institutetehran | Unsorted

Telegram-канал institutetehran - اندیشکده تهران | Tehran Institute

9911

اندیشکده تهران در تهران پیرامون سیاست و اقتصاد و جامعه گفت‌وگو می‌کنیم. ارتباط با ما: @InstituteTehranAdmin آدرس سایت اندیشکده تهران: https://institutetehran.com

Subscribe to a channel

اندیشکده تهران | Tehran Institute

🌐خاموشی جامعه ونزوئلا در قبال ربایش مادورو

#مطالعات_آمریکای_جنوبی
#تحلیل_کوتاه
#ونزوئلا

🔹یکی از خروجی‌های تأمل‌برانگیز عملیات ربایش مادورو مواجه منفعلانه بخش بزرگی از جامعه ونزوئلا با این اتفاق بود. همانطور که در یادداشت دیگری نیز بررسی شده بود، تنها بخش اقلیتی از جامعه در هفته‌های نخست پس از ربایش به نحوی فعالانه در خیابان‌ها تظاهرات ضدآمریکایی برگزار کردند. همچنین، جامعه ونزوئلا علی‌رغم مشکلات اقتصادی متعدد ثبات و آرامش نسبی دوران مادورو را حفظ کرده و تاکنون مخالفت برجسته‌ای از خود با دلسی رودریگز، رئیس‌جمهور موقت ونزوئلا نشان نداده است. یک عامل قطعاً محبوبیت بسیار پایین مادورو بوده است؛ اما چه عوامل دیگری در این وضعیت دخالت دارند؟

🔸سرعت آمریکا در اجرای عملیات اهمیت داشت. آمریکا نخست محاصره نفتی ونزوئلا را آغاز کرد و پیش از آنکه این محاصره به یک بحران اجتماعی منتج شود، عملیات ربایش را آغاز نمود. در صورتی که محاصره نفتی تداوم می‌یافت، دولت ونزوئلا از مهم‌ترین درآمد خود محروم می‌شد که خود را در یک فروپاشی اقتصادی نشان می‌داد. این فروپاشی نه‌تنها احساسات ضدآمریکایی را تقویت می‌کرد، بلکه جامعه این کشور را به نوعی هرج‌ومرج دچار می‌ساخت.

🔸افزون بر این، ونزوئلا در جریان حمله آمریکا تلفات غیرنظامی پایینی داشت. روزنامه‌های نیویورک تایمز و واشنگتن پست گزارش دادند که در این حمله در کاراکاس و مناطق دیگر، دست‌کم حدود ۴۰ نفر کشته شده‌اند که در میان آن‌ها تعدادی غیرنظامی نیز حضور داشته‌اند. این رقم پایین کشته‌شدگان غیرنظامی باعث شد که احساسات ملی‌گرایانه نه در اکثریت، بلکه تنها در بخشی از جامعه ونزوئلا شکل بگیرد و به یک موج ضدآمریکایی فراگیر منتهی نشود.

🔸از سوی دیگر، اپوزیسیون قدرتمندی نیز در ونزوئلا حضور نداشت تا از فرصت ربایش مادورو بهره برده و قدرت را به دست گیرد. قشر مخالف دولت مستقر نیز توانی برای استفاده از این فرصت نداشت. حتی برخی گزارش‌ها حاکی از دستگیری کسانی هستند که از ربایش مادورو ابزار خوشحالی کردند. افزون بر این، بخش دیگری از جامعه نیز صرفاً دغدغه‌های معیشتی را اولویت خود می‌دانند و به همین دلیل واکنشی خنثی به تهاجم آمریکا به ونزوئلا از خود نشان دادند.

🔸تمامی این عوامل در کنار یکدیگر باعث شده‌اند که دلسی رودریگز تاکنون دوران آرامی را در قدرت داشته باشد. در کنار سیاست توازن میان آمریکا و سوسیالیست‌های ونزوئلا، این ثبات نسبی نیز به او کمک کرده است تا قدرتش تداوم داشته باشد. همچنین او با یکسری اقداماتی نظیر عفو تمامی زندانیان سیاسی از زمان چاوز و ارائه برنامه‌هایی در حوزه رفاه و سرمایه‌گذاری چهره نسبتاً مثبتی از خود را در جامعه ونزوئلا ایجاد کرده است. به عبارت دیگر، می‌توان دریافت که بخشی از جامعه ونزوئلا، مخصوصاً آنان که غالباً دغدغه‌های اقتصادی دارند فعلا با رودریگز همراهی خواهند کرد.

🔸آمریکای ترامپ نه به دلایل خیرخواهانه، بلکه به‌خاطر مسائل سیاسی و امنیتی ثبات در جامعه ونزوئلا را در حال حاضر مطلوب خود می‌پندارد. جلوگیری از موج ملی‌گرایی و آمریکاستیزی در ونزوئلا راه را برای تغییر رفتار سیاست خارجی ونزوئلا همراه می‌کند. افزون بر این، وقوع هرج‌ومرج در جامعه ونزوئلا، معضلات امنیتی متعددی را برای آمریکا به همراه خواهد داشت. فروپاشی اقتصادی و اجتماعی ونزوئلا، اقتدار دولت مرکزی را تضعیف می‌کند و مردم برای رفع مشکلات معیشتی خود بیش از گذشته به سمت کارتل‌های مواد مخدر خواهند رفت. همچنین تضعیف حاکمیت در ونزوئلا راه نفوذ را برای دشمنان آمریکا در ونزوئلا هموار می‌کند.

سرعت عمل آمریکا و جلوگیری از تعمیق محاصره نفتی مانع بروز فروپاشی اقتصادی و شکل‌گیری موج گسترده ملی‌گرایی شد. پایین بودن تلفات غیرنظامی نیز از تشدید احساسات ضدآمریکایی جلوگیری کرد. نبود اپوزیسیون قدرتمند و اولویت داشتن دغدغه‌های معیشتی، فضا را برای ثبات نسبی فراهم ساخت. دلسی رودریگز با سیاستی میانه‌رو، عفو زندانیان سیاسی و وعده‌های رفاهی، موقعیت خود را فعلاً تثبیت کرده است. آمریکا نیز برای جلوگیری از هرج‌ومرج، تقویت کارتل‌ها و نفوذ رقبا، ترجیح می‌دهد ثبات ونزوئلا حفظ گردد.

🔁مطالب مرتبط
▫️واکنش جامعه و سیاست ونزوئلا به تهاجم آمریکا
▫️آیا جامعه ونزوئلا با حمله آمریکا همراهی می‌کند؟

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

🌐تکاپوی اسرائیل برای رفع نواقص پدافندی در برابر حملات ایران

#مطالعات_اسرائیل
#تحلیل_کوتاه
#غرب_آسیا

📝محمدحسین پورعلی‌اقبال

🔸در بحبوحه افزایش سطح تحرکات نظامی در منطقه، رژیم اسرائیل نیز در هفته‌های اخیر برای ارتقای آمادگی خود جهت مقابله با حملات نظامی احتمالی ایران، اقداماتی را در راستای ارتقای توان پدافندی خود انجام داده است. یکی از اقدامات قابل توجه انجام شده در این زمینه، فعالیت‌های اخیر شرکت رافائل در حوزه پدافندی است.

💢شرکت رافائل و تولیدات آفندی و پدافندی

🔹شرکت صنایع نظامی رافائل، یک شرکت فعال در حوزه تولید تجهیزات نظامی و ارتقای قابلیت‌های نظامی در اسرائیل است. این شرکت دولتی وابسته به وزارت جنگ این رژیم بوده و تاسیس آن به سال ۱۹۴۸ باز می‌گردد. رافائل برای خودکفایی در تولید سلاح‌ تاسیس شد. از مهمترین تولیدات این شرکت نظامی می‌توان به سامانه دفاع هوایی کوتاه برد گنبد آهنین، سامانه دفاع هوایی فلاخن داوود، سامانه دفاع موشکی لیزری پرتو آهنین، موشک ضد تانک اسپایک و موشک‌های هوا به هوای پایتون اشاره کرد. این شرکت همچنین در تولید سامانه‌های جنگ الکترونیک، مین زدایی و کنترل از راه دور نیز فعال است.

💢صادرات نظامی رافائل

🔹پس از وقوع جنگ اوکراین، تقاضای کشورهای اروپایی جهت خرید تسلیحات نظامی و سامانه‌های دفاعی به شدت افزایش یافت. بر همین اساس، یکی از مراکزی که برای تامین سلاح‌های مورد نیاز کشورهای اروپایی به شدت مورد توجه قرار گرفت، شرکت‌های تسلیحاتی اسرائیل نظیر رافائل بود. مطابق آمار منتشرشده از سوی وزارت جنگ اسرائیل، صادرات نظامی این رژیم در سال ۲۰۲۴، علیرغم فشارهای ناشی از جنگ غزه، به حدود ۱۴.۷ میلیارد دلار رسید که نسبت به سال قبل رشد ۱۳ درصدی را نشان می‌دهد. مطابق گزارش جروزالم پست، فنلاند برای مقابله با تهدیدات احتمالی از جانب مرزهای روسیه، اقدام به خرید سامانه فلاخن داوود از شرکت رافائل در سال ۲۰۲۳ کرد. رافائل در سال‌های اخیر در کشورهای آسیایی نیز فعالیت پررنگی داشته و در حال حاضر روابط مثبتی با برخی شرکت‌های نظامی در هند، سنگاپور، کره جنوبی، فیلیپین، استرالیا و ویتنام دارد. پس از انعقاد پیمان صلح ابراهیم، کشورهای حاضر در این پیمان نیز به صف مشتریان محصولات شرکت رافائل پیوستند. همچنین رافائل با بسیاری از کشورهای عضو ناتو، قراردادهای تسلیحاتی بلندمدت به امضا رسانده است. این شرکت با حضور فعال در نمایشگاه‌های بین‌المللی نظامی، به معرفی جدیدترین دستاوردهای خود در حوزه تسلیحاتی می‌پردازد.

💢آزمایش سامانه فلاخن داوود

🔹با افزایش تحرکات نظامی در غرب آسیا، اسرائیل نیز در هفته‌های اخیر فعالیت‌های نظامی و امنیتی خود را تشدید کرده است. بر همین اساس، شرکت رافائل در ماه‌های اخیر آزمایشات پدافندی متعددی را در منطقه حیفا و کریا به انجام رسانده است. بنابر اعلام رسانه‌های رژیم، این آزمایش‌ها عمدتا در حوزه رفع نواقص و بهبود عملکرد سامانه‌های دفاع هوایی بوده است. بر این اساس، در روز ۲۲ بهمن، وزارت جنگ اسرائیل رسما اعلام کرد که آزمایشات مربوط به عملکرد سامانه دفاع هوایی فلاخن داود با موفقیت تکمیل شده است. در این بیانیه صراحتا تاکید شده است که آزمایش‌‌های اخیر بر اساس آموخته‌های اسرائیل از نبردهای مختلف در طول سال‌های گذشته طراحی شده و شامل طیف متنوعی از سناریوها برای مواجهه با تهدیدهای نوظهور بوده است. علاوه بر این، یووال اشتاینیتز، رئیس شرکت رافائل نیز اعلام کرد که پس از درس‌هایی که از جنگ ۱۲ روزه آموخته شد، نقاط ضعف فلاخن داوود شناسایی شده و این سامانه اکنون به میزان قابل توجهی بهبود و ارتقا یافته است.

🔹ناتوانی اسرائیل در دفع حملات موشکی ایران در جریان جنگ ۱۲ روزه اکنون به چالشی جدی برای این رژیم تبدیل شده و تمرکز اصلی اسرائیل در دوره کنونی بر ارتقا و بهبود عملکرد سامانه‌های دفاعی خود متمرکز شده است. از این رو، علاوه بر استقرار گسترده سامانه‌های دفاعی آمریکایی نظیر تاد و پاتریوت در ۲۰ پایگاه نظامی ایالات متحده در منطقه، به احتمال زیاد یک سامانه تاد جدید نیز در اسرائیل مستقر شود تا تعداد سامانه‌های تاد این رژیم به عدد ۲ برسد.

همچنین ناوشکن‌های مجهز به موشک‌های پدافندی ایجیس نیز اکنون در منطقه مستقر شده‌اند. علاوه بر سامانه‌های پدافندی آمریکا در منطقه، شرکت‌های تسلیحاتی رژیم نظیر IAI و البیت سیستمز نیز در حال ارتقا و تقویت تولیدات پدافندی خود هستند. بر همین اساس، شرکت صنایع نظامی رافائل نیز، به عنوان شرکتی پیشرو در حوزه سامانه‌های پدافند هوایی که سابقه طراحی و ساخت سامانه‌های دفاعی گنبد آهنین، پرتو آهنین، فلاخن داوود و اسپایدر را در کارنامه خود دارد، اکنون در حال ارتقا و به‎روزرسانی گسترده سامانه‌های دفاعی خود در مقابله با حملات موشکی احتمالی آینده ایران به اراضی اشغالی است.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

🌐چگونه حزب ملی‌گرای بنگلادش به پیروزی قاطع دست یافت؟

#مطالعات_شبه‌قاره
#تحلیل_کوتاه
#بنگلادش

🔸دولت موقت بنگلادش، در روز ۱۲ فوریه اولین انتخابات سراسری را پس از انقلاب ژوئیه ۲۰۲۴ برگزار کرد و با انتشار نتایج اولیه این انتخابات، می‌توان مدعی شد که به‌زودی طارق رحمان، رهبر حزب ملی‌گرای بنگلادش (BNP) بر کرسی نخست‌وزیری این کشور تکیه خواهد زد. براساس آمار از مجموع ۱۲۷ میلیون نفر واجدین شرایط (ثبت‌نام شدگان)، ۵۹.۴ درصد از رای‌دهندگان بنگلادشی در انتخابات شرکت کرده‌اند و علاوه بر تعیین ترکیب نهایی کرسی‌های انتخابی مجلس، اصلاحات قانون اساسی نیز با ۶۸ درصد رای مثبت تایید گردیده است.

🔹در بنگلادش، جاتیا سانگساد یا خانه ملت ۳۵۰ کرسی دارد که ۳۰۰ کرسی آن با انتخابات مستقیم و ۵۰ کرسی آن به‌صورت اختصاصی برای زنان، بین احزاب برنده انتخابات به صورت نسبی تقسیم می‌شود. نتایج اعلام شده برای ۲۹۷ کرسی از ۳۰۰ کرسی انتخابات حاکی از آن است که حزب ملی‌گرا به تنهایی ۲۰۹ کرسی و ائتلاف این حزب در مجموع ۲۱۲ کرسی را از آن خود کرده اند. حزب اسلام‌گرای جماعت اسلامی به تنهایی در ۶۸ کرسی و ائتلاف این حزب در ۷۷ کرسی برنده شده‌اند. عملکرد حزب ملی‌گرا در دو بخش اصلی داکا و چیتاگونگ به‌مراتب بهتر از رقیب خود بوده و جماعت اسلامی، در بخش کهلنا (سومین بخش پرجمعیت بنگلادش) دست بالا را داشته است. این پیروزی قاطع چند دلیل عمده دارد که در ادامه به آن پرداخته می‌شود.

💢سابقه حزب ملی‌گرا


🔹علیرغم مخالفت با خویشاوندسالاری، بخش قابل‌توجهی از رای‌دهندگان بنگلادشی تصویری مثبت از خانواده ضیا-رحمان در ذهن داشتند. ژنرال ضیاالرحمان، مشهور به رئیس‌جمهور شهید، یکی از چهره‌های تاثیرگذار سیاست بنگلادش در اولین دهه استقلال بود. همسر وی، خالده ضیا نیز در سال‌های حکومت نظامی ارشاد، یکی از مهم‌ترین چهره‌های مقاومت مدنی بنگلادش بود و با پایان حکومت نظامی، به نخست‌وزیری بنگلادش رسید. درگذشت خالده ضیا در روزهای پایانی سال ۲۰۲۵ و همزمانی آن با بازگشت طارق رحمان از تبعید هفده ساله منجر به افزایش محبوبیت حزب ملی‌گرا نزد رای دهندگان شد.

💢رتوریک و گفتمان مناسب

🔹حزب ملی‌گرای بنگلادش و رهبری آن، طارق رحمان، در جریان کمپین‌های انتخاباتی خود رتوریک زیرکانه‌ای را برگزیدند که در نهایت، بیشینه آرای ممکن را به سبد آنها ریخت. تمرکز بر مسائلی همچون بیکاری، فساد و رشوه‌خواری از یکسو و پرهیز از ادبیات انتقام‌جویانه و تند درباره گذشتگان طیف وسیعی از رای‌دهندگان را، از هواداران سابق عوامی‌لیگ گرفته تا اقشار غیرسیاسی و خاکستری، به حزب ملی‌گرا متمایل کرد.

🔹علیرغم تمرکز بر مطالبات ایجابی و مفصل‌بندی یک گفتمان توسعه‌محور، حزب ملی‌گرا از تضعیف موضع رقیب اصلی خود، یعنی جماعت اسلامی نیز غافل نشد. بدین معنی که از یک طرف، نقش تاریخی جماعت اسلامی در مخالف با استقلال بنگلادش، مداوما از سوی رقیب مورد اشاره و تاکید قرار می‌گرفت و از طرف دیگر، درباره برداشت سنتی جماعت از مسائل زنان و اقلیت‌ها تبلیغ می‌شد.

💢آرای منفی جماعت و کوچ آرای حزب شهروند ملی

🔹در این میان، رهبران جماعت نیز با اظهارنظرها، مواضع و اقدامات خود به دستکم بخش‌هایی از روایت ملی‌گرایان دامن زدند. علیرغم معرفی یک نامزد هندو، جماعت اسلامی از معرفی نامزد زن برای کرسی‌های انتخاباتی اجتناب کرد. شفیق‌الرحمان، امیر جماعت اسلامی و رهبر ائتلاف یازده حزبی، در مصاحبه‌ای در پاسخ به پرسشی درباره احتمال فرضی امارت یک زن در این حزب اسلام‌گرا، به ارائه پاسخ منفی بسنده نکرد و از مخالفت جماعت اسلامی با اشتغال زن در خارج خانه سخن گفت. در میان کشورهای جنوب آسیا، بنگلادش یکی از بالاترین نرخ‌های مشارکت زنان در بازار کار را داراست و گزافه نیست اگر ادعا شود که حزب ملی‌گرا از رای منفی زنان به جماعت اسلامی بهره برده است.

🔹همزمان، باید به این نکته توجه کرد که علیرغم ائتلاف حزب شهروند ملی (NCP) با جماعت اسلامی، بسیاری از جریان‌های دانشجویی پیشگام در انقلاب ژوئیه از این حزب جدا شدند و به‌صورت آشکار یا ضمنی از طارق رحمان حمایت کردند. در واقع، بخش قابل‌توجهی از آرای مورد انتظار این حزب، به‌موجب خروج چهره‌های مذکور شکسته شد و طبعا به سبد حزب ملی‌گرا کوچ کرد.

💢جمع‌بندی

در نهایت، حزب ملی‌گرای بنگلادش توانست با ترسیم تصویری تکنوکراتیک، میانه‌روانه و توسعه‌خواه از خود و برجسته کردن نقاط افتراق رقیب با زنان و نسل جوان، بر اسلام‌گرایان غلبه کند و به یک پیروزی قاطع در اولین انتخابات پس از انقلاب ژوئیه دست یابد. با این وجود، موانع مهم‌تری برای کامیابی پیش روی دولت جدید در بنگلادش قرار دارد که غلبه بر آنها با کمپین انتخاباتی مقدور نخواهد بود.

🔁مطالب مرتبط:
▫️کدام جریان محصول انقلاب ژوئیه بنگلادش را خواهد چید؟

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

🌐ضرورت اعطای آزادی پنجم هوایی برای تسهیل تردد میان ایران و آفریقا

#اکوتهران
#لجستیک
#ایران #آفریقا

🔸قاره آفریقا به یکی از نقاط تمرکز رقابت‌ اقتصادی و تجاری در جهان جنوب مبدل شده است و از همین رو، تقویت پیوندها در این قاره کلیدی برای کلیه بازیگران منطقه‌ای اهمیت ویژه پیدا کرده است. ایران نیز دستکم از دهه ۸۰ شمسی بدین‌سو تلاش داشته است تا روابط اقتصادی و تجاری خود را با کشورهای مختلف آفریقایی توسعه بخشد. در این بین، وجود پروازهای منظم به پایتخت‌های آفریقایی یکی از الزامات کلیدی توسعه روابط در سطح تجاری محسوب می‌شود.

🔹به بیان دقیق‌تر، نمی‌توان از توسعه روابط اقتصادی و تجاری با یک پایتخت آفریقایی –فرضا نایروبی یا کامپالا- سخن گفت و از تجار و فعالان اقتصادی دو طرف انتظار داشت که برای انجام یک بازدید تجاری یا پیگیری سفارش و محموله چند نوبت هواپیما عوض کنند. در حال حاضر، تونس از معدود مقاصد پروازی مستقیم ایرلاین‌های ایرانی در آفریقاست و برای پرواز به سایر پایتخت‌های آفریقایی، مسافران باید ابتدا خود را به یکی از فرودگاه‌های پررونق منطقه برسانند. در خصوص پروازهای باری نیز همین دغدغه وجود دارد و در عمل، تجارت برخی از کالاهای خاص و فسادپذیر میان ایران و آفریقا به سبب نبود امکان لجستیکی هوایی ممکن نشده است.

💢محدودیت‌ خطوط و ناوگان ایران و آفریقا


🔹تلاش‌هایی برای گسترش پروازهای مستقیم از ایران به پایتخت‌های آفریقایی در گذشته انجام پذیرفته که البته موفقیت‌آمیز نبوده است. این عدم توفیق متاثر از یک واقعیت کلیدی است: ایرلاین‌های فعال در کشور مبدا (ایران) و کشورهای مقصد (کشورهای آفریقا) با توجه به محدودیت ناوگان، ظرفیت مازادی برای تخصیص به این خطوط ندارند و ترجیح می‌دهند مسیرهایی با تقاضای مطمئن‌تر و توجیه‌پذیری اقتصادی بیشتر را پوشش دهند. راه‌اندازی خطوط پروازی جدید میان تهران و پایتخت‌های آفریقایی، فعالیتی از جنس ظرفیت‌سازی و توسعه خدمات هوایی است؛ تمایل به مشارکت در راه‌اندازی این خطوط، بیش از آنکه بر محاسبات درآمدی کوتاه‌مدت استوار باشد، از جنس محاسبات بلندمدت توسعه‌ای و ارتقای سهم از بازار است.

🔹در شرایطی که ایرلاین‌های داخلی ایران، متاثر از عوامل مختلف، هدف شرکتی و اداری خود را بقا و تداوم خدمات‌دهی در سطح موجود تعریف کرده‌اند، طبیعی است که تخصیص منابع به این خطوط جدید از سوی ایرلاین‌های داخلی مطلوب تلقی نشود. در عین حال، مقاصد این پروازها نیز اغلب با مشکلاتی همچون محدودیت ناوگان مواجه‌اند و راه‌اندازی خطوط جدید به تهران، برای آنها اولویت فوری محسوب نمی‌شود.

