politicalsciencce | Unsorted

Telegram-канал politicalsciencce - کانال علوم سیاسی

3513

✅️اخبار، تحلیل های سیاسی و محتوای مرتبط با علم سیاست 📚سمیرا باقری دانش آموخته روابط بین الملل ارتباط با ادمین: @Bagheri9118

Subscribe to a channel

کانال علوم سیاسی

🔅دوستان علوم سیاسی  در تمام مقاطع  از کارشناسی  تا دکتری  جهت:


✅نگارش مقاله

✅نگارش  پایان نامه

✅چاپ کتاب

✅ترجمه ی متون تخصصی علوم سیاسی

✅ تبدیل پایان نامه به کتاب



🔆میتوانند با ایدی و شماره تماس  اینجانب  #مرضیه_محمدی
مدیر آکادمی سیاست 
و آکادمی زبان تخصصی علوم سیاسی
در ارتباط باشند


👇🏼👇🏼👇🏼

🔅جهت ارتباط و مشاوره: از طریق  تماس  یا  برنامه  های داخلی  با شماره ی زیر


👇


09189021885


✅کانال روش پژوهش در علوم سیاسی در برنامه داخلی بله 

👇🏼👇🏼


https://ble.ir/Policy_researcher

Читать полностью…

کانال علوم سیاسی

قابل توجه دوستان گرامی دکتری که به دنبال تقویت #رزومه ی خود هستند ،مجموعه ی ما جهت مشاوره در خدمت دوستان خواهد بود


دوستانی  که مشکل اینترنت دارند می توانند با شماره  اینجانب مرضیه محمدی  #تماس داشته باشند و یا از طریق برنامه های داخلی ،#ایتا ،#بله و...ارتباط برقرار کنند

👇🏻👇🏻👇🏻

09189021885

Читать полностью…

کانال علوم سیاسی

بررسی و شناخت ابزارهای آمریکا در اقدامات تحریمی علیه جمهوری اسلامی ایران

محمد سجاد اسپری_ حمید رضا شیرزاد

✅کانال علوم سیاسی

👇👇👇
/channel/politicalsciencce

Читать полностью…

کانال علوم سیاسی

رویکرد امنیتی آمریکا نسبت به تهاجم نظامی روسیه به اوکراین(۲۰۲۴-۲۰۲۲)

محمد باقر نژاد ابراهیم_ آرمین امینی

✅کانال علوم سیاسی

👇👇👇
/channel/politicalsciencce

Читать полностью…

کانال علوم سیاسی

🔺سایه جنگ و بازی آمریکا!

در شرایطی که هم‌ زمان با مذاکرات، سایه جنگ سنگینی می‌کند و آمریکا بزرگ‌ترین و پیشرفته‌ترین تسلیحات جنگی خود را پس از حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ به منطقه اعزام کرده است، این برداشت نزد برخی در ایران و خارج از آن وجود دارد که هدف اصلی اعمال حداکثر جنگ روانی برای افزایش فشار در میز مذاکره و گرفتن بیشترین امتیاز ممکن از تهران است.

اما به باور نگارنده، این تفسیر خوانش دقیقی از وضعیت کنونی نیست. قرائن و شواهد متعددی در منطقه و داخل اسرائیل نشان می‌دهد که آنچه اکنون در جریان است، بیشتر به مراحل پایانی پیش از آغاز یک جنگ شباهت دارد. حتی می‌توان گفت که نشانه‌های وقوع جنگ، از آنچه پیش از جنگ ۱۲روزه دیده می‌شد، پررنگ‌تر و جدی‌تر است.

در آن مقطع جز در دو سه روز منتهی به آغاز درگیری، شواهد عینی خاصی دال بر وقوع جنگ وجود نداشت و قراین موجود هم صرفا از یک جنگ محدود حکایت داشت؛ حال آن‌ که یک مجموعه شواهد عینی و محتوایی نشان می‌دهد که احتمالا منطقه در آستانه جنگی گسترده‌تر از قبل با اهدافی متفاوت خواهد بود.

کمیت و کیفیت تسلیحات اعزامی آمریکا به‌گونه‌ای است که دشوار می‌توان غایت آن را صرفاً فشار به تهران برای یک توافق دانست؛ چرا که اساساً خود آمریکا نیز شانس تحقق چنین توافق یک‌طرفه‌ای را تقریباً ناممکن می‌داند. اگر واشنگتن حتی تا حدی به دستیابی به چنین توافقی امیدوار بود، بعید بود با اعزام حدود دو سوم ناوهای هواپیمابر خود و این حجم عظیم از تجهیزات نظامی، چنین هزینه سنگینی را تنها برای اعمال فشار متحمل شود و می‌توانست به سطح پایین‌تری اکتفا کند.

از این رو، می‌توان گفت اعزام این حجم از ناوها و جنگ‌افزارها نه یک نمایش قدرت، جنگ روانی و فشاری مذاکراتی، بلکه معطوف به یک تصمیم پیشینی برای جنگ است.

البته نوعی جنگ روانی و ادراکی در جریان است؛ اما نه به‌عنوان هدف اصلی اعزام این تسلیحات، بلکه بیشتر در قالب پیوست رسانه‌ای پیچیده دولت آمریکا در مسیری منتهی به جنگ است.

این عملیات روانی در اقدام پیوسته دولت آمریکا در تزریق غیر مستقیم اخبار امنیتی آمیخته به داده‌های ناهمگون، هدفمند و احیانا مواضع مستقیم چندپهلو نهفته است که ابعاد و اهداف متعددی هم دارد.

از جمله این موارد این که با ارسال بی‌سابقه تجهیزات جنگی دستکم در دو دهه اخیر به منطقه همچنان در روایت رسانه‌ای آمریکا گفته می‌شود که ترامپ هنوز تصمیم نهایی را نگرفته است و در حال بررسی است. حال آن ‌که بعید و نامعقول به نظر می‌رسد که آمریکا در چنین اقدام پرهزینه‌ای، ابتدا دو سوم ناوهای هواپیمابر و این حجم از تسلیحات را به منطقه اعزام کند و سپس تازه وارد مرحله بررسی و تصمیم‌گیری شود.

منطق اقتضا می‌کند که ابتدا بررسی و ارزیابی انجام شود و پس از تصمیم‌گیری، اعزام صورت گیرد. حتی اگر فرضا هدف صرفاً اعمال فشار مذاکراتی توام با امیدی به پذیرش خواسته‌های حداکثری از طرف تهران باشد، باز هم نیازی به اعزام چنین حجمی از تسلیحات به‌ ویژه تجهیزاتی نیست که فقط برای کاربرد عملیاتی ارسال می‌شوند.

بر این اساس، روایت رسانه‌ای دولت آمریکا طی دو تا سه هفته اخیر، به‌ویژه تأکید بر این‌که ترامپ هنوز تصمیم نگرفته است، احتمالاً سه هدف را دنبال می‌کند:
نخست، مدیریت فضای داخلی و القای تمایل به توافق به ‌ویژه در برابر مخالفان جنگ در آمریکا و در عین حال نیز آماده‌سازی افکار عمومی آمریکا و جهان برای جنگ.
دوم، فراهم‌سازی مقدمات جنگ در سطوح تدارکاتی، لجستیکی، امنیتی، اطلاعاتی و عملیاتی.
سوم، تأثیرگذاری بر محاسبات طرف ایرانی و ایجاد نوعی سردرگمی در تصمیم‌گیری، در کنار حفظ اصل غافلگیری؛ نه در اصل وقوع جنگ، بلکه در تاکتیک‌ها و شیوه‌های آن.

در همین قاب هم می‌توان مذاکرات را تعریف کرد. پذیرش گفت‌وگو صرفاً درباره پرونده هسته‌ای و پرهیز اولیه از طرح شروط غیرقابل‌قبول بیش از آن‌ که نشانه تمایل واقعی آمریکا به توافق باشد، رفتاری حساب‌شده در همین پازل است. اگر آمریکا واقعا تا این حد متمایل به توافق بود که از مسائل موشکی و منطقه‌ای چشم‌پوشی کند و تنها بر پرونده هسته‌ای متمرکز شود، اساسا چنین لشکرکشی گسترده‌ای توجیهی نداشت؛ حتی اگر قصد امتیازگیری گام به گام را امتیاز داشته باشد.

البته وجود تصمیمی پیشینی برای جنگ لزوما به معنای آن نیست که لغوناپذیر است اما این مهم بهای بسیار سنگینی در این شرایط دارد که بعید است تهران بپذیرد.

شروع جنگ احتمالی هم غالبا معطوف به ادراکی دال بر پیش‌بینی ماهیت واکنش ایران و کنترل آن است. اما اگر حملات بسیار سنگین اولیه نتواند پاسخ ایران را مهار کند، بازه زمانی جنگ، دامنه و تبعات آن تابع سطح و گستره این واکنش خواهد بود.

حال باید دید اول آمریکا جنگ احتمالی را شروع می‌کند یا اسرائیل یا با هم.
#صابر_گل_عنبری
/channel/politicalsciencce

Читать полностью…

کانال علوم سیاسی

ارزیابی رویکرد سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در قبال راهبردهای بزرگ جهانی

محمد خوش هیکل آزاد


✅کانال علوم سیاسی

👇👇👇
/channel/politicalsciencce

Читать полностью…

کانال علوم سیاسی

🔺ترامپ وسوسه می‌شود؟!

