-
⏩METAPHYSICS FACT Channel⏪ گروه @metaphysics_fact_group پیج اینستا https://instagram.com/haghighat_metafizic?igshid=t5fkpojlklu3 نظرات @Leader_m_p_f_Channel_and_group تبادل ، تبلیغات @Tab_m_p_f لینک کانال https://t.me/joinchat/AAAAAEhmGMH9eki_uxU2SA
انگیزشی:👇🏻
《مولانا،چقدرقشنگگفت: اگههمهجاتاریکبود، دوبارهبنگر،شایدنورخودتباشی🤍️ 》
🦋🌱با چنلای این فولدر ارتعاش و فرکانس زندگیت رو تغییر بده و به اطلاعاتت بیافزا🌱🦋
⭒𝝑𝝔⭒‿︵︵‿⭒𝝑𝝔⭒‿︵︵‿⭒𝝑𝝔⭒
👇🏽عضو شو تا لیست پاک نشده👇🏽
درود ..
دوستان این پروفسور جراح قلب میگه روح وجود ندارد!!!
نظرتون چیه در مورد صحبت های ایشون؟❤️🙏
⚜ " کانال حقیقت متافیزیک "
╭─═ঊঈ👁ঊঈ═─╮
@metaphysics_fact
╰─═ঊঈ🦋ঊঈ═─╯
اگر شما دارای الگوی رفتـاری غیرارادی و ناگهانی مثل سیگارکشیدن، پرخوری، مشروبخواری، تماشای تلویزیون، اعتیاد به اینترنت یا هر چیز مشابه دیگر هستید، این کاریست که میتوانید انجام دهید:
هنگامی که شـما متوجه شدید آن نیاز غیرارادی و ناگهانی در وجود شما بیدار میشود، توقفی کنید و ۳ نَـفَـس خودآگاه بکشید.
این آگاهی تولیــد میکند.
سپس برای چند دقیقـه از آن میـل ناگهانی به صورت یک میـدان انرژی درونتان آگاه شوید.
آگاهانه آن نیـاز جســمی یا ذهنـی یا میل به انجام نوعی رفتار غیر ارادی و ناگهانی را حس کنید.
سپس چند نَـفَـس خودآگاه بیشـتر بکشید.
پس از آن ممکن است دریابید که آن میل ناپدید شده است.
دست کم برای مدتی. یا ممکن است متوجه شوید که هنـوز آن میل بر شـما غلبه دارد و چارهای ندارید جز آنکـه دوباره تسلیم آن شوید و انجامش دهید.
• آن را به یک مشـکل بدل نکنید.
• اعتیاد را به بخـشی از تمرین آگاهی خود به شیـوهای که در بالا ذکر شد تبـدیل کنید.
به محض آنکه آگاهی رشـد میکند، الگوهای اعتیاد ضعیف خواهد شـد و سرانجام از بین خواهد رفت.
به هر حال به خاطر داشـته باشید افـکاری را که دربارهٔ الگوی اعتیاد به ذهنتان خطـور کرده و آن را توجیه میکنند به دام انداخته و بعضی وقتها مشـاجرات زیرکانهای با خود انجام دهید.
از خود بپرســید:
« چهکسی اینجا صحبت میکند؟»
و شما متوجه خواهید شد که اعتیــاد صحبت میکند.
تا زمانی که شما این را میدانید، تا زمانی که به عنوان مشاهدهکننده حضور دارید، کمتر احتمال میرود اعتیاد شما را با حیله به انجام کاری که میخواهد وادار سازد.
اکهارت_تله
⚜ " کانال حقیقت متافیزیک "
╭─═ঊঈ👁ঊঈ═─╮
@metaphysics_fact
╰─═ঊঈ🦋ঊঈ═─╯
خود را از مدرسه مشکلات و دشواریها برهانید
انتظار تکامل و شادمانی باقی را از اینجا نداشته باشید؛ آن را نخواهید یافت. این دنیا همیشه پر از دشواری خواهد بود. چرا به این مدرسه انضباطی علاقه داشته باشیم؟ درسهای خود را برای همیشه بیاموزید، تا دیگر هیچگاه برخلاف اراده خود مجبور به بازگشت نشوید. خود را از این مدرسه برهانید. بر همه چیز چیره گردید. برای خداوند زندگی کنید، برای او کار کنید، برای او بیندیشید و اراده کنید. جسم، ذهن، روح، اراده، حواس - همه چیز باید با هشیاری الهی همراه باشد، تا رها گردید و آماده بازگشت به خانه اصلیتان شوید. و دیگر اجباری نخواهید داشت که به دشواریها و مصیبتها و جنگهای این دنیا بازگردید.
وقتی مدرسه شما پایان گرفت، و به انتهای راه رسیدید، و بازماندگانتان در سوگ شما گریه و شیون کنند، شما در سرور بوده، خواهید گفت، "عزیزان من، فرشته مرگ دروازه رهایی را بر من گشوده است. به اندازه کافی در این مدرسه بودهام. باشد که ستونی در محراب تو باشم و دیگر هرگز از آنجا خارج نشوم، مگر آنکه اراده تو به جز این باشد. اگر تو بخواهی، برای یاری و رهایی دیگران باز هم خواهم آمد."
تناسخ من داوطلبانه بوده است. من دوره آموزش خود را تمام کردهام، اما تا زمانی که دیگران رها نشدهاند نمیخواهم به خداوند بازگردم. تا زمانی که همنوعی نالان و گریان به کناری افتاده باشد، باز خواهم گشت تا اشکهایش را پاک کنم و او را با خود به نزد خداوند آورم.
