3310
شبکۀ علمی اقتصاد سیاسی بینالملل یاد بگیریم و به دیگران یاد بدهیم.
«اهمیتزدایی هدفمند از تنگۀ هرمز؛ ظهور مسیرهای رقیب در آسیای جنوب غربی»
✍️علیرضا رحمتی (پژوهشگر اقتصاد سیاسی بینالملل)
⏳زمان مطالعه: ۷ دقیقه
✅@Inter_Politics
بزرگترین واردکنندگان جهان
براساس گزارش جدید سازمان تجارت جهانی، ایالات متحدهٔ آمریکا🇺🇸با ۳٫۵ تریلیون دلار (سهم ۱۳٫۲٪) همچنان بزرگترین واردکنندۀ جهان است و با اختلاف ۹۰۰ میلیارد دلاری نسبت به جمهوری خلق چین🇨🇳 (۲٫۶ تریلیون دلار) صدرنشینی خود را حفظ کرده است؛ کسری تجاری آمریکا از مرز یک تریلیون دلار گذشته و دلار قوی نیز واردات کالاهای مصرفی را ارزانتر کرده، درحالیکه چین عمدتاً مواد اولیه و نهادههای راهبردی مانند نیمهرساناها را برای تغذیۀ موتور تولید خود وارد میکند.
فدراسیون آلمان🇩🇪 نیز با ۱٫۵ تریلیون دلار واردات (۵٫۸٪) و نسبت بسیار بالای واردات به تولید ناخالص داخلی، عمیقترین پیوند را با زنجیرههای تأمین جهانی دارد. رویهمرفته ۳۰ واردکنندۀ برتر ۲۱٫۹ تریلیون دلار کالا وارد کردهاند که ۸۲٫۵٪ کل تجارت جهانی را تشکیل میدهد و دو قارهٔ آسیا و اروپا🇪🇺 سهم اصلی را دارند.
این ارقام نشان میدهند با وجود تنشهای تجاری فزاینده، بزرگترین اقتصادها برای مصرف و تولید همچنان شدیداً به واردات وابستهاند، تا جایی که حتی کالاهای بهظاهر داخلی نیز به قطعات وارداتی متکی هستند.
🌐منبع
✅@Inter_Politics
درحالیکه مردم ایران🇮🇷 بیش از شصت روز است در تاریکی دیجیتال به سر میبرند، اینترنت به کالایی طبقاتی و گرانقیمت تبدیل شده و هزینۀ آن تا ده برابر افزایش یافته است، در کرۀ جنوبی🇰🇷 در تاریخ ۹ آوریل ۲۰۲۶ طرحی اجرا شد که براساس آن تمام کاربران حتی پساز اتمام حجم اینترنت خود، بهطور رایگان و با سرعت ۴۰۰ کیلوبیت بر ثانیه متصل میمانند. این سرعت برای فعالیتهای پایه مانند پیامرسانی، ناوبری و پرداخت اینترنتی کافی است و حدود ۷٫۱۷ میلیون کاربر را پوشش میدهد و سالانه ۳۲۲ میلیارد وون (۲۱۸ میلیون دلار) صرفهجویی هزینه به همراه دارد. هدف این طرح تضمین اینترنت بهعنوان «حق اولیۀ شهروندی» و پاسخ به بحران اعتماد امنیتی ناشی از رسواییهای اخیر اپراتورها عنوان شده است؛ ضمناً برای سالمندان بالای ۶۵ سال مکالمه و پیامک نامحدود و تعرفۀ جدید 5G با قیمت ۲۰ هزار وون (۱۳٫۵ دلار) ارائه میشود.
✅@Inter_Politics
ربات دریافت کانفیگ
/channel/v2rayy_config_bot?start=6060190363
اقتصاد آنلاین:
خسارات مالی و اقتصادی قطعی اینترنت، از مرز ۲۰۰ هزار میلیارد تومان عبور کرد!
هشدار؛ از این قوطیهای مرگبار فاصله بگیرید
Читать полностью…
راستیآزمایی شمارۀ ۱
محمدکاظم سجادپور و همکاران (۱۴۰۳) در مقالۀ خود استدلال میکنند که عضویت دائم ایران در سازمان همکاریهای شانگهای بهعنوان «نقطهعطفی» در سیاست خارجی، پیامدهایی چون «تعدیل اثر تحریمها»، «کاهش وابستگی به دلار» و «تقویت امنیت داخلی و منطقهای» به همراه داشته است.
❌ این تحلیل نادرست است. تطبیق این ادعا با تحولات در دورۀ پساعضویت (بهویژه رخدادهای ۱۴۰۳-۱۴۰۴) نشان میدهد که وعدههای امنیتی محقق نشده (وقوع جنگ ۱۲روزه با اسرائیل و اعتراضات سراسری دیماه)، و در حوزۀ اقتصادی نیز وضعیت ایران روندی نزولی داشته است. شاخصهایی نظیر تشدید فشار تحریمها، تداوم وابستگی به دلار در مبادلات کلان، و تعمیق ناترازیهای تجاری و مالی در این دوره، همگی حاکی از آن است که عضویت در شانگهای نهتنها به «تعدیل» اثر تحریمها منجر نشده، بلکه همزمان با آن، وضعیت اقتصادی ایران روزبهروز شکنندهتر شده است. فقدان سازوکارهای مالی عملیاتی درون سازمان برای دور زدن تحریمها و استمرار ریسکهای سیستمی، نشان میدهد ادعای مذکور بیش از آنکه مبتنی بر واقعیتهای میدانی باشد، به یک سیاستتجویزی آرمانی نزدیک است.
