2945
دانشنامهای مجازی برای مطالعهٔ تاریخ و فرهنگ بلوچستان؛ با مدیریت جمعی از ادمینهای آگاه به منابع تاریخی. ما با بهرهگیری از تحقیقات آکادمیک، منابع و کتب تاریخی میکوشیم مطالب مستند و بیطرفانهای در اختیار شما قرار بدهیم🌻
🔹 |-#پرندگان سیستان و بلوچستان
🔹 کوکوهای کاکلی سردهای از خانوادهٔ کوکویان در راستهٔ کوکوسانان است.
💠 کوکوی ابلق : نواحی حارهای و نیمهحارهای پست، نواحی نیمهخشک بهویژه مناطق پوشیده از درختان آکاسیا و بوتههای خاردار، کشتزارهایی با درختان و بوتههای پراکنده و جنگلهای تنک را به عنوان زیستگاه برمیگزیند و از جنگلهای انبوه دوری میکند. در گذشته به تعداد اندک از باغها و بوتهزارهای حاشیهٔ رودخانههای کیاگور و بمپور در شمال و شرق حوضهٔ بمپور مشاهده شده است.
🔹 |-#پرندگان سیستان و بلوچستان
🔹 قمریها سردهای از خانوادهٔ کبوتران در راستهٔ کبوترسانان است.
💠 یاکریم سرخ : در جنگلها و درختزارهای باز همچنین درختان حاشیه کانالها و جادهها دیده میشود و از نواحی بیابانی و خشک پرهیز میکند و به ندرت در اطراف مناطق مسکونی و مزارع حضور دارد. به صورت سرگردان در منطقه چابهار دیده شده است.
💠 یاکریم اوراسیایی : ها، مزارع، پارکها، روستاها و شهرها را بهعنوان زیستگاه برمیگزیند. مقیم و جوجهآور شهرستانهای زابل، نیمروز، زاهدان، میرجاوه، تفتان، خاش، ایرانشهر، بمپور، دلگان، سراوان، لاشار، فنوج، نیکشهر، چابهار و دشتیاری است.
💠 قمری خاوری : حاشیهٔ جنگلها، درختزارها، بیشهها و کشتزارها را به عنوان زیستگاه برمیگزیند. به صورت مهاجر عبوری در شهرستان زاهدان و زمستانگذران در شهرستان دشتیاری گزارش شده است.
💠 قمری معمولی : اراضی باز، بوتهزارها و درختزارهای مناطق استپی و نیمهبیابانی مجاور منابع آبی را به عنوان زیستگاه برمیگزینند و از مناطق بادخیز، مرطوب، ابری، سرد و کوهستانی دوری میکنند. تابستانگذران و جوجهآور شهرستانهای بمپور، ایرانشهر، مهرستان، سیب و سوران، سراوان، خاش، تفتان، زاهدان و زابل است. همچنین بهصورت مهاجر عبوری در شهرستانهای بمپور و ایرانشهر حضور مییابد.
🔹 |-#پرندگان سیستان و بلوچستان
🔹 قمریهای خالدار سردهای از خانوادهٔ کبوتران در راستهٔ کبوترسانان است.
💠 قمری خانگی: اغلب در مناطق مسکونی به سر میبرد و به زندگی در کنار انسان خو گرفته است. به تعداد فراوان مقیم شهرها و روستاهای شهرستانهای هیرمند، زاهدان، میرجاوه، خاش، ایرانشهر، دلگان، بمپور، لاشار، فنوج، نیکشهر، مهرستان، سراوان، راسک، قصرقند، دشتیاری و چابهار است.
🔹 |-#پرندگان سیستان و بلوچستان
🔹 کبوترها سردهای از خانوادهٔ کبوتران در راستهٔ کبوترسانان است.
💠 کبوتر چاهی : در گسترهٔ وسیعی از زیستگاههای سنگی و صخرهای، غارها، قناتها و خرابههایی که حفرههای مناسبی داشته باشند، در حاشیهٔ مزارع در مجاورت مناطق صخرهای، شهرها و مناطق مسکونی دیده میشود. مقیم شهرستانهای زاهدان، میرجاوه، تفتان، خاش، ایرانشهر، بمپور، دلگان، مهرستان، سرباز، راسک، دشتیاری، چابهار، کنارک و ناحیهٔ سیستان است.
💠 کبوتر کوهپایه : درختزارهای باز با درختان کهنسال، حاشیهٔ جنگلها، اطراف اراضی کشاورزی و پارکهای شهری را به عنوان زیستگاه برمیگزیند. گاهی به صورت زمستانگذران در حوضهٔ سیستان دیده میشود.
💠 کبوتر چشمزرد : در استپها، حاشیهٔ زمینهای پست، درههای واقع در مناطق کوهستانی تا ارتفاع ۱۵۰۰ متر و اغلب نزدیک به منابع آبی، باغهای قدیمی و حاشیهٔ کشتزارها به سر میبرد. قبلاً در شهرستانهای زاهدان و چابهار به عنوان مهاجر عبوری دیده میشد.
🔹 مکران از خوارزمشاهیان تا ایلخانان
━━━━━━≼🔸≽━━━━━━
🔹 نگاهی به اوضاع مکران از سقوط سلجوقیان کرمان تا روی کار آمدن ایلخانان
🔹 مکران در دورهٔ قراختاییان و ایلخانان
📃 صفحه ۱۷
💠 در زمان سلطان جلالالدین سیورغتمش (۶۸۱ - ۶۹۳ هـ.ق) که همزمان با دوران حکمرانیِ احمد تگودار (۶۸۰ - ۶۸۳ هـ.ق) و ارغون ایلخانی (۶۸۳ - ۶۹۰ هـ.ق) بود[۱]، والی مکران شخصی به نام «تاجالدین ملک دینار» بود. در این دوره کردوجین[۲] که شخصیت بسیار بزرگی بود به کرمان آمد و چندین مدرسه، خانقاه و بیمارستان احداث نمود. کردوجین زمانی که در کرمان حضور لشکری به طرف مکران اعزام داشت، گزارش کرمانی در این باره:
«در اواسط زمستان عزیمت توجه بجانب گرمسیر مصمم کرد و لشکر بطرف مکرانات فرستاد و فوجی از چریک مغول که در آن سال از حکم یرلیغ بکرمان آمده بودند باشلاب ایشان اوغان و تا اکنون جروم و صرود کرمان از فساد ایشان مضطرب مانده است مصحوب لشکر عجم گردانید و گردن تمرد ملوک مکران را بمقرعه صلابت و بآس شهنشاهانه نرم گردانید تا تاج الدین ملک دینار که سرور ملوک و راعی ذمه و حامی همه آن قوم بود بدرگاه آمد و ملازم دیوان سرای سلطنت شد و مال مواضعه باضعاف ادا نمود[۳].»
«و ایشان امور کرمان را در سلک استقامت اطراد دادند، ملک ناصرالحق و الدین بروجه نصرت بیزحمت تیغ و سنان اطراف را مضبوط فرمود و در تصرف گرفت و بعد از دو سال فتح ریقان و استخلاص قلعه آنجا که نشیمن آن بقیهٔ السلف شهابالدین ریقانی بود خدمتش را میسر شد و باقصی مکرانات و حدود کیچ با لشکرها درآمد و ملوک آنجا انقیاد نموده و بطاعت استقبال کردند[۴].»