بسیاری با گمراهی و امیال خطا موجب آزار و سرنگونی خود میشوند. من آمدهام که به آنها کمک کنم، هدایتشان کنم و آنها را با خود به ساحل نامتناهی ببرم که بازگشت اجباری ندارد. فراگیری تمامی درسهای زندگی و سپس کمک به دیگران، تا آنها نیز درسهای خود را تمام کنند امر فوقالعادهای است. و بدین سان با فرارسیدن روز نهایی، جایی برای افسوس و ترس نمیماند. همانطور که جوانی پاک در حال مرگ میگفت، "شما که در این ساحل فلاکتبار ماندهاید، برای من اشک نریزید؛ این من هستم که دلم برای شما میسوزد. معشوق من در کالسکه پرزرق و برق مرگ خواهد آمد و مرا به ملکوت نامیرایی خواهد برد، به کاخ رؤیایی وجد و شعف. آه، ای عزیزان، از شادمانی من شاد گردید!"
پاراماهانسا یوگاناندا
«سفر به تحقق خویشتن»
⚜ " کانال حقیقت متافیزیک "
╭─═ঊঈ👁ঊঈ═─╮
@metaphysics_fact
╰─═ঊঈ🦋ঊঈ═─╯
«زندگی و مرگ فقط یک خواب هستند...نه جسمی وجود دارد و نه ذهنی...هیچ چیزی وجود ندارد، مگر خداوند...هر آنچه که ما تجربه میکنیم فقط خواب و رویایی بیش نیست. تنها خداوند است که واقعیت دارد.»
شری دایاماتاجی
این مکان مانند یک رویا است. تنها به خواب رفتگان آن را حقیقی میپندارند. مرگ مانند یک سپیده دم فرا میرسد و شما با خنده از آنچه فکر میکردید غم و اندوه شماست بیدار میشوید...
مولانا
⚜ " کانال حقیقت متافیزیک "
╭─═ঊঈ👁ঊঈ═─╮
@metaphysics_fact
╰─═ঊঈ🦋ঊঈ═─╯
عشق چون رودخانهای پیوسته به دل روحهای فروتن و صادق جاریست، ولی از سنگلاخهای مغرور، خودپسند و هوسران بی تفاوت میگذرد، چرا که نمیتواند به قلب آنها نفوذ کند.
پاراماهانسا یوگاناندا
⚜ " کانال حقیقت متافیزیک "
╭─═ঊঈ👁ঊঈ═─╮
@metaphysics_fact
╰─═ঊঈ🦋ঊঈ═─╯
خودآگاهی چیست؟
خودآگاهی همان چيزی است كه كيمياگران از ديرباز در جستجوی آن بوده اند، همان اكسير، همان جوهر و همان فرمول سحرآميزی است كه میتواند به تو كمک كند که جاودان شوی.
در حقيقت، همه ما جاودان هستيم اما در بدنی فناپذير زندگی میكنيم و چنان به بدن نزديكيم كه از آن هويت میگيريم
هيچ فاصله ای بين ما و بدن نيست تا آن را چيزی جدا از خود ببينيم.
چنان در بدن جای گرفته و ريشه دوانده ايم كه احساس میكنيم خود بدن هستيم
و بدينگونه مشكلات سربرآورده اند:
شروع به ترس از مرگ كرده ايم.
سپس بدنبال اين ترس، ترسهايی ديگر، كابوسهايی ديگر به پا خاسته اند.
خودآگاهی، ميان تو و بدنت فاصله ايجاد میكند.
تو را هم تماشاگر بدن و هم تماشاگر ذهن میسازد،
زيرا بدن و ذهن از هم جدا نيستند.
بدن و ذهن يک هويت واحد است.
ذهن در درون بدن است.
آنگاه كه تو از بدن و ذهن خودآگاه شوی، بیدرنگ در میيابی كه از هر دوی آنها جدا هستی.
وقتی بين تو و آنها فاصله ايجاد میشود. آنگاه در میيابی جاودان هستی.
بخشی از زمان نيستی،
بلكه بخشی از ابديت هستی.
در میيابی كه هيچ تولد و مرگی برای تو وجود ندارد.
هميشه اينجا بوده ای و خواهی بود.
تو به دليل آرزوهای بسيار زيادت در بدنهای بسياری به سر برده ای.
اشو
⚜ " کانال حقیقت متافیزیک "
╭─═ঊঈ👁ঊঈ═─╮
@metaphysics_fact
╰─═ঊঈ🦋ঊঈ═─╯
رامانا ماهارشی برکه ای عظیم و ساکت از انرژی بود. او هر روز صبح در نشستی با اطرافیانش در سکوت مینشست. او هرگز زیاد حرف نمیزد، مگر اینکه از او سوالی میشد. آنوقت نیز پاسخ او بسیار کوتاه بود، پاسخی بسیار عمیق که باید در آن کاوش میکردی. هیچ توضیحی نمیداد. تمام ادبیات او در دو یا سه کتاب کوچک جمع آوری شده است.
بیشتر آموزه های او نشستن در سکوت با مریدان بود. طبیعی است که مردمان بسیار اندکی از او فیض برده اند. ولی او هر روز صبح مینشست و مریدانش در کنارش مینشستند و یک گاو هم می آمد و در بیرون می ایستاد و گردنش را از پنجره به داخل میبرد و در تمام مدت آن نشست در همانجا باقی میماند.
این وضع سالها ادامه داشت. مردم می آمدند و میرفتند و مردمان جدیدی می آمدند ولی آن گاو ثابت بود و همیشه سر وقت می آمد، هرگز تاخیر نداشت! و وقتی که آن نشست تمام میشد، او نیز میرفت.
یک روز آن گاو پیدایش نشد و شری رامانا گفت، "امروز این نشست نمیتواند برگزار شود زیرا مخاطب واقعی من غایب است. میترسم یا سخت مریض باشد و یا مرده باشد و من باید بروم و دنبالش بگردم."
