2945
دانشنامهای مجازی برای مطالعهٔ تاریخ و فرهنگ بلوچستان؛ با مدیریت جمعی از ادمینهای آگاه به منابع تاریخی. ما با بهرهگیری از تحقیقات آکادمیک، منابع و کتب تاریخی میکوشیم مطالب مستند و بیطرفانهای در اختیار شما قرار بدهیم🌻
🔹 خاستگاه و پیشینۀ تاریخی بلوچان
━━━━━━≼🔸≽━━━━━━
🔹 نقدی بر نظرات گذشته
📃 صفحه ۱۵
💠 پیکولین بر این باور است که نمیتوان تایید کرد تمامی قبایل بلوچ از نسل عرب هستند. قضیه اشعار حماسی و عرب بودن و شرکت در کربلا چندان معتبر نیست. در مجموع ترسیم ریشه سامی و عربی بلوچان از استدلال نظری متقاعدکننده و جامع برخوردار نیست. خود واژه بلوچ واژهای غیر عربی است؛ چون در زبان عربی حرف «چ» وجود ندارد. چطور ممکن است قومی عرب باشد ولی نام قوم شباهتی با واژگان عربی نداشته باشد.
💠 هنری والتر بلیو در اثری با عنوان جستاری اندر اتنوگرافی افغانستان، منشأ هندی برای بلوچان قائل است و بلوچ را برگرفته از "بالیچا" یکی از طوایف راجپوتهای هند دانسته است. این نظر، احتمال میرود از این جهت ارائه شده که مستشرقین غربی با پیوند دادن بلوچان با هندیان سعی در الحاق راحتتر بلوچستان به هندوستان آن زمان داشتند که تحت سلطه امپراتوری بریتانیا بود . پاتینجر و خانیکوف معتقدند اصل بلوچها به ترکمنها بر میگردد. البته دادههای زبانشناسی و به خصوص تاریخی کاملاً مغایر با چنین نظری هستند. در مجموع شباهتهای ظاهری نباید گمراه کننده باشد. اگر شباهت ظاهری در اثبات ارتباط رویدادهای تاریخی لحاظ شود، پس میتوان استنباط نمود که مقبره شاهان هخامنشی از صلیب مسیح الهام گرفته، حال آنکه چندین قرن قبل از تولد حضرت مسیح مقبرههای شاهان هخامنشی نقر شده است.
💠 برخی محققان اگرچه تعدادشان اندک است بر این باورند که خاستگاه و پیشینه تاریخی بلوچان به جیرفت و مناطق پیرامونی آن بر میگردد. از آنجا که اولین بار منابع تاریخی به طور صریح از بلوچان در این منطقه یعنی؛ شرق کرمان و محدوده جیرفت تا شمال مکران یاد کردند، حضور بلوچان را از روزگارانی کهن در این ناحیه میتوان تایید نمود. در منابع یونانی از این ناحیه با عنوان «گدروزیا» یاد شده است. به روایت استرابو، اسکندر و لشکریانش بعد از عبور از سرزمین هندوستان در موازات سواحل اولین سرزمینی که به آن رسیدند، سرزمین قوم اوریتی بود. سپس به ایختوفاکیه رسیدند. بالای سرزمین ایختوفاکیه گدروزیا قرار دارد. شش روز پس از ترک سرزمین اوریتیها سپاه به مقر نایبالسلطنهنشین گدروزیا رسید.
━━━━━━≼🔸≽━━━━━━
#تاریخ
💠 @balochs_history
🔹 خاستگاه و پیشینۀ تاریخی بلوچان
━━━━━━≼🔸≽━━━━━━
🔹 نقدی بر نظرات گذشته
📃 صفحه ۱۴
💠 با توجه به روایتها و تحلیلهای مطرح شده، از دو جهت چنین تصوری به وجود آمده است. یکی شباهتهایی که میان عربها و بلوچان وجود دارد و دیگری سابقه تاریخی قوم بلوچ در اشعار و داستانهای بلوچی است. در رابطه با اینکه برخی خاستگاه و پیشینه عرب برای بلوچان قائل هستند، اندک قرائن تاریخی موجود است. در این ارتباط البته به تاریخ شفاهی بلوچان و تدوین منظوم آن در سالهای بعدی خیلی تأکید دارند. تحلیل درون متنی و محتوایی اشعار، نشانگر آن است که این تاریخ شفاهی در چهارصد تا سیصد سال اخیر به نظم درآمده و در یک قرن اخیر مکتوب شده است. البته در این زمینه به حدی اغراق صورت گرفته که بسیاری از طوایف بلوچ امروزه خود را قریشی و از نسل حمزه -عموی پیامبر- میدانند که پس از شهادت امام حسین، به نشانهٔ اعتراض از حلب به بلوچستان مهاجرت کردهاند.
💠 ابیاتی از قطعه شعری که در میان بلوچان رواج دارد، چنین است:
وهدے کہ سر زُرته یزید
ءُ کُشتگی شاهیں حسیں
مـا اشتگ انت زریـن منند
گوں شست ءُ چاریں فرقواں
رند چہ حلب پاد آتگ انت
رودبار ءَ ماں شنگ بوتگ انت
💠 این روایت اگر ریشهشناسی شود، ناشی از دو اشتباهی است که رخ داده است. یکی اینکه بلوچان را به قریش و حمزه عموی پیامبر متصل مینمایند. این بر اساس همگونی نام حمزه سردار بلوچان در سده چهارم هجری است که بلوچان را در برابر آلبویه یکپارچه نمود.
💠 اشتباه دوم این است که میان رقه و حلب سرزمینی به نام وادیالبلوص وجود دارد و انگار بلوچان از این منطقه به بلوچستان مهاجرت کردند. این مسئله از این نشأت گرفته که بخشی از بلوچان برای مدتی آنجا سکونت داشتند و سپس به سرزمین مادریشان برگشتند. در این باره میتوان به فتوح البلدان بلاذری استناد جست. در فتوحالبلدان بلاذری از سه قبیله سیابجه، زط و اندغار یاد شده که به فرمان ابوموسی اشعری در بصره همانند قبیله سیاه سوار جای داده شدند. اندغار معرب اندگار و ایرندگان است. سیاهبجه معرب سیاهپادگ که یکی از قبایل بلوچ است. زط معرب جت و جدگال است. این قبایل در نیمه دوم سده اول هجری بنا به نیازهای جنگی برای حراست از مرزها به شام و انطاکیه انتقال یافتند. از آنجا که این طوایف بلوچ برای مدتی طولانی در سوریه زندگی کردند، احتمالا مکان زندگی آنان به وادیالبلوص شهرت یافته بود. به احتمال زیاد جریان همین اقوام در بازگشت به سرزمین مادریشان منجر به تدوین شعر معروف بلوچان شده که از حلب آمدهاند. کوچ برخی قبایل عرب در دوره شاپور دوم در محدوده کرمان و ورود خوارج به شرق کرمان و مکران در قرن اول و دوم هجری نیز میتوانند در پیدایش چنین روایتی نقشآفرین باشد[۱].
