4414
امشب همه شب نشسته اندر حزنم فردا بروم مناره را کارد زنم خشم آلودست اگرچه با ماست صنم در چاه رسیدهام ولی بیرسنم #مولانا 🌼❤با ما همراه باشید ❤🌼
.
ور طرّه نیفشانی، کِی شام شود صبحم؟
ور چهره نیفروزی ، کی صبح شود شامم؟
هـم حلقهی گـیسویـت ، سر رشتهی امّیدم
هـم گـوشـهی ابـرویـت ، سـرمـایـهی آرامم
#فروغى_بسطامى
#صبح_بخير
#مهراب_کوه
┄✨❊🌼❊✨┄
مثلاً حُکمِ مَثل مثلِ حقیقت باشَد
قصّه لیلی و مجنون به صراحت باشَد
ناز شیرین نشَود باعثِ یک دربدری
تیشه بر کوه زَدن بهرِ لیاقت باشَد
دلبر از روی وفا دل بِبرد، زیبا نیست؟
حرف در وقتِ عمل عینِ صداقت باشَد
مثلاً بینِ دل و منطق و آیین و خدا
حکم در ساحت وجدان و شرافت باشَد
گُذرِ عُمرِ کسی دردِ جُدایی نشَود
طول و عرضِ همه عُمر ضیافت باشَد
#حمیدرضا_یگانه
┄✨❊🌼❊✨┄
با می به کنار جوی میباید بود
وز غصّه کنارهجوی میباید بود
این مدّت عمر ما چو گل ده روز است
خندان لب و تازهروی میباید بود
#حافظ
┄✨❊🌼❊✨┄
به درد عشق درماندم، ره درمان نمیدانم
که آن مقصود دشوار است، و من آسان نمیدانم
ز مهر رنگ رخسارش، نظر دارم به گل اما
سبک بیزار میگردم، چو بوی آن نمیدانم
لبش خندید و من دیدم، دهانش را چو یک ذره
ولی در نور مهر اکنون، چو شد پنهان نمیدانم
به دکّان طبیب عشق من ره بردهام لیکن
به گرد او همیگردم، در دکّان نمیدانم
چو من زنار زلفش را، طلب کردم به هر سوئی
شوم در کافری جویم، چو در ایمان نمیدانم
مرا ای باغبان کم گو که سوی گلستان مگذر
که من آن گل که میجویم، به هر بستان نمیدانم
به چین طرهٔ زلفش شبی گم شد دل ناصر
من سرگشتهٔ بیدل، شدم حیران نمیدانم
#ناصر_بخارایی
┄✨❊🌼❊✨┄
ز آن نامه ای که دادی و زان شکوه های تلخ
تا نیمه شب به یاد تو چشمم نخفته است
ای مایهٔ امید من ، ای تکیه گاه دور
هرگز مرنج از آنچه به شعرم نهفته است
شاید نبوده قدرت آنم که در سکوت
احساس قلب کوچک خود را نهان کنم
بگذار تا ترانهٔ من رازگو شود
بگذار آنچه را که نهفتم عیان کنم
گفتم قفس ، ولی چه بگویم که پیش از این
آگاهی از دو رویی مردم مرا نبود
دردا که این جهان فریبای نقشباز
با جلوه و جلای خود آخر مرا ربود
اکنون منم که خسته ز دام فریب و مکر
بار دگر به کنج قفس رو نموده ام
بگشای در که در همه دوران عمر خویش
جز پشت میله های قفس خوش نبوده ام
پای مرا دوباره به زنجیرها ببند
تا فتنه و فریب ز جایم نیفکند
تا دست آهنین هوسهای رنگ رنگ
بندی دگر دوباره به پایم نیفکند
#فروغ_فرخزاد
┄✨❊🌼❊✨┄
گفتم اندر محنت و خواری مرا
چون ببینی نیز نگذاری مرا
بعد از آن معلوم من شد کان حدیث
دست ندهد جز به دشواری مرا
از می عشقت چنان مستم که نیست
تا قیامت روی هشیاری مرا
گر به غارت میبری دل باکنیست
دل تو را باد و جگرخواری مرا
از تو نتوانم که فریاد آورم
زآنکه در فریاد میناری مرا
گر بنالم زیر بار عشق تو
بار بفزایی به سر باری مرا
گر زمن بیزار گردد هرچه هست
نیست از تو روی بیزاری مرا