آن گاو متعلق به یک هیزم شکن فقیر بود که در نزدیکی آن آشرام زندگی میکرد. رامانا معبد را ترک کرد و نزد هیزم شکن رفت و گفت، "چه شده؟ آن گاو برای نشست نیکان satsang امروز نیامده است."
هیزم شکن گفت، "خیلی مریض است و میترسم که درحال مرگ باشد، ولی مرتب به در نگاه میکند، گویی که منتظر کسی است. شاید منتظر تو باشد تا برای آخرین بار تو را ببیند. شاید برای همین است که او قدری بیشتر معطل شده."
رامانا به داخل رفت و دید که آن گاو اشک در چشمانش حلقه زده. آن گاو سرش را روی زانوهای رامانا گذاشت و با شادمانی از دنیا رفت.
این ماجرا در همین قرن بیستم رخ داده و رامانا آن گاو را روشن ضمیر اعلام کرد و به مردم گفت که باید برای آن گاو یک بنای یاد بود زیبا ساخته شود.
روشن ضمیر شدن برای انسانها بسیار به ندرت رخ میدهد، و برای حیوانات تقریبا نا ممکن است، ولی آن گاو به بالاترین سطح رسید. او دوباره زاده نخواهد شد. از بدن یک گاو تمام دنیای بشریت را دور زد و جهشی کرده و به بوداها متصل شد.
اوشو
⚜ " کانال حقیقت متافیزیک "
╭─═ঊঈ👁ঊঈ═─╮
@metaphysics_fact
╰─═ঊঈ🦋ঊঈ═─╯
🔵 فاحشههای واقعی
یکی از ماندگارترین و تکاندهندهترین داستانهای کوتاه ادبیات جهان، «تُپُلی» (Boule de suif) اثر گی دو موپاسان، نویسنده نامدار فرانسوی است؛ داستانی که نخستینبار در سال ۱۸۸۰ منتشر شد و از مشهورترین آثار او به شمار میرود.
داستان در جریان جنگ فرانسه و پروس در سال ۱۸۷۰ اتفاق میافتد. گروهی از مردم، برای فرار از نیروهای پروسی، سوار یک کالسکه میشوند: اشراف، بازرگانان، یک کارخانهدار، یک جمهوریخواه و دو راهبه؛ و در کنار همه آنها زنی به نام الیزابت روسه که به دلیل شغلش لقب «تُپُلی» گرفته است.
در آغاز، بسیاری از مسافران با تحقیر و انزجار به او نگاه میکنند؛ گویی حضور او لکهای بر «آبرو» و «شرافت» آنان است.
اما چند ساعت بعد، وقتی گرسنگی بر آنها غلبه میکند، معلوم میشود تنها کسی که برای سفر غذا همراه آورده، همین زن مطرود است. او بدون حسابگری، غذایش را با دیگران تقسیم میکند؛ همان کسانی که تا چند لحظه پیش حاضر نبودند او را همسطح خود بدانند.
ماجرا زمانی تلختر میشود که افسر پروسی اعلام میکند کالسکه اجازه حرکت ندارد، مگر آنکه تُپُلی خواسته او را بپذیرد.
او ابتدا مقاومت میکند؛ نه از سر خودخواهی، بلکه بهدلیل غرور، باورهای شخصی و مخالفتش با تسلیم شدن در برابر اشغالگر.
اما اتفاق عجیب اینجاست:
همان آدمهایی که ابتدا از شنیدن درخواست افسر خشمگین شده بودند، بهتدریج شروع به فشار آوردن بر تُپُلی میکنند.
اشراف، بازرگانان، ثروتمندان و حتی کسانی که خود را مذهبی و اخلاقمدار میدانند، هرکدام به شیوهای تلاش میکنند او را قانع کنند که «برای مصلحت جمع» کوتاه بیاید.
مذهب، میهنپرستی، منطق، مصلحت و حتی استدلالهای اخلاقی، همه به ابزارهایی برای متقاعد کردن یک زن تبدیل میشوند تا کاری را انجام دهد که خودِ همان افراد تا چند ساعت پیش آن را ننگ و بیاخلاقی میدانستند.
و اینجاست که نبوغ موپاسان آشکار میشود:
او نشان میدهد اخلاق، وقتی پای منفعت شخصی در میان باشد، چگونه میتواند برای توجیه هر کاری تغییر شکل دهد.
تُپُلی سرانجام برای نجات همه مسافران تسلیم میشود.
کالسکه دوباره به راه میافتد.
اما حالا همان جماعتی که برای آزادی خود به او نیاز داشتند، دوباره از او فاصله میگیرند؛ غذاهایشان را بیرون میآورند و میخورند، در حالی که تُپُلی تنها، گرسنه و تحقیرشده، در گوشه کالسکه نشسته است.
آنان دوباره از میهن، شرافت، اخلاق، مذهب و پاکدامنی سخن میگویند؛ اما کسی حاضر نیست به زنی نگاه کند که بهای آزادی همه آنان را پرداخته است.
موپاسان در این داستان، بیش از آنکه درباره «فاحشگی» سخن بگوید، درباره ریاکاری اجتماعی حرف میزند.
شاید پرسش واقعی داستان این نباشد که «فاحشه کیست؟»
بلکه این باشد:
چه کسی واقعاً شرافت خود را فروخت؟
زنی که برای نجات دیگران قربانی شد؟
یا کسانی که اخلاق و ارزشهایشان را تا زمانی دوست داشتند که هزینهای برایشان نداشت؟
و شاید به همین دلیل است که بیش از یک قرن پس از انتشار داستان، «تُپُلی» هنوز خواندنی است؛ چون شخصیتهای آن فقط متعلق به فرانسه قرن نوزدهم نیستند. آنها میتوانند در هر جامعهای، در هر زمان و در میان هر طبقهای دوباره ظاهر شوند.