✅@Inter_Politics
این تصویر، بزرگترین شرکای تجاری چین🇨🇳 در سال ۲۰۲۵ را براساس دادههای «ادارۀ کل گمرک چین» نشان میدهد. در سال ۲۰۲۵، تجارت کل چین از ۶٫۳ تریلیون دلار عبور کرد و مازاد تجاری آن به رکورد ۱٫۲ تریلیون دلار رسید. آمریکا🇺🇸، با وجود افت ۱۸٫۷٪ در تجارت دوجانبه، همچنان شریک نخست چین باقی ماند (۵۶۰ میلیارد دلار، سهم ۸٫۸٪). پساز آمریکا، هنگکنگ🇭🇰 در رتبۀ دوم قرار دارد (۳۶۷ میلیارد دلار، سهم ۵٫۸٪) و کرۀ جنوبی🇰🇷 رتبۀ سوم را گرفته است (۳۳۱ میلیارد دلار، سهم ۵٫۲٪). ژاپن🇯🇵 چهارمین شریک تجاری چین بوده است (۳۲۲ میلیارد دلار، سهم ۵٫۱٪) و تایوان🇹🇼 نیز در رتبۀ پنجم قرار داشته است (۳۱۴ میلیارد دلار، سهم ۴٫۹٪).
دادهها نشان میدهند که چین همچنان بیشترین تعامل را با نظم اقتصادی نئولیبرال دارد. در این فهرست بیستکشوری، از جمهوری اسلامی🇮🇷 (که چین را شریک راهبردی خود میداند) هیچ اثری نیست.
✅@Inter_Politics
✍️برآوردی بر آسیبهای واردشده به اقتصاد ایران ازسوی دولت
برپایۀ گزارش منتشرشده و رسمی، قطعی اینترنت در ایران طی ۲۸ روز، روزانه حدود ۵٬۰۰۰ میلیارد تومان زیان مستقیم به اقتصاد تحمیل کرده است؛ یعنی درمجموعِ همین بازه کوتاه، حدود ۱۴۰٬۰۰۰ میلیارد تومان خسارت. و این فقط «عددِ روی کاغذ» برای همان ۲۸ روز است، نه کل هزینهای که از فروپاشی سفارشها، قطع زنجیرۀ فروش، از دسترفتن مشتری و سقوط اعتماد در ماههای بعد محاسبه میشود. واقعیت این است که بسیاری از کسبوکارهای آنلاین چنان زمین خوردهاند که بازگشت به وضعیت پیشین ـ ازمنظر سهم بازار و اعتماد مشتری ـ ماهها زمان میخواهند؛ حتی در بسیاری موارد تا حدود شش ماه نیز قابلجبران نیست.
در مقابل، خبرگزاریهای وابسته به حاکمیت، میزان خسارت واردشده به اموال عمومی را ـ در بیشترین برآورد ـ حدود ۳۲٬۰۰۰ میلیارد تومان اعلام کردهاند. این مقایسه یک نکته را بیرحمانه روشن میکند که دولت با قطعی اینترنت، حدود ۴ برابر بیشتر به اقتصاد ایران ضربه زده است. بزرگترین تخریب، نه در خیابان، بلکه در معیشت رخ داده؛ جایی که حداقل ۱۰ میلیون ایرانی، درآمد و زندگیشان به اینترنت و اقتصاد دیجیتال گره خورده بود.
در هر شرایطی، جنگ تصمیم قدرتهاست؛ نه خواست مردم
اکنون که احتمال حملۀ نظامی به ایران مطرح میشود، یک روایت آشنا با پوشش «وطندوستی» بازتولید میشود: اگر حملهای رخ دهد، «مقصر اصلی» کسانیاند که از فشار یا کمک خارجی سخن گفتهاند. این ادعا از نظر منطقی و سیاسی بر دو مغالطۀ بنیادی بنا شده است: مغالطۀ علّیت کاذب (جا زدن یک عامل حاشیهای بهعنوان علت اصلی تصمیمی راهبردی) و مغالطۀ بُز بَلاگردان (انتقال مسئولیت از کنشگر تصمیمگیر به کسانی که اختیار و ابزار تصمیم ندارند). با این دو مغالطه، مهمترین واقعیت سیاست بینالملل حذف میشود: جنگ و صلح را دولتها و نهادهای امنیتی براساس محاسبۀ قدرت، بازدارندگی، توازن قوا، ائتلافها و هزینه ـ فایدۀ راهبردی تعیین میکنند؛ نه براساس میل، سخن یا درخواست شهروندان و کنشگران غیرحاکم.
اصل مسئله ساده است و باید شفاف گفته شود: مردم ایران ـ با هر گرایش سیاسی ـ در تصمیم دولتهای خارجی برای حمله یا عدم حمله نقش تعیینکننده ندارند. تصمیم به جنگ، محصول فرایندهای رسمی امنیتی و سیاسی است: ارزیابی تهدید، سنجش ظرفیتها، محاسبۀ پیامدهای منطقهای و جهانی و مدیریت فشارهای سیاست داخلی کشور مهاجم. حتی اگر در تبلیغات، زبان حقوق بشر برجسته شود، در اغلب موارد نقش آن «توجیه و مشروعیتبخشی» است، نه علت محرک. بنابراین، نسبتدادن علت اصلی جنگ به «درخواست چند نفر بیرون از کشور» یک تقلیلگرایی تبلیغاتی است که ناکامی سازوکار واقعی تصمیمگیری را میپوشاند.
