6341
این کانال جهت آموزش زبان عمومی و تخصصی برای دانشجویان رشته ی علوم سیاسی(از کارشناسی تا دکتری ) 👇🏼👇🏼 با مدیریت مرضیه محمدی(دانش آموخته ی روابط بین الملل ) ✅ترجمه ی متون عمومی و تخصصی پذیرفته می شود ✅ 👇🏼 @Avant_grade_98 09189021885
🔅دوستان علوم سیاسی در تمام مقاطع از کارشناسی تا دکتری جهت:
✅نگارش مقاله
✅نگارش پایان نامه
✅چاپ کتاب
✅ترجمه ی متون تخصصی علوم سیاسی
✅ تبدیل پایان نامه به کتاب
🔆میتوانند با ایدی و شماره تماس اینجانب #مرضیه_محمدی
مدیر آکادمی سیاست
و آکادمی زبان تخصصی علوم سیاسی
در ارتباط باشند
👇🏼👇🏼👇🏼
🔅جهت ارتباط و مشاوره:
👇👇👇
@Avant_grade_98
09189021885
✅کانال روش پژوهش در علوم سیاسی
👇🏼👇🏼
/channel/Policy_researcher
Jean Bodin (1530–96)
متن:
A French political philosopher, Bodin was the first important theorist of sovereignty, which he defined as 'the absolute and perpetual power of a commonwealth'.
ترجمه:
بودَن یک فیلسوف سیاسی فرانسوی بود و اولین نظریهپرداز مهم دربارهٔ حاکمیت به شمار میرفت، که آن را اینگونه تعریف کرد:
«قدرت مطلق و همیشگی یک دولت.»
متن:
In his view, the only guarantee of political and social stability is the existence of a sovereign with final lawmaking power;
ترجمه:
از نظر او، تنها تضمینِ ثبات سیاسی و اجتماعی این است که یک حاکم وجود داشته باشد که قدرت نهایی قانونگذاری را در اختیار دارد.
متن:
in that sense, law reflects the 'will' of the sovereign.
ترجمه:
در این معنا، قانون بازتابدهندهٔ «اراده» حاکم است.
متن:
Although the sovereign is above the law, in that he cannot be bound by an expression of its will,
ترجمه:
اگرچه حاکم بالاتر از قانون قرار دارد و نمیتواند به وسیلهٔ ارادهٔ قانون محدود شود،
متن:
Bodin recognized the limitation imposed by natural law and what he termed 'fundamental laws',
بودَن محدودیتهایی را که از سوی قانون طبیعی و آنچه «قوانین بنیادی» مینامید، پذیرفت.
متن:
and so did not take sovereignty to imply arbitrary power.
ترجمه:
بنابراین، او حاکمیت را به معنای قدرت خودسرانه نمیدانست.
متن:
Bodin's most important work is The Six Books of the Commonwealth ([1576] 1962).
ترجمه:
مهمترین اثر بودَن کتابِ «شش کتاب دربارهٔ دولت» است.
/channel/language_political
Organs of the State (II)
English:
Organs of the State (II)
Persian Phonetic:
اورگِنز آو دِ اِستِیت (تو)
Persian Translation:
ارکان دولت
Keywords:
Organs | اورگِنز | ارکان
State | اِستِیت | دولت
1. The Head of State
English:
The Head of State
Persian Phonetic:
دِ هِد آو اِستِیت
Persian Translation:
۱. رئیس کشور (یا رئیس دولت)
Keywords:
Head of State | هِد آو اِستِیت | رئیس کشور / رئیس دولت
Paragraph 1
English:
Traditionally, intercourse between states was considered to flow between one sovereign and another.
Persian Translation:
بهطور سنتی، روابط میان دولتها بهعنوان ارتباطی میان یک حاکم مستقل و حاکم مستقل دیگر تلقی میشد.
Keywords:
Traditionally | تردیشنِلی | بهطور سنتی
Intercourse | اینتِرکورس | روابط / تعامل
Sovereign | ساوِرِن | حاکم مستقل
English:
Treaties were agreements between monarchs, which, consequently, bound the state; and diplomatic envoys were accredited personally to the head of the receiving state from his ‘brother’ in the sending state.
معاهدات، توافقهایی میان پادشاهان بودند که در نتیجه، دولت را متعهد میساختند؛ و فرستادگان دیپلماتیک بهطور شخصی از سوی «برادر» او در دولت فرستنده، نزد رئیس دولت پذیرنده اعتبارنامه میگرفتند.
Keywords:
Treaties | تریتیز | معاهدات
Monarchs | مانارکس | پادشاهان
Diplomatic envoys | دیپلُمَتیک اِنویْز | فرستادگان دیپلماتیک
Accredited | اَکردیتِد | مورد تأیید رسمی / اعتبارنامهدار
English:
Traces of this ‘personalized’ state may be found in modern international law, in the rule that obliges the sending state to accredit ambassadors, envoys and ministers to the head of the receiving state, and in the rule which treats the head of state as competent to speak for and bind the state in its international relations, for example, by his signature of a treaty.
Persian Translation:
آثار این «دولتِ شخصیشده» را میتوان در حقوق بینالملل معاصر یافت؛ در قاعدهای که دولت فرستنده را ملزم میکند سفرا، فرستادگان و وزیران را نزد رئیس دولت پذیرنده معرفی و تأیید کند، و نیز در قاعدهای که رئیس دولت را صالح میداند تا از طرف دولت سخن بگوید و آن را در روابط بینالمللی متعهد سازد، برای مثال با امضای یک معاهده.
Keywords:
International law | اینتِرنَشِنَل لا | حقوق بینالملل
Ambassadors | اَمبَسِدِرز | سفرا
Competent | کامپِتِنت | دارای صلاحیت
Bind the state | بایند دِ اِستِیت | متعهد کردن دولت
English:
These rules apply irrespective of his constitutional position, of whether he is ‘monarch’ or ‘president’, and of whether the office of head of state is vested in one man or a council.
Persian Translation:
این قواعد بدون توجه به جایگاه قانون اساسی او اعمال میشوند، خواه «پادشاه» باشد یا «رئیسجمهور»، و خواه مقام ریاست کشور در یک فرد یا در یک شورا مستقر شده باشد.
Keywords:
Constitutional position | کانستیتوشنَل پُزیشِن | جایگاه قانون اساسی
Vested | وِستِد | مستقر / واگذار شده
English:
Certain rules of protocol (precedence in state processions, etc.) still distinguish between monarchs and presidents.
Persian Translation:
برخی قواعد تشریفات (مانند تقدم در مراسم رسمی دولتی و غیره) همچنان میان پادشاهان و رؤسای جمهور تمایز قائل میشوند.
Keywords:
Protocol | پروتُکُل | تشریفات
Precedence | پریسیدِنس | تقدم
Paragraph 2
English:
Several states have made it a criminal offence to offend the dignity of a friendly foreign head of state.
Persian Translation:
چندین دولت، اهانت به حیثیت رئیس کشور خارجیِ دوست را جرم کیفری تلقی کردهاند.
Keywords:
Criminal offence | کرِمِنَل آفِنس | جرم کیفری
Dignity | دیگنِتی | حیثیت / کرامت
English:
This is of particular importance in relation to the law of defamation.
Persian Translation:
این موضوع بهویژه در ارتباط با حقوق افترا اهمیت دارد.
Keywords:
Defamation | دِفَمِیشِن | افترا
English:
This may be considered a rule of comity.
Persian Translation:
این امر ممکن است بهعنوان قاعدهای از ادب و احترام متقابل بینالمللی تلقی شود.
/channel/language_political
🔅دوستان علوم سیاسی در تمام مقاطع از کارشناسی تا دکتری جهت:
✅نگارش مقاله
✅نگارش پایان نامه
✅چاپ کتاب
✅ترجمه ی متون تخصصی علوم سیاسی
✅ تبدیل پایان نامه به کتاب
🔆میتوانند با ایدی و شماره تماس اینجانب #مرضیه_محمدی
مدیر آکادمی سیاست
و آکادمی زبان تخصصی علوم سیاسی
در ارتباط باشند
👇🏼👇🏼👇🏼
🔅جهت ارتباط و مشاوره:
👇👇👇
@Avant_grade_98
09189021885
✅کانال روش پژوهش در علوم سیاسی
👇🏼👇🏼
/channel/Policy_researcher
Organs of the State (II)
English:
Organs of the State (II)
Persian Phonetic:
اورگِنز آو دِ اِستِیت (تو)
Persian Translation:
ارکان دولت
Keywords:
Organs | اورگِنز | ارکان
State | اِستِیت | دولت
1. The Head of State
English:
The Head of State
Persian Phonetic:
دِ هِد آو اِستِیت
Persian Translation:
۱. رئیس کشور (یا رئیس دولت)
Keywords:
Head of State | هِد آو اِستِیت | رئیس کشور / رئیس دولت
Paragraph 1
English:
Traditionally, intercourse between states was considered to flow between one sovereign and another.