گاهی «فاحشههای واقعی» کسانی نیستند که جامعه با این عنوان تحقیرشان میکند؛
بلکه کسانیاند که شرافت، اخلاق و باورهایشان را در نخستین معامله با منفعت شخصی میفروشند.
⚜ " کانال حقیقت متافیزیک "
╭─═ঊঈ👁ঊঈ═─╮
@metaphysics_fact
╰─═ঊঈ🦋ঊঈ═─╯
به بدن متکی، وابسته و محصور نباش...
از آن استفاده کن
به آن احترام بگذار
آن را دوست بدار
و از آن مراقبت کن
ولی به یاد داشته باش...
باید روزی آن را ترک کنی
بدن فقط یک قفس است
پشت سر نهاده خواهد شد
و پرنده خواهد رفت
قبل از اینکه چنین شود
از پرنده مراقبت کن
آن پرنده آگاهی توست...
وجود حقیقی توست
آگاهیت را پاکسازی کن
زیرا این آگاهی است که همراه تو خواهد بود. ادراک تو با تو خواهد رفت، نه بدنت
پس خیلی وقتت را برای آراستن بدن با لوازم آرایش و پوشاک و تزئینات هدر نده
زیاد وقت صرف بدنت نکن
زیرا بدن به خاک تعلق دارد و زمین آن را مطالبه خواهد کرد. خاک به خاک باز میگردد
تو به زمین تعلق نداری
تو به ماورا تعلق داری
به ناشناخته ها....
وطن تو در ناشناخته است
تو در اینجا فقط یک بازدید کننده هستی
از بازدید خودت لذت ببر
و تا حد امکان از آن برای رشد ادراک و بلوغ خود استفاده کن، تا بتوانی بلوغ، ادراک و خرد خودت را به وطن ببری
اوشو
⚜ " کانال حقیقت متافیزیک "
╭─═ঊঈ👁ঊঈ═─╮
@metaphysics_fact
╰─═ঊঈ🦋ঊঈ═─╯
شخصی از ادموند هیلاری اولین فاتح اورست پرسید چرا...؟ چرا اینقدر تلاش؟ چرا این تمایل برای صعود به اورست وجود دارد؟ چه چیزی در آنجا وجود دارد؟
هیلاری گفت: چیزی در آنجا نیست، فقط چون اورست آنجا بود و تا فتح نمیشد نمی توانستم راحت باشم فتحش کردم.
اورست آنجا بود...تسخیر نشده....
فقط چون آنجا بود باید فتح میشد.
این چیزی است که برای انسان رخ داده است. همواره سختی ها را جذب می کند. هر چیزی هر چه سخت تر باشد بیشتر شما را جذب می کند. ارزشمندتر می شود، زیرا از طریق آن، اگر پیروز شوید، به منیت بزرگتری دست خواهید یافت. حتی اگر شکست بخورید، به منیت بزرگتری دست خواهید یافت، زیرا شما حداقل تلاش کرده اید، در حالی که دیگران اصلا تلاش نکرده اند.
نَفس انسان همیشه به صورت مغناطیسی به سختی ها جذب می شود. آدم جنایتکار می شود، چون جرم و جنایت سخت است، آدم سیاستمدار می شود، چون سیاست سخت است، آدم دیوانه پول می شود، چون پول درآوردن سخت است. برای هر چیزی که سخت باشد، مردم دیوانه خواهند شد و زندگی شان را در آن تباه میکنند. نه اینکه چیزی به دست بیاید، بلکه فقط به این دلیل که اورست آنجاست، یک چالش که باید فتح شود. اینگونه تاریخ ساز میشوید و تاریخ شما را به یاد خواهد آورد. و بدانید که تاریخ همیشه آدم های احمق را به یاد می آورد، زیرا احمق ها تاریخ را می سازند و احمق ها آن را می نویسند.
اما اگر ساده و راحت زندگی کنید و به دنبال فتح قله های اورست نباشید چگونه می توانید تاریخ ساز شوید؟ این برای نفس انسان جذابیتی ندارد.اما اگر در جنگ پیروز شوید و میلیون ها نفر را بکشید، تاریخ می سازید. دیده میشوید، معروف میشوید. ولی اگر صبح ها فقط دندان های خود را مسواک بزنید چگونه می توانید تاریخ سازی کنید؟ شما حمام می کنید و یک آهنگ کوچک می خوانید، چگونه می توانید تاریخ بسازید؟ غذای خود را می خوری و بی هیچ رویایی بی صدا به خواب می روی، چگونه می توانید در تاریخ ثبت شوید؟ نه...تاریخ هیچ توجهی به افراد ساده و طبیعی ندارد. تاریخ متوجه افرادی میشود که دیوانهاند، وسواس زیادی نسبت به چیزی دارند، و به هر طریقی مشکل ایجاد میکنند.
پس، آسوده باشید و سعی نکنید در تاریخ باشید. آن را برای احمق ها و دیوانه ها بگذارید، فقط از این دیوانگی دوری کنید. زیرا نمی توانید هر دو را داشته باشید. یا می توانی زندگی داشته باشی، یا می توانی در تاریخ به یاد آورده شوی، اگر زندگی را داشته باشی، فقط یک انسان آسوده و ساده خواهی بود که کارهای ساده و کوچک انجام می دهد و از آنها لذت می برد. اینگونه شما هیچ مشکلی برای کسی ایجاد نمی کنید و هیچ کس هیچ توجهی به شما نخواهد کرد. تو چنان وجود خواهی داشت که انگار هرگز نبوده ای، گویی، هستی، اما انگار که نیستی، نه در راه کسی، هیچ کس در مورد شما هیچ چیز نمی داند، و در خود نیازی هم به دیده شدن نمی بینید، و از این گمنامی لذت خواهید برد و به بالاترین قله آرامش و سرور خواهید رسید.
