balochs_history | Unsorted

Telegram-канал balochs_history - تاریخ و فرهنگ بلوچستان

2945

دانشنامه‌‌ای مجازی برای مطالعهٔ تاریخ و فرهنگ بلوچستان؛ با مدیریت جمعی از ادمین‌های آگاه به منابع تاریخی. ما با بهره‌گیری از تحقیقات آکادمیک، منابع و کتب تاریخی می‌کوشیم مطالب مستند و بی‌طرفانه‌ای در اختیار شما قرار بدهیم🌻

Subscribe to a channel

تاریخ و فرهنگ بلوچستان

🪽|-#پرندگان سیستان و بلوچستان

🔰 گیلان‌شاه‌های نوک‌خمیده سرده‌ای از خانوادهٔ آبچلیکان در راستهٔ سلیم‌سانان است.

💠  گیلانشاه خالدار : در حواشی باتلاق‌ها و مراتع مرطوب با علوفه کوتاه زندگی می‌کند. مهاجر عبوری بسیار کمیاب حوضه سیستان است. جزء پرندگان به شدت در معرض خطر انقراض است.
💠  گیلانشاه ابرو سفید اوراسیایی : زمستان‌ها بیشتر سواحل بین جزرومدی ماسه‌ای و گلی دریاها و خورها، صخره‌های مرجانی و همچنین علفزارهای کوتاه مجاور پیکره‌های آبی را ترجیح می‌دهد. زمستان‌گذران نسبتاً کم‌تعداد سواحل مکران است.

💠  گیلانشاه بزرگ : سواحل دریاها به ویژه نواحی بین جزرومدی گلی و ماسه‌ای وسیع، حاشیه دریاچه‌های آب شیرین، رودخانه‌ها، باتلاق‌ها، دشت‌های سیلابی، مصب‌ها، مراتع، مزارع و مناطق مناسب نزدیک به آب‌های داخلی را به عنوان زیستگاه برمی‌گزیند. به تعداد فراوان در سواحل مکران و به تعداد اندک در حوضهٔ سیستان به‌صورت زمستان‌گذران و مهاجر عبوری دیده شده است. جزء پرندگان نزدیک به تهدید است.
💠  گیلانشاه شرقی : یکی از زیستگاه‌های آن، تالاب‌ها هستند. یکبار بصورت سرگردان در تالاب‌ هامون گزارش شده است.


#حیات_وحش
🌻 @balochs_history

Читать полностью…

تاریخ و فرهنگ بلوچستان

💠 افعال ساده زبان بلوچی
‏━━━━━━≼❄️≽━━━━━━

🔖 فهرست چهل و دوم (۸۲۱ - ۸۴۰)


▪️ ۴۴- کۆشتَگ (kōšt-ag) : ایستادن، ثابت و بی‌حرکت ماندن، منتظر ماندن، متوقف شدن.
▫️• اُشتَگ (ošt-ag) :
▫️• اۆشتَگ (ōšt-ag) : ↑
▫️• هۆشتَگ (hōšt-ag) : ↑
▫️• [سببی] اۆشتارێنَگ (ōštār-ēn-ag) : سرپا نگه داشتن کسی، متوقف کردن کسی.
▫️• [سببی] هۆشتارێنَگ (hōštār-ēn-ag) : ↑

▪️ ۸۲۱- کْوَکَّگ (kwakk-ag) : خم شدن، دولا شدن.
▫️• کْوَکّێنَگ (kwakk-ēn-ag) : چیزی را با زور و فشار خم کردن.

▪️ ۸۲۲- کۆمَرێنگ (kōmar-ēn-ag) : با حال افسردگی و سر به زیر، در کنجی نشستن و ساکت بودن؛ بر اثر بیماری یا ضعف، در کنجی نشستن و حرکت نکردن.

▪️ ۸۲۳- کِۆنایَگ (kōn-āy-ag) : چُرت زدن.
▫️• کۆنَاهَگ (kōn-āh-ag) : ↑
▫️• کۆنائێنَگ (kōn-ā'ēn-ag) : چرت زدن، ادای چُرت زدن را درآوردن.

▪️ ۸۲۴- کۆنڈَگ (kōŋđ-ag) : کندن زمین.

▪️ ۸۲۵- کۆنزَّگ (kōŋz-ag) : کشیدن و جمع کردنِ ماسه خیس یا گل با انگشتان به سوی خود.

▪️ ۸۲۶- کُهَگ (koh-ag) : با صدای بلند سُرفه کردن، صدای سُرفه درآوردن.
▫️• کُهکُهَگ (koh-koh-ag) : پی‌درپی با صدای بلند سُرفه کردن.
▫️• کُهێنَگ (koh-ēn-ag) : صدای سُرفه در آوردن، سُرفه کردن.

▪️ ۸۲۷- کَهَگ (kah-ag) : ضعیف و عاجز شدن، نزار گشتن.
▫️• کَهێنگ (kah-ēn-ag) : ضعیف کردن، عاجز کردن.

▪️ ۸۲۸-  کِهَگ (keh-ag) : خاراندن پوست.
▫️• کِهێنگ (keh-ēn-ag) : حساسیت و خارش دادن پوست.

▪️ ۸۲۹- کیاسَگ (kiyās-ag) : اندازه گرفتن، وزن کردن.

▪️ ۸۳۰- کیرُّمَگ (kirrom-ag) : جمع شدن در یک جا و شلوغ کردن.

▪️ ۸۳۱- کیکَّگ (kikk-ag) : کِش پیدا کردن، دراز شدن، کشیده شدن، نخ‌کش شدن پارچه.

▪️ ۸۳۲- کِیلاهَگ (kayl-āh-ag) : حجم چیزی را با پیمانه مشخص کردن، جدا کردن دانه از کاه در خرمن.
▫️• کِیلایَگ (kayl-āy-ag) : ↑

▪️ ۸۳۳- کێنَگ ¹ (kēn-ag) : چیزی را درون ظرف ریختن، مانند مَی در جام.

▪️ ۸۳۴- کێنَگ ² (kēn-ag) : حرکت دادن، به سویی روان کردن، جابه‌جا کردن از مکانی به مکانی دیگر.

▪️ ۸۳۵- گاجَلێنَگ (gājal-ēn-ag) : لقمه‌ای را در دهان گذاشتن و نبلعیده بیرون انداختن.

▪️ ۸۳۶- گاڈَلێنَگ (gāđal-ēn-ag) : تکه‌تکه کردن چیزی و دور انداختن آن.
▫️• گاڑێنَگ (gāŕ-ēn-ag) : ↑
▫️• گاڑَلێنَگ (gāŕal-ēn-ag) : ↑

▪️ ۸۳۷- گارَگ (gār-ag) : زارزار گریستن، با صدای بلند و پیوسته گریه کردن.

▪️ ۸۳۸- گارتَگ (gārt-ag) : آروغ زدن.
▫️• گاركَگ (gārk-ag) : ↑

▪️ ۸۳۹- گاڑَگ (gāŕ-ag) : غلتیدن بر خاک، مراغه کردن.
▫️• [سببی] گاڑێنَگ (gāŕ-ēn-ag) : غلتاندن بر خاک، بر خاک انداختن، به پا کردن گرد و خاک.

▪️ ۸۴۰- گاسَگ (gās-ag) : خمیازه کشیدن.
▫️• گِهاسَگ (gehās-ag) : ↑
▫️• گْواسَگ (gwās-ag) : ↑
▫️• گیاسَگ (giyās-ag) : ↑
▫️• [سببی] گِهاسێنَگ (gehās-ēn-ag) : سبب شدن تا کسی خمیازه بکشد.

#افعال
#افعال_ساده
🌻 @galganj

Читать полностью…

تاریخ و فرهنگ بلوچستان

💠 افعال ساده زبان بلوچی

‏━━━━━━≼❄️≽━━━━━━

🔖 فهرست چهل و یکم (۸۰۱ - ۸۲۰)


▪️ ۸۰۱- کْلۆهَگ (klōh-ag) : داد و فریاد کردن.

▪️ ۸۰۲- کَمایَگ (kam-āy-ag) : به رشته کشیدن دانه‌های مروارید و مهره‌ها و جواهرات یا هرچیز مشابه، سرودن شعر، به رشته نظم کشیدن.
▫️• کَماهَگ (kam-āh-ag) : ↑
▫️• کَمائَگ (kam-ā'ag) : ↑
▫️• [سببی] کَمائێنَگ (kam-ā'ēn-ag) : کسب کردن، به دست آوردن مزد، سود بردن در قبال انجام کاری.

▪️ ۸۰۳- کَمَگ (kam-ag) : دچار عارضه یبوست شدن.

▪️ ۸۰۴- کِمَّگ (kemm-ag) : رنجیدن، آزرده‌خاطر شدن، جوش زدن و حرص خوردن به خاطر از دست دادن چیزی یا بر اثر طعنه و سرزنش دیگران، کینه کسی را در دل داشتن.
▫️• [سببی] کِمَّێنَگ (kemm-ēn-ag) : با سخنان نیش‌دار و پر از سرزنش حرص کسی را درآوردن و او را اذیت کردن.

▪️ ۸۰۵- کَنَگ (kan-ag) : کردن، انجام دادن، عمل کردن، تبدیل کردن چیزی به چیزی دیگر، در عوض چیزی دادن، سخن یا واژه‌ای را تکرار کردن، گزاردن، به‎جا آوردن، عمل جنسی انجام دادن، جماع کردن، نهادن چیزی در درون یا روی چیزی دیگر، سپری کردن، رساندن زمانی به زمان دیگر، به‎دنیا آوردن بچه، زاییدن.
▫️• [سببی] کَنائێنَگ (kan-ā'ēn-ag) : باعث انجام دادن یا انجام گرفتن کاری شدن، کسی را به انجام دادن کاری وادار یا تشویق کردن.