حدود یک هفته پیش در یادداشتی به نقل از «منابعی منطقه‌ای» نوشتم که ظاهرا ایران در جریان مذاکرات اخیر در عمان پیشنهادها یا مشوق‌های اقتصادی را مطرح کرده است. امروز حمید قنبری عضو هیأت مذاکره‌کننده ایرانی، در جلسه اتاق بازرگانی ایران این موضوع را تأیید کرده و گفته است که در مذاکرات، منافع مشترک در حوزه نفت، گاز، معدن و حتی خرید هواپیما مطرح شده است.

قنبری ضمن اشاره به تجربه برجام و عدم انتقاع اقتصادی آمریکا از آن گفته است که این بار برای پایداری توافق، آمریکا نیز باید در حوزه‌هایی با بازده اقتصادی بالا و سریع بهره‌مند شود.

با این تأیید قنبری، معمای بخشی از تناقضات مذاکرات اخیر برطرف می‌شود. این تناقضات از آنجا ناشی می‌شد که ترامپ مذاکرات مسقط را «خیلی خوب» توصیف می‌کرد و تأکید داشت ایران حاضر است امتیازات بیشتری نسبت به قبل از جنگ ۱۲ روزه بدهد. او همچنین پیش از طرح دوباره شرط برنامه موشکی در روزهای اخیر، به نوعی تأیید کرده بود که مذاکرات صرفا درباره پرونده هسته‌ای است. در عین حال، طرف ایرانی نیز می‌گفت نه مسئله خارج کردن ذخایر اورانیوم مطرح شده و نه مذاکرات وارد جزئیات پرونده هسته‌ای شده است.

همین اظهارات دو طرف فضایی پرابهام و این پرسش را به وجود آورده بود که اگر مذاکرات صرفا به هسته‌ای محدود شده و حتی درباره آن وارد جزئیات نشده است، پس ترامپ چگونه آن را «خیلی خوب» خوانده و از آمادگی ایران برای دادن امتیازات بیشتر سخن گفته است.

اما امروز روشن شد که منظور ترامپ در واقع همین پیشنهادهای اقتصادی است. گویا در مذاکرات مسقط، طرف ایرانی پس از طرح انتقادات خود از تجربه قبل از جنگ ۱۲ روزه و تأکید بر ضرورت اعتمادسازی، این بسته پیشنهادی اقتصادی را به ترامپ ارائه کرده و ذهنیت اقتصادی او را نشانه گرفته است.

اینکه یک طرف مذاکره با طرح مشوق‌هایی بخواهد توافق را برای طرف مقابل، به‌ویژه ترامپِ بازرگان، به امری وسوسه‌انگیز تبدیل کند، فی‌نفسه ابتکار خوبی است؛ اما پرسش این است که آیا این ابتکار می‌تواند به تنهایی ترامپ را به پذیرش یک برجام هسته‌ای ـ اقتصادی با ایران قانع کند؛ توافقی که در آن خطوط قرمز تهران در پرونده هسته‌ای رعایت شود و آمریکا نیز از خطوط قرمز خود، از جمله صفرسازی غنی‌سازی اورانیوم کوتاه بیایید.

واکنش اولیه ترامپ به مذاکرات مسقط و «خیلی خوب» توصیف کردن آن نشان می‌دهد که در وهله اول این «بسته اقتصادی» برای او جالب و جذاب بوده است؛ اما به نظر نگارنده، این نسخه اقتصادیِ قابل توجه بعید است خالق برجامی مطلوبِ تهران شود.

نسخه‌های اقتصادی و سیاسی، مانند تجویزهای پزشکی، اگر در زمان و شرایط خاص خود ارائه نشوند و بیماری پیشرفت کرده باشد، دیگر کارکرد مطلوب را ندارند. اگر این پیشنهادهای اقتصادی و پیوست اقتصادی ایران در دوره اول ترامپ مطرح می‌شد، احتمالا نقشی مهم در عدم خروج او از برجام داشت.

در آن زمان، محور انتقادات ترامپ از برجام این بود که آمریکا این توافق را امضا کرده و چین از آن بهره می‌برد و مسائلی مانند صفرسازی غنی‌سازی اورانیوم به شدت امروز مطرح نبود.

اما امروز، در شرایط امنیتی و ژئوپلیتیک جدید خاورمیانه و پس از جنگ ۱۲ روزه، یا به تعبیر دیگر «امنیتی شدن بی‌سابقه» اوضاع، حتی اگر چنین پیشنهادهای اقتصادی بتواند راهگشا باشد، دست‌کم ترامپ به این سطح راضی نخواهد بود و به بیش از همکاری اقتصادی مشترک می‌‎اندیشد.

حتی خود ترامپ نیز یک روز پس از مذاکرات مسقط گفت که اگر ایرانی‌ها پیش از جنگ چیزی را که اکنون پیشنهاد می‌دهند، مطرح می‌کردند، با آن موافقت می‌کرد. یک روی دیگر سخن او این است که این بسته پیش‌تر می‌توانست رضایتش را جلب کند، اما امروز کافی نیست.

در مجموع، امر مذاکره، دستور کار آن، موفقیت و شکستش تابع زمان و شرایط خاص هر دوره است. امروز، با توجه به شرایط فوق‌امنیتی خاورمیانه و زمانی که کار به جنگ و دوباره لشکرکشی کشیده شده، دستور کار مذاکرات، برخلاف سال ۲۰۱۸، در وهله نخست امنیتی است نه اقتصادی و موفقیت یا شکست آن نیز بیش از هر چیز تابع تفاهمی امنیتی خواهد بود؛ آن هم در صورتی که اساسا نفس مذاکره همچنان موضوعیت داشته باشد و اهداف دیگری در دستور کار قرار نگرفته باشد.

با این حال، در صورت وجود فرصتی برای توافق در این شرایط بسیار دشوار نمی‌توان اهمیت پیوست اقتصادی را نادیده گرفت؛ اما احتمالا ترامپ امتیازات اقتصادی کلان‌تر و وسوسه‌انگیزتری را در کنار حل و فصل مسائل دیگر مطالبه خواهد کرد.
#صابر_گل_عنبری
/channel/politicalsciencce

Читать полностью…

کانال علوم سیاسی

♦️ رویترز:

🔹 دور دوم مذاکرات ایران و آمریکا، سه‌شنبه در ژنو برگزار می‌شود

🔹 هیئت آمریکایی با حضور نمایندگانی از عمان به عنوان میانجی، با طرف ایرانی دیدار می‌کنند.
/channel/politicalsciencce

Читать полностью…

کانال علوم سیاسی

بررسی تاثیر تغییر رژیم سوریه بر رقابت‌های کریدوری و کاهش نفوذ ژئوپلیتیکی ایران در منطقه

تیرداد تقی‌پور جاوی_علیرضا شاه‌محمدی

✅کانال علوم سیاسی

👇👇👇
/channel/politicalsciencce

Читать полностью…

کانال علوم سیاسی

🔺شتابِ نتانیاهو!

یک روز پس از مذاکرات مسقط و ساعاتی بعد از اظهارات ترامپ درباره آن، نتانیاهو سفر خود به آمریکا را یک هفته جلو انداخت. او قرار است سه‌شنبه عازم واشنگتن شود و چهارشنبه با رئیس‌جمهور آمریکا دیدار کند.

نتانیاهو قرار بود برای شرکت در اجلاس سالانه آیپک، لابی قدرتمند اسرائیل (18 تا 22 ماه جاری میلادی) به آمریکا سفر کند که به موازات اولین نشست شورای صلح غزه برگزار می‌شود. اما ظاهرا تحولات مرتبط با مذاکرات میان ایران و آمریکا عامل اصلی این تصمیم بوده است.

در بیانیه دفتر نتانیاهو تأکید شده است که هرگونه مذاکره با ایران باید شامل محدودسازی برنامه موشکی بالستیک و توقف حمایت از محور ایران در منطقه باشد.

با این حال، روزنامه یدیعوت آحرونوت به نقل از یک مقام آگاه گزارش داده که نتانیاهو در دیدار با ترامپ شروط گسترده‌تری را مطرح خواهد کرد؛ از جمله لغو کامل برنامه هسته‌ای ایران، توقف کامل غنی‌سازی اورانیوم، انتقال ذخایر اورانیوم به خارج از کشور، دسترسی آزاد و بدون محدودیت بازرسان به هر مکان «مشکوک» در ایران و همچنین کاهش برد موشک‌ها به ۳۰۰ کیلومتر.

از منظر وجود یا عدم وجود اختلاف نظر میان نتانیاهو و ترامپ در دو قالب خوشبینی و بدبینی به این سفر می‌پردازم. در قالب نخست، این سفر شتاب‌زده احتمالا دستکم دو دلیل اصلی دارد. نخست، نگرانی نتانیاهو از محدود شدن دستور کار مذاکرات به پرونده هسته‌ای ایران است؛ موضوعی که ترامپ نیز روز شنبه به آن اشاره کرد. نتانیاهو ظاهرا این روند را مغایر با تفاهم‌های قبلی خود با ترامپ می‌داند و تلاش می‌کند در سفر پیش‌رو مسیر مذاکرات را تغییر دهد.