اوشو
⚜ " کانال حقیقت متافیزیک "
╭─═ঊঈ👁ঊঈ═─╮
@metaphysics_fact
╰─═ঊঈ🦋ঊঈ═─╯
🔸 اگر بدانيد كه مردم به یک سر درد معمولى خود هزاران بار بيشتر اهميت ميدهند تا خبر مرگ من و شما، ديگر نگران نخواهيد شد كه درباره شما چه فكرى مى كنند.
دِيل كارنگى
⚜ " کانال حقیقت متافیزیک "
╭─═ঊঈ👁ঊঈ═─╮
@metaphysics_fact
╰─═ঊঈ🦋ঊঈ═─╯
یک موسیقی آرامبخش برای رسیدن به سطح آلفا.........
⚜ " کانال حقیقت متافیزیک "
╭─═ঊঈ👁ঊঈ═─╮
@metaphysics_fact
╰─═ঊঈ🦋ঊঈ═─╯
فيلم كلبه
- دوبله فارسی
- یک فيلم معنوى كه با ديدن آن به مفاهيم و معانى جديدى از زندگى دست خواهيد يافت، اين فيلم رواندرمانى رويكرد هيجان مدار به روايت تصوير است، مطمئن باشيد براى شما هم جنبه درمانى خواهد داشت.
👌"پیشنهاد میکنم حتما این فیلم را تماشا کنید
⚜ " کانال حقیقت متافیزیک "
╭─═ঊঈ👁ঊঈ═─╮
@metaphysics_fact
╰─═ঊঈ🦋ঊঈ═─╯
چطور ذهنمان را خاموش کنیم - فن صحیح مراقبه از زبان یک راهب تبتی
⚜ " کانال حقیقت متافیزیک "
╭─═ঊঈ👁ঊঈ═─╮
@metaphysics_fact
╰─═ঊঈ🦋ঊঈ═─╯
آهیمسا: عدم آزار رساندن؛ عدم خشونت در یوگا سوتراها (۱۱:۳۵)، حکیم بزرگ پتانجلی نوشته است: «در حضور مردی که در اَهیمسا (عدم خشونت) کامل شده باشد، دشمنی (با هیچ موجودی) پدید نمیآید.»
سوامی شری یوکتشوار در زندگینامهی یک یوگی توضیح میدهد: «اَهیمسا در منظور پتانجلی به معنای از بین بردن میل به کشتن است. این دنیا به طرز ناخوشایندی محیطی است برای تمرین واقعی اَهیمسا. انسان ممکن است مجبور شود موجودات خطرناک را از بین ببرد. انسان هیچ اجباری برای احساس خشم یا دشمنی ندارد. همهی اشکال زندگی، حق برابری نسبت به زندگی در مایا دارند. قدیسی که به اسرار آفرینش پی میبرد با تجلیهای بیشمار و حیرتانگیز طبیعت هماهنگ است. همهی انسانها ممکن است این حقیقت را با غلبه بر اشتیاق برای نابودی درک کنند.»
- زندگینامهی یک یوگی،
«سالهایی که در دِیر استادم گذشت» نوشتهی پاراماهانسا یوگاناندا
⚜ " کانال حقیقت متافیزیک "
╭─═ঊঈ👁ঊঈ═─╮
@metaphysics_fact
╰─═ঊঈ🦋ঊঈ═─╯
راز مراقبه این است
بنشینی
خیلی ساده
بدون هدف
بدون میل به چیزی شدن
بدون میل به دست آوردن چیزی
بدون هیچ عقیده خاصی
بدون دلواپسی برای گذشته یا آینده
بدون تمرکز بر هیچ چیزی
فقط بنشینی و بنشینی و بنشینی....
آنگاه ...
همه چیز را دریافت خواهی کرد
اگر مطلقاً خالی باشی، میتوانی همه هستی را در خود جای دهی
خالی، موقعیت ذهنی است که به هیچ چیز وابسته نیست.
تایزن دشی مارو
⚜ " کانال حقیقت متافیزیک "
╭─═ঊঈ👁ঊঈ═─╮
@metaphysics_fact
╰─═ঊঈ🦋ঊঈ═─╯
هر قدر فقر درونی شدیدتر باشد، نمایشات برونی هم بیشتر است.
کریشنامورتی
⚜ " کانال حقیقت متافیزیک "
╭─═ঊঈ👁ঊঈ═─╮
@metaphysics_fact
╰─═ঊঈ🦋ঊঈ═─╯
هشیار باش که ذهن تو یک جعبه ی جادویی است. ذهن همواره به خلق سرابها و تخيلاتی که هیچ واقعیت و جوهری در آنها وجود ندارد ادامه میدهد. ولی اگر بخواهی آنها را باور کنی، واقعی میشوند.
ذهن تو یک نمایش ساختگی عظیم است. درواقع واژه ی انگلیسی جادو Magic از واژه ی هندی مایا Maya میآید. مايا يعني توهم. توهمات میتوانند خلق شوند، و همگی شما توهمات خلق میکنید.
مثال: تو یک زن را میبینی، ولی هرگز او را آنگونه که هست نمیبینی، برای همین است که پس از ارتباط با او اینهمه ناکامی وجود دارد. زیرا تو شروع میکنی به دیدن چیزهایی در آن زن که اصلا وجود ندارند، چیزهایی که فقط و فقط فرافکنی ها و خواسته های ذهن خودت هستند.