▪️ ۸۰۶- کَندَگ (kand-ag) : خندیدن، مسخره کردن، طعنه زدن، ریشخند کردن.
▫️• هَندَگ (hand-ag) : ↑
▫️• [سببی] کَندێنَگ (kand-ēn-ag) : خندانیدن، به خنده درآوردن.
▫️• [سببی] هَندێنَگ (hand-ēn-ag) : ↑

▪️ ۸۰۷- کَنڈَگ (kaŋđ-ag) : بریدن و شکافتن کوه.

▪️ ۸۰۸- کَنسَڑَگ (kansaŕ-ag) : منجمد شدن بر اثر سرمای زیاد.

▪️ ۸۰۹- کَنگالَگ (kangāl-ag) : با خرج‌های بی‌مورد یا با ترفند و فریب جیب کسی را خالی کردن، ورشکست کردن، بی‌چیز و فقیر کردن، غارت کردن.

▪️ ۸۱۰- کَنَّهَگ (kannah-ag) : با اخم و ترش‌رویی از انجام کاری سر باز زدن، با کینه و عناد برخورد کردن، خشم گرفتن.
▫️• [سببی] کَنَّهێنَگ (kannah-ēn-ag) : کسی را با سلاح مورد حمله قرار دادن، شکست دادن در جنگ.

▪️ ۸۱۱- کْواٹَگ (kwāţ-ag) : خم کردن، چیزی را با فشار دست خم کردن.
▫️• [سببی] کْواٹێنَگ (kwāţ-ēn-ag) : خم کردن، خم گردانیدن.

▪️ ۸۱۲- کْوارَگ (kwār-ag) : فریاد کشیدن، جیغ و داد کردن، قارقارکردن کلاغ، بیهوده سر‌و‌صدا کردن، ناله کردن شتر بر اثر دوری از بچه یا ناله کردن بچه شتر از دوری مادر، ناله کردن چارپا بر اثر حمل بار سنگین.
▫️• کْوانرَگ (kwāŋr-ag) : ↑
▫️• [سببی] کْوارێنَگ (kwār-ēn-ag) : جیغ و داد کسی را درآوردن، سر به سر کسی گذاشتن.

▪️ ۸۱۳- کۆپارَگ (kōpār-ag) : نجات دادن پرنده خود را از تله با رها شدن از آن بر اثر تقلا یا سست بودن تله، عمل کردن تله ولی گیر نیفتادن پرنده در آن.
▫️• کۆمپارَگ (kōmpār-ag) : ↑

▪️ ۸۱۴- کوٹَّرێنَگ (kūţţar-ēn-ag) : کسی یا چارپایی را بدون توقف به جلو راندن.

▪️ ۸۱۵- کۆٹَگ (kōţ-ag) : نصف کردن چیزی با بریدن آن، تکه تکه کردن چیزی، (مجاز) به شدت کتک زدن.

▪️ ۸۱۶- کوچکارَگ (kūčkār-ag) : صدا زدن بُز با تکرار واژهٔ «کیچ‌کیچ».

▪️ ۸۱۷- کۆچَگ (kōč-ag) : کندن و حفر کردن زمین و خالی کردن خاک از جای کنده شده، نبش قبر کردن، خوردن قاچ یا تکه‌ای از میوه‌ بدون استفاده از کارد و چنگال، خلال کردن دندان.
▫️• کۆنچَگ (kōŋč-ag) : ↑

▪️ ۸۱۸- کۆچَنڈَگ (kōčanđ-ag) : چُرت زدن.

▪️ ۸۱۹- کورایَگ (kūrr-āy-ag) : پرت کردن.
▫️• کورّاهَگ (kūrr-āh-ag) : ↑
▫️• [سببی] کورّائێنَگ (kūrr-ā'ēn-ag) : انداختن، پرت کردن.

▪️ ۸۲۰- کوڑێنَگ (kūŕ-ēn-ag) : دست یا پای کسی را پیچاندن و از مفصل درآوردن.

#افعال
#افعال_ساده
🌻 @galganj

Читать полностью…

تاریخ و فرهنگ بلوچستان

💠 افعال ساده زبان بلوچی

‏━━━━━━≼❄️≽━━━━━━

🔖 فهرست چهلم (۷۸۱ - ۸۰۰)

▪️ ۷۸۱- کِرَّگ (kerr-ag) : نحیف شدن، نزار شدن، به مرور زمان لاغر شدن.
▫️• کِڑَگ (keŕ-ag) : بر اثر بیماری یا سوءتغذیه به شدت لاغر و نزار شدن.
▫️• [سببی] کِرّێنَگ (kerr-ēn-ag) : لاغر و نحیف کردن.

▪️ ۷۸۲- کْرینژَگ ‌(kriŋž-ag) : چشم‌ها را از حدقه بیرون آوردن.

▪️ ۷۸۳- کَڑَگ (kaŕ-ag) : خشک شدن آب غذای درون دیگ بر اثر زیاد ماندن بر آتش.

▪️ ۷۸۴- کُڑَگ (koŕ-ag) : پیچ خوردن مفصل بدن و آسیب دیدن بافت مفصلی.

▪️ ۷۸۵- کَڑاکَگ (kaŕāk-ag) : بر اثر تکان خوردن، برخاستن سروصدای چیزی که درون محفظه‌ای قرار دارد.

▪️ ۷۸۶- کِزَّگ (kezz-ag) : کمی از سرجای خود تکان خوردن، حرکت کردن در حالت نشسته، کشیده شدن چیزی بر زمین
▫️• کِنزَگ (kenz-ag) : ↑
▫️• کِزّێنَگ (kezz-ēn-ag) : چیزی را حرکت دادن از جای آن، کشاندن چیزی بر زمین، به جلو بردن، گذراندن.
▫️• کِنزێنَگ (kenz-ēn-ag) : ↑

▪️ ۷۸۷- کِژَگ (kež-ag) : آهسته گریه کردن.

▪️ ۷۸۸- کَسَگ (kas-ag) : خشمگین و کینه‌ورز شدن، آماده شدن برای جنگ.

▪️ ۷۸۹- کِسَگ (kes-ag) : روانه شدن، حرکت کردن، جدا شدن از جای اصلی خود.

▪️ ۴۸- کُشْکِنَگ (košken-ag) : شنیدن، به گوش رسیدن، دریافتن صحبتی.
▫️• اِشکُنَگ (eškon-ag) : ↑
▫️• اُشْکِنَگ (ošken-ag) : ↑
▫️• هُشْکِنَگ (hošken-ag) : ↑
▫️• اُشکُرَگ (oškor-ag) : ↑
▫️• [سببی] کُشْکێنَگ (košken-ag) : به گوش رساندن.
▫️• [سببی] اِشکُنائێنَگ - eškon-ā’ēn-ag : ↑

▪️ ۷۹۰- کَشَّگ (kašš-ag) : کشیدن، به سوی خود کشیدن، حمل کردن، بیرون کردن، بیرون آوردن، بیرون کشیدن، استخراج کردن، دور کردن، کنار کشیدن، جذب کردن، وزیدن باد، ترسیم یا رسم کردن، نقاشی یا نقش کردن، مصرف کردن دخانیات، عذاب دیدن، رنج بردن، درآوردن لباس، مالیدن، وزن کردن بر ترازو، اخراج کردن، عزل کردن، به دست آوردن، کسب کردن، درآوردن، بالا بردن، بالا کشیدن، کشش دادن، (مجاز) در جایگاه بالا قرار گرفتن، آواز خواندن و صدا را کش دادن، تحمل کردن.
▫️• [سببی] کَشّائێنَگ (kašš-ā'ēn-ag‌) : کشاندن، کسی را فرمودن یا تحریض کردن تا چیزی را بکشد، کسی را تشویق، وادار، تعارف یا مهمان کردن تا مواد مخدر یا دُخانیات استعمال کند، آماده ساختن اسب نر و ماده برای جفت‌گیری.
▫️• [سببی] کَشّارێنَگ (kašš-ār-ēn-ag) : ↑

▪️ ۷۹۱- کِشَگ (keš-ag) کاشتن، کشاورزی کردن.

▪️ ۷۹۲- کُشَگ (koš-ag) : کُشتن، هلاک کردن، به قتل رساندن، ذبح کردن، قربانی کردن، خاموش کردن آتش، صید کردن ماهی، شکار کردن، (مجاز) بسیار کار کشیدن، اذیت کردن (مجاز) عاشق کردن.
▫️• [سببی] کُشائێنَگ (koš-ā'ēn-ag) : کسی را به کشتن دادن، منجر به کشته شدن کسی شدن.
▫️• [سببی] کُشارێنَگ (koš-ār-ēn-ag) : ↑
▫️• [سببی] کۆشائێنَگ (kōš-ā'ēn-ag) : ↑

۷۹۳- کَکایَگ (kakāy-ag) : آواز دادنِ ماکیان هنگام تخم‌گذاری.
▫️• کَکاهَگ (kakāh-ag) : ↑

▪️ ۷۹۴- کِکَّگ (kekk-ag) : کش خوردن چیزی مانند طناب بر اثر کشیده شدن به گونه‌ای که نه سالم بماند و نه کنده شود.

▪️ ۷۹۵- کُلُپَّگ (kolopp-ag) ‌‌: راه رفتن الاغ به گونه‌ای که باعث آزار سوار گردد.

