iranian_diplomacy | Unsorted

Telegram-канал iranian_diplomacy - دیپلماسی و سیاست خارجی

571

Subscribe to a channel

دیپلماسی و سیاست خارجی

🔵🔴 چهار سناریو برای آینده ایران در صورت جنگ احتمالی ترامپ

🔹در شرایطی که نشانه‌هایی از افزایش آمادگی نظامی ایالات متحده در خاورمیانه دیده می‌شود، یک تحلیل جدید هشدار می‌دهد هرگونه اقدام نظامی گسترده از سوی دولت احتمالی دونالد ترامپ علیه ایران می‌تواند پیامدهایی عمیق و بلندمدت برای ایران و منطقه به همراه داشته باشد.

🔹#مارک_لینچ، استاد دانشگاه جورج واشنگتن، در تحلیلی تازه چهار سناریوی محتمل برای آینده ایران در صورت آغاز جنگی فراگیر از سوی آمریکا را بررسی کرده است. به گفته او، تحرکات اخیر واشنگتن، از جمله اعزام ناوهای هواپیمابر به خلیج فارس و نمایش عمومی جدول زمانی عملیاتی موسوم به «چکش نیمه‌شب» در پنتاگون در ژوئن ۲۰۲۵، نشان می‌دهد تمرکز اصلی آمریکا بر حملات هوایی و ضربات محدود اما شدید خواهد بود، نه اشغال زمینی.

🔹بر اساس این تحلیل، برخلاف جنگ عراق در سال ۲۰۰۳، نشانه‌ای از برنامه‌ریزی برای اعزام گسترده نیروهای اشغالگر به ایران دیده نمی‌شود. ترامپ نیز پیش‌تر اشغال عراق را «اشتباهی بزرگ و فاجعه‌بار» توصیف کرده بود. به باور لینچ، تجربه‌هایی مانند ترور قاسم سلیمانی در سال ۲۰۲۰ نشان می‌دهد الگوی رفتاری ترامپ مبتنی بر وارد کردن ضربه‌ای سنگین، هدف قرار دادن چهره‌های کلیدی و پرهیز از ورود به مرحله مدیریت پیامدهای پس از درگیری است.

🔹شکل‌گیری یک جمهوری دموکراتیک: اگرچه ممکن است بخشی از جامعه ایران چنین آینده‌ای را مطلوب بداند، لینچ این گزینه را کم‌احتمال‌ترین سناریو ارزیابی می‌کند. به گفته او، حملات هوایی به‌تنهایی می‌تواند به ایجاد خلأ قدرت، تخریب زیرساخت‌ها و تشدید تحریم‌ها منجر شود، بدون آنکه حمایت خارجی مؤثری برای بازسازی سیاسی و نهادی کشور فراهم شود.

🔹بازگشت رضا پهلوی: سناریوی دوم به بازگشت رضا پهلوی به قدرت اشاره دارد؛ گزینه‌ای که به گفته تحلیلگر با موانع جدی روبه‌روست. تحقق چنین وضعیتی مستلزم حمایت و حفاظت نظامی خارجی خواهد بود؛ حمایتی که به نظر می‌رسد آمریکا و متحدانش تمایل محدودی برای تأمین آن دارند. افزون بر این، میزان پایگاه اجتماعی این گزینه در داخل ایران نیز محل تردید ارزیابی شده است.

🔹فروپاشی دولت و بروز جنگ داخلی: در این سناریو، تضعیف ساختار حکومتی می‌تواند به درگیری‌های داخلی و شکل‌گیری مراکز قدرت رقیب منجر شود. لینچ هشدار می‌دهد چنین وضعیتی نه‌تنها ایران، بلکه کل منطقه را بی‌ثبات خواهد کرد؛ از احتمال سرایت ناامنی به کشورهای همسایه مانند عراق و سوریه گرفته تا اختلال در مسیرهای انتقال نفت در خلیج فارس، افزایش موج پناهجویان و ظهور گروه‌های مسلح غیردولتی.

🔹 قدرت‌گیری سپاه پاسداران انقلاب اسلامی: به باور لینچ، این محتمل‌ترین سناریو است. سپاه پاسداران به‌عنوان منسجم‌ترین و مجهزترین نیروی سازمان‌یافته در کشور، بیشترین ظرفیت را برای پر کردن خلأ قدرت دارد. در این وضعیت، ممکن است نوعی حکومت نظامی–ملی‌گرا شکل گیرد که با اتکا به انسجام امنیتی و بهره‌گیری از فضای ملی‌گرایانه ناشی از حملات خارجی، کنترل داخلی را تشدید کند؛ هرچند همچنان با تحریم‌های بین‌المللی مواجه خواهد بود.

🔹در بخش پایانی این تحلیل آمده است که حتی یک کارزار بمباران گسترده نیز، بر اساس برآوردهای پیشین نهادهای اطلاعاتی، احتمالاً برنامه هسته‌ای ایران را تنها برای چند سال به عقب خواهد انداخت، نه اینکه آن را به‌طور کامل متوقف کند. از این منظر، اقدام نظامی ممکن است به‌جای حل ریشه‌ای تنش‌های چند دهه‌ای، صرفاً آن‌ها را وارد مرحله‌ای تازه کند.

🔹جمع‌بندی این تحلیل آن است که هرچند ممکن است هدف اعلامی چنین حمله‌ای «تغییر رژیم» باشد، اما تجربه‌های تاریخی نشان می‌دهد برکناری یک حکومت الزاماً به معنای پایان بی‌ثباتی نیست. به باور لینچ، حتی در صورت اعلام «پیروزی»، خاورمیانه ممکن است سال‌ها با پیامدهای سیاسی، امنیتی و اقتصادی این درگیری احتمالی روبه‌رو باشد.

Читать полностью…

دیپلماسی و سیاست خارجی

🔺مه خوش‌بینی در شب مذاکرات!

دور دوم مذاکرات میان دو طرف ایرانی و آمریکایی در ژنو پایان یافت و فعلا در سکوت خبری طرف آمریکایی، در سخنان وزیر خارجه ایران پس از پایان مذاکرات نوعی «خوش‌بینی توام با احتیاط» مشهود بود.

کلید واژه‌های اظهارات عراقچی که نوعی خوشبینی را درباره این دور مذاکرات تزریق می‌کند: «بحث‌های کاملا جدی»، «فضای سازنده‌تری»، «طرح جدی ایده‌های مختلف»، «موافقت کلی با یکسری اصول راهنما»، «حرکت بر اساس آن اصول برای ورود به یک توافق احتمالی»، «پیشرفت خوب»، «مسیر روشن ومثبت»

اما کلیدواژه‌هایی که به نوعی ترمز «خوشبینی» پیشگفته را می‌کشد و به «امری محتاطانه» تبدیل می‌کند: «این بدان معنا نیست که به سرعت می‌توانیم به توافق برسیم»، «وقتی به تدوین متن می‌رسد کار یک مقدار مشکل‌تر و ریزتر می‌شود»، «زمان مشخصی (برای دور بعدی) تعیین نشد»، «هنوز دو طرف مواضعی دارند که نزدیک شدن به همدیگر کار می‌برد».

اما در این میان، وزیر خارجه عمان به عنوان طرف میانجیگر هم طی پستی در شبکه "اکس" از «پیشرفت خوب در زمینه تعیین اهداف مشترک ومسائل فنی مرتبط» خبر داد و گفت که فضای مذاکرات «سازنده» بوده است. وی در عین حال بیان داشت که دو طرف به کار زیادی نیاز دارند.

آنگونه که پیداست طرف ایرانی امروز با پیشنهادات و «ایده‌های جذاب‌تر» از دور قبل برای طرف آمریکایی به پای میز مذاکرات رفته که خمیرمایه آن همچنان ذهنیت اقتصادی ترامپ را هدف قرار داده است و ظاهرا ابعادی فرااقتصادی هم دارد. گویا «ایده‌هایی» نیز برای رفع نگرانی‌های امنیتی طرف مقابل مورد مناقشه قرار گرفته است.

در یادداشت قبلی هم گفته شد که محور مناقشه اکنون «امنیتی» است و نه «اقتصادی»، اما اقتصاد نقش یک پیشران و محرک را دارد. در این صورت باید دید که مجموعه ایده‌های مطرح در حوزه‌های هسته‌ای، موشکی و منطقه‌ای به حدی از توازن می‌توانند برسند که از یک سو مستقیما از خطوط قرمز ایران عبور نکند و از دیگر سو نزد ترامپ مقبولیت پیدا کند؟ به بیان دیگر، چگونه می‌توان میان دو منطق نقیض تهران و واشنگن در حوزه‌های غیر هسته‌ای پلی ایجاد کرد؟ آیا چنین جمع و پیوندی اساسا ممکن و عملی است؟

فعلا باید منتظر اظهارنظر دونالد ترامپ ماند و باید دید تا چه اندازه‌ ابراز خوشبینی می‌کند. البته واقعیت هم این است که زیاد نمی‌توان روی سخنان ترامپ حساب کرد که اگر مبنا بود خیلی وقت پیش می‌بایست توافق حاصل می‌شد وقتی تا شروع جنگ 12 روزه هم از قریب‌الوقوع بودن توافق سخن گفت اما اتفاق دیگری افتاد.

در کل در حال حاضر در این وضعیت پرابهام با احتیاط «بسیار زیاد» می‌توان گفت که «اندکی» شانس دیپلماسی بیشتر و فضای شکننده مذاکرات تا حدودی و نه زیاد «مثبت» شده است. اما این افزایش شانس دیپلماسی در سطحی نیست که حداقل تا این لحظه بر گزینه جنگ و درگیری بچربد. از این رو، فکر نمی‌کنم دستکم تا این لحظه توافق چندان هم در دسترس باشد.

البته اگر از جزئیات «ایده‌های مطرح شده» موثق‌تر اطلاع حاصل شود بهتر می‌توان قضاوت کرد. فعلا نگارنده چیزهایی شنیده است، اما قبل از حصول قسمی اطمینان از صحت و سقم آن‌ها، نمی‌تواند مبنای تحلیل و پیش‌‍‌بینی قرار گیرد.
#صابر_گل_عنبری
/channel/+ZdIDreVjhmo0NmE0

Читать полностью…

دیپلماسی و سیاست خارجی

📝📝نتانیاهو این بار در واشنگتن به دنبال چیست؟

🔰#تحلیل_کوتاه

♈️امروز سه‌شنبه، ۲۱ بهمن ماه، بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل برای دیدار با دونالد ترامپ، رئیس ‏جمهور ایالات متحده، عازم واشنگتن شد. این هفتمین دیدار نتانیاهو و ترامپ در دومین دوره ریاست جمهوری ‏ترامپ است؛ دیداری که به طور ویژه بر مذاکرات میان ایران و آمریکا متمرکز خواهد بود.‏

🔰آیا قرار است اقدامی شود؟

♈️در تاریخ ۲۶ و ۲۷ سپتامبر ۲۰۲۴، نتانیاهو برای شرکت در اجلاس سالانه سازمان ملل متحد به نیویورک سفر ‏کرد و پس از اتمام سخنرانی نتانیاهو در سازمان ملل، با حمله رژیم صهیونیستی به منطقه ضاحیه بیروت، سید ‏حسن نصرالله، به شهادت رسید. ارزیابی‌ها حاکی از این است که نتانیاهو در آن سفر مجوز ترور سید حسن ‏نصرالله را از آمریکا گرفته و دستور را به افسران ارتش رژیم صهیونیستی ابلاغ کرده است.‏

♈️در دیدار دیگری نیز، در تاریخ ۲۸ دسامبر تا ۱ ژانویه سال جاری، همزمان با آغاز اعتراضات در ایران نتانیاهو، به ‏اقامتگاه شخصی ترامپ در مارالاگو سفر کرده و در این دیدار در خصوص مسائل خاورمیانه و موضوعات ‏پیرامون ایران تبادل نظر شد. یک هفته پس از این دیدار،‌ وقایع تلخ ایران در ۱۸ و ۱۹ دی به وقوع پیوست. با ‏توجه به ادعاهای مقامات ایالات متحده و اسرائیل در خصوص حمایت و پشتیبانی  از عناصر آشوب‌طلب، ارتباط ‏تشدید وقایع داخلی ایران با دیدار مقامات ایالات متحده و رژیم صهیونیستی دور از ذهن نیست. این رویه چنین ‏گمانی را ایجاد می‌کنند که ممکن است باز اقدامی علیه ایران قرار است صورت بگیرد.

🔰کنار آمدن با اصل مذاکرات و توافق

♈️نتانیاهو پیش از سفر اخیر خود به واشنگتن اعلام کرد:«من ایده خود را در مورد اصول مذاکرات به رئیس‌جمهور ‏ترامپ ارائه خواهم داد.». بر اساس این اظهار نظر، به نظر می‌رسد نتانیاهو اصل توافق با ایران را پذیرفته و تنها ‏خواهان گنجانده شدن خواسته‌های اسرائیل در این توافق خواهد بود. براین اساس، به نظر می‌رسد یکی از اهداف ‏اصلی نتانیاهو در سفر به واشنگتن، در جریان قرار گرفتن از جزئیات مذاکرات میان ایران و ایالات متحده و طرح ‏خواسته‌های خود از توافق باشد.

🔰تخریب مذاکرات

♈️اما احتمال دیگری که مطرح می‌شود این است که نتانیاهو با سفر به ایالات متحده نقشی مخرب در مذاکرات ایفا ‏کرده، ترامپ را از انعقاد هرگونه توافق با ایران برحذر داشته و او را ترغیب به حمله نظامی به ایران کند. یک ‏نگرانی جدی در رژیم صهیونیستی این است که در صورت عدم حمله به ایران در روزها و هفته‌های آتی و در ‏صورت طولانی شدن مذاکرات و حتی حصول توافقی موقت چندساله میان ایران و آمریکا در حوزه هسته‌ای، ‏ایران توان نظامی خود را به کلی ارتقا بخشیده و فرصت طلایی حمله به ایران از دست برود.‏

🔰نقش پلیس بد و اهرم فشار

♈️به نظر می‌رسد برآورد مقامات ایالات متحده این است که ایران به هیچ وجه مذاکره بر سر مسائل فراتر از موضوع ‏هسته‌ای را نپذیرفته و بر همین اساس، تن دادن به خواست نتانیاهو و ورود به مسائل غیرهسته‌ای، با شکست قاطع ‏در مذاکرات همراه خواهد شد. از این رو به نظر می‌رسد نتانیاهو در این سناریو محدودیت‌های ترامپ را درک ‏کرده و برای دستیابی به یک توافق حداقلی با ایران، نقش پلیس بد را بازی کند و با طرح خواسته های ‏حداکثری، ایران را ترغیب به دادن امتیازات قابل‌توجه در زمینه هسته‌ای کند و پذیرش درخواست‌های آمریکا را ‏بهتر از رد آن قلمداد کند.  نتانیاهو همچنین با اعلام این که تمام تلاش خود را کرده تا ترامپ را قانع به توافقی ‏حداکثری با ایران کند، انتقادهای مخالفان داخلی را نیز پاسخ خواهد داد.‏

🔰عملیات فریب


♈️سناریوی دیگر این است که ایالات متحده با مشغول کردن ایران به بحث مذاکرات، به دنبال تکمیل تجهیزات ‏نظامی خود در منطقه و حمله به ایران خواهد بود. مقامات ایالات متحده همزمان با اعزام هیئت دیپلماتیک به ‏عمان و پیشبرد روند مذاکرات با ایران، در حال ارسال گسترده نیرو و تجهیزات نظامی به منطقه‌اند. ممکن است ‏ترامپ از اهرم مذاکرات صرفاَ برای توجیه تاخیر در عمل به تهدیدات اخیر تا تکمیل استقرار نیروهای خود در ‏منطقه و همچنین مشروعیت‌بخشی به حمله احتمالی استفاده کند. در این سناریو، هدف مقامات ایالات متحده و ‏رژیم صهیونیستی از دیدار با یکدیگر، بیش از بحث در خصوص مذاکرات، هماهنگی بیشتر جهت حمله مشترک ‏به ایران خواهد بود.‏

♈️گرچه با توجه‌به تجربه جنگ ۱۲ روزه و سطح آماده باش کنونی بعید است بار دیگر ایران غافلگیر شود اما ایران باید برای وقوع هر سناریویی آماده باشد.‏/اندیشکده تهران

Читать полностью…

دیپلماسی و سیاست خارجی

🌎 رمزگشایی از توئیت لاریجانی

صلاح‌الدین خدیو


🌿 درحالی که ایران و آمریکا بر لبەی جنگ قرار گرفتەاند، یک توئیت مبهم علی لاریجانی که تلویحا از پیشرفت مذاکرات خبر داده، ناظران را به تامل فرو برده است.
خبر دبیر شورای عالی امنیت ملی به نوعی تایید  سخنان آشفته و بعضا بی سر و ته ترامپ در این زمینه است کە ضمن چاشنی تهدید از آمادگی ایران برای مذاکره می گوید: ایران می خواهد گفتگو کند، خواهیم دید چه خواهد شد!