━━━━━━≼🔸≽━━━━━━
۱- هیچیک از اقوام زط، سیابجه و اندغار در منابع به عنوان بلوچ یا گروهی از بلوچان ذکر نشدهاند و بیشتر منابع تاریخی دست اول، این اقوام را مرتبط به هند و خصوصاً سند میدانند. در دوره فتوحات مسلمانان هیچ گزارشی راجع به بلوچها وجود ندارد و چنین مهاجرتی هم در منابع سدههای بعدی ذکر نشده است. ریشهشناسیهایی که برای نام این اقوام توسط نویسنده صورت گرفته هم فاقد اعتبار و از نوع ریشهشناسی عامیانه است (مدیر کانال).
🔹 خاستگاه و پیشینۀ تاریخی بلوچان
━━━━━━≼🔸≽━━━━━━
🔹 نقدی بر نظرات گذشته
📃 صفحه ۱۳
💠 یکی از نظرات دیگر درباره خاستگاه بلوچان، خاستگاه سامی و عربی است. در ارتباط با سامی بودن بلوچان، برخی این مسئله را بسیار افسانهآمیز و با استناد به برخی تشابهات لفظی، به دوران نمرود در بابل و منشعب از آن میدانند. محمد سردارخان بلوچ بر این باور است که بلوچان در اصل متعلق به کلده و بابل بودند و حدود ۶۱۲پ.م به صفحات شمالی ایران کوچ کرده، تقریبا ۱۰۰۰ سال در آن نواحی زیست کردند، سپس به کرمان و مکران کوچ کردند. راولینسون انگلیسی نیز واژه بلوچ را برگرفته از بلوص لقب پادشاه بابل یعنی نمرود میداند. در این باره، رد پایی در تاریخ که چگونه بلوچان از بابل منشعب و در بلوچستان امروزی استقرار یافتند، یافت نمیشود. از این رو، از طرح این مسئله در تحقیق حاضر صرف نظر شده است.
💠 برخی محققان بر این باورند که بلوچان خاستگاه عربی دارند. توماس هولدیچ بر این باور است که بلوچان با اعراب قرابت و نزدیکی دارند. وی بسیاری از قبایل بلوچ را از نژاد عرب میداند. عده زیادی از بلوچهای ایران و پاکستان نیز خودشان را از نسل عربها و جایگاه اولیه خود را حلب سوریه میدانند. به زعم اینان، در اواخر قرن هفتم میلادی یزید بلوچان را به خاطر طرفداری از امام حسین رانده و اجداد آنها از حوالی حلب به بلوچستان مهاجرت کردند. میر خدابخش مری بجارانی بلوچ بر این باور است که طایفه مری بلوچ با شهر ماری عراق باستان ارتباط دارد. سر هنری گرین سیاستمدار انگلیسی که در سند اشتغال داشته، بر این باور است که در کشور سوریه برخی واژگان که بلوچهای سند بکار میبرند، کاربرد دارد.
━━━━━━≼🔸≽━━━━━━
#تاریخ
💠 @balochs_history
🔹 خاستگاه و پیشینۀ تاریخی بلوچان
━━━━━━≼🔸≽━━━━━━
🔹 نقدی بر نظرات گذشته
📃 صفحه ۱۲
💠 برخی از محققین بر این باورند که مهمترین منبع از حضور بلوچان در کنار دریای خزر، رساله شهرستانهای ایرانشهر است، اما این مسئله جای واکاوی دقیقتر دارد. اولاً: همه اتفاق نظر ندارند که منظور از بروزان، بلوچان باشد. ثانیاً: اتفاق نظر ندارند که این هفت قوم کوهنشین حتماً ساکن کوههای گیلان بودند. ضمناً این نکته را نیز میبایست در نظر گرفت که شاید بروزان بخشی از بلوچها بودند که بنابر شرایط خاص سیاسی و نظامی از کرمان و مکران به آن منطقه کوچانده شدند. این احتمال را هم میتوان مطرح نمود که مربوط به دورانی است که دایره و شعاع زندگی بلوچها گستردگی بیشتری داشته و از کرمان و مکران در حاشیه لوت و کویر تا کوهپایههای البرز برخی بلوچان سکونت داشتند.
💠 در کتیبههای اوایل دوره ساسانی در محدوده قفقاز از قوم یا سرزمین بلاسگان یاد شده است. برخی چنین میپندارند بلاسگان در اصل بلاچکان و منظور همان بلوچان بوده که در آن دوره در شمال غرب ایران میزیستند. شاپور اول ساسانی در کتیبه کعبه زرتشت در بند دوم آورده: «وروچان، سیکان، اران، بلاسگان تا فراز به کوه کاف و در آرانان و... من گرفتم». در متن جغرافیایی موسیخورنی در این باره چنین آمده است: «کوست کپکوه که در نواحی کوه قفقاز است و سیزده استان است. آتروپاتکان، ارمن (هیک)، ورجان (ورک)، رن (الوانک)، بلسکان (بلاسکان)، سیسکان، اری، گلان و شنجان، دلمونک، دمباوند، تپرستان، رون (رویان)، امل». بلاسکان در نزد بسیاری از محققان که دشت بلاسکان نامیده شده، به الوانک یا اران تعلق داشته است. الوانک لفظ ارمنی ایران است. این نام در منابع عربی سدههای نخست اسلامی بلاسجان آمده است. به روایت ابن خردادبه دشت بلاسکان در مسیر برزند در ۱۴ فرسنگی اردبیل در جهت ورثان قرار داشت.
💠 این تصور که بلاسکان همان بلوچان باشد، اشتباه است. علاوه بر اینکه در اوایل دوره ساسانی از بلاسگان در محدوده قفقاز یاد شده، در سدههای سوم و چهارم نیز همچنان از بلاسگان در آن نواحی یاد شده است. این در حالی است که در سدههای سوم و چهارم از بلوچان در کرمان و مکران به وضوح منابع تاریخی یاد کردند. از این رو، چنین تصوری که منظور از بلاسکان در قفقاز همان بلوچان بودند، به نظر میرسد اشتباه باشد.
━━━━━━≼🔸≽━━━━━━
#تاریخ
💠 @balochs_history
🔹 خاستگاه و پیشینۀ تاریخی بلوچان
━━━━━━≼🔸≽━━━━━━
🔹 نقدی بر نظرات گذشته
📃 صفحه ۱۱
💠 برخی از محققین از اطلاعات مندرج در متن «شهرستانهای ایرانشهر»، در مورد خاستگاه بلوچان در دوره ساسانی برداشتهای خودشان را ارائه نمودهاند. «شهرستانهای ایرانشهر» متن فارسی میانهٔ کوچکی است که در اواخر دوره ساسانی نوشته شده و در آن نام شهرهای گوناگون ایرانشهر یا سرزمین ایران به همراه برخی شخصیتهای تاریخی و افسانهای آمده است.
