621
نقل متن های معتبرعلمی, فرهنگی,انتقادی از درگاه ها و گروه های تلگرامی با درج شناسه اشتادان در زمینه ایرانشناسی,فرهنگ و زبان های ایرانی ,میراث فرهنگیی* @Tabaa24
استاد دکتر محسن ابوالقاسمی ,استاد پیشین ادبیات فارسی،فرهنگ وزبانهای باستانی ایران، متولد سال۱۳۱۵شمسی در شهر ملایر,
دانش آموخته زبان های فارسی نو وباستانی از دانشکده مطالعات شرقی وافریقایی لندن، از شاگردانپرفسور هنینگ و مری بویس.
✍آثار
۱-تاریخ زبان فارسی.
۲-تحول معنی واژه در زبان
فارسی.
۳-دستور تاریخی زبان فارسی
۴-تاریخ مختصر زبان فارسی
۵-ریشه شناسی.
۶-زبان فارسی وسرگذشت آن
۷-راهنمای زبانهای باستانی.
۸-مانی.به روایت ابن الندیم.
۹-شعر در ایران.پیش از اسلام.
۱۰-یسن۵۲وهیشتوایش گات.
۱۱-ماده های فعل فارسی دری.
۱۲-زبان آسی.
/channel/eshtadan
آتشِ عشق پس از مرگ نگردد خاموش
این چراغیست کَزین خانه به آن خانه بَرَند
#حیدرخصالی
تذکرهی میخانه؛ملاعبدالنبی فخرالزمانی قزوینی؛ تصحیح و تنقیح و تکمیل تراجم باهتمام احمد گلچینمعانی؛ اقبال؛ ۱۳۶۷: ۸۴۷، زیرنویس.
/channel/tarikhfarhanghonariranzamin
#جلال_خالقی_مطلق:
هرکشتی نیاز به ساحل و لنگر دارد وگرنه در اقیانوس مدتی سرگردان می راند تا سرانجام به دست توفانی نابودشود. دیرزمانی است که تنها ساحل هویت ملت ایران، زبان و ادب فارسی و لنگر او شاهنامه است
@shahnamehpajohan
🔸/channel/eshtadan
🔸🔸 هجدهم دی ماه، سالروز درگذشت والتر برونو هنینگ، ایران شناس، شرق شناس و زبان شناس آلمانی
والتر برونو هنینگ (Walter Bruno Henning) ۲۶ اوت ۱۹۰۸ در پروس شرقی زاده شد. او تحصیلات دانشگاهی خود را در دانشگاه گوتینگن در رشتهٔ مطالعات ایرانی زیر نظر آندرهآس انجام داد و رسالهٔ دکتری خود را در سال ۱۹۳۱ با موضوع بررسی فعل فارسی میانه گذراند.
هنینگ در سال ۱۹۳۶ به دعوت هارولد بیلی برای تصدی کرسی جامعهٔ پارسی برای مطالعات ایرانی در مدرسه مطالعات مشرقزمین و آفریقا به لندن رفت و مطالعات خود را در مورد متون تورفان ادامه داد. در ۱۹۴۹ خطابههای معروف خود را در آکسفورد ایراد کرد که به بررسی انتقادی آرای هرتسفلد و نیبرگ دربارۀ زرتشت میپرداخت. در ۱۹۵۰ به دعوت دولت ایران سفری به جنوب ایران کرد و تحقیقاتی بر کتیبههای سرمشهد، نقش رستم و کرتیر انجام داد.
در سال ۱۹۵۴ به مدیریت شورای اجرایی مجموعهٔ کتیبههای ایرانی در لندن منصوب شد. از سال ۱۹۵۷ سرپرستی بخش زبانها و فرهنگهای خاورمیانه و نزدیک را در مدرسه مطالعات مشرقزمین و آفریقا در دانشگاه لندن به عهده گرفت.
/channel/ghotbeelmiferdowsi
شانزدهم دیماه، سالگرد درگذشت نیما یوشیج (۱۲۷۶-۱۳۳۸)
در شب سرد زمستانی
در شب سرد زمستانی
کورهٔ خورشید هم، چون کورهٔ گرم چراغ من نمیسوزد.
و به مانند چراغ من
نه میافروزد چراغی هیچ،
نه فروبسته به یخ ماهی که از بالا میافروزد.
من چراغم را در آمدرفتن همسایهام افروختم در یک شب تاریک
و شب سرد زمستان بود،
باد میپیچید با کاج،
در میان کومهها خاموش
گم شد او از من جدا زین جادهٔ باریک.
و هنوزم قصه بر یاد است
وین سخن آویزهٔ لب:
«که میافروزد؟ که میسوزد؟
چه کسی این قصه را در دل میاندوزد؟»
در شب سرد زمستانی
کورهٔ خورشید هم، چون کورهٔ گرم چراغ من نمیسوزد.
