iranianpoliticianss | Unsorted

Telegram-канал iranianpoliticianss - کانال تحلیلی سیاسیون ایران

-

جایی برای علاقمندان به مسائل سیاسی تحلیل مسائل سیاسی توسط #اساتید و #دانشجویان رشته ی علوم سیاسی معرفی مقالات_کتاب ها، سخنرانی ها و توانایی های علمی دانشجویان و اساتید علوم سیاسی روابط عمومی کانال سیاسیون ایران: @Siasiun_ir

Subscribe to a channel

کانال تحلیلی سیاسیون ایران

📝📝کاخ سفید چه‌‌ می خواهد؟
​ ✍یدالله کریمی پور

♈️​باید از لایه‌های سطحی عبور کرد؛ بحث بر سر جزئیات فنی نیست. تقلیل دادن تنش ایران و آمریکا به لیستی از «مسائل» تکراری، آدرس غلط دادن است:
مساله غنی سازی یا انتقال اورانیوم‌ و پیچ و مهره‌های سامتریفیوژها نیست؛ این بازی با سایه‌هاست.

♈️مساله برد موشک ها یا توان‌ نیابتی نیست؛​ این‌ها ابزارهای توازن قوا هستند، نه ریشه تنش.مساله حتی حقوق بشر نیست؛​ تاریخ دیپلماسی نشان داده که واشینگتن با سخت‌گیرترین حکومت‌ها نیز در صورت هم‌سویی راهبردی، کنار آمده است.
​مسئله اصلی، «تغییر مدار ژئوپولیتیک ایران» است.

♈️​ایران بر سر یک دوراهی تاریخی قرار گرفته که فراتر از برجام و تحریم است:
​ ایران دیگر نمی‌تواند به عنوان پیاده‌نظام یا شریک راهبردی بلوک شرق، توازن قوا را در غرب آسیا به نفع رقبای جهانی آمریکا تغییر دهد.​ تهران نمی‌تواند در قلب خاورمیانه، نظمی موازی و متضاد با نظم منطقه‌ای مورد نظر غرب پیش ببرد.

​♈️مساله اسرائیل دیگر یک موضوع ایدئولوژیک صرف نیست، بلکه به بخشی از امنیت ملی آمریکا و متحدان منطقه‌ای‌اش گره خورده است؛ تداوم تهدید، به معنای تداوم انسداد دیپلماتیک است.

♈️​ دوران «نه جنگ و نه صلح»، نه مذاکره، نه جنگ، به سر آمده است. قطع بودن مناسبات با واشینگتن در جهانِ شبکه‌ای امروز، به معنای جریمه شدن دائمی اقتصاد و سیاست ایران است.

♈️لب کلام
تا زمانی که تکلیف ایران با «جایگاه استراتژیکش در جهان» روشن نشود، حتی حل کردن ۱۴ مساله در مناسبات تهران-واشینگتن ، تنها به مثابه مسکنی است که درد را به تعویق می‌اندازد، ولی درمان نمی‌کند. مشکل اصلی، نه تکنولوژی است و نه تاکتیک؛ مشکل، عدم توافق بر سر یک نقش جدید در قرن بیست و یکم است.


/channel/+ZdIDreVjhmo0NmE0

Читать полностью…

کانال تحلیلی سیاسیون ایران

📝📝 دور چهارم مذاکره، ورود به فاز تعلیق پرخطر، نه خروج از بحران
#حمید_آصفی


♈️ تحلیل دقیق آنچه پس از پایان دور سوم مذاکرات رخ داده، اگر بخواهد نه خوش‌بینانه باشد و نه هراس‌فروش، باید از یک واقعیت شروع کند، ما نه با شکست مذاکرات روبه‌رو هستیم و نه با موفقیت آن، آنچه شکل گرفته، ورود به فاز تعلیق پرخطر است. فازی که از نظر سیاسی، از خود بن‌بست خطرناک‌تر است.

♈️ کشیده‌شدن مذاکرات به دور چهارم و انتقال گفت‌وگوها به سطح فنی، به خودی خود نشانه فروپاشی دیپلماسی نیست. این یعنی هیچ‌یک از دو طرف هنوز به این جمع‌بندی نرسیده که هزینه ترک میز از هزینه ماندن پای آن بیشتر است. اما این ادامه، از جنس گسترش زمان برای حل اختلاف نیست، بیشتر شبیه خرید زمان برای تصمیم نهایی است. وقتی در چنین مقطع حساسی، حتی یک چارچوب اولیه یا توافق حداقلی شکل نمی‌گیرد، ادامه مذاکره بیشتر به معنای تعلیق بحران است، نه حل آن.

♈️وزن واقعی این مرحله از مذاکرات نه در ژنو و نه در وین، بلکه در واشینگتن تعیین می‌شود. گزارش تیم آمریکایی اکنون روی میز قرار می‌گیرد و دقیقاً همین‌جا نقطه خطر شکل می‌گیرد. برای ترامپ، پیشرفت فنی یا نزدیکی مواضع معیار تصمیم نیست، معیار او این است که آیا می‌تواند از خروجی مذاکرات، تصویری فوری، شفاف و قابل عرضه از پیروزی بسازد یا نه. اگر پاسخ منفی باشد، ادامه مذاکرات، حتی اگر از نظر دیپلمات‌ها منطقی باشد، در منطق او توجیهی نخواهد داشت.

♈️تجربه تاریخی را نباید نادیده گرفت. الگوی مذاکره تا شب قبل از جنگ یک استثنا یا تصادف نیست، یک مدل شناخته‌شده است. در این مدل، گفت‌وگو نه الزاماً برای رسیدن به توافق، بلکه برای تکمیل آرایش نظامی، سنجش واکنش طرف مقابل و مدیریت افکار عمومی استفاده می‌شود. در چنین چارچوبی، اعلام پیشرفت یا توافق بر سر ادامه مذاکرات می‌تواند بخشی از فضای مه‌آلود پیش از اقدام سخت باشد، نه تضمینی برای جلوگیری از آن.

♈️نکته نگران‌کننده‌تر این است که تا این لحظه هیچ دستاورد سیاسی غیرقابل بازگشت تولید نشده است. اگر توافقی، حتی محدود، حتی موقت یا صرفاً نمادین، شکل می‌گرفت، هزینه اقدام نظامی بالا می‌رفت. اما وقتی خروجی مذاکرات فقط ادامه گفت‌وگو است، این هزینه برای بازیگری مانند ترامپ چندان بازدارنده نیست. او می‌تواند به‌راحتی ادعا کند که دیپلماسی امتحان شد و نتیجه کافی نداد.

♈️ بنابراین ورود به دور چهارم، به معنای عبور از خطر نیست، به معنای ورود به خطرناک‌ترین بخش مسیر است. اکنون مذاکرات در وضعیتی قرار دارد که اگر در این بازه کوتاه نشانه‌ای ملموس از تغییر واقعی در محاسبات سیاسی دیده نشود، بازگشت ناگهانی به مدل ژوئن کاملاً محتمل است، نه الزاماً جنگی فوری و تمام‌عیار، بلکه دست‌کم یک اقدام نظامی محدود یا غافلگیرانه برای شکستن بن‌بست.

♈️ به زبان صریح، ادامه مذاکرات بدون تولید یک دستاورد سیاسی بزرگ، نه تضمین صلح است و نه حتی تعلیق پایدار بحران. این تعلیقی شکننده است که هر لحظه می‌تواند با یک تصمیم ناگهانی پایان یابد. اکنون همه‌چیز به این بستگی دارد که آیا دور چهارم می‌تواند از مذاکره برای مذاکره عبور کند یا نه. اگر نتواند، مسیر بعدی دیگر روی کاغذ نوشته نمی‌شود، در میدان اجرا می‌شود.


/channel/+ZdIDreVjhmo0NmE0

Читать полностью…

کانال تحلیلی سیاسیون ایران

📢 دور بعدی مذاکرات هفته آینده در وین برگزار می‌شود

🗣️ وزیر خارجه عمان:

◀️ ما یک روز پس از پیشرفت قابل توجه در مذاکرات بین ایالات متحده و ایران، مذاکرات را به پایان رساندیم. به زودی پس از مشورت در پایتخت‌های مربوطه، مذاکرات را از سر خواهیم گرفت.

◀️ مذاکرات در سطح فنی هفته آینده در وین برگزار خواهد شد. من از همه طرف‌های ذینفع به خاطر تلاش‌هایشان سپاسگزارم: مذاکره‌کنندگان، آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و میزبانان ما، دولت سوئیس.

Читать полностью…

کانال تحلیلی سیاسیون ایران

🔺علت سکوت؟!

امروز دور سوم مذاکرات ژنو برگزار می‌شود و صدای جنگ هم بلند است؛ اما در این میان بر خلاف دو دور پیشین -به ویژه دور نخست- شاهد تحرکات دیپلماتیک فشرده منطقه‌ای نیستیم. به خصوص آن که پیش از دور اول مذاکرات شاهد چنین تحرکاتی در سطح رهبران منطقه از اردوغان تا امیر قطر و سیسی و ... بودیم، اما طی روزهای گذشته رایزنی‌های دیپلماتیک غالبا از سوی ایران بوده است.

ترکیه که قبل از دور اول خیلی فعال بود هم در رایزنی با آمریکا هم ایران اما دیگر فعالیت چندانی ندارد. البته این مساله می‌تواند یک دلیل خاص درباره میزبانی مذاکرات داشته باشد، ولی تنها این عامل مطرح نیست. 
البته وزیر خارجه مصر طبق معمول ماه‌های اخیر رایزنی‌هایی با طرف‌های مختلف داشته است.

از این رو، به نوعی می‌توان گفت که در ده روز اخیر و به ویژه میان دو دور دوم و سوم یک نوع سکوت دیپلماتیک در سطح تحرکات کلان تقریبا مشهود است.

کاهش جدی این تحرکات، تماس‌ها و رفت‌وآمدها می‌تواند دو دلیل داشته باشد؛ نخست این که رهبران منطقه به نوعی مطمئن شده‌اند که آمریکا تصمیم قطعی خود را برای حمله گرفته و دیگر وارد مسیری بی‌بازگشت شده است که تحرکات آن‌ها نمی‌تواند مانع ترامپ شود.

اما دلیل دوم این که این کشورها شاید به شکلی یا باخبر شده‌اند و یا به این نتیجه رسیده‌اند که امکان دستیابی دو طرف ایرانی و آمریکایی به یک توافق وجود دارد و همین خود ممکن است تا حدود زیادی از نگرانی آن‌ها کاسته باشد.

واقعیت این است که فعلا «کاملا» روشن نیست که کدام دلیل در پس این کاهش تکاپوی دیپلماتیک کلان نهفته است. البته در ظاهر امر شواهد و قراین موید دلیل نخست است؛ اما در عین حال نمی‌توان دلیل دوم را هم کاملا منتفی دانست. به هر حال، ما بر اساس شواهد و قراینی عینی و ظاهری از شکاف عمیق در مواضع و مطالبات دو طرف گرفه تا آرایش جنگی قضاوت می‌کنیم؛ اما از این که آیا واقعا در پشت پرده سیاست نیز تحرکات پنهانی هم برای نزدیک کردن مواضع دور در جریان هست یا نه، اطلاعی دقیق در دست نیست. البته شواهد ظاهری معتبری هم دال بر آن وجود ندارد.
در کل در روزها وهفته‌های آینده دلیل این مساله روشن می‌شود.

چنان که در یادداشت‌های قبلی هم گفته شد، فعلا وقوع درگیری در هر سطحی بر منطق مذاکره و دیپلماتیک می‌چربد و خطابه بامداد دیروز ترامپ نیز لحنی تند و پیشاجنگی داشت؛ اما با این حال باید دید که آیا بسته پیشنهادی که ایران امروز در مذاکرات ژنو بر روی میز قرار می‌دهد، چنان است که لااقل در پرونده هسته‌ای برای طرف آمریکایی چنان جذاب و چشمگیر باشد که فعلا از خیر اقدام نظامی بگذرد و شانس توافق افزایش یابد یا خیر.

به هر حال، وضعیت کنونی به نوعی برای دونالد ترامپ جنبه حیثیتی و هویتی پیدا کرده و سخت است بدون دستاوردی راهبردی کنار بیاید و ناوهایش را برگرداند.

البته این مساله در بستری خوشبینانه است که آمریکا واقعا پذیرفته باشد که مذاکرات صرفا در پرونده هسته‌ای باشد تا توافقی در این باره صورت گیرد و در غیر این صورت این احتمال جدی نیز مطرح است که صرف نظر از ماهیت بسته پیشنهادی ایران در حوزه هسته‌‎ای، کلا آمریکا به دلایل غیر هسته‌ای هم تمایلی به توافق در این زمینه خاص نداشته باشد و مذاکرات بی‌نتیجه بماند و اساسا به خود مذاکرات به عنوان بخشی از پازل جنگ بنگرد.