🌿 ضد و نقیض گویی های ترامپ بخشی از راهبرد فریب و ارعاب و سردرگم سازی رقیب است. وی در جریان جنگ تابستان هم از این راهکار نهایت بهره را برد.

🌿 اکنون پرسش این است که لاریجانی هم هدفی مشابه را دنبال می کند، یا اینکه واسطه گری های اخیر ترکیه و قطر و عمان واقعا منجر به گشودن فضای دیپلماتیک شده است.
آیا ایران که با دستور کار سخت گیرانه و نامطلوب ترامپ روبروست، از خود نرمش نشان داده؟
اگر اینطور است در چه زمینەای کوتاه آمده است؟
شاید ایران با انتقال ذخایر اورانیوم به دولت ثالث موافقت کرده و با طرح مجدد بحث کنسرسیوم، فضایی مذاکراتی برای پایان غنی سازی در ایران گشوده است.

♈️اگر اینطور باشد احتمالا انتظار دارد، میانجی ها، ترامپ را برای حذف بحث موشکی از دستور کار کذایی مذکور تحت فشار بگذارند.
اگر اسرائیل که مانند بختک روی روند سیاسی سوار شده آن را نپذیرد چه؟ یا چه تضمینی برای دیپلماسی وجود دارد که متکی بر قایق های توپدار است؟

♈️به ظن قوی ایران با احتساب شخصیت خودشیفتەی ترامپ، بر آنست که به وی اجازه دهد با یک نمایش پیروزی و ژست همیشگی صلح آوری، صحنە را ترک و خود از شر جنگ خلاص شود.

♈️اما اگر مذاکرات با وجود عقب نشینی های فوق به نتیجه نرسد، چه می شود؟
در این صورت توئیت لاریجانی معنایی دیگر می یابد.
احتمالا ایران در صدد مقابله با جنگ روانی ترامپ و بردن شبح جنگ از سر اقتصاد بیمار خود است. همچنین ممکن است که روی غریزەی محافظه کاری ترامپ حساب کرده و روی پشیمان شدن وی در دقیقەی نود از صدور فرمان حمله شرط بسته باشد.
این فرضیه می تواند یک تبصرەی مکمل هم داشته باشد: در بدبینانه ترین حالت، ایران خود را برای یک حملەی محدود و کوتاه مدت - بنا به غریزه و روان شناسی ترامپ - آماده کرده که مانند جنگ 12 روزه با اتکا بر توانایی های موشکی و پهپادی از آن جان سالم بدر می برد.

🌿 یحتمل از دید مقامات ایرانی، ریسک جنگی محدود از مذاکرەای نابرابر ذیل تهدید قایق های توپدار کمتر است.
نکتەی اشتباه و اغفال کنندەی این فرضیه، می تواند مواجهه با یک جنگ گسترده و بزرگ مقیاس و آزاد شدن زنجیرەای واکنش ها باشد.
امری که تهران کم ترین احتمال را برای آن در نظر گرفته و روی الگوی رفتاری ترامپ در این زمینه حساب کرده و میزان ریسک پذیری نسبتا پایین او را حاشیەای امن برای خود تلقی کرده است.

🌿 روشن است که محاسبات طرفین در این باره مبتنی بر حدس و گمان و عدم قطعیت است و هر متغیر پیش بینی نشده می تواند صحنه را دگرگون کند.



/channel/Iranian_diplomacy

Читать полностью…

دیپلماسی و سیاست خارجی

🔺فراخوان ترامپ!

دونالد ترامپ در واکنش به اعتراضات ایران تهدید کرده است که اگر حکومت به معترضان شلیک کند و آنها را بکشد، آمریکا نیز «به نجات آنها خواهد آمد». ترامپ سپس می‌گوید «ما آماده‌ایم».

این که ادعای ترامپ درباره «نجات» معترضان و حمایتش از آن‌ها چقدر با اندیشه و رفتار و کارنامه او سازگاری دارد یا نه بماند، اما این اظهاراتش پس از گذشت حدود یک هفته از اعتراضات داخلی در ایران در واقع «فراخوانی» برای گسترش آن است.

به نظر می‌رسد که هم آمریکا هم اسرائیل معتقد هستند که بخش بزرگی از ناراضیان از بیم برخوردهای امنیتی به خیابان نمی‌آیند، از این رو، ترامپ با تهدید به دخالت تلاش کرده است هم بر محاسبات حکومت ایران تاثیر بگذارد و هم قشر ناراضی خاموش را به خیابان‌ها بکشاند.

این سخنان ترامپ ممکن است تاثیری ناهمگون بر جای بگذارد؛ این که مشوق برخی شود و احساس حمایت کنند و یا در کنار مواضع اسرائیل برخی دیگر را متردد و منصرف کند، اما جدا از تلاش او برای کشاندن جمعیت بیشتری به خیابان‌ها روی مهم‌تر این اظهارات مقدمه‌سازی برای مداخله نظامی دیگر در ایران این بار نه از رهگذر بمباران تاسیسات هسته‌ای و نظامی بلکه از کانال حمایت از معترضان است.

اما این مداخله هم مستلزم به خشونت کشیده شدن اعتراضات و وقوع درگیری‌های خشن است و از این منظر در اصل می‌توان فراخوان ترامپ را دعوتی به «کشتار و درگیری» توصیف کرد که پس از آن در قامت «نجاتگر» معترضان دستور دخالت نظامی را صادر کند.

در وهله اول به نظر می‌رسد که اظهارات ترامپ منعکس کننده همراهی او با طرح نتانیاهو برای تغییر رژیم در ایران است که در نتیجه انفجار داخلی رخ دهد، اما این بدان معناست نیست که گزینه جنگ کنار گذاشته شده است، بلکه در عین حال هم آمریکا با این نوع مداخله‌ها به دنبال زمینه‌سازی برای جنگی دیگر البته به شکلی متفاوت از ژوئن گذشته است. در جنگ 12 روزه، بهانه جنگ رفع تهدید هسته‌ای از طریق حمله به تاسیسات هسته‌ای برای نابودی برنامه هسته‌ای ایران بود؛ اما بعید نیست که هم آمریکای ترامپ هم اسرائیل به این باور رسیده‌ باشند که نه برنامه هسته‌ای و نه برنامه موشکی ایران با جنگ از بین نمی‌رود و تنها راه را در «چنج رژیم» ببینند.

اما در عین حال هم گویا به این جمع‌بندی رسیده‌اند که این مهم نیز صرفا با اعتراضاتی در این سطح هم حاصل نمی‌شود، بلکه نیازمند راهکاری تلفیقی است؛ یعنی گسترش اعتراضات در داخل و بسترسازی برای مداخله نظامی خارجی که البته به جنگ گسترده پرهزینه در منطقه ختم نشود.

این بسترسازی نیز احتمالا برای توجیه مداخله‌ای است که این بار شخصیت‌ها و دستگاه‌های سیاسی، امنیتی و حکومتی و نه صرفا نظامی و هسته‌ای را هدف قرار دهد.

حالا ممکن است که برخی گمان کنند مساله «چنج رژیم» با این نوع حمایت آمریکا و اسرائیل به سادگی رخ می‌دهد و سریعا وضعیت مطلوبی شکل خواهد گرفت؛ اما قرائتی عمیق و آینده‌نگرانه و تجربه تاریخی نتایج دخالت بازیگران خارجی در اعتراضات داخلی کشورها دستکم در دو دهه  اخیر نشان می‌دهد که این دست مداخلات آشکار و بی‌پروا نه به نفع اعتراضات و مطالبات بحق مردم معترض به وضعیت کنونی است و نه به بهبودی اوضاع کمکی می‌کند، بلکه صرفا بر پیچیدگی آن می‌افزاید و اگر هم روایت حاکم را در جهت کنترل و پایان دادن سریع به اعتراضات فربه‌تر نکند، چرخه‌ای از خشونت افسارگسیخته را خلق می‌کند که کسی از آن منتفع نخواهد بود.
#صابر_گل_عنبری

Читать полностью…

دیپلماسی و سیاست خارجی

مسئولیت اجتماعی ما
کیومرث اشتریان

شرق ۷ دی ماه ۱۴۰۴

نویسندگان و سخنرانان و فعالان سیاسی از حیث تأثیر گذاری اجتماعی، مسئولیت های ویژه‌ای دارند. ایفای این مسئولیت بستگی به درک آنان از مسئولیت اجتماعی دارد. این پرسش که نقدهای ما تا چه حد نظام سیاسی و مسئولان را در بر می‌گیرد و تا چه حد به مردم آسیب و آزار می‌رساند مهم است. پرسشی که یک وجدان بیدار باید از خود بپرسد این است که آیا نقدهای ما سازنده است یا اینکه می‌خواهیم همه چیز را بدتر کنیم. آیا دل مان می‌خواهد که مردم بیشتر زجر بکشند تا رقیب رسواتر شود یا مرهمی بر زخم مردم باشیم؟ اینکه همه ما گرایشات و علایقی داریم و بر این اساس مخالفان خود را خطاب می‌کنیم طبیعی است اما مشکل اینجاست که گاهی عموم مردم را وجه المعامله قرار می‌دهیم و در آنان تنش روانی ایجاد می‌کنیم. نویسندگان و سخنرانان در رسانه های اجتماعی می‌توانند در جامعه امیدآفرین باشند و البته میتوانند التهاب آفرینی کنند. چندی پیش یک «کلیپ» تصویری چند دقیقه‌ای از مصاحبه یک فعال رسانه‌ای با یک کارشناس اقتصادی دیدم که در باره بحران های پیش روی اقتصاد ایران گفت‌وگو می‌کردند. تصوری که در من از این دو تن پدید آمد (امیدوارم که اشتباه کرده باشم) این بود که از اینکه چنین بحرانی پدید آید لذت می‌بردند و احساس شعف می‌کردند. نگرانی عمیقی در آنان آشکار نبود گویی از اینکه مردمان بدلیل سیاست های غلط به زحمت و درسر بیفتند لذت می‌برند. مهم آن بود که رقیب آنان (حکومت باشد یا فلان مقام مسئول) رسوا شود حال این رسوایی به ضرر مردم باشد مهم نیست؛ به بوی خونِ دلِ ریشِ مردمان سرمست شدن نه حکایت جوانمردیست.
مهم‌تر آنکه آن سخنان التهاب آفرینی و تنش روانی بیشتری در مردمان ایجاد می‌کرد و وضع آنان را وخیم تر می‌کرد. یعنی گاهی ما نویسندگان و سخنرانان عملا به گونه‌ای التهاب آفرینی می‌کنیم که آن وضع وخیم پیش بیاید و در پدیدار شدن هر فاجعه‌ای پیشدستی و مشارکت می‌کنیم؛ «او خود قویتر می‌زند این طبل بی هنگام را». اثر سخن را باید جدی گرفت. گاهی یک سخن موجی در جامعه می‌آفریند و سیاستی را تضعیف یا تخریب می‌کند و مردمان را بیچاره می‌کند. به بیان دیگر این فقط سیاست های غلط دولت‌ها نیست که تخریب می‌کند بلکه سخن ما و نوشته ما هم می‌تواند چنین کند. نباید تصور کنیم که در برج عاج بی مسئولیتی نشسته ایم. اگر چه «مسئول حکومتی» نیستیم اما به هر حال یک «مسئول اجتماعی» که هستیم. حتی ممکن است سخن ما و نوشته ما بیش از سیاست‌ها به بحران اقتصادی دامن زند. مطالعات اقتصاد رفتاری نشان می‌دهد که نزد مردمان «بیش-برآورد ضرر » بیش از ضرر واقعی است از همین روست که مثلا شایعه ورشکستگی یک بانکِ خوب می‌تواند به ورشکستگی واقعی آن بیانجامد. متأسفانه شماری اندک از فعالان رسانه‌ای بدلیل شهرت طلبی و تبرج و «پروفسور نمایی» حاضرند مردم هر چه بیشتر آسیب ببینند اما رقیب آنان رسوا شود؛ زان تبرج گمرهی مقصودشان. از اینرو با کینه و حسد بر شعله این آتش می‌دمند و مردمان را بیش از پیش مضطرب می‌کنند؛ «جهان گر مضطرب شد گو همی شو».
«فالوِر طلبی» در رسانه های اجتماعی هم مزید بر علت است و به بیماری شماری از روشنفکران و فعالان رسانه‌ای تبدیل شده است. بنابراین بازاندیشی و تدبر در ایفای مسئولیت اجتماعی روشنفکری عمومی اهمیت بسیار می‌یابد. همراستا با نقد مسئولان و سیاستمداران باید از خود و از نوشته‌ها و بیماری های خود نیز سخن بگوییم. نمی‌توانیم به بهانه اینکه قدرت سیاسی و اقتدار رسمی نداریم در برج عاجی از خود منزه پنداری بنشینیم و از پیامدهای سخنان خود غافل باشیم. این یک مسئولیت مدنی برای روشنفکری سیاسی در ایران است. مبادا که به قول مولانا «سالها ره می‌رویم و در اخیر-همچنان در منزل اول اسیر». برای در امان ماندن از موج زرد رسانه‌ای اسیر خودنمایی‌ها نباشیم. «صد هزاران کاتبِ فحلِ خطیبِ-گشته گمره از نوای یک فریب». بیایید همزمان با نقد سیاسی و سیاستی، به ناکامیابی‌ها دامن نزنیم؛ التهاب آفرینی نکنیم؛ دل مردمان را خالی نکنیم و به نام «پیش بینی»، حوادث شوم را فراخوان نکنیم. فرار به جلو از دیگر بیماریهایی است که گریبان روشنفکری اجتماعی را می‌گیرد. گاهی برای فرار از گذشته خویش مواضع افراطی تری می‌گیریم و این خود التهاب بیشتری می‌آفریند.
مهارت های فکری و اخلاقی برای روشنفکری عمومی ضروری است. برخی از کسانی که مواضع تند و تیز می‌گیرند در واقع برای پاکسازی پیشینه خود چنین می‌کنند نه اینکه مواضع جدیدشان را به صلاح کشور بدانند. همیشه پای «خود» در میان است و نه سرنوشت ملت و مردم.

Читать полностью…

دیپلماسی و سیاست خارجی

🔸خلاصه‌ای از نشست علمی «جنگ و صلح در اندیشهٔ سیاسی معاصر»
🔆دکتر حبیب الله فاضلی عضو هیئت علمی و مدیر گروه علوم سیاسی دانشگاه تهران

🔆دکتر جهانگیر معینی علمداری  هیئت علمی علوم سیاسی دانشگاه تهران



🖇️تهیه‌شده توسط روزنامه ایران



/channel/+ZdIDreVjhmo0NmE0

Читать полностью…

دیپلماسی و سیاست خارجی

🔵🔴‏رئالیسم در سیاست؛
از گفتاردرمانی تا بحران ناکارآمدی قدرت


✍حمید ابوطالبی

‏در یک‌سال و اندی گذشته، رئیس‌جمهور #پزشکیان ــ به‌گواه گفتار و مواضعش ــ عملاً بنیان‌های حکمرانی را تضعیف کرده است.
سخنانی که با عنوان «صداقت با مردم» بیان می‌شود؛ اما در عمل به تضعیف اقتدار قانونی دولت، بی‌انگیزه‌سازی مدیریت ملی، گسترش هراس در حکمرانی، بی‌برنامگی فراگیر، اداره‌ی جزیره‌ای کشور، شکل‌گیری فدرالیسم پنهان، نابودی طرح‌های ملی، و بی‌اعتمادی کامل مردم انجامیده است.

‏ایشان به جای حل مشکلات، با این سخنان، بار آن‌ها را بر دوش مردم نهاده و با القای حس ناتوانی، کشور را دچار «بحران ناکارآمدی قدرت» کرده است؛ یعنی ناتوانی ساختار سیاسی در تبدیل اقتدار قانونی به کنش مؤثر.

‏ تازه‌ترین نمونه‌ها، سخنان وی درباره‌ی مقصر بودن مجلس و دولت در تورم، جیره‌بندی آب پایتخت و تخلیه‌ی تهران از آذرماه، پیشنهاد کاهش نیروی انسانیِ نهاد ریاست‌جمهوری از ۴۰۰۰ نفر به ۴۰۰ نفر توسط مردم! و… است.

رئیس‌ِِ جمهوری، که از وعده‌های انتخاباتی خود ــ به‌ویژه در زمینه‌ی تحریم‌های بین‌المللی، و بازگشت اخیر ایران به ذیل فصل هفتم منشور ملل متحد در دوران وی ــ هم چشم پوشیده و از تعهداتی که شخصاً بر عهده گرفته بود نیز فاصله گرفته است.