۱- در این مقطع زمانی اختلافات بین احمد تگودار و ارغون مستقیماً بر حکومت و اوضاع و احوال کرمان مؤثر بود. سیورغتمش در زمان اباقاخان (۶۶۳ - ۶۸۰ هـ.ق) با احمد دوستی داشت و احمد پس از پیروزی و رسیدن به سلطنت، سیورغتمش را به حکومت کرمان گماشت. و اهالی کرمان از احمد تگودار پیروی و طرفداری کردند. اما به محض دستگیری و کشته شدن احمد اوضاع متفاوت شد.
۲- دختر آبش خاتون و منگو تیمور (فرزند هلاکو) بود که به همسری سیورغتمش درآمده بود. کردوجین شخص بسیار قدرتمندی بود. به نوشتهی مؤلف سمطالعلی: «این شهزاده در اصالت نژاد و بزرگی تبار و علو نسب چون زبیده زن هارون رشید بود (سمط العلی، ص ۵۶).
۳- کرمانی، همان، ص ۵۸.
۴- همان، صص ۹۶ - ۹۷.
🔹 مکران از خوارزمشاهیان تا ایلخانان
━━━━━━≼🔸≽━━━━━━
🔹 نگاهی به اوضاع مکران از سقوط سلجوقیان کرمان تا روی کار آمدن ایلخانان
🔹 مکران در دورهٔ قراختاییان و ایلخانان
📃 صفحه ۱۶
💠 پس از درگذشت قطبالدین محمد در سال ۶۵۵ هـ.ق، ترکان خاتون از طرف هلاکو به نیابت از حجاج سلطان فرزند قطبالدین به حکومت کرمان منصوب شد و تا سال ۶۸۱هـ به طور مستقیم و غیرمستقیم در کرمان حکومت کرد. مؤلف سمطالعلی راجع به ترکان خاتون مینویسد:
«ملکه بود مبارک سایه، بلند پایه، عصمت شعار، عفت دثار، عادل سیرت، پاک سریرت، ستوده خصال، گزیده خلال، عالی همت، والا نهمت. دولت او دولتی بود قویم و روزگارش روزگاری بود مستقیم، واسطه عقد و بهار ایام پادشاهی پادشاهان قراختای بود[۱].»
«...و ملک و مرتضی معظم ناصرالدین که والی کیچ و مکران بود یک سال ملازمت بارگاه ترکانی بود مصاحب مهد عالیش ببندگی بودند و بتربیت او ملکان نامدار و شهریاران کامکار گشتند...[۲].»
۱- کرمانی، همان، ص ۳۷.
۲- همان.
🔹 |-#پرندگان سیستان و بلوچستان
🔹 آبشکافها سردهای از خانوادهٔ کاکاییان در راستهٔ سلیمسانان است.
💠 آبشکاف هندی : رودخانهها و دریاچههای وسیع با سواحل شنی و جزایر کوچک را به عنوان زیستگاه برمیگزیند و در زمستان در مصبهای کمعمق با سواحل گِلی نیز دیده میشود. فقط یک بار توسط «زارودنی» در رودخانهٔ سرباز باهوکلات گزارش شده است. احتمالاً به صورت اتفاقی در دریای مکران دیده میشود.
🔹 |-#پرندگان سیستان و بلوچستان
🔹 پرستو دریاییها سردهای از زیرخانوادهٔ پرستو دریاییان از خانوادهٔ کاکاییان در راستهٔ سلیمسانان است.
💠 پرستو دریایی معمولی : سواحل دریاها، دریاچهها، رودخانههای دارای جریان آرام و مصبها را به عنوان زیستگاه برمیگزیند. در برخی تالابهای حوضهٔ سیستان تابستانگذرانی و جوجهآوری میکند و در سواحل بلوچستان به صورت مهاجر عبوری دیده میشود.
💠 پرستو دریایی گونهسفید : سواحل دریاها، خلیجهای ساحلی و صخرههای مرجانی را به عنوان زیستگاه برمیگزیند. در تعداد کم به صورت مهاجر عبوری در سواحل بلوچستان و زمستانگذران در خلیج چابهار دیده میشود.
🔹 |-#پرندگان سیستان و بلوچستان
🔹 پرستو دریاییهای تالابی سردهای از زیرخانوادهٔ پرستو دریاییان از خانوادهٔ کاکاییان در راستهٔ سلیمسانان است.
💠 پرستو دریایی تیره : آبهای داخلی جاری یا ساکن، تالابهای آب شیرین با پوشش گیاهی در حاشیه دریاچههای باز، آببندانها، پیکرههای آبی ساحلی و مصبها را به عنوان زیستگاه برمیگزیند. به صورت معمول در حوضهٔ سیستان تابستانگذرانی و جوجهآوری میکند و به تعداد کمتر و به صورت نامنظم زمستانگذرانی نیز میکند. در رودخانه بمپور و شهرستانهای زاهدان و دشتیاری به صورت مهاجر عبوری دیده شده است.
💠 پرستو دریایی بالسفید : دریاچههای آب شیرین، تالابهای با پوشش گیاهی گسترده در حاشیه، سواحل پیکرههای آبی، مانگروها، رودخانهها، دشتهای سیلابی و مصبها را به عنوان زیستگاه برمیگزیند. به صورت کمیاب و به عنوان مهاجر عبوری در حوضهٔ سیستان دیده میشود.
💠 استاد شیرمحمد اسپندار گنجینۀ موسیقی بلوچستان، دار فانی را وداع گفت و به دیار باقی شتافت. 🖤
💠 @BalouchiDivan
💠 @balochs_history
🔹 |-#پرندگان سیستان و بلوچستان
🔹 پرستو دریاییهای پشتتیره سردهای از زیرخانوادهٔ پرستو دریاییان از خانوادهٔ کاکاییان در راستهٔ سلیمسانان است.
💠 پرستو دریایی پشتدودی : دریازی است و بیشتر در آبهای دور از ساحل دیده میشود. در خلیج چابهار تابستانگذرانی بدون جوجهآوری میکند. همچنین به تعداد کم در زمان مهاجرت در برخی از سواحل مکران دیده میشود.
🔹 |-#پرندگان سیستان و بلوچستان
🔹 پرستو دریاییهای کوچک سردهای از زیرخانوادهٔ پرستو دریاییان از خانوادهٔ کاکاییان در راستهٔ سلیمسانان است.
💠 پرستو دریایی خلیج فارس : دریازی است و آبهای کمعمق نزدیک سواحل، لنگرگاهها و مصبها را به عنوان زیستگاه برمیگزیند. در خلیج چابهار زمستانگذرانی میکند. در شهرستانهای دشتیاری و راسک تابستانگذرانی بدون جوجهآوری و در خلیج گواتر تابستانگذرانی همراه با جوجهآوری دارد.
💠 پرستو دریایی کوچک : سواحل شنی و ماسهای دریاها، رودخانهها، دریاچهها، جزایر نزدیک سواحل، لنگرگاهها و پیکرههای آبی ساحلی را به عنوان زیستگاه برمیگزیند. در حوضهٔ سیستان تابستانگذرانی و جوجهآوری میکند.
🔹 |-#پرندگان سیستان و بلوچستان
🔹 پرستو دریاییهای کاکلی سردهای از زیرخانوادهٔ پرستو دریاییان از خانوادهٔ کاکاییان در راستهٔ سلیمسانان است.
💠 پرستو دریایی تُکزرد : پرندهای دریازی است و جزایر ماسهای یا صخرهای نزدیک به ساحل، سواحل شنی و ماسهای، دلتاهای وسیع، زمینهای گلی حاشیهٔ جنگلهای حرا و حلیجهای ساحلی را به عنوان زیستگاه برمیگزیند. در سراسر طول سواحل مکران زمستانگذرانی میکند.