Persian Translation:
بهطور سنتی، روابط میان دولتها بهعنوان ارتباطی میان یک حاکم مستقل و حاکم مستقل دیگر تلقی میشد.
Keywords:
Traditionally | تردیشنِلی | بهطور سنتی
Intercourse | اینتِرکورس | روابط / تعامل
Sovereign | ساوِرِن | حاکم مستقل
English:
Treaties were agreements between monarchs, which, consequently, bound the state; and diplomatic envoys were accredited personally to the head of the receiving state from his ‘brother’ in the sending state.
معاهدات، توافقهایی میان پادشاهان بودند که در نتیجه، دولت را متعهد میساختند؛ و فرستادگان دیپلماتیک بهطور شخصی از سوی «برادر» او در دولت فرستنده، نزد رئیس دولت پذیرنده اعتبارنامه میگرفتند.
Keywords:
Treaties | تریتیز | معاهدات
Monarchs | مانارکس | پادشاهان
Diplomatic envoys | دیپلُمَتیک اِنویْز | فرستادگان دیپلماتیک
Accredited | اَکردیتِد | مورد تأیید رسمی / اعتبارنامهدار
English:
Traces of this ‘personalized’ state may be found in modern international law, in the rule that obliges the sending state to accredit ambassadors, envoys and ministers to the head of the receiving state, and in the rule which treats the head of state as competent to speak for and bind the state in its international relations, for example, by his signature of a treaty.
Persian Translation:
آثار این «دولتِ شخصیشده» را میتوان در حقوق بینالملل معاصر یافت؛ در قاعدهای که دولت فرستنده را ملزم میکند سفرا، فرستادگان و وزیران را نزد رئیس دولت پذیرنده معرفی و تأیید کند، و نیز در قاعدهای که رئیس دولت را صالح میداند تا از طرف دولت سخن بگوید و آن را در روابط بینالمللی متعهد سازد، برای مثال با امضای یک معاهده.
Keywords:
International law | اینتِرنَشِنَل لا | حقوق بینالملل
Ambassadors | اَمبَسِدِرز | سفرا
Competent | کامپِتِنت | دارای صلاحیت
Bind the state | بایند دِ اِستِیت | متعهد کردن دولت
English:
These rules apply irrespective of his constitutional position, of whether he is ‘monarch’ or ‘president’, and of whether the office of head of state is vested in one man or a council.
Persian Translation:
این قواعد بدون توجه به جایگاه قانون اساسی او اعمال میشوند، خواه «پادشاه» باشد یا «رئیسجمهور»، و خواه مقام ریاست کشور در یک فرد یا در یک شورا مستقر شده باشد.
Keywords:
Constitutional position | کانستیتوشنَل پُزیشِن | جایگاه قانون اساسی
Vested | وِستِد | مستقر / واگذار شده
English:
Certain rules of protocol (precedence in state processions, etc.) still distinguish between monarchs and presidents.
Persian Translation:
برخی قواعد تشریفات (مانند تقدم در مراسم رسمی دولتی و غیره) همچنان میان پادشاهان و رؤسای جمهور تمایز قائل میشوند.
Keywords:
Protocol | پروتُکُل | تشریفات
Precedence | پریسیدِنس | تقدم
Paragraph 2
English:
Several states have made it a criminal offence to offend the dignity of a friendly foreign head of state.
Persian Translation:
چندین دولت، اهانت به حیثیت رئیس کشور خارجیِ دوست را جرم کیفری تلقی کردهاند.
Keywords:
Criminal offence | کرِمِنَل آفِنس | جرم کیفری
Dignity | دیگنِتی | حیثیت / کرامت
English:
This is of particular importance in relation to the law of defamation.
Persian Translation:
این موضوع بهویژه در ارتباط با حقوق افترا اهمیت دارد.
Keywords:
Defamation | دِفَمِیشِن | افترا
English:
This may be considered a rule of comity.
Persian Phonetic:
دیس مِی بی کانسِدِرْد ا رول آو کامِتی.
Persian Translation:
این امر ممکن است بهعنوان قاعدهای از ادب و احترام متقابل بینالمللی تلقی شود.
/channel/language_political
Political Parties and Their Function
احزاب سیاسی و کارکردهای آنها
کلمات تخصصی:
Political Party: حزب سیاسی — پُلیتیکال پارتی
Function: کارکرد / وظیفه — فانکشن
Paragraph 1
The term ‘political party’, as it was used in ancient times, simply meant a group of noblemen and their followers.
اصطلاح «حزب سیاسی»، همانگونه که در دوران باستان به کار میرفت، صرفاً به معنای گروهی از اشرافزادگان و پیروان آنها بود.
کلمات تخصصی:
Ancient times: دوران باستان — اِنشِنت تایمز
Noblemen: اشرافزادگان — نوبلمِن
Followers: پیروان — فالوئرز
When parliamentary bodies developed in the eighteenth-century England, however, the term began to be used to refer to groups of leaders acting collectively in the Parliament.
اما زمانی که نهادهای پارلمانی در انگلستان قرن هجدهم شکل گرفتند، این اصطلاح به گروههایی از رهبران که بهطور جمعی در پارلمان عمل میکردند اطلاق شد.
کلمات تخصصی:
Parliamentary bodies: نهادهای پارلمانی — پارلمنتری بادیز
Collectively: بهصورت جمعی — کُلِکتیولی
Parliament: پارلمان — پارلِمِنت
Political parties in their modern sense were later developed in the 19th century.
احزاب سیاسی به معنای مدرن آنها بعدها در قرن نوزدهم شکل گرفتند.
کلمات تخصصی:
Modern sense: معنای مدرن — مادِرن سِنس
Nineteenth century: قرن نوزدهم — ناینتینث سِنتچِری
They arose from the need to mobilize the electorate, which was being made increasingly more numerous by the expansion of the suffrage.
آنها از نیاز به بسیج رأیدهندگان پدید آمدند؛ رأیدهندگانی که با گسترش حق رأی، بهطور فزایندهای پرشمارتر میشدند.
کلمات تخصصی:
Mobilize: بسیج کردن — موبِلایز
Electorate: رأیدهندگان — اِلِکتِرِت
Suffrage: حق رأی — سافریج
Expansion: گسترش — اِکسپَنشِن
Because the United States was the first state to grant the suffrage broadly, it became the first to have modern political parties.
از آنجا که ایالات متحده نخستین کشوری بود که حق رأی را بهطور گسترده اعطا کرد، نخستین کشور دارای احزاب سیاسی مدرن نیز شد.
کلمات تخصصی:
Grant: اعطا کردن — گِرَنت
Broadly: بهطور گسترده — برادلی
Some scholars date the formation of parties to 1800 when Jeffersonian Republicans achieved electoral success over the ruling Federalists, but others date it to the 1830s when white manhood suffrage became widespread.
برخی پژوهشگران شکلگیری احزاب را به سال ۱۸۰۰ نسبت میدهند، زمانی که جمهوریخواهان جفرسونی بر فدرالیستهای حاکم پیروزی انتخاباتی به دست آوردند؛ اما برخی دیگر آن را به دهه ۱۸۳۰ نسبت میدهند، هنگامی که حق رأی مردان سفیدپوست فراگیر شد.
کلمات تخصصی:
Scholars: پژوهشگران — اسکالرز
Electoral success: موفقیت انتخاباتی — اِلِکتُرال سَکسِس
Federalists: فدرالیستها — فِدِرالیستس
Suffrage: حق رأی — سافریج
Functions of Parties
کارکردهای احزاب
تلفظ: فانکشنز آو پارتیز
/channel/language_political
Political Culture
پالیتیکال کالچِر
فرهنگ سیاسی
Specialized Terms:
Political Culture → فرهنگ سیاسی | پالیتیکال کالچِر
Each society imparts its own characteristic set of norms and values to its people,
هر جامعه مجموعهٔ خاص و ویژهٔ خود از هنجارها و ارزشها را به مردمش منتقل میکند.
Specialized Terms:
Society → جامعه | سُسایِتی
Norms → هنجارها | نورمز
Values → ارزشها | وَلیوز
and the people in turn have distinct sets of ideals about how the political system is supposed to work,
و مردم نیز به نوبهٔ خود مجموعهای متمایز از ایدهآلها دربارهٔ نحوهٔ کارکرد نظام سیاسی دارند.
Specialized Terms:
Political system → نظام سیاسی | پالیتیکال سیستِم
Ideals → آرمانها / ایدهآلها | آیدیلز
about what the government may do to them and for them,
اَبَوت وات دِ گاوِرمِنت مِی دو تو دِم اَند فور دِم
دربارهٔ اینکه دولت چه کارهایی ممکن است با آنها بکند و چه کارهایی برای آنها انجام دهد.
Specialized Terms:
Government → دولت | گاوِرمِنت
and about their own claims on the system and their obligations to it.
و دربارهٔ مطالبات خود از نظام و تعهداتشان نسبت به آن.