💠 در بند ۲۸ شهرستانهای ایرانشهر از پدشخوارگر یا گیلان و در بند ۲۹ از هفت قوم کوهنشین در آن ناحیه یاد شده است. در شناسایی نام اقوام هفتگانه کوهنشین، برخی ششمین قوم را بلوچ خواندهاند. البته درباره بند ۲۹ متن شهرستانهای ایرانشهر و اقوام کوهنشین هفتگانه به طور تخصصی تحقیق مستقلی تاکنون انجام نگرفته است. محققانی مانند: مارکوارت، هدایت، عریان، تفضلی، تورج دریایی و غیره از لحاظ کلی این متن را مورد واکاوی قرار دادند و در مورد اقوام هفتگانه در بند ۲۹ به صورت تخصصی تفحصی نکردند.
💠 یوزف مارکوارت در مورد شناسایی این اقوام، مجتهدانه عمل نموده و از تلفظ دقیق لفظی پا را فراتر گذاشته است. مارکوارت بروزان را بلوچان خوانده، اما آنان را ساکن کوههای کرمان در آن روزگار دانسته است. صادق هدایت اقوام هفتگانه را اینگونه خوانده است: «ویسمکان دماوند، نهاوند، بیستون (بهستون)، دینبران (دینور)، موسرکان (مسروکان) و بلوچان و مرینجان». سعید عریان اقوام هفتگانه را اینگونه خوانده است: «کوهیار(ان) هفتاند (در) دماوند: وسیمگان و آهگان و ویسپور و سوباران و مسرگان و بروزان و مرنزان».
💠 در ترجمه تفضلی کوهیار بلوچان خوانده شده است. از نگاه تفضلی در این رسالهٔ پهلوی نام بلوچان در کوههای البرز آمده است. تورج دریایی بند ۲۹ متن شهرستانهای ایرانشهر را اینگونه خوانده است: «کوهیاران هفت هستند. وسیمگان دماوند، آهگان، ویسپور، سوباران، مسرگان، بروزان، مرنزان». وی در ادامه شرح داده که مارکوارت بروزان را بلوچان خوانده که نزدیک به پدشخوارگر نیست. پیشنهاد نوبرگ برای خواندن این واژه به عنوان بارزان یا بهتر از آن بروزان پذیرفتنیتر است. شاید بتوان نام بارجان را با بروزان یکسان دانست.
━━━━━━≼🔸≽━━━━━━
#تاریخ
💠 @balochs_history
🔹 خاستگاه و پیشینۀ تاریخی بلوچان
━━━━━━≼🔸≽━━━━━━
🔹 نقدی بر نظرات گذشته
📃 صفحه ۱۰
💠 یکی دیگر از استدلالهای افشین پرتو، این است که منابع تا قبل از سده سوم و چهارم از بلوچان در شرق کرمان یا مکران یادی نکردند. البته بر خلاف نظر وی، از بلاذری در این زمینه روایتی گزارش شده که نشانگر زیست بلوچان در سواحل مکران در حین فتوح اسلامی است.
💠 دلایل افشین پرتو میتواند تا حدودی درست قلمداد شود، اما کافی نیست. در ارتباط با اشتراکات زبانی بلوچان و گیلانیها که از استدلالهای اصلی او در اثبات مدعایش است، میتوان گفت این اشتراک به واسطه ریشه مشترک زبانی این دو قوم است. به این معنا که هر دو زبان ریشه در زبانهای باستانی ایرانی داشتند. از آنجا که هم در بلوچستان و هم در گیلان به دلیل موانع طبیعی کمتر در تعامل با زبانها و اقوام دیگر در طول تاریخ قرار گرفتند، زبان هر دوی آنها حالت اولیه را حفظ نموده و این اشتراکات به این برمیگردد که ریشه واحدی داشتند و همان ساختار قدیمی آنها حفظ شده و همانند نواحی مرکزی ایران به روز و جدید نشده است.
💠 اینکه منابع دوره ساسانی و اوایل دوره اسلامی از بلوچان در نواحی شرقی کرمان یا مکران یاد نکردند، نمیتواند دلیل قانع کنندهای باشد؛ زیرا اولاً اطلاعات موجود از آن منابع درباره مکران و شرق کرمان بسیار محدود است. دوماً در سایر ایالات مثلا کرمان و فارس نیز از اقوام و طوایف آنجا یادی نکردند. سوماً: در گیلان هم یادی از قوم بلوچ در منابع آن دوره نشده است. علاوه بر اینها، بلوچستان امروزی افزون بر ۵۰۰ هزار کیلومتر مربع وسعت دارد و درازای کرانهای آن در دریای عمان ۹۶۵ کیلومتر است. امکانپذیر نیست قومی با تعداد معدود از گیلان و شمالغرب ایران به این منطقه آمده باشد و زبان و فرهنگ آن تعداد معدود بر این سرزمین وسیع چیرگی پیدا کند. اگر هم چنین پنداشته شود که تعداد طوایف قوم بلوچ که از گیلان به شرق کرمان و مکران آمدند، زیاد بودند که توانستند زبان و فرهنگ خود را بر سرزمین وسیع بلوچستان غالب کنند، حتما در جریان مهاجرت و مسیر حرکت آنها از گیلان تا بلوچستان در منابع تاریخی رد پایی ذکر میشد.
━━━━━━≼🔸≽━━━━━━
#تاریخ
💠 @balochs_history
🔹 خاستگاه و پیشینۀ تاریخی بلوچان
━━━━━━≼🔸≽━━━━━━
🔹 نقدی بر نظرات گذشته
📃 صفحه ۹
💠 در مجموع از ابیات شاهنامه چنین برداشت میشود که پیوند صریحی از لحاظ همسایگی محل زندگی بلوچان با گیلان وجود ندارد. به طور استنباطی میتوان فرض نمود که بلوچان با مکران و کرمان پیوند داشتند و تا حدودی هم با گیلان نسبت داشتند. این نسبت چنانچه وجود داشته با توجه به اینکه گسترده نبوده و در منابع تاریخی از آن یاد نشده، احتمالا در راستای کوچ برخی از بلوچان در برههای از تاریخ ایران باستان از محدوده کرمان و مکران امروزی به گیلان و مرزهای شمالی بوده است. این کوچ به خاطر سرکوب شورشهای آنجا یا با نیت تدافعی در برابر مهاجمان و یا برای تعدیل قدرت صورت گرفته، چیزی که در آن دوره مرسوم و معمول بود. به طور کلی، ابیات شاهنامه نمیتواند ناقض این فرضیه باشد که خاستگاه بلوچان در محدوده جیرفت و جبال بارز تا بلوچستان امروزی باشد.
💠 از نگاهی دیگر اگر علل مهاجرتها از جمله: خشکسالی، مسائل سیاسی و غیره در طول تاریخ بررسی شود، این اتفاقات در محدوده گیلان کمتر رخ دادند که باعث مهاجرت از آنجا به مناطق دور شوند. چنانچه در دوره ساسانی بلوچان در گیلان ساکن بوده باشند و با آن حجم از گستردگی در قرن سوم و چهارم کاملا در کرمان استقرار یافته باشند، در منابع تاریخی از جریان مهاجرت رد پایی مشاهده میشد.