▪️ ۷۹۶- کَلکَٹێنَگ (kalkaţ-ēn-ag) : به هم زدنِ چیزی در ظرف، مانند غذا با ملاقه.

▪️ ۷۹۷- کُلکَچَگ (kolkoč-ag) : جنب و جوش کردن، مانند حرکت مار و ماهی و کرم و مارماهی.

▪️ ۷۹۸- کِلَّگ (kell-ag) : هشتن، گذاشتن.
▫️• هِلَّگ (hell-ag) : ↑

▪️ ۷۹۹- کُلَّگ (koll-ag) : سرفه کردن، با گلو صدایی مانند سرفه ایجاد کردن جهت جلب توجه کسی.

▪️ ۸۰۰- کُلوسکَگ (kolūsk-ag) : ناله کردن سگ یا توله سگ هنگامی که مورد آزار قرار بگیرد.
▫️• کُلوزَّگ (kolūzz-ag) : ↑
▫️• کُلونزَگ (kolūnz-ag) : ↑

#افعال
#افعال_ساده
🌻 @galganj

Читать полностью…

تاریخ و فرهنگ بلوچستان

💠 افعال ساده زبان بلوچی

‏━━━━━━≼❄️≽━━━━━━

🔖 فهرست سی و نهم (۷۶۱ - ۷۸۰)

▪️ ۷۶۱- کَچَگ (kač-ag) : چیزی را بر پهلوی خود حمل کردن.

▪️ ۷۶۲- کُچَّلێنَگ (koččal-ēn-ag) : تلخ و ناگوار کردن.

▪️ ۷۶۳- کِچێنَگ (keč-ēn-ag) : خاراندن پوست بدن با ناخن.

▪️ ۷۶۴- کُدێنَگ (kod-ēn-ag) : دست زدن و فشار دادن زخم دردناک و سبب افزایش درد و سوزش آن شدن، (مجاز) نمک بر زخم پاشیدن.

▪️ ۷۶۵- کَڈَّگ ¹ (kađđ-ag) : جلو رفتن.
▫️• [سببی] کَڈّایَگ (kađđ-āy-ag) : به جلو آمدن، به جلو بردن.
▫️• [سببی] کَڈّائێنَگ (kađđ-ā'ēn-ag) : به جلو بردن، به جلو راندن، برانگیختن اسب تا به پیش بتازد.

▪️ ۷۶۶- کَڈَّگ ² (kađđ-ag) : اصرار کردن، اجبار کردن، وادار کردن، پی‌در‌پی گفتن یا انجام دادن چیزی.

▪️ ۷۶۷- کْراکَگ ¹ (krāk-ag) : آواز دادن غورباقه.

▪️ ۷۶۸- کْراکَگ ² (krāk-ag) : آواز دادن کلاغ، (مجاز) سخن بیهوده‌.

▪️ ۷۶۹- کْرامَگ (krām-ag) : خرامیدن.

▪️ ۷۷۰- کُرَّگ (korr-ag) : کم شدن مقدار چیزی.
▫️• [سببی] کُرّایَگ (korr-āy-ag) : مقدار یا تعداد چیزی را کم کردن.
▫️• [سببی] کُرّائێنَگ (korr-ā'ēn-ag) : برداشت کردن و کم کردن از چیزی.

▪️ ۷۷۱- کُرُٹَّگ (korroţţ-ag) : فرسوده شدن و از بین رفتن چوب، آسیب دیدن طناب و ریسمان به‌ گونه‌ای که کاملاً قطع نشود.

▪️ ۳۷- کَرُجَگ (karoj-ag‌‌) : خراب شدن، ویران شدن، فروریختن، به‌هم ریختن، ویران شدن بنا، باز شدن دستار.
▫️• اَرُجَگ (aroj-ag) : ↑
▫️• اَرۆجَگ (arōj-ag) : ↑
▫️• کَرُجَگ (karoj-ag) : ↑
▫️• هَرُجَگ (haroj-ag) : ↑
▫️• هَرۆجَگ (harōj-ag) : ↑
▫️• رۆجَگ (rōj-ag) : ↑

▪️ ۷۷۲- کُردَگ (kord-ag) : تاختن، جماز کردن، به سرعت دویدن، حرکت سریع اسب و شتر.

▪️ ۳۸- کَرزَگ (karz-ag‌) : ارزیدن، ارزش داشتن، شایسته بودن، درخور بودن، برازنده بودن.
▫️• اَرزَگ (arz-ag) : ↑

▪️ ۷۷۳- کَرِّسَگ (karres-ag) : کهن شدن، قدیمی شدن، دیرین شدن.

▪️ ۷۷۴- کُرکُٹَگ (korkoţ-ag) : قل‌قل کردن آب در حال جوش یا غذای آبکی در حال پخت.

▪️ ۷۷۵- کَرَّگ (karr-ag) : خراشیدن، خراش دادن، خاراندن، شانه کردن موی، با بی‌دقتی و بی‌ملاحظگی چیدن و کندن میوه از درخت یا خوشهٔ آن، ناخن کشیدن بر چیزی.

▪️ ۷۷۶- کُرَّگ (korr-ag) : آواز دادن میش‌ماهی از درون آب.

▪️ ۷۷۷- کْرَمَّگ (kramm-ag) : مورمور کردن، لرزش خفیف نقطه‌ای از بدن بر اثر نیش حشرات یا بیماری یا زخم.

▪️ ۷۷۸- کُرُنڈَگ ¹ (koroŋđ-ag) : جستجو کردن چیزی با انگشت یا دست یا پا یا تکه چوب، خلال کردن دندان.
▫️• کُرۆنڈَگ (korōŋđ-ag) : ↑

▪️ ۷۷۹- کُرُنڈَگ ² (koroŋđ-ag) : نغ زدن، غرغر کردن.
▫️• کْرِنڈَگ (kreŋđ-ag) : ↑

▪️ ۷۸۰- کْرَهکَگ (krahk-ag) : آواز دادن پرندگان.

#افعال
#افعال_ساده
🌻 @galganj

Читать полностью…

تاریخ و فرهنگ بلوچستان

💠 افعال ساده زبان بلوچی

‏━━━━━━≼❄️≽━━━━━━

🔖 فهرست سی و هشتم (۷۴۱ - ۷۶۰)


▪️ ۸- کارَگ (kār-ag) : آوردن.
▫️• آرَگ (ār-ag) : ↑

▪️ ۱۳- کاسَگ (kās-ag) : سوار شدن بر قایق و کشتی، بالا رفتن، بر فراز رفتن، صعود کردن، بالا آمدن سر قایق و کشتی روی امواج.
▫️• آکاسَگ (ākās-ag) : ↑

▪️ ۲- کایَگ (kāy-ag) : آمدن.
▫️• آیَگ (āy-ag) : ↑

▪️ ۷۴۱- کانڈَّرَگ (kānđar-ag) : زمین‌گیر شدن و نتوان برخواستن، دراز کشیدن و بی‌حرکت ماندن پس از پرخوری.

▪️ ۷۴۲- گانژَّگ (gānž-ag) : بع‌بع‌کردن بُز.
▫️• [سببی] گانژێنَگ (gānž-ēn-ag) : به صدا درآوردن بُز.

▪️ ۷۴۳- کانشانَگ (kānšān-ag) : بیش از حد خوردن، بسیار پرخوری کردن.

▪️ ۷۴۴- کَپَگ (kap-ag) : افتادن، سقوط کردن، زاییدن، وضع حمل کردن،  سقط شدن جنین از شکم مادر، پیش آمدن، اتفاق افتادن، دچار شدن، مبتلا شدن، فروریختن، از کار افتادن، فرسوده و ناکارآمد شدن، در جایی اقامت کردن و بیرون نیامدن، افتادن دندان، آغاز کردن، شروع کردن، آمدن، رفتن، ماندن، راه افتادن، رسیدن، گیرآمدن، عقب ماندن، شیوع پیدا کردن، شایع شدن، عارض شدن، مبتلا شدن، گرفتار شدن، فروکش کردن شدت چیزی، وارد شدن، تعیین شدن مبلغ پرداختی، تعیین شدن سهم از مبلغ پرداختی، آشکار شدن در برابر چیزی، همراه شدن، فراگرفتن، گذر افتادن، مواجه بودن، محروم شدن، از دست دادن، متناسب و برازنده بودن، هجوم بردن، حمله‌ور شدن به صورت گروهی، گرفتار شدن، یاری نکردن، بی‌استفاده رها شدن، ظاهر شدن، نمایان بودن، گذاشته شدن، در معرض امری قرار گرفتن، کاسته شدن ارزش یا بهای چیزی، فراگرفتن، فراگیر شدن، نیاز پیدا کردن، نیازمند شدن، نزاع کردن، اختلاف داشتن، پخش شدن، سازگار بودن.

▪️ ۷۴۵- کُپَّگ ¹ (kopp-ag) : پرش کردن، پریدن.
▫️• [سببی] کُپّێنَگ (kopp-ēn-ag) : کسی را جهت ترساندن و تهدید دواندن، دواندن، تازاندن، پراندن، پرش دادن.

▪️ ۷۴۶- کُپَّگ ² (kopp-ag) : از هم باز شدن و حجیم شدنِ چیزی بر اثر جذب رطوبت، باد کردن، متورم شدن، پوسیدن، غرغر کردن، از روی خشم آهسته سخن گفتن، خشم گرفتن، اخم و ترشو بودن.

▪️ ‌۷۴۷- کتّارَگ (kattār-ag) : در یک ردیف گذاشتن، ردیف کردن.