این موضوع را میشود با یک قیاس روشنتر هم دید. شهروندان ایرانی در زندگی عادی، معمولاً حتی در یک مذاکرۀ تجاری یا سرمایهگذاری بینالمللی هم نقش مستقیم و مؤثر ندارند؛ نه طرف مذاکرهاند، نه امضاکنندۀ توافق، نه صاحب اختیار اجرای آن. حال چگونه میتوان ادعا کرد همین شهروندان، عامل تعیینکنندۀ تصمیمی به بزرگی جنگاند؟ این تناقض نشان میدهد روایت مقصرسازی، از ابتدا «سطح اختیار» را جابهجا میکند: تصمیم را جایی میگیرد که قدرتی ندارد و مسئولیت را از جایی برمیدارد که قدرت تصمیمگیری دارد.
در همین چارچوب، پرسش کوتاهی که تمام ادعا را از ریشه میزند این است: مگر وقتی اسرائیل حمله کرد، درخواست مردم ایران بود؟ روشن است که نه. آن تصمیم ـ مثل هر اقدام نظامی مشابه ـ از دل محاسبات امنیتی و راهبردی بازیگران درگیر بیرون آمد، نه از ارادۀ مردمی که نه در اتاقهای تصمیمگیری حضور دارند و نه بر آن اهرمی دارند. پس اگر امروز هم دربارهٔ امکان حمله صحبت میشود، باید علتها را در همان سطح واقعی جستوجو کرد: در تعارضات امنیتی، برداشتهای تهدید و محاسبات هزینه ـ فایدۀ دولتها.
بنابراین، اگر بحث بر سر کاهش ریسک جنگ است، مسیر واقعبینانه معمولاً از مدیریت بحران و کاهش تعارضات امنیتی در سیاست خارجی میگذرد: کاهش سوءبرداشتها، ایجاد کانالهای ارتباطی، سازوکارهای راستیآزمایی و توافقاتی که تهدید ادراکشده را پایین بیاورد و هزینۀ درگیری را افزایش دهد. هرچه این تعارضات تشدید شود، گزینۀ نظامی هم محتملتر میشود ـ نه بهخاطر سروصدای رسانهای یا درخواستهای پراکنده، بلکه بهخاطر تغییر در برآوردهای راهبردی قدرتهای بزرگ.
و در پایان باید کاملاً شفاف گفت: اگر جنگی رخ دهد، مسئولیت سیاسی و نهادی آن متوجه مقامات و نهادهای رسمی است و اگر جنگی صورت نگیرد، باز هم افتخار و اعتبار آن برای جمهوری اسلامی است. ایرانیان، در بهترین حالت، موضوع این تصمیمها هستند، نه عامل آن؛ و دقیقاً به همین دلیل، قربانی اصلی جنگ نیز مردماند که بهای آن را با جان، امنیت، اقتصاد و آیندۀ خود میپردازند. امید این است که عقلانیت و مدیریت بحران اجازه دهد از مسیرهای کمهزینهتر استفاده شود تا بیگناهان بیشتری قربانی نشوند.
✅@Inter_Politics
در ساعتهای پیشِرو امکان بروز تحولات بسیار جدی وجود دارد. ایالات متحده عملاً آرایش تهاجمی خود را به سطح «حضور میدانی» در منطقه ارتقا داده و نشانههای تقویت فشار سخت مشاهده میشود. در این چارچوب، میتوان سه سناریوی اصلی را صورتبندی کرد:
۱) شوک دیپلماتیک و اعلام توافق (احتمال: ۱۰٪)
هنوز امکان انتشار خبری غیرمنتظره از توافق یا تفاهم موقت وجود دارد؛ سناریویی که میتواند فضای عمومی و محاسبات بازیگران را ناگهان تغییر دهد.
۲) آغاز درگیری با موج نخستِ محدود اما غافلگیرکننده (احتمال: ۶۰٪)
درصورت شروع درگیری، موج اول احتمالاً با ضربات دقیق و غافلگیرکننده طراحی میشود؛ هدف اصلی آن سنجش ظرفیت بازدارندگی/ تابآوری ایران و ایجاد شوک روانی ـ عملیاتی برای واداشتن تهران به بازگشت به مسیر توافق (یا پذیرش چارچوب مذاکره از موضع ضعف) خواهد بود.
۳) تشدید سریع در صورت تداوم مقاومت (احتمال: ۳۰٪)
اگر ایران مقاومت را حفظ کند و اهداف موج نخست محقق نشود، سناریوی تشدید میتواند با سرعت دنبال شود؛ بهگونهای که هدف از «فشار برای امتیاز» بهسمت تحمیل شروط حداکثری و تلاش برای فرسایش و ازکاراندازی مؤلفههای کلیدی حکمرانی متمایل شود.
با این مفروضات، احتمالِ عدم وقوع حمله حدود ۱۰٪ برآورد میشود؛ اما دیپلماسی تنها راه نجات جمهوری اسلامی است.