💠 افشین پرتو با استناد به برخی اشتراکات زبانی و فرهنگی بلوچان و گیلانیان بر این باور است که بلوچان روزگاری در گیلان میزیستند و در آغاز دوران اسلامی به پهنه شمال دریای عمان روی آمدند. یکی از استنادات که وی مطرح کرده، اشتراکات زبانی بلوچان و گیلانیها و رواج ضربالمثلهایی در میان گیلانیها است که در آن واژه بلوچ کاربرد دارد. این محقق با وجود آوردن این قرائن و شواهد، این مورد را اذعان داشته که هیچ نشانی از زندگی بلوچها در هزار سال اخیر در گیلان وجود ندارد و نتیجه میگیرد که این ضربالمثلها نشانگر همسایگی دوران دور آنها هستند.
💠 محسن شهرنازدار نیز چنین میپندارد که موقعیت زبان بلوچی در جدول زبانهای هندو-اروپایی، نشانگر پیوندهایی از اعقاب آنان با اقوام ساکن در حاشیه دریای مازندران است.
━━━━━━≼🔸≽━━━━━━
#تاریخ
💠 @balochs_history
🔹 خاستگاه و پیشینۀ تاریخی بلوچان
━━━━━━≼🔸≽━━━━━━
🔹 نقدی بر نظرات گذشته
📃 صفحه ۸
💠 در مجموع با همآیی اسم بلوچ و گیلان لزوماً به همسایگی آنان دلالت نمیکند. به این معناست که همه این مناطق نواحی پیرامونی و مرزی شاهنشاهی انوشیروان بودند. در منابع تاریخی از جمله تاریخ طبری، از کشتار بلوچان در ناحیه گیلان گزارشی مشاهده نمیشود، بر عکس از کشتار قوم بارز به دست انوشیروان یاد شده است. از آنجا که منابع مورد استفاده فردوسی و طبری اشتراکاتی داشته و طبری بلوچان را از جمله دشمنان خسرو انوشیروان یاد نکرده، میتوان پنداشت که ذکر نام بلوچ در این بخش از شاهنامه، فاقد پایهٔ تاریخی است. علاوه برت این، اگر قوم بارز با بلوچان همسان فرض شود، میتوان تصور نمود که بر مبنای روایت طبری، بلوچان در دوره خسرو انوشیروان در کرمان مستقر بودند.
💠 برای آخرین بار که در شاهنامه از بلوچان یاد شده، مربوط به زمانی است که از بلوچان به عنوان بخشی از سپاهیان آراسته در برابر دیدگان سفیر چین در محدوده گرگان چنین یاد شده:
یکی بارگه ساخت روزی به دشت
ز گرد سواران هوا تیره ساخ
همه مرزبانان به زرین کمر
بلوچی و گیلی به زرین سپر
🔹 خاستگاه و پیشینۀ تاریخی بلوچان
━━━━━━≼🔸≽━━━━━━
🔹 نقدی بر نظرات گذشته
📃 صفحه ۷
💠 در دوره خسرو انوشیروان در دو مورد از بلوچان در شاهنامه یاد شده است. مورد اول اشاره به لشکرکشی خسرو انوشیروان به دو ناحیه مرزی الانان در شمال غرب و هندوستان در جنوب شرق دارد. پس از آن از سرکوب بلوچان و همچنین اهالی گیلان به عنوان ساکنان اصلی ایران یاد کرده است. البته روایتهای شاهنامه در این بخش تاریخی یعنی وقایع دوران خسرو انوشیروان، با متون تاریخی خیلی انطباق ندارد؛ چون در منابع تاریخی به سرکوب بلوچان و لشکرکشی به هند توسط انوشیروان روایتی مشاهده نمیشود[۱]. از این رو، روایت شاهنامه از لحاظ درون متنی مورد واکاوی و تحلیل قرار میگیرد. از جریان لشکرکشی انوشیروان به الانان چنین یاد شده:
ز دریا به راه الانان کشید
یکی مرز ویران بیکار دید
و زانجایگه شاه لشکر براند
به هندوستان رفت و چندی بماند
به راه اندر آگاهی آمد به شاه
که گشت از بلوچی جهانی سیاه
ز بس کشتن و غارت و تاختن
زمی را بدآب اندر انداختن
ز گیلان تباهی فزون ست ازین
ز نفرین پراگنده گشت آفرین
و زانجایگه سوی گیلان کشید
چو رنج آمد از گیل و دیلم پدید
ز دریا سپه بود تا تیغ کوه
هوا پر درفش و زمین پر گروه
🔹 خاستگاه و پیشینۀ تاریخی بلوچان
━━━━━━≼🔸≽━━━━━━
🔹 نقدی بر نظرات گذشته
📃 صفحه ۶
💠 دومین باری که در شاهنامه از بلوچ یاد شده، زمانی است که هر یک از پهلوانان با لشکریان خود به حضور کیخسرو برای جنگ با تورانیان رسیدند. در مورد اشکش اینگونه سروده شده:
پس گستهم اشکش تیز گوش
که با رای دل بود و با مغز و هوش
یکی گرزدار از نژاد همای
به راهی که جستیش بودی به پای
سپاهی زگردان کوچ و بلوچ
سگالیده جنگ و برآورده خوچ
💠 بلوچان در این ابیات تحت فرماندهی اشکش هستند و اشکش توسط کیخسرو پس از شکست شاه مکران، در مکران ماندگار شد، لذا میتوان پیوندی میان مکران و بلوچان سپاه اشکش قائل شد. بدین معنی که ساکنان مکران که سپاهیان اشکش را تشکیل میدادند، بلوچان بودند. از این رو، این ارتباط نیز با فرضیه مرکزیت جیرفت به عنوان محل استقرار اصلی بلوچان و خاستگاه آنان همخوانی نزدیکی دارد. دستور کیخسرو مبنی بر ماندن اشکش با سپاهیان در مکران را فردوسی اینگونه سروده است:
به اشکش بفرمود تا با سپاه
به مکران بباشد به آیین شاه
💠 علاوه بر اینها، "واهه بویاجیان" احتمال میدهد اصطلاح کوچ و بلوچ در شاهنامه در ابیات مذکور اسم جمع است و بیشتر به عنوان صفت و ویژگی به کار رفته است.
━━━━━━≼🔸≽━━━━━━
#تاریخ
💠 @balochs_history
🔹 خاستگاه و پیشینۀ تاریخی بلوچان
━━━━━━≼🔸≽━━━━━━
🔹 نقدی بر نظرات گذشته
📃 صفحه ۵
💠 در منابع تاریخی ردّ پایی از مهاجرت بلوچان از گیلان و شمال ایران به محدوده کرمان وجود ندارد. البته در منابع تاریخی و جغرافیایی قرون سوم و چهارم هجری به وضوح از بلوچان در محدوده شرقی کرمان و همچنین مکران یاد شده است. از آنجا که در منابع تاریخی از استقرار اولیه بلوچان در گیلان و شمال ایران یاد نشده و بر مبنای منابع ادبی و زبانشناختی این فرضیه مطرح شده، روایات هر یک از منابع ادبی و زبانشناختی جداگانه مورد واکاوی و نقد قرار گرفته است.