💢 آزادی پنجم و تسهیل تجارت

🔹برای برقرار ساختن خطوط مستقیم در چنین بستری، به نظر می‌رسد که اعطای آزادی پنجم به ایرلاین‌های خارجی یکی از ظرفیت‌های قابل مراجعه باشد. حق آزادی پنجم براساس پیمان شیکاگو (معاهده هوانوردی غیرنظامی بین‌المللی ۱۹۴۷)، امتیازی است که شرکت‌های هواپیمایی بر اساس آن حق سوار کردن و جابه‌جایی مسافر، بار و محموله‌های پستی بر سر راه کشور مقصد و مبدا را پیدا می‌کنند. ایران علیرغم همه محدودیت‌های موجود در حوزه هوایی، تاکنون به ایرلاین‌های طرف سوم (یعنی ایرلاینی که نه متعلق به کشور مبدا است و نه کشور مقصد) اجازه ارائه خدمات پروازی در داخل کشور نداده است. با اعطای این اجازه به ایرلاین‌های شناخته شده منطقه‌ای، اعم از ایرلاین‌های عربی، ترک یا چینی می‌توان به مشارکت آنها در راه‌اندازی این خطوط با نگاه بلندمدت و با پیشران رقابت برای افزایش سهم در بازار منطقه‌ای پروازها امیدوار بود.

🔹باید توجه داشت که تجارت ایران و قاره آفریقا در سال گذشته کمتر از یک میلیارد دلار بوده است و برای حرکت به سمت چشم‌انداز ۱۰ میلیارد دلاری اعلام شده توسط وزیر صمت، ضرورت دارد تسهیلات مورد نیاز برای تقویت تجارت فراهم گردد. با وجود آزادی پنجم، شرکت‌های خارجی می‌توانند با برقراری پروازهای ترانزیتی به آفریقا دستکم بخشی از تقاضای اولیه مورد نیاز برای مقاصد آفریقایی را از سایر مناطق فراهم کنند و بدین ترتیب، توجیه‌پذیری اقتصادی این خطوط نیز افزایش خواهد یافت.

سیاست عدم اعطای آزادی پنجم در شرایطی که کشور دسترسی مناسبی به بازار بین‌المللی ناوگان و تجهیزات پروازی داشته باشد، می‌تواند به مثابه یک اقدام صیانتی و حمایتی برای توسعه ایرلاین‌های ملی مورد قبول باشد. اما در شرایطی که ایرلاین‌های داخلی در ارائه خدمات پروازی به مقاصد مرسوم و معمول نیز با چالش‌های عدیده مواجه شده‌اند، اعطای آزادی پنجم به ایرلاین‌های خارجی به طور قطع راهکاری عملگرایانه برای ارتقا و توسعه خدمات هوایی کشور به حساب می‌رود.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

🌐نگاه اروپا به مذاکرات هسته‌ای چگونه است؟

#مقاله_تحلیلی
#مذاکرات_هسته‌ای

🔹اتحادیه اروپا همواره بر اهمیت دیپلماسی در حل پرونده هسته‌ای ایران تأکید کرده است. با این حال، در عمل، رفتار و اقدامات این اتحادیه در سال‌های اخیر به مانع‌تراشی و انسداد در مسیر دیپلماتیک تبدیل شده است. اما این به معنای پایان نقش اروپا در این پرونده یا بی‌توجهی آن به منافع حاصل از توافقات احتمالی نیست.

💢منافع اروپا از مشارکت در توافق هسته‌ای

🔸اتحادیه اروپا طی یک سال گذشته به سمت استفاده از فشار و تحریم‌های بیشتر در برابر ایران رفته است که منجر به حذف آن در پرونده شده است. با این وجود، حل دیپلماتیک پرونده هسته‌ای ایران با حضور فعال اروپا مزایای متعددی از جمله موارد زیر را برای این اتحادیه خواهد داشت:

🔸تقویت روابط فراآتلانتیک: تمرکز آمریکا بر مسائل جهانی دیگر مانند ایران فرصت مناسبی به اروپا می‌دهد تا از این رویدادها بهره برده و با حفظ هم‌گرایی در موضوع هسته‌ای، شکاف‌های ناشی از سیاست‌های یک‌جانبه آمریکا را پر کند.

🔸تقویت جایگاه بین‌المللی اروپا: از زمان روی کار آمدن ترامپ، جایگاه اروپا در سیاست بین‌الملل رو به زوال بوده است و اتحادیه اروپا به این نتیجه رسیده که وابستگی به آمریکا در عرصه دیپلماتیک باید کاهش یابد. آنها تلاش می‌کنند تا با بازیگری موثر در دیگر پرونده‌های جهانی و منطقه‌ای نقش ویژه و مستقلی در عرصه دیپلماتیک پیدا کنند تا اعتبار جهانی خود را افزایش دهند.

🔸تقویت بازارهای تجاری و تامین انرژی: ایران همواره یکی از بازارهای بزرگ صادراتی برای اروپا بوده است. کاهش شدید حجم روابط تجاری ایران و اروپا در سال‌های اخیر، نشان‌دهنده فرصت‌های از دست رفته اروپا است. در صورت رفع تحریم‌ها، اروپا می‌تواند علاوه بر بهره‌مندی مجدد از بازار ایران، به منابع انرژی ایران نیز دسترسی پیدا کند تا بتواند جدای از جبران کاهش واردات انرژی از روسیه، بین واردکنندگان انرژی‌اش در منطقه نیز تنوع‌بخشی ایجاد کند.

💢ابزارهای اروپا برای بازیگری در پرونده هسته‌ای

🔸با وجود تنش‌های بی‌سابقه‌ای که در سال‌های اخیر بین ایران و اروپا شکل گرفته، اتحادیه اروپا به دلایل زیر همچنان یک رکن مهم برای رفع تحریم‌ها در هرگونه توافق دیپلماتیک است:

🔸قطعنامه‌های شورای امنیت: یکی از بزرگترین دغدغه‌های ایران همواره خروج از ذیل قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل بوده است. گرچه اروپا در بازگرداندن این قطعنامه‌ها علیه ایران در سال جاری به عنوان آخرین ابزار فشار خود عمل کرده است، اما در صورت توافق ایران با آمریکا، خروج از این قطعنامه‌ها به موافقت کشورهای اروپایی نیاز خواهد داشت.

🔸تحریم‌های اروپا: اتحادیه اروپا به طور مستقل تحریم‌های زیادی علیه بخش‌های مختلف اقتصادی ایران وضع کرده است. حتی اگر تحریم‌های آمریکا لغو شوند، این تحریم‌ها همچنان یکی از موانع جدی در مسیر تجارت ایران با اروپا هستند. در نتیجه، اروپا می‌تواند از این تحریم‌ها به عنوان یک اهرم بازی در هرگونه مذاکراتی استفاده کند.

🔸پیشنهادات اقتصادی: علاوه‌براین که انتفاع اقتصادی ایران از توافق نیازمند عادی‌سازی نسبی کانال‌های تجاری با اروپا است، روابط تجاری با اروپا برای جلوگیری از وابستگی اقتصادی ایران به چین و روسیه اهمیت دارد و اروپا می‌تواند با پیشنهاد سرمایه‌گذاری در بخش انرژی، ایران را به امتیاز دادن در موضوع هسته‌‌ای ترغیب کند.

💢موانع حضور دیپلماتیک اروپا و رفع تحریم‌ها

🔸با وجود منافع اروپا در حل بحران هسته‌ای ایران، برخی موانع جدی بر سر راه تلاش‌های دیپلماتیک این اتحادیه وجود دارد:

🔸افکار عمومی و مسئله حقوق بشر: احزاب و جریانات حاکم بر اروپا به دلیل کاهش محبوبیت خود در داخل نسبت به فشار افکار عمومی واکنش‌پذیرتر شدند و لابی‌گری جریانات اپوزوسیون و صهیونیست می‌توانند مانعی جدی بر هرگونه عادی‌سازی روابط و کاهش تحریم‌ها باشند.

🔸نقش ایران در جنگ اوکراین: یکی از دلایل مهم تنش‌های اخیر میان ایران و اروپا، همکاری تسلیحاتی ایران با روسیه و استفاده از تسلیحات ایرانی در جنگ اوکراین است. این موضوع باعث افزایش نگرانی‌ها و احساس تهدید در اروپا شده و می‌تواند بر روند دیپلماتیک تأثیر منفی بگذارد.

در نهایت، هرچند که اتحادیه اروپا در دوره اخیر به دلیل تحولات ژئوپلیتیکی و مسائل داخلی نقش کمرنگ‌تری در حل بحران هسته‌ای ایران ایفا کرده، اما این اتحادیه همچنان به عنوان یک بازیگر حیاتی در دستیابی به یک توافق پایدار باقی می‌ماند. در این راستا، تعامل دقیق و استراتژیک با اتحادیه اروپا برای ایران ضروری است.

🔗برای مطالعه متن کامل مقاله کلیک کنید!🔗

🔁مطالب مرتبط

▫️پیشران‌های مواجهه ایران و غرب پس از فعال‌سازی ماشه
▫️جنگ ایران و اسرائیل و آینده مکانیسم ماشه

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

🌐دیپلماسی قفقازی واشنگتن در پرتو معادلات ایران

#تحلیل_کوتاه
#آمریکا #قفقاز

📝احسان فلاحی

🔹جی دی ونس، 9 و 10 فوریه در سفری از پیش برنامه‌ریزی شده از ارمنستان و آذربایجان دیدار کرد. این سفر در تداوم توافقات اوت 2025 قرار دارد. همزمانی سفر مذکور با تحولات مرتبط با ایران گمانه‌هایی را در محافل تحلیلی برانگیخته است. صحت سنجی ارتباط این سفر با تحولات مرتبط با ایران نیازمند واکاوی ماهیت، اهداف و دستاوردهای این سفر است.

💢ماهیت سفر


🔸سفر از پیش برنامه‌ریزی‌شده لزوماً به معنای بی‌ربط بودن آن به تحولات جاری در ایران نیست. سفر ونس می‌تواند به عنوان ارسال سیگنال‌های دیپلماتیک به ویژه بعد از سفر وزیر دفاع ایران به باکو تلقی می‌شود. مواضع پیشین ونس نشان می‌دهد که وی تشدید فشار حداکثری بر علیه ایران را راه‌کاری منطقی‌تر از جنگ تلقی می‌کند. بنابراین ماهیت سفر او می‌تواند در راستای اعمال فشار بر ایران نیز تلقی شود.

🔸تا پیش از تحولات ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی قفقاز در سال‌های اخیر، واشنگتن نگاهی کاملاً مجموعه‌ای به کشورهای این منطقه داشت. به گونه‌ای که سفر مقامات آمریکایی به قفقاز شامل هر سه کشور و در بسیاری از موارد جمهوری خودخوانده قره‌باغ نیز می‌شد. اما سفر ونس دارای خصیصه‌های راهبردیِ منحصر به جمهوری آذربایجان و ارمنستان به عنوان دو کشور با اهمیت راهبردی است.

🔸از نظر بسیاری از تحلیلگران اعزام معاون رئیس جمهور به جای ترامپ به معنای کم اهمیت بودن قفقاز برای آمریکا است. این نکته اگرچه به لحاظ دیپلماتیک مهم است اما به هیچ وجه نمی‌تواند اهمیت استراتژیک قفقاز را برای آمریکا زیر سئوال ببرد. امضای موافقتنامه استراتژیک میان ونس و علی‌اف به خوبی گویای ماهیت استراتژیک این سفر است.

💢اهداف سفر

🔸اهداف سفر حول سه محور «توافق سه‌جانبه کاخ سفید»، «تثبیت مسیرهای ترانزیتی» و حمایت از «روند صلح ارمنستان–آذربایجان» قابل پیکربندی است. توافقاتی که در اوت 2025 انجام شد علاوه بر توافقنامه سه‌جانبه با محوریت «مسیر ترامپ»، شامل برخی از تفاهامات دوجانبه میان واشنگتن و هریک از طرفین بود. یکی از اهداف این سفر پیگیری تفاهمات کلی بوده که پیشتر در کاخ سفید حاصل شده بود. در این سفر بخشی از توافقات کلان به شکل قرارداد اجرایی در آمد.

🔸بخشی از سفر ونس در پرتو تحرکات دیپلماتیک اخیر آمریکا در آسیای میانه و برگزاری نشست C5+1 در واشنگتن قابل درک است. تثبیت روابط با آذربایجان و ارمنستان از جمله اهدافی است که امتداد آن به آسیای مرکزی کشیده خواهد شد. نزدیکی تدریجی آمریکا و ترکمنستان به منظور توسعه مسیر ترنس خزر شاهدی بر این مدعا است.

🔸کاهش نفوذ ساختاری روسیه در آذربایجان و به ویژه در ارمنستان از جمله اهداف اصلی آمریکا در قفقاز است. فاصله گرفتن تدریجی گرجستان از غرب باعث شده است که آمریکا کاهش نفوذ روسیه در آذربایجان و ارمنستان را به طور جدی‌تر پیگیری کند. نخست‌وزیر گرجستان پس از سفر ونس نگرانی تفلیس از بی‌توجهی آمریکا را اعلام و آمادگی گرجستان را برای تقویت روابط استراتژیک با آمریکا اعلام داشته است.
علاوه بر موارد فوق تقویت مناسبات در حوزه دفاعی- امنیتی و همچنین تضمین امنیت انرژی از دیگر اهداف سفر ونس بوده است. به منظور تحقق اهداف مورد اشاره توافقنامه‌هایی امضاء شده است که در ادامه به آن اشاره شده است.

💢دستاوردهای سفر

🔸از مهمترین دستاوردهای سفر امضای توافقنامه مشارکت استراتژیک با آذربایجان بود. این سند چارچوب همکاری‌های بلندمدت میان دو کشور را در حوزه‌هایی مانند امنیت، تجارت، انرژی و ارتباطات برای بلند مدت تعیین می‌کند. نمونه مشابه این سند در دوره بایدن میان ایروان و واشنگتن امضاء شده بود.

🔸از دیگر دستاوردها، قرارداد احداث نیروگاه هسته‌ای ماژولار در ارمنستان است که راه را برای کاهش و قطع وابستگی ایروان به نیروگاه هسته‌ای متسامور روسیه فراهم می‌کند. ارزش این قرارداد 9 میلیارد دلار برآورد شده است.

🔸در این سفر پهبادهای شناسایی V-BAT به ارزش 11 میلیادر دلار به ایروان فروخته شد. این پهبادها می‌تواند در راستای تامین امنیت دالان ترامپ و جاسوسی علیه ایران استفاده شود. همچنین در بیانیه مشترک مطبوعاتی ونس و علی‌اف بیان شده که آمریکا به زودی کشتی‌های جنگی کوچک به باکو خواهد فروخت.

سفر ونس به قفقاز نشان می‌دهد که ارمنستان و به ویژه آذربایجان اهمیتی فراتر از مجموعه قفقاز جنوبی برای آمریکا یافته است. اهمیت فرامنطقه‌ای باکو و ایروان برای آمریکا به صورت دوجانبه و در چارچوب قراردادهای مشخص توسط واشنگتن دنبال می‌شود که بخشی از آن به کاهش نفوذ تهران در قفقاز و اعمال فشار بر ایران منجر خواهد شد.

🔁مطالب مرتبط:
▫️توافق پاشینیان و علی‎اف در کاخ سفید؛ ورود آمریکا به معادله زنگزور
▫️ارتقاء آسیای مرکزی در سیاست خارجی آمریکا

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

🌐نتانیاهو این بار در واشنگتن به دنبال چیست؟

#تحلیل_کوتاه
#اسرائیل #آمریکا

🔹امروز سه‌شنبه، ۲۱ بهمن ماه، بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل برای دیدار با دونالد ترامپ، رئیس ‏جمهور ایالات متحده، عازم واشنگتن شد. این هفتمین دیدار نتانیاهو و ترامپ در دومین دوره ریاست جمهوری ‏ترامپ است؛ دیداری که به طور ویژه بر مذاکرات میان ایران و آمریکا متمرکز خواهد بود.‏

💢آیا قرار است اقدامی شود؟

🔸در تاریخ ۲۶ و ۲۷ سپتامبر ۲۰۲۴، نتانیاهو برای شرکت در اجلاس سالانه سازمان ملل متحد به نیویورک سفر ‏کرد و پس از اتمام سخنرانی نتانیاهو در سازمان ملل، با حمله رژیم صهیونیستی به منطقه ضاحیه بیروت، سید ‏حسن نصرالله، به شهادت رسید. ارزیابی‌ها حاکی از این است که نتانیاهو در آن سفر مجوز ترور سید حسن ‏نصرالله را از آمریکا گرفته و دستور را به افسران ارتش رژیم صهیونیستی ابلاغ کرده است.‏

🔸در دیدار دیگری نیز، در تاریخ ۲۸ دسامبر تا ۱ ژانویه سال جاری، همزمان با آغاز اعتراضات در ایران نتانیاهو، به ‏اقامتگاه شخصی ترامپ در مارالاگو سفر کرده و در این دیدار در خصوص مسائل خاورمیانه و موضوعات ‏پیرامون ایران تبادل نظر شد. یک هفته پس از این دیدار،‌ وقایع تلخ ایران در ۱۸ و ۱۹ دی به وقوع پیوست. با ‏توجه به ادعاهای مقامات ایالات متحده و اسرائیل در خصوص حمایت و پشتیبانی از عناصر آشوب‌طلب، ارتباط ‏تشدید وقایع داخلی ایران با دیدار مقامات ایالات متحده و رژیم صهیونیستی دور از ذهن نیست. این رویه چنین ‏گمانی را ایجاد می‌کنند که ممکن است باز اقدامی علیه ایران قرار است صورت بگیرد.

💢کنار آمدن با اصل مذاکرات و توافق

🔸نتانیاهو پیش از سفر اخیر خود به واشنگتن اعلام کرد:«من ایده خود را در مورد اصول مذاکرات به رئیس‌جمهور ‏ترامپ ارائه خواهم داد.». بر اساس این اظهار نظر، به نظر می‌رسد نتانیاهو اصل توافق با ایران را پذیرفته و تنها ‏خواهان گنجانده شدن خواسته‌های اسرائیل در این توافق خواهد بود. براین اساس، به نظر می‌رسد یکی از اهداف ‏اصلی نتانیاهو در سفر به واشنگتن، در جریان قرار گرفتن از جزئیات مذاکرات میان ایران و ایالات متحده و طرح ‏خواسته‌های خود از توافق باشد.

💢تخریب مذاکرات

🔸اما احتمال دیگری که مطرح می‌شود این است که نتانیاهو با سفر به ایالات متحده نقشی مخرب در مذاکرات ایفا ‏کرده، ترامپ را از انعقاد هرگونه توافق با ایران برحذر داشته و او را ترغیب به حمله نظامی به ایران کند. یک ‏نگرانی جدی در رژیم صهیونیستی این است که در صورت عدم حمله به ایران در روزها و هفته‌های آتی و در ‏صورت طولانی شدن مذاکرات و حتی حصول توافقی موقت چندساله میان ایران و آمریکا در حوزه هسته‌ای، ‏ایران توان نظامی خود را به کلی ارتقا بخشیده و فرصت طلایی حمله به ایران از دست برود.‏

💢نقش پلیس بد و اهرم فشار

🔸به نظر می‌رسد برآورد مقامات ایالات متحده این است که ایران به هیچ وجه مذاکره بر سر مسائل فراتر از موضوع ‏هسته‌ای را نپذیرفته و بر همین اساس، تن دادن به خواست نتانیاهو و ورود به مسائل غیرهسته‌ای، با شکست قاطع ‏در مذاکرات همراه خواهد شد. از این رو به نظر می‌رسد نتانیاهو در این سناریو محدودیت‌های ترامپ را درک ‏کرده و برای دستیابی به یک توافق حداقلی با ایران، نقش پلیس بد را بازی کند و با طرح خواسته های ‏حداکثری، ایران را ترغیب به دادن امتیازات قابل‌توجه در زمینه هسته‌ای کند و پذیرش درخواست‌های آمریکا را ‏بهتر از رد آن قلمداد کند. نتانیاهو همچنین با اعلام این که تمام تلاش خود را کرده تا ترامپ را قانع به توافقی ‏حداکثری با ایران کند، انتقادهای مخالفان داخلی را نیز پاسخ خواهد داد.‏

💢عملیات فریب


🔸سناریوی دیگر این است که ایالات متحده با مشغول کردن ایران به بحث مذاکرات، به دنبال تکمیل تجهیزات ‏نظامی خود در منطقه و حمله به ایران خواهد بود. مقامات ایالات متحده همزمان با اعزام هیئت دیپلماتیک به ‏عمان و پیشبرد روند مذاکرات با ایران، در حال ارسال گسترده نیرو و تجهیزات نظامی به منطقه‌اند. ممکن است ‏ترامپ از اهرم مذاکرات صرفاَ برای توجیه تاخیر در عمل به تهدیدات اخیر تا تکمیل استقرار نیروهای خود در ‏منطقه و همچنین مشروعیت‌بخشی به حمله احتمالی استفاده کند. در این سناریو، هدف مقامات ایالات متحده و ‏رژیم صهیونیستی از دیدار با یکدیگر، بیش از بحث در خصوص مذاکرات، هماهنگی بیشتر جهت حمله مشترک ‏به ایران خواهد بود.‏

گرچه با توجه‌به تجربه جنگ ۱۲ روزه و سطح آماده باش کنونی بعید است بار دیگر ایران غافلگیر شود اما ایران باید برای وقوع هر سناریویی آماده باشد.‏

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
‏ ‏

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

🔵آیا هند در مقابل توسعه‌طلبی تجاری آمریکا تسلیم می‌شود؟

#اکوتهران
#هند #آمریکا

🔹دونالد ترامپ، روز دوشنبه، از دستیابی هند و ایالات متحده به یک توافق تجاری موقت خبر داد. با فاصله چند روز از اعلام خبر توسط شخص ترامپ، بیانیه مشترکی نیز در ششم فوریه از سوی دو کشور منتشر شد که در آن «چارچوب کلی یک توافق موقت تجاری» ترسیم شده بود و بر تعهد طرفین بر دستیابی به «توافق موقت» (احتمالا تا میانه ماه مارس) و سپس انعقاد یک «توافق تجاری دوجانبه» تاکید شده بود. با این حال، بسیاری از ناظران بیرونی، چارچوب مذکور را از حیث تعهدات نامتوازن ارزیابی می‌کنند.

💢تعهدات هند

🔸براساس این چارچوب، هند متعهد شده است که در یک دوره پنج ساله حدود 500 میلیارد دلار از واردات خود را به محصولات کلیدی ایالات متحده، اعم از انرژی، هواگردها و قطعات یدکی آنها، فلزات گرانبها، محصولات فناورانه و زغال‌سنگ کُک‌شو اختصاص دهد. در خصوص محصولات فناوری، به‌صورت جداگانه به جی‌پی‌یوها و سایر کالاهای مرتبط با مراکز داده اشاره شده است. بسیاری از صاحب‌نظران معتقدند افزایش مذکور در میزان واردات هند از ایالات متحده، واقع‌بینانه نیست و با توجه به ماهیت خصوصی تجارت مقدور هم نخواهد بود. مقامات تنظیم‌کننده چارچوب اما با ارجاع به خریدهای احتمالی حوزه نظامی و فناوری‌های نوظهور این رقم را محافظه‌کارانه دانسته‌اند.

