621
نقل متن های معتبرعلمی, فرهنگی,انتقادی از درگاه ها و گروه های تلگرامی با درج شناسه اشتادان در زمینه ایرانشناسی,فرهنگ و زبان های ایرانی ,میراث فرهنگیی* @Tabaa24
✍دکتر محمد علی اسلامی ندوشن
اقتضای خلقتِ بشر آن است که چون و چراگر باشد. قصّهی آدمِ نخست که در تفسیرها آمده حکایت از همین معنا دارد. آدم «میوهی مُنهی» خورد و عارفِ نیک و بد شد، و امّا آن «درخت مُنهی» میگویند که آن، درختِ علم بوده، «هر که از آن بخوردی چیزها بدانستی» (کشف الاسرار، ص ۱۴۸).
انسان از یک سو زبونترین و نابکارترین موجودات است؛ از سوی دیگر بزرگترین و والاترین؛ کدام را باید تقویت کرد؟ جوابش با جامعه است و با نظمی که در پیش گرفته میشود.
📕 #مرزهای_ناپیدا
💎کانال دکتر محمّدعلی اسلامی نُدوشن
🆔 @sarv_e_sokhangoo
🔹/channel/eshtadan
چهاردهم شهریورماه زادروز بدیعالزمان فروزانفر
این حکم کلّی در دنیا حکمرواست: هر قوم غیرمتمدنی که بر قوم متمدن غالب میشوند، پیروزیشان موقتی و نتیجهاش تسلط قوم شکستخورده بر قوم فاتح است، چون غلبۀ مغول بر ایران که کشتار زیاد داشت، ولی صد سال نگذشت که در ایرانیان مستحیل شدند: سلطان محمّد خدابنده مسلمان شد و آیین مغولی از ایران رخت بربست و امروز آثار غیرمحسوس در ایران دارد؛ خصوصاً که ایرانیها دارای سابقۀ تمدنی بودهاند و این تمدن نیز دارای خصوصیّاتی بود، یعنی شخصیت اجتماعی داشت. علاوه، ایرانیها دارای سلیقهای بودند که تمدنشان را از سایر ملل مشخص میگردانید. قریحۀ ایرانی در هر دورهای با خارج از خود تفاوت داشت و ایرانیان استقلال حقیقی داشتند و حتی اسکندر یونانی را در خود مستحیل کرد. این قوم و این ملت برای خود یادگاریهایی تاریخی و قهرمانهای معروف داشت، چون رستم دستانِ شاهنامه که یادگاری است قدیمی و جاویدان و آن خود، نمونۀ غرور بود و حسّ غروری تولید میکرد و همیشه موجب میشد که ایرانی خود را از سایر ملل کمتر نمیدید، به عکس مصر و سوریه و لبنان که سالیان دراز استقلال خود را از دست داده بودند و مستعمرۀ رومیها قرار گرفتند، خصوصاً که سوریه و لبنان خیلی جلوتر از مصر در تحت تصرف ملت دیگری بودند و برای آنها تفاوت نداشت که ملّت غالب بر آنان روم باشد یا اعراب، در صورتی که برای ایرانیها که دارای استقلال و آزادی و شخصیت اجتماعی و تمدن از خود بودند، این امر بسیار گران بود و راضی نبودند کسی بر آنها پیروز گردد و سوریه و لبنان نیز تمدنشان یونانی و رومی بوده است و این خود تفاوت و دلیل دیگری است. برای این امر و روی این نظر است که معتقدیم باید ملت ایران ادبیات خود را حفظ کند و از ادبیات جدید نیز استفاده نماید. ایرانیها از مواجهۀ با حملۀ عرب آنچه را مناسب بود گرفتند و غیرمتناسب را ردّ کردند و باید گفت که در جمیع شئون اجتماعی و مظاهر تمدن اسلامی، ایرانیها شخصیت خود را حفظ کردند.
[تقریرات فروزانفر دربارۀ تاریخ ادبیات ایران، یادداشتبرداری ضیاءالدین سجادی، به کوشش عنایتالله مجیدی، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۴۰۴، ص ۶۰-۶۱]
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
🔹/channel/eshtadan
سیزدهم شهریورماه زادروز احمد مهدوی دامغانی
در اواسط آذرماه ١۳۴۴ روزی استاد عالیقدر بیبدیل ما، بدیعالزمان فروزانفر به وسیلۀ رئیس دانشکدۀ الهیات به بنده امر فرمود که پیش از ترک دانشکده به دیدار ایشان بروم. پس از اتمام درس به خدمتش شرفیاب شدم. آن روز عدّهای از اساتید دانشکده و دوستان آن فقید سعید در خدمتش بودند. پس از آنکه مجلس خلوت شد و جز بنده کسی در حضورش نماند به من فرمود: «فلانی میدانی که مدّتی است در کار تصحیح و تحشیۀ رسالۀ قشیریهام و دوست دارم که حوصله میداشتم منابع و مستند اشعار رساله را معیّن میکردم تا آن را در حواشی یا در ذیل کتاب نقل کنم. این است که فکر کردم به تو بگویم که منابع و مستند این ابیات را همانند آنچه که سابقاً نسبت به کلیله و دمنه و مرزباننامه انجام دادهای فراهم آوری و به من بدهی».
از همان روز «دامن کوشش بر کمر زدم» و با تصفّح و تفحّص بسیار، منابع و مآخذ و یا گویندگان بسیاری از اشعار رساله را یافتم و در هر مورد به محض یافتن آن شعر در مأخذی که قبل از رساله تألیف شده بود آن را فوراً بر ورقه نوشتم و پس از انجام کار تمام آن وریقات را به حضورش تقدیم کردم.
پس از آنکه کتاب ترجمۀ رسالۀ قشیریه منتشر شد خود آن مرحوم نسخهای را هم به بنده مرحمت فرمود و بنده ملاحظه کردم که نه در پانویس صفحات و نه در ذیل کتاب مطلقاً اشارهای به مستند اشعار نشده است و کمترین نشانی از آنچه بنده به خدمتش تقدیم کرده بود در کتاب پیدا نیست.
فکر کردم لابد در فراهم آوردن آنچه آن استاد بزرگوار خواسته بود قصور یا تقصیری کردهام یا در تقدیم آن تأخیری روی داده است که بهموقع به مطبعه نرسیده است. این بود که کمی افسردهخاطر شدم، ولی مدّتی بعد که به مطالعۀ کتاب پرداختم دیدم که در ص ۷۹ مقدمه فرموده است: «... مهدوی دامغانی مستند اشعار رسالۀ قشیریه را از روی کتب متعدد استخراج نمودهاند که امید است جداگانه به طبع برسد». و چند روز بعد که باز به خدمتش مشرّف بودم فرمود: «دامغانی! فکر کردم که بهتر آن است که مستند اشعار را خودت جداگانه چاپ کنی تا زحمتت هدر نرود و کار تو در ضمن حواشی و پانویسها گم و مضمحل نگردد».
«مآخذ ابیات عربی رسالۀ قشیریه»، احمد مهدوی دامغانی
در
حاصل اوقات: مجموعهای از مقالات استاد دکتر احمد مهدوی دامغانی، به اهتمام سید علیمحمد سجادی، تهران، سروش، ۱۳۸۱، ص ۳۱-۳۳.
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
🔹/channel/eshtadan
به فراخور۱۲ شهریور
زادروز حکیم ناصرخسروقبادیانی مروزی. فیلسوف، شاعر، جهانگرد
(زاده ۱۲ شهریور ۳۸۳ بلخ -- درگذشته سال ۴۶۷ بدخشان)
🔸بازگشت از سفر قبله، اصفهان
《 ......از آن جا برفتیم هشتم صفر سنه اربع و اربعین و اربعمائه بود که به شهر اصفهان رسیدیم. از بصره تا اصفهان صد و هشتاد فرسنگ باشد. شهری است بر هامون نهاده، آب و هوایی خوش دارد و هرجا که ده گز چاره فرو برند آبی سرد خوش بیرون آید وشهر دیواری حصین بلند دارد و دروازهها و جنگ گاهها ساخته و بر همه بارو وکنگره ساخته و در شهر جوی های آب روان و بناهای نیکو و مرتفع و در میان شهر مسجد آدینه بزرگ نیکو و باروی شهر را گفتند سه فرسنگ و نیم است و اندرون شهر همه آبادان که هیچ از وی خراب ندیدم و بازارهای بسیار، و بازاری دیدم از آن صرافان که اندر او دویست مرد صراف بود و هر بازاری را دربندی و دروازه ای و همه محلتها و کوچهها را همچنین دربندها و دروازه های محکم و کاروانسراهای پاکیزه بود و کوچه ای بود که آن را کو طراز میگفتند و در آن کوچه پنجاه کاروانسرای نیکو و در هر یک بیاعان و حجره داران بسیار نشسته و این کاروان که ما با ایشان همراه بودیم یک هزار و سیصد خروار بار داشتند که در آن شهر رفتیم هیچ بازدید نیامد که چگونه فرود آمدند که هیچ جا تنگی موضع نبود و نه تعذر مقام و علوفه. و چون سلطان طغرل بیک ابوطالب محمدبن میکاییل بن سلجوق رحمة الله علیه آن شهر گرفته بود مردی جوان آن جا گماشته بود نیشابوری، دبیری نیک با خط نیکو، مردی آهسته، نیکو لقا و او راخواجه عمید میگفتند، فضل دوست بود و خوش سخن و کریم. و سلطان فرموده بود که سه سال از مردم هیچ چیز نخواهند و او بر آن میرفت و پراکندگان همه روی به وطن نهاده بودند واین مرد از دبیران سوری بوده بود و پیش از رسیدن ما قحطی عظیم افتاده بود اما چون ما آن جا رسیدیم جو میدرویدند و یک من و نیم نان گندم به یک درم عدل و سه من نان جوین هم و مردم آن جا میگفتند هرگز بدین شهر هشت من نان کم تر به یک درم عدل و سه من نان جوین هم، و مردم آن جا میگفتند هرگز بدین شهر هشت من نان کم تر به یک درم کس ندیده است، و من در همه زمین پارسی گویان شهری نیکوتر و جامع تر و آبادان تر از اصفهان ندیدم، و گفتند اگر گندم و جو و دیگر حبوب بیست سال بنهند تباه نشود و بعضی گفتند پیش از این که بارونبودهوای شهر خوشتر ازاین بود وچون بارو ساختند متغیر شد چنانکه بعضی چیزها به زیان میآید، اما هوای روستا همچنان است که بود، و به سبب آن که کاروان دیرتر به راه میافتاد بیست روز در اصفهان بماندم.》
مأخذ: 📕 سفرنامه ناصرخسرو قبادیانی مروزی، تصحیح:دکتر محمد دبیرسیاقی
/channel/eshtadan
سرزمینی که شاهنامه موضوعِ خود را در آن متمرکز کرده است «ایران» است. بارها نامِ «ایران» در این کتاب تکرار میشود. همه چیز بر گِرد این نام و این خاک میگردد. جنگِ بزرگ هم بر سر این کشور در میگیرد.