‏ هراس‌آفرینی ملی و انحراف از واقعیت‌ها
‏اِشکال اصلی در این الگوی فکری و مدیریتی، دلیل‌آوری نادرست برای پوشاندن واقعیت‌ها از طریق هراس‌آفرینیِ ملی است؛ روشی که بیش از آن‌که راهی برای اصلاح باشد، ابزاری برای انحراف افکار عمومی از حقیقت و سلب مسئولیت از خویش است.
‏در جریان انتخابات، رئیس‌جمهور، تحریم‌ها را بزرگ‌ترین معضل ملی و عامل فروپاشی اقتصاد معرفی می‌کرد؛ اما امروز می‌کوشد از نقش تحریم‌ها هیچ سخنی نگفته و عملا آن‌ها را کم‌رنگ نشان دهد و نابسامانی اقتصادی را به اختلافات سیاسی، مدیریت جزیره‌ای، بی‌میلی کارشناسان به همکاری، یا بزرگی ساختار دولت نسبت دهد.
سخنان اخیر او در کردستان، نه تنها اوج این بی‌برنامگی، بلکه نشانه‌ی آشکار فقدان درک راهبردی از اقتدار ملی بود.

‏ فرصت‌های رئالیستی در سیاست بین‌الملل
‏در همین حال، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، اعلام کرده «آماده‌ی اقدام برای لغو تحریم‌های ایران» است؛ تحریم‌هایی که اکنون، در واقع، «فقط برای هیچ» برقرار مانده‌اند. زیرا در کوتاه‌مدت:

‏• نه تأسیسات هسته‌ای و نه غنی‌سازی در هر سطحی از صفر تا صد، به علت تخریب وسیع، قابل بهره‌برداری بوده و منفعت ملموسی برای ملت دارد؛
‏• نه مقاومت منطقه‌ای توان نقش‌آفرینی گذشته را داراست؛ و
‏• نه در وضعیت «نه جنگ و نه صلح» می‌توان اقتصاد ملی را سامان داد.

‏در چنین شرایطی، چنانچه رئیس‌جمهور پزشکیان دغدغه‌ی ملی دارد، باید در کوتاه‌مدت با تدوین «برنامه‌ای چندساله و حداقلی» کشور را، که در شنزار فاجعه زیست‌محیطی و ابربحران‌های اقتصادی فرو می‌رود، نجات دهد.

‏الزامات عقلانیت حداقلی

‏برای این منظور، چند اقدام فوری ضروری است:

الف) مردم فروپاشی اقتصاد و محیط زیست و ناکارآمدی را با چشم خود می‌بینند؛ لذا هرگونه سخن‌پردازی و دلیل‌آوری درباره‌ی ناکارآمدی دولت در اداره کشور و رشد و استواری تورم، فقر، فساد و فرونشست زمین وفق اقدامات دولت باید متوقف شود، و رئیس‌جمهور شخصاً بر اجرای این امر نظارت کند.

‏ب) جامعه پس از چهاردهه، به مرحله‌ی اشباع و بی‌تفاوتی رسیده است؛ در چنین وضعی، به جای «شعار وفاق»، باید «آینده‌ای حداقلی و ممکن» برای مردم پیشنهاد و بازسازی اعتماد ملی تضمین شود.

ج) اقتداردولت باید بازسازی گردد؛ و یک «برنامه‌ی ملی چندساله‌ی حداقلی» میان همه‌ی نهادها مورد تفاهم قرار گیرد.

‏د) رئیس‌جمهور باید شخصاً به صحنه آمده و به دور از هراس، مسئولیت آغاز گفت‌وگو با دولت ترامپ را بر عهده گیرد؛ زیرا در وضعیت «هیچ»، تنها دیپلماسی می‌تواند به گامی واقعی برای رفع تحریم‌ها و رهایی مردم از فشار اقتصادی بینجامد.

ه) بازسازی محیط زیست و احیای اقتصاد ملی باید اولویت مطلق کشور باشد؛ با رفع تحریم‌ها می‌توان در یک بازه‌ی چندساله کوتاه‌مدت، دست‌کم از بدتر شدن وضعیت جلوگیری کرد.

‏وظیفه‌ی ملی دولت در این مرحله - که نه شرایط توسعه کشور فراهم است و نه دولت توانایی آن را دارا است - توقف روند تخریب، حل مشکلات بنیانی، بازسازی روابط خارجی، بازگرداندن حداقلی از ثبات، و جلوگیری از فروریزی نهایی اعتماد عمومی است.

‏در شرایط کنونی، سیاست رئالیستی یعنی فهم و پذیرش واقعیت‌ها، پیش از آن‌که واقعیت‌ها خود را به‌سختی و با هزینه سرسام‌آور تحمیل کنند.

Читать полностью…

دیپلماسی و سیاست خارجی

رفتار سیاسی؛ از رقابت تا دشمنی
کیومرث اشتریان
شرق 11 آبان 1404
آنگاه که رفتار سیاسی از رقابت به دشمنی می‌رسد پای امر مهمی در میان است و اگر منشاء آن از اظهارات مقامات «روس و انگلیس» باشد نشان از تلاش بیگانگان برای تسخیر آینده نظام و کشور دارد. آیا جریان اصلی فعالیت های سیاسی در ایران دشمنی است یا رقابت؟ این پرسشی است که از حیث امنیت ملی اهمیت دارد چرا که دشمنی، واگرایی سیاسی را تشدید می‌کند و جریان های سیاسی را در بحران های سیاسی، جنگ، شورش و ... به سوی پذیرش تجزیه سرزمینی متمایل می‌کند. این روزها بیش از هر چیز دشمنی‌ها پدیدار گشته است.
تبدیل رقابت به دشمنی معمولا آنگاه صورت می‌گیرد که «داوری» در میان نباشد که مصالحه ایجاد کند یا دامنه نزاع را کاهش دهد. یا اینکه ممکن است یکی از طرفین احساس کند که تحولی بزرگ در راه است و می‌خواهد رقیب را از عرصه کنار بزند. تبدیل رقابت به دشمنی سبب می‌شود که جریان های بزرگی که بیخ گوش شما پدید آمده از چشم بصیرت دور بماند.
رقابت و دشمنی در سطح «روان‌شناسیِ سیاسیِ حسادت» هم قابل مطالعه است. حسد انسان را پریشان می‌کند، شامه را گمراه و دوست را دشمن می‌پندارد؛ «آن وزیرک از حسد بودش نژاد - تا به باطل گوش و بینی باد داد». اسیدِ حسد چون به کام روح ریخته شود همه آنچه از فاضلاب و گنداب است را از درون انسان بیرون می‌ریزد. عقل زایل شده و برج و باروهایی از دروغ و تهمت به سازه‌ای از باورهای شناختی تبدیل می‌شود. دنیایی هراسناک را در ذهن و دل شما از رقیب بر می‌سازد و سیاست را به دنیایی هول انگیز تبدیل می‌کند. دیگر هیچ کس و هیچ چیز را نمی‌بینید جز رقیب را در قامت دشمنی بزرگ. حسادت به یک موتور تولید «ایدئولوژی توطئه» تبدیل می‌شود: آنچنان گروه و فرقه را مست و از خود بیخود می‌کند که مرز خیال و واقعیت را در هم می‌آمیزد و تبدیل به مکانیسم خودکار زوال عقل می شود. انسان های با هوش گاه بتدریج دچار زوال عقل می شوند. شکست های انتخاباتی مزید بر علت می‌شود و موجی از حسادت ساختاری را در گروه و جناح و فرقه بر می‌انگیزد. در زیر لایه‌ای ضخیم از بهانه‌ها و جدل‌ها و ایدئولوژی های سیاسی این سیل مهلک حسادت یا «عقده شکست» است که جریان دارد. «عقده شکست» با شکست انتخاباتی متفاوت است و به آن معناست که شما پیش از این کسی را انتخاب کرده‌اید که شما را فریب داده است. اینک شما برای جبران آن شکست روانی در پی تخریب جناح پیروز هستید تا فریب خوردگی خود را التیام بخشید و بگویید: «دیدید! آنطورها هم که فکر می‌کردیم اشتباه نکرده بودیم.»
از این پس ابزارها بکار می‌افتد تا آتش حسادت و دشمنی شعله ور شود و خانه سیاست به ویرانه‌ای از ناامنی دگرگون شود. در این میانه اگر شماری جوان احساساتی دایرمدار عرصه سیاست و رسانه گردند دیگر کسی در امان نیست. آنچنان خود شیفته‌اند که لایه های آلوده درون خود را نمی‌بینند. زرادخانه‌ای از خشونت کلامی، خشونت تحلیلی، تهمت و دروغ با زرورقهایی زرین از ایدئولوژی‌ها و مقدس مآبی‌ها به میدان می‌آید تا دستگاه سیاست ورزی را به معماری کینه بیالاید. خشونت تحلیلی یعنی هر گونه عمل طرف مقابل را به خطرناک ترین وجه ممکن تفسیر کنیم و او را به وابستگی و جاسوسی و غرب زدگی یا شرق زدگی متهم کنیم و در پی اعدامش برآییم.
فحاشی و خشونت تحلیلی نخستین کارکردی که دارد این است که افراد فرهیخته را به حاشیه می‌راند و آنها را دچار انقراض اجتماعی و فرسایش سیاسی می‌کند؛ چون کشش ورود به چنین منازعاتی را ندارند. بدین سان، راه برای افراطیونی باز می‌شود که بی محابا از چنین ادبیاتی استفاده می‌کنند. مستقل از اینکه آیا سردمداران چنین جریانهایی خود از حسادت رنج می‌برند یا نه نکته این است که نمی‌توانند آنها را باز دارند چون لجامی که گسیخته شود همچون آتشی است که آتش افروز را به کام می‌کشد؛ هر چند موقتا به کار می‌آید و کارشان را در حذف رقیب راه می‌اندازد. جریان حسادت با جریان منافع پیوند می‌خورد.
در فقره خشونت های کلامی و تفرقه نمی‌توان نقش سایبری های اسرائیلی را نادیده گرفت که در حمایت از سلطنت طلبان و فحاشی های آنان آشکار گشته است. هدف این است که رقابت و بطور کلی کنش گری سیاسی را بسوی خشونت، دشمنی و در نهایت واگرایی ملی-سرزمینی سوق دهند. با جریان سازی در نیروهای وابسته و پیام رسان های داخلی همین سیاست را پی می‌گیرند و با بهره گیری از حسد و عقده شکست آنان را به سوی انواعی از خشونت های تفسیری-تحلیلی و حتی فحاشیهایی که اساسا جایی در میان خانواده های مذهبی ندارد می‌رانند. هدف بیگانگانی که می‌خواهند آینده نظام و کشور را در دست بگیرند این است: تبدیل رقابت به دشمنی

Читать полностью…

دیپلماسی و سیاست خارجی

جایزه صلح نوبل در خدمت جنگ افروزی است


✍کیومرث اشتریان

شرق ۲۱ مهر ۱۴۰۴
در سیاست برخی امور به خط قرمزهای ما تبدیل می‌شوند و ملاک و معیار ما برای فعالیت‌های اجتماعی-سیاسی هستند. مثلا فرض کنید یک قاچاقچی مواد مخدر که مرتکب چندین قتل شده، پرچم مبارزه با یک قاتل دیگر را برافراشته است؛ شما زیر پرچمش قرار نمی‌گیرید، چون خود او آلوده است. شما طبق اصولی با هر دو‌ آنها مخالفت می‌کنید که عبارت است از خلاف‌بودن یا غیرانسانی‌بودن قاچاقچی‌گری یا قتل. این اصول سبب می‌شود که شما با هیچ‌یک از آنها متحد نشوید. نتانیاهو و ترامپ همان خط قرمز سیاست‌اند. روزنامه «شرق» در گزارشی که از انتخاب خانم ماچادو به‌عنوان برنده جایزه نوبل تهیه کرده است، چنین می‌نویسد: «در سپیده‌دمی آرام بر فراز کاراکاس، خبر جایزه مانند نسیمی از امید در میان مردمی خسته از رژیم سوسیالیستی ونزوئلا پیچید. ماریا کورینا ماچادو، رهبر اپوزیسیونی که از انتخابات حذف شده بود، حالا در جهان به‌عنوان صدای دموکراسی ستوده می‌شود».
خانم ماچادو بلافاصله پس از انتخابش جایزه خود را به ترامپ تقدیم کرد؛ هم او که نمادی از فاشیسم جدید جهانی شده است و سرکشی و طغیان می‌کند و هَل‌مِن‌مبارز می‌طلبد که حکومت‌های مخالف را به سخره می‌گیرد و بعضا در پی براندازی حکومت‌های دیگر کشورهایی است که در برابر سرکشی‌های او مقاومت می‌کنند. بدتر آنکه همین خانم ماچادو سوابقی در حمایت از اسرائیل و شخص نتانیاهو داشته است. پس از کشتار تاریخی و نسل‌کشی فلسطینیان، ماچادو در مصاحبه‌ای با یک شبکه تلویزیونی اسرائیلی در اکتبر ۲۰۲۵، اعلام کرد که در صورت انتخاب به ریاست‌جمهوری، سفارت ونزوئلا را از تل‌آویو به اورشلیم منتقل خواهد کرد و وعده داد که روابط نزدیک‌تری با اسرائیل برقرار کند. او در گذشته نیز حمایت خود را از اسرائیل اعلام کرده و در سال ۲۰۱۸ نامه‌ای به بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر وقت اسرائیل، ارسال کرد و از او خواست تا در امور ونزوئلا مداخله نظامی کند. در آن نامه، او رژیم نیکولاس مادورو را به‌عنوان تهدیدی برای امنیت جهانی و به‌ویژه برای اسرائیل معرفی کرد. در واکنش به این مواضع، برخی گروه‌ها و شخصیت‌های سیاسی از‌جمله شورای روابط اسلامی-آمریکایی انتقاداتی را مطرح کرده‌اند و از کمیته نوبل خواسته‌اند جایزه صلح نوبل را از ماچادو پس بگیرد.
حقیقت این است که جایزه صلح نوبل بیش از گذشته در چنبره اسرائیل و آمریکا گرفتار شده و به ابزاری برای سرکوب بین‌المللی تبدیل شده است.
نمونه مهم دیگر آنگ ‌سان ‌سوچی بود که عملا از نسل‌کشی در میانمار حمایت کرد. رسوایی این عمل به اندازه‌ای بود که کمیته نوبل نروژ اعلام کرد جایزه صلح نوبل به‌ دلیل اقدامات پس از اعطای آن قابل بازپس‌گیری نیست و این جایزه بر‌اساس دستاوردهای گذشته اعطا شده و پس از اعطا، مسئولیتی در قبال اقدامات بعدی بر عهده کمیته نیست. توضیح آنکه در سال ۲۰۱۷، ارتش میانمار عملیات نظامی گسترده‌ای را در ایالت راخین علیه اقلیت مسلمان روهینگیا آغاز کرد که منجر به کشته‌شدن هزاران نفر و آوارگی بیش از ۷۰۰ هزار نفر به بنگلادش شد. سازمان ملل متحد این اقدامات را «نسل‌کشی» توصیف کرد. آنگ‌ سان ‌سوچی در دفاع از ارتش کشورش در دیوان بین‌المللی دادگستری در لاهه حاضر شد و به انکار هویت این اقلیت دامن زد. پس از آن برخی از نهادها و جوامع بین‌المللی، ازجمله پارلمان اروپا، موزه هولوکاست ایالات متحده، سازمان عفو بین‌الملل‌ و برخی شهرهای بریتانیا، افتخارات و جوایز خود را از او پس گرفتند.
این حکایت همچنان ادامه دارد و ظاهرا کمیته اعطای جایزه صلح نوبل 
به صورت آشکاری در خدمت نسل‌کشی قرار گرفته است.
گزارش «شرق» زیبنده نبود و از سر شیفتگی ساده‌لوحانه‌ای با این موضوع برخورد کرده بود.

