-
فقه اهل سنت کامل و جامع لطفا مخاطبین خود را اد کنید نشر کنید تا ب همه برسه و کسانی سوال شرعی دارن لینک کانال براشون بفرستین تا عضو کانال بشن جزاکم الله خیر
بسوی نور
@tfsir61
حصن مسلم
@PanA313361
اللو لو و المرجان
@kTABKOLAT61
رقیه شرعیه
@raQyashri1398
اناشید ناب
@NSHED1390
طب سنتی
@Seventy_sevenshop
اربعین نووی
@AlloloMRJAN61
قران و اسلام
@aslam1361
مسیر تقوا
@QranasLam
اهمیت اخلاق
@akhlaQ61
مفاهیم قرآن
@mfahim61
اصول دعوت
@davt61
اصلاح قلبها
@skot1402
کلیپ های اسلامی
@aslamshhr61
قرآن صوتی
@Qran1391
گالری اسلامی
@PrUfWAL9161
طلوع امید
@BKHARE1402
ریا ض الصالحین
@RWAZalsalhEn61
کلام الله
@klamalah33
تفسیر تحت لفظی
@QRAN61
صحیح مسلم
@moslm6133
صحیح بخاری
@shih61
تفسیر قران
@Qoran61
سیرت النبی
@NABE61122
احکام شرعی
@faQa61122
حدیث قدسی
@QDSihaDis
مختصر فقه
@FAQ6133
نماز شب در رمضان = نماز تراویح
1-دلیل شرعی و سنت بودن آن:
برای مرد و زن سنت است كه در ماه رمضان بعد از نماز عشاء و پیش از نماز سنت “وتر“ نماز سنت تراویح[1] را دو ركعت دو ركعت بخواند. و میتوان آن را بعد از نماز وتر نیز خواند. لیكن پیش از آن بهتر است. وقت نماز تراویح بعد از نماز عشاء تا آخر شب استمرار دارد. همه محدثین از ابوهریره روایت كردهاند كه: “پیامبر صلی الله علیه و سلم مردم را به گزاردن نماز تراویح تشویق و ترغیب میفرمود بدون اینكه بجد بدان امر كند و می فرمود:" من قام رمضان إيمانا واحتسابا غفر له ما تقدم من ذنبه [كسیكه از روی ایمان و باوری و برای رضای خدا، نماز تراویح را بگزارد، گناهان پیشین وی آمرزیده میشود ]". و محدثین بجز ترمذی از عایشه روایت كردهاند كه گفته است: “پیامبر صلی الله علیه و سلم در مسجد نماز تراویح خواند و مردمان فراوانی نیز پشت سر وی نماز خواندند، شب بعد نیز نماز تراویح خواند و مردمان بیش از شب قبل جمع شدند و پشت سر وی نماز خواندند، سپس شب سوم نیز مردم جمع شدند، ولی پیامبر صلی الله علیه و سلم پیش آنها نرفت. فردایش فرمود:" قد رأيت صنيعكم فلم يمنعني من الخروج إليكم إلا أني خشيت أن تفرض عليكم [گرد آمدن شما را دیدم ولی ترسیدم كه مبادا بر شما فرض گردد، لذا بیرون نیامدم]". این رویداد در ماه رمضان بود. - (شب سوم پیامبر صلی الله علیه و سلم بیرون نیامد تا مردمان گمان نكنند كه فرض است).
٢-تعداد ركعات نماز ترایح:
جماعت محدثین از عایشه روایت كردهاند كه: “پیامبر صلی الله علیه و سلم در رمضان و ماههای دیگر بیش از یازده ركعت در شب نمیخواند“. ابن خزیمه و ابن حبان در صحیح خود از جابر روایت كردهاند كه: پیامبر صلی الله علیه و سلم برایشان هشت ركعت و وتر را خواند و شب بعد بانتظارش نشستند كه بیرون نیامد. و ابویعلی و طبرانی با سند "حسن“ از او روایت كردهاند كه: ابی بن كعب در ماه رمضان به خدمت پیامبر صلی الله علیه و سلم آمد و گفت: ای پیامبر خدا، امشب چیزی از من سر زده است، فرموذ: چه چیزی ای اُبی؟گفت: امشب زنانی در منزلم بودند و گفتند: ما نمیدانیم قرآن بخوانیم، میخواهیم با تو و پشت سر تو نماز بخوانیم، پس من با آنان هشت ركعت نماز خواندیم و وتر را نیز بجای آوردیم. پیامبر صلی الله علیه و سلم چیزی نگفت. پس بصورت سنت رضای او درآمد.
این بود آنچه كه درباره سنت تراویح از طریق روایت صحیح از پیامبر صلی الله علیه و سلم نقل شده است و بطریق صحیح بیش از این روایت نشده است. و از طریق روایت صحیح به اثبات رسیده است كه در زمان خلافت حضرت عمر و عثمان و علی مردم بیست ركعت نماز تراویح میخواندند و رای جمهور فقهای حنفی و حنبلی و داود چنین است. ترمذی گفته است كه: بیشتر اهل علم روایت بیست ركعت سنت تراویح را از عمر و علی و دیگر یاران پیامبر صلی الله علیه و سلم قبول دارند. و سفیان و ثوری و ابن المبارك و امام شافعی نیز این قول را پذیرفته و گفته است: مردم مكه را دیدم كه بیست ركعت میخواندند[2]
بعضی از علماء بر آنند كه از این بیست ركعت یازده ركعت سنت وتر و تراویح محسوب است و بیش از آن هم مستحب است. كمال ابن الهمام گفته است: از این بیست ركعت تنها آنچه كه پیامبر صلی الله علیه و سلم انجام داد و سپس مبادا كه واجب گردد آن را ترك كرد، سنت است. و باقی آن مستحب میباشد. و همانگونه كه در صحیحین آمد است آنچه كه پیامبر صلی الله علیه و سلم انجام داده، با وتر یازده ركعت بوده است. بنابر این آنچه كه بر مبنای اصول مشایخ ما سنت است، هشت ركعت است و ١٢ ركعت بعدی مستحب میباشد (بنابر این هشت ركعت سنت “تراویح“ و سه ركعت سنت وتر كه جمعا میشود یازده ركعت).
٣- آیا می توان آن را بصورت جماعت خواند؟
سنت تراویح را میتوان بصورت جماعت یا انفرادی خواند، و لیكن بقول جمهور علما آن را بصورت جماعت و در مسجد خواندن بهتر است و قبلا گفتیم كه پیامبر صلی الله علیه و سلم آن را همراه با مسلمانان بصورت جماعت در مسجد خواند ولی از ترس اینكه مبادا مسلمانان آن را واجب تلقی كنند آن را ادامه نداد. سپس حضرت عمر دستور داد كه آن را بصورت
گزینه های درست را علامت بزنید
لا =نیست ✅جز ❌
الا =نیست ❌جز ✅
هو =من ❌او✅
غفور =بسیار مهربان ❌بسیار آمورزنده ✅
الرحمن=بخشنده ✅پرودگار ❌
/channel/mfahim61
آموزش مفاهیم قر آن تفسیر کلمه کلمه تحت لفظی
عضو بشین لطفا جزاکم الله خیر
خواندن قنوت در نمازهای پنجگانه (فرض)
در وقت پیش آمد حوادث ناگوار، در نمازهای پنجگانه شبانه روزی شرعا میتوان قنوت را خواند. از ابن عباس روایت است که: پیامبر صلی الله علیه و سلم یک ماه پشت سر هم، در نمازهای ظهر و عصر و مغرب و عشاء و صبح وقتیکه در رکعت آخر به:" سمع الله لمن حمده میرسید، بر علیه قبایل “رعل“ و “ذکوان“ و “عصیه“ از بنیسلیـم دعا میکرد و مامومین پشت سر ایشان “آمین“ میگفتند [1]. به روایت ابوداود. احمد بر آن افزوده است: پیامبر صلی الله علیه و سلم گروهی را به میان ایشان گسیل داشته بود تا آنان را به اسلام دعوت کنند، ولی آنها را کشتند. عکرمه گفته است: این پیش آمد، کلید سنت خواندن قنوت بود. ابوهریره گفته است: پیامبر صلی الله علیه و سلم هرگاه میخواست بر علیه کسی یا بنفع کسی دعا کند، بعد از رکوع (رکعت آخر) قنوت میخواند. و چه بسا پس از گفتن:" سمع الله لمن حمده ربنا ولك الحمد " می فرمود: اللهم أنج الوليد بن الوليد، وسلمة بن هشام، وعياش بن أبي ربيعة، والمستضعفين من المؤمنين.
اللهم اشدد وطأتك على مضر واجعلها عليهم سنين كسني يوسف [خداوندا ولید... و... و مسلمانان مستضعف را رهائی بخش (و آنان را از شر مشرکین نجات ده)، خداوندا بر “مضر“ سخت بگیر و آنان را به چنان قحط سالیها و خشک سالیهائی گرفتار کن که در زمان (حضرت) یوسف روی داد]". ابوهریره میگوید: آن را در بعضی از نمازهایش با صدای آشکار میگفت، و در نماز صبح درباره دو قبیله از قبایل عرب فرموده " اللهم ألعن فلانا وفلانا "، تا اینکه خداوند فرمود: " ليس لك من الامر شئ أو يتوب عليهم أو يعذبهم فإنهم [(خداوند خطاب به پیامبر گرامیش صلی الله علیه و سلم میفرماید:) کارهای آفریدگان من بدست تو نیست، وظیفه تو اجرای دستورات من و ابلاغ آن است و تـو بـاید به دستورات من رفتار کنی، داوری درباره آنها تنها بدست من است و برحسب اراده خویش درباره آنان داوری و حکم خواهم کرد، یا توبه آنان را میپذیرم یا آنان را در دنیا یا در آخرت به عذاب مبتلا خواهـم کرد، بیگمان آنان ستمکارند[2]]’’. به روایت احمد و بخاری.
خواندن قنوت در نماز صبح:
خواندن قنوت در نماز صبح، چون دیگر نمازها جز بهنگام پیش آمدهای ناگوار سنت نیست، همانگونه که قبلا نیز بدان اشاره شد. احمد و نسائی و ابن ماجه و ترمذی از ابومالک اشجعی روایت کرده و ترمذی آن را “صحیح“ دانسته است که گفته است: “پدرم در سن شانزده سالگی پشت سر پیامبر صلی الله علیه و سلم و همچنین بعد از آن پشت سر ابوبکر و عمر و عثمان نماز خوانده است، از او پرسیدم که: آنان قنوت میخواندند؟ گفت: نه، پسرم، این عمل را بعد از آن پدید آوردهاند[3]. ابن حبان و خطیب و ابن خزیمه از انس روایت کردهاند و ابن خزیمه آن را “صحیح“ دانسته، که: پیامبر صلی الله علیه و سلم در نماز صبح (و در هر نمازی) وقتی قنوت میخواند که بنفع قومی یا بر علیه آنها دعا کند. روایت شده است که: زبیر و خلفای سهگانه در نماز صبح (در حال عادی) قنوت نمیخواندند، و مذهب حنفیها و حنبلیها و ابن المبارک و سفیان ثوری و اسحاق چنین است. شافعیها خواندن قنوت بعد از رکوع دوم در نماز صبح را سنت میدانند. زیرا جماعت محدثین جز ترمذی از ابن سیرین روایت کردهاند که: از انس بن مالک سوال شد: آیا پیامبر صلی الله علیه و سلم در نماز صبح قنوت میخواند؟ گفت: بعد از رکوع. و چون احمد و بزاز و دارقطنی و بیهقی و حاکم از او روایت کردهاند و حاکم آن را “صحیح“ دانسته که گفته است: “پیامبر صلی الله علیه و سلم تا اینکه از دنیا رحلت فرمود، همواره در نماز صبح قنوت میخواند“. این استدلال چندان صحیح به نظر نمیرسد، زیرا در حدیث انس سوال از قنوت خواندن بهنگام پیش آمدهای ناگوار بوده است، چه در روایت بخاری و مسلم بدان تصریح شده است. و در سند حدیث دوم ابوجعفر رازی هست که از نظر روایت قوی نیست. بنابر این حدیث او هـم نمیتواند حجت باشد. زیرا معقول نیست که پیامبر صلی الله علیه و سلم در طول عمر خود قنوت خوانده باشد و خلفای او بعد از مرگ ایشان آن را ترک کنند. بلکه به اثبات رسیده است که: انس خود در نماز صبح قنوت نمی
فرمود: " من نام عن وتره أو نسيه فليصله إذا ذكره [هر کس خوابش برد و نماز وتر را نخوانده بود یا اینکه آن را فراموش کرده بود، هر وقت یادش آمد آن را بخواند]". عراقی اسناد این حدیث را صحیح دانسته است.