ایران کشورِ میانه است، میانِ خاور و باختر، آبادتر و آراستهتر از جاهای دیگر، و به زعم شاهنامه دارای مردمی متمدّنتر. در مقدّمۀ شاهنامۀ ابومنصوری آمده است: «و ایرانشهر از رودِ آموی است تا رود مصر (جیحون تا نیل)، و این کشورهای دیگر پیرامونِ اویند، و از این هفت کشور، ایرانشهر بزرگوارتر است به هر هنری»(ص۴۹).
امّا ایران اگر ارجحیّت یا حتّی «تقدّسی» برایش قائل هستند، برای مردمش است نه خاک، و مردم هم به سبب کردارها و اندیشههایشان چنینند. به هر حال، باید ایران را از تعرّض مصون داشت. نباید گذارد که بیگانگان به آن راه یابند.
#ایران_و_جهان_از_نگاه_شاهنامه
کانال دکتر اسلامی ندوشن
@dr_eslaminodoushan
🔸/channel/eshtadan
دهم شهریور سالروز درگذشت دکتر احسان یارشاطر، بنیانگذار و سرویراستار دانشنامۀ ایرانیکا و استاد پیشین مطالعات ایرانی در دانشگاه کلمبیای نیویورک
نامهای به مینورسکی
استاد عزیزم!
خیلی وقت است از شما بیخبریم. امیدوارم تندرست باشید. ما بیاندازه میل داشتیم در مراجعت از طهران به دیدن شما بیاییم و یک روز در کمبریج بمانیم، امّا سفرمان در ایران آنقدر طول کشید که آخر مجبور شدیم یکسره از طهران به نیویورک پرواز کنیم و از فیض دیدار شما محروم بمانیم.
مطلبی که میخواستم در آن از شما راهنمایی بخواهم این است که با دانشگاه شیکاگو قراری برای ترجمۀ آثار کلاسیک فارسی گذاشته شده که شامل آثار ادبی و تاریخی و علمی و مذهبی و غیره خواهد بود. البته هرچه کتبی که هیچ تا به حال ترجمه نشده و متضمن فواید بیشتری باشد ترجمه شود، بهتر است. طبعاً ناشر میل دارد این نوع کتب پُر بیخواننده نباشد و گاه باید رعایت این نکته را هم کرد. حال خواستم از شما جویا بشوم که در میان آثار قدیم فارسی شما مشخصاً کدام کتب را برای ترجمه به انگلیسی مفیدتر میدانید؟ بیاندازه ممنون میشوم که این نوع کتب را بر حسب اهمّیت به بنده تذکّر بدهید. این کتابها طبق قراری که میان بنگاه ترجمه و نشر کتاب و یونسکو گذاشته شده نشر میشود و حق ترجمۀ کافی پرداخت میگردد. ضمناً اگر خودتان کتابهایی از قبیل آنچه تا حال ترجمه کردهاید (حدود العالم، روزبهان، نقاشان و خطاطان، ابودلف و غیره) در نظر داشته باشید و مایل به ترجمۀ آنها باشید که نور علی نور خواهد بود و اسباب سرافرازی این مجموعه خواهد شد.
جامعالتواریخ را قرار است بویل جزء همین مجموعه ترجمه کند. بیهقی را هم بنده و یکی از همکارانم قرار است ترجمه کنیم. در انتظار راهنمایی شما خواهم بود. قراری برای ترجمۀ تاریخ گزیده با هیوبرت دارک گذاشته شده که هنوز تسجیل نشده. شاید از لحاظ ناشر خیلی مفید باشد. حال خانم چطور است؟ سلام و ارادت مرا خدمت ایشان برسانید. لطیفه به شما و خانم سلام فراوان میرساند. نمیدانم آقای زاهدی را در ملاقات چطور دیدید. راستی لطیفه و بنده خیلی میل داریم یک تصویری که به امضای شما موشح باشد، به یادگاری داشته باشیم و زینتافزای خانۀ خود کنیم.
در خاتمه سال نو را صمیمانه تبریک میگویم.
با اخلاص و ارادت قلبی، احسان یارشاطر
به مجلۀ راهنما نوشتهام که فصلی برای معرفی ایرانشناسان باز کنند و امیدوارم این فصل به نام نامی شما آغاز شود. خیلی ممنون میشوم که اگر اطلاعات یا تصاویری که در اختیار شماست که مجله نمیتواند به آنها دسترسی پیدا کند، راهنمایی بفرمایید. همچنین ممنون میشوم اگر مآخذ بعضی اطلاعات لازم را تذکّر بدهید.
مخلص حقیقی، احسان
۸ دی ۱۳۴۲
[دفتری برای ایران: نامههای فارسی به ولادیمیر مینورسکی، به کوشش و پژوهش دکتر گودرز رشتیانی، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ دوم ۱۴۰۲، ص ۳۱۹-۳۲۰]
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
🔸/channel/eshtadan
#ابوالفضل_خطیبی:
فهم شاهنامه بدون آشنایی با زبان های فارسی میانه و باستان ممکن نیست
فهم شاهنامه بدون آشنایی با زبانهای فارسی میانه و باستان و فرهنگ آن ممکن نیست. شاهنامه با یک واسطه به متن پهلوی می رسد و به شدت متاثر از فرهنگهای ایران پیش از اسلام است. به همین دلیل نمیشود بی درکی از آن فرهنگها به درک شاهنامه نائل شد.
نبوغ فردوسی در گزینش بهترین کتاب برای به نظم درآوردن بود. در متنی که فردوسی به نظم درآورده است یکپارچگی تاریخی و سیاسی ایران را میشود دید و این بسیار ارزشمندتر از به نظم درآوردن اثری نظیر گشتاسب نامه است که تنها بخشی کوچک و محدود از یک حماسه را بیان میکند.
@shahnamehpajohan
🔹/channel/eshtadan
چهارم شهریورماه، درگذشت علیاکبر فیاض (۱۲۷۷- ۱۳۵۰)
مصحّح تاریخ بیهقی
مقالهای از دانشنامۀ زبان و ادب فارسی
نویسنده: محمدجعفر یاحقی
علىاکبر مجیدى فیّاض، استاد دانشگاه، محقّق و مصحّح تاریخ بیهقى. او سال ۱۲۷۷ در مشهد دیده به جهان گشود. پس از تکمیل تحصیلات حوزوى در رشتۀ معقول و منقول، از ۱۳۰۷ با سمت دبیر در فرهنگ خراسان استخدام شد. چندى بعد تصمیم به ادامۀ تحصیل گرفت و براى ورود به دانشگاه به تهران رفت و از دانشسراى عالى لیسانس گرفت و چندى بعد، در سال ۱۳۲۲، به اخذ درجۀ دکترى ادبیّات فارسى دانشگاه تهران نایل آمد.
در سال ۱۳۳۴، بنابر مأموریّتى که از جانب دولت به او محوّل شده بود، دانشکدۀ ادبیّات مشهد را تأسیس کرد و خود به مدّت نُه سال (تا سال ۱۳۴۳) ریاست آن را برعهده گرفت.
مهمترین کار فیّاض تصحیح تاریخ بیهقى بود. این تصحیح، نخست، به اهتمام غنى ـ فیّاض در سال ۱۳۲۴ به سرمایۀ وزارت فرهنگ در چاپخانۀ بانک ملّى به طبع رسید.
🔴 نشانی متن کامل مقاله:
🌐 https://apll.ir/?p=19969
@theapll
🔹/channel/eshtadan
«همایون» نشر ایران
🔸همایون صنعتیزاده، بنیانگذار شعبه فرانکلین در ایران، با پیوند ترجمه، ویرایش، چاپ مدرن و تولید کتابهای درسی، یکی از اثرگذارترین چهرههای تاریخ معاصر نشر ایران شد.
🔸آشنایی همایون صنعتیزاده با مؤسسه فرانکلین نیز از دل فعالیتهای هنری شکل گرفت. او در طبقه دوم خانه پدریاش در چهارراه کالج، نمایشگاههایی از آثار هنری ایرانی و خارجی برپا میکرد. روزی دو نماینده آمریکایی مؤسسه فرانکلین نیویورک به این نمایشگاه آمدند و پیشنهاد همکاری دادند. صنعتیزاده که در آغاز با چاپ و نشر بیگانه بود، پیشنهاد را نپذیرفت؛ اما مدتی بعد چند کتاب انگلیسی و یک حواله دو هزار دلاری برای آزمایش کار به دستش رسید.
🔸او یکی از کتابها را به کتابفروشی ابنسینا بُرد و چاپ آن را به ابراهیم رمضانی پیشنهاد داد. این تجربه، آغاز راهی شد که به تأسیس مؤسسه فرانکلین تهران و همکاری با ناشران، مترجمان و ویراستاران ایرانی انجامید. فرانکلین کتابهایی در حوزه ادبیات، علوم و فنون را انتخاب، ترجمه، ویرایش و برای چاپ به ناشران واگذار میکرد و بخشی از هزینههای تولید، تبلیغ و طراحی را نیز بر عهده میگرفت.