🔸باید توجه داشت که مجموع تجارت هند و ایالات متحده در سال 2024 معادل 212 میلیارد دلار بوده که از این مقدار، کمتر از 42 میلیارد دلار آن به واردات هند اختصاص دارد. در سفر مودی به واشنگتن در فوریه سال گذشته، طرفین توافق کردند که تجارت دوجانبه را تا سال 2030 به 500 میلیارد دلار برسانند و اکنون، هند در چارچوب اولیه توافق متعهد شده تا ظرف پنج سال 500 میلیارد دلار از ایالات متحده واردات داشته باشد.

🔸همزمان، هند موافقت نموده است تا تعرفه‌های اعمالی بر واردات کالاهای کشاورزی از ایالات متحده را در برخی محصولات اصلاح نماید. بند مرتبط با اصلاح تعرفه محصولات کشاورزی بسیار مبهم و گسترده است و با توجه به وجود عنوان «سایر محصولات کشاورزی» در آن، از سوی مخالفان دولت مودی و تشکل‌های کشاورزی به شدت مورد انتقاد قرار گرفته است. این دو گروه معتقدند تسهیل واردات محصولات کشاورزی از ایالات متحده، آثار معیشتی گسترده‌ای برای بخش‌های وابسته به کشاورزی اقتصاد هند خواهد داشت که بنابر اظهارات آخیلِش یاداو، نماینده سرشناس مجلس سفلی، قریب به 70 درصد از جمعیت هند را تشکیل می‌دهند.

💢تعهدات آمریکا

🔸در مقابل، ایالات متحده تعرفه متقابل 25 درصدی وضع شده بر کالاهای هندی در قالب «روز آزادی» را به 18 درصد کاهش داده است. لازم به‌ذکر است که بلافاصله پس از اعلام این توافق موقت، دونالد ترامپ نسبت به لغو تعرفه‌ 25 درصدی اعمالی بر هند در صورت احراز توقف خرید نفت از روسیه نیز مبادرت نموده است. بدین ترتیب، هند در نهایت ممکن است از کاهش تعرفه‌ای 32 درصدی بهره‌مند شده باشد. در حالیکه اجتناب پالایشگاه‌های هندی از ثبت سفارش‌های جدید به روسیه مورد تایید قرار گرفته، کمیت و کیفیت توقف خرید نفت از روسیه هنوز مشخص نیست.

🔸علاوه بر این، ایالات متحده وعده داده است تا نسبت به اعطای سهمیه و تعرفه ترجیحی به هند در حوزه خودرو و لوازم یدکی خودرو و لغو تعرفه اختصاصی وضع‌شده در حوزه هواگردها در خصوص این کشور مبادرت نماید. مسیر مشابهی نیز برای محصولات دارویی و بهداشتی هند ترسیم شده است.

💢جمع‌بندی

با توجه به تداوم مذاکرات تجاری، دور از ذهن نیست که توافق نهایی طرفین مختصاتی متفاوت داشته باشد. در مجموع، باید اذعان داشت که ملاحظات متعدد اقتصادی و ژئوپلیتیکی، هند را ناگزیر می‌سازد که اختلافات تجاری خود را با ایالات متحده مدیریت کند. کیفیت این مدیریت اختلافات اما به مولفه‌های مختلفی اعم از قابلیت اهرم‌سازی در خارج، چانه‌زنی در داخل و تاب‌آوری اقتصادی در مقابل تعرفه‌ها بستگی دارد. در نهایت، هزینه اقتصادی و سیاسی تسلیم کامل در برابر توسعه‌طلبی تجاری ایالات متحده برای دولت مودی بسیار زیاد است و از این منظر، مذاکرات برای تنظیم توافق نهایی پیچیده و نفسگیر خواهد بود.

🔁مطالب مرتبط:
◽️رویکرد سخت‌گیرانه ترامپ و سوق‌یافتن هند به تنوع‌بخشی در شرکا

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

🌐تاکایچی چگونه قدرت خود را در ژاپن تحکیم کرد؟

#تحلیل_کوتاه
#شرق_آسیا #ژاپن

🔹در ژانویه ۲۰۲۶، نخست‌وزیر تازه‌منصوب ژاپن، سانائه تاکایچی مجلس نمایندگان را منحل و انتخابات ‏زودهنگام را برای ۸ فوریه تعیین کرد. او از اختیارات نخست‌وزیری استفاده کرد تا با تکیه بر محبوبیت بالای ‏خود در ابتدای دوره تصدی این منصب و برای پیشبرد برنامه‌های اقتصادی و امنیتی تازه‌اش، رأی مردم را مجدداً ‏کسب کند. با برگزاری انتخابات در دیروز ائتلاف او پیروزی قاطعی به دست آورد و قدرت خود را تحکیم ‏بخشید.‏

💢چارچوب حقوقی و نظام سیاسی

🔸قانون اساسی ژاپن مصوب ۱۹۴۷، پارلمان دو مجلسی تشکیل داده و اختیار انحلال مجلس نمایندگان را، با ‏توصیه نخست‌وزیر و تأیید کابینه، به امپراتور داده است. براین‌اساس چنین اقدامی در واقع توسط نخست‌وزیر ‏انجام می‌شود و باید ظرف ۴۰ روز پس از انحلال، انتخابات عمومی برگزار شود ‏. نظام انتخاباتی کشور به ‏احزاب بزرگ برتری می‌دهد و باعث شده تا نخست‌وزیران برای تحکیم قدرت، از انحلال به عنوان ابزار سیاسی ‏بهره بگیرند.‏

💢سابقه انحلال‌ها

🔸از زمان اجرای قانون اساسی، اکثر مجلس‌های نمایندگان پیش از پایان دوره چهار ساله‌شان منحل شده‌اند. ‏نخست‌وزیرانی مانند شینزو آبه به‌طور مکرر از این اختیار برای تأیید سیاست‌های جنجالی یا بهره‌گیری از موج ‏محبوبیت استفاده کردند ‏. این سبک آبه به چرخه تقریباً دائمی مبارزات انتخاباتی منجر شده است.

💢عملکرد و برنامه تاکایچی

🔸تاکایچی خود را ادامه‌دهنده سیاست‌های شینزو آبه می‌داند. برنامه امنیتی و اقتصادی تاکایچی، بر سه اصل ‏استوار است: پشتیبانی از سیاست پولی انبساطی، استفاده از مخارج دولتی برای حمایت از خانوارها و شرکت‌ها و ‏تقویت صنایع راهبردی چون نیمه‌رسانا، هوش مصنوعی و فضا. وی همچنین می‌خواهد بودجه دفاعی را افزایش ‏دهد و حق دفاع جمعی را در قانون اساسی تصریح کند. این رویکرد می‌تواند به افزایش بدهی و فشار تورمی ‏منجر شود. در سیاست داخلی، او مهاجرت غیرقانونی را تهدید قلمداد کرده و از اخراج سریع مهاجران حمایت ‏می‌کند.

💢دلایل انحلال توسط تاکایچی

🔸پیش از انحلال کابینه نظرسنجی‌ها حدود ۷۰ درصد رضایت عمومی از عملکرد تاکایچی را نشان می‌دادند ‏. از ‏سوی دیگر، شریک دیرینه حزب لیبرال‌دموکرات، یعنی کمیتو، به‌دلیل مواضع تند تاکایچی نسبت به چین و ‏تایوان از ائتلاف کناره‌گیری کرد ‏. تاکایچی با حزب احیا (ایشین نو کای) ائتلاف جدیدی تشکیل داد و برای ‏کسب اکثریت به انتخابات نیاز داشت.

💢انتخابات ۸ فوریه ۲۰۲۶‏

🔸در آستانه انحلال، ائتلاف حاکم از حزب لیبرال‌دموکرات و حزب احیا تشکیل شده بود و در مجموع ۲۳۰ ‏کرسی یعنی سه کرسی کمتر از اکثریت نسبی داشت. تاکایچی گفته بود در صورت عدم کسب اکثریت نسبی، ‏استعفا خواهد داد. رقیب اصلی تاکایچی ائتلافی متشکل از دو حزب دموکراتیک مشروطه و کمیتو بود. مهم‌ترین مسائل این انتخابات عبارت از کنترل تورم و هزینه زندگی، رشد دستمزدها، امنیت ملی و مهاجرت بود ‏و احزاب وعده‌هایی مانند حذف مالیات بر مواد غذایی یا کوپن‌های حمایتی ارائه داده بودند.

🔸رقابت برای ۴۶۵ ‏کرسی مجلس نمایندگان ژاپن دیروز انجام شد و ائتلاف حاکم توانست ۳۵۲ کرسی بدست آورد که در این میان ‏حزب تاکایچی با ۳۱۶ کرسی به تنهایی اکثریت دو سوم را کسب کرد. با این میزان کرسی‌ها ائتلاف حاکم و ‏حتی حزب تاکایچی به تنهایی می‌تواند ریاست بر همه کمیته‌های مجلس نمایندگان و اکثریت اعضا را در این ‏کمیته‌ها اختیار داشته باشد و اصلاحات قانون اساسی را نیز تصویب کند.

💢ژاپن و معادلات قدرت‌های بزرگ

🔸سیاست خارجی تاکایچی در سطح منطقه با دو محور تعریف می‌شود: بازدارندگی در برابر چین و تقویت اتحاد ‏با ایالات متحده. او گفته است که در صورت حمله چین به تایوان، ژاپن می‌تواند بر اساس قانون امنیت جمعی از ‏متحدان خود دفاع کند. در مقابل، او در دیدار با ترامپ بر تعهد خود به اتحاد ژاپن و آمریکا تأکید کرد ‏. با ‏نتایج بدست آمده به نظر می‌رسد تنش‌ها با چین ادامه یابد و همکاری ژاپن با آمریکا بیش از پیش تقویت شود.

💢نتیجه‌گیری

انحلال مجلس ژاپن توسط تاکایچی و برگزاری انتخابات زودهنگام نمونه‌ای از استفاده نخست‌وزیران از ابزار ‏انحلال برای تحکیم قدرت است. این تصمیم با هدف کسب اکثریت و اجرای برنامه‌های اقتصادی و امنیتی گرفته ‏شد. نتیجه انتخابات نشان می‌دهد که ائتلاف حاکم اکنون می‌تواند برنامه‌های خود را با قدرت بیشتری پیش ببرد. در سطح منطقه ‏شرق آسیا نیز به نظر می‌رسد با توجه به سابقه تاکایچی، مواضع تند او در برابر چین کمابیش ادامه یافته و ‏همکاری ژاپن با ایالات متحده تقویت شود.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

🔵 کسری نوظهور در بازار جهانی مس
📝موسسه بین‌المللی مطالعات راهبردی

#اکوتهران
#اقتصاد_بین‌الملل
#معادن

🔹مس یکی از عناصر اساسی مورد استفاده در بخش‌های سنتی تولید و ساختمان‌سازی و صنایع نوظهور دیجیتال و انرژی سبز است. توقف و گسست در تولید برخی از معادن، کاهش حاشیه سود در صنایع فرآوری مس و اقدام به انباشت ذخایر مس توسط ایالات متحده بازار جهانی مس را به دوره‌ای از فشار و محدودیت وارد نموده و عرضه جهانی مس فرآوری‌شده به احتمال زیاد در سال ۲۰۲۶ و پس از آن با محدودیت مواجه خواهد شد. محدودیت‌های موجود در بازار مس متاثر از تشدید اصطکاک‌ها در زنجیره تأمین، تصمیمات سیاست‌گذاران و افزایش پرشتاب تقاضا در بخش‌های مربوط به شبکه برق، صنایع دفاعی و زیرساخت‌های مرتبط با هوش مصنوعی (AI) تشدید نیز خواهد شد.

💢ظهور کسری

🔸عرضه و تقاضا در بازار مس برای سال ۲۰۲۵ تعادل نسبی داشت؛ به این معنی که تولید مس فرآوری‌شده با مصرف برابری می‌کرد. مطابق ارقام برآوردی، در سال جاری عرضه مس حدود ۳.۴ درصد و مصرف آن ۳ درصد افزایش داشت. با این حال، در حال حاضر عرضه مس اختلالی شدید را تجربه می‌کند و واحدهای ذوب مس جهان با عرضه محدودتر سنگ مس مواجه هستند. از این منظر، احتمالاً در سال ۲۰۲۶ مقادیری از کسری در بازار مشهود خواهد بود.

🔸تقاضای مس رو به فزونی است؛ چرا که مس نقش عمده‌ای در زنجیره تولید خودروهای برقی، انرژی تجدیدپذیر و مراکز داده مرتبط با هوش مصنوعی بر عهده دارد. به‌عنوان مثال، تولید یک خودروی برقی معمولاً حدود چهار برابر بیشتر از یک خودروی دارای موتور احتراق داخلی، مس نیاز دارد. باید توجه داشت که علیرغم رکود بخش املاک در چین و کاهش تقاضای مس مرتبط با ساخت و ساز در این کشور، کماکان تقاضای مس چین، به‌عنوان یک بازار مهم، در مجموع افزایشی است. این تقاضای افزایشی عمدتاً به‌دلیل رشد چشمگیر در تولید خودروهای برقی و توسعه فزاینده زیرساخت‌های انرژی تجدیدپذیر در چین مشاهده می‌شود.

🔸شایان ذکر است که درصدهای کوچک‌تر رشد تقاضای مس در چین، اکنون با ضریبی فزاینده خودنمایی خواهند کرد. به‌عنوان مقایسه، باید اشاره کرد که رشد تقاضای نزدیک به ۷ درصدی در سال ۲۰۱۱، به‌معنای افزایش کمتر از ۰.۵ میلیون تنی در تقاضای مس چین بود و رشد تقاضای حدود ۴ درصدی در سال ۲۰۲۴ به معنای افزوده شدن نزدیک به ۰.۶ میلیون تن تقاضای مس در چین است. از این منظر، توجه به درصد رشد تقاضا گمراه‌کننده است.

💢بازیگران کلیدی

🔸کشور شیلی همچنان بزرگ‌ترین تولیدکننده مس خام است و در سال ۲۰۲۴، ۲۴ درصد از استخراج مس جهان را سامان داده است. در حقیقت، قاره آمریکا به تنهایی نزدیک به نیمی از عرضه معدنی مس جهان را تأمین می‌کند. اندونزی و جمهوری دموکراتیک کنگو نیز سهم‌های قابل توجهی در عرضه مس معدنی موردنیاز بازارهای جهانی دارند.

🔸چین بزرگ‌ترین تولیدکننده مس معدنی در آسیا است و به‌طور مستقل، حدود ۱۰ درصد از عرضه جهانی را به خود اختصاص می‌دهد. با این وجود، با احتساب سرمایه‌گذاری‌های خارجی چین در حوزه مس، به‌ویژه در آفریقا و آمریکای لاتین، سهم چین در بازار جهانی مس به حدود ۲۰ درصد از کل عرضه معدنی در جهان می‌رسد.

🔸از طرف دیگر، باید توجه داشت که چین بر زنجیره ذوب و فرآوری مس تسلط بیشتری دارد. براساس آمار، در سال ۲۰۲۴ چین به‌ترتیب ۵۱ درصد و ۴۵ درصد از فعالیت‌های ذوب و فرآوری مس را انجام داده است. صرف نظر از چین، فعالیت فرآوری در سایر مناطق جهان ماهیتی به نسبت پراکنده دارد و شیلی به‌عنوان دومین کشور تولیدکننده فرآورده مس در جهان، تنها معادل ۷ درصد از تولید را به خود اختصاص داده است.

💢چشم‌انداز

در مجموع، به نظر می‌رسد که در سال ۲۰۲۶ ناترازی عرضه و تقاضا و کسری در بازار مس فرآوری‌شده اجتناب ناپذیر باشد و متاثر از همین ناترازی، قیمت‌ها در سطوح بالا باقی بمانند. در عین حال و علیرغم اینکه با تداوم روندهای کنونی بازار جهانی مس در دهه ۲۰۳۰ به سمت شکلی از کسری ساختاری حرکت خواهد کرد، بروز یک کسری شدید در کوتاه‌مدت بعید است.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

🌐چالش‌های حریدیان برای دولت و جامعه رژیم صهیونیستی

#مقاله_تحلیلی
#غرب_آسیا #اسرائیل

📝محمدحسین پورعلی‌اقبال

🔸جماعت حریدی یا یهودیان ارتدکس افراطی، گروهی از یهودیان ساکن سرزمین‌های اشغالی هستند که پایبندی بسیار شدیدی به هالاخا (قوانین شرعی یهود) و مطالعه متون دینی دارند. سبک زندگی خاص آن‌ها، در کنار امتیازات و معافیت‌هایی که دولت‌های مختلف طی دهه‌ها برای آنان در نظر گرفته‌اند، به یکی از چالش‌های مهم اجتماعی، اقتصادی و سیاسی این رژیم تبدیل شده است.

💢جمعیت و مراکز حضور

🔹بر اساس آمار رسمی، حریدیان حدود ۱۴ درصد از جمعیت اسرائیل، معادل نزدیک به ۱.۴ میلیون نفر را تشکیل می‌دهند. مهم‌ترین ویژگی جمعیتی حریدیان، نرخ زاد و ولد بسیار بالای آنان است؛ به‌گونه‌ای که در حالی‌که خانواده‌های سکولار به طور متوسط ۲.۲ فرزند دارند، این رقم در خانواده‌های حریدی به ۷.۱ فرزند می‌رسد. ادامه این روند سبب خواهد شد که طی ۲۵ سال آینده سهم حریدیان از جمعیت اسرائیل به حدود ۲۴ درصد افزایش یابد. شهر بنی‌براک در شرق تل‌آویو، مهم‌ترین مرکز تجمع حریدیان است و حدود یک‌پنجم حریدیان در این شهر سکونت دارند.

🔹حریدیان نفوذ قابل توجهی در نهادهای مذهبی و وزارتخانه‌های مرتبط با احکام دینی دارند. نظارت بر اجرای قوانین کوشر(احکام خاص دین یهود در خصوص غذا)، ثبت ازدواج و طلاق و سایر امور شخصی یهودیان، عمدتاً در اختیار روحانیون حریدی است. به همین دلیل، ازدواج افرادی که از نظر شرعی یهودی محسوب نمی‌شوند، در داخل سرزمین‌های اشغالی ثبت نمی‌شود و این افراد ناچارند برای ثبت رسمی ازدواج خود به کشورهای دیگر سفر کنند.

💢کار و اشتغال

🔹اکثر مردان حریدی وارد بازار کار نمی‌شوند و زندگی خود را صرف مطالعه تورات در مدارس دینی موسوم به «یشیوا» می‌کنند. در این مراکز، آموزش علوم مدرن مانند ریاضیات، زبان انگلیسی و کامپیوتر جایگاهی ندارد و همین امر سبب می‌شود تا بسیاری از جوانان حریدی فاقد مهارت‌های لازم برای حضور در مشاغل پردرآمد باشند. در نتیجه، بیکاری خودخواسته و وابستگی به کمک‌های دولتی در میان حریدیان بسیار رایج است و معمولاً زنان مسئول تأمین هزینه‌های خانواده هستند. آمارهای رسمی از زندگی حدود ۲۷۰ هزار حریدی زیر خط فقر حکایت دارد.

💢سربازی

🔹حریدیان از سال‌های ابتدایی تأسیس اسرائیل از خدمت نظامی معاف بوده‌اند؛ امتیازی که ابتدا توسط بن‌گوریون و برای جلب حمایت احزاب مذهبی اعطا شد، آن هم در شرایطی که جمعیت حریدیان بسیار اندک بود و تنها حدود ۴۰۰ حریدی واجد شرایط سربازی بودند. اما با رشد سریع این جمعیت، تداوم معافیت سربازی حریدیان اکنون به بحرانی جدی برای اسرائیل تبدیل شده است. در دوره پسا طوفان‌الاقصی، ارتش با کمبود شدید نیروی انسانی مواجه شده و حدود ۱۲ هزار سرباز جدید نیاز دارد؛ این در حالی است که حدود ۸۰ هزار جوان حریدی واجد شرایط، همچنان از خدمت سربازی خودداری می‌کنند. دیوان عالی اسرائیل اخیراً معافیت حریدیان را غیرقانونی اعلام کرده، اما احزاب حریدی تلاش دارند تا از طریق تصویب قوانینی نظیر لایحه بیسموت، این معافیت را حفظ کنند؛ لایحه‌ای که با انتقادات گسترده‌ای از سوی اپوزیسیون و حتی بخشی از ائتلاف حاکم روبه‌رو شده است.

💢تضاد با سکولارها

🔹اختلاف میان حریدیان و سکولارها روزبه‌روز عمیق‌تر می‌شود. سکولارها امتیازات ویژه، یارانه‌ها و معافیت سربازی حریدیان را ناعادلانه می‌دانند و با تحمیل محدودیت‌های مذهبی بر مسائلی نظیر تعطیلات روز شنبه، ثبت ازدواج و همجنس‌گرایی مخالف‌اند. این تضادها به شکاف‌های اجتماعی گسترده‌ای در جامعه اسرائیل منجر شده است.

💢نسبت با صهیونیسم و احزاب سیاسی

🔹در بعد تاریخی و ایدئولوژیک، حریدیان در ابتدا مخالف صهیونیسم بودند و تأسیس دولت یهود را امری الهی و منوط به ظهور منجی می‌دانستند. با این حال، پس از جنگ جهانی دوم، بخشی از آنان موضع خود را تعدیل کرده و برای رهایی از مشکلات خود در اروپا، به سرزمین‌های اشغالی مهاجرت کردند. امروزه احزاب شاس و یهودیت متحد توراتی به عنوان نمایندگان جماعت حریدی، نقش تعیین‌کننده‌ای در ائتلاف‌های سیاسی داشته و به جای تمرکز بر اهداف کلان رژیم، اغلب به دنبال تامین منافع حریدیان هستند.

💢چالش‌های پیش رو

رشد جمعیت حریدیان و تداوم امتیازات ویژه آنان، چالش‌های گسترده‌ای همچون کمبود نیروی کار، افزایش هزینه‌های دولتی و بحران سربازی را در آینده برای اسرائیل پدید می‌آورد. از این رو، مسئله حریدیان اکنون به یکی از محورهای اصلی منازعات سیاسی و انتخاباتی تبدیل شده است. این وضعیت، به‌ویژه برای نتانیاهو، به چالشی پیچیده تبدیل شده است؛ اکنون لغو معافیت سربازی حریدیان به معنای از دست دادن متحدان حریدی و حفظ آن به معنای تضعیف پایگاه اجتماعی حزب لیکود است.