💠 یکی از منابع مشهور در این باره، شاهنامه است. در شاهنامه برای نخستین بار در دوره کیکاووس از طوس پهلوان چنین یاد شده:
گزین کرد از آن نامداران سوار
دلیران جنگی ده و دو هزار
هم از پهلو و پارس کوچ و بلوچ
زگیلان جنگی و دشت سروچ
💠 از این ابیات شاهنامه برخی از جمله دیمز قائل به ارتباط بلوچان با نژادهای نزدیک دریای خزر هستند. البته نمیتوان با قاطعیت نتیجه گرفت که ذکر کوچ و بلوچ و جای نام گیلان در یک بافت، نشانگر آن است که کوچ و بلوچ در اصل متعلق به این ناحیه هستند. بر خلاف تصور دیمز، فردوسی به کنار هم زیستن این دو گروه در گیلان اشارهای ندارد. اگر به مصرع دوم بیت دوم دقت شود، انگار در مصرع دوم واژه هم به قرینه لفظی حذف شده و این بیت بدین معنی نیست که پهلو و پارس و کوچ و بلوچ از گیلان و دشت سروچ بودند. در اینجا از پهلو، پارس، کوچ، بلوچ، گیلان و دشت سروچ به طور جداگانه یاد شده است. از این رو، نمیتوان تصور نمود که کوچ و بلوچ از گیلان بودند. اگر هم فرض شود که محل سکونت اسامی بیت اول، در بیت دوم یعنی گیلان و دشت سروچ آمده، گیلان و دشت سروچ دو منطقه جدا با فاصله زیاد هستند. به گفته برهان قاطع دشت سروچ در محدوده کرمان بود. اگر محدوده سکونت بلوچان دشت سروچ در نظر گرفته شود، این فرضیه که مکان استقرار اصلی بلوچان در محدوده جیرفت باشد، تقویت میشود. در مجموع از این ابیات چنین استنباط میشود که فردوسی به خاطر وزن شعر اینها را به این ترتیب سروده است.
━━━━━━≼🔸≽━━━━━━
#تاریخ
💠 @balochs_history
🔹 خاستگاه و پیشینۀ تاریخی بلوچان
━━━━━━≼🔸≽━━━━━━
🔹 نقدی بر نظرات گذشته
📃 صفحه ۴
💠 یکی از نظرات معروف این است که خاستگاه بلوچان را در محدودهٔ گیلان یا کنارههای دریای خزر در شمال غرب ایران میدانند. بیشتر این دسته از محققان، به شاهنامه و برخی نیز به متن شهرستانهای ایرانشهر استناد میکنند. برخی دیگر نیز اشتراکات زبانی و فرهنگی بلوچان و گیلانیان را دلیل این فرضیه میدانند. این فرضیه را بیشتر مطالعات تطبیقی زبانشناختی تصدیق میکند.
💠 از محققانی که بر این باور هستند، میتوان از "دیمزِ" انگلیسی یاد کرد. بر اساس نظر "دیمز"، بلوچان از شمال غرب و کنارههای دریای خزر به کرمان کوچ کردند. از مهمترین دلایل وی این است که ذکر نام بلوچان در کنار گیلانیها در شاهنامه، مربوط به روایتی قدیمیتر از زمان فردوسی است. "دیمز" زمان کوچ بلوچان به سمت جنوب ایران را به وضوح مشخص نکرده، اما علت اصلی مهاجرت بلوچان را فتح آنها توسط انوشیروان یا حمله هیاطله به مناطق شمالی ایران میداند.
💠 به نظر "مخبر" این تاریخ مهاجرت صحت ندارد و سند قطعی از تاریخ و کیفیت این مهاجرت تاکنون به دست نیامده است. "رضا دانشور" احتمال میدهد در دوره اشکانیان و به دلیل حمایت بلوچان از فرهاد پنجم، توسط شاهان اشکانی بلوچان به شرق کرمان کوچ داده شدند. "ا. و. هیوز" بر این باور است که اواخر قرن ششم و اوایل قرن هفتم میلادی این مهاجرت رخ داده است.
━━━━━━≼🔸≽━━━━━━
#تاریخ
💠 @balochs_history
🔹 خاستگاه و پیشینۀ تاریخی بلوچان
━━━━━━≼🔸≽━━━━━━
🔹 مقدمه
📃 صفحه ۳
💠 "واهه بویاجیان" در مقالهای با عنوان: «ملاحظاتی بر تعابیر اصطلاح بلوچ در شاهنامه» خاستگاه و پیشینه تاریخی بلوچان را در گیلان جستجو میکند. "یوزف مارکوارت" در شرح متن «شهرستانهای ایرانشهر» با دقت خاصی به شهرها و سکونتگاهها و فاصله بین شهرها اشاره دارد. وی کمتر به اقوام ساکن در هر منطقه، به خصوص منطقه بلوچستان فعلی پرداخته است. "محیالدین مهدی" در اثری با عنوان: «بلوچها از مازندران تا بلوچستان» بر این فرضیه صحه گذاشته که مکان اولیهٔ بلوچان در شمال ایران و مازندران بوده است. برخی محققان بلوچشناس پاکستانی از جمله: "میر خدابخش مری بجارانی"، "محمد سردارخان" و غیره بر این باورند که بلوچان از لحاظ ریشهای با نژاد سامی پیوند دارند.
💠 با دقت کافی در منابع تاریخی چنین استنباط میشود که این نظرات جای بحث و بررسی دارند. اغلب تحقیقاتی که در مورد خاستگاه و پیشینهٔ تاریخی بلوچان انجام شده با استناد به برخی منابع ادبی یا از زاویه و نگاه خاصی صورت گرفته که در متن تحقیق به آن پرداخته شده است. تاکنون در این باره تحقیقی به صورت تخصصی با تأکید بر منابع تاریخی انجام نشده است. از این رو، ضروری است در مورد خاستگاه و پیشینهٔ تاریخی بلوچان با نگاه به منابع متعدد به خصوص منابع تاریخی، پژوهشی انجام گیرد. با واکاوی دقیق در منابع تاریخی چنین استنباط میشود آنچه متون یونانی تحت عنوان «گدروسیا» یاد کردند، منظورشان از گدروسیا، بلوچ بوده است. گدروسیا در منابع یونانی از لحاظ مکانی تقریباً با جیرفت و بخشهایی از بلوچستان امروزی تطبیق دارد. نخستین منابع سدههای نخست اسلامی نیز از قوم بلوچ در ابتدا در محدودهٔ جیرفت یاد کردند. از این رو، میتوان احتمال داد خاستگاه اصلی بلوچان در دورهٔ باستان محدودهٔ شرقی کرمان یعنی جیرفت و همچنین مناطق شمالی بلوچستان فعلی بوده و از آنجا به شعاع چندین کیلومتر در مناطق پیرامونی آن زندگی میکردند. در ادوار بعدی گسترهٔ جغرافیایی زیستی بلوچان به مناطق شرقیتر گسترش پیدا کرد و در سدههای اخیر مهاجرتهایی را به سایر ممالک از آفریقا و کشورهای حاشیهٔ خلیج فارس تا هندوستان، افغانستان، آسیای مرکزی و غیره داشتهاند.