تو زیبایی را فرافکن میکنی و هزار و یک چیز را روی آن زن بیچاره فرافکن میکنی، و هنگامی که نزدیک میشوی، وقتی قادر میشوی با آن زن زندگی کنی و رابطه برقرار کنی، آن سرابها و فرافکن های ذهنی ات شروع میکنند به رنگ باختن.
آن تخیلات نمیتوانند برای مدتهای زیاد در برابر واقعیت پافشاری کنند، واقعیتِ آن زن خودش را نشان خواهد داد. آنوقت احساس میکنی که فریب خورده ای و میپنداری که آن زن تو را فریب داده...
آن زن نیز احساس میکند که فریب تو را خورده است، زیرا او نیز چیزهایی را روی تو فرافکن کرده بود، فکر میکرد که تو یک قهرمان هستی، یک اسکندر یا چیزی... یک مرد بزرگ.... و اینک تو یک موش هستی و نه هیچ چیز دیگر....
و او فکر میکرد که تو یک کوهستان رفیع هستی و حالا میبیند که تو حتی یک تپه مورچگان هم نیستی. احساس فریب خوردن میکند، هر دو احساس میکنید فریب خورده اید، هر دو احساس ناکامی میکنید.
شنیده ام زنی وارد بخش اشخاص گمشده در پاسگاه پلیس شد و گزارش داد شوهرم از دیشب گم شده است. افسر پلیس گفت؛ سعی میکنیم او را پیدا کنیم، لطفاً مشخصات او را بگویید.
زن قدری فکر کرد و گفت: خوب؛ قدش یک متر و سی سانت است، عینک ته استکانی میزند، سرش طاس است، دائم الخمر است، دماغ سرخی دارد و صدایش زوزه مانند است.... سپس قدری مکث کرد و ناگهان گفت “اوه تمامش را فراموش کنید...!"
آری.... اگر واقعیت را ببینی همین است، خواهی گفت " تمامش را فراموش کن... " ولی تو نمیبینی و به فرافکنی ادامه میدهی و رنج میبری....
به این آگاه باش....
اوشو
⚜ " کانال حقیقت متافیزیک "
╭─═ঊঈ👁ঊঈ═─╮
@metaphysics_fact
╰─═ঊঈ🦋ঊঈ═─╯
عشق، یگانهحقیقت است؛ هیچ چیز دیگری در زندگی کششی مانا یا سودی پایا برای روح ندارد.
سالها پیش به استادم، یوگانانداجی گفتم:
«عشق تنها چیزی است که من در زندگی آرزویش را دارم؛ اما میخواهم از خداوند دریافتش کنم»
پاسخ او مرا از بیخوبن لرزانید:
«پس به تو میگویم اشتیاق خود را به دروننگری ژرف معطوف کن؛ آنقدر ژرف که ذهن تو جز آرزو برای عشق الهی و خداوند از هیچچیز انباشته نباشد، و تو «او» را که خودِ عشق است، خواهی شناخت.»
شری دایاماتاجی ❤️
نه که هر چه در جهان است
نه که عشق جانِ آن است
جز عشق هر چه بینی
همه جاودان نماند
مولانا
⚜ " کانال حقیقت متافیزیک "
╭─═ঊঈ👁ঊঈ═─╮
@metaphysics_fact
╰─═ঊঈ🦋ঊঈ═─╯
"سعی کن درک کنی که تو یک مسافر الهی هستی و برای مدت کوتاهی به اینجا آمدهای و سپس به دنیایِ ناآشنا و شگفتانگیزی میروی.
افکار خود را محدود به یک زندگی کوتاه و یک کره کوچک نکن. وسعت خداوند را که در درونت نهفته است به خاطر بسپار.
پارماهانسا یوگاناندا
⚜ " کانال حقیقت متافیزیک "
╭─═ঊঈ👁ঊঈ═─╮
@metaphysics_fact
╰─═ঊঈ🦋ঊঈ═─╯
تمام دعاهای شما چیزی نیست جز اینکه به خدا بگویید چکار بکند و چکار نکند. فکر میکنید مشاور خدا هستید.
اما مراقبه یعنی اینکه شما محدودیت های خودتان را درک میکنید و حالا فقط ساکت میشوید. بدون هیچ توصیه و سفارشی به خدا....
اگر بتوانید فقط ساکت باشید، هم در بیرون و هم در درونتان، هر آن چیزی که واقعا نیازتان باشد برایتان رخ خواهد داد.
تمام تعالیم برای آن است که ساکت شوید و ایده های احمقانه تان را به خدا حواله ندهید. بلکه فقط ساکت شوید.
ساد گورو
⚜ " کانال حقیقت متافیزیک "
╭─═ঊঈ👁ঊঈ═─╮
@metaphysics_fact
╰─═ঊঈ🦋ঊঈ═─╯
مسیح به نظر شما یك جانی میرسید.
او را با دو جانی دیگر به صلیب كشیدند؛ در هر طرفش یك دزد مصلوب شده بود. ً در آن روز جمعا سه نفر مصلوب شدند و مسیح نفر وسط بود، بین دو دزد. چرا؟ او به نوعی یك جانی و خاطی محسوب میشد و شما آنجا به داوری نشسته بودید.
ّحتی اگر مسیح هم اینك بیاید، شما بازهم همانطور او را قضاوت خواهید كرد، زیرا داوری های شما، معیارهای شما تغییر نكرده است.
مسیح زندگی میكرد و با همه نوع مردم محشور بود. او شبی درخانه ی زنی روسپی به سر برد و تمامی دهكده مخالفش شدند.
ولی ارزشهای او متفاوت بود. زن فاحشه با اشك چشمهایش پای مسیح را شست و گفت، "من گناهكارم و تو تنها امید من هستی.
اگر به خانه ی من بیایی،از بار گناه آزاد میشوم. باردیگر زنده خواهم شد.