🔗برای مطالعه متن کامل مقاله کلیک کنید!🔗

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

🌐عربستان و راهبرد «توازن حساس» میان ایران و آمریکا

#تحلیل_کوتاه
#غرب_آسیا

📝کامران کرمی

🔸سفر اخیر خالد بن سلمان، شاهزاده و وزیر دفاع عربستان سعودی به واشنگتن را باید در چارچوب بازآرایی موازنه‌های منطقه‌ای و در بستر تشدید تنش میان ایران و آمریکا تحلیل کرد؛ سفری که بیش از آنکه واجد کارکرد دوجانبه دفاعی باشد، حامل پیام‌هایی چندلایه درباره موقعیت‌یابی راهبردی ریاض در فضای تنش‌های تصاعدیابنده است. در این چارچوب، رفتار عربستان نه در قالب انتخاب صفر و یک میان جنگ و دیپلماسی یا له یا علیه یکی از دو بازیگر؛ بلکه در قالب یک راهبرد موازنه‌گرایانه حساس و محتاطانه قابل فهم است، راهبردی که می‌کوشد هم‌زمان از هزینه‌های یک منازعه فراگیر بگریزد و از منافع بازدارندگی و تضمین‌های امنیتی آمریکا نیز محروم نماند.

💢بازتعریف تضمین‌های امنیتی در وضعیت سیال منطقه‌ای

🔹در سطح اعلانی، هدف سفر خالد بن سلمان را باید هماهنگی امنیتی با واشنگتن در قبال تحولات منطقه‌ای و به‌ویژه پرونده ایران دانست. اما در سطح تحلیلی‌تر، این سفر معطوف به بازتعریف جایگاه عربستان در معماری امنیتی خلیج فارس است؛ معماری‌ای که دیگر نه بر قطعیت‌های دهه‌های گذشته، بلکه بر عدم‌قطعیت، رقابت قدرت‌های بزرگ و سیال‌شدن ائتلاف‌ها استوار شده است. از این منظر، ریاض به دنبال آن است که ضمن حفظ پیوند راهبردی با آمریکا، اطمینان پیدا کند که در صورت لغزش بحران به سمت تقابل سخت، هزینه‌های امنیتی و اقتصادی آن به‌صورت نامتقارن بر عربستان تحمیل نشود. بنابراین، سفر وزیر دفاع سعودی را باید تلاشی برای اخذ تضمین‌های بازدارنده، مدیریت ریسک‌های امنیتی و هم‌زمان مهار سناریوهای پرهزینه تنش ارزیابی کرد.

🔹یکی از مؤلفه‌های کلیدی در فهم رفتار عربستان، تمایز میان موضع اعلانی و موضع اعمالی است. در سطح رسمی، ریاض بر ضرورت کاهش تنش، پرهیز از درگیری نظامی و حمایت از راه‌حل‌های دیپلماتیک تأکید می‌کند. این فرآیند، همسو با نیاز عربستان به ثبات اقتصادی، جذب سرمایه و پیشبرد پروژه‌های کلان توسعه‌ای مانند چشم‌انداز ۲۰۳۰ است.

🔹اما در سطح غیرعلنی و در تعاملات پشت‌پرده با واشنگتن، نشانه‌هایی از نگرانی عمیق نسبت به پیامدهای تقویت موقعیت منطقه‌ای ایران و نیز تلاش برای حفظ گزینه بازدارندگی سخت دیده می‌شود. این دوگانگی نه از سر تناقض، بلکه محصول راهبرد ابهام حساب‌شده است: عربستان می‌کوشد هم پیام ثبات‌طلبی به محیط منطقه‌ای مخابره کند و هم کانال‌های بازدارنده خود را در تعامل با آمریکا فعال نگه دارد.

💢منطق کاهش هزینه‌های ریسک سیستماتیک

🔹موضع عربستان در قبال تنش ایران و آمریکا را می‌توان در قالب راهبرد مدیریت بحران توصیف کرد، نه تشدید یا تشویق آن. ریاض به‌خوبی آگاه است که هرگونه درگیری مستقیم یا غیرمستقیم میان تهران و واشنگتن، به‌واسطه موقعیت ژئوپلیتیک و آسیب‌پذیری‌های زیرساختی، می‌تواند هزینه‌های فوری و بلندمدتی بر امنیت ملی و اقتصاد سیاسی این کشور تحمیل کند. از همین رو، عربستان در سطح رسمی از تشدید تنش فاصله می‌گیرد، اما در سطح راهبردی تلاش می‌کند خود را در موضعی قرار دهد که در صورت تغییر موازنه‌ها، بازنده اصلی معادله نباشد. این همان منطق کاهش هزینه‌های ریسک سیستماتیک در یک محیط امنیتی بی‌ثبات است.

💢موازنه‌گری هوشمند در نظم در حال گذار

🔹در یک نگاه کلان‌تر، سیاست عربستان را باید ذیل الگوی موازنه‌گری چندلایه فهم کرد: از یک سو، ریاض به‌دنبال کاهش سطح تنش با ایران و جلوگیری از سرریز بحران به محیط پیرامونی خود است؛ از سوی دیگر، نمی‌خواهد پیوند راهبردی با آمریکا را تضعیف کند یا از مزایای بازدارندگی آن چشم بپوشد. این رویکرد نشان می‌دهد که عربستان نه در پی همسویی کامل با سناریوی تقابل است و نه در پی فاصله‌گیری راهبردی از واشنگتن؛ بلکه می‌کوشد در میانه این دو قطب، فضای مانور دیپلماتیک و امنیتی خود را حفظ کند. به عبارت دیگر، ریاض در حال گذار از یک سیاست وابسته‌محور به سمت نوعی عمل‌گرایی موازنه‌جویانه است که اقتضائات نظم منطقه‌ای جدید را بهتر منعکس می‌کند.

💢جمع‌بندی

سفر خالد بن سلمان به آمریکا را نباید صرفا یک دیدار دفاعی، بلکه نشانه‌ای از بازتنظیم موقعیت عربستان در معادله پیچیده ایران–آمریکا دانست. عربستان در این مقطع می‌کوشد هم‌زمان سه هدف را پیش ببرد: کاهش ریسک‌های امنیتی ناشی از تشدید تنش، حفظ پیوند راهبردی با واشنگتن، و پرهیز از گرفتارشدن در منازعه‌ای که می‌تواند هزینه‌های ساختاری برای پروژه‌های کلان توسعه‌ای این کشور ایجاد کند. در این چارچوب، رفتار ریاض بیش از آنکه ایدئولوژیک یا واکنشی باشد، محصول یک محاسبه واقع‌گرایانه در محیطی پرابهام و پرریسک است؛ محاسبه‌ای که منطق آن را باید در مدیریت نااطمینانی و موازنه‌گری هوشمند جست‌وجو کرد.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

♦️چرا راست‌گرایان آمریکای جنوبی با ترامپ علیه چین همسو نخواهند شد؟
▪️فارین پالیسی

#تهران_ریویو
#آمریکا #چین

🔸دونالد ترامپ احتمالاً به خاطر عملیات موفق ربایش مادورو و موج گسترده پیروزی‌های انتخاباتی راست‌گرایان در منطقه احساس می‌کند می‌تواند آمریکای لاتین را به پیروی از خواست‌هایش وادار کند. با این حال، واشنگتن باید هیجان خود را نسبت به بازآرایی سیاسی آمریکای لاتین مهار کند.

🔹پیروزی برخی راست‌گرایان در منطقه مشابه الگوی پیروزی ترامپ ناشی از افزایش خصومت نسبت به مهاجران و ترس ناشی از گسترش جرم و جنایت بود. با این حال، این شباهت‌ها لزوماً راست‌گرایان آمریکای لاتین را با ترامپ و فهرست خواسته‌های او همسو نخواهد کرد. نکته کلیدی این است که حتی راست‌گراترین دولت‌ها نیز حاضر نخواهند بود از چین فاصله بگیرند و به اراده ترامپ گره بخورند.

💢آمریکا از نیم‌کره غربی چه می‌خواهد؟

🔹در «راهبرد امنیت ملی» آمریکا که در ماه دسامبر منتشر شد، آمریکای لاتین عمدتاً به‌عنوان منبع انرژی و مواد معدنی حیاتی مطرح شده است. افزون بر دسترسی به این منابع، آنچه واشنگتن از کشورهای منطقه می‌خواهد، مهار مهاجرت، کنترل تجارت مواد مخدر و مقابله با چین است.

🔹ایالات متحده احتمالاً در برخی کشورهای حاشیه کارائیب که تا حد زیادی با واشنگتن همسو هستند، به خواست خود خواهد رسید. اما مطالبه ترامپ در کشورهای جنوبی‌تر که طی سه دهه گذشته روابط اقتصادی نزدیکی با چین ساخته‌اند، بسیار دشوار خواهد بود.

🔹در برزیل، ژایر بولسونارو، رئیس‌جمهور راست‌گرای پیشین، آن‌چنان با دستورکار «ماگا»ی ترامپ همسو بود پس از متهم شدن وی به کودتای نظامی در سال ۲۰۲۲، ترامپ تعرفه‌های تنبیهی علیه این کشور اعمال کرد. با این حال، حتی این نزدیکی ایدئولوژیک و شخصی نیز مانع از گسترش روابط اقتصادی برزیل با چین نشد؛ به‌طوری‌که سهم چین از صادرات و واردات برزیل در دوران ریاست‌جمهوری بولسونارو افزایش یافت.

💢روابط نیم‌کره غربی و چین

🔹نیمه جنوبی نیم‌کره غربی عملاً تا حد زیادی در مدار چین قرار گرفته است. این امر ناشی از همسویی ایدئولوژیک یا جهان‌بینی مشترک نیست، بلکه ریشه در منافع اقتصادی دارد. چین اکنون بزرگ‌ترین شریک تجاری اغلب کشورهای آمریکای جنوبی است. چین همچنین از سال ۲۰۰۵ تا ۲۰۲۴ حدود ۲۲۲ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری در این منطقه انجام داده است. بر اساس داده‌های بانک جهانی، در سال ۲۰۰۰ کمتر از ۲ درصد صادرات برزیل به چین می‌رفت؛ اما تا سال ۲۰۲۳ این رقم به بیش از ۳۰ درصد رسید. برای شیلی، این ارقام در همان بازه از حدود ۵ درصد به بیش از ۳۹ درصد افزایش یافت. در مقابل، سهم ایالات متحده از صادرات آمریکای جنوبی به‌طور چشمگیری کاهش یافته است.

🔹پیوندهای ایدئولوژیک ممکن است کار ترامپ را برای عقب‌راندن چین آسان‌تر کند. خاویر میلی، احتمالاً پرصداترین حامی واشنگتن در میان رهبران آمریکای لاتین است. کاخ سفید در آستانه انتخابات پارلمانی ۲۰۲۵ آرژانتین یک خط مبادله ارزی ۲۰ میلیارد دلاری در اختیار بوئنوس‌آیرس گذاشت. در مقابل، میلی برنامه خرید جنگنده‌های چینی را لغو کرد. او همچنین طرح ساخت تلسکوپ رادیویی چینی را متوقف کرد و پروژه ساخت یک راکتور هسته‌ای چینی در وضعیت بلاتکلیف قرار گرفت.

🔹با این حال، حتی میلی نیز چین را از تأسیسات فضایی‌اش در پاتاگونیا اخراج نکرده است. بانک مرکزی آرژانتین همچنان یک خط مبادله ارزی با بانک خلق چین حفظ کرده که آمریکا خواهان قطع آن است. افزون بر این، سیاست تعرفه صفر میلی تجارت را شتاب داده است: صادرات به چین بین نوامبر ۲۰۲۴ تا نوامبر ۲۰۲۵، ۵۷ درصد افزایش یافت. در واقع، واشنگتن زمانی خشمگین شد که اندکی پس از ارائه کمک ۲۰ میلیارد دلاری، آرژانتین مالیات صادرات سویا را حذف کرد، قرارداد بزرگی با چین بست و کشاورزان آمریکایی را ناراضی ساخت.

🔹فراتر از آرژانتین، ترامپ متحدان ایدئولوژیک دیگری نیز در آمریکای لاتین دارد. شیلی و بولیوی از زمان دوره نخست او از چپ به راست چرخیده‌اند؛ متحدان ترامپ در اکوادور و هندوراس پیروز شده‌اند؛ و انتظار می‌رود راست‌گرایان در انتخابات پیش‌رو در پرو و کلمبیا نیز پیروز شوند. اما این واقعیت را تغییر نمی‌دهد که همه این کشورها تشنه سرمایه‌گذاری و بازارهای رو‌به‌رشد برای صادرات مواد خام خود هستند. ترامپ که بر قطع ارتباط ایالات متحده با تجارت جهانی متمرکز است، عمدتاً تهدید و فشار عرضه می‌کند.

با توجه به یورش آمریکا به ونزوئلا و تهدیدهای واشنگتن علیه گرینلند، تعجب‌آور نخواهد بود اگر ترامپ تصور کند تهدید می‌تواند دولت‌های آمریکای لاتین را وادار کند با چین خداحافظی کنند. با این حال، شواهد نشان می‌دهد رهبران منطقه به‌سادگی موتور توسعه اقتصادی خود را کنار نخواهند گذاشت؛ چه در سایر زمینه‌ها با ترامپ همسو باشند و چه نباشند.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

🔵چرا بازگشت نفتی ونزوئلا به زودی محقق نخواهد شد؟
📝اویل پرایس

#اکوتهران
#ونزوئلا #انرژی

🔹پس از ربایش نیکولاس مادورو، دونالد ترامپ نسبت به اعمال فشار بر شرکت‌های نفتی برای سرمایه‌گذاری در صنعت نفت شدیدا فرسوده ونزوئلا مبادرت می‌ورزد و با اشتیاق از، از شرکت‌های نفتی درخواست می‌کند تا تحت حمایت واشنگتن در کشوری که دارنده بزرگ‌ترین ذخایر نفتی جهان است، سرمایه‌گذاری کنند. با این وجود، این تلاش‌ها با استقبال سرد شرکت‌های غربی مواجه شده است. «دارن وودز»، مدیرعامل اکسون‌موبیل، ونزوئلا را غیرقابل سرمایه‌گذاری خوانده است و سایر غول‌های انرژی علیرغم ابزار تمایل، حاضر به ارائه تعهدی مشخص نبوده اند.

🔸ونزوئلا در دوره‌ای که به عنوان متحد سرسخت آمریکا و سد محکم آمریکای لاتین در برابر کمونیسم نقش‌آفرینی می‌کرد، روزانه بیش از 3 میلیون بشکه نفت خام تولید داشت و در سال 1970، تولید نفت این کشور به رکورد 3.75 میلیون بشکه در روز نیز دست یافت. شرکت‌های بزرگ نفتی آمریکا برای توسعه ذخایر 300 میلیارد بشکه‌ای ونزوئلا در این مقطع میلیاردها دلار سرمایه‌گذاری کرده بودند و علیرغم ملی‌شدن صنایع نفتی در سال 1976، سرمایه‌گذاری خارجی در صنعت نفت متوقف نشد.

🔸با این حال، ملی‌سازی را باید نقطه عطفی در صنعت نفت ونزوئلا قلمداد نمود؛ چرا که پس از آن، روند نزولی تولید نفت آغاز شد و تولید در سال 1985 به کمتر از 1.7 میلیون بشکه در روز رسید. با این وجود، در ابتدای دهه 90 میلادی تولید نفت مجدد افزایش یافت؛ چرا که شرکت‌های نفتی آمریکایی و اروپایی متاثر از تسهیل مقررات و وجود قراردادهایی با سود قابل‌توجه، به سرمایه‌گذاری مجدد در نفت ونزوئلا مبادرت کردند و در در سال 1997، تولید نفت این کشور به رکورد پیشین خود نزدیک شد و به حدود 3.5 میلیون بشکه در روز رسید.

🔸زمانی نفت خام ونزوئلا، علیرغم سنگینی و ترشی، در میان پالایشگاه‌های ساحلی خلیج مکزیک محبوبیت بسیاری داشت. نزدیکی جغرافیایی، حجم بالای عرضه و تخفیفات قابل توجه نسبت به شاخص‌های برنت و وست تگزاس بر جذابیت این نفت در صنایع پالایشی می‌افزود. از دهه 1980 بدین‌سو، حجم فزاینده‌ای از نفت خام ونزوئلا به ایالات متحده صادر می‌شد و صادرات تا سال 1997 به اندکی کمتر از 1.4 میلیون بشکه در روز رسید. ایالات متحده به بازار اصلی صادراتی نفت ونزوئلا تبدیل شد. با آغاز تحریم‌ها از سال 2006 به بعد و متأثر از مدیریت ناکارآمد شرکت ملی روند صادرات رو به کاهش رفت.

🔸با ظهور هوگو چاوز در فوریه 1999 صنعت نفت به عنوان ستون فقرات اقتصادی ونزوئلا تاثیر قابل‌توجهی پذیرفت. چاوز انقلاب سوسیالیستی بولیواری جدیدی را کلید زد و دارایی‌های متعلق به شرکت‌های خارجی از جمله اکسون و کونوکوفیلیپس را به ارزش میلیاردها دلار ملی کرد. تحریم‌های آمریکا، توقف هزینه‌کرد سرمایه‌ای، فرسودگی زیرساخت‌ و کمبود نیروی کار ماهر تولید نفت ونزوئلا را با روندی کاهشی مواجه ساخت. این روند با سقوط قیمت نفت در اواخر سال 2014 تشدید شد. در پایان همه‌گیری کووید در سال 2020، صنعت نفت ونزوئلا به ویرانه‌ای تمام‌عیار بدل شده و تولید به کف تاریخی 500,000 بشکه در روز رسیده بود.

🔸در سال‌های اخیر، با سرمایه‌گذاری چین و ایران و همچنین اعطای مجوز وزارت خزانه‌داری آمریکا به شرکت شورون تولید نفت در ونزوئلا افزایش یافته است؛ با این وجود، سطح تولید کنونی همچنان بسیار پایین‌تر از مقادیر دهه‌های 1970 و 1990 است. ونزوئلا در سال 2025 حدود یک میلیون بشکه نفت در روز استخراج کرده است و با وجود فشار ترامپ برای ترغیب سرمایه‌گذاران نفتی، تردید جدی درباره امکان‌پذیری بازسازی زیرساخت‌های نفتی در کوتاه‌مدت وجود دارد.

🔸وضعیت اسفبار زیرساخت‌ نفتی ونزوئلا در خسارات‌ زیست‌محیطی نمایان شده، به‌ویژه در کمربند نفتی اورینوکو و دریاچه ماراکایبو، قابل مشاهده است؛ خطوط لوله و تأسیسات در این منطقه به اندازه‌ای فرسوده هستند که نفت عبوری از آنها مداوم با نشتی مواجه بوده است. علاوه بر این باید به اشاره کرد که کمبود میعانات لازم برای فرآوری نفت فوق‌سنگین ونزوئلا، چالش بزرگ دیگری است که بدون غلبه بر آن، افزایش تولید در سطح مورد نظر واشنگتن عملاً امکان‌پذیر نخواهد بود.

براساس برآوردهای معتبر، برای بازگشت تولید نفت به سطوح تاریخی باید در یک برنامه ده ساله عددی قریب به سالانه 10 میلیارد دلار در زیرساخت نفتی ونزوئلا هزینه شود. تحلیلگران دیگری این رقم را در مجموع بیش‌تر از 180 میلیارد دلار و بازه زمانی را بیش از 15 سال برآورد کرده‌اند.

🔁مطالب مرتبط:
▫️جایگاه نفت در حمله احتمالی آمریکا به ونزوئلا چیست؟

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

🌐عملیات‌های «ارتش آزادیبخش بلوچ» چه مسیری را طی کرده‌اند؟

#تحلیل_کوتاه
#جنوب_آسیا

🔹«ارتش آزادیبخش بلوچ» در تاریخ 31 ژانویه حملاتی را به دستکم ده شهر در ایالت بلوچستان پاکستان، اعم از کویته و گوادر، ترتیب داد. حملات از ساعات ابتدایی صبح آغاز شد و درگیری میان نیروهای ارتش آزادیبخش بلوچ و نیروهای نظامی و امنیتی پاکستان تا حوالی ظهر ادامه داشت. گزارش‌های منتشر شده از وقوع مجموعه‌ای از بمب‌گذاری و انفجارهای هماهنگ‌شده، مسدودسازی جاده‌ها و حمله به اماکن دولتی و عمومی حکایت دارد. علیرغم وجود روایت‌های متفاوت و متضاد، کشته شدن دستکم دوازده نفر غیرنظامی، اعم از زن و کودک، ده نفر از پرسنل نظامی پاکستان و ده‌ها نفر از جدایی‌طلبان مسلح تایید شده است.

💢روند متاخر حملات

🔸حملات جدایی‌طلبان در ایالت بلوچستان در سال‌های 2024 و 2025 از حیث ماهیت و گستردگی به مراتب شدیدتر از قبل بوده و از حملات پراکنده و موردی، به اقدامات دنباله‌دار، هماهنگ و ازپیش‌طراحی‌شده ارتقا یافته‌ است. علاوه بر حملات هدفمند به منافع مشترک چین و پاکستان در منطقه، این گروه در مراحل مختلف عملیات موسوم به «دره بولان» در سال‌های 2024 و 2025، به طور خاص تلاش کرد تا توانایی محاصره و نگهداری قلمروی خود را به آزمون بگذارد. در مرحله اول این عملیات، بین روزهای 29 تا 31 ژانویه سال 2024 مناطقی از مچه در حومه کویته و بخشی از بزرگراه N-65 به اشغال این گروه درآمد و در مرحله دوم و پایانی آن، قطار «جعفراکسپرس» مورد حمله قرار گرفت و یک گروگانگیری دو روزه اجرایی شد.

🔸عملیات «طوفان سیاه» که اولین موج آن در اوت 2024 انجام شد، بیشتر بر اشغال و نگاه داشتن برخی از بزرگراه‌ها و مسیرهای ساحلی ایالت تمرکز داشت و همزمان، حملاتی برای اشغال کمپ‌های ارتش را شامل می‌شد. با پایان موج اول این عملیات و پس حملات محدود همچون نفوذ و اشغال زهری در منطقه مکران در ژانویه سال 2025، گمانه‌زنی‌های بسیاری درباره احتمال وقوع حمله‌ای بزرگ‌تر وجود داشت. اکنون، رهبری این گروه عملیات وسیع و هماهنگ در دستکم ده شهر در بامداد 31 ژانویه را به عنوان دومین فاز از عملیات طوفان سیاه معرفی نموده است.

🔸همزمان با پذیرش مسئولیت حملات مذکور یک فایل ویدئویی نیز با حضور «بشیر زیب»، رهبر این گروه، در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده است. این ویدئو در فضای باز ضبط شده است و برخی از تحلیل‌گران با توجه به جغرافیای قابل مشاهده در ویدئو، مکان آن را جایی بین چاغی و خاران تخمین زده اند که منطقه‌ای کلیدی برای برنامه‌های سرمایه‌گذاری و توسعه پاکستان –بالاخص در حوزه معادن- به شمار می‌رود. باید توجه داشت که گردش زیب با کمترین نگرانی و سوار بر ترک موتورسیکلت در این منطقه راهبردی، چشم‌انداز طرح‌های توسعه‌ای پاکستان در مکران را بیش از گذشته با ابهام مواجه می‌کند.