━━━━━━≼🔸≽━━━━━━
#تاریخ
💠 @balochs_history
🔹 خاستگاه و پیشینۀ تاریخی بلوچان
━━━━━━≼🔸≽━━━━━━
💠 مقدمه
📃 صفحه ۲
🔹خاستگاه و پیشینهٔ تاریخی بلوچان مورد مناقشه است. تاریخ بلوچان اغلب شفاهی بوده و در نزد خود بلوچان بیشتر وقایع تاریخی به صورت داستانهای متعدد، در قالب نثر یا اشعار بلوچی بهصورت شفاهی و سینهبهسینه نقل شده است. در چنین شرایطی هرکدام از طوایف بلوچ بر افتخارات خودشان یا بر افتخارات قوم بلوچ افزوده و دچار اغراقگویی شدند. از طرفی نقلهای شفاهی با خطر فراموشی مواجه بوده، لذا این داستانها از اعتبار تاریخی موثقی برخوردار نیست. منابع پراکندهای که مستقیماً از بلوچان سخن گفتند، به اوایل سدههای نخست اسلامی بر میگردد. قبل از آن در آثار ادبی، کتیبهها و غیره مطالبی به صورت غیر مستقیم یافت میشود که در مورد آنها تفسیرهای متعددی میتوان ارائه نمود. با توجه به منابع موجود، دربارهٔ خاستگاه و پیشینه تاریخی بلوچان برداشتهای متفاوت و متعددی ارائه شده است. از این رو، بررسی دقیق این مسئله با تأکید بر منابع تاریخی جای واکاوی و تحقیق دارد.
🔹اغلب تحقیقاتی که درباره خاستگاه و پیشینه تاریخی بلوچان انجام شده، با هم اختلاف نظر دارند. از طرفی بسیاری از تحقیقات با تکیه بر دادهها و یافتههای زبانشناسی انجام گرفتهاند. "دیمز" انگلیسی با شرح و توصیف برخی ابیات شاهنامه و شواهد زبانشناختی، بر این باور است که بلوچان ابتدا در شمال غرب فلات ایران و در همسایگی دریای خزر ساکن بودند، سپس به دلایلی نامعلوم و شاید هجوم هیاطله در دوره ساسانی از این منطقه به کرمان کوچ کردند. "افشین پرتو" در مقالهای با عنوان: «گیلان خاستگاه کوچ و بلوچ» با ذکر نظر برخی محققان دیگر و برخی اشتراکات زبانی و فرهنگی بلوچان و گیلانیان بر این باور است که خاستگاه اولیه بلوچان، گیلان بوده که در اوایل دوره اسلامی به شرق کرمان و سپس بلوچستان کوچ نمودند. "قاضی عبدالصمد سربازی" در اثری با عنوان بلوچ و بلوچستان بسیاری از نظرات را که برای بلوچان پیشینهٔ سامی و عربی قائل هستند، رد کرده و بر این باور است بلوچان از ابتدا ساکن سرزمین بلوچستان فعلی بودند.
━━━━━━≼🔸≽━━━━━━
#تاریخ
#پس_از_اسلام
💠 @balochs_history
خاستگاه و پیشینۀ تاریخی بلوچان
━━━━━━≼🔸≽━━━━━━
📚 صفرزایی، عبداله؛ سپاهی، عبدالودود: «خاستگاه و پیشینهٔ تاریخی بلوچان.» جستارهای تاریخی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، دوفصلنامۀ علمی (مقالۀ پژوهشی)، سال ۱۶، شمارۀ ۲، پاییز و زمستان ۱۴۰۴.━━━━━━≼🔸≽━━━━━━
🔹 |-#پرندگان سیستان و بلوچستان
🔹 چکاوکهای پنجهکوتاه سردهای از خانوادهٔ چکاوکان در راستهٔ گنجشکسانان است.
💠 چکاوک پنجهکوتاه تورانی : در دشتهای خشک و باز، زمینهای مرتفع و شیبدار، تپهماهورهای شنی یا رسی یا سنگی با پوشش گیاهی بوتهای کوتاه حضور دارد و در زیستگاههای با پوشش گیاهی کمتر، شورتر، خشکتر و سنگلاخیتر نیز حضور مییابد. زیرگونهٔ ایرانی A.h.persica به تعداد فراوان در استان دیده میشود. حضور آن بهصورت مقیم، زمستانگذران و مهاجر عبوری در ناحیه سیستان، بهصورت زمستانگذران و مهاجر عبوری در شهرستان زاهدان و بهصورت مقیم در شهرستان تفتان ثبت شده است. همچنین گزارشهایی از حضور آن در شهرستانهای ایرانشهر و چابهار در دست است.
💠 چکاوک شنی : سواحل شنی خشک و باز، پهنههای نمکی و گلی دریاها و رودخانهها همچنین دشتهای سیلابی را به عنوان زیستگات برمیگزیند. به صورت معمول و محلی، مقیم نواحی ماسهای بهویژه اطراف رودخانهها و سواحل پست جنوبی در شهرستانهای زرآباد، کنارک، چابهار و دشتیاری است.
🔹 |-#پرندگان سیستان و بلوچستان
🔹 چکاوکهای کاکلی سردهای از خانوادهٔ چکاوکان در راستهٔ گنجشکسانان است.
💠 چکاوک کاکلی : در دشتها و استپهای باز و مسطح یا با شیب ملایم همراه با پوشش گیاهی کم و پراکنده، مزارع خشک و زمینهای بایر در مناطق گرم و خشک، همچنین اطراف مناطق مسکونی، جادهها و کورهراهها دیده میشود. به جز مناطق کوهستانی مرتفع و بیابانی سخت، مقیم بیشتر مناطق استان است.
🔹 |-#پرندگان سیستان و بلوچستان
🔹 چکاوکهای آسمانی سردهای از خانوادهٔ چکاوکان در راستهٔگنجشکسانان است.
💠 چکاوک آسمانی بزرگ : استپها، علفزارهای باز و اراضی باتلاقی را به عنوان زیستگاه برمیگزیند و از درختزارها و بوتهزارهای انبوه دوری میکند. زمستانها در استپهای نیمهخشک و اراضی مزروعی نیز دیده میشود. بهصورت زمستانگذران در حوضه سیستان و بهصورت مهاجر عبوری در شهرستان زاهدان حضور مییابد.
💠 چکاوک آسمانی کوچک : مناطق باز و مسطح از علفزارهای مرطوب، دشتهای خشک با گیاهان تنک و اراضی مزروعی بهویژه اراضی زیر کشت غلات و یونجه را به عنوان زیستگاه برمیگزیند و از نواحی با پوشش متراکم و پر درخت دوری میکند. تابستانگذران و جوجهآور معمول حوضهٔ سیستان و نواحی شمالی و مرکزی بلوچستان از جمله شهرستانهای زاهدان و میرجاوه و بمپور است، بهصورت مهاجر عبوری نیز در حوضهٔ سیستان دیده میشود و در تعداد کمی نیز ممکن است زمستانها در جنوب بلوچستان از جمله شهرستان چابهار باقی بماند.
