institutetehran | Unsorted

Telegram-канал institutetehran - اندیشکده تهران | Tehran Institute

9822

اندیشکده تهران در تهران پیرامون سیاست و اقتصاد و جامعه گفت‌وگو می‌کنیم. ارتباط با ما: @InstituteTehranAdmin آدرس سایت اندیشکده تهران: https://institutetehran.com

Subscribe to a channel

اندیشکده تهران | Tehran Institute

🌐آیا آیزنکوت نخست وزیر بعدی اسرائيل خواهد شد؟

#مطالعات_اسرائیل
#تحلیل_کوتاه

📝محمدحسین پورعلی‌اقبال
 
🔸این روزها گادی آیزنکوت به یکی از برجسته‌ترین چهره‌های سیاسی در اسرائيل تبدیل شده و بنابر اکثر نظرسنجی‌های معتبر اسرائيلی، اقبال عمومی به حزب تازه تاسیس او به طور مستمر در حال افزایش است. از این رو، بسیاری از تحلیلگران سیاسی در اسرائيل معتقدند که در صورت تداوم این روند، حزب یاشار به رهبری گادی آیزنکوت می‌تواند حتی از حزب لیکود نیز پیشی گرفته و به محبوب‌ترین حزب در اسرائیل تبدیل شود. در صورت تحقق این سناریو، احتمال نخست وزیری آیزنکوت در دولت آینده اسرائيل دور از ذهن نخواهد بود.
 
💢وضعیت حزب یاشار در نظرسنجی‌ها

🔹مطابق آخرین نظرسنجی کانال ۱۲ اسرائیل که در روز ۲۱ خرداد منتشر شد، اکنون حزب لیکود به رهبری نتانیاهو و حزب تیکوا خدشا به رهبری گیدئون سعر که در لیکود ادغام شده است، در انتخابات آینده تنها موفق به کسب ۲۲ کرسی خواهند شد. این در حالی است که دو حزب مذکور در انتخابات ۲۰۲۲ در مجموع موفق به کسب ۳۶ کرسی شده بودند. کاهش ۱۴ کرسی از آرای این دو حزب خود شاهدی بر وضعیت وخیم محبوبیت نتانیاهو در نزد افکار عمومی اسرائیل است.

🔹اما در رتبه بعدی ائتلاف باهم متشکل از احزاب نفتالی بنت و یائیر لاپید با ۲۰ کرسی قرار داشته و در کنار این ائتلاف، اکنون حزب یاشار نیز توانسته تا تعداد کرسی‌های خود را به عدد ۲۰ برساند. این در حالی است که پیش از جنگ با ایران، حزب آیزنکوت در بهترین حالت ۱۳ کرسی در نظرسنجی‌ها کسب کرده بود و اکنون در این مدت زمان قریب به چهار ماه، حداقل به میزان ۷ کرسی به آرای این حزب افزوده شده است که این امر از رشد قابل توجه محبوبیت این چهره سیاسی و حزب او حکایت دارد.
 
💢دلایل محبوبیت آیزنکوت

🔹آیزنکوت که یک نظامی باسابقه در ارتش اسرائيل محسوب شده و سابقه ریاست ستاد کل ارتش اسرائیل را در سال‌های ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۹ در کارنامه خود دارد، در انتخابات ۲۰۲۲ با پیوستن به ائتلاف اردوگاه دولتی به رهبری بنی گانتز، رسماً وارد عرصه سیاست شد. این چهره سیاسی در ادامه و پس از اختلافات با گانتز از حزب اردوگاه دولتی جدا شده و خود اقدام به تاسیس حزب جدیدی تحت عنوان یاشار کرد.

🔹در خصوص مواضع سیاسی آیزنکوت، این فرد گرایشات میانه داشته و بسیاری از طرفداران او معتقدند که او می‌تواند به دور از وابستگی‌های حزبی و ایدئولوژیک، نقش پلی میان احزاب راست و چپ را ایفا کند. همین ویژگی یکی از دلایل محبوبیت بالای این چهره است. از آنجایی که مطابق نظرسنجی موسسه سیاست مردم یهود(JPPI) اکنون موضوع دودستگی اجتماعی و شکاف داخلی به اصلی‌ترین معضل در جامعه اسرائیل تبدیل شده است، هشدارهای مکرر آیزنکوت در خصوص خطر تعمیق این شکاف‌ها، در افزایش محبوبیت این چهره سیاسی بی تاثیر نبوده است.
 
💢ناجی امنیتی اسرائیل؟

🔹سابقه چهار دهه فعالیت نظامی آیزنکوت در ارتش اسرائیل و عهده‌داری فرماندهی عالی‌ترین نهاد نظامی این رژیم  سبب شده تا در دوره‌ای که اسرائيل در اوج چالش‌های امنیتی خود قرار دارد، بسیاری او را فردی مناسب برای رهایی از این وضعیت بدانند. در عین حال، کشته شدن پسر آیزنکوت در جریان جنگ غزه در سال ۲۰۲۳ نیز تاثیر قابل توجهی بر افزایش محبوبیت این چهره نزد افکار عمومی داشت.

🔹پس از این واقعه، بسیاری از مخالفان نتانیاهو او را متهم کردند که در حالی که اسرائیل در نبرد سرنوشت سازی قرار داشته و سربازان این رژیم در غزه کشته می‌شوند، یائیر نتانیاهو، پسر نخست وزیر، فارغ از تمام این تحولات در آمریکا مشغول خوشگذارانی بوده و همزمان فرزند سیاستمداری مثل آیزنکوت، در این جنگ شرکت کرده و جان خود را از دست می‌دهد. پس مشخص است که چه کسی واقعاً به فکر منافع ملی بوده و چه کسی تنها به دنبال دستیابی به منافع شخصی خود است.
 
اکنون وضعیت انتخاباتی اسرائیل به شدت سیال و رقابتی شده است. مطابق نظرسنجی‌ها، آرای سه حزب لیکود، باهم و یاشار به شدت نزدیک به هم بوده و هر رخداد داخلی و خارجی می‌تواند این آرایش را دستخوش تحول کند. از سویی جنگ ایران نه تنها دستاوردی سیاسی برای نتانیاهو نداشت، بلکه باعث کاهش سبد رای حزب لیکود و افزایش آرای احزاب مخالف او شده است. از سوی دیگر نیز، سوابق امنیتی آیزنکوت، رویکردهای میانه‌گرای این چهره سیاسی و نداشتن سابقه منفی به دلیل تازه ورود بودن او به عرصه سیاست، همگی سبب شده تا نگاه مثبتی نسبت به این چهره سیاسی حتی در میان برخی حریدیان شکل گرفته و این عوامل اکنون می‌تواند تا در کنار هم، شانس آیزنکوت را برای عهده‌داری سمت نخست وزیری در دولت آینده اسرائيل افزایش دهد.


اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

♦️آیا ایران و آمریکا از پس چالش‌های توافق برمی‌آیند؟
◼️
شورای روابط خارجی

#تهران_ریویو
#جنگ_رمضان

🔹هرچند ایالات متحده و ایران احتمالاً هر توافقی را به نفع خود جلوه خواهند داد، اما این پیمان اولیه پایان مذاکرات نخواهد بود. انتظار می‌رود این توافق که یک تفاهم‌نامه است، آتش‌بس را حداقل برای شصت روز تمدید کند و تنگه هرمز را باز نماید؛ آبراهی که تقریباً یک‌پنجم تأمین نفت و گاز طبیعی جهان از آن عبور می‌کند. در همین حال، دو طرف به مذاکره بر سر پنج مسئله مهم، از جمله آینده برنامه هسته‌ای ایران، ادامه خواهند داد.

💢تنگه هرمز

🔸ایالات متحده و ایران بیانیه‌های متناقضی درباره این آبراه صادر کرده‌اند. خبرگزاری مهر ایران گزارش داده که بازگشایی آن ظرف سی روز انجام خواهد شد. تهران مین‌ها را پاکسازی خواهد کرد و اجازه دریافت عوارض نخواهد داشت و واشنگتن نیز محاصره دریایی خود را برخواهد داشت. اما رسانه رسمی دولتی ایران اعلام کرد که پیش‌نویس توافق شامل واگذاری کنترل تنگه توسط ایران نیست. ایران در این متن هیچ تعهدی برای واگذاری مدیریت تنگه یا بازگرداندن شرایط پیش از تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل نمی‌پذیرد.
 
💢برنامه هسته‌ای ایران

🔸پیش‌نویس تفاهم‌نامه شامل تعهد هر دو کشور برای ادامه مذاکره درباره تعلیق برنامه غنی‌سازی و حذف ذخایر است. با این وجود، ایران متعهد می‌شود که هرگز به دنبال سلاح هسته‌ای نباشد. طبق منابع خبری متعدد، توافق روی میز این است که ایران به توقف غنی‌سازی به مدت پانزده یا بیست سال و انحلال تأسیسات هسته‌ای‌اش متعهد شود، اما این موضوع به مذاکرات بعدی شصت‌روزه موکول شده است. ایران اعلام کرد که فقط در چارچوب اصول بنیادین جمهوری اسلامی بر سر مسئله هسته‌ای مذاکره خواهد کرد و حاضر به عقب‌نشینی از غنی‌سازی نیست.
 
💢محور مقاومت
 
🔸طبق پیش‌نویس توافق خصومت‌ها از همه طرف‌ها متوقف شود و این شامل جبهه اسرائیل و حزب‌الله نیز می‌شود. ایران از توقف خصومت‌های اسرائیل در لبنان حمایت کرده که بخشی از تلاش ایران برای نجات حزب‌الله و جلوگیری از عادی‌سازی روابط لبنان با اسرائیل دانسته شده است. گنجاندن لبنان در این تفاهم بین ایران و ایالات متحده، همان‌طور که ایران مطالبه کرده، ایده‌آل نیست حتی اگر اجتناب‌ناپذیر باشد. برای دولت اسرائیل، توقف مبارزه با حزب‌الله کار دشواری است، به‌ویژه با انتخابات پیش‌رو و در حالی که واشنگتن با تهران بر سر مسائل پیچیده مذاکره می‌کند. برای دولت لبنان که خود دچار شکاف است، این امر تأکید می‌کند که لبنان نمی‌تواند به‌طور کامل به تعهدات خلع سلاح عمل کند.
 
💢محدودیت‌های نظامی

🔸محدودیت‌هایی که ایالات متحده می‌خواهد بر برنامه موشکی ایران اعمال کند، احتمالاً یکی از دشوارترین نقاط در مذاکرات است. ایران هرگونه تغییر در برنامه موشکی خود را خط قرمز غیرقابل عبور دانسته است. عراقچی پس از مذاکرات فوریه نوشت که برنامه کشورش هرگز قابل مذاکره نیست و آن را مسئله دفاعی خواند. پیشنهاد متقابل ایران، طبق رسانه‌های دولتی، صرفاً بر مسائل هسته‌ای، لغو تحریم‌ها و غرامت اقتصادی تمرکز دارد و هیچ اشاره‌ای به برنامه موشکی بالستیک خود نکرده است. اما اسرائیل از بیرون به‌شدت فشار آورده تا این مسئله را پیش ببرد و ایالات متحده نیز اصرار دارد که هر توافقی باید قابلیت‌های موشکی ایران را برای تضمین امنیت منطقه‌ای پوشش دهد.
 
💢غرامت و تحریم‌ها

🔸جمهوری اسلامی خواستار پرداخت غرامت شده و مقامات ایرانی ادعا کرده‌اند که از بیست و هشتم فوریه تاکنون دویست و هفتاد میلیارد دلار خسارت مستقیم و غیرمستقیم جنگ متحمل شده‌اند. ایالات متحده چارچوب پرداخت غرامت را رد کرده، اما انتظار می‌رود توافق شامل مشوق‌های مالی برای ایران باشد؛ احتمالاً به شکل آزادسازی دارایی‌های مسدود و لغو تحریم‌ها.

🔸زمان‌بندی آزادسازی و لغو تحریم‌ها ممکن است مورد اختلاف باشد. گزارش شده که ایران اصرار دارد بلافاصله پس از امضای توافق به حدود بیست و چهار میلیارد دلار دارایی مسدودشده توسط آمریکا و متحدانش دسترسی یابد، در حالی که مقامات واشنگتن معمولاً استدلال می‌کنند دارایی‌ها باید تا زمانی که تهران استانداردهای معینی را برآورده کند و توافق نهایی به‌طور قابل راستی‌آزمایی اجرا شود، مسدود بمانند.

تفاهم‌نامه احتمالی صرفاً چارچوبی موقت برای مهار بحران و خرید زمان جهت مذاکرات جامع‌تر است. مهم‌ترین اختلافات—از جمله غنی‌سازی هسته‌ای، برنامه موشکی، آینده محور مقاومت، رفع تحریم‌ها و نحوه آزادسازی دارایی‌های ایران—هنوز حل نشده‌اند. موفقیت به توانایی دو طرف در عبور از این شکاف‌های عمیق طی دوره ۶۰ روزه بستگی دارد. در غیر این صورت، آتش‌بس می‌تواند شکننده باقی بماند و خطر بازگشت تنش‌های نظامی همچنان پابرجا خواهد بود.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

🌐اسرائیل در تله معادله جنوب!

#مقاله_تحلیلی

📝محمدعلی حسن‌نیا


🔸تلاش تل‌آویو برای گسترش کمربند امنیتی خود در جنوب لبنان با دکترین فرسایشی حزب‌الله در تضاد است و محدودیت‌های آتش اسرائیل تحت سقف سیاسی واشنگتن را آشکار می‌سازد. جبهه لبنان وارد مرحله شدیدتری از درگیری شده است. مسیر نظامی این درگیری را نمی‌توان از مذاکرات هسته‌ای و سیاسی میان آمریکا و ایران جدا کرد. لبنان به یک برگ فشار برای هر دو طرف تبدیل شده، اگرچه هرکدام از زاویه متفاوتی به آن نگاه می‌کنند. ترامپ و نتانیاهو خواهان جدا کردن جبهه ایران و لبنان از یکدیگر هستند. اما تهران با توجه به نقش حزب‌الله به عنوان بازوی منطقه‌ای و ایدئولوژیک قدرت ایران، بر پیوند این دو جبهه اصرار دارد.

💢فشار انتخاباتی علیه نتانیاهو

🔹در این میان، بعد انتخاباتی در اسرائیل نیز بسیار تعیین‌کننده است. نتانیاهو تلاش می‌کند فشارهای داخلی را مهار کرده و آینده سیاسی خود را حفظ کند، به ویژه که جامعه اسرائیل به تدریج دریافته است شعارهای اغراق‌آمیز مانند "پیروزی مطلق" محقق نشده است. حماس در غزه از بین نرفته و در لبنان نیز درگیری به منطق معادلات بازدارندگی بازگشته است. رویای سرنگونی دولت ایران نیز کمرنگ شده است.

🔹در داخل اسرائیل، جبهه شمال به یک بار اقتصادی و اجتماعی تبدیل شده و فشارها برای تشدید درگیری در لبنان را افزایش داده است. اظهارات نتانیاهو درباره حمله به ضاحیه در یک کنفرانس خبری، بیشتر پیامی برای داخل اسرائیل بود تا یک نقشه عملیاتی. لغو این حمله، روایت نتانیاهو را تضعیف کرد و فشار بر او را افزایش داد. یائیر لاپید، رهبر اپوزیسیون، از این عقب‌نشینی استفاده کرد و گفت اسرائیل به «یک دولت تحت‌الحمایه کامل» تبدیل شده است.

💢فرسایش در برابر اشغال آهسته

🔹گسترش آتش حزب‌الله به شمال فلسطین اشغالی، فشارها را عمیق‌تر کرده و نشان می‌دهد که مقاومت سیاست معادلات بازدارندگی را رها نکرده است. از زمان شروع تهاجم زمینی، ارتش اسرائیل تمرکز اصلی خود را در هر مقطع بر روی یک محور معطوف کرده و قدرت آتش و تجهیزات خود را در آن متمرکز می‌سازد. این موضوع آرامش نسبی در برخی محورها را در زمان‌های مختلف توضیح می‌دهد. تل‌آویو مدل «زمین سوخته» خان یونس را برای اجتناب از درگیری مستقیم با مقاومت اتخاذ کرده است. در روزهای اخیر، حملات هوایی به ویژه در اطراف محورهای اصلی پیشروی تشدید شده است.

🔹ارتش اشغالگر سیاست «اشغال آهسته» را دنبال می‌کند؛ سعی در گسترش منطقه کنترل خود، تثبیت مواضع نیروها و حفاظت از مسیرهای تدارکات و تخلیه مجروحان دارد. هدف آن اشغال خط‌الشانه تا علی‌الطاهر است که در آن سوی «خط زرد» قرار دارد. اگر بتواند خود را در آنجا تثبیت کند، برتری آتش بر مناطق در معرض دید خود به دست خواهد آورد. هدف اصلی نظامی، قطع مسیرهای تدارکاتی و جدا کردن رزمندگان مقاومت در جبهه‌های جداگانه نبرد است.

💢تاکتیک‌های جنگی حزب‌الله

🔹مقاومت در حال مدیریت نبرد با تاکتیک‌های انعطاف‌پذیر مبتنی بر شناخت زمین، محورهای متعدد درگیری و فرسایش مداوم است. کمین‌های مهندسی به ابزاری اصلی برای مختل کردن پیشروی زمینی تبدیل شده است که در کنار سایر تاکتیک‌ها مانند آتش مستقیم، اصابت دقیق به نیروهای متحرک و کاروان‌های تدارکاتی و استفاده از پهپادهای انتحاری مورد استفاده قرار می‌گیرد. رویکرد حزب‌الله بر درهم شکستن منطق پیشروی تدریجی اسرائیل با ضربه زدن به خطوط تدارکاتی و برهم زدن آرایش میدانی دشمن متمرکز است. این مانع از شکل‌گیری نقاط کنترل پایدار می‌شود.

🔹ارتش اشغالگر همچنان به محاصره و انزوا متکی است و سعی می‌کند از شهرها عبور کند یا آنها را دور بزند. بنابراین، درگیری در محورهای جلو لزوماً به معنای سقوط روستاهای پشت آنها نیست. در بسیاری موارد، نبرد به خطوط و مواضع آماده‌شده دیگر منتقل می‌شود. اسرائیل هنوز می‌تواند به نفوذهای تاکتیکی محدود دست یابد، اما حفظ کنترل عملیاتی پایدار موضوع دیگری است. واقعیات میدانی نشان می‌دهد تل‌آویو هنوز قادر به اعمال کنترل کامل و پایدار بر شهرهای بنت جبیل یا خیام نشده است.

💢تحقق هشدار سید حسن نصرالله

در مجموع، پروژه تعمیق منطقه حائل و پیشروی به فراتر از لیتانی پس از بیش از ۹۰ روز تجاوز و اقدامات خصمانه، نتوانسته به اهداف تعیین‌شده دست یابد. امروز، هشداری که سید حسن نصرالله درباره تبدیل کمربند امنیتی به «پرتگاهی برای دشمن» داده بود، در میدان نبرد در حال تحقق است. اسرائیل اکنون با میدان نبرد پیچیده‌ای روبروست که توسط تاکتیک‌های فرسایشی مقاومت شکل گرفته است. در همین حال، مقاومت همچنان قوت و غافلگیری خود را در میدان حفظ کرده و کمین‌ها و پهپادهای انتحاری آن، همان چیزی را اعمال می‌کنند که تل‌آویو آن را تهدیدی راهبردی می‌نامد.

اندیشکده تهران

🔗برای مطالعه متن کامل مقاله کلیک کنید!🔗

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

🌐پیام واقعی حمله ایران به اسرائیل چیست؟
▪️خبرگزاری اسرائیلی والا

#جنگ_رمضان
#تهران_ریویو

🔹پس از حمله اسرائیل به ضاحیه بیروت، ایران در چند مرحله به اسرائيل حمله کرد. این رویداد دیگر صرفاً یک واکنش یا یک پیام معمول از سوی جمهوری اسلامی ایران نیست. تهران اکنون در تلاش است تا تمام متغیرها از جمله اسرائيل، لبنان، کشورهای حاشیه خلیج فارس، ترامپ و میز مذاکرات را به ابزاری برای دستیابی به خواسته‌های خود تبدیل کند.

🔸در واقع شلیک به اسرائیل حامل یک پیام ساده بود: اگر چارچوب سیاسی توافق مطابق خواسته‌ها و شرایط مطلوب ایران شکل نگیرد، هیچ ابزاری برای مهار اقدامات تنش‌زای ایران در دسترس نخواهد بود. این روشی که ایران به کار گرفته، تنها یک تشدید تنش نظامی نیست، بلکه روشی برای دریافت امتیازات بیشتر از آمریکا و سایرین است.

💢بهره‌گیری از کارت اسرائيل در مذاکرات

🔸ایران می‌کوشد تا از کارت اسرائيل برای امتیازگیری بیشتر از آمریکا در طول مذاکرات استفاده کند. به همین دلیل، ایران با شلیک به اسرائيل در تلاش است تا به مقامات آمریکایی ثابت کند که سرنوشت حزب‌الله به سرنوشت ایران گره خورده است. برهمین اساس، ایران در حال تثبیت معادله جدیدی است که در آن اگر اسرائيل به حزب‌الله حمله کند، تهران آن را حمله به خود تلقی کرده و برای خود حق پاسخ قائل خواهد شد. ایران از این طریق علاوه بر استفاده از کارت اسرائيل، تحولات داخلی لبنان را نیز به اراده سیاسی خود گره زده است.

💢دست پر ایران در مذاکرات

🔸پیامدهای این وضعیت تبعاً برای اسرائيل فاجعه‌بار خواهد بود. تا امروز ایران تلاش داشته تا با استفاده از حمله به پایگاه‌های آمریکا درکشورهای عربی، تهدید زیر ضرب بردن زیرساخت‌های انرژی در منطقه و مسدودسازی تنگه هرمز از آمریکا امتیاز بگیرد، اما اکنون این کشور تلاش دارد تا اسرائیل را نیز به کارت‌های بازی خود اضافه کند.

🔸از نگاه تهران، اکنون مراکز داخلی اسرائیل به ابزاری تبدیل شده‌اند که ایران از طریق تهدید به هدف قرار دادن آن‌ها، می‌تواند اهداف خود در میز مذاکرات را به دست آورد. به همین دلیل، اکنون هر موج حمله موشکی جدید از جانب ایران حامل این پیام برای ترامپ است که مسیر دستیابی به هر توافقی باید با درنظر گرفتن خواسته‌های ما طی شود. در همین چارچوب، ایران می‌کوشد که حتی به کشورهای حاشیه خلیج فارس تفهمیم کند که هرگونه فشار مضاعف بر ایران، هزینه‌های سنگینی را بر آن‌ها نیز تحمیل خواهد کرد. همچنین ایران در تلاش است تا به دولت لبنان بفهماند که بدون موافقت حزب‌الله، تصور حاکمیت کامل این دولت بر لبنان محال است.