💢سازمان‌دهی و ارتقا

🔸از حیث سازمان‌دهی عملیاتی، نباید از ارتقای سطح همکاری واحدهای تخصصی درون ارتش آزادیبخش غافل شد. در عملیات‌های اخیر تقسیم‌کار قابل‌توجهی میان چهار واحد ویژه قابل مشاهده است. بریگارد مجید با تمرکز نسبی بر بمب‌گذاری و عملیات‌های انتحاری، یگان عملیات‌های تاکتیکی ویژه یا STOS با انجام عملیات‌های اطلاعات‌محور و یگان فاتح با پیشبرد حملات شبیخون‌وار و ضربتی، و در نهایت یک واحد مجزای اطلاعاتی موسوم به ZIRAB پیشتیبانی اطلاعاتی و هماهنگی را برعهده دارند.

🔸ارتقای توانایی‌های تسلیحاتی این گروه متاثر از دستیابی به تسلیحات آمریکایی موجود در بازار افغانستان از یکسو و تجهیز پنهانی توسط هند و اسرائیل از سوی دیگر توجه بسیاری را به خود جلب نموده است. با این وجود، ارتقای توانایی رصد زنده و نظارت فناورانه بر عملیات‌ها از طریق واحد ZIRAB به مراتب کمتر مورد توجه قرار گرفته است. علاوه بر هماهنگی درون سازمانی، گام‌هایی نیز برای هماهنگی عملیاتی میان این گروه و سایر گروه‌های مسلح فعال در بلوچستان برداشته شده است که بستر اصلی آن اتحادی موسوم به براس (BRAS) است.

💢جمع‌بندی

حمله اخیر در کنار مجموعه حملات متاخر ارتش آزادیبخش، موید این نکته است که با تقویت پشتوانه لجستیکی و عملیاتی، الگوی حملات این گروه متحول شده است و بیشتر بر به چالش کشیدن حاکمیت پاکستان بر قلمروی ایالت بلوچستان، از طریق انسداد مسیرها و اشغال و کنترل قلمروی شهری، اگرچه برای مدت زمان کوتاه، متمرکز شده است.

🔁مطالب مرتبط:
▫️ ارتش آزادی‌بخش بلوچ (BLA): ماهیت و اهداف

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

🌐عضویت تدریجی؛ راه‌حل پیوستن اوکراین به اتحادیه اروپا

#مطالعات_اروپا
#تحلیل_کوتاه
#اروپا #اوکراین

🔸با ادامه روند مذاکرات صلح در اوکراین و تداوم بحران جنگ، اتحادیه اروپا که به دلیل مخالفت‌های آمریکا نمی‌تواند اوکراین را به عضویت ناتو درآورد، به دنبال راه‌حلی برای کمک به بازسازی اقتصادی و امنیتی این کشور از طریق پیوستن آن به اتحادیه اروپا است. با این حال، به دلایل فنی و سیاسی متعدد، پیوستن کامل اوکراین به اتحادیه اروپا حداقل تا پنج سال آینده بعید به نظر می‌رسد. در این راستا، طرح «عضویت تدریجی» به‌عنوان راه‌حلی برای ادغام تدریجی اوکراین در اتحادیه اروپا ارائه شده است.

💢روند عضویت «تدریجی»

🔹طرح عضویت تدریجی، که به‌هیچ‌وجه به‌عنوان یک میان‌بر برای دسترسی فوری به اتحادیه اروپا مطرح نمی‌شود، در واقع تأکید بر انجام اصلاحات لازم به صورت مرحله‌ای از سوی اوکراین دارد. این طرح با اعطای تدریجی حقوق و امتیازات اتحادیه اروپا به اوکراین، به این کشور این امکان را می‌دهد که اصلاحات مورد نیاز خود را گام‌به‌گام اجرا کند. علاوه بر این، برای جلوگیری از اعمال وتوی مجارستان در روند عضویت، تدابیری در نظر گرفته شده است که شامل فشار آمریکا و استفاده از بند ۷ منشور اتحادیه اروپا برای تعلیق وتو است. هدف از این عضویت تدریجی، عضویت کامل اوکراین تا انتهای سال ۲۰۲۷ است.

💢چالش‌های عضویت اوکراین در اتحادیه اروپا

🔹اوکراین برای عضویت کامل در اتحادیه اروپا با چالش‌های زیر مواجه است:

1️⃣اولین چالش عمده، مخالفت شدید مجارستان با عضویت اوکراین است. از آنجا که تصمیمات مهم در اتحادیه اروپا نیازمند اجماع تمامی اعضا هستند، اوکراین به موافقت مجارستان نیاز دارد. دولت مجارستان اوکراین را تهدیدی برای منافع ملی خود می‌داند و به شدت با هرگونه عضویت این کشور در اتحادیه مخالف است.

2️⃣چالش دوم وابستگی روند الحاق اوکراین به پایان جنگ و شرایط امنیتی آن است. اگر مذاکرات صلح به نتیجه نرسد، روند عضویت اوکراین عملاً بدون پیشرفت خواهد ماند و وضعیت امنیتی همچنان مانعی برای ادغام این کشور به شمار می‌رود.

3️⃣چالش سوم به مسائل سیاسی و اقتصادی داخلی اوکراین بازمی‌گردد. اوکراین با فساد گسترده و ساختارهای سیاسی-اقتصادی غیراستاندارد مواجه است که برای عضویت در اتحادیه اروپا باید این مسائل را به طور جدی اصلاح کند. اتحادیه اروپا در این زمینه هیچ‌گونه مماشاتی نخواهد داشت و اوکراین باید به اصلاحات اساسی در حوزه‌های مختلف دست بزند تا تایید مقامات اتحادیه برای عضویت را بدست بیاورد.

💢امکان‌سنجی عضویت تدریجی اوکراین در اتحادیه اروپا

🔹اگرچه جزئیات دقیقی از نحوه اجرای طرح عضویت تدریجی منتشر نشده است، به‌نظر می‌رسد این طرح به اوکراین اجازه می‌دهد تا بدون تحقق صلح پایدار و موافقت تمام کشورهای عضو، برخی از مزایای اقتصادی اتحادیه اروپا را دریافت کند. این کار به اوکراین این فرصت را می‌دهد که اصلاحات مورد نیاز خود را برای هماهنگ شدن با قوانین اتحادیه اروپا به تدریج انجام دهد.

🔹با این حال، عضویت تدریجی نیز با چالش‌هایی مواجه خواهد بود. یکی از این چالش‌ها این است که اگرچه در مراحل اولیه عضویت نیازی به موافقت مجارستان نیست، اما در مرحله نهایی، موافقت این کشور همچنان ضروری خواهد بود. همچنین، تعلیق عضویت مجارستان و اقدامات مشابه می‌تواند پیامدهای ناخوشایندی برای انسجام درونی اتحادیه اروپا به همراه داشته باشد.

🔹مسئله دیگر، مخالفت برخی کشورهای عضو اتحادیه با هرگونه حمایت جدی از اوکراین بدون مشاهده اصلاحات ملموس در این کشور است. این کشورها معتقدند که اوکراین باید ابتدا صلاحیت خود را ثابت کند و سپس از مزایای اتحادیه اروپا بهره‌مند شود.

🔹در نهایت، مهم‌ترین عامل در موفقیت یا شکست طرح عضویت تدریجی، اراده واقعی اوکراین برای انجام اصلاحات اساسی است. اوکراین یکی از فاسدترین کشورهای اروپا است و برای جلب حمایت اتحادیه اروپا باید ساختارهای اقتصادی و سیاسی خود را به‌طور جدی اصلاح کند. این مسئله به‌ویژه در شرایط جنگ و فساد ریشه‌دار در این کشور و فرهنگ سیاسی-اقتصادی متفاوت از ارزش‌های اروپایی، به‌طور قابل توجهی پیچیده و چالش‌برانگیز است.

عضویت تدریجی اوکراین در اتحادیه اروپا اگرچه می‌تواند راهی برای پیشبرد این فرآیند باشد، اما به‌تنهایی کافی نیست تا چالش‌های اساسی مانند مخالفت برخی کشورهای عضو و ضرورت اصلاحات ساختاری در اوکراین را حل کند. با توجه به پیچیدگی‌های موجود و احتمال پایین امکان تغییر اساسی ساختارهای دولت اوکراین، حتی در صورت پیشبرد عضویت تدریجی و اراده اوکراین برای اصلاحات، به‌نظر می‌رسد که این کشور تا سال ۲۰۳۰ نخواهد توانست به عضویت کامل اتحادیه اروپا درآید.

🔁مطالب مرتبط
▫️مذاکرات صلح اوکراین؛ آیا جنگ پایان می‌‎یابد؟

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

🌐 پشت‌پرده تغییرات مدیریتی در حزب‌الله چیست؟

#مطالعات_غرب_آسیا
#تحلیل_کوتاه
#لبنان #حزب‌الله

📝محمدعلی حسن‌نیا

🔹حزب‌الله لبنان در ماه‌های اخیر وارد مرحله‌ای از بازنگری و بازسازی ساختاری شده است که هدف اصلی آن بازتعریف نقش حزب در لبنان پس از جنگ اخیر با اسرائیل است. استعفای رئیس واحد ارتباط و هماهنگی، وفيق صفا، نه تنها یک تغییر سازمانی ساده نبود، بلکه نماد تحولی عمیق در نحوه مدیریت و عملکرد حزب به‌شمار می‌رود. صفا که سال‌ها مسئولیت پرونده‌های امنیتی، هماهنگی با نهادهای قضایی و مدیریت مسائل داخلی حزب را بر عهده داشت، نقش کلیدی در تداخل میان بخش‌های امنیتی و سیاسی حزب داشت.

🔸شهادت تعدادی از رهبران رده‌بالا خلأهای رهبری ایجاد کرد و ناکارآمدی‌ها و مشکلات ساختاری در هماهنگی میان بخش‌های مختلف حزب آشکار شد. این وضعیت، رهبری حزب تحت هدایت شیخ نعیم قاسم را به آغاز بازسازی جامع و بازنگری در ساختار سازمانی سوق داده است. این بازنگری تنها محدود به پر کردن خلأهای رهبری نبود بلکه شامل اصلاحات گسترده در سبک مدیریت، تفکیک وظایف و توزیع مسئولیت‌ها بود تا حزب بتواند نقش مؤثر سیاسی خود را در لبنان ایفا کند و از تداخل‌های امنیتی جلوگیری نماید..

🔸استعفای وفيق صفا نتیجه تصمیمات داخلی است که ماه‌ها پیش آغاز شده بود. این تصمیم شامل محدود کردن حضور رسانه‌ای او، کاهش اختیارات و تمرکز بیشتر بر هماهنگی فنی–امنیتی بوده است. صفا اکنون دیگر در جلسات سیاسی حزب یا دیدار با نهادهای رسمی و احزاب دیگر حضور ندارد، و این امر نشان‌دهنده حرکت حزب به سمت مدیریت حرفه‌ای‌تر و جدا کردن نقش‌های سیاسی از نقش‌های امنیتی است.

🔸همزمان با کاهش نقش امنیتی، حزب‌الله تلاش می‌کند نقش سیاسی خود را بازسازی و تقویت کند. سخنگویان و رهبران سیاسی حزب بیانیه‌ها و پیام‌های خود را از طریق کانال‌های کنترل‌شده و هماهنگ منتشر می‌کنند. مدیریت رسانه‌ای تحت یک ساختار مرکزی قرار گرفته تا پیام‌های حزب یکپارچه و منسجم باشد. این اقدامات به حزب کمک می‌کند خود را به عنوان یک بازیگر سیاسی فعال در لبنان معرفی کند، نه صرفاً یک نیروی نظامی یا امنیتی. در همین راستا، حزب اقدام به تنظیم چارچوب‌های مشخص برای انتشار بیانیه‌ها و حضور رسانه‌ای رهبران ارشد کرده تا از پراکندگی و ابهام در پیام‌ها جلوگیری شود.

🔸تغییرات ساختاری در رهبری نیز از اهمیت بالایی برخوردارند. حزب قصد دارد محمد رعد، رئیس فراکسیون «الوفاء للمقاومة»، را به عنوان نائب دبیرکل معرفی کند و همزمان او را از فعالیت‌های انتخاباتی آینده کنار بگذارد تا تمرکز کامل بر نقش سیاسی–سازمانی داشته باشد. محمد فنیش مسئول مدیریت ساختارهای سازمانی و هماهنگی انتخابات حزب شده و نقش مهمی در نظم‌دهی داخلی ایفا می‌کند. محمود قماطی مسئول روابط حزب با احزاب متحد و احمد مهنا مسئول روابط حزب با نهادهای دولتی لبنان، از جمله ریاست‌جمهوری و پارلمان، تحت نظارت مستقیم رهبری سیاسی حزب شده است.

🔸در سطح امنیتی، بازسازی شامل تمرکز بیشتر تصمیم‌گیری‌ها و هماهنگی بین واحدهای امنیتی حساس، از جمله امنیت داخلی، واحدهای مرتبط با فعالیت‌های نظامی و بخش‌های اطلاعاتی است. هدف از این بازسازی امنیتی، کاهش پراکندگی مسئولیت‌ها، ایجاد ساختار مرکزی و تصمیم‌گیری سریع و مؤثر و جلوگیری از اشتباهات پیشین است.

🔸بازسازی ساختار حزب‌الله لبنان شامل چهار محور اصلی است: نخست، کاهش نقش‌های امنیتی آشکار و انتقال تمرکز به سیاست؛ دوم، بازسازی و مدیریت حرفه‌ای پیام‌ها و فعالیت‌های رسانه‌ای؛ سوم، اصلاح رهبری و تعیین مسئولیت‌های مشخص برای رهبران ارشد؛ و چهارم، بازسازی ساختار امنیتی و تمرکز تصمیم‌گیری.

🔸در سطح رسانه‌ای، حزب‌الله تلاش کرده تا با استفاده از کانال‌های خبری تحت کنترل خود، پیام‌ها و تحلیل‌های سیاسی را به شکل دقیق و هدفمند منتشر کند. این اقدامات شامل مدیریت دقیق بیانیه‌ها، سخنرانی‌ها و مصاحبه‌های رهبران است تا از پراکندگی پیام‌ها و تضادهای احتمالی جلوگیری شود. همچنین ایجاد واحدهای تخصصی رسانه‌ای در کنار ساختارهای سیاسی و امنیتی باعث شده حزب بتواند حضور خود را در فضای رسانه‌ای لبنان و منطقه به شکل منسجم و سازمان‌یافته تقویت کند.

در نتیجه، بازسازی ساختار حزب‌الله لبنان یک تحول اساسی است که نه تنها به بازتعریف نقش سیاسی و کاهش تمرکز بر فعالیت‌های امنیتی می‌انجامد بلکه پایه‌ای برای مدیریت حرفه‌ای‌تر، افزایش تأثیرگذاری سیاسی و انسجام داخلی حزب فراهم می‌آورد. این بازسازی باعث خواهد شد حزب با ابزارهای سیاسی، رسانه‌ای و مدیریتی خود در موقعیت قوی‌تر برای شکل‌دهی به تصمیمات کلان در لبنان قرار ‌گیرد و نقش فعال خود در ساختار قدرت لبنان را تقویت کند.

🔁مطالب مرتبط
▫️انتخابات شوراها در در لبنان و بازخیزی حزب‌الله

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

🌐آیا نتانیاهو نظر ترامپ درباره حمله به ایران را عوض کرده است؟

#مطالعات_آمریکا
#تحلیل_کوتاه
#ایران #اسرائیل

🔹این هفته بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل بلافاصله پس از دور نخست مذاکرات عمان-2 میان ایران و آمریکا به واشنگتن رفت تا با دونالد ترامپ دیدار کند. تاکنون گمانه‌زنی‌های مختلفی در رسانه‌ها راجع به نتایج این دیدار مطرح شده است که پشت درهای بسته صورت گرفت. پس از آن نیز دو طرف تنها به یک کنفرانس خبری رضایت دادند. همچنین برخی اخبار، مسئله آینده غزه را در کنار پرونده ایران موضوع دوم دیدار نتانیاهو با ترامپ عنوان کرده‌اند.

🔸سفر نتانیاهو در شرایطی انجام شد که در مقایسه با سال‌های گذشته کمترین میزان شکاف میان آمریکا و اسرائیل در قبال ایران دیده می‌شود. آمریکا و اسرائیل هر دو بر غنی‌سازی صفر پافشاری می‌کنند. همچنین مواضع مقامات سیاستمداران آمریکایی حاکی است این کشور تمایلی به ارائه امتیازات اقتصادی در ازای محدودیت بر برنامه هسته‌ای ندارد و صرفاً از تهدید نظامی برای امتیازگیری بهره‌برداری می‌کند. این همگرایی در کنار اثرگذاری لابی اسرائیل و نومحافظه‌کاران جمهوری‌خواه ریشه در این برداشت دارد که جایگاه ایران و محور مقاومت در منطقه به‌شدت تضعیف‌شده و آمریکا می‌تواند با فشار بیشتر، امتیازهای بیشتری نیز دریافت کند.

🔸با این وجود، میان آمریکا و اسرائیل همچنان اختلافاتی دیده می‌شود و رفع این اختلافات می‌تواند دستاورد نتانیاهو باشد. نخست، این احتمال جدی وجود دارد که نتانیاهو از ترامپ خواسته باشد تا با فشار بر ایران، موضوع مذاکرات را نه هسته‌ای بلکه همه‌جانبه کند. از آنجا که ایران با مذاکرات مجدد در عمان موافقت کرده و ترامپ نیز پیش از دیدار با نتانیاهو به خبرنگاران گفته بود که یک توافق صرفاً هسته‌ای را خواهد پذیرفت –هرچند حل‌وفصل مسئله موشکی و منطقه‌ای ایران را نیز در چشم‌انداز خود می‌بیند. بنابراین این احتمال وجود دارد که آمریکا در دور دوم مذاکرات عمان-2 همچون مواضع پیش از مذاکرات ویتکاف، خواستار یک توافق جامع در ازای عدم حمله نظامی باشد.

🔸با توجه به تغییر لحن ترامپ پس از دیدار با نتانیاهو این احتمال که آمریکا خواسته‌های خود را افزایش دهد بالا رفته است. او اخیراً در گفتگوی دیگری با خبرنگاران حتی بحث تغییر رژیم را در خصوص ایران مطرح کرده و به طور صریح‌تری از احتمال استفاده از گزینه نظامی صحبت می‌کند. افزون بر این، به گزارش آکسیوس ترامپ پس از دیدارش با نتانیاهو تصمیم نهایی را برای ارسال ناو هواپیمابر یواس‌اس جرالد فورد به غرب آسیا گرفت.

🔸نتیجه دیگر سفر نتانیاهو می‌تواند رسیدن به یک هماهنگی عملیاتی در صورت شکست مذاکرات باشد. آمریکا در جنگ 12روزه زمانی اقدام به حمله به تأسیسات هسته‌ای کرد که توانمندی آفندی و پدافندی ایران پس از حدود دو هفته درگیری با اسرائیل تضعیف‌شده بود. به همین دلیل، آمریکا به این نتیجه رسیده بود که ایران نمی‌تواند یک پاسخ گسترده به آمریکا بدهد. در سناریوی جنگ احتمالی نیز همچون جنگ 12روزه این همکاری میان نتانیاهو و ترامپ می‌تواند مجدداً شکل بگیرد.

🔸همانطور که پیشتر نیز گفته شد، نتانیاهو مسائل داخلی خود همچون آتش‌بس غزه و بحث عفو سیاسی را نیز در دیدار خود با ترامپ در نظر داشته است. انتظار می‌رود هیئت صلح غزه ترامپ، که شامل حدود دو دوجین کشور است، هفته آینده در واشنگتن تشکیل جلسه دهد. اخیراً نیویورک تایمز گزارش داده است که پیش‌نویس طرح ایالات متحده از حماس می‌خواهد که تمام سلاح‌های قادر به حمله به اسرائیل را به عنوان بخشی از مرحله دوم طرح صلح غزه ترامپ تسلیم کند، اما حداقل در ابتدا به این گروه اجازه می‌دهد برخی از سلاح‌های سبک را نگه دارد؛ اما اسرائیل اصرار دارد که غیرنظامی کردن غزه گامی غیرقابل مذاکره برای روند صلح است. احتمالاً نتانیاهو مجدداً از ترامپ خواسته است تا به اسحاق هرتزوگ، رئیس‌جمهور اسرائیل برای عفو فشار بیاورد، چه اینکه ترامپ اخیراً در گفتگو با خبرنگاران به دلیل عدم عفو نتانیاهو از هرتزوگ انتقاد کرد.

نتانیاهو در دیدار محرمانه با ترامپ، عمدتاً پرونده ایران و آینده غزه را مطرح کرد. همگرایی بی‌سابقه میان دو طرف در مورد «غنی‌سازی صفر»، عدم اعطای امتیاز اقتصادی و تداوم فشار نظامی علیه ایران وجود دارد. تغییر لحن ترامپ پس از دیدار (ذکر تغییر رژیم، اعزام ناو جرالد فورد) نشان‌دهنده موفقیت نسبی نتانیاهو در سفر به واشنگتن است. همچنین این احتمال جدی است که هماهنگی عملیاتی برای سناریوی شکست مذاکرات و حمله مشترک نیز حاصل شده باشد.

🔁مطالب مرتبط:
▫️دستاوردهای نتانیاهو در دیدار با ترامپ چه بود؟
▫️نتانیاهو این بار در واشنگتن به دنبال چیست؟

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

🌐نقش امارات در جنگ احتمالی آمریکا علیه ایران

#مقاله_تحلیلی
#آمریکا #ایران
#امارات

📝سیدرضا میرطاهر

🔹امارات متحده عربی متشکل از ۷ شیخ‌نشین در جنوب خلیج‌فارس که مهم‌ترین آن‌ها ابوظبی و دوبی هستند، در سال‌های اخیر نقش مهمی در استراتژی و حضور منطقه‌ای آمریکا با میزبانی از نیروها و تجهیزات نظامی واشنگتن در پایگاه هوایی «الظفره» ایفا نموده است. اکنون امارات نقش کلیدی در حضور نظامی و عملیات احتمالی ایالات‌متحده به دنبال تهدیدات مکرر ترامپ علیه ایران دارد. ضمن اینکه امارات به دلیل روابط بسیار نزدیک سیاسی، امنیتی و نظامی با اسرائیل نقش مهمی در جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونیستی علیه ایران ایفا کرد.

💢امارات در جنگ 12روزه

🔸مجموعه‌ای از شواهد سیاسی، امنیتی و لجستیکی نشان می‌دهد که این کشور حاشیه جنوبی خلیج‌فارس عملاً در کنار اسرائیل و ایالات‌متحده قرار داشته و به شکل‌های مختلف به تضعیف توان بازدارندگی ایران کمک کرده است. یکی از مهم‌ترین ابعاد این نقش، همکاری امارات در سامانه‌های پدافندی و رهگیری موشک‌ها و پهپادهای ایرانی است. در سال‌های اخیر، امارات به بخشی از شبکه یکپارچه دفاع هوایی آمریکا در منطقه تبدیل شده است.