💠 پرستو دریایی کاکلی کوچک : دریازی است و معمولاً در آبهای دور از ساحل دیده میشود. همچنین خلیجهای ماسهای، دهانهٔ رودخانهها و جزایر دور از ساحل را به عنوان زیستگاه برمیگزیند. مقیم سراسر سواحل مکران است.
💠 پرستو دریایی کاکلی بزرگ : در سواحل و دریاها دیده میشود و جزایر دور و نزدیک سواحل، پیکرههای آبی، مصبها، خلیجهای ماسهای، دهانهٔ رودخانهها و صخرههای مرجانی را به عنوان زیستگاه برمیگزیند. مقیم سراسر سواحل مکران است.
🔹 |-#پرندگان سیستان و بلوچستان
🔹 پرستو دریاییهای کاسپی سردهای از زیرخانوادهٔ پرستو دریاییان از خانوادهٔ کاکاییان در راستهٔ سلیمسانان است.
💠 پرستو دریایی کاسپی : جزایر دور از سواحل، حاشیهٔ دریاچههای داخلی لبشور، پیکرههای آبی ساحلی و رودخانههای بزرگ را به عنوان زیستگاه برمیگزیند. به صورت مهاجر عبوری حوضهٔ سیستان دیده میشود و گاهی به صورت کمیاب جوجهآوری میکند. در طول سواحل مکران زمستانگذرانی میکند.
🔹 |-#پرندگان سیستان و بلوچستان
🔹 پرستو دریاییهای نوککلفت سردهای از زیرخانوادهٔ پرستو دریاییان از خانوادهٔ کاکاییان در راستهٔ سلیمسانان است.
💠 پرستو دریایی نیل : مصبها، سواحل ماسهای، پیکرههای آبی شور، شالیزارها، دریاچهها و دهانهٔ رودخانهها را به عنوان زیستگاه برمیگزیند و از آبهای عمیق دوری میکند. تابستانگذران و جوجهآور حوضهٔ سیستان است. در برخی زیستگاههای مناسب دیگر استان نیز تابستانگذرانی بدون جوجهآوری دارد. به طور معمول در شهرستان دشتیاری زمستانگذرانی میکند و در شهرستان چابهار به صورت مهاجر عبوری دیده میشود.
🔹 |-#پرندگان سیستان و بلوچستان
🔹 طوطیهای طوقدار سردهای از تبار طوطیتباران آسیایی، خانوادهٔ طوطیان سبز، بالاخانوادهٔ طوطیواران در راستهٔ کبوترسانان است.
💠 طوطی طوقصورتی : بیشتر در پارکها و باغهای شهری، کشتزارهای مجاور مناطق مسکونی و درختزارهای باز دیده میشود. گزارشهایی از مشاهدهٔ آن در شهرهای زاهدان و چابهار در دست است که احتمالاً از قفس یا بازار پرندگان گریختهاند.
💠 شاهطوطی اسکندر : جنگلها، مزارع، زمینهای باز همراه با درخت، پارکها و باغهای شهری را به عنوان زیستگاه برمیگزیند. گزارشهایی از مشاهدهٔ آن در شهرهای زاهدان و چابهار در دست است که احتمالاً از قفس یا بازار پرندگان گریختهاند. گونهٔ در معرض انقراض است.
🔹 مکران از خوارزمشاهیان تا ایلخانان
━━━━━━≼🔸≽━━━━━━
🔹 نگاهی به اوضاع مکران از سقوط سلجوقیان کرمان تا روی کار آمدن ایلخانان
🔹🔹 حاکمان و چگونگی اداره مکران در عهد ایلخانان
📃 صفحه ۱۹
💠 چنانکه گفته شد، مکران در دوره ایلخانان به وسیله قراختاییان کرمان اداره میشد و حکمرانان مکران توسط قراختاییان انتخاب میشدند. به واسطه برقراری روابط خوب و مناسب بین قراختاییان و ایلخانان منطقه مکران در این دوره از ثبات سیاسی لازم برخوردار بود.
💠 براساس مطالب گفته شده، حاکمان مکران در این دوره کاملاً از حکومت قراختاییان و ایلخانان پیروی میکردند بطوری که در منابع این دوره هیچگونه شورشی گزارش نشده است. این امر نشاندهنده برقراری آرامش و ثبات سیاسی در این منطقه میباشد. زمانی که بین حکام قراختاییان و ایلخانان رابطه مسالمت آمیز برقرار بود به تبع آن اوضاع دیگر نواحی تحت اختیار آنها از قبیل مکران، از آرامش و ثبات بهرهمند میشد.
💠 از مهم ترین حاکمان مکران در این دوره میتوان به ملک ناصرالدین و تاجالدین ملک دینار اشاره کرد. ناصرالدین در زمان تَرکان خاتون والی کیچ و مکران بوده که به مدت یک سال ملازم و همراه حاکم قراختایی در کرمان بوده است[۱]. دیگر حکمران مکران یعنی تاجالدین ملک دینار در دوره فرمانروایی سلطان جلالالدین سیورغتمش و همسرش کردوجین والی کیچ و مکران بوده است[۲]. بر اساس گفته ابن بطوطه ملک دینار بعد از سقوط ایلخانان در دوره فرمانروایی آلمظفر، والی مکران بوده است[۳].
💠 جهت اطلاع بیشتر راجع به این دو حاکم مکران و دیگران حکمرانان این دوره، مطالب «ملوک مکران در دیوان سراجی سجزی» را بخوانید. بعد از سقوط قراختاییان (۷۰۴ هـ.ق)، منطقه مکران به مانند کرمان به طور مستقیم توسط ایلخانان اداره میشد.
💠 در مجموع میتوان گفت تسلط قراختاییان بر کرمان سبب شد تا این منطقه از آسیب مغولان در امان بماند و در سایه تلاشهای حکام قراختایی به ویژه ترکان خاتون، در مدت زمانی اندک کرمان از لحاظ اقتصادی پیشرفت چشمگیری داشته باشد و به محل تجمع بازرگانان از سراسر کشور و حتی جهان تبدیل شود[۴]. به طور یقین شکوفایی اقتصاد کرمان تأثیر بسیار زیادی بر اقتصاد منطقه مکران در تمام دورههای تاریخی داشته است. با توجه به موقعیت جغرافیایی منطقه مکران، این منطقه در تمام دورههای تاریخی از نظر اقتصادی جایگاه ویژهای داشته است.
━━━━━━≼🔸≽━━━━━━
۱- کرمانی، همان، ص ۴۱.
۲- همان، ص ۵۸.
۳- رودگر، تصویر شرق اسلامی در آینه سفرنامه ابن بطوطه، همان، ص ۵۲.
۴- کرمانی، همانجا.
🔹 مکران از خوارزمشاهیان تا ایلخانان
━━━━━━≼🔸≽━━━━━━
🔹 نگاهی به اوضاع مکران از سقوط سلجوقیان کرمان تا روی کار آمدن ایلخانان
🔹 مکران در دورهٔ قراختاییان و ایلخانان
📃 صفحه ۱۸
💠 پس از انقراض قراختاییان، ملک ناصرالدین محمد بن برهان، حاکم کرمان گردید. وی پیش از این نیز سالها در کار حکومت کرمان دخیل بوده است. پس از وی نیز پسرش نیکروز ملقب به قطبالدین تا سال ۷۴۱ هـ.ق زمام امور کرمان را در دست گرفت. بعد از سقوط ایلخانان، هر بخش از ایران به تصرف یکی از سلسلههای محلی درآمد. در این بین سلسلهٔ آلمظفر از سال ۷۴۱ تا ۷۹۵ هـ.ق، بر کرمان و مکران حکومت کرد[۱].