در این زمینه چه بسا رئیس‌جمهور آمریکا با توجه به برجستگی پرونده هسته‌ای ایران در جهان، ترجیح می‌دهد ابتدا این موضوع را حل‌وفصل کند و به توافقی دست یابد که با برجام متفاوت باشد تا در امر تصویرسازی به او در آمریکا در مقابل اوباما و بایدن و در جهان کمک کند.

افزون بر این، در رقابت لابی‌گری در آمریکا میان اسرائیل و برخی کشورهای منطقه، بعید نیست که این کشورها توانسته باشند ترامپ را متقاعد کنند که دستکم در مقطع کنونی، برای کاهش تنش مذاکرات بر پرونده هسته‌ای متمرکز شود.

این رویکرد اما با خواست اسرائیل همخوانی ندارد. تل‌آویو بیشتر بر اساس قاعده «یا همه یا هیچ» عمل می‌کند و برخلاف واشنگتن، برنامه موشکی ایران را تهدیدی جدی‌تر از برنامه هسته‌ای می‌داند. از این منظر، حتی می‌توان گفت اگر فرضا تمرکز مذاکرات بر موضوع موشکی بود، اسرائیل شاید با آن کنار می‌آمد.

عامل دوم فراتر از محتوای مذاکرات است. گویا اسرائیل و نتانیاهو که انتظار جنگ علیه ایران را داشتند، اکنون با نشانه‌هایی از تغییر فضا از گزینه نظامی به مسیر دیپلماسی مواجه شده‌اند. شاید نخست‌وزیر اسرائیل بر این باور باشد که ترامپ از بیم پیامدهای یک جنگ گسترده و خروج اوضاع از کنترل، در حال فاصله‌گیری از گزینه نظامی است.

بر این اساس، سفر نتانیاهو دو هدف عمده را دنبال می‌کند: نخست، پافشاری بر جنگ و تلاش برای کاهش نگرانی‌های ترامپ درباره تبعات آن. دوم، جلوگیری از محدود شدن دستور کار مذاکرات به پرونده هسته‌ای و تحمیل خطوط قرمز اسرائیل در این پرونده و سایر موضوعات.

در این مسیر، بعید نیست نتانیاهو و "موساد" از روش‌های خاص خود از جمله «اسناد» برای اثرگذاری بر ترامپ استفاده کنند.
اولویت اصلی تل‌آویو آغاز یک جنگ گسترده علیه ایران توسط خود آمریکاست، اما احتمال دارد که برای قانع کردن ترامپ، پیشنهاد وقوع جنگ بنام اسرائیل را مطرح کند.

احتمالا نتانیاهو به این جمع‌بندی رسیده که اسرائیل پس از حمله آمریکا، هدف حمله ایران قرار خواهد گرفت؛ از این رو، شاید ترجیح دهد که جنگ در عین مشارکت عملی آمریکا، اما در سطح اعلامی به نام اسرائیل ثبت شود، تا ناوها و پایگاه‌های آمریکا مستقیما هدف قرار نگیرند و تهدیدی متوجه تنگه هرمز و مسیرهای انرژی نشود و این گونه پیامدهای جنگ کنترل شود.

اما انگیزه دیگر سفر نتانیاهو می‌تواند پرهیز از مشارکت در نشست شورای صلح غزه باشد. اگر او تا زمان برگزاری این نشست در آمریکا بماند، این عامل منتفی می‌شود، اما ملاحظات خاص نتانیاهو درباره این شورا خود عاملی برای خودداری از شرکت در نشست است.

همچنین، با توجه به حضور برخی رهبران منطقه در این نشست، بعید نیست نگرانی از تأثیرگذاری بیشتر آن‌ها بر ترامپ درباره نحوه تعامل با ایران در تصمیم نتانیاهو دخیل بوده باشد.

در کل، نتانیاهو تاثیر خاص خود را بر ترامپ خواهد گذاشت و اگر مساله هسته‌‎ای صرفا دستور کار مذاکرات بماند، بعید است که ترامپ دستکم از خطوط قرمز خود و اسرائیل در این باره کوتاه بیاید.
در کنار آن هم هنوز احتمال جنگ بیشتر از موفقیت دیپلماسی است.

در یادداشت بعدی به این سفر از خاستگاهی بدبینانه خواهم پرداخت.
#صابر_گل_عنبری
/channel/politicalsciencce

Читать полностью…

کانال علوم سیاسی

🔺ترامپ عجله ندارد؟!

رئیس‌جمهور آمریکا سرانجام به مذاکرات مسقط واکنشی چندوجهی نشان داد؛ از یک‌سو در سخنانی آمیخته با وعده و وعید، گفت‌وگوها را «بسیار خوب» توصیف کرد و از سوی دیگر، هم‌زمان فرمان اجرایی اعمال تعرفه گمرکی ۲۵ درصدی بر شرکای تجاری ایران را امضا کرد.

اگر فرض بگیریم تعبیر «بسیار خوب» بازتابی از واقعیت مذاکرات باشد، صدور این فرمان اجرایی و ادامه ادبیات تهدیدآمیز ترامپ در ظاهر متناقض به نظر می‌رسد، اما در باطن می‌توان آن را محصول این تصور دانست که افزایش فشار، به کسب امتیازات بیشتر در میز مذاکره منجر می‌شود.
سخنان او مبنی بر این‌که ایران امروز نسبت به قبل از جنگ حاضر به دادن امتیازات بیشتری است نیز در همین چارچوب قابل تحلیل است.

رویکرد کنونی ترامپ در قبال ایران را می‌توان نوعی «دیپلماسی نظامی» نامید؛ از خود جنگ گرفته تا اعزام ناوهای بیشتر به منطقه و حتی حضور فرمانده سنتکام در دور جدید گفت‌وگوهای مسقط، همگی نشانه‌های این راهبردند.

با این حال، دو نکته در اظهارات اخیر ترامپِ عجول قابل تأمل بود: نخست این ‌که گفت عجله‌ای ندارد و دوم این که اعلام کرد با محدود ماندن مذاکرات به پرونده هسته‌ای مشکلی ندارد. در نگاه اول، این مواضع می‌تواند نشانه‌ای از عقب‌نشینی تلقی شود، اما در لایه عمیق‌تر ممکن است صرفا یک تاکتیک باشد.

این که ترامپ می‌گوید عجله ندارد و برای توضیح رفتار خود به تجربه ونزوئلا اشاره می‌کند یا می‌پذیرد که فعلاً فقط درباره موضوع هسته‌ای مذاکره شود، اگر با نگاه بدبینانه بررسی شود، می‌تواند پوششی دیپلماتیک برای خرید زمان باشد؛ زمانی که شاید صرف تکمیل آمادگی‌های اطلاعاتی، نظامی و امنیتی برای سناریوی جنگ شود.

در مقابل، اگر خوش‌بینانه نگاه کنیم، این رفتار می‌تواند تلاشی برای خروج آرام و کم‌هزینه از «مخمصه» وعده حمله‌ای باشد که ترامپ پیش‌تر مطرح کرده بود، اما اکنون نگران است به جنگی غیرقابل کنترل منتهی شود.

فارغ از انگیزه‌های واقعی ترامپ، پرسش اصلی این است: آیا پذیرش مذاکره صرفا درباره پرونده هسته‌ای به این معناست که واشنگتن از مطالبات خود درباره برنامه موشکی و سیاست‌های منطقه‌ای ایران عقب‌نشینی کرده است؟ پاسخ منفی است.

تجربه غزه نمونه روشنی در این زمینه است. ترامپ در مذاکرات با حماس، تمرکز اصلی خود را بر موضوعی گذاشت که برای او تصویرساز بود: آزادی گروگان‌ها. به همین دلیل، بدون خلع سلاح حماس، توافقی با محور توقف جنگ و آزادی گروگان‌ها را پذیرفت.
در آن مقطع، مسأله خلع سلاح نه در مذاکرات جدی مطرح شد و نه شرط توافق بود و نه حماس پذیرفت؛ هرچند در رسانه‌ها درباره آن صحبت می‌شد. اکنون تلاش می‌شود بازسازی غزه به خلع سلاح حماس گره زده شود.
البته پرونده غزه با ایران تفاوت‌های خاصی دارد. با این حال، منطق رفتاری او مشابه است.

در قبال ایران نیز فعلا مهم‌ترین پرونده تصویرساز برای ترامپ ـ نه اسرائیل ـ موضوع «هسته‌ای» است. ممکن است او همان رویکرد تدریجی را دنبال کند: ابتدا تلاش برای تبدیل حداکثر امتیاز در پرونده هسته‌ای به واقعیت، سپس یا در آستانه توافق نهایی آن را به مسائل دیگر گره بزند، یا پس از توافق، اجرای رفع تحریم‌ها را مشروط به مذاکرات موشکی و منطقه‌ای کند.

از سوی دیگر، پذیرش مذاکره صرفا درباره پرونده هسته‌ای به معنای در دسترس بودن آسان توافق در همین حوزه نیز نیست. این رویکرد می‌تواند به شکل‌گیری چارچوب مذاکراتی و تداوم گفت‌وگو کمک کند، اما بعید است ترامپ بدون تحقق خواسته‌های کلیدی خود که تصویری «برنده» از او بسازد، تن به توافق بدهد.

صفرسازی غنی‌سازی، خروج ذخایر اورانیوم غنی‌شده و محدودیت‌های سخت‌گیرانه از جمله این مطالبات است.