در سالهای اخیر، در حوزۀ علوم سیاسی و روابط بینالملل، گروهی از استادان دانشگاهی و تحلیلگران بهتدریج در جایگاهی قرار گرفتند که یا صریحاً از حاکمیت دفاع میکردند، یا دستکم در متن و حاشیۀ آثارشان چنان صورتبندیای از مسائل ارائه میدادند که بهطور غیرمستقیم به دفاع از سیاستهای رسمی میانجامید. این طیف، بیش از هر رویکرد رقیب تریبون گرفت؛ رسانههای رسمی و پرمخاطب به آنان مجالِ مستمر دادند تا چارچوب مسلط تبیین را بسازند و تثبیت کنند که در آن، بسیاری از نقدها، نشانهٔ بیسوادی منتقدان و انحراف آنها از عقلانیت است.
در این فضا، پرسشهای بنیادینی مانند: چرا ایران در «محور مقاومت» هزینههای سنگین میپردازد؟ چرا مسئلۀ ایران و آمریکا بهصورت پایدار تعیینتکلیف نمیشود تا هزینههای تبعی آن ـ ازجمله اتکای پرهزینهتر به چین و روسیه ـ کاهش یابد؟ چرا مسیر توسعه و حکمرانی کارآمد گشوده نمیشود؟ و دهها پرسش دیگر ـ که باید در متن گفتوگوی علمی میماندند ـ اغلب با پاسخ استدلالی مواجه نشدند، بلکه با برچسبزنی کنار زده شدند. بسیاری از منتقدان، بهجای مواجهۀ علمی، با اتهامهایی نظیر «غربزدگی»، «بیسوادی» و «جزماندیشی» روبهرو شدند؛ اتهامهایی که با زبان آکادمیک آراسته میشد تا طردِ پرسش بهجای پاسخدهی، مشروعیت پیدا کند.
اکنون که آزمون واقعیت، بخشی از آن روایتها را فرسوده و شکاف میان ادعا و پیامد را آشکار کرده است، ضروری است بازخوانی دقیق و مسئولانهای انجام شود: نه برای جدل، بلکه برای پاسخخواهی از تحلیل. اگر سالها به یک جریان فکری «بیش از همه» میدان داده شده و ادعاهایش بهمثابۀ تحلیل معتبر در گردش بوده است، حق جامعۀ علمی و افکار عمومی است که بداند این ادعاها بر چه مبنایی بنا شدهاند و با واقعیت امروز چه نسبتی داشتهاند. به همین دلیل، تلاش میکنیم در این کانال، نقد مستند و نظاممندی را از آثار این افراد، پیش ببریم.
✅@Inter_Politics
آیتالله خامنهای در ۱۲ آبان ۱۴۰۴:
«تنها درصورتی که آمریکا حمایت خود را بهطور کامل از رژیم صهیونیستی قطع کند، پایگاههای نظامیاش را از منطقه جمعآوری کند و در امور آن دخالت نکند، درخواست آنها برای همکاری با ایران نه در آینده نزدیک، بلکه در آیندهای دورتر قابل بررسی خواهد بود.» منبع
مسعود پزشکیان در ۲۱ بهمن ۱۴۰۴:
«جمهوری اسلامی ایران به سهم خود در جهت موفقیت این مسیر گام برمیدارد و امیدوار است که طرف مقابل نیز بدون زیادهخواهی به این هدف و الزامات آن متعهد باشد. پیام ما به جهان روشن است ایران کشوری است که بر عهد خود میماند شرط آنکه شاهد صداقت و پایبندی به تعهدات از سوی دیگران نیز باشد.» منبع
✅@Inter_Politics
📊اقتصادهای بزرگ جهان از سال ۲۰۰۰ تا امروز چگونه جابهجا شدهاند؟
براساس دادههای صندوق بینالمللی پول، در بازۀ ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۵ یکهتازی آمریکا همچنان ادامه دارد. تولید ناخالص داخلی ایالات متحده از ۱۰٫۳ به ۳۰٫۶ تریلیون دلار رسیده و رتبهٔ نخست را حفظ کرده است. در همین دوره، چین با جهش از رتبهٔ ۶ و ۱٫۲ تریلیون دلار به رتبهٔ ۲ و ۱۹٫۴ تریلیون دلار (نزدیک به ۱۷ برابر) و با تبدیلشدن به اقتصاد دوم از ۲۰۱۰، مهمترین عامل بازتوزیع وزن اقتصاد جهانی بهسود آسیا بوده است. اروپا عمدتاً رشد کرده، اما در رتبهها عقب نشسته است: آلمان با ۵٫۰ تریلیون دلار رتبهٔ ۳ را حفظ کرده؛ درحالیکه بریتانیا (۴ به ۶) و فرانسه (۵ به ۷) افت کردهاند و ایتالیا با ۲٫۵ تریلیون دلار در رتبهٔ ۸ قرار دارد. ژاپن نیز از رتبهٔ ۲ به ۴ تنزل کرده و تولید ناخالص داخلیاش از ۵٫۰ به ۴٫۳ تریلیون دلار رسیده است؛ در مقابل، هند با صعود از رتبهٔ ۱۳ و ۰٫۵ تریلیون دلار به رتبهٔ ۵ و ۴٫۱ تریلیون دلار، جابهجاییهای بعدی در هرم اقتصاد جهانی را نمایندگی میکند.