▪️ ۷۴۸- کِتَگ (kett-ag) : نالیدن بر اثر خستگی یا بیماری و درد، زور زدن و آهسته صدا از گلو صدا درآوردن.
▫️• کِٹَّگ (keţţ-ag) : ↑
▫️• [سببی] کِتێنگ (kett-ēn-ag) : ↑
▫️• [سببی] کِٹێنگ (keţţ-ēn-ag) : ↑
▫️• [سببی] کِتارێنگ (kett-ār-ēn-ag) : ↑

▪️ ۲۶۲- کَتراشَگ (katrāš-ag) : تراشیدن، صاف کردن از زواید.
▫️• تْراشَگ (trāš-ag) : ↑

▪️ ۷۴۹- کُتکُتَگ (kotkot-ag) : آواز دادن بُز نر.

▪️ ۷۵۰- کُٹَّگ ² (koţţ-ag) : تمام شدن، به پایان رسیدن، شکست خوردن در معامله، ورشکست شدن، خسته شدن چارپا بر اثر حمل بار یا راه رفتن طولانی، نفس بریدن.
▫️• [سببی] کُٹّائێنَگ (koţţ-ā'ēn-ag) : به اتمام رساندن، تمام گردانیدن، باعث یا سبب ورشکست خود یا کسی شدن.

▪️ ۷۵۱- کَٹَگ (kaţ-ag) : فاسد شدن، گندیدن، کثیف شدن.
▫️• کِٹَّگ (keţţ-ag) : ↑

▪️ ۷۵۲- کَٹَّگ (kaţţ-ag) : کسب کردن، سود بردن، برنده شدن در بازی یا مسابقه، پیروز شدن در جنگ، پذیرفته شدن در آزمون.

▪️ ۷۵۳-  کِٹَگ (keţ-ag) : لاغر شدن.

▪️ ۷۵۴- کُٹَگ (koţ-ag) : تکان خوردن، به مقدار کم جابه‎جا شدن، سرگرم بودن، مشغول کاری سبک شدن، جایی را جهت یافتن چیزی تفتیش دادن، کاری سبک را با بی‌میلی انجام دادن.
▫️• [سببی] کُٹێنَگ (koţ-ēn-ag) : تکان دادن چیزی با چوب یا میله، به هم زدن چیزی مانند ذغال و خاکستر، جابه‎جا کردن چیزی به مقدار کم، تحریک کردن کسی یا جانوری برای حمله یا نزاع و برخورد.

▪️ ۷۵۵- کُٹَّگ (koţţ-ag) : ‌کوفتن، کوبیدن، چیزی را با کوفتن له کردن، درد گرفتن چشم و بسته شدن پلک‌های آن بر اثر درد.

▪️ ۷۵۶- کِجارَگ (kejār-ag) : ظرفیت داشتن، تحمل کردن.

▪️ ۷۵۷- کَجَّگ (kajj-ag) : چیزی مانند طناب یا تور ماهیگیری را با سرعت و شدت به سوی خود کشیدن.
▫️• [سببی] کَجّایَگ (kajj-āy-ag) : ↑

▪️ ۷۵۸- کِجَّگ (kejj-ag) : غصه خوردن، جوش زدن، لاغر و نزار شدن از شدت غصه، بی‌قراری کردن.
▫️• کِنجَگ (kenj-ag) : ↑
▫️• [سببی] کِجّێنَگ (kejj-ēn-ag) : لاغر و نزار شدن توسط غصه یا بیماری، عذاب دادن، غمگین کردن، باعث حرص خوردن و جوش زدن کسی شدن.
▫️• [سببی] کِنجێنَگ (kenj-ēn-ag) : ↑

▪️ ۷۵۹- کَجَّلَگ (kajjal-ag) : سرمه کشیدن بر چشم.
▫️• کَنجَلَگ (kanjal-ag) : ↑

▪️ ۴۲۹- کَچاپَگ (kačāp-ag) : چیزی را با سرعت و چالاکی ربودن، قاپیدن.
▫️• چَکاپَگ (čakāp-ag) : ↑
▫️• چَکامپَگ (čakāmp-ag) : ↑
▫️• چامپَگ (čāmp-ag) : ↑

▪️ ۷۶۰- کَچَرَگ (kačar-ag) : نفخ کردن بر اثر پرخوری.

#افعال
#افعال_ساده
🌻 @galganj

Читать полностью…

تاریخ و فرهنگ بلوچستان

💠 افعال ساده زبان بلوچی

‏━━━━━━≼❄️≽━━━━━━

🔖 فهرست سی و هفتم (۷۲۱ - ۷۴۰)


▪️ ۷۲۱- شوکِرَگ (šūker-ag) : تمایل داشتن، علاقمند بودن، در شوق و آرزوی چیزی بی‌قرار بودن، آواز خفیف یا آهسته‌ای که چارپایانی مانند اسب و الاغ هنگام خوردن علف سر می‌دهند.

▪️ ۷۲۲- شولَّگ ¹ (šūll-ag) : بخیه زدن، دوختن چیزی با بخیه‌های بزرگ، دوختن درز و پارگی پارچه با نخ و سوزن، فروبُردن چیزی نوک‌تیز به‌طور کامل در درون بدن.
▫️• شولّارَگ (šūll-ār-ag) : ↑
▫️• شولّایَگ (šūll-āy-ag) : ↑
▫️• شیلّایَگ (šill-āy-ag) : ↑

▪️ ۷۲۳- شولَّگ ² (šūll-ag) : سوت کشیدن (مانند صدای باد).

▪️ ۷۲۴- شۆمَگ (šōm-ag) : شخم زدن.

▪️ ۷۲۵- شونزَرَگ (šūnzar-ag) : سبز و آباد شدن جایی، روییدن گیاه و سبزه از زمین.

▪️ ۷۲۶- شۆناهَگ (šōn-āh-ag) : راهنمایی کردن، هدایت کردن، در مسیر درست هدایت کردن، تیمار کردن و پرورش دادن دام و چارپا ۵- به استقبال مهمان رفتن، پذیرایی کردن از مهمان.
▫️• شۆنائگ (šōn-ā'ag) : ↑
▫️• شۆنائگ (šōn-āy-ag) : ↑

▪️ ۷۲۷- شۆهازَگ (šōhāz-ag) : جستجو کردن، به دنبالِ کسی یا چیزی گشتن، تحقیق و پژوهش کردن، تفتیش دادن، پیداکردن.
▫️• شُهازَگ (šohāz-ag) : ↑

▪️ ۷۲۸- شَهرَگ (šahr-ag) : ریش‌ شدن، آسیب دیدن، فرسوده شدن، فاسد شدن، کهنه شدن.

▪️ ۷۲۹- شَهمَگ (šahm-ag) : درخشیدن، برق زدن، نور افشاندن.
▫️• [سببی] شَهمێنَگ (šahm-ēn-ag) : نورانی کردن، روشنا کردن.

▪️ ۷۳۰- شێپَگ (šēp-ag) : روانه کردن در سراشیبی، آمیختن، ضربه زدن سریع با چیزی نوک تیز به بدن کسی، به شدت پخش و پلا کردن، دست گذاشتن بر چیزی، مالیدن چیزی بر چیزی دیگر، گرفتن دستهٔ چیزی با پنجهٔ دست، گم کردن، نهان کردن، بر قامت راست کردن، انجام دادن.

▪️ ۷۳۱- شیپّێنَگ (šipp-ēn-ag) : با شلاق ضربه زدن، شلاق زدن.

▪️ ۷۳۲- شێزارَگ (šēzār-ag) : تقلید کردن آواز پرنده، سوت زدن.

▪️ ۷۳۳- شیشّارَگ (šiššār-ag) : صاف و هموار کردن.

▪️ ۷۳۴- شیکّارَگ (šikkār-ag) : ساییدن، خُرد کردن چیزی با ساییدن زیاد، کوبیدن آرام آرام و یکنواخت ریسمان خام با سنگ که با دقت زیاد انجام می‌گیرد، (مجاز) کاری را با حوصله و دقت انجام دادن.

▪️ ۷۳۵- شیکَّرَگ (šikkar-ag) : لایهٔ سطحی چیزی را با کارد مالیدن و برداشتن.

▪️ ۷۳۶- شیکَّگ ¹ (šikk-ag) : تاب خوردن روی تاب، تکان خوردنِ گهواره، تکان خوردن درخت با وزیدن باد.
▫️• [سببی] شیکّێنَگ (šikk-ēn-ag) : تاب دادن، تکان دادن تاب، تکان دادنِ گهواره.


▪️ ۷۳۷- شیکَّگ ² (šikk-ag) : پرش اسب، تاختن سریع اسب با گام‌های بلند، به سرعت رد شدن چیزی مانند تیر، اسب، عقاب و... ، پرتاب شدن تیر از تیرکمان.

▪️ ۷۳۸- شیمُشَگ (šimmoš-ag) : راه رفتن یا عبور کردن با عجله و شتاب، دویدن شتر، دویدن مانند شتر.
▫️• شیمۆشَگ (šimmōš-ag) : راه رفتن شتر، جماز کردن شتر، پرواز کردن عقاب با بال‌های باز.

▪️ ۷۴۹- شینکُرَّگ (šiŋkorr-ag) : خراشیدن پوست و لایه سطحی چیزی با ناخن یا چنگال.

▪️ ۷۴۰- شینگَگ (šiŋg-ag) : از هم باز شدن و فاصله گرفتنِ تار و پود پارچه یا هر بافتنی دیگر.