حتی اگر فرض کنیم گره‌های مذاکراتی با راه‌حل‌هایی مانند توقف موقت غنی‌سازی یا تأکید نظری بر حق غنی‌سازی باز شود که بعید است، باید توجه داشت که روی دیگر سخن ترامپ مبنی بر این‌که ایران «هرگز نباید سلاح اتمی داشته باشد»، در عمل به این معناست که «هرگز نباید غنی‌سازی داشته باشد».

و نهایتا حتی اگر توافقی در پرونده هسته‌ای حاصل شود، پرسش اساسی باقی می‌ماند: آیا ترامپ در برابر آن، ما‌به‌ازای واقعی و کلان در حوزه رفع تحریم‌ها به ایران خواهد داد؟ احتمال دارد در سطح نظری وعده‌های مکتوبی داده شود، اما در عمل بعید است تحریم‌ها کاملا و به‌طور مؤثر برداشته شوند. الگوی محتمل ترامپ، گرفتن امتیازات نقد و دادن امتیازات نسیه است.

از منظر راهبردی آمریکا، مسأله رفع کامل تحریم‌ها نه صرفا به پرونده هسته‌ای، بلکه به مجموعه اختلافات عمیق با جمهوری اسلامی گره خورده است؛ اختلافاتی که حل یک‌باره همه آن‌ها اساسا ممکن نیست.

لب کلام این که وضعیت به‌شدت پیچیده است و فعلا چشم‌انداز روشنی برای یک توافق پایدار برد ــ برد و کنار رفتن گزینه نظامی دیده نمی‌شود.
#صابر_گل_عنبری
/channel/politicalsciencce

Читать полностью…

کانال علوم سیاسی

🔺تنفسی قبل از یک تقابل یا….؟!

در بحبوحه فضای جنگ و داغ شدن بازار گمانه‌زنی و حتی شرط‌‌‍‌بندی درباره زمان آن، گویا دوباره دیپلماسی «فرصتی ولو ناچیز» برای آزمودن پیدا کرده است. حالا این فرصت چگونه شکل گرفته، روشن نیست؛ اما هر چه هست گویا سرجمع حاصل رفت‌ و آمدها، رایزنی‌ها و تحرکات دیپلماتیک فشرده به ویژه از استانبول و مسکو و دوحه تا واشنگتن و تهران است.

سخنان اخیر ترامپ با اما و اگرها و تناقض‌گویی‌هایش و همچنین پست دیشب علی لاریجانی دبیر شعام صرف نظر از انگیزه‌های داخلی همزمان با سفر نخست وزیر قطر می‌تواند معطوف به شکل‌گیری «روزنه‌ای تنگ» برای دیپلماسی شده باشد که البته بهتر است آن را «تنفسی» در فضای تشدید تنش بدانیم.

جمع‌بندی نگارنده این است که فعلا اصل مذاکرات شروع نشده است و ظاهرا در نتیجه میانجیگری‌ها و تکاپوی دیپلماتیک، دو طرف آمریکایی و ایرانی در حال بررسی چارچوبی برای مذاکرات هستند و به گفته دبیر شعام شکل‌گیری چنین چارچوبی «در حال پیشرفت» است؛ به این معنا که کار دستیابی به همین ساختار هم هنوز نهایی نشده است.

غالبا هم چنین ساختاری درباره میزبان مذاکرات، قالب گفتگو و دستور کار مذاکراتی است. هر سه فاکتور هم مهم است؛ این که میزبانِ میانجیگر از چه سطح قدرت چانه‌زنی به ویژه در دولت آمریکا برخوردار باشد. در این باره چندان محتمل نیست که عمان گزینه مرجّح بماند. ظاهرا ترامپ بر خلاف پیشینیان خود چندان از این کانال راضی نیست و البته مسقط ارتباطات نزدیکی هم مانند آنکارا و دوحه با ترامپ ندارد.

همچنین این که گفتگو در چه فرمتی انجام شود که احتمالا این بار در صورت نهایی شدن ساختار، مستقیم باشد، و این که چه دستورالعملی تعیین شود که احتمالا فعلا همچنان برنامه‌ هسته‌ای بدون پرداختن به مسائل چالشی دیگر باشد روشن نیست. البته این هرگز بدان معنا هم نیست که اگر امروز ترامپ با چنین دستور کاری موافقت کند، از موضوعات دیگر چون موشکی و منطقه‌ای عبور کرده است.

فارغ از این که مباحث کلیدی دیگری هم در چارچوب همان دستور کار برنامه هسته‌ای مانند غنی‌سازی اورانیوم یا انتقال ذخایر آن مطرح شده باشد یا خیر، آنچه گفته شد، تقریبا تصویری از همان «تنفس» یا «روزنه تنگ دیپلماسی» می‌باشد.

اکنون پرسش این است این وضعیت به کجا خواهد انجامید؟ واقعیت این است که فعلا تحولات در سطحی نیست که مبنای ترسیم دورنمای یک توافق باشد. وضعیت هنوز بسیار شکننده است و فعلا مشخص نیست که این ساختار مذاکراتی کاملا تکمیل و نهایی شود یا خیر و اگر هم شود ترامپ ممکن است در لحظه‌ای نارضایتش گل کند و زیر میز بزند.

اما پرسش دیگر این که «تنفسی» که پیش آمده، صرفا معطوف به پیشرفت تحرکات دیپلماتیک است یا عوامل مهم دیگری در آن دخیل است. اگر تهدیدهای ترامپ در اثنای اعتراضات را معطوف به برنامه‌ قبلی برای حمله بدانیم که این حمله تا حدودی در حال دور شدن از «وقت طلایی» خود است و می‌بایست دستکم طی یکی دو هفته اخیر رخ می‌داد که هم فضای آمریکا و غرب با توجه به تحولات داخلی در ایران آمادگی بیشتری داشت و نیز ترامپ توانسته بود سریع‌تر با اجرای تهدیدهایش تصویری قوی‌تر از خود بسازد. از اینجا این پرسش نشات می‌گیرد که آیا اساسا برنامه قبلی برای حمله به ایران در میان نبوده است؟

یا این که تصمیمی پیشینی برای حمله وجود داشت اما بر مبنای این تصور بوده است که تهران در سایه بحران‌ها و اوضاع دشوار داخلی خود قادر به فرا رفتن از حد خاصی از پاسخگویی نیست؛ ولی پایان یافتن اعتراضات و احتمال واکنشی گسترده به هر نوع حمله، ممکن است محاسبات هزینه فایده ترامپ را تحت الشعاع قرار داده و باعث نگرانی او نسبت به وقوع یک درگیری کنترل نشده شده باشد. البته ابتدا این نگرانی در اسرائیل هم نسبت به گسترش جنگ وجود داشته و باعث شد نتانیاهو از ترامپ بخواهد اندکی صبر کند تا اسرائیل خود را آماده ‌کند.

بنابراین، آیا محاسبات جدید موجب تغییر طرح حمله محدود به یک حمله بزرگ به ایران شده است و این می‌طلبد تجهیزات بیشتری به ویژه پدافندی به منطقه گسیل شود و اکنون آمریکا در حال آماده کردن خود برای چنین جنگی است؟ یا این که همچنان ممکن است «نگرانی» از خروج اوضاع از کنترل دوباره موجب تردید ترامپ شود و به ابقای وضعیت جنگی به امید تشدید بحران‌های داخلی ایران اکتفا کند. به هر حال، به همان اندازه که ایران نگران جنگ است و آن را «حیاتی» می‌داند؛ ترامپ نیز نگران تبعات پرهزینه بودن آن و خروج اوضاع از کنترل است.

در این میان نباید نقش متغیر «موساد» و نتانیاهو را فراموش کرد. این عامل به دلایلی می‌تواند نقش نگرانی‌ از پیامدهای خروج اوضاع در خاورمیانه از کنترل را در تصمیم‌گیری ترامپ کم‌رنگ یا خنثی کند. به هر حال باید منتظر ماند و دید. اما «تا این لحظه» همچنان احتمال درگیری نظامی در آینده بیشتر است.
#صابر_گل_عنبری


/channel/politicalsciencce

Читать полностью…

کانال علوم سیاسی

🌎 روایت اکسیوس از برنامه ترامپ برای ایران

ترامپ: محاصره دریایی و هوایی ایران بسیار گسترده تر از ونزوئلاست تا به اهداف هسته ای و موشکی و منطقه ای دست یابیم

✍ باراک راوید، اکسیوس

🌿 مقدمه و زمینه: رئیس‌جمهور ترامپ در مصاحبه‌ای با اکسیوس در روز دوشنبه گفت که وضعیت با ایران «در حال تغییر است» زیرا او یک «ارمادای بزرگ» به منطقه فرستاده است اما فکر می‌کند تهران واقعاً به دنبال رسیدن به معامله است.

✅چرا مهم است: ترامپ ماه گذشته نزدیک به صدور دستور حمله به اهداف رژیم در ایران بود، به دلیل کشته شدن هزاران معترض در اعتراضات سراسری. در عوض، این تصمیم را به تعویق انداخت تا دارایی‌های نظامی را به منطقه منتقل کند. مقامات کاخ سفید می‌گویند حمله هنوز روی میز است، هرچند اعتراضات عمدتاً سرکوب شده‌اند.
🔺منابع آگاه می‌گویند ترامپ هنوز تصمیم نهایی نگرفته است. او احتمالاً این هفته مشورت‌های بیشتری خواهد داشت و گزینه‌های نظامی اضافی به او ارائه خواهد شد.
🔺آن گزینه‌ها با ورود گروه حمله ناو هواپیمابر به منطقه تقویت خواهد شد. ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن روز دوشنبه وارد حوزه مسئولیت سنتکام شد.