💢حزب‌الله؛ دارایی استراتژیک ایران

🔸باید پذیرفت که لبنان یک هدف فرعی یا یک کارت بازی حاشیه‌ای برای ایران نیست، بلکه یکی از خواسته‌های کلیدی این کشور در مذاکرات با آمریکا است، چرا که حزب‌الله مهمترین متحد ایران در محور مقاومت است. این گروه تنها یک سازمان نظامی نیست، بلکه دارایی سیاسی و ذخیره‌ای استراتژیک برای ایران است محسوب می‌شود. حزب‌الله در طول این سال‌ها به ابزاری برای ایران تبدیل شده است که از طریق آن هر زمانی که بخواهد می‌تواند اسرائيل را تهدید کرده و از آمریکا امتیاز بگیرد. به همین دلیل، هر ضربه‌ای از جانب اسرائیل به حزب‌الله، در واقع ضربه‌ای به خود ایران و دارایی استراتژیک آن خواهد بود. در همین چارچوب، ایران با اقدامات خود در حال ارسال این پیام به دولت لبنان است که به هرگونه توافقی که شامل محدودسازی قدرت حزب‌الله باشد، حتی فکر هم نکنید.

💢چرخه دلخواه ایران

🔸ایران اکنون در حال ایجاد چرخه‌ای جدید در منطقه است: حزب‌الله به شهرک‌های شمالی اسرائیل حمله می‌کند، اسرائيل واکنش نشان می‌دهد، ایران در پاسخ به اسرائیل حمله می‌کند، کشورهای حاشیه خلیج فارس از احتمال گسترش درگیری‌ها نگران شده و برای توقف آن به ترامپ فشار می‌آورند و ترامپ نیز برای پایان دادن به درگیری‌ها، می‌کوشد تا دوباره روند مذاکرات را از سر بگیرد. در نهایت، ایران از این چرخه برای خرید زمان، به دست گرفتن ابتکار عمل، پر کردن دست خود در مذاکرات، تداوم تسلط حزب‌الله بر لبنان و... بهره می‌برد.

ایران اکنون در تلاش برای پرکردن دست خود در روند مذاکرات است. بر همین اساس، در راهبرد کنونی تنها موشک دارایی ایران نبوده و این کشور تلاش دارد از سایر ابزارهای خود نیز بهره ببرد. اکنون تنگه هرمز، کشورهای خلیج فارس، لبنان و حتی مناطق داخلی اسرائیل به ابزاری برای امتیازگیری ایران تبدیل شده‌اند. در همین چارچوب، اگر چرخه مدنظر ایران تثبیت شود، هر توافق احتمالی نه تنها تهران را تضعیف نخواهد کرد، بلکه به آن خواهد آموخت که از طریق انجام اقدامات تنش‌آفرین، در آینده نیز امتیازات بیشتری کسب کند.


اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

🌐قاعده تل‌آویو در مقابل بیروت برای حزب‌الله

#مطالعات_غرب_آسیا
#تحلیل_کوتاه

📝محمدعلی حسن‌نیا

🔸حمله اخیر رژیم اسرائیل به ضاحیه بیروت، نه یک اقدام تاکتیکی ساده، بلکه نقض آشکار خط قرمز جمهوری اسلامی ایران در معادلات منطقه‌ای محسوب می‌شود. این تجاوز، نشان‌دهنده پایان دوره بازدارندگی ضمنی و آغاز فازی جدید از محاسبات راهبردی در غرب آسیاست. بنیامین نتانیاهو با طراحی این حمله، در پی سنجش آستانه تحمل و میزان پاسخ‌دهی ایران است. وی می‌خواهد بداند که آیا معماری بازدارندگی ایران هنوز کارآمد است یا خیر. در چنین شرایطی، سکوت یا پاسخ نمادین، به مثابه اعطای مجوز برای تشدید تجاوزات تفسیر خواهد شد.

💢شکست سد سکوت افزایش عمق

🔹واقعیت آن است که اسرائیل، با پشتیبانی اطلاعاتی و عملیاتی آمریکا، سیاست «آتش‌بس‌های خرید زمان» را دنبال می‌کند. این آتش‌بس‌ها ابزاری برای بازآرایی نیروها، تکمیل پاکسازی جنوب لبنان و تغییر جغرافیای جمعیتی منطقه هستند. در این میان، ایران تا کنون با اتکا به بازدارندگی غیرمستقیم (از طریق حزب‌الله) عمل کرده است. اما اکنون زمان آن رسیده که این راهبرد تغییر کند. برای شکستن سد سکوت راهبردی، ایران باید دو اقدام اساسی انجام دهد:

1️⃣افزایش کمک‌های علنی و بی‌واسطه به حزب‌الله

🔹تا پیش از این، کمک‌های ایران عمدتاً ماهیت غیرعلنی و لجستیکی داشت. اما در شرایط کنونی، نمایش قدرت و همبستگی علنی از اهمیت حیاتی برخوردار است. ایران باید کمک‌های نظامی و اطلاعاتی خود را به شکل علنی افزایش دهد تا پیام روشنی به تل‌آویو ارسال کند: «هرگونه تعرض به بیروت، پاسخ فراتر از مرزهای لبنان را در پی خواهد داشت». این کمک‌ها می‌تواند شامل استقرار سامانه‌های دفاعی پیشرفته، به‌اشتراک‌گذاری هدف‌های دقیق در عمق اراضی اشغالی، و حتی حضور مشاوران نظامی در کنار فرماندهان حزب‌الله باشد. علنی شدن این کمک‌ها، عامل بازدارندگی روانی مضاعفی ایجاد می‌کند که اسرائیل ناگزیر از محاسبه مجدد هزینه‌ها خواهد شد.

2️⃣تغییر دکترین پاسخ: متقارن‌سازی هدف‌های استراتژیک

🔹راهبرد «تل‌آویو یا حیفا در مقابل بیروت» باید به عنوان دکترین رسمی پاسخ ایران تعریف شود. بدین معنا که دیگر نباید میان پایتخت لبنان و شهرک‌های اسرائیلی در مرز تمایز قائل شد. درست همان‌گونه که اسرائیل مرکز سیاسی و نظامی لبنان (ضاحیه بیروت) را هدف قرار می‌دهد، محور مقاومت نیز حق مشروع دارد که مراکز سیاسی، نظامی و اقتصادی رژیم صهیونیستی را در تل‌آویو و حیفا مورد اصابت قرار دهد.

💢ضرورت شلیک موشک و پهپاد در مقیاس وسیع

🔹حزب‌الله باید گستره جنگ را به سمت تل‌آویو و حیفا ببرد. این به معنای ورود به یک جنگ تمام‌عیار نیست، بلکه به معنای به‌کارگیری ظرفیت‌های برتر حزب‌الله در حوزه موشکی و پهپادی است. موشک‌های نقطه‌زن با برد بالا و پهپادهای انتحاری باید اهدافی را هدف قرار دهند که تاکنون خط قرمز تلقی می‌شدند: پایگاه‌های فرماندهی هوایی، مراکز راداری، زیرساخت‌های انرژی در حیفا، و حتی ساختمان‌های وزارت نظامی اسرائیل در تل‌آویو.

🔹این شلیک‌ها باید به صورت هماهنگ و انبوه (Salvo) انجام شود تا سامانه‌های گنبد آهنین و فلاخن داوود را اشباع کند. تجربه نشان داده که دفاع هوایی اسرائیل در برابر حملات ترکیبی پهپادی و موشکی با حجم بالا، آسیب‌پذیر است. ایجاد این وضعیت، دو دستاورد راهبردی دارد: نخست، هزینۀ دفاع را برای اسرائیل به طور تصاعدی بالا می‌برد. دوم، به صراحت به نتانیاهو می‌فهماند که ایران و متحدانش کوتاه نخواهند آمد.

💢اعتبار تهدید: شرط لازم بازدارندگی

یک تهدید زمانی بازدارنده است که دو ویژگی داشته باشد: قابلیت اجرا (Capability) و باورپذیری نزد طرف مقابل (Credibility). ایران و حزب‌الله بارها قابلیت خود را نشان داده‌اند. اما اکنون باید با یک اقدام عملی و دردناک، باورپذیری را نیز اثبات کنند. اگر اسرائیل باور کند که پاسخ ایران حتمی، سریع، نامتقارن و در عمق سرزمین‌های اشغالی است، از تکرار حملات به بیروت خودداری خواهد کرد.

💢جمع‌بندی

اسرائیل با حمایت آمریکا، از هر آتش‌بسی برای تطهیر نظامی جنوب لبنان و بازتعریف مرزهای امن خود استفاده می‌کند. تنها زبانی که این رژیم می‌فهمد، زبان قدرت و هزینه مستقیم است. ایران باید با تغییر راهبرد از بازدارندگی غیرمستقیم به بازدارندگی مستقیم و متقارن، و نیز با اعلام حمایت علنی از گسترش دامنه جنگ به سمت تل‌آویو، سکون استراتژیک خود را بشکند. شلیک هماهنگ موشک‌ها و پهپادها به حیفا و تل‌آویو، تنها گزینه‌ای است که می‌تواند معادله جدیدی را رقم بزند که در آن، امنیت پایتخت لبنان در گرو ناامنی مراکز تصمیم‌گیری اسرائیل باشد. در غیر این صورت، سکوت ایران، تداعی‌گر «تله‌های امنیتی» خواهد بود که هزینه‌های آن برای محور مقاومت، جبران‌ناپذیر است.


اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

🌐تحول در روابط واشنگتن-تل‌آویو و تعمیق همکاری‌های نظامی

#تحلیل_کوتاه
#آمریکا #اسرائیل

🔸هنگامی که نتانیاهو در مصاحبه ماه گذشته خود در برنامه ۶۰ دقیقه، اعلام کرد که می‌خواهد پشتیبانی نظامی آمریکا از اسرائیل را به صفر برساند، در حقیقت تحولی را نشان می‌داد که در رابطه این دو بازیگر رخ می‌دهد. آمریکا در چند سال اخیر به دلایل داخلی و خارجی در موقعیتی قرار گرفته که تداوم کمک‌های نظامی/اقتصادی بلاعوض را به اسرائیل دشوار ساخته است و به جای آن نوعی دیگری از روابط شکل می‌دهد. «ابتکار همکاری فناوری دفاعی آمریکا و اسرائیل» که در نسخه مجلس نمایندگان از لایحه اختیارات دفاع ملی ۲۰۲۷ گنجانده شده، همکاری دو کشور در پژوهش، توسعه، آزمایش، ارزیابی، یکپارچه‌سازی و تولیدات دفاعی را گسترش می‌دهد. به نظر می‌رسد رابطه کنونی از کمک‌های یکجانبه واشنگتن به تل‌آویو به همکاری‌های عمیق نظامی-صنعتی میان این دو در حال چرخش است.

💢افکار عمومی آمریکا، مخالف کمک به اسرائیل

🔹مطابق نظرسنجی مه ۲۰۲۶ نیویورک‌تایمز، ۵۷٪ از مردم آمریکا مخالف کمک نظامی به اسرائیل هستند و تنها ۳۷٪ با این سیاست موافقت دارند. در یک دهه گذشته و مخصوصاً پس از هفت اکتبر ۲۰۲۳، دیدگاه منفی در قبال اسرائیل نه‌تنها میان رأی‌دهندگان دموکرات و مستقل، بلکه حتی در میان جمهوری‌خواهان نیز افزایش یافته است.

🔹این تحول در افکار عمومی خود را در میان نخبگان سیاسی واشنگتن دی.سی. هم آشکار کرده است. حزب دموکرات در دو سال اخیر به طور چشمگیری از لابی اسرائیل فاصله گرفته است. اکثریت سناتورهای دموکرات مخالف تأمین بمب و سلاح برای اسرائیل هستند. در حزب جمهوری‌خواه نیز جریان انزواطلبی رشد کرده است که دلیلی برای تداوم حمایت از اسرائیل نمی‌بیند. اسرائیل خود را در موقعیتی یافته است که نمی‌تواند از پشتیبانی رؤسای جمهوری بعدی آمریکا (خواه دموکرات یا جمهوری‌خواه) مطمئن باشد و به همین دلیل به دنبال مسیر دیگری برای تداوم پیوند خود با آمریکا می‌گردد.
 
💢تحولات بین‌المللی؛ تغییر اولویت‌های آمریکا

🔹اگرچه آمریکا اکنون توسط اسرائیل به جنگ با ایران کشیده شده است؛ اما باید دانست آمریکا پس از پایان پرونده جنگ با ایران، به سراغ پرونده‌های دیگری خواهد رفت که مهم‌ترین آن چین است. این موضوع هنگامی کمک به اسرائیل را محدود می‌سازد که با بحث کمبود ذخایر تسلیحاتی آمریکا تلاقی پیدا می‌کند. در سال‌های آینده آمریکا تمرکز بالایی بر افزایش ذخایر تسلیحات آفندی و پدافندی خود برای سناریوی احتمالی جنگ با چین، دفاع از تایوان و پشتیبانی از متحدان جنوب شرق آسیا خواهد کرد. بنابراین، تداوم کمک نظامی بلاعوض به اسرائیل تنها بار سنگینی بر دوش آمریکا خواهد بود. اسرائیل نیز از این فرصت می‌خواهد استفاده کند تا با افزایش همکاری‌های نظامی خود را یک شریک راهبردی برای آمریکا در مقابل چین نشان دهد.
 
💢مجتمع‌های نظامی-صنعتی؛ شکل جدیدی از نفوذ و لابی اسرائیل

🔹مجتمع‌های نظامی-صنعتی بازیگران قدرت‌مندی در تصمیم‌گیری‌های سیاست خارجی آمریکا بوده‌اند، به گونه‌ای که حتی برخی از تحلیل‌گران، آن‌ها را عامل اصلی آغاز جنگ‌های آمریکا می‌دانند. پیوند شرکت‌های نظامی اسرائیلی با آمریکایی به نوعی منافع اسرائیل را با منافع تولیدکنندگان نظامی آمریکا پیوند می‌دهد.

🔹به عنوان نمونه، از هنگام آغاز جنگ با ایران، سهام شرکت‌های تسلیحاتی آمریکایی نظیر RTM، نورثروپ گرومن و لاکهید مارتین رشد چشمگیری داشته است. این شرکت‌ها جزو تأمین‌کنندگان اصلی تسلیحات آمریکا محسوب می‌شوند و خطوط تولیدی در اسرائیل دارند. به عنوان نمونه، به گفته صنایع هوافضای اسرائیل، بخش «لاهاف» این صنایع از فناوری شرکت RTM برای ساخت قطعات کامپوزیتی مورد استفاده در جنگنده‌ها و بالگردهای نظامی استفاده می‌کند.

🔹ادغام شرکت‌های نظامی اسرائیلی (نظیر البیت سیستم، رافائل) در تولیدات نظامی آمریکایی، فراتر از همکاری‌های نظامی معمول است که آمریکا با متحدان خود دارد. آن‌ها غالباً واردکننده هستند و نقش اندکی در تولید تسلیحات آمریکایی دارند. اما اگر قرار بر این باشد که اسرائیل نقش پررنگ‌تری در تولید تسلیحات راهبردی یا توسعه فناوری‌های هوش مصنوعی ایفا بکند، واشنگتن تا حدی به اسرائیل وابسته خواهد شد یا دست کم، اهرم فشار خود را برای مدیریت رفتار اسرائیل از دست خواهد داد.
 
تعمیق و ادغام همکاری‌های نظامی میان اسرائیل و آمریکا، نشان می‌دهد اسرائیل از خطرات کاهش محبوبیت خود در آمریکا و تغییر اولویت‌های سیاست خارجی واشنگتن آگاه است. ادغام فرآیندی بلندمدت است، اما اثر گسترده‎ای بر روابط دو بازیگر و سیاست‌های آمریکا در منطقه خواهد گذاشت. همچنین خطراتی جدی برای ایران خواهد داشت که نتیجه کاهش وابستگی اسرائیل به واشنگتن و در عین حال مستحکم‌ترشدن پیوند با آن است.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

♦️ایران پس از جنگ؛ ظهور یک نظام ملی‌گرای تکنوکرات
▪️
فارن افرز

#تهران_ریویو
#جنگ_رمضان

🔸در آغاز جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران، جمهوری اسلامی آسیب‌دیده و ضعیف به نظر می‌رسید. اما سه ماه پس از آغاز جنگ، تصویر کاملاً متفاوت است. ایران همچنان ظرفیت نظامی و صنعتی خود را حفظ کرده است و با وجود فراخوان ترامپ برای سرنگونی نظام توسط مردم، هیچ قیام مردمی در چشم‌انداز نیست. برای بقا و کسب مزایای استراتژیک جدید، جمهوری اسلامی ناچار شد با سرعتی بی‌سابقه خود را سازگار کند، نوآوری به وجود آورد و شیوه جنگیدن، اداره دولت و مدیریت جامعه را تغییر دهد. جنگ، ایران جدیدی را پدید آورده که خاورمیانه را بازسازی خواهد کرد.

💢جانشینی آرام

🔹بسیاری از ناظران غربی، رهبری جدید که در طول جنگ شکل گرفت را ایدئولوژیک‌تر نسبت به آمریکا و اسرائیل می‌دانند. این برداشت دقیق نیست. اما تحول مهم‌تر در لایه‌های پایین‌تر رخ داده است: نسلی جدید از فرماندهان سپاه و مسئولان امنیتی غیرنظامی که پس از انقلاب ۱۳۵۷ بزرگ شده‌اند. این افراد اکنون در جایگاه‌های تصمیم‌گیری کلیدی قرار دارند و دیدگاه ملی‌گرایانه‌شان در امور حکومتی و امنیتی، ماهیت جمهوری اسلامی را بازتعریف می‌کند.

🔹کسانی که امروز قدرت را در دست دارند — نسل دوم انقلابیون شامل [آیت‌الله] مجتبی خامنه‌ای، قالیباف و وحیدی — در زمان جنگ ایران و عراق نوجوان یا جوان بودند. جهان‌بینی‌شان در سنگرهای طولانی‌ترین جنگ متعارف قرن بیستم سخت شد. نسل سوم جز ایران پس از انقلاب چیزی نمی‌شناسند. این نسل در نیروهای مسلح و سپاه، همراه با نهادهای امنیتی وابسته، فرهنگی ساختاریافته و کارشناسی‌محور (تکنوکراتیک) و دیدگاهی استراتژیک مبتنی بر دفاع ملی (نه ایدئولوژی انقلابی) اتخاذ کرده‌اند.

💢تجربه جنگ خرداد

🔹رهبری جدید سپاه انتظار داشت آتش‌بس خرداد 1404 فروبپاشد و جنگی دیگر، احتمالاً با دخالت مستقیم آمریکا، آغاز شود. در آن هشت ماه، تغییرات نهادی بیشتری نسبت به ده سال پیش رخ داد. بسیاری از تصمیمات اجرایی در زمینه تجارت، کشاورزی و مدیریت خدمات اقتصادی و اجتماعی از تهران به مراکز استان‌ها منتقل شد. سازمان‌های مسئول، ارتباط با مخاطبان داخلی و پخش اطلاعات خارجی نیز تحول نسل جدید را تجربه کردند. رخوت نهادی دیرینه بوروکراسی جمهوری اسلامی جای خود را به ضرورت سازگاری سریع داد.

🔹در میدان نبرد، نیروهای مسلح ایران درس‌های جنگ خرداد ۱۴۰۴ را با دقت اجرا کردند. آن‌ها به حمله آمریکا و اسرائیل در اسفند ۱۴۰۴ با شلیک منظم موشک و پهپاد پاسخ دادند تا ذخایر رهگیرهای آمریکایی و اسرائیلی را در منطقه خالی کنند. ایران پرتابگرهای موشکی را در سراسر جغرافیای وسیع خود پراکنده کرد و مهندسان را داخل «شهرهای موشکی» در کنار نیروهای نظامی قرار داد تا آسیب‌ها را بلادرنگ تعمیر کنند. این رویکرد اجازه داد ایران طولانی‌تر از آنچه اسرائیل و آمریکا انتظار داشتند، موشک شلیک کند.

💢دکترین چندجبهه‌ای و وحدت محور مقاومت

🔹چرخش آشکار ایران به سمت ملی‌گرایی در داخل به این معنا نیست که تهران متحدان منطقه‌ای خود را رها خواهد کرد. جمهوری اسلامی روابط خود با حزب‌الله در لبنان، نیروهای شبه‌نظامی شیعه در عراق و حوثی‌ها در یمن را به‌طور بنیادین بازتعریف نخواهد کرد. استراتژیست‌های ایرانی به این جمع‌بندی رسیده‌اند که در جنگ غزه، اجازه دادن به اسرائیل برای جنگیدن جداگانه با بخش‌های مختلف «محور مقاومت» اشتباه بوده است. حملات آمریکا و اسرائیل در سال گذشته مستقیماً از همین نبودِ هماهنگی ناشی شد.

🔹فرماندهان ایرانی شبکه منطقه‌ای خود را نه از سر تمایل ایدئولوژیک، بلکه بر اساس این محاسبه حفظ می‌کنند که ایران تا زمانی که با تهدید نظامی و فشار اقتصادی آمریکا و اسرائیل روبه‌رو است، نمی‌تواند به‌طور کامل حاکمیت خود را تضمین کند. اصرار ایران بر اینکه مذاکرات با آمریکا منوط به آتش‌بس در لبنان باشد، و اینکه هر توافق نهایی باید به پایان جنگ در همه جبهه‌ها منجر شود و دستاوردهای راهبردی ایران را به رسمیت بشناسد، نشان‌دهنده همین نگاه گسترده به «دفاع منطقه‌ای» است.
 
این چرخش از ایدئولوژی به سوی عمل‌گرایی دولتی به معنای ملایم‌تر شدن جمهوری اسلامی نیست. دولت‌های امنیتی ملی‌گرا اغلب نسبت به مردم خود سخت‌گیر و در نظم بین‌المللی بی‌ثبات‌کننده هستند. جمهوری اسلامیِ در حال شکل‌گیری همچنان به‌شدت اقتدارگرا خواهد بود. اما دسته‌بندی‌هایی که تحلیلگران غربی معمولاً برای توصیف جناح‌های آن استفاده می‌کنند هرچه بیشتر کارایی خود را از دست می‌دهد. اولویت‌های این جمهوری اسلامی جدید، و شیوه پیگیری آن‌ها، بیش از هر چیز تحت تأثیر تجربه دو جنگ با اسرائیل و آمریکا شکل خواهد گرفت.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

🌐چرا تنفر از یهودیان در غرب منجر به مهاجرت آنان به فلسطین اشغالی نمی‌شود؟

#مطالعات_اسرائیل
#تحلیل_کوتاه

🔸پس از عملیات ۷ اکتبر و حملات به غزه، موج گسترده‌ای از اعتراضات مردمی و مخالفت‌ها با سیاست‌های اسرائیل، در کشورهای غربی شکل گرفت. همزمان، بسیاری از یهودیان ساکن اروپا و آمریکا نسبت به افزایش موج صهیونیست‌ستیزی در این کشورها اظهار نگرانی کرده‌اند. مطابق نظرسنجی آژانس یهود، حدود ۵۵ درصد از یهودیان ساکن اروپا در کشور خود احساس ناامنی کرده و این رقم در فرانسه به ۷۸ درصد رسیده است. همچنین بیش از ۴۳ درصد یهودیان اروپایی، حداقل یکبار با اقدامات ضد صهیونیستی مواجه شده‌اند. این شرایط سبب شده که اکنون یهودستیزی به مهم‌ترین چالش و دغدغه حدود ۶۹ درصد از یهودیان جهان تبدیل شود. به همین دلیل، حدود ۵۶ درصد از یهودیان اروپا احتمال مهاجرت خود به اسرائیل را منتفی ندانسته و حداقل به آن فکر کرده‌اند.