Specialized Terms:
Claims → مطالبات | کِلیمز
Obligations → تعهدات | آبلیگِیشنز
This set of beliefs, symbols, and values about the political system forms the political culture of a nation
این مجموعهٔ باورها، نمادها و ارزشها دربارهٔ نظام سیاسی، فرهنگ سیاسی یک ملت را شکل میدهد —
Specialized Terms:
Beliefs → باورها | بِلیفز
Symbols → نمادها | سیمبُلز
Nation → ملت | نِیشن
and it varies considerably from one nation to another.
و این فرهنگ از یک ملت به ملت دیگر تفاوت قابلتوجهی دارد.
Specialized Terms:
Varies → متفاوت است | وِریز
Simply put, political culture is the psychology of the nation in regard to politics.
بهسادگی، فرهنگ سیاسی روانشناسی یک ملت در ارتباط با سیاست است.
Specialized Terms:
Psychology → روانشناسی | سایکالُجی
Politics → سیاست | پالیتیکس
The politics of a nation is influenced by many aspects of society: its economy, its religion, its tradition.
سیاست یک ملت تحت تأثیر جنبههای گوناگون جامعه است: اقتصاد، مذهب و سنتهای آن.
Specialized Terms:
Economy → اقتصاد | اِکانُمی
Religion → دین / مذهب | رِلیجِن
Tradition → سنت | تِرَدیشن
As Karl Marx pointed out long ago, the way people earn their livings has a lot to do with the type of government they have.
همانگونه که کارل مارکس مدتها پیش اشاره کرد، شیوهٔ امرار معاش مردم ارتباط زیادی با نوع حکومتی دارد که دارند.
Specialized Terms:
Karl Marx → کارل مارکس | کارل مارکس
Type of government → نوع حکومت | تایپ آو گاوِرمِنت
Industrial societies require far more services – welfare, transportation, urban housing, sanitation facilities – than do agricultural nations,
جوامع صنعتی به خدمات بسیار بیشتری نیاز دارند—مانند رفاه، حملونقل، مسکن شهری و امکانات بهداشتی—نسبت به کشورهای کشاورزی.
Specialized Terms:
Industrial societies → جوامع صنعتی | اینداستریال سُسایِتیز
Welfare → رفاه اجتماعی | وِلفِر
Sanitation → بهداشت عمومی | سَنِتِیشن
as a glance at the America of the Civil War era and the nation we know now will reveal.
همانطور که نگاهی به آمریکای دوران جنگ داخلی و مقایسهٔ آن با کشوری که امروز میشناسیم نشان میدهد.
Specialized Terms:
Civil War → جنگ داخلی | سیویل وار
Era → دوران | اِرا
When a nation develops a complex industrial system, its culture and political needs change accordingly.
وقتی یک ملت یک نظام صنعتی پیچیده توسعه میدهد، فرهنگ و نیازهای سیاسی آن نیز متناسب با آن تغییر میکند.
Specialized Terms:
Industrial system → نظام صنعتی | اینداستریاِل سیستِم
Political needs → نیازهای سیاسی | پالیتیکال نیدز
Indeed, Marx argued that the economy of a nation was the determinant of its political system,
در واقع، مارکس استدلال میکرد که اقتصاد یک ملت تعیینکنندهٔ نظام سیاسی آن است.
Specialized Terms:
Determinant → عامل تعیینکننده | دیتِرمینَنت
Economy → اقتصاد | اِکانُمی
/channel/language_political
Globalization
جهانیشدن
تلفظ فارسی:
گِلوبالایزِیشِن
پاراگراف اول
متن انگلیسی:
The progress of communications technology since the great leap forward induced by the nineteenth-century inventions of the steam railway and the electric telegraph has steadily brought about a shrinking of the world’s distances and has effectively abolished many forms of cultural, intellectual and economic separation.
ترجمه فارسی:
پیشرفت فناوریهای ارتباطی، از زمان جهش بزرگ ناشی از اختراعات قرن نوزدهم مانند راهآهن بخار و تلگراف برقی، بهتدریج موجب کوچکشدن فاصلههای جهانی شده و بهطور مؤثر بسیاری از اشکال جدایی فرهنگی، فکری و اقتصادی را از میان برده است.
متن انگلیسی:
In the last decade of the twentieth century, the pace and scope of this evolution began to exceed the straight forward expansion of existing human activities and institutions.
ترجمه فارسی:
در دههی پایانی قرن بیستم، سرعت و گسترهی این تحول شروع به فراتر رفتن از گسترش ساده و مستقیم فعالیتها و نهادهای موجود انسانی کرد.
متن انگلیسی:
This has created a worldwide connectivity which has escaped the management and control of political authorities, particularly those of the nation-states, and given independence to individuals to pursue personal financial, cultural and intellectual goals wherever they were connected to cyberspace.
ترجمه فارسی:
این روند نوعی پیوند و اتصال جهانی ایجاد کرده است که از مدیریت و کنترل مقامات سیاسی، بهویژه دولت-ملتها، خارج شده و به افراد استقلال داده تا اهداف شخصیِ مالی، فرهنگی و فکری خود را هر جا که به فضای سایبری متصل باشند، دنبال کنند.
متن انگلیسی:
This development has produced the phenomenon usually called ‘globalization’.
ترجمه فارسی:
این تحول پدیدهای را به وجود آورده است که معمولاً «جهانیشدن» نامیده میشود.
تلفظ فارسی:
پاراگراف دوم
متن انگلیسی:
Furious argument has grown up between many competing versions of what globalization actually is and what it portends.
ترجمه فارسی:
بحثها و مجادلات شدیدی میان دیدگاههای رقیب مختلف دربارهی اینکه جهانیشدن واقعاً چیست و چه پیامدهایی دارد، شکل گرفته است.
تلفظ فارسی:
متن انگلیسی:
Much of this debate concerns the implications of globalization for individuals at one level and the whole global economy at another.
ترجمه فارسی:
بخش زیادی از این بحثها به پیامدهای جهانیشدن برای افراد در یک سطح و برای کل اقتصاد جهانی در سطحی دیگر مربوط میشود.
تلفظ فارسی:
متن انگلیسی:
What changes it brings to global politics remains to some degree uncertain, but some of its effects are already clear.
ترجمه فارسی:
اینکه چه تغییراتی در سیاست جهانی ایجاد میکند تا حدی نامشخص باقی مانده است، اما برخی از آثار آن هماکنون روشن است.
تلفظ فارسی:
متن انگلیسی:
The most serious arise from a tendency for human economic and informational activities to organize themselves in horizontal patterns spread across the world.
ترجمه فارسی:
مهمترین و جدیترین پیامدها از گرایشی ناشی میشود که در آن فعالیتهای اقتصادی و اطلاعاتی انسانها بهصورت الگوهای افقی و در سراسر جهان سازمان مییابند.
تلفظ فارسی:
Unhindered by constraints of time, place or climate, the territorial limits and territorial loyalties that used to define human activities and political authority have dissipated.
ترجمه فارسی:
این فعالیتها که دیگر به محدودیتهای زمان، مکان یا اقلیم مقید نیستند، موجب شدهاند مرزهای سرزمینی و وفاداریهای سرزمینی که پیشتر فعالیتهای انسانی و اقتدار سیاسی را تعریف میکردند، از میان بروند.
متن انگلیسی:
In some instances this has produced intense regionalization, even localization; in others it …
ترجمه فارسی:
در برخی موارد، این روند موجب منطقهایشدن شدید و حتی محلیشدن شده است؛ و در موارد دیگر …
Globalization: جهانیشدن
تلفظ: گِلوبالایزِیشِن
Communications technology: فناوری ارتباطات
تلفظ: کِمیونیکِیشِنز تِکنالاجی
Industrial inventions: اختراعات صنعتی
تلفظ: اینداستریال اینوِنشِنز
Cultural / Intellectual / Economic separation: جدایی فرهنگی / فکری / اقتصادی
تلفظ: کالچِرَل / اینتِلِکچوئَل / ایکانامیک سِپِرِیشِن
/channel/language_political
عنوان متن
Civilization and Capitalism
تلفظ فارسی:
سیویلیزِیشن اَند کَپیتِلیزِم
ترجمه:
تمدن و سرمایهداری
پاراگراف ۱
English Text:
Archeologists who have studied ancient civilizations have defined them in material terms.
ترجمه فارسی:
باستانشناسانی که تمدنهای باستانی را بررسی کردهاند، آنها را بر اساس معیارهای مادی تعریف کردهاند.
English Text:
The process of civilization is associated with urban life, state structures, and technological innovation, from neolithic through copper to bronze eras, including invention of the wheel, the ox-cart, and the sailing ship.
ترجمه فارسی:
فرایند تمدن با زندگی شهری، ساختارهای دولتی و نوآوری فناورانه پیوند دارد؛ از دوران نوسنگی تا عصر مس و عصر برنز، از جمله اختراع چرخ، ارابهٔ گاوی و کشتی بادبانی.
English Text:
The members of these technologically, economically organized and class-structured social entities were unified by religion, myth, symbols, and language.