🔸صنعتیزاده، در همان سالها برای تاسیس شعبهای در افغانستان نیز به کابل رفت؛ البته ابتدا استقبال از کتابهای چاپ ایران کم رونق بود، اما این سفر به پیشنهادی مهم ازسوی وزارت معارف افغانستان انجامید:
@ibna_official
🔹/channel/eshtadan
چهارم شهریورماه سالروز درگذشت مهدی اخوان ثالث
آخر شاهنامه
ما
فاتحانِ قلعههای فخر تاریخیم،
شاهدانِ شهرهای شوکتِ هر قرن
ما
یادگارِ عصمتِ غمگینِ اعصاریم
ما
روایانِ قصّههای شاد و شیرینیم
قصّههای آسمانِ پاک
نورِ جاری، آب
سردِ تاری، خاک
قصّههای خوشترین پیغام
از زلالِ جویبارِ روشنِ ایّام
قصّههای بیشۀ انبوه، پشتش کوه، پایش نهر
قصّههای دستِ گرمِ دوست در شبهای سردِ شهر
ما
کاروانِ ساغر و چنگیم
لولیانِ چنگمان افسانهگوی زندگیمان، زندگیمان شعر و افسانه
ساقیانِ مستِ مستانه...
تهران، مهر ۱۳۳۶
مهدی اخوان ثالث (۱۳۰۶-۱۳۶۹) شاعر توانا، منتقد و ادیب (با اشعاری اجتماعی و سرشار از عناصر اساطیری ایران، پربار از نظر مضمون و غنی به لحاظ زبان و موسیقی). ارغنون، زمستان، آخر شاهنامه، از این اوستا، در حیاط کوچک پاییز در زندان و تو را ای کهن بوم و بر دوست دارم از آثار شعری اوست.
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
🔹/channel/eshtadan
۳ شهریور سالروز درگذشت #علیاصغر_حکمت
علیاصغر حکمت شیرازی (۱۲۷۱–۱۳۵۹ خورشیدی) را میتوان یکی از چهرههای برجستهٔ فرهنگی و سیاسی عصر پهلوی اول دانست؛ او در پایهگذاری نهادهای علمی مدرن ایران نقش مهمی داشت و در حوزهٔ تاریخ و فرهنگ ایران و هند آثاری ارزشمند از خود به یادگار گذاشت.
📚 در سال ۱۲۷۱ خورشیدی در شیراز به دنیا آمد. تحصیلات مقدماتی را در همانجا گذراند و سپس برای ادامهٔ تحصیل به تهران آمد.
📚 زبانهای عربی، فرانسوی و انگلیسی را بهخوبی فرا گرفت و در جوانی به معلمی و نویسندگی روی آورد.
📚 از فعالان فرهنگی عصر رضاشاه بود و در کنار افرادی چون محمدعلی فروغی و علیاکبر داور به اصلاحات فرهنگی کمک کرد.
📚 مدتی وزیر معارف (آموزش و پرورش) و وزیر امور خارجه بود و در دوران مأموریتش در هند، روابط علمی و فرهنگی ایران و هند را گسترش داد.
📚 از ۱۳۱۲ تا ۱۳۱۷ سکاندار کشتی فرهنگ ایران بود .
📚 دانشگاه تهران را تأسیس کرد و حتی لغت دانشگاه را او ساخت و نخستین رئیس دانشگاه تهران نیز بود.
📚 در سال ۱۳۵۹ در تهران درگذشت.
روانش شاد - یاد و نامش گرامی
🆔 @XeradsarayeFerdosiYazd
🔹/channel/eshtadan
🔰نوشتاری از مدیر بخش زبان فارسی دانشگاه دهلی نو؛
زنجیره ارادت و انتقال مکتب علمی خانلری به شبهقاره
🔸احمد اخلاق آهن: زنجیره پیوند من با مکتب علمی استاد خانلری، یک زنجیره مستقیم و بیواسطه از طریق استادان بزرگ و سلف صالح من در هندوستان است. ما در این سرزمین، همواره اوصاف بیمانند علمی و اخلاقی دکتر خانلری را از زبان برجستهترین استادان خود شنیدهایم؛ بزرگانی چون استاد پروفسور عبدالودود اظهر دهلوی، استاد سید امیرحسن عابدی، استاد صدر، استاد جمشید و استاد حبیبالله که همگی از چشمه فیاض دانش خانلری در دانشگاه تهران سیراب شده بودند.
🔸یکی از درخشانترین و ملموسترین صفحات دفتر خدمات دکتر خانلری به زبان فارسی در هندوستان، سفر تاریخی و فراموشنشدنی ایشان در سال ۱۹۷۸ میلادی به دهلی نو و حضور در دانشگاه جواهر لعل نهرو است. در آن دوران که آموزش زبان فارسی در هند همچنان بر شیوههای سنتی و مبتنی بر قرائت متون تکیه داشت، دکتر خانلری با تفکر مدرن و ساختارگرای خود، تحولی بزرگ رقم زد. ایشان در اقدامی بسیار پیشرو، نخستین لابراتوار مجهز زبان را به بخش فارسی دانشگاه ما هدیه کردند؛ ابزار نوینی که روشهای آموزش آواشناسی، شنیداری و گفتاری فارسی را در هند کاملاً دگرگون ساخت و روح تازهای در کالبد آموزشهای آوکشناختی دمید.
🔸تاثیرگذاری دکتر خانلری بر نظام آموزشی شبهقاره، فراتر از سطوح تحصیلات تکمیلی، حوزههای پایه را نیز در بر میگرفت. برای سالهای متمادی، سلسله کتابهای درسی دوره ابتدایی ایران با عنوان «کتابهای دبستان» (از کلاس اول تا پنجم) که زیر نظر مستقیم دکتر خانلری و همکارانشان با متدی نوین و روان تدوین شده بود، به عنوان متون درسیِ مروج و رسمی در بخش فارسی دانشگاه جواهر لعل نهرو تدریس میشد. این کتابها به دلیل نثر معیار، پاکیزه و بیآلایش خود، بهترین ابزار برای دانشآموختگان غیرفارسیزبان بودند تا ساختار دستوری و واژگانی زبان فارسی را بدون سردرگمی در تعقیدات سنتی فرا بگیرند.
@ibna_official
🔹/channel/eshtadan
🔻🔻معمارِ زبان فارسی و پاسدارِ حماسه
🔸🔸 نوآوریهای دکتر پرویز ناتل خانلری در زبان فارسی
دکتر پرویز ناتل خانلری (۱۲۹۲ - ۱۳۶۹ ه.ش) فراتر از یک استاد دانشگاه، «معمار فرهنگ مدرن ایران» بود. او در دورانی که سنتهای ادبی در حال گذار به سوی مدرنیته بودند، با تکیه بر دانشی عمیق از زبانشناسی اروپایی و تسلطی کمنظیر بر متون کلاسیک فارسی، پلی استوار میان گذشته و آینده بنا کرد.
🔸 نوآوریهای خانلری در زبان فارسی
پیش از خانلری، مطالعات زبانی در ایران عمدتاً بر پایه ذوق و سلیقه شخصی بود اما خانلری بر علمیسازی دانشهای ادبی همت گماشت.
🔸🔸علمیسازی زبانشناسی
او برای اولین بار به زبان فارسی، نه به عنوان یک ابزار صرفاً ادبی، بلکه به عنوان یک «پدیده علمی» نگاه کرد. کتاب سه جلدی «تاریخ زبان فارسی» او، نقطه عطفی بود که در آن، زبان فارسی با متدولوژی علمی (زبانشناسی تاریخی و ساختارگرا) مورد بررسی قرار گرفت.
🔸توازن میان سنت و مدرنیته
خانلری برخلاف برخی تندروها که خواهان تغییرات زیاد در خط و زبان بودند و برخلاف برخی سنتیها که در گذشته مانده بودند، راه میانه را برگزید. او معتقد بود زبان فارسی برای زنده ماندن باید در عین حفظ اصالت، با تحولات زمانه منطبق شود.
🔸پالایش زبان در مطبوعات
خانلری از طریق مجله «سخن»، استانداردی از «نثر معیار» فارسی به دست داد که ساده، روشن، استوار و به دور از تکلف بود. این نثر، الگوی نگارشی برای جوانان آن دوره شد.
🔸اندیشه ساختارمند
دکتر شفیعی کدکنی درباره ساختارمند بودن نظام ذهنی و پژوهشی خانلری میگوید: «بزرگترین امتیاز خانلری به عنوان یک محقّقِ ادبیات فارسی، علاوه بر احاطهٔ او بر روشهای علمیِ اینگونه مطالعات و علاوه بر خلاقیّتِ ذهنی و نوآوریِ ذاتی او، در نظم و نظامی بود که به لحاظ اندیشه، همواره از آن برخوردار بود. به همین دلیل، چه در کتابی به گستردگی « تاریخ زبان فارسی» و چه در یک مقالهٔ دو صفحهای او، همواره نظمی استوار از آغاز تا انجام دیده میشود، که حاصل سنجیدگی و اندیشهٔ بارور اوست...».
🔸 استراتژی خانلری در شناساندن شاهنامه به جوانان
برای خانلری، شاهنامه نه فقط یک کتاب شعر، بلکه «شناسنامه فرهنگی» ایرانیان بود. او برای آشتی دادن جوانان با شاهنامه، استراتژیهای منحصر به فردی داشت.
🔸عبور از روایتگری به خردورزی
خانلری معتقد بود اگر جوانان فقط داستانهای جنگی شاهنامه را بشنوند، ممکن است از آن فاصله بگیرند. او شاهنامه را «کتاب خرد» نامید و در تحلیلهای خود بر این نکته تأکید داشت که رستم و اسفندیار یا سیاوش، نمادهای انسانی هستند که در موقعیتهای سخت، با «خرد و مسئولیتپذیری» تصمیم میگیرند. این نگاه برای جوانان بسیار جذابتر و آموزندهتر بود.
🔸«شاهکارهای ادبی برای جوانان»
در این کتاب، شاهنامه را در کنار سایر قلههای ادب فارسی قرار داد. انتخابهای او از شاهنامه، گزینههایی بود که حاوی پند، فلسفه زندگی و درسهای اخلاقی بودند. او با این کار ثابت کرد که شاهنامه اثری «زنده» است که پاسخگوی نیازهای فکری نسل نو است.
🔸تهیه شده در قطب علمی فردوسی و شاهنامه
/channel/ghotbeelmiferdowsi
🔹/channel/eshtadan
در ایران یکم شهریورماه، همزمان با زادروز شیخالرییس #پور_سینا، به پاس خدمات وی به دانش پزشکی، و برای بزرگداشت پزشکان، #روز_پزشک نامگذاری شده است.