🌐منبع
✅@Inter_Politics
کتاب دیپلماسی اقتصادی و سیاستگذاری خارجی نوشتۀ چارلز چاترجی، پژوهشی تحلیلی و چارچوبمند دربارۀ جایگاه دیپلماسی اقتصادی در شکلدهی به سیاست خارجی دولتهاست. نویسنده با تمرکز بر مفاهیمی چون منافع ملی، بهرهمندی متقابل، ظرفیتسازی و سازوکارهای حقوقی و نهادی تجارت و سرمایهگذاری بینالمللی نشان میدهد دیپلماسی اقتصادی چگونه به یکی از ابزارهای بنیادین دولتها برای توسعه و تثبیت روابط خارجی تبدیل شده است. اهمیت این اثر، افزون بر جامعیت مفهومی، در آن است که بهواسطۀ پیشینۀ حرفهای نویسنده و اتکای گسترده به اسناد و شواهد بینالمللی، در شمار یکی از منابع مهم دستاول در حوزۀ دیپلماسی اقتصادی قرار میگیرد. بااینحال، نقد اصلی کتاب آن است که در برخی بخشها ـ بهویژه هنگام بازگویی مباحث کلیدی ـ دچار تکرار میشود. ازاینرو، در این فایل خلاصه تلاش شده است ضمن حفظ خطوط اصلی استدلال نویسنده، این کاستی تا حد امکان برطرف شود و محتوای کتاب بهصورت منسجم و فشرده ارائه گردد.
📚کارگروه #منابع شبکۀ اقتصاد سیاسی بینالملل
✅@Inter_Politics
۵۲۰ میلیارد دلار از ارزش سهام ایالات متحده در ۶۰ دقیقه گذشته کاسته شد.
این رقم، از تمام تولید ناخالص داخلی ایران در یک سال بیشتر است!
✅@Inter_Politics
✍️رحمتی، علیرضا؛ و پوراحمدی میبدی، حسین (۱۴۰۴). «چالشهای ساختاری توسعۀ اقتصاد دیجیتال ایران». دوفصلنامۀ مطالعات اقتصاد سیاسی بینالملل، ۸(۲)، ۱۸۷-۲۱۰. https://doi.org/10.22126/ipes.2026.12171.1747
Читать полностью…
✍️راهبرد کلان تحکیم: چگونه ترامپ میتواند قدرت آمریکا را احیا کند؟
وس میچل در مقالۀ خود ایالات متحده را در موقعیتی مشابه با بریتانیای سال ۱۹۰۴ میداند: ابرقدرتی که شکاف میان تعهدات و تواناییهایش خطرناک شده است. راهحل او «تحکیم» است؛ پذیرش هزینهٔ کوتاهمدت برای بازسازی قدرت در بلندمدت. بهباور میچل، گسترشافراطی آمریکا ریشه در سه خودزخمی دارد: نخست، فرسایش پایههای صنعتی و نظامی درگیر جنگهای فرامرزی پساز ۱۱ سپتامبر. دوم، بدهی ملی چنان بالا رفته که هزینهٔ بهرهٔ آن از بودجهٔ دفاعی بیشتر شده. سوم، صنعتزدایی ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۵ با تعطیلی شصتهزار کارخانه. در مقابل، چین با رشد خیرهکنندهٔ GDP (از ۲ به ۳۷ تریلیون دلار) به رقیبی تمامعیار تبدیل شده و آمریکا با «مسئلهٔ همزمانی» روبهروست: ناتوانی در جنگ با بیش از یک رقیب بزرگ.
میچل با نمونههای تاریخی تحکیم را روشن میکند: فیشر در ۱۹۰۴ ناوگان بریتانیا متمرکز کرد، هادریانوس فتوحات اضافی را تخلیه کرد، نیکسون با تنشزدایی از شوروی و واگذاری دفاع به متحدان، تمرکز را ممکن ساخت. در مقابل، تلاشهای دودمان مینگ، بریتانیای میاندوجنگ و شوروی دههٔ ۸۰ نشان میدهد بدون ظرفیت نهادی و ارادهٔ سیاسی، تحکیم قدرت شکست میخورد.
دولت دوم ترامپ گامهای بلندی در مسیر تحکیم برداشته: راهبرد امنیت ملی ۲۰۲۵ بر بازسازی ملی تأکید دارد، راهبرد دفاع ملی ۲۰۲۶ اولویت را به چین و نیمکره غربی میدهد. در عمل، کاخ سفید نیروهایش را از سوریه کاهش، کمک به اوکراین را محدود، با تعرفهها (درآمد ۲۰۰ میلیارد دلاری) صنعتیسازی مجدد را پیش برده، و متحدان ناتو را به هدف پنجدرصدی هزینه دفاعی واداشته است. در داخل نیز با مقرراتزدایی، رکوردشکنی در تولید انرژی و سرمایهگذاری در هوش مصنوعی و نیمهرسانا، رشد را حفظ کرده است.
موفقیت تحکیم به سه شرط بستگی دارد: اول، مهار بحران ایران با جنگی کوتاه و محدود، نه فرسایشی. دوم، تنشزدایی تاکتیکی با روسیه و چین برای خرید زمان، همراه با بازسازی اتحادها. سوم، پرهیز از بازگشت به عادتهای گسترشافراطی مانند ملتسازی یا غفلت از بازصنعتیسازی.
راه برونرفت از بدهی، فقط رشد اقتصادی نیرومند از مسیر تحکیم است. اگر آمریکا یک دهه بر این مسیر بماند، به تعبیر میچل «نفس تازهای» میگیرد: اقتصادی شکوفا، انرژی فراوان، هوش مصنوعی بیرقیب، متحدانی توانمند، و زرادخانهای مستقل از رقیب که امنیت و رفاه را تا نیمهٔ دوم سدهٔ بیستویکم تضمین کند.