احمد و طبرانی با سندی “حسن“ روایت کردهاند که: پیامبر صلی الله علیه و سلم بهنگام صبح نماز “وتر“ را خوانده است.
در وقت قضای نماز “وتر“ اختلاف است. حنفیها میگویند: در وقتی آن را قضا کند که از نماز خواندن در آن وقت نهی نشده باشد. شافعیها میگویند: میتوان در هر وقت از شب یا روز آن را قضا کرد. احمد و مالک میگویند: اگر نماز صبح خوانده نشده باشد، بعد از فجر قضاء میشود.
روایت دیگری گفته است: هفت رکعت میخواند که تنها در رکعت آخر مینشست“.گروه محدثین این حدیث را “تخریج“ کردهاند. همه این احادیث صحیح و صریح هستند و معارضی ندارند مگر حدیث صحیح " صلاة الليل مثنى مثنى "لیکن گـوینده همین حدیث خود سنت وتر را هفت رکعتی و پنج رکعتی خوانده است. همه سنن و احادیث وتر همدیگر را تصدیق و تایید میکنند و حق میباشند. پیامبر صلی الله علیه و سلم در جواب کسی که از نماز شب سوال کرده بود فرمود:" صلا الليل مثنى مثنى ، نه در جواب کسی که از وتر سوال کرده باشد. (بنابر این با احادیث “وتر“ تعارض ندارد).
روایتهائی که از هفت رکعت، پنج رکعت، نه رکعت و یک رکعت سخن گفتهاند، همه به نماز “وتر“ مربوط میگردند. وتر اسم است برای رکعت واجده که از ما قبل خود منفصل میگردد و همچنین برای پنج رکعت و هفت رکعت و نه رکعت متصل بهـم، همانگونه که “مغرب“، به هر سه رکعت گفته میشود. چنانچه پنج رکعت و هفت رکعت منفصل و با دو سلام دادن خوانده شوند، همانگونه که در روایت مربوط به یازده رکعت آمده بود، آنوقت “وتر“ است برای همان رکعتی که تنها خوانده میشود. چه پیامبر صلی الله علیه و سلم فرموده است:" صلاة الليل مثنى فإذا خشي الصبح أوتر بواحدة توتر له ما قد صلى [نماز شب دو رکعت دو رکعت است، اگر کسی (بعد از نماز شب) احساس کرد که ممکن است صبح فرا رسد، یک رکعت سنت وتر بخواند، رکعات قبلی که بعنوان نماز شب خوانده بود، بجای نماز وترش محسوب میگردد]". بنابر این، کردار و گفتار پیامبر صلی الله علیه و سلم با هـم تعارض ندارند و هـمدیگر را تصدیق میکنند.
5-قرائت بعد از فاتحه در وتر:
بعد از قرائت فاتحه در “وتر هر آیه و سورهای از قرآن خوانده شود جایز است.
علی بن ابیطالب گفته است: هر چیزی از قرآن را میتوان در نماز وتر خواند. لیکن
مستحب است: کسی که نماز وتر را سه رکعتی میخواند، در رکعت اول بعد از فاتحه:" سبح اسم ربك الاعلى"، و در دومی " قل يأيها الكافرون " و در سومی " قل هو الله أحد، والمعوذتين ’’ را بخواند. چه احمد و ابوداود و ترمذی به روایت “حسن“ از عایشه روایت کردهاند که گفته است: “پیامبر صلی الله علیه و سلم در رکعت اول " سبح اسم ربك الاعلى "، و در رکعت دوم ’’ قل يأيها الكافرون "، و در رکعت سوم " قل هو الله أحد، المعوذتين "، را میخواند.
6-قنوت خواندن در نماز وتر:
خواندن “قنوت“ در نماز وتر در تمام سال سنت است. چه احمد و صاحبان سنن از“حسن بن علی بن ابیطالب " روایت کردهاند که گفته است: پیامبر صلی الله علیه و سلم کلماتی را به من یاد داده است که آنها را در نماز “وتر“ میخوانم:" اللهم اهدني فيمن هديت، وعافني فيمن عافيت، وتولني فيمن توليت، وبارك لي فيما أعطيت وقني شر ما قضيت، فإنك تقضي ولا يقضى عليك، وإنه لاى ذل من واليت، ولا يعز من عاديت، تباركت ربنا وتعاليت، وصلى الله على النبي محمد [خداوندا مرا هدایت کن بگونه کسانی که هدایت کردهای، و به من عافیت و تندرستی ارزانی دار همچون کسانی که بدانان عافیت بخشیدهای، و مرا بخود نزدیکگردان همچون کسانیکه بخود نزدیک ساختهای، و آنچه راکه به من عطا فرمودهای مبارک و افزونگردان، و مرا از بدی آنچه مقدر فرمودهای محفوظ و مصون دار، چه همانا تو فرمان میرانی و کسی بر تـو فرمان نمیراند. بیگمان کسی را که تو والا گردانی، خوار نخواهد شد و کسی را که تو با وی دشمن باشی، هرگز عزیز نخواهد شد، خداوندا تو مبارک و برتری و بر پیامبرت صلی الله علیه و سلم درود و رحمت فرست]". ترمذی گفته است: این حدیث “حسن“ است. و درباره قنوت چیزی بهتر از این از پیامبر صلی الله علیه و سلم روایت نشده است. نووی گفته است: اسناد آن صحیح است. و ابن حزم درباره صحت آن توقف نموده و گفته است: این حدیث اگر چه بدان نمیتوان احتجاج کرد ولی غیر از آن را از پیامبر صلی الله علیه و سلم نیافتهایم. و بنزد ما حدیث ضعیف بهتر از رای شخصی است. و ابن حنبل گفته است: این مذهب ابن مسعود، ابوموسی اشعری، ابن عباس، براء، انس، حسن بصری، عمربن عبدالعزیز، سفیان ثوری، ابن المبارک و حنفیه میباشد. و در روایتی به احمد نیز نسبت داده شده است. نووی گ
سنت وتر
1-فضیلت و حکم آن:
نماز وتر سنت موکد است، پیامبر صلی الله علیه و سلم بر ادای آن تشویق فرموده است. از علی بن ابیطالب روایت است که فرموده است: بیگمان نماز وتر چون نمازهای فرض لازم نیست، ولی پیامبر صلی الله علیه و سلم آن را خواند سپس فرمود:" يا أهل القرآن أوتروا فإن الله وتر يحب الوتر [ای اهل قرآن نماز وتر بخوانید، زبرا خداوند واحد و یگانه است و نماز وتر را دوست دارد و پاداش آن را میدهد]"، به روایت احمد و اصحاب سنن. ترمذی آن را “حسن“ و حاکم آن را “صحیح“ دانسته است.
در مذهب حنفی آن را واجب میدانند، ولی آن مذهب ضعیف است. ابن المنذر گفته است من کسی را ندیدهام که در وجوب وتر با رای ابوحنیفه موافقت کرده باشد. احمد و ابوداود و نسائی و ابن ماجه آن را روایت کردهاند که مردی از بنیکنانه بنام “مخدجی“ از مردی از انصار بنام “ابومحمد“ شنید که: وتر واجب است، لذا مخدجی پیش عباده بن صامت رفت و به وی گفت که ابومحمد میگوید: وتر واجب است. عباده گفت: ابو محمد اشتباه کرده است، من از پیامبر صلی الله علیه و سلم شنیدهام که میفرمود:" خمس صلوات كتبهن الله تبارك وتعالى على العباد من أتى بهن لم يضيع منهن شيئا استخفافا بحقهن كان له عند الله تبارك وتعالى عهد أن يدخله الجنة، ومن لم يأت بهن فليس له عند الله عهد، إن شاء عذبه وإن شاء غفر له [خداوند تبارک و تعالی در شبانه روز پنج نماز بر بندگان خود، فرض کرده است،کسی که آنها را بجای آورد و چیزی از آنها را ضایغ نکند و آنها را کوچک نشمارد، خداوند تبارک و تعالی با وی عهد بندد که او را به بهشت ببرد، و کسی که آنها را بجای نیاورد، خداوند با وی پیمانی ندارد، اگر خواست او را عذاب میدهد، یا او را میآمرزد]".
بخاری و مسلم از طلحه بن عبید الله روایت کردهاند که پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمود: " خمس صلوات كتبهن الله في اليوم والليلة " [خداوند در شبانه روز پنج نماز فرض کرده است]" یک نفر اعرابی گفت: غیر از آنها چیز دیگری بر من واجب کرده است؟ فرمود: نخیر، مگر اینکه سنت بجای آوری.
2-وقت سنت وتر
اجماع علماء برآنست که وقت نماز وتر، بعد از نماز عشاء است و تا طلوع فجر ادامه دارد.
از ابوتمیم جیشانی روایت است که عمرو بن عاص روز جمعه برای ما خطبه ایراد میکرد و گفت: ابوبصره برایـم گفت که: پیامبر صلی الله علیه و سلم فرموده است: " إن الله زادكم صلاة [خداوند نمازی را بر نمازهای شما افزوده است، و آن نماز وتر است. آن را در بین نماز عشاء و نماز صبح بخوانید]". ابوتمیم گفت: ابوذر دستـم را گرفت و مرا در مسجد پیش ابوبصره برد و گفت: تو آنچه را که عمرو گفت از پیامبر صلی الله علیه و سلم شنیدهای؟
ابوبصره گفت: بلی من آن را از پیامبر صلی الله علیه و سلم شنیدهام. احمد آن را با سند صحیح روایت کرده است. از ابومسعود انصاری روایت است که: پیامبر صلی الله علیه و سلم اول شب و وسط شب و آخر شب نماز وتر خود را میخواند. احمد آن را با سند صحیح روایتکرده است.
از عبدالله بن ابوقیس روایت است که: از عایشه درباره نماز وتر پیامبر صلی الله علیه و سلم سوال کردم؟ او گفت: چه بسا اول شب یعنی بعد از عشاء نماز وتر را میخواند و چه بسا پیش میآمد که آخر شب نماز وتر را میخواند. از او پرسیدم قرائتش در آن سری بود یا آشکار؟ گفت: بهر دو شیوه میخواند، بسیار پیش میآمد که بطور سری میخواند. و همچنین بسیار پیش میآمد که بطور آشکارا میخوانـد. و بهنگام جنابت بسیار پیش میآمد که غسل میکرد و آنگاه میخوابید و همچنین پیش میآمد که فقط وضو میگرفت و میخوابید“. به روایت ابوداود و احمد و مسلم و ترمذی.
٣-تعجیل یا تاخیر در خواندن سنت وتر
برای کسی که گمان میکند آخر شب بیدار نمیشود، مستحب است که اول شب نماز “وتر“ش را بخواند و کسی که گمان میکند آخر شب بیدار میشود، مستحب است آخر شب آن را بخواند:
از جابر روایت است که پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمود:" من ظن منكم أن لا يستيقظ آخره (أي الليل) فليوتر أوله ومن ظن منكم أنه يستيقظ آخره فليوتر آخره فإن صلاة آخر الليل محضورة وهي أفضل [کسی که میپندارد که آخر شب بیدار نمیشود، نماز وترش را اول شب ب
سنتهای غیر موکد
آنچه تا بحال گفتیم سنتها و رواتب موکد بودند که بر ادای آنها تاکید شده است.