💠 ابنبطوطه در سفرنامه خودش والی مکران را بعد از سقوط ایلخانان شخصی به نام «ملک دینار» میداند:
«پس از درگذشت ابوسعید بهادرخان دوره انحطاط سلسله ایلخانان آغاز شد و مقام ایلخانی به سرعت میان شاهزادگان ناسزاوار خاندان چنگیزی و امیران متخاصم دست به دست گشت و مملکت ایلخانی به چند پاره مجزا تقسیم شد... یزد در دست امیرمبارزالدین محمد مظفری، قهستان تحت فرمان عبدالله پسر امیرمولای و بلاد مکران در فرمان ملک دینار بود[۲].»
۱- سیدعباس ضیائی، «قراختاییان کرمان»، مجلهی مطالعات ایران، مرکز تحقیقات فرهنگ و زبانهای ایرانی، دانشگاه شهید باهنر کرمان، سال چهارم، شمارهی هشتم، پاییز ۱۳۸۴، ص ۱۳۴.
۲- قنبر علی رودگر، تصویر شرق اسلامی در آینه سفرنامه ابن بطوطه، تهران، نشر کتاب مرجع، چاپ اول، ۱۳۸۷، صص ۵۲ - ۵۰.
۳- آشتیانی، همان، ص ۴۰۶.
۴- سمرقندی، مطلع سعدین و مجمع بحرین، صص ۸- ۴۷.
🌎 تاریخ را روی نقشهها مرور کنید!⏳
📕 در کانال «جاینگاره» تاریخ را همراه با نقشههای ثابت و متحرک میخوانیم!
🟠بزرگترین کانال فارسی نقشه در تلگرام
📚 مرجع نقشههای تاریخی، سیاسی، جغرافیایی، فرهنگی و...
⬅️ به ما بپیوندید🔽
🌎 @Jaynegareh ⬅️ جاینگاره
🔹 |-#پرندگان سیستان و بلوچستان
🔹 کوکران خانوادهای در راستهٔ کوکرسانان است.
💠 کوکر شکمبلوطی : ها و دشتهای باز مناطق نیمهبیابانی با خاک سیلتی یا پوشیده شده از سنگ با بوتههای پراکنده، اراضی بایر بین مزارع و کشتزارهای برداشت شده موجود در مناطق نیمهخشک را به عنوان زیستگاه برمیگزیند. گاهی نیز در دشتهایی با بوتههای خاردار یا درختان آکاسیا دیده میشود ولی اغلب از پوشش گیاهی متراکم، درختزارها، نواحی سنگی و صخرهای و نواحی تالابی پرهیز میکند. مقیم شهرستانهای راسک، دشتیاری، کنارک و زرآباد است.
💠 کوکر شکمسیاه : استپهای خشک تا نیمهخشک، مناطق نیمهبیابانی با پوشش گیاهی کوتاه و پراکنده، دشتهای نمکی، شنی، لومی، رسی یا سنگریزهای و گاهی کشتزارهای خشک را به عنوان زیستگاه برمیگزیند. در تعداد کم و به صورت محلی در شهرستانهای میرجاوه، تفتان و هامون اقامت دارد.
💠 کوکر خالدار : مناطق بیابانی با خاک شنی و لومی، مناطق نیمهبیابانی هموار با پوشش گیاهی پراکنده، شنزارها و شیبهای سنگی لخت را به عنوان زیستگاه برمیگزیند و به وجود منابع آبی در زیستگاه وابستگی زیادی نشان میدهد ولی مانند «کوکر گندمی» از آبهای خیلی شور پرهیز میکند. مقیم شهرستانهای چابهار، دشتیاری، دلگان، ایرانشهر، بمپور، زاهدان و ناحیهٔ سیستان است.
💠 کوکر راهراه : تپهها و دامنههای سنگی و صخرهای مناطق خشک با بوتهها و درختان پراکنده بهویژه آکاسیا را بهعنوان زیستگاه برمیگزینند و اغلب در بستر رودخانههای فصلی و درههای سنگی و صخرهای باریک دیده میشود. بهصورت محلی و کمیاب، مقیم شهرستانهای سراوان و زرآباد و نواحی کوهستانی مکران است.
💠 کوکر گندمی : مناطق بیابانی و نیمهبیابانی سنگی یا صخرهای با پوشش گیاهی اندک و درههای بسیار خشک در مناطق کوهستانی را ترجیح میدهد و از مناطق شنی پرهیز میکند. طور محلی و در جمعیتهای پراکنده، مقیم مناطق بیابانی شمالی و جنوبی رودخانهٔ بمپور و شهرستانهای سراوان و نیمروز است.
🔹 مکران از خوارزمشاهیان تا ایلخانان
━━━━━━≼🔸≽━━━━━━
🔹 نگاهی به اوضاع مکران از سقوط سلجوقیان کرمان تا روی کار آمدن ایلخانان
🔹 مکران در دورهٔ قراختاییان و ایلخانان
📃 صفحه ۱۵
💠 با تهاجم مغول اکثر شهرهای ایران ویران شدند. اما در این بین شهرهای که در مقابل مغولان تسلیم شده و سروری آنها را قبول کردند آسیب کمتری را متحمل شدند. کرمان در زمره این شهرها بود. چنانکه آمد همزمان با تهاجم مغول براق حاجب (۶۳۲ - ۶۱۹ هـ.ق) مؤسس سلسله قراختاییان در کرمان منشور حکومت این ناحیه را از سلطان جلالالدین خوارزمشاه گرفت و تابعیت مغولها را پذیرفت. براق حاجب توانست در مدت کوتاهی به آبادانی قلمرو خود بپردازد؛ چرا که کرمان بعد از سقوط سلاجقهی کرمان و در جریان تسلط غزها به سختی آسیب دیده بود.
💠 با مرگ براق حاجب (۶۳۲ هـ) جانشینان وی بر کرمان و مکران به مدت ۸۳ سال فرمانروایی میکردند. قطبالدین سلطان در غیاب غتلق سلطان (پسر براق حاجب) که در این زمان در نزد اوکتای به سر میبرد، جانشین براق حاجب گردید. ولی بعد از مدتی خواجه جوق به کرمان آمد و حکومت را برای مدتی از دست قطبالدین محمد گرفت.
💠 خواجه جوق در مدت کوتاهی وزرای زیادی را عزل و نصب کرد که در نهایت اختیار تمام امور دنیوی و دنیای را به مولانا فخرالدین ختنی واگذار نمود[۱]. قتلغ سلطان برای رسیدگی به امور و همچنین گرفتن مالیات، شخصاً به نواحی تحت تصرف خود سفر میکرد. چنانکه منشی کرمانی در «سمطالعلی» مینویسد:
«سلطان رکنالدین تمامت ولایت جروم و صرود را مطالعه فرمود و بخویشتن هر ساله با لشکرها با اطراف سردسیر و گرمسیر و حدود هرموز و مکرانات میرفت و اموالی حاصل میگردانید بر علماء و ائمه و مشایخ موزع میداشت[۲].»