📚متن کامل مقاله
✅@Inter_Politics
اگر قرار است پس از اینهمه کشمکش، رفتوآمد هیئتها و اعزام «کارشناسان»، درنهایت نه توافقی شکل بگیرد و نه گرهی باز شود و دوباره همان سناریوی جنگ تکرار شود، واقعاً صرف این همه هزینه و نمایش چه ضرورتی داشت؟
دراینصورت، شاید از ابتدا اگر اکبر رائفیپور و حسن عباسی را میفرستادند، هم در وقت صرفهجویی میشد، هم تکلیف زودتر روشن.
«چالشهای توسعهٔ اقتصاد دیجیتال ایران»
درحالیکه قطعی اینترنت در ایران رکورد جهانی زده و به برکت جنگ و سیاستهای ارتباطی جمهوری اسلامیْ کسبوکارهای اینترنتی به خاک سیاه نشستهاند، این مقالهٔ پژوهشی، حاصل تلاشی است که فرایند نگارش و نشر آن، نزدیک به یک سال زمان برده.
خواندن آن را به شما پیشنهاد میکنم.
همچنین، نگارنده از هرگونه انتقادی استقبال میکند.
اگر لینک باز نکرد، VPN رو خاموش کنید (یا وقتی که خاموش بود، امتحان کنید).
📚از اینجا دریافت کنید
✍️رحمتی، علیرضا؛ و پوراحمدی میبدی، حسین (۱۴۰۴). «چالشهای ساختاری توسعهٔ اقتصاد دیجیتال ایران». مطالعات اقتصاد سیاسی بینالملل. ۸(۲). ۱۸۷-۲۱۰.
✅@Inter_Politics
درود و احترام. با آروزی سلامتی برای شما خوبان. نوروز بر ایران و ایرانیان فرخنده باد.
بعد از ۲۵ روز قطعی، من هم با یک vpn بسیار گران متصل شدم که معلوم نیست تا چه زمانی کار میکنه.
اکنون که ۹۹٪ جامعه به اینترنت دسترسی ندارند، ارسال پیام و یادداشت خوشایند نیست.
اگر خارج از کشور هستید و با عزیزانتان در داخل نتونستید ارتباط برقرار کنید یا نگران حالشون هستید، میتونید پیام خودتون رو به آیدی @Virastyar_Admin بفرستید و درصورتیکه پیامرسان داخلی داشته باشند، ما به دستشون برسونیم.
به امید روزهایی که تمام ایرانیان به «امنیت»، «سلامتی» و «آزادی» برسند.
✍️نقشۀ راه پایاننامه (مروری بر تمام مسیر)
بازطراحیشده در مجموعهٔ «ویراستیار»
#کاربردی #همرسانی
🟢تلگرام |🔴اینستاگرام |💬گروه ویراستاران|
مرکز پژوهشهای اتاق ایران در یک پژوهش تأکید دارد اتاقهای بازرگانی در دنیا با ایفای نقش واسطهای بین دولت و بخش خصوصی ضمن حمایت از بنگاهها موجب بهبود سیاستگذاری اقتصادی و ارتقای همکاری منطقهای و جهانی میشوند.
✅@Inter_Politics
فیلم «قندهار» ۲۰۲۳
«قندهار» یک تریلر اکشن ـ جاسوسی است که از دل یک عملیات مخفی در سایت هستهای ایران آغاز میشود و خیلی زود به روایتی از «فرار تحت فشار» بدل میگردد: مأمور سیا پساز افشای هویت و مأموریتش، همراه با مترجم محلی ناچار است از میان چندین لایه بازیگر امنیتی و شبهنظامی، خود را به نقطهای امن در افغانستان که بهتازگی بهدست طالبان افتاده، برساند که در آنجا نیز رقابت میان گروههای مسلح در افغانستان و ارتباط آنها با دستگاه امنیتی پاکستان به تصویر کشیده میشود. فیلم بیش از آنکه بر قهرمانپردازی کلاسیک تکیه کند، بر منطق شکنندۀ عملیاتهای پنهان ـ ریسک لو رفتن، چانهزنی اطلاعاتی و هزینههای انسانیِ تصمیمهای امنیتی ـ تمرکز دارد و تنش را با ریتم تعقیبوگریز و موقعیتهای میدانی پیش میبرد.
سال انتشار: ۲۰۲۳
سازنده: آمریکا🇺🇸
مدتزمان: ۱۲۰ دقیقه
✅@Inter_Politics
تکنرخیسازی ارز و کاهش فاصله نرخها
تجربه تاریخی نشان داده است شوکدرمانیها عمدتا در کشورهایی موفق بودهاند که روابط خارجی آنها نیز در مسیر توسعه اقتصادی قرار داشته است...
در این روزها که احتمال قطع یا اختلال دوبارۀ اینترنت جدیتر شده است، دو توصیۀ کاربردی مطرح میشود:
*اگر بهدنبال کتاب، مقاله یا گزارش هستید، بهتر است همین حالا نسخۀ مورد نیاز را تهیه کنید تا در زمان مناسب مطالعه کنید.
*اگر به فیلم، سریال یا مستند علاقه دارید، پیشنهاد میشود از اکنون نسخۀ دلخواه را دانلود و ذخیره کنید.
در این فایل، گزیدهای از برترین فیلمها، سریالها و مستندهای مرتبط با روابط بینالملل، سیاست، مسائل اجتماعی و اقتصادی معرفی شده است.