ترجمه فارسی:
اعضای این واحدهای اجتماعی که از نظر فناورانه و اقتصادی سازمانیافته و دارای ساختار طبقاتی بودند، از طریق دین، اسطوره، نمادها و زبان با یکدیگر متحد میشدند.
English Text:
These sets of meaningful symbols facilitated communication among the participants in a civilization.
ترجمه فارسی:
این مجموعههای نمادینِ معنادار، ارتباط میان مشارکتکنندگان در یک تمدن را تسهیل میکردند.
English Text:
We can, therefore, say that a working definition of civilization for a particular group of people is a correspondence between their material conditions of existence and a set of inter-related subjective meanings.
ترجمه فارسی:
بنابراین میتوان گفت یک تعریف کارآمد از تمدن برای یک گروه مشخص از مردم، نوعی تناسب میان شرایط مادیِ زیست آنها و مجموعهای از معانی ذهنیِ بههمپیوسته است.
English Text:
The way people are organized to satisfy their material needs is, thus, a basic aspect of civilization.
ترجمه فارسی:
بنابراین، شیوهای که مردم برای برآوردن نیازهای مادی خود سازماندهی میشوند، یک بُعد اساسیِ تمدن است.
English Text:
Before capitalism came into existence, there were other economic processes through which people had become organized to satisfy their material needs.
ترجمه فارسی:
پیش از آنکه سرمایهداری پدید آید، فرایندهای اقتصادیِ دیگری وجود داشت که مردم از طریق آنها برای تأمین نیازهای مادیشان سازمان مییافتند.
English Text:
In accordance with those economic systems, different modes of social organization of production and distribution had been established, each giving birth to a particular form of society with its own particular culture and civilization.
ترجمه فارسی:
مطابق با آن نظامهای اقتصادی، شیوههای متفاوتی از سازمان اجتماعیِ تولید و توزیع شکل گرفته بود که هر یک، نوعی جامعهٔ خاص با فرهنگ و تمدن ویژهٔ خود را پدید میآورد.
English Text:
Capitalism, as the current predominant form of economic organization, can be global merely to the extent that it functions according to certain general laws, such as those of supply and demand.
ترجمه فارسی:
سرمایهداری، بهعنوان شکل غالبِ کنونیِ سازمان اقتصادی، تنها تا آن حد میتواند جهانی باشد که بر اساس قوانین کلی معینی مانند عرضه و تقاضا عمل کند.
Civilization
سیویلیزِیشن — تمدن
Capitalism
کَپیتِلیزِم — سرمایهداری
Archeologists
آرکیآلاجیستس — باستانشناسان
Material conditions
مَتیریال کِندیشِنز — شرایط مادی
Urban life
اِربَن لایف — زندگی شهری
State structures
اِستِیت اِستراکچرز — ساختارهای دولتی
Technological innovation
تِکنالاجیکَل اینوِیشِن — نوآوری فناورانه
Neolithic era
نیالیتیک اِرا — عصر نوسنگی
Class-structured society
کِلَس‑اِستراکچِرد سوسایِتی — جامعهٔ دارای ساختار طبقاتی
Modes of production and distribution
مودیْز آو پروداکشِن اَند دیستریبیوشِن — شیوههای تولید و توزیع
Supply and demand
سِپْلای اَند دِمَند — عرضه و تقاضا
/channel/language_political
☘️🧿☘️ حرفهایهای مطالعات بینالمللی
🌗 شناخت دقیق پاکستان؛ اندیشکده اقبال
@andishkadehiqbal
🌓 مطالعات راهبردی شرق
@iran_sharghi
🌎 اندیشکده تهران
@InstituteTehran
🌎 برگزاری دوره های مترجمی زبان انگلیسی
@policyinact
🌎 آکادمی تخصصی جهان بینالملل
@InternationalAcademic
🌎 کانال سیاسیون ایران
@Iranianpoliticianss
🌎 اقتصاد سیاسی بینالملل🎖
@Inter_Politics
🌎 کانال روش پژوهش در علوم سیاسی
@Policy_researcher
🌎 ژئواکونومیک نیوز
@GeoecoNEWS
🌎 همه چیز درباره چین 🇨🇳
@chinese10
🌎 اوراسیا پست، اخبار و تحلیل - چین و روسیه CIS
@EurasiaPost
🌎 کانال مطالعات سوریه
@hdrhbb1
🌎 مرکز مطالعات عراق
@instituteofiraqistudies
🌎 دولت دین
@dolatedin
🌎 بانک مقالات علوم سیاسی
@maghalatolomsiasii
🌎 کانال علوم سیاسی
@politicalsciencce
🌎 دیپلماسی و سیاست خارجی
@Iranian_diplomacy
🌎 پژوهشکده علوم سیاسی
@Policyresearcherr
🌎 آکادمی سیاست
@Politicalsciennce
🌎 در مسیر ابریشم(آموزش زبان چینی)🇨🇳🇨🇳
@Learningchinesesrpllic
🌎 گذرگاه
@gozargah_1404
🌎 تحولات عراق و شامات
@IraqLevant
🌎 ترجمه متون تخصصی علوم سیاسی
@Politicianns
🌎 خبری تحلیلی سیاق
@syaaq_ir
🌎 تحلیل مسائل سیاسی خاورمیانه
@paygah_ejtemayi
🌎 اندیشکده حقوق و روابط بینالملل
@ir_silr
🌎 اقتصاد آفریقا
@EcoAfrican
🌎 چین و ماچین 🇨🇳🇨🇳🇨🇳
@china_Reivew
🌎 روسکیی چاس
@RusskiyChas
🌎 لوموند دیپلماتیک Le Monde diplomatique
@mondediplofa
🌎 روش پژوهش در حقوق
@researcheerr
🌎 اندیشکده مطالعات حاکمیت و روابط بینالملل
@GovernanceStudies
🌎 اندرون عربستان 🇸🇦
@KSA_Narrator
🌎 مطالعات ترکیه و قفقاز
@turkeycaucasus
🌎 اندیشکدهها درباره ایران چه میگویند؟
@Rasadkhone_in
🌎 آموزش زبان تخصصی رشته علوم سیاسی
@language_political
🌎 درسگفتار علوم سیاسی و روابط بینالملل
@ecopolitist
🌎 مطالعات یمن 🇾🇪
@yemenstudies_ir
🌎 کنکور ارشد و دکتری علوم سیاسی
@politicsman
🌓 هفتهنامه سیاسی تحلیلی کرانه🇮🇷
@karaneh_mag
🌗 اخبار و تحلیل مسائل خاورمیانهوشمالآفریقا
@mena_news_analysis
🌻🧿☘️ هماهنگی برای تبادل
@mrgp_1
🔅دوستان علوم سیاسی در تمام مقاطع از کارشناسی تا دکتری جهت:
✅نگارش مقاله
✅نگارش پایان نامه
✅چاپ کتاب
✅ترجمه ی متون تخصصی علوم سیاسی
✅ تبدیل پایان نامه به کتاب
🔆میتوانند با ایدی و شماره تماس اینجانب #مرضیه_محمدی
مدیر آکادمی سیاست
و آکادمی زبان تخصصی علوم سیاسی
در ارتباط باشند
👇🏼👇🏼👇🏼
🔅جهت ارتباط و مشاوره:
👇👇👇
@Avant_grade_98
09189021885
✅کانال روش پژوهش در علوم سیاسی
👇🏼👇🏼
/channel/Policy_researcher
🔅دوستان علوم سیاسی در تمام مقاطع از کارشناسی تا دکتری جهت:
✅نگارش مقاله
✅نگارش پایان نامه
✅چاپ کتاب
✅ترجمه ی متون تخصصی علوم سیاسی
✅ تبدیل پایان نامه به کتاب
🔆میتوانند با ایدی و شماره تماس اینجانب #مرضیه_محمدی
مدیر آکادمی سیاست
و آکادمی زبان تخصصی علوم سیاسی
در ارتباط باشند
👇🏼👇🏼👇🏼
🔅جهت ارتباط و مشاوره:
👇👇👇
@Avant_grade_98
09189021885
✅کانال زبان تخصصی علوم سیاسی
👇🏼👇🏼
/channel/language_political
الیتیکَل پراسِسِز
فرایندهای سیاسی
🔸 بند ۱
Politics is a process that takes place within a structure of rules and procedures.
سیاست، فرایندی است که در درون ساختاری از قواعد و رویهها رخ می دهد
🔸 بند ۲
Text:
Viewed in the broadest of terms, the political process typically consists of bargaining or coercion or some combination of the two.
اگر در معنای گسترده در نظر گرفته شود، فرایند سیاسی معمولاً شامل چانهزنی یا اجبار، یا ترکیبی از هر دوی آنهاست.
🔸 بند ۳
Text:
Bargaining is a process in which individuals and groups pursue their goals and deal with their conflict through direct negotiation or indirect forms of exchange.