سنتهای دیگری نیز هست که رواتب غیر موکد نام دارند که انجام آنها نیز مستحب و بر ادای آنها تاکید نشده است. و آنها بقرار زیر میباشند:
1-دو رکعت یا چهار رکعت پیش از نماز عصر:
در احادیثی از آنها سخن گفته شده است، که بعضی از آنها یک دیگر را تایید میکنند، از جمله از ابن عمر روایت است که پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمود:" رحم الله امرأ صلى قبل العصر أربعا [خداوند بیامرزد کسی را که پیش از عصر چهار رکعت نماز سنت بگزارد]". به روایت احمد و ابوداود و ترمذی و ابن حبان و ابن خزیمه. ترمذی آن را “حسن“ و ابن خزیمه آن را “صحیح“ دانستهاند.
از علی بن ابیطالب روایت است که: پیامبر صلی الله علیه و سلم پیش از نماز عصر چهار رکعت میگزارد، که بعد از هر دو رکعت سلام میداد و بر فرشتگان مقرب و پیامبران و پیروان مومن و مسلمان آنان درود میفرستاد. به روایت احمد و نسائی و ابن ماجه و ترمذی. ترمذی آن را “حسن“ دانسته است. بدلیل مفهوم عام حدیث پیامبر صلی الله علیه و سلم:" بين كل أذانين صلاة [بین هر دو اذان یک نماز (سنت) است"، میتوان تنها به دو رکعت پیش از نماز عصر اکتفاء کرد]".
٢-دو رکعت پیش از نماز مغرب:
بخاری از عبدالله بن مغفل روایت کرده است که: پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمود:" صلوا قبل المغرب، صلوا قبل المغرب " در مرتبه سوم فرمود:" لمن شاء ،چون دوست نداشت مردم آن را سنت (موکد) بدانند. (یعنی هر کس، دلش خواست پیش از مغرب، نماز بگزارد). در روایت ابن حبان آمده است که: پیامبر صلی الله علیه و سلم پیش از مغرب دو رکعت خواند. و در صحیح مسلم از ابن عباس روایت شده است که: ما پیش از غروب خورشید دو رکعت نماز میخواندیـم، پیامبر صلی الله علیه و سلم ما را میدید، نه به ما دستور میداد، و نه ما را از آن نهی میکرد. حافظ در “الفتح“ گفته است: از مجموع دلایل چنان بر میآید که مستحب است آنها را کوتاه خواند، همانگونه که در سنت فجر کوتاه خواندن آن مستحب بود.
٣-دو رکعت پیش از نماز عشاء:
قبلا گفتیم که گروه محدثین از عبدالله بن مغفل روایت کردهاند کـه: پیامبر صلی الله علیه و سلم فرموده است:" بين كل أذانين صلاة، بين كل أذانين صلاة " ، و در مرتبه سوم فرمود:" لمن شاء ". ابن حبان از ابن الزبیر روایت کرده که: پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمود:" ما من صلاة مفروضة إلا وبين يديها ركعتان [پیش از هر نماز فرضی، دو رکعت نماز سنت هست]".
مستحب است که بین نماز فرض و نماز سنت باندازه خواندن یک نماز فاصله باشد: از جابر روایت استکه پیامبر صلی الله علیه و سلم نماز عصر گزارد، مردی برخاست که نماز بخواند. عمر او را دید و به وی گفت: بنشین، اهل کتاب بدانجهت هلاک شدند که نمازهایشان با هم فاصله نداشت. پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمود:" أحسن ابن الخطاب " [ابن الخطاب نیکو گفت]". احمد آن را به سند “صحیح“ روایت کرده است.
صلو علی حبیبِنا محمد
اللَّهُمِّ صلی وسَـلِّم علَى نَبِينَا םבםבﷺ
اللَّهُمِّ صلی وسَـلِّم علَى نَبِينَا םבםבﷺ
اللَّهُمِّ صلی وسَـلِّم علَى نَبِينَا םבםבﷺ
نماز سنت ظهر
در باره نماز سنت ظهر آمده است که چهار رکعت یا شش رکعت یا هشت رکعت است . اینک تفصیل آن:
-در باره چهار رکـعت بودن آن:
1-ازابن عمر روایت است که:“من نماز سنت پیامبر صلی الله علیه و سلم را ده رکعت بخاطر دارم: دو رکعت پیش از ظهر و دو رکعت بعد از آن، و دو رکعت بعد از نماز مـغرب در منزلش، و دو رکعت بعد از نماز عشاء در منزلش و دو رکعت پیش از نماز صبح“ به روایت بخاری.
٢-از مغیره بن سلیمان روایت است که گفته: از ابن عمر شنیدم که میگفت: “پیامبر صلی الله علیه و سلم دو رکعت پیش از ظهر و دو رکعت بعد از آن، و دو رکعت بعد از مغرب، و دو رکعت بعد از عشاء و دو رکعت پیش از نماز صبح را، ترک نمیکرد و همیشه آنها را میخواند“. به روایت احمد با سندی “جید“.
در باره شش رکـعت بودن سنت ظهر:
1-عبدالله بن شقیق گفته است: در باره نماز پیامبر صلی الله علیه و سلم از عایشه پرسیدم، او گفت: “ پیامبر صلی الله علیه و سلم چهار رکعت پیش از نماز ظهر و دو رکعت بعد از آن میخواند“. به روایت احمد و مسلم ودیگران .
٢-از ام حبیبه دختر ابوسفیان روایت است که پیامبر صلی الله علیه و سلم فرموده است:" من صلى في يوم وليلة اثنتي عشرة ركعة بني له بيت في الجنة: أربعا قبل الظهر، وركعتين بعدها، وركعتين بعد المغرب، وركعتين بعد العشاء، وركعتين قبل صلاة الفجر (ترجمه آن، مانند شماره ١ عنوان قبل است، فقط پیش از ظهر چهار رکعت است). ترمذی آن را روایت کرده و آن را “حسن“ دانسته است. و مسلم نیز با اختصار آن را روایت کرده است.
در باره هشت رکعت بودن رکعت ظهـر:
از ام حبیبه روایت است که پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمود: ’’ من صلى أربعا قبل الظهر وأربعا بعدها حرم الله لحمه على النار [کسی که چهار رکعت پیش از نماز ظهر و چهار رکعت بعد از آن را بخواند خداوند گوشت وی را بر آتش جهنم حرام میکند]’’. به روایت احمد و اصحاب سنن و تصحیح ترمذی.
فضیلف چهـار رکعت پیش از نماز ظهر
1-از ابو انصاری روایت است که او: پیش از ظهر چهار رکعت میخواند. از او سوال شد که همیشه این چهار رکعت را میخوانی؟ گفت:“ من پیامبر صلی الله علیه و سلم را دیدم که آن را میخواند“، از او پرسیدم که چرا آن را میخوانی؟ فرموده:’’ إنها ساعة تفتح فيها أبواب السماء، فأحببت أن يرفع لي فيها عمل صالح [در این ساعت درهای آسمان گشوده میشود، پس دوست دارم که در این ساعت یک عمل شایسته من به آسمان برده شود]’’. احمد آن را با سند “جید“ روایت کرده است.
٢-از عایشه روایت است که:“پیامبر صلی الله علیه و سلم هرگز چهار رکعت پیش از نماز ظهر و دو رکعت پیش از نماز صبح را ترک نمیکرد“. به روایت احمد و بخاری. در روایت دیگری از ایشان آمده است که:“ پیامبر صلی الله علیه و سلم پیش از نماز ظهر چهار رکعت میخواند و ایستادن در آنها را طولانی میکرد و رکوع و سجود را کامل و نیکو انجام میداد“. در حدیث ابن عمر آمده است که پیامبر صلی الله علیه و سلم پیش از ظهر دو رکعت میگزارد. و در حدیث دیگر آمده است که چهار رکعت میگزارد. بین آنها تعارض نیست چه به قول ابن حجر در “الفتح“ این احادیث مربوط به دو مورد است که در موردی دو رکعت خوانده و در موارد دیگر چهار رکعت خوانده است. بعضی دیگـر در توجیه آن گفتهاند: پیامبر صلی الله علیه و سلم در مسجد دو رکعت و در منزلش چهار رکعت خوانده است و احتمال دارد که دو رکعت را در منزلش و دو رکعت را در مسجد خوانده باشد،که ابن عمر از دو رکعت در مسجد اطلاع داشته و عایشه از هر دو مورد مطلع بوده است. احمد و ابوداود از عایشه روایت کردهاند که: “پیامبر صلی الله علیه و سلم چهار رکعت را پیش از نماز در منزلش می خـواند، سپس بیرون میآمد“، این حدیث احتمال اولی را تایید میکند. ابوجعفر طبری در توجیه آن گفته است: بیشتر اوقات چهار رکعت میخواند و گاهی دو رکعت میخواند. اگر سنت ظهر پیش از آن یا بعد از آن چهار رکعت باشد، بهتر است که بعد از هر دو رکعتی سلام بدهد، و میتواند آنها را به یک سلام دادن نیز بخواند چه پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمود:" صلاة الليل والنهار مثنى مثنى
مه را فرستادگان خدا میدانیم و بین آنان در رسالت فرق قائل نیستیم و ما همه تسلیم خدا هستــم]”. و در رکعت دوم بعد از فاتحه آیه:" قل يا أهل الكتاب تعالوا إلى كلمة سواء بيننا وبينكم ألا نعبد إلا الله، ولا نشرك به شيئا، ولا يتخذ بعضنا بعضا أربابا من دون الله، فإن تولوا فقولوا اشهدوا بأنا مسلمون [2] [بگو: ای اهل کتاب! به سوی سخنی بیایید و بدان ایمان بیاورید که میان ما و شما مشترک است - که جز خدا را بندگی نکنیم، هیچکس و چیزی را شریک و انباز او نشمریـم و برخی از ما دیگران را - جز خدا - به اربابی نگیرید! پس اگر ایشان رو برگرداندند، گوئید: گواه باشید که ما تسلیم (این حقیقت)گشتیم]’’، میخواند. به روایت مسلم.
٥) و از او به روایت ابو داود آمده است که: پیامبر صلی الله علیه و سلم در رکعت اول آیه: ’’ قولوا آمنا بالله و در رکعت دوم آیه" فلما أحس عيسى منهم الكفر قال: من أنصاري إلى الله؟ قال الحواريون: نحن أنصار الله، آمنا بالله، وأشهد بأنا مسلمون[3] [پس چون عیسی (انکار و)کفر ایشان را دریافت. (دعوت خود را پی گرفت و)گفت: یاریکننده من در راه خدا کیست؟ حواریون (گرویدند و)گفتند که: ما یاوران خدائیم، به او ایمان آوردیـم و تو (ای پیامبر حق)گواه ما باش، که تسلیـم فرمان خداگشتیم]’’ را میخواند.
٦) با توجه به روایت عایشه که گفته بود پیامبر صلی الله علیه و سلم باندازه خـواندن فاتحه در رکعتهای سنت فجر میایستاد، میتوان تنها به خواندن فاتحه در آنها اکتفا نمود.
4-دعا بعد ازسنت فجر:
نووی در کتاب اذکار گفته است: ما در کتاب ’ابن السنی“ از ابوالملیح، عامر بن اسامه به روایت پدرش، نقل کردهایم که: او دو رکعت نماز سنت فجر را بجای آورد، و پیامبر صلی الله علیه و سلم نیز نزدیک به وی دو رکعت کوتاه بجای آورد، سپس از ایشان شنید که نشسته بودند، سه بار گفت:" اللهم رب جبريل وإسرافيل وميكائيل ومحمد النبي صلى الله عليه وسلم أعوذ بك من النار [خداوندا، ای پروردگار جبریل و... از آتش دوزخ به تو پناه میبرم]". و همچنین در آن کتاب از طریق انس روایت کردهایـم که: پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمود:" من قال صبيحة يوم الجمعة قبل صلاة الغداة: استغفر الله الذي لا إله إلا هو الحي القيوم وأتوب إليه ثلاث مرات غفر الله تعالى ذنوبه ولو كانت مثل زبد البحر [هر کس صبح روز جمعه قبل از نماز صبح سه بار بگوید: از الله طلب استغفار میکنم که بجز او هیچ خدایی نیست که او همیشه زنده و پایدار است و به سوی او بر میگردم و از کرده ناشایست خویش پشیمانم، خداوند گناهان او را بیامرزد حتی اگر باندازه کف دریا باشد]".