اگر مسیح به خانه ام بیاید یعنی كه من آمرزیده شده ام." پس مسیح رفت.
در آنجا ماند، ولی تمام شهر با او به مخالفت برخاست.
این چگونه مردی است كه شب در
خانه ی یك روسپی میماند؟
ولی برای مسیح، ارزش در عشق است
و هیچكس تاكنون چنین دعوت
عاشقانه ای نكرده بود.
او میتوانست بگوید نه.
و اگر مسیح میگفت نه، نمیتوانست انسانی روشن ضمیر باشد.
آنوقت او فقط در پی كسب اعتبار و احترام اجتماعی میبود.
ولی مسیح اینگونه نبود.
در روستایی دیگر، روزی تمام اهالی همراه با زنی كه گناه كرده بود نزد مسیح وارد شدند. در تورات قدیم نوشته شده كه اگر زنی زنا كند باید سنگسار شود. مرد نباید سنگسار شود، بلكه زن
باید سنگسار شود، زیرا فقط زنان گناه میكنند،هیچ مردی هرگز گناه نمیكند،زیرا تمام اینها را مردان
نوشته اند! و اهالی آن روستا با استفاده از این موقعیت می ّ خواستند حقه ای بزنند زیرا اگر مسیح میگفت،" نه، این زن را نكشید، داوری نكنید." آنوقت آنان میتوانستند بگویند، "تو با كتاب مقدس مخالف هستی." و اگر مسیح میگفت، "آری ، زن را سنگسار كنید،" آنوقت آنان
میگفتند، "پس پیامت كجا رفته: 'دشمنت را دوست بدار'؟ و پیامت چه شد كه 'داوری نكنید تا داوری نشوید'؟"
پس آن مردم حیله ورزیدند. آنان یك تضادآفرینی كرده بودند: تضادی منطقی. مسیح هر پاسخی كه میداد، در دام گرفتار می افتاد.
ولی تو نمیتوانی انسانی روشن ضمیر را به تله بیندازی، ناممكن است.
این غیرممكن است، و هرچه بیشتر سعی كنی او را به دام بیندازی، بیشتر در دام افتاده ای!
پس مسیح گفت، "كتاب مقدس مطلقا درست است. ولی فقط كسانی پا پیش بگذارند كه گناه نكرده باشند.
سنگها را در دست بگیرید و این زن را به قتل برسانید، ولی فقط كسانی چنین كنند كه خودشان گناه نكرده باشند." جمعیت شروع كرد به پراكنده شدن. كسانی كه در جلو بودند عقب رفتند زیرا كه بود كه میخواست این زن را سنگسار كند؟
ولی آنان دشمن مسیح شدند. و وقتی میگویم"آنان"، منظورم شما هستید.
شما همیشه اینجا بوده اید.
نمیتوانید شناسایی كنید، نمیتوانید ببینید. نابینا هستید! برای همین است كه همیشه احساس میكنی كه دنیا بد است و اشراق وجود ندارد كه همه روانپریش هستند. چنین نیست، ولی تو فقط میتوانی روانپریشی را ببینی، زیرا خودت روانپریش هستی. تو میتوانی بیماری را درك كنی، زیرا خودت بیمار هستی. تو نمیتوانی سلامت را درك كنی، زیرا هرگز سالم نبوده ای.
زبان سلامت را نمیدانی.
اشو
⚜ " کانال حقیقت متافیزیک "
╭─═ঊঈ👁ঊঈ═─╮
@metaphysics_fact
╰─═ঊঈ🦋ঊঈ═─╯
دوست داشتن حیوانات یعنی
برای قلبی که زبانت رو بلد نیست، امن باشی
⚜ " کانال حقیقت متافیزیک "
╭─═ঊঈ👁ঊঈ═─╮
@metaphysics_fact
╰─═ঊঈ🦋ঊঈ═─╯
انسان به دلیل مفاهیم آرمانی و ایده آل های احمقانه ای که برای خودش ساخته نمیتواند با خودش آسوده باشد، همیشه خود را محکوم می کند و هیچگاه خود را آنگونه که هست نمی پذیرد و برای خودش سردرگمی و زنجیره ای از هرج و مرج درونی و بدبختی ایجاد میکند.
همه ایدئولوژی ها، همه آرمان ها محکوم کننده هستند، زیرا همواره تصویری در ذهن ایجاد میکنند، و وقتی به مقایسه خود با آن تصویر ادامه دهید، همیشه احساس خواهید کرد که چیزی کم است و حس ناکامی خواهید داشت.
اما هیچ چیز کم نیست، و تا جایی که امکان کمال وجود دارد، شما کامل هستید.
سعی کنید این را بفهمید....
چرا از آنچه هستی راضی نیستی؟
در این لحظه چرا خوشحال نیستی؟
چه کسی مانع توست؟
چه چیزی راه شما را بسته است؟
همین لحظه چرا نمی توانید لذت ببرید و خوشبخت باشید؟
مانع در کجاست؟
من به شما میگویم....
مانع از طریق ایده آل پردازی می آید
آیده آل میگوید: چگونه می توانید لذت ببرید؟
تو پر از خشم و نفرت هستی، ابتدا عصبانیت باید از بین برود.
چگونه می توانی سعادتمند باشی؟
تو پر از تمایلات جنسی هستی.
ابتدا جنسیت باید از بین برود.
چگونه می توانی مانند روشن ضمیران و بوداها باشی که همین لحظه را جشن می گیرند؟
در صورتی که وجود تو پر از حرص، شهوت و حسادت است.
اول باید این معایب از بین بروند، آنگاه مانند خدایان خواهی بود. آنگاه انسانی واقعی خواهی بود. آرمان و آینده اینگونه ایجاد می شود و محکومتان میکند.