پور سینا، از نامورترین و تاثیرگذارترینِ فیلسوفان و دانشمندان ایران است که آثارش در زمینه فلسفه ارسطویی و پزشکی زبانزدند. وی ۴۵۰ کتاب در زمینههای گوناگون نوشته است که یکی از معروفترین کتابهایش کتاب شفا، دانشنامه علمی و فلسفی جامع و کتاب قانون یکی از کتابهای نامور ابن سینا در زمینه پزشکی میباشد. وی از کودکی به طبیعت، گیاهان و جانوران دلبستگی داشت و در دشت و صحرا به جستجو و تجربهاندوزی میپرداخت و به گیاهان دارویی و درمان دلبسته شد. پور سینا مردی نیرومند بود و از همین روی از کار کردن کم نمیآورد، همچنین ذهنی و اندیشه بسیار توانمندی داشت، به گونه ای که در هجده سالگی توانست همه دانشهای زمان خود را فرا گیرد.
هزاران درود و آفرین بر پزشکان ایرانزمین، شایستگانی که دانشورند، امیدآفرینند و درمانگرند، به لب خنده داده ز دل غم برند.
روز پزشک گرامی باد.
🆔 @XeradsarayeFerdosiYazd_
🔹/channel/eshtadan
🔻🔻با فردوسی در فرانسه
به بهانه بیستونهم مردادماه، سالروز درگذشت دکتر جواد حدیدی
جواد حدیدی در پنجم آذرماه ۱۳۱۱ در قم متولد شد. تحصیلات ابتدایی را در مدرسه سنایب قم گذراند، آن هم در سالهایی که مدرسه را سبب بیدینشدن کودکان میدانستند. او پس از اخذ دیپلم در ۱۳۲۰ تحصیل خود را در دانشسرای عالی، در رشتهٔ زبان فرانسه ادامه داد.
🔸از مشهد تا بلژیک
حدیدی با آنکه برای گذران زندگی و تحصیل، سختیهای بسیاری را تحمل کرده و فوت پدرش نیز بر مشکلات او افزوده بود، در سال ۱۳۳۲ با کسب رتبهٔ اول فارغالتحصیل شد و برای تدریس در دبیرستان به مشهد رفت. پس از دو سال، دولت او را برای ادامهٔ تحصیل به بلژیک فرستاد. حدیدی از بلژیک به سوییس و سپس به پاریس رفت و پایاننامه خود را با عنوان «اسلام از نظر ولتر» نوشت. او در ۱۳۳۹ در دانشگاه مشهد به تدریس زبان و ادبیات فرانسه و نیز ادبیات تطبیقی پرداخت.
🔸تأثیر ایرانیها بر ادبیات فرانسه
جواد حدیدی با تسلطی که بر علوم اسلامی، زبان و ادبیات فارسی و فرانسه داشت، تحقیقات بسیاری از خود به یادگار گذاشته است. کتابهای «اسلام از نظر ولتر»، «از سعدی تا آراگون»، «ایران در ادبیات فرانسه»، «برخورد اندیشهها»، «میراث سوم» و... از آن جمله است. نکتهٔ مهم در این تحقیقات، توجهٔ حدیدی به تأثیر فرهنگ و تمدن اسلامی و ایرانی بر فرهنگ و ادبیات فرانسه است.
🔸فردوسی در ادبیات فرانسه
دربارهٔ تأثیر شاهنامه بر ادبیات فرانسه و ترجمهٔ آن به زبان فرانسه، مطالب پراکندهای وجود دارد اما مقاله «فردوسی در ادبیات فرانسه»، که جواد حدیدی آن را در ۱۳۵۰ در مجلهٔ دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه مشهد نوشته است، پژوهشی کامل و با قلمی شیوا در این باره است.
🔸شاهنامه در رمانهای فرانسه
حدیدی در این مقاله، تاریخچهای از چگونگی نفوذ داستانهای شاهنامه را در ادبیات فرانسه بیان میکند. وی بر آن است که در پایان سدهٔ پنجم هجری، داستانهای شاهنامهٔ فردوسی از ایران فراتر رفت. مسلمانان پیروز، فرهنگ و تمدنشان را در اروپای قرون وسطا رخنه دادند. خنیاگران و شاعران دورهگرد فرانسوی، داستانهای شاهنامه را از داستانسراهای تازی میشنیدند و آنها را در رمانهای قهرمانی و حماسی خود به کار میبردند. افزون بر این، جنگهای صلیبی که نزدیک به دو قرن طول کشید، در پراکنده شدن داستانهای شاهنامه تاثیر زیادی داشت، از این جهت است که شباهتهای زیادی میان سرگذشت قهرمانان شاهنامه و برخی داستانهای فرانسوی وجود دارد.
🔸شاهنامه دیر شناخته شد
حدیدی در ادامه این مقاله، دلایل دیر شناخته شدن شاهنامه را در فرانسه توضیح میدهد. او «شاردن»، جهانگرد فرانسوی، را نخستین کسی میداند که دربارهٔ فردوسی سخن گفته است. شاردن، شاهنامه را یک «تاریخ» میداند، نه یک «حماسه» و این نشان میدهد که او به ارزشهای حماسی، هنری و ادبی شاهنامه پی نبرده بود. حدیدی بزرگ و دشوار بودن شاهنامه را دلیل این ناشناخته بودن میداند و در حالی که گلستان سعدی خوانندگان زیادی در فرانسه داشت، شاهنامه این رغبت را برنمیانگیخت از آن جهت که شاهنامه، کتاب کوششها و جهشهای یک ملت بود و فرانسه هنوز در چنین دورهای به سر نمیبرد، بنابراین نصایح اخلاقی گلستان، آنها را بیشتر مشتاق میکرد تا شاهنامه.
🔸انقلاب فرانسه و ترجمهٔ شاهنامه
به گفتهٔ حدیدی، در فرانسه، نخستین بارقههای پژوهش درباره شاهنامه با «لویی لانگلس» آغاز شد. او در سال ۱۷۸۸ که فرانسه، حماسهٔ نوینی را تجربه میکرد، بخشی از شاهنامهٔ فردوسی را ترجمه کرد و مقدمهای ستایشآمیز دربارهٔ فردوسی نوشت و افسوس خورد که چرا فردوسی تاکنون در فرانسه شناخته نشده است. لانگلس، شاهنامه را «نامه خسروان» نامید و او نخستین کسی بود که این عنوان را برای شاهنامه به کار برد، زیرا پیش از او شاهنامه را «تاریخ شهریاران ایران» مینامیدند.
🔸ویکتور هوگو و گوهر شاهنامه
حدیدی سپس دربارهٔ چگونگی الهام گرفتن نویسندگان و شاعران فرانسوی از داستانهای شاهنامه سخن میگوید. در دورهای که خاورشناسی مد روز فرانسویها شده و شرق جایگاهی پیدا کرده بود و نویسندگان رمانتیک در شعرهایشان از سعدی و مولوی و عطار الهام میگرفتند ولی فردوسی هنوز منبع الهام آنها نبود. در این میان، ویکتور هوگو در مجموعه «شرقیات» برخی از بخشهای شاهنامه همچون دلاوریهای زال در جنگ مازندران و مقدمهٔ رستم و سهراب را آورد، گوهرهایی شرقی که توجه او را برانگیخته بود.
حدیدی در ادامه این مقاله، به بسیاری از فراز و فرودهای شاهنامه در میان محققان و شاعران فرانسه اشاره کرده است، چنانکه میتوان آن را منبعی مستند دربارهٔ شاهنامه در ادبیات فرانسه دانست.
به قلم: دکتر فاطمه محمدزاده
#دکتر_جواد_حدیدی
#شاهنامه_فردوسی
#ادبیات_فرانسه
@kheradsarayeferdowsi
🔹/channel/eshtadan
🔰«ارج دانش در فرهنگ ایرانی»
✍️مرتضی ثاقب فر
📗شاهنامه فردوسی و فلسفه تاریخ ایران، ص ۲۳۰- ۲۳۲.
پاینام خداوند (=مزدا)، همهنگام به معنای «دانا» است و فردوسی نیز بارها از خداوند با نام «دانا» یاد میکند:
در بخشش و دادن آمد پدید
ببخشید دانا چنان چون سزید...
چو دانا توانا بُد و دادگر
از ایرا نکرد ایچ پنهان هنر
[آفرینش عالم]
همچنان که در اوستا میبینیم، دانش در شاهنامه و فرهنگ ایرانی -به وارون اندیشه تورات که دانش و «معرفت نیک و بد» را درختی ممنوعه برای آدمی و مایه رانده شدن وی از بهشت میداند- موجب نیکبختی اینجهانی و رستگاری آنجهانی است.
در سراسر شاهنامه، جای به جای دانش ارج نهاده میشود و آموزش آن از ارجی نخستین و والا برخوردار است.
اردشیر بابکان (درست بهسان کوروش هخامنشی) در پندهای خود میخواهد که:
دگر آن که دانش مگیری تو خوار
اگر زیر دستی، اگر شهریار!...
زمانی میاسای از آموختن
اگر جان همیخواهی افروختن!
چو فرزند باشد، به فرهنگ دار
زمانه ز بازی بر او تنگ دار!
و هم اوست که همچون زمان هخامنشیان، برای کودکان در هر کوی دبستانی میسازد و دانشآموزی را رواج میدهد:
همان کودکش را به فرهنگیان
سپردی، چو بودی وُ را هَنگِ آن
به هر برزنیدر، دبستان بُدی
همان خانِ آتشپرستان بُدی
@ThoughtAboutIRAN
🔸/channel/eshtadan
چهاردهم شهریور - زادروز زندهنام استاد #بدیعالزمان_فروزانفر
(۱۴ شهریور ۱۲۸۳ بُشرویه -- ۱۶ اردیبهشت ۱۳۴۹ تهران) استاد برجسته زبان و ادبیات فارسی
بدیعالزمان فروزانفر از بزرگترین ادیبان، شاعران، پژوهشگران و استادان ادبیات فارسی در سده چهاردهم و پانزدهم خورشیدی بود.نام اصلی عبدالجلیل بشرویهای و در سال ۱۲۷۶ خورشیدی در بشرویه به دنیا آمد.
او با آثار ارزشمند خود، به غنیسازی ادبیات فارسی کمک شایانی کرد. فروزانفر با نگاهی نو و تحلیلی به ادبیات کلاسیک فارسی، راه را برای پژوهشهای بعدی در این زمینه هموار کرد.