Читать полностью…

دیپلماسی و سیاست خارجی

☘️🧿☘️ مطالعات بین‌المللی خود را حرفه‌ای کنید


🌖 شناخت دقیق پاکستان؛ اندیشکده اقبال
@andishkadehiqbal

🌘 مطالعات راهبردی شرق
@iran_sharghi

🌎 اندیشکده تهران
@InstituteTehran

🌎 برگزاری دوره های مترجمی زبان انگلیسی
@policyinact

🌎 کمیته ضد جنگ و تحریم 🇮🇷
@NowarNosanctions

🌎 کانال سیاسیون ایران
@Iranianpoliticianss

🌎 اقتصاد سیاسی بین‌الملل🏅
@Inter_Politics

🌎 شعوبا؛ پایگاه برای آشنایی با فرهنگ و اجتماع ملل مسلمان
@shouba_ir

🌎 روش پژوهش در حقوق
@researcheerr

🌎 اوراسیا پست، اخبار و تحلیل - چین و روسیه CIS
@EurasiaPost

🌎 پایش سیاسی ایران
@ir_REVIEW

🌎 کانال مطالعات سوریه
@hdrhbb1

🌎 روسکیی چاس
@RusskiyChas

🌎 دولت دین
@dolatedin

🌎 چین و ماچین 🇨🇳🇨🇳🇨🇳
@china_Reivew

🌎 اقتصاد آفریقا
@EcoAfrican

🌎 اندیشکده حقوق و روابط بین‌الملل
@ir_silr

🌎 تحلیل مسائل سیاسی خاورمیانه
@paygah_ejtemayi

🌎 پژوهشکده علوم سیاسی
@Policyresearcherr

🌎 خبری تحلیلی سیاق
@syaaq_ir

🌎 ناگفته‌های سیاست خارجی
@irdiplomatic262

🌎 تحولات عراق و شامات
@IraqLevant

🌎 آموزش زبان چینی (مرکز در مسیر ابریشم)
@Learningchinesesrpllic

🌎 سوقنا | اقتصاد سیاسی جهان اسلام
@suqona

🌎 آکادمی سیاست
@Politicalsciennce

🌎 ترجمه متون تخصصی علوم سیاسی
@Politicianns

🌎 ملت دین؛ روایتگر تحولات جریانات اسلامی
@melatedin

🌎 دیپلماسی و سیاست خارجی
@Iranian_diplomacy

🌎 کانال  علوم سیاسی
@politicalsciencce

🌎 بانک مقالات علوم سیاسی
@maghalatolomsiasii

🌎 رازفیلم/دانلود فیلم و مستند سیاسی اجتماعی فرهنگی
@razfilmweb

🌎 مرکز مطالعات عراق
@instituteofiraqistudies

🌎 ژانوس سیاست
@mousavi2025

🌎 لوموند دیپلماتیک Le Monde diplomatique
@mondediplofa

🌎 همه چیز درباره چین 🇨🇳
@chinese10

🌎 اندیشکده مطالعات حاکمیت و روابط بین‌الملل
@GovernanceStudies

🌎 ژئواکونومیک نیوز
@GeoecoNEWS

🌎 کانال روش پژوهش در علوم سیاسی
@Policy_researcher

🌎 رصدخانه اندیشکده‌ها
@Rasadkhone_in

🌎 آموزش زبان تخصصی رشته علوم سیاسی
@language_political

🌎 درس‌گفتار علوم سیاسی و روابط بین الملل
@ecopolitist

🌎 سیاست بهشتی 🕊
@SBU_PoliticalScience

🌎 کنکور ارشد و دکتری علوم سیاسی
@politicsman

🌖 مطالعات حقوق بشر
@ngoodvv


🌿🧿☘️ هماهنگی برای تبادل
@mrgp_1

Читать полностью…

دیپلماسی و سیاست خارجی

🔺مصر و پل وساطت!

مجموعه تماس‌ها و تحرکات دیپلماتیک فشرده دولت مصر در هفته‌های اخیر با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، آمریکا و ایران حکایت از ورود قاهره به عرصه میانجیگری میان تهران و این طرف‌ها دارد. اما شاید این پرسش مطرح شود که آیا مصر خود راسا به دنبال این نقش‌آفرینی است یا به درخواست آمریکا و آژانس ورود کرده است؟ واقعیت این است که بیشتر به نظر می‌رسد که این تکاپوی دیپلماتیک محصول سیاستی مصری باشد تا درخواست طرف‌های دیگر.

اما قاهره از رهگذر این وساطت‌ها در صرافت بازآفرینی نقش و جایگاه تاریخی‌اش در منطقه و سیاست بین‌الملل است که دستکم از دو دهه قبل رو به افول بوده است و کشورهای پولدار عربی در خلیج فارس این جایگاه را از آن خود کرده و در واقع مرکز ثقل سیاست‌ورزی عربی از مصر به این منطقه شیفت پیدا کرده و موقعیت قاهره به یک نظاره‌گر تنزل یافته است.

در این میان، وقتی دوباره ترامپ در می گذشته به خاورمیانه آمد و به سه کشور ثروتمند عربستان، قطر و امارات رفت و دیگر متحد عربی آمریکا یعنی مصر از تور رئیس جمهور آمریکا مستثنی شد، بیشتر به قبای قاهره برخورد. از آن زمان هم تحرکات مصر برای نقش‌آفرینی در پرونده ایران افزایش یافت.

مصر که همواره درگیر بحران‌های اقتصادی است، با حسرت و اندوه برآمدن جایگاه‌ شیخ‌نشین‌ها در سیاست‌های منطقه و بین‌الملل و تنزل موقعیت منطقه‌ای خود را دنبال می‌کند و نوعی این‌همانی نیز میان قاهره و تهران در نگاه به این بازیگران وجود دارد که پس از سفر ترامپ به منطقه به وضوح در پوشش خبری و کامنت‌های کنشگران رسانه‌ای و سیاسی نزدیک به حکومت دو کشور نمود داشت.

اما تلاش مصر برای وساطت میان تهران با آژانس و آمریکا در حالی است که اساسا  هنوز روابط دیپلماتیک معمولی با تهران ندارد و وساطت سلطان عمان نیز به احیای این روابط نینجامید.

با این حال، حجم تماس‌ها و دیدارهای مقامات دو کشور در یک سال اخیر بسیار بیشتر از رایزنی میان دو کشورِ برخوردار از روابطی معمولی است. اما این حجم تماس و دیدار هنوز برگردانی عملی در حد برقراری پرواز مستقیم میان پایتخت‌های دو کشور یا تورهای گردشگری یا همکاری مشترک برای خلق ائتلاف دیپلماتیک عربی و اسلامی برای توقف نسل کشی در غزه یا حداقل ورود یک کامیون کمک‌های غذایی و دارویی هلال احمر ایران از طریق گذرگاه رفح به غزه نداشته است؛ چه رسد به افتتاح سفارت و غیره؛ تازه مصر پس از جنگ 12 روزه علیه ایران و در اوج این نسل کشی قرارداد گازی 35 میلیاردی با اسرائیل امضا کرد و همین خود نشان می‌دهد جهت سیاست خارجی مصر با وجود تعارفات دیپلماتیکش با تهران به سمتی دیگر است.

واقعیت این است که پرونده احیای روابط فیمابین از اراده و تصمیم‌گیری دو کشور خارج شده و با موانع منطقه‌ای و بین‌المللی مواجه است که قاهره فعلا قادر به دور زدن آن‌ها نیست. از این رو، اساسا خود مصر برای احیای روابطش با ایران نیاز به وساطتِ دیگران برای رفع این موانع دارد.

تا زمان حسنی مبارک، موانع احیای روابط بیشتر دو جانبه بود و در آن زمان چه بسا همین تغییر نام خیابان خالد اسلامبولی در تهران برای برقراری این مناسبات کافی بود؛ اما اکنون تاثیر این تصمیم‌گیری دیرهنگام در حکم کأن لم یکن است. این خود کاشف از خللی در امر شناخت، افق‌بینی استراتژیک و موقعیت‌سنجی در سیاست خارجی ایران است که فرصت‌ها را به وقت خود نمی‌بیند و غنمیت نمی‌شمارد و پاسداشت آن‌ها در وقت سوخته کارایی ندارد. در بحث آشتی با عربستان و مذاکره با آمریکا هم این اتفاق افتاد. در حالی که بهبودی روابط با ریاض می‌بایست قبل از برجام 2015 در دستور کار قرار می‌گرفت که تحقق آن در آن هنگام می‌توانست جلو خیلی از اتفاقات بعدی را بگیرد. همچنین فرصت مذاکره و توافق پس از این که در دوره بایدن نیز از دست رفت، با دولت ترامپِ عاملِ نابودی برجام تلاش شد که مذاکره و توافقی حاصل شود؛ اما عملا به جنگ ختم شد.

حالا هم که مصر پا به عرصه میانجگیری میان تهران و آمریکا گذاشته؛ پرسش این است که تا چه اندازه امکان موفقیت این وساطت وجود دارد؟ واقعیت این است که دورنمای روشنی برای آن وجود ندارد. اولا دولت مصر در شرایط فعلی فاقد ظرفیت چانه‌زنی کافی برای یک نقش‌آفرینی و تاثیرگذاری متوازن بر آمریکا و ایران است تا دو طرف را پای میز مذاکره‌ای بنشاند و روند دیپلماسی درباره پرونده هسته‌ای را احیا کند، ثانیا در سایه چنین وضعیتی بیشتر به دنبال آن است که بتواند تهران را تحت تاثیر رایزنی‌های فشرده، تعارفات دیپلماتیک و وعده‌های سرخرمن احیای روابط، دستکم به امتیازاتی به آژانس و ازسرگیری مذاکرات با آمریکا قانع کند تا از این رهگذر قسمی از موقعیت منطقه‌ای خود به ویژه نزد غرب را احیا کند.
#صابر_گل_عنبری


/channel/+ZdIDreVjhmo0NmE0

Читать полностью…

دیپلماسی و سیاست خارجی

🔺اسرائیل و سویدای سوریه!

✍صابر_گل_عنبری

شنبه شب گذشته، شبه‌نظامیان وابسته به شورای نظامی سویدا تحت امر شیخ حکمت الهجری رهبر معنوی دروزیان چند بادیه نشین عرب را در محله مقوس سویدا ربوده و در مقابل هم آن‌ها 14 جوان دروزی را به گروگان گرفتند و درگیری خونینی میان مسلحین دو طرف درگرفت و دهها کشته و زخمی برجای گذاشت. قبل از این حادثه هم اتفاقات فرقه‌ای مشابهی در این منطقه رخ داده بود.

متعاقب این ربایش‌ها و گروگان‌گیری‌های متقابل، صبح یکشنبه گذشته، وزارت دفاع و نیروهای امنیتی سوریه از اعزام تشکیلاتی نظامی برای پایان دادن به درگیری میان دو طرف خبر داد، اما نیروهای اعزامی در منطقه المزرعه در هدف کمینی مرگبار قرار گرفته و 18 نفر از آن‌ها کشته شده و شورای نظامی تحت امر الهجری تصاویری از مثله کردن اجساد نظامیان کشته شده منتشر کرد. پس از آن، دمشق ادوات نظامی گسترده‌ای با شمول تانک‌ و موشک‌انداز به منطقه گسیل داشت و تحولات در نتیجه نبود موازنه‌ قوا میان دو طرف به سمت گسترش بسط سلطه مرکزی دمشق بر این منطقه پیش می‌رفت.

در این هنگام اسرائیل به نفع دروزی‌ها و برای جلوگیری از بر هم خوردن معادلات امنیتی شکل گرفته در سویدا پس از سقوط نظام سابق وارد عمل شد و نیروهای دولتی، کاخ ریاست جمهوری، وزارت دفاع و غیره را بمباران کرد. سپس توافق آتش بسی برقرار شد که نیروهای ارتش از سویدا خارج شوند؛ اما الهجری آن را نپذیرفته است.

اما چرا اسرائیل مداخله کرد؟
تل آویو پس از سقوط نظام اسد سیاست سیطره امنیتی بر جنوب سوریه را در دستور کار جدی قرار داد. این سیاست هم در چارچوب راهبرد منطقه‌ای کلانی برای شکل دهی به ترتیبات امنیتی جدید در شعاع چند کیلومتری محیط پیرامونی اسرائیل از جنوب سوریه و جنوب لیتانی در لبنان و نوار غزه تا صحرای سینا در مصر (پیمان کامپ دیوید) پیگیری می‌شود.

راهبرد ایجاد چنین مناطقی پیرامون اسرائیل با هدف پایان حضور نظامی (حماس در جنوب و حزب الله در شمال) به عنوان دو ضلع «محور مقاومت»، جلوگیری از شکل گیری چنین وضعیتی در جنوب سوریه و تداوم وضعیت در سیناست.

در این میان، اما جنوب سوریه به ویژه استان سویدا از چند جهت برای اسرائیل حائز اهمیت است؛ نخست موقعیت استراتژیک آن با توجه قرار گرفتن در مثلث مرزی سوریه، اسرائیل و لبنان و نقشی است که این منطقه می‌تواند برای تسلیح مجدد حزب الله در آینده داشته باشد. دوم این که اسرائیل به آن به عنوان دروازه تضمین نفوذ و تاثیرگذاری بر دمشق می‌نگرد. از این رو، اسرائیل نه تنها به دنبال خشکاندن ریشه هر نوع حضور نیروی مخالف خود در جنوب سوریه و سویداست، بلکه هم از طریق حضور نظامی خود و هم ایجاد و نیز سامان‌دهی تشکیلات نظامی متحد (دروزی‌ها) می‌خواهد هم این منطقه را برای همیشه تحت سلطه امنیتی خود قرار دهد؛ هم دمشق را کنترل کند و نیز از این رهگذر چهره امنیتی و ژئوپلیتیکی شامات و خاورمیانه را به نوع خود تغییر دهد.

حملات سنگین اخیر اسرائیل در بحبوحه مذاکرات دولت سوریه و مقامات اسرائیلی در چند کشور روی داد؛ اما حمایت تمام قد اسرائیل از دروزی‌های سوریه در مقابل دولت مرکزی جدا از دلایل پیشگفته و بی‌اعتمادی به نظام جدید سوریه نوعی ادای دین به دروزی‌هاست که طی روزهای اخیر با بستن خیابان در اسرائیل و رفتن برخی به داخل سوریه خواستار جنگ با دمشق شدند.
در کل با وجود مخالفت برخی جریان‌های دروزی در شامات با اسرائیل، اما این طایفه وفادارترین متحد اسرائیل به شمار می‌رود. در خود اسرائیل بر خلاف مسیحیان و مسلمانان از قبل در دستگاه‌های حکومتی به ویژه ارتش و سازمان‌های امنیتی حضور پررنگ دارند و نمونه بارز آن‌ها غسان علیان اولین فرمانده غیر یهودی تیپ زبده گولانی است.

در واقع نیروهای امنیتی و نظامی دروزی به بخشی مهم از ماشین خشونت و سرکوب علیه فلسطینی‌ها به ویژه در قدس و کرانه باختری تبدیل شده‌اند و رفتار آن‌ها احیانا خشن‌تر از خود نظامیان یهودی است.
در جنگ علیه غزه هم عالی‌رتبه‌ترین مقام نظامی اسرائیلی که کشته شد یک دروزی به نام سرهنگ احسان دقسه فرمانده تیپ زرهی ۴۰۱ بود.

در کل سیاست بین‌المللی به رهبری آمریکا و غرب در قبال سوریه و حتی کل منطقه، بر هرج و مرج و بی‌ثباتی گسترده استوار نیست که به نفع اسرائیل هم نخواهد بود، بلکه بازآفرینی تدریجی امنیت شامات به عنوان مدخل خلق نظم جدید در خاورمیانه است. این مهم در سوریه به دو شیوه به موازات یکدیگر پیگیری می‌شود؛ نخست خلق ترتیبات امنیتی پایدار در جنوب و دوم همسوسازی نظام جدید سوریه. حکومت الشرع تاکنون ضمن جلب حمایت سه بلوک امارات، عربستان و قطر و ترکیه توانسته است مورد شناسایی بین‌المللی قرار گیرد و تحریم‌ها را نیز رفع کند. فعلا هم تا زمانی که دمشق وارد تقابل جدی با اسرائیل نشده، بعید است که گامی در جهت براندازی نظام جدید برداشته شود.


/channel/+ZdIDreVjhmo0NmE0

Читать полностью…

دیپلماسی و سیاست خارجی

🔹 کلیپی از صادق زیباکلام در مصاحبه با دیدارنیوز که مورد توجه شبکه های اجتماعی قرار گرفته است


/channel/+ZdIDreVjhmo0NmE0

Читать полностью…

دیپلماسی و سیاست خارجی

🌎 رویترز: ترامپ نتانیاهو را کنار گذاشت و متحدان عرب جدید پیدا کرد

🌿 ترامپ سفر چهار روزه خود به کشورهای خلیج فارس را آغاز کرد. این سفر روابط آمریکا با متحدان منطقه‌ای را تقویت می‌کند. نتانیاهو در این سفر حضور نداشت و احساس انزوا می‌کند. دیپلماسی جدید آمریکا بر کشورهای سنی متمرکز شده است.
 
ترامپ متحدان جدید در خاورمیانه پیدا می‌کند
 
🌿 رویترز در گزارشی به بررسی ابعاد متفاوت سفر دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده به خاورمیانه پرداخته و می‌نویسد: هیچ رویدادی مانند دیدار دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، با احمد الشرع، رهبر اسلام‌گرای سوریه، انزوای بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، را در هفته‌های اخیر نشان نداده است. اسرائیل الشرع را «تروریست القاعده در کت‌وشلوار» توصیف کرده بود.
 
🌿 ترامپ پس از دیدار روز چهارشنبه در ریاض به خبرنگاران گفت: «او (احمد الشرع) پتانسیل اینکه یک رهبر واقعی باشد را دارد.» رئیس‌جمهور آمریکا در این دیدار مجموعه‌ای از توافق‌های تسلیحاتی، تجاری و فناوری را با سعودی‌ها امضا کرد.
 
🌿 گزارش رویترز ادعا می‌کند که تور چهارروزه پرهیاهوی ترامپ به عربستان سعودی، قطر و امارات متحده عربی، بیش از یک نمایش دیپلماتیک با سرمایه‌گذاری‌های کلان بود. سه منبع منطقه‌ای و دو منبع غربی می‌گویند که ترامپ در این سفر به دنبال تثبیت نظم جدید خاورمیانه‌ای به رهبری سنی‌ها بود. این نظم ایران را به نوعی به حاشیه رانده است.
 