5-دراز کشیدن به پهلو بعد از نماز سنت فجر:
گروه محدثین از عایشه روایت کردهاند که:“ پیامبر صلی الله علیه و سلم وقتیکه دو رکعت نماز
سنت فجر را میخواند، بر پهلوی راست دراز میکشید". باز هـم از ایشان روایت کردهاند،که گفته است:“پیامبر صلی الله علیه و سلم هنگامی که سنت فجر را بجای میآورد، اگر من در خواب میبودم، دراز میکشید، و اگر بیدار میبودم، با من سخن میگفت“. فقهاء در حکم آن فراوان اختلاف کردهاند، چنان بنظر میرسد که دراز کشیدن برای کسی که آن را در خانه میخواند، مستحب است، نه برای کسی که آن را در مسجد مـیخواند .
حافظ در کتاب “الفتح“ گفته است: بعضی از سلف دراز کشیدن پس از سنت فجر در منزل مستحب میدانند، نه در مسجد، و این قول از ابن عمر حکایت شده است. برخی از شیوخ ما گفتهاند که کسی نگفته است که پیامبر صلی الله علیه و سلم آن را در مسجد انجام داده است. و از ابن عمر روایت است که او هر کس را که در مسجد دراز میکشید، با سنگ ریزه میزد. ابن ابی شیبه این روایت را “تخریج“ نموده است. ا هـ. از امام احمد درباره دراز کشیدن پس از سنت فجر سوال شد، گفت: من چنین کاری را نمیکنم. اگر کسی آن را انجام دهد، نیکو است (اشکال ندارد).
6-قضای سنت فجـر (در صورتیکه فوت شود):
از ابوهریره روایت است که پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمود:’’ من لم يصل ركعتي الفجر حتى تطلع الشمس فليصلها [کسیکه تا طلوع خورشید دو رکعت سنت فجر را نخوانده است، آن را بخواند]". به روایت بیهقی. نووی اسناد آن را “جی
5-اقسام نمازهای سنت:
نماز سنت، به سنت مطلق وسنت مقید تقسیم میشود:
ا-در نماز سنت مطلق، تنها به نیت و قصد خواندن نماز اکتفا میشود. نووی گفته است: چون کسی به نماز سنت شروع کرد و عدد خاصی در نظر نداشت، میتواند بعد از یک رکعت سلام دهد یا آن را به دو رکعت یا سه رکعت یا یکصد رکعت یا هزار یا هر اندازه که دلش بخواهد، افزایش دهد. چنانچه نمیدانست چند رکعت خوانده است، سپس سلام داد، نمازش صحیح است و در آن خلاف نیست، یاران ما بر آن اتفاق نظر دارند.، و امام شافعی نیز در املای خویش چنین گفته است. بیهقی با اسناد خود روایت کرده است که: ابوذر رکعتهای فراوانی گزارد، چون سلام داد احنف بن قیس از او سوال کرد: آیا میدانی که رکعتهای این نماز شما زوج بود یا فرد؟ او گفت: اگر من ندانم مهم نیست، چون بیگمان خداوند آن را میداند، او در حالیکه میگریست، میگفت: من از محبوب خود ابوالقاسم شنیدهام که میفرمود:" ما من عبد يسجد لله سجدة إلا رفعه الله بها درجة وحط عنه بها خطيئة [خداوند در برابر هر سجدهای یک درجه مقام و متزلت بنده خود را بالا میبرد و گناهی را از او کم میکند]". دارمی در مسند خود آن را با سندی صحیح روایت کرده است. در سند وی تنها یک مرد هست که در عدالت او اختلاف دارند.
2-نماز سنت مقید، نمازهای سنت "راتبه“ صبح و ظهر و عصر و مغرب و عشاء و غیر از آنها را نیز شامل میشود بشرح زیر میباشند، سنتهای راتبه یا موکده، همواره پیامبر صلی الله علیه و سلم بر آنها مواظبت میفرمود.
نمازهای غیر واجب= نمازهای سنت
1-دلیل شرعی بودن آنها
نمازهای سنت بمنظور جبران نقص و کاهشی است که شاید در انجام فرایض پیش آید. و بعلاوه فضیلت نماز بیش از دیگر عبادات است (مهمترین اعمال عبادی نماز است) ، از ابوهریره روایت استکه پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمود:" إن أول ما يحاسب الناس به يوم القيامة من أعمالهم الصلاة، يقول ربنا لملائكته، وهو أعلم أنظروا في صلاة عبدي أتمها أم نقصها؟ فإن كانت تامة كتبت له تامة، وإن كان انتقص منها شيئا قال: أنظروا هل لعبدي من تطوع؟ فإن كان له تطوع قال: أتموا لعبدي فريضته من تطوعه، ثم تؤخذ الاعمال على ذلك [نخستین چیزی که در روز قیامت از اعمال بندگان خدا مورد باز خواست قرار میگیرد، نماز است، خداوند ما که خود آگاهتر است، به فرشتگان خود میفرماید: ببینید بنده من نمازش را کامل یا بطور ناقص خوانده است؟ اگر نمازش کامل باشد، بدان صورت در حساب او نوشته میشود، اگر نقصی داشته باشد، (خداوند) میفرماید: ببینید آیا این بنده من نماز سنت دارد؟ اگر نماز سنت خوانده بود، خداوند میفرماید: نماز واجب او را بوسیله نماز سنتش کامل کنید، سپس حساب اعمال دیگر او نیز بدینگونه خواهد بود]". بروایت ابوداود.
از ابوامامه روایت است که پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمود:" ما أذن الله لعبد في شئ أفضل من ركعتين يصليهما، وإن البر ليذر (1) فوق رأس العبد مادام في صلاته [هیچ عملی از اعمال بنده فضیلت دو رکعت نمازی (سنت) را که بجای میآورد، ندارد، بیگمان تا زمانی که انسان در نماز است، بر سر او خیر و نیکی میبارد]". بروایت احمد و ترمذی. سیوطی آن را “صحیح“ دانسته است. امام مالک در “موطا“ گفته است: از پیامبر صلی الله علیه و سلم روایت شده که فرمود است:" استقيموا ولن تحصوا، واعلموا أن خير أعمالكم الصلاة، ولن يحافظ على الوضوء إلا مؤمن [1] [از آنچه که بصورت سنت و فرض برایتان بیان شده است تجاوز نکنید بلکه استقامت پیش گیرید، ای کاش میتوانستید در همه آنها استقامت کنید. شما قادر نیستید که همه اعمال نیک را احصاء کنید و در آنها استقامت بورزید و پاداش آنها را نمیتوانید بشمارید، پس بقدر امکان کار نیک
انجام دهید و بهترین اعمال شما نماز است، و این تنها مومن است که در همه شرایط بر وضو ملازمت و مداومت دارد]". مسلم از ربیعه بن مالک اسلمی روایت کرده که پیامبر صلی الله علیه و سلم به وی فرمود: “ از من چیزی بخواه “، من گفتم: از تو میخواهم که مرا همراه خود به بهشت ببری، او فرمود:" أو غير ذلك؟ [ آیا غیر از آن چیزی نمیخواهی؟]"، گفتم: فقط همین خواسته را دارم، فرمود:" فأعني على نفسك بكثرة السجود [به من کمک کن به کثرت سجدهکردن = اگر میخواهی چنین کنـم، پس بسیار نماز بخوان تا من بتوانم ترا همراه خود به بهشت ببرم]". بدیهی است که مراد نماز سنت است.
2-سنت است که نماز گزار، نماز سنت را در خانه اش بخواند:
1- احمد و مسلم از جابر روایت کردهاند که پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمود:" إذا صلى أحدكم الصلاة في مسجده فليجعل لبيته نصيبا من صلاته فإن الله عز وجل جاعل في بيته من صلاته خيرا [هرگاه یکی از شما در مسجد نمازش را خواند، از آن سهمی نیز به خانهاش ببخشد (نماز سنتش را در خانه خویش بخواند) .بیگمان خداوند بزرگ، بدان نماز وی پاداش نیک ارزانی میدارد]".
2-عبدالله بن عمر گفته است که: پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمود:" اجعلوا من صلاتكم في بيوتكم ولا تتخذوا قبورا [بعضی از نمازهای خود را در منزلتان بخوانید و منزلتان را چون گورستان خالی از نماز نگذارید]". بروایت احمد و ابوداود.
3-احمد از عمر روایت کرده که پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمود:" صلاة الرجل في بيته تطوعا نور، فمن شاء نور بيته [نماز سنت در خانه خواندن، نور خدا است، پس هر کس میخواهد، خانه خود را نورانی کند، نماز سنت را در خانهاش بخواند]".
4-ابو داود با اسناد صحـیح از زید بن ثابت روایت کرده که پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمود:" صلاة المرء في بيته أفضل من صلاته في مسجدي هذا، إلا المكتوبة [ثواب پاداش نماز خواندن، در منزل بیشتر است از ثواب نماز خواندن، در مسجد (مسجدالنبی صلی الله علیه و سلم )
مگر نمازهای فرض (که خواندن آنها در مسجد ثوابش بیشتر است)]".
از این احادیث چنان استفاده م
نمازهای غیر واجب= نمازهای سنت
1-دلیل شرعی بودن آنها
نمازهای سنت بمنظور جبران نقص و کاهشی است که شاید در انجام فرایض پیش آید. و بعلاوه فضیلت نماز بیش از دیگر عبادات است (مهمترین اعمال عبادی نماز است) ، از ابوهریره روایت استکه پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمود:" إن أول ما يحاسب الناس به يوم القيامة من أعمالهم الصلاة، يقول ربنا لملائكته، وهو أعلم أنظروا في صلاة عبدي أتمها أم نقصها؟ فإن كانت تامة كتبت له تامة، وإن كان انتقص منها شيئا قال: أنظروا هل لعبدي من تطوع؟ فإن كان له تطوع قال: أتموا لعبدي فريضته من تطوعه، ثم تؤخذ الاعمال على ذلك [نخستین چیزی که در روز قیامت از اعمال بندگان خدا مورد باز خواست قرار میگیرد، نماز است، خداوند ما که خود آگاهتر است، به فرشتگان خود میفرماید: ببینید بنده من نمازش را کامل یا بطور ناقص خوانده است؟ اگر نمازش کامل باشد، بدان صورت در حساب او نوشته میشود، اگر نقصی داشته باشد، (خداوند) میفرماید: ببینید آیا این بنده من نماز سنت دارد؟ اگر نماز سنت خوانده بود، خداوند میفرماید: نماز واجب او را بوسیله نماز سنتش کامل کنید، سپس حساب اعمال دیگر او نیز بدینگونه خواهد بود]". بروایت ابوداود.