فروزانفر از مفاخر ادبی ایران است که نام او همواره با ادبیات فارسی گره خورده است.
روانش شاد - یاد و نامش جاوید
🆔 @XeradsarayeFerdosiYazd
🔹/channel/eshtadan
🔰به مناسبت ۱۳ شهریور روز بزرگداشت ابوریحان بیرونی؛
از «توسعه به مثابه آزادی» تا «تحقیق ماللهند»
🔸آمارتیا سن: بیرونی عمده عمر خود را در دنیای قرن یازدهم مصروف اعتلای درک متقابل و تسامح کرد
🔸برای آمارتیا سن، آزادی فقط یک مفهوم سیاسی یا اقتصادی نیست؛ آزادی با امکان انتخاب، استدلال و مشارکت در زندگی عمومی پیوند دارد. برای بیرونی نیز دانش بدون تحقیق، مشاهده، مقایسه و مراجعه به منبع معتبر معنایی ندارد. شاید به همین دلیل باشد که بازخوانی بیرونی در کنار آثار آمارتیا سن میتواند افقی تازه برای مخاطب امروز بگشاید.
🔸آمارتیا سن در کتاب مشهور خود، «توسعه به مثابه آزادی»، توسعه را صرفاً با رشد اقتصادی، افزایش درآمد یا انباشت ثروت یکسان نمیگیرد. در منظومه فکری او، توسعه با گسترش آزادیهای واقعی انسانها پیوند دارد؛ آزادیهایی که امکان انتخاب، مشارکت، گفتوگو و زندگی انسانیتر را فراهم میکنند. همین پیوند میان آزادی، عقلانیت و امکان گفتوگو، یکی از راههای ورود به جهان فکری سن و درک توجه او به شخصیتهایی مانند ابوریحان بیرونی است.توسعه به مثابه آزادی از مهمترین آثار سن در تبیین نسبت آزادی، نهادهای اجتماعی و توسعه انسانی به شمار میرود.
🔸در روزگاری که سخن گفتن از گفتوگوی تمدنها گاه به مجموعهای از شعارهای کلی فروکاسته میشود، تجربه علمی ابوریحان بیرونی یادآور معنای دقیقتر گفتوگوست: گفتوگو پیش از هر چیز، نیازمند شناخت است؛ و شناخت نیز بدون فروتنی علمی، آموختن زبان دیگری و مراجعه مستقیم به آثار و اندیشههای او ممکن نیست.
🔸این همان میراثی است که میتوان در پیوند میان تحقیق ماللهند ابوریحان بیرونی و آثاری چون توسعه به مثابه آزادی و هویت و خشونت آمارتیا سن بازخوانی کرد؛ میراثی که در مرکز آن، آزادی از جهل، رهایی از تعصب و شجاعت فهم جهانی پیچیدهتر از تصویرهای سادهشده ما قرار دارد.
@ibna_official
🔹/channel/eshtadan
👁
دوازدهم شهریور زادروز زندهیاد استاد #بهمن_سرکاراتی
(۱۲ شهریور ۱۳۱۶ تبریز – ۲۹ خرداد ۱۳۹۲ تهران)
دانشمندی فرهیخته و پژوهشگری پرتلاش
#بهمن_سرکاراتی نامی آشنا در پهنه ایرانشناسی و پژوهشهای ادبی و تاریخی است. ایشان دانشمندی فرهیخته و پژوهشگری پرتلاش بودند که سهم بسزایی در شناخت بهتر ریشههای فرهنگی و تاریخی ایران داشتند.
زمینههای پژوهشی دکتر سرکاراتی:
👈 استوره: دکتر سرکاراتی مطالعات گستردهای در زمینه استورههای ایرانی، بویژه استورههای شاهنامه فردوسی، انجام دادند.
👈 اوستا: ایشان یکی از پژوهشگران برجسته در حوزه اوستا و زبان اوستایی بودند و یادگارهای ارزشمندی در این زمینه از خود گذاشتند.
👈 زبانشناسی: دکتر سرکاراتی به زبانشناسی و ریشههای زبان فارسی دلبستگی داشتند و پژوهشهای ارزشمندی در این زمینه انجام دادند.
👈 تاریخ ادبیات: ایشان در زمینه تاریخ ادبیات فارسی نیز پژوهشهای گستردهای انجام دادند و به بررسی آثار ادبی بزرگان ایران پرداختند.
ویژگیهای برجسته دکتر سرکاراتی:
👈 چیرگی بر زبانهای باستانی: ایشان به زبانهای باستانی مانند اوستایی، پهلوی چیره بودند.
👈 نگاهی فراگیر و میانرشتهای: دکتر سرکاراتی در پژوهشهای خود از یک نگاه فراگیر و میانرشتهای بهره میبردند و به پیوند میان استورهها، تاریخ، زبان و ادبیات نگرش ویژه داشتند.
👈 فرهنگ و تمدن ایران: ایشان به فرهنگ و تمدن ایران بسیار دلبسته بودند و تلاش میکردند تا ریشههای این فرهنگ را بشناسند و بشناسانند.
یادگارهای دکتر سرکاراتی:
👈 فرهنگ ریشه شناختی افعال زبان فارسی: یکی از آثار مهم دکتر سرکاراتی است که در آن به بررسی ریشههای افعال زبان فارسی پرداخته است.
👈 اوستا و هنر نو: در این کتاب، دکتر سرکاراتی به بررسی پیوند میان اوستا و هنرهای تجسمی پرداخته است.
👈 کارنامه شاهان در روایات سنّتی ایران: این کتاب برگردانی از یک اثر مهم در تاریخ ایران است.
درگذشت دکتر بهمن سرکاراتی:
دکتر بهمن سرکاراتی در سال ۱۳۹۲ درگذشت. فقدان ایشان ضایعهای بزرگ برای جامعه علمی و فرهنگی ایران بود.
چرا مطالعه آثار دکتر سرکاراتی مهم است؟
مطالعه آثار دکتر سرکاراتی برای علاقهمندان به تاریخ، ادبیات و فرهنگ ایران بسیار سودمند است. ایشان با پژوهشهای گسترده و دقیق خود، به شناخت بهتر ریشههای فرهنگی و تاریخی ایران یاری شایانی داشتهاند. آثار دکتر سرکاراتی میتواند برای دانشجویان، پژوهشگران و علاقهمندان به این حوزهها آبشخوری پربار و قابل اعتماد باشد.
روانش شاد - یادش جاوید.
🆔 @XeradsarayeFerdosiYazd
🔹/channel/eshtadan
✍دکتر محمد علی اسلامی ندوشن
نباید فراموش کرد که در طیّ این عمر دراز و پرحادثه، اگر چیزی این مُلک را بر سر پا نگه داشته، فرهنگ بوده است.
اگر این فرهنگ نبود، ایران هم به سرنوشت کشورهایی دچار میشد که در برابر هجومها بهكلّی تغییر ماهیت دادند؛ مثل تناسخی که هندوها به آن معتقد بودند، در کالبد جاندار دیگری به زندگی میپرداختند، بیآنکه بتوانند حیات گذشتۀ خود را به یاد بیاورند.
در هر دوره، لطمههای سنگین زمانی بر پیکر این کشور وارد آمده که فرهنگش ضعیف شده بوده، زیرا بیفرهنگی و کمفرهنگی، تعصب و خامی و نزديکبينی و بیاعتقادی و غرور بیجا و خلاصه همۀ آنچه نطفههای انحطاط را میپرورد با خود میآورد.
#فرهنگ_و_شبهفرهنگ
@dr_eslaminodoushan
🔹/channel/eshtadan
۱۰ شهریور سالگرد درگذشت استاد گرانقدر احسان یارشاطر نماد چند دهه ایرانشناسی است.
یادش گرامی باد
◾️احسان یارشاطر (۱۴ فروردین ۱۲۹۹ در همدان - ۱۰ شهریور ۱۳۹۷ در کالیفرنیا) بنیانگذار مرکز مطالعات ایرانشناسی و استاد بازنشسته مطالعات ایرانی در دانشگاه کلمبیا نیویورک بود.
وی نخستین ایرانی است که پس از جنگ جهانی دوم در آمریکا به مرتبه استادی رسید.یارشاطر همچنین بنیانگذار و سرویراستار دانشنامه ایرانیکا بودهاست که در دانشگاه کلمبیا در شهر نیویورک مستقر است و از آغاز دههٔ ۱۹۷۰ نزدیک به ۴۰ ویراستار و ۳۰۰ نویسنده از سراسر آمریکا، اروپا و آسیا با آن همکاری داشتهاند. یارشاطر ویراستاری سه مجلد از تاریخ ایران کمبریج را هم به عهده داشته و نویسنده شانزده جلد کتاب تاریخ ادبیات ایران است. او همچنین از همکاران دهخدا در لغتنامه دهخدا بود.
🔸احسان یارشاطر دانشآموختهٔ دوره دکترای رشته زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه تهران و دانشآموخته دوره دکترای زبانشناسی ایرانی در مدرسه مطالعات مشرقزمین و آفریقا دانشگاه لندن بود و از شاگردان ایرانی والتر هنینگ و مری بویس بهشمار میآید.
🔸 بنگاه ترجمه و نشر کتاب
در سال ۱۳۳۳ به منظور ترجمه مناسب و شایسته آثار ادبی جهان، بنگاه ترجمه و نشر کتاب را بنیان نهاد و در این راه از کمکهای اسدالله علم که در آن زمان رئیس املاک و مستغلات پهلوی بود نیز استفاده کرد. حوزه فعالیت این بنگاه به تدریج گسترش یافت و علاوه بر ادبیات خارجی، مجموعههای متون فارسی، ایرانشناسی، آثار فلسفی، ادبیات برای جوانان، خواندنیهای کودکان و آئینهٔ ایران و چند مجموعهٔ دیگر را در آن بنگاه چاپ و منتشر شد.
🔸ایرانیکا
در سال ۱۳۴۷ به پیشنهاد یارشاطر و با بودجه ۲ میلیون دلاری سازمان برنامه و بودجه ایران کار تدوین دانشنامه ایرانیکا آغاز شد. احسان یارشاطر برای تأمین هزینههای ایرانیکا بخشی از مجموعه آثار تاریخی خود را به ارزش ۳ میلیون دلار بفروش رساند که بعضی از این آثار اکنون در موزه متروپولیتن نیویورک هستند.