«...و در ضبط امور کدخدائی و تربیت اسباب جهانداری و نظم مصالح معاش مسامح و مساهل بودی و از جمع و خرج و کمیت دخل کیفیت صرف غافل و همتش بر سواری و شکاری و عشرت مصروف و موقوف و اوقاف شبانروز بطاعت و عبادت مستغرق و بازهاد و شیوخ و صلحا نفسی داشتی، سادات و علماء و مشایخ کرمان را ادرارات کرامند کرد و املاک و اسباب فراوان تملیک گردانید و بر رباطات و خانقاهات و ابواب البر اوقاف نیکو فرمود و ملوک و ملکات و خواتین و اقارب خود را مواضع مرتفع اقطاع داد و معایش بسیار ارزانی داشت و دستهای ایشان در حل و عقد امور برگشاد و خزانه او اکثر اوقات از نقد و جنس خالی بودی و اموال وجوهات که از ولایت برسیدی و مقرریات و مال مواضعات از «کیچ و مکران» آوردندی به یک دفع همه دربارگاه ببخشیدی... [۳].»
۱- منشی کرمانی، ناصرالدین، سمط العلی، ص ۲۹.
۲- همان.
۳- همان، صص ۳۰-۲۹.
🔹 مکران از خوارزمشاهیان تا ایلخانان
━━━━━━≼🔸≽━━━━━━
🔹 نگاهی به اوضاع مکران از سقوط سلجوقیان کرمان تا روی کار آمدن ایلخانان
🔹 مکران در دورهٔ خوارزمشاهیان
📃 صفحه ۱۴
💠 چنان که پیداست این رفت و برگشتهای جلالالدین در مکران، از مهمترین عوامل توجهٔ مغولان به این ناحیه و وارد کردن آسیب و خسارت به آن بوده است، علاوه بر این گذر از این منطقه بدلیل شرایط خاص آب و هوایی همان گونه که برای اسکندر شرایط ناگواری ایجاد کرد میتوانست برای سپاه مغولان و سلطان جلالالدین خوارزمشاه هم تلفات سپاهی و آسیبهای روحی وارد آورد کما اینکه این اتفاق برای وی رخ داد[۱].
💠 در واقع مناطقی مانند سیستان و مکران خیلی زود جنگجویان مغولی را به سمت خود کشاندند، چرا که مخالف سرسخت مغولان یعنی جلالالدین خوارزمشاه در رفت و آمد به هند و سند از مسیر مکران به کرمان بود و مغولان برای رسیدن به وی مناطق تحت دسترس وی را غارتهای فراوان کردند و از دلایل دیگر توجه به این منطقه پناهنده شدن مخالفان حکومت مرکزی و میزان ناآرامیهای این مناطق بود که خیلی سخت «ایلی» مغولی را میپذیرفتند، هرچند در منابع با پراکندگی اطلاعاتی مواجه هستیم و گاهاً جز یک نام معمولی بیشتر اطلاعی در دست نیست (این امر درباره ناحیه مکران بیشتر صدق میکند.) اما از منظر نوشتههای مورخان دوره مغول، میتوان میزان خسارتها، آسیبها و غارتهای این مناطق را سنجید و جغرافیای منطقه، روحیهٔ جنگجویی، عدم تمکین مردم از حکومت مرکزی و کمک به مخالفین حکومت را میتوان از دلایل آن برشمرد. نتایج این حملات خسارات جبرانناپذیری بر این مناطق داشت که شاید روی تحولات توسعهای در این مناطق تا امروزه تاثیر داشته است.
━━━━━━≼🔸≽━━━━━━
۱- آشتیانی، عباس اقبال، همان، ص ۱۱۲.
🔹 مکران از خوارزمشاهیان تا ایلخانان
━━━━━━≼🔸≽━━━━━━
🔹 نگاهی به اوضاع مکران از سقوط سلجوقیان کرمان تا روی کار آمدن ایلخانان
🔹 مکران در دورهٔ خوارزمشاهیان
📃 صفحه ۱۳
💠 ظاهراً در حدود سال ۶۵۰ هـ.ق به سبب ظلم و ستم مغولان، گروههایی از بلوچها به رهبریِ میر چاکر رِند و میر سهراب دودایی به بلوچستان شرقی و حدود پنجاب مهاجرت میکنند. نواحی و شهرهایی همانند دیره غازی خان، دیره اسماعیل خان و دیره فتح خان که پیرامون سند قرار دارند، منسوب به پسران میر سهراب اَند[۱].
💠 مولانا روانبد -که از وی بهعنوان سعدی بلوچستان یاد میشود- در مورد یادِ تهاجم مغولان در خاطرهٔ مردم بلوچ مینویسد: «با وجود گذشت سالهای متمادی هنوز هم مغول در افواه عوام بلوچ با وحشت از آن یاد میکنند و اخباری پراکنده از آنها نقل میکنند و میگویند: مکران از ترکان و مغولان آسیب زیادی دیده و بسیاری از قریهها ویران گردیده است. مقبرههایی که در کوهها و مواضع، دور از آبادی مشاهده میشود؛ که به قول عوام از آن کسانی است که به دست ترکان مغول به قتل رسیدهاند. گویند که: قریهٔ تلانگ[۲] واقع بر کنار رودخانه سرباز بین پیشین و باهوکلات و هم چنین سیاهکوه واقع در کَستگ[۳]، از دست آنان تباه شدهاند. چنان که معروف است بندر تیز هم توسط مغولان فتح شد و جنگلهای باهوکلات به وسیله آنها به آتش کشیده شدند[۴].»
💠 چنانکه اشاره شد، خاطره غارت مغول در حافظه تاریخی مردم بلوچ تأثیر تلخ و عمیقی بر جای گذاشت؛ چنان که بر بسیاری از سنگهای کوهها این نصیحت عبرتآمیز تکرار شده است که: «ما قومی زحمتکش بودیم، به خاطر هجوم مغول و ملخ، ترک بلاد کردیم و به کوه پناهنده شدیم. اگر میخواهید بلایی که بر سر ما نازل شد، بر سر شما فرود نیاید، تا میتوانید نخل و درختان ریشهدار بکارید...[۵].»
━━━━━━≼🔸≽━━━━━━
۱- دامنی، سیمای تاریخی بلوچستان، ص ۱۵۴.
۲- talāng
۳- kastag
۴- محمودزهی، آئینها، باورها و فرهنگ مردم بلوچستان، ص ۳۷.
۵- سیامک باقری، قوم بلوچ، ص ۴۲.
🔹 مکران از خوارزمشاهیان تا ایلخانان
━━━━━━≼🔸≽━━━━━━
🔹 نگاهی به اوضاع مکران از سقوط سلجوقیان کرمان تا روی کار آمدن ایلخانان
🔹 مکران در دورهٔ خوارزمشاهیان
📃 صفحه ۱۲
💠 بعد از جنگ و گریز جلالالدین و عبور وی از رود سند، چنگیز دستور به قتل و غارت غزنه و دیگر شهرهای دور و اطراف را داد که در این زمان ملک شمسالدین پسر غیاثالدین حکومت میکرد، دو تن از فرماندهان چنگیز قصد محاصره و غارت سیستان را داشتند که به دلیل گرمی هوا چنگیز دستور بازگشت صادر کرد[۱]. زمانی که چنگیز به جیحون بازگشت پسر او جغتای مأمور شد که ولایت مکران و سند را تصرف کند و او هم همانند اوکتای این ولایت را غارت کرد و این دو برادر این منطقه را چنان غارت کردند که جلالالدین در بازگشت برای دریافت معیشت و اسباب کار با مشکل مواجه شد[۲]. در واقع مکران و سند در این زمان از مراکز مهم مقاومت ایرانیان علیه مغولان به رهبری جلالالدین خوارزمشاه بودند.