از ابوامامه روایت است که پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمود:" ما أذن الله لعبد في شئ أفضل من ركعتين يصليهما، وإن البر ليذر (1) فوق رأس العبد مادام في صلاته [هیچ عملی از اعمال بنده فضیلت دو رکعت نمازی (سنت) را که بجای میآورد، ندارد، بیگمان تا زمانی که انسان در نماز است، بر سر او خیر و نیکی میبارد]". بروایت احمد و ترمذی. سیوطی آن را “صحیح“ دانسته است. امام مالک در “موطا“ گفته است: از پیامبر صلی الله علیه و سلم روایت شده که فرمود است:" استقيموا ولن تحصوا، واعلموا أن خير أعمالكم الصلاة، ولن يحافظ على الوضوء إلا مؤمن [1] [از آنچه که بصورت سنت و فرض برایتان بیان شده است تجاوز نکنید بلکه استقامت پیش گیرید، ای کاش میتوانستید در همه آنها استقامت کنید. شما قادر نیستید که همه اعمال نیک را احصاء کنید و در آنها استقامت بورزید و پاداش آنها را نمیتوانید بشمارید، پس بقدر امکان کار نیک
انجام دهید و بهترین اعمال شما نماز است، و این تنها مومن است که در همه شرایط بر وضو ملازمت و مداومت دارد]". مسلم از ربیعه بن مالک اسلمی روایت کرده که پیامبر صلی الله علیه و سلم به وی فرمود: “ از من چیزی بخواه “، من گفتم: از تو میخواهم که مرا همراه خود به بهشت ببری، او فرمود:" أو غير ذلك؟ [ آیا غیر از آن چیزی نمیخواهی؟]"، گفتم: فقط همین خواسته را دارم، فرمود:" فأعني على نفسك بكثرة السجود [به من کمک کن به کثرت سجدهکردن = اگر میخواهی چنین کنـم، پس بسیار نماز بخوان تا من بتوانم ترا همراه خود به بهشت ببرم]". بدیهی است که مراد نماز سنت است.
2-سنت است که نماز گزار، نماز سنت را در خانه اش بخواند:
1- احمد و مسلم از جابر روایت کردهاند که پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمود:" إذا صلى أحدكم الصلاة في مسجده فليجعل لبيته نصيبا من صلاته فإن الله عز وجل جاعل في بيته من صلاته خيرا [هرگاه یکی از شما در مسجد نمازش را خواند، از آن سهمی نیز به خانهاش ببخشد (نماز سنتش را در خانه خویش بخواند) .بیگمان خداوند بزرگ، بدان نماز وی پاداش نیک ارزانی میدارد]".
2-عبدالله بن عمر گفته است که: پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمود:" اجعلوا من صلاتكم في بيوتكم ولا تتخذوا قبورا [بعضی از نمازهای خود را در منزلتان بخوانید و منزلتان را چون گورستان خالی از نماز نگذارید]". بروایت احمد و ابوداود.
3-احمد از عمر روایت کرده که پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمود:" صلاة الرجل في بيته تطوعا نور، فمن شاء نور بيته [نماز سنت در خانه خواندن، نور خدا است، پس هر کس میخواهد، خانه خود را نورانی کند، نماز سنت را در خانهاش بخواند]".
4-ابو داود با اسناد صحـیح از زید بن ثابت روایت کرده که پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمود:" صلاة المرء في بيته أفضل من صلاته في مسجدي هذا، إلا المكتوبة [ثواب پاداش نماز خواندن، در منزل بیشتر است از ثواب نماز خواندن، در مسجد (مسجدالنبی صلی الله علیه و سلم )
مگر نمازهای فرض (که خواندن آنها در مسجد ثوابش بیشتر است)]".
از این احادیث چنان استفاده م
از من میخواهید به شما بگویم؟]". عرض کردند: آری دلمان میخواهد که آن را به ما بگوئید. او فرمود:" كلمات علمنيهن جبريل عليه السلام: تسبحان في دبر كل صلاة عشرا، وتحمدان عشرا، وتكبران عشرا، وإذا أويتما إلى فراشكما، فسبحا ثلاثين وثلاثين [کلماتی است که جبریل آنها را به من یاد داده است: بعد از هر نمازی ده بار تسبیح و ده بار تحمید و ده بار تکبیر بگویم: و چون به رختخواب رفتم 33 بار تسبیح و 33 بار تحمید و 34 بار تکبیر بگویم]". حضرت علی گوید: بخدای سوگند از آنوقت که پیامبر صلی الله علیه و سلم آنها را به من یاد داد آنها را ترک نکرده ام.
13-از عبدالرحمن بن غنـم روایت است که پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمود:" من قال قبل أن ينصرف ويثني رجله من صلاة المغرب والصبح: لا إله إلا الله وحده لا شريك له، له الملك وله الحمد بيده الخير يحيي ويميت وهو على كل شئ قدير عشر مرات كتب له بكل واحدة عشر حسنات ومحيت عنه عشر سيئات، ورفع له عشر درجات، وكانت حرزا من كل مكروه، وحرزا من الشيطان الرجيم، ولم يحل لذنب يدركه إلا الشرك فكان من أفضل الناس عملا إلا رجلا يفضله يقول أفضل مما قال [کسی که بعد از سلام نماز مغرب و نماز صبح و پیش از آنکه محل نماز را ترک کند ده بار بگوید: لااله الا الله ... ده نیکی به حساب او نوشته و ده بدی از حساب او پاک کرده میشود، و ده درجه بر قدر و ارزش او افزوده میگردد، و او را از هر بدی و ناخوش آیندی و از وسوسه شیطان رانده شده، مصون می دارد، و هیچ گناهی، مگر شرک، نمیتواند او را هلاک و تباه سازد، و کردار او از کردار همه مردم برتر است، مگر کسانی که بیش از او آن ذکر را بگویند، یا ذکر بهتر از آن بر زبان آورند]". بروایت احمد. ترمذی نیز چیزی شبیه بدان را روایت کرده، ولی " بيده الخير " را ندارد.
14-مسلم بن حارث از پدرش روایت کرده که او گفته است: پیامبر صلی الله علیه و سلم به من فرمود:" إذا صليت الصبح فقل قبل أن تكلم أحدا من الناس: اللهم أجرني من النار، سبع مرات، فإنك إن مت من يومك كتب الله عزوجل لك جورا من النار، وإذا صليت المغرب فقل قبل أن تكلم أحدا من الناس: اللهم إني أسألك الجنة: أللهم أجرني من النار، سبع مرات، فإنك إن مت من ليلتك كتب الله عزوجل لك جوارا من النار [چون نماز . صبح را گزاردی، پیش از آنکه با کسی سخن بگوئی، هفت بار بگو خداوندا مرا از آتش دوزخ برهان، بیگمان اگر همان روز بمیری خداوند بزرگ رهائی شما را از آتش دوزخ نوشته است. و چون نماز مغرب را گزاردی، پیش از آنکه با کسی سخن بگوئی، بگو: خداوندا بهشت را از تو میخواهم، خداوندا، مرا از آتش دوزخ برهان. بیگمان اگر همان شب بمیری، خداوند بزرگ رهائی شما را از آتش دوزخ نوشته است]". بروایت احمد و ابوداود.
15-از ابوحاتم روایت است که پیامبر صلی الله علیه و سلم چون نمازش را بپایان میبرد، میفرمود:" اللهم أصلح لي ديني الذي هو عصمة أمري، وأصلح دنياي التي جعلت فيها معاشي: اللهم إني أعوذ برضاك من سخطك، وأعوذ بعفوك من نقمتك وأعوذ بك منك، لا مانع لما أعطيت، ولا معطي لما منعت، ولا ينفع ذا الجد، منك الجد [خداوندا دینم را اصلاح کن که پاکی و پاکدامنی من در آن است. و دنیایم را اصلاح کن که زندگیم در آن است. خداوندا از خشم تو به خـرسندی و رضای تو پناه میبرم، و از غضب تو به عفو و گذشت تو پناه میبرم، و از تو به تو پناه میبرم. چیزی را که تو عطا کنی، کسی نمیتواند مانع آن باشد و چیزی را که تو منع کنی، کسی نمیتواند آن را عطا کند. هیـچ بخت و عظمت و ثروتی در پیشگاه تو بندگان را بکار نیاید، بلکه تنها عمل صالح و کردار شایسته برایشان سودمند واقع میشود]".
16-بخاری و ترمذی روایت کردهاند که: سعد بن ابی و قاص، همانگونه که معلم هنر نگارش را به نو آموزان میآموزد، کلمات و دعاهای زیر را به فرزندانش یاد میداد و میگفت: پیامبر صلی الله علیه و سلم پس از نماز، بدان استعاذه میفرمود:" اللهم إني أعوذ بك من البخل وأعوذ بك من الجبن، وأعوذ بك أن أرد الى أرذل العمر، وأعوذ بك من فتنة الدنيا، وأعوذ بك من عذاب القبر [خداوندا از بخل و ترسوئی و بدترین روزهای زندگی (دوران پیری و از کار افتادگی) و فتنه و آشوب دنیائی و عذاب قبر به تو پناه میآورم ]".
17-ابوداود و حاکـم روایت کردهاند که پیامبر صلی الله علیه و سلم بعد از هر نمازی میگفت: " الله
جماعت در مسجد بخوانند. عبدالرحمن بن عبدالقادری گفته است: شبی در رمضان همراه عمر بن خطاب به مسجد رفتیم، دیدیم كه مردم در مسجد پراكندهاند، یكی تنها نماز میخواند، و دیگری نیز تنها نماز میخواند و گروهی به وی اقتدا میكردند. عمر گفت: به نظرم اگر همه را جمع كنم و قاریء القرآنی را به امامت همه آنان بگمارم بهتر باشد. سپس تصمیم گرفت و همه مردم را گرد هم آورد و ابی بن كعب را به امامت آنان گمارد. سپس شبی دیگر با وی بیرون آمدیم، دیدیم كه مردم همه پشت سر قاریء القرآن خود نماز میخوانند. و عمر گفت:" نعمت البدعة هذه والتي ينامون عنها أفضل من التي يقومون [كار خوبی است كه مردم را به نماز جماعت سنت تراویح بصورت جمعی با هم وا داشتم، و بهتر است كه آن را در آخر شب بعد از خواب بخوانند نه اول شب پیش از خواب و مردم آن را در اول شب می خواندند]". بخاری و ابن خزیمه و بیهقی و دیگران آن را روایت كردهاند[3].
٤-قرائت قرآن در نماز سنت تراویح:
درباره قرائت قرآن بعد از فاتحه در نماز تراویح، چیزی از پیامبر صلی الله علیه و سلم روایت نشده است. گذشتگان دویست آیه میخواندند و از بس كه قرائت را طول میدادند، خسته شده و بر عصای خویش تكیه میدادند. تا پیش از سپیده صبح از مسجد بر نمیگشتند و آنگاه از ترس اینكه مبادا سپیده بدمد به خادمان خود میگفتند كه در آوردن غذای سحری شتاب بورزند. سوره بقره را در هشت ركعت میخواندند. چنانچه آن را در دوازده ركعت میخواندند، آن را تخفیف به حساب میآوردند. ابن قدامه گفته است كه: احمد گفته:“در ماه رمضان باید قرائت را كوتاه كرد تا مردم در مشقت نیفتند، بویژه در شبهای كوتاه“. قاضی میگوید: مستحب است كه در ماه رمضان یكبار همه قرآن را در نماز تراویح بخوانند تا مردم تمام قرآن را بشنوند و نباید امام بیش از یكبار قرآن را در نماز ختم كند مبادا مامومین در مشقت بیفتند و مراعات حال مردم بهتر است. چنانچه گروهی به قرائت بلند و طولانی راضی شدند نماز آن بهتر است. همانگونه كه ابوذر گفته است:“ در ماه رمضان شب آنقدر با پیا مبر صلی الله علیه و سلم نماز خواندیم تا اینكه ترسیدیم كه مبادا به سحری نرسیم و قاریء تا دویست آیه را می خواند“.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] - عرفجه گفته است كه حضرت علی به نماز تراویح دستور میداد. برای مردمان پیشنمازی و برای زنان پیشنمازی جداگانه تعیین میفرمود و من پیشنماز زنان بودم.
[2] -به رای امام مالك تعداد ركعات سنت “تراویح "، بغیر سنت وتر سی و شش ركعت است. زرقانی گفته است بقول ابن حبان ابتدای نماز تراویح یازده ركعت بود و قرائت را بسیار طولانی میكردند. چون بر مردم گران آمد قرات را تخفیف دادند و ركعات را به بیست افزایش دادند بدون سنت شفع و وتر و قرائت را متوسط قرار دادند سپس قرائت را باز هم تخفیف دادند و ركعات را بدون سنت شفع و وتر به سی و شش ركعت افزایش دادند.