🔸مرکز ایرانشناسی
در نیویورک مرکز ایرانشناسی را بنیاد نهاد. وی کتابخانه سعید نفیسی را خرید و همراه با کتابخانه خودش به این مرکز بخشید. وی در آمریکا تلاش کرد تا آثار کلاسیک ادبیات ایران به زبانهای غربی و ژاپنی ترجمه شود.
از نخستین آثار انتشاریافتهٔ اوست:
دستور زبان گویشهای تاتی جنوبی
ترجمه الاشارات والتنبیهات ابن سینا
نقاشی نوین (با نام مستعار ا.ی. «رهسپر»)
سهیم بودن در ویراستاری و نوشتن تاریخ ایران کمبریج
شعر فارسی در عهد شاهرخ (نیمهٔ اول قرن نهم) یا آغاز انحطاط در شعر فارسی
داستانهای ادبیات ایران باستان
داستانهای شاهنامه
◾️◼️ روانش شاد و یادش گرامی◼️◾️
____
لطفا به کانال تلگرامی ایرانبوم بپیوندید.
/channel/iranboom_ir
#سجاد_آیدنلو :
یکی از مباحث علمی بحث اصطلاح شناسی است؛ یعنی به کار بردن هر اصطلاح در جای درست خودش. کلمه رسمی یک حالت اداری و قانونی دارد. مثلاً میگویند طبق قانون یا بخشنامه از فلان سال زبان فلان کشور انگلیسی شده است اما وقتی از زبان ملی حرف میزنیم فراتر از بخشنامه و قانون مد نظر ماست. زبان ملی یعنی وجه همگانی و اشتراک عمومی آن در طول تاریخ یک سرزمین. مجوز ملی بودن یک زبان را مردمان آن کشور صادر میکنند و ما میبینیم زبان فارسی در طول هزار و چند صد سال پس از اسلام بنا بر رویکرد و عملکرد همه ایرانیان، زبانی ملی بوده است. یعنی مردمان همه مناطق ایران با هر زبان مادری و محلی و با هر گویش و هر اعتقاد و دین و مذهبی، مهمترین آثار فکری و فرهنگی خود را به فارسی آفریدهاند. حافظ برای یک آذربایجانی همان مقدار لذت معنوی و فکری دارد که برای یک شیرازی و یک اصفهانی. بنابراین من یک ایرانی آذربایجانی هستم که زبان ملی من فارسی و زبان مادری من ترکی آذربایجانی است و من اجازه توهین به هیچ یک از این دو را نمیدهم/ روزنامه ایران
@shahnamehpajohan
🔹/channel/eshtadan
🔻🔻«علی اکبر فیاض» و فیض خراسانیوار
علی اکبر فیاض از آن چهرههای علمی و فرهنگی است که در زبان و ادبیات فارسی، پژوهشهای ادبی، تاریخی، دینی یگانه روزگار بود. افزون بر این با تاسیس دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد و بر عهده گرفتن مدیریت آن، خدمت شایستهای به فرهنگ ایران و خراسان کرده است. نمونههایی از خدمات علمی و فرهنگی و ویژگیهای شخصیتی وی چنین است:
🔸 حرف آخر در تاریخ بیهقی
نام فیاض با تاریخ بیهقی گره خورده است. هرجا از تصحیح تاریخ بیهقی سخن گفته شود، نام فیاض هم میدرخشد. دکتر محمد جعفر یاحقی درباره دکتر فیاض و تصحیح تاریخ بیهقی میگوید:«چاپ دکتر فیاض در ۱۳۲۴ منتشر میشود و از همان سال و سالها قبل از آن دکتر فیاض به دنبال تاریخ بیهقی بوده است. نسخههای تاریخ بیهقی در آن زمانها تقریبا ناشناخته بود و جز یکی دو نسخه که بسیار متاخر بود، فیاض پیدا کرده بود و اینها را جمعآوری کرده بود تا دهه ۵۰ که قرار بود در مشهد کنگره بیهقی برگزار شود، آن کتاب منتشر شود و هدیه شود ولی متاسفانه چاپ تاریخ بیهقی به آن کنگره ابوالفضل بیهقی نرسید. فیاض در آنجا مرجع تاریخ بیهقی بود و از اول تا آخر کنگره به عنوان کسی که حرف آخر را در تاریخ بیهقی میزند، مطرح میشد.»
🔸استاد جامع
شفیعی کدکنی در پیامی تصویری که در «شب دانشکده ادبیات و علوم انسانی» در دانشگاه فردوسی مشهد برگزار شد، درباره علی اکبر فیاض گفت: دکتر فیاض، یک استثنا بود، نه برای دانشکده ادبیات مشهد، برای کل ایران و بی اغراق می توانم بگویم در میان دانشگاههایی که از جهان اسلام میشناسم، دکتر فیاض، نمونه ممتازی برای کل آموزش دانشگاهی در سراسر جهان اسلام بود. چون مثل او تا آنجایی که من آشنایی دارم، در هیچ جای جهان اسلام استادی نبود. او زبانهای مهم اروپایی، انگلیسی، فرانسه، آلمانی و روسی را می دانست و در معارف جهان اسلام و دروس دنیای طلبگی و معارف طلبگی نیز بی نظیر بود. در کل جهان اسلام استادی به جامعیت او ندیدم.
🔸کمنویس اما گزیدهنویس
ایرج افشار در کتاب «نادرهکاران» درباره منش و دانش علی اکبر فیاض آورده است:
«محضر دکتر فیاض بسیار گرم بود. متین و خراسانیوار، محکم و با کشش صحبت میکرد. دانشمندی بود جامع که در موضوعهای ادبی و تاریخی و عرفانی بسیار استادانه و با دقت نظر به بحث میپرداخت. چون با زبانهای غربی آشنا بود و کتابهای خارجی زیاد میخواند، اصول و اسلوب نقد و سنجش جدید را به خوبی می دانست. به همین لحاظ مطالبی که توسط او طرح میشد با تازگی و استواری آمیخته بود.
مرحوم فیاض از ذوق مستحسنی برخوردار بود.کمنویس اما گزیده نویس بود.آرام کار بود و به استحکام آن می اندیشید. مهمترین کارش تصحیح تاریخ بیهقی است. چاپ آن را با همکاری دکتر قاسم غنی به پایان برد. در چاپ دوم که تنها بود بیش از ده سال بر سر تجدید نظر آن صرف همت و دقت کرد. باز چاپ آن به پایان نرسیده بود که بمرد.
🔸🔸تهیه شده در قطب علمی فردوسی و شاهنامه
/channel/ghotbeelmiferdowsi
چهارم شهریورماه سالروز درگذشت همایون صنعتیزاده
فرانکلین فرزند او بود. هنوز ازدواج نکرده بود که همتش و اندیشۀ بلندش را در تشکیل آن مؤسسه به کار بست و چنان توفیقی یافت که با اینگونه اشارتهای کوتاه نمیتوان به کیفیت کار بزرگ او دست یافت.
با ایجاد فرانکلین و امکاناتی که برای ترجمۀ کتب مفید آغاز شد نخستین اثرش متحرک ساختن ناشران بود. از هر نظر: نوع، محتوی، ظاهر و ... همایون برای آنکه آنان را متحول کند مجلهای به نام کتاب ماه ایجاد کرد و آن را نشریۀ انجمن ناشران ایران نامید. در حالی که نه آنان حق عضویتی میدادند نه اینکه دلبستگی به چنین تجمعها و چنین نوشتهها داشتند. عموماً چشمشان به مداخل بود و بهرهای از راه اعلانهایی که از کتابها در مجلّه طبع میشد و تصور میکنم که هیچ پولی از آنها نمیگرفت. دلش میخواست آنان را به راه عاقلانۀ نشر و طریق عقلایی آن پیشه هدایت کند.
کتابهای ماه را شروع کرده و دو شمارهاش نشر شده بود که روزی آمد به سراغ من در کتابخانۀ دانشکدۀ حقوق. به مرسوم خودش بی مقدمهچینی گفت آمدهام که کاری را بپذیری. گفتم من اینجا گرفتارم و وقت آزادی به معنی کامل ندارم. گفت کاری که دارم فقط فکر کردن میخواهد نه دوندگی. کارهای دوندگیاش را فرانکلین طبق نظر تو انجام میدهد. گفتم خوب بگو کارت چیست. گفت میخواهم کتابهای ماه را زیر نظر بگیری و اداره کنی که ماهانه نشر شود و مطالبی به گوش ناشران بخورد که از لاک و سرشت بازاری حلبیسازیها بیرون آیند و با دنیای کتاب جهان امروز تا حدی آگاهی پیدا کنند.
فرانکلین چند جنبش مهم را ایجاد کرد:
۱. تألیف لغت فارسی زیر نظر مجتبی مینوی که متأسفانه سرانجامی نیافت.
۲. دائرةالمعارف فارسی به مدیریت علمی دکتر غلامحسین مصاحب که عبدالحسین آذرنگ دربارۀ آن مقالۀ جامعی در مجلۀ نگاه نو (۱۳۸۸) نوشت.
۳. سازمان کتابهای جیبی که در آنجا چند مجموعۀ ماندگار و اساسی پیریزی شد: گزیدۀ متون، مجموعۀ جوانان، کتابهای جیبی در چند گونه و چند مجموعۀ مختلف.
شاید یکی از مهمترین کارهای فرانکلین ترجمۀ تاریخ ویل دورانت باشد.
[نادرهکاران: سوگنامۀ ناموران فرهنگی و ادبی (۱۳۰۴-۱۳۸۹)، ایرج افشار، زیر نظر بهرام، کوشیار و آرش افشار، به کوشش محمود نیکویه، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ سوم ۱۴۰۴، ج ۲، ص ۱۵۰۷-۱۵۱۰]
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
🔹/channel/eshtadan
🔰به مناسبت صد و دومین سالروز تولد اسلامی ندوشن؛
نقش پررنگ دکتر اسلامی ندوشن در گسترۀ شاهنامه پژوهی
🔸در سوم شهریور، یاد و خاطرهی دکتر محمّدعلی اسلامی ندوشن، تبلور شکوه ادبیات و فرهنگ ایران، زنده میشود. مردی که با وجود تخصص در رشته حقوق، قلبش همواره با ضربآهنگ شاهنامه میتپید و عمری را وقف پژوهش در تبار فردوسیشناسی کرد. از نخستین مواجهه با نسخههای سنگی هند در یزد تا سالها تدریس در جایگاه عالی دانشگاه تهران، اسلامی ندوشن پیوندی ناگسستنی میان «روح ایران» و «حماسه فردوسی» برقرار کرد. در این یادداشت، به بررسی سیرهی این استاد فرهخته و میراث ماندگار او در دنیای جستار و شعر میپردازیم.