💢آرایش نیروها و تجهیزات آمریکا در امارات

🔸امارات به عنوان یکی از متحدان اصلی واشنگتن، میزبان پایگاه نظامی مهمی بوده است. حضور آمریکا در پایگاه هوایی الظفره در این کشور، بخشی از یک نیروی نظامی گسترده متشکل از حدود ۳۵۰۰۰ تا ۴۰۰۰۰ نفر در سراسر منطقه محسوب می‌شود. پایگاه الظفره میزبان جنگنده‌های اف-۲۲ است که برای تأمین برتری هوایی مطلق و مقابله با جنگنده‌های ایرانی در مراحل اولیه یک جنگ احتمالی مستقر شده‌اند. علاوه بر این، بر اساس برخی گزارش‌ها، هواپیماهای شناسایی و پهپادهایی از جمله ام‌کیو-۹ ریپر (MQ-9 Reaper) نیز در الظفره عملیاتی هستند.

🔸آمریکا سیستم‌های دفاع موشکی پیشرفته‌ای نیز در منطقه مستقر کرده است. در این راستا، سامانه دفاع موشکی «تاد» (THAAD) در امارات استقرار یافته است. این سامانه برای رهگیری موشک‌های بالستیک در ارتفاع بسیار بالا طراحی شده و تکمیل‌کننده سامانه‌های پاتریوت محسوب می‌شود. در عین حال امارات خود نیز مبادرت به خرید و استقرار چند آتشبار تاد در نقاط مختلف این کشور برای مقابله با حملات موشکی بالستیک احتمالی از ایران نموده است.

💢موضع رسمی

🔸دولت امارات به طور عمومی اعلام کرده است که اجازه نخواهد داد از خاک، حریم هوایی یا آب‌های خود برای هرگونه اقدام نظامی خصمانه علیه ایران استفاده شود. این موضع نشان‌دهنده یک تمایز آشکار بین حضور نظامی آمریکا در این کشور و امکان استفاده از آن به عنوان سکوی پرش برای حمله است.

💢چشم‌انداز عملیاتی

🔸در صورت جنگ احتمالی بین آمریکا و ایران در مورد کشورهای میزبان نیروها و تجهیزات نظامی آمریکا مانند امارات، قطر، عربستان، استراتژی ایران باید مبتنی بر «تنبیه محدود و تهدید نامحدود» باشد. در این راستا باید از حمله به زیرساخت‌های نفتی این کشورها در فاز اول شامل پالایشگاه‌های آرامکو، جبل‌علی و راس‌لفان، خودداری شود. دلیل اصلی این است که نفت و گاز این تأسیسات نفتی و گازی شریان حیاتی اقتصاد چین و بسیاری از کشورهای اروپایی است. در واقع این تأسیسات انرژی باید سالم بمانند تا جهان بداند «هنوز چیزی برای از دست دادن دارد.»

🔸اما در فاز اول اهداف نظامی در این کشورهای حوزه جنوبی خلیج‌فارس اهداف مشروع خواهند بود که شامل پایگاه‌های هوایی (الظفره امارات، العدید قطر، شاهزاده سلطان عربستان سعودی) می‌شوند. حمله به این پایگاه‌ها متمرکز بر باند پرواز و مخازن سوخت جنگنده‌ها برای جلوگیری از پرواز هواپیماهای آمریکایی برای حمله به اهداف ایرانی است.

در فاز دوم می‌توان رادارها و سامانه‌های پدافند هوایی و ضد موشکی مانند پاتریوت و تاد مورد هدف قرار گیرند تا بدین ترتیب امکان کمک به آمریکایی‌ها در شناسایی موشک‌ها، پهپادها و سایر هواگردهای ایرانی از آن‌ها سلب شود.

🔗برای مطالعه متن کامل مقاله کلیک کنید!🔗

🔁مطالب مرتبط:
▫️نقش اردن در جنگ احتمالی آمریکا علیه ایران

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

♦️استفاده امارات از پلتفرم‌های افراط‌گرای راست برای نفوذ در رسانه‌های اروپا!
▪️مفاتح السیاسیه

#رویة_العربیة
#امارات

🔸امارات متحده عربی از نیمه دوم سال 2024 تلاش‌های خود را برای تأثیرگذاری سیاسی و رسانه‌ای در اروپا از طریق کانال‌های غیررسمی مرتبط با راست افراطی افزایش داده است. این امر با بهره‌برداری از هم‌گرایی منافع در مسائل مرتبط با اسلام سیاسی، مهاجرت، دشمنی با ایران و حمایت بی‌قید و شرط از اسرائیل انجام می‌شود.

💢وبسایت لهستانی Visegrad24

🔹در این زمینه، وبسایت لهستانی Visegrad24 با توجه به پایگاه دنبال‌کنندگان بیش از 1.5 میلیون حساب در پلتفرم X و ارتباطات غیرمستقیم آن با حزب قانون و عدالت (PiS) لهستان، به‌عنوان یک ابزار تأثیرگذاری دیجیتال با ارزش عملی بالا ظهور کرده است. اسناد ارتباطات استراتژیک وزارت خارجه امارات نشان می‌دهد که این پلتفرم به‌عنوان «ابزار بالقوه تأثیرگذاری» ارزیابی شده است.

💢نام‌های برجسته مرتبط با شبکه

🔹این اسناد تأیید می‌کنند که وزارت خارجه امارات توصیه کرده است که روابط از طریق واسطه‌های غیر دولتی مدیریت شود و به شخصیت‌های اماراتی با نقش مشاوره‌ای یا رسانه‌ای که مقام رسمی ندارند، تکیه شود. از جمله نام‌های پیشنهادی در فهرست افراد تأثیرگذار می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: سلیمان الهاتلان (مشاور ارتباطات و بنیان‌گذارHattlan Media)، یاسر حارب (نویسنده، مجری و مشاور پیشین شورای اجرایی دبی)، حبیب الملا (وکیل بین‌المللی و عضو پیشین کمیته‌های قانونی فدرال)، راشد الفلاحي (مسئول روایت استراتژیک در سازمان فدرال تنظیم مقررات هسته‌ای)، دبی ابو هول (بنیان‌گذار موسسه فکری برای تحقیق) و سلطان القاسمی (نویسنده و عضو خانواده حاکم شارجه). وظیفه این بخش تولید محتوا یا مشارکت در پلتفرم‌های بحث‌برانگیز مرتبط با Visegrad24 است که این امکان را می‌دهد که گفتمان اماراتی بدون تأیید مستقیم دولت منتشر شود.

💢سیاست تحریریه

🔹در سطح عملیاتی رسانه‌ای، تغییر واضحی در گفتمان Visegrad24 از دسامبر 2025 مشاهده شده است که با انتشار دوباره سخنان قدیمی وزیر خارجه امارات در مورد اخوان المسلمین و ارائه آن به‌عنوان «هشدارهای دوراندیشانه» برای اروپا نمایان می‌شود. این پلتفرم همچنین به‌طور آشکار از موضع امارات در یمن حمایت کرده است، به رسمیت شناختن سومالی‌لند را ترویج داده و گفتمانی تند علیه ایران را اتخاذ کرده که با اولویت‌های امنیتی ابوظبی هم‌راستا است.

💢گسترش سیاسی در اروپا

🔹از نظر سیاسی، این فعالیت رسانه‌ای با همگرایی فزاینده رهبران افراط‌گرای راست اروپا به‌سمت ابوظبی تلاقی کرده است. در بریتانیا، نایجل فاراژ، رهبر حزب اصلاح بریتانیا، پس از دعوت به حضور در گراندپری فرمول یک ابوظبی در دسامبر 2025، حضور خود را در امارات تقویت کرده است و در تلاش برای دیدار با محمد بن زاید آل نهیان است. گمان می‌رود که ناظم زهاوی، رهبر پیشین حزب محافظه‌کار، در ژانویه 2026 با حمایت غیرمستقیم از شبکه روابطی که در طول بازدیدهای مکرر خود در امارات ساخته است، به حزب اصلاح پیوسته باشد.

🔹در فرانسه، جردن باردلا، رهبر حزب «اجماع ملی»، به‌عنوان یکی از برجسته‌ترین کاربران محتوای Visegrad24 ظاهر شده است و مطالب آن را منتشر کرده و درباره آن‌ها نظر داده است. اطلاعات تأیید می‌کند که باردلا در سفر خود به ابوظبی در ژوئن 2024 همراه با تیری ماریانی، با خالد بن محمد بن زاید و طحنون بن زاید ملاقات کرده است. در این دیدارها، مسائل امنیتی، مقابله با اسلام سیاسی و بازسازی افکار عمومی اروپا مورد بحث قرار گرفته است.

💢سبک عملیاتی و روایتی

🔹این شبکه نشان‌دهنده الگوی عملیاتی مبتنی بر جنگ روایت‌ها از طریق جریان‌های نیابتی است که در آن پلتفرم‌های ایدئولوژیک اروپایی و شخصیت‌های سیاسی جنجالی، به‌عنوان مسیر‌هایی برای اشاعه گفتمان اماراتی استفاده می‌شوند، در حالی که فاصله‌ای معقول از دولت امارات را حفظ می‌کنند. این مدل احتمالاً در مراحل بعدی گسترش خواهد یافت، به‌ویژه با توجه به افزایش قطب‌بندی سیاسی در اروپا و تأثیر روزافزون جنبش‌های پوپولیستی.

💢جمع‌بندی

این اقدام نشان‌دهنده حرکت امارات از دیپلماسی سنتی به ابزارهای تأثیرگذاری غیرمستقیم از طریق پلتفرم‌های ایدئولوژیک غربی است. انتخاب پلتفرم‌های راست افراطی حاکی از آن است که امارات بخش‌های خاصی از افکار عمومی غرب را به جای نخبگان رسمی هدف گرفته است. از سوی دیگر تعامل با راست افراطی اروپا ممکن است در کوتاه‌مدت اهرم فشار ایجاد کند، اما هزینه استراتژیک بلندمدتی برای وجهه این کشور دارد.


اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

♦️چرا می‌توان از ایران امتیازاتی فراتر از موضوع هسته‌ای گرفت؟
◾️موسسه واشنگتن
📝ریچارد نفیو و مایکل سینگ

#تهران_ریویو
#آمریکا #ایران
#مذاکرات_هسته‌ای

🔸پس از گذشت هشت ماه از جنگ دوازده‌روزه، واشنگتن دوباره در آستانه جنگ با تهران قرار دارد. نشانه‌هایی از نگرانی دولت ایران نسبت به اقدام نظامی آمریکا مشاهده می‌شود. حملات مشترک آمریکا و اسرائیل به برنامه هسته‌ای ایران در سال 2025 هرچند به عقب افتادن آن انجامید، اما نتوانست آن را به طور کامل نابود کند. در عین حال، ایران به بازسازی شبکه شرکای خود و تأمین مالی آنها ادامه داده است. با توجه به این شرایط، پیش‌بینی می‌شود که ایالات متحده و اسرائیل در ماه‌های آینده حملات مشترکی علیه ایران انجام دهند که ممکن است اهداف وسیع‌تری از جمله تغییر رژیم را در بر گیرد.

💢دو گزینه «جنگ» و «توافق» و چندین چالش

🔹در دوران دولت اوباما، او به شدت مورد انتقاد قرار گرفت که تنها به مسئله هسته‌ای پرداخته است. مقامات دولت او این رویکرد را راهبردی‌ترین و عمل‌گراترین می‌دانستند، چرا که این اقدام علاوه بر رسیدگی به مهم‌ترین موضوع، فضای لازم برای گفت‌و‌گو درباره مسائل دیگر را فراهم می‌آورد. اما احتمال اینکه دولت کنونی آمریکا چنین رویکردی را در پیش گیرد، بسیار ضعیف است. پیشنهاد مصالحه در زمینه هسته‌ای نه تنها با تعهد دولت ترامپ به حمایت از معترضان در تضاد است، بلکه حتی ممکن است نتواند هدف حداقلی یعنی جلوگیری از درگیری‌های منطقه‌ای را تأمین کند. در این شرایط، دو گزینه پیش روی دولت ایالات متحده قرار دارد: حملات نظامی یا یک «توافق بزرگ» که تمامی نگرانی‌های واشنگتن را پوشش دهد. با این حال، به نظر نمی‌رسد که هیچ‌کدام از این گزینه‌ها رضایت‌بخش باشند.

🔹دولت ایالات متحده نمی‌تواند اطمینان حاصل کند که حملات هوایی به تنهایی اهدافش در زمینه برنامه هسته‌ای ایران را تحقق خواهد بخشید. همچنین، دولت نمی‌تواند به طور قطع مطمئن باشد که حملات گسترده‌تر منجر به تغییر رژیم یا ایجاد دولتی جدید که بیشتر به منافع آمریکا توجه داشته باشد شود.

🔹توافق بزرگ که شامل درخواست‌های فراگیر از ایران برای کنار گذاشتن برخورد با معترضین، توانایی‌های موشکی، شبکه‌های نیابتی و برنامه هسته‌ای است، ممکن است نیاز به تغییرات اساسی در استراتژی امنیت ملی جمهوری اسلامی داشته باشد. با اینکه دولت ایران به شدت ضعیف شده است، به نظر نمی‌رسد که آمادگی پذیرش چنین تغییرات عمیقی را داشته باشد. مقامات ایران ممکن است باور داشته باشند که تهدیدهای موشکی و قدرت نامتقارن می‌تواند ایالات متحده و اسرائیل را از حملات بیشتر بازدارد، و این واقعیت که کشورهای منطقه به سرعت برای منصرف کردن دولت ترامپ از انجام حملات جدید اقدام کردند، باعث تقویت ایده آنها شده است.

🔹این موانع باعث شده برخی پیشنهاد کنند تغییر رژیم می‌تواند منافع آمریکا را برآورده کند اما بدون یک برنامه عملی برای دستیابی به آن، تغییر رژیم تنها یک رویا است. روش‌های مختلف برای تلاش در این زمینه یا غیرواقعی و یا احتمالاً نیازمند زمان زیادی خواهند بود و حتی ممکن است نتایج آن دقیقاً بر خلاف خواسته‌های ایالات متحده باشد.

💢راه پیش‌رو

🔸با این حال، اکنون دولت ترامپ به دلیل ضعف ایران در زمینه‌های هسته‌ای، اقتصادی، سیاسی و منطقه‌ای بیش از هر زمان دیگری از مزایای قابل‌توجهی برای رویارویی با ایران برخوردار است. در نظر گرفتن این مزایا، دولت ترامپ باید کمتر به فکر «توافق» با تهران باشد و بیشتر تمرکز خود را معطوف کند به این که چگونه می‌تواند از تهدید حملات قریب‌الوقوع برای فشردن خواسته‌های خود از ایران در زمینه‌های مختلف استفاده کند. این خواسته‌ها عبارتند از:

1️⃣برنامه هسته‌ای که شامل همکاری کامل ایران با آژانس انرژی اتمی، ارائه گزارش از وضعیت مواد هسته‌ای ایران و انتقال آن به کشوری دیگر و تهدید به حملات بیشتر در صورت عدم همکاری با آژانس و تلاش برای دستیابی به بمب هسته‌ای است.

2️⃣حقوق بشر که شامل لغو محدودیت‌های ارتباطی، آزادی زندانیان سیاسی و جلوگیری از اعدام و شکنجه معترضان است.

3️⃣موشک‌ها و نیروهای نیابتی که شامل همکاری با دولت‌های منطقه‌ای فشار برای محدودیت در اندازه، برد و ترکیب زرادخانه‌های موشکی، و حمایت از بازیگران غیر دولتی است. در عین حال، واشنگتن باید روشن کند که اگرچه نگران برنامه موشکی تهران است، اما مانع حمله یک‌جانبه اسرائیل نخواهد بود. اگر ایران و کشورهای منطقه می‌خواهند جلوی حملات اسرائیل را بگیرند، باید به طور مستقیم به نگرانی‌های اسرائیل رسیدگی کنند.

ترامپ نباید به هیچ وجه در مذاکرات آتی تسهیلات تحریمی در ازای امتیازات سبک ارائه دهد. ایالات متحده باید روشن کند که بار مسئولیت جلوگیری از درگیری بر دوش دولت ایران است.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

☘️🧿☘️ حرفه‌ای‌های مطالعات بین‌المللی


🌓 شناخت دقیق پاکستان؛ اندیشکده اقبال
@andishkadehiqbal

🌓 مطالعات راهبردی شرق
@iran_sharghi

🌎 اندیشکده تهران
@InstituteTehran

🌎 موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس)
@iras_institute

🌎 درس‌گفتار علوم سیاسی و روابط بین‌الملل
@ecopolitist

🌎 آموزش زبان تخصصی رشته علوم سیاسی
@language_political

🌎 اقتصاد سیاسی بین‌الملل🏅
@Inter_Politics

🌎 عربستان از درون
@KSA_Narrator

🌎 اندیشکده مطالعات حاکمیت و روابط بین‌الملل
@GovernanceStudies

🌎 سیاستکده
@siyasatkadehh

🌎 کانال مطالعات سوریه
@hdrhbb1

🌎 چین و ماچین 🇨🇳🇨🇳🇨🇳
@china_Reivew

🌎 بانک مقالات علوم سیاسی
@maghalatolomsiasii

🌎 تحلیل مسائل سیاسی خاورمیانه
@paygah_ejtemayi

🌎 اندیشکده حقوق و روابط بین‌الملل
@ir_silr

🌎 کتابخانه ی علوم سیاسی
@Politicalsciennce

🌎 ملت دین؛ روایتگر تحولات جریانات و جنبش‌ها
@melatedin

🌎 در مسیر ابریشم(آموزش زبان چینی)🇨🇳🇨🇳
@Learningchinesesrpllic

🌎 دیپلماسی کتاب؛ رصدخانه نشر بین‌الملل
@bookdiplomacy

🌎 تحلیل مسائل ژئواکونومیک (گذرگاه)
@Gozargah_1404

🌎 اخبار و تحلیل مسائل خاورمیانه‌وشمال‌آفریقا
@mena_news_analysis

🌎 پژوهشکده علوم سیاسی
@Policyresearcherr

🌎 ترجمه ی  متون تخصصی علوم سیاسی
@Politicianns

🌎 زاویه:اندیشکده مطالعات راهبردی قفقاز، ترکیه و کریدورها
@zaviyeinsight

🌎 دیپلماسی و سیاست خارجی
@Iranian_diplomacy

🌎 کانال  علوم سیاسی
@politicalsciencce

🌎 مرکز مطالعات عراق
@instituteofiraqistudies

🌎 روسکیی چاس
@RusskiyChas

🌎 لوموند دیپلماتیک Le Monde diplomatique
@mondediplofa

🌎 اوراسیا پست،اخبار و تحلیل - چین و روسیه CIS
@EurasiaPost

🌎 همه چیز درباره چین 🇨🇳
@chinese10

🌎 کانال  روش پژوهش در علوم سیاسی
@Policy_researcher

🌎 دانشجویان علوم سیاسی
@Iranianpoliticianss

🌎 کمیته ضد جنگ و تحریم 🇮🇷
@NowarNosanctions

🌎 آکادمی تخصصی جهان بین‌الملل
@InternationalAcademic

🌎 دوره فن ترجمه زبان علوم سیاسی و متون مطبوعاتی
@policyinact

🌎 کنکور ارشد و دکتری علوم سیاسی
@politicsman

🌓 آموزش زبان چینی از صفر 晨曦
@chinatalk


🍁🧿☘️ هماهنگی برای تبادل
@mrgp_1

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

🌐مذاکرات صلح اوکراین؛ آیا جنگ پایان می‌‎یابد؟

#تحلیل_کوتاه
#اروپا #جنگ_اوکراین

🔹در هفته‌های اخیر، مذاکرات صلح میان روسیه، اوکراین و ایالات متحده با هدف رسیدن به یک توافق نهایی در حال انجام است. گرچه روند کلی مذاکرات مثبت ارزیابی شده و طرف‌های اوکراینی و اروپایی تمایل به دستیابی به مصالحه نشان داده‌اند، اما همچنان اختلافات عمده‌ای وجود دارد که مشخص نیست این مذاکرات به نتایج ملموسی منتهی شود. در این راستا، مهم‌ترین تحولات میدانی و روند مذاکراتی طرف‌ها بررسی شده است تا تصویری دقیق از وضعیت فعلی مذاکرات ارائه شود.

💢دیدارها و تحولات میدانی

🔸مهم‌ترین تحول در مذاکرات اخیر، دیدار سه‌جانبه میان نمایندگان روسیه، اوکراین و آمریکا در تاریخ ۲۴ ژانویه در ابوظبی بود. این نشست نخستین مذاکره علنی و مستقیم میان مسکو و کی‌یف از زمان آغاز جنگ در سال ۲۰۲۲ محسوب می‌شود. قرار بود دیدار دیگری در روز یک‌شنبه ۱ فوریه برگزار شود که به چهارشنبه ۴ فوریه موکول و انجام گردید. پیش از این جلسات، دیمیتری مدودف، معاون رئیس شورای امنیت روسیه، در حاشیه نشست مجمع جهانی اقتصاد در داووس سوئیس با استیو ویتکاف، نماینده ویژه آمریکا و جرد کوشنر، مشاور ارشد کاخ سفید دیدار کرده بود. علاوه بر این، مدودف روز شنبه ۳۱ ژانویه در فلوریدا نیز ملاقات‌های سازنده‌ای با طرف آمریکایی داشته است.

🔸سه مسأله اصلی که در مذاکرات مورد توجه قرار گرفت، عبارت بودند از: درخواست‌های سرزمینی روسیه، تضمین‌های امنیتی آمریکا برای اوکراین، و لزوم توقف جنگ قبل از رسیدن به توافق نهایی. با این حال، اگرچه هیچ توافق مشخصی حاصل نشد، طرفین روند مذاکرات را مثبت و سازنده یاد کردند.
در تحولات میدانی، روسیه با وجود سرمای شدید زمستان، همچنان به پیشروی در مناطق مختلف ادامه می‌دهد. هر دو طرف در حالی که با وقفه‌ای کوتاه در حملات هوایی مواجه شدند، دوباره به زیرساخت‌های انرژی و حمل‌ونقل یکدیگر حمله کردند. در این میان، روسیه دست برتر را داشته و اوکراین به دلیل آسیب‌های جدی به مراکز زیرساختی خود، با کمبود شدید انرژی مواجه است.

💢مصالحه اروپا

🔸در سطح اروپا شاهد این هستیم که کشورهای اروپایی به آرامی خود را با برخی شرایط صلح مورد نظر ترامپ تطبیق می‌دهند. کایا کالاس، رئیس کمیسیون روابط خارجی اتحادیه اروپا اذعان کرده که اوکراین برای رسیدن به صلح ممکن است مجبور به مصالحه‌های سرزمینی قابل توجهی باشد. همچنین، صدراعظم آلمان و وزیر خارجه ایتالیا ضمن مخالفت با عضویت اوکراین در اتحادیه اروپا تا سال ۲۰۲۷، بر لزوم انجام اصلاحات بیشتر از سوی اوکراین برای پیوستن به این اتحادیه تأکید کردند.