حالا اگر هم فرضا ایران امتیازاتی به ترامپ در برنامه هسته‌ای بدهد که محملی برای توافقی اولیه و چارچوبی در پرونده هسته‌ای و به تبع آن تبلیغ دستاورد راهبردی برای او فراهم شود، اما این پرسش مطرح است که آیا ترامپ حاضر است فقط در قبال آن، خواسته‌های ایران را در موضوع رفع تحریم‌ها برآورده کند؟ پاسخ منفی است و اساسا تاکنون آمریکا صرفا بر روی تعهدات طرف ایرانی متمرکز بوده است و هیچ حرف و حدیثی از امکان رفع تحریم‌ها نمی‌کند.

در چنین حالتی این پرسش نیز مطرح است که آیا تهران بدون ما به ازایی مهم در این زمینه و صرفا در قبال آزادسازی بخشی از منابع مالی خود و رفع موقت سایه جنگ حاضر به چنین معامله‌ای خواهد بود که پشت بند آن درخواست و فشار برای مذاکره درباره مسائل موشکی و منطقه‌ای باشد؛ باز پاسخ منفی است؛ مگر این که قصد خرید زمان برای مدیریت تنش و اوضاع را داشته باشد.
#صابر_گل_عنبری


/channel/+ZdIDreVjhmo0NmE0

Читать полностью…

کانال تحلیلی سیاسیون ایران

🔺پنجشنبهِ توافق یا جنگ؟

پس‌فردا، پنجشنبه، دور سوم مذاکرات ایران و آمریکا در ژنو در حالی برگزار می‌شود که می‌توان آن را حساس‌ترین و چه‌بسا سرنوشت‌سازترین دور مذاکراتی دانست.
این مذاکرات در فضایی نظامی و جنگی انجام می‌شود که در آن، آرایش جنگی آمریکا در منطقه تقریباً تکمیل شده است. از همین رو، می‌توان پنجشنبه پیشِ رو را مرز باریکی میان توافق و جنگ و به عبارتی «آخرین پنجره باز دیپلماسی» قبل از یک درگیری نظامی خواند.

اکنون که نگاه‌ها به نتیجه این مذاکرات دوخته شده، این پرسش مطرح است که چه خواهد شد؟
نخست باید گفت دو طرف شناختی نسبتاً خوب از خواسته‌ها و شروط رسمی یکدیگر دارند، اما به نظر می‌رسد چنین شناختی از ذهنیت، روان و محاسبات هم وجود ندارد؛ و همین موضوع، کار را دشوارتر می‌کند.

تا این لحظه، زبان جنگ و درگیری همچنان بر منطق دیپلماسی و توافق می‌چربد و همان‌ گونه که پیش‌تر نیز گفته شده، اعزام این حجم از ناوها و تجهیزات جنگی به منطقه، بیش از هر چیز معطوف به تصمیمی پیشینی برای جنگ است. اما این بدان معنا نیست که این تصمیم برای ترامپ غیرقابل عدول باشد؛ مشروط به آنکه هزینه این عقب‌نشینی، چیزی باشد که او بتواند آن را در قالب یک «پیروزی» به آمریکا و دنیا عرضه کند.

از این منظر، حتی اگر بزرگ‌ترین آرایش نظامی آمریکا در خاورمیانه پیرامون ایران از زمان حمله به عراق را صرفاً اقدامی تاکتیکی برای اعمال فشار حداکثری و امتیازگیری در میز مذاکرات بدانیم، باز هم بسیار بعید است که در صورت شکست مذاکرات، ترامپ بی‌سروصدا همه این جنگ‌افزارها را از همان مسیری که آمده‌اند، به آمریکا بازگرداند؛ گویی که «نه خانی آمده و نه خانی رفته».

چنین عقب‌نشینی‌ای، هزینه سیاسی بسیار سنگینی برای ترامپِ خودشیفته دارد و با خلق ‌و خوی او سازگار نیست. از همین رو، حتی اگر فرض کنیم که ترامپ چه از بیم پیامدهای غیرقابل پیش‌بینی جنگ و چه از مثمر ثمر نبودن فشار نظامی در واداشتن تهران به پذیرش خواسته‌هایش در تنگنایی دشوار گرفتار شده باشد، باز هم به احتمال زیاد عقب‌نشینی آشکار را انتخاب نخواهد کرد و تحمل چنین نشانه‌ای از ضعف را ندارد.

در چنین شرایطی، برای خروج از این وضعیت دو راه بیشتر ندارد: یا مذاکرات پنجشنبه به نتیجه‌ و توافقی برسد که بتواند به او فرصت تصویرسازی بر مبنای «پیروزی خود» و «تسلیم تهران» بدهد. البته در این فرض نیز بعید است با یک توافق جامع مواجه باشیم و احتمالا نتیجه، توافقی چارچوبی و اولیه خواهد بود.

یا اینکه به اقدام نظامی متوسل شود. در اینجا پرسش اصلی آن است که این اقدام در چه سطح و با چه اهدافی صورت خواهد گرفت؟ آیا آن‌گونه که برخی منابع آمریکایی و اسرائیلی می‌گویند ابتدا حمله‌ای محدود انجام می‌دهد تا جدیت خود را به طرف ایرانی نشان دهد و شاید تهران را به عقب‌نشینی وادارد؟ یا با چنین حمله‌ای، در پی سنجش واکنش نظامی ایران است تا سپس به‌ تدریج دامنه و شدت حملات را افزایش دهد؟

یا آنکه از همان ابتدا با حملاتی سنگین و گسترده کار را آغاز خواهد کرد؛ به این تصور که از این طریق پاسخ ایران را مهار و پیامدهای آن را کاهش دهد و کنترل کند.

پست دیشب ترامپ در شبکه اجتماعی‌اش اگر آن را در چارچوبی بدبینانه و به‌عنوان بخشی از پازل جنگ ننگریم در نگاهی خوش‌بینانه‌ برداشت، حامل دو پیام روشن بود: یا توافقی مطلوب او شکل می‌گیرد که دستکم تصویری برنده از ان بسازد یا دستور حمله و آغاز جنگ صادر خواهد شد.

ناگفته هم نماند که واکنش سریع او به گزارش اکسیوس و دیگر رسانه‌های آمریکایی، و تکذیب مخالفت ژنرال دنیل کین، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا، با جنگ، در وهله نخست مؤید این برداشت است که رویکرد غالب ترامپ در حال حاضر، حرکت به سمت جنگ است. به نظر می‌رسد او نگران آن بوده که انتشار چنین گزارش‌هایی، موضع مخالفان جنگ در آمریکا به‌ویژه در میان پایگاه حامیانش را تقویت کند.

در واقع، اگر ترامپ خود را اکنون در بن‌بست و مخمصمه می‌دید، نیازی به چنین واکنش شتاب‌زده‌ای نداشت و حتی می‌توانست از گزارش‌ها درباره مخالفت ژنرال کین و دیگران، برای خروج آبرومندانه از این تنگنا بهره‌برداری کند.

نکته قابل تأمل دیگر در سخنان ترامپ آنجا بود که تهدید به «روز بسیار بدی برای آن کشور و متأسفانه برای مردمش» کرد. فارغ از این که او تا دیروز از کمک سخن می‌گفت و امروز با لحنی «متأسفانه» از روزی بسیار بد برای مردم ایران حرف می‌زند، این تهدید صرفا به معنای کشته شدن مردم نیست؛ بلکه احتمالا ناظر بر تصمیمی برای حمله به زیرساخت‌های ایران نیز هست که خود می‌تواند مصداقی دیگر از رقم خوردن «روز بسیار بد» برای مردم باشد.

اکنون باید دید در پنجشنبه ترامپ به توافقی دست می‌یابد که بتواند از آن تصویر پیروزی بسازد و عقب‌نشینی ناوهایش را توجیه کند، یا آنکه جنگی دیگر را شروع خواهد کرد.
#صابر_گل_عنبری
/channel/+ZdIDreVjhmo0NmE0

Читать полностью…

کانال تحلیلی سیاسیون ایران

📝📝​دیپلماسی بقا
#یدالله_کریمی_پور

♈️​برای تهران، «حفظ نظام» خط قرمز نهایی است. به‌ پندارم حکومت آماده است مشروط به تضمینِ عدم «تغییر رژیم»، سخت‌ترین محدودیت‌های هسته‌ای و منطقه‌ای را بپذیرد.

♈️واژگانی چون «نرمش قهرمانانه»، پوششی برای پذیرش واقعیت‌های تلخ بین‌المللی بدون اعتراف به شکست است؛ تلاشی برای «حفظ آبرو» جهت اقناع بدنه داخلی.

♈️​ولی پرسش بنیادین اینجاست: آیا غرب صرفا با توقف برنامه‌ی هسته‌ای، فشار را برخواهد چید؟ شواهد نشان می‌دهد مطالبات غرب فراتر از هسته‌ای، شامل پیوستن به نظم جدید منطقه (پیمان ابراهیم) و گسست استراتژیک از پکن و مسکو است.

♈️​در این بن‌بست، تهران بقا را در «عقب‌نشینی صوری» می‌جوید، در حالی که لایه‌های امنیتی‌اش همچنان رویکردی شرق‌محور دارند.

♈️سرنوشت ایران در روزهای آتی به نتیجه این تقابل گره خورده است؛ اراده کدام‌یک چیره خواهد شد: غرب‌گرایان یا شرق‌گرایان؟

/channel/+ZdIDreVjhmo0NmE0

Читать полностью…

کانال تحلیلی سیاسیون ایران

🔺عراقِ ترامپ!

همزمان با لشکرکشی به منطقه برای جنگ احتمالی با ایران، ترامپ رویکردی سختگیرانه‌تر را علیه نفوذ منطقه‌ای ایران در پیش گرفته است و از این رو، معرفی نوری مالکی، متحد تهران، از سوی بزرگ‌ترین فراکسیون پارلمانی عراق برای تصدی نخست‌وزیری را «اشتباه» خواند و بغداد را تهدید کرد.

حدود یک ماه پس از هشدار ترامپ پس از پافشاری المالکی بر نامزدی‌اش، آمریکا به طرق مختلف تهدید کرده است که اگر این انتخاب صورت گیرد، عراق را تحریم خواهد کرد. برگردان همین فشار جدی آمریکا، فشارهای داخلی در عراق و حتی در درون «چارچوب هماهنگی» برای انصراف مالکی بوده که او را نامزدی پست نخست‌وزیری کرده است.

این وضعیت، متحدان عراقی ایران را در تنگنای دشواری قرار داده است؛ از یک سو اگر بی‌توجه به تهدیدهای ترامپ، مالکی را بر کرسی نخست‌وزیری بنشانند، باید خود را برای مواجهه با پیامدهای شدید آن آماده کنند که عراق در سایه اختلافات و شکاف موجود میان نیروهای سیاسی و همچنین کنترل آمریکا بر درآمدهای نفتی آن، این آمادگی را ندارد و کافی است که واشنگتن حساب بانکی درآمدهای نفتی عراق را ببندد. از سال 2003 پس از سقوط صدام کلیه درآمدهای نفتی عراق به حسابی در بانک مرکزی آمریکا واریز می‌شود.

از دیگر سو نیز اگر به این خواسته ترامپ تن دهند، عملا او در مقام آمر و ناهی عراق می‌نشیند و باید نامزدی برای این پست معرفی گردد که در نهایت مقبول ترامپ واقع شود. برگردان عملی آن هم جز این نیست که جهت‌گیری و سیاست‌گذاری‌های کلان بغداد در دوره پیش‌رو به ویژه در سیاست خارجی باید از کانال ترامپ و دولتش بگذرد.

در گذشته آمریکا وقتی در یک کشور دولتی نامطلوب شکل می‌گرفت، معمولا از اهرم کودتا یا تقویت مخالفان و غیره استفاده می‌کرد، اما امروز دیگر ترامپ این روش‌های غیر مستقیم را کنار گذاشته و مستقیما می‌خواهد تعیین کند که چه کسی به قدرت برسد و کی نرسد.

در واقع عزم ترامپ برای حذف مالکی و به قدرت رسیدن فرد دلخواهی مشابه اقدامی است که علیه مادورو در ونزوئلا انجام داد و با برداشتن او معاونش دلسی رودریگز را به قدرت رساند که اخیرا در استقبال از کریس رایت وزیر انرژی آمریکا شخصاً ساز نواخت و سنگ تمام گذاشت.

حالا اگر در نهایت «چارچوب هماهنگی» بر نخست‌وزیری مالکی پافشاری کند تا دوباره به قدرت برسد که البته چندان محتمل نیست، هیچ بعید نیست ترامپ از سر خشم عملا خود دست به کار شود و همان الگوی ونزوئلا را در عراق هم تکرار کند.

در پی تحولات دو سال اخیر منطقه به‌ ویژه خروج سوریه از محور همسو با ایران و تشدید تحرکات آمریکا علیه حشد الشعبی، معرفی مالکی برای نخست‌وزیری، با توجه به نوع رابطه‌اش با تهران، بیش از آن‌ که انتخابی صرفا داخلی بوده باشد، تلاشی هدفمند برای حفظ و تقویت جایگاه ایران در بغداد در این شرایط ناپایدار منطقه‌ای بود.