🔸سوم شهریور برابر است با زادروز دکتر محمّدعلی اسلامی ندوشن (۱۳۰۳ – ۱۴۰۱ خ) بزرگمردی از تبار فرهنگ و ادب ایران که خدمات بس بزرگی به جستار شاهنامه پژوهی و فردوسی شناسی در ایران کرد، وی از همان نوجوانی که در «کتابفروشی یزد» شاهنامه بزرگ و سنگین چاپ سنگی هند را از دوستش استاد مهدی آذر یزدی خرید و ترک دوچرخه گذاشت و به خانه آمد و روزها دلبرانه آن را میخواند، دوستدار شاهنامه شد، آن روزها بهویژه پس از برگزاری هزارۀ فردوسی در مهر ۱۳۱۳ خ در تهران و سراسر ایران، جنبش بزرگی در این زمینه به راه افتاده بود، چند کتاب از آزاد همدانی، احمد اشتری یکتا، احمد بهارمست، محمّد حجازی و... همگی در سال ۱۳۱۳ خ چاپشده بود و شاهنامههایی به کوشش و یا دیباچۀ آموزنده، ترنر ماکان، اولیا سمیع و غیره با پایمردی پارسیان (زرتشتیان) هند در بمبئی چاپشده و بیشتر از سوی همین زرتشتیان به یزد و کتابخانۀ شخصی غلامعلی رئیس میرسید و اسلامی هم توسط دبیر عربی خود، استاد محمّدعلی فرهمند آن را به امانت میگرفت، پس آن همشهریاش اردشیر خاضع، شاهنامه را با دیباچهای به سال ۱۳۲۲ خ در بمبئی چاپ کرد و همشهری دیگرش فتحالله مفتون یزدی، کتاب ارجمند «حقیقت فردوسی و فردوسی» را به سال ۱۳۲۷ خ در حیدرآباد دکن هند چاپ کرد و این برابر بود با ادامۀ تحصیل او در کالج البرز تهران و همکاری با مجلۀ سخن به سردبیری دکتر پرویز ناتل خانلری و شرکت در جشنهای فردوسی که هرساله در تهران و ایران برگزار میشد.
@ibna_official
🔹/channel/eshtadan
یکم شهریور؛ زادروز زندهیاد #هوشنگ_سیحون
(معمار برجسته ایرانی و پدر معماری نوین ایران)
هوشنگ سیحون (زادهٔ یکم شهریور ۱۲۹۹ در تهران – درگذشتهٔ ۵ خرداد ۱۳۹۳ در ونکوور) معمار، طراح، نقاش و پیکرهساز برجسته ایرانی بود.
او به خاطر طراحی و ساخت بناهای ماندگار و شاخصی مانند آرامگاه بوعلی سینا، آرامگاه خیام، بنای یادبود کمالالملک، به عنوان «پدر معماری نوین ایران» شناخته میشود.
معماریهای شاخص:
آرامگاه نادرشاه در مشهد
آرامگاه کمالالملک در نیشابور
آرامگاه بوعلیسینا در همدان (۱۳۳۰)
آرامگاه خیام در نیشابور (۱۳۳۸)
بازسازی و طراحی آرامگاه فردوسی در طوس بر پایه طرح پیشین، در سال ۱۳۴۷
مقبره عباس میرزا و بعضی دولتمردان قاجار
ساختمان بانک سپه در میدان توپخانه تهران
بنای موزه توس (۱۳۴۷)
مرکز فرهنگی یزد
آرامگاه احمد نی ریزی
نوشتارها:
کتاب «نگاهی به ایران» ۱۹۷۴ در پاریس.
کتاب Houshang Seyhoun, Half a century of activities in the world of Art and Architecture (1998) زیر نظر خود او در ونکوور
کتاب معماری سیحون
کتاب نیم قرن آثار معماری و نقاشی سیحون
روانش شاد - نام و یادش جاوید
🆔 @XeradsarayeFerdosiYazd
🔹/channel/eshtadan
🔰در سالروز درگذشت استاد برجستهی زبان و ادبیات فارسی؛
پرویز ناتل خانلری کاروانسالار سخن و نسل بیتکرار
🔸همزمان با یکم شهریور سالگرد درگذشت پرویز ناتل خانلری، مهدی نوریان، استاد دانشگاه اصفهان، در یادداشتی با مرور خاطرات خود از این استاد ادبیات فارسی، از جایگاه علمی، اخلاقی و پژوهشی او و نسلی از استادان ادبیات دانشگاهی ایران نوشته است.
🔸کسانی چون دکتر خانلری، دکتر ذبیحالله صفا، دکتر محمد معین و دکتر حسین خطیبی، نخستین دانشآموختگان دکتری ادبیات فارسی دانشگاه تهران بودند که زیر دست استاد بزرگ، بدیعالزمان فروزانفر، پرورش یافتند. این بزرگان هرکدام دریایی حیرتانگیز از دانش، حافظه و فضل بودند که حیات فرهنگی امروز ما همچنان بر شانههای استوار آنان تکیه زده است. در این میان، سلوک علمی، اخلاقی و خاطراتی که از پیوند عمیق دکتر خانلری با استادش فروزانفر در ذهن دارم، به خوبی نشاندهنده آن است که بزرگی علمی این نسل، چگونه با فروتنی و اخلاق والای انسانی گره خورده بود.
🔸سراسر زندگی دکتر خانلری وقف خدمت به زبان و ادبیات فارسی بود. هرچند او در حوزههای مختلف اداری و فرهنگی منشأ خدمات بسیار بزرگی شد، اما همواره اصالت ادبی و علمی خویش را حفظ کرد. او به همراه دیگر همدورهایهایش نظیر دکتر صفا و دکتر معین، نخستین نسل از نوابغ ادبیات دانشگاهی ما بودند که هرگز تکرار نخواهند شد. تواضع علمی آنان در کنار تسلط بیکرانشان بر متون کهن، شالوده استواری برای زبان فارسی معاصر پدید آورد. یادآوری اخلاق، ادب علمی و عظمت فکری کسانی چون دکتر خانلری به ما میآموزد که پیشرفتهای فرهنگی و ادبی امروز، مدیون پایمردی و ایثار بزرگمردانی است که جان و عمر خود را در راه اعتلای این زبان فاخر فدا کردند. نام و یاد دکتر خانلری به عنوان کاروانسالار راستین سخن معاصر، همواره در تاریخ فرهنگ ما جاودان خواهد ماند.
@ibna_official
🔹/channel/eshtadan
یکم شهریور سالروز درگذشت دکتر پرویز ناتل خانلری
زبان فارسی و سهم مشترک همۀ اقوام ایرانی
وجود لهجههای مختلف نزدیک به هم از یک زبان در میان اقوام همنژاد امری است که اختصاص به این سرزمین ندارد و در همه جای دنیا نمونۀ آن را میتوان یافت. در کشور فرانسه از روزگار قدیم دو لهجۀ اصلی وجود داشته که یکی از آنها از قرن یازدهم تفوق یافته و زبان رسمی کشور قرار گرفته و آن دیگری به صورت لهجههای محلی هنوز باقی است.
غرض این است که بدانیم این حال تنها در کشور ما رخ نداده است. اقوامی که قرابت نژادی و زبانی با هم دارند برای تفهیم و تفاهم محتاج وسیلۀ مشترکی هستند و به این سبب اگر لهجههای ایشان با هم نزدیک و از یک اصل باشد، به طبع یکی از آن لهجهها را رجحان مینهند و به عنوان زبان مشترک برمیگزینند. این زبان البته در اصل به یکی از نواحی آن سرزمین اختصاص داشته است، اما پس از آنکه به این طریق توسعه و کمال یافت دیگر به ناحیۀ خاصی تعلق ندارد بلکه زبان مشترک همۀ مردمان آن سرزمین محسوب میشود. اما سیاستهای خارجی که از چندی پیش در کشور ما نفوذ یافته است یکی از وسایل پیشرفت و غلبۀ خود را در ایجاد تفرقه و نفاق میان اقوام ایرانی دیده و در این راه کوششها کرده است یک جا غرور قومیت را تقویت کرده و استقلال زبان را وسیلۀ ایجاد یا تحکیم استقلال سیاسی نشان داده و جای دیگر مردم سادهلوح را برانگیخته تا میان خود و برادران خویش اختلاف جزئی و نادرست بیابند و خود را به سبب آنکه لهجۀ محلی ایشان عیناً همان زبان رسمی کشور نیست مظلوم بپندارند و دندان کینه بر هم بفشارند.
عجبا مگر زبان فصیح و ادبی فارسی امروز زبان کدام ناحیۀ خاص است تا نواحی دیگر از آن اعراض کنند و بخواهند لهجۀ محلی خود را به جای آن بنشانند؟ همۀ اقوام ایرانی در تشکیل و تکمیل زبان فارسی سهیم بودهاند و مشکل میتوان گفت سهم کدام ناحیه بزرگتر است.