#افعال
#افعال_ساده
🌻 @galganj

Читать полностью…

تاریخ و فرهنگ بلوچستان

🪽|-#پرندگان سیستان و بلوچستان

🔰 تلیله‌ها سرده‌ای از خانوادهٔ آبچلیکان در راستهٔ سلیم‌سانان است.

💠  تلیلهٔ سفید :  سواحل ماسه‌ای جزرومدی و همچنین مصب‌ها و نواحی گلی و لجنی حاشیه پیکره‌های آبی را به عنوان زیستگاه برمی‌گزیند. در طول سواحل مکران زمستان‌گذرانی می‌کند و همچنین به صورت مهاجر عبوری پاییزه و بهاره در سواحل مکران و حوضه سیستان دیده شده است.
💠  تلیلهٔ کوچک :  در سواحل دریاچه‌های شور، مصب‌ها، دریاچه‌های نمکی و حاشیهٔ پیکره‌های آبی دیده می‌شود و زیستگاه‌های دارای پناه بیشتری را ترجیح می‌دهد. در زمان مهاجرت نیز در آبگیرهای فصلی‌، مانداب‌های ساحلی و حاشیه‌های گلی و لجنی نرم و همچنین دریاچه‌های آب شیرین به سر می‌برد. مهاجر عبوری بهاره و پاییزهٔ تالاب‌های سیستان و مکران است و در طول سواحل مکران زمستان‌گذرانی می‌کند.
💠  تلیلهٔ بلوطی :  نواحی گلی و ماسه‌ای بین جزرومدی، تالاب‌های نمکی و پیکره‌های آبی لب‌شور، دریاچه‌ها و رودخانه‌ها را به عنوان زیستگاه برمی‌گزیند. مهاجر عبوری بهاره (به نسبت کمیاب) و پاییزه (بسیار معمول) شهرستان‌های دشتیاری و چابهار است.
💠  تلیلهٔ حنایی :  سواحل بین جزرومدی و مصب‌ها و گاهی شوره‌زارها و دریاچه‌های داخلی را به عنوان زیستگاه برمی‌گزیند. به تعداد کم و به‌صورت سرگردان، حضور آن در حوضه سیستان گزارش شده است.
💠  تلیلهٔ شکم‌سیاه :  سواحل جزرومدی با بستر گلی و همچنین پیکره‌های آبی لب‌شور، مصب‌ها، شوره‌زارها، سواحل ماسه‌ای، حاشیهٔ دریاچه‌ها و دیگر پهنه‌های آبی شیرین را به عنوان زیستگاه برمی‌گزیند. به تعداد فراوان در سواحل شهرستان‌های چابهار و دشتیاری و تالاب‌های حوضه سیستان زمستان‌گذرانی میکند و گاهی نیز در زمان مهاجرت پاییزه و بهاره در نواحی مذکور دیده می‌‌شود.
💠  تلیلهٔ دم‌سفید :  گسترهٔ وسیعی از آب‌های داخلی از جمله تالاب‌های آب شیرین، سواحل دریاچه‌ها، آب‌بندان‌ها و آبگیره‌های با پوشش گیاهی متراکم و همچنین مصب‌های بین جزرومدی و خورهای دارای پناه با بستر گلی را به عنوان زیستگاه برمی‌گزیند و از سواحل ماسه‌ای و باز دوری می‌کند. به صورت مهاجر پاییزه و تا حدی مهاجر بهاره، در شهرستان‌ دشتیاری و حوضه سیستان حضور می‌یابد. همچنین حضور آن به‌صورت زمستان‌گذران در حوضه سیستان گزارش شده است.
💠  تلیلهٔ بزرگ :  در خارج از دورهٔ جوجه‌آوری اغلب سواحل شنی و گلی بین جزرومدی را به عنوان زیستگاه برمی‌گزیند. فقط یک بار در سال ۱۹۰۱ میلادی توسط «زارودنی» از چابهار گزارش شد. از آن زمان به بعد گزارشی مبنی بر حضور این پرنده در کشور ارسال نشد ولی به تازگی تعداد چند فرد از این گونه در سواحل بلوچستان در سرشماری‌های زمستانه گزارش شده است.
💠  تلیلهٔ نوک‌پهن :  در خارج از دوره‌ی جوجه‌آوری در حاشیه مرطوب و گلی دریاچه‌ها و استخرها، لکه‌های باتلاقی نزدیک چشمه‌ها، چمنزارهای مرطوب، حاشیه شالیزارها و مزارع و حاشیه گلی تالاب‌های شور و شیرین گاهی در سواحل دریاها در نوار بین جزرومدی دیده می‌شود. احتمالا به تعداد بسیار کمی در سواحل مکران زمستان‌گذرانی می‌کند. به صورت مهاجر عبوری در شهرستان دشتیاری گزارش شده است.
💠  تلیلهٔ شکیل :  حاشیه گلی دریاچه‌های آب شیرین یا لب‌شور، تالاب‌ها، شالیزارها و علفزارهای غرقابی و نواحی شخم خورده همچنین نواحی بین جزرومدی را به عنوان زیستگاه برمی‌گزیند. با نسبت کمی، مهاجر عبوری بهاره و پاییزه شهرستان‌های دشتیاری و چابهار است. به تعداد کم در تالاب‌های حوضهٔ سیستان و به تعداد بسیار کمی در سواحل بلوچستان زمستا‌ن‌گذرانی می‌کند.


#حیات_وحش
🌻 @balochs_history

Читать полностью…

تاریخ و فرهنگ بلوچستان

💠 افعال ساده زبان بلوچی

‏━━━━━━≼❄️≽━━━━━━

🔖 فهرست سی و ششم (۷۰۱ - ۷۲۰)


▪️ ۷۰۱- شِلّێنَگ (šell-ēn-ag) : لگدمالی کردن، فشار دادن چیزی مانند خرما با پا در ظرف مخصوص جهت نگهداری آن، زیر و رو کردن گل با لگدمالی.

▪️ ۷۰۲- شُلێنَگ (šol-ēn-ag) : شل کردن، شل و ول کردن.

▪️ ۷۰۳- شَمپَگ ¹ (šamp-ag) : سرکشیدن چیزی پودری.

▪️ ۷۰۴- شَمپَگ ² (šamp-ag) : لاغر و رنجور شدن.
▫️• [سببی] شَمپێنَگ (šamp-ēn-ag) : خسته و کوفته کردن، (مجاز) لاغر کردن، رنجور گردانیدن.

▪️ ۷۰۵- شُمُشَگ (šamoš-ag) : فراموش شدن، از یاد رفتن.
▫️• [سببی] شَمۆشَگ (šamōš-ag) : فراموش کردن، از یاد بردن.

▪️ ۷۰۶- شَمَگ (šam-ag) : آشامیدن، نوشیدن.

▪️ ۷۰۷- شَمۆ‌رَگ (šamōr-ag) : نم‌نم باریدن باران.

▪️ ۷۰۸- شِنّاپَگ (šennāp-ag) : به طور نامنظم پخش و پراکنده کردن چیزی به گونه‌ای که جمع کردن آن دشوار باشد.

▪️ ۷۰۹- شُناسَگ (šonās-ag) : شناختن، به جا آوردن.
▫️• شُناسایَگ (šonās-āy-ag) : ↑

▪️ ۷۱۰- شَنشَلێنَگ (šanšal-ēn-ag) : تکان دادن.

▪️ ۷۱۱- شُنکُرَگ (šonkor-ag) : صدا دادن اسب یا الاغ از طریق بینی با دم و بازدم هنگامی که علف خورد.

▪️ ۷۱۳- شُنکَگ (šonk-ag) : با بینی بالا کشیدن و استعمال کردن چیزی پودری.

▪️ ۷۱۴- شِنگَگ (šeng-ag) : پخش شدن، منتشر شدن کتاب و مطبوعات، پخش شدن صدا، از هم گسیختن، پاره پاره شدن، پخش شدن نور در فضا، دمیدنِ سپیده‌دم.
▫️• [سببی] شِنگێنَگ (šeng-ēn-ag) : پراکنده و پخش کردن، منتشر کردن کتاب و مطبوعات، از هم باز کردن رشته‌ها و الیاف به هم چسبیده، باز کردن موهای بافته یا بسته‌ی سر، پاره پاره کردن و از هم گُسیختن.

▪️ ۷۱۵- شَنگلێنَگ (šangal-ēn-ag) : تکان دادن چیزی تا محتوای آن به جنبش بیفتد، مانند خوشه خرما.

▪️ ۷۱۶- شوتارَگ (šūtār-ag) : سوت زدن.

▪️ ۷۱۷- شُودَگ šōd-ag : شستن، غسل دادن، (مجاز) از بین بردن، زدودن.
▫️• [سببی] شۆدائێنَگ (šōd-ā'ēn-ag) چیزی را جهت شسته شدن به دیگری یا ماشین لباس‌شویی سپردن.

▪️ ۷۱۸- شورچَگ (šūrč-ag) : له و آبکی شدن بر اثر لگدمالی.
▫️• شیرچَگ (širč-ag) : ↑

▪️ ۷۱۹- شۆرێنَگ (šōr-ēn-ag) : شوراندن، به شور آوردن، برانگیختن، کسی را یا چیزی را علیه دیگری تحریک کردن، به جلو راندن حیوانات و پرندگان با نزدیک شدن به آن‌ها یا ایجاد سروصدا، چیزی را با فشار دست به جلو هُل دادن، اسب را به سرعت دواندن و به شتاب پیش بردن، تازاندن.