بر این اساس، حذف مالکی و شکل‌گیری عراقِ ترامپ، صرفاً یک جابه‌جایی سیاسی نیست، بلکه واجد پیامدهای ژئوپلیتیک در منطقه است و می‌تواند موجب تسریع شکل‌گیری نظمی جدید شود.

به ‌احتمال زیاد آمریکا در جریان رایزنی‌های داخلی عراق، به ‌ویژه در «چارچوب هماهنگی‌» برای معرفی مالکی به‌عنوان نخست‌وزیر بوده است. با این حال، این پرسش مطرح می‌شود که آیا واشنگتن پیش از معرفی رسمی مالکی هشدار روشنی داده بود یا نه؟

اگر هشدار داده بود، چرا این انتخاب بی‌سر و صدا منتفی نشد تا عقب‌نشینی احتمالی بار حیثیتی پرپیامدی پیدا نکند؟

اگر هشدار نداده بود، آیا هدف این بوده که ابتدا مالکی معرفی شود و سپس ترامپ مانع نخست‌وزیری او شود تا به ‌این ‌ترتیب دوره‌ای جدید از رویکرد بی‌پرده آمریکا در معادلات خاورمیانه و عراق رونمایی شود؟

البته مالکی حدود یک هفته پس از تهدید ترامپ، مواضعی غیرمنتظره اتخاذ کرد؛ مواضعی که روشن نیست تلاشی برای همسو نشان دادن خود با سیاست منطقه‌ای آمریکا و برداشتن وتوی آن بوده است یا نه.
او در سوم فوریه از احمد الشرع ستایش کرد، او را «برادر» خواند و وعده داد در صورت رسیدن به نخست‌وزیری، فصل تازه‌ای در روابط با دمشق بگشاید.

اما مالکی در همان گفتگوی تلویزیونی تا توانست به بشار اسد تاخت و او را به حمایت از تروریسم و صدور آن به عراق متهم ساخت.
این در حالی است که او چند ماه پس از به قدرت رسیدن الشرع، صراحتاً اعلام کرده بود که به هیچ وجه حاضر به دیدار با «جولانی» نیست و او را مسئول کشتار و ویرانی در عراق می‌دانست.

چنین چرخشی در منطق منافع، برای سیاستمداران پراگماتیست که مرغشان دو پا دارد و نه یک پا، امری غیرعادی نیست. از این منظر، شاید مالکی کوشیده باشد به منطقه و جهان پیام دهد که «مالکیِ دیروز» نیست.

با این حال، این «چرخش دیرهنگام» بعید است که برای آمریکا و متحدان در منطقه اطمینان‌خاطر ایجاد و رضایت ترامپ را جلب کند؛ مگر آنکه …...
#صابر_گل_عنبری


/channel/+ZdIDreVjhmo0NmE0

Читать полностью…

کانال تحلیلی سیاسیون ایران

🔵🔴 چهار سناریو برای آینده ایران در صورت جنگ احتمالی ترامپ

🔹در شرایطی که نشانه‌هایی از افزایش آمادگی نظامی ایالات متحده در خاورمیانه دیده می‌شود، یک تحلیل جدید هشدار می‌دهد هرگونه اقدام نظامی گسترده از سوی دولت احتمالی دونالد ترامپ علیه ایران می‌تواند پیامدهایی عمیق و بلندمدت برای ایران و منطقه به همراه داشته باشد.

🔹#مارک_لینچ، استاد دانشگاه جورج واشنگتن، در تحلیلی تازه چهار سناریوی محتمل برای آینده ایران در صورت آغاز جنگی فراگیر از سوی آمریکا را بررسی کرده است. به گفته او، تحرکات اخیر واشنگتن، از جمله اعزام ناوهای هواپیمابر به خلیج فارس و نمایش عمومی جدول زمانی عملیاتی موسوم به «چکش نیمه‌شب» در پنتاگون در ژوئن ۲۰۲۵، نشان می‌دهد تمرکز اصلی آمریکا بر حملات هوایی و ضربات محدود اما شدید خواهد بود، نه اشغال زمینی.

🔹بر اساس این تحلیل، برخلاف جنگ عراق در سال ۲۰۰۳، نشانه‌ای از برنامه‌ریزی برای اعزام گسترده نیروهای اشغالگر به ایران دیده نمی‌شود. ترامپ نیز پیش‌تر اشغال عراق را «اشتباهی بزرگ و فاجعه‌بار» توصیف کرده بود. به باور لینچ، تجربه‌هایی مانند ترور قاسم سلیمانی در سال ۲۰۲۰ نشان می‌دهد الگوی رفتاری ترامپ مبتنی بر وارد کردن ضربه‌ای سنگین، هدف قرار دادن چهره‌های کلیدی و پرهیز از ورود به مرحله مدیریت پیامدهای پس از درگیری است.

🔹شکل‌گیری یک جمهوری دموکراتیک: اگرچه ممکن است بخشی از جامعه ایران چنین آینده‌ای را مطلوب بداند، لینچ این گزینه را کم‌احتمال‌ترین سناریو ارزیابی می‌کند. به گفته او، حملات هوایی به‌تنهایی می‌تواند به ایجاد خلأ قدرت، تخریب زیرساخت‌ها و تشدید تحریم‌ها منجر شود، بدون آنکه حمایت خارجی مؤثری برای بازسازی سیاسی و نهادی کشور فراهم شود.

🔹بازگشت رضا پهلوی: سناریوی دوم به بازگشت رضا پهلوی به قدرت اشاره دارد؛ گزینه‌ای که به گفته تحلیلگر با موانع جدی روبه‌روست. تحقق چنین وضعیتی مستلزم حمایت و حفاظت نظامی خارجی خواهد بود؛ حمایتی که به نظر می‌رسد آمریکا و متحدانش تمایل محدودی برای تأمین آن دارند. افزون بر این، میزان پایگاه اجتماعی این گزینه در داخل ایران نیز محل تردید ارزیابی شده است.

🔹فروپاشی دولت و بروز جنگ داخلی: در این سناریو، تضعیف ساختار حکومتی می‌تواند به درگیری‌های داخلی و شکل‌گیری مراکز قدرت رقیب منجر شود. لینچ هشدار می‌دهد چنین وضعیتی نه‌تنها ایران، بلکه کل منطقه را بی‌ثبات خواهد کرد؛ از احتمال سرایت ناامنی به کشورهای همسایه مانند عراق و سوریه گرفته تا اختلال در مسیرهای انتقال نفت در خلیج فارس، افزایش موج پناهجویان و ظهور گروه‌های مسلح غیردولتی.

🔹 قدرت‌گیری سپاه پاسداران انقلاب اسلامی: به باور لینچ، این محتمل‌ترین سناریو است. سپاه پاسداران به‌عنوان منسجم‌ترین و مجهزترین نیروی سازمان‌یافته در کشور، بیشترین ظرفیت را برای پر کردن خلأ قدرت دارد. در این وضعیت، ممکن است نوعی حکومت نظامی–ملی‌گرا شکل گیرد که با اتکا به انسجام امنیتی و بهره‌گیری از فضای ملی‌گرایانه ناشی از حملات خارجی، کنترل داخلی را تشدید کند؛ هرچند همچنان با تحریم‌های بین‌المللی مواجه خواهد بود.

🔹در بخش پایانی این تحلیل آمده است که حتی یک کارزار بمباران گسترده نیز، بر اساس برآوردهای پیشین نهادهای اطلاعاتی، احتمالاً برنامه هسته‌ای ایران را تنها برای چند سال به عقب خواهد انداخت، نه اینکه آن را به‌طور کامل متوقف کند. از این منظر، اقدام نظامی ممکن است به‌جای حل ریشه‌ای تنش‌های چند دهه‌ای، صرفاً آن‌ها را وارد مرحله‌ای تازه کند.

🔹جمع‌بندی این تحلیل آن است که هرچند ممکن است هدف اعلامی چنین حمله‌ای «تغییر رژیم» باشد، اما تجربه‌های تاریخی نشان می‌دهد برکناری یک حکومت الزاماً به معنای پایان بی‌ثباتی نیست. به باور لینچ، حتی در صورت اعلام «پیروزی»، خاورمیانه ممکن است سال‌ها با پیامدهای سیاسی، امنیتی و اقتصادی این درگیری احتمالی روبه‌رو باشد.

/channel/+ZdIDreVjhmo0NmE0

Читать полностью…

کانال تحلیلی سیاسیون ایران

🔺سایه جنگ و بازی آمریکا!

در شرایطی که هم‌ زمان با مذاکرات، سایه جنگ سنگینی می‌کند و آمریکا بزرگ‌ترین و پیشرفته‌ترین تسلیحات جنگی خود را پس از حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ به منطقه اعزام کرده است، این برداشت نزد برخی در ایران و خارج از آن وجود دارد که هدف اصلی اعمال حداکثر جنگ روانی برای افزایش فشار در میز مذاکره و گرفتن بیشترین امتیاز ممکن از تهران است.

اما به باور نگارنده، این تفسیر خوانش دقیقی از وضعیت کنونی نیست. قرائن و شواهد متعددی در منطقه و داخل اسرائیل نشان می‌دهد که آنچه اکنون در جریان است، بیشتر به مراحل پایانی پیش از آغاز یک جنگ شباهت دارد. حتی می‌توان گفت که نشانه‌های وقوع جنگ، از آنچه پیش از جنگ ۱۲روزه دیده می‌شد، پررنگ‌تر و جدی‌تر است.

در آن مقطع جز در دو سه روز منتهی به آغاز درگیری، شواهد عینی خاصی دال بر وقوع جنگ وجود نداشت و قراین موجود هم صرفا از یک جنگ محدود حکایت داشت؛ حال آن‌ که یک مجموعه شواهد عینی و محتوایی نشان می‌دهد که احتمالا منطقه در آستانه جنگی گسترده‌تر از قبل با اهدافی متفاوت خواهد بود.

کمیت و کیفیت تسلیحات اعزامی آمریکا به‌گونه‌ای است که دشوار می‌توان غایت آن را صرفاً فشار به تهران برای یک توافق دانست؛ چرا که اساساً خود آمریکا نیز شانس تحقق چنین توافق یک‌طرفه‌ای را تقریباً ناممکن می‌داند. اگر واشنگتن حتی تا حدی به دستیابی به چنین توافقی امیدوار بود، بعید بود با اعزام حدود دو سوم ناوهای هواپیمابر خود و این حجم عظیم از تجهیزات نظامی، چنین هزینه سنگینی را تنها برای اعمال فشار متحمل شود و می‌توانست به سطح پایین‌تری اکتفا کند.

از این رو، می‌توان گفت اعزام این حجم از ناوها و جنگ‌افزارها نه یک نمایش قدرت، جنگ روانی و فشاری مذاکراتی، بلکه معطوف به یک تصمیم پیشینی برای جنگ است.

البته نوعی جنگ روانی و ادراکی در جریان است؛ اما نه به‌عنوان هدف اصلی اعزام این تسلیحات، بلکه بیشتر در قالب پیوست رسانه‌ای پیچیده دولت آمریکا در مسیری منتهی به جنگ است.

این عملیات روانی در اقدام پیوسته دولت آمریکا در تزریق غیر مستقیم اخبار امنیتی آمیخته به داده‌های ناهمگون، هدفمند و احیانا مواضع مستقیم چندپهلو نهفته است که ابعاد و اهداف متعددی هم دارد.

از جمله این موارد این که با ارسال بی‌سابقه تجهیزات جنگی دستکم در دو دهه اخیر به منطقه همچنان در روایت رسانه‌ای آمریکا گفته می‌شود که ترامپ هنوز تصمیم نهایی را نگرفته است و در حال بررسی است. حال آن ‌که بعید و نامعقول به نظر می‌رسد که آمریکا در چنین اقدام پرهزینه‌ای، ابتدا دو سوم ناوهای هواپیمابر و این حجم از تسلیحات را به منطقه اعزام کند و سپس تازه وارد مرحله بررسی و تصمیم‌گیری شود.

منطق اقتضا می‌کند که ابتدا بررسی و ارزیابی انجام شود و پس از تصمیم‌گیری، اعزام صورت گیرد. حتی اگر فرضا هدف صرفاً اعمال فشار مذاکراتی توام با امیدی به پذیرش خواسته‌های حداکثری از طرف تهران باشد، باز هم نیازی به اعزام چنین حجمی از تسلیحات به‌ ویژه تجهیزاتی نیست که فقط برای کاربرد عملیاتی ارسال می‌شوند.

بر این اساس، روایت رسانه‌ای دولت آمریکا طی دو تا سه هفته اخیر، به‌ویژه تأکید بر این‌که ترامپ هنوز تصمیم نگرفته است، احتمالاً سه هدف را دنبال می‌کند:
نخست، مدیریت فضای داخلی و القای تمایل به توافق به ‌ویژه در برابر مخالفان جنگ در آمریکا و در عین حال نیز آماده‌سازی افکار عمومی آمریکا و جهان برای جنگ.
دوم، فراهم‌سازی مقدمات جنگ در سطوح تدارکاتی، لجستیکی، امنیتی، اطلاعاتی و عملیاتی.
سوم، تأثیرگذاری بر محاسبات طرف ایرانی و ایجاد نوعی سردرگمی در تصمیم‌گیری، در کنار حفظ اصل غافلگیری؛ نه در اصل وقوع جنگ، بلکه در تاکتیک‌ها و شیوه‌های آن.