@theapll
🔸/channel/eshtadan
یادی از استاد جلالالدین همایی در سالگرد زادروزش - نویسندهای که کمتر به زندگیاش توجه شده است
۱۳ دی ماه (اصفهان - ۱۲۷۸)، زادروز استاد جلالالدین همایی گرامی باد.
جلالالدین همایی ادیب، شاعر و استاد زبان و ادبیات فارسی، در سیزدهمین روز دیماه ۱۲۷۸ در محلهی پاقلعهی اصفهان به دنیا آمد. جلالالدین از چهار – پنج سالگی به خواندن قرآن، غرلیات حافظ، گلستان سعدی و... نزد پدر و مادرش پرداخت. پس از مدتی وارد مکتب و مدرسه شد و حدود ۲۰ سال از عمرش را صرف تحصیل علوم اسلامی کرد. پدرش میرزا ابوالقاسم محمد نصیر متخلص به طرب و جدش ملا محمدرضا همایی شیرازی هر دو از شعرا و دانشمندان معروف عصر خود بودند. همایی از سن یازده سالگی به مدت بیست سال در مدرسه «نماورد» از مدارس قدیم و معروف اصفهان که مرکز دانش و فرهنگ این شهر بود به کسب علوم اسلامی پرداخت . وی طی این سالها ادبیات عرب، فقه، اصول، تفسیر، درایه، رجال، هیأت، نجوم، استخراج تقویم، فنون ریاضی، طب و فلسفه را نزد بزرگترین علما و روحانیان ایران فراگرفت و خود نیز مدتی مدرس بزرگترین حوزههای علمی و ادبی اصفهان بود.
همایی که همزمان با تحصیل، در حوزههای علمیه تدریس هم میکرد، با گذراندن تحصیلات عالیه به درجهی اجتهاد هم رسید. در سال 1307 به تهران آمد و در وزارت معارف، استخدام و موظف شد در تبریز کار کند. او در سال 1310 به تهران برگشت و در دانشکدهی افسری و دبیرستانهای دارالفنون، شرف و نظام به تدریس پرداخت. ذبیحالله صفا، حسین خطیبی و علیاکبر شهابی از شاگردان همایی در این دوره بودند.
در سالهای بعد نیز همایی به تدریس در کلاس ادبی دانشسرای عالی و کلاس روزنامهنگاری دانشکدهی حقوق مشغول شد. سپس سالیان دراز به تدریس در دورههای لیسانس، فوق لیسانس و دکتری در دانشکدهی ادبیات پرداخت تا اینکه در سال 1345 با تقاضای خود بازنشسته شد.
«تاریخ ادبیات ایران»، «غزالینامه»، «فنون بلاغت و صناعات ادبی»، «مولوینامه»، «دیوان سنا» (مجموعهی اشعار)، «مجمعالفصحاء» و «تصوف در اسلام»، همچنین تصحیح «نصیحتالملوک امام محمد غزالی» و تصحیح «مصباحالهدایة و مفتاح الکفایة» عزالدین محمود کاشانی، تصحیح «معیار العقول» منصوب به شیخ بوعلی سینا و تصحیح «غزالینامه» امام محمد غزالی، تصحیح «ولد نامه» نوشته سلطان ولد، از آثار برجایمانده از جلالالدین همایی هستند.
جلالالدین همایی ۲۸ تیرماه ۱۳۵۹ درگذشت. آرامگاه او تکیهی لسانالارض در تخت فولاد اصفهان است.
خانهای که همایی در اصفهان در آن به دنیا آمده، مشهور به خانهی استاد جلالالدین همایی، در سال ۱۳۷۶ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
دنباله نوشتار:
http://www.iranboom.ir/nam-avaran/49-bozorgan/9785-jalal-din-homaei.html
/channel/iranboom_ir
🔹/channel/eshtadan
«عوامل زوال مملکت»
آوردهاند که نوشیروان [شاهنشاه ساسانی] از موبد موبدان پرسید که:
«زوال مملکت در چه چیز است؟»
گفت:
«اوّل، در پوشیدنِ خبرها از پادشاه
دوم، در تربیتِ مردمِ فرومایه
سوم، در ظلمِ عمّال».
نوشیروان گفت:
«به چه دلیل این سخن میگویی؟»
جواب داد که:
«مردمِ دون و رذل چون تربیت یابند، در جمع کردنِ مال، حریص باشند و به هرکس طمع کنند و اکابر و اشراف نشناسند و حرمتِ مردمِ بزرگ، نگاه ندارند.
و دلهای خلایق به سبب این اخلاق، رنجیده شود و هر آیینه همّتها برگمارند تا از وی خلاصی روی نماید.