🔹 |-#پرندگان سیستان و بلوچستان
🔹 دارکوبهای سبز سردهای از زیرخانوادهٔ دارکوبیان راستین خانوادهٔ دارکوبان در راستهٔ دارکوبسانان است.
💠 دارکوب بلوچی : مناطق پست با آبوهوای خشک و نیمهبیابانی دارای جنگلهای گز، نخلستانها و یا سایر درختان نزدیک به آب را به عنوان زیستگاه برمیگزیند. مقیم معمول جنگلهای گز و نخلستانهای جنوب بلوچستان در شهرستانهای ایرانشهر، بمپور، دلگان، راسک، دشتیاری، قصرقند، نیکشهر و لاشار است.
💠 دارکوب باغی : درختزارهایی با درختان پراکنده، باغهای بزرگ، پارکها و کشتزارهایی با درختانی پراکنده در حاشیه را برای زندگی برمیگزیند. زیرگونه D.s.milleri به صورت یک جمعیت منزوی در کوهستان تفتان ثبت شده است ولی اخیرا گزارش جدیدی از آن در دست نیست.
🔹 |-#پرندگان سیستان و بلوچستان
🔹 دارکوبهای سبز سردهای از زیرخانوادهٔ دارکوبیان راستین خانوادهٔ دارکوبان در راستهٔ دارکوبسانان است.
💠 دارکوب سبز راهراه : درختزارهای پهنبرگ خزانکننده (بهویژه سپیدار و گز) و باغهای میوه موجود در درهها را بهعنوان زیستگاه برمیگزیند. بنا به گزارش «زارودنی» در گذشتهٔ دور، بهصورت کمیاب در امتداد رودخانهٔ هلمند در شمالشرقی استان تابستانگذرانی و جوجهآوری میکرد همچنین در کوهپایههای تفتان و امتداد رود کلاغان در تپهماهورهای شمالیشرقی سراوان دیده میشد. گزارش جدیدی از حضور آن در دست نیست. در فهرست پرندگان حمایتشدهٔ ایران قرار دارد.
💠 دارکوب سبز اروپایی : جنگلهای پهنبرگ خزانکننده، پارکها، باغها، درختزارها، حاشیه رودخانهها و تاکستانها را به عنوان زیستگاه برمیگزیند. زیرگونهٔ P.v.bamburensis در جنگلهای حاشیهٔ رودخانهٔ بمپور دیده میشد اما حدود یک قرن است که گزارش جدیدی از حضور آن در دست نیست.
🔹 |-#پرندگان سیستان و بلوچستان
🔹 دارکوبهای قهوهای سردهای از زیرخانوادهٔ دارکوبیان قهوهای خانوادهٔ دارکوبان در راستهٔ دارکوبسانان است.
💠 دارکوب قهوهای راهراه : درختزارهای باز، باغهای میوه، پارکها و باغهای بزرگ، درختان حاشیه اراضی مزروعی و رودخانهها را به عنوان زیستگاه برمیگزیند و از جنگلهای انبوه با درختان بلند پرهیز میکند. مهاجر عبوری به نسبت کمیاب بهاره و پاییزه در بخشهای وسیعی از استان است و حضور آن در شهرستان سرباز، شهرها و روستاهای هیچان، تیس و زاهدان گزارش شده است.
🔹 |-#پرندگان سیستان و بلوچستان
🔹 هُدهُدها سردهای از خانوادهٔ هدهدان در راستهٔ نوکشاخسانان است.
💠 هدهد اوراسیایی : در اراضی بایر با درختان مسن پراکنده، پارکها، بوتهزارها، باغها، جنگلهای تنک، حاشیه درختزارها و اطراف شهرها و روستاها به سر میبرد. تابستانگذران و جوجهآور شهرستانهای زابل، زاهدان، میرجاوه، خاش، تفتان و ایرانشهر و مهاجر عبوری شهرستانهای بمپور، مهرستان، سرباز، قصرقند، نیکشهر، راسک و دشتیاری و زمستانگذران شهرستانهای راسک، دشتیاری و چابهار است.
🔹 |-#پرندگان سیستان و بلوچستان
🔹 سبزقباهای رنگین سردهای از خانوادهٔ سبزقبایان در راستهٔ سبزقباسانان است.
💠 سبزقبای اروپایی : درختزارها، درختان حاشیهٔ رودخانهها، باغها، پارکهایی با درختان کهنسال، بیشهزارها و دشتهای خشک با درختان خاردار پراکنده را به عنوان زیستگاه برمیگزیند. تابستانگذران و جوجهآور شهرستانهای میرجاوه، خاش، تفتان، ایرانشهر، دلگان، بمپور، مهرستان و سراوان است و بهصورت مهاجر عبوری در شهرستانهای چابهار، سرباز و زاهدان دیده شده است. جزو پرندگان نزدیک به تهدید است.
💠 سبزقبای بنگلادشی : در زیستگاههای متنوعی از جمله کشتزارها، نخلستانها، مناطق باز بوتهها و درختان پهنبرگ خزانکننده دیده میشود. مقیم شهرستانهای زرآباد، کنارک، چابهار، دشتیاری، راسک، سرباز، قصرقند، نیکشهر، سراوان، بمپور، ایرانشهر و تفتان است.
🔹 |-#پرندگان سیستان و بلوچستان
🔹 زنبورخوارها سردهای از خانوادهٔ زنبورخواران در راستهٔ سبزقباسانان است.
💠 زنبورخوار کوچک : درختزارهای باز مجاور اراضی مزروعی، نخلستانها، باغها، حواشی رودخانهها، کانالهای آبرسانی، دریاچههای مناطق نیمهگرمسیری را بهعنوان زیستگاه برمیگزیند و از جنگلهای انبوه و مناطق سرد و مرطوب دوری میکند. مقیم نواحی پست مرکزی و جنوبی استان در شهرستانهای زرآباد، کنارک، چابهار، دشتیاری، راسک، قصرقند، نیکشهر، ایرانشهر، بمپور و سراوان است.
💠 زنبورخوار ایرانی : استپها، دشتهای باز، تپهها و صخرهها، مسیلها، درههای رودخانهای، کانالهای آبرسانی، اراضی مزروعی و پیکرههای آبی در مناطق گرم و خشک را به عنوان زیستگاه برمیگزیند و بیشتر از سایر زنبورخوارها به آب وابستگی نشان میدهد. به طور معمول در شهرستانهای قصرقند، نیکشهر، لاشار، ایرانشهر، سراوان، سیبوسوران، زاهدان و هیرمند تابستانگذرانی و جوجهآوری میکند و در شهرستانهای چابهار، فنوج، بمپور و زاهدان به صورت مهاجر عبوری دیده شده است.
💠 زنبورخوار معمولی : استپها و درختزارهای باز با بوتههای فراوان و حواشی پیکرههای آبی بهویژه رودخانههای نواحی گرم و آفتابی را بهعنوان زیستگاه برمیگزیند و تابستانگذران و جوجهآور بسیار معمول شهرستانهای لاشار و ایرانشهر و مهاجر عبوری شهرستانهای زابل، زاهدان، میرجاوه ایرانشهر و لاشار است.