🔹آنچه ترامپ گفت (نقل‌قول‌های مستقیم):
در مصاحبه، ترامپ به تصمیم خود برای اعزام ناو لینکلن اشاره کرد:
🔺«ما یک ارمادای بزرگ در کنار ایران داریم. بزرگ‌تر از ونزوئلا.»
🔺او از بحث در مورد گزینه‌هایی که تیم امنیت ملی‌اش به او ارائه کرده‌اند یا اینکه کدام را ترجیح می‌دهد، خودداری کرد.
🔺در عین حال، گفت که دیپلماسی همچنان گزینه‌ای است: «آنها می‌خواهند معامله کنند. من می‌دانم. آنها چندین بار تماس گرفته‌اند. آنها می‌خواهند صحبت کنند».

🔹اظهارات مقام ارشد آمریکایی:
یک مقام ارشد آمریکایی در جلسه‌ای با خبرنگاران چند ساعت پس از صحبت ترامپ با اکسیوس گفت که کاخ سفید «برای تجارت باز است» وقتی صحبت از مذاکرات با ایران باشد.
🔺«اگر آنها بخواهند با ما تماس بگیرند و بدانند شرایط چیست، тогда ما گفتگو خواهیم داشت.»
🔺مقام افزود که شرایط آمریکا برای معامله در سال گذشته چندین بار به ایران منتقل شده است.

✅شرایط آمریکا برای هرگونه معامله:
هر معامله‌ای باید شامل موارد زیر باشد:
🔺حذف کامل تمام اورانیوم غنی‌شده موجود در ایران
🔺محدودیت شدید بر ذخایر موشک‌های دوربرد ایران
🔺تغییر اساسی در سیاست ایران برای حمایت از نیروهای نیابتی در منطقه (مانند حزب‌الله، حوثی‌ها و حشد الشعبی)
🔺ممنوعیت کامل غنی‌سازی مستقل اورانیوم در کشور
ایرانی‌ها گفته‌اند که مایل به گفتگو هستند اما هیچ نشانه‌ای از تمایل به پذیرش این شرایط نشان نداده‌اند.

✅زمینه تاریخی و جنگ ۱۲ روزه:
ترامپ ادعا کرد که پیش از جنگ ۱۲ روزه ماه گذشته، «نیروی بزرگ موشکی» ایران به معنای این بود که می‌توانست حمله غافلگیرکننده و آسیب‌رسانی به اسرائیل انجام دهد.
🔺با دادن چراغ سبز به اسرائیل برای حمله اول، ترامپ ادعا کرد که چنین سناریویی را جلوگیری کرده است.
🔺«آنها حمله می‌کردند... اما آن روز اول جنگ برای آنها وحشیانه بود. آنها رهبران خود را از دست دادند و بسیاری از موشک‌های خود را.»
🔺«اگر رئیس‌جمهور متفاوتی بود، ایران سلاح‌های هسته‌ای داشت و آنها اول حمله می‌کردند.»

✅بررسی واقعیت: پیش از جنگ ۱۲ روزه، اطلاعات آمریکایی و اسرائیلی ارزیابی کرده بودند که اگر ایران تصمیم به شتاب برای سلاح هسته‌ای بگیرد، دو هفته طول می‌کشد تا اورانیوم کافی برای سلاح درجه تسلیحاتی غنی کند و چهار تا شش ماه برای تولید یک دستگاه هسته‌ای خام.
تأسیسات هسته‌ای ایران توسط حملات آمریکایی و اسرائیلی به شدت آسیب دید، هرچند وضعیت ذخایر اورانیوم آن کاملاً روشن نیست.

✅اقدامات نظامی فعلی آمریکا:  ارتش آمریکا برای دستور از ترامپ آماده می‌شود.
🔺علاوه بر ناو لینکلن، ارتش جنگنده‌های بیشتری اف-۱۵ و اف-۳۵، تانکرهای سوخت‌رسان بیشتر، و سیستم‌های دفاع هوایی اضافی به منطقه فرستاده است.
🔺فرمانده سنتکام دریادار براد کوپر روز شنبه به اسرائیل سفر کرد تا برنامه‌های نظامی را هماهنگ کند و تلاش‌های دفاعی مشترک احتمالی برای مقابله با حمله ایرانی به اسرائیل را بررسی کند

✅روایت کلی: ترامپ با اعزام این ناوگان عظیم نظامی، ایران را تحت فشار شدید قرار داده تا به میز مذاکره بازگردد. او معتقد است این فشار (به‌ویژه پس از جنگ ۱۲ روزه که تأسیسات هسته‌ای و موشکی ایران را آسیب زد) باعث شده تهران واقعاً به دنبال معامله باشد. در عین حال، گزینه نظامی همچنان باز است و ترامپ تأکید دارد که تحت ریاست‌جمهوری او، ایران نتوانست به سلاح هسته‌ای برسد


/channel/politicalsciencce

Читать полностью…

کانال علوم سیاسی

🔅دوستان علوم سیاسی  در تمام مقاطع  از کارشناسی  تا دکتری  جهت:


✅نگارش مقاله

✅نگارش  پایان نامه

✅چاپ کتاب

✅ترجمه ی متون تخصصی علوم سیاسی

✅ تبدیل پایان نامه به کتاب



🔆میتوانند با ایدی و شماره تماس  اینجانب  #مرضیه_محمدی
مدیر آکادمی سیاست 
و آکادمی زبان تخصصی علوم سیاسی
در ارتباط باشند


👇🏼👇🏼👇🏼

🔅جهت ارتباط و مشاوره:



👇👇👇

@Avant_grade_98

09189021885


✅کانال روش پژوهش در علوم سیاسی

👇🏼👇🏼

/channel/Policy_researcher

Читать полностью…

کانال علوم سیاسی

​از دمشق تا کاراکاس

​پس از سوریه، فروپاشی مادورو دومین ضربه ی مهلک بر پیکره ژئوپلیتیک ایران است. مناسبات تهران-کاراکاس، نه یک پیمان پایدار، که «اتحادی از دوردست» در حیاط‌خلوت آمریکا بود؛ ستون اصلی «باشگاه تحریمی‌ها» برای تنفس در انسداد مالی و انرژی. ایران با حضور در ونزوئلا، به گمان خود عمق استراتژیکش را از خلیج‌فارس تا کارائیب گسترش داده بود، ولی این سازه امروز فروپاشید. چرا؟

چون این پیوند، نه بر پایه منافع ملی و هماهنگی نهادینه ساختاری، که بر مدار «شخص‌محوری» و جریان «چاویسم» و ولایت فقیه می‌چرخید.

فروپاشی مادورو تنها یک دگردیسی داخلی نیست؛ فروریختن پلی است که نفوذ ایران را به نیم‌کره غربی می‌رساند. ونزوئلا برای تهران «سنگری پیشرو» بود که با سقوط آن، موازنه قدرت در رقابت‌های جهانی، به‌سرعت به سود رقبای ایران تغییر خواهد کرد.
​لب کلام
هر استراتژی که بر پایه «اشخاص» بنا شود، با رفتن آن‌ها به ضدِ خود تبدیل می‌گردد.
#یدالله_کریمی_پور
/channel/politicalsciencce

Читать полностью…

کانال علوم سیاسی

قابل توجه دوستان گرامی علوم سیاسی



تمامی خدمات مجموعه ما ادامه دارد و دوستانی که مشکل نت دارند از طریق شماره تماس اینجانب مرضیه محمدی  و در تمام  برنامه های داخلی پاسخگو خواهیم بود


09189021885

Читать полностью…

کانال علوم سیاسی

🔅دوستان علوم سیاسی  در تمام مقاطع  از کارشناسی  تا دکتری  جهت:


✅نگارش مقاله

✅نگارش  پایان نامه

✅چاپ کتاب

✅ترجمه ی متون تخصصی علوم سیاسی

✅ تبدیل پایان نامه به کتاب



🔆میتوانند با ایدی و شماره تماس  اینجانب  #مرضیه_محمدی
مدیر آکادمی سیاست 
و آکادمی زبان تخصصی علوم سیاسی
در ارتباط باشند


👇🏼👇🏼👇🏼

🔅جهت ارتباط و مشاوره:



👇👇👇

@Avant_grade_98

09189021885


✅کانال روش پژوهش در علوم سیاسی

👇🏼👇🏼

/channel/Policy_researcher

Читать полностью…

کانال علوم سیاسی

نقش هوش مصنوعی در جنگ‌های آمریکا و اسرائیل علیه جبهه مقاومت: نمونه موردی جنگ غزه(2023-2024)

علی باقری دولت ابادی

✅کانال علوم سیاسی

👇👇👇
/channel/politicalsciencce

Читать полностью…

کانال علوم سیاسی

🔺عراقِ ترامپ!

همزمان با لشکرکشی به منطقه برای جنگ احتمالی با ایران، ترامپ رویکردی سختگیرانه‌تر را علیه نفوذ منطقه‌ای ایران در پیش گرفته است و از این رو، معرفی نوری مالکی، متحد تهران، از سوی بزرگ‌ترین فراکسیون پارلمانی عراق برای تصدی نخست‌وزیری را «اشتباه» خواند و بغداد را تهدید کرد.