در همین قاب هم می‌توان مذاکرات را تعریف کرد. پذیرش گفت‌وگو صرفاً درباره پرونده هسته‌ای و پرهیز اولیه از طرح شروط غیرقابل‌قبول بیش از آن‌ که نشانه تمایل واقعی آمریکا به توافق باشد، رفتاری حساب‌شده در همین پازل است. اگر آمریکا واقعا تا این حد متمایل به توافق بود که از مسائل موشکی و منطقه‌ای چشم‌پوشی کند و تنها بر پرونده هسته‌ای متمرکز شود، اساسا چنین لشکرکشی گسترده‌ای توجیهی نداشت؛ حتی اگر قصد امتیازگیری گام به گام را امتیاز داشته باشد.

البته وجود تصمیمی پیشینی برای جنگ لزوما به معنای آن نیست که لغوناپذیر است اما این مهم بهای بسیار سنگینی در این شرایط دارد که بعید است تهران بپذیرد.

شروع جنگ احتمالی هم غالبا معطوف به ادراکی دال بر پیش‌بینی ماهیت واکنش ایران و کنترل آن است. اما اگر حملات بسیار سنگین اولیه نتواند پاسخ ایران را مهار کند، بازه زمانی جنگ، دامنه و تبعات آن تابع سطح و گستره این واکنش خواهد بود.

حال باید دید اول آمریکا جنگ احتمالی را شروع می‌کند یا اسرائیل یا با هم.
#صابر_گل_عنبری
/channel/+ZdIDreVjhmo0NmE0

Читать полностью…

کانال تحلیلی سیاسیون ایران

منابع دکتری علوم سیاسی کانال مشاوره علوم سیاسی 👇👇👇

1_بانک سوالات دکتری صفیارپور
2_اصول جامع صفیارپور
3_اندیشه جامع صفیارپور
4_تطبیقی جامع صفیارپور
5_روش پژوهش جامع صفیارپور
6_ اقتصاد سیاسی جامع صفیارپور
7_مبانی جامع صفیارپور
8_تحولات جامع صفیارپور
9_سیاست خارجی جامع صفیارپور
10_جامعه شناسی سیاسی جامع صفیارپور

✅نکته ی خیلی مهم:

با وجود کتاب های جامع هیچ نیازی به مطالعه ی منبع نیس،کتاب های جامع ما ،تمام نکات را پوشش داده است

🔆جهت  سفارش کتاب به خانم #میرفتحی مراجعه شود👇

@R_mirfathi

تماس خانم #میرفتحی جهت سفارش کتاب

👇👇
09162424339


✅کانال تخصصی مشاوره ارشد_دکتری علوم سیاسی

👇👇👇

@politicsman

Читать полностью…

کانال تحلیلی سیاسیون ایران

خلاصه کتاب «ایران جامعه کوتاه‌مدت»

✍ نویسنده: محمدعلی همایون کاتوزیان
🎤 روایت: اسفندیار خدایی
⏰ مدت: ۲۳ دقیقه

دکتر همایون کاتوزیان، ایران‌شناس برجسته و استاد دانشگاه آکسفورد، در این کتاب به این پرسش پاسخ می‌دهد: چرا در ایران با وجود تمدنی دیرپا، نهادهای پایدار شکل نمی‌گیرند و هر چند دهه یک بار، همه چیز از صفر شروع می‌شود؟

کاتوزیان با مفهوم «جامعه کوتاه‌مدت» نشان می‌دهد که ریشه این مشکل در نبود قانون پایدار و دولتی است که خود را فرادست جامعه می‌داند. نفت نیز با بی‌نیاز کردن دولت از مالیات، این ساختار را تشدید کرده است. در این خلاصه، انقلاب مشروطه، نهضت ملی نفت و انقلاب ۵۷ در چارچوب این نظریه تحلیل می‌شود.



/channel/+ZdIDreVjhmo0NmE0

Читать полностью…

کانال تحلیلی سیاسیون ایران

🔺مه خوش‌بینی در شب مذاکرات!

دور دوم مذاکرات میان دو طرف ایرانی و آمریکایی در ژنو پایان یافت و فعلا در سکوت خبری طرف آمریکایی، در سخنان وزیر خارجه ایران پس از پایان مذاکرات نوعی «خوش‌بینی توام با احتیاط» مشهود بود.

کلید واژه‌های اظهارات عراقچی که نوعی خوشبینی را درباره این دور مذاکرات تزریق می‌کند: «بحث‌های کاملا جدی»، «فضای سازنده‌تری»، «طرح جدی ایده‌های مختلف»، «موافقت کلی با یکسری اصول راهنما»، «حرکت بر اساس آن اصول برای ورود به یک توافق احتمالی»، «پیشرفت خوب»، «مسیر روشن ومثبت»

اما کلیدواژه‌هایی که به نوعی ترمز «خوشبینی» پیشگفته را می‌کشد و به «امری محتاطانه» تبدیل می‌کند: «این بدان معنا نیست که به سرعت می‌توانیم به توافق برسیم»، «وقتی به تدوین متن می‌رسد کار یک مقدار مشکل‌تر و ریزتر می‌شود»، «زمان مشخصی (برای دور بعدی) تعیین نشد»، «هنوز دو طرف مواضعی دارند که نزدیک شدن به همدیگر کار می‌برد».

اما در این میان، وزیر خارجه عمان به عنوان طرف میانجیگر هم طی پستی در شبکه "اکس" از «پیشرفت خوب در زمینه تعیین اهداف مشترک ومسائل فنی مرتبط» خبر داد و گفت که فضای مذاکرات «سازنده» بوده است. وی در عین حال بیان داشت که دو طرف به کار زیادی نیاز دارند.

آنگونه که پیداست طرف ایرانی امروز با پیشنهادات و «ایده‌های جذاب‌تر» از دور قبل برای طرف آمریکایی به پای میز مذاکرات رفته که خمیرمایه آن همچنان ذهنیت اقتصادی ترامپ را هدف قرار داده است و ظاهرا ابعادی فرااقتصادی هم دارد. گویا «ایده‌هایی» نیز برای رفع نگرانی‌های امنیتی طرف مقابل مورد مناقشه قرار گرفته است.

در یادداشت قبلی هم گفته شد که محور مناقشه اکنون «امنیتی» است و نه «اقتصادی»، اما اقتصاد نقش یک پیشران و محرک را دارد. در این صورت باید دید که مجموعه ایده‌های مطرح در حوزه‌های هسته‌ای، موشکی و منطقه‌ای به حدی از توازن می‌توانند برسند که از یک سو مستقیما از خطوط قرمز ایران عبور نکند و از دیگر سو نزد ترامپ مقبولیت پیدا کند؟ به بیان دیگر، چگونه می‌توان میان دو منطق نقیض تهران و واشنگن در حوزه‌های غیر هسته‌ای پلی ایجاد کرد؟ آیا چنین جمع و پیوندی اساسا ممکن و عملی است؟

فعلا باید منتظر اظهارنظر دونالد ترامپ ماند و باید دید تا چه اندازه‌ ابراز خوشبینی می‌کند. البته واقعیت هم این است که زیاد نمی‌توان روی سخنان ترامپ حساب کرد که اگر مبنا بود خیلی وقت پیش می‌بایست توافق حاصل می‌شد وقتی تا شروع جنگ 12 روزه هم از قریب‌الوقوع بودن توافق سخن گفت اما اتفاق دیگری افتاد.

در کل در حال حاضر در این وضعیت پرابهام با احتیاط «بسیار زیاد» می‌توان گفت که «اندکی» شانس دیپلماسی بیشتر و فضای شکننده مذاکرات تا حدودی و نه زیاد «مثبت» شده است. اما این افزایش شانس دیپلماسی در سطحی نیست که حداقل تا این لحظه بر گزینه جنگ و درگیری بچربد. از این رو، فکر نمی‌کنم دستکم تا این لحظه توافق چندان هم در دسترس باشد.

البته اگر از جزئیات «ایده‌های مطرح شده» موثق‌تر اطلاع حاصل شود بهتر می‌توان قضاوت کرد. فعلا نگارنده چیزهایی شنیده است، اما قبل از حصول قسمی اطمینان از صحت و سقم آن‌ها، نمی‌تواند مبنای تحلیل و پیش‌‍‌بینی قرار گیرد.
#صابر_گل_عنبری
/channel/+ZdIDreVjhmo0NmE0

Читать полностью…

کانال تحلیلی سیاسیون ایران

کانال #تحلیلی_سیاسیون_ایران


💎جایی برای علاقمندان به #مسائل_سیاسی

📢توجه توجه:کانال تحلیلی سیاسیون ایران و گروه بزرگ سیاسیون ایران راه اندازی شده است :

🔻🔸تحلیل مسائل سیاسی روز توسط اساتید و دانشجویان علوم سیاسی

🔹🔸اشتراک گذاری مقالات و کتاب های مطرح سیاسی


🔹🔻بحث و مناظره ی علمی




🔷جهت عضویت در کانال #تحلیلی سیاسیون ایران

👇👇👇

/channel/Iranianpoliticianss



🔶جهت عضویت در #گروه بزرگ تحلیلی سیاسیون ایران

👇👇👇

/channel/+ZdIDreVjhmo0NmE0

Читать полностью…

کانال تحلیلی سیاسیون ایران

📝📝​از سنگر تا شطرنج: چرا عربستان پیروز شد
#یدالله_کریمی_پور

♈️​چرخش راهبردی عربستان سعودی از سال ۲۰۲۰ به این سو، نمونه‌ای از تطبیق هوشمندانه با واقعیت‌های نوین جهانی است. نقطه عطف این دگرگونی و خیز، حملات پهپادی سال ۲۰۱۹ به تأسیسات عقیق آرامکو بود؛ رخدادی که نشان داد تسلیحات گران‌قیمت و ائتلاف‌های سنتی‌ لزوما تضمین‌کننده امنیت زیرساخت‌های حیاتی نیستند. ریاض با درک این موضوع که ایالات متحده  دیگر مایل به ورود به جنگ‌های نیابتی برای شرکایش نیست، از نقش مداخله‌گر نظامی استعفا داد و ردای میانجی‌گر و استراتژیست اقتصادی را بر تن کرد.

♈️​محمد بن سلمان با اولویت دادن به محاسبات سود و زیان، دریافت که تحقق چشم‌انداز ۲۰۳۰ کسورش؛ و تبدیل کردن عربستان به قطب گردشگری و ترانزیت، در بستری از تنش مداوم با همسایگان غیرممکن است. این صلح‌طلبی جدید، نه از سر تغییر ماهیت ایدئولوژیک، بلکه برآمده از یک ضرورت اقتصادی است. سرمایه بین‌المللی از منطقه‌ای که در آن سایه پهپادها و موشک‌ها سنگینی می‌کند، فرار می‌کند؛ لذا تنش‌زدایی شگفت با ایران، قطر و ترکیه، گامی برای ایجاد حاشیه امن جهت توسعه داخلی مهیا ساخت.

♈️امروزه روز‌، ​استراتژی  ریاض بر سه پایه استوار است:

🔰نخست، برتری اقتصاد بر ایدئولوژی؛ که در آن ثروت ملی ابزار نفوذ است نه عقاید مذهبی.
🔰دوم، تنوع‌بخشی به متحدان و خروج از زیر سایه تک‌قطبی آمریکا با نزدیک شدن به چین و روسیه؛
🔰و سوم، اعمال رهبری نرم که به جای دخالت مستقیم نظامی، بر قدرت مالی و میانجی‌گری دیپلماتیک تکیه دارد.

/channel/+ZdIDreVjhmo0NmE0

Читать полностью…

کانال تحلیلی سیاسیون ایران

🔺مذاکره برای حل مشکلات با آمریکا اولین بار در سال ۱۳۵۸ در الجزایر بر سر بحران گروگان‌ها و تصرف سفارت آمریکا شروع شد

🔹بیش از ۴۵ سال مذاکره که فقط ۱۷ سال آن در ژنو بوده!

Читать полностью…

کانال تحلیلی سیاسیون ایران

🔵🔴از «دکترین پیرامون» تا «دکترین پیرامونِ پیرامون»: از بن‌گوریون تا نتانیاهو
✍دکتر آرش رییسی نژاد
🔦بخش اول

دکترین پیرامون (Periphery Doctrine) اسرائیل بر پایه این ایده شکل گرفت که اسرائیل محاصره‌شده در دریایی از دشمنی عربی، نیازمند روابط استراتژیک با کشورهای غیرعربی پیرامون سرزمین‌های عربی است؛ کشورهایی همچون ایران، ترکیه و اتیوپی.