💢افزایش جریان‌های ضد صهیونیستی

🔹مطابق گزارش وزارت امور مهاجران اسرائيل، در سال ۲۰۲۵، حدود ۴۰۷۳ راهپیمایی ضد اسرائیلی در جهان برگزار شده و بیش از ۱۲۴ میلیون پست با محتواهای ضد اسرائیلی در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده است. بنابر ادعای اتحادیه ضد افترای آمریکا، در سال ۲۰۲۵، حدود ۶۲۷۴ اقدام ضد صهیونیستی فقط در آمریکا رخ داده است. اعتراضات و راهپیمایی‌های مردمی، تحریم کالاهای اسرائیلی، تحصن دانشجویان در حمایت از غزه، مخالفت با حضور نمایندگان رژیم صهیونیستی در رویدادهای ورزشی و فرهنگی، اعزام کاروان‌های بشردوستانه نظیر کاروان صمود به غزه و... از جمله اقداماتی است که در سال‌های گذشته در کشورهای غربی جهت مقابله با اقدامات اسرائيل انجام شده است. اما برخی اقدامات رادیکال‌تر نظیر حمله به یهودیان و مراکز فعالیت آن‌ها سبب شده تا نگرانی نسبت به اقدامات یهودستیزانه در بین یهودیان غربی افزایش یابد. به همین دلیل، پیش‌بینی می‌شود که با تداوم این روند، تمایل یهودیان اروپایی و آمریکایی به مهاجرت به اسرائیل افزایش یابد.

🔹اما آمار وزارت امور مهاجران اسرائیل حاکی از این است که پس از موج مهاجرت گسترده یهودیان در سال ۲۰۲۲ به اسرائیل که طی آن حدود ۷۵ هزار یهودی از روسیه، اوکراین و بلاروس به اراضی اشغالی مهاجرت کردند، در سال‌های بعدی این روند معکوس شده و در سال ۲۰۲۴، علیرغم مهاجرت ۳۳ هزار مهاجر جدید به اسرائیل، حدود ۸۳ هزار یهودی، اسرائيل را برای همیشه ترک کردند.

💢موانع مهاجرت گسترده به اسرائیل

🔹علی‌رغم نگرانی‌های موجود، مهاجرت گسترده یهودیان به اراضی اشغالی با موانع متعددی روبه‌رو است. از بعد اقتصادی، بسیاری از یهودیان اروپایی و آمریکایی از درآمد بالا و جایگاه شغلی مناسبی برخوردارند و مهاجرت این افراد به سرزمینی جدید، می‌تواند با ریسک‌های اقتصادی و شغلی قابل توجهی همراه باشد. در نتیجه، بخش قابل توجهی از این افراد تمایلی به ترک شرایط باثبات کنونی خود ندارند. در کنار این مسئله، برخی مسائل فرهنگی نظیر عدم آشنایی یهودیان اروپایی به زبان عبری، تفاوت‌های فرهنگی جوامع مبدا مهاجران یهودی با جامعه اسرائيل، برخی قوانین مهاجرتی درباره یهودیانی که با غیر یهودیان ازدواج کرده‌اند و... سبب شده است تا بسیاری از یهودیان ساکن در کشورهای غربی، با وجود چالش‌های امنیتی، فعلا تمایلی به مهاجرت به اسرائیل نداشته باشند.

💢انتخاب‌های جایگزین

🔹اکنون برخی از یهودیان اروپایی و آمریکایی راهکارهای جایگزینی را برای مقابله با اقدامات یهودستیزانه در نظر گرفته‌اند. یکی از این گزینه‌ها، مهاجرت به کشورهایی است که اولاً دیدگاه مثبت‌تری نسبت به یهودیان وجود دارد و ثانیاً فرصت‌های شغلی و اقتصادی مناسبی در آن‌ها فراهم است. به همین دلیل، در سال‌های اخیر مهاجرت یهودیان به برخی کشورهای اروپایی نظیر اتریش، سوئیس و هلند افزایش یافته است. علاوه بر این، برخی یهودیان نیز برای رهایی از چالش‌های موجود در شهرهای بزرگ، تلاش کرده‌اند تا با مهاجرت به شهرهای کوچکتر و گمنام‌تر اروپایی، امنیت خود را تضمین کنند. اما در این میان، برخی جوامع یهودی نیز با تعامل با دولت‌های اروپایی تلاش کرده‌اند تا دولت را مجاب به تامین امنیت و حفاظت از مراکز حساس یهودیان در اروپا کنند.

مطابق شواهد موجود، بدون وقوع رویدادی حاد یا چالش‌برانگیز مانند جنگ یا بحران امنیتی بزرگ، احتمال وقوع موج مهاجرتی گسترده به اسرائيل وجود ندارد. علاوه بر این، به نظر می‌رسد علی‌رغم افزایش اقدامات ضد صهیونیستی و حتی یهودستیزانه در کشورهای غربی و نیز افزایش تمایل یهودیان به مهاجرت به اسرائیل، به دلیل چالش‌های گسترده اقتصادی و امنیتی در سرزمین‌های اشغالی، یهودیان اروپایی و آمریکایی فعلا تمایلی به مهاجرت به اسرائیل نداشته و بعید است که در سال‌های آتی، شاهد موج گسترده‌ای از مهاجرت یهودیان به اسرائیل باشیم.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

🌐انتخابات مقدماتی کنگره؛ پیروزی نامزدهای افراطی در هر دو حزب

#تحلیل_کوتاه
#آمریکا

🔸دور مقدماتی (درون‌حزبی) انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره در حالی برگزار می‌شود که وفاداران به ترامپ در حزب جمهوری‌خواه و جناح ترقی‌خواه حزب دموکرات پیروزی‌های مهمی کسب کرده‌اند. در هفته‌های گذشته، ترامپ کوشید جمهوری‌خواهانی را از دور رقابت حذف کند که پیشتر با برخی سیاست‌ها و اقدامات او مخالفت داشتند. در سمت دیگر، با افزایش نارضایتی‌های اقتصادی رأی‌دهندگان، جریان ترقی‌خواه حزب دموکرات که رویکرد چپ‌گرایانه‌تری دارد توانست پیروزی‌های مهمی را در مجلس نمایندگان کسب کند.
 
💢ترامپ نامزدهای وفادار به خود را برمی‌گزیند

🔹با وجود کاهش محبوبیت در نظرسنجی‌ها، ترامپ هنوز این قدرت را دارد تا یک نامزد جمهوری‌خواه را در انتخابات مقدماتی به پیروزی برساند. هفته گذشته، توماس مسی، نماینده کنونی حوزه چهارم انتخاباتی ایالت کنتاکی، در رقابت با هم‌حزبی خود اد گالرین شکست خورد و از انتخابات کنار رفت. پافشاری مسی بر انتشار اسناد اپستین و مخالفتش با جنگ علیه ایران، دلیل کافی به ترامپ داد تا از رقیبش حمایت کند.

🔹در انتخابات سنا نیز جمهوری‌خواهان زاویه‌دار با ترامپ به سرنوشت مشابهی دچار شدند. سناتور بیل کسیدی از ایالت لوئیزیانا در برابر جولیا لِتلو شکست خورد؛ زیرا ترامپ از او حمایت کرده بود. در حقیقت کسیدی به این دلیل باخت که در گذشته رأی به محکومیت ترامپ به دلیل حمله به کنگره در سال ۲۰۲۱ داده بود. اگرچه او کوشید تا روابط خود را با رئیس جمهور آمریکا بهبود بخشد، اما این برای جلب اعتماد او کافی نبود.

🔹در تگزاس نیز اتفاق یکسانی رخ داد. سناتور جان کورنین از کِن پکستون، نامزد مورد حمایت ترامپ شکست خورد. جان کورنین در مقاطع مختلفی اظهار کرده بود که «دوران ترامپ به سر آمده است» و همچنین گزارش شده بود که پس از انتخابات ۲۰۲۰ و در بحبوحه پرونده‌های قضایی ترامپ، به جمهوری‌خواهان توصیه کرده بود به دوران پساترامپ فکر کنند. این اظهارات کورنین در ذهن ترامپ باقی ماند و عامل شکست او در تگزاس شد.

💢سندرز و کورتز ترقی‌خواهان را پیش می‌رانند

🔹تاکنون چندین نامزد ترقی‌خواه مجلس با حمایت برنی سندرز و الکساندریا کورتز در انتخابات مقدماتی دموکرات‌ها پیروز شده‌اند. باب بروکس، آتش‌نشان و رهبر اتحادیه کارگری بازنشسته، در حوزه هفتم پنسیلوانیا پیروز شد و به مصاف رایان مکنزی جمهوری‌خواه خواهد رفت. در حوزه سوم پنسیلوانیا، کریس رب، به عنوان یک سوسیالیست دموکرات، نامزدی حزب را به دست آورد. همچنین در حوزه ششم کنتاکی، زک دمبو در مقدماتی دموکرات‌ها پیروز شد و در انتخابات اصلی با رالف آلوارادو رقابت خواهد کرد.

🔹البته ترقی‌خواهان در همه جا موفق نبوده‌اند. به عنوان نمونه، انتخابات مقدماتی حزب در تگزاس میان جیمز تالاریکو میانه‌رو و جاسمین کراکیت ترقی‌خواه با پیروزی تالاریکو به اتمام رسید. البته شاید با توجه به قدرت بالای جمهوری‌خواهان در تگزاس، این نتیجه به نفع دموکرات‌ها باشد، زیرا یک نامزد میانه‌رو بهتر می‌تواند رأی قشر مستقل جامعه را بدست آورد.
 
💢آثار رادیکال‌شدن احزاب

🔹حرکت دو حزب به سمت جریان‌های رادیکال خود اثرات مهمی بر کارکرد کنگره و حتی آینده قوه مجریه دارد. مسائلی نظیر بودجه، نصب مقامات و حتی سیاست خارجی حزبی‌تر می‌شوند و احتمال مصالحه فراحزبی کاهش می‌یابد. افزون بر این، ترقی‌خواهی مانعی جدی در برابر سیاست‌های ترامپ در دو سال آینده خواهند بود. همچنین، در صورتی که ترقی‌خواهان تبدیل به قدرت مسلط در حزب شوند، شانس آن‌ها برای کسب نامزدی حزب در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۲۸ افزایش می‌یابد.
 
💢وضعیت کنونی دو حزب در انتخابات

🔹براساس تحلیل مؤسسات پیش‌بینی انتخابات آمریکا، جمهوری‌خواهان ۲۰۹ کرسی و دموکرات‌ها ۲۰۷ کرسی مجلس را می‌توانند کسب کنند. وضعیت ۱۹ کرسی باقی‌مانده هم مشخص نیست (کرسی‌های چرخشی). در سنا، جمهوری‌خواهان فعلاً توانایی پیروزی ۵۰ کرسی و دموکرات‌ها ۴۸ کرسی را دارند. وضعیت چهار کرسی دیگر (یا به عبارت دیگر چهار ایالت) مشخص نیست. البته باید گفت در بازارهای شرط‌بندی دموکرات‌ها شانس بالاتری برای کسب کرسی‌های چرخشی دارند. همچنین، دو ایالت جمهوری‌خواه تگزاس و آلاسکا در مقایسه با چند ماه پیش بیشتر به دموکرات‌ها متمایل شده‌اند و احتمالاً رقابت سختی در این ایالات شکل بگیرد.
 
در انتخابات مقدماتی کنگره آمریکا، جناح‌های رادیکال هر دو حزب پیشرفت‌هایی داشته‌اند؛ ترامپ با حمایت از نامزدهای وفادار، مخالفان درون‌حزبی را کنار زده و ترقی‌خواهان دموکرات نیز کرسی‌هایی کسب کرده‌اند. این روند نشان‌دهنده تشدید قطبش حزبی است که می‌تواند مصالحه در کنگره را کاهش دهد و بر انتخابات ۲۰۲۸ و توازن قدرت آینده اثر بگذارد.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

♦️ترامپ و بازار نفت چگونه با یکدیگر به تعادل رسیده‌اند؟
▪️
آتلانتیک

#تهران_ریویو
#جنگ_رمضان

🔸جهان تقریباً مطمئن است که رئیس‌جمهور دونالد ترامپ هر روز ممکن است به جنگ با ایران پایان دهد. اما خود ترامپ مدام تأکید می‌کند که برای این کار عجله‌ای ندارد. در تمام این مدت نیز بازار نفت به شکلی عجیب آرام باقی مانده است. این سه واقعیت در حقیقت به هم مرتبط‌اند. وقتی جنگ آغاز شد، کارشناسان هشدار دادند که اگر تنگه هرمز بیش از چند هفته بسته بماند، قیمت نفت به ۱۵۰ یا حتی ۲۰۰ دلار در هر بشکه خواهد رسید. اما با وجود گذشت سه ماه از بسته‌بودن تنگه قیمت هر بشکه نفت خام برنت حدود ۹۴ دلار باقی مانده؛ رقمی که فاصله زیادی با قیمت آن در اوایل مارس، کمی پس از شروع جنگ، ندارد.

💢عقب‌نشینی ترامپ در آستانه‌های انفجار قیمتی

🔹طی سه ماه گذشته، بازار جهانی نفت ظاهراً بر این فرض عمل کرده که دیر یا زود تنگه هرمز باز خواهد شد و جریان نفت دوباره از سر گرفته می‌شود. این فرض نیز بر یک باور عمیق‌تر استوار است: اینکه ترامپ نهایتاً وقتی فشار اقتصادی بیش از حد بالا برود، عقب‌نشینی خواهد کرد. این همان نظریه معروف «TACO» درباره شیوه تصمیم‌گیری ترامپ است؛ مخفف جمله یعنی «ترامپ همیشه جا می‌زند». اما این منطق در عمل به شکلی خطرناک دوری و خودتقویت‌کننده شده است. قیمت‌ها پایین مانده‌اند چون سرمایه‌گذاران انتظار دارند ترامپ پیش از آنکه قیمت‌ها بیش از حد بالا برود جنگ را متوقف کند؛ اما دقیقاً به‌دلیل پایین‌ماندن قیمت‌ها، ترامپ فشار کمتری برای پایان‌دادن به جنگ احساس می‌کند. در واقع، به‌نظر می‌رسد رئیس‌جمهور فهمیده که تنها با اشاره‌های گاه‌به‌گاه به احتمال توافق صلح می‌تواند بازار نفت را آرام نگه دارد.

🔹در حالت کلی، این باور که ترامپ در برابر فاجعه اقتصادی عقب‌نشینی می‌کند، بی‌اساس نیست. پس از آنکه ترامپ در آوریل ۲۰۲۵ تعرفه‌های موسوم به «روز آزادی» را اعلام کرد، بازار سهام ظرف چند روز هزاران میلیارد دلار ارزش خود را از دست داد. سپس، همزمان با اجرایی‌شدن تعرفه‌ها، سرمایه‌گذاران بازار اوراق قرضه شروع به فروش اوراق خزانه آمریکا کردند و نرخ بهره به‌شدت افزایش یافت. تنها ۱۳ ساعت پس از آغاز سیاست تجاری جدیدش، ترامپ عقب‌نشینی کرد و تعلیق ۹۰روزه تعرفه‌ها را اعلام نمود.

🔹سپس در ۲۸ فوریه، آمریکا و اسرائیل به ایران حمله کردند. قیمت نفت برنت ظرف کمی بیش از یک هفته از حدود ۷۰ دلار به نزدیک ۱۲۰ دلار رسید. اما در ۹ مارس، ترامپ اعلام کرد که بحران «تقریباً کاملاً حل شده» و تنگه هرمز بازگشایی شده است؛ در حالی که در واقع چنین اتفاقی رخ نداده بود. پس از این اظهارات، قیمت نفت دوباره به زیر ۹۰ دلار سقوط کرد و به‌نظر می‌رسید نظریه TACO بار دیگر تأیید شده است.

🔹اما این بار ترامپ واقعاً عقب‌نشینی نکرد. جنگ ادامه یافت. قیمت نفت دوباره آرام‌آرام بالا رفت و از ۱۱۰ دلار عبور کرد. در همین زمان، ترامپ اعلام کرد دولتش «گفت‌وگوهای بسیار خوب و سازنده‌ای» با ایران برای پایان جنگ داشته است. بار دیگر قیمت نفت سقوط کرد و به حدود ۹۵ دلار رسید. این الگو بارها تکرار شد: افزایش قیمت نفت، سپس وعده قریب‌الوقوع بودن توافق صلح، بعد سقوط قیمت‌ها، و در نهایت ادامه جنگ بدون هیچ توافقی.

💢تصور معامله‌گران از آینده تنش مثبت است

🔹در نهایت مشخص شد نظریه TACO دو محدودیت اساسی دارد. نخست اینکه می‌تواند خودش را خنثی کند. معامله‌گران نفت تصور می‌کنند افزایش قیمت‌ها ترامپ را مجبور به پایان جنگ خواهد کرد؛ اما همین تصور باعث می‌شود قیمت نفت آن‌قدر بالا نرود که واقعاً چنین فشاری ایجاد شود. دوم اینکه این نظریه به‌آسانی قابل سوءاستفاده است. ترامپ احتمالاً فهمیده بازارها انتظار دارند او جا بزند. بنابراین، هر زمان قیمت‌ها بالا می‌رود، فقط کافی است وانمود کند که به‌زودی کوتاه خواهد آمد تا بازار آرام شود.

💢بازی ترامپ نمی‌تواند دائمی باشد

با این حال، تحلیلگران تأکید می‌کنند که این وضعیت نمی‌تواند برای همیشه ادامه پیدا کند. بازارها کم‌کم در حال فهمیدن الگو هستند. جانستون اشاره می‌کند که تأثیر اظهارات ترامپ درباره صلح بر قیمت نفت به‌مرور کاهش یافته، زیرا معامله‌گران به این بازی عادت کرده‌اند. مهم‌تر از آن، قانون عرضه و تقاضا نهایتاً خود را تحمیل خواهد کرد. کشورها به‌سرعت در حال مصرف ذخایر نفتی انباشته‌شده خود هستند و ممکن است طی یک ماه آینده این ذخایر رو به پایان برود. در آن زمان، نفت کافی برای پاسخ به تقاضا وجود نخواهد داشت.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

🌐اروپا و اسرائیل پس از جنگ رمضان: فاصله‌گیری سیاسی و همگرایی امنیتی

#مطالعات_اروپا
#تحلیل_کوتاه

🔸جنگ رمضان صرفاً یک بحران نظامی در خاورمیانه نبود، بلکه به‌عنوان یک شوک ژئوپلیتیک، شکاف‌های موجود در سیاست خارجی اروپا نسبت به اسرائیل را آشکارتر کرد و هم‌زمان به بازتنظیم تدریجی روابط دو طرف انجامید. این جنگ نشان داد که نگاه اروپا به اسرائیل دیگر صرفاً در چارچوب «متحد راهبردی غرب» قابل توضیح نیست، بلکه وارد مرحله‌ای پیچیده‌تر شده که در آن فاصله‌گیری سیاسی می‌تواند هم‌زمان با تعمیق همکاری‌های امنیتی ادامه یابد.

💢شکاف راهبردی اروپا بر سر اسرائیل

🔹جنگ اخیر بار دیگر فقدان اجماع درون اتحادیه اروپا درباره اسرائیل را آشکار کرد. کشورهای اروپای شرقی، به‌ویژه جمهوری چک و استونی، جنگ را در چارچوب تقابل امنیتی گسترده‌تر غرب با اسلام‌گرایی و محورهای ضدغربی تفسیر کردند و مواضعی همدلانه‌تر با اسرائیل اتخاذ نمودند. در مقابل، دولت‌هایی مانند اسپانیا و ایرلند که بر حقوق بین‌الملل و چندجانبه‌گرایی تأکید دارند، سیاست‌های اسرائیل را تهدیدی برای نظم حقوقی بین‌المللی دانستند. این شکاف نشان می‌دهد که سیاست اتحادیه اروپا نسبت به اسرائیل بیش از گذشته تابع موازنه قدرت میان اعضاست، نه یک اجماع ارزشی مشترک. در شرایط فعلی نیز وزن سیاسی و اقتصادی آلمان مانع از حرکت اروپا به سمت تقابل جدی با اسرائیل شده است.

💢تغییر ادراک اروپا از اسرائیل

🔹جنگ رمضان موجب تقویت این ادراک در بخشی از محافل اروپایی شد که سیاست‌های اسرائیل می‌تواند به بی‌ثباتی گسترده‌تر خاورمیانه منجر شود. اروپایی‌ها برخلاف برخی جریان‌های تندرو در آمریکا و اسرائیل، نسبت به سناریوهای مبتنی بر فروپاشی ساختارهای دولتی در ایران در منطقه بدبین هستند. تجربه عراق، لیبی و سوریه این تصور را تقویت کرده که خلأ قدرت در خاورمیانه معمولاً به موج‌های مهاجرتی، اختلال در بازار انرژی و بی‌ثباتی سیاسی در اروپا منجر می‌شود.

🔹از همین منظر، مخالفت بخش مهمی از اروپا با رویکردهای مبتنی بر «رژیم‌چنج» در ایران بیشتر ریشه در محاسبات امنیتی و اقتصادی داشت تا صرفاً ملاحظات اخلاقی. علاوه بر این، اروپا در مقایسه با آمریکا آسیب‌پذیری بیشتری در برابر بحران انرژی و بی‌ثباتی پیرامونی دارد و به همین دلیل، رویکرد آن به تحولات امنیتی غرب آسیا عمدتاً مبتنی بر مدیریت بحران است، نه بازآرایی تهاجمی منطقه.

💢فشار افکار عمومی بر روابط سیاسی

🔹افکار عمومی اروپا پس از هفتم اکتبر و همچنین جنگ رمضان، نگاه انتقادی‌تری نسبت به اسرائیل پیدا کرده است. افزایش حساسیت اجتماعی نسبت به بحران انسانی و تلفات غیرنظامیان، هزینه سیاسی حمایت آشکار از اسرائیل را برای دولت‌های اروپای غربی افزایش چشمگیری داده است. هرچند که این تحول الزاماً به معنای تیرگی روابط نیست، اما احتمالاً موجب خواهد شد روابط سیاسی اروپا و اسرائیل کمتر از گذشته دارای نمایش علنی همگرایی باشد. در واقع، روابط دو طرف ممکن است از شراکت ارزشی به سمت همکاری عمل‌گرایانه و محدودتر حرکت کند. در نتیجه، دولت‌های اروپایی احتمالاً در سطح رتوریک مواضع انتقادی‌تری نسبت به اقدامات اسرائیل و جنگ‌های آن اتخاذ خواهند کرد، بدون آنکه این مسئله لزوماً به گسست راهبردی منجر شود.