حدود یک ماه پس از هشدار ترامپ پس از پافشاری المالکی بر نامزدی‌اش، آمریکا به طرق مختلف تهدید کرده است که اگر این انتخاب صورت گیرد، عراق را تحریم خواهد کرد. برگردان همین فشار جدی آمریکا، فشارهای داخلی در عراق و حتی در درون «چارچوب هماهنگی» برای انصراف مالکی بوده که او را نامزدی پست نخست‌وزیری کرده است.

این وضعیت، متحدان عراقی ایران را در تنگنای دشواری قرار داده است؛ از یک سو اگر بی‌توجه به تهدیدهای ترامپ، مالکی را بر کرسی نخست‌وزیری بنشانند، باید خود را برای مواجهه با پیامدهای شدید آن آماده کنند که عراق در سایه اختلافات و شکاف موجود میان نیروهای سیاسی و همچنین کنترل آمریکا بر درآمدهای نفتی آن، این آمادگی را ندارد و کافی است که واشنگتن حساب بانکی درآمدهای نفتی عراق را ببندد. از سال 2003 پس از سقوط صدام کلیه درآمدهای نفتی عراق به حسابی در بانک مرکزی آمریکا واریز می‌شود.

از دیگر سو نیز اگر به این خواسته ترامپ تن دهند، عملا او در مقام آمر و ناهی عراق می‌نشیند و باید نامزدی برای این پست معرفی گردد که در نهایت مقبول ترامپ واقع شود. برگردان عملی آن هم جز این نیست که جهت‌گیری و سیاست‌گذاری‌های کلان بغداد در دوره پیش‌رو به ویژه در سیاست خارجی باید از کانال ترامپ و دولتش بگذرد.

در گذشته آمریکا وقتی در یک کشور دولتی نامطلوب شکل می‌گرفت، معمولا از اهرم کودتا یا تقویت مخالفان و غیره استفاده می‌کرد، اما امروز دیگر ترامپ این روش‌های غیر مستقیم را کنار گذاشته و مستقیما می‌خواهد تعیین کند که چه کسی به قدرت برسد و کی نرسد.

در واقع عزم ترامپ برای حذف مالکی و به قدرت رسیدن فرد دلخواهی مشابه اقدامی است که علیه مادورو در ونزوئلا انجام داد و با برداشتن او معاونش دلسی رودریگز را به قدرت رساند که اخیرا در استقبال از کریس رایت وزیر انرژی آمریکا شخصاً ساز نواخت و سنگ تمام گذاشت.

حالا اگر در نهایت «چارچوب هماهنگی» بر نخست‌وزیری مالکی پافشاری کند تا دوباره به قدرت برسد که البته چندان محتمل نیست، هیچ بعید نیست ترامپ از سر خشم عملا خود دست به کار شود و همان الگوی ونزوئلا را در عراق هم تکرار کند.

در پی تحولات دو سال اخیر منطقه به‌ ویژه خروج سوریه از محور همسو با ایران و تشدید تحرکات آمریکا علیه حشد الشعبی، معرفی مالکی برای نخست‌وزیری، با توجه به نوع رابطه‌اش با تهران، بیش از آن‌ که انتخابی صرفا داخلی بوده باشد، تلاشی هدفمند برای حفظ و تقویت جایگاه ایران در بغداد در این شرایط ناپایدار منطقه‌ای بود.

بر این اساس، حذف مالکی و شکل‌گیری عراقِ ترامپ، صرفاً یک جابه‌جایی سیاسی نیست، بلکه واجد پیامدهای ژئوپلیتیک در منطقه است و می‌تواند موجب تسریع شکل‌گیری نظمی جدید شود.

به ‌احتمال زیاد آمریکا در جریان رایزنی‌های داخلی عراق، به ‌ویژه در «چارچوب هماهنگی‌» برای معرفی مالکی به‌عنوان نخست‌وزیر بوده است. با این حال، این پرسش مطرح می‌شود که آیا واشنگتن پیش از معرفی رسمی مالکی هشدار روشنی داده بود یا نه؟

اگر هشدار داده بود، چرا این انتخاب بی‌سر و صدا منتفی نشد تا عقب‌نشینی احتمالی بار حیثیتی پرپیامدی پیدا نکند؟

اگر هشدار نداده بود، آیا هدف این بوده که ابتدا مالکی معرفی شود و سپس ترامپ مانع نخست‌وزیری او شود تا به ‌این ‌ترتیب دوره‌ای جدید از رویکرد بی‌پرده آمریکا در معادلات خاورمیانه و عراق رونمایی شود؟

البته مالکی حدود یک هفته پس از تهدید ترامپ، مواضعی غیرمنتظره اتخاذ کرد؛ مواضعی که روشن نیست تلاشی برای همسو نشان دادن خود با سیاست منطقه‌ای آمریکا و برداشتن وتوی آن بوده است یا نه.
او در سوم فوریه از احمد الشرع ستایش کرد، او را «برادر» خواند و وعده داد در صورت رسیدن به نخست‌وزیری، فصل تازه‌ای در روابط با دمشق بگشاید.

اما مالکی در همان گفتگوی تلویزیونی تا توانست به بشار اسد تاخت و او را به حمایت از تروریسم و صدور آن به عراق متهم ساخت.
این در حالی است که او چند ماه پس از به قدرت رسیدن الشرع، صراحتاً اعلام کرده بود که به هیچ وجه حاضر به دیدار با «جولانی» نیست و او را مسئول کشتار و ویرانی در عراق می‌دانست.

چنین چرخشی در منطق منافع، برای سیاستمداران پراگماتیست که مرغشان دو پا دارد و نه یک پا، امری غیرعادی نیست. از این منظر، شاید مالکی کوشیده باشد به منطقه و جهان پیام دهد که «مالکیِ دیروز» نیست.

با این حال، این «چرخش دیرهنگام» بعید است که برای آمریکا و متحدان در منطقه اطمینان‌خاطر ایجاد و رضایت ترامپ را جلب کند؛ مگر آنکه …...
#صابر_گل_عنبری
/channel/politicalsciencce

Читать полностью…

کانال علوم سیاسی

بودریار و پایان امر سیاسی

احمد خالقی دامغانی_ مصطفی انصافی

✅کانال علوم سیاسی

👇👇👇
/channel/politicalsciencce

Читать полностью…

کانال علوم سیاسی

ایرنا:

مذاکرات ایران و آمریکا حوالی ظهر آغاز می‌شود

/channel/politicalsciencce

Читать полностью…

کانال علوم سیاسی

موانع صلح و عوامل جنگ در خاورمیانه: یک رویکرد نئورئالیستی

سجاد محسنی

✅کانال علوم سیاسی

👇👇👇
/channel/politicalsciencce

Читать полностью…

کانال علوم سیاسی

🔅دوستان علوم سیاسی  در تمام مقاطع  از کارشناسی  تا دکتری  جهت:


✅نگارش مقاله


✅نگارش  پایان نامه

✅چاپ کتاب

✅ترجمه ی متون تخصصی علوم سیاسی

✅ تبدیل پایان نامه به کتاب



میتوانند با ایدی و شماره تماس   اینجانب  #مرضیه_محمدی،مدیر آکادمی سیاست  و آکادمی زبان تخصصی علوم سیاسی در ارتباط باشند


👇🏼👇🏼👇🏼

🔅جهت ارتباط و مشاوره:



👇👇👇

@Avant_grade_98

09189021885

Читать полностью…

کانال علوم سیاسی

‍ 🎙️بقائی: آماده گفت‌وگو درباره سطح غنی‌سازی و میزان ذخایر در مذاکرات هستیم

سخنگو وزارت خارجه در گفت‌وگو با شبکه PBS آمریکا:

🔹بی‌اعتمادی میان ایران و ایالات متحده بسیار عمیق است؛ تنها هفت یا هشت ماه پیش، ما هدف حمله غیرقانونی ایالات متحده به تأسیسات هسته‌ای خود قرار گرفتیم. بنابراین از نظر ما، آغاز مجدد گفت‌وگوها اقدامی شجاعانه بود.

🔹نخست باید بگویم که هیچ انسان عاقل و منطقی خواهان جنگ نیست. هیچ‌کس جنگ را نمی‌خواهد. اما از منظر ما، سال‌هاست با چنین تهدیدهایی مواجه بوده‌ایم. در پنج دهه گذشته بارها شنیده‌ایم که «همه گزینه‌ها روی میز است»، آن هم بدون هیچ دلیل موجهی. ما ملتی هستیم که تصمیم گرفت آزاد باشد و حق تعیین سرنوشت خود را دنبال کند.

🔹ما همواره با این تهدیدهای دائمی زندگی کرده‌ایم. طبیعی است که باید نسبت به پیامدها هوشیار بود، اما مردم ما شجاع بوده‌اند، زیرا می‌دانند این تهدیدها تلاشی برای تحمیل اراده خارجی بر ملت ایران است. بنابراین ما باید با آن مقابله کنیم.