▪️ ۷۲۰- شۆشَکَگ (šūšk-ag) : فروختن.
شَوَشَکَگ (šawašk-ag) : ↑
شۆشَکَگ (šōšk-ag) : ↑

#افعال
#افعال_ساده
🌻 @galganj

Читать полностью…

تاریخ و فرهنگ بلوچستان

🪽|-#پرندگان سیستان و بلوچستان

🔰 سلیم‌های طوق دار سرده‌ای از زیرخانوادهٔ سَلیمیان در خانوادهٔ سلیمان در راستهٔ سلیم‌سانان است.

💠  سلیم شنی بزرگ : مصب‌های گلی، پیکره‌های آبی ساحلی، شوره‌زارها، سواحل ماسه‌ای و سنگی و صخره‌های مرجانی را به عنوان زیستگاه برمی‌گزیند. در سواحل شرقی شهرستان چابهار به صورت مهاجر عبوری و در خود خلیج چابهار به صورت زمستان‌گذران حضور می‌یابد.


💠  سلیم شنی سیبری : حاشیهٔ ماسه‌ای یا گلی دریاچه‌های شور و لب‌شور، مصب‌های گلی، پیکره‌های آبی ساحلی، شوره‌زارها، سواحل ماسه‌ای، صخره‌های مرجانی و استپ‌هایی با سطوح گلی و لجنی خشک را به عنوان زیستگاه برمی‌گزیند. در طول سواحل شهرستان چابهار زمستان‌گذرانی می‌کند.


💠  سلیم پا سیاه کوچک : سواحل ماسه‌ای و گاهی دارای سنگریزه، حواشی پیکره‌های آبی و دریاچه‌های شور و لب‌شور و نیز حاشیه دریاچه‌های نمک را به عنوان زیستگاه برمی‌گزیند. در تالاب‌های حوضه سیستان و سواحل شهرستان چابهار هم تابستان‌گذرانی و جوجه‌آوری می‌کند هم زمستان‌گذرانی. به صورت مهاجر عبوری نیز از حوضه سیستان تا شهرستان زاهدان دیده شده است.


#حیات_وحش
🌻 @balochs_history

Читать полностью…

تاریخ و فرهنگ بلوچستان

🪽|-#پرندگان سیستان و بلوچستان

🔰 سلیم‌های سینه نواری سرده‌ای از زیرخانوادهٔ سَلیمیان در خانوادهٔ سلیمان در راستهٔ سلیم‌سانان است.

💠  سلیم طوقی بزرگ : سواحل دریا، مصب‌ها و یا زیستگاه‌های مشابه آن در حاشیه رودخانه‌ها، دریاچه‌ها، تالاب‌ها و گاهی مناطق مجاور علفزارها را به عنوان زیستگاه برمی‌گزیند. در سواحل شهرستان چابهار زمستان‌گذرانی می‌کند و به صورت مهاجر عبوری در حوضه سیستان دیده شده است.


#حیات_وحش
🌻 @balochs_history

Читать полностью…

تاریخ و فرهنگ بلوچستان

🪽|-#پرندگان سیستان و بلوچستان

🔰 سلیم‌های شکم‌ سیاه که به عنوان سلیم‌های طلایی نیز شناخته می‌شود، سرده‌ای از زیرخانوادهٔ سَلیمان در خانوادهٔ سلیمیان در راستهٔ سلیم‌سانان است.

#حیات_وحش
🌻 @balochs_history

Читать полностью…

تاریخ و فرهنگ بلوچستان

🪽|-#پرندگان سیستان و بلوچستان

🔰 خروس‌کُلیان سرده‌ای از خانوادهٔ سَلیمان در راستهٔ سلیم‌سانان است.  

#حیات_وحش
🌻 @balochs_history

Читать полностью…

تاریخ و فرهنگ بلوچستان

🪽|-#پرندگان سیستان و بلوچستان

🔰 چلچله‌بیابانیان خانواده‌ای از راستهٔ سلیم‌سانان است. این خانواده، شامل به دو گروه عمدهٔ گلاریول‌ها و دودوک‌ها می‌شود.

💠  گلاریول بال سرخ : حاشیهٔ تالاب‌ها، استپ‌های نمکی، اراضی شخم‌خورده و دشت‌های سیلابی خشک را به عنوان زیستگاه برمی‌گزیند و در خارج از دورهٔ جوجه‌آوری در شوره‌زارها، شالیزارها و کشتزارهای خشک به سر می‌برد. تابستان‌گذرانی و جوجه‌آوری آن در حوضه دریاچه هامون است و در شهرستان‌های زاهدان و مهرستان به‌صورت مهاجر عبوری دیده شده است.
💠  دودوک بور : مناطق پست بیابانی و نیمه‌بیابانی ماسه‌ای یا سنگلاخی را به عنوان زیستگاه برمی‌گزیند. به صورت مهاجر اتفاقی در حوضه هامون سیستان گزارش شده است.


#حیات_وحش
🌻 @balochs_history

Читать полностью…

تاریخ و فرهنگ بلوچستان

🪽|-#پرندگان سیستان و بلوچستان

🔰 چاخ‌لقان خانواده‌ای از راستهٔ سلیم‌سانان است.

💠  چاخ‌لق اوراسیایی : مناطق نیمه‌بیابانی پست با بستر سنگی یا شنی، دشت‌های نمکی، زمین‌های گلی خشک، استپ‌ها، خلنگزارهای آمیخته با پوشش علفی کوتاه، مراتع چرا شده، سواحل رودخانه‌ها و حواشی دریاچه‌ها و پیکره‌های آبی ساحلی را به عنوان زیستگاه برمی‌گزیند. در شهرستان‌های بمپور، چابهار و سرباز تابستان‌گذرانی و جوجه‌آوری می‌کند و در شهرستان‌های نیمروز و هامون به صورت مهاجر عبوری دیده شده است.
💠  چاخ‌لق هندی : سواحل رودخانه‌ها و دریاها، بستر رودخانه‌های سنگی، مصب‌های جزرومدی، شوره‌زارها، شنزارها و سواحل مرجانی و صخره‌ای را به عنوان زیستگاه برمی‌گزیند. به صورت کمیاب، مقیم سواحل مکران از تنگه خوران تا خلیج گواتر است.


#حیات_وحش
🌻 @balochs_history

Читать полностью…

تاریخ و فرهنگ بلوچستان

🪽|-#پرندگان سیستان و بلوچستان

🔰 گیلان‌شاه‌های نوک‌راست سرده‌ای از خانوادهٔ آبچلیکان در راستهٔ سلیم‌سانان است.

💠  گیلانشاه دم‌سیاه (بال‌سفید) :   مناطق جزرومدی با بستر گلی، آب‌های شیرین، دریاچه‌ها و تالاب‌های لب‌شور، علفزارهای غرقابی و حواشی نیزارها را به عنوان زیستگاه برمی‌گزیند. زمستان‌ها در خلیج‌ها و مصب‌ها نیز دیده می‌شود. به صورت زمستان‌گذران در تالاب‌های حوضهٔ سیستان دیده می‌شود. جزء پرندگان نزدیک به تهدید و دارای ارزش حفاظتی است.
💠  گیلانشاه حنایی :   اغلب مصب‌های ماسه‌ای، شنی و گلی کم‌عمق واقع در سواحل یا خورها را ترجیح می‌دهد. در زمان مهاجرت در تالاب‌های داخلی نیز دیده می‌شود. به تعداد فراوان در طول سواحل مکران و حوضهٔ سیستان زمستان‌گذرانی می‌کند. همچنین به صورت مهاجر عبوری (اغلب مهاجر پاییزه) در محدوده خلیج گواتر حضور می‌یابد.


#حیات_وحش
🌻 @balochs_history

Читать полностью…

تاریخ و فرهنگ بلوچستان

🪽|-#پرندگان سیستان و بلوچستان

🔰 پاشلک‌های کوچک سرده‌ای از خانوادهٔ آبچلیکان در راستهٔ سلیم‌سانان است.

💠  پاشلک کوچک :   مرداب‌های آب شیرین، باتلاق‌ها، آبگیرها، چمنزارهای مرطوب، دشت‌های سیلابی، زمین‌های زهکشی‌شده و حواشی دریاچه‌هایی با پوشش علفی مناسب را به عنوان زیستگاه برمی‌گزیند. به صورت نسبتاً معمول در تالاب‌های اصلی حوضه هامون زمستان‌گذرانی می‌کند.


#حیات_وحش
🌻 @balochs_history

Читать полностью…

تاریخ و فرهنگ بلوچستان

🪽|-#پرندگان سیستان و بلوچستان

🔰 پاشلک‌ها سرده‌ای از خانوادهٔ آبچلیکان در راستهٔ سلیم‌سانان است.

💠  پاشلک معمولی :  زمین‌های باتلاقی، مرداب‌ها، حاشیهٔ باتلاقی دریاچه‌ها و رودخانه‌ها، علفزارهای مرطوب، کشتزارهای غرقابی و شالیزارها را به عنوان زیستگاه برمی‌گزیند. به تعداد فراوان در حوضیه سیستان زمستان‌گذرانی می‌کند و در شهرستان‌های زاهدان، چابهار و دشتیاری به صورت مهاجر عبوری حضور می‌یابد.
💠  پاشلک دم‌دراز :  حاشیهٔ ماندابی دریاچه‌ها و رودخانه‌ها، چمنزاهای مرطوب، علفزارهای تالابی، کشتزارهای غرقابی و آبراهه‌ها را به عنوان زیستگاه برمی‌گزیند. در تعداد اندک و به صورت زمستان‌گذران در حوضه سیستان و شهرستان تفتان حضور می‌یابد.