از من بیچاره بیزاری مکن
چون همی بینی بدین زاری مرا
گفته بودی کاخرت یاری دهم
چون بمردم کی دهی یاری مرا
پرده بردار و دل من شاد کن
در غم خود تا به کی داری مرا
چبود از بهر سگان کوی خویش
خاک کوی خویش انگاری مرا
مدتی خون خوردم و راهم نبود
نیست استعداد بیزاری مرا
نی غلط گفتم که دل خاکی شدی
گر نبودی از تو دلداری مرا
مانع خود هم منم در راه خویش
تا کی از عطار و عطاری مرا
#عطارنیشابوری
┄✨❊🌼❊✨┄
ای دل! به کوی عشق گذاری نمیکنی
اسبابْ جمع داری و کاری نمیکنی
چوگانِ حُکم در کف و گوئی نمیزنی
بازِ ظفر به دست و شکاری نمیکنی
این خون که موج میزند اندر جگر تورا
در کارِ رنـگ و بوی نـگاری نمیکنی
#حافظ
┄✨❊🌼❊✨┄
چه شود به چهرهٔ زرد من نظری برای خدا کنی
که اگر کنی همه درد من به یکی نظاره دوا کنی
تو شهی و کشور جان تو را تو مهی و جان جهان تو را
ز ره کرم چه زیان تو را که نظر به حال گدا کنی
ز تو گر تفقد و گر ستم بوَد آن عنایت و این کرَم
همه از تو خوش بوَد ای صنم چه جفا کنی چه وفا کنی
همهجا کشی می لالهگون ز ایاغ مدعیانِ دون
شکنی پیالهٔ ما که خون به دل شکستهٔ ما کنی
تو کمانکشیده و در کمین که زنی به تیرم و من غمین
همهٔ غمم بود از همین که خدانکرده خطا کنی
تو که هاتف از بَرَش این زمان رَوی از ملامت بیکران
قدمی نرفته ز کوی وی نظر از چه سوی قفا کنی
#هاتف_اصفهانی
┄✨❊🌼❊✨┄
راندی ز نظر، چشم بلا دیدهٔ ما را
این چشم کجا بود ز تو، دیدهٔ ما را
سنگی نفتد این طرف از گوشهٔ آن بام
این بخت نباشد سر شوریدهٔ ما را
مردیم به آن چشمهٔ حیوان که رساند
شرح عطش سینهٔ تفسیدهٔ ما را
فریاد ز بد بازی دوری که برافشاند
این عرصهٔ شطرنج فرو چیدهٔ ما را
هجران کسی، کرد به یک سیلی غم کور
چشم دل از تیغ نترسیدهٔ ما را
ما شعلهٔ شوق تو به صد حیله نشاندیم
دامن مزن این آتش پوشیدهٔ ما را
ناگاه به باغ تو خزانی بفرستند
خرسند کن از خود دل رنجیدهٔ ما را
با اشک فرو ریخت ستمهای تو وحشی
پاشید نمک، جان خراشیدهٔ ما را
#وحشی_بافقی
┄✨❊🌼❊✨┄
دوش به خواب دیدهام روی ندیدهٔ تو را
وز مژه آب دادهام باغ نچیدهٔ تو را
قطره خون تازهای از تو رسیده بر دلم
به که به دیده جا دهم تازه رسیدهٔ تو را
با دل چون کبوترم انس گرفته چشم تو
رام به خود نمودهام بازِ رمیدهٔ تو را
من که به گوش خویشتن از تو شنیدهام سخن
چون شنوم ز دیگران حرف شنیدهٔ تو را
تیر و کمان عشق را هر که ندیده، گو ببین
پشت خمیده مرا، قد کشیدهٔ تو را
قامتم از خمیدگی صورت چنگ شد ولی
چنگ نمیتوان زدن زلف خمیدهٔ تو را
شام نمیشود دگر صبح کسی که هر سحر
زان خم طره بنگرد صبح دمیدهٔ تو را
خسته طرهٔ تو را چاره نکرد لعل تو
مهره نداد خاصیت، مارگزیدهٔ تو را
ای که به عشق او زدی خنده به چاک سینهام
شکر خدا که دوختم جیب دریدهٔ تو را
دست مکش به موی او مات مشو به روی او
تا نکشد به خون دل دامن دیدهٔ تو را
باز فروغی از درت روی طلب کجا برد
زان که کسی نمیخرد هیچ خریدهٔ تو را ...