در کنار این سه کشور، اسرائیل به همکاری با اقلیت‌های غیرعرب و سنی جهان عرب همچون کردها، مارونی‌های لبنانی، جامعه قبطی مصر چشم دوخته بود. اما ستون اصلی این معماری امنیتی، ایران بود؛ سنگ‌بنای دکترین پیرامون اسرائیل.

در آغاز، اسرائیل برای ایران اهمیت بنیادین نداشت. شاه در پی فناوری اسرائیل و نفوذ لابی یهودیان در آمریکا برای مهار شوروی بود. اما با رشد پان‌عربیسم و کوتاهی ۱۹۵۸ عراق، اسرائیل در نگاه شاه به بازیگر مکمل توازن قوا در برابر ناسیونالیسم عربی تبدیل شد.

با وقفه صادرات نفت ایران در بحران سوئز، تهران و تل‌آویو پنهانی خط لوله ایلات–عسقلون را ساختند و کانال سوئز را دور زدند. همکاری‌های نظامی به خرید موشک‌های گابریل و سامانه‌های ارتباطی پیشرفته رسید و در اوایل دهه ۱۹۷۰ دو کشور پروژه موشکی «گل» را آغاز کردند.

پایه اصلی شراکت ایران و اسرائیل تهدید مشترک و منطق توازن قوا بود:
اسرائیل بغداد و قاهره را از مرزهای غربی ایران دور نگه می‌داشت و ایران از پیوستن عراق به ارتش‌های عربی علیه اسرائیل جلوگیری می‌کرد.

مهم‌ترین نماد دکترین پیرامون اما همکاری سه‌گانه ایران–اسرائیل–کردها بود. این شراکت تا قرارداد الجزایر در مارس ۱۹۷۵ برقرار ماند؛ توافقی که شکاف مهم میان ایران و اسرائیل را رقم زد. همکاری ایران و اسرائیل به‌ظاهر پایدار بود، اما تل‌آویو سودای گوشمالی شاه را داشت و شاه نیز دست اسرائیل را در پس حمایت برخی رسانه‌های خارجی از انقلاب می‌دید.

دگرگونی‌های ژئوپلیتیک دهه ۱۹۷۰ اما ضرباتی سهمگین به دکترین پیرامون وارد آورد؛ ضرباتی که سرانجام به فروپاشی دکترین بن‌گوریون انجامید.

نخست، کودتای مارکسیستی در اتیوپی در ۱۹۷۴ به خروج این کشور از حلقه شرکای اسرائیل انجامید. با سقوط هایله سلاسی یکم در ۱۲ سپتامبر ۱۹۷۴، درک (دولت نظامی موقت سوسیالیست اتیوپی) نظام سلطنتی اتیوپی را برچید و اتیوپی را یک دولت مارکسیست–لنینیست با نامید.

ضربه اصلی اما در ۱۹۷۹ فرا رسید. آنجا که محمدرضا شاه پهلوی تاج و تخت خود را طی انقلاب اسلامی به رهبری آیت‌الله خمینی از دست داد. انقلاب ۵۷ نه تنها فروپاشی مرکز ثقل دکترین پیرامون را در پی داشت، بلکه ایران را از مهم‌ترین، محوری‌ترین و ژئوپلیتیکی‌ترین شریک اسرائیل به دشمن ایدئولوژیک آن تبدیل کرد. انقلاب «گرایش» دکترین پیرامون را به نقطه‌ای ضداسرائیلی تبدیل کرد و با فروپاشی سنتو، شبکه هم‌پوشان امنیتی منطقه را نابود ساخت و اسرائیل را از یک دایره کامل امنیتی محروم نمود.

در دهه اخیر نیز دینامیک منطقه با دگرگونی ترکیه از شریکی خاموش به قدرت منطقه‌ای ضداسرائیلی تغییر یافته است. آنکارا که در دوران عدنان مندرس به تل‌آویو نزدیک بود، با قدرت‌گیری نوعثمانی‌گرایی به رهبری رجب طیب اردوغان نفوذ خود را در قفقاز و دریای مدیترانه بسط داد و با ترکیه با سقوط اسد و گماشتن متحد خود، جبهه‌ای در سوریه، به رقیبی مستقیم برای اسرائیل بدل شده؛ جایگاهی که پیش‌تر ایران اشغال می‌کرد.

با فروپاشی دکترین پیرامون بن‌گوریون در نیم‌سده گذشته، رهبران اسرائیل کوشیده‌اند تا معماری نوین جایگزینی را دنبال نمایند. در این میان، بنیامین نتانیاهو کوشیده است تا در کنار «پیمان ابراهیم» و بازگشتی در میان کشورهای جهان عرب از دست رفتن کشورهای پیرامونی (ایران، ترکیه، اتیوپی) را با اتحاد با کشورهایی جبران کند که این سه قدرت را محاط می‌کنند. به بیان دیگر، تل‌آویو چشم به «پیرامونِ پیرامون» دوخته است.

این کشورهای «پیرامونِ پیرامون» عبارتند از:
هند، جمهوری آذربایجان، یونان، سومالی‌لند، سودان جنوبی و قبرس

هر کدام از این کشورها نیز کارکرد ویژه ژئوپلیتیکی (در کنار اقتصادی–تکنولوژیک) در سیاست امنیت ملی اسرائیل دارند:

• هند: برای مهار چین و کنترل اقیانوس هند
• جمهوری آذربایجان: برای فشار ژئوپلیتیکی بر ایران در قفقاز
• یونان: برای موازنه ترکیه در شرق مدیترانه
• سومالی‌لند: برای دسترسی به باب‌المندب و کنترل شاخ آفریقا
• سودان جنوبی: برای کنترل نیل و نفوذ در مصر
• قبرس: برای تقویت محور انرژی–امنیتی مدیترانه شرقی و موازنه ترکیه در اتصال به اروپا
/channel/+ZdIDreVjhmo0NmE0

Читать полностью…

کانال تحلیلی سیاسیون ایران

🔺پایان راند سوم و مدل ژوئن!

مذاکرات امروز میان ایران و آمریکا در ژنو به پایان رسید و بنا به اعلام وزیر خارجه عمان، قرار است گفت‌وگوهای فنی هفته آینده در وین برگزار شود. البوسعیدی در عین حال تأکید کرد که مذاکرات امروز با «پیشرفت قابل توجهی» پایان یافته است. وزیر خارجه ایران نیز از «پیشرفت بسیار خوب» سخن گفت و بیان داشت که توافق کرده‌اند که دور چهارم مذاکرات به زودی برگزار شود.

در این میان، رسانه‌های مختلف گزارش‌های ضد و نقیضی از فضای مذاکرات منتشر کردند؛ اما در مجموع به نظر می‌رسد که همچنان شکاف قابل توجهی میان دو طرف وجود دارد. با وجود احتمال نزدیک شدن دیدگاه‌ها در برخی موضوعات و طرح ایده‌های جدید، در چند گره‌ اصلی مذاکراتی هنوز به راه‌حلی نزدیک نشده‌اند و اختلافات پابرجاست. از این منظر، عدم دستیابی به یک توافق اولیه یا چارچوب کلی در این دورِ حساس، نشانه مثبتی تلقی نمی‌شود؛ هر چند توافق برای برگزاری مذاکرات فنی تا حدودی می‌تواند امری مثبت باشد.

با این حال، باید منتظر جمع‌بندی طرف آمریکایی ماند. مذاکره‌کنندگان ایالات متحده گزارش مذاکرات امروز و ارزیابی خود را به دونالد ترامپ ارائه خواهند کرد و باید دید تصمیم نهایی او چه خواهد بود؛ اینکه آیا «پیشرفت قابل توجه» مورد اشاره البوسعیدی مورد رضایت رئیس جمهور آمریکا قرار می‌گیرد که اجازه تداوم مذاکرات را بدهد یا اتفاق دیگری خواهد افتاد.

اما اگر تجربه مذاکرات منتهی به جنگ ۱۲روزه را مدنظر قرار دهیم، تکرار آن مدل را نباید دور از انتظار دانست؛ زمانی که پس از حرف و حدیث‌ها از فضای مثبت و پیشرفت گفت‌وگوها و حتی تعیین زمان دور ششم مذاکرات، حدود دو روز پیش از برگزاری دور جدید، جنگ آغاز شد. بنابراین ارزیابی مثبت درباره نتایج مذاکرات امروز و توافق برای ادامه مذاکرات فعلا لزوما تضمینی برای حصول نتیجه و توافق نهایی در دور چهارم یا دورهای بعدی نیست.

این بار نیز با توجه به تکمیل آرایش جنگی آمریکا در منطقه، تکرار سناریوی جنگ 12 روزه محتمل است. در هر صورت، باید منتظر تحولات ساعات و روزهای آینده ماند که می‌تواند تصویری  روشن‌‍تر از مسیر پیش‌رو و چشم‌انداز تحولات بعدی ارائه دهد.
#صابر_گل_عنبری


/channel/+ZdIDreVjhmo0NmE0

Читать полностью…

کانال تحلیلی سیاسیون ایران

قابل توجه دوستان عزیز دکتری علوم سیاسی با توجه به اینکه در جلسه ی مصاحبه دکتری زبان و به ویژه زبان #تخصصی علوم سیاسی بسیار مهم است کتاب ما با متون تخصصی علوم سیاسی کمک ویژه ای به دوستان عزیز علوم سیاسی خواهد کرد

ویژگی‌های کتاب:
مباحث مقدماتی و پیشرفته گرامر
واژگان کتاب های 504 و 1100 واژه
واژگان تخصصی علوم سیاسی و روابط بین الملل
تکنیک های طلایی پاسخ گویی به سوالات درک مطلب
ترجمه مقابله ای متون تخصصی

جهت سفارش کتاب به خانم #میرفتحی مراجعه شود

👇🏻👇🏻
@R_mirfathi

09162424339



✅کانال تخصصی مشاوره ارشد_دکتری علوم سیاسی

👇🏼👇🏼

@politicsman

Читать полностью…

کانال تحلیلی سیاسیون ایران

🔺خطابه‌ جنگ؟!

بخش مربوط به ایران در سخنرانی امروز رئیس‌جمهور آمریکا در کنگره، حاوی پیام‌ها و نشانه‌های مهمی بود که جهت‌گیری دولت آمریکا در قبال تهران در روزها و هفته‌های آینده را آشکارتر می‌کند و از خلال آن می‌توان تصویری از چشم‌انداز مذاکرات فردای ژنو نیز به دست آورد.

ترامپ در این سخنرانی، بار دیگر تکرار کرد که ترجیح او در پرونده هسته‌ای ایران، مسیر دیپلماسی است و تهران نیز به دنبال توافق است. با این حال، او از مجموعه‌ای از واژه‌ها و تعابیر با لحنی تند استفاده کرد که در کنار دیگر شواهد و قراین محتوایی موجود، سخنانش درباره ایران را در جایگاه نوعی «خطابه جنگ» قرار می‌دهد؛ خطابه‌ای که هدف اصلی آن می‌تواند آماده‌سازی افکار عمومی آمریکا، قانع کردن مخالفان جنگ برای ورود به یک درگیری تازه در خاورمیانه باشد.

کاربرد و چینش تعابیری در کنار هم چون «حامی اول تروریسم و....»، ازسرگیری «بلندپروازی‌ها در برنامه هسته‌ای»، این که نشنیده‌ایم که بگویند «ما هرگز سلاح هسته‌ای نخواهیم داشت»، توسعه موشک‌های بالستیکی که «به ‌زودی» به آمریکا می‌رسند یا می‌توانند اروپا و «پایگاه‌های ما در خارج» را تهدید کنند، «کشته شدن ۳۲ هزار معترض»، همگی در کنار هم در این شرایط در کنار شواهدی عینی دیگری از جمله این آرایش نظامی نسبتا بی‌سابقه در دو دهه اخیر، غالبا روایتی پیشاجنگی را شکل می‌دهند.

تأکید ترامپ بر این ‌که موشک‌های بالستیک ایران «به ‌زودی» به خاک آمریکا خواهند رسید، در واقع تلاشی برای ملموس کردن «خطر موشکی ایران» برای جامعه آمریکاست که هدف آن، آماده‌سازی ذهنیت مردم آمریکا برای جنگی است که ترامپ می‌خواهد آن را برای مقابله با این «خطر» جلوه دهد و توجیه کند.

بر همین اساس، بعید به نظر می‌رسد که او در مذاکرات فردا پنجشنبه یا در صورت ادامه یافتن آن در آینده برخلاف این چارچوب روایی خود عمل کند و صرفا بخواهد بر سر برنامه هسته‌ای به توافق برسد؛ آن هم برنامه‌ای که خود در همین سخنرانی امروزش گفته که در عملیات موسوم به «چکش نیمه‌شب» در ژوئن گذشته «نابود شده»، اما مدعی است که تهران در حال از سرگیری آن است.