💠 نسوی، مخالف سرسخت مغولان و هوادار جلالالدین، آنجا که از اراده و بازگشت سلطان جوان برای باز پسگیری خراسان مطلب آورده است به خرابی و غارت مغولان در نیشابور اشاره دارد و این فجایع را با نقاط دیگر قیاس میگیرد و «این قیاس را در سایر خراسان و خوارزم و مازندران و آذربایجان و غور و غزنه و بامیان و سیستان» تا حدودی قابل انطباق میداند و تأکید میکند که اگر این خرابیها را شرح دهد تنها تفاوت را در اختلاف اسامی محصورین و محاصرات «کفار» خواهد بود[۳]. و در رابطه با مکران کمتر پرداخته شده است.
━━━━━━≼🔸≽━━━━━━
۱- رشیدالدین فضلالله همدانی، جامعالتواریخ، به تصحیح و تحشیه محمد روشن - مصطفی موسوی، جلد ۳، تهران، البرز، ۱۳۷۳، ص ۹ - ۵۲۸.
۲- عباس اقبال آشتیانی، تاریخ مغول و اوایل ایام تیموری، جلد اول و دوم، چ ۱، تهران، نارم، ۱۳۷۶، ص ۴۴؛ صفا، ذبیحالله، تاریخ ادبیات در ایران، جلد ۳، تهران، ناشر فردوس، ۱۳۷۸، ص ۱۱.
۳- نسوی، همان، ص ۸۲.
🔹 مکران از خوارزمشاهیان تا ایلخانان
━━━━━━≼🔸≽━━━━━━
🔹 نگاهی به اوضاع مکران از سقوط سلجوقیان کرمان تا روی کار آمدن ایلخانان
🔹 مکران در دورهٔ خوارزمشاهیان
📃 صفحه ۱۱
💠 نسوی در دیباچه کتاب خود اشارهٔ کوتاهی به مکران و سیستان عهد خوارزمشاهیان دارد، وی مینویسد: «طایفهای از افاضل مشرق که ایشان را از صناعت خطی و از بلاغت مهمی بوده است تألیف اخبار این ملوک کردهاند و مساعی و آثار در قلم آوردهاند، از ابتدا ظهور نهال وجود «نوشتگین» تا آن که به ذکر سلطان محمد تکش و عظمت شأن او رسیده و جمع او میان خراسان و خوارزم که ملک پدر است با ملک عراق و مازندران و اضافات کرمان و مکران و سیستان و بلاد غور و غزنه و بیان تا اقصای هند دیده و...[۱].»
💠 همان مورخ در جایی دیگر که از بیتدبیریهای خوارزمشاه در ترتیب سپاه و دفاع از مرزها در مقابل هجوم نیروهای چنگیزی صحبت میکند در میان این سپاهیانی که در دستههای مختلف رهبری میشدند، لشکر سیستان به رهبری «فخرالدین» معروف به «عیارنسوی» هم دیده میشود، وی در جایی دیگر از اثر خود به گزارش موضوع واگذاری حکومت کرمان توسط خوارزمشاه به پسر خردسالش «غیاثالدین» میپردازد، در آنجا وی از منطقه مکران یاد میکند که تحت حاکمیت خانوادهٔ غیاثالدین اداره میشد: «و مُلک کرمان و کیش {کیچ} و مکران را بر پسر خود غیاثالدین پسر شاه که کوچکترین پسرانش بود نص کرد[۲].» در واقع در گزارشهای نسوی ذکری از حضور مغولان در مناطق مکران و سیستان دیده نمیشود، تنها در مباحث بعدی و جنگهای جلالالدین و سپاه مغول اشاراتی مبنی بر پیامدهای ناشی از حمله و آمدن مغولان دارد. از دیگر مورخانی که اشاره به خرابکاریها و غارتگریهای مغولان دارد و در بین آنها هیچ نامی از مکران نیست وصّاف است، وی از آمدن مغولان مینویسد که: «بلخ را چنگیزخان به نفس خود خراب کرد و سه شهر دیگر بر دست تولوخان ویران گردید {مرو، هرات و نیشابور} و قصابان و بلاد دیگر آن سرزمین را چون ابیورد، بارز، طوس، جاجرم، جوین، بیهق و خواف و سرخس را لشکر فرستادند و بنیاد وجود همه را نیست کردند و از «هرات» تا «سجستان» و شبورغان غارت کردند[۳].»
━━━━━━≼🔸≽━━━━━━
۱- شهابالدین محمد خزندری زیدری نسوی، در سیرت جلالالدین منکبرنی، تصحیح و مقدمه مجتبی مینوی، چاپ سوم، تهران، علمی و فرهنگی، ۱۳۸۴، ص ۵.
۲- همان، صص ۳۹-۳۸.
۳- فضلالله بن عبدالله وصّاف الحضره شیرازی، تحریر تاریخ وصاف، تهران، بنیاد فرهنگ ایران، ۱۳۴۶، ص ۳۲۳.
🔹 مکران از خوارزمشاهیان تا ایلخانان
━━━━━━≼🔸≽━━━━━━
🔹 نگاهی به اوضاع مکران از سقوط سلجوقیان کرمان تا روی کار آمدن ایلخانان
🔹 مکران در اواخر دورهٔ خوارزمشاهیان
📃 صفحه ۱۰
💠 بعد از مرگ ملک زوزن، سلطان محمد امارت کرمان و مکران را به ملک اختیارالدین پسر ملک زوزن واگذار کرد. اما ابوالقاسم اعور، ملقب به شجاعالدین که سپهسالار ملک زوزن بود و انتظار داشت حکومت نواحی کرمان و مکران به او سپرده شود، امیر اختیارالدین را به خیانت متهم کرد. سرانجام سلطان محمد خوارزمشاه امیر اختیارالدین را از حکمرانی کرمان و مکران عزل نمود و چون ابوالقاسم شجاعالدین صلاحیت حکمرانی مملکت کرمان و مکران را نداشت، او را به نیابت از سلطان غیاثالدین ملقب به پیرشاه، پسر سلطان محمد به این منطقه مأمور کرد. در همین زمان تهاجم مغول آغاز شد و اغلب ممالک ایران به دست مغولان افتاد. در این زمان براق حاجب که از امراء خوارزمشاه محسوب میشد از جانب غیاثالدین مأموریت یافت تا با لشکری برای کمک جلالالدین خوارزمشاه به هندوستان برود. براق حاجب به کرمان آمد تا از طریق بلوچستان و مملکت سند راهی سرزمین هندوستان شود. ولی ابوالقاسم شجاعالدین که گماشتهٔ غیاثالدین در کرمان بود به اموال براق حاجب طمع کرده و در جنگی که رخ داد توسط براق حاجب کشته شد. این حادثه در سال ۶۱۹ هـ.ق، به وقوع پیوست که سال آغاز حکومت قراختاییان در کرمان است.
💠 جوینی، مورخ نامدار این دوره که خود تجربه همراهی با مغولان راه داشت، اشاراتی کوتاه و کلی اما با اهمیت در مورد حضور مغولان در اکثر قلمرو ایران ارائه کرده است اما درباره ناحیه مکران گزارشی نمیدهد. وی در مورد تقسیم سپاه توسط چنگیز برای حمله به نقاط مختلف مینویسد: «باقی نواحی را از دست راست و چپ و شرق و غرب لشکر بفرستاد و تمامت را مستخلص کرد چون ابیورد، نسا و بازرد {باورد} و طوس و جاجرم و جوین و خواف و سنجان و سرخس ... و از جانب هرات تا حدود سجستان برسیدند و کشتن و غارت و تاراج کردند.[۱]» گزارش فوق تا حد زیادی مشخصکنندهٔ مناطقی از ایران است که مورد تاراج مغولان قرار گرفتند.