💢پافشاری روسیه

🔸روسیه همچنان بر مواضع خود در مذاکرات پافشاری می‌کند و به نظر نمی‌رسد که قصدی برای مصالحه جدی از خود نشان دهد. با این حال، مسکو مذاکرات را به طور کلی مثبت ارزیابی کرده و به گفت‌وگوها با مقامات آمریکایی ادامه می‌دهد. به نظر می‌رسد که روسیه تنها زمانی برای رسیدن به صلح آماده به مصالحه باشد که اوکراین در زمینه سرزمین‌های خود مصالحه‌ای جدی نشان دهد.

💢مذاکرات اوکراین و آمریکا


🔸در مذاکرات اخیر میان اوکراین و آمریکا، تمرکز اصلی بر روی توافقات پیرامون تضمین‌های امنیتی و مصالحه‌های سرزمینی بوده است. به گفته مارکو روبیو، مهم‌ترین چالش باقی‌مانده در مذاکرات میان اوکراین و روسیه، موضوع مصالحه‌های سرزمینی است. مقامات آمریکایی به طور غیررسمی اعلام کرده‌اند که تنها در صورتی حاضر به ارائه تضمین‌های امنیتی قوی به اوکراین خواهند بود که این کشور مناطق دونباس را به روسیه واگذار کند. به نظر می‌رسد که در مذاکرات اخیر پیشرفت‌هایی در رابطه با میزان واگذاری سرزمین‌ها در مقابل میزان تضمین‌های امنیتی حاصل شده است، اما همچنان توافق نهایی به دست نیامده است. زلنسکی همچنین بر اهمیت نظارت آمریکا بر روند مذاکرات و ارائه تضمین‌های امنیتی در پایان جنگ تأکید کرده و از ادامه مذاکرات و هماهنگی‌ها در پایتخت‌ها خبر داده است.

مذاکرات میان روسیه و اوکراین با میانجی‌گری آمریکا همچنان با کندی پیش می‌رود و تا زمانی که هر دو طرف آمادگی برای مصالحه جدی نداشته باشند، به نتیجه نخواهد رسید. با این حال، به نظر می‌رسد که فشارهای اخیر آمریکا و اروپا بر اوکراین، همراه با ضعف‌های اوکراین در میادین جنگ و آسیب‌های شدید به زیرساخت‌های انرژی، این کشور را وادار به پذیرش مصالحه‌های جدی کند.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

🌐آیا آمریکا پس از ونزوئلا به کوبا نیز حمله خواهد کرد؟

#تحلیل_کوتاه
#آمریکای_لاتین
#آمریکا #کوبا

🔹پس از عملیات ربایش مادورو، نوبت به کوبا رسید تا مقامات کاخ سفید مواضع تهدیدآمیز علیه آن اتخاذ کنند. در کنفرانس خبری پس از عملیات، ترامپ اعلام کرد که دولت کوبا نیز باید نگران باشد. سپس ترامپ در گفتگو با خبرنگاران بیان داشت که «کوبا به‌زودی فرومی‌پاشد.» او چند روز پیش نیز طی یک صدور فرمان اجرایی کشورهای صادرکننده نفت و سوخت به کوبا را تهدید به اعمال تعرفه کرد. پس از این تهدید دولت مکزیک –بزرگترین تأمین‌کننده نفت کوبا از زمان محاصره ونزوئلا- را وادار به قطع صادرات نفت این کشور شد. به نظر می‌رسد ترامپ در قدم‌های اول گزینه فشار برای تسلیم کوبا را انتخاب کرده باشد.

🔸با وجود ادعای فروپاشی زودهنگام کوبا، باید گفت هدف اولیه ترامپ از محاصره نفتی، وادارکردن دولت کوبا به تغییر رفتار خود است. علیرغم بحران‌های اقتصادی، غذایی و بهداشتی در کوبا، نارضایتی شدید مردمی و فشار از سمت آمریکا، دولت کوبا با اتکا به حفظ انحصار قدرت و انسجام بالا میان نخبگان حاکم (بیشتر از ونزوئلا) و همچنین بازه کوتاه تنفس به‌واسطه ازسرگیری روابط با آمریکا در دوران اوباما توانسته است خود را در قدرت نگاه دارد. همچنین اگرچه این محاصره نفتی زندگی مردم را بحرانی‌تر خواهد کرد، اما طبق برخی گزارش‌ها شبکه‌های غیررسمی و قاچاق کوبا –که پیشتر به صادرات نفت ونزوئلا کمک می‌کردند- ممکن است بتوانند تا حدی به ورود سوخت تداوم بخشند.

🔸اما در هر صورت، هزینه بالای مقاومت در برابر آمریکا، مقامات کوبایی را وادار به مذاکره با آمریکا خواهد کرد، چه اینکه میگل دیاز کانل، رئیس جمهور کوبا نیز برای مذاکره اعلام آمادگی کرده است. اما نوع خواسته‌های آمریکا در نتیجه‌بخشی مذاکرات احتمالی اهمیت دارد، مخصوصاً اگر این خواسته‌ها چیزی فراتر از تغییر رفتار در سیاست خارجی باشد که جایگاه نخبگان کمونیستی حاکم را هدف قرار دهد و مذاکرات را به شکست برساند. به همین دلیل، اجرای مجدد الگوی ونزوئلا سناریویی محتمل در تنش میان این دو کشور است. در این حالت همچون الگوی ونزوئلا، آمریکا بدون انجام عملیات زمینی، با حملاتی هوایی، رهبران و مقامات ارشد دولت کوبا را هدف قرار می‌دهد تا راه برای قدرت‌گیری دیگر نخبگان سیاسی هموار شود.

🔸کمیت و کیفیت تهاجم آمریکا به ونزوئلا ترجیحات دولت ترامپ را بیش از پیش آشکار کرد. ترامپ از هرگونه عملیات نظامی زمینی که جنگی فرسایشی را آغاز کند دوری می‌گزیند، در عین حال کمترین مدارا را در برابر دشمنان آمریکا نشان می‌دهد و اراده بالایی برای استفاده از ابزار نظامی دارد. این رویکرد گزینه‌های نظامی آمریکا را به یک حالت محدود می‌کند: انجام عملیاتی کوتاه، شدید و قاطع برای کسب بیشترین فایده و وادارکردن طرف مقابل به تغییر رفتار خود.

🔸اما اجرای مجدد الگوی ونزوئلا چالش‌های خاص خود را دارد. مهم‌ترین چالش پیداکردن گروهی از سیاستمداران متمایل به آمریکا در کوبا است. آمریکا به دنبال گزینه جایگزینی درون دولت کوبا برای میگل کانل خواهد گشت تا بتواند پس از حمله به ونزوئلا ضمن برقراری ثبات، همکاری با دولت ترامپ را به‌صورت تدریجی آغاز کند. این موضوعی بود که وال‌استریت ژورنال نیز به آن اشاره کرد. این مسئله باعث می‌شود آمریکا به مدتی زمان نیاز داشته باشد تا همچون مورد ونزوئلا، تنش نظامی را در منطقه کارائیب علیه کوبا افزایش دهد.

آمریکا فعلاً گزینه فشار اقتصادی و محاصره نفتی را برای وادار کردن کوبا به تغییر رفتار در پیش گرفته، اما احتمال حرکت به‌سوی سناریویی مشابه ونزوئلا بالا است. دولت کوبا با وجود بحران‌های عمیق داخلی، به‌دلیل انسجام نخبگان حاکم و کنترل سیاسی بالا، توان مقاومت در برابر فشار را دارد؛ امری که شانس موفقیت راهبرد فشار و مذاکره را کاهش می‌دهد. در این چارچوب، ترامپ از جنگ زمینی پرهیز می‌کند اما تمایل بالایی به استفاده از زور دارد، ممکن است به گزینه حملات محدود و هوایی برای تغییر موازنه قدرت در کوبا بیاندیشد؛ هرچند اجرای این الگو نیازمند زمان و یافتن جایگزین سیاسی مناسب در داخل کوبا است.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

🌐شروع مجدد مذاکرات هسته‌ای با چشم‌اندازی مبهم

#تحلیل_کوتاه
#مذاکرات_هسته‌ای
#ایران #آمریکا

🔹پس از یک بازه کوتاه تصاعد تنش میان ایران و آمریکا و میانجی‌گری کشورهای منطقه برای آرام‌کردن فضا، مذاکرات هسته‌ای میان دو کشور در عمان از سر گرفته شد. در حالی که طبق برخی گزارش‌ها، بحث‌هایی پیرامون مکان و موضوع گفتگوها (مذاکره هسته‌ای/فراهسته‌ای) ممکن بود مذاکرات را پیش از آغاز به شکست بکشاند؛ اما اکنون می‌توان گفت حداقل این دو مسئله مانعی برای مذاکرات نبوده‌اند. با این وجود، تداوم در سیاست‌های طرفین مهم‌ترین چیزی است که آینده گفتگوهای عراقچی-ویتکاف-کوشنر را مبهم می‌کند.

🔸پس از گذشت حدود ۸ ماه از جنگ ۱۲روزه، ایران و آمریکا تغییر مشخصی در مواضع و سیاست‌های خود نداده‌اند. ایران نه‌تنها بر حق غنی‌سازی خود پافشاری می‌کند؛ بلکه برخی شواهد حاکی از آغاز فعالیت‌هایی در تأسیسات هسته‌ای کلنگ‌گزلا، اصفهان و نطنز هستند. در سمت مقابل، در بهترین حالت حتی اگر آمریکا به توافقی صرفاً هسته‌ای رضایت داده باشد –آنگونه که ترامپ نیز این نکته را تأیید کرد- همچنان بر توقف دائمی غنی‌سازی و خروج مواد غنی‌شده اصرار می‌ورزد. در این صورت، حتی اگر ایران و آمریکا به توافقی حداقلی برای مدیریت تنش میان خود برسند، در آینده مجدداً به سراغ گزینه درگیری خواهند رفت، چراکه مسائل به صورت اساسی حل‌وفصل نشده است.

🔸هر دو طرف در مذاکرات انگیزه‌ها و محرک‌های بالایی برای تغییرندادن مواضع خود دارند. در سمت آمریکا نه‌تنها لابی اسرائیل و حزب جمهوری‌خواه به‌شدت با مذاکرات یا توافقی مشابه برجام مخالفت می‌ورزد، بلکه اساساً ترامپ برای حفظ اعتبار خود نمی‌تواند از خواسته‌هایش عقب‌نشینی کند. در سمت ایران نیز وضعیت مشابهی وجود دارد. ایران که بخاطر پافشاری بر حق غنی‌سازی و حفظ اورانیوم با خلوص بالا (۶۰٪) خطر جنگ را پذیرفت، اکنون نمی‌تواند در مذاکرات این امتیازات را به آمریکا بدهد. اظهارات عراقچی پس از مذاکرات نیز مؤید همین نکته است.

🔸افزون بر این، آمریکا پس از بمباران تأسیسات هسته‌ای در عملیات «چکش نیمه‌شب» که با پاسخ برجسته‌ای از سمت ایران همراه نشد اراده جدی‌تری برای اقدام نظامی پیدا کرده است. این ادراک که ایران در برابر اقدام نظامی آمریکا عقب‌نشینی خواهد کرد و محور مقاومت در ضعیف‌ترین وضعیت تاریخی خود قرار دارد، همچنان در ذهن برخی تصمیم‌گیران آمریکایی برجسته است. به همین دلیل، آمریکا به‌لحاظ روانی آمادگی بیشتری نسبت به گذشته برای خروج از مذاکرات و انجام عملیات نظامی دارد.

🔸به نظر می‌رسد آنچه که ایران و آمریکا را علیرغم یک تجربه شکست خورده و عدم تغییر مواضع به سمت مذاکره کشانده است، ملاحظات کوتاه‌مدت باشد. در سمت ایران، هرگونه تلاش برای به تعویق انداختن درگیری با آمریکا جهت افزایش آمادگی دفاعی مثبت ارزیابی می‌شود. آمریکا نیز امتحان مجدد دیپلماسی در ترکیب با تهدید نظامی و استقرار نیروها در منطقه را گزینه‌ای مطلوب می‌شمارد تا بدون هزینه‌ جدی، خواسته‌های اصلی خود را تحمیل و برآورده کند. همچنین، مذاکرات فرصتی را به آمریکا می‌دهد تا با افزایش استقرار نیروها، خود را برای ضربه‌ای غافلگیرانه و احتمال درگیری گسترده‌تر با ایران آماده کند.

🔸ملاحظات منطقه‌ای نیز در گرایش دو کشور به این مسیر اهمیت داشته‌اند. فشار دیپلماتیک برخی کشورهای منطقه‌ای برای کاهش تنش میان ایران و آمریکا عاملی بوده است تا هر دو طرف یک‌بار دیگر پای میز مذاکره بنشینند؛ زیرا بازیگرانی نظیر ترکیه و مصر نمی‌خواهند ایران در برابر اسرائیل بیش از حد ضعیف‌ شود و توازن منطقه‌ای برهم‌خورد. عربستان و قطر علاوه بر این ملاحظه، نمی‌خواهند در جنگ احتمالی، جزو بانک اهداف ایران باشند.

ازسرگیری مذاکرات هسته‌ای ایران و آمریکا در عمان، با وجود رفع موانع شکلی، چشم‌اندازی به‌شدت مبهم دارد. پس از ماه‌ها تنش و جنگ کوتاه‌مدت، هیچ‌یک از طرفین تغییری اساسی در مواضع خود نداده‌اند: ایران بر حق غنی‌سازی و حفظ اورانیوم با غنای بالا پافشاری می‌کند و آمریکا همچنان خواهان توقف کامل غنی‌سازی است. فشارهای داخلی، ملاحظات اعتبار سیاسی و محاسبات نظامی، انعطاف‌پذیری را محدود کرده‌اند. در این میان، به نظر می‌رسد دیپلماسی بیشتر ابزاری برای مدیریت کوتاه‌مدت تنش و آماده‌سازی برای سناریوهای سخت‌تر باشد.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

🔵افزایش مخارج نظامی چه تاثیری بر رشد اقتصادی اتحادیه اروپا دارد؟

#اکوتهران
#اروپا

🔹تهدید نظامی روسیه برای اروپا، فشارهای ترامپ به شرکای فراآتلانتیکی و مسائل اوکراین و گرینلند تحولات مهمی در ادراک سیاست‌گذاری کلان اروپا به حساب می‌روند. تا پیش از تحولات اخیر، تمایل اتحادیه اروپا به تخصیص منابع مالی به حوزه نظامی روندی کاهشی داشت و سهم مخارج نظامی از تولید ناخالص داخلی اتحادیه اروپا از ۳.۹ درصد (۱۸.۸ میلیارد دلار) در سال ۱۹۶۳ به ۱.۴ درصد (۲۱۳ میلیارد دلار) در سال ۲۰۱۰ رسیده بود.

🔸این روند از جنگ کریمه بدین‌سو و با افزایش فشار آمریکا به اعضای ناتو برای مشارکت مالی بیشتر در دفاع افزایش یافته و اتحادیه اروپا در سال ۲۰۲۵ رقم ۲.۱ درصد تولید ناخالص داخلی خود را (۴۵۰ میلیارد دلار) به مخارج نظامی تخصیص داده است. به نظر می‌رسد که این رشد ادامه‌دار باشد؛ چرا که اتحادیه اروپا قصد دارد مخارج نظامی خود را تا سال ۲۰۳۵ به ۵ درصد تولید ناخالص داخلی برساند که البته بخشی از آن نه به صورت مخارج تسلیحاتی که در قالب افزایش تاب‌آوری و تقویت دفاع غیرنظامی هزینه خواهد شد.

🔸در این صورت، باید مدعی تحول اقتصاد اتحادیه اروپا متاثر از افزایش مخارج نظامی شد. رشد اقتصادی، افزایش اشتغال و اثربخشی سرریزی در سایر قسمت‌های اقتصاد، از جمله تحولاتی است که انتظار می‌رود در چشم‌انداز متاثر از این افزایش مخارج نظامی در اقتصاد اروپا مشاهده شوند.

💢آثار اقتصادی افزایش مخارج نظامی در اروپا

🔸افزایش مخارج نظامی، اگر شکل واردات نداشته باشد، ناگزیر به معنی افزایش تولید ناخالص داخلی خواهد بود. پیش‌بینی‌ها نشان داده که اثر انبساطی افزایش هزینه‌های دفاعی، دستکم بخشی از اثر انقباضی سیاست مالی ناحیه یورو را در سال‌های پیشرو جبران خواهد کرد. برآورد نشان می‌دهد که با روند فعلی، تولید ناخالص داخلی اروپا تا سال ۲۰۲۸ بین ۰.۳ تا ۰.۶ درصد بیشتر از سناریوی پایه افزایش پیدا خواهد کرد.

🔸افزایش نرخ اشتغال یکی دیگر از پیامدهای افزایش مخارج نظامی در اروپا است. براساس آمار، اشتغال در تمام بخش‌های مربوط به صنایع نظامی در سه‌ماهه اول ۲۰۲۵ نسبت به مدت مشابه سال ۲۰۲۱ حداقل ۱۰ درصد افزایش یافته است. این افزایش در بخش تولید سلاح‌ها، مهمات و ساخت کشتی‌ دوبرابر و معادل ۲۰ درصد بوده است.

🔸یکی از آثار غیرمستقیم افزایش مخارج نظامی، اثر سرریز آن در حوزه فناوری بر سایر صنایع اروپایی است. براساس یک مطالعه عام، به ازای هر یورو هزینه در بخش تحقیق و توسعه، سوددهی دستکم ۱۱ یورویی در یک بازه ۲۵ ساله مورد انتظار است. اثر سرریز فناورانه را باید مقید به سرمایه‌گذاری در تحقیق و توسعه دانست و چنانچه اتحادیه اروپا صرفا بر افزایش تولید متمرکز باشد، پدیدار شدن این اثر اقتصادی دور از انتظار است.


💢ملاحظات موجود

🔸بومی‌سازی و تولید در داخل بیش از آنکه به نظر می‌رسد برای شکوفایی اقتصادی متاثر از صنایع نظامی اهمیت دارد. به‌بیان دقیق‌تر، این نسبت مخارج واردات به مخارج تولید تسلیحات است که میزان رشد ناشی از افزایش مخارج نظامی را تعیین می‌کند. در سال‌های اخیر این نسبت وضعیت مناسبی نداشته و براساس آمار، از ۱۰۰ میلیارد دلار هزینه‌های اضافی نظامی اعلامی متاثر از جنگ اوکراین (تا پایان ژوئن ۲۰۲۳)، تنها ۲۲ میلیارد دلار در اتحادیه اروپا باقی‌مانده است.

🔸بدین ترتیب، در صورتی که افزایش مخارج نظامی اتحادیه اروپا بر محور خریدهای تسلیحاتی از بیرون اتحادیه استوار شود، نمی‌توان انتظار آثار رشدی چشمگیر از این مخارج داشت. در عین حال، باید توجه داشت که در غیاب منابع و ظرفیت‌های اضافه، صنایع نظامی ممکن است ظرفیت‌های موجود در سایر بخش‌ها را اشغال کنند و از این طریق فضای تحرک سایر بخش‌های اقتصادی محدود شود.

💢جمع‌بندی

به‌نظر می‌رسد که افزایش مخارج نظامی، در صورت پیگیری مجموعه‌ای از سیاست‌های هماهنگ و همسو، قادر خواهد بود بر رشد اقتصادی در اتحادیه اروپا بیفزاید. اما این اثربخشی محدود و غیربهینه است. در این خصوص، ذکر نتایج یک پژوهشی تخصصی خالی از لطف نخواهد بود: برآورد گلدمن ساکس نشان می‌دهد که ضریب تکاثر مخارج نظامی معادل ۰.۵ است. یعنی به ازای هر ۱۰۰ یورو افزایش در مخارج نظامی، حدود ۵۰ یورو بر میزان تولید ناخالص داخلی اتحادیه اروپا افزوده خواهد شد.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

🌐 نقش اردن در جنگ احتمالی آمریکا علیه ایران

#مقاله_تحلیلی
#آمریکا #ایران

📝سیدرضا میرطاهر

🔸اردن به عنوان یکی از متحدان آمریکا در غرب آسیا همواره روابط نزدیکی با واشنگتن داشته و از کمک‌های نظامی سالیانه آن برخوردار بوده است. پس از عادی‌سازی روابط اردن و اسرائیل در سال ۱۹۹۴، امان همواره به رغم انتقادات ظاهری از اقدامات این رژیم، اما در عمل روابط نزدیکی با تل‌آویو به خصوص در مقابله با محور مقاومت ایفا نموده است.

💢اردن و جنگ ۱۲ روزه

🔹در جریان جنگ ۱۲روزه، اردن به عنوان کشوری با موقعیت جغرافیایی حساس و روابط استراتژیک با آمریکا و اسرائیل، نقش نظامی خاصی ایفا کرد. اگرچه اردن مستقیماً وارد درگیری‌ها نشد، اما با همکاری‌های مهم خود در زمینه دفاع هوایی و رهگیری موشک‌ها و پهپادهای ایرانی، به تل‌آویو و واشنگتن در مقابله با ایران کمک نمود. همچنین، اردن فضای هوایی خود را برای اجرای عملیات‌های هوایی و راداری در اختیار آمریکا و اسرائیل قرار داد. ضمن اینکه هواپیماهای جنگنده اردنی مانند اف-۱۶ مستقیما در رهگیری پهپادهای انتحاری ایران مشارکت داشتند.

💢آرایش نیروها و تجهیزات آمریکا در اردن

🔹با تشدید تنش‌ها بین ایران و آمریکا و تلاش آشکار واشنگتن برای افزایش معنادار حضور نظامی در برخی کشورهای غرب آسیا، اردن نیز از کشورهای هدف آمریکا برای استقرار نظامی محسوب می‌شود. در یک جنگ احتمالی آمریکا و اسرائیل با ایران، ممکن است نه تنها بریتانیا، بلکه اردن و جمهوری آذربایجان نیز از حمله به ایران حمایت کنند.

💢هواپیماها و جنگنده‌های رهگیر/تهاجمی

🔹دست‌کم ۲۹ فروند هواپیمای ترابری سنگین سی-۱۷ نیروی هوایی آمریکا به‌همراه حداقل ۱۲ فروند تانکر سوخت‌رسان هوایی وارد غرب آسیا شدند که مقصد اصلی آنها پایگاه‌های آمریکا در قطر و اردن بوده است. مطابق تصاویر ماهواره‌ای منتشر شده از پایگاه موفق السلطی اردن، ۱۷ فروند اف-۱۵ ایی در این پایگاه مستقرند. آمریکا همچنین هواپیماهای پشتیبانی نزدیک هوایی ای -۱۰ تاندربولت و جنگنده‌های اف-۳۵ خود را به اردن رسانده است.