#فروغی_بسطامی
┄✨❊🌼❊✨┄
قاصدک،هان!چه خبر آوردی؟
از کجا وز که خبر آوردی؟
خوش خبر باشی،اما،اما
گرد بام و در من
بی ثمر می گردی.
انتظار خبری نیست مرا
نه ز یاری،نه ز دیار و دیاری،باری
برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس
برو آنجا که تو را منتظرند
قاصدک،
در دل من همه کورند و کرند.
دست بردار از این در وطن خویش غریب
قاصد تجربه های همه تلخ
با دلم می گوید
که دروغی تو،دروغ
که فریبی تو،فریب
قاصدک،هان!ولی...آخر....ای وای!
راستی آیا رفتی با باد؟
با توام آی!کجا رفتی؟آی...!
راستی آیا جایی خبری هست هنوز؟
مانده خاکستر گرمی جایی؟
در اجاقی-طمع شعله نمی بندم-خردک شرری هست هنوز؟
قاصدک،
ابرهای همه عالم شب و روز
در دلم می گریند.
#استاد_مهدی_اخوان_ثالث
┄✨❊🌼❊✨┄
به چشم لطف اگر بینی گرفتاران رسوا را
به ما هم گوشه چشمی که، رسوا کردهای ما را
پس از مردن نخواهم سایه طوبی ولی خواهم
که روزی سایه بر خاکم فتد آن سرو بالا را
حذر کن از دم سرد رقیب، ای نوگل خندان
که از باد خزان آفت رسد گلهای رعنا را
دلا، تا میتوان امروز فرصت را غنیمت دان
که در عالم نمیداند کسی احوال فردا را
زلال خضر باشد خاک پایت، جای آن دارد
که ذوق خاکبوسی بر زمین آرد مسیحا را
هلالی را چه حد آنکه بر ماه رخت بیند؟
به عشق ناتمام او چه حاجت روی زیبا را؟
#هلالی_جغتایی
┄✨❊🌼❊✨┄
دیدی که زیر بار جهالت تلف شُدیم!
در باغِ روزگار ببین هرز-علف شدیم!
تاریخ شاهد است، دمی خوش نبودهایم
یک عمر بینصیب از عشق و شَعَف شدیم
مُردن در این دیار مگر رسمِ زندگیست؟
قربانیانِ مخمصه ناخلف شدیم!
ای بادهای شوم کجا میبَریدَمان؟
گاه این طرف شدیم وَ گاه آن طرف شدیم!
شور و نشاط و خنده چرا کمنما شدند؟
ای زندگی، ببین چه قَدَر بیهدف شدیم!
این گونه زیستن بخدا حقّمان نبود
شرمندهی «کرامت» و «عشق» و «شرف» شدیم
از قسمت، از زمانه، از این تلخ-زیستن
هم جان به لب شدیم وَ هم جان به کف شدیم
🖌#فردوس_اعظم
🎙#رضا_ماد
┄✨❊🌼❊✨┄
چقدر دلنوشته های این کانال قشنگه🥀🩶
@Text_Mood
@Text_Mood
@Text_Mood
بیوهای/ تیکهدار/ عاشقانه/ دپ ❤️🩹👆
؛𓂃˒𓂃˒𓂃˒𓂃˒𓂃˒𓂃˒𓂃˒𓂃˒𓂃˒
💛ᨦقَصـ٘ࢪِ آرزوهآٰٺ @romantic313
🌻ᨦشراب تلــخ @Dep_FSangin
🌙ᨦدکتر لاغری @Dr_Healthl
💛ᨦمدرسه نویسندگی @anahelanjoman
🌻ᨦفقط خُــدا @samte_khooda
🌙ᨦاذکار روزانه @azkarrozaneh
💛ᨦپزشک زناشویی @teb_va_khanevadeh
🌻ᨦدخترک قــوی @aramesh_roh_ravan
🌙ᨦطنز جنجالی @stikerstownandprofail
💛ᨦبَچـه مَذهبیها @Karbalas
🌻ᨦآشپز ایرونی @ideashpaazi
🌙ᨦعکس نوشته @profailroyaye
💛ᨦدنیای خاکستری @Donye_khaestari
🌻ᨦمولانای جان @molanay_gan
🌙ᨦدلتنگ ڪــربـلا @karbalaye_moala
💛ᨦعکاسی عاشقانه @PicsArrt