🌿 واشنگتن از ناکامی اسرائیل در دستیابی به آتش‌بس در غزه ناراضی است. منابع می‌گویند که این تور توهینی به نتانیاهو محسوب می‌شود. نتانیاهو اولین رهبر خارجی بود که پس از بازگشت ترامپ به کاخ سفید در ژانویه به واشنگتن سفر کرد.
 
نتانیاهو حمایت بی‌قیدوشرط آمریکا را از دست می‌دهد
 
رویترز به نقل از منابع دیپلماتیک می‌نویسد: ترامپ دیدگاه کمتر ایدئولوژیک و نتیجه‌محور برای دیپلماسی خاورمیانه دارد. نتانیاهو دیگر نمی‌تواند روی حمایت بی‌قیدوشرط آمریکا از دستور کار راست‌گرایانه خود حساب کند. معاون سابق وزیر امور خارجه آمریکا در امور خاور نزدیک در دولت جرج دبلیو بوش می‌گوید: «این دولت از نتانیاهو بسیار ناامید شده است و این ناامیدی آشکار شده است. آنها بسیار عمل‌گرا هستند و نتانیاهو در حال حاضر چیزی به آنها عرضه نمی‌کند.»
 
🌿 منابع می‌گویند که آمریکا قصد ندارد از اسرائیل، متحد کلیدی که از حمایت عمیق و دوحزبی در واشنگتن برخوردار است، روی برگرداند. اما دولت ترامپ می‌خواهد به نتانیاهو پیام دهد که آمریکا منافع خود را در خاورمیانه دارد. آمریکا نمی‌خواهد او مانع این منافع شود.
 
🌿 صبر آمریکا نه‌تنها به دلیل امتناع نتانیاهو از پذیرش آتش‌بس در غزه کاهش یافته است. مخالفت او با مذاکرات آمریکا با ایران درباره برنامه هسته‌ای‌اش نیز این وضعیت را تشدید کرده است.
 
🌿 رویترز می‌افزاید: دفتر نتانیاهو به درخواست‌های اظهارنظر پاسخ نداد و بیانیه‌ای عمومی درباره سفر منطقه‌ای ترامپ منتشر نکرده است. سخنگوی شورای امنیت ملی کاخ سفید تأکید کرد که ترامپ دوست اسرائیل است. جیمز هویت، سخنگوی این شورا، گفت: «ما همچنان با متحدمان اسرائیل برای آزادی اسرای باقی‌مانده در غزه همکاری نزدیک داریم. ما همچنین برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای و تقویت امنیت منطقه‌ای در خاورمیانه تلاش می‌کنیم.»
 
تنش میان ترامپ و نتانیاهو افزایش می‌یابد
 
🌿 شش منبع منطقه‌ای و غربی می‌گویند که تنش بین آمریکا و اسرائیل پیش از سفر منطقه‌ای ترامپ در حال افزایش بود. این تنش زمانی آغاز شد که نتانیاهو در آوریل برای دومین بار به واشنگتن سفر کرد. او می‌خواست حمایت ترامپ را برای حملات نظامی به تأسیسات هسته‌ای ایران جلب کند. اما او به‌طور شوکه‌کننده‌ای متوجه شد که ترامپ به دیپلماسی روی آورده است.
 
نتانیاهو طرفدار سرسخت موضع سختگیرانه علیه تهران است. او تنها چند ساعت پیش از دیدار خود مطلع شد که مذاکرات در شرف آغاز است. در هفته‌های بعد، چندین رویداد نشان داد که روابط نزدیک سنتی دو طرف تیره شده است. اعلام آتش‌بس با حوثی‌ها در یمن یکی از این رویدادها بود. نزدیکی با رهبری جدید اسلام‌گرای سوریه نیز از این رویدادها محسوب می‌شود. نادیده گرفتن اسرائیل در سفر خلیج فارس نیز این وضعیت را تأیید کرد.
 
دیوید ماکوفسکی، پژوهشگر مؤسسه واشنگتن که پروژه‌ای درباره روابط اعراب و اسرائیل را هدایت می‌کند، گفت: «واشنگتن و تل‌آویو در مسائل بزرگ مانند صد روز اول ریاست‌جمهوری ترامپ هم‌نظر به نظر نمی‌رسند...

Читать полностью…

دیپلماسی و سیاست خارجی

📝📝 چرا برخی رژیم‌ها، با وجودی که دربدترین بحران اقتصادی هستند؛ سقوط نمی‌کنند!؟

🔰علت این عدم سقوط چیست ؟

♈️پنج نظریه‌پرداز بزرگ در علوم سیاسی، اقتصاد سیاسی و جامعه‌شناسی، چندین توضیح می‌دهند چرا کشورهایی با اقتصاد به‌شدت بحرانی لزوماً سقوط نمی‌کنند!؟

🔰اول : نظریه «ائتلاف‌های بهره‌مند» – مانکور اولسون

♈️اولسون می‌گوید دولت‌ها حتی بدترین و ناکارآمدترین آن‌ها، در طول زمان، شبکه‌ای از گروه‌های ذی‌نفع، نظامیان، بوروکرات‌ها و افراد وابسته می‌سازند که بقای رژیم به آن‌ها گره خورده است. این گروه‌ها با اینکه می‌دانند اقتصاد خراب است، اما از وضع موجود سود می‌برند و اجازه سقوط نمی‌دهند. بنابراین حتی اگر اکثریت مردم فقیر شوند، تا وقتی شبکه قدرت و گروه‌های بهره‌مند پایدارند، نظام فرو نمی‌ریزد و اقتصادِ بحرانی موجب سقوط نمی‌شود.

🔰دوم : نظریه «ظرفیت دولت و ابزارهای سرکوب» – چارلز تیلی

♈️تیلی، جامعه‌شناس بزرگ، می‌گوید دولت‌ها تا وقتی ظرفیت کنترل، سرکوب، و بسیج منابع را داشته باشند، حتی اگر اقتصاد به‌هم‌ریخته باشد، می‌توانند بقا پیدا کنند. وعوامل کلیدی بقای دولت‌های بحران‌زده شامل
انحصار خشونت (ارتش و پلیس)
کنترل بوروکراسی
توانایی گرفتن مالیات یا منابع از گروه‌های محدود
قدرت تبلیغات و کنترل روایت (پروماگاندای دولت)
پس تا زمانی که دولت ابزارهای «کنترل اجتماعی» را حفظ کرده باشد، حتی بحران شدید اقتصادی به سقوط ان منجر نمی‌شود.

🔰سوم : نظریه «وابستگی و نظم نیمه‌پایدار» – امانوئل والرشتاین

♈️در نظریه نظام جهانی والرشتاین، بسیاری از کشورهای پیرامونی در یک وضعیت مزمن بحران اقتصادی هستند اما سقوط نمی‌کنند زیرا:
1. در چرخه اقتصاد جهانی نقش دارند (ارزان‌فروشی منابع، نیروی کار ارزان، و مصرف کالای خارجی).
2. نخبگان حاکم پیوندهای خارجی دارند و از خارج حمایت می‌شوند.
3. در این کشورها یک نوع تعادل منفی شکل می‌گیرد: نه بهبود، نه فروپاشی.
پس نظام‌های ضعیف اقتصادی می‌توانند دهه‌ها دوام بیاورند، زیرا در ساختار جهانی جایی دارند که مانع فروپاشی کامل آنها می‌شود.

🔰چهارم : نظریه «نهادهای استثماری و بقای سیاسی» – دارون عجم‌اوغلو و جیمز رابینسون

♈️عجم‌اوغلو می‌گوید کشورهایی که نهادهای سیاسی «استثماری» دارند (دولت قدرت را در دست گروه کوچک نگه می‌دارد) حتی اگر اقتصاد در حال فروپاشی باشد، سقوط نمی‌کنند چون: قدرت در دست گروه محدودی متمرکز است . این گروه می‌تواند منابع باقیمانده را به سمت خود منحرف کند. هر تغییر سیاسی، منافع آن گروه را تهدید می‌کند، بنابراین با تمام قدرت مانع فروپاشی و تغییر می‌شود. بنابراین اقتصاد ممکن است نابود شود، اما ساختار سیاسی همچنان می‌تواند زنده بماند.

🔰پنجم : نظریه «تهیدستی قابل تحمل» – جیمز اسکات

♈️اسکات می‌گوید دولت‌ها تا وقتی سقوط نمی‌کنند که مردم گرسنگی مطلق و بی‌امنی کامل را تجربه نکنند .حداقلی از غذا، امنیت و امید باقی بماند. سرکوب یا کنترل اجتماعی مانع سازمان‌دهی مردم شود!. به عبارت دیگر: مردم فقیر می‌شوند، ولی تا وقتی شرایط از «آستانه تحمل» بالاتر نرود، قیام رخ نمی‌دهد و سقوط ایجاد نمی‌شود!




/channel/+ZdIDreVjhmo0NmE0

Читать полностью…

دیپلماسی و سیاست خارجی

🔺عملیات پیچیده ترامپ؟!

دیدار دیروز ترامپ و نتانیاهو بر خلاف نشست‌های قبلی نسبتا هم طولانی بود و سه ساعت طول کشید، هم این که بدون نشست خبری برگزار شد و ترامپ پس از دیدار صرفا به یک پست در شبکه اجتماعی خود اکتفا کرد و دفتر نتانیاهو نیز توضیحاتی کلی داد.

در یادداشتی تحت عنوان «شتاب نتانیاهو» نوشتم که اگر بخواهیم صرفا از منظری خوش‌بینانه به قضیه نگاه کنیم که ظواهر امر نشان از اختلاف نظر میان ترامپ و نتانیاهو درباره شیوه مواجهه با ایران و اولویت‌های کاری در این زمینه دارد و بر این اساس هم اهداف سفر نتانیاهو و اختلاف‌نظرهای احتمالی توضیح داده شد، اما اگر از منظری بدبینانه نظر به تجربه رفتار ترامپ در این یک سال به ویژه پس از شروع مذاکرات قبل از جنگ 12 روزه نگاه کنیم، می‌توان از زاویه دیگری هم به این دیدار نگریست. البته این بدبینی ناشی از «توهم توطئه» نیست، بلکه معطوف به روانشناسی و رویکرد رفتاری ترامپ است.

از این منظر، می‌توان کلیت داستان سفر و رویکرد اعلامی ترامپ و نتانیاهو را در چارچوب یک عملیات فریب رسانه‌‌ای و دیپلماتیک نیز دید.

از این رو، از زاویه دید نبود اختلاف نظر عمیق و وجود قسمی اختلاف نظر غیر موثر میان دو طرف می‌توان گفت که اساسا سفر نتانیاهو بر خلاف آنچه در رسانه‌ها بیان شد، نه معطوف به تلاش او برای تاثیرگذاری بر مذاکرات آمریکا و ایران، بلکه در قالب یک عملیات روانی و آماده‌سازی نهایی در ابعاد مختلف به ویژه رسانه‌ای برای جنگ بر پایه توافق قبلی و هماهنگی لازم به عمل آمده نیز قابل تعریف است.

از منظر این احتمال بدبینانه، تصمیم به جنگ قبلا اتخاذ شده است و هماهنگی‌های مختلف هم میان نهادهای مربوطه دو طرف صورت گرفته و دیدار دیروز نیز جدا از نهایی کردن برخی مسائل، برای بی‌بی اهدافی شخصی را نیز دنبال می‌کرده است.
از این رو، می‌توان گفت که نتانیاهو قبل از جنگ به چنین دیداری برای نوعی تصویرسازی، مصرف داخلی و انتخاباتی در اسرائیل با توجه به وجود اجماعی برای جنگ علیه ایران نیاز دارد.

بنا به چنین احتمالی، نفس این سفر یک نوع سرمایه‌گذاری پیشینی برای انتخابات آتی کنست است که پس از جنگ و در صورت «موفقیت» آن در تحقق اهداف تعریف شده، نتانیاهو در نقش یک «قهرمان» برای اسرائیلی‌ها ظاهر شود که مثلا توانست ترامپ را قانع کند و آمریکا را به چنین جنگی بکشاند.

اما ترامپ هم که بر خلاف تصور رایج بسیار به امر روایت چه در جهت تقویت انگاره پیش‌بینی‌ناپذیری خودش و به تبع آن غافلگیر کردن طرف مقابل، چه برای زمینه‌سازی افکار عمومی اهمیت می‌دهد، طبیعی است که نوعی روایت را در پیش بگیرد که اولا با توجه به برخی حساسیت‌ها در آمریکا حتی در میان هوادارانش خود را مشتاق
جنگ نشان ندهد و متمایل به دیپلماسی نشان دهد، ثانیا با ادبیات خاصی این گونه وانمود کند که در نهایت به علت مخالفت طرف ایرانی با توافق، راه چاره‌ای جز انتخاب گزینه جنگ نداشته است.

از این منظر، آنجا که ترامپ در پست دیروزش می‌گوید «من اصرار داشتم مذاکرات با ایران ادامه یابد تا ببینیم آیا می‌توان به توافق رسید یا خیر»، در واقع دو هدف احتمالی را دنبال می‌کند؛ نخست این که به مخالفان جنگ در آمریکا بگوید که نهایت تلاش خود را برای توافق و موفقیت مذاکرات می‌کند و بر آن پافشاری دارد و اگر هم جنگ شد، مقصر من نیستم بلکه طرف ایرانی است. دوم این که از این طریق، محاسبات تهران را در جهت همان اصل غافلگیری نه در نفس جنگ بلکه در تاکتیک‌های آن تحت‌الشعاع قرار دهد.

اما آنچه می‌تواند تقویت کننده این نگاه بدبینانه باشد این است که اساسا شاهد یک روند دیپلماتیک معنادار نیستیم تا جایی که طرف آمریکایی بر خلاف رفتار عملی خود از طریق ناوکشی در منطقه، نه تنها در مذاکرات هنوز هم یک طرح مدونی را ارائه نکرده است، بلکه اساسا طرفین حتی در پرونده هسته‌ای هم وارد جزئیات نشده‌اند.

از این رو، حتی اظهارات امروز وزیر خارجه ترکیه مبنی بر این که ظاهرا آمریکا آماده کنار آمدن با سطحی محدود از غنی‌سازی اورانیوم در ایران است، بیشتر در قالب پیام‌های متناقض و گیج کننده واشنگتن با اهداف خاصی می‌گنجد تا وجود تمایلی واقعی برای توافق. چون اگر واقعا آمریکا صرفا مذاکره درباره پرونده هسته‌ای را پذیرفته است و آماده پذیرش ادامه غنی‌سازی در ایران در همان سطح محدود برجام و حتی کمتر از آن نیز هست و از طرف دیگر چنان که رئیس سازمان انرژی هسته‌ای ایران گفته است حتی خارج کردن ذخایر اورانیوم از ایران هم در مذاکرات مطرح نشده است، دیگر لشکرکشی و ناوکشی به منطقه چه معنایی دارد؟!

لب کلام این که اگر هم بدبینی پیشگفته اغراق‌امیز به نظر برسد، ولی به دلایل و قراین مختلفی از جمله تجربه رفتاری ترامپ و شانس محدود توافق، در این فضای پرابهام وجود یک عملیات پیچیده فریب قبل از جنگ همچنان تا این لحظه یک احتمال مرجح است.
#صابر_گل_عنبری

Читать полностью…

دیپلماسی و سیاست خارجی

🌎 مذاکره زیر سایه بیم و نیاز:
تهران و واشنگتن در جستجوی توافق حداقلی

🔹 مصاحبه روزنامه جهان صنعت با اسفندیار خدایی

فاطمه عباسی- جهان صنعت نیوز: دور جدید مذاکرات میان ایران و آمریکا در فضایی آغاز شد که هر دو طرف با مجموعه‌ای از فشارهای داخلی و خارجی روبه‌رو بودند. تنش‌های انباشته منطقه‌ای، بن‌بست پرونده هسته‌ای، بحران‌های اقتصادی و نگرانی از گسترش درگیری‌های نظامی، طرفین را به سمت میز گفت‌وگو سوق داده است. واشنگتن در پی آن است که بدون ورود به یک جنگ پرهزینه، برنامه هسته‌ای ایران را مهار کرده و از تشدید بی‌ثباتی در خاورمیانه جلوگیری کند. تهران نیز تلاش می‌کند در شرایط سخت تحریمی، راهی برای کاهش فشارها و کسب تضمین‌های امنیتی بیابد. با وجود این، شکاف عمیق بی‌اعتمادی، تفاوت جدی مطالبات و تجربه شکست توافق‌های پیشین، رسیدن به تفاهمی سریع را دشوار کرده است. جهان صنعت نیوز در گفت‌وگو با اسفندیار خدایی تحلیلگر بین‌الملل به تحلیل عمیق این مذاکرات پرداخته است.