همچنین، ربات زیر یکی از منابع رایگان و در دسترس برای تهیۀ برخی فایلهای سینمایی است:
/channel/MoboMoviesbot?start=inv_558200545
✅@Inter_Politics
🔴خبر فوری
پروندهٔ مذاکرات ایران و آمریکا بهطور ضمنی بسته شد. رهبری ایران دقایقی پیش بهصورت رسمی تمامی شروط ترامپ برای توافق را رد کرد و این شروط را «ابلهانه» خواند. همچنین تأکید شد که ایران با آمریکا «بیعت» نخواهد کرد.
تحقیقوتوسعه بهمثابۀ ابزار قدرت
تحقیقوتوسعه در نظام جهانی معاصر صرفاً «هزینۀ فناوری» نیست؛ بلکه سازوکاری است برای تبدیل منابع به ظرفیتهای مادی قابل اتکا و، همزمان، تولید سرمایۀ نمادین نوآوری. از یکسو R&D زیرساخت قدرت سخت را میسازد (توان صنعتی، بهرهوری و تابآوری اقتصادی) و ازسوی دیگر میتواند قدرت نرم تولید کند: اعتبار فناورانه، جذابیت اکوسیستم نوآوری و ظرفیت پیوند خوردن به شبکههای فراملی دانش و سرمایه. بههمین دلیل، سهم R&D از GDP را میتوان بهعنوان نشانهای از اولویتگذاری نهادی و نحوۀ سازماندهی ریسک نوآوری خواند، نه فقط یک شاخص فنی.
در سطح داده، از سال ۲۰۲۰ میانگین OECD حدود ۲٫۷٪ از GDP بوده است. اسرائیل در سال ۲۰۲۳ با ۲۸٫۳ میلیارد دلار هزینۀ تحقیقوتوسعه به شدت ۶٫۳٪ رسیده است (بیش از دو برابر میانگین OECD) و همزمان بهعنوان کشوری با «بیشترین استارتاپهای هایتک بهازای جمعیت» برجسته شده است. کرهٔ جنوبی با شدت ۵٪ در رتبهٔ بعد قرار دارد و تصریح میشود که این وضعیت عمدتاً با تأمین مالی بخش خصوصی پیش میرود. در مقابل، آمریکا با شدت ۳٫۴٪، بهدلیل مقیاس اقتصاد، ۸۲۳٫۴ میلیارد دلار هزینه کرده است که بالاترین رقم جهانی است. در میان دیگر اقتصادهای بالای جدول نیز تایوان با ۴٪ و سوئد با ۳٫۶٪ قرار دارند. دربارهٔ تایوان، رشد سرمایهگذاری شرکتی R&D در سال ۲۰۲۳ برابر ۳٫۷٪ گزارش شده است که در قیاس با میانگین سالانۀ ۸٫۸٪ در پنج سال پیش از آن کندتر بوده و این روند «تا حد زیادی» به بخش نیمهرساناها نسبت داده شده است.
نکتۀ تحلیلی برجسته آن است که کشورها از دو مسیر متفاوت قدرتسازی فناورانه حرکت میکنند: «شدت» (تراکم سرمایهگذاری نسبت به اندازۀ اقتصاد) و «مقیاس» (حجم مطلق منابع). اسرائیل با شدت بسیار بالا و تراکم استارتاپی، نوآوری را به دارایی راهبردی تبدیل میکند که علاوه بر تقویت ظرفیتهای مادی، از طریق اعتبار و شبکهسازی فناورانه میتواند بخشی از آسیبپذیریها و کاستیهای ژئوپلیتیک را جبران کند. کرهٔ جنوبی نشان میدهد وقتی بخش خصوصی حامل اصلی تأمین مالی است، نوآوری به ساختار بنگاهی و توان درونیسازی ریسک گره میخورد و مسیر قدرت سخت و نرم را از کانال شرکتها پیش میبرد. آمریکا نیز یادآوری میکند که حتی با شدت متوسط، مقیاس بیرقیب هزینهکرد میتواند هم پشتوانۀ قدرت سخت باشد و هم وزن نرم تولید و جذب دانش را در سطح جهانی تثبیت کند؛ درحالیکه تجربۀ تایوان نشان میدهد تمرکز بر یک بخش راهبردی (نیمهرساناها) هم مزیت میسازد و هم آهنگ سرمایهگذاری R&D را به چرخههای همان بخش حساس میکند.
🌐منبع
✅@Inter_Politics
🚀 اشتراک یکماههٔ هوش مصنوعی ChatGPT Plus | Gemini Pro
⏱️ مدت: یک ماه | 💳 قیمت: فقط ۲ دلار
اگر در نسخههای رایگان با محدودیت سقف استفاده، کندی یا اختلال در ساعات شلوغ مواجه بودهاید، نسخههای حرفهای تجربهای پایدارتر، سریعتر و قدرتمندتر در اختیار شما قرار میدهند.
✅ فعالسازی اختصاصی روی حساب شخصی
اشتراک مستقیماً روی ایمیل یا اکانت شخصی شما فعال میشود و هیچ فرد دیگری به چتها و تاریخچهٔ شما دسترسی نخواهد داشت.