🌻ᨦعاشقآن زینبیۅݩ @ashegankarbla
🌙ᨦهمسرداری عاشقانه @zendegiasheghaneh2
💛ᨦاستوری اینستاگرام @colbeyelove
🌻ᨦزندگی زیباست @boi_e_khosh_e_zendagi
🌙ᨦبغض عشق @Booghzeeshgh
💛ᨦهنرمندان برتر @Adabiate_art20
🌻ᨦکافه عشق @Cofe_eshqq
🌙ᨦعاشق تنها @Ashghetanha1
💛ᨦامام زمان @mveum
🌻ᨦآموزشگاه زبان @FitnessZabanSalamati
💛ᨦرقص کوردی @Nabzekalaam
🌙ᨦارزان کتاب @KotobeArzan
💛ᨦوفادارتم عشقم @mztyh
🌻ᨦاَبـآ عـبـداللّه @beynolharameyns
💛ᨦمجله رشد @Growthmagazines
🌙ᨦدلتنگت بیقرارتم @megpz
💛ᨦکلبه غم @Tnhhamm
🌻ᨦبغضِ شبانه @BOOGGZZZ
🌙ᨦدلتنگش کن @eshgh_talkhh0
💛ᨦبانوی عاشق @zendegiasheghaneh1
🌻ᨦکلیپ و موزیک @profail4
🌙ᨦعجایب جهان @ajayeb_chargosheh_jahan
💛ᨦعکسـای شکلاتی @profayl_hese_royaie
🌻ᨦخوشاندام شووو @Zumbafitt
🌙ᨦپروفایل ست @proufaile
💛ᨦخنده خنده @dafashakhaa
🌻ᨦمنتظرانهـ مهدویت @KARBOBAALA
🌙ᨦخنده بازار @khandovane1
💛ᨦکافه شعر @Kafee_sheerr
🌻ᨦگیف عاشقانه @insta_clip_love
🌙ᨦکلیپ اینستا @gifstorylove
💛ᨦمراقبت از مو @TVmoda
🌻ᨦکلیپ اینستاگرام @donyaye_Takahang
🌙ᨦبـرکـات صلـوات @MofatihQuran
💛ᨦآغوش یارم @Aqhoshe_eshqh
🌻ᨦجملات طلایی @arameshdaroonee
🌙ᨦتقویم همسران @deltang_karbala_tabadol
💛ᨦذڪرهاے حاجتروا @jomalate10rishteri
🌻ᨦجنس مخالف @akhbarazmoon
🌙ᨦزیبایی باگیاهی @salembem
؛𓂃˒𓂃˒𓂃˒𓂃˒𓂃˒𓂃˒𓂃˒𓂃˒𓂃˒
با هم برشهای کتاب را بخوانیم 😍📚
@Donye_khaestari
.
چه نازست ..
آنکه اندر سرگرفتی ..
به یکباره دل از ما برگرفتی ..؟
تُرا گفتم که با من آشتی کن ..
رها کرده رهی دیگر گرفتی ..!
مرا در پای غم کُشتی و رفتی ..
هوای دیگری در بر گرفتی ...!
#انوری
┄✨❊🌼❊✨┄
هر آنچه از سرِ اینشهرِ خسته میگذرد
شکسته میرسد،از رهگسسته میگذرد
خیالِخاطرِ خوشجلوه بالِ عنقایی است
کز آسمانِ سرِ ما شکسته میگذرد
از ایندیار،از اینیادگارِ آبایی
زمانه ،بقچهٔ امّید بسته، میگذرد
نه بانگِمهر،نه بویِصداقت است اینجا
محبّت از برِ ما دستشُسته میگذرد
لوگر ۲ جوزایِ ۱۳۶۴
#عبدالقهار_عاصی
┄✨❊🌼❊✨┄
#تصنیف_مردانخدا
#آواز #همایون_شجریان
#شعر: #فروغی_بسطامی
مردانِ خدا پردهی پندار دریدند
یعنی همه جا غیر خدا یار ندیدند
هر دست که دادند، از آن دست گرفتند
هر نکته که گفتند، همان نکته شنیدند
جمعی به دَرِ پیر خرابات، خرابند
قومی به بَرِ شیخ مناجات، مریدند
فریاد! که در رهگذرِ آدمِ خاکی
بسی دانه فشاندند و بسی دام تنیدند
همت طلب از باطن پیران سحرخیز
زیرا که یکی را ز دو عالم طلبیدند
┄✨❊🌼❊✨┄
يك صبحِ زود
يك صبحِ زودِ قشنگ خواهيم رفت
همان طرف هاى دورِ آشنا خواهيم رفت
مى گويند آنجا
كوچه هايى دارد عجيب،
غرقِ نور و سلام و تبسم وُ
هر چه شما بخواهيد!
