما ماندیم و عدل ایزدی
وآنچه گویی گویدم هر شب زنم
باز هم مست و تهی دست آمدی؟
آن که در خونش طلا بود و شرف
شانه ای بالا تکاند و جام زد
چتر پولادین و نا پیدا به دست
رو به ساحلهای دیگر گام زد
در شگفت از این غبار بی سوار
خشمگین ، ما نا شریفان مانده ایم
آبها از آسیاافتاده ، لیک
باز ما با موج و توفان مانده ایم
هر که آمد بار خود را بست و رفت
ما همان بد بخت و خوار و بی نصیب
ز آن چه حاصل ، جز دروغ و جز دروغ؟
زین چه حاصل ، جز فریب و جز فریب ؟
باز می گویند : فردای دگر
صبر کن تا دیگری پیدا شود
کاوه ای پیدا نخواهد شد ، امید
کاشکی اسکندری پیدا شود
#مهدی_اخوان_ثالث
@khise_baraaan🌧
«وقتی انسانی دانا میشود، اولین چیزی که از آن دست میکشد، تظاهر کردن است.»
@khise_baraaan🌧
🌧📚☕️
در صورتت به جز اخم ، چیزی ندیدهام من
از باغِ بودنِ تو جز غم نچیدهام من
من سیب سرخ عشقم ، گفتی چه سیب کالی!
ای کاش میچشیدی ؛ کامل رسیدهام من
من پادشاه مصرم! از فتنهی زلیخا
بیاطلّاع ، سرخوش ، یوسف خریدهام من
پروانه هم که باشم پرواز قسمتم نیست
این پیله را چرا پس دورم تنیدهام من؟!
با خشم، کاغذم را آتش گرفت و بلعید
ماندم چگونه فهمید جنگل کشیدهام من
هر شاعری غزل گفت ، از چشم و خال و لب گفت
در صورتت به جز اخم چیزی ندیدهام من..
#نوید_افتاده
@khise_baraaan🌧
اگر دختر داری،
سرت را بالا بگیر و محکمتر قدم بردار. اگر دختر داری مهربانتر باش و صبورتر باش و ماجراجوتر برای سفر، برای قدم زدن، رقصیدن، فیلم دیدن و موزیک شنیدن.
اگر دختر داری هر روز نوازشش کن و تواناییهاش را تشویق کن و به او بگو آدمها متفاوت هستند و هر کدام در زمینههایی موفق میشوند و نمیشود همه چیز را باهم داشت و نمیشود همه چیز را باهم خواست و این کمالگراییِ ویرانگر به او آسیب میزند.
بگو خوب است که چشمهای قشنگی دارد و لبخندهای بینظیری؛ اما از آن خوبتر تفکرات و خیالپردازیها و رفتارهای شگفتانگیزیست که دارد.
بگو اخلاق، چیز مهمیست و موفقیت چیز مهمیست و انسانیت چیز مهمیست و دوست داشتن، چیز مهمیست و مهمتر از آنها اوست؛ وقتی برای خودش، افکارش، نگاهش و انتخابهاش ارزش قائل باشد.
بگو سعی کند سنجیده رفتار کند و قاطعانه انتخاب کند و پای انتخابهاش بایستد و اگر نشد فدای سرش.
بگو هرجای جهان که حوصلهی محافظهکاری نداشت و دلش خواست سنجیده و موقر نباشد و این سنجیده نبودن، به کسی آسیبی نمیزد، دیوانه باشد و لذت ببرد.
بگو دنیا به یک دختر موفقِ شاد بیشتر از یک دخترِ بسیار موفق اما غمگین نیاز دارد.❤️
#نرگس_صرافیان_طوفان
@khise_baraaan🌧
🌧📚☕️
دستی بلند کردم و گفتم: «سفر بخیر»
خوش میروی، گذار تو از این گذر به خیر
من چون گَوَن، اسیر غم خویشتن شدم
یاد تو، ای نسیم خوش رهگذر! به خیر
یاد تو، ای که خیسی چشمان من نشد
آخر به عزم راسخ تو کارگر، به خیر
یادت نمی رود ز خیالم؛ مگر به مرگ
ذکرت نمی رود به زبانم؛ مگر به خیر
بیخوابی ارمغان دل رفتهی من است
هرگز نمیشود شب عاشق، سحر، به خیر
تسلیم ناگزیریِ تقدیر خود شدم
دستی بلند کردم و گفتم: «سفر بخیر»
#سجاد_رشیدی_پور
@khise_baraaan🌧
══ ❤️ ══ ❥
🛑 دانـش ریڪی • انرژیدرمانـی
◉ Reiki•Knowledge
▪️▪️
- عشق کجا از بین میره؟!
+ جایی که من در برابر «آنچه تو هستی» میجنگم
_و تو!
+ و تو در برابر «آنچه من هستم» مقاومت میکنی.
@khise_baraaan🌧
نُنسىٰ ونحن بينهم
فكيف بموتنا!
فراموش میشویم درحالی که میان آنها هستیم پس با مرگمان چه خواهد شد...؟!
@khise_baraaan🌧
جنگ و ستیز با تقدیر، نتیجهای جز افسردگی و بیچارگی ندارد.
@khise_baraaan🌧
زودتر از من بمیر...
تنها کمی زودتر...
تا تو ؛
آن کسی نباشی که؛
مجبور است راه خانه را؛
تنها برگردد...
#راینر_ماریا_ریلکه
@khise_baraaan🌧
گاهی به همه چیز توجه میکنیم.
به جز خودمان.
@khise_baraaan🌧
ولی بزرگ ترین دشمن آدم فکره، فکر، فکر، فکر، این مغز چرا انقدر فکر میکنه.
@khise_baraaan🌧
بوی قهوه میداد؛
همان بویی که
شب را از روز جدا میکند ...!
#هاروکی_موراکامی
@khise_baraaan🌧
آنها از معشوقههایشان طلب فساد می کنند
اما برای خواهرنشان آرزوی پوشیدگی و عفت دارند
سپس برای خود همسری پاکدامن می خواهند.
متاسفم... شما زباله دان تاریخ هستید.
#محمود_درویش
@khise_baraaan🌧
🌧📚☕️
قلب عاشق پیشهاش همسایه و همسوی ماست
یک ستاره درمیان حلقهی بازوی ماست
کفر چشمانش خدایی کرد تنهایم نمود
دین و ایمانش اسیر خلوت پهلوی ماست
ای بسا آرام گیرم لحظهای با یاد او
در زمان بیقراری یاور و دلجوی ماست
لرزشی پیچیدهاست بر تار و پود پیکرم
این همه دلدادگی اسرار تو در توی ماست
آدرس دلدادگی با او به مقصد میرسد
در میان کوچههای شهر دل پیجوی ماست
رقص زیبای نسیم و شانهی دلدادگان
بر سماوات و زمین همراه با هوهوی ماست
نیست جز آغوش او دیگر برایم لانهای
چون کبوتر بچهای او بر سر زانوی ماست
بوی گلهای بهاری میدهد بوی جنون
زمزم لبهای شیرینش مِیِ مینوی ماست
رندی و افتادگی با نسخهی داروی اوست
در میان پنجههایش حلقهی گیسوی ماست
✍️#بیژن_عظیمی
@khise_baraaan🌧
اینو یه جا پین کن احتمالا لازمت میشه:
ارتباط مجدد با کسی که به شما آسیب رسانده، بیاحترامی به نسخهای از شماست که رنج کشیده است.
@khise_baraaan🌧