این‌ که ترامپ، با وجود تأکیدهای مکرر ایران مبنی بر عدم تمایل به ساخت سلاح هسته‌ای، می‌گوید «این کلمات مقدس را نمی‌شنویم که هرگز سلاح اتمی نمی‌خواهند»، به این معنا نیست که چنین موضعی را نشنیده است؛ بلکه مقصود او این است که نشنیده ایران بخواهد کل برنامه هسته‌ای خود را به ‌طور کامل برچیند. تکرار این عبارت برای دومین بار طی چند روز اخیر، خود می‌تواند بخشی از همان روایت پیشاجنگی باشد.

خطابه بامداد امروز ترامپ در کنگره تاییدی بر این مدعا نیز می‌تواند باشد که این لشکرکشی‌ها غالبا معطوف به تصمیمی پیشینی برای یک جنگ است نه صرفا اعمال  فشار در مذاکرات.

با این حال، باید دید فردا پنجشنبه در مذاکرات ژنو اتفاق بزرگ و غیر منتظره‌ای می‌افتد که ترامپ بتواند از آن تصویر پیروزی بسازد یا آنکه جنگی دیگر را شروع خواهد کرد.
#صابر_گل_عنبری

/channel/+ZdIDreVjhmo0NmE0

Читать полностью…

کانال تحلیلی سیاسیون ایران

📝📝ترامپ بالاخره صداقت به خرج داد

✍احمد زیدآبادی


♈️ترامپ سرانجام مقداری صراحت و صداقت به خرج داد و در مورد برنامه‌اش برای رویارویی با ایران نوشت: "ترجیح من دستیابی به توافق است ولی اگر توافق نکنیم، آن روز برای این کشور و متأسفانه برای مردمش روز بسیار بدی خواهد بود، زیرا آن‌ها مردمی بزرگ و شگفت‌انگیز هستند و چنین چیزی هرگز نباید برایشان اتفاق می‌افتاد!"

♈️با این حساب، ترامپ شخصاً به ادعای کسانی که مدعی‌اند حملهٔ آمریکا فقط به نظام و مقام‌های آن آسیب می‌رساند و برای مردم ایران نه فقط بد نمی‌شود که اسباب رهایی آنان را نیز فراهم می‌کند، مهر باطل زد!

♈️البته این مدعیان به این سادگی از ادعای خود عقب نمی‌نشینند و احتمالاً خواهند گفت، ترامپ با این حرفش دست به "عملیات فریب" زده و برخی دیگر هم چون مریدان شورمند آن مرادی که مدعی بودند کفش‌هایش جلوی پایش جفت می‌شود، خواهند گفت، خودش غلط کرده و چیز خورده که این مطلب را تکذیب کرده ما به چشم خودمان دیده‌ایم که کفش جلوی پایش جفت می‌شود!


/channel/+ZdIDreVjhmo0NmE0

Читать полностью…

کانال تحلیلی سیاسیون ایران

🔵🔴داستان #ترکمنچای

‎ترکمنچای در میانه جاده تبریز-زنجان است؛

جایی در دامنه جنوبی کوه‌های بزقوش که ۱۹۸ سال پیش شاهد مذاکرات ایران قجر و روسیه تزاری بود؛ مذاکراتی که به ‎عهدنامه ترکمنچای انجامید. اینجا پایان شکست ایران از روسیه بود؛ اما به نقطه آغازی در سرنوشت کشور تبدیل شد.

‏۱۴ سال پیش از این، ایران ولایات قره‌باغ، گنجه، شکی، شروان، قوبا، دربند، بادکوبه (باکو)، داغستان، گرجستان شرقی (کاختی و کارتلی)، گرجستان غربی (آبخاز، سامگرلو، گوریا و ایمرتی) و شمال تالش را طی ‎عهدنامه گلستان به روسیه تزاری واگذار کرده بود. سایه جنگ اما هنوز بر سپهر کشور آشکار بود.

‏مرزها مشخص نبود؛ قشون روس مرتب به گوگچه و قبان دست‌اندازی می‌کرد؛ در دربار الهیارخان ‎آصف‌الدوله و عبدالله خان امین الدوله حامی جنگ بودند. علما به رهبری سید محمد مجاهد فریاد «وا اسلاما» سر دادند چه نشسته‌اید که مسلمانان زیر دست کفارند. پس فتوای وجوب جهاد صادر شد. معرکه‌ای درگرفت!

‏در کشور هنوز ندای خردی به گوش می‌رسید. ‎قائم‌مقام که می‌دانست روس چشم به اراضی شمال ارس دارد، از سیاست پدرش که ‎صلح خصمانه بود پیروی می‌کرد و در سلطانیه به ‎فتحعلی‌شاه هشدار داد: «عقل حکم می‌کند آنکه ۶ کرور عایدی و مالیات سالانه دارد با آنکه ۶۰۰ کرور مالیات سالانه دارد درنیاویزد!»

جیره خواران ریاکار اما شماتتش کردند که به شهنشاه جسارت کرده. فردای آن حکم تکفیرش در تبریز را پخش کرده، به خانه‌اش هجوم آورده و آن را تخریب نمودند. سرانجامِ یگانه فردی که ‎روندهای ژئوپلیتیکی زمانه را تا حدودی می‌شناخت تبعید به خراسان بود. این واپسین ضربه بر جنازه خِرَد سیاسی بود!

پس کار به جنگ کشیده شد؛ جنگ با امپراتوری بزرگی که ترکان عثمانی را به اشارتی خُرد کرده و یک دهه پیش از آن فرانسه ناپلئون را شکست داده و ارتشش در پاریس رژه پیروزی رفته بود. انتقام و احساسات مذهبی اما بر خرد چیره گشته بود. غافل از آنکه ‎ژئوپلیتیک بر اسبِ چموشِ احساسات افسار می‌زند!

ارتش ایران از غافلگیری روس سود جسته، پیروزی‌های نخستین بدست آورده و  بیشتر شهرهای از دست رفته را از یوغ بیگانه آزاد کرد. اما علیرغم دلاوری‌های شاهزاده ‎عباس میرزا و سردارانش، حسین خان قزوینی (سردار ایروان) و اسماعیل خان دامغانی، در برابر ارتش مدرن روس در ‎جنگ گنجه شکست سخت خورد.

جنگ با روس دگربار ‎«تنهایی در بزنگاه» کشور را نشان داد. پیش از این، فرانسه در ‎عهدنامه فینکنشتاین وعده یاری داده بود و اندکی بعد، بریتانیا در عهدنامه مجمل و ‎عهدنامه مفصل قول کمک داده بود. همگی اما حرف بود و ایران تنها ماند. خیانت متعصبین تندرو نیز در این خاکِ خائن‌پرور عیان بود!

چون ‎ایوان پاسکوویچ به تبریز تاخت، ‎میر فتاح که خود از فتوادهندگان پرشور جهاد بود، به پیشوازش برآمده و بر رئوس منابر، زبان به دعای دوام امپراطور روس برگشوده و مقلدینش انبارهای آذوقه زرادخانه را تحویل روسها دادند. بعدها به پاس خدماتش شهروند روس و چندی رئیس علمای مسلمان قفقاز گشت!

پاسکوویچ تهدید کرد چنانچه تا ۵ روز صلح نشود عازم تهران می‌شود. شاه ‎ قائم‌مقام را از خراسان خواسته، دلجویی کرده و به آذربایجان روانه نمود. وزیر با کیاست توانست ارتش روس را به آن سوی ارس بازگرداند. از معدود مواقعی بود که ‎دیپلماسی توانست از پیامدهای ننگین شکستِ ‎میدان اندکی بکاهد!

در عهدنامه‌ای به خط قائم‌مقام که بیش از ۳۰ بار از نام «ایران» نام برده شده بود، دربار مجبور به دست شستن از خانات ایروان و نخجوان و بخشی از شمال تالشان گشت. بدین ترتیب، همه سرزمین‌های ایرانی شمال ارس به روسیه تزاری واگذاشته شد. افزون بر این، ۲۰ میلیون روبل غرامت به کشور تحمیل گشت!

شدتِ خفت در ازدست‌دادن ۱۷ شهر قفقاز اما بحدی بود که بر ارکان نظام قجر لرزه آورد. «شکست» در جنگ پیش‌درآمد «بحران» شد؛ بحرانی که مشروعیت نظام را به «پرسش» کشید؛ پرسشی که «پاسخ» را در ‎قوی‌شدن دید. از آنجا که شکست در حوزه نظامی بود، نمود پاسخ نیز تنها در پیشرفت نظامی دیده شد؛ تاکنون!

ریشه تکاپوی تاریخی برای ‎«قوی شدن» را در ‎«سردرد ژئوپلیتیک» (geopolitical headache) برآمده از ترکمنچای ببینید!

انقلاب مشروطه فرزند ترکمنچای بود و رخدادهای پس از آن، از پهلوی تا انقلاب اسلامی و اکنون، نیز!

امروز، سالروز ‎عهدنامه ترکمنچای بود؛ ترکمنچای اما تا به امروز، هر روز، بر جان و جهان ایرانیان سایه فکنده!
✍دکتر آرش رییسی نژاد

/channel/+ZdIDreVjhmo0NmE0

Читать полностью…

کانال تحلیلی سیاسیون ایران

🔵🔴امپراتوری چین؛ اهرم فشاری که جهان را می‌ترساند

​در سال ۲۰۲۶، چین همچنان حدود ۶۰٪ از استخراج و بیش از ۹۰٪ از ظرفیت فرآوری این عناصر را در دست دارد.

سلاح صادرات: پکن در سال ۲۰۲۵ با وضع محدودیت‌های صادراتی جدید بر روی عناصری مانند دیسپروزیم و تجهیزات ساخت آهنربا، به غرب نشان داد که می‌تواند شریان‌های حیاتی تکنولوژی آن‌ها را مسدود کند.

استراتژی قیمت‌گذاری: چین با پایین نگه داشتن عمدی قیمت‌ها در دهه‌های گذشته، رقبای غربی را از میدان به در کرد تا انحصار کامل فرآوری (که بسیار آلاینده و پیچیده است) را به دست گیرد.

پاسخ غرب؛ عملیات "استقلال استراتژیک"

​کشورهای غربی به رهبری آمریکا، استرالیا و اتحادیه اروپا، پروژه‌های عظیمی را برای پایان دادن به این وابستگی آغاز کرده‌اند:
۱. ایالات متحده؛ بازگشت به استخراج داخلی
آمریکا با احیای معدن Mountain Pass و سرمایه‌گذاری‌های کلان پنتاگون در شرکت‌هایی مثل MP Materials، در تلاش است زنجیره کامل از "معدن تا آهنربا" را در خاک خود ایجاد کند. همچنین پروژه Project Vault با بودجه ۱۲ میلیارد دلاری برای ذخیره‌سازی استراتژیک این مواد کلید خورده است.
۲. استرالیا؛ غول خفته بیدار می‌شود
استرالیا به عنوان دارنده یکی از بزرگترین ذخایر جهان، با حمایت مالی از شرکت Lynas (بزرگترین تولیدکننده خارج از چین) و پروژه Nolans، در حال تبدیل شدن به هاب اصلی تأمین مواد اولیه برای غرب است.
۳. اتحادیه اروپا؛ قانون مواد خام حیاتی (CRMA)
اروپایی‌ها که به شدت وابسته هستند، با تصویب قوانین جدید قصد دارند تا سال ۲۰۳۰ حداقل ۱۰٪ از استخراج و ۴۰٪ از فرآوری نیاز خود را در داخل اروپا انجام دهند. پروژه‌هایی در سوئد، فرانسه و نروژ برای استخراج و بازیافت آهنرباها با سرعت در حال اجراست.

​⚠️ چالش‌های پیش رو؛ راهی که هموار نیست

چرا شکستن انحصار چین سخت است؟
آلودگی محیط زیست: فرآوری این عناصر مواد شیمیایی سمی و رادیواکتیو تولید می‌کند که استانداردهای سخت‌گیرانه غربی، هزینه تولید را بالا می‌برد.
زمان‌بر بودن: راه اندازی یک معدن و واحد فرآوری جدید به طور متوسط ۱۰ تا ۱۵ سال زمان می‌برد.
تکنولوژی فرآوری: چین دانش فنی پیشرفته‌ای در جداسازی این عناصر دارد که غربی‌ها هنوز در حال مهندسی معکوس و یادگیری آن هستند.
​🔭 چشم‌انداز ۲۰۲۶ و بعد از آن
​رقابت بر سر عناصر کمیاب دیگر صرفاً یک بحث اقتصادی نیست؛ این یک جنگ ژئوپلیتیک است.
ائتلاف‌های جدید: شاهد شکل‌گیری "کلوپ‌های مواد معدنی" بین کشورهای هم‌فکر (Friend-shoring) هستیم تا زنجیره تأمین را از کشورهای متخاصم جدا کنند.
جایگزین‌های تکنولوژیک: شرکت‌هایی مثل تسلا در حال تحقیق برای ساخت موتورهایی هستند که اصلاً از عناصر کمیاب استفاده نکنند تا از تله تحریم‌های احتمالی چین بگریزند.