🔹پنتاگون از این موضوع آگاه است که موشک‌ها و پهپادهای انتحاری ایران همچنان می‌توانند توانایی عملیاتی داشته باشند و به همین دلیل یکی از لایه‌های دفاعی را متکی بر هواپیمای ای -۱۰ می‌داند که با داشتن توپ ۳۰ میلیمتری جی ای یو-۸ و راکت‌های هدایت لیزری ۷۰ میلیمتری، نقشی محوری در دفاع ضد پهپادی ایفا می‌کند. این هواپیما سرعت پایینی در پرواز کروز دارد و با سهولت بیشتری قادر به تعقیب پهپادهای انتحاری است. تجربه جنگ روسیه و اوکراین ثابت کرده است که یکی از راه‌های مناسب برای درگیری با پهپادهای انتحاری، استفاده از هواپیماهای پشتیبانی نزدیک هوایی است.

💢اختلالگرهای تاکتیکی

🔹مساله مهم دیگر اعزام چهار فروند جنگنده ایی‌ای-۱۸جی گراولر ویژه جنگ الکترونیک و سرکوب پدافند هوایی به اردن است که زیر بال خود مجهز به پاد AN/ALQ_99 هستند که وظیفه سیستم اختلالگر تاکتیکی را دارند. ماموریتی که این پاد انجام می‌دهد عملیات پشتیبانی الکترونیک و شنود و کسب آخرین اطلاعات از تحرکات راداری و موشکی پدافندی ایران را ممکن می‌سازد. پرواز مداوم پهپادهای آمریکا در خلیج فارس و پرواز هواپیمای تخصصی آرسی – ۱۳۵ که به جمع‌آوری اطلاعات الکترونیک می‌پردازد، احتمالا مقدمه‌ای برای ماموریت گراولرها بوده است. هواپیمای آر سی-۱۳۵ یو به طور تخصصی برای آنالیز امواج راداری و کشف محل دقیق رادار توسعه یافته است. هم‌چنین یک فروند هواپیمای HC-130J Combat King II متعلق به یگان جست‌وجو و نجات رزمی آمریکا به پایگاه موفق‌السلطی اردن منتقل شده و مأموریت اصلی آن پشتیبانی از عملیات بازیابی خدمه در شرایط رزمی است.

💢نقش اردن در جنگ احتمالی آینده

🔹انتظار می‌رود همانند جنگ ۱۲روزه اردن مستقیماً وارد درگیری‌ نشود، اما با همکاری‌های مهم خود در زمینه دفاع هوایی و رهگیری موشک‌ها و پهپادها به واشنگتن کمک کند. اساسا واشنگتن انتظار دارد با توجه به کمک‌های نظامی و اقتصادی سالانه به اردن، ملک عبدالله دوم نیز در چنین مواقع حساسی، انتظارات آمریکا را برآورده نماید.

💢چشم‌انداز عملیاتی

با رصد تحرکات اخیر پایگاه موفق السلطی به خصوص جنگنده‌های اف-۱۵ ایی، به نظر می‌رسد که کاربست تاکتیک‌های کلاسیک از سوی ایران کارایی نداشته باشد. حیاتی‌ترین پاسخ ایران در این سناریو می‌تواند اجرای ضربه پیش‌دستانه «باند و بتن» باشد. در واقع، نقطه ثقل آمریکا در حال حاضر آسمان نیست، بلکه زمین است و جنگنده‌های ضربتی اف -۱۵ ایی مستقر در اردن، پاشنه آشیل عملیاتی آن محسوب می‌شوند. اگر باند این پایگاه‌ها تخریب شود، جنگنده‌ها قادر به برخاستن نخواهند بود و ایران تا آمادگی برای موج بعدی حملات موشکی، از حملات بیشتر در امان خواهد بود.

🔗برای مطالعه متن کامل مقاله کلیک کنید!🔗

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

🌐بازی اروپا با برچسب تروریسم؛ تلاش برای حفظ وحدت درونی غرب

#تحلیل_کوتاه
#اروپا

🔹در تاریخ ۲۹ ژانویه/ ۹ بهمن، اتحادیه اروپا بر پایه پیشنهاد ایتالیا، سازمان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را در فهرست گروه‌های تروریستی ثبت نمود. این تصمیم‌گیری، هرچند با توجیهاتی چون مواجهه با اعتراضات داخلی و همکاری‌های نظامی سپاه با فدراسیون روسیه صورت پذیرفته است، لیکن در باطن، ریشه در مجموعه‌ای از عوامل ژئوپلیتیکی و درهم‌تنیده دارد که روابط ایران و اروپا را به عرصه‌ای از تنش‌های نوین وارد می‌سازد.

💢خاستگاه تروریستی اعلام کردن سپاه

🔸تلاش برای حفظ وحدت: روابط فراآتلانتیک معاصر، نه تنها ثبات امنیتی و اقتصادی اتحادیه اروپا را متزلزل نموده، بلکه به‌گونه‌ای ویژه، انسجام درونی این اتحادیه را تحت تأثیر قرار داده است. افشای مکاتبه محرمانه رئیس‌جمهور فرانسه، امانوئل مکرون، با دونالد ترامپ و نیز ارائه این طرح از سوی ایتالیا، حاکی از آن است که رهبران اروپایی در شرایط کنونی بیش از هر زمان دیگری درصددند از رهگذر ابتکاراتی نظیر اتحاد در برابر ایران، پیوندهای خود با ایالات متحده را استحکام بخشیده و پیمان فراآتلانتیک را پاس دارند. به همین دلیل، آنان با تصویب این تصمیم، بیش از آنکه در پی مقابله با ایران باشند، در جست‌وجوی حرکتی وحدت‌آفرین در دو سطح درون‌اروپایی و فراآتلانتیک هستند. در این میان، پرونده ایران به دلیل فقدان هزینه زیاد و پیچیدگی‌های موجود در پرونده‌های چین و روسیه، به مثابه گزینه‌ای مطلوب برای تحقق این وحدت عمل می‌کند.

🔸افکار عمومی و اعتبار اخلاقی: علاوه بر این، اروپا که به واسطه مواضعش در قبال جنگ غزه، اعتبار اخلاقی‌اش به شدت مخدوش گردیده، می‌کوشد با این اقدام و تحت عنوان دفاع از حقوق بشر بخشی از حیثیت ازدست‌رفته خویش را بازسازی نماید. همچنین، نباید از نقش لابی اسرائیل و نیز گروه‌های اپوزیسیون ایرانی غافل ماند که با فعالیت‌های گسترده تبلیغاتی و تأثیرگذاری بر رسانه‌ها، توانسته‌اند بر ذهنیت تصمیم‌سازان اروپایی اثر بگذارند.

🔸مشروعیت‌بخشی به اقدام نظامی علیه ایران: اتحادیه اروپا توان حضور و مشارکت جدی برای حمله به ایران را ندارد اما این اقدام نشانه‌ای از حمایت ضمنی این اتحادیه از اقدام نظامی اسرائیل و آمریکا علیه ایران است. همچنین این اقدام می‌تواند آماده‌سازی اذهان در صورت حضور ناتو در هرگونه منازعه نظامی علیه ایران باشد.

🔸روسیه: از جمله دیگر انگیزه‌های پشت این تصمیم که از سوی کشورهای بالتیک دنبال می‌شد، همکاری‌های نظامی سپاه پاسداران با روسیه بوده است. این کشورها می‌کوشند ایران را به سبب مشارکت در جنگ اوکراین مجازات کنند و تحریم و تروریستی اعلام کردن سپاه بخشی از این روند بوده است.

💢واکنش ایران

🔸با توجه به تعدد تنش‌های ایران و اروپا در سالیان اخیر، اقداماتی نظیر تحریم‌ها و برچسب‌زنی تروریستی عمدتاً ماهیتی نمادین با تأثیراتی زمینه‌ای دارند و ایران نیز در پاسخ اقدامات متقابل نمادین همچون تروریستی اعلام کردن ارتش‌های اروپایی را اعلام کرد. با این حال، این تروریستی اعلام کردن می‌تواند باعث شود تا امنیت نیروهای اروپایی حاضر در خلیج فارس و شامات بیشتر تحت خطر قرار گیرد و در صورت وقوع جنگ، احتمال هدف قرار گرفتن آنها نیز وجود داشته باشد. علاوه بر این، ایران می‌تواند با تقویت همکاری‌های نظامی با روسیه نیز به این اقدام پاسخ دهد، گرچه این اقدام نیز به دلیل محدودیت‌های داخلی بیشتر جنبه نمادین خواهد داشت.

💢آینده روابط ایران و اروپا

🔸پیامد نخست این رویداد، افزایش ادراک تهدید در ایران نسبت به اروپا و همطراز دانستن این کشورها با ایالات متحده در سطح خصومت است. این مسئله، بر پیچیدگی و غامض‌تر شدن روابط دوجانبه خواهد افزود. هرچند اقدام اتحادیه اروپا عمدتاً نمادین تلقی می‌شود، اما مهم‌ترین تبعات منفی آن متوجه شهروندان ایرانی مقیم اروپا خواهد بود؛ چرا که احتمال اعمال بررسی‌های امنیتی دقیق‌تر و محدودیت‌های مضاعف بر آنان به بهانه ارزیابی ارتباط با نهادهای ایرانی و یا بسته شدن سفارت‌ها وجود دارد.


تصمیم اخیر اروپا نشأت‌گرفته از تلاشی چندبُعدی برای حفظ انسجام درونی و تحکیم روابط فراآتلانتیک است که به نظر نمی‌رسد تأثیر قاطعی بر پویایی این روابط داشته باشد. در مجموع، این اقدام اگرچه ممکن است پیامدهای عمده‌ای برای دولت و نهادهای ایرانی در پی نداشته باشد، لیکن می‌تواند به قطع آخرین زمینه‌های تعامل دیپلماتیک و تشدید بی‌سابقه تنش بین تهران و بروکسل منجر شده و ایران را هرچه بیشتر به سمت روسیه سوق دهد.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

🌐 آیا شورای صلح از کمیته تکنوکرات به خلع سلاح حماس می‌رسد؟

#تحلیل_کوتاه
#غرب_آسیا #تحولات_منطقه

📝محسن فایضی

🔹شورای صلح غزه با پشتوانه حقوقی قطعنامه ۲۸۰۳ شورای امنیت سازمان ملل در ۱۷ نوامبر ۲۰۲۵ از هفته قبل ‏کارش را به صورت عملیاتی آغاز کرد. طبق قطعنامه، مجوز اعطا شده به شورای صلح، حضور غیرنظامی و ‏امنیتی بین‌المللی در غزه تا ۳۱ دسامبر ۲۰۲۷ معتبر خواهد بود، مگر اینکه شورای امنیت قطعنامه دیگری ‏تصویب کند یا مجوز آن را تمدید کند.‏

🔸این شورا از از شخصیت‌های سیاسی کشورهای مختلف تشکیل شده و تلاش برای پیوستن برخی کشورها به ‏آن از سوی ترامپ ادامه دارد. هدف این شورا در حقیقت اجرایی شدن مرحله دوم صلح غزه است و وظایف ‏آن نظارت کلان بر اجرای صلح، بازسازی و اداره ساختارهای داخلی و هماهنگی با دیگر نهادهاست‎.‎

🔸این شورا زیرمجموعه‌هایی مثل کمیته ملی اداره غزه و نیروی ثبات بین‌الملل (‏ISF‏) دارد. نیروی ثبات به ‏عنوان یک نیروی امنیتی موقت، براساس آنچه گفته شده یک فرماندهی واحد با نیروهای نظامی بین‌المللی با ‏هدف خلع سلاح حماس است. علی‌رغم گذشت سه ماه از رای‌گیری شورای امنیت، هیچ چشم‌اندازی از ‏شکل‌گیری این مجموعه وجود ندارد و چالش اصلی مرحله دوم هم همین جاست.‏ اما آن بخش از طرح ترامپ که تاکنون روی زمین به اجرا نزدیک شده است، شکل‌گیری کمیته اداری غزه ‏است.‏

💢کمیته ملی اداره غزه

🔸اولین بخش زیرمجموعه شورای صلح غزه، کمیته ملی اداره غزه است. این کمیته همان هیئت تکنوکراتی ‏است که قرار است دولت‌داری در نوارغزه و مسئولیت بازسازی غزه را برعهده بگیرد. این شورا از ۱۵ عضو ‏تشکیل شده و اعلام شده است علی شعث ریاست آن را به عهده خواهد داشت.

🔸به نظر می‌رسد همه طرف‌های این داستان از جمله اسرائیل، آمریکا، کشورهای میانجی، تشکیلات خودگردان و ‏حتی حماس با ترکیب این کمیته موافقت کرده‌اند. حماس در بیانیه ای تأکید کرد که تمام تلاش خود را ‏برای موفقیت این مرحله به کار خواهد بست.‏

🔸پانزده عضو مشخص‌شده این کمیته که نقش یک دولت انتقالی دو ساله را خواهد داشت، یا در مناصب مختلف ‏در نهادهای امنیتی، اقتصادی و ... تشکیلات خودگردان بوده‌اند یا به نحوی با این تشکیلات ارتباط داشته‌اند. ‏اما نکته جالب دیگر این است که همه آنها در نوار غزه متولد شده و سال‌ها در آنجا زندگی کرده‌اند! دو ‏شخصیت اصلی و مهم این کمیته را بررسی می‌کنیم:‏

💢علی شعث

🔸رئیس کمیته اداری غزه، دکتر علی شعث است که متولد خان یونس و هم دوره‌ای دحلان و یحیی سنوار بوده ‏و اکنون در رام‌الله زندگی می‌کند. او چندین سمت در نهادهای تشکیلات خودگردان فلسطین از جمله ‏مدیرکل در دو وزارت برنامه‌ریزی و همکاری بین‌المللی و وزارت حمل‌ونقل داشته است. او در دوران اسلو ‏ریاست کمیته تاسیس بندر غزه و مسئولیت ایجاد منطقه صنعتی در اریحا را بر عهده داشت. او همچنین به ‏عنوان کارشناس حرفه‌ای در مذاکرات با اسرائیل شرکت داشته است. برخی منابع فلسطینی، شعث را از افراد ‏نزدیک به دحلان می‌دانند.‏

💢سامی نسمان

🔸نسمان یکی دیگر از افراد ذکر شده در شورای ۱۵ نفره است که مسئولیت امنیتی را برعهده خواهد گرفت. او ‏در سال ۱۹۶۷ در اردوگاه پناهندگان الشاطی غزه متولد شده و حداقل نیمی از عمرش را در محله شیخ ‏رضوان(قلب حماس) گذرانده و بافت سیاسی و اجتماعی غزه را خوب می‌شناسد.

🔸در جوانی به جنبش فتح پیوست و به دلیل مظنون بودن به مشارکت در قتل، توسط دستگاه شاباک تحت ‏تعقیب قرار گرفت. آن زمان نسمان از نوار غزه فرار کرد اما سال ۱۹۹۴ پس از توافق اسلو به آنجا بازگشت ‏و به عنوان یک افسر اطلاعاتی ارشد فتح در نوار غزه علیه حماس فعالیت می‌کرد.‏

🔸‏ نسمان در سال ۲۰۰۷ با کنترل حماس بر نوار غزه از غزه فرار کرد و در رام‌الله مستقر شد. حماس در سال ‌‏۲۰۱۶ به صورت غیابی او را به ۱۵ سال زندان محکوم کرد. اما در سال‌های اخیر، نسمان تغییر مسیر داده و به ‏جمع افسران «بازنشسته» پیوسته است، یعنی افسرانی که از تشکیلات کناره‌گیری کرده‌اند. برخی می‌گویند ‏اینکار به دلیل نزدیکی‌اش به محمد دحلان بوده است.‏ این نکته شایان ذکر است که دحلان روابط خوبی با حماس داشته است. در سال ۲۰۱۷ مذاکراتی بین مصر، ‏حماس و امارات درباره تشکیل «شورای مدیریت» غزه به ریاست دحلان انجام شد و یحیی سنوار هم آن قرار ‏داد را امضا کرده بود.‏

💢جمع بندی

شورای صلح ترامپ، اکنون توانسته ضمن حفظ آتش‌بس و رفتن به مرحله دوم مقدمات شکل‌گیری دولت ‏تکنوکرات فلسطینی را اجرایی کند؛ ایده‌ای که همواره از جمله موارد مورد تائید حماس ذکر می‌شد. اما چالش ‏اصلی یعنی خلع سلاح حماس هنوز با ابهام در شکل‌گیری نیروهای امنیت بین‌المللی، پابرجاست.‏

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

♦️پرسش از گام بعدی: چالش اصلی ترامپ در قبال ایران!
▪️الشرق الاوسط

#رویة_العربیة
#آمریکا #ایران

🔹وقتی ترامپ می‌گوید کشتی‌ها «باید به جایی نزدیک ایران حرکت کنند»، او فقط پیام بازدارندگی ارسال نمی‌کند، بلکه خود را در معرض آزمون تصمیم‌گیری قرار می‌دهد: اینکه چگونه می‌توان یک نیروی نظامی پیشرفته را به دستاوردی سیاسی تبدیل کرد، بی‌آنکه وارد جنگی طولانی شد. اما معضل اینجاست که واشنگتن می‌خواهد اهدافی بزرگ را با گام‌هایی محدود دنبال کند: پایان دادن به برنامه هسته‌ای، مهار موشک‌ها و متوقف کردن برخورد با اعتراضات داخلی. هر یک از این اهداف منطق عملیاتی متفاوتی دارد و سطح متفاوتی از توانایی برای کنترل تشدید تنش را می‌طلبد.

🔸بر اساس آنچه رسانه‌های آمریکایی گزارش کرده‌اند، گزینه‌های مورد بررسی نه یک تصمیم واحد، بلکه نوعی نردبان تشدید تنش است: از فشار همراه با تهدید، تا حملات محدود، و سپس کارزاری گسترده‌تر که حتی می‌تواند به ایده تغییر نظام نزدیک شود. در پشت صحنه، کاخ سفید می‌کوشد ابهام را به‌عنوان ابزار مذاکره حفظ کند: تهدید به‌اندازه‌ای جدی که تهران را به دادن امتیاز وادار کند، بی‌آنکه خط نهایی روشنی اعلام شود که دست واشنگتن را ببندد یا در را به روی بازدارندگی متقابل باز کند.

💢ترامپ واقعاً چه می‌خواهد؟

🔸اهداف آمریکا در یک سه‌گانه خلاصه می‌شود: پایان دادن به غنی‌سازی اورانیوم، تضعیف برنامه موشک‌های بالستیک و محدود کردن نیروهای نیابتی تهران. چرا که آنچه تاکنون حاصل شده، مدیریت بحران بوده نه حل آن؛ چراکه مسیر هسته‌ای آسیب دیده و آهنگ آن کند شده، اما پرونده بسته نشده است. همچنین تهدید نیروهای نیابتی نیز کاهش یافته؛ اما از بین نرفته است. به‌نظر می‌رسد کانون اصلی مسئله موشک‌های بالستیک است؛ پرونده‌ای که سال‌هاست آمریکا و اسرائیل بر این باورند که با فشار صرف حل نمی‌شود، بلکه به اقدام نظامی علیه زیرساخت‌های پرتاب، انبارداری، فرماندهی و کنترل نیاز دارد.

1️⃣ توافق… اما با شروط

🔸تهران می‌گوید نسبت به مذاکرات منصفانه گشوده است، اما مذاکره زیر تهدید را نمی‌پذیرد و هرگونه مذاکره درباره توانمندی‌های دفاعی خود را رد می‌کند. این موضع، شکافی قابل انتظار را نشان می‌دهد: واشنگتن خواهان توافقی گسترده‌تر است که پرونده هسته‌ای، موشکی و رفتار منطقه‌ای را دربر گیرد، در حالی که تهران می‌خواهد دامنه گفت‌وگو را به موضوع هسته‌ای، شرایط تحریم‌ها و تضمین‌ها محدود کند.

🔸مزیت این رویکرد آن است که هزینه جنگ را پایین نگه می‌دارد و از بسیج نیرو به‌عنوان اهرم چانه‌زنی استفاده می‌کند. اما ضعف آن این است که تهدید بدون اقدام به‌سرعت اثرگذاری خود را از دست می‌دهد؛ به‌ویژه اگر تهران باور داشته باشد می‌تواند فشار را در گذر زمان یا از طریق واکنش‌های حساب‌شده نیروهای نیابتی‌اش جذب کند.

2️⃣حمله محدود؟

🔸گزینه دوم، حملات دقیق به برنامه هسته‌ای، شبکه موشکی یا مراکز سپاه است. از نظر تئوریک، این می‌تواند به ترامپ یک پیروزی سریع بدهد؛ چیزی همسو با ترجیح او به عملیات‌های کوتاه‌مدت. اما مشکل احتمال نرسیدن به اهداف اعلام‌شده است. نه برنامه هسته‌ای با یک ضربه از میان می‌رود و نه بدون جنگ گسترده، برنامه موشکی فلج می‌شود، راه را برای تلافی ایران علیه آمریکا و متحدان منطقه‌ای نیز باز می‌شود. تحلیل‌گران متعددی معتقدند مسئله ایران راه‌حل برق‌آسا ندارد.

3️⃣جنگ گسترده و هزینه‌های آن


🔸سومین مسیر جنگی فراگیرتر است که زیرساخت‌های موشکی، سامانه‌های بازدارندگی و دستگاه‌های امنیت داخلی را هدف بگیرد و شاید حتی به تغییر نظام نزدیک شود. در اینجا واشنگتن نگرانی‌های دارد: اجرای خطوط قرمز در قبال موشک‌ها و برخورد با معترضین، مستلزم دامنه وسیعی از عملیات است، نه صرفاً حملات نمادین.

🔸اما این مسیر به پرسش «فردای بعد از آن» می‌رسد: چه کسی بر ایران حکومت خواهد کرد؟ اگر سقوط رهبری با ظهور جناحی تندروتر در سپاه پاسداران همراه شود چه؟ و بی‌ثباتی احتمالی در کشوری با این وسعت جغرافیایی و نهادی چگونه مدیریت خواهد شد؟ این پرسش‌ها گزینه «فروپاشی سریع» را بیش از آنکه طرحی با نتایج تضمین‌شده باشد، به یک قمار راهبردی بدل می‌کند. از این‌رو، معضل پیش روی ترامپ چنین به نظر می‌رسد: اگر هدف، گرفتن امتیاز است، ابهام و فشار شاید کافی باشد. اگر هدف، اجرای خطوط قرمز درباره موشک‌ها و معترضین است، ابزارهای لازم بسیار گسترده‌ترند که این به‌معنای هزینه‌ای بالاتر و خطر تشدید تنشی بزرگ‌تر است.

در این میان حرکت ناوگان در نزدیکی ایران چیزی بیش از نمایش قدرت خواهد بود: آزمونی برای اعتبار تهدید و حدود توان دستیابی به «اهداف بزرگ» بدون کشاندن منطقه به جنگی طولانی که هیچ‌کس خواهان آن نیست، هرچند وقوع آن بر اثر کنش و واکنش‌های متقابل محتمل است.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…
Subscribe to a channel