━━━━━━≼🔸≽━━━━━━
۱- جوینی، تاریخ جهانگشای جوینی، ج ۱ و ۳، چاپ چهارم، به سعی و اهتمام محمد بن عبدالوهاب قزوینی، تهران، ارغون، ۱۳۷۰، ص ۱۱۸.
🔹 مکران از خوارزمشاهیان تا ایلخانان
━━━━━━≼🔸≽━━━━━━
🔹 نگاهی به اوضاع مکران از سقوط سلجوقیان کرمان تا روی کار آمدن ایلخانان
🔹 مکران در عهد خوارزمشاهیان
📃 صفحه ۹
💠 سلطان محمد خوارزمشاه بعد از دستیابی به کرمان شخصی به نام نصرتالدین بن ابیبکر اتسز را به آن دیار فرستاد. وی به مدت دو سال در کرمان سلطنت کرد. وقتی که به سلطان خبر دادند که نصرتالدین قصد سرکشی و عصیان دارد، وی را از آن منصب عزل کرد و ملک زوزن را که از بزرگان دولت بود، به فرمانروایی کرمان منصوب کرد. نامبرده در آبادانی و ترقی حال مردم منطقه تلاش زیادی انجام داد. ملک زوزن بعد از یکسال سپاهی فراهم کرده و برای فتح مکران عازم این دیار شد. وی از راه جیرفت و رودبار به بمپور[۱] رفته و آنجا را به سختی تصرف کرد و به گواشیر بازگشت[۲]. تا این مدت مکران به صورت مستقل اداره میشد.
💠 در واقع بعد از مرگ طغرلشاه بن محمدشاه که مکران در دوره او در اوج رونق و شکوفایی بود، تا زمان ملک زوزن تقریباً به مدت چهار الی پنج دهه مکران از کرمان مستقل بوده است. وزیری در این باره مینویسد: «در هر قصبه از قصبات آنجا رئیسی از مردم خود حکم میراند.[۳]»
💠 سرانجام با تلاش ملک زوزن مکران جزو حکومت کرمان گردید و یک سال بعد ملک نیز عازم مکران شد، کیچ و بندر تیز و دیگر بخشهای مکران را تصرف کرد و با گماشتن جانشینی از طرف خود به گواشیر مرکز کرمان بازگشت. حافظ ابرو، والی کیچ و مکران در این زمان «مجدالدین ابوالمکارم» ثبت کرده و در این زمینه مینویسد:
«...چون با لشکر جرار به کیچ و مکران متوجه شد به رودبار رسید، قاضی جیرفت را پیش مجدالدین ابوالمکارم که ملک کیچ و مکران بود فرستاد و پیغام داد مشتمل بر آنکه خداوند عالم سلطان محمد شب و روز نصرت دین را متشمّر شده است و تحمل مشقت سفر اختیار کرده و عناد و خطر جنگ را بر نوا و آهنگ جنگ گزیده و با خانان ختای در قتال و جدال آمده و تو در مهاد فراغت غنوده و بر بساط رفاعت استراحت کرده و خزاین و دفاین بسیار جمع گردانیدهای. اکنون اگر مالی خطیر نفرستی تا من حمل خزانه عامره سلطانی گردانم، لشکر کشم و دمار از نهاد تولکزی برآورم. چون رسالتی بدین درشتی شنود - و ملک زوزن را گفتندی ساربان بچهای - در جواب گفت آن شتربان را چه حد آن باشد که به من چنین پیغام فرستد؟[۴]».
«قاضی جیرفت چون جواب بدین نمط بازآورد، نایرهٔ غضب ملک زوزن به غایت اشتعال پذیرفت و علیالفور با تمام لشکر به کیج رفت و به {جنگ و شمشیر} ملک کیچ را از حصار بیرون آورد و دفائن و خزاین او در تصرف گرفت و زواهر و جواهر علایق نفایس حاصل و ملک را با سه پسر اسیر با خود آورد. چون به لشکرگاه جیرفت بازرسید فرمود تا بینیهای ملک کیج و پسران را سوراخ کردند و ابریشم در آن کشیده به قطار در شهر جیرفت آوردند... بعد از آن پسران را در نظر پدر به تیغ گذرانید و ملک کیچ را در گچ و سنگ گرفت و به انواع عذاب هلاک کرد.[۵]»
۱- علیالظاهر در آن زمان بمپور یکی از مهمترین حاکمنشین بوده و تصرف آن تا حدی کل بلوچستان محسوب میشده است.
۲- وزیری، تاریخ کرمان، ص ۱۳۷.
۳- همان، ص ۱۳۸-۱۳۶.
۴- حافظ ابرو، جغرافیای حافظ ابرو، همان، ص ۴۶.
۵- همان، ص ۴۷.
🔹 مکران از خوارزمشاهیان تا ایلخانان
━━━━━━≼🔸≽━━━━━━
🔹 نگاهی به اوضاع مکران از سقوط سلجوقیان کرمان تا روی کار آمدن ایلخانان
🔹 مکران در عهد غزها
📃 صفحه ۸
💠 چنانکه اشاره شد، در اواخر حکومت سلجوقیان و بر اثر خرابیها و فسادی که در شهر کرمان پدید آمده بود، مردم این دیار خواهان دولت و حاکمی مقتدر بودند. این خواسته و اوضاع نابسامان آن روزِ کرمان، از عواملی بود که توجه ملک دینار غُز را به سوی خود جلب کرد. پس از فتح کرمان چندین سال وی و دو پسرش بر کرمان حکومت کردند (۵۸۳ - ۵۹۲ ه.ق).
💠 تسخیر کرمان و حکومت ملک دینار در این دیار که در اوایل حکومت خوارزمشاهیان بود، چندان مورد توجه آنها قرار نگرفت اما وی توانست با اقتدار در این شهر حکومت کند. با این وجود ملک دینار نتوانست مکران را به تصرف خود درآورد؛ چراکه در آن زمان مکران به صورت مستقل اداره میشد. چنان که وزیری مینویسد: «آن مملکت را هر ناحیه و صقعی از مردم خود در آن صفحه ریاست میکردند[۱]». هرچند ملک دینار برای تسخیر مکران تلاشهای زیادی انجام داد اما موفق به تصرف این بخش نشد. وی برای فتح مکران، وزیر خود محمد بن صلاحالدین مظفر را فرستاد اما وی موفق به این کار نشد[۲].
💠 ملک دینار در سال ۵۹۱ ه.ق وفات کرد و بعد از او دو پسرش، فرخشاه و عجمشاه حکومت این دیار را به دست گرفتند. بعد از ملک دینار نظم و اقتدار شهر کرمان به هم خورده و عدهای به خوارزمشاهیان شکایت بردند که ملک دینار و پسرش فرخ که در کرمان اقتداری داشتند هر دو مردهاند و از آنها مال فراوانی به جای مانده و و اکنون شهر کرمان در آتش بیداد غزها میسوزد. در این مدت بین سلطان محمد خوارزمشاه، امیر مبارزالدین ملک شبانکاره و اتابک سعد بن زنگی بر سر دستیابی به کرمان درگیریهای صورت گرفت که در نهایت پیروزی با خوارزمشاهیان بود[۳].