مى گويند آنجا
نسترن ها نماز مى خوانند
آب، اهل آوازِ رفتن است
و ملائكى بى سوُال
پياله هاى پُر از مى را
بر چينه هاى ستاره چيده اند،
هوا خوش است و كلمات،
همه كلمات از هر چه گفتنِ بوسه آزادند!
#استاد_سيد_على_صالحى
#صبح_بخير
┄✨❊🌼❊✨┄
یک نظربازست نرگس چشمِ بیمارِ ترا
گل یکی از سینهچاکان است دستارِ ترا
می کند شبنمگرانی بر عذارِ نازکت
ابر میبوسد زمین از دور گلزارِ ترا
خشک می آید به چشمش جلوهٔ آبِ حیات
هر که در مستی تماشا کرده رفتارِ ترا
سبز میگردد ز حیرت حرف در منقارشان
طوطیان آیینهگر سازند رخسارِ ترا
از تماشای تو خورشیدست یک چشم پر آب
چون تواند سیر دیدن دیده دیدارِ ترا؟
بس که میچسبد به هم کام و لب از شیرینیاش
نَقل نتوان کرد گفتارِ شکربارِ ترا
تا چه در پیراهنِ گلهای بی خارَش بود
نازِ مژگان است در سر، خارِ دیوارِ ترا
ساده میسازد ز جوهر، روشنی آیینه را
نیست پروای خطِ شبرنگ، رخسارِ ترا
دستِ گلچین را ز حیرت پای خوابآلود ساخت
احتیاجِ دورباشی نیست گلزارِ ترا
آب میگردید در چشم ترازو گوهرش
یوسفِ مصری اگر میدید بازارِ ترا
اهلِ دین را میبرد از راه، زلفِ کافرت
در بغل چون رشته گیرد سبحه زنّارِ ترا
کردم از دین و دل و هوش و خرد قطعِ نظر
من همان روزی که دیدم چشمِ عیارِ ترا
مرگ نتواند عنانِ بیقراران را گرفت
نیست زیرِ خاک آسایش طلبکارِ ترا
قابل قسمت شمارد نقطهٔ موهوم را
هر که بیند در سخن لعلِ گهربارِ ترا
گردی از دور از نمکدانِ قیامت دیده است
هر که صائب از تو نشنیده است گفتارِ ترا
#صائب_تبریزی
┄✨❊🌼❊✨┄
ما، در هیچ حال، قلب هایمان خالی از غم نخواهد شد؛
چرا کہ غم، ودیعہاےست طبیعی کہ ما را پاک نگہ می دارد .
انسانهاے بی اندوه،
بہ معنای متعالی کلمہ،
هرگز " انسان " نبودهاند و نخواهند بود.
از این صافی انسان ساز نترس...
#نادر_ابراهیمی
┄✨❊🌼❊✨┄
از خم زلف پریشش بی هـوا حیران شدیـم
محو رخسـار قشنگ حضرت جانان شدیـم
بـر در میخـانـه ی عشقـش نشستیم از قضا
هم نشین ساقی و همراه سر مستان شدیم
با هـزاران غــمـزه و نــاز و ادا بـــرده قــرار
زیـر آوار غـم دلـدادگی ویـــران شـــدیـم
آتشی در سینه سوزان حسرتی در چهره ها
درخفا گریان و در ظاهر کمی خندان شدیم
حکم عشق وعاشقی بیداد بیدادست ،چون
ما در این ره ، ظالمانه راهی زنـدان شـدیم
چشم گریان و سکوت وخلوتی بی هم نفس
با دلی غمدیده ازجور زمان این سان شدیم
کوره راه عـاشقی رفتـیم و کس همره نبـود
زیر چتر بی کسی خیس از نـم باران شدیم
راز دل با کس نگفتـه ، غصه ها مانده هنوز
کس نمیداند چرا از چشم هـم پنهان شدیم
ناصح ار خواهی سعادت راز دل مکتوم دار
بی دلانیم و، ولی ، دلـداده ی دوران شـدیم
#علی_فعله_گری
┄✨❊🌼❊✨┄
گدا چرا نزند لافِ سلطنت امروز؟
که خیمه سایهٔ ابر است و بزمگه لبِ کِشت
چمن حکایتِ اردیبهشت میگوید
نه عاقل است که نسیه خرید و نقد بِهِشت
به می عمارتِ دل کن که این جهانِ خراب
بر آن سر است که از خاکِ ما بسازد خشت.