📩 سفارش: @Virastyar_Admin
🌐 کانال: @GET_AI_Edu
✍️خلاصهای از گزارش مفصّل دکتر محمود سریعالقلم از آنچه در داوس ۲۰۲۶ گذشت
پنجاهوششمین اجلاس مجمع جهانی اقتصاد در ژانویۀ ۲۰۲۶ در داوُس، با حضور حدود ۳ هزار شرکتکننده از ۱۳۰ کشور ـ ازجمله دهها رئیس دولت، رهبران گروه هفت و مدیران بزرگترین شرکتهای جهانی ـ برگزار شد. مضمون محوری اجلاس «فضایی برای گفتوگو» بود؛ زیرا جهان در شرایطی قرار دارد که مفروضات پیشینِ امنیت، حاکمیت و همکاری بینالمللی تضعیف شده و نظمی تازه درحال شکلگیری است. پرسشهای اصلی پیرامون امکان همکاری در جهانی متناقض، منابع نوین رشد، سرمایهگذاری بر مهارتهای انسانی، گسترش نوآوری و همزمانی رفاه با پایداری زیستمحیطی شکل گرفت. کاهش اعتماد جهانی، غلبۀ تصمیمگیریهای موردی و درهمتنیدگی اقتصاد و ژئوپلیتیک از مضامین پرتکرار بود؛ بهگونهای که ژئواکونومی بهتدریج جایگزین ژئوپلیتیک کلاسیک تلقی میشود و بنگاهها ناگزیرند متغیرهای سیاسی ـ امنیتی را در راهبردهای اقتصادی خود لحاظ کنند.
باوجود نااطمینانیها، تصویر کلان اقتصاد جهانی کاملاً منفی نبود. رشد اقتصادی ادامه دارد، نوآوریهای فناورانه شتاب گرفته، تقاضا برای کالاها و خدمات دیجیتال افزایش یافته و نزدیک به یک میلیارد نفر در مسیر ارتقای مهارتهای خود قرار دارند. در این چارچوب، سرمایه انسانی، مهارتآموزی و سازگاری با هوش مصنوعی به مهمترین محور داوُس بدل شد. ابتکارات جهانی برای بازآموزی صدها میلیون نیروی کار، سرمایهگذاری دولتها و شرکتها در بهرهوری مبتنی بر هوش مصنوعی و شکلگیری شبکههای همکاری فناورانه نشان میدهد رقابت آینده بر سر دانش، تراشه، نرمافزار و زنجیرههای تأمین هوشمند خواهد بود. همزمان، نگرانیهایی درباره تمرکز ثروت فناورانه، پیامدهای امنیتی و اجتماعی هوش مصنوعی و کاهش اعتماد عمومی به دولتها و شرکتهای بزرگ مطرح شد که از نوعی «بحران نارضایتی» و قطبیشدن جوامع حکایت دارد.
یکی از برجستهترین ابعاد اجلاس، غلبۀ گفتمان دونالد ترامپ بر مباحث ژئوپلیتیک بود. رویکرد او بر ناسیونالیسم اقتصادی، کاهش تعهد به نهادهای چندجانبه، افزایش هزینههای نظامی، کنترل منابع راهبردی و فناوریهای پیشرفته و تضمین برتری ایالات متحده استوار ارزیابی شد. این جهتگیری نشانهای از چرخش از نظم لیبرالِ مبتنی بر قواعد به نظمی ثروتمحور، امنیتی و رقابتی تلقی گردید. سیاستهای آمریکا در قبال ناتو، اوکراین، ونزوئلا، گرینلند و رقابت با چین و روسیه نیز در همین چارچوب تفسیر میشود. همزمان، کاهش نقش سازمانهای بینالمللی، تهدیدهای تجاری علیه رقبا و تلاش برای ایجاد سازوکارهای موازی، بیانگر کوشش برای بازتعریف رهبری جهانی آمریکا است.
در سطح نظام بینالملل، نشانههای افول چندجانبهگرایی کلاسیک و ظهور ائتلافهای سیال آشکار است. کشورها بهسمت روابط دوجانبه، بلوکهای تجاری موازی، تنوعبخشی راهبردی، دسترسی به مواد خام حیاتی و محافظت در برابر شوکهای ژئوپلیتیک حرکت میکنند؛ روندی که جایگاه نهادهایی چون سازمان تجارت جهانی را تضعیف کرده است. قدرتهای میانه و اروپا نسبت به نظم جدید مبتنی بر قدرت هشدار داده و بر همکاریهای انعطافپذیر با «هندسۀ متغیر» تأکید میکنند، درحالیکه چین حضور نهادی و اقتصادی خود را گسترش داده و رقابت ژئواکونومیک تشدید شده است. مناطق نوظهور ـ بهویژه خلیجفارس ـ نیز با سرمایهگذاری گسترده در انرژی، زیرساخت دیجیتال و هوش مصنوعی به بازیگران مهم اقتصاد آینده تبدیل میشوند.
در جمعبندی، داوُس ۲۰۲۶ تصویری از یک گذار چندلایه جهانی ارائه میکند: گذار از جهانیشدن لیبرال به ناسیونالیسم اقتصادی رقابتی؛ از ژئوپلیتیک سنتی به ژئواکونومی فناورانه؛ از ثبات نهادی به نااطمینانی و ائتلافهای متغیر؛ و از سرمایه فیزیکی به سرمایه انسانی و هوش مصنوعی. بااینهمه، باوجود واگراییها و تنشها، گفتوگو، همکاری فناورانه، سازگاری نهادی و سرمایهگذاری بر مهارتهای انسانی همچنان شرط بقا و تولید ثروت در نظم نوظهور جهانی معرفی میشود.
✅@Inter_Politics