چانهزنی فرایندی است که در آن افراد و گروهها اهداف خود را دنبال میکنند و از طریق مذاکرهٔ مستقیم یا شکلهای غیرمستقیمِ مبادله، با اختلافاتشان برخورد مینمایند.
🔸 بند ۴
Text:
Bargaining typically involves compromise, deal-making or other forms of give-and-take. It can also involve efforts by one party to exert pressure on other parties.
چانهزنی معمولاً شامل سازش، معاملهگری یا دیگر اشکال بدهبستان است. همچنین میتواند شامل تلاش یک طرف برای وارد کردن فشار بر طرفهای دیگر نیز باشد.
🔸 بند ۵
In most instances bargaining is a relatively peaceful process.
Phonetic:
در بیشتر موارد، چانهزنی فرایندی نسبتاً مسالمتآمیز است.
🔸 بند ۶
Text:
Coercion, by contrast, means the use of force or the threat to use it.
Phonetic:
اجبار، برعکس، به معنای استفاده از زور یا تهدید به استفاده از آن است.
🔸 بند ۷
Text:
In a coercive political process, A forces B to do something, often against B’s will.
در یک فرایند سیاسیِ اجباری، «الف» شخصِ «ب» را وادار به انجام کاری میکند، غالباً برخلاف خواستِ «ب».
Soviet-Style Communism
سوسیالیسم به سبک شوروی
تلفظ: (سووِیِت استایل کامیونیزِم)
🟩 جمله ۱
When the anti-tsarist revolution triumphed in Russia in 1917, it did so under circumstances different from those expected by Karl Marx.
وقتی انقلاب ضد تزار در روسیه در سال ۱۹۱۷ پیروز شد، این اتفاق در شرایطی متفاوت از آنچه کارل مارکس انتظار داشت، رخ داد.
🟩 جمله ۲
Marx, the German socialist theoretician, and his close coworker, Fredrik Engels, believed that the existence of advanced industrial capitalism with a large working-class majority was a precondition for any successful socialist revolution.
مارکس، نظریهپرداز سوسیالیست آلمانی، و همکار نزدیکش، فردریک انگلس، باور داشتند که وجود سرمایهداری صنعتی پیشرفته با اکثریتی از طبقهی کارگر، شرط اولیه برای هر انقلاب سوسیالیستی موفق است.
🟩 جمله ۳
Russia, however, was still an overwhelmingly agricultural society in 1917.
با این حال، روسیه در سال ۱۹۱۷ هنوز عمدتاً جامعهای کشاورزی بود.
🟩 جمله ۴
Marx had depicted the revolution as a largely spontaneous upheaval carried out by the masses; he did not portray it as an organized rebellion led by a political party.
مارکس انقلاب را بهعنوان یک خیزش عمدتاً خودجوش از سوی تودهها ترسیم کرده بود؛ او آن را شورشی سازمانیافته به رهبری یک حزب سیاسی نمیدانست.
🟩 جمله ۵
Socialism, however, came to Russia as the result of an uprising by certain groups of industrial workers and poor peasants engineered by a highly centralized political party, the Bolsheviks.
با این حال، سوسیالیسم در روسیه بهدنبال قیامی از سوی برخی گروههای کارگران صنعتی و دهقانان فقیر که توسط یک حزب سیاسی بسیار متمرکز، یعنی بلشویکها، سازماندهی شده بود، شکل گرفت.
🟩 جمله ۶
It was this party which soon came to be known as the Communist Party, and which defined the essence of the Soviet system formed in Russia.
این همان حزبی بود که بهزودی به حزب کمونیست معروف شد و اساس نظام شوروی شکلگرفته در روسیه را تعریف کرد.
تلفظ: (ایت واز دیس پارتِی ویچ سون کِیم تو بی نون اَز دِ کامیونیست پارتِی، اَند ویچ دیفایند دِ اِسِنس آو دِ سووِیِت سیستِم فورمد این راشیا)
🟩 جمله ۷
The Bolshevik party’s principal creator was Vladimir Ilyich Lenin (1870–1924).
خالق اصلی حزب بلشویک، ولادیمیر ایلیچ لنین (۱۸۷۰ تا ۱۹۲۴) بود.
🟩 جمله ۸
An avid student of Marx’s writings, Lenin placed his own stamp on the Marxist tradition by adapting its core ideas to Russia’s specific conditions.
لنینی که از پیروان پرشور آثار مارکس بود، با سازگار کردن ایدههای اصلی مارکسیسم با شرایط خاص روسیه، مهر خود را بر سنت مارکسیستی زد.
🟩 جمله ۹
Arguing that Marxism was not an inalterable dogma but a flexible body of thought capable of diverse applications, Lenin retained Marx’s opposition to capitalism and his commitment to socialist revolution but adjusted other aspects of Marx’s ideology to conform with Russian realities in the early twentieth century.
او استدلال میکرد که مارکسیسم یک عقیده تغییرناپذیر نیست بلکه مجموعهای انعطافپذیر از اندیشه است که میتواند کاربردهای گوناگون داشته باشد. لنین مخالفت مارکس با سرمایهداری و تعهد او به انقلاب سوسیالیستی را حفظ کرد، اما سایر جنبههای ایدئولوژی مارکس را برای سازگاری با واقعیتهای روسیه در اوایل قرن بیستم تعدیل نمود.
🟨 لغات تخصصی:
لغت
معنی
تلفظ فارسی
anti-tsarist
ضد تزار
اَنتی زاریست
revolution
انقلاب
رِوِلوشِن
circumstances
شرایط
سِرکَمستَنسِز
theoretician
نظریهپرداز
ثیئورِتیشن
industrial capitalism
سرمایهداری صنعتی
اینداستریِل کَپیتَلیزم
working-class
طبقه کارگر
وُرکینگ کِلاس
precondition
شرط اولیه
پریکاندیشِن
spontaneous
خودجوش
اسپانتِینیِس
upheaval
خیزش، دگرگونی
اَپهیول
rebellion
شورش
رِبِلیِن
centralized
متمرکز
سِنتِرَلایزد
Bolsheviks
بلشویکها
بولشِویکس
Communist Party
حزب کمونیست
کامیونیست پارتِی
Marxism
مارکسیسم
مارکسیزم
dogma
عقیده خشک، تغییرناپذیر
داگما
ideology
ایدئولوژی
آیدیالُوجی
conform
سازگار شدن
کُنفورم
realities
واقعیتها
رِئَلیتیز
Archangel — فرشته مقرب — آرکاِینجِل
Qur’an (Koran) — قرآن — کُران
Successor — جانشین — سَکسِسِر
Caliph — خلیفه — کِیلیف
Succession — جانشینی — سَکسِشِن
Sunni — سنی — سُنی
Shiite (Shia) — شیعه — شِیِیت / شِیا
Imam — امام — ایمام
Infallibility — عصمت (بیخطایی) — اِنفَلِبیلِتی
Majority — اکثریت — مِجُورِتی
Legitimate — مشروع — لِجِتِمِت
Companion — یار، صحابی — کِمپَنیِن
Divine — الهی — دیواین
Intervene — مداخله کردن — اِنْتِروین
Realism
|
واقعگرایی
Relations among states take place in the absence of a world government.
روابط میان دولتها در نبودِ یک دولتِ جهانی شکل میگیرد.
states: دولتها — اِستِیتس
world government: دولت جهانی — وُرلد گاوِرنمِنت
For realists, this means that the international system is anarchic.
|
از نظر واقعگرایان، این به آن معناست که نظام بینالملل آنارشیک است.
international system: نظام بینالملل — اینتِرنَشِنال سیستِم
anarchic: آنارشیک، بیمرجع — اَنارکیک
International relations are best understood by focusing on the distribution of power among states.
روابط بینالملل را بهترینطور میتوان با تمرکز بر توزیع قدرت میان دولتها درک کرد.
distribution of power: توزیع قدرت — دیستریبیوشِن آو پاوِر
Despite their formal legal equality, the uneven distribution of power means that the arena of international relations is a form of “power politics”.
با وجود برابری حقوقیِ رسمی، توزیع نابرابر قدرت باعث میشود که عرصه روابط بینالملل شکلی از «سیاست قدرت» باشد.
power politics: سیاست قدرت — پاوِر پالیـتیکس
legal equality: برابری حقوقی — لیگَل ایکوآلِتی
Power is hard to measure; its distribution among states changes over time and there is no consensus among states about how it should be distributed.
قدرت بهسختی قابل اندازهگیری است؛ توزیع آن میان دولتها در طول زمان تغییر میکند و اجماعی درباره چگونگی توزیع آن وجود ندارد.
consensus: اجماع — کِنسِنسَس
International relations is therefore a realm of necessity (states must seek power to survive in a competitive environment) and continuity over time.