[3] - لیكن برداشت قسطلانی در ارشاد الساری شرح بخاری از این حدیث اینست كه خواندن آن اول شب بهتر است. ارشاد الساری / ج ٣ ص٤٢٦ . “مترجم“
دارم فی سبیل الله درس میدم 😊رایگان فقط التماس دعادارم از شما عضو بشین تا ختم قران در کنارمون بمونید
جزاکم الله خیر
خواند. چنانچه صحت آن حدیث را قبول کنیم، مقصود آنست که پیامبر صلی الله علیه و سلم تا اینکه از دنیا رفت بعد از رکوع بسیار میایستاد و دعاهای فراوان میخواند و قنوت بمعنی خواندن مطلق دعا نیز آمده است که برای اینجا مناسب میباشد. بهرصورت این اختلاف مباح، و انجام و عدم انجام آن مساوی است و بهترین راهنمائی، راهنمائی پیامبر صلی الله علیه و سلم میباشد.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] -این قبایل پیش پیامبر(ص) فرستادند که ما مسلمان شدهایـم و کسانی را پیش ما بفرست تا احکام اسلام را به ما یاد دهند. پیامبر(ص) هفتاد نفر از یاران خود را به میان آن قبایل کسیل داشت که سرانجام آن قبایل خیانت کردند و این هفتاد نفر را کشتند. لذا پیامبر (ص) در نماز بر علیه آن قبایل دعا میکرد. و دعای قنوت بطور سنت در آمد.
[2] -برای شان نزول و تفسیر کامل این آیه، به تفسیر مراغی تفسیر آیه ١٢٧ سورة آل عمران مراجعه شود. براستی این آیه بقدری آموزنده است که نمیتوان اهمیت آن را در اینجا بیان کرد.
[3] -یعنی درست نیست. به نظر میرسد مرادش خواندن قنوت در نماز صبح در غیر اوقات پیش آمدهای ناگوار است. مترجم
لطفا عضو بشین و نشر کنید تا در کنار هم ادامه بدیم
اهمیت و برسی اخلاق
/channel/akhlaQ61
مفاهیم قران اموزش تفسیر کلمه ب کلمه قران
/channel/mfahim61
دعوت بر اساس حکمت
/channel/davt61
فته است این دلیل قوی است. شافعی و دیگران گفتهاند: تنها در نیمه دوم ماه رمضان در نماز وتر قنوت خوانده میشود. چه ابوداود روایت کرده است که: عمر ابن الخطاب (در ماه رمضان برای خواندن نماز تراویح در مسجد) ابی بن کعب را به امامت مرد منصوب کرد و او در مدت بیست شب برای مردم نماز میخواند و تنها در نیمه دوم رمضان قنوت میخواند. از محمد ابن نـصر روایت است که او درباره آغاز قنوت، در نماز وتر، از سعید بن جبیر سوال کرده است.
سعید گفت: عمر ابن الخطاب سپاهی را گسیل داشته بود که به تنگنا افتاده و او را نگران ساخته بود، چون نیمه دوم رمضان فرا رسید، در نماز قنوت میخواند و برایشان دعا مینمود.
٧- محل خواندن قنوت:
قنوت را میتوان پیش از رکوع و بعد از قرائت یا بعد از برخاستن از رکوع خواند. از حمید روایت است که: درباره خواندن قنوت پیش از رکوع یا بعد از آن، از انس سوال کردم، او گفت: ما گاهی پیش از رکوع و گاهی بعد از آن میخواندیم. به روایت: ابن ماجه و محمد بن نصر. حافظ در “الفتح“ گفته است: اسناد این حدیث قوی است.
اگر نمازگزار بخواهد پیش از رکوع قنوت بخواند، بایستی پس ازفراغت از قرائت با گفتن تکبیر دستها را بلند کند (آنگاه دعای قنوت را بخواند)، و چون قنوت را تمام کرد با گفتن تکبیر به رکوع برود. این کیفیت از برخی از یاران پیامبر صلی الله علیه و سلم روایت شده است. بعضی از فقهاء دست بلند کردن (بحالت دعا خواندن) را در وقت قنوت مستحب میدانند و برخی دیگر آن را مستحب نمیدانند. اما درباره دست بر چهره مالیدن پس از خواندن قنوت، بیهقی گفته است: بهتر است که آن را نکند و از سلف پیروی نماید که آنان در نماز دستها را بلند میکردند ولی بر روی نمیمالیدند.
٨-اوراد و دعای بعد از نماز وتر:
مستحب است که نمازگزار پس از نماز وتر سه بار بگوید:" سبحان الملك القدوس، و سومی را با صدای بلند بگوید. سپس بگوید:" رب الملائكة والروح. ابوداود و نسائی از ابی بن کعب روایت کردهاند که: “پیامبر صلی الله علیه و سلم در نماز وتر " سبح اسم ربك الاعلى و قل يأيها الكافرون و قل هو الله أحد " را میخواند. و چون سلام میداد سه بار میگفت:" سبحان الملك القدوس "که سومی را با صدای کشیده و بلند میگفت: “البته متن نسائی چنین است. ولی دارقطنی میگوید: بعد از آن میگفت:
" رب الملائكة والروح ". سپس دعائی را میخواند که احمد و اصحاب سنن آن را از علی بن ابیطالب روایت کردهاند: او گفت: پیامبر صلی الله علیه و سلم در آخـر نماز وترش میگفت:" اللهم إني أعوذ برضاك من سخطك، وأعوذ بمعافاتك من عقوبتك، وأعوذ بك منك، لا أحصي ثناء عليك، أنت كما أثنيت على نفسك [خداوندا از خشـم تو به رضای تو پناه میبرم، و از عقوبت و باز خواست تو، به عفو و گذشت تو پناه میبرم، و از تو بتو پناه میبرم، بیگمان آنگونه که تو خود را ستودهای، من نمیتوانم تو را بستایم و ثنای تو را بپایان ببرم]".
٩-در یک شـب نمیتوان دو بار نماز وتر خواند:
کسی که نماز وترش را خواند، سپس خواست که نماز دیگر را بخواند، اشکال ندارد و اعاده وتر بعد از آن لازم نیست. چه ابوداود و نسائی و ترمذی با روایت “حسن“ از علی بن ابیطالب روایت کردهاند که گفته است: از پیامبر صلی الله علیه و سلم شنیدم که میفرمود: " لا وتران في ليلة [در یک شب دو وتر نیست]". از عایشه روایت است که پیامبر صلی الله علیه و سلم (بعد از نماز وتر) سلام میداد که ما میشنیدیم، سپس بعد از سلام دو رکعت را نشسته میخواند. به روایت مسلـم.
از ام سلمه روایت است که: پیامبر صلی الله علیه و سلم بعد از وتر دو رکعت را نشسته میخواند. به روایت احمد و ابوداود و ترمذی و دیگران.
١٠-قضای نماز وتر:
به مذهب جمهور علمای فقه، میتوان نماز “وتر“ را قضاء کرد. چه بیهقی و حاکم بشرط شیخین و با روایت صحیح از ابوهریره روایت کردهاند که: پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمود:" إذا أصبح أحدكم ولم يوتر فليوتر [هرگاه یکی از شما تا هنگام صبح نماز وترش را نخوانده بود، آن را قضاء کند]". ابوداود از ابوسعید خدری روایت کرده است که: پیامبر صلی الله علیه و سلم
خواند و آنکس که میپندارد آخر شب بیدار میشود نماز وترش را آخر شب بخواند چه فرشتگان در نماز آخر شب حاضر میشوند و آن بهتر است]". به روایت احمد و مسلم و ترمذی و ابن ماجه.
باز هم از او روایت است که پیامبر صلی الله علیه و سلم به ابوبکر فرمود: “کی نماز وتر را میخوانی“؟ گفت: اول شب بعد از نماز عشاء، گفت: “و تو ای عمر“، او گفت: آخر شب میخوانم. ایشان فرمودند:" أما أنت يا أبا بكر فأخذت بالثقة وأما أنت يا عمر فأخذت بالقوة [اما تو ای ابوبکر با اطمینان و احتیاط کار میکنی و قصد داری که نماز شب را نیز بخوانی، و اما تو ای عمر با قدرت عمل میکنی و بر قدرت خود متکی هستی که آخر شب آن را بخوانی]". به روایت احمد و ابوداود و حاکم و او گفته بشرط مسلم صحیح است.
در اواخر عمر، پیامبر صلی الله علیه و سلم بهنگام سحر نماز وتر را میخواند، چه آن بهتر است، همانگونه که گذشت. عایشه فرموده است: “چون پیامبر صلی الله علیه وسلم در اول و در وسط و در آخر شب نماز وتر را خوانده است سپس در آخر عمرش “وتر“ او به “وقت سحر منتهیگردید“. به روایت گروه محدثین.
بهرحال پیامبر صلی الله علیه و سلم به یاران خود توصیه میفرمود که احتیاطاً پیش از خواب، نماز “وتر“ خود را بخوانند. سعد ابن ابی وقاص نماز عشاء را در مسجد پیامبر صلی الله علیه و سلم (مسجد النبی) میخواند، سپس تنها یک رکعت “وتر“ میخواند. از او سوال کردند:
ای ابو اسحاق چرا تنها یک رکعت وتر میخوانی؟ گفت: بلی... من از پیامبر صلی الله علیه و سلم شنیدهام که میفرمود:" الذي لا ينام حتى يوتر حازم [کسی که پیش از خواب نماز وتر را بخواند جانب احتیاط و حزم را رعایت کرده است]" احمد آن را با راویان موثوق به نقل کرده است.
٤-تعداد رکعات وتر:
ترمذی گفته است که: سیزده رکعت، یازده رکعت، نه رکعت، هفت رکعت، پنج رکعت، سه رکعت و یک رکعت از پیامبر صلی الله علیه و سلم روایت شده است. اسحاق بن ابراهیـم گفته است: مراد از سیزده رکعت آنست که پیامبر صلی الله علیه و سلم در شب با وتر رویهمرفته سیزده رکعت خوانده است. یعنی نماز شب و وتر هر دو سیزده رکعت بوده است.
میتوان نماز وتر را دو رکعت دو رکعت خواند سپس در آخر یک رکعت را تنها خواند و سلام داد. و میتوان همه را با دو تشهد و یک سلام خواند. بدینگونه که همه رکعات را پشت سرهم بدون تشهد بخوانی تا میرسی به رکعت پیش از رکعت آخر، که در آن تشهد میخوانی، سپس برای آخرین رکعت بر میخیزی و آخرین رکعت را که خواندی، تشهد دوم را می خوانی و سلام میدهی. همچنین جایز است که همـه را با یک تشهد و یک سلام خواند، که فقط در آخرین رکعت تشهد را بخوانی و سلام بدهی. همه این کیفیتها از پیامبر صلی الله علیه و سلم روایت شده است. ابن القیم گفته است که: در سنت صحیح و محکم آمده است که میتوان پنج رکعت را، پشت سر هم و همچنین هفت رکعت را پشت سر هم، خواند. مانند حدیث ام سلمه که گفته است: “پیامبر صلی الله علیه و سلم پنج رکعت وتر و هفت رکعت وتر را، میخواند بدون اینکه با سلام دادن، یا حرف زدن، بین آنها فاصله اندازد“. احمد و نسائی و ابن ماجه با سند “جید“ آن را روایت کردهاند. عایشه نیز گفته است: “پیامبر صلی الله علیه و سلم در شب، سیزده رکعت نماز میخواند که پنج رکعت آنها وتر بود و در رکعت آخر آنها مینشست و تشهد میخواند“. این حدیث متفق علیه است. باز ایشان گفتهاند: در شب ٩ رکعت نماز میخواند که در رکعت هشتم مینشست و ذکر و حمد و دعا میگفت، سپس بدون اینکه سلام بدهد، برمیخاست و رکعت نهم را میخواند، سپس مینشست و تشهد دوم را میخواند و سلام میداد که ما سلام دادن او را میشنیدیم. سپس دو رکعت دیگر میخواند و سلام میداد در حالیکه نشسته بود. بدینگونه یازده رکعت تمام میشد. چون ایشان پیر شدند هفت رکعت وتر را با هم میخواندند که در دو رکعت اخیر مانند اول رفتار میکردند.