#حیات_وحش
🌻 @balochs_history

Читать полностью…

تاریخ و فرهنگ بلوچستان

🪽|-#پرندگان سیستان و بلوچستان

🔰 ابیاها سرده‌ای از خانوادهٔ آبچلیکان در راستهٔ سلیم‌سانان است.

💠  ابیای اوراسیایی :  درختزارهای پهن‌برگ، سوزنی‌برگ و مخلوطی از آنها با پوشش زیر اشکوب را به عنوان زیستگاه برمی‌گزیند. همچنین در زمان مهاجرت در بوته‌زارهای ساحلی و باغ‌ها دیده می‌شود. گاهی به صورت زمستان‌گذران در شهرستان زاهدان حضور می‌یابد.


#حیات_وحش
🌻 @balochs_history

Читать полностью…

تاریخ و فرهنگ بلوچستان

🪽|-#پرندگان سیستان و بلوچستان

🔰 پاشلک‌های رنگین سرده‌ای از خانوادهٔ آبچلیکان در راستهٔ سلیم‌سانان است.

💠  پاشلک رنگین بنگلادشی :  اغلب حاشیه مرداب‌ها، دشت‌های سیلابی با گیاهان آبزی، حاشیه زمین‌های باز گلی، علفزارهای پست و نی‌زارها را به عنوان زیستگاه برمی‌گزیند. فقط یک بار در بهار سال ۱۹۷۲ میلادی به صورت سرگردان در شهرستان زاهدان دیده شده است.


#حیات_وحش
🌻 @balochs_history

Читать полностью…

تاریخ و فرهنگ بلوچستان

🪽|-#پرندگان سیستان و بلوچستان

🔰 آبچلیک‌های نوک سربالا سرده‌ای از خانوادهٔ آبچلیکان در راستهٔ سلیم‌سانان است.

💠  آبچلیک‌ نوک سربالا :   زمین‌های پست گلی و شنی بین جزرومدی، پیکره‌های آبی ساحلی، مصب‌ها، دریاچه‌های داخلی، علفزارهای مرطوب و چمنزارهای غرقابی را به عنوان زیستگاه برمی‌گزیند و زمستان‌ها اغلب در نواحی جزرومدی سواحل و خلیج‌های کوچک دیده می‌شود. به تعداد فراوان در محدوده خلیج گواتر در شهرستان دشتیاری زمستان‌گذرانی می‌کند و احتمالاً به جنگل‌های حرا وابستگی دارد. به صورت مهاجر عبوری نیز در دشتیاری و چابهار دیده شده است.


#حیات_وحش
🌻 @balochs_history

Читать полностью…

تاریخ و فرهنگ بلوچستان

🪽|-#پرندگان سیستان و بلوچستان

🔰 آبچلیک‌های آوازخوان سرده‌ای از خانوادهٔ آبچلیکان در راستهٔ سلیم‌سانان است.

💠  آبچلیک‌ آوازخوان : گسترهٔ وسیعی از زیستگاه‌های آبی شور و شیرین از جمله نهرها و رودخانه‌های کوهستانی، دریاچه‌ها، تالاب‌ها، آب‌بندان‌ها، آبگیرها، پیکره‌های آبی ساحلی، جنگل‌های حرا، سواحل صخره‌ای، شوره‌زارهای ساحلی و مصب‌ها را به عنوان زیستگاه برمی‌گزیند و از زمین‌های گلی و باز بین جزرومدی دوری می‌کند. به تعداد کمی در شهرستان‌های چابهار، راسک، دشتیاری و حوضه سیستان زمستان‌گذرانی می‌کند. به صورت مهاجر معمول نیز در همه مناطق مذکور به جز چابهار حضور می‌یابد.


#حیات_وحش
🌻 @balochs_history

Читать полностью…

تاریخ و فرهنگ بلوچستان

🪽|-#پرندگان سیستان و بلوچستان

🔰 تلیله‌ها سرده‌ای از خانوادهٔ آبچلیکان در راستهٔ سلیم‌سانان است.

#حیات_وحش
🌻 @balochs_history

Читать полностью…

تاریخ و فرهنگ بلوچستان

🪽|-#پرندگان سیستان و بلوچستان

🔰 سنگ‌گردان‌ها سرده‌ای از خانوادهٔ آبچلیکان در راستهٔ سلیم‌سانان است.

💠  سنگ‌گردان سرخ‌گون : سواحل سنگی، صخره‌ای یا پوشیده از جلبک‌های دریایی و گاهی دریاچه‌های آب شیرین و رودخانه‌ها را به عنوان زیستگاه برمی‌گزیند. به طور معمول و به تعداد نسبتاً کم در سواحل شهرستان چابهار زمستان‌گذرانی می‌کند. به صورت مهاجر عبوری در نزدیکی خلیج گواتر و حوضه سیستان دیده شده است.


#حیات_وحش
🌻 @balochs_history

Читать полностью…

تاریخ و فرهنگ بلوچستان

🪽|-#پرندگان سیستان و بلوچستان

🔰 سلیم‌های سر سیاه سرده‌ای از زیرخانوادهٔ سَلیمیان در خانوادهٔ سلیمان در راستهٔ سلیم‌سانان است.

💠  سلیم طوقی کوچک : سواحل رودخانه‌ها و آب‌های شیرین کم‌عمق، راکد و یا با جریانی آرام، مصب‌های لب‌شور، پیکره‌های آبی ساحلی، مناطق شنی و ماسه‌ای و حاشیه‌ی گلی تالاب‌ها را به عنوان زیستگاه برمی‌گزیند و از مناطق کوهستانی، جنگلی، مزارع و مراتع دوری می‌کند. به صورت معمولی و گسترده در تالاب‌های عمده و رودخانه‌های دائمی شهرستان‌های زاهدان، چابهار، سرباز، بمپور، ایرانشهر، نیکشهر، قصرقند و حوضه سیستان، تابستان‌گذرانی و جوجه‌آوری می‌کند. به صورت مهاجر عبوری نیز در بخش‌های جنوبی و شمالی استان دیده شده است.


#حیات_وحش
🌻 @balochs_history

Читать полностью…

تاریخ و فرهنگ بلوچستان

🪽|-#پرندگان سیستان و بلوچستان

🔰 سلیم‌های شکم‌ سیاه که به عنوان سلیم‌های طلایی نیز شناخته می‌شود، سرده‌ای از زیرخانوادهٔ سَلیمان در خانوادهٔ سلیمیان در راستهٔ سلیم‌سانان است.

💠  سلیم‌ خاکستری : سواحل گلی و ماسه‌ای، پیکره‌های آبی و نواحی جزرومدی را به عنوان زیستگاه برمی‌گزیند. گاهی در زمان مهاجرت در مجاورت دریاچه‌ها، آبگیرها یا نواحی مرطوب مانند علفزارها و دشت‌های سیلابی نیز دیده می‌شود. به صورت زمستان‌گذران و نیز مهاجر عبوری، در تمامی طول سواحل مکران دیده می‌شود. گزارش‌های اندکی از حضور آن به‌صورت مهاجر عبوری در حوضه سیستان و شهرستان سرباز موجود است.


💠  سلیم طلایی خاوری : سواحل بین جزرومدی مسطح، گلی و ماسه‌ای همچنین صخره‌های مرجانی را ترجیح می‌دهد و در زمان مهاجرت در ساحل دریاچه‌ها، رودخانه‌ها و مرداب‌ها و نیز مراتع و علفزارهای کوتاه دیده می‌شود. احتمالاً به صورت کمیاب ولی منظم، در سواحل شهرستان چابهار زمستان‌گذرانی می‌کند. همچنین به صورت مهاجر عبوری در شهرستان سرباز دیده شده است.


💠  سلیم طلایی اروپایی : علفزارهای کوتاه، کشتزارها، نواحی سیلابی، مرداب‌های شور و گاهی سواحل گلی مسطح را به عنوان زیستگاه برمی‌گزیند. گزارش‌های اندکی از مشاهده این پرنده در نزدیک خلیج گواتر در جنوب شرقی استان وجود دارد.


#حیات_وحش
🌻 @balochs_history

Читать полностью…

تاریخ و فرهنگ بلوچستان

🪽|-#پرندگان سیستان و بلوچستان

🔰 خروس‌کُلیان سرده‌ای از خانوادهٔ سَلیمان در راستهٔ سلیم‌سانان است.

💠  خروس کُلی دم سفید : حاشیهٔ کم‌عمق دریاچه‌ها و مرداب‌ها، رودخانه‌ها، آب‌های ساکن یا با جریان آرام، حاشیهٔ علفزارهای مرطوب و شالیزارها را به عنوان زیستگاه برمی‌گزیند. مقیم چهارفصل تالاب‌های سیستان است و به‌صورت مهاجر عبوری در شهرستان‌های چابهار، میرجاوه، زاهدان و ناحیه سیستان دیده شده است.


💠  خروس کُلی شمالی : علفزارها، کشتزارها و حاشیهٔ گلی و لجنی پیکره‌های آبی را به عنوان زیستگاه برمی‌گزیند. به تعداد فراوان در تالاب‌های سیستان و شهرستان زاهدان زمستان‌گذرانی می‌کند.


💠  خروس کُلی دشتی : علفزارهای خشک، اراضی شخم‌خورده، تالاب‌های نیمه‌خشک و دشت‌های ماسه‌ای را به عنوان زیستگاه برمی‌گزیند. مهاجر عبوری کمیاب بهاره و پاییزه تالاب‌های ناحیه سیستان است. جزء پرندگان به شدت در معرض انقراض است.