🔹 |-#پرندگان سیستان و بلوچستان
🔹 ماهیخورکهای آرامش سردهای از زیرخانوادهٔ ماهیخورکیان درختی، خانوادهٔ ماهیخورکان، زیرراستهٔ ماهیخورکسانیان، راستهٔ سبزقباسانان است.
💠 ماهیخورک سینهسفید : در اطراف نهرها، کشتزارها و اراضی پست با برتهها و درختان پراکنده، باغها، دشتهای باز مجاور جویبارها، پیکرههای آب شیرین و سواحل دریاها به سر میبرد و نسبت به سایر ماهیخورکها وابستگی کمتری به آب نشان میدهد. مقیم نواحی پست جنوب استان در شهرستانهای چابهار، دشتیاری، راسک، قصرقند، سرباز، لاشار، بمپور، ایرانشهر و مهرستان است.
🔹 |-#پرندگان سیستان و بلوچستان
🔹 ماهیخورکهای رودخانهای سردهای از زیرخانوادهٔ ماهیخورکیان رودخانهای، خانوادهٔ ماهیخورکان، زیرراستهٔ ماهیخورکسانیان، راستهٔ سبزقباسانان است.
💠 ماهیخورک کوچک : پیکرههای آبشیرین را به آبهای شور و لبشور ترجیح میدهد و اغلب در اطراف رودخانهها، آبراههها، دریاچههای آبشیرین همچنین استخرهای پرورش ماهی دیده میشود. در خارج از دورهٔ جوجهآوری نیز در اطراف مصبها، تالابهای شور، سواحل، درختزارهای باز و حتی اراضی کشاوری که ممکن است فاصلهٔ زیادی از پیکرههای آبی داشته باشند، به سر میبرد. در حوضهٔ سیستان و سواحل بلوچستان زمستانگذرانی میکند و به صورت مهاجر عبوری در شهرستانهای راسک و سرباز دیده شده است.
🔹 |-#پرندگان سیستان و بلوچستان
🔹 بادخورکها سردهای از تبار بادخورکتباران، زیرخانوادهٔ بادخورکیان، خانوادهٔ بادخورکان در راستهٔ بادخورکسانان است.
💠 بادخورک رنگپریده : در گسترهٔ وسیعی از زیستگاههای نواحی بیابانی، استپی و معتدله به سر میبرد. زمستانگذران شهرستان چابهار است و احتمالاً در طول سواحل بلوچستان تابستانگذرانی همراه با جوجهآوری دارد.
💠 بادخورک معمولی : در گسترهٔ وسیعی از زیستگاههای نواحی بیابانی، استپی و معتدل به سر میبرد. تابستانگذران و جوجهآور بسیار معمول مناطق مرتفع تفتان و بزمان و مهاجر عبوری در ناحیه سیستان و شهرستانهای زاهدان، ایرانشهر، بمپور، و کنارک است.
💠 بادخورک کوچک : متاطق باز در حوالی شهرها و روستاها، سواحل صخرهای کنار رودخانهها، درههای تنگ و صخرههای عمودی در نوامی کوهستانی و اغلب نزدیک به آب را به عنوان زیستگاه برمیگزیند. به تعداد اندک در ناحیه کوه بیرک و شهرستان نیکشهر تابستانگذرانی همراه با جوجهآوری دارد.
🔹 |-#پرندگان سیستان و بلوچستان
🔹 بادخورکهای کوهی سردهای از تبار بادخورکتباران، زیرخانوادهٔ بادخورکیان، خانوادهٔ بادخورکان در راستهٔ بادخورکسانان است.
💠 بادخورک کوهی : برآمدگیهای صخرهای، شکاف سنگها، غارها و صخرههای ساحلی مناطق کوهستانی را به عنوان زیستگاه برمیگزیند از مناطق با موانع طبیعی و انسانساخت نظیر درختها و ساختمانها دوری میکند. در مناطق کوهستانی تفتان و کوه بیرک تابستانگذرانی و جوجهآوری دارد.
🔹 |-#پرندگان سیستان و بلوچستان
🔹 شبگردان خانوادهای در راستهٔ شبگردسانان است.
💠 شبگرد اروپایی : استپها و بوتهزارهای باز در نواحی خشک و نیمهخشک، درختزارهای سوزنیبرگان و پهنبرگان را به عنوان زیستگاه برمیگزیند و از مناطق کوهستانی، جنگلهای انبوه و نواحی با پوشش گیاهی بلند نظیر نیزارها پرهیز میکند. تابستانگذران معمول حوضهٔ سیستان و شهرستانهای زاهدان، ایرانشهر، سراوان، تفتان و مهرستان است و در شهرستان چابهار بهصورت مهاجر عبوری دیده شده است.
💠 شبگرد مصری : شنزارها و دشتهای مسطح باز واقع در نواحی بیابانی و نیمهبیابانی پست همراه با درختان و گیاهان پراکنده و یا مناطق رسی هموار با بوتههای گز و دیگر بوتههای کوتاه و تنک را بهعنوان زیستگاه برمیگزیند. تابستانگذران و مهاجر عبوری معمول حوضهٔ سیستان و مهاجر عبوری شهرستان زاهدان است.
💠 شبگرد بلوچی : دشتهای مسطح و باز واقع در نواحی بیابانی و نیمهبیابانی و شورهزارهای با درختان و گیاهان پراکنده، کوتاه و تنک همچنین مزارع متروکه را به عنوان زیستگاه برمیگزیند. مقیم کمیاب شهرستانهای دشتیاری و راسک است.
🔹 |-#پرندگان سیستان و بلوچستان
🔹 جغدهای گوشدار سردهای از خانوادهٔ جغدان راستین در راستهٔ جغدسانان است.
💠 جغد تالابی : نسبت به سایر جغدها وابستگی کمتری به درختزارها نشان میدهد و اغلب خلنگزارها، حاشیهٔ مناطق تالابی، علفزارها و جنگلهای تازهکاشت و تپههای شنی که جمعیتهای خوبی از جوندگان حضور داشته باشد را به عنوان زیستگاه برمیگزیند و خارج از دورهٔ جوجهآوری در کشتزارهای باز و حتی در مناطق بیابانی دیده میشود. به صورت معمول در شهرستانهای زاهدان، تفتان و ناحیه سیستان زمستانگذرانی میکند. در فهرست پرندگان حمایتشدهٔ ایران قرار دارد.
💠 جغد گوشدراز : بیشهها و درختزارهای با درختان انبوه و حواشی کشتزارها را به عنوان زیستگاه برمیگزیند و در خارج از دورهٔ جوجهآوری در نواحی با درختان تنکتر نظیر خلنگزارها، تپههای شنی ساحلی، استپها و نواحی نیمهبیابانی دیده میشود. زمستانگذران معمول ناحیه سیستان و شهرستان دشتیاری است. در فهرست پرندگان حمایتشدهٔ ایران قرار دارد.