اگر مدام خودتان را با ایده آل ها مقایسه کنید، هرگز کامل نخواهید بود، غیرممکن است. لحظه ای که بگویید "اگر..." سعادت غیرممکن میشود، زیرا "اگر..." بزرگترین مانع است.
زمانی که بگویید: «اگر آن شرائط برآورده شود، من سعادتمند خواهم بود»، آن شرایط هرگز برآورده نمی شود. و ثانیاً، حتی اگر آن شرایط برآورده شود، تا آن زمان شما ظرفیت جشن گرفتن و لذت بردن را از دست خواهید داد. و حتی آرمانی دیگر و "اگر" دیگر سر بلند میکند.
من دقیقا برعکسش رو به شما میگویم....
همین لحظه مثل خدایان باش
بگذار خشم وجود داشته باشد،
بگذار رابطه جنسی وجود داشته باشد،
بگذار طمع وجود داشته باشد
با وجود همین مثلا معایب زندگی را جشن بگیر
و خواهی دید که هر لحظه جشن بیشتری احساس خواهی کرد و خشم کمتری خواهی داشت.
سعادت بیشتر و طمع کمتر
عشق بیشتر و شهوت کمتر
طمع کمتر و شادی بیشتر
سپس شما به راه راست وارد خواهید شد.
غیر از این نیست....
وقتی یک نفر بتواند زندگی را در کلیتش جشن بگیرد، همه چیزهای نادرست ناپدید می شود، اما اگر ابتدا سعی کنید اول مقدمات ناپدید شدن اشتباه را فراهم کنید، هرگز ناپدید نمی شود و در دور باطل رنج آفرین گرفتار خواهید شد.
درست مثل جنگیدن با تاریکی است. خانه شما پر از تاریکی است و می پرسید: چگونه می توانم یک شمع روشن کنم؟ قبل از اینکه شمعی روشن کنم این تاریکی باید از بین برود. این کاری است که شما انجام میدهید. شما می گویید اول طمع باید برود، بعد آرامش و سرور وارد می شود.
تو احمقی... شمع را روشن کن و تاریکی نخواهد بود.
پس، جشن بگیرید، شعلهای از سعادت و آسودگی باشید و خواهید دید که همه چیزهای نادرست ناپدید میشود. خشم، حرص، شهوت، یا هر چیز دیگری که شما نام میبرید، همه آنچه عیب مینامید فقط فقدان یک زندگی سعادتآمیز و مسرورانه و راحت هستند.
اوشو
⚜ " کانال حقیقت متافیزیک "
╭─═ঊঈ👁ঊঈ═─╮
@metaphysics_fact
╰─═ঊঈ🦋ঊঈ═─╯
سياستمداران اگر با هم توافق كنند دارائي مان را میدزدند و اگر به اختلاف برسند جانمان را ...
🕴 کارل مارکس
⚜ " کانال حقیقت متافیزیک "
╭─═ঊঈ👁ঊঈ═─╮
@metaphysics_fact
╰─═ঊঈ🦋ঊঈ═─╯
پرسشگر: چطور میتوان از ذهن رهایی یافت؟
باگوان رامانا ماهارشی: هیچ تلاشی برای نابود کردن آن نیاز نیست. اینگونه فکر کردن و چنین آرزویی داشتن هم خودش یک فکر است.
اگر فکر کننده جستجو شود، افکار ناپدید خواهند شد.
پرسشگر: آنها بهخودیخود محو میشوند؟ به نظر میرسد خیلی دشوار باشد.
باگوان: آنها محو میشوند زیرا آنها حقیقی نیستند. این باور به دشوار بودن، خودش مانعی برای ادراک حقیقت است و باید بر آن چیره شد. بهعنوان خویش ماندن دشوار نیست. این فکرِ سخت و دشوار بودن، خودش مانع اصلی است.
کمی تمرین در جهت کشف منشأ "من" نظر شما را تغییر میدهد. رهایی کامل از افکار، وضعیت مفیدی برای تشخیص «خویش» است. ذهن چیزی جز مجموعهای از افکار نیست.
⚜ " کانال حقیقت متافیزیک "
╭─═ঊঈ👁ঊঈ═─╮
@metaphysics_fact
╰─═ঊঈ🦋ঊঈ═─╯
موزیک مدیتیشن " پرواز روح "... باهاش اوج بگیرید. 🍀❤️
در مکانی ساکت چشمانتان را ببندید و با این موزیک پرواز روح آرامش بی نظیر را تجربه کنید...
برای نتیجه بیشتر حتما از هندزفری استفاده کنید🙏
⚜ " کانال حقیقت متافیزیک "
╭─═ঊঈ👁ঊঈ═─╮
@metaphysics_fact
╰─═ঊঈ🦋ঊঈ═─╯
یک فرکانس صوتی پر از رمز و راز ..............
با هندزفری گوش کنید🙏❤️
⚜ " کانال حقیقت متافیزیک "
╭─═ঊঈ👁ঊঈ═─╮
@metaphysics_fact
╰─═ঊঈ🦋ঊঈ═─╯
در این ویدئو کوتاه ، اگر می بینید اسب به جلو حرکت میکند ، شما یک فرد مغز چپ هستید (تحلیلی ، منطقی) ، اما اگر می بینید اسب به عقب می رود ، شما یک فرد با مغز با تسلط سمت راست هستید (خلاق ، هنردوست ، بااحساس و با روحیه ای بسیار لطیف و مهربان ).
شما حرکت اسب را به جلو می بینید یا عقب؟
⚜ " کانال حقیقت متافیزیک "
╭─═ঊঈ👁ঊঈ═─╮
@metaphysics_fact
╰─═ঊঈ🦋ঊঈ═─╯