نتیجه‌گیری

​جهان در حال گذار از وابستگی به "نفت خاورمیانه" به سمت وابستگی به "مواد معدنی چین" است. دهه‌ی پیش رو، دوران نبردهای بی‌صدا در آزمایشگاه‌ها و اعماق معادن خواهد بود. هر کشوری که زنجیره تأمین این عناصر را کنترل کند، برنده رقابت تکنولوژیک قرن خواهد بود.

✍دکتر آرش رییسی نژاد


/channel/+ZdIDreVjhmo0NmE0

Читать полностью…

کانال تحلیلی سیاسیون ایران

الگوی تغییر و تحول توسعه دو مسیر دارد:


جامعه محور و نخبه محور

✔️ تجربه تاریخی نشان می‌دهد جز موارد محدودی، اغلب کشورها از طریق نخبگان تحول یافته‌اند؛ اما در هر دو مسیر، عنصر تعیین‌کننده افزایش آگاهی، مطالعه، سازمان‌یافتگی و پذیرش فرآیند بلندمدت تغییر است.

✔️تغییر، آرزوی مشترک همه‌ی ماست.
اما تاریخ یک واقعیت ساده را نشان می‌دهد:
تغییر یا از مسیر جامعه می‌آید، یا از مسیر نخبگان.مسیر جامعه، آگاهانه‌تر و عمیق‌تر است؛
اما آهسته و زمان‌بر. مسیر نخبگان، سریع‌تر است؛ اما وابسته به سطح فهم، دانش و مسئولیت‌پذیری آن‌ها.

✔️در هر دو حالت، یک چیز مشترک است:
بدون دانش و بدون تشکل، تغییر پایدار شکل نمی‌گیرد.شاید مهم‌ترین دعوت این ویدئو همین باشد: به جای انتظار تغییر فوری، وارد «صبر تاریخی» شویم.بخوانیم، بیاموزیم، و شبکه‌های فکری و حرفه‌ای بسازیم.توسعه، حادثه نیست؛ فرآیند است.


🔶جهت عضویت در گروه سیاسیون ایران
👇🏻👇🏻

/channel/+ZdIDreVjhmo0NmE0

Читать полностью…

کانال تحلیلی سیاسیون ایران

📝📝بقا در لبه پرتگاه
#یدالله_کریمی_پور


♈️​به گمانم هسته سخت قدرت در تهران، تا جایی که به حفظ نظام بر می گردد، بازیگری عقلایی و محتاط است؛ یعنی «بقا» را بر هر ایدئولوژی دیگری ترجیح می‌دهد.

♈️چنان‌چه جمهوری اسلامی به این ادراک قطعی برسد که واشینگتن تصمیم بازگشت‌ناپذیری برای تهاجم نظامی همه‌جانبه گرفته است، به احتمال زیاد برای جلوگیری از فروپاشی، به سمت «نرمش قهرمانانه» یا دستیابی به توافقی بزرگ حرکت خواهد کرد.

♈️ولی چالش اصلی در «خطای محاسباتی» نهفته است؛ جایی که هر طرف، سیگنال‌های بازدارندگی طرف مقابل را به مثابه طبل جنگ می‌بیند. تهران ممکن است برای جلوگیری از جنگ، بهایی سنگین بپردازد، ولی فقط زمانی که دیپلماسی را آخرین سنگر پیش از ویرانی بیابد.

♈️​ تهران نشان داده که در بزنگاه‌های وجودی، انعطاف‌پذیر است. ولی نباید فراموش کرد که تعریف «بهای ممکن» برای آن‌ها، حفظ شاکله نظام است؛ بنابراین تا آخرین لحظه با ابزار «ابهام استراتژیک» بازی خواهد کرد تا از دادن امتیازات حیاتی‌پرهیز کند.

/channel/+ZdIDreVjhmo0NmE0

Читать полностью…

کانال تحلیلی سیاسیون ایران

📝📝 چرا برخی رژیم‌ها، با وجودی که دربدترین بحران اقتصادی هستند؛ سقوط نمی‌کنند!؟

🔰علت این عدم سقوط چیست ؟

♈️پنج نظریه‌پرداز بزرگ در علوم سیاسی، اقتصاد سیاسی و جامعه‌شناسی، چندین توضیح می‌دهند چرا کشورهایی با اقتصاد به‌شدت بحرانی لزوماً سقوط نمی‌کنند!؟

🔰اول : نظریه «ائتلاف‌های بهره‌مند» – مانکور اولسون

♈️اولسون می‌گوید دولت‌ها حتی بدترین و ناکارآمدترین آن‌ها، در طول زمان، شبکه‌ای از گروه‌های ذی‌نفع، نظامیان، بوروکرات‌ها و افراد وابسته می‌سازند که بقای رژیم به آن‌ها گره خورده است. این گروه‌ها با اینکه می‌دانند اقتصاد خراب است، اما از وضع موجود سود می‌برند و اجازه سقوط نمی‌دهند. بنابراین حتی اگر اکثریت مردم فقیر شوند، تا وقتی شبکه قدرت و گروه‌های بهره‌مند پایدارند، نظام فرو نمی‌ریزد و اقتصادِ بحرانی موجب سقوط نمی‌شود.

🔰دوم : نظریه «ظرفیت دولت و ابزارهای سرکوب» – چارلز تیلی

♈️تیلی، جامعه‌شناس بزرگ، می‌گوید دولت‌ها تا وقتی ظرفیت کنترل، سرکوب، و بسیج منابع را داشته باشند، حتی اگر اقتصاد به‌هم‌ریخته باشد، می‌توانند بقا پیدا کنند. وعوامل کلیدی بقای دولت‌های بحران‌زده شامل
انحصار خشونت (ارتش و پلیس)
کنترل بوروکراسی
توانایی گرفتن مالیات یا منابع از گروه‌های محدود
قدرت تبلیغات و کنترل روایت (پروماگاندای دولت)
پس تا زمانی که دولت ابزارهای «کنترل اجتماعی» را حفظ کرده باشد، حتی بحران شدید اقتصادی به سقوط ان منجر نمی‌شود.

🔰سوم : نظریه «وابستگی و نظم نیمه‌پایدار» – امانوئل والرشتاین

♈️در نظریه نظام جهانی والرشتاین، بسیاری از کشورهای پیرامونی در یک وضعیت مزمن بحران اقتصادی هستند اما سقوط نمی‌کنند زیرا:
1. در چرخه اقتصاد جهانی نقش دارند (ارزان‌فروشی منابع، نیروی کار ارزان، و مصرف کالای خارجی).
2. نخبگان حاکم پیوندهای خارجی دارند و از خارج حمایت می‌شوند.
3. در این کشورها یک نوع تعادل منفی شکل می‌گیرد: نه بهبود، نه فروپاشی.
پس نظام‌های ضعیف اقتصادی می‌توانند دهه‌ها دوام بیاورند، زیرا در ساختار جهانی جایی دارند که مانع فروپاشی کامل آنها می‌شود.

🔰چهارم : نظریه «نهادهای استثماری و بقای سیاسی» – دارون عجم‌اوغلو و جیمز رابینسون

♈️عجم‌اوغلو می‌گوید کشورهایی که نهادهای سیاسی «استثماری» دارند (دولت قدرت را در دست گروه کوچک نگه می‌دارد) حتی اگر اقتصاد در حال فروپاشی باشد، سقوط نمی‌کنند چون: قدرت در دست گروه محدودی متمرکز است . این گروه می‌تواند منابع باقیمانده را به سمت خود منحرف کند. هر تغییر سیاسی، منافع آن گروه را تهدید می‌کند، بنابراین با تمام قدرت مانع فروپاشی و تغییر می‌شود. بنابراین اقتصاد ممکن است نابود شود، اما ساختار سیاسی همچنان می‌تواند زنده بماند.

🔰پنجم : نظریه «تهیدستی قابل تحمل» – جیمز اسکات

♈️اسکات می‌گوید دولت‌ها تا وقتی سقوط نمی‌کنند که مردم گرسنگی مطلق و بی‌امنی کامل را تجربه نکنند .حداقلی از غذا، امنیت و امید باقی بماند. سرکوب یا کنترل اجتماعی مانع سازمان‌دهی مردم شود!. به عبارت دیگر: مردم فقیر می‌شوند، ولی تا وقتی شرایط از «آستانه تحمل» بالاتر نرود، قیام رخ نمی‌دهد و سقوط ایجاد نمی‌شود!




/channel/+ZdIDreVjhmo0NmE0

Читать полностью…

کانال تحلیلی سیاسیون ایران

ادعای اکسیوس: ترامپ به جنگ تمام‌عیار با ایران نزدیک‌تر از همیشه شد

خبرگزاری اکسیوس گزارش داد دولت ترامپ بیش از آنچه اکثر آمریکایی‌ها تصور می‌کنند، به یک جنگ بزرگ در خاورمیانه با ایران نزدیک شده است و این درگیری ممکن است به‌زودی آغاز شود.

طبق این گزارش، عملیات نظامی احتمالی آمریکا یک کمپین گسترده چند هفته‌ای خواهد بود که بیشتر شبیه به یک جنگ تمام‌عیار است تا عملیات محدود (مانند اقدام نقطه‌ای اخیر در ونزوئلا).

به ادعای این رسانه، این عملیات احتمالاً مشترک میان آمریکا و اسرائیل خواهد بود.

اکسیوس همچنین مدعی شده اسرائیل در حال آماده شدن برای جنگ در عرض چند روز آینده است، اگرچه برخی از مقامات آمریکایی می‌گویند که تا انجام حملات ممکن است هنوز چند هفته مانده باشد.

/channel/+ZdIDreVjhmo0NmE0

Читать полностью…

کانال تحلیلی سیاسیون ایران

سوالات تخصصی کنکور دکتری ۱۴۰۵ مجموعه ی علوم سیاسی و روابط بین الملل _منطقه ای




✅کانال تخصصی مشاوره ارشد_دکتری علوم سیاسی

👇👇👇

@politicsman

Читать полностью…

کانال تحلیلی سیاسیون ایران

🔺ترامپ وسوسه می‌شود؟!

حدود یک هفته پیش در یادداشتی به نقل از «منابعی منطقه‌ای» نوشتم که ظاهرا ایران در جریان مذاکرات اخیر در عمان پیشنهادها یا مشوق‌های اقتصادی را مطرح کرده است. امروز حمید قنبری عضو هیأت مذاکره‌کننده ایرانی، در جلسه اتاق بازرگانی ایران این موضوع را تأیید کرده و گفته است که در مذاکرات، منافع مشترک در حوزه نفت، گاز، معدن و حتی خرید هواپیما مطرح شده است.

قنبری ضمن اشاره به تجربه برجام و عدم انتقاع اقتصادی آمریکا از آن گفته است که این بار برای پایداری توافق، آمریکا نیز باید در حوزه‌هایی با بازده اقتصادی بالا و سریع بهره‌مند شود.

با این تأیید قنبری، معمای بخشی از تناقضات مذاکرات اخیر برطرف می‌شود. این تناقضات از آنجا ناشی می‌شد که ترامپ مذاکرات مسقط را «خیلی خوب» توصیف می‌کرد و تأکید داشت ایران حاضر است امتیازات بیشتری نسبت به قبل از جنگ ۱۲ روزه بدهد. او همچنین پیش از طرح دوباره شرط برنامه موشکی در روزهای اخیر، به نوعی تأیید کرده بود که مذاکرات صرفا درباره پرونده هسته‌ای است. در عین حال، طرف ایرانی نیز می‌گفت نه مسئله خارج کردن ذخایر اورانیوم مطرح شده و نه مذاکرات وارد جزئیات پرونده هسته‌ای شده است.

همین اظهارات دو طرف فضایی پرابهام و این پرسش را به وجود آورده بود که اگر مذاکرات صرفا به هسته‌ای محدود شده و حتی درباره آن وارد جزئیات نشده است، پس ترامپ چگونه آن را «خیلی خوب» خوانده و از آمادگی ایران برای دادن امتیازات بیشتر سخن گفته است.

اما امروز روشن شد که منظور ترامپ در واقع همین پیشنهادهای اقتصادی است. گویا در مذاکرات مسقط، طرف ایرانی پس از طرح انتقادات خود از تجربه قبل از جنگ ۱۲ روزه و تأکید بر ضرورت اعتمادسازی، این بسته پیشنهادی اقتصادی را به ترامپ ارائه کرده و ذهنیت اقتصادی او را نشانه گرفته است.

اینکه یک طرف مذاکره با طرح مشوق‌هایی بخواهد توافق را برای طرف مقابل، به‌ویژه ترامپِ بازرگان، به امری وسوسه‌انگیز تبدیل کند، فی‌نفسه ابتکار خوبی است؛ اما پرسش این است که آیا این ابتکار می‌تواند به تنهایی ترامپ را به پذیرش یک برجام هسته‌ای ـ اقتصادی با ایران قانع کند؛ توافقی که در آن خطوط قرمز تهران در پرونده هسته‌ای رعایت شود و آمریکا نیز از خطوط قرمز خود، از جمله صفرسازی غنی‌سازی اورانیوم کوتاه بیایید.