🔹در نهایت، اگر هدف مذاکرات دستیابی به نتیجه باشد، باید نوعی مصالحه وجود داشته باشد و این همان بخش دشوار کار است. این نخستین گام بود و همین که پس از هشت ماه دوباره پشت میز مذاکره نشستیم، به خودی خود اهمیت دارد. بی‌اعتمادی میان ایران و ایالات متحده بسیار عمیق است و این مسئله ناشی از رفتار ایران نیست. تنها هفت یا هشت ماه پیش، ما هدف حمله غیرقانونی ایالات متحده به تأسیسات هسته‌ای خود قرار گرفتیم. بنابراین از نظر ما، آغاز مجدد گفت‌وگوها اقدامی شجاعانه بود.

لینک خبر
tv.irna.ir
/channel/politicalsciencce

Читать полностью…

کانال علوم سیاسی

بررسی جایگاه تحریم‌های اتحادیۀ اروپا و
ایالات متحد علیه روسیه در بحران اوکراین

فاطمه محروق-فاطمه سنیسل

✅کانال علوم سیاسی

👇👇👇
/channel/politicalsciencce

Читать полностью…

کانال علوم سیاسی

منافع نظامی_ امنیتی و تقابل‌  راهبردهای آمریکا_ ایران در غرب آسیا

علیرضا گنجیان_علی اکبر جعفری

✅کانال علوم سیاسی

👇👇👇
/channel/politicalsciencce

Читать полностью…

کانال علوم سیاسی

نظم منطقه ای ناپایدار و انسداد در طرح‌های صلح فلسطین

مریم فلاحی_ قدرت احمدیان_ فرزاد رستمی

✅کانال علوم سیاسی

👇👇👇
/channel/politicalsciencce

Читать полностью…

کانال علوم سیاسی

🔺ترامپ و جنگش!

پس از وقایع تلخ و جانسوز اخیر و در این سوگ و ماتم ملی، دوباره سایه جنگ بر سر ایران سنگینی می‌کند و ترامپ تهدید کرده است که «زمان رو به پایان است». رئیس جمهور آمریکا در مواضع و تهدیدهای چند روز اخیر خود بدون هیچ اشاره‌ای به مسائل دیگر، صرفا از «توافقی» می‌گوید که به گفته او اگر تهران به آن تن ندهد حمله‌ صورت می‌گیرد.

موضوع این توافق هم حول محور سه پرونده کلیدی برنامه هسته‌ای، موشکی و سیاست‌های منطقه‌ای می‌چرخد. شروطی را هم که مطرح می‌کند "فعلا" حداکثری و بیشتر به منظور «نه» گفتن طرف مقابل است تا پذیرش آن و دستیابی به توافق.

اکنون این پرسش در ذهن همه نقش بسته است که سرانجام، حمله می‌شود یا خیر. واقعیت تلخ این است که هم اکنون هم جنگ سختی در جریان است و نشانه‌های آن را در دلار 162 هزار تومانی و بی‌ثباتی در بازارهای اقتصادی می‌توان دید. همین وضعیت اقتصادی و معیشتی صرف نظر از عوامل درونی و بیرونی آن خود شکلی مهم از اشکال یک جنگ ویرانگر است.

اما این که این جنگ، رنگ و بوی امنیتی و نظامی دیگری هم پیدا می‌کند یا نه، می‌توان تحرکات دیپلماتیک اخیر برای کاهش تنش را «دیپلماسی لحظات آخر قبل از جنگ» توصیف کرد. در این میان، رفتار ترامپ بیشتر شبیه همانی است که قبل از جنگ 12 روزه داشت. از این رو، به احتمال زیاد دیر یا زود حمله‌ و اتفاقی مهم در راه است و اما آنچه نامشخص و مبهم می‌باشد؛ ماهیت و چند و چون آن است.

واقعیت هم این است که امروز در چنین فضایی و در سایه این لشکرکشی، دیگر غافلگیری در اصل وقوع حمله نیست؛ بلکه غافلگیری در تاکتیک‌ها و شیوه‌هایی است که به کار خواهند گرفت. در واقع ترامپ به این تاکتیک‌ها به عنوان «برگ برنده» خود می‌نگرد.

آنچه واضح است این که دستکم در عرصه تصمیم‌گیری ترامپ به دنبال یک جنگ منطقه‌ای گسترده نیست؛ اما در عین حال، به دنبال اهدافی «بزرگ و کلان» است. هنوز روشن نیست که ترامپ چگونه می‌خواهد با ضرباتی سهمگین و سریع در بازه زمانی محدود هم واکنش طرف مقابل را کنترل کند و در عین حال، مانع جنگی بزرگ و تبعات گسترده آن شود و نیز به اهداف خود برسد. ایجاد توازن در چنین معادله‌ای در نوع خود بسیار سخت و دشوار است.

اینجاست که ابهامات و سوالات زیادی شکل می‌گیرد و حل این معما می‌تواند ما را به تاکتیک غافلگیر کننده‌ای که ترامپ در پیش خواهد گرفت رهنمون کند. در حقیقت کشاندن این همه نیرو و تجهیزات جنگی به منطقه و در نزدیکی ایران سوای این که قدرت آمریکا را به نمایش می‌گذارد، اما در عین حال هم آن‌ها را در تیررس حملات موشکی و پهپادی ایران قرار می‌دهد و اینجا این نیروها و تجهیزات از همان سطح چتر پدافندی چند لایه اسرائیل در جنگ گذشته هم برخوردار نیستند.
با این حال، بعید است که ترامپ بدون حساب و کتابی کورکورانه این نیروها را به منطقه فرستاده باشد.

از این رو این پرسش مطرح می‌شود که این اطمینان‌خاطر ترامپ از کجاست؟ آیا از نوع واکنش از ایران یا سلب قدرت واکنش آن با به کارگیری تکنولوژی یا سلاح‌های خاصی مطمئن است؟ آیا اساسا تصمیمی برای درگیر کردن این نیروها ندارد؟ آیا "فعلا" به دنبال تشدید وضعیت جنگی با ایران و محدود کردن تجارت خارجی و به تبع آن تعميق بی‌ثباتی اقتصادی خواه با هدف فروپاشی از داخل یا دستیابی به توافق مطلوب خود است؟
آیا در سایه سکوت عجیب تل‌آویو، حمله اصلی را اسرائیل می‌خواهد انجام دهد و گسیل این نیروها نوعی چتر حمایتی برای تاثیرگذاری بر سطح پاسخ تهران است؟ و چندین اما و اگر و پرسش دیگر.

در کل می‌توان گفت که حمله احتمالی ممکن است که در ابتدا ترکیبی از عملیات امنیتی و نظامی باشد. بعید نیست که در صورت شکل گیری معادله مد نظر آمریکا، پلان بعدی آن محاصره دریایی باشد و از این جهت هم به احتمال زیاد نیروی دریایی ایران جزو اهداف اصلی هر گونه حمله احتمالی باشد.

در چنین وضعیتی اما اگر چنانچه ترامپ برنامه ریزی کرده است، حمله‌اش نتواند واکنش احتمالی ایران را از قبل کنترل کند، ممکن است یک رویارویی سنگین رخ دهد و کار به جنگی منطقه‌ای کشیده شود.

در پایان هم ذکر این نکته خالی از اهمیت نیست که جنگ علیه ایران و گسترش حضور نظامی آمریکا در منطقه در پازل و بازی بزرگ‌تر، بخشی از راهبرد محاصره اقتصادی چین از دریایی کارائیب تا خلیج فارس است. در واقع، آمریکای ترامپ به دنبال تصاحب کانون‌های نفت و گاز جهان در چارچوب منازعه خود با چین است. احتمالا در آینده هم سراغ عراق و روابط نفتی عربستان و چین هم برود.
#صابر_گل_عنبری


/channel/politicalsciencce

Читать полностью…

کانال علوم سیاسی

🔺کدام خط خبری درست است؟!

از اسرائیل اخبار گیج کننده و مبهمی درباره احتمال جنگ جدید با ایران مخابره می‌شود. یک خط خبری بنا به دلایلی احتمال حمله ایران را مطرح می‌کند و خط دیگری از آماده شدن اسرائیل برای حمله می‌گوید و موافقان و مخالفان نتانیاهو بر طبل جنگ دیگری می‌کوبند.

خط سوم هم این است که امروز شبکه «کان» اسرائیل به نقل از منابعی دیپلماتیک اعلام کرد که نتانیاهو از طریق پوتین خبر به ایران پیام «اطمینان بخشی» داده است که تل آویو به دنبال شروع جنگی دیگر نیست. اما این شبکه روشن نکرد که منظورش همان پیام چند وقت پیش است که یا پیام جدیدی ارسال شده است.

حالا ممکن است که خط اول و سوم پیوندی با هم داشته باشند. این سه خط خبری تحلیلی در حالی در اسرائیل دنبال می‌شود که اخیرا تهدیدهای نتانیاهو و ترامپ علیه ایران بالا گرفته است و امروز نخست وزیر اسراییل در کنست گفت که تل‌آویو به ایران اجازه نخواهد داد که برنامه موشک بالستیک و هسته‌ای خود را بازسازی کند.

در عین حال هم تاکید کرد که اگر جمهوری اسلامی به اسرائیل حمله کند با «عواقب وخیمی» مواجه خواهد شد. این هشدار نتانیاهو در ظاهر امر موید احتمال حمله پیش‌دستانه ایران است.

البته برخی رسانه‌ها هم به نقل از نتانیاهو آورده‌اند که تصمیمی مهم برای حمله به ایران اتخاذ کرده است؛ اما گویا این اظهارنظر دقیق ترجمه نشده و منظور او همان تصمیم جنگ 12 روزه است.