#حضرت_سعدی
#صبح_بخير
┄✨❊🌼❊✨┄
هر کس دم از یاری زند، من جمله دم از او زنم
نقلم از او هر کو شوم، هر برزنی هو هو زنم
مجنون اگر هستم از او، دلخون اگر هستم از او
هر سو نشانی بینمش، گام سفر آن سو زنم
دل روز و شب بیمار او، بیداری ام در کار او
در خواب خوش بینم که خوش، چنگش به چین گیسو زنم
مرهم بود بر زخم جان، بوس از لب آن ابرو کمان
پاد نگه بر زخم سین،زان یار مه رو می زنم
دارم امیدی کان صنم،رحمت کند ما را ز غم
باشد که دستی یک دمی، در طره آن مو زنم
تا که بر آید آرزو، مستانه و در کف سبو
عمری بود تا با مژه، خاک رهش جارو زنم
دور است اگر دریا کران، تا وصل آن سرو چمان
تا جان بود در بازوان، بی خستگی پارو زنم
میخانه را چون صاحب او،وز او می و جام و سبو
باکی چه از میخوارگی،چون کاسه را با او زنم
من "عارف"ی دیوانه ام، دلداده ای مستانه ام
میگردم و دم کو به کو،زان خال و آن ابرو زنم
#غلامحسین_خورشیدی(عارف)
┄✨❊🌼❊✨┄
خریدار دلِ شوریده پیدا میشود یا نه؟
در این بازارِ زر، با ذرّه سودا میشود یا نه؟
کسی گم کرده خود را در نگاه پرتو خورشید
دل گمگشته آیا باز پیدا میشود یا نه؟
من از من میزند دَم، هرکسی میگیرد از ما دَم
شعور شعر ما اینگونه معنا میشود یا نه؟
ز روی ماهِ وامانده به زیر ابر دلچرکین
درخشش وارد گودال دلها میشود یا نه؟
گره اَندر گره خورده به هم، چشمان اختربین
نگاه عنکبوت از تار خود وا میشود یا نه؟
به قافِ قلّهای، در کوهِ خلوت روح عَنقایی
خیال یک سفر دارم، مهیّا میشود یا نه؟
در این کافرسرا جز خویشتن کافر نمیبینم
مسلمانان! کسی ما را پذیرا میشود یا نه...؟
#جلیل_پورکهنی
┄✨❊🌼❊✨┄
.
با یادی از بیدادگران دلها
استادان #یاحقی و #ملک
قطعه ای زیبا از
#عارف_شکوری
#علی_توللی
و #معین
در کنسرت واشنگتن
┄✨❊🌼❊✨┄
🇮🇷 تا هست جهان، جهل عرب میماند
او خلیج فارس را عرب میداند
گر آب رود ز برکهها بالاتر
یک زشتوزغ(ترامپ) ابوعطا میخواند.
#خلیج_تا_ابد_فارس
┄✨❊🌼❊✨┄
رفته... هنوز هم نفسم جا نیامده ست
عشقِ کنارِ وصل، به ماها نیامده ست
معشوق، آنچنان که تویی دیده روزگار
عاشق چو من هنوز به دنیا نیامده ست
صد بار وعده کرد که فردا ببینمش
صد سال پیر گشتم و فردا نیامده ست
یک عمر زخم بر جگرم بود و سوختم
یکبار هم برای تماشا نیامده ست
ای مرگ جام زهر بیاور که خسته ایم
امشب طبیب ما به مداوا نیامده ست
دلخوش به آنم از سر خاکم گذر کند
گیرم برای فاتحه ی ما نیامده ست
#حامد_عسکری
┄✨❊🌼❊✨┄