واکنش اولیه ترامپ به مذاکرات مسقط و «خیلی خوب» توصیف کردن آن نشان می‌دهد که در وهله اول این «بسته اقتصادی» برای او جالب و جذاب بوده است؛ اما به نظر نگارنده، این نسخه اقتصادیِ قابل توجه بعید است خالق برجامی مطلوبِ تهران شود.

نسخه‌های اقتصادی و سیاسی، مانند تجویزهای پزشکی، اگر در زمان و شرایط خاص خود ارائه نشوند و بیماری پیشرفت کرده باشد، دیگر کارکرد مطلوب را ندارند. اگر این پیشنهادهای اقتصادی و پیوست اقتصادی ایران در دوره اول ترامپ مطرح می‌شد، احتمالا نقشی مهم در عدم خروج او از برجام داشت.

در آن زمان، محور انتقادات ترامپ از برجام این بود که آمریکا این توافق را امضا کرده و چین از آن بهره می‌برد و مسائلی مانند صفرسازی غنی‌سازی اورانیوم به شدت امروز مطرح نبود.

اما امروز، در شرایط امنیتی و ژئوپلیتیک جدید خاورمیانه و پس از جنگ ۱۲ روزه، یا به تعبیر دیگر «امنیتی شدن بی‌سابقه» اوضاع، حتی اگر چنین پیشنهادهای اقتصادی بتواند راهگشا باشد، دست‌کم ترامپ به این سطح راضی نخواهد بود و به بیش از همکاری اقتصادی مشترک می‌‎اندیشد.

حتی خود ترامپ نیز یک روز پس از مذاکرات مسقط گفت که اگر ایرانی‌ها پیش از جنگ چیزی را که اکنون پیشنهاد می‌دهند، مطرح می‌کردند، با آن موافقت می‌کرد. یک روی دیگر سخن او این است که این بسته پیش‌تر می‌توانست رضایتش را جلب کند، اما امروز کافی نیست.

در مجموع، امر مذاکره، دستور کار آن، موفقیت و شکستش تابع زمان و شرایط خاص هر دوره است. امروز، با توجه به شرایط فوق‌امنیتی خاورمیانه و زمانی که کار به جنگ و دوباره لشکرکشی کشیده شده، دستور کار مذاکرات، برخلاف سال ۲۰۱۸، در وهله نخست امنیتی است نه اقتصادی و موفقیت یا شکست آن نیز بیش از هر چیز تابع تفاهمی امنیتی خواهد بود؛ آن هم در صورتی که اساسا نفس مذاکره همچنان موضوعیت داشته باشد و اهداف دیگری در دستور کار قرار نگرفته باشد.

با این حال، در صورت وجود فرصتی برای توافق در این شرایط بسیار دشوار نمی‌توان اهمیت پیوست اقتصادی را نادیده گرفت؛ اما احتمالا ترامپ امتیازات اقتصادی کلان‌تر و وسوسه‌انگیزتری را در کنار حل و فصل مسائل دیگر مطالبه خواهد کرد.
#صابر_گل_عنبری

/channel/+ZdIDreVjhmo0NmE0

Читать полностью…

کانال تحلیلی سیاسیون ایران

اشباع اجتماعیِ اعتراضات و نظریه تغییر
کیومرث اشتریان
شرق ۲۶ بهمن ۱۴۰۴

اعتراضات سیاسی-اقتصادی اگر به مسیر «اشباع اجتماعی» هدایت شوند نه تنها برای کشور خطرناک نیستند بلکه مفیدند و به اصلاح امور کمک می‌کنند. «اشباع اجتماعی» یعنی با مدیریت صبورانه تلاش کنید که بتدریج انرژی خشونت تخلیه شود. مدیریت صبورانه، هم «خشونت سازمان یافته» را کور می‌کند و هم ظرفیت «خشونت عمومی» را می‌کاهد تا به مطالبه مدنی-سیاسی تبدیل شود. اغتشاشات در همه جای دنیا، ظرفیت استهلاک مدنی بالایی دارند و بزودی به اشباع اجتماعی می‌رسند. البته اینکه ترامپ گفت: «کمک در راه است»، نه اسم رمز کودتا بلکه اعلام رسمی کودتا با نیروی خارجی بود. تصور آنان (و نه مردم معترض) این بود که کشور در یک شورش دامنه دار و جنگ داخلی بلند مدت وارد شود و سپس این عبارت برای توجیه حمله خارجی فراگیر شود که «پرزیدنت ترامپ، لیدر آف دِ ورلد، پلیز هِلپ آس» (پیام ویدیویی یکی از سلبریتیهای خارج نشین). مداخله آمریکا و اسرائیل مسیر اشباع اجتماعیِ اعتراضات را دشوار و راه کشته گیری را هموار کرد. اما نمی‌توان انکار کرد که فهم عمومی و حاکمیتی از مقوله «اشباع اجتماعی» می‌توانست ظرفیت تاریخی تعامل اجتماعی و همگرایی ملی را بالا ببرد. «خودآگاهی»، کلید موفقیت و نقطه عزیمت سیاست‌گذاری عمومی است. یعنی همگی به این درک عمومی برسیم که اعتراض برای کل جامعه مفید است. در آرامش اجتماعی و آزادی های سیاسی امکان تأثیرگذاری آموزه های سیاسی و افزایش سواد سیاسی بیشتر است. پیش از بحران، می‌بایستی سواد سیاسی فرمانروایان و فرمانبران در این خصوص تقویت می‌شد که اگر اعتراض و اغتشاش به مسیر «اشباع اجتماعی» هدایت شود برای سرجمع منافع ملی مفید است. سیاست آزادی و دستگاه تحلیلی-رسانه‌ای آزاد است که از عهده چنین مهمی بر می‌آید. در چنین صورتی دامنه فجایع دیماه کاسته می‌شد و کودتای آمریکایی اسرائیلی شاید بدون خونریزی «جمع می‌شد». اگر این مفهوم در میان جوانان توسعه می‌یافت که اجابت فراخوان دول متخاصم چه مخاطرات بزرگی در پی دارد شاهد چند هزار کشته نبودیم.
از سوی دیگر، اگر «فقه سیاسیِ محاربه و بغی» را در بستری از تحلیل سیاسی-اجتماعی فهم می‌کردیم اشباع اجتماعی و تخلیه خشونت از اعتراض را در دستور کار انتظامی قرار می‌دادیم. دیدگاه قضائی-امنیتی مبتنی بر«فقه سیاسیِ محاربه و بغی» برای برخورد با چنین پدیده‌هایی فرصت اشباع اجتماعی اعتراضات را می‌گیرد و به جای آن فرصتی تاریخی برای ایدئولوژی های زرد رسانه‌ای در گسترش نفرت و واگرایی ملی فراهم می‌کند. به همین سان، باید به عامل دیگری نیز توجه کرد: تحلیل های «آپوکالیپتیِ» شماری ایدئولوگ خود-خوانده که بلای جان نظام تصمیم گیری شده است تنها گسترش دامنه کشتار را توجیه می‌کند؛ زینهار از این ناکجا آباد... .
اعتراضات جلیقه زردها را در فرانسه ببینید که چندین ماه در کف خیابان عرض اندام می‌کرد. آیا آن اعتراضات به یک جنبش برانداز تبدیل شد؟ یا اینکه در چند ماه به اشباع اجتماعی رسید؟ از اعتراض به قیمت سوخت به مطالبات ضدسرمایه‌داری (یعنی براندازی) و برگزاری همه‌پرسی رسید و سپس در پایان در نتیجه اتخاذ «سیاست انتظامی اشباع اجتماعی»، مطالبات به سطح اعتراض به واکسن فروکاسته شد. «جنبش میان طبقاتی» جلیقه زردها به سرعت به «صدای اعتراض بخشی از جامعه» تبدیل شد که خود را از نخبگان سیاسی و اقتصادی طردشده می‌دید. احزاب و سندیکاها نقشی در شکل‌گیری و سازماندهی تظاهرات نداشتند. حمایت از جلیقه زردها در میان افکار عمومی فرانسه بسیار بالا بود اما خودآگاهی اجتماعی و تربیت سیاسی که در سایه آزادی های سیاسی، ژورنالیسم پایدار فرانسوی و کنش گری تاریخمند احزاب سیاسی پدید آمده بود، جنبش را به کارگاه اشباع اجتماعیِ اعتراضات برد و به یک آموزشگاه سیاسی تاریخی تبدیل شد؛ نه به یک آیینه عبرت خونرنگ، تلخ و کینه توزانه سیاسی، و نه به کشته سازی و کشته گیری، و نه به زخم تاریخی عمیق بر روح و روان فرانسویان. جنبش جلیقه‌زردها ماه‌ها ادامه یافت، هزاران بازداشت و صدها مجروح و چندین کشته داشت، با خشونت پلیسی جدی مواجه شد، و هزینه اقتصادی و سیاسی قابل‌توجهی برای دولت مکرون ایجاد کرد. اما این جنبش «به اشباع رسید» یعنی بخشی از مطالباتش در قالب اصلاحات مالیاتی و سیاستی جذب شد، بخشی فرسوده شد و بخشی نیز به جریان‌های راست و چپ منتقل شد.
«اشباع اجتماعی»، یک کارگاه بزرگ مدنی برای آموزش سیاسی است که در آن جوانان بتدریج تفاوت «اعتراض» و «انقلاب» را با «اجابت فراخوان دول متخاصم» در می‌یابند. برخوردهای حقوقی و بویژه اجرای «فقه سیاسی محاربه یا بغی» ظرفیت اشباعِ اجتماعیِ اعتراضات را به مسلخ ایدئولوژی های زرد رسانه‌ای می‌برد.


/channel/+ZdIDreVjhmo0NmE0

Читать полностью…

کانال تحلیلی سیاسیون ایران

سی ویژگی یک مُدیر توانمند
محمود سریع‌القلم 

مدیر فردی است:

۱. که شخصیت او جلوتر از تحصیلات او حرکت کند؛
۲. که تحصیلات داشته باشد و نه مدرک؛
۳. که خوب درس خوانده باشد؛
۴. که از حفظ وضع موجود بترسد؛
۵.  که متوجه باشد تمرکز پراکنده زمینه ‌ساز شکست است؛
۶. که دریافته باشد نزاع‌های اصلی زندگی در درون خود اوست؛
۷. که میان زندگی شخصی از یک طرف و حرفۀ مدیریتی از طرف دیگر، تعادل ایجاد کند؛
۸. که سخنان او را دیگران حس کنند و به خاطر بسپارند؛
۹. که بداند کیفیت در کار، تصادفی نیست؛
۱۰. که هفت روز هفته و ۲۴ ساعت شبانه ‌روز در حال یادگیری باشد؛
۱۱. که موفقیت را از قلب شکست‌های مکرر استخراج کند؛
۱۲. که با آجرهایی که دیگران به او پرتاب می‌کنند، ساختمان بسازد؛
۱۳. که آگاه باشد خصلت «شجاعت» تمام خصلت‌های دیگر را تضمین می‌کند؛
۱۴. که با همه پستی‌ها و بلندی‌های زمانه خود، بهترین‌ها را به میراث بگذارد؛
۱۵. که یاد گرفته باشد دیگران اول باید او را قبول کنند بعد سخنانش را؛
۱۶. که ریشه معاشرت و ارتباطات مؤثر را در واژگان ساده و جملات کوتاه بداند؛
۱۷. که آموخته باشد فاصله میان خوب و عالی از قلب اوتشعشع می یابد؛     
۱۸. که تا می‌تواند از دمدمی مزاج بودن فاصله می‌گیرد؛
۱۹. که کمتر در مورد خود صحبت می‌کند و اجازه می‌دهد دیگران در مورد خودشان صحبت کنند؛
۲۰. که درونی زلال، پرشور و فراخ داشته باشد؛
۲۱. که طرز برخورد او با انسان‌های دیگر مملو از دقت و ظرافت‌های کلامی و غیرکلامی است؛
۲۲. که تا می‌تواند در جای خود، تقدیر و تشکر می‌کند؛
۲۳. که وقت می‌گذارد و با خودش گفت وگو می‌کند؛
۲۴. که توانمندی او مساوی است با آنکه چه کسانی را جذب می‌کند؛
۲۵. که فهمیده است انسان‌های دیگر می‌خواهند بدانند او چقدر برای دیگران اهمیت قائل است؛
۲۶. که از توان‌مندی‌های دیگران برای تحقق اهداف مشترک نهایت بهره‌برداری را می‌کند؛
۲۷. که بیشتر امتیاز می‌دهد، می‌بخشد و یاد می‌دهد تا آنکه تقاضا و انتظارات داشته باشد؛
۲۸. که دیگران نحوۀ واکنش و روش تصمیم‌گیری او را تقدیر می‌کنند؛
۲۹. که تا چه میزان اشتباهات خود را تشخیص می‌دهد، می‌نویسد، دسته ‌بندی و اصلاح می‌کند؛
۳۰. که از افلاطون شنیده باشد: کار مهم زندگی، تسخیر خود است.


/channel/+ZdIDreVjhmo0NmE0

Читать полностью…
Subscribe to a channel