💢تعمیق همکاری‌های امنیتی و نظامی

🔹با وجود افزایش تنش‌های سیاسی، جنگ رمضان احتمالاً به تعمیق همکاری‌های نظامی و اطلاعاتی میان اروپا و اسرائیل منجر خواهد شد. این جنگ، هم‌زمان با جنگ اوکراین، ضعف اروپا در حوزه آمادگی نظامی و وابستگی آن به آمریکا را آشکار کرد. در چنین شرایطی، اسرائیل برای اروپا نه فقط یک شریک سیاسی، بلکه منبع مهم فناوری‌های نظامی، سامانه‌های ضدپهپادی و تجربیات عملیاتی نیز محسوب می‌شود. هم‌زمان، افزایش نگرانی نسبت به توان موشکی ایران، امنیت انرژی و احتمال اختلال در تنگه هرمز نیز همکاری‌های اطلاعاتی اروپا و اسرائیل را تقویت کرده است. این همکاری‌ها بیش از آنکه ایدئولوژیک باشند، امنیتی و اطلاعاتی محور هستند.

💢چشم‌انداز آینده روابط

در مجموع، جنگ رمضان احتمالاً روابط اروپا و اسرائیل را وارد مرحله‌ای جدید خواهد کرد؛ مرحله‌ای که در آن اروپا از نگاه سنتی به اسرائیل به‌عنوان «متحد استثنایی» فاصله می‌گیرد و به سمت رابطه‌ای عمل‌گرایانه‌تر حرکت می‌کند. در این چارچوب، فشارهای سیاسی و حقوق‌بشری بر اسرائیل افزایش خواهد یافت، اما همکاری‌های نظامی، فناورانه و اطلاعاتی گسترش پیدا خواهد کرد. آینده این روند تا حد زیادی به تحولات داخلی اسرائیل وابسته است. تداوم دولت‌های راست‌گرای رادیکال می‌تواند شکاف سیاسی با اروپا را تشدید کند، در حالی که روی کار آمدن دولتی میانه‌روتر احتمالاً بخشی از تنش‌های موجود را کاهش خواهد داد.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

🌐ترامپ از تفاهم‌نامه با ایران به دنبال توافق است یا خرید زمان؟

#تحلیل_کوتاه
#جنگ_رمضان

🔸اخبار گزارش‌های چند روز اخیر راجع به نزدیک‌بودن آمریکا و ایران به امضای یک تفاهم‌نامه اولیه، هم در واشنگتن و هم تهران تا حدی غافلگیرکننده بود. همچنین پرسش‌ها و ابهامات زیادی را درباره آینده منازعه دو کشور مطرح کرده است؛ زیرا در سه ماه گذشته تلاش‌ها برای مصالحه به دلیل پافشاری طرفین بر خواسته‌هایشان شکست خورده بود. در واشنگتن دی.سی. جمهوری‌خواهان انتقادات بسیاری به امضای یک تفاهم‌نامه با ایران که به یک توافق نهایی منتهی می‌شود وارد کردند. با این وجود، هدف اصلی ترامپ از این تصمیم هنوز مشخص نیست و سه سناریو را می‌توان مطرح کرد.
 
💢سناریوی نخست: ترامپ به دنبال خرید زمان است

🔹اصلی‌ترین نگرانی ترامپ در جنگ با ایران، سرنوشت انتخابات میان‌دوره‌ای در آبان‌ماه امسال است. اگر او بتواند جنگ را تا برگزاری انتخابات به گونه مدیریت کند که از افزایش بیشتر قیمت‌ها جلوگیری شده و بحران اقتصادی رخ ندهد، احتمال پیروزی جمهوری‌خواهان را در انتخابات بالا می‌برد و با خیالی آسوده‌تر به جنگ با ایران بازمی‌گردد. تفاهم‌نامه با ایران و مذاکرات ۶۰ روزه می‌تواند بخشی از برنامه ترامپ برای بازنگه‌داشتن تنگه هرمز و آرام‌کردن بازارها باشد تا جمهوری‌خواهان به سلامت از انتخابات عبور کنند. افزون بر این، به زودی جام جهانی به میزبانی این کشور برگزار خواهد شد و ترامپ برای اعتبار خود نمی‌خواهد قیمت‌ها در آمریکا بسیار بالا برود.

🔹در این سناریو، ترامپ به دنبال راهی خواهد بود تا با پافشاری بر خواسته‌های هسته‌ای خود مذاکرات را پس از ۶۰ روز ادامه دهد و همزمان از طریق میانجی‌گران به ایران فشار دیپلماتیک وارد کند تا تنگه هرمز را باز نگه دارد. همچنین از شدت محاصره کاسته و به اجازه فروش نفت به چین را می‌دهد تا تهران انگیزه کمتری برای بستن مجدد تنگه داشته باشد.

💢سناریوی دوم: انتظار برای فروپاشی اقتصادی

🔹دو روز پیش ترامپ در تروث‌سوشیال اعلام کرد که محاصره دریایی تا زمان رسیدن به توافق با ایران ادامه خواهد یافت. در یک سناریو، ترامپ می‌خواهد با ارائه یکسری امتیازات اقتصادی محدود (همچون آزادسازی مبلغ اندکی از دارایی‌های بلوکه‌شده) یا حتی بدون آزادسازی دارایی‌ها (همانگونه که در مصاحبه اخیر خود با فاکس‌نیوز گفت) ایران محدودیت بر تنگه هرمز را کاهش دهد، اما همچنان به محاصره ادامه یابد تا ایران ظرف دو ماه آینده به لحاظ اقتصادی دچار فروپاشی شود. تحقق این سناریو بعید به نظر می‌رسد؛ زیرا ایران بازشدن تنگه و در عین حال تداوم محاصره دریایی را نخواهد پذیرفت که در این صورت تفاهم‌نامه مذکور امضا نخواهد شد.
 
💢سناریوی سوم: ترامپ به دنبال توافقی است

🔹کاهش ذخایر تسلیحات راهبردی، خطر بسته‌ماندن تنگه هرمز تا انتخابات میان‌دوره‌ای، فشار میانجی‌گران و احتمالاً ناامیدی ترامپ از تحقق خواسته‌هایش در پرونده ایران انگیزه‌های کمی نیستند تا او را مجاب به انعطاف در برابر مطالبات ایران کنند. طبق برخی گزارش‌ها، ترامپ از جنگ با ایران خسته شده و می‌خواهد هرچه زودتر پایان یابد تا بتواند به سراغ مسائل دیگر برود. واکنش تند و منفی جمهوری‌خواهان کنگره به اخبار تفاهم‌نامه میان دو کشور این فرضیه را تقویت می‌کند که آمریکا در آستانه توافقی است که امتیازات معناداری به ایران می‌دهد.

🔹این توافق می‌تواند حالت دیگری نیز داشته باشد که در آن، ترامپ صرفا به یک مصالحه بر سر تنگه هرمز رضایت می‌دهد. وضعیت پرونده هسته‌ای هم تا مدتی نامعلوم در حالت منجمد نگه داشته خواهد شد. البته این موضوع یک مانع بسیار جدی دارد و آن جمهوری‌خواهان کنگره و لابی اسرائیل است. این دو جریان نمی‌پذیرند آمریکا جنگ با ایران را تا زمان تحقق اهداف اولیه خود ترک کند. هم‌حزبیان ترامپ مانعی جدی در مسیر امضای تفاهم‌نامه هستند.
 
ترامپ احتمالاً هنوز میان «توافق» و «وقت‌کشی» تصمیم نهایی نگرفته و ممکن است تفاهم‌نامه را ابزاری برای مدیریت بحران ببیند. سه سناریو مطرح است: نخست، خرید زمان تا انتخابات میان‌دوره‌ای از طریق باز نگه داشتن تنگه هرمز و آرام‌کردن بازارها؛ دوم، ادامه فشار اقتصادی برای فرسایش ایران؛ و سوم، پذیرش توافقی محدود و ناخوشایند. با این حال، هر مسیر برای ترامپ پرهزینه است. ایران احتمالاً اجازه نخواهد داد مذاکرات صرفاً به ابزاری برای تعویق بحران تبدیل شود و در داخل آمریکا نیز جمهوری‌خواهان و لابی اسرائیل مخالف عقب‌نشینی طولانی‌مدت از تقابل با ایران هستند.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

🌐شراکت راهبردی اما نامتقارن؛ واکاوی دیدار پوتین و شی

#مقاله_تحلیلی
#روسیه #چین

📝احمد رمضانی

🔸در ماه مه ۲۰۲۶، پکن با میزبانی فشرده و متوالی از رهبران قدرت‌های جهانی، به‌ویژه ولادیمیر پوتین و پیش از او رهبر ایالات متحده، در حال تثبیت جایگاه خود به عنوان گرانیگاه ژئوپلیتیک نظام بین‌الملل است. دیدار پوتین و شی جین‌پینگ که با تمدید پیمان دوستی و همکاری‌های همه‌جانبه همراه بود، نمادی از شراکت نامتقارن به‌نفع چین، اما پایدار است که پیامدهای مهمی برای نظم جهانی و پویایی‌های اوراسیا به همراه دارد.

💢ائتلاف راهبردی ضد هژمونیک و پیشبرد جهان چندقطبی

🔹محور اصلی گفتگوهای سران روسیه و چین، تقابل با ساختار قدرت تحت رهبری غرب و ترویج ایده جهان چندقطبی بود. بیانیه مشترک صادر شده در این دیدار، به صراحت یکجانبه‌گرایی و سیاست‌های مخل نظم غرب را هدف قرار داده و بر لزوم هماهنگی عمیق در نهادهایی چون بریکس و سازمان همکاری شانگهای تأکید داشت. پکن و مسکو با این رویکرد، در پی جذب کشورهای جنوب جهانی و ارائه ساختار جایگزین و عادلانه‌تر برای نظم پساجنگ سرد هستند. با این وجود، این همگرایی بیش از آنکه همسویی ایدئولوژیک مطلق باشد، هماهنگی عمل‌گرایانه برای مهار فشارهای سیستماتیک غرب ارزیابی می‌شود.

💢اقتصاد و انرژی؛ عمل‌گرایی در سایه عدم تقارن

🔹در حوزه اقتصادی، گرچه پکن با احتیاطی استراتژیک از وابستگی متقابل عمیق پرهیز می‌کند، با این حال وابستگی روسیه به بازار و فناوری چین به بی‌سابقه‌ترین سطح خود رسیده است. بارزترین نمود این رویکرد، تداوم بن‌بست در مذاکرات تجاری خط لوله گازی «قدرت سیبری ۲» است. در حالی که پکن خواهان دریافت گاز با قیمت‌های یارانه‌ای داخلی (حدود ۱۲۰ تا ۱۵۰ دلار) است، روسیه برای جبران بازارهای از‌دست‌رفته اروپا به دنبال یافتن جایگزین است و بر فرمول قیمت‌گذاری مشابه خط لوله «قدرت سیبری ۱» اصرار دارد. با این حال، بحران‌های منطقه‌ای نظیر تنش‌ها در غرب آسیا و تهدیدات پیرامون شاهراه‌های مواصلاتی مانند تنگه هرمز، ارزش استراتژیک مسیرهای ترانزیتی زمینی روسیه را برای امنیت ملی چین دوچندان کرده است.

💢همکاری‌های امنیتی؛ از هماهنگی میدانی تا بدگمانی‌ها

🔹در لایه‌های پنهان‌تر، همکاری‌های نظامی و اطلاعاتی دو کشور تعمیق یافته است. حمایت‌های فناورانه با کاربرد دوگانه پکن در حوزه نظامی روسیه و همچنین آموزش‌های تاکتیکی در حوزه‌های جنگ الکترونیک و پهپادی، نشان از ارتقای سطح هماهنگی‌های دفاعی دارد. با وجود این سطح از تعاملات، سایه بی‌اعتمادی تاریخی همچنان بر روابط دو همسایه اوراسیایی سنگینی می‌کند.

💢موازنه ظریف پکن؛ بازی استراتژیک در میانه میدان

🔹یکی از کلیدی‌ترین ابعاد این دیدار، زمان‌بندی آن بلافاصله پس از میزبانی چین از مقامات عالی‌رتبه آمریکایی بود. این توالی به روشنی نشان می‌دهد که هدف استراتژیک چین، مدیریت زمان و کنترل سرعت رقابت با واشنگتن است. پکن خواهان حفظ پایداری حاکمیت در مسکو به عنوان ضربه‌گیر استراتژیک است؛ زیرا تضعیف شدید روسیه یا پیروزی مطلق غرب، جایگاه امنیتی چین را در اوراسیا به شدت آسیب‌پذیر خواهد کرد. در عین حال، پکن هوشیار است که این حمایت‌ها نباید دسترسی این کشور به بازارهای غربی را قربانی کرده یا به رویارویی مستقیم همه‌جانبه با غرب منجر شود.

💢مقایسه با دیدار ترامپ و شی

🔹در دیدار ترامپ، پکن با تشریفات پرزرق‌وبرق، نمادسازی‌های حساب‌شده و امتیازهای اقتصادی تلاش کرد روحیه نمایش‌گرایانه او را ارضا کند. در مقابل، سفر پوتین فضایی کم‌هیاهو اما عمیقا راهبردی داشت. به‌دلیل پیوند نهادینه‌شده دو کشور، نیازی به نمایش‌های شخصی‌محور نبود و تمرکز بر تعمیق ائتلاف سیاسی و امنیتی علیه هژمونی آمریکا قرار گرفت.

💢چشم‌انداز راهبردی

دیدار مه ۲۰۲۶ پوتین و شی، تثبیت شراکت نامتقارن اما انعطاف‌پذیر بود. در افق پیش‌رو، روسیه بیش از پیش به تأمین‌کننده انرژی و منابع خام برای چین تبدیل خواهد شد. پکن نیز با بهره‌گیری از این موقعیت برتر، به حمایت‌های غیرمستقیم خود از مسکو ادامه خواهد داد تا ضمن جلوگیری از تضعیف کرملین، موازنه قدرت با ایالات متحده را حفظ کند. این الگوی رفتاری، معماری امنیتی و اقتصادی اوراسیا را برای دهه‌های آینده در قالب همگرایی محتاطانه شکل خواهد داد. این ائتلاف فاقد همبستگی مطلق ایدئولوژیک است، اما در به چالش کشیدن هژمونی غرب، اهداف مشترک و مستحکمی را دنبال می‌کند.

🔗برای مطالعه متن کامل مقاله کلیک کنید!🔗

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

🌐آیا اسرائیل می‌تواند برای برای خروج اورانیوم از ایران عملیات نظامی کند؟

#مطالعات_اسرائیل
#تحلیل_کوتاه
 

🔸یکی از اهداف و برنامه‌های اصلی ایالات متحده و رژیم صهیونیستی در جریان جنگ اخیر، وارد آوردن آسیب گسترده به زیرساخت‌های هسته‌ای و خروج اورانیوم غنی شده از ایران بوده است. بر همین اساس، مقامات ارشد ایالات متحده و رژیم اسرائیل بارها به صراحت تاکید کرده‌اند که تمام اورانیوم غنی شده باید از خاک ایران خارج شود. در این چارچوب،‌ ترامپ و نتانیاهو بارها در مصاحبه‌ها و پیام‌های خود تاکید کرده‌اند که اورانیوم غنی شده، چه از طریق مذاکره و چه از طریق جنگ، از خاک ایران باید خارج شود.

💢تمرین نفوذ به تاسیسات هسته‌ای ایران

🔹به نظر می‌رسد پس از به بن بست رسیدن مذاکرات میان ایران و آمریکا و عدم پذیرش شرط خروج اورانیوم غنی شده از جانب طرف ایرانی،‌ اکنون مقامات رژیم صهیونیستی به دنبال طرح‌هایی نظامی جهت خارج کردن اورانیوم غنی شده از خاک ایران هستند. بر همین اساس، در هفته گذشته یک کارشناس امنیتی در شبکه ۱۴ رژیم صهیونیستی به افشای طرح اسرائيل برای ربایش اورانیوم غنی شده در ایران پرداخت. به گفته شیمون ریکلین، در هفته‌های اخیر کماندوهای اسرائیلی در حال تمرین و برگزاری رزمایش برای نفوذ به تاسیسات هسته‌ای اصفهان جهت خارج کردن اورانیوم غنی سازی شده از خاک ایران‌ بوده‌اند. مطابق این اظهارات، به نظر می‌رسد که با از سرگیری دور جدیدی از تنش‌ها میان ایران و ایالات متحده- رژیم صهیونیستی، یکی از اصلی‌ترین اهداف نیروهای متخاصم، عملیات هلی‌برن به منظور خروج اورانیوم غنی‌شده از خاک ایران خواهد بود.

💢چالش جابه‌جایی اورانیوم غنی شده

🔹عملیات شکست خورده آمریکا در اصفهان دشواری چنین سناریویی را نشان داده است. ربایش مواد علاوه بر دشواری‌های دسترسی، پیچیدگی‌های بیشتری نیز دارد. بنابر گزارشات رسمی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، ذخایر اورانیوم ایران در چند سایت مختلف نگهداری می‎‌شوند. رافائل گروسی در خصوص امکان جابه‌جایی این مواد از طریق اقدام نظامی ابراز تردید کرده و تاکید کرده است که این اورانیوم‌ها به صورت گازی بوده و حمل آن بسیار دشوار است. بنابراین، حداقل به چندین خودروی سنگین برای انتقال این حجم از مواد غنی شده نیاز است که با توجه به انجام عملیات به صورت مخفی،‌ امکان موفقیت آمیز بودن آن به شدت مورد تردید است. گروسی همچنین هشدار داده است هرگونه شکست در عملیات نظامی یا انفجار در سانتریفیوژها می‌تواند منجر به پخش اورانیوم‌ها شده و این امر تبعات سنگینی برای کل منطقه خواهد داشت.

💢ترس از پیامدهای شکست

🔹اکنون یکی از موانع چنین عملیاتی، ترس از شکست آن است. طبعا اگر این عملیات با اسیر شدن سربازان آمریکایی-اسرائيلی و یا وقوع رخدادهایی نظیر آنچه در جنوب اصفهان رخ داد، همراه شود، این مسئله می‌تواند به شکست سختی برای قوای متخاصم تبدیل شده و تبعات سنگینی برای مقامات سیاسی آمریکا و اسرائيل به همراه خواهد داشت. در کنار این مسئله،‌ نگرانی از پاسخ‌ احتمالی ایران و حمله این کشور به مراکز هسته‌ای کشورهای همسایه و رژیم اسرائیل نیز سبب شده است تا تردیدهای جدی نسبت به انجام این عملیات در مراکز تصمیم‌گیری دشمن وجود داشته باشد.

💢راهکارهای جایگزین

🔹در صورتی که آمریکا و اسرائیل در شرایط فعلی چه از طریق جنگ و چه از طریق مذاکره نتوانند به این مواد دسترسی پیدا کنند، احتمالاً برنامه‌های جایگزینی را برای ضربه به تاسیسات هسته‌ای ایران طرح ریزی خواهند کرد. مواردی نظیر ترور دانشمندان هسته‌ای، خرابکاری در تاسیسات غنی سازی کشور، حملات سایبری و بهره‌گیری از بدافزارها و ویروس‌هایی نظیر استاکس نت برای ایجاد اخلال در عملکرد سانتریفیوژها، استفاده از عناصر نفوذی برای تخریب زیرساخت‌های هسته‌ای و مواردی از این دست، ممکن است در ادامه در دستور کار آن‌ها قرار بگیرد.

به نظر می‌رسد خروج اورانیوم غنی شده از خاک ایران اکنون به یکی از جدی‌ترین اهداف دشمن آمریکایی ـ صهیونیستی تبدیل شده است. طبعاً به دلیل ریسک پایین‌تر، مقامات دشمن تمایل دارند تا این مواد از طریق سازوکارهای دیپلماتیک از کشور خارج شوند. اما بنابر گزارشات رسانه‌ها و اظهارات مقامات، ایران تاکنون در خصوص تحویل این مواد تمایلی از خود بروز نداده است. همین امر سبب شده تا دولت‌های متخصام برای دستیابی به این هدف،‌ سناریوی اقدام نظامی را بررسی کنند و حتی کماندوهای اسرائیلی تمریناتی مخفی جهت دستیابی به این مواد را انجام دهند. اما به دلیل مخاطرات بالای این عملیات، به نظر می‌رسد تصمیم‌گیران نظامی دشمن، فعلاً انجام این عملیات را متوقف کرده یا حداقل به تعویق انداخته‌اند.


اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

♦️قمار ترامپ بر سر تایوان، هدیه‌ای به چین است
▪️واشنگتن‌پست

#تهران_ریویو
#آمریکا #چین

🔸دونالد ترامپ حق دارد که بخواهد از جنگ با چین بر سر تایوان جلوگیری کند. اما اگر فکر کند متوقف کردن یا تهدید به توقف ارسال تسلیحات به تایوان، احتمال جنگ را کمتر می‌کند در اشتباه است. ترامپ در مصاحبه‌ای با فاکس‌نیوز پس از سفرش به چین گفت که فروش تسلیحاتی معلق به ارزش ۱۴ میلیارد دلار به تایوان را «فعلاً متوقف» کرده و تأیید آن «به چین بستگی دارد». او این بسته تسلیحاتی را «یک اهرم مذاکره بسیار خوب» توصیف کرد. این رویکرد مذاکره‌ای سرسختانه نیست؛ بلکه سوءبرداشتی خطرناک از مفهوم بازدارندگی است.

🔹تسلیحات تایوان نباید به‌عنوان اهرمی برای معامله با پکن تلقی شوند. این سلاح‌ها ابزاری هستند که واشنگتن از طریق آن‌ها اطمینان حاصل می‌کند شی جین‌پینگ، رهبر چین، هرگز تصور نکند که بازپس‌گیری اجباری این جزیره دموکراتیکِ ۲۳ میلیونی با هزینه‌ای قابل قبول ممکن است. بازدارندگی به‌تعویق‌افتاده، بازدارندگی تضعیف‌شده است. تایوان پیش از آغاز هر بحران به موشک، سامانه‌های پدافند هوایی، تجهیزات ضدپهپاد، پرتابگرهای متحرک، آموزش و مهمات نیاز دارد. زمانی که کشتی‌ها، هواپیماها و واحدهای سایبری چین وارد عمل شوند، فرصت تجهیز مؤثر تایوان تقریباً از بین رفته است. هدف از مسلح کردن تایوان در حال حاضر این است که هرگز نیازی به استفاده از آن فرصت پیش نیاید.

💢پیام اشتباه واشنگتن به متحدان

🔹ترامپ مدت‌هاست از شرکای آمریکا خواسته سهم بیشتری در دفاع از خود بپردازند. تایوان نیز همین کار را انجام داده است. پارلمان این کشور هفته گذشته حدود ۲۵ میلیارد دلار بودجه دفاعی اضافی را تصویب کرد که بخش زیادی از آن صرف خرید تسلیحات آمریکایی می‌شود؛ آن هم پس از ماه‌ها فشار برای تقویت امنیت خود. تنبیه کردن تایوان پس از آنکه مسئولیت بیشتری پذیرفته، پیام اشتباهی می‌فرستد. این کار به شرکای آمریکا می‌گوید حتی اگر بیشتر هزینه کنند، از آمریکا خرید کنند و دفاع خود را جدی بگیرند، باز هم حمایت واشنگتن ممکن است به خواسته‌های همان دشمنی وابسته شود که آن‌ها را تهدید می‌کند.