در روایت دیگری از ایشان آمده است که:
پیامبر صلی الله علیه و سلم چون پیر شدند هفت رکعت وتر را با هم میخواند که در رکعت ششم و هفتم مینشستند و تشهد میخواندند و در هفتم سلام میدادند. در
سنت مغرب
قبلا از ابن عمر نقل شد که دو رکعت سنت بعد از مغرب از جمله نمازهائی بود، که پیامبر صلی الله علیه و سلم آنها را ترک نمیکرد. بنابر این دو رکعت بعد از نماز مغرب سنت است. مستحب است که در دو رکعت نماز سنت مغرب، بعد از فاتحه سورههای" قل يأيها الكافرون و قل هو الله أحد "خوانده شود. از ابن مسـعود روایت است که گفته:
بدفعات بیشمار از پیامبر صلی الله علیه و سلم شنیدهام که در دو رکعت بعد از نماز مغرب و دو رکعت پیش از نماز صبح" قل يأيها الكافرون و قل هو الله أحد " را میخواند. به روایت ابن ماجه و ترمذی،که او آن را “حسن“ دانسته است.
مستحب است که آن دو رکعت را در منزل خواند. از محمود بن لبید روایت است که: پیامبر به نزد “بنی عبدالاشهل“ رفت، و نماز مغرب را برایشان خواند، چون سلام داد، فرمود: " اركعوا هاتين الركعتين في بيوتكم [آن دو رکعت را در منزلهایتان بخوانید]". به روایت احمد و ابوداود و ترمذی و نسائی. قبلا نیز گفتیـم که پیامبر صلی الله علیه و سلم آنها را در خانه میخواند.
سنت عشاء
از احادیث پیشین میتوان دلیل سنت بودن دو رکعت بعد از نماز عشاء را فهمید.
[نمازهای (سنت) شب و روز دو رکعتی است]". ابوداود آن را با سند صحیح روایت کرده است.
قضای سنت ظهر چون فوت گردد:
از عایشه روایت است که: پیامبر صلی الله علیه و سلم اگر چهار رکعت پیش از ظهر را نمیخواند، آنها را بعد از نماز ظهر “قضا“ میکرد. ترمذی آن را بصورت “حسن غریب“ روایت کرده است. ابن ماجه نیز از عایشه روایت کرده است که گفته است: “ پیامبر صلی الله علیه و سلم هرگاه چهار رکعت پیش از نماز ظهرش فوت میشد (قضای) آنها را بعد از دو رکعت سنت بعد از ظهر بجای میآورد“.
تا اینجا سخن از قضای سنت راتبه پیش از ظهر بود، و اما در باره قضای سنت راتبه بعد از ظهر احمد از ام سلمه روایت کرده است که گفته:“پیامبر صلی الله علیه و سلم نماز ظهر را خواند، سپس مالی را پیش او آوردند، ایشان نشستند و به تقسیم آن بین مردم مشغول شدند تا اینکه موذن اذان عصر را گفت، آنگاه نماز عصر را گزاردند، سپس سوی من آمد، چه نوبه من بود، و دو رکعت کوتاه خواند. گفتیم: ای رسول خدا این دو رکعت چه بود؟ به تو دستور داده شده است که آنها را بخوانی؟ فرمود: نخیر، اینها همان دو رکعتی بود که همواره بعد از نماز ظهر میخواندم، ولی امروز تقسیم این اموال مرا بخود مشغول داشت تا اینکه موذن اذان عصر راگفت، دوست نداشتم آنها را ترککنم“. به روایت بخاری و مسلم و ابوداود ولی متن ابوداود با این متن تفاوت دارد.
د“ دانسته است.
از قیس بن عمر روایت است که او برای نماز صبح بیرون آمد و در مسجد دید که پیامبر صلی الله علیه و سلم مشغول خواندن نماز صبح است، لذا نتوانست سنت فجر را بخواند، فورا با پیامبر صلی الله علیه و سلم نماز صبح را خواند. سپس چـون نماز صبح تمام شد، برخاست و سنت فجر را بجای آورد. پیامبر صلی الله علیه و سلم از کنار او گذشت و فرمود:’’ ما هذه الصلاة؟ [این نماز چیست؟]’’. او گفت: “سنت فجر است“، “پیامبر صلی الله علیه و سلم حرفی نزد و سکوت فرمود“. به روایت احمد و ابن خزیمه و ابن حبان و اصحاب سنن، مگر نسائی. عراقی اسناد آن را “حسن“ دانسته است.
احمد و شیخین آن را از عمران بن حصین روایت کردهاند که:“ پیامبر صلی الله علیه و سلم و همراهانش یکبار در مسافرت خوابشان برده بود و به نماز صبح نرسیدند تا اینکه بر اثر حرارت و گرمای خورشید بیدار شدند، اندکی صبر کردند تا اینکه خورشید بلند شد، سپس دستور داد موذن اذان گفت، آنگاه دو رکعت سنت فجر را گزارده، سپس نماز صبح را خواند“.
از ظاهر احادیث چنان برمیآید که پیش از طلوع خـورشید و بعد از آن میتوان آن را قضا کرد، خواه با عذر یا بدون عذر، همراه با نماز صبح، یا تنها فوت شده باشد.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] -بقره/136.
[2] -آل عمران/64.
[3] -آل عمران/52.
سنت فجر
1-فضیلت آن:
درباره فضیلت مواظبت بر انجام سنت فجر چند حدیث آمده است:
1) عایشه (رض) درباره دو رکعت نماز سنت قبل از نـماز صبح از پیامبر صلی الله علیه و سلم روایت کرده که او فرموده است:" هما أحب إلي من الدنيا جميعا [من آن دو رکعت را از همه دنیا بیشتر دوست دارم]’’. بروایت احمد و مسلم و ترمذی.
٢) از ابوهریره روایت است که: پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمود:" لا تدعوا ركعتي الفجر وإن طردتكم الخيل [دو رکعت نماز سنت قبل از نماز صبح را، ترک نکنید، حتی اگر مورد هجوم دشمن قرار بگیرید (یعنی هر اندازه عذر داشته باشید، آنها را ترک نکـنید]’’. بروایت احمد و ابوداود و بیهقی و طحاوی.
٣) از عایشه(رض) روایت است که: پیامبر صلی الله علیه و سلم بیش از هر نماز سنتی، بر ادای نماز سنت پیش از نماز صبح، مواظبت میکرد (بدان بیش از همه اهمیت میداد). بروایت شیخین و احمد و ابوداود.
٤) از عایشه روایت استکه پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمود:" ركعتا الفجر خير من الدنيا وما فيها [دو رکعت پیش از نماز صبح از دنیا و آنچه در آن است بهتر میباشد]’’. بروایت احمد و مسلم و ترمذی و نسائی.
٥) بروایت احمد و مسلم از عایشه: پیامبر صلی الله علیه و سلم برای انجام دو رکعت نماز سنت پیش از نماز صبح بیشتر از هر عمل خیری دیگر شتاب میورزید.
2-تخفیف در سنت فـجر = کوتاه خواندن آن:
آنچه که از رفتار و کردار پیامبر صلی الله علیه و سلم مشهور است، آنست که قرائت را در دو رکعت نماز سنت فجر کوتاه میکرد و آنها را سبک میخواند:
1) از حفصه همسر پیامبر صلی الله علیه و سلم روایت است که: پیامبر صلی الله علیه و سلم دو رکعت سنت فجر را پیش از نماز صبح در منزل من بسیار کوتاه میخواند. نافع گفته است که: عبدالله بن عمر نیز آنها را کوتاه میخواند. بروایت احمد و شیخین.
٢) از عایشه روایت است که: پیامبر صلی الله علیه و سلم آنقدر دو رکعت سنت فجر را کوتاه میخواند، که من به شک میافتادم، فاتحه را خوانده است یا خیر؟ به روایت احمد و دیگران.
٣) از عایشه روایت است که: "پیامبر صلی الله علیه و سلم به اندازه خواندن فاتحه در دو رکعت سنت فجر میایستاد“. به روایت احمد و نسائی و بیهقی و مالک و طحاوی.
3-در نماز سنت فجر چه چیز باید خواند؟
مستحب است که در آن چیزی را خواند که از پیامبر صلی الله علیه و سلم روایت شده است، که بقرار زیر است:
1) از عایشه روایت است که پیامبر صلی الله علیه و سلم در دو رکعت سنت فجر " قل يأيها الكافرون و قل هو الله أحد، را آهسته میخواند. به روایت احمد و طحاوی. البته آن دو سوره را بعد از قرائت فاتحه میخواند چون نماز بدون خواندن فاتحه صحیـح نیست.
٢) از عایشه روایت است که پیامبر صلی الله علیه و سلم میفرمود: این دو سوره چقدر خوب هستند، و آنها را در سنت فجر میخواند. مقصود" قل يأيها الكافرون و قل هو الله أحد ، میباشد. به روایت احمد و ابن ماجه.
٣) از جابر روایت است که: شخصی سنت فجر را بجای آورد که در رکعت اول همه سوره قل يأيها الكافرون ، را خواند. پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمود:" هذا عبد عرف ربه [این بنده ایست که پروردگار خود را شناخته است]". و در رکعت دو م سوره" قل هو الله أحد ، را خواند. پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود:" هذا عبد آمن بربه [این بندهایست که به پروردگار خویش ایمان آورده است]". طلحه گفت: من دوست دارم این دو سوره را در این دو رکعت بخوانم. بروایت ابن حبان و طحاوی.
٤) از ابن عباس روایت است که: پیامبر صلی الله علیه و سلم در دو رکعت سنت فجر آیات زیر را میخـواند: در رکعت اول بعد از فاتحه آیه ’’ قولوا آمنا بالله وما أنزل إلى إبراهيم وإسماعيل وإسحق ويعقوب والاسباط وما أوتي موسى وعيسى وما أوتي النبيون من ربهم لا نفرق بين أحد منهم ونحن له مسلمون [1] [بگویید: ما ایمان آوردیم به الله و بدانچه به سوی ما فرو فرستاده شده و بدانچه که به سوی ابراهیـم و... فرو فرستاده شده و بدانچه که به سوی ابراهیم و... فرو فرستاده شده و بدانچه به موسی و عیسی و دیگر پیامبران از سوی پروردگارشان داده شده است، نیز ایمان آوردیم، ما ه
5-اقسام نمازهای سنت:
نماز سنت، به سنت مطلق وسنت مقید تقسیم میشود:
ا-در نماز سنت مطلق، تنها به نیت و قصد خواندن نماز اکتفا میشود. نووی گفته است: چون کسی به نماز سنت شروع کرد و عدد خاصی در نظر نداشت، میتواند بعد از یک رکعت سلام دهد یا آن را به دو رکعت یا سه رکعت یا یکصد رکعت یا هزار یا هر اندازه که دلش بخواهد، افزایش دهد. چنانچه نمیدانست چند رکعت خوانده است، سپس سلام داد، نمازش صحیح است و در آن خلاف نیست، یاران ما بر آن اتفاق نظر دارند.، و امام شافعی نیز در املای خویش چنین گفته است. بیهقی با اسناد خود روایت کرده است که: ابوذر رکعتهای فراوانی گزارد، چون سلام داد احنف بن قیس از او سوال کرد: آیا میدانی که رکعتهای این نماز شما زوج بود یا فرد؟ او گفت: اگر من ندانم مهم نیست، چون بیگمان خداوند آن را میداند، او در حالیکه میگریست، میگفت: من از محبوب خود ابوالقاسم شنیدهام که میفرمود:" ما من عبد يسجد لله سجدة إلا رفعه الله بها درجة وحط عنه بها خطيئة [خداوند در برابر هر سجدهای یک درجه مقام و متزلت بنده خود را بالا میبرد و گناهی را از او کم میکند]". دارمی در مسند خود آن را با سندی صحیح روایت کرده است. در سند وی تنها یک مرد هست که در عدالت او اختلاف دارند.