در همین حال هم طی روزهای اخیر برخی اخبار غیر رسمی از رزمایش‌ها و آزمایش‌های موشکی ایران حکایت دارد؛ اما رسانه‌ها و نهادهای ذی‌ربط سکوت اختیار کرده و در تایید یا تکذیب آن موضعی نگرفته‌اند.

حالا در بحبوحه این تناقضات و خطوط خبری ناهمگون واقعا خط اصلی اسرائیل کدام است؟ آیا خود را برای حمله مجدد به ایران آماده می‌کند و چراغ سبز آن را از ترامپ گرفته است؟ آیا پیامش به پوتین صرفا یک فریب است؟ اساسا هم وقتی قصد حمله نداشته باشد، چه نیازی به ارسال چنین پیامی است؟ آیا بیم آن دارد که نکند ایران حمله اسرائیل را قطعی بداند و از این رو، پیش‌دستی کند و با چنین پیامی می‌خواهد مانع آن شود؟

البته اگر هم چنین بیمی وجود داشته باشد لزوما به معنای آن نیست که اسرائیل کلا گزینه جنگ را کنار گذاشته است، بلکه چه بسا علت این باشد که بخواهد ابتکار شروع جنگ با توجه به اهمیت آن از جهات متعدد دست خودش بماند تا این که مورد حمله قرار گیرد و واکنش نشان دهد.

سوال دیگر این که آیا خط خبری احتمال حمله پیش‌دستانه ایران معطوف به برآورد اطلاعاتی و میدانی است یا با این هدف است که مثلا اگر اسرائیل حمله‌ای انجام دهد، آن را تحت عنوان تلاش برای دفع یک تهاجم پیش‌دستانه توجیه کند؟

احتمال دیگر این که با توجه به تهدیدهای اخیر ترامپ برای مداخله نظامی در ایران بعید نیست که نیروهای نظامی ایران تحرکاتی برای مقابله احتمالی داشته و اسرائیل نیز به این دلیل، حمله پیشدستانه را به عنوان یک احتمال در نظر بگیرد. البته عامل دیگر می‌تواند این باشد که در صورت ورود اوضاع داخلی به شرایطی خاص حمله به اسرائیل انجام شود.

اما خلاصه کلام:
🔻احتمال جنگ دیگری علیه ایران همچنان بالاست و در آن بیشتر مساله زمان مطرح است. هم اسرائیل هم آمریکا بهتر از دیگران می‌دانند که ایران نه برنامه موشکی و نه هسته‌ای خود را رها نخواهد کرد و اتفاقا در همین هفته‌های پیش هم برخی منابع رسانه‌ای آمریکا از تلاش شبانه روز هوافضای سپاه برای تولید موشک‌های بالستیک گفتند.

🔻در ظاهر امر آمریکا و اسرائیل نظاره‌گر سرنوشت اعتراضات کنونی هستند. اما با وجود برخی مواضع اعلامی بعید است که آن را در چنین سطحی تهدیدی براندازانه برای جمهوری اسلامی بدانند. بنابراین اگر اعتراضات به سطح مورد انتظار آن‌ها در روزها و هفته‌های آینده برای تحقق هدف یا اهداف مطلوب نرسد و رو به خاموشی حرکت کند، بعید نیست که برای جلوگیری از این اتفاق حمله‌ای را علیه مراکز و اهداف امنیتی و پلیسی و.... تدارک ببینند.

🔻به هر حال در چنین شرایطی که احتمال وقوع مجدد جنگ مطرح است، شیوه آن ممکن است بسیار غافلگیر کننده باشد و چه بسا اکنون پرسش کانونی این نباشد که جنگ می‌شود یا نه؛ بلکه در صورت وقوع آن از چه شیوه و تاکتیک غافلگیر کننده‌ای استفاده خواهد شد؟

آمریکا این شیوه را در ونزوئلا به کار برد و در حالی که همه احتمال می‌دادند حمله کند، ولی کسی فکر نمی‌کرد که این گونه اقدام کنند و در کمال غافلگیری در عملیاتی ویژه نیکولاس مادورو را در پایتخت کشور بربایند. در جنگ 12 روزه با ایران هم در حالی که وقوع جنگ تقریبا قطعی شده بود و نیروهای ایران در آماده‌باش کامل بودند، اما اسرائیل از تاکتیک و شیوه‌ای غافلگیر کننده استفاده کرد و فارغ از کاربست تیم‌های عملیاتی در روزهای بعدی جنگ، در همان لحظات اولیه چندین فرمانده ارشد را ترور کرد.
#صابر_گل_عنبری
/channel/politicalsciencce

Читать полностью…

کانال علوم سیاسی

🔺فراخوان ترامپ!

دونالد ترامپ در واکنش به اعتراضات ایران تهدید کرده است که اگر حکومت به معترضان شلیک کند و آنها را بکشد، آمریکا نیز «به نجات آنها خواهد آمد». ترامپ سپس می‌گوید «ما آماده‌ایم».

این که ادعای ترامپ درباره «نجات» معترضان و حمایتش از آن‌ها چقدر با اندیشه و رفتار و کارنامه او سازگاری دارد یا نه بماند، اما این اظهاراتش پس از گذشت حدود یک هفته از اعتراضات داخلی در ایران در واقع «فراخوانی» برای گسترش آن است.

به نظر می‌رسد که هم آمریکا هم اسرائیل معتقد هستند که بخش بزرگی از ناراضیان از بیم برخوردهای امنیتی به خیابان نمی‌آیند، از این رو، ترامپ با تهدید به دخالت تلاش کرده است هم بر محاسبات حکومت ایران تاثیر بگذارد و هم قشر ناراضی خاموش را به خیابان‌ها بکشاند.

این سخنان ترامپ ممکن است تاثیری ناهمگون بر جای بگذارد؛ این که مشوق برخی شود و احساس حمایت کنند و یا در کنار مواضع اسرائیل برخی دیگر را متردد و منصرف کند، اما جدا از تلاش او برای کشاندن جمعیت بیشتری به خیابان‌ها روی مهم‌تر این اظهارات مقدمه‌سازی برای مداخله نظامی دیگر در ایران این بار نه از رهگذر بمباران تاسیسات هسته‌ای و نظامی بلکه از کانال حمایت از معترضان است.

اما این مداخله هم مستلزم به خشونت کشیده شدن اعتراضات و وقوع درگیری‌های خشن است و از این منظر در اصل می‌توان فراخوان ترامپ را دعوتی به «کشتار و درگیری» توصیف کرد که پس از آن در قامت «نجاتگر» معترضان دستور دخالت نظامی را صادر کند.

در وهله اول به نظر می‌رسد که اظهارات ترامپ منعکس کننده همراهی او با طرح نتانیاهو برای تغییر رژیم در ایران است که در نتیجه انفجار داخلی رخ دهد، اما این بدان معناست نیست که گزینه جنگ کنار گذاشته شده است، بلکه در عین حال هم آمریکا با این نوع مداخله‌ها به دنبال زمینه‌سازی برای جنگی دیگر البته به شکلی متفاوت از ژوئن گذشته است. در جنگ 12 روزه، بهانه جنگ رفع تهدید هسته‌ای از طریق حمله به تاسیسات هسته‌ای برای نابودی برنامه هسته‌ای ایران بود؛ اما بعید نیست که هم آمریکای ترامپ هم اسرائیل به این باور رسیده‌ باشند که نه برنامه هسته‌ای و نه برنامه موشکی ایران با جنگ از بین نمی‌رود و تنها راه را در «چنج رژیم» ببینند.

اما در عین حال هم گویا به این جمع‌بندی رسیده‌اند که این مهم نیز صرفا با اعتراضاتی در این سطح هم حاصل نمی‌شود، بلکه نیازمند راهکاری تلفیقی است؛ یعنی گسترش اعتراضات در داخل و بسترسازی برای مداخله نظامی خارجی که البته به جنگ گسترده پرهزینه در منطقه ختم نشود.

این بسترسازی نیز احتمالا برای توجیه مداخله‌ای است که این بار شخصیت‌ها و دستگاه‌های سیاسی، امنیتی و حکومتی و نه صرفا نظامی و هسته‌ای را هدف قرار دهد.

حالا ممکن است که برخی گمان کنند مساله «چنج رژیم» با این نوع حمایت آمریکا و اسرائیل به سادگی رخ می‌دهد و سریعا وضعیت مطلوبی شکل خواهد گرفت؛ اما قرائتی عمیق و آینده‌نگرانه و تجربه تاریخی نتایج دخالت بازیگران خارجی در اعتراضات داخلی کشورها دستکم در دو دهه اخیر نشان می‌دهد که این دست مداخلات آشکار و بی‌پروا نه به نفع اعتراضات و مطالبات بحق مردم معترض به وضعیت کنونی است و نه به بهبودی اوضاع کمکی می‌کند، بلکه صرفا بر پیچیدگی آن می‌افزاید و اگر هم روایت حاکم را در جهت کنترل و پایان دادن سریع به اعتراضات فربه‌تر نکند، چرخه‌ای از خشونت افسارگسیخته را خلق می‌کند که کسی از آن منتفع نخواهد بود.
#صابر_گل_عنبری
/channel/politicalsciencce

Читать полностью…
Subscribe to a channel