💢پیام ضعف به پکن

🔹این اقدام پیام بدتری هم برای پکن دارد. اگر تقویت توان دفاعی تایوان بتواند با اعتراض چین کند یا متوقف شود، شی جین‌پینگ دلیلی قوی خواهد داشت که اعتراضاتش را شدیدتر کند. این درس خطر جنگ را افزایش می‌دهد. فشار نظامی چین علیه تایوان مداوم و حساب‌شده است. هواپیماها، کشتی‌ها و دیگر تجهیزات نظامی چین برای آزمودن توان دفاعی تایوان به کار گرفته می‌شوند؛ نه فقط به‌عنوان تمرین برای حمله احتمالی، بلکه برای تضعیف روحیه مردم تایوان و القای این تصور که مقاومت بی‌فایده است. پکن همچنین یک هدف سیاسی در تایوان دارد: اینکه رأی‌دهندگان تایوانی را متقاعد کند نزدیکی به واشنگتن خطرناک است، آمریکا شریک قابل اعتمادی نیست و سازش با چین اجتناب‌ناپذیر است.

🔹اظهارات ترامپ فروش این روایت را آسان‌تر می‌کند. اگر چین باور کند که حمایت آمریکا از تایوان می‌تواند به تعویق بیفتد، تضعیف شود یا مورد معامله قرار گیرد، پکن دلیلی خواهد داشت که هر بسته تسلیحاتی را برای واشنگتن پرهزینه‌تر کند: رزمایش‌های بیشتر، تهدیدهای اقتصادی بیشتر، فشار بر صادرات عناصر نادر خاکی و وعده‌های محرمانه تجاری که شاید هرگز عملی نشوند.

🔹تناقض ماجرا آشکار است. ترامپ گفت تایوان باید «آرام‌تر رفتار کند»، ظاهراً هشداری به تایپه درباره اقداماتی که پکن می‌تواند تحریک‌آمیز جلوه دهد. او همچنین بار دیگر ادعا کرد تایوان صنعت تراشه آمریکا را «دزدیده» است. شاید این شیوه او برای فشار بر شرکا در مذاکرات تجاری و سرمایه‌گذاری باشد، اما یک واقعیت راهبردی اساسی را مخدوش می‌کند: تایوان مهاجم نیست؛ چین قدرتی است که تهدید به زور می‌کند.

💢لزوم فشار بیشتر بر تایوان

سیاست دیرینه آمریکا درباره استقلال تایوان عمداً مبهم بوده است؛ اما تقویت توان دفاعی تایوان این سیاست را تغییر نمی‌دهد. در عین حال، ترامپ می‌تواند و باید در مذاکره با تایپه سخت‌گیر باشد. او باید خواستار اصلاحات سریع‌تر دفاعی، سرمایه‌گذاری بیشتر در پهپادها و افزایش تاب‌آوری انرژی شود؛ از جمله خریدهای بلندمدت گاز طبیعی مایع از آمریکا که به تایوان کمک می‌کند در برابر محاصره یا تهاجم مقاومت کند. او همچنین باید تایپه را تحت فشار بگذارد تا سریع‌تر دفاع ساحلی، آمادگی غیرنظامی و ذخایر مهمات خود را تقویت کند. این خواسته‌ها منصفانه‌اند. متحدان و شرکای آمریکا نباید انتظار داشته باشند واشنگتن بیشتر از آنچه خودشان برای دفاعشان انجام می‌دهند، برای امنیتشان هزینه کند.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

🌐چهار مسئله کلیدی ایران در مذاکرات ۶۰ روزه

📝عرفان علمشاهی

#تحلیل_کوتاه
#جنگ_رمضان

🔹تفاهم‌نامه اولیه برای پایان جنگ رمضان میان ایران و آمریکا به زودی امضا خواهد شد. رسیدن به چنین مرحله‌ای به معنای آن است که دو طرف بیش از گذشته خواهان اتمام درگیری نظامی هستند. مطابق گزارش‌ها، این تفاهم نامه شامل آزادسازی بخشی از دارایی‌های بلوکه‌شده ایران، تعلیق برخی تحریم‌ها؛، پایان محاصره دریایی، بازگشایی تنگه هرمز، پایان جنگ در تمام جبهه‌ها، تعهد ایران به عدم دستیابی به سلاح هسته‌ای و از همه مهم‌تر آغاز دو ماه مذاکره برای انعقاد توافق هسته‌ای نهایی است. این ۶۰ روز چالش‌های بسیاری به همراه خواهد داشت و ایران باید چند مسئله کلیدی را در نظر داشته باشد.
 
1️⃣ عقب‌نشینی هسته‌‎ای ترامپ، شاید دوام نداشته باشد

🔸ترامپ اعلام کرده که ایران حق غنی‌سازی در سطوح پایین و رقیق‌سازی ذخایر اورانیوم با غنای بالا در خاک خود را خواهد داشت. این مهم‌ترین چرخشی است که ترامپ از زمان آغاز جنگ ۱۲ روزه در قبال مسئله هسته‌ای داشته است. با این وجود، شخصیت ناپایدار ترامپ می‌تواند به تغییر مجدد در مواضع بیانجامد. افزون بر این، حزب جمهوری‌خواه تاکنون غنی‌سازی را خط قرمز خود اعلام کرده است و به ترامپ فشار می‌آورد تا موضع سختگیرانه پیشین را مجدداً اتخاذ کند. در مجموع، هنوز تکلیف برنامه هسته‌ای تعیین نشده است.
 
2️⃣ بازگشت‌پذیری بیش از سایر مسائل هسته‌ای اهمیت دارد

🔸آمریکا خواستار پذیرش تعهدات هسته ای فراتر از برجام توسط ایران است، از جمله تعلیق موقت غنی‌سازی (به ادعای ترامپ ۲۰ یا نهایتاً ۱۵ سال)، کاهش سقف ذخایر اورانیوم با غنای پایین (۵ و زیر ۵ درصد)، افزایش نظارت‌ها، محدودیت بیشتر در تحقیق و توسعه، کاهش تعداد سانتریفیوژها و کاستن از تعداد تأسیسات هسته‌ای فعال. این محدودیت‌ها -که پذیرش غالب‌شان اجتناب‌ناپذیر به نظر می‌رسد- فاصله ایران را با وضعیت هسته‌ای پیش از جنگ ۱۲ روزه افزایش خواهند داد، اما این فاصله نباید به قدری باشد که با برچیدن (Dismantlement) هسته‌ای تفاوت چندانی نکند. ایران باید بتواند به فاصله زمانی بهینه در بحث بازگشت‌پذیری دست یابد.

🔸مهم‌ترین علت ضرورت این موضوع در ناپایداربودن هرگونه توافق سیاسی با آمریکا است. احتمال قابل توجهی وجود دارد که این توافق در کنگره به تصویب نرسد؛ زیرا بخش قابل توجهی از جمهوری‌خواهان و حتی برخی دموکرات‌ها (به دلیل رقابت سیاسی با جمهوری‌خواهان بر سر پرونده ایران یا صرفاً ضدیت با ایران) آن را به تصویب نرسانند. همچنین، تجربه دولت نخست ترامپ نشان داد، سرنوشت توافق‌های سیاسی به اینکه چه کسی در کاخ سفید باشد وابسته است. ایران در صورت مخالفت کنگره و بدون بازگشت‌پذیری نمی‌تواند تضمینی دریافت کند که رؤسای جمهور آینده آمریکا نیز این توافق را خواهند پذیرفت.
 
3️⃣ مذاکرات ۶۰ روزه نباید مقدمه ترامپ برای خرید زمان باشد

🔸پایان دائمی جنگ به عنوان انگیزه و هدف نهایی ترامپ از تفاهم‌نامه، صرفاً یکی از سناریوها است. ممکن است ترامپ مذاکرات ۶۰ روزه و بازگشایی تنگه هرمز را صرفاً ابزاری برای کنترل بازارها تا انتخابات میان‌دوره‌ای ببیند. به عبارت بهتر، ترامپ شاید بخواهد مذاکرات ۶۰ روزه را (که تا ۲۵ شهریورماه خواهد بود) طولانی‌تر کند تا از پیروزی جمهوری‌خواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای (آبان‌ماه) اطمینان حاصل کند. فاصله پایان مذاکرات تا آغاز انتخابات میان‌دوره‌ای اندک است. به همین خاطر، ایران باید از هرگونه تمدید زمان مذاکرات اجتناب کند.
 
4️⃣ پرونده لبنان، باز و ترامپ در مهار نتانیاهو ناتوان بوده است

🔸اگر برنامه هسته‌ای مهم‌ترین چالش مذاکرات پیشین میان ایران و آمریکا بود، در مذاکرات ۶۰ روزه، لبنان به چالش جدی‌تری تبدیل شده است. نتانیاهو ملاحظات امنیتی و سیاست داخلی (نزدیکی به انتخابات پارلمانی) دارد که به او اجازه پایان جنگ و عقب‌نشینی نیروها از جنوب لبنان را نمی‌‎دهد. چنین کاری هزینه سیاسی بالایی برای او خواهد داشت. تجربه دو حمله اخیر به بیروت و حملات مداوم به رهبران حماس از زمان آتش‌بس در غزه نشان می‌دهد آمریکا توان یا میل چندانی برای فشار به اسرائیل ندارد. این در حالی است که بقای حزب‌الله و امنیت شیعیان لبنان خط قرمز ایران است. اگر ترامپ نتواند نتانیاهو را متقاعد به عقب‌نشینی کند، ایران یا باید از مذاکرات خارج شود و یا به طریق دیگری مستقیماً اسرائیل را وادار به عقب‌نشینی کند.
 
نکات مطرح‌شده به معنای آن است که تفاهم‌نامه اولیه را صرفاً باید یک قدم رو به جلو برای پایان مسائل مورد مناقشه با آمریکا دانست، نه چیزی بیشتر. خواسته‌های دو طرف در مقایسه با دو مذکرات پیشین (اردیبهشت و اسفند ۱۴۰۴) به یکدیگر نزدیک شده، اما موانع بسیاری وجود دارد که موفقیت نهایی مذاکرات را دشوار می‌کند.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

♦️کشورهای حاشیه خلیج فارس توافق با ایران را چگونه می‌بینند؟
▪️مرکز مطالعات راهبردی و بین‌الملل

#تهران_ریویو
#جنگ_رمضان

🔹با آشکار شدن جزئیات تفاهم‌نامه میان آمریکا و ایران، کشورهای حاشیه خلیج فارس احتمالاً از این توافق با ترکیبی از آسودگی خاطر و نگرانی عمیق استقبال خواهند کرد. اگر این تفاهم‌نامه امضا شود، همراه با آتش‌بس ۶۰ روزه، تصویر روشن‌تری از نظم در حال شکل‌گیری در خاورمیانه ارائه خواهد داد.

💢آسودگی خاطر: جلوگیری از یک فاجعه

🔸نزدیک به سه ماه درگیری و جنگ آسیب شدیدی به شهروندان کشورهای حاشیه خلیج فارس زده است. حتی برخی اقدامات حفاظتی دولت، مانند اپلیکیشن تلفن همراهی که برای هشدار درباره حملات ورودی طراحی شده بود، خود موجب افزایش نگرانی مردم شد.

🔸در مجموع، تلاش‌ها برای کاهش آثار جنگ به تقویت تاب‌آوری کمک کرده است، اما افزایش قیمت‌ها و کمبود برخی کالاها همچنان ادامه دارد. فراتر از آسیب‌های انسانی، بیشتر کشورهای خلیج فارس با تهدیدی حیاتی برای اقتصاد خود نیز مواجه بوده‌اند؛ تهدیدی ناشی از بسته شدن تنگه هرمز و حملات مستقیم به زیرساخت‌های انرژی. همه کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس بخشی از زیرساخت‌های انرژی خود اعم از تأسیسات ذخیره‌سازی، حمل‌ونقل، پالایش یا تولید را در حملات ایران از دست داده‌اند.

🔸اگر ترامپ تصمیم می‌گرفت تهدیدهای مکرر خود مبنی بر حمله به زیرساخت‌های انرژی و غیرنظامی ایران را عملی کند، مرحله بعدی جنگ می‌توانست برای کشورهای خلیج فارس فاجعه‌بار باشد. تولید انرژی که ستون فقرات اقتصاد این کشورهاست، پیش از این نیز دچار اختلال شده بود. علاوه بر آن، برنامه‌های بلندپروازانه تنوع‌بخشی اقتصادی این کشورها نیز به خطر افتاده بود. ادامه جنگ چشم‌انداز سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی نیز به شدت تضعیف می‌کرد.

💢نگرانی: همزیستی با ایران

🔸توافق احتمالی، حکومتی جسورتر را در تهران بر جای می‌گذارد که خود را پیروز این رویارویی می‌داند. اکنون منطقه باید با ایرانی کنار بیاید که همچنان از طریق حفظ توانمندی‌های موشکی و پهپادی خود قادر است هر زمان که بخواهد تنگه هرمز را مختل کند. این کشورها همچنین نگران آن هستند که ایران، هرچند با شبکه‌ای تضعیف‌شده، همچنان روابط خود را با گروه‌ها و شرکای منطقه‌ای حفظ کرده باشد. مهم‌ترین مطالبه کشورهای عضو شورای همکاری، بازگشت وضعیت تنگه هرمز به شرایط پیش از جنگ است؛ اما بر اساس مفاد گزارش‌شده تفاهم‌نامه، تحقق این هدف چندان محتمل به نظر نمی‌رسد.

💢چشم‌انداز آینده

🔸در حالی که کشورهای خلیج فارس هنوز در حال هضم پیامدهای گسترده تحولات جنگ با ایران هستند، اکنون تلاش‌های خود را برای مدیریت «وضعیت جدید» تشدید خواهند کرد.

🔸در مواجهه با ایرانی که همچنان قادر به تهدید منطقه است و همچنین در شرایطی که تردیدهایی درباره قابلیت اتکای آمریکا به‌عنوان ضامن امنیتی وجود دارد، کشورهای خلیج فارس احتمالاً بر سه محور اصلی تمرکز خواهند کرد: تقویت توان دفاعی داخلی، گسترش همکاری‌های امنیتی درون‌منطقه‌ای و متنوع‌سازی شرکای امنیتی و اقتصادی برای تکمیل روابط با آمریکا و مدیریت چالش ایران.

🔸برای بسیاری از این کشورها، تقویت دفاع ملی از طریق ایجاد مشارکت‌های متنوع اهمیت ویژه‌ای خواهد داشت. انتظار می‌رود کشورهای خلیج فارس توافق‌های دفاعی جدیدی با کشورهای اروپایی و شرق آسیا منعقد کنند.

🔸با وجود اختلافات شناخته‌شده میان برخی اعضای شورای همکاری، برخی مقام‌ها تأکید می‌کنند که همکاری‌های اطلاعاتی، امنیتی و نظامی میان اعضا نه تنها کاهش نیافته، بلکه عمیق‌تر نیز شده است. انتظار می‌رود این روند در سال‌های آینده ادامه یابد و شامل توسعه امنیت دریایی، افزایش توانایی‌های مین‌روبی برای حفظ آزادی کشتیرانی و همچنین تقویت سامانه‌های مقابله با پهپادها باشد.

🔸در نهایت، بخشی از مدیریت این «وضعیت جدید» به نحوه مواجهه با ایران مربوط می‌شود. هر میزان اعتماد متقابلی که پیش‌تر وجود داشته، اکنون تقریباً از میان رفته است. با این حال، همان‌گونه که تقریباً تمامی افرادی که نویسندگان در قطر با آن‌ها گفت‌وگو کردند تأکید داشتند: «ایران آمده است که بماند».

💢بازدارندگی موثر مقابل ایران

🔸از نگاه قطر و برخی دیگر از کشورهای خلیج فارس، ایجاد روابط اقتصادی متقابل و وابستگی‌های اقتصادی میان ایران و کشورهای منطقه می‌تواند مؤثرترین ابزار بازدارندگی باشد. بر اساس این دیدگاه، ادغام ایران در یک الگوی اقتصادی مبتنی بر ثبات منطقه‌ای شاید بهترین امید برای مهار رفتارهای بی‌ثبات‌کننده آن در آینده باشد.

نزدیک به سه ماه جنگ نشان داده است که الگوهای سنتی بازدارندگی نظامی در برابر ایران کارایی محدودی دارند. کشورهای خلیج فارس اکنون به این جمع‌بندی رسیده‌اند که برای مواجهه با ایران، نیازمند راهبردی متفاوت و بلندمدت هستند.
 

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

🔵پول نفت ونزوئلا کجا رفته است؟
▪️شورای روابط خارجی

#اکوتهران

🔸ایالات متحده بر صنعت نفت ونزوئلا مسلط شد، پرسش این است که پول نفت کجا رفته است؟ در چهار ماه نخست پس از تسلط ایالات متحده بر صادرات نفت ونزوئلا، حدود ۱۰۰ میلیون بشکه نفت به ارزش تقریبی ۸ میلیارد دلار زیر نظر ایالات متحده و از طریق سازوکاری با عدم شفافیت کامل و نظارت حداقلی به فروش رسیده و با وجود ادعاهای مکرر درباره منافع این کنترل، هیچ اطلاعات عمومی درباره میزان فروش، درآمد حاصل یا نحوه استفاده از این منابع منتشر نشده است.

🔹بر اساس داده‌های رهگیری نفتکش‌ها و گزارش‌های مربوط به تخفیفات نفتی این کشور، ارزش صادرات تحت کنترل آمریکا از حدود ۶۰۰ میلیون دلار در ژانویه (حدود ۳۸۰ هزار بشکه در روز) به حدود ۳.۷ میلیارد دلار فقط در ماه آوریل (حدود ۱.۱ میلیون بشکه در روز) افزایش یافته است و بزرگ‌ترین خریداران نفت ونزوئلا پس از ۳ ژانویه به ترتیب ایالات متحده با ۴۳ درصد، هند با ۲۶ درصد و اسپانیا با ۸ درصد بوده‌اند. دولت آمریکا در این باره برخی اطلاعات محدود را در اختیار کنگره قرار داده است و طبق اظهارات وزیر خارجه این کشور، ۳۰۰ میلیون دلار از طریق یک حساب «کوتاه‌مدت» در قطر به ونزوئلا منتقل شده و ۲۰۰ میلیون دلار دیگر در همان حساب باقی مانده بود.

🔹اما در ماه بعد اعلام شد که کل ۵۰۰ میلیون دلار منتقل شده است و قرار است در ادامه مسیر از حساب‌های خزانه‌داری آمریکا استفاده شود. در آوریل نیز اعلام شد حدود ۳ میلیارد دلار به ونزوئلا تخصیص یافته، اما مشخص نیست چه میزان از منابع در حساب‌های خزانه‌داری باقی مانده است و حتی معلوم نیست این اطلاعات به‌طور کامل در اختیار کنگره قرار گرفته باشد. همچنین، هیچ گزارش شفافی درباره میزان دقیق درآمدهای تحت کنترل یا نهاد مسئول مدیریت آن‌ها وجود ندارد.

🔹از این منظر، رودریگز در مرکز تبادل امتیازات قرار دارد و امتیازاتی نیز به دست آورده است. علاوه بر ‌رسمیت‌بخشی دیپلماتیک، ایالات متحده تحریم‌ها را از طریق اعطای مجوزهای موقت به شرکت‌ها و افراد آمریکایی برای فعالیت در بخش‌های نفت، معدن و مالی ونزوئلا دور زده است. با این وجود، این مجوزها هر لحظه قابل لغو هستند و بدون یک چارچوب سیاستی مشخص صادر شده‌اند. در واقع، برخلاف دوره اول دولت ترامپ که یک چارچوب مشخص به عنوان شروط رفع تحریم‌ها معرفی شده بود، اکنون هیچ برنامه‌ای برای رفع پایدار تحریم‌ها ارائه نشده است.

🔹در عین حال، یکی از مطالبات اصلی رودریگز که هنوز محقق نشده، دسترسی به ۵ میلیارد دلار حق برداشت مخصوص (SDR) در صندوق بین‌المللی پول است که ونزوئلا از سال ۲۰۱۹ به آن دسترسی نداشته است. همچنین، تصمیم دولت ترامپ برای کنار گذاشتن اپوزیسیون و جامعه مدنی از مذاکرات، نشان‌دهنده می‌دهد که رویکردی جامع به آینده سیاسی این کشور در دولت آمریکا وجود ندارد.

🔹شرکت دولتی نفت ونزوئلا (PDVSA) از سال ۲۰۱۶ هیچ آماری درباره درآمدهای نفتی منتشر نکرده و دولت آمریکا نیز ارقام دقیق را اعلام نکرده است. اگرچه فرمان اجرایی ۱۴۳۷۳ بیان می‌کند که این منابع به‌عنوان دارایی دولت ونزوئلا تحت حضانت وزارت خزانه‌داری نگهداری می‌شوند و وزارت خارجه دستور پرداخت‌ها را می‌دهد، اما جزئیات عملی این سازوکار مشخص نیست. همچنین، قراردادهای مربوط به فروش نفت، همکاری با خریداران، بانک‌ها و سایر طرف‌ها منتشر نشده‌اند.

🔹در حوزه اجرا، شرکت‌های تجاری مانند Trafigura و Vitol که قرار بود به‌صورت موقت در فروش نفت مشارکت داشته باشند، همچنان پس از پنج ماه فعال هستند و شرکت دیگری به نام GE Warren نیز به این فرآیند اضافه شده است، بدون آنکه توضیحی درباره نقش یا چارچوب فعالیت آن‌ها ارائه شود. همچنین اعلام شده که شرکت حسابرسی KPMG قرار است به‌صورت فصلی حسابرسی انجام دهد، اما زمان انتشار گزارش‌های حساب‌رسی این شرکت مشخص نیست.

باید توجه داشت که این وضعیت فقط محدود به نفت نیست و صادرات طلا و سایر مواد معدنی نیز تحت کنترل آمریکا انجام می‌پذیرد. مطابق آمار اعلامی، حدود ۱۰۰ میلیون دلار طلا در این بازه زمانی توسط ونزوئلا عرضه شده و توافقی نیز برای فروش حدود ۱۰۰۰ کیلوگرم طلا انجام پذیرفته است. مانند نفت، در خصوص طلا نیز درآمد حاصله به حساب‌های خزانه‌داری آمریکا واریز می‌شود و درباره نحوه مدیریت آن شفافیتی وجود ندارد.


اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

🌐علی الزیدی در تعادل شکننده ایران و آمریکا چگونه بازی خواهد کرد؟

#مطالعات_غرب_آسیا
#مقاله_تحلیلی

📝سیدرضا قزوینی غرابی

🔸علی فالح کاظم الزیدی بانکدار، بازرگان و سرمایه‌دار عراقی، از ۱۴ مه ۲۰۲۶ به عنوان جوان‌ترین نخست‌وزیر تاریخ مدرن عراق (متولد 1986) سوگند یاد کرد. او پس از ماه‌ها بن‌بست سیاسی پس از انتخابات، توسط ائتلاف الإطار التنسيقي (چارچوب هماهنگی شیعیان) بزرگ‌ترین بلوک پارلمانی شیعه به عنوان نامزد معرفی شد و با رأی اعتماد پارلمان به برنامه دولتی و بخش عمده کابینه‌اش (۱۴ وزیر از ۲۳ پست) وارد عرصه اجرا شد. این انتصاب، نقطه عطفی در سیاست عراق پس از ۲۰۰۳ است: ترکیبی از چهره‌ای تکنوکرات-اقتصادی بدون سابقه سیاسی برجسته، با فشارهای همزمان خارجی، و وعده‌های اصلاح اقتصادی در سایه چالش‌های امنیتی وگروه های مقاومت.