━━━━━━≼🔸≽━━━━━━
۱- وزیری، تاریخ کرمان، ص ۱۳۰.
۲- همان، ص ۱۳۰ - ۱۲۹.
۳- دامنی، سیمای تاریخ بلوچستان، ص ۱۵۲.
🔹 مکران از خوارزمشاهیان تا ایلخانان
━━━━━━≼🔸≽━━━━━━
🔹 دوره حکومت هلاکو خان
📃 صفحه ۷
💠 هلاکو در مدت زمامداری خود (۶۵۴ - ۶۶۳ هجری) به فتح سراسری ایران مبادرت نکرد و تنها مناطقی که تاکنون به تصرف مغولها در نیامده بود را فتح کرد. تسلط و برتری او بر بیشتر مناطق از طریق سیاسی و تأکید مجدد بر ایل بودن و ارسال رسول برای خدمتگذاری، خراجگزاری و احیاناً ارائه خدمات نظامی به دست آمد. حکومتهای محلی سابق همچنان به حضور خود ادامه میدادند و حکومتهای نوظهوری همچون قراختاییان کرمان و آلکرت راه خود را میپیمودند. در این بین موقعیت ولایات شرقی از سیستان و مکران تا سواحل سند که از زمان امیر ارغون در دست ملک شمسالدین کرت بود وضعیت خاص خود را داشت و در عمل حاکمان آن رویهای مستقل در پیش روی داشتند. از این روی طبیعی بود که تابعیت آنها از حکومت ایلخانی که بیشترین توجهشان مصروف به دشمنان خارجی بود کمتر نیز باشد[۱]. عبدالرزاق سمرقندی در شرح وقایع زمان ملک غیاثالدین کرت از شاه بلوچ نامی به عنوان کلانتر بلوچها یاد کرده که به فرمانروای کرت خراج میپرداخته است[۲].
💠 راجع به تقسیمات کشوری عهد ایلخانی باید گفت که صرف نظر از برخی تغییرات، تقسیمات کشوری این زمان همانند قبل بود. وضع سیاسی و ادرای مناطق بر اساس وضعیت جغرافیایی تعیین میشد و حکام مناطق با عناوین جغرافیایی معرفی شدند[۳]. حمدالله مستوفی کرمان، مکران و هرمز را در این دوره یک ایالت دانسته است و مکران در این دوره مثل دورههای قبل ولایتی وسیع و جزء کرمان بوده است[۴]. منطقه مکران در عهد ایلخانان توسط قراختاییان کرمان اداره میشد.
━━━━━━≼🔸≽━━━━━━
۱- رضوی، شهر، سیاست و اقتصاد در عهد ایلخانان، صص ۱۰۹-۱۰۸.
۲- کمالالدین عبدالرزاق سمرقندی، مطلع سعدین و مجمع بحرین، به اهتمام عبدالحسین نوایی، تهران، انتشارات کتابخانه طهوری، ۱۳۵۳، ص ۴۷.
۳- رضوی، همان، ص ۱۱۳.
۴- مستوفی، حمدالله، نزهة القلوب، ص ۱۳۹.
🔹 مکران از خوارزمشاهیان تا ایلخانان
━━━━━━≼🔸≽━━━━━━
🔹 برپایی حکومت ایلخانان
📃 صفحه ۶
💠 منابع تاریخی آن دوره از علل تهاجم مغولها به ایران اطلاعات دقیقی به دست نمیدهند. رشیدالدین فضلالله اختلافات ارضی و به تبع آن سیاسی - اقتصادی را مهم میشمارد[۱] و سایر مورخان واقعه اترار را مهم شمردهاند.
💠 سرانجام قتلعام فرستادگان چنگیزخان توسط غایرخان، حاکم شهر اترار، بهانه لازم برای تعجیل در هجوم آنان به سوی غرب و ایران فراهم آورد. میتوان گفت تهاجم مغول به ایران با هیچیک از حملاتی که تا این زمان به ایران شده بود قابل قیاس نبود. چنانکه جوینی مورخ معاصر تهاجم مغولان در این باره مینویسد: «آمدند و کندند و سوختند و کشتند و بردند و رفتند[۲]». در واقع مغولها تحت تأثیر ماهیت نظامیگونه قدرت چنگیزی و ملاحظاتی که در امور سیاسی و معیشتی داشتند بنا را بر شدت عمل گذاشتند و با قتل و کشتار وحشتناک هول و هراس فراوانی ایجاد میکردند[۳].
💠 پس از فوت چنگیز، فرزندان وی به کشورگشاییها ادامه دادند. منگو، خان جدید، هلاکو را مأمور تکمیل فتح ایران و سرزمینهای تحت فرمان خلافت عباسی کرد. رشیدالدین فضلالله به هنگام توضیح تصمیم قاآن مبنی بر اعزام هلاکو به ایران چنین بیان میکند: «...و هنوز خلیفه بغداد که اصل پادشاهان بود و سلاطین روم که مشهور بودند و اتابکان شیراز و ملوک شام و مصر و ملاحده یاغی بودهاند و ولایتی نیز که گرفته شده، متزلزل احوال و درصدد آنکه به اندک آواز از دست برود...[۴]».
💠 هلاکو برای رسیدن به این مهم با مشکل چندانی روبرو نشد و با تصرف سرزمینهای مزبور، حکومت ایلخانان[۵] را تأسیس نمود. هلاکو با فتح قلاع اسماعیلیه و بغداد متوجه آذربایجان شد. انتخاب آذربایجان بعنوان مقر ایلخانان از چند جهت دارای اهمیت بود. نخست، موقعیت جغرافیایی و اقلیمی آن با روحیهٖ مغولها سازگاری بیشتری داشت. دوم، عبور راههای تجاری از آنجا و اهمیت اقتصادی منطقه و سومین دلیل انتخاب آذربایجان به عنوان پایتخت ایلخانان، نزدیکی به اولوس جوچی با در نظر داشتن ادعایی که این خاندان حداقل بر این قسمت از ایران داشتند[۶]. عملکرد مغولها در این مرحله تخریب و غارت کمتری در خود داشت و عملکردهای نظامی آنها با شیوههای اداری - اجرایی مشخصتری همراه بود. حکومت تازه تأسیس ایلخانان همواره در تلاش بود تا مصر و قپچاق را ضمیمه خاک خود کند اما به این امر موفق نشد و تا زمان سقوط، با این دو منطقه در جنگ و جدال بود.
━━━━━━≼🔸≽━━━━━━
۱- رشیدالدین فضلالله همدانی، جامع التواریخ، به کوشش بهمن کریمی، ج ۲، تهران انتشارات اقبال، ۱۳۶۲، صص ۳۴۷ - ۳۴۶.
۲- علاءالدین عطاملک جوینی، تاریخ جهانگشا، به اهتمام سید شاهرخ موسویان، ج ۱، تهران، انتشارات دستان، ۱۳۸۵، ص ۱۹۱.
۳- رضوی، شهر، سیاست و اقتصاد در عهد ایلخانان، صص ۷۳ - ۷۲.
۴- رشیدالدین فضلالله، جامع التواریخ، ص ۴۱۵.
۵- قلمرو ایلخانان از رود جیحون در مشرق تا دریای مدیترانه در مغرب و از قفقاز در شمال تا اقیانوس هند و خلیج فارس در جنوب گسترش یافت.
۶- رضوی، شهر، سیاست و اقتصاد در عهد ایلخانان، ص ۱۰۷.