2-نماز سنت مقید، نمازهای سنت "راتبه“ صبح و ظهر و عصر و مغرب و عشاء و غیر از آنها را نیز شامل میشود بشرح زیر میباشند، سنتهای راتبه یا موکده، همواره پیامبر صلی الله علیه و سلم بر آنها مواظبت میفرمود.
یشود که خواندن نماز سنت در منزل مستحب است و ثواب آن در خانه بیش از مسجد است. نووی گفته است که خواندن نماز سنت در منزل، ازآن جهت مورد تشویق قرار گرفته است، که پنهان و بدور از تظاهر و ریا میباشد. و از مبطلات اعمال مصون میماند و موجب افزایش برکت و نزول رحمت خدا و فرشتگان در منزل است و شیطان را از آن میراند.
3-در نماز سنت طول قیام بر کثـرت سجده برتری دارد:
گروه محدثین جز ابوداود از مغیره بن شعبه روایت کردهاند که گفته است:
“پیامبر صلی الله علیه و سلم آنقدر در نماز (سنت) میایستاد، تا اینکه پاهایش یا ساقهای پایش ورم مـیکرد“، به وی گفته میشد: چرا چنین میکنی؟ می فرمود:" أفلا أكون عبدا شكورا
[آیا بنده سپاسگـزار خدا نباشم؟]”.
ابوداود از عبدالله بن حبشی خثعمی روایت کرده است که از پیامبر صلی الله علیه و سلم سوال شد: چه عملی ثوابش بیش از دیگر اعمال است؟ فرمود: ’’ طول القيام [قیام را طولانی نمودن]’’، کدام صدقه بهتر است؟ فرمود:’’ جهد المقل [صدقه فقیر]’’، کدام هجرت بزرگتر است؟ فرمود: ’’ من هجر ما حرم الله عليه [ترک چیزهای حرام بهترین هجرت است]". کدام جهاد بهتر است.؟ فرمود: ’’ من جاهد المشركين بماله ونفسه [کسیکه با جان و مال با مشرکان جهاد کند]’’، کدام شهادت شریفتر است؟ فرموده: ’’ من أهريق دمه وعقر جواده [کسی که خـونش ریخته شود و اسبش پی گردد (یعنی در جهاد )]’’.
4-میتوان نماز سنـت را نشسته خواند:
نمازگزار میتواند نماز سنت را نشسته بخـواند، اگـر چه قادر بر ایستـادن باشد.
همـانگونه که میتواند بعضی را نشسته و برخـی دیگر را ایستاده بخواند. حتی اگـر نماز یک رکعتی باشد، صحیح است که یک قسمت را ایستاده و قسمت دیگر را نشسته بخـواند، خواه اول بایستد و بعد بنشـیند یا بر عکس، فرقی نمیکند. همه این حالات بدون کراهت جـایز است. و بهر کیفیتی که بخواهد مینشیند، لیکـن بهتر است چهار زانو بنشیند. مسلم از علقمه روایت کرده است که: من از عایشه پرسیدم: “ پیامبر صلی الله علیه و سلم وقتی که دو رکعت نماز را نشسته میخـواند، چه کار میکرد؟“، او گفت: “در آنها بقرائت ادامه میداد، چـون میخواست به رکوع برود، برمیخاست و به رکوع میرفت“. احمد و اصحاب سنن از عایشه روایت کردهاند که گفته است: “ من هرگز پیامبر صلی الله علیه و سلم را ندیدهام که نماز شب را نشسته بخواند تا اینکه پا به سن گذاشت (پیر شد) آنوقت نماز شب را نشسته میخواند و به قرائت ادامه میداد تا اینکه در حدود چهل یا سی آیه باقی میماند، آنگاه برمیخاست آنها را میخواند سپس “به رکوع“ و به سجده میرفت“.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] -برای شرح این حدیث به: تنویر الحوالک فی شرح موطا امام مالک ج 1/ ص 57- 56 مراجعه شود، که ترجمه بالا نیز با توجه بدان شرح به اختصار نگاشته شد. و نیز رجوع شود به: المنتقی ج 1 /74. “مترجم“
م عافني في بدني، اللهم عافني في سمعي، اللهم عافني في بصري اللهم إني أعوذ بك من الكفر والفقر، اللهم إني أعوذ بك من عذاب القبر، لا إله إلا أنت [خداوندا به تنم و گوشم و چشمم، عافیت بخش، خداوندا از کفر و فقر و عذاب قبر، به تو پناه میبرم چه بجز تو الهی و خدائی نیست]".
18-امام احمد و ابوداود و نسائی از زید بن ارقم روایت کردهاند و در سند آن طفاوی هست که سست است. بموجب این روایت، پیامبر صلی الله علیه و سلم بعد از هر نمازش میفرمود: "اللهم ربنا ورب كل شئ أنا شهيد أنك الرب وحدك لا شريك لك، اللهم ربنا ورب كل شئ، أنا شهيد أن محمدا عبدك رسولك: اللهم ربنا ورب كل شئ، أنا شهيد أن العباد كلهم إخوة: اللهم ربنا ورب كل شئ، اجعلني مخلصا لك وأهلي (1) في كل ساعة من الدنيا والاخرة، يا ذا الجلال والاكرام، اسمع واستجب، الله الاكبر الاكبر، نور السموات والارض، الله الاكبر الاكبر، حسبي الله ونعم الوكيل الله الاكبر الاكبر [خداوندا، ای پروردگار ما و پروردگار همه چیز، من گواهی میدهم، که تنها تو پروردگار هستی و یگانه و بیانباز میباشی، و گواهی میدهم که محمد بنده و فرستاده تو است، و گواهی میدهم که همه بندگان تو با هم برادر هستند، خداوندا من و خانوادهام را در هر وقت و ساعتی از دنیا و آخرت در پیشگاه خود خالص و مخلص گردان. ای خدای شکوهمند و ارجمند از من بشنو و بپذیر، خداوند بزرگترین بزرگترها، منبع و سر چشمه نور و روشنی آسمانها و زمین است، خداوند برایم بس است و او بهترین تکـیهگاه است]".
19-احمد و ابن شیبه و ابن ماجه با سندی که در آن شخص گمنامی است، از ام سلمه روایت کردهاند که: پیامبر صلی الله علیه و سلم چون از نماز صبح سلام میداد، میگفت:" اللهم إني أسألك علما نافعا، ورزقا واسعا، وعملا متقبلا [خداوندا، .من دانشی سودمند، و روزی فراوان و کرداری پسندیده از تو مسئلت دارم]".
ت احمد و بخاری و مسلم و ابوداود.
8-از کعب بن عجره روایت است که پیامبر صلی الله علیه و سلم فرموده است:" معقبات لا يخيب قائلهن أو فاعلهن دبر كل صلاة مكتوبة ثلاثا وثلاثين تسبيحة، وثلاثا وثلاثين تحميد وأربعا وثلاثين تكبيرة [گوینده 33 بار تسبیح و 33 بار تحمید .و 34 بار تکبیر بعد از هر نماز فرض از رحمت خدا محروم نخواهد شد]". بروایت مسلم.
9-بروایت سمی از ابوصالح، از ابوهریره آمده است که: فقیران مهاجرین پیش پیامبر صلی الله علیه و سلم رفتند و گفتند: ثروتمندان همه درجات عالی و نعمتهای پایا را نصیب خود کردند، او فرمود: چگونه؟ گفتند: ایشان مثل ما نماز میخوانند و روزه میگیـرند و آنان صدقه میبخشند و بردگان را آزاد میسازند در حالیکه ما را توانائی آن نیست. پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمود: " أفلا أعلمكم شيئا تدركون به من سبقكم، وتسبقون من بعدكم، ولا يكون أحد أفضل منكم، إلا من صنع مثل ما صنعتم؟ [آیا میخواهید، چیزی را به شما بیاموزم، که بوسیله آن شما نیز به ثواب و پاداش گذشتگان برسید و از آیندگان پیشی گیرید و کسی از شما برتر نباشد مگر اینکه او نیز همین عمل شما را انجام دهد؟]".گفتند: آری، آن را به ما بیاموز فرمود:" تسبحون الله وتكبرون وتحمدون دبر كل صلاة ثلاثا وثلاثين مرة [33 بار تسبیح و تکبیر و تحمید الله را بعد از هر نماز بگوئید]". سپس مستمندان مهاجر پیش پیامبر صلی الله علیه و سلم برگشتند و گفتند: برادران ثروتمند ما نیز این عمل را بگونه ما انجام میدهند. آنگاه پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمود:" ذلك فضل الله يؤتيه من يشاء [این فضل و بخشش خداوند است که به هر کس بخواهد آن را ارزانی میدارد (بدست من نیست)]". سمّی گوید: این حدیث را برای یکی از خویشاوندانم باز گفتم. او گفت: اشتباه کردهای، بیگمان به تو گفته است: 33 بار تسبیح، 33 بار تحمید، و 34 بار تکبیر بگو. لذا پیش ابوصالح برگشتم و آن را برایش گفتم. او دست مرا گرفت و گفت: " الله أكبر، وسبحان الله، والحمد لله، والله أكبر، (وسبحان الله، والحمد لله، تا اینکه هریک از آنها را 33 بار میگوئی: این حدیث متفق علیه است.
10-باز هم در حدیث صحیح آمده است که: ٢٥ بار تسبیح، ٢٥ بار تحمید، ٢٥ ، بار تکبیر، و ٢٥ بار لا إله إلا الله وحده لا شريك له، له الملك وله الحمد وهو على كل شئ قدير ، بگوید.
11-از عبدالله بن عمرو روایت است که: پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمود:" خصلتان من حافظ عليهما أدخلتاه الجنة وهما يسير ومن يعمل بهما قليل، قالوا: وما هما يا رسول الله؟ قال: (أن تحمد الله، وتكبره وتسبحه في دبر كل صلاة مكتوبة عشرا عشرا وإذا أتيت إلى مضجعك، تسبح الله وتكبره وتحمده مائة فتلك خمسون ومائتان باللسان، وألفان وخمسمائة في الميزان فأيكم يعمل في اليوم والليلة ألفين وخمسمائة سيئة قالوا: كيف من يعمل بها قليل؟ قال: يجئ أحدكم الشيطان في صلاته فيذكره حاجة كذا وكذا فلا يقولها، ويأتيه عند منامه فينومه فلا يقولها
[دو خصلت هست هرکس آنها را پیوسته انجام دهد او را به بهشت میبرند، آنها آسان هستند ولی کمتر کس بدانها عمل میکند گفتند: آنها چیستند ای رسول خدا؟ فرمود: آنست که بعد از هر نماز فرض هر یک از تحمید و تکبیر و تسبیح را ده بار بگوئی، و چون به رختخواب رفتی یکصد بار تسبیح و تکبیر و تحمید بگوئی که جمعاً (در فرایض پنجگانه و بوقت خواب) 250 بار میشود، ولی از نظر پاداش دو هزار و پانصد بار به حساب می آید (چه هر عمل نیک یک به ده است) کدامیک از شما در شبانه روز دو هزار و پانصد عمل ناشایست انجام میدهد؟ گفتند" چگونه عاملان بدان اندک هستند؟ فرمود: شیطان بهنگام نماز انسان را وسوسه میکند و نیازها را به یاد او میآورد، در نتیجه آن اذکار را نمیگوید، و بهنگام خواب نیز او را وسوسه میکند و خواب او را فرا میگیرد در نتیجه آن را نمیگوید. عبدالله گوید: من پیامبر صلی الله علیه و سلم را دیدم که آن اذکار را با (انگشتان) دست خود میشمرد بروایت ابوداود و ترمذی. ترمذی آن را "حسن صحیح“ دانسته است]".
12-از علی بن ابیطالب روایت است که او و فاطمه بدنبال خادمی میگشتند که
بعضی از کارها را برایشان انجام دهد. پیامبر صلی الله علیه و سلم آنان را از آن کار منع فرمود و بدیشان گفت: " ألا أخبركما بخير مما سألتماني؟ [مگر نمیخواهید چیزی بهتر از آنچه که