💢برنامه‌ اعلامی

🔹الزیدی برنامه خود را در جلسه رأی اعتماد پارلمان ارائه کرد و بر دو محور اصلی تأکید ورزید:

🔹نخست، انجام اصلاحات و تأسیس زیرساخت های اقتصاد و بهبود آن از طریق تنوع بخشی به منابع اقتصادی و سرمایه گذاری و ایجاد نظام مالی و بانکی استوار. و دوم، تقویت بنیه اجتماعی، نهادینه سازی عدالت اجتماعی و حمایت از اقشار آسیب پذیر، کودکان و توانمندسازی زنان. الزیدی، بر مواجهه با فساد و ضعف و ناتوانی اداری و اصلاح ساختار امنیتی از طریق حصرسلاح به دست دولت و تقویت توان نیروهای امنیتی و تقویت جایگاه عراق در منطقه و جهان نیز تأکید کرد.

🔹در حوزه اقتصادی، اولویت بر تنوع‌بخشی به اقتصاد وابسته به نفت، جذب سرمایه‌گذاری خارجی، بهبود خدمات اجتماعی و استفاده از فرصت‌های منطقه‌ای است. اما بخش جنجالی برنامه او بخش های امنیتی است. الزیدی بر «حصر سلاح به دست دولت» و انحصار دولتی بر تسلیحات تأکید کرده و آن را در رأس اولویت‌ها قرار داده است. این وعده در شرایطی مطرح می‌شود که عراق تحت فشار آمریکا برای محدودسازی گروه های مقاومت مورد حمایت ایران قرار دارد.

💢ترکیب کابینه

🔹نخست وزیر جوان در روز رأی اعتماد با معرفی وزیر برای 19 وزارتخانه به پارلمان رفت و معرفی 4 وزارت خانه به دلیل اختلاف و مسائلی از این دست به آینده موکول شد. با این حال از این تعداد هم پارلمان به ۱۴ وزیر رأی اعتماد داد. 5 وزیر از جمله تعدادی از وزیران ائتلاف دولت قانون که یکی از آنها وزارت کشور بود، رأی اعتماد کسب نکرد. پست‌های کلیدی مانند دفاع و کشور در حال حاضر همچنان بلاتکلیف مانده‌اند و مذاکرات ادامه دارد. این وضعیت نشان‌دهنده ادامه رقابت‌های سیاسی و نفوذ احزاب و بلوک‌ها و اثرگذاری خارجی یعنی ایالات متحده است.

💢نسبت با محور مقاومت: تعامل، نه تقابل مستقیم؟

🔹الزیدی از سوی چارچوب هماهنگی معرفی شده است و به هر صورت و با هر نسبت و شدتی، گروه‌های مقاومت او را بخشی از اکوسیستم خود می‌دانند. با این حال، برنامه او برای حصر سلاح و فشارهای آمریکا، او را در موقعیتی قرار داده که برخی تحلیلگران آن را تعادل ظریف توصیف می‌کنند. حقیقت این است که الزیدی نمی‌تواند به طور کامل از محور مقاومت فاصله بگیرد. پایگاه سیاسی‌ او در داخل چارچوب هماهنگی است، و موفقیت یک نخست‌وزیر در عراق رابطه مستقیمی با رابطه و مناسباتش نه فقط با آمریکا بلکه با ایران نیز دارد. به هر صورت وعده‌های اصلاحی و اقتصادی او و نیاز به سرمایه‌گذاری خارجی او را به سمت «دولت‌محوری» سوق داده است تا وابستگی تام به محور داخلی.

💢حمایت مشروط ایالات متحده

🔹حمایت آمریکا از انتخاب الزیدی امری برجسته است. ترامپ صراحتا با نامزدی نوری المالکی مخالفت کرد و تهدید به قطع کمک‌ها کرد. پس از بن‌بست، الزیدی به عنوان گزینه ظاهر شد که واشنگتن از او استقبال کرد. ترامپ، تام براک، سفارت آمریکا در بغداد همگی به تبریک گفتند. او به واشنگتن دعوت شد لیکن با شرط‌های روشن: مهار گروه‌های مقاومت و کاهش نفوذ تهران. حتی برخی گزارش‌ها حاکی از آن است که الزیدی پیشنهادهایی برای خلع سلاح تدریجی گروه‌های مقاومت در ازای سرمایه‌گذاری آمریکا دریافت کرده بود.

💢تحلیل نهایی

فرصت‌ها و چالش‌های ساختاری روی کار آمدن الزیدی بازتابی از بی‌تابی عراقی‌ها از بن‌بست‌های سیاسی و نیاز به چهره‌ای «جدید» با تخصص اقتصادی است. موفقیت در حصر سلاح، علی‌رغم سختی‌ها و پیچیدگی‌های آن می‌تواند نتایج سیاسی مطلوب برای او در میان گروه‌های سیاسی، محیط منطقه‌ای و بین‌المللی به وجود آورد. الزیدی در زمانه سختی سکان نخست‌وزیری عراق را در اختیار گرفته است. هرچند این جایگاه هیچ وقت جایگاهی راحت و بی‌دردسر نبوده است. اما دو چالش جدی جنگ کنونی در منطقه و آثار سیاسی و امنیتی و آثار اقتصادی کلان آن بر عراق و موضوع مناسبات بغداد با آمریکای عهد ترامپ، بر سختی کار الزیدی افزوده است.

اندیشکده تهران

🔗برای مطالعه متن کامل مقاله کلیک کنید!🔗

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

🌐چگونه اسرائیل در خلق «معادله بیروت در برابر شمال» ناکام ماند؟

#مطالعات_اسرائیل
#تحلیل_کوتاه
 
🔸در هفته گذشته و پس از صدور هشدار تخلیه ضاحیه بیروت توسط ارتش رژیم صهیونیستی، ایران در حمایت از حزب‌الله، از جمله از طریق بیانیه سپاه پاسداران جمهوری اسلامی تهدید کرد که در صورت حمله اسرائيل به بیروت و ضاحیه، شمال اراضی اشغالی هدف قرار خواهد گرفت. در نهایت، نتانیاهو با فشار رئیس جمهور آمریکا که فعلاً تمایلی به از سرگیری جنگ ندارد، از موضع خود عقب‌نشینی کرده و حمله را لغو کرد. در این بین، مهم‌ترین نکته، تثبیت معادله حمله به شمال در برابر حمله اسرائیل به ضاحیه و بیروت از جانب ایران بود.

💢جنگ در جبهه جنوب لبنان و حملات حزب‌الله به شمال اسرائيل

🔹از آغاز عملیات طوفان‌الاقصی، نبرد در جبهه شمالی فعال شده و حزب‌الله با حملات موشکی و پهپادی، مرزهای شمالی را ناامن ساخت. در پی این مسئله بیش از ۸۰ هزار نفر از حدود ۲۳۰ هزار ساکن کمربند مرزی شمال اسرائیل، این منطقه را موقتاً ترک کردند. با گسترش حملات رژیم به بیروت و ضاحیه، حزب‌الله نیز حملات خود را به شهرهایی نظیر تل آویو و حیفا گسترش داد. اما پس از آتش‌بس ۲۰۲۴، حملات حزب‌الله متوقف شده و شمار زیادی از ساکنان مناطق شمالی به خانه خود بازگشتند. در این بین، علیرغم تداوم حملات گاه و بیگاه اسرائیل به جنوب لبنان، حزب‌الله در راستای بازسازی توان رزم خود، به حملات اسرائیل پاسخ نمی‌داد.

🔹اما پس از ورود رسمی حزب‌الله لبنان به جنگ رمضان، دیگر حملات اسرائیل به جنوب لبنان بی پاسخ ‌نماند. در این بین، اسرائیل با سوء استفاده از وضعیت آتش‌بس ایران و آمریکا، به دنبال تحمیل معادله‌ای جدید در لبنان بود تا معادله تل آویو در برابر بیروت حزب‌الله را به معادله بیروت در برابر شمال ارتقاء دهد. در این چارچوب، رژیم با همکاری آمریکا از طریق مذاکرات با دولت لبنان تلاش کرد این معادله را به لحاظ سیاسی تثبیت کند اما حزب‌الله این روند را نپذیرفته و توافقات دولتی را تسلیم در برابر خواسته‌های اسرائيل توصیف کرد.

🔹در همین چارچوب، همزمان با مذاکرات دولت لبنان و رژیم اسرائيل، حزب‌الله به عملیات خود در شمال ادامه داد. اما در ادامه، نتانیاهو پس از تداوم حملات حزب‌الله به شمال، تهدید حمله به ضاحیه را مطرح کرد. پس از این تهدید بود که ایران برای جلوگیری از تثبیت معادله جدید، تهدید حمله به مناطق شمالی اسرائیل را مطرح کرد.

💢اهمیت مناطق شمالی اراضی اشغالی

🔹مناطق شمالی به دلایل متعددی از اهمیت راهبردی بالایی برخوردارند. یکی از حساس‌ترین شهرهای این منطقه، حیفا است. این شهر، اصلی‌ترین شهر صنعتی در سرزمین‌های اشغالی است. وجود مراکزی نظیر بندر حیفا به عنوان بزرگترین بندر اسرائيل و اصلی‌ترین محل استقرار نیروی دریایی رژیم، پالایشگاه نفت بازان،‌ پایگاه هوایی رامات داوید و فرودگاه حیفا بر اهمیت این شهر افزوده است.

💢نارضایتی ساکنان شمال

🔹به دلیل نقض‌های مکرر از جانب اسرائيل طی آتش‌بس فعلی، حملات حزب‌الله به مناطق شمالی متوقف نشده و اکنون ساکنان شهرهایی نظیر کریات شمونه، متولا، صفد، عکا، نهاریا، طبریه و... با تهدیدات روزانه مواجه هستند. این در حالی است که مقامات سیاسی رژیم بارها از نابودی توان رزم حزب‌الله سخن گفته بودند. به همین دلیل، اکنون ساکنان اراضی اشغالی به شدت به انتقاد از نتانیاهو پرداخته و مدعی هستند دولت پشت آن‌ها را خالی کرده است. مطابق نظرسنجی‌ها، ۶۲ درصد جامعه اسرائيل، مقصر اصلی ناامنی در اراضی شمالی را شخص نتانیاهو می‌دانند که به دلیل تبعیت از ترامپ، ابتکار عمل را از ارتش رژیم سلب کرده است.

💢تبعات سیاسی برای نتانیاهو

🔹در شهرهای کوچک شمال، به دلیل این که نگرانی‌های امنیتی در صدر اولویت‌ها قرار دارد، غالب این افراد از احزاب راست‌گرا حمایت می‌کنند. به همین دلیل، محبوبیت نتانیاهو در انتخابات ۲۰۲۲ در این مناطق به شدت بالا بود. هرچند که این شهرها به دلیل کم جمعیت بودنشان نهایتاً ۲ تا ۳ کرسی برای ائتلاف راستگرایان به همراه خواهند داشت. به این ترتیب اکنون به نظر می‌رسد به دلیل نارضایتی اکثریت ساکنان این مناطق از عملکرد دولت نتانیاهو در حوزه امنیت، در انتخابات آتی حزب لیکود رای بالایی در میان ساکنان این مناطق نخواهد داشت.
 
پس از تلاش‌های اسرائيل برای تثبیت معادله بیروت در برابر شمال، ایران تلاش کرد با تهدید زیر ضرب بردن مناطق شمالی، ابتکار عمل را از اسرائیل گرفته و معادله جدیدی را تثبیت کند که در آن، هرگونه حمله اسرائيل به بیروت، با واکنش مستقیم ایران و حمله به شمال همراه خواهد شد. این معادله جدید علاوه بر تحمیل خسارات راهبردی به اسرائيل، می‌تواند چالش‌های سیاسی گسترده‌ای را نیز برای نتانیاهو به همراه داشته باشد.


اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

🌐خروج گروه‌های مسلح مقاومت از حشدالشعبی و دکترین پترائوس

#مطالعات_غرب_آسیا
#مقاله_تحلیلی

📝سینا علیزاده

🔸تحولات اخیر عراق نشان می‌دهد که پرونده انحصار سلاح در دست دولت دیگر صرفاً یک موضوع امنیت داخلی نیست، بلکه به یکی از مهم‌ترین میدان‌های رقابت بر سر آینده معماری قدرت در عراق پسا تحولات منطقه ای تبدیل شده است. در این چارچوب، همراهی تدریجی برخی جریان‌های شیعی از جمله سرایا السلام وابسته به مقتدی صدر، عصائب اهل الحق به رهبری قیس الخزعلی و کتائب امام علی به رهبری شبل الزیدی با گفتمان تمرکز سلاح در اختیار دولت، در برابر مخالفت آشکار گروه‌هایی همچون کتائب حزب‌الله، کتائب سیدالشهدا، جنبش نجبا، اصحاب کهف، سرایا اولیاء الدم و سایر جریان‌های نزدیک به محور مقاومت، نشانه ورود عراق به مرحله‌ای جدید از کشمکش بر سر ماهیت دولت، حاکمیت، مداخلات خارجی و جایگاه مقاومت در ساختار امنیت ملی این کشور دارد.

🔹این شکاف راهبردی چه در سطح سیاسی چارچوب هماهنگی و چه در سطح گروه های مقاومت، نشان‌دهنده ورود منازعات درون‌شیعی به مرحله‌ای حساس است که در آن، فشارهای بیرونی و محاسبات سیاسی-اقتصادی، بر بخشی از ایدئولوژی مقاومت غلبه یافته است. ضمنا چرایی اتخاذ این تصمیم توسط جریان صدر و عصائب، ریشه در یک ماتریس چندلایه از فشارهای ساختاری و الزامات بقای نخبگانی دارد. چرا که تمایل آنان برای تبدیل شدن از یک نیروی مقاومتی به احزابی بزرگ و اثر گذار در ساختار دولت عراق، آنان را به سمت یک معامله بزرگ سوق داده است: واگذاری احتمالی و تدریجی سلاح در ازای تضمین بقای سیاسی و اقتصادی و امنیتی و نظامی برای رهبری آینده عراق.

💢دکترین پترائوس

ابزار اصلی واشنگتن برای پیشبرد این هدف، احیای دکترین دیوید پترائوس می باشد. . هدف نهایی این طرح، تقویت حاکمیت ملی نیست، بلکه خنثی‌سازی بوروکراتیک حشدالشعبی است. وزارت امنیت فدرال عراقی شده طرح پترائوس به عنوان یک کانال رسمی طراحی شده تا با ادغام نیروها و تغییر زنجیره فرماندهی، استقلال عملیاتی و ایدئولوژیک مقاومت را از بین ببرد. این طرح با هدف نفوذ اطلاعاتی غرب در بدنه حشد، محدودسازی خرید تسلیحات راهبردی و در نهایت تهی کردن مقاومت از ظرفیت‌های بازدارندگی در تحولات منطقه‌ای طراحی شده است.

🔹موافقان غرب‌گرای این طرح معتقدند تعدد مراکز قدرت مسلح مانع تثبیت اقتدار دولت، عامل بی‌ثباتی و مانعی برای جذب سرمایه‌گذاری خارجی در فضای رسانه‌ای عراق‌ هستند. در این خصوص بایستی بیان داشت که مشکل اصلی عراق نه وجود مقاومت، بلکه ضعف دولت، فساد ساختاری، نفوذ خارجی و ناکارآمدی برخی نهادهای رسمی است. 

💢پیامدها

🔹پیامدهای این روند برای عراق، جبهه مقاومت و ایران بسیار مهم است. برای عراق، اجرای شتاب‌زده و تحت فشار خارجی این طرح می‌تواند به تشدید شکاف‌های داخلی، کاهش اعتماد میان دولت و نیروهای مقاومت و حتی ایجاد خلأهای امنیتی در برخی مناطق و حتی درگیری‌های درون طائفه‌ای گردد. برای جبهه مقاومت، محدودسازی ساختارهای مستقل به معنای کاهش آزادی عمل عملیاتی و تضعیف بازدارندگی در برابر تهدیدات خارجی خواهد بود. برای ایران نیز هرگونه تضعیف ساختاری مقاومت در عراق می‌تواند بخشی از عمق راهبردی منطقه‌ای را تحت تأثیر قرار دهد.

💢راهکار چیست؟

🔹بر این اساس، راهکار راهبردی نه در خلع سلاح مقاومت و نه در تداوم پراکندگی نامحدود قدرت نظامی، بلکه در الگوی یکپارچگی فرماندهی بدون خلع سلاح راهبردی قابل جستجو است. این الگو بر تثبیت جایگاه قانونی حشد الشعبی، حفظ مأموریت‌های ضدتروریستی و دفاعی، ایجاد هماهنگی عملیاتی با دولت، شفافیت مالی در تمام نهادهای دولتی و غیر دولتی، ارتقای سازوکارهای فرماندهی مشترک و در عین حال حفظ ظرفیت بازدارندگی در برابر تهدیدات خارجی است. همچنین لازم است هرگونه بازآرایی امنیتی صرفاً بر مبنای اجماع ملی عراق و به دور از فشارهای خارجی طراحی شود.

جمع‌بندی نهایی آن است که پرونده انحصار سلاح عراق صرفاً یک پروژه امنیتی نیست، بلکه بخشی از نبرد بزرگ‌تر بر سر آینده توازن قدرت در عراق و منطقه با مداخله آشکار آمریکا محسوب می‌شود. تقویت دولت مرکزی هدفی مشروع و ضروری است، اما دولت مقتدر الزاماً به معنای حذف گروه های مقاومتی نیست. هرگونه تلاش برای خنثی‌سازی مقاومت تحت عنوان اصلاحات امنیتی، می‌تواند پیامدهای راهبردی بلندمدتی برای امنیت عراق، جبهه مقاومت و موازنه منطقه‌ای به همراه داشته باشد. در نهایت، حمایت از سلاح مقاومت، حمایت از آشوب نیست؛ بلکه دفاع از تنها ظرفیت مشروع و کارآمد برای جلوگیری از تجزیه عراق، مقابله با تروریسم تکفیری و ایستادگی در برابر تجاوزگری‌های بین‌المللی است. حفظ این نهاد، ضامن بقای عراق در منطقه و تضمین‌کننده منافع بلندمدت بغداد خواهد بود.


اندیشکده تهران

🔗برای مطالعه متن کامل مقاله کلیک کنید!🔗

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

🌐صادرات موشک‌های خوشه‌ای به روسیه و آینده روابط با اروپا

#مطالعات_اروپا
#تحلیل_کوتاه

🔸با شروع جنگ اوکراین و برجسته‌شدن همکاری‌های نظامی ایران و روسیه، این مسئله به یکی از مهم‌ترین متغیرهای اثرگذار بر روابط تهران و اروپا تبدیل شده و در سال‌های اخیر باعث تنش‌های بی‌سابقه‌ای در روابط دو طرف شده است. جنگ دوازده‌روزه و سپس جنگ رمضان این همکاری‌ها را وارد مرحله‌ای تازه کرد؛ مرحله‌ای که منجر به حضور پررنگ‌تر فناوری‌ها و تسلیحات ایرانی در جنگ اوکراین منجر شود. در نتیجه، مسئله همکاری ایران و روسیه به عامل مهم‌تری در تعیین کیفیت روابط ایران و اروپا تبدیل شده است.

💢فراتر از همکاری تسلیحاتی: شکل‌گیری یک همگرایی امنیتی

🔹تحولات اخیر نشان می‌دهد روابط نظامی ایران و روسیه در حال عبور از سطح تبادل محدود تسلیحات به سمت نوعی همگرایی امنیتی چندلایه است. اشتراک تجربیات رزمی، انتقال الگوهای عملیاتی، همکاری‌های اطلاعاتی و توسعه ظرفیت‌های تولید مشترک دفاعی، حاکی از تعمیق همکاری در سه سطح تاکتیکی، راهبردی و صنعتی است.

🔹برای اروپا، اهمیت این تحول صرفاً در نوع تسلیحات یا حجم همکاری نیست؛ بلکه در این واقعیت نهفته است که جنگ اوکراین به‌تدریج نقش ایران را نیز وارد معادلات امنیتی قاره کرده است. حضور فناوری‌ها یا تجربیات نظامی منتسب به ایران همچون موشک‌های خوشه‌ای در میدان اوکراین نشان‌دهنده تأثیر روزافزون ایران بر محیط امنیتی اروپا است.

💢ایران در چارچوب رقابت بر سر نظم بین‌المللی

🔹حمایت روسیه از ایران و هم‌زمانی آن با حمایت بخش مهمی از اروپا از آمریکا و اسرائیل، موجب شده بخشی از نخبگان سیاسی و امنیتی اروپا، تحولات اخیر را در قالب رقابت گسترده‌تر میان نظم غرب‌محور موجود و بازیگران خواهان تغییر آن تفسیر کنند.

🔹در این چارچوب، همکاری تهران و مسکو در نگاه برخی پایتخت‌های اروپایی، نه یک همکاری مبتنی بر ضرورت‌های مقطعی، بلکه بخشی از همگرایی گسترده‌تر میان بازیگران ناراضی از توزیع کنونی قدرت در نظام بین‌الملل شده است. چنین برداشتی می‌تواند موجب شود برخی دولت‌های اروپایی، مهار ایران را نه صرفاً از منظر پرونده هسته‌ای یا تحولات خاورمیانه، بلکه در ارتباط با رقابت ژئوپلیتیک با روسیه و بازیگران ضدنظم موجود دنبال کنند. در نتیجه، سیاست اروپا در قبال ایران ممکن است ماهیتی امنیتی‌تر و ایدئولوژیک‌تر پیدا کند.

💢تعمیق امنیتی‌شدن مسئله ایران در اروپا

🔹یکی از مهم‌ترین پیامدهای این روند، تشدید ادراک تهدیدی اروپا نسبت به ایران است. اگر در گذشته تمرکز اروپا عمدتاً بر پرونده هسته‌ای یا نفوذ منطقه‌ای ایران قرار داشت، اکنون مسئله ایران تبدیل به یک موضوع مرتبط با امنیت مستقیم اروپا شده است.

🔹چنین تغییری موجب خواهد شد که اقدامات تنش‌زا از سوی اروپا افزایش یابد که می‌تواند شامل گسترش تحریم‌های فناورانه و مالی، تشدید اقدامات اطلاعاتی و جاسوسی، محدودسازی شبکه‌های مرتبط با صنایع دفاعی ایران و افزایش همکاری‌های امنیتی اروپا با بازیگرانی مانند اسرائیل است. هم‌زمان، امنیتی‌تر شدن نگاه اروپا احتمال ایفای نقش میانجی میان تهران و واشنگتن را نیز کاهش خواهد داد؛ زیرا اروپا خود بیش از گذشته به یکی از طرف‌های منازعه امنیتی تبدیل می‌شود.