بنابراین روابط بینالملل عرصه ضرورت است (دولتها باید برای بقا در محیطی رقابتی به دنبال قدرت باشند) و در طول زمان تداوم دارد.
competitive environment: محیط رقابتی — کامپِتِتیو اِنوایرِنمِنت
/channel/language_political
🔅دوستان علوم سیاسی در تمام مقاطع از کارشناسی تا دکتری جهت:
✅نگارش مقاله
✅نگارش پایان نامه
✅چاپ کتاب
✅ترجمه ی متون تخصصی علوم سیاسی
✅ تبدیل پایان نامه به کتاب
میتوانند با ایدی و شماره تماس اینجانب #مرضیه_محمدی،مدیر آکادمی سیاست و آکادمی زبان تخصصی علوم سیاسی در ارتباط باشند
👇🏼👇🏼👇🏼
🔅جهت ارتباط و مشاوره:
👇👇👇
@Avant_grade_98
09189021885
Shortcomings of Political Democracy
کاستیهای دموکراسی سیاسی
Participatory democracy and representative democracy are generally referred to as political democracy.
دموکراسی مشارکتی و دموکراسی نمایندگی معمولاً به عنوان دموکراسی سیاسی شناخته میشوند.
The basic premise about political democracy is that a government can do whatever it wishes and still remain democratic so long as its duly elected officials act in accordance with certain approved methods.
اصل اساسی در مورد دموکراسی سیاسی این است که دولت میتواند هر کاری بخواهد انجام دهد و همچنان دموکراتیک بماند، تا زمانی که مقامات منتخب آن مطابق با روشهای تأییدشده عمل کنند.
In principle, all that political democracy signifies is a method by which majorities – either of the people themselves or of their representatives – make decisions affecting government policy.
در اصل، تمام آنچه دموکراسی سیاسی نشان میدهد روشی است که اکثریت – چه خود مردم یا نمایندگان آنها – تصمیماتی را اتخاذ میکنند که بر سیاست دولت تأثیر میگذارد.
Some opponents of political democracy, however, have strongly questioned the value of this form of government.
با این حال، برخی مخالفان دموکراسی سیاسی، به شدت ارزش این نوع حکومت را زیر سؤال بردهاند.
What does it matter, these opponents have asked, if people can vote but the effect of their voting makes no real difference in the quality of their lives?
این مخالفان پرسیدهاند، چه اهمیتی دارد اگر مردم رأی دهند، اما اثر رأی دادنشان هیچ تفاوت واقعی در کیفیت زندگی آنها ایجاد نکند؟
What really matters, they say, is economic democracy – a system of government which distributes the material rewards of society so as to minimize the wide differences of income.
آنها میگویند آنچه واقعاً اهمیت دارد دموکراسی اقتصادی است – نظامی از حکومت که پاداشهای مادی جامعه را توزیع میکند تا اختلافات گسترده درآمد را کاهش دهد.
They argue that so long as a free enterprise system exists, there can be no real democracy.
آنها استدلال میکنند که تا زمانی که نظام سرمایهداری آزاد وجود دارد، دموکراسی واقعی نمیتواند وجود داشته باشد.
Political democracy, in their view, is a sham, since it does not reflect the popular will, and it only gives the ruling class an opportunity to control the political system and utilize it for their own benefit.
به نظر آنها، دموکراسی سیاسی یک فریب است، زیرا اراده عمومی را بازتاب نمیدهد و فقط به طبقه حاکم این فرصت را میدهد که نظام سیاسی را کنترل کرده و برای منافع خود از آن استفاده کند.
/channel/language_political
توجه توجه
باتوجه به مشکلات اینترنت ،در #ایتا هم در خدمت شما خواهیم بود و عزیزان می توانند در صورت داشتن هر گونه سوال ایتا پیام دهند، در سریعترین زمان ممکن پاسخگوی شما هستیم
🔅دوستان علوم سیاسی در تمام مقاطع از کارشناسی تا دکتری جهت:
✅نگارش مقاله
✅نگارش پایان نامه
✅چاپ کتاب
✅ترجمه ی متون تخصصی علوم سیاسی
✅ تبدیل پایان نامه به کتاب
🔆میتوانند با ایدی و شماره تماس اینجانب #مرضیه_محمدی
مدیر آکادمی سیاست
و آکادمی زبان تخصصی علوم سیاسی
در #ایتا و #تلگرام و #تماس در ارتباط باشند
👇🏼👇🏼👇🏼
🔅جهت ارتباط و مشاوره:
👇👇👇
@Avant_grade_98
09189021885
🔅دوستان علوم سیاسی در تمام مقاطع از کارشناسی تا دکتری جهت:
✅نگارش مقاله
✅نگارش پایان نامه
✅چاپ کتاب
✅ترجمه ی متون تخصصی علوم سیاسی
✅ تبدیل پایان نامه به کتاب
🔆میتوانند با ایدی و شماره تماس اینجانب #مرضیه_محمدی
مدیر آکادمی سیاست
و آکادمی زبان تخصصی علوم سیاسی
در ارتباط باشند
👇🏼👇🏼👇🏼
🔅جهت ارتباط و مشاوره:
👇👇👇
@Avant_grade_98
09189021885
✅کانال روش پژوهش در علوم سیاسی
👇🏼👇🏼
/channel/Policy_researcher
First, in response to the practical problem of protecting European life, liberty, and property in sometimes hostile non-European countries, the nineteenth-century standard of ‘civilization’ sought to guarantee certain basic rights, the observance of which, at least in relation to foreign nations, could be expected from ‘civilized states’.
ترجمه:
نخست، در پاسخ به مسئلهی عملیِ حفاظت از جان، آزادی و اموال اروپاییان در کشورهایی غیراروپایی که گاه خصمانه بودند، استاندارد «تمدن» در قرن نوزدهم در پی آن بود که برخی حقوق بنیادین را تضمین کند؛ حقوقی که رعایت آنها، دستکم در روابط با کشورهای خارجی، از «دولتهای متمدن» انتظار میرفت.
تلفظ کامل:
لغات تخصصی:
Protecting: حفاظت کردن | پروتِکتینگ
Liberty: آزادی | لیبِرتی
Property: اموال | پراپِرتی
Hostile: خصمانه | هاستایل
Nineteenth-century: قرن نوزدهم | ناینتینث سِنچِری
Basic rights: حقوق بنیادین | بِیسیک رایتس
Civilized states: دولتهای متمدن | سیویلیزِد اِستِیتس
Second, in response to the philosophical problem of determining which countries deserved legal recognition and legal personality under international law, the standard of ‘civilization’ provided a doctrinal rationale for limiting recognition in international law to those candidate countries that ‘recognizing states regarded as being civilized’.
ترجمه:
دوم، در پاسخ به مسئلهی فلسفیِ تعیین اینکه کدام کشورها شایستگی شناسایی حقوقی و شخصیت حقوقی در چارچوب حقوق بینالملل را دارند، استاندارد «تمدن» یک مبنای دکترینال فراهم میکرد تا شناسایی در حقوق بینالملل به کشورهایی محدود شود که از نظر دولتهای شناساییکننده «متمدن» تلقی میشدند.
لغات تخصصی:
Legal recognition: شناسایی حقوقی | لیگال رِکُگنیشِن
Legal personality: شخصیت حقوقی | لیگال پِرسِنَلِتی
Doctrinal rationale: مبنای دکترینال | داکترینَل رَشِنال
Candidate countries: کشورهای نامزد | کَندیدِت کانتریز
By 1915 at the latest, a standard of ‘civilization’ had emerged as an explicit legal principle and integral part of the generally accepted doctrines of prevailing international law.
ترجمه:
حداکثر تا سال ۱۹۱۵، استاندارد «تمدن» بهعنوان یک اصل حقوقیِ صریح و بخشی جداییناپذیر از دکترینهای بهطور کلی پذیرفتهشدهی حقوق بینالمللِ غالب پدید آمده بود.
لغات تخصصی:
Explicit legal principle: اصل حقوقی صریح | اکسپلیسِت لیگال پرینسیپِل
Integral part: بخش جداییناپذیر | اینتیگرَل پارت
Prevailing international law: حقوق بینالملل غالب | پریوِیلینگ اینترنشنال لا
The standard of ‘civilization’ included the following five requirements:
ترجمه:
استاندارد «تمدن» شامل پنج شرط یا الزام زیر بود:
تلفظ کامل:
دِ استَندِرد آو سیویلیزِیشِن اینکلودِد دِ فالووینگ فایو ریکوایِرمِنتس.
لغات تخصصی:
Requirements: الزامات / شروط | ریکوایِرمِنتس
/channel/language_political
1
English: Globalization has shifted power from states to global actors.
فارسی: جهانیشدن قدرت را از دولتها به بازیگران جهانی منتقل کرده است.
2
English: Markets and information networks now shape global authority.
فارسی: بازارها و شبکههای اطلاعاتی اکنون اقتدار جهانی را شکل میدهند.
3
English: This shift has altered the goals and structures of nation-states.
فارسی: این تحول اهداف و ساختار دولتـملتها را تغییر داده است.
4
English: Historically, governments dominated international politics.
فارسی: در گذشته، دولتها سیاست بینالملل را در انحصار خود داشتند.