چرا مذاکره اجتناب‌ناپذیر شد؟
اسفندیار خدایی در خصوص لزوم مذاکرات میگوید: واقعیت صحنه سیاسی نشان می‌دهد که هم ایران و هم آمریکا امروز بیش از هر زمان دیگری به گفت‌وگو نیاز دارند. برای جمهوری اسلامی، فشار تحریم‌ها، مشکلات اقتصادی داخلی، محدودیت‌های منطقه‌ای و تهدیدهای امنیتی، ادامه مسیر تقابل را پرهزینه کرده است. از سوی دیگر آمریکا نیز با انبوهی از چالش‌های جهانی مواجه است و تمایلی به گشوده شدن یک جبهه تازه در خاورمیانه ندارد.

در چنین شرایطی، مذاکره نه یک انتخاب دلخواه، بلکه راهی برای فرار از گزینه‌های بدتر است. واشنگتن می‌خواهد بدون ورود به جنگ، برنامه هسته‌ای ایران را محدود کند و تهران نیز به دنبال کاهش فشارها و خروج از انزوای سیاسی و اقتصادی است.

محدودیت‌های آمریکا؛ آیا گزینه جنگ روی میز است؟

واقعیت‌های میدانی دست آمریکا را بسته‌تر است. ایران دارای توان موشکی گسترده، شبکه‌های بازدارنده منطقه‌ای و موقعیت ژئوپلیتیکی حساسی است که هرگونه درگیری نظامی را به بحرانی جهانی تبدیل می‌کند. بخش بزرگی از انرژی جهان از خلیج فارس عبور می‌کند و کوچک‌ترین تنش نظامی می‌تواند قیمت نفت را به سطوح بی‌سابقه برساند. سناریوی نفت ۱۵۰ تا ۲۰۰ دلاری برای اقتصاد جهانی، به‌ویژه برای اروپا و خود آمریکا، کابوسی غیرقابل تحمل است. به همین دلیل، کاخ سفید ترجیح می‌دهد از مسیر دیپلماسی، بحران ایران را مهار کند.

کارت‌های از دست رفته و کارت‌های باقی‌مانده ایران


ایران طی سال‌های اخیر بخشی از اهرم‌های منطقه‌ای خود را از دست داده است. تحولات سوریه، لبنان و غزه موقعیت تهران را نسبت به گذشته تضعیف کرده و امکان فشار غیرمستقیم بر آمریکا و متحدانش کاهش یافته است. با این حال همه برگ‌های بازی از دست نرفته‌اند. توان نظامی و موشکی، ظرفیت‌های منطقه‌ای باقی‌مانده و همچنین نقش‌آفرینی قدرت‌هایی مانند چین و روسیه همچنان برای ایران ابزار چانه‌زنی محسوب می‌شوند. مسکو و پکن نیز به دلایل ژئوپلیتیکی تمایل ندارند ایران به‌طور کامل در مدار فشار آمریکا قرار گیرد و این موضوع می‌تواند در روند مذاکرات اثرگذار باشد.

اهداف حداقلی دو طرف چیست؟
او اهداف دو کشور در مذاکرات را این‌گونه تفضیل می‌کند: آنچه آمریکا به‌طور مشخص دنبال می‌کند، محدودیت‌های جدی‌تر هسته‌ای است: کاهش سطح غنی‌سازی، کنترل شدیدتر تأسیسات، خروج ذخایر اورانیوم با غنای بالا و جلوگیری از نزدیک شدن ایران به آستانه هسته‌ای.

در مقابل، اولویت اصلی تهران «امنیت» است؛ امنیت از تهدید نظامی، امنیت از فروپاشی اقتصادی و دریافت تضمین‌هایی که تجربه توافقهای شکننده گذشته تکرار نشود. برای ایران، رفع بخشی از تحریم‌ها و گشایش اقتصادی می‌تواند مهم‌ترین دستاورد این مذاکرات باشد.

با توجه به عمق اختلاف‌ها، بسیار بعید بود که این گفت‌وگوها در همان دور نخست به نتیجه نهایی برسد. تجربه سال‌های گذشته نشان داده که مذاکرات ایران و آمریکا معمولاً فرایندی فرسایشی و زمان‌بر است. محتمل‌ترین سناریو، حرکت به سمت توافق‌های کوچک، موقت و مرحله‌ای است؛ توافق‌هایی که تنش را کاهش دهد بدون آنکه همه مسائل را حل کند. نه تهران آمادگی عقب‌نشینی کامل دارد و نه واشنگتن قادر است امتیازات بزرگ و یک‌طرفه بدهد.

مذاکرات امروز بیش از آنکه نقطه پایان یک مناقشه باشد، آغازی برای یک چانه‌زنی طولانی است. دو طرف می‌دانند شکست کامل گفت‌وگو می‌تواند آنها را به سمت گزینه‌های پرهزینه‌تر سوق دهد، اما رسیدن به توافق جامع نیز در کوتاه‌مدت دور از دسترس به نظر می‌رسد.

آنچه فعلاً روی میز قرار دارد، تلاش برای مدیریت بحران و جلوگیری از تشدید تقابل است؛ مسیری باریک میان جنگ و توافق بزرگ. آینده این روند بیش از هر چیز به میزان انعطاف سیاسی دو طرف و تحولات میدانی...

Читать полностью…

دیپلماسی و سیاست خارجی

🔵🔴 چرا واشنگتن فعلا اپوزیسیون ونزوئلا را کنار گذاشت؟

✍️ فرانسیسکو پولئو| روزنامه‌نگار و تحلیل‌گر ونزوئلایی مخالف مادورو

‏دلسی رودریگز و هسته‌ی اصلی رهبری رژیم ونزوئلا، همین حالا در حال مذاکره با ایالات متحده هستند. این یک چرخش ناگهانی نیست؛ نتیجه‌ی جمع‌بندی‌ای است که طی ماه‌ها در واشنگتن به آن رسیده‌اند: آمریکا باور ندارد که ماریا کورینا ماچادو و اپوزیسیون، توان عملیاتی لازم برای به‌دست گرفتن قدرت در ونزوئلا را داشته باشند، چون نه کنترل ارتش را در اختیار دارند و نه توانسته‌اند شکاف معناداری در آن ایجاد کنند. اگر چنین توانی وجود داشت، قدرت بلافاصله پس از انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۲۴ جابه‌جا می‌شد. اما چنین نشد.

برای مدت طولانی، مقام‌های آمریکایی ـ از جمله مارکو روبیو ـ در ارتباط دائم با ماچادو و تیمش بودند. بارها از آن‌ها خواسته شد شواهدی از یک برنامه‌ی مشخص ارائه دهند؛ نه صرفاً برای «پیروزی نمادین»، بلکه برای حفظ قدرت در عمل: زنجیره‌ی فرماندهی، هم‌سویی نظامی، کنترل نهادها و اداره‌ی کشور در روز بعد. پاسخ‌ها همواره مبهم بود؛ با توجیه ملاحظات امنیتی، اما بدون ارائه‌ی شواهد واقعی. از آن نقطه به بعد، از نگاه دولت آمریکا، اپوزیسیون دیگر سازوکار قابل اتکایی برای گذار به نظر نمی‌رسید و بیشتر شبیه یک قمار سیاسی بدون بازوی اجرایی جلوه کرد.

طرحی که اکنون روی میز است این است که دلسی رودریگز با حمایت آمریکا کشور را تثبیت کند و سپس انتخابات عمومی برگزار شود. این اقدام به‌عنوان تأیید رژیم معرفی نمی‌شود، بلکه به‌مثابه راهبردی برای مهار وضعیت و گذار است. واشنگتن در یک نکته صریح است: این یک شراکت برابر نیست. ایالات متحده روند را هدایت می‌کند، هماهنگی‌ها از طریق روبیو انجام می‌شود و اهرم فشار کاملاً نامتقارن است. دلسی ابزار است، نه مرکز ثقل.

مقام‌های آمریکایی همچنین ارزیابی می‌کنند که لحن تند و سخت‌گیرانه‌ی امروزِ دلسی در عرصه‌ی عمومی، مخاطب داخلی داشته و خطابش پایگاه چاویستی بوده، نه بیرون. این پیام‌رسانی به‌عنوان سیگنال‌دهی داخلی فهمیده می‌شود. با این حال، در حال حاضر و همین لحظه، مذاکرات با ایالات متحده همچنان ادامه دارد.

Читать полностью…

دیپلماسی و سیاست خارجی

🔵🔴برای ۱۲۶ سالگی رشته علوم سیاسی در ایران!

✍دکتر حبیب اله فاضلی ( مدیر گروه علوم سیاسی دانشگاه تهران )

۱- نسبت منطقی «دانش سیاست در ایران» و «رشته علوم سیاسی» که رشته ای دانشگاهی با تاریخ و مختصات خاص خود است و اکنون یکصدوبیست شش سالگی اش را جشن گرفته ایم عموم و خصوص من وجه است. ملتی که قدیمی ترین «دولت موثر» تاریخ را بنا کرده و بعد از آن هم حیات سیاسی پرفراز و نشیب و مستمر داشته نمی‌توانسته دانش سیاست ملی نداشته باشد. یافته‌های دانش‌های هم‌مرزی چون تاریخ، فلسفه، باستان شناسی، زیست شناسی و بویژه زبانشناسی به انباشت دانش ما نسبت به این قاره مهجور مانده یاری رسانده اند و اکنون در میانه مسیری هستیم که با همت نسل ذهن های شبکه ای که هم‌نشین الگوریتم‌ها خواهند بود به تکامل خواهد رسید و ملاط هویت و میراث ایرانی به صورت رشته علوم سیاسی تبدیل خواهد شد و آن روز دور نخواهد بود.

۲- رشتهٔ علوم سیاسی در ایران به مثابه رشته ای دانشگاهی، عمری هم‌زادِ تجدد و دولت مدرن دارد. فرزندی که نه در خلأ، بلکه در التهاب و میل به بحران اندیشی زاده شد. ۱۲۶ سال پیش، در آستانهٔ قرنی که ایران می‌کوشید از زیر آوار سنت و فشار جهان نو راهی برای بقا و ارتقا بیابد، علوم سیاسی نه به‌عنوان دانشی مجرد، بلکه به‌مثابه ضرورتی تاریخی پا به میدان گذاشت. برخی از بانیانش نه تنها به ماهیت آن به تمامه ملتفت نبودند بلکه از نتایج واقعی/نهایی آن هم  استقبال نمی‌کردند. مشیرالدوله و سایر پدران بنیانگذار حرفه و هنری مظفری می‌خواستند که مومن و صادق باشد؛ اما به چه و به کی؟
همه ماجرا از اینجا آغاز می‌شود که «رشته علوم سیاسی و اعوانش» مومن به چه چیزی و صادق به چه کسی باید باشند؟ گرچه آنروز پاسخ به این پرسش مستور می‌نمود اما اینک بر ما روشن تر است و همینقدرش را فهمیده‌ایم که علوم سیاسی باید مومن به «ارزش‌های جهان نو » و صادق به «رویاهای ملی» باشد و الا جایگاهی جز خادمیت قدرت سترون و محصولی جز دیپلمات اداری بی هویت نخواهد داشت.

۳ـ اگر هرآن گریزناپذیری و همسرشتی این دانش با جهان نو و الزامات آن آشکار نمیشد، جوانه اش در دارالفنون خفه می‌شد و حواریون همایونی حیلتی نمی‌کردند که دستور تاسیس مدرسه سیاسی را از شاه خوش قلب قجر  بگیرند تا بلکه دانش سیاست قابله ایران مدرن از دالان سنت، شریعت و سلطنت باشد.

۴- سیاست دانش خوش مزه‌ای نیست، برای هیچ‌کس، نه برای دانشمندانش و نه کاربرانش! با پدیدارشناسی ناپدیدارها مولد آگاهی ناشاد است و خبر از آینده‌های تلخ و ترش می‌دهد که رهبران سیاسی نمی‌پسندند، در عوض در ایدیولوژی‌ها آینده شیرین تر از امروز و دیروز است و دقیقا به همین دلیل دایما در سودای خلق دانش سیاسی از جنسی دگر هستند که نتایج ایدیولوژی را به مثابه عینیت تاریخی و علمی توجیه کند.
دهه‌ها پیش از آنکه نامی از انقلاب برای اسلام در میان باشد علمای سیاست هشدار داده بودند که اگر با مذهب مهربانی نکنید و زمینه حضور مردم فراهم نشود «سلطنت بالغ نمی‌شود و عمرش به چهل سالگی قد نمی‌دهد» و شد آنچه شد.
۵- ده سال پیش در جلسه ای یکی از مسولان عالی فرهنگی به صراحت و صداقت بیان کرد که علوم سیاسی رشته ای شیطانی است و هرکاری کنیم ذاتش همین است! بدیهی‌ست  در این روایت ثواب آن است که از شیطان دوری جست و با لباس تقوا اصحاب و قلمروش را محدود کرد.  در این بستر شنیدن و رساندن این سخن که نمیتوان اراده سیاسی را بر فرهنگ ملی و غریزه بشری تحمیل کرد سخت است! شنیدن و رساندن این سخن که به  نام جامعه مدنی و تکثر و وفاق نباید کشور را به دام ایل گرایی و قوم بازی انداخت سخت است. سخن گفتن از این امر بدیهی که مواجهه با نظام جهانی و قدرت‌های بزرگ مقدوراتی هم‌وزن می‌خواهد آسان اما قبولاندن و به تصمیم نهایی رساندن آن سخت است و همچنین موارد دیگر که اینک به نظاره نشسته ایم!
در پایان براین باورم که رشته علوم سیاسی در ایران رشته موفقی بوده و بسیاری از بحران‌ها و مصایب اکنون را دهه‌ها پیش گوشزد و پیش بینی کرده بود اما بسان هر آگاهی ناشاد دیگری شنیده نشدند و خواهد شد آنچه که باید بشود.
اینک علوم سیاسی برای خودش خانواده ای دست و پا کرده و جذابیتش چنان شده که از نماینده مجلس تا پزشک و مهندس علاقمند تا هرکس که حرفهای بزرگ را دوست دارد می‌کوشد با این خانواده وصلتی صوری یا دلی برقرار کند و این رویه خانواده ما را در آستانه تشکیل «جامعه علوم سیاسی» قرار داده که امری مبارک است! به نظر می‌رسد علوم سیاسی نسبت به تمام یکصدوبیست و شش سال گذشته اش در وضعیت بهتری قرار دارد. کیفیت کتب، اساتید و دانشجویانش ارتقا چشمگیر یافته و می‌رود که بزودی سخن از ایران در کانونش قرار گیرد.