«فرهنگ مشترک»، دکتر پرویز ناتل خانلری
در:
[ای زبان پارسی...، به کوشش دکتر میلاد عظیمی، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ دوم ۱۴۰۲، ج ۲، ص ۵۸۲- ۵۸۴]
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
🔹/channel/eshtadan
آیا فردوسی برای امرار معاش و شهرتطلبی شاهنامه سرود؟
@dr_khatibi_abolfazl
بارها در سخنرانیها و کتابها و مقالهها دربارۀ فردوسی شنیده و خواندهایم که فردوسی زبان فارسی و ایران را زنده کرد و اگر شاهنامه نبود، ما اکنون به زبان عربی حرف میزدیم و مینوشتیم و یا اگر فردوسی نبود ایران نبود. از سوی دیگر دوست دیرین بنده دکتر محمود امیدسالار در کتب جدید خود، بوطیقا و سیاست در شاهنامه (ص124) نوشته است: «هدف اصلی فردوسی نه بزرگداشت ایران بوده و نه ستایش فرهنگ یا زبان فارسی به معنی اخص کلمه. او فقط در پی امرار معاش خودش و همچنین اثبات این امر بوده که نشان دهد بهترین شاعر زمانۀ خود است» دکتر محمد دهقانی نیز در برخی مقالهها و کتاب جدیدش سخنان مشابهی را تکرار کرده و به تلویح گفته است که فردوسی آزمند بوده که از محمود غزنوی تقاضای صله کرده بوده است. به نظر بنده شاهکارهای بزرگ جهانی در زمینی برهوت و بدون بستر مناسب سر بر نکردهاند و در زمان فردوسی، زبان فارسی مرده نبوده که فردوسی آن را احیا کند. پیش از فردوسی چندین شاهنامه به نظم و نثر دروجود آمدند و فردوسی در همین بستر مناسب شاهکار بیمانند خود را خلق کرد. پس دقیقتر آن است که بگوییم فردوسی در رواج و بالندگی زبان فارسی و وحدت اقوام ایرانی و بقای ایران نقش بسزایی داشت. آیا نابغهای چون فردوسی باید در آغاز شاهکار خود بهتصریح میگفت: من میخواهم با سرودن شاهنامه زبان فارسی و ایران را زنده کنم؟ یا اینکه این شاهنامه را برای بزرگداشت ایران سرودم؟ آشکار است که فردوسی در شاهکار جاویدان خود نباید چنین ادعاهایی مطرح میکرد. در مورد آثار جاودان ادبی، مهم این است که آنها در طول تاریخ چه تأثیری بر مخاطبان خود گذاشتهاند، نه آنکه بعد از هزار و صد سال از زمان فردوسی، امروزه ذهنخوانی و نیتخوانی کنیم و بگوییم نیت فردوسی نه بزرگداشت ایران بوده و نه ستایش زبان فارسی. آگاهان به تاریخ و فرهنگ ایران در زمانۀ فردوسی، نیک میدانند که در آن زمان دو جریان فکری مهم در خراسان وجود داشت: یکی انترناسیونالیسم اسلامی (امّت اسلامی) به رهبری خلفای فاسد عباسی و دیگری ناسیونالیسم ایرانی به رهبری طبقۀ دهقانانِ بازمانده از عصر ساسانی که به اسلام (بهویژه مذهب شیعه) گرویده بودند، ولی هدف اصلی آنان ترویج تاریخ و فرهنگ باستانی ایران به زبان فارسی بود. فردوسی که به همین طبقۀ دهقانان تعلّق داشت، در قرن چهارم هجری کتابی را برای نظم کردن برمیگزیند که تاریخ و فرهنگ باستانی ایران را از آغاز تا پایان در بر داشت و شکوه و اقتدار گذشتۀ ایران را فرایاد میآورد، نه آنکه مانند شاعرانی چون اسدی طوسی و دیگران تنها به نظم یکی از شخصیتهای باستانی مثل گرشاسپ بسنده کند. از شاهنامهشناسان ایرانی که بگذریم، نابغۀ ایرانشناسی، تئودور نولدکه، با اینکه با ایرانیان میانۀ خوبی نداشت، یکصد سال پیش هوشمندانه دریافت که «دلبستگی فردوسی به ایران از هر بیت شاهنامه آشکار است». بنابر این نتیجۀ منطقی بحث این است که فردوسی آگاهانه ایراندوستی و زبان فارسی را در شاهنامه ترویج کرده است. نه آنکه بگوییم هدف او بزرگداشت ایران و ستایش فرهنگ و زبان فارسی نبوده و همۀ این تأثیرات کاملاً از سرِ تصادف بوده است. هنگامی که میگوید: «که تخم سخن من پراگندهام»، آشکار است که منظور پراگندن سخن پارسی و زبان آراستۀ فارسی و رواج آن است نه زبانی دیگر. گفتهاند: «فردوسی فقط در پی امرار معاش خودش بوده». فردوسی از طبقۀ دهقان بود و املاک داشت و نیازی نداشت که از طریق شاهنامهسرایی امرار معاش کند و در اواخر عصر سامانی و در زمانهای که فتنه از آسمان میبارید و طوس و خراسان بین سرداران سامانی دست به دست میشد، اگر فردوسی از بهرۀ هوشی متوسّطی هم برخوردار بود، میتوانست دریابد که از طریق شاهنامهسرایی امرار معاش نتواند کرد. اگر هم هدف اصلی فردوسی بهواقع چنین بود، با هدف دیگر او، یعنی بزرگداشت ایران و زبان فارسی تناقضی نداشت. اینکه میفرمایند: «فردوسی در پی اثبات این امر بوده که نشان دهد بهترین شاعر زمانۀ خود است»، کاملاً درست است، ولی باید پرسید: در میان شاعران امثال فردوسی چه کسانی به دنبال شهرت نبودهاند؟ و بازهم شهرتطلبی شاعر با هدف دیگر او یعنی بزرگداشت ایران و زبان فارسی تناقضی نداشت. هرکدام از ما به دنبال شهرتیم، وگرنه به جای آنکه نام خود را بر روی کتابمان بگذاریم، نام همسایه را مینوشتیم. اساساً طرح این سخنان به قول اهل منطق قضیۀ سالبۀ به انتفاء موضوع است.
ابوالفضل خطیبی
برداشت از صفحه فیسبوک، سال ۲۰۱۷
@dr_khatibi_abolfazl
/channel/eshtadan
🔻🔻سیمین بهبهانی، غزلسرای میدان حماسه
به بهانه بیستوهشتم مردادماه، سالروز درگذشت سیمین بهبهانی
🔸تباری شاهنامهشناس
سیمین بهبهانی در۱۳۰۶ در تهران زاده شد. او فرزند عباس خلیلی، نویسنده و روزنامهنگار معاصر است، مردی که آوازهٔ بسیاری در ضربهزدن به استعمارگران انگلیسی داشت و وطن و درد آن را خوب میشناخت. خلیلی تمام مشکلات جامعه روزگار خود را در رمانها و داستانهایش منعکس میکرد و بیش از هر چیز به زخمهای زنان زمانهٔ خود توجه میکرد و آنها را قربانی بسیاری از مسائل سیاسی و اجتماعی میدانست. او پس از آنکه به عضویت کنگرهٔ فردوسی در آمد، ۱۷۰۰۰ از ابیات شاهنامه را به عربی ترجمه کرد و نام او در میان پژوهشگران و سخنرانان ایرانی و خارجی شاهنامه در کنگرهٔ هزارهٔ فردوسی آمده است.
سیمین بهبهانی از سوی مادر نیز این اقبال را داشت که وطندوستی را به خوبی فراگیرد. فخر عظمی ارغون، مادر سیمین، بانویی ادیب، شاعر و زبانشناس بود که نخستین انجمن حمایت از زنان را به نام «جمعیت نسوان وطنخواه» با گروهی از زنان روشنفکر زمان خود تأسيس کرد. زندگی او با خلیلی دوام نداشت، اما تأثیر اندیشههای وطنی هر کدام از آنها بر شعر سیمین کاملاً آشکار است.
🔸حماسهها و امیدها
شعر سیمین بهبهانی، همپای چالشها و شرایط مختلف ایران حرکت میکند. غزلهایش در دامن حماسه میروید و دل و نگاهش با جامعه همراه است.
او گاهی صرفاً شاعری است که آنچه از رنج سرزمینش میبیند، روایت میکند، مانند آنچه از جنگ و به ویژه جنگ عراق علیه ایران، دل او را به جوش میآورد و میسراید:
ما نمیخواستیم، اما هست
جنگ، این دوزخ شررزا هست
گفته بودم که هان!«مبادا جنگ»
دیدم اکنون که آن «مبادا» هست
اما سیمین بهبهانی همانقدر که این سختیهای وطن را روایت میکند و روح حماسه را در غزلش میدمد، گاهی خودش در قالب قهرمانان حماسی، بیانیهای آتشین صادر میکند و از «ساختن وطن» سخن میگوید و گویا شعلهای روشن در میان تاریکیها و ناامیدیها میافروزد:
دوباره میسازمت وطن، اگرچه با خشت جان خویش
ستون به سقف تو میزنم اگرچه با استخوان خویش
افزون بر این، او رستم و اسفندیار و... را برای ساختن وطن، به یاری نمیطلبد، بلکه خودش را در جایگاه همان قهرمانان میداند. این همان روحیهای است که فردوسی توقع دارد، یعنی هر ایرانی، خودش قهرمان وطنش باشد و برای حفظ هویت آن تلاش کند.
🔸حماسهٔ زنانه مدرن
شعر سیمین بهبهانی، بیش از هر مضمون دیگری به «زنان» اختصاص دارد. او تلاش میکند در لابه لای شعرهایش، آنچه بر سر زنان آوار شده است، بازگو کند. این شرح درد، از زندگیهای شخصی و عاطفی زنان تا مسائل مهم اجتماعی و سیاسی را شامل میشود. سیمین را باید گردآفریدی دانست که بیپروا به میدان عدالت و دفاع از حقوق زنان میآید و از سلطهٔ مردسالارانه زمانهٔ خود شکایت میکندـ شعرهای او دربارهٔ زنان با استعارههای مختلف همراه میشود. شعرهایی همچون «زندان طلا»، «رقاصه»، «هوو»، «ای مرد» و... روایتگر انواع ستمها بر زنان است. سیمین در اشعار خود از انواع خشونتهای فیزیکی و عاطفی دربارهٔ زنان نام میبرد، اما در میان توصیف این تاریکیها و اندوهها، تلاش میکند که خودباوری زنان را تقویت نماید، آنجا که میسراید:
ای زن چه دلفریب و چه زیبایی!
گویی گل شکفته دنیایی
گل گفتمت، ز گفته خجل ماندم
گل را کجاست چون تو دلارایی؟
سیمین بهبهانی میخواهد زن امروز را با داشتههایش آشنا کند تا مبادا در گرداب خودکمبینیها ارزشهایش را از یاد ببرد.
به طور کلی، سیمین بهبهانی غزلی فراتر از مضامین عاشقانه میسراید و در قالبی لطیف با جلوهها و مضامینی حماسی، فردوسیوار برای ساختن وطن تلاش میکند.
به قلم: دکتر فاطمه محمدزاده
#سیمین_بهبهانی
@kheradsarayeferdowsi
🔹/channel/eshtadan