5
English: States controlled domestic life and decisions of war and peace.
فارسی: دولتها زندگی داخلی و تصمیمهای جنگ و صلح را کنترل میکردند.
6
English: Globalization has weakened state authority at home.
فارسی: جهانیشدن اقتدار داخلی دولتها را تضعیف کرده است.
7
English: It has blurred states’ relationships with other global actors.
فارسی: روابط دولتها با سایر بازیگران جهانی را مبهم کرده است.
8
English: Inter-state wars are no longer the dominant form of conflict.
فارسی: جنگهای میان دولتها دیگر شکل غالب درگیری نیستند.
9
English: Internal conflicts now create humanitarian and human rights crises.
فارسی: درگیریهای داخلی موجب بحرانهای انسانی و حقوق بشری میشوند.
10
English: Old institutions struggle to manage these new types of conflict.
فارسی: نهادهای قدیمی در مدیریت این نوع جدید درگیری ناتواناند.
11
English: New global actors have entered international politics.
فارسی: بازیگران جدیدی وارد سیاست بینالملل شدهاند.
12
English: Many are private organizations and humanitarian NGOs.
فارسی: بسیاری از آنها سازمانهای خصوصی و بشردوستانه هستند.
13
English: These groups often act as surrogate governments.
فارسی: این گروهها گاهی نقش دولتهای جایگزین را ایفا میکنند.
14
English: They operate in highly political and unstable environments.
فارسی: آنها در محیطهایی بسیار سیاسی و ناپایدار فعالیت میکنند.
15
English: Cooperation involves warlords, states, and international bodies.
فارسی: همکاری آنها شامل جنگسالاران، دولتها و نهادهای بینالمللی است.
16
English: This has created a new form of global politics.
فارسی: این وضعیت نوع جدیدی از سیاست جهانی را ایجاد کرده است.
17
English: Economic and informational activities have gained importance.
فارسی: فعالیتهای اقتصادی و اطلاعاتی اهمیت بیشتری یافتهاند.
18
English: These activities increasingly escape state control.
فارسی: این فعالیتها بهطور فزاینده از کنترل دولتها خارج میشوند.
19
English: Global institutions now act beyond national borders.
فارسی: نهادهای جهانی اکنون فراتر از مرزهای ملی عمل میکنند.
20
English: Globalization has permanently transformed world politics.
فارسی: جهانیشدن سیاست جهانی را بهطور بنیادین دگرگون کرده است.
/channel/language_political
🔅دوستان علوم سیاسی در تمام مقاطع از کارشناسی تا دکتری جهت:
✅نگارش مقاله
✅نگارش پایان نامه
✅چاپ کتاب
✅ترجمه ی متون تخصصی علوم سیاسی
✅ تبدیل پایان نامه به کتاب
🔆میتوانند با ایدی و شماره تماس اینجانب #مرضیه_محمدی
مدیر آکادمی سیاست
و آکادمی زبان تخصصی علوم سیاسی
در ارتباط باشند
👇🏼👇🏼👇🏼
🔅جهت ارتباط و مشاوره:
👇👇👇
@Avant_grade_98
09189021885
✅کانال روش پژوهش در علوم سیاسی
👇🏼👇🏼
/channel/Policy_researcher
1️⃣
English Text:
We look to the past in the light of the problems of the present.
Persian Translation:
ما به گذشته در پرتوِ مشکلاتِ زمانِ حال نگاه میکنیم.
Keywords:
past, present, problems, light of
2️⃣
English Text:
Civilizations represent continuities in human thought and practices through which different human groups attempt to grapple with their present problems.
Persian Translation:
تمدنها نمایانگر تداومهایی در اندیشه و شیوههای انسانیاند که از طریق آنها گروههای مختلف انسانی میکوشند با مشکلات کنونی خود دستوپنجه نرم کنند.
Keywords:
civilizations, continuities, human thought, grapple
3️⃣
English Text:
During certain periods in history, such continuities appear to be vigorous and reaffirmed.
Persian Translation:
در دورههایی خاص از تاریخ، چنین تداومهایی پرقدرت و دوباره تأییدشده به نظر میرسند.
Keywords:
periods, history, vigorous, reaffirmed
4️⃣
English Text:
At other times, they seem to be obscured and subordinated to other dominant modes of thought and practices.
Persian Translation:
در زمانهایی دیگر، به نظر میرسد که این تداومها پنهان شده و تابعِ شیوههای مسلطِ دیگرِ اندیشه و عمل باشند.
Keywords:
obscured, subordinated, dominant modes
5️⃣
English Text:
At such times, human groups rarely talk of their civilization and such discussions appear irrelevant.
Persian Translation:
در چنین زمانهایی، گروههای انسانی بهندرت درباره تمدن خود سخن میگویند و اینگونه بحثها بیاهمیت جلوه میکند.
Keywords:
rarely, civilization, irrelevant
6️⃣
English Text:
When do civilizations become a significant object of awareness and close attention?
Persian Translation:
تمدنها در چه زمانی به موضوعی مهم برای آگاهی و توجهِ دقیق تبدیل میشوند؟
English Text:
For three decades or more, knowledge about world affairs was constructed predominantly with reference to what we called the ‘cold war’.
Persian Translation:
برای سه دهه یا بیشتر، دانش مربوط به امور جهانی عمدتاً با ارجاع به چیزی که آن را «جنگ سرد» مینامیدیم شکل گرفته بود.
English Text:
Its pre-eminent form in international relations theory was neo-realism, a form of knowledge applicable to solving problems connected with the rivalry of the two ‘superpowers’ of the time.
Persian Translation:
شکل مسلط آن در نظریهی روابط بینالملل، نئورئالیسم بود؛ نوعی دانش که برای حل مسائل مرتبط با رقابتِ دو «ابرقدرت» آن زمان بهکار میرفت.
/channel/language_political
Federal and Unitary Systems
فِدِرال اَند یُونیتَری سیستِمز
نظامهای فدرال و واحد
جمله ۱:
Of the eight largest countries of the world, seven — Argentina, Australia, Brazil, Canada, India, Russia, and the United States of America — are organized on a federal basis.
از میان هشت کشور بزرگ جهان، هفت کشور — آرژانتین، استرالیا، برزیل، کانادا، هند، روسیه و ایالات متحدهٔ آمریکا — بر پایهٔ نظام فدرال سازماندهی شدهاند.
جمله ۲:
Other federal countries are found on every continent and include Austria, Malaysia, Mexico, Nigeria, Switzerland, Tanzania, Venezuela, and the Federal Republic of Germany.
دیگر کشورهای فدرال در هر قاره یافت میشوند و شامل اتریش، مالزی، مکزیک، نیجریه، سوئیس، تانزانیا، ونزوئلا و جمهوری فدرال آلمان هستند
جمله ۳:
Thus more than half the land mass of the world is ruled by governments which have the federal system.
بنابراین بیش از نیمی از خشکیهای جهان توسط حکومتهایی اداره میشوند که دارای نظام فدرال هستند.
جمله ۴:
As a concept, the term ‘federalism’ has attained far and wide respectability.
بهعنوان یک مفهوم، واژهٔ «فدرالیسم» اعتبار گسترده و فراگیر یافته است.
جمله ۵:
Like the concept of democracy, federalism is also difficult to define.
مانند مفهوم دموکراسی، فدرالیسم نیز تعریف دقیقی ندارد و دشوار است.
جمله ۶:
It is derived from the Latin word foedus, which means ‘contract’ or ‘alliance.’
جمله ۷:
Throughout past centuries, however, federal has been used as a synonym for such words as national, league, or decentralized.
در طول قرون گذشته، با این حال، واژهٔ «فدرال» بهعنوان مترادف واژههایی چون «ملی»، «اتحاد»، یا «غیرمتمرکز» بهکار رفته است.
جمله ۸:
Even in The Federalist, a collection of essays by three supporters of the ratification of the American Constitution — John Jay, James Madison, and Alexander Hamilton — the term is used in different connotations.
حتی در کتاب فدرالیست، مجموعهای از مقالات نوشتهشده توسط سه تن از حامیان تصویب قانون اساسی آمریکا — جان جی، جیمز مدیسون و الکساندر همیلتن — این واژه در معانی گوناگون بهکار رفته است.
جمله ۹:
One useful and standard definition of federalism, however, is a political system organized on a territorial basis in which sovereignty is divided between two units — a central government and regional governments — and in which an individual is a citizen of both.
با این حال، یکی از تعاریف مفید و استانداردِ «فدرالیسم» این است که نظامی سیاسی بر پایهٔ قلمرو سازمانیافته است، که در آن حاکمیت میان دو واحد تقسیم میشود — دولت مرکزی و دولتهای منطقهای — و در آن، فردی شهروند هر دو محسوب میشود.