/channel/+ZdIDreVjhmo0NmE0

Читать полностью…

دیپلماسی و سیاست خارجی

🔵🔴تحولات خاورمیانه، ایران را به کدام سو می‌برد؟
✍دکتر محمود سریع القلم
کانونِ استراتژی غرب برای شکست کمونیسم و شوروی، افزایش تدریجی ناکارآمدی‌ها از طریق محدود کردن، محصور کردن و منفور کردن بود. به موازات کمونیسم، سرنوشت یک ایسم دیگری به تدریج در همین مسیر حرکت می کند. برای سه دهه، مجموعۀ غرب، اسراییل و بسیاری از کشورهای عربی، ترکیبی از محدود کردن و محصور کردن ایران را در پیش گرفتند و از قضا ۲۴ سال مذاکره کردند. هم اکنون فناوری‌های حیرت‌انگیز، استراتژی غرب نسبت به ایران و بنیادگرایی را در کانال جدیدی قرار داده است. انرژی به ‌کارگیری این فناوری، رئیس جمهوری است که در کاخ سفید نشسته است که گفته می‌شود بزرگترین سرمایۀ مدیریتی او، غیرقابل پیش‌بینی بودن اوست. هنوز سه سال از دورۀ ریاست او باقی‌مانده است و همانگونه که نشان داده، سیستم و فرآیند تصمیم‌‌گیری او با دیگر روسای جمهور آمریکا بسیار متفاوت است. عموم کشورهای مسلمان منطقه با ایران «ملاقات و گفت‌وگو» می‌کنند ولی عضو شرکت سهامی خاص (غرب، اسراییل، عموم کشورهای عربی و سنتکام) هستند که می‌خواهد بنیادگرایی را به سرنوشت کمونیسم دچار کند. فناوری و تجمیع سرمایه اقتصادی در آمریکا باعث شده که شرکت سهامی خاص، علاقه‌ای به مذاکره نداشته باشد، بلکه دالانی درست ‌کند تا به نتیجۀ دلخواه خود دست یابد.طی سال ۲۰۲۵، فاصلۀ فناوری میان این شرکت سهامی خاص و ایران باعث شد که از منظر ژئوپلیتیک، ایران هزارتوی (Labyrinth) نفوذ خود در خاورمیانه را به طور دائمی از دست بدهد. در دالانی که شرکت سهامی خاص طراحی کرده، در پی آن است که «منابع» ایران به حداقل برسد تا از یک طرف آنچه در منطقه از دست داده است را نتواند بازسازی کند و از طرف دیگر، منابع محدود، داخل را به اوج ناکارآمدی برساند. برای عادی کردن وضع آب، برق، انرژی و محیط زیست، ایران به حدود ۴۵۰ میلیارد دلار سرمایه و سرمایه‌گذاری نیاز دارد. چنین سرمایه‌ای در داخل نیست و با سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی (Foreign Direct Investment: FDI) قابلیت تأمین دارد. آن دالان مانع چنین امکانی خواهد شد تا ایسم زمانه را از منظر خود کاملاً شکست دهد. منابع نباشد یا محدود شود، این ایسم به سخنرانی و تظاهرات محدود می‌شود. دالان در پی آن است که با محدود کردن منابع درآمد ایران، ارتباطات کشور را با محیط جهانی به حداقل برساند. سفر کردن، سمینار تخصصی رفتن، صادرات کالا و خدمات، یادگیری و مشارکت برای بسیاری از ایرانیان یا تعطیل شده و یا به حداقل رسیده است. در جهان امروز، وقتی اتصال (Connectivity) نباشد، ذهن‌ها و سخنان محدود و محدودتر می‌شوند و تصمیم‌سازی‌ها معیوب می‌گردند. با محدود شدن منابع، قدرت خرید شهروندان به حداقل می‌رسد، سطح دعواها در جامعه به شدت تنزل پیدا می‌کند و قرارداد اجتماعی شکل نمی‌گیرد. در حالی که کشورهای عربی خلیج فارس و شرکت‌های توانمند فناوری در نحوۀ مدیریت و سرمایه‌گذاری دو تریلیون دلاری با هم نزاع داشته و اختلاف دارند، در ایران به خاطر محدود شدن منابع، اختلاف به سطح غریزه‌ها سقوط می‌کند. در حالی که ترکیه با ارتباطات و اتصالات، پروژه‌های مشترک با غرب و شرق را طراحی می‌کند، ایران به واسطۀ فقدان منابع و تحریم‌ها، پروژه‌های خود را تعطیل می‌کند.دالان جدید شرکت سهامی خاص، هدفی بالاتر از برنامۀ هسته‌ای ایران دارد که با آن اقتصاد ایران و به حداقل رساندن منابع ایران را افق قرار داده است. بنیادگرایی در منطقه، وضعیت شوروی ۱۹۸۵ را دارد:  بحران متد، بحران فکر، بحران افق و بحران منابع. ایران برای چندین دهه، منابع ملی خود را به نفع منطقه صرف کرد و از پرداختن به داخل عمدتاً غفلت کرد، مثل شخصی که تمام انرژی خود را صرف درآمدزایی کند و ناگهان در دهۀ۶۰ زندگی متوجه تجمیع ده‌ها بیماری در جسم خود شود که به آن‌ها کاملاً بی‌تفاوت بوده است. تعادل میان تعهدات خارجی و رشد و مدیریت کارآمد داخلی، از موضوعات مهم علم روابط بین‌الملل و اقتصاد سیاسی بین‌الملل است که در کتاب معروف (The Rise and Fall of Great Powers, Paul Kennedy) بدان پرداخته شده است. مهم‌ترین روش برای ایجاد تعادل در یک کشور، در یک بنگاه، در یک نهاد و در یک خانواده، مشورت کردن، ارتباط داشتن، یاد گرفتن، متصل بودن، شنیدن و اصلاح کردن است. دایرۀ ارتباطی ایران فوق‌العاده محدود بوده است: افراد تکراری، قرائت‌های تکراری و روش‌های بیرون از چرخۀ فناوری روز. شرکت سهامی خاص متوجه این خلأ شده است و بر روی آن سرمایه‌گذاری کرده تا آن را تشدید کند. دالان در پی آن است که تضادها را به شدت افزایش دهد و کانون آن محدود کردن منابع ایران است....



/channel/+ZdIDreVjhmo0NmE0

Читать полностью…

دیپلماسی و سیاست خارجی

☘️🧿☘️ حرفه‌ای‌های مطالعات بین‌المللی


🌗 شناخت دقیق پاکستان؛ اندیشکده اقبال
@andishkadehiqbal
🌓 مطالعات راهبردی شرق
@iran_sharghi
🌎 اندیشکده تهران
@InstituteTehran
🌎 درس‌گفتار علوم سیاسی و روابط بین‌الملل
@ecopolitist
🌎 کانال سیاسیون ایران
@Iranianpoliticianss
🌎 اندیشکده‌ها درباره ایران چه می‌گویند؟
@Rasadkhone_in
🌎 کانال  روش پژوهش در علوم سیاسی
@Policy_researcher
🌎 اندیشکده مطالعات حاکمیت و روابط بین‌الملل
@GovernanceStudies
🌎 همه چیز درباره چین 🇨🇳
@chinese10
🌎 پایش سیاسی ایران
@ir_REVIEW
🌎 کانال مطالعات سوریه
@hdrhbb1
🌎 آکادمی تخصصی جهان بین‌الملل
@InternationalAcademic
🌎 چین و ماچین 🇨🇳🇨🇳🇨🇳
@china_Reivew
🌎 اقتصاد آفریقا
@EcoAfrican
🌎 اندیشکده حقوق و روابط بین‌الملل
@ir_silr
🌎 دیپلماسی و سیاست خارجی
@Iranian_diplomacy
🌎 ترجمه ی  متون تخصصی علوم سیاسی
@Politicianns
🌎 فرهنگ و هنر جهان🌱🎬
@sarhaddat
🌎 آموزش زبان چینی (موسسه در مسیر ابریشم)🇨🇳
@Learningchinesesrpllic
🌎 اخبار و تحلیل مسائل خاورمیانه‌وشمال‌آفریقا
@mena_news_analysis
🌎 هسته مطالعات حقوق چین🇨🇳
@iranchinalaw
🌎 آکادمی سیاست
@Politicalsciennce
🌎 پژوهشکده علوم سیاسی
@Policyresearcherr
🌎 تحلیل مسائل سیاسی خاورمیانه
@paygah_ejtemayi
🌎 کانال  علوم سیاسی
@politicalsciencce
🌎 بانک مقالات علوم سیاسی
@maghalatolomsiasii
🌎 مرکز مطالعات عراق
@instituteofiraqistudies
🌎 روسکیی چاس
@RusskiyChas
🌎 لوموند دیپلماتیک Le Monde diplomatique
@mondediplofa
🌎 اوراسیا پست، اخبار و تحلیل - چین و روسیه CIS
@EurasiaPost
🌎 روش پژوهش در حقوق
@researcheerr
🌎 چین شناسی 🇨🇳
@Chinshenasi_ir
🌎 راوی عربستان
@KSA_Narrator
🌎 ژئواکونومیک نیوز
@GeoecoNEWS
🌎 اقتصاد سیاسی بین‌الملل🏅
@Inter_Politics
🌎 کتابخانه تخصصی روابط بین‌الملل
@ir_Texts
🌎 آموزش زبان تخصصی رشته علوم سیاسی
@language_political
🌎 موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس)
@iras_institute
🌎 کنکور ارشد و دکتری علوم سیاسی
@politicsman
🌗 مطالعات حقوق بشر
@ngoodvv


🌿🧿☘️ هماهنگی برای تبادل
@mrgp_1

Читать полностью…

دیپلماسی و سیاست خارجی

☘️🧿☘️ حرفه‌ای‌های مطالعات بین‌المللی


🌖 اندیشکده تهران
@InstituteTehran

🌓 مطالعات راهبردی شرق
@iran_sharghi

🌎 سیاست بهشتی 🕊
@SBU_PoliticalScience

🌎 دوره فن ترجمه متون سیاسی و مطبوعاتی
@policyinact

🌎 درس‌گفتار علوم سیاسی و روابط بین‌الملل
@ecopolitist

🌎 کانال سیاسیون ایران
@Iranianpoliticianss

🌎 کانال  روش پژوهش در علوم سیاسی
@Policy_researcher

🌎 آکادمی تخصصی جهان بین‌الملل
@InternationalAcademic

🌎 روش پژوهش در حقوق
@researcheerr

🌎 اوراسیا پست، اخبار و تحلیل - چین و روسیه CIS
@EurasiaPost

🌎 لوموند دیپلماتیک Le Monde diplomatique
@mondediplofa

🌎 مرکز مطالعات عراق
@instituteofiraqistudies

🌎 بانک مقالات علوم سیاسی
@maghalatolomsiasii

🌎 کانال  علوم سیاسی
@politicalsciencce

🌎 دیپلماسی و سیاست خارجی
@Iranian_diplomacy

🌎 ترجمه متون تخصصی علوم سیاسی
@Politicianns

🌎 آموزش زبان چینی (موسسه در مسیر ابریشم)🇨🇳
@Learningchinesesrpllic

🌎 اخبار و تحلیل مسائل خاورمیانه‌ و شمال‌آفریقا
@mena_news_analysis

🌎 آکادمی سیاست
@Politicalsciennce

🌎 پژوهشکده علوم سیاسی
@Policyresearcherr

🌎 تحلیل مسائل سیاسی خاورمیانه
@paygah_ejtemayi

🌎 اقتصاد آفریقا
@EcoAfrican

🌎 چین و ماچین 🇨🇳🇨🇳🇨🇳
@china_Reivew

🌎 کانال مطالعات سوریه
@hdrhbb1

🌎 همه چیز درباره چین 🇨🇳
@chinese10

🌎 اندیشکده مطالعات حاکمیت و روابط بین‌الملل
@GovernanceStudies

🌎 ژئواکونومیک نیوز
@GeoecoNEWS

🌎 شعوبا؛ پایگاه برای آشنایی با فرهنگ و اجتماع ملل مسلمان
@shouba_ir

🌎 رصدخانه اندیشکده‌ها
@Rasadkhone_in

🌎 آموزش زبان تخصصی رشته علوم سیاسی
@language_political

🌎 موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس)
@iras_institute

🌎 کنکور ارشد و دکتری علوم سیاسی
@politicsman

🌗 شناخت دقیق پاکستان؛ اندیشکده اقبال
@andishkadehiqbal


🌿🧿☘️ هماهنگی برای تبادل
@mrgp_1

Читать полностью…

دیپلماسی و سیاست خارجی

🔺خاورمیانه در انتظار و ابهام!

لغو دیدار ترامپ و پوتین، تداوم و تشدید بن‌بست در پرونده اوکراین، فارغ از هر نوع معامله پشت‌پرده یا امتیازدهی احتمالی، پیام مثبتی برای خاورمیانه ندارد. امروز پرونده‌ها، مسائل و موضوعات منطقه‌ای و بین‌المللی بیشتر از هر زمانی با هم تداخل و پیوند دارند. به همان اندازه که پیشرفت و توافق در پرونده اکراین میان آمریکا و روسیه می‌تواند موجب گشایشی در بن‌بست مذاکرات ایران و امریکا شود، عکس آن هم صادق است.

دستکم با پیشرفت در مذاکرات مربوط به جنگ اکراین، این مساله برای مدتی به مشغله اصلی ترامپ با هدف رسیدن به توافقی با روسیه تبدیل می‌شد که خود انگیزه‌ای جدی به او می‌داد تا مانع ماجراجویی‌های جدید اسرائیل و نتانیاهو در خاورمیانه شود؛ و لو برای مدتی ترمز او را بکشد تا تمرکز دولت آمریکا بر حل و فصل جنگ اکراین و ثبت «این افتخار» به نام ترامپ متشتت نشود.

اما حالا با تداوم انسداد در مساله اکراین و همزمان با آن، بن‌بست در دیپلماسی میان آمریکا و ایران می‌توان انتظار داشت که منطقه خاورمیانه دستخوش تحولات جدیدی شود.
واقعیت هم این است که آنچه باعث تداوم تنش و درگیری در منطقه می‌شود، وجود ابهام، تعلیق و فیصله نیافتن هیچ یک از موضوعات و پرونده‌‌هاست؛ از غزه و لبنان گرفته تا ایران و یمن.

حزب‌الله آسیب جدی دیده و تضعیف شده است و حماس هم همینطور؛ اما نه حزب‌الله تمام شده و نه دولت لبنان قادر به خلع سلاح آن است. حماس نیز علی رغم یک جنگ تمام عیار و ویرانگر دو ساله هنوز پابرجاست و تحولات اخیر غزه نشان می‌دهد که نه تنها در بعد تشکیلاتی و سازمانی، بلکه در سطح حکمرانی نیز هنوز حضور دارد.

درباره ایران هم وضعیت در حالتی مبهم و معلق قرار دارد؛ با وجود جنگ 12 روزه و حمله به تاسیسات هسته‌ای، اما نه برنامه هسته‌ای ایران از بین رفته و به احتمال زیاد نه فعالیت‌های هسته‌ای متوقف شده و در کل، پرونده هسته‌ای در حالت ابهام قرار گرفته است.

در این باره هم رئیس جمهور آمریکا اخیرا مدعی شد که «گزارشی به دستم رسید که ایران در صدد ساخت سلاح هسته ای است؛ اما من می‌دانم که ایران فعلا توانایی این کار را ندارد.»
این ادعای ترامپ چندان مورد توجه قرار نگرفت و صرفا شق دوم آن برجسته شد؛ اما منشا این گزارش‌ها چه اسرائیل باشد چه نهادهای اطلاعاتی آمریکا ممکن است می‌تواند در آینده بهانه و مبنای تصمیم‌گیری تازه ترامپ قرار گیرد.

در مورد یمن نیز وضع همینطور است و هر چند با توقف جنگ غزه حملات موشکی انصار الله متوقف شده و آرامش به این جبهه بازگشته است، اما بعید است که اسرائیل، آمریکا، امارات و عربستان به این راحتی با توسعه توان موشکی صنعا کنار بیایند.

در کل می‌توان گفت که اسرائیل با وجود کسب دستاوردهایی در منطقه، اما در سطح راهبردی هنوز نتوانسته‌ است به پیروزی فیصله‌گر و تعیین‌کننده دست پیدا کند و با بقای حماس و حزب‌الله و خلع سلاح نشدن آن‌ها، دستکم از نظر استراتژیست‌های اسرائیلی، ظرفیت تکرار هفتم اکتبر در آینده در حوزه پیرامونی آن وجود دارد.

از این رو، از نگاه اسرائیل کار تمام نشده است و اینجا صرفا مساله آینده سیاسی نتانیاهو هم مطرح نیست. بلکه پای آینده و بقای خود اسرائیل در میان است و اساسا از حمله هفتم اکتبر 2023 کلا نگاه اسرائیل نسبت به امنیت، بقا و تهدید تغییر ریشه‌ای کرده است.

این وضعیت‌های معلق و بن‌بست‌ها در سایه انسداد مسیر دیپلماسی میان تهران و واشنگتن شانس درگیری مجدد نظامی با ایران و لبنان را افزایش می‌دهد و بعید است که اسرائیل اوضاع را در این سطح به حال خود رها کند؛ به خصوص که سیر تحولات جهانی علیه آن و دوره پساترامپ می‌تواند آزادی عمل تل‌آویو را در آینده محدود کرده و به مانعی جدی در برابر هرگونه اقدام نظامی بدل شود.

فعلا با آتش‌بس در غزه، حملات اسرائیل به لبنان سیری تصاعدی پیدا کرده و هر لحظه ممکن است که جنگ تمام عیاری در این جبهه رخ دهد. در کنار آن هم جنگ با ایران را نیز نباید تمام شده فرض کرد و یا احتمال وقوع دوباره آن را منتفی دانست، بلکه هر لحظه امکان از سرگیری آن وجود دارد. خلاصه این که خاورمیانه در نگاه راهبردی و کلان فعلا در حالت انتظار و ابهام است و سه سال بسیار سخت و دشوار دیگر پیش روی خود دارد.
#صابر_گل_عنبری

Читать полностью…

دیپلماسی و سیاست خارجی

🔺بخشی از یک پازل بزرگ!

بالاخره از امشب مکانیسم ماشه و تحریم‌ها و قطعنامه‌های سازمان ملل فعال می‌شوند. این تشدید تنش قبل از آن که تبیین شود حامل چه پیامدها و تبعاتی است، جهت و دورنمای رویکرد غرب در قبال ایران و ورود مناقشه میان دو طرف را به پرتنش‌ترین دوره خود نشان می‌دهد.

این که اروپا حتی حاضر نشد با تمدید قطعنامه 2231 چند ماه دیگر صبر کند که شاید در مذاکرات گشایشی حاصل شود و کلا بی‌خیال توافق قاهره میان آژانس و ایران به عنوان اندک شانس تمدید قطعنامه شد، نشانگر حساس‌تر شدن شرایط، محاسبات متفاوت آن نسبت به گذشته و درعین حال نوعی عجله و شتاب است. درک سرّ این تعجیل اروپا برای فهم گام‌های بعدی آن‌ها مهم است.
در واقع، فعال‌سازی مکانیسم ماشه فراتر از مساله برنامه هسته‌‎ای ایران و با کلیت منازعه میان ایران و غرب و همه پرونده‌ها و مسائل آن مرتبط است.