دیگر، چون عمّال بر رعیّت ستم کنند، نیّتهای ایشان با پادشاه بد شود
و از زراعت و عمارت، ملول و متنفّر گردند و مداخلِ سلطان کم شود
و علوفه به لشکر کم رسد،
و چون لشکر علوفه نیابند
سر از خدمت برتابند.
و اگر دشمنی پدید آید
و کار وی اندک بود
جهدی نکنند
و به این جهت ملک از دست برود».
نوشیروان موبد را ثنا گفت و فرمود تا این کلمات را به آبِ زر نوشتند.
منبع: روضةالأنوار عباسی (در اخلاق و شیوۀ کشورداری).
به قلمِ: محمدباقر بن محمدمؤمن محقق سبزواری (به درخواست «شاه عباس دوم» در سال ۱۰۴۲ ش)، به زبان فارسی.
مقدمه، تصحیح و تحقیق: اسماعیل چنگیزی اردهایی.
انتشارات مرکز پژوهشی ميراث مکتوب، ۱۳۸۳.
ص۵۶۲ و ۵۶۳.
/channel/HistoricalLinguistics
🔹/channel/eshtadan
گفت و گو با اصغر دادبه، استاد فلسفه و ادبیات عرفانی - چراغ فلسفه در ایران هرگز خاموش نشد
یعقوب لیث به آن شاعری که داشت به عربی در شعر وصفش میکرد، گفت: «سخنی که من اندر نیابم چرا بایست گفتن؟» یعنی به فارسی بگو که من بفهمم. از آنجا و از آن روز به بعد آن شاعر به فارسی شعر گفته و دیگران هم. این طور نبود که فقط یعقوب لیث دستور بدهد به شاعری که شعر به زبان فارسی بگو و او هم شروع کند به سرودن شعر فارسی. در شرایطی جامعه و روزگار آبستن تحولی است که آن تحول ممکن است به صورت یک شعار از زبان یک نفر بیان و با یک تلنگر مسیر تاریخ عوض شود. فردوسی هم در تاریخ ایران سخنگو و نماینده یک جریان بود و زبان فارسی را نجات داد. یک نفر شاخص میشود، علمدار میشود. یک جریان به یک نفر نمایندگی میدهد که مطالبات جامعه را محقق کند.
دنباله نوشتار:
http://www.iranboom.ir/tazeh-ha-sp-285929972/goftego/14164-goftego-asghar-dadbeh.html
/channel/iranboom_ir
🔹/channel/eshtadan
دهم دیماه زادروز یحیی ماهیار نوابی
پیش از اینکه یحیی ماهیار نوابی برای تحصیلات تکمیلی به سفر فرنگ برود، با او که به محضر استاد نامدار ابراهیم پورداود میآمد، آشنا شدم. دانشکدۀ ادبیات را گذرانیده بود و به تاریخ و فرهنگ ایران باستان علاقهمند بود. بیشتر به زبانهای کهن دلبستگی داشت. پهلویدان شده بود. به فرنگ میرفت که مبانی زبانشناسی را بهتر بیاموزد و از فیض کمالات دانشمندانی چون هنینگ و بیلی که در دانشگاههای لندن و کمبریج تدریس میکردند و آوازۀ آنها به ایران رسیده بود، بهرهور شود. چنین هم شد. چند سالی در آن صفحات از خرمن دانش آن دانشمندان دانهچینی کرد و با منابع اروپایی ایرانشناسی آشنایی وسیع گرفت. در این باره از همۀ همقطاران خود پیش بود.
پس از بازگشت در دانشگاه تبریز به تدریس پرداخت و در نشریۀ خوب دانشکدۀ ادبیات آنجا مقالههای ارجمند در ترجمۀ متون پهلوی و پژوهش در زمینۀ گویشهای فارسی مربوط به شیراز و آذربایجان منتشر ساخت. ماهیار یکی از برجستگان ایرانیان پهلویدان نسل خود بود. ترجمههایی که او از رسالههای پهلوی کرد و به طور پراکنده نشر شد، خوشبختانه همه به کوشش دکتر محمود طاووسی در دو جلد از مجموعۀ آثار او انتشار یافته است. خدمات آموزشی ماهیار مخصوصاً در ادارۀ امور دانشکدۀ ادبیات دانشگاه تبریز در یادها خواهد بود و در تاریخ آن دانشگاه باید مخلّد بماند.
[نادرهکاران: سوگنامۀ ناموران فرهنگی و ادبی (۱۳۰۴-۱۳۸۹)، ایرج افشار، زیر نظر بهرام، کوشیار و آرش افشار، به کوشش محمود نیکویه، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ سوم ۱۴۴۰، ج ۲، ص ۱۳۶۲]
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی و تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
🔹/channel/eshtadan
#جلال_خالقی_مطلق :
نهضت را یعقوب آغاز کرد و فردوسی آن را به اوج رساند
🔸روزی در آلمان یک دانشجوی آلمانی پرسید، آیا درست است که اگر شاهنامه نبود، زبان فارسی باقی نمیماند؟ واقعیت این است که نباید در هیچ زمینهای غلو کرد. غلو در یک زمینه، بیانصافی در مورد دیگران است.
🔸بسیار افرادی برای استمرار و پایداری زبان فارسی پیش از فردوسی و پس از فردوسی کوشش کردند اما شاهنامه نقطه اوج آن بود. بسیاری از ایشان را نمیشناسیم، چرا که آثار آن عصر بسیار اندک است.
🔸یکی از کسانی که برای زبان فارسی کوشش کرد، یعقوب لیث صفار است. آنگونه که باید و شاید اهمیت جمله (آنچه من اندر نیابم، چرا باید گفت؟) در ظرف زمان خودش بیش از آن چیزی است که ما میگوییم.
🔸در زمانی که شاعران و دانشمندان بر عربی تسلط داشتند، قطعاً یعقوب هم بر عربی تسلط داشت، اما این سخن او معنای دیگری دارد و نشان از علاقه او به میهنش است. این جمله یعقوب به معنای برحذر داشتن شاعران از عربی سرایی و رسمیت فارسی است.
@Shahnamehpajohan
🔹/channel/eshtadan
#محمد_علی_فروغی :
شاهنامه معظم ترین یادگار ادبی نوع بشر است
شاهنامه فردوسی هم از حیث کمیت هم از جهت کیفیت بزرگترین اثر ادبیات و نظم فارسی است، بلکه میتوان گفت یکی از شاهکارهای ادبی جهان است، و اگر من همیشه در راه احتیاط قدم نمیزدم،و از این که سخنانم گزافه نماید احتراز نداشتم، میگفتم شاهنامه معظم ترین یادگار ادبی نوع بشر است. اما می ترسم بر من خرده بگیرند که چون قادر بر ادراک دقایق و لطایف آثار ادبی همه قبایل و امم قدیم و جدید نیستی حق چنین ادعایی نداری.
@shahnamehpajohan
🔹/channel/eshtadan
بیانیه دانشگاه استنفورد به مناسبت درگذشت بهرام بیضایی
گروه ایرانشناسی دانشگاه استنفورد درگذشت فخر ادب و هنر ایران، استاد و همکار برجستهی ما در ۱۵ سال اخیر، بهرام بیضایی را به اطلاع همگان میرساند.
او درست در روز تولد هشتادو هفتسالگیاش درگذشت: پنجم دی، که به احترامِ زادروزش (و درگذشتِ اکبر رادی) روزِ نمایشنامهنویس نامیده شده؛ پنج سال پس از تلاش حماسی و درخشانش برای تکمیل متن «داشآکل بهگفتهی مرجان».
بارها گفته بود موطن و مسلک او عالم فرهنگ است. عشقی عظیم به ایران داشت و بهرغم تنگنظریها علیه او و خانوادهاش لحظهای از برکشیدن و پاس داشتن میراث فرهنگی ایران دست نکشید. دانشگاه ما بزودی جلسهای در بزرگداشت زندگی و آثار این هنرمند بیبدیلِ ایراندوست و ایرانشناس برگزار خواهد کرد.
گروه ایرانشناسی دانشگاه استانفورد بهویژه سپاسگزار مژده شمسایی است که بیهمدلی و همراهی او زندگی بیضایی در این سالها از لونی دیگر میبود.
به قول شاهنامه که بیضایی عمری در آن زیست، اگر مرگ داد است بیداد چیست.
@fararunews
شاهنامه شاید بزرگترین مبارزهای است که در طول تاریخ در این مملکت صورت گرفته، به این دلیل که در زمان خلفا اولین کار برای چیرگی بر ملتِ تحتِ اشغال و شکستخورده این بود که بگویند شما هیچید؛ با از بینبردن تمام اسطورهها، شناسنامه، گذشته و...
هویت ایرانی را نه میشود ساخت، نه وارد کرد، نه حذف؛ میشود کشفش کرد.
هویت ایرانی در لایههای اسطوره، زبان و حافظهی جمعی ما خوابیده است؛ باید بیدارش کرد، نه جعلش کرد.
🗣 #بهرام_بیضایی
یه بهانه پنجم دی - زادروز استاد #بهرام_بیضایی
🆔 @XeradsarayeFerdosiYazd
🔹/channel/eshtadan
🏛چهارم دی ماه روز رودکی، پدر شعر فارسی و شاعر پرهنر ایران گرامی باد.
شعر چشمهای لایزال و جاری در فرهنگ ایرانی است. هرگاه که ملالت واندوه به آدمی روی میآورد میتوان بر لب این چشمهٔ خنک و زلال نشست و جامهای پیاپی از غزل و قصیده و رباعی را سرکشید و روان را پر از آرامش و شادی کرد. از میان تمام شاعران پارسیگو رودکی اولین است. لقب پدر شعر فارسی را دارد. بین سالهای دویست و چهل و دو تا دویست و پنجاه و هفت خورشیدی یعنی حدود هزار و صد و پنجاه سال پیش به دنیا آمد. بسیار خوش اقبال بود که هم عصر سامانیان شد. پس از مرگ امیر اسماعیل سامانی پسرش احمد جانشین او شد که پس از مدتی توسط غلامان خود به قتل رسید. پس از او نصر فرزند خردسال احمد که هشت سال بیشتر نداشت به جای پدر بر تخت بخارا نشست. ظاهراً در دوران سی سالهی سلطنت او بود که رودکی به دربار سامانیان راه یافت. در منابع مختلف تعداد اشعار او را هفتصد هزار تا یک میلیون بیت گزارش کردهاند که به نظر رقم اغراقآمیزی است. شاید بتوان گفت رقم واقعی اشعار او حدود صد هزار بیت، تقریباً دو برابر شاهنامه بوده باشد که همین مقدار هم بالای چندین مجلد میشده است. شوربختانه امروزه ازین گنجینهی گرانبها بیشتر از هزار و اندی بیت باقی نمانده است و بقیه در گذر حوادث روزگار از بین رفته است. رودکی اشعار فراوانی در وصف عشق و شراب و شادخواری دارد. در مقابل به نکوهش جهان و شکوه از بی سامانی و ناپایداری آن نیز میپردازد. یعنی علیرغم اینکه از یک سو آدمی را به شراب و شادی و لذتبردن و بهرهگیری از نعمات دنیا توصیه میکند، از سوی دیگر متوجه است که انسان و جهان به هر حال اسیر سرپنجهی قهار مرگ و اندوه هستند. اما در کل دعوت به شراب و شادی و دوری از غم و اندوه یکی از مضامین اصلی شعر رودکی است. وی در غزلی زیبا که برای من بسان یک اثر باستانی هزارساله ارزشمند است و آویزهی گوش، میگوید:
شاد زی٭ با سیاه چشمان، شاد
که جهان نیست جز فسانه و باد
ز آمده شادمان بباید بود
وز گذشته نکرد باید یاد
من و آن جعد مویِ غالیه بوی٭
من و آن ماهرویِ حورنژاد
نیک بخت آن کسی که داد و بخورد
شوربخت آن که او نخورد و نداد
باد و ابر است این جهانِ فسوس!٭
باده پیش آر، هر چه باداباد
شاد بودهست از این جهان هرگز
هیچ کس، تا از او تو باشی شاد؟
داد دیدهست از او به هیچ سبب
هیچ فرزانه تا تو بینی داد؟٭
یا این ابیات که در نکوهش جهان و شِکوه از بی سامانی و ناپایداری آن سروده است.
مهتران جهان همه مُردند
مرگ را سر همه فرو کردند٭
زیر خاک اندرون شدند آنان
که همه کوشکها٭ برآوردند
از هزاران هزار نعمت و ناز
نه به آخر به جز کفن بردند؟٭
بود از نعمت٭ آن چه پوشیدند
و آن چه دادند و آن چه را خوردند
خالی از لطف نیست که سرنوشت یک دوبیتی نابِ نایاب از رودکی را هم در اینجا بگویم.
ثعالبی در کتاب یتیمة الدهر فی شعراء أهل العصر در شرح حال و نقل اشعار ابوالحسن احمد مُؤمَل که از شعرای عربی زبان قرن پنجم هجری و کاتب ابوالحسن فائق خاصه، سردار معروف و متنفذ اواخر دورۀ سامانی بوده قطعهای دوبیتی نقل میکند و میگوید که اصل آن به فارسی از رودکی است که ابوالحسن احمد مُؤمَل شاعر سده پنجم هجری آن را به عربی ترجمه کرده با این مضمون که میگوید:
دنیا را به چشم درون بنگر، نه با چشمی که با آن مینگری. روزگار مثل دریاست، از نیکی و نکوکاری کشتی و زورقی ساز و از آن بگذر.
وقتی علامه دهخدا این قطعه عربی را میبیند با تسلطی که به شیوه و اسلوب قدیم داشته قطعهای به فارسی با همان مضمون میسازد که اگر رودکی این شعر را گفته باشد قریب به این عبارت گفته که...
به چشم نهان، نی به چشم عیان
اگر در جهانِ جهان بنگری
بدانی که دریاست، وز فعل نیک
کنی زورقی تا بدو بگذری
از قضا بعدها چنانکه بعضی نوشتهاند اصل قطعه فارسی رودکی پیدا میشود که از بسیاری جهات شبیه قطعه دهخداست.
رودکی میگوید:
این جهان را نگر به چشم خرد
نی بدان چشم کآندر او نگری
همچو دریاست، وز نکوکاری
کشتیای ساز تا بدو گذری
عکس: مزار رودکی در روستای رودک یا پنجرودک از شهر پنجکنت در ۱۷۰ کیلومتری شمال شهر دوشنبه پایتخت جمهوری تاجیکستان و ۶۰ کیلومتری سمرقند زیبا.
شرح معانی اشعار از کتاب رودکی، تآلیف دکتر محمد دهقانی، انتشارات نی.
شعر اول
شاد زی: شادمان زندگی کن!
من و...بوی: میخواهم فقط من باشم و آن یاری که موی مجعد و بوی غالیه(مادهای خوشبو مرکب از مشک و عنبر و مواد دیگر) دارد.
فسوس: مایهٔ ریشخند
داد...داد: آیا هیچ عاقلی از آن دادگری دیده است تا تو هم از آن توقع دادگری داشته باشی؟
شعر دوم
مرگ را سر...کردند: همگی در برابر مرگ سر فرود آوردند.
کوشک: کاخ
نه به آخر...بردند: سرانجام جز کفن چیزی نبردند.
بود از نعمت: بهرهای که از ثروت بردند همان چیزهایی بود که...
@shahnamehfedrdowsiii
🔹/channel/eshtadan
سوم دی ماه زادروز استاد دکتر محمدابراهیم باستانی پاریزی (۳ دی ماه ۱۳۰۴ در پاریز - ۵ فروردین ماه ۱۳۹۳) تاریخدان، نویسنده، پژوهشگر، شاعر و استاد بازنشستهٔ تهران است.
/channel/eshtadan
▪️ ۱۷ بهمن، سالروز درگذشت دکتر #مهدی_بیانی بنیانگذار کتابخانه ملی ایران، کارشناس نسخههای خطی فارسی، نویسنده ، پژوهشگر و استاد عالی رتبه دانشگاه تهران، گرامی باد.
▪️ ۱۷ بهمن، سالروز درگذشت دکتر #خلیل_خطیب_رهبر، نویسنده ، ادیب ، پژوهشگر و استاد عالی رتبه دانشگاه تهران، گرامی باد.
▪️۱۷ بهمن سالروز درگذشت
دکتر #محسن_ابوالقاسمی
(زاده ۱۰ آذر ۱۳۱۵ ملایر -- درگذشته ۱۷ بهمن ۱۳۹۷ تهران) استاد زبان و ادبیات فارسی و فرهنگ و زبانهای باستانی گرامی باد.
🔹یاد بود فرزانگان
/channel/eshtadan
شاهنامه ستایش شاهان نیست؛
ستایشِ مردمِ ایران است.
🔹شاهنامه تاریخ و سیرت شاهان است اما بر خلاف آنچه گاهی برخی خاماندیشان و ناآگاهان و مغرضان پنداشته و گفتهاند، ستایش شاهان نیست، ستایش ایران و مردم ایران است. ستایش همهٔ نیکان و دلاوران و خردمندان است.
🔹شاهان سلطنت میکردند اما قدرت مطلقهٔ حکومت به دست آنان نبود. شهریاری رشتهای بود که ایرانیان را به هم میپیوست و مرزهای ایران و سنن و آیین و فرهنگ ایران را نگاهبانی میکرد و رمز قدرت و شوکت ایران بود.
شاهنامه مجموعهٔ تجارب تاریخی ایرانیان در ادارهٔ صحیح اجتماع و تأمین آسایش مردم است. خرد و دانش و ژرفبینی و باریکنگری حکیم فردوسی سبب گردیده که شاهکار او به صورت آیین کشورداری و درس فرمانروایی خردمندانهای درآید و منطبق با اصول صحیح مدیریت باشد. حتی امروز هم فرمانروایان و زمامداران در همهٔ جهان حتی یک فرماندار و بخشدار ناحیهای کوچک میتواند از شاهنامه نکاتی در مدیریت توأم با عدالت بیاموزد.
🔹در میان پنجاه پادشاه ایرانی شاهنامه، شاهانِ خوب هستند، شاهانِ بد هم هستند. فردوسی شاهان خوب را میستاید و شاهانِ بد را مینکوهد. شاهِ خوب گوش به فرمان سروش دارد و فرّ کیانی یا فرّ ایزدی (تأیید خداوندی) با اوست و در دادگری و آبادی کشور و آسایش مردم میکوشد. شاهِ بد گوش به اهرمن و جادو میسپارد و فرّ ایزدی از او دور میشود و مردم هم از او بر میگردند.
🔹از نمونههای شاهان خوب، فریدون، کیخسرو، بهرام گور، نوشیروان و نمونههای شاهان بد، ضحّاک و کیکاوس و گشتاسب و هرمز و شیرویه هستند.
آنچه فردوسی دربارهٔ فریدون میگوید خطاب به همهٔ فرمانروایان است:
فریدونِ فرخ فرشته نبود
به مُشک و به عنبر سرشته نبود
به داد و دِهِش یافت این نیکوی
تو داد و دهش کن فریدون توی
فردوسی، محمدامین ریاحی، صص ۲۰۸–۲۰۷
💎
🆔 @maneshparsi
🔹/channel/eshtadan
.
رویداد کشف حجاب
۱۷ دی۱۴۰۴
#محمود_فاضلی_بیرجندی
هفدهم دی سال ۱۳۱۴ به فرمان رضاشاه قانون کشف حجاب به اجرا گذاشته شد. زان پس زنان اجازه نداشتند با چادر و روبنده و هر نوع حجاب در انظار عمومی ظاهر شوند. پس از اعلان قانون، در تهران و شهرها جشنها گرفتند و سخنرانیها در باره برتری آزادی زنان شد. پروین اعتصامی به پشتیبانی از کشف حجاب، شعر «زن در ایران» را سرود.
امسال نودمین سالگرد این رویداد تاریخی است.
در روزهای کنونی تظاهراتی بزرگ ایران را برداشته، رو به تاریخ و سنت تاریخی حکمرانی ایرانی: پادشاهی!
نبادا که ارج رویداد تاریخی کشف حجاب از یادها برود. رضاشاه دمی از هوای نو کردن ایران و بیرون کشاندن ایران و ایرانی از پارگین قجران نیاسود.
شگفت از مدافعان حقوق زن که لب به بازگویی این رویداد و بزرگداشتش نمیگشایند!
/channel/dejnepesht4000
🎄زبان شناس, مترجم، نویسنده،استاد پیشین دانشگاه تهران .
"و ۱۵دی ماه ۱۳۱۳،اصفهان, ف۲۱اردیبهشت ۱۴۰۰،تهران"
روانش به مینو شادان و یادش گرامی باد.
@ESHTADAN
🔸مراسم بیستمین سالگرد تأسیس خردسرای فردوسی برگزار شد.
در مراسمی که ساعت ده صبح روز جمعه، دوازدهم دیماه ۱۴٠۴ در سالن همایشهای آریومصلینژاد مشهد برگزار گردید، دربارهٔ بیست سال خدمات فرهنگی، ادبی و هنری مؤسسهٔ خردسرای فردوسی سخن گفته شد.
خردسرای فردوسی، نهادی غیر دولتی است که از بیست سال پیش، با هدف اجرای پژوهشهای بنیادی در زمینههای فرهنگی، ادبی، تاریخی و به ویژه شاهنامه پژوهی و شاهنامهشناسی گام برداشته است.
🔸 فردوسی و شاهنامه اسوه بودند.
در آغاز این مراسم، محمدجعفر یاحقی، مدیر عامل مؤسسهٔ خردسرای فردوسی، اظهار داشت که انگیزهٔ اصلی تأسیس خردسرای فردوسی از آنجا آغاز شد که بنیانگذاران آن، نوعی کمبود روحیه استواری، نشاط، پایداری و صراحت اندیشه را در خراسان و ایران احساس میکردند و بهترین نماد و اسوه برای این کار، شاهنامهٔ فردوسی و خود فردوسی بوده است که مثل کوه در مقابل ناملایمات ایستاد.
پاسداری از فرهنگ، رسالت ایرانیان
یاحقی در ادامه سخنان خود عنوان نمود که پاسداری از فرهنگ، رسالتی بر دوش همهٔ ایرانیان است؛ زیرا زبان فارسی اکنون پرچم فرهنگ ایران است و اگر این زبان نگه داشته شود، هستی و هویت ایران حفظ میشود.
زیستن با شاهنامه
مدیر عامل خردسرای فردوسی، در ادامهٔ سخنان خود به ارزشهای فرهنگی، قومی و ملی شاهنامهٔ فردوسی اشاره کرد و توضیح داد که هویت ایرانی، با شاهنامه و اندیشه ملی و قومی استوار میشود و خردسرای فردوسی، پاسدار هویت ایرانی و علاقهمند به شیوهٔ زیستن شاهنامهای است؛ زیستنی آزادانه، شاد و با نشاط.
حماسه در خون خراسانیها جریان دارد.
یاحقی، با ذکر این نکته که هشتاد درصد حماسههای ملی از منطقه خراسان برخاسته است، اظهار داشت که حماسه در خون خراسانیها جریان دارد.
🔸🔸شاهنامه در دورهٔ صفویه
بخش دیگری از مراسم بیستمین سال تأسيس خردسرای فردوسی به «شاهنامه فردوسی در دورهٔ صفویه» اختصاص داشت. در این بخش، محمود فتوحی، استاد دانشگاه، عضو فرهنگستان زبان فارسی و متخصص ادبیات دوره صفویه، دربارهٔ شاهنامه در این دوره سخن گفت.
شاهنامه در جنگها و قهوهخانههای دورهٔ صفویه
فتوحی اظهار داشت که شاهنامه در جنگهای دورهٔ صفویه حضور برجستهای داشت. به این عبارت که در جنگهای شاه اسماعیل، او سرداری به نام محمد استاجلو داشت که حافظ شاهنامه بود و با صدای رسا شاهنامه میخواند و شاه اسماعیل را تحت تأثیر قرار میداد. این سردار در جنگ چالدران کشته شد و شاه اسماعیل که در آن دوره یازده ساله بود، زیستن با شاهنامه را آغاز کرد، کاری که منتهی به تدوین شاهنامه طهماسبی شد.
فتوحی در ادامه سخنان خود به حضور پررنگ شاهنامه در قهوهخانههای دورهٔ صفوی اشاره کرد که با وجود مخالفتهای مختلف، گزارشهایی دربارهٔ شاهنامهخوانان قهوهخانهها وجود دارد.
تجربه ایرانی بودن در دورهٔ صفویه
این استاد دانشگاه اظهار داشت که در دورهٔ صفویه، مردم با شاهنامه بسیار نزدیک بودند و ایرانی بودن را تجربه میکردند زیرا متن شاهنامه برای آنها خوانده میشد.
🔸شاهنامهخوانی با لحن اقوام گوناگون
ادامه این مراسم به روایت شاهنامه با صدای ابراهیم احمدی اختصاص داشت. احمدی اظهار داشت که شاهنامه را میتوان با لحنهای مختلف اقوام گوناگون شنید؛ چنانکه جامعهشناسی ذوق هر قوم نشان میدهد که آنها لحنهای مختلفی برای خواندن شاهنامه دارند.
🔸شاهنامه، جلوه گاه رادی و جوانمردی
علیرضا قیامتی، قائم مقام مؤسسهٔ خردسرای فردوسی، با تأکيد بر این نکته که شاهنامه، پیش از آنکه حماسهٔ ملی ایرانیان باشد، حماسهٔ انسانی و اخلاق و آزادگی است، این اثر را جلوهگاه روح رادی و جوانمردی دانست؛ سپس با خوانش ابیاتی، به نمونههای متعددی از رادی و جوانمردی؛ همچون نکوهش جنگ، مهرورزی کردن به یکدیگر، مهربانی با گیاهان و حیوانات و... در شاهنامه اشاره کرد.
🔸مسئولیتی فراتر از مرزهای جغرافیایی
غلامحسین مظفری، استاندار خراسان رضوی، پس از ابراز ارادت به بنیانگذاران مؤسسهٔ خردسرای فردوسی، دربارهٔ مسئولیتی فراتر از مرزهای جغرافیایی خراسان و حتی کشور سخن گفت. وی اظهار داشت که امروز، مسئولیتی در حوزهٔ تمدنی خراسان بزرگ وجود دارد و از خراسان و بهویژه مشهد، به عنوان کانون خراسان تمدنی، توقع بیشتری میرود؛ چنانکه نگاه همه به این حوزهٔ تمدنی در خراسان است.
نقالی پریسا سیمین مهر، پخش پیامهای مجازی مدیران شعبههای خردسرا در استانها، شهرها و کشورهای دیگر، قرائت متن لوح سپاس غلامحسین مظفری، استاندار خراسان رضوی، تقدیم لوح سپاس به بنیانگذاران و حامیان مادی و معنوی مؤسسهٔ خردسرای فردوسی و نوازندگی استاد کیوان ساکت، از دیگر بخشهای این مراسم بود.
به قلم: فاطمه محمدزاده
@kheradsarayeferdowsi
🔹/channel/eshtadan
یازدهم دیماه زادروز سیّد محمدحسین بهجت تبریزی (شهریار)
امشب ای ماه به درد دلِ من تسکینی
آخر ای ماه تو همدرد منِ مسکینی
کاهش جانِ تو من دارم و من میدانم
که تو از دوریِ خورشید چهها میبینی
تو هم ای بادیهپیمای محبّت چون من
سرِ راحت ننهادی به سرِ بالینی
هر شب از حسرت ماهی من و یک دامنْ اشک