✅کانال آموزش زبان تخصصی علوم سیاسی
👇👇👇
/channel/language_political
☘️🧿☘️ حرفهایهای مطالعات بینالمللی
🌗 شناخت دقیق پاکستان؛ اندیشکده اقبال
@andishkadehiqbal
🌓 مطالعات راهبردی شرق
@iran_sharghi
🌎 اندیشکده تهران
@InstituteTehran
🌎 درسگفتار علوم سیاسی و روابط بینالملل
@ecopolitist
🌎 کانال سیاسیون ایران
@Iranianpoliticianss
🌎 اندیشکدهها درباره ایران چه میگویند؟
@Rasadkhone_in
🌎 کانال روش پژوهش در علوم سیاسی
@Policy_researcher
🌎 اندیشکده مطالعات حاکمیت و روابط بینالملل
@GovernanceStudies
🌎 همه چیز درباره چین 🇨🇳
@chinese10
🌎 پایش سیاسی ایران
@ir_REVIEW
🌎 کانال مطالعات سوریه
@hdrhbb1
🌎 آکادمی تخصصی جهان بینالملل
@InternationalAcademic
🌎 چین و ماچین 🇨🇳🇨🇳🇨🇳
@china_Reivew
🌎 اقتصاد آفریقا
@EcoAfrican
🌎 اندیشکده حقوق و روابط بینالملل
@ir_silr
🌎 دیپلماسی و سیاست خارجی
@Iranian_diplomacy
🌎 ترجمه ی متون تخصصی علوم سیاسی
@Politicianns
🌎 فرهنگ و هنر جهان🌱🎬
@sarhaddat
🌎 آموزش زبان چینی (موسسه در مسیر ابریشم)🇨🇳
@Learningchinesesrpllic
🌎 اخبار و تحلیل مسائل خاورمیانهوشمالآفریقا
@mena_news_analysis
🌎 هسته مطالعات حقوق چین🇨🇳
@iranchinalaw
🌎 آکادمی سیاست
@Politicalsciennce
🌎 پژوهشکده علوم سیاسی
@Policyresearcherr
🌎 تحلیل مسائل سیاسی خاورمیانه
@paygah_ejtemayi
🌎 کانال علوم سیاسی
@politicalsciencce
🌎 بانک مقالات علوم سیاسی
@maghalatolomsiasii
🌎 مرکز مطالعات عراق
@instituteofiraqistudies
🌎 روسکیی چاس
@RusskiyChas
🌎 لوموند دیپلماتیک Le Monde diplomatique
@mondediplofa
🌎 اوراسیا پست، اخبار و تحلیل - چین و روسیه CIS
@EurasiaPost
🌎 روش پژوهش در حقوق
@researcheerr
🌎 چین شناسی 🇨🇳
@Chinshenasi_ir
🌎 راوی عربستان
@KSA_Narrator
🌎 ژئواکونومیک نیوز
@GeoecoNEWS
🌎 اقتصاد سیاسی بینالملل🏅
@Inter_Politics
🌎 کتابخانه تخصصی روابط بینالملل
@ir_Texts
🌎 آموزش زبان تخصصی رشته علوم سیاسی
@language_political
🌎 موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس)
@iras_institute
🌎 کنکور ارشد و دکتری علوم سیاسی
@politicsman
🌗 مطالعات حقوق بشر
@ngoodvv
🌿🧿☘️ هماهنگی برای تبادل
@mrgp_1
Federal and Unitary Systems
فِدِرال اَند یُونیتَری سیستِمز
نظامهای فدرال و واحد
جمله ۱:
Of the eight largest countries of the world, seven — Argentina, Australia, Brazil, Canada, India, Russia, and the United States of America — are organized on a federal basis.
از میان هشت کشور بزرگ جهان، هفت کشور — آرژانتین، استرالیا، برزیل، کانادا، هند، روسیه و ایالات متحدهٔ آمریکا — بر پایهٔ نظام فدرال سازماندهی شدهاند.
جمله ۲:
Other federal countries are found on every continent and include Austria, Malaysia, Mexico, Nigeria, Switzerland, Tanzania, Venezuela, and the Federal Republic of Germany.
دیگر کشورهای فدرال در هر قاره یافت میشوند و شامل اتریش، مالزی، مکزیک، نیجریه، سوئیس، تانزانیا، ونزوئلا و جمهوری فدرال آلمان هستند
جمله ۳:
Thus more than half the land mass of the world is ruled by governments which have the federal system.
بنابراین بیش از نیمی از خشکیهای جهان توسط حکومتهایی اداره میشوند که دارای نظام فدرال هستند.
جمله ۴:
As a concept, the term ‘federalism’ has attained far and wide respectability.
بهعنوان یک مفهوم، واژهٔ «فدرالیسم» اعتبار گسترده و فراگیر یافته است.
جمله ۵:
Like the concept of democracy, federalism is also difficult to define.
مانند مفهوم دموکراسی، فدرالیسم نیز تعریف دقیقی ندارد و دشوار است.
جمله ۶:
It is derived from the Latin word foedus, which means ‘contract’ or ‘alliance.’
جمله ۷:
Throughout past centuries, however, federal has been used as a synonym for such words as national, league, or decentralized.
در طول قرون گذشته، با این حال، واژهٔ «فدرال» بهعنوان مترادف واژههایی چون «ملی»، «اتحاد»، یا «غیرمتمرکز» بهکار رفته است.
جمله ۸:
Even in The Federalist, a collection of essays by three supporters of the ratification of the American Constitution — John Jay, James Madison, and Alexander Hamilton — the term is used in different connotations.
حتی در کتاب فدرالیست، مجموعهای از مقالات نوشتهشده توسط سه تن از حامیان تصویب قانون اساسی آمریکا — جان جی، جیمز مدیسون و الکساندر همیلتن — این واژه در معانی گوناگون بهکار رفته است.
جمله ۹:
One useful and standard definition of federalism, however, is a political system organized on a territorial basis in which sovereignty is divided between two units — a central government and regional governments — and in which an individual is a citizen of both.
با این حال، یکی از تعاریف مفید و استانداردِ «فدرالیسم» این است که نظامی سیاسی بر پایهٔ قلمرو سازمانیافته است، که در آن حاکمیت میان دو واحد تقسیم میشود — دولت مرکزی و دولتهای منطقهای — و در آن، فردی شهروند هر دو محسوب میشود.
🔅دوستان علوم سیاسی در تمام مقاطع از کارشناسی تا دکتری جهت:
✅نگارش مقاله
✅نگارش پایان نامه
✅چاپ کتاب
✅ترجمه ی متون تخصصی علوم سیاسی
✅ تبدیل پایان نامه به کتاب
میتوانند با ایدی و شماره تماس اینجانب #مرضیه_محمدی،مدیر آکادمی سیاست و آکادمی زبان تخصصی علوم سیاسی در ارتباط باشند
👇🏼👇🏼👇🏼
🔅جهت ارتباط و مشاوره:
👇👇👇
@Avant_grade_98
09189021885
Fascism — فاشیسم — فَشیزِم
Authoritarian — اقتدارگرا — آثُوریتِریَن
Democracy — دموکراسی — دیمُکراسی
Constituency — پایگاه رأی / حوزه انتخاباتی — کانستیتوِنسی
Charismatic Orator — سخنران کاریزماتیک — کَریزمَتِک اُرِیتُر
Galvanize — برانگیختن / تحریک کردن — گَلونایز
Mass Mobilization — بسیج تودهای — مَس مُبیلِزِیشِن
Propaganda — تبلیغات سیاسی — پِراپَگَندا
Conquest of Power — تسخیر قدرت — کانکْوِست آو پاوِر
Population Mobilization — بسیج جمعیت — پاپیولِیشِن مُبیلِزِیشِن
Vengeance — انتقام — وِنجِنس
Prejudice — تعصب — پِرِجودِس
Concentration Camp — اردوگاه کار اجباری / مرگ — کانسِنترِیشِن کَمپ
Torture Chamber — اتاق شکنجه — تورتِر چِیمبِر
Resonance — پژواک، طنین — رِزُنِنس
Economic Welfare — رفاه اقتصادی — ایکانامِک وِلفِر
Violence — خشونت — وایُلِنس
Opposition — مخالفان — آپُزیشِن
Religion as Political Ideology
(ریلیجِن اَز پالتیکل آیدیا لُجی)
دین بهعنوان ایدئولوژی سیاسی
Throughout history, religions have often articulated explicit political messages.
در طول تاریخ، ادیان اغلب پیامهای سیاسی آشکاری بیان کردهاند.
The Roman Catholic Church was a dominant political force in medieval Europe, conferring divine legitimacy on kings and emperors through papal anointment.
کلیسای کاتولیک رُمی نیروی سیاسی برتری در اروپای قرون وسطی بود که از طریق تقدیس پاپی، مشروعیت الهی به پادشاهان و امپراتوران میداد.
Protestantism, a new branch of Christianity, developed later, challenged the papacy’s exclusive right to legitimize Christian political authorities.
پروتستانتیسم، شاخهای جدید از مسیحیت که بعداً پدید آمد، حق انحصاری پاپ برای مشروعیتبخشی به مقامات سیاسی مسیحی را به چالش کشید.