💢شکاف‌های درون اروپا درباره نحوه مواجهه با ایران

🔹با وجود این، واکنش اروپا احتمالاً یکدست نخواهد بود. کشورهای اروپای شرقی و دولت‌های نزدیک‌تر به پرونده اوکراین، به دلیل حساسیت بالاتر نسبت به روسیه، احتمالاً خواهان رویکردی سخت‌گیرانه‌تر در قبال تهران خواهند بود. در مقابل، بخشی از اروپای غربی همچنان ناگزیر به درنظرگرفتن ملاحظات ژئواکونومیک، بازار انرژی و مسئله تنگه هرمز است. در نتیجه، تصمیم نهایی اروپا احتمالاً ترکیبی از اقدامات تلافی‌جویانه اما کنترل‌شده خواهد بود؛ به‌گونه‌ای که هم هزینه‌هایی برای ایران ایجاد شود و هم از ورود روابط به مرحله‌ای از تنش غیرقابل‌مدیریت جلوگیری گردد.

تعمیق همکاری‌های نظامی ایران و روسیه یکی از مهم‌ترین عواملی است که باعث تشدید تنش در روابط آینده ایران و اروپا خواهد شد. با این حال، سیاست اروپا تنها بر پایه این متغیر تعریف نمی‌شود و عواملی مانند بازار انرژی، تنگه هرمز، روابط فراآتلانتیکی و فشار افکار عمومی نیز در آن نقش دارند. جنگ‌های اخیر، از یک‌سو پایداری سیاسی ایران و ظرفیت‌های بازدارندگی آن را برجسته‌تر کرد و از سوی دیگر، به دلیل تعمیق همکاری‌های نظامی تهران و مسکو، ادراک تهدید اروپا نسبت به ایران را افزایش داد. پیامد محتمل این روند، حرکت تدریجی اروپا به سمت رویکردی امنیتی‌تر، محتاط‌تر و تقابلی‌تر در قبال ایران خواهد بود.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

راست‎گرایان در آستانه پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری کلمبیا

#تعقیب_روند
#آمریکای_لاتین

🔹نامزد راست‌گرای افراطی، آبلاردو دِ لا اسپریا، روز یکشنبه در دور نخست انتخابات ریاست‌جمهوری کلمبیا به پیروزی رسید و در دور دوم با ایوان سپدا، سناتور مورد حمایت گوستاوو پترو، رئیس‌جمهور چپ‌گرای این کشور، رقابت خواهد کرد.

🔹با شمارش ۹۹.۹۷ درصد آرا، دِ لا اسپریا که چهره‌ای خارج از جریان‌های سنتی سیاسی و از تحسین‌کنندگان دونالد ترامپ به شمار می‌رود، ۴۳.۷ درصد آرا، معادل بیش از ۱۰.۳ میلیون رأی، را به دست آورد. در مقابل، سپدا، فیلسوف و فعال حقوق بشر که از سال ۲۰۱۴ در مقام سناتور فعالیت کرده است، ۴۰.۹ درصد آرا، معادل حدود ۹.۶ میلیون رأی، کسب کرد. این دو نامزد در دور دوم انتخابات که ۲۱ ژوئن (31 خرداد ) برگزار می‌شود، به مصاف یکدیگر خواهند رفت. پالوما والنسیا، دیگر نامزد راست‌گرای انتخابات از حزب مرکز دموکراتیک انتخابات را با تنها ۶.۹ درصد آرا به پایان رساند.

🔹با توجه به گرایش سیاسی والنسیا، اسپریا می‌تواند در دور دوم، سبد رأی او را کسب کند و پیروز نهایی انتخابات شود. احتمال بازگشت کلمبیا بر مدار راست‌گرایی اندک نیست.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

🌐چین چگونه به روابط پاکستان با آمریکا می‌نگرد؟

#مطالعات_چین
#تحلیل_کوتاه

🔸در هفته گذشته نخست‌وزیر و فرمانده ارتش پاکستان رهسپار سفری رسمی به چین شدند و پس از برگزاری مجموعه‌ای از نشست‌ها، اعم از شرکت در مراسم هفتاد و پنجمین سالگرد برقراری روابط میان دو کشور، سفر خود را با یک بیانیه 18 بندی به پایان رساندند. حضور عاصم منیر در این سفر بلافاصله پس از حضور در تهران از یکسو و تقارن آن با تحولات منطقه‌ای مربوط به جنگ رمضان، این برداشت را تقویت می‌کند که در سایه تلاش طرف آمریکایی برای تقویت روابط با پاکستان، چین مسیر تقسیم هزینه‌های راهبردی و تقویت نفوذ خود بر پاکستان را برگزیده است.  
 
💢محتوای بیانیه پایانی
 
🔹علاوه بر تاکیدات مرسوم بر همسویی‌های اقتصادی و سیاسی (مانند ابتکارهای سه‌گانه شی جین پینگ و کمربند و راه) و روابط دوجانبه، یکی از بندهای اصلی این بیانیه، به تحولات منطقه‌ای و روند دیپلماتیک اسلام‌آباد اختصاص داشته و در آن، حمایت پاکستان از پیشنهادهای چهارگانه شی جین پینگ برای صلح و ثبات در خاورمیانه و قدرشناسی چین از تلاش‌های پاکستان برای برقراری آتش‌بس موقت میان ایران و ایالات متحده بازتاب یافته است. در هفته‌های گذشته، اخباری مبنی بر فشار طرف چینی بر پاکستان برای تسریع تلاش‌ها در راستای دستیابی به توافق نیز منتشر شد.
 
💢نگاه چین به نزدیکی پاکستان و ایالات متحده
 
🔹از زمان بازگشت ترامپ به کاخ سفید و متاثر از نزدیکی قابل‌توجه دولت پاکستان به آمریکا در این دوره، این پرسش به کرات مطرح شده است که پاکستان چه موقعیتی در رقابت فزاینده میان چین و آمریکا پیدا خواهد کرد و چینی‌ها، چگونه به نزدیکی مجدد پاکستان و ایالات متحده پاسخ خواهند داد؟ بیانیه پایانی سفر اخیر و نوع تعامل طرف چینی با شخص عاصم منیر، نشان می‌دهد که دستکم در موقعیت کنونی نزدیکی مذکور به قیمت فاصله‌گیری چین از پاکستان تمام نشده است. چرایی این تحول را بیش از هر چیز، باید در نگاه ویژه چین به پاکستان در مقطع کنونی جستجو کرد.
 
🔹چین در گذر سالیان، پاکستان را بیش از هر چیز، به عنوان اهرم فشار و شریک در مقابل دیگر همسایه جنوبی خود، یعنی هند، مورد تفقد قرار داده است و این تفقد، بالاخص در حوزه نظامی و اقتصادی، به یکی از ستون‌های ثبات‌بخش برای دولت پاکستان در مواجهه با چالش‌های عدیده‌ مبدل شده است. همسویی پاکستان و چین از این منظر، در سطح منطقه‌ای کماکان بر قوت خود باقی خواهد ماند. در عین حال، به نظر می‌رسد که طرف چینی، بالاخص به سبب پایان‌ناپذیر انگاشتن منازعه هند و پاکستان، قصد ندارد کل هزینه‌های امنیتی این منازعه را به تنهایی به دوش بکشد و تقسیم هزینه‌های مترتب از این منازعه را با ایالات متحده در مجموع مطلوب می‌شمارد.
 
🔹در نهایت، نوع تعامل و تلاش چین (و البته آمریکا) برای تعمیق پیوندها با شخص عاصم منیر، به‌عنوان نقطه تمرکز قدرت در حال و (به احتمال زیاد) آینده پاکستان، نشان می‌دهد که طرفین با تلاش برای جلب نظر و وفاداری عاصم منیر قصد دارند موقعیت و جناح خود را در پاکستان تثبیت و تقویت کنند و از این طریق، در حوزه‌های کلیدی از موقعیت و ظرفیت پاکستان بهره ببرند.
 
💢جمع‌بندی 
 
مجموعه این تحولات، نشان می‌دهد که چین در مواجهه با نزدیکی آمریکا و پاکستان، فرصتی برای تقسیم هزینه‌های منازعات منطقه‌ای نیز مشاهده می‌کند و برای مهار این نزدیکی در سطوح راهبردی، جلب عاصم منیر و گسترش نفوذ و تقویت جناح خود در پاکستان را دنبال می‌کند. در همین چارچوب، میانجی‌گری فعال شخص عاصم منیر میان ایران و ایالات متحده نیز با پشتیبانی غیرمستقیم چین واقع شده است؛ هر چند که مشخص نیست توانایی و ظرفیت پاکستان برای تاثیرگذاری در این منازعه، در نهایت چه کسری از توان و قوای تاثیرگذاری چین را با خود به همراه داشته باشد.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

🌐الگوی جدید جنگ لبنان: اسرائیل به دنبال کرانه سازی جنوب

#مطالعات_غرب_آسیا
#تحلیل_کوتاه

📝محمدعلی حسن‌نیا

🔸آتش‌بس ۱۶ آوریل در جنوب لبنان دیگر چیزی جز یک عنوان سیاسی نیست و نبود. همچنین در پی تشدید نظامی در جبهه لبنان، ارتش اشغالگر اسرائیل هشدارهای فوری برای تخلیه شهر صور صادر کرده که نشان می‌دهد، واقعیت میدانی امروز، بر اساس ریتم آتش و نه توافقات بازتعریف می‌شود.

🔹از سوی دیگر آنچه از مرزهای جنوب لبنان تا عمق الجلیل می‌گذرد، دیگر یک درگیری خطی کلاسیک نیست؛ بلکه فضایی برای آزمون مستمر توازن قوا و محدودیت‌های آن تبدیل شده است. اسرائیل با درک ناتوانی خود در اشغال پایدار و سنتی، به دنبال طراحی واقعیت امنیتی جدیدی در لبنان است: پروژه «نقاط A، B، C».

🔹در این پروژه، اسرائیل دیگر به دنبال حفظ خط‌های اشغال دائم یا استقرار گسترده نیروی انسانی نیست. بلکه با الهام از مدل «کرانه باختری» (حضور امنیتی محدود، کنترل از راه دور با آتش و حائل‌سازی جمعیتی)، می‌خواهد جنوب لبنان را به سه منطقه عملیاتی مجزا تقسیم کند: نقطه C (منطقه زیرین یا حائل جنوبی)، نقطه B (منطقه میانی برای عملیات هوایی) و نقطه A (نفوذ آتش عمقی).

💢نقطه C؛ حائل‌سازی زیر شهر صور

🔹اولین محور این پروژه، منطقه زیرین یعنی محدوده شهر صور تا خط ساحلی است. اسرائیل با صدور هشدارهای تخلیه برای قلب صور و اردوگاه‌های «البص» و «الرشیدیه»، در عمل به دنبال تبدیل این منطقه به یک حائل انسانی–نظامی خالی از سکنه است. مساحت ۴۰۰ کیلومتری قضاء صور (بزرگتر از غزه) و موقعیت آن به عنوان مرکز ثقل لجستیکی و اداری حزب‌الله، هدف اصلی این حائل‌سازی است.

🔹اشغالگران با تکمیل تخلیه، قصد دارند با اتکا به سلاح دریایی و آتش توپخانه مستقر در موقعیت «البیاضه»، این منطقه را به یک «منطقه ممنوعه» مشابه حصارهای امنیتی در کرانه باختری تبدیل کنند؛ جایی که هرگونه حرکت زمینی پیش از وقوع هدف گرفته می‌شود.

💢نقطه B؛ کمربند عملیات هوایی بر فراز لیتانی


🔹دومین لایه، منطقه بالای رودخانه لیتانی است. برخلاف گذشته که لیتانی یک خط دفاعی محسوب می‌شد، امروز اسرائیل در تلاش است تا این منطقه را به بستر عملیات‌های هوایی بدون مانع تبدیل کند. در این نقطه B، خبری از استقرار دائمی پیاده‌نظام نیست. بلکه الگوی «پراکندگی با آتش» جایگزین آن شده است.

🔹ارتش اسرائیل با کنترل آتش بر ۶۰ شهرک و روستا در عمق ۱۰ تا ۱۲ کیلومتری، عملاً محدوده «خط زرد» را به یک منطقه پرواز آزاد برای پهپادهای تهاجمی و شناسایی تبدیل کرده است. هدف از نقطه B، جلوگیری از هرگونه بازآرایی حزب‌الله در پشت خط مقدم و قطع خطوط تغذیه مقاومت به سمت جنوب است. درست مانند کرانه باختری که اسرائیل با گشت‌زنی هوایی شبانه‌روزی، تحرک را برای گروه‌های مقاومت غیرممکن می‌کند.

💢نقطه A؛ سقف بازدارندگی آتش

🔹اما بالاترین سطح پروژه، نقطه A است که شامل تپه‌های استراتژیک «قلعه الشقیف»، موقعیت «علی الطاهر» و محورهای پیشروی به سمت ميفدون و يحمر می‌شود. اسرائیل نمی‌خواهد این نقاط را به طور دائم اشغال کند (چون می‌داند در دام استراتژیک گرفتار می‌شود). بلکه هدف، ایجاد قابلیت نفوذ آتش لحظه‌ای است.

🔹بدین معنا که هر زمان اراده کند، بتواند بدون درگیری زمینی طولانی، با توپخانه و پهپادهای پیشرفته فیبر نوری (FPV)، عمق استراتژیک مقاومت را هدف قرار دهد. تجربه عملیات «شومیراه» در ۳۰ آوریل که منجر به انهدام یک باتری توپخانه اسرائیل با پهپاد شد، نشان داد که حزب‌الله نیز به این سطح از دقت رسیده است. بنابراین نبرد بر سر نقطه A، نبرد «اولین شلیک‌کننده» است.

💢جمع‌بندی؛ جنوب لبنان، کرانه باختری جدید؟

در میدان، ارتش اسرائیل با الگوی جدید «استقرار سبک با آتش سنگین» در حال پیشروی فرسایشی است. عبور از لیتانی، درگیری در زوطر شرقی و تلاش برای تصرف مرتفعات، همه نشانه‌های اجرای همین پروژه سه نقطه‌ای است. حزب‌الله نیز با تاکتیک «غیرمتمرکز» و استفاده گسترده از پهپادهای FPV و اشباع پهپادی، هزینه نگهداری این نقاط را به شدت افزایش داده است. نتیجه نهایی، ورود به یک فرسایش باز است؛ جایی که اسرائیل بدنبال تثبیت یک واقعیت امنیتی شبیه کرانه باختری است، اما مقاومت با چابکی و خلاقیت تاکتیکی، در حال خنثی‌سازی این پروژه نقطه به نقطه می‌باشد. آینده نشان خواهد داد که آیا این الگوی جدید به یک معادله پایدار تبدیل می‌شود یا تنها مرحله‌ای دیگر از جنگ بی‌پایان جنوب لبنان است.


اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

♦️چین چگونه به مسئله تنگه هرمز می‌نگرد؟
▪️ریسپانسیبل استیت‌کرفت

#تهران_ریویو
#جنگ_رمضان

🔸اینکه چرا سفیر چین در سازمان ملل از قطعنامه آمریکا-بحرین درباره تنگه هرمز انتقاد کرده، در حالی که مقام‌های دولت ترامپ می‌گویند چینی‌ها در پکن به ترامپ گفته‌اند که با بازگشایی تنگه موافق‌اند، باعث سردرگمی شده است. این ابهام احتمالاً به تفاوت برداشت‌ها از معنای «باز بودن» تنگه مربوط می‌شود.

🔹بر اساس گفت‌وگوهایی که من با دیپلمات‌های چینی داشته‌ام، «باز بودن» برای چین یعنی جریان تجارت در تنگه ادامه داشته باشد؛ نفت، گاز و کالا از آن عبور کنند، مبادلات مالی انجام شود و تجارت برقرار بماند. اما این لزوماً به این معنا نیست که هیچ سازوکاری برای دریافت عوارض عبور توسط کشورهای منطقه وجود نداشته باشد. حتی با وجود چنین هزینه‌ای، باز هم نفت می‌تواند جریان داشته باشد. آنچه تنگه را «بسته» می‌کند، محاصره و انسداد کامل است، نه دریافت عوارض.

💢موافقت ضمنی چین با عوارض

🔹البته ترجیح چین این است که اساساً هیچ عوارضی وجود نداشته باشد، اما برخی پیشنهادها مطرح شده که پکن نسبت به آن‌ها انعطاف نشان داده است. برای مثال، چینی‌ها می‌توانند با سازوکاری منطقه‌ای کنار بیایند که تحت عنوان «هزینه مدیریت زیست‌محیطی» مبلغی دریافت کند؛ یعنی عوارضی که نام عوارض روی آن گذاشته نشود. جالب اینکه دولت ترامپ هم می‌تواند با چنین مدلی کنار بیاید، هرچند واشنگتن می‌خواهد این سازوکار کاملاً منطقه‌ای باشد و صرفاً توسط ایران و عمان مدیریت نشود.

🔹اما دیگر کشورهای شورای همکاری خلیج فارس — به‌ویژه امارات و بحرین — به‌شدت با این ایده مخالف‌اند، حتی اگر خودشان هم بخشی از آن سازوکار باشند. از نگاه آن‌ها، که جالب است شباهت زیادی به نگاه اسرائیل دارد، چنین ترتیبی به ایران وزن ژئوپلیتیکی بیشتری می‌دهد. به همین دلیل ترجیح می‌دهند آمریکا دوباره به بمباران ایران بازگردد.

💢دلایل چین برای مخالفت با قطعنامه

🔹با این حال، دلایل چین برای مخالفت با قطعنامه آمریکا-بحرین فقط به این موضوع محدود نمی‌شود. این قطعنامه که بیش از صد کشور عضو سازمان ملل از آن حمایت کرده‌اند، اگرچه در نسخه‌ای که من دیده‌ام ذیل فصل هفتم منشور سازمان ملل قرار نمی‌گیرد، اما می‌تواند زمینه‌ساز صدور قطعنامه‌ای بعدی تحت فصل هفتم شود؛ قطعنامه‌ای که استفاده از زور علیه ایران را مجاز کند. نسخه قبلی که روسیه و چین آن را وتو کردند، هرچند مستقیماً از عبارت معروف «اقدام ذیل فصل هفتم منشور ملل متحد» استفاده نمی‌کرد، اما عملاً همان منطق ماده ۳۹ را داشت و تصریح می‌کرد که «اقدامات ایران تهدیدی علیه صلح و امنیت بین‌المللی» محسوب می‌شود.

💢پیشگیری از هزینه‌های سنگین

🔹این روند چیز تازه‌ای نیست. معمولاً همین قطعنامه‌های اولیه هستند که بعدها به صدور قطعنامه‌ای ذیل فصل هفتم منجر می‌شوند؛ مرحله‌ای که هزینه سیاسی وتوی نهایی برای روسیه و چین را بسیار بالا می‌برد. به بیان دیگر، خفه کردن ماجرا در نطفه کم‌هزینه‌تر است. خود آمریکا هم دقیقاً همین کار را درباره قطعنامه‌های مرتبط با اسرائیل انجام می‌دهد و هر قطعنامه‌ای را که حتی احتمال ایجاد فشار — چه واقعی و چه نمادین — بر اسرائیل داشته باشد، وتو می‌کند.

🔹اما مسئله مهم‌تری هم وجود دارد. چین می‌داند که اگر ترامپ موفق می‌شد ایران را شکست دهد، جمهوری اسلامی را سرنگون کند و همان‌طور که در ونزوئلا عمل کرد، کنترل نفت ایران را به دست بگیرد، پکن در موقعیت بسیار بدی قرار می‌گرفت. در نهایت، پس از آنکه ترامپ در اواخر دسامبر ۲۰۲۵ مادورو را در ونزوئلا سرنگون کرد، صادرات نفت ونزوئلا به چین و دیگر کشورهای آسیایی ۹۲ درصد سقوط کرد؛ از میانگین ۶۰۰ هزار بشکه در روز در سال ۲۰۲۵ به تنها ۴۸ هزار بشکه در فوریه ۲۰۲۶. بخش عمده این نفت آسیایی نیز راهی چین می‌شد.

💢ایران، سنگر آخر چین در غرب آسیا

پکن نمی‌تواند مطمئن باشد که کشورهای شورای همکاری خلیج فارس در چنین سناریویی در برابر فشار آمریکا برای قطع صادرات نفت به چین مقاومت کنند. تنها کشوری در خلیج فارس که احتمالاً می‌تواند و مایل است در برابر فشار واشنگتن بایستد، ایران است. بنابراین، از نگاه چین، همراهی با قطعنامه‌ای ذیل فصل هفتم که استفاده از زور علیه ایران را مجاز کند، به معنای قرار دادن امنیت انرژی خود در معرض اهرم فشار خطرناک آمریکا در آینده خواهد بود.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

🌐بازی باخت - باخت نتانیاهو در انحلال کنست!

#مطالعات_اسرائیل
#تحلیل_کوتاه

🔸پس از بروز اختلافات گسترده میان نمایندگان احزاب ائتلاف دولتی بر سر تصویب قانون معافیت سربازی حریدیان، در  نهایت خاخام لاندو، رهبر معنوی حزب دگل هاتوراه اعلام کرد که نمی‌تواند به حضور در ائتلاف با نتانیاهو ادامه دهد و رسما دستور داد تا حزب متبوع او از دولت جدا شود. با جدایی این حزب، ائتلاف دولتی عملاً اکثریت پارلمانی خود را از دست داد و همین مسئله سبب شد تا سران احزاب دولتی با ارائه لایحه‌ای در کنست، انحلال پارلمان و برگزاری انتخابات زودهنگام را به رای بگذارند. سرانجام در روز ۳۰ اردیبهشت، خوانش مقدماتی این لایحه با ۱۱۰ رای موافق، تصویب شد. پس از تصویب مقدماتی، این لایحه به کمیته تخصصی ارجاع شده و سپس در صورت تصویب این لایحه در خوانش‌های سه‌گانه، کنست منحل شده و انتخابات زودهنگام نهایتا باید ظرف ۹۰ روز برگزار شود.
 
💢دعوا بر سر سربازی حریدیان

🔹پیش از تصویب قانون انحلال کنست، از مدت‌ها قبل نزاع بر سر سربازی حریدیان در اسرائیل بالا گرفته بود. در حالی که اکثریت جامعه اسرائیل و حتی طرفداران حزب لیکود خواهان اعزام حریدیان به سربازی بودند و ارتش نیز در این خصوص اعلام نیاز کرده بود، احزاب حریدی این مسئله را خط قرمز خود دانسته و اعلام  کرده بودند که در صورت عدم تصویب قانون بیسموت که طی آن عملاً معافیت حریدیان از سربازی تمدید می‌شود، این احزاب از دولت جدا خواهند شد.