💠  دیدومَک : مناطق باز مجاور رودخانه‌ها، دریاچه‌ها، مرداب‌ها و نهرها را به عنوان زیستگاه برمی‌گزیند و کشتزارها، زمین‌های لخت یا آیش یا شخم‌خورده و باغ‌های آبیاری شده وسیع را ترجیح می‌دهد. مقیم چهارفصل در شهرستان‌های چابهار، قصرقند، سرباز، نیکشهر، فنوج،، ایرانشهر، سراوان، زاهدان و زهک است.


#حیات_وحش
🌻 @balochs_history

Читать полностью…

تاریخ و فرهنگ بلوچستان

💠 سنت خنیاگری (پهلوانی) در بلوچستان

‏━━━━━━━━━≼💎≽━━━━━━━━━

📃 صفحه ۵

🔖 نام برخی از پهلوانان نامی بلوچ

🔸 پهلوان هوتی: در مطلع منظومه حماسی «رند و لاشار» که بلندترین و مشهورترین حماسه کهن بلوچی است، نام پهلوان "هوتی" این گونه آمده است:
« هوتی بِیل مَنی شاهیگیں
گُپتار اَنت اول  داهیگین
»
شاعر در این منظومه پهلوان "هوتی" را به عنوان دوست شایسته خود خطاب می‌کند و می‌گوید: «ای هوتی دوست شایستهٔ من! سخنان من عبرت‌آمیز و آگاهاننده هستند.» ترجمه ادامه شعر: «این اشعار را بردار و آنها را به مجالس پرشور ببر و دل‌های مردم دانا را با آنها آگاه کن»؛ سپس به او وعدهٔ داد و خلعت می‌دهد.

🔸 پهلوان ملک میرین: در یکی از اشعار مناظره رند و هوت، پهلوان "ملک میرین" مورد اشاره است:
« بیا مَنی نامانی ملک میریں
وَشّ اَنت تَئی اَلپاز ماں دَپ ءُ شیریں
»
ترجمه: ای ملک‌میرینِ نامدارِ منْ بیا، که سخنان در دهانت گوارا و شیرین هستند.

🔸 پهلوان صادق: به «صادق» در مطلع شعری از نورمحمد بم‌پشتی که برای ملا‌فاضل (نور محمد و ملا فاضل دو تن از شاعران مشهور بلوچ هستند که نزدیک به ۲۰۰ سال پیش می‌زیستند) فرستاده است، اشاره می‌رود:
« صادق بیا سخن‌اشرافیں
لوری سُوهو ءُ سَرآپیں
شاگی زیر ءُ بیار ءُ تراپیں
»
ترجمه: ای صادق نکته‌سنج، ای هنرمند خبره و دانا، سازی خوش‌صدا بردار و بیا... .

🔸 پهلوان شهداد شکر: عبدالله روانبد (متوفی ۱۳۶۷)، شاعر معاصر، نیز نام یکی از پهلوانان شهیر معاصر به نام «شهداد» را در پایان بخش نخست منظومه حماسی‌ای که به نام «دادشاه» ساخته است، این‌گونه می‌آورد:
« شهداد خیالاں شَم بِدئے
تْرُندیں رَگاماں تَم بِدئے
بور دَمانی دَم بِدئے    
هالاں پَدا سَرجَم بِدئے
»
ترجمه: شهدادا! بین خیال‌های شاعرانه فاصله‌ای بگذار (بین دو بخش منظومه دادشاه) ؛ رگبار باران‌‌های تند (اشعار حماسی) را به پایان برسان ؛ لحظه‌ای بگذار که اسب [خیال] استراحت کند ؛ اخبار و احوال دیگر را بعداً [در منظومه ای دیگر] کامل‌تر بیان کن.

پایان.

📚 سرچشمه:
جهاندیده، عبدالغفور. «روایت خنیاگری در فرهنگ و ادبیات بلوچی.» مطالعات مردم‌شناختی میراث‌فرهنگی، ۱۳۹۳، ۱ (۱) :۱۰۷-۱۲۱.

#ادبیات
#فرهنگ_و_رسوم
🌻 @balochs_history

Читать полностью…

تاریخ و فرهنگ بلوچستان

💠 سنت خنیاگری (پهلوانی) در بلوچستان

‏━━━━━━━━━≼💎≽━━━━━━━━━

📃 صفحه ۴

🔖 نقش پهلوان در جامعهٔ بلوچ

🔸 اشعاری که پهلوانان می‌خوانند اگر جنبه روایی یا داستانی داشته باشند، گاهی بخش‌هایی از آنها را به صورت نثر بیان می‌کنند، مخصوصاً در جایگاهی که منظومه نتواند کل واقعه را بازگوید، یا اینکه آن بخش از منظومه موجز و مجمل باشد، اما در هر دو حالتِ نظم و نثر، صدای موسیقی قطع نمی‌گردد.

🔸 پهلوانان همواره در بین مردم حضور داشته‌اند، از زمان‌های قدیم تا یک دهه پیش، و مجالس خنیاگری و موسیقی سنتی پهلوانی گرم بوده است، امروزه پهلوانان، در جنوب بلوچستان، بیشتر در مراسم جشن عروسی دعوت می‌شوند و آواز خوانی خود را معمولاً از ساعت‌های نخست شب آغاز می‌کنند و تا بامداد ادامه می‌دهند.

🔸 پهلوانان شهر به شهر می‌گشتند و هنر و آواز و حوادث منظوم را به گوش مردم می‌رساندند و گاهی از طرف مردم و علاقه‌مندان نقاط مختلف دعوت می‌شدند و هنرنمایی می‌کردند. در شعر بلوچی کهنی آمده است:
«شَئیر اَنت گۆں شَهرگولیں اَگازیاں
مِنَّگ  پَهر  اَنت  رَهگِداریاں
»
ترجمه فارسی: شعرهایی است که خنیاگران شهرگرد با خود دارند و [همه] با افتخار و غرور در رهگذرها [می‌خوانند.]

🔸 پهلوانان در برابر هنرنمایی خود از امیران یا کسانی که از آنها دعوت می‌کردند، «داد» می‌ستاندند. «داد» در بلوچی، همان پاداش و انعام فارسی است. اما اگر امیری در کار نبود، مردم حاضر در مجلس، پاداشی برای او در نظر می‌گرفتند.

#ادبیات
#فرهنگ_و_رسوم
🌻 @balochs_history

Читать полностью…

تاریخ و فرهنگ بلوچستان

💠 سنت خنیاگری (پهلوانی) در بلوچستان

‏━━━━━━━━━≼💎≽━━━━━━━━━

📃 صفحه ۳

🔖 نقش پهلوان در جامعهٔ بلوچ

🔸 پهلوانان و شاعران، بزرگ‌ترین نقش را در خبررسانی و آگاه‌سازی مردم از رخدادهای مهم، مانند جنگ‌ها بین قبایل یا جنگ با مهاجمان بیگانه و یا حتی رخدادهای حماسی چون نبرد پهلوانی زورمند با جانوری ترسناک، همچون شیر و پلنگ، یا رخدادی طبیعی مانند سیل و طوفان، برعهده داشتند. شاعران می‌سرودند و پهلوانان با آوازهای دلنشین خود به گوش مردم می‌رساندند. گاهی پیش می‌آمد که شاعر؛ پهلوان (خنیاگر) نیز باشد. یعنی خودش بسراید و خود در میان جمع، آهنگین و با موسیقی بخواند.

🔸 وقتی که پهلوانی در جایی دعوت می‌شد تا برنامه‌هایش را اجرا کند، مردم از هر سو به آنجا می‌رفتند و شبی یا چند شب را در کنار او تا صبح می‌رساندند و بیشتر کسانی که شعرهای رواییِ پهلوانی را از حفظ دارند و یا داشته‌اند، آنها را در همین مجالس بـا شنیدن آواز خنیاگران به خاطر سپرده‌اند. در واقع، راز ماندگاری اشعار کهن و منظومه‌های حماسی و غنایی که تعداد آنها نسبتاً بسیار زیاد است، وجود پهلوانان و خنیاگران برجسته و هنرمند بوده است.

🔸 یکی از ویژگی‌های خنیاگران نامی و حرفه‌ای این است که طبع شعر هم داشته باشند و بتوانند بدیهه‌سرایی کنند. در خنیاگری بلوچی، اشعار و سروده‌ها گاهی بسیار طولانی هستند و با این حال، خنیاگر باید شعرش را ملحون و بدون وقفه بخواند. گاهی پیش می‌آید که در میان اشعار بلند، مصراعی به ذهن خنیاگر نرسد و با یاری نکردن ذهن، داستان روند خود را طی نکند. بنابراین خنیاگر باید در بدیهه‌سرایی آنقدر قوی باشد که فی‌البداهه مصراع‌هایی را بر اساس داستان بسراید و رشته ابیات را دوباره به هم پیوند دهد. این‌گونه بدیهه‌سرایی سبب شده است که منظومه‌های بلند و کهن، از نظر تعداد مصراع اختلاف داشته باشند.

🔸 موضوع بدیهه‌سرایی در بازگوییِ روایات منظوم، ویژه خنیاگران بلوچ نیست، بلکه در ایران باستان نیز سابقه داشته است، مری بویس در این باره می‌گوید: «خنیاگر ساسانی نیز مانند گوسان پارتی، وارث بخشی از موضوعات و مضمون‌های سنتی بود که از روی آنها می‌توانست بدیهه‌سرایی کند و اشعار گوناگونی از ساخته‌های خودش را نیز بر آن بیفزاید و به همراهی سازی بخواند.»

#ادبیات
#فرهنگ_و_رسوم
🌻 @balochs_history

Читать полностью…
Subscribe to a channel