در کنار فاکتورهای پیشگفته، این اقدام سه کشور اروپایی را می‌توان محصول تلاقی سه عامل دیگر نیز پنداشت:

نخست هماهنگی با دولت ترامپ؛ با وجود اختلاف‌‎نظرهای اروپا، اسرائیل و آمریکا درباره پاره‌ای مسائل و موضوعات، اما به نظر می‌رسد که درباره پرونده ایران تا حدود زیادی اتفاق نظر دارند. این مساله در نوعی حمایت ضمنی این کشورها از جنگ 12 روزه اسرائیل و حملات آمریکا به تاسیسات هسته‌ای ایران نمود داشت. بنابراین می‌توان گفت که بازگرداندن قطعنامه‌های شورای امنیت بخشی از پازلی بزرگ است که با جنگ ژوئن گذشته با سرعت و شدت بیشتری در حال شکل‌گیری است.

عامل دوم به تغییر نگرش اروپا نسبت به مفهوم امنیت پس از جنگ اوکراین بازمی‌گردد که از نظر اروپایی‌ها، ایران در آن دخالت دارد. از این منظر، تصمیم تروئیکای اروپایی ادامه طبیعی مواضع تند آنها در دو سال اخیر می‌باشد که احیانا شدیدتر از آمریکا هم بوده و به نظر می‌رسد از مدت‌ها قبل مترصد فرا رسیدن چنین فرصتی بوده‌اند.

از این زاویه، بعید نیست که تغییر رویکرد یا حداقل تغییر لحن اخیر ترامپ در قبال جنگ اوکراین، نتیجه نوعی هماهنگی بيشتر میان آمریکا و اروپا درباره ایران و روسیه باشد؛ به این معنا که اروپا در موضوع ایران کاملاً همسو با آمریکا حرکت کند و در مقابل، ترامپ در موضوع اوکراین و در قبال روسیه، توجه بیشتری به دغدغه‌های اروپا نشان دهد. کما این که شرط اروپا برای از سرگیری مذاکرات با آمریکا نیز موید این هماهنگی و هم‌پوشانی است.

عامل سوم به تلاش برای بازتعادل سیاست اروپا نسبت به اسرائیل مربوط می‌شود. در ماه‌های اخیر و به‌ویژه در هفته‌های گذشته، برخی متحدان اروپایی اسرائیل با شناسایی کشور فلسطین و انتقادهای تند از ادامه جنگ و نسل‌کشی در غزه، نارضایتی شدید تل‌آویو را برانگیختند. از نگاه اسرائیل، این اقدام‌ها نشانه‌ای از فاصله گرفتن اروپاست. در چنین وضعی، خودداری از فعال‌کردن «اسنپ‌بک» می‌توانست شکاف میان دو طرف را بیشتر کند و پیامدهایی به‌همراه داشته باشد. بنابراین، به نظر می‌رسد یکی از انگیزه‌های اصلی سه کشور اروپایی برای فعال‌کردن «اسنپ‌بک» این بوده که سیاست خود در قبال اسرائیل را متعادل کنند و جلوی آسیب بیشتر به روابطشان را بگیرند.

در کل، شرایط نسبت به قبل خیلی متفاوت شده است و دیگر شیوه‌های گذشته در مواجهه با وضعیت امروز پاسخگو نیست و اساسا هم انتخاب‌ها و گزینه‌ها نیز روز به روز محدودتر شده و می‌شوند. وقتی منازعه وارد فاز نظامی می‌شود، یعنی قبح خیلی از کارها شکسته شده و شرایط به طور بنیادین تغییر کرده است.

در گذشته قبل از این قبح‌شکنی‌ها به ویژه در دوره بایدن فرصت موفقیت دیپلماسی دوجانبه مبتنی بر قِسمی «برد-برد» بیشتر بود که از دست رفت؛ اما امروز با آمدن ترامپ و به ویژه با حملات، بیشتر منطق زور و واقع‌گرایی حاکم است تا زور منطق و در چنین شرایطی و پس از تغییر ادراک‌ها، دیپلماسی دو جانبه جای خود را به دیپلماسی یک‌جانبه و مشروط می‌دهد. امروز ترامپ خود را در موضع قدرت می‌بیند و مذاکره و دیپلماسی از نظر او به معنای چانه‌زنی برای رسیدن به توافقی مورد رضایت طرفین نیست، بله امضای توافقی مطلوب او برای گرفتن حداکثر امتیازات در همه پرونده‌های مورد مناقشه است.
#صابر_گل_عنبری

Читать полностью…

دیپلماسی و سیاست خارجی

🔺سرنوشت توافق با آژانس!



✍صابر_گل_عنبری

توافقی که سه‌شنبه گذشته میان ایران و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در قاهره به دست آمد، در منطقه و جهان تحت الشعاع حمله اسرائیل به قطر در همان روز قرار گرفت و چندان دیده نشد؛ در حالی که مصر انتظار داشت به عنوان نخستین «ثمره‌» وساطتش مورد توجه قرار گیرد. این توافق محصول چند دور رایزنی آژانس و ایران در تهران و وین و در ایستگاه آخر در قاهره میان عراقچی و گروسی بود.

صرف نظر از محتوای توافق که بعید است که در نهایت به حل و فصل اختلافات میان طرفین در آینده منجر شود، اما بازه زمانی دستیابی به آن فاکتور مهمی است. این توافق حدود دو هفته پیش از فعال شدن عملی «اسنپ‌بک» حاصل شده است و از این جهت باید دید می‌تواند دریچه‌ای برای دیپلماسی در مدیریت بحران کنونی بگشاید.

از دیگر سو،  توافق ایران و آژانس همزمان با نشست فصلی شورای حکام آژانس به دست آمد؛ امری که مسبوق به سابقه است و ایران معمولا در زمان شدت گرفتن اختلاف‌ها با آژانس، همزمان و یا اندکی پیش از این نشست‌ها توافق‌هایی را منعقد می‌کند تا از اتخاذ تصمیمات تند علیه خود جلوگیری کند. با وجود موفقیت مقطعی این روش در برخی موارد، اما این گونه توافق‌ها در نهایت توفیقی در حل مسائل اختلافی نداشته و به راه‌حل‌های پایدار منتهی نشده‌اند.

در این میان، تناقضی ظاهری میان اظهارات رافائل گروسی مدیرکل آژانس و وزیر امور خارجه ایران، درباره محتوای توافق دیده می‌شود. گروسی اعلام کرد که این توافق شامل بازرسی همه تأسیسات هسته‌ای ایران و ارائه گزارش درباره مکان‌هایی است که مورد حمله قرار گرفته و مواد هسته‌ای موجود در آن‌ها بوده است؛ اما عراقچی در گفتگو با تلویزیون ایران تأکید کرد که «فعلا» فقط اجازه دسترسی به نیروگاه بوشهر برای تعویض سوخت داده شده است. قید «فعلا» در سخنان عراقچی نشانگر یک جدول زمانی برای بازرسی‌هاست که به نظر می‌رسد تهران آن را به گونه‌ای تنظیم کرده که اجرای عملی توافق با آژانس همزمان با پایان فرصت زمانی یک ماهه مکانیسم ماشه یا بعد از آن آغاز شود.

به نظر می‌رسد هدف اصلی تهران از این توافق جلوگیری از فعال شدن مکانیسم ماشه و فراهم کردن محملی برای تمدید قطعنامه 2231 است که تروئیکای اروپایی یکی از شروط آن را همکاری کامل با آژانس دانسته بود. اما حتی در صورت تمدید موقت قطعنامه و توقف مقطعی مکانیسم ماشه، اجرای توافق با چالش‌های جدی روبرو خواهد شد و بعید است که تهران بدون انتظار مشخص شدن جهت گفتگوهای احتمالی با آمریکا چنین امتیازاتی را صرفا در تعامل با آژانس بدهد.

این توافق در دو هفته آینده محک خواهد خورد تا روشن شود که آیا می‌تواند مانع اجرای «اسنپ‌بک» شود یا خیر؟ اکنون تصمیم نهایی در دست تروئیکای اروپاست که در واکنش به توافق اخیر استقبالی غیر مستقیم و محتاطانه داشتند.

حال پرسش این است که آیا صرف همین توافق برای تروئیکایی اروپایی برای تمدید قطعنامه 2231 و تعویق کاربست مکانیسم ماشه کافی است؟ یا منتظر تحقق شرط دیگر خود مبنی بر ضرورت ازسرگیری مذاکرات هسته‌ای میان ایران و ایالات متحده خواهند ماند؟ در این صورت،  آیا مصر خواهد توانست ظرف دو هفته آینده تهران و واشنگتن را بار دیگر پشت میز مذاکره بنشاند؟ اساسا آیا دولت آمریکا بدون از سرگیری مذاکرات با تمدید قطعنامه همراهی می‌کند؟ یا بر سه کشور اروپایی برای خودداری از آن فشار می‌آورد؟

این که اروپا و آمریکا به همین توافق نیم بند میان ایران و آژانس رضایت دهند یا نه، بیشتر معطوف به میزان تمایل و آمادگی آن‌ها برای تشدید تنش با تهران در این شرایط است. البته اگر اروپا به همین توافق رضایت دهد، در مقابل دیگر شرط خود بعید هم نیست که تهران وعده اطمینان‌بخشی برای از سرگیری مذاکرات هسته‌ای بعد از پایان سپتامبر بدهد؛ البته اگر اتفاقی در این خصوص در حاشیه نشست‌های مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک نیفتد.

فعلا که توافق شانس توقف موقت مکانیسم ماشه را «تا حدودی» افزایش داده است؛ اما باید دید طرف‌های اروپایی و آمریکایی در نهایت به چه جمع‌بندی خواهند رسید.

Читать полностью…

دیپلماسی و سیاست خارجی

🔵🔴سه سناریو درباره سرنوشت ایران و FATF در سال ۲۰۲۵

✍️ عبداله باباخانی

در میانه سال ۲۰۲۵، پس از ۶ سال وقفه، مذاکرات رسمی ایران با FATF بار دیگر آغاز میشود. تصویب کنوانسیون پالرمو در مجمع تشخیص مصلحت نظام و دعوت FATF برای گفت‌وگوی حضوری در مادرید، فضای امیدواری مشروطی ایجاد کرده است. با این حال، آینده تعامل ایران با این نهاد مالی جهانی، همچنان در هاله‌ای از ابهام است.

بر اساس شرایط فنی، حقوقی و سیاسی، می‌توان سه سناریو برای آینده ایران در FATF ترسیم کرد:

سناریوی اول: خروج از لیست سیاه و ورود به لیست خاکستری (سناریوی خوش‌بینانه)

الزامات:
• تصویب نهایی و بدون ملاحظه سیاسی کنوانسیون CFT
• ارائه گزارش‌های معتبر از اجرای عملی مقررات ضدپولشویی و مبارزه با تأمین مالی تروریسم
• پذیرش ایران در مذاکرات مادرید توسط اعضای FATF
• گزارش حمایتی گروه‌های منطقه‌ای مانند MENAFATF از گزارش ایران

پیامدها:
تعلیق اقدامات تقابلی مالی بین‌المللی علیه ایران
• بازگشت تدریجی برخی مسیرهای بانکی با کشورهایی نظیر چین، هند، روسیه، مالزی
• بهبود رتبه ریسک اعتباری ایران در نظام مالی جهانی
• تأثیر مثبت روانی بر سرمایه‌گذاران خارجی و فعالان تجاری

احتمال تحقق:

🔵 کم تا متوسط (در صورت اجماع داخلی سریع و ارائه ضمانت‌های اجرایی)

✅ سناریوی دوم: تداوم حضور در لیست سیاه با تعلیق جزئی اقدامات تقابلی (سناریوی واقع‌گرایانه)

الزامات:
• پیشرفت فنی قابل قبول در مذاکرات مادرید
• تصویب CFT با ملاحظات یا شروط محدودکننده
• اثبات نسبی اجرای مقررات توسط ایران
• اجماع نسبی در FATF برای اعطای فرصت بیشتر

پیامدها:
تداوم حضور ایران در لیست سیاه اما با اعلام «پیشرفت مثبت» در گزارش نهایی
• امکان تسهیل جزئی در مبادلات با چند کشور (بانک‌های غیربزرگ)
• ادامه محدودیت‌های عمده در دسترسی به بازارهای مالی بین‌المللی
• باقی‌ماندن نگاه تردیدآمیز نسبت به نظام مالی ایران

احتمال تحقق:

🟠 بالا – محتمل‌ترین سناریو در کوتاه‌مدت

✅ سناریوی سوم: شکست مذاکرات و تشدید اقدامات تقابلی (سناریوی بدبینانه)

محتمل در صورت:
• عدم تصویب CFT یا تصویب همراه با شروط گسترده و بی‌اثر
• اثبات ناکارآمدی در اجرای مقررات توسط نهادهای داخلی
• استفاده از مواضع ایران در حوزه‌های سیاسی (نظیر روابط با گروه‌های شبه‌نظامی) علیه پرونده FATF
• سنگ‌اندازی اعضای مخالف منطقه‌ای یا جهانی در روند تصمیم‌گیری FATF

پیامدها:
تثبیت جایگاه ایران در لیست سیاه با حداکثر اقدامات مقابله‌ای
• گسترش فشار مالی بین‌المللی حتی از سوی شرکای سنتی (چین و روسیه)
• افزایش ریسک انتقال پول، سرمایه‌گذاری و تبادل مالی برای فعالان اقتصادی
• کاهش مشروعیت ایران در تعامل با نهادهای مالی منطقه‌ای (حتی در طرح‌هایی مانند بریکس‌پلاس)

احتمال تحقق:

🔴 متوسط – اگر اجماع داخلی درباره FATF از دست برود یا موضوع سیاسی شود

🖊️ تحلیل پایانی:

ایران بیش از هر زمان دیگری نیازمند تصمیمات فنی، سریع و فرابخشی درباره تعامل با FATF است. فرصت مذاکرات مادرید می‌تواند آخرین پنجره جدی برای بازسازی اعتبار مالی کشور باشد؛ اما بدون اجماع داخلی بر سر ضرورت شفاف‌سازی نظام مالی، هیچ یک از سناریوهای مثبت تحقق نخواهند یافت.

/channel/+ZdIDreVjhmo0NmE0

Читать полностью…

دیپلماسی و سیاست خارجی

🔺نتانیاهو چرا به دیدار ترامپ رفت؟!

✍صابر_گل_عنبری

بنیامین نتانیاهو به آمریکا سفر کرده و قرار است با دونالد ترامپ دیدار و گفتگو کند. این سفر نتانیاهو از آن جهت پراهمیت است که بعد از تجاوز به ایران و آتش بس انجام می‌شود.

پیوست رسانه‌ای اسرائیل و آمریکا برای این سفر به گونه‌ای است که انگار جنگ غزه و توافق احتمالی با حماس در کانون گفتگوهای ترامپ و نتانیاهو قرار دارد و ارسال هیات مذاکره کننده اسرائیلی به دوحه نیز در این راستاست.

واقعیت اما این است که «تا این لحظه» «پیشرفتی راهکشا» در مذاکرات آتش بس در غزه رخ نداده است.

اگر تجربه چند ماه اخیر را در نظر بگیریم، احتمالا تمرکز بیش از حد بر پرونده غزه به عنوان «دستور کار اصلی» دیدار ترامپ و نتانیاهو گمراه‌ کننده و در واقع پوششی برای  موضوع اساسی گفتگوی دو طرف یعنی ایران باشد.

در این میان اگر هم طی ساعات آینده «تحولی بزرگ» در مذاکرات آتش بس غزه برای رسیدن به توافق رخ دهد، باز نافی این نیست که ایران در کانون گفتگوهای دو طرف قرار دارد.

اما محور گفتگوی ترامپ و نتانیاهو چیست؟
به احتمال زیاد حول چهار محور است؛ نخست ارزیابی نتایج حملات به ایران به ویژه به تاسیسات هسته‌ای. محور دوم هم بررسی نتایج واکنش و حملات ایران. محور سوم نیز بررسی سناریوهای مختلف بعد از جنگ محدود اخیر در مواجهه با تهران و محور چهارم هم به عنوان تالی سه محور پیشین، دستیابی به دستور کاری مشترک و متعاقب آن تعیین گام‌های بعدی در قبال ایران و انجام هماهنگی‌های لازم در این خصوص است.
این که این گام‌ها و پلان بعدی دو طرف چه خواهد بود، سوالی کانونی است که بعدا می‌توان درباره آن سخن گفت.

/channel/+ZdIDreVjhmo0NmE0

Читать полностью…

دیپلماسی و سیاست خارجی

👈متقی، کارشناس صداوسیما: اسرائیل تا یک هفته دیگر دوباره به ایران حمله نظامی خواهد کرد

🔴آمریکا و اسرائیل با آتش بس به دنبال تجدیدقوا هستند.

🔴ابتدا اقدامات غافلگیرکننده و گام دوم هم عملیات تخریبی خواهد بود.


/channel/+ZdIDreVjhmo0NmE0

Читать полностью…

دیپلماسی و سیاست خارجی

🔆گروه بحث و تبادل سیاسیون ایران 


🔆گردهمایی دانشجویان علوم سیاسی  و افراد علاقمند به مباحث سیاسی





🔆جهت عضویت در گروه بزرگ سیاسیون ایران

👇🏼👇🏼


/channel/+ZdIDreVjhmo0NmE0

Читать полностью…
Subscribe to a channel