🔹این مسئله نتانیاهو را با چالش دشواری مواجه کرد که در آن، جانبداری از مردم منجر به از دست رفتن حمایت حریدیان و جانبداری از حریدیان نیز منجر به کاهش سبد رای مردمی حزب لیکود می‌شد. سرانجام نتانیاهو تصمیم گرفت تا رای گیری در خصوص قانون بیسموت را به کنست بعدی واگذار کند که این امر با مخالفت حزب حریدی دگل هاتوراه و خروج آن از دولت ائتلافی همراه شد. لازم به ذکر است که سابقاً احزاب حریدی شاس و آگودات اسرائیل نیز به همین دلیل از دولت خارج شده بودند ولی حزب شاس اعلام کرده بود که همچنان در کنست با ائتلاف همراهی خواهد کرد.
 
💢احزاب حریدی در مقابل نتانیاهو!

🔹به نظر می‌رسد که اکنون یکی از  اصلی‌ترین چالش‌های انحلال کنست برای نتانیاهو، مسئله فاصله‌گیری احزاب حریدی از ائتلاف با او خواهد بود. این مسئله سبب خواهد شد تا نتانیاهو بخش بزرگی از متحدان ائتلافی خود که در کنست اخیر ۱۸ کرسی را در اختیار داشتند، از دست بدهد. تبعاً عدم همراهی هر سه حزب حریدی با نتانیاهو، احتمال به قدرت رسیدن مجدد نتانیاهو را به شدت کاهش خواهد داد. به هر جهت تجربه نشان داده است که احزاب حریدی تنها به دنبال تامین منافع خود بوده و به همین دلیل، اگر این احزاب به این نتیجه برسند که دیگر نتانیاهو نخواهد توانست منافع آن‌ها را تامین کند، شاید رویه جدیدی را در پیش گیرند.
 
💢کاهش اختیارات دولت

🔹در صورت انحلال کنست، دولت فعلی به عنوان دولت پیشبرد امور تا زمان برگزاری انتخابات به فعالیت خود ادامه خواهد داد، اما اختیارات آن به شدت محدود خواهد شد. در این بازه زمانی، دولت تنها ملزم به پیشبرد امور جاری رژیم خواهد بود و به همین دلیل، این دولت انتقالی نمی‌تواند به اتخاذ تصمیمات بلند مدتی که دولت آینده اسرائیل را نسبت به آن‌ها متعهد کند، بپردازد. بر همین اساس، توان دولت فعلی در پیشبرد انتصابات کلیدی جدید، اصلاحات ساختاری گسترده، توافقات و تصمیم‌های سیاسی بلندمدت و... به شدت محدود خواهد شد. تبعاً به دلیل شرایط جنگی که اسرائيل در آن قرار دارد، این گزینه به هیچ عنوان گزینه مطلوبی برای نتانیاهو نخواهد بود.

🔹همچنین با انحلال کنست، فضای سیاسی و اجتماعی رژیم رنگ و بوی انتخاباتی به خود گرفته و در همین چارچوب، هر اقدام جدیدی از جانب دولت، با شائبه سیاسی‌کاری و تلاش برای جذب رای همراه خواهد شد. به همین دلیل، ممکن است نتانیاهو برای رهایی از فشار افکار عمومی که او را متهم به استفاده انتخاباتی جنگ خواهند کرد، ناچار شود تا عملیات‌های نظامی احتمالی خود علیه ایران و محور مقاومت را به تاخیر بیندازد؛ امری که در شرایط فعلی، به هیچ عنوان مطلوب نتانیاهو نخواهد بود.    
 
با نزدیک شدن به موعد انتخابات، اکنون نتانیاهو بیش از همه تحت فشار است. ناامنی در مرزهای شمالی به دلیل جنگ با حزب‌الله و نیز عدم تحقق وعده‌های نتانیاهو در خصوص خلع سلاح حماس، نابودی توان رزم حزب‌الله، سرنگونی حکومت ایران و نابودی تاسیسات هسته‌ای آن، همگی سبب شده است که محبوبیت نتانیاهو نزد افکار عمومی به شدت کاهش یابد. مضاف بر این، عدم حل مسئله سربازی حریدیان نیز شرایط را پیچیده‌تر کرده و ممکن است متحدان سنتی حریدی نتانیاهو، در انتخابات آینده نه در کنار او، بلکه حتی در مقابل رهبر حزب لیکود قرار گیرند.


اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

🌐شکاف‌هایی که به استعفای تولسی گابارد منتهی شدند

📝عرفان علمشاهی

#تحلیل_کوتاه
#مطالعات_آمریکای_شمالی

🔸دیروز اعلام شد که تولسی گابارد، رئیس اطلاعات ملی از جایگاه خود استعفا می‌دهد. اگرچه به گفته او، این تصمیم به دلیل بیماری سرطان همسرش بوده است، اما به نظر می‌رسد علت اصلی استفعا - آن هم در میانه آتش‌بسی ناپایدار میان ایران و آمریکا که ممکن است هر لحظه به درگیری جدیدی منتهی شود – اختلافات فزاینده او با دولت ترامپ و شخص او باشد.

💢فردی با خاستگاه حزبی متفاوت

🔹قبل از هر چیز، اختلاف گابارد با دولت را باید در خاستگاه سیاسی متفاوت او جست. گابارد تا سال ۲۰۲۲ عضو میانه‌رو حزب دموکرات مجلس نمایندگان بود و پس از آن تا سال ۲۰۲۴ خود را سیاستمداری مستقل عنوان کرد. سپس او اعلام کرد که به جمهوری‌خواهان و کمپین ترامپ ملحق می‌شود. جای تعجب ندارد که یک دموکرات میانه‌رو در بسیاری از مسائل سیاست خارجی و امنیتی دیدگاه متفاوتی نسبت به جمهوری‌خواهان داشته باشد. گابارد در مقایسه با جمهوری‌خواهان ترامپی در مسئله روسیه بسیار تندرو و در مقایسه با نومحافظه‌کاران در مسئله ایران مماشات‌طلب دیده می‌شد.

💢اختلاف با ترامپ بر سر پرونده ایران

🔹با این وجود، پرونده هسته‌ای ایران، نقطه اوج اختلافات او با کابینه ترامپ بود. اندکی پیش از آغاز جنگ ۱۲ روزه، گابارد اعلام کرده بود که ایران در حال ساخت سلاح هسته‌ای نیست. این ادعا با واکنش تندی از سمت ترامپ مواجه شد. پس از این موضع‌گیری، به نظر می‌رسید که ترامپ به وفاداری گابارد مشکوک شده و او در تصمیم‌گیری‌های کابینه به نوعی کنار گذاشته شده است.

🔹اما اختلاف ترامپ با گاباد به این موضوع ختم نشد. گابارد در آخرین جلسه استماع خود در کمیته اطلاعات سنا -که دو هفته پیش برگزار شد، اعلام کرد که ایران پس از عملیات چکش نیمه‌شب، اقدام به بازسازی برنامه هسته‌ای خود نکرده و این برنامه به کلی محو شده است. این سخن مجدداً در تعارض با ادعای ترامپ بود مبنی بر اینکه اگر حمله‌ای صورت نمی‌گرفت، ایران ظرف چند هفته سلاح هسته‌ای می‌ساخت.

🔹این ارزیابی‌های اطلاعاتی، او را به یک مخالف بالقوه جنگ با ایران در کابینه تبدیل می‌کرد. عجیب نیست اگر گابارد در آستانه یک حمله گسترده دیگر به ایران مجبور به استعفا شده باشد. مهم‌ترین وظیفه رئیس اطلاعات ملی، ارائه گزارش‌های نهادهای اطلاعاتی آمریکا به رئیس جمهور است. کسی همچون گابارد می‌تواند گزارش‌هایی را به ترامپ ارائه داده باشد که برای او یا جنگ‌طلبان کابینه همچون روبیو و هگست ناخوشایند است، همانگونه هگست و ونس که بر سر ارائه گزارش‌های جنگی به ترامپ با یکدیگر اختلاف دارند. هنگامی که گابارد سال گذشته در پیامی ویدیوی اظهار داشت که جنگ‌طلبان در آمریکا به دنبال تنش میان قدرت‌های هسته‌ای هستند، مارک لوین مجاری فاکس‌نیوز و از تشویق‌کنندگان ترامپ به جنگ با ایران گفت اطلاعات آمریکا تحت رهبری گابارد از مسیر خود منحرف می‌شود. این احتمال هم می‌رود او همچون جو کنت، رئیس سابق مرکز ضد تروریسم، با استعفا خواست وجه خود را از تداوم جنگ با ایران پاک کند.

💢اختلاف با سازمان سیا

🔹اختلافات میان گابارد و جان رتکلیف، رئیس سیا، مدت‌ها وجود و پس از برخی تصمیمات گابارد افزایش یافت، از جمله افشای نام یک افسر مخفی سیا در فهرست افرادی که مجوزهای امنیتی‌شان را لغو شده بود و همچنین انتشار اسناد مرتبط با مداخله روسیه در انتخابات آمریکا. این تصمیمات، نارضایتی‌های بسیاری را درون سازمان سیا برانگیخت.

🔹اخیراً خبرنگاری به نام کاترین هریج در گزارشی گفت یک واحد تحقیقاتی سیا برای چندین عضو «گروه ابتکارات مدیر» گابارد ایمیل فرستاده و از آن‌ها خواسته بود برای بازجویی مراجعه کنند. اگرچه این اقدام به طور معمول انجام می‌شود، اما زمان‌بندی این درخواست‌ها نگران‌کننده بود، زیرا به نظر نمی‌رسید بخشی از روند عادی بررسی مجوزهای امنیتی باشد. همچنین جیمز اردمان، افشاگر سیا در یک جلسه استماع سنا گفته بود که سیا از کارکنان اداره اطلاعات ملی جاسوسی می‌کند.

استعفای تولسی گابارد از ریاست اطلاعات ملی آمریکا را فراتر از دلایل شخصی، می‌توان به اختلافات عمیق او با ترامپ، کابینه و سیا مرتبط دانست. مواضع متفاوت گابارد درباره ایران، روسیه و جنگ، او را در تقابل با جریان جنگ‌طلب دولت قرار داد. همزمان، تنش با سیا و افشای اسناد و اطلاعات حساس نیز شکاف میان او و نهادهای امنیتی آمریکا را تشدید کرد؛ شکافی که احتمالاً در نهایت به جدایی او از دولت انجامید.
 
اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

🌐ایران باید احتمال حمله مجدد آمریکا را بالا بداند

#تحلیل_کوتاه
#جنگ_رمضان

🔸ترامپ برای پایان جنگ با ایران یا تداوم آن، مجموعه‌ای از متغیرها (پیشران‌ها و موانع) را در نظر می‌گیرد. این متغیرها از سیاست داخلی تا وضعیت و ملاحظات بین‌المللی آمریکا را در بر می‌گیرند. اگرچه در مقایسه با هفته‌های نخست جنگ، ترامپ تحت فشار بیشتری برای پایان این درگیری است، اما در حال حاضر، پیشران‌ها و انگیزه‌های ترامپ برای حمله مجدد به ایران قوی‌تر از موانع آن هستند.
 
💢پیشران‌های حمله مجدد

1️⃣پرونده‌های ناتمام و اجتناب از ایده «نه جنگ، نه صلح»: تصور سناریویی مجزا از نه جنگ و نه صلح میان دو کشور دشوار است؛ زیرا ترامپ می‌کوشد به هر طریقی دو پرونده ناتمام هسته‌ای و تنگه هرمز را ببندد. اگر او به توافق مطلوب خود به ایران نرسد – که احتمالش با توجه به خواسته‌های ناسازگار طرفین بالا است، مجدداً دست به گزینه نظامی می‌زند تا ایران را تسلیم خود کند؛ زیرا وضعیتی که در آن جنگ پایان پذیرد، اما ایران توان هسته‌ای و کنترل تنگه هرمز را داشته باشد، به هیچ وجه مطلوب ترامپ و اعتبار سیاسی او نیست.

2️⃣کارت جنگ زیرساختی: این تحلیل در محافل نومحافظه‌کار و راست آمریکا تقویت شده است که ایران در صورتی تسلیم می‌شود که زیرساخت‌های انرژی‌اش نابود شده باشد. به عبارت دیگر، در دیدگاه آن‌ها، ترامپ باید درد کافی به ایران وارد کند تا جنگ خاتمه یابد و ایران خواسته‌های آمریکا را بپذیرد.

3️⃣دید مثبت افکار عمومی نسبت به آینده اقتصاد: برخی نظرسنجی‌ها نشان می‌دهند با وجود افزایش قیمت‌ها در آمریکا، تنها 38% از مردم آمریکا معتقدند قیمت‌ها در شش ماه آینده به شدت افزایش پیدا خواهد کرد. افزون بر این، علی‌رغم محبوبیت پایین جنگ با ایران، بخش قابل توجهی از جامعه آمریکا خواهان تداوم جنگ تا حصول توافقی متفاوت از برجام هستند. در حال حاضر، خیال ترامپ تا حدی از سمت افکار عمومی آسوده است و می‌تواند به جنگ با ایران ادامه دهد.

4️⃣وضعیت مثبت بازار سهام: علی‌رغم جنگ با ایران، بازار سهام آمریکا در ماه‌های اخیر همچنان روندی صعودی داشته است. بسیاری از تحلیلگران این مقاومت را ناشی از موج سرمایه‌گذاری در حوزه هوش مصنوعی می‌دانند. شرکت‌های بزرگ فناوری، به‌ویژه غول‌های فعال در حوزه تراشه و هوش مصنوعی مانند موتور اصلی رشد شاخص‌های وال‌استریت بوده‌اند. خوش‌بینی سرمایه‌گذاران نسبت به آینده هوش مصنوعی باعث شد شاخص S&P500 به رشد خود ادامه دهد و بخشی از اثرات منفی جنگ خنثی شود.

5️⃣حکم دیوان عالی درباره نقشه‌های انتخاباتی: حکم اخیر دیوان عالی آمریکا، در پرونده  ‌‌Louisiana v. Callais، عملاً محدودیت‌های قبلی بر بازترسیم نژادی حوزه‌های انتخاباتی (ایجاد حوزه‌های انتخاباتی بر مبنای نژاد) را تضعیف کرد که به شدت به ضرر دموکرات‌ها در انتخابات پیش رو است. اگرچه هنوز نمی‌توان تعیین کرد کدام حزب پیروز انتخابات میان‌دوره‌ای می‌شود. اما این حکم دست جمهوری‌خواه‌ان را برای بازترسیم نقشه‌ها و کسب کرسی بیشتر در کنگره در آستانه انتخابات بازتر می‌کند.
 
💢موانع حمله مجدد

1️⃣آینده رقابت‌های انتخابات میان‌دوره‌ای: اگرچه وضعیت کنونی جمهوری‌خواهان در انتخابات سنا تا حدی مطلوب است و در مجلس نمایندگان امید به پیروزی دارند. اما هرگونه تنش مجدد می‌تواند جنگ با ایران به یک نقطه غیرقابل بازگشت برساند، مخصوصاً اگر حمله مجدد آمریکا منطقه را وارد یک جنگ زیرساختی گسترده کند که منجر به افزایش انفجاری قیمت نفت و بنزین شود. این می‌تواند اثر منفی بزرگی بر جمهوری‌خواهان در انتخابات بگذارد.

2️⃣آینده منازعه با چین: دور نخست نبرد میان ایران و آمریکا، منجر به کاهش شدید ذخایر تسلیحاتی آفندی و پدافندی آمریکا شد که در دفاع از تایوان و نبرد احتمالی با چین بسیار حائز اهمیت بودند. حال دور جدیدی از درگیری، بیش از گذشته این ذخایر را – که بازیابی آن‌ها چندین سال به طول می‌انجامد – تحت فشار قرار می‌دهد. به عبارت دیگر، تداوم جنگ با ایران، موقعیت راهبردی آمریکا را در برابر چین ضعیف‌تر می‌کند.

ترامپ برای پایان دادن به پرونده هسته‌ای ایران و تنگه هرمز، همچنان گزینه حمله مجدد را محتمل می‌داند؛ زیرا شرایط «نه جنگ، نه صلح» را نامطلوب تلقی می‌کند. حمایت نسبی افکار عمومی، وضعیت مثبت بازار سهام و مزیت‌های جمهوری‌خواهان در انتخابات، از پیشران‌های تداوم فشار بر ایران هستند. با این حال، خطر جهش قیمت انرژی، آسیب انتخاباتی به جمهوری‌خواهان و تضعیف آمادگی آمریکا در برابر چین، مهم‌ترین موانع تشدید دوباره جنگ محسوب می‌شوند. این یعنی ترامپ در کوتاه‌مدت می‌تواند یک حمله مجدد به ایران بکند، اما خطرات و هزینه‌های جنگ در بلندمدت بیشتر است.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

🔵صورت‌ حساب ۵۸ میلیارد دلاری بازسازی در خلیج فارس!
▪️ریستاد انرژی

#جنگ_رمضان
#اکوتهران

🔸برآوردهای مؤسسه «ریستاد انرژی» نشان می‌دهد بیشینه هزینه تعمیر و احیای زیرساخت‌های مرتبط با انرژی که در جریان جنگ خاورمیانه آسیب دیده‌اند، ممکن است به ۵۸ میلیارد دلار برسد؛ رقمی که سهم تأسیسات نفت و گاز از آن می‌تواند تا ۵۰ میلیارد دلار باشد. این رقم به‌طور متوسط حدود ۵ میلیارد دلار خسارت در بخش‌های صنعتی، نیروگاهی و تأسیسات آب‌شیرین‌کن را نیز در بر می‌گیرد.

💢تفاوت در سرعت بازسازی

🔹گستردگی خسارات، روند بازسازی را نیز پیچیده‌تر کرده است. مشکل اصلی دیگر کمبود سرمایه نیست؛ آنچه اکنون به مانع اصلی تبدیل شده، دسترسی به تجهیزات، پیمانکاران و شبکه‌های لجستیکی است. به همین دلیل، زمان‌بندی احیای تأسیسات در کشورهای مختلف و حتی میان پروژه‌های یک کشور، به‌تدریج از یکدیگر فاصله می‌گیرد؛ موضوعی که بیش از هر چیز به ظرفیت اجرایی داخلی و میزان دسترسی به زنجیره تأمین بستگی دارد.

🔹نشانه‌های اولیه این شکاف در روند بازسازی از هم‌اکنون قابل مشاهده است. برخی تأسیسات که آسیب محدودی دیده بودند و از قبل نیز پیمانکار و امکانات اجرایی در محل داشتند، ظرف چند هفته فعالیت خود را از سر گرفتند. اما تأسیساتی که نیازمند بازسازی کامل واحدهای فرآیندی اصلی هستند یا به تجهیزات سنگین با زمان تحویل طولانی وابسته‌اند، هنوز در مرحله ارزیابی اولیه باقی مانده‌اند و بازگشت آنها به مدار ممکن است سال‌ها زمان ببرد.

💢بیشترین آسیب در پالایشگاه‌ها و پتروشیمی‌ها

🔹بخش عمده هزینه‌ها مربوط به پالایشگاه‌ها و مجتمع‌های پتروشیمی پایین‌دستی است؛ هم به دلیل پیچیدگی فنی بالای این تأسیسات و هم به خاطر شدت آسیب‌هایی که در مراحل پایانی جنگ متحمل شدند. پس از آن، زیرساخت‌های میان‌دستی و بالادستی قرار دارند و چاه‌های نفت و تأسیسات صنعتی نیز سهم کوچک‌تری اما همچنان قابل توجه از خسارات را به خود اختصاص داده‌اند.

🔹در مجموع، هزینه بازسازی بخش نفت و گاز بین ۳۰ تا ۵۰ میلیارد دلار تخمین زده می‌شود. علاوه بر آن، زیرساخت‌های غیرهیدروکربنی مانند کارخانه‌های آلومینیوم، فولاد، نیروگاه‌ها و آب‌شیرین‌کن‌ها نیز بین ۳ تا ۸ میلیارد دلار خسارت به بار آورده‌اند.

💢ایران و قطر بیشترین فشار را تحمل می‌کنند

🔹در سطح کشورها، ایران بیشترین تعداد تأسیسات آسیب‌دیده و گسترده‌ترین دامنه خسارات را دارد. بخش عمده اختلال‌ها در تأسیسات فرآورش گاز پارس جنوبی در عسلویه، منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس و مجتمع پتروشیمی ماهشهر متمرکز بوده است؛ اتفاقی که بخشی مهم از ظرفیت فرآورش گاز و تولیدات پتروشیمی را از مدار خارج کرده است.

🔹زمان بازسازی در ایران نیز به‌طور ساختاری طولانی‌تر از دیگر کشورهای خلیج فارس برآورد می‌شود؛ نه فقط به دلیل وسعت خسارات، بلکه به این علت که دسترسی ایران به پیمانکاران غربی EPC، تولیدکنندگان اصلی تجهیزات و فناوری‌های فرآیندی همچنان محدود است و همین مسئله گزینه‌های اجرایی را کاهش داده و دوره تأمین تجهیزات را طولانی‌تر کرده است.
در مقابل، قطر الگوی متفاوتی دارد. خسارات در این کشور متمرکزتر اما از نظر فنی پیچیده‌تر بوده‌اند. کانون اصلی آسیب‌ها شهر صنعتی رأس لفان است؛ جایی که چندین واحد تولید گاز طبیعی مایع (LNG) و همچنین مجتمع تبدیل گاز به مایع «پرل» آسیب دیده‌اند.

💢سهم اصلی هزینه‌ها متعلق به مهندسی و ساخت

🔹ریستاد انرژی برآورد می‌کند هزینه تعمیر و بازسازی تأسیسات آسیب‌دیده نفت و گاز به حدود ۴۶ میلیارد دلار برسد. در سطح پروژه‌ها، بیشترین سهم هزینه‌ها مربوط به بخش مهندسی و ساخت‌وساز است و پس از آن تجهیزات و مواد قرار دارند.

🔹ترتیب زمانی این هزینه‌ها نیز اهمیت زیادی دارد. فعالیت‌های مهندسی و ارزیابی نسبتاً سریع پیش می‌روند، اما عامل تعیین‌کننده در روند بازسازی، تأمین و ساخت تجهیزات حیاتی است. هرچند عملیات نصب و ساخت می‌تواند پس از تأمین قطعات به‌صورت همزمان انجام شود، اما تأخیر در تحویل تجهیزات همچنان گلوگاه اصلی پروژه‌های بزرگ باقی مانده است.

💢رقابت در تامین تجهیزات

به همین دلیل، سرعت احیای صنعت انرژی بیش از آنکه به توان اجرایی در محل وابسته باشد، به امکان دسترسی سریع‌تر به زنجیره‌های تأمین محدود جهانی بستگی دارد. آنچه اکنون در منطقه شکل گرفته، صرفاً یک پروژه بازسازی نیست؛ بلکه رقابتی فشرده برای دستیابی به تجهیزات، پیمانکاران و ظرفیت لجستیکی است. کشورهایی که زودتر اقدام کنند، ظرفیت بیشتری در اختیار خواهند گرفت و سریع‌تر به مدار بازمی‌گردند؛ اما دیگران ممکن است با تأخیرهایی بسیار فراتر از ابعاد فیزیکی خسارات روبه‌رو شوند. در نهایت، سرعت بازسازی نه با میزان تخریب، بلکه با میزان دسترسی به زنجیره‌های تأمین محدود جهانی تعیین خواهد شد.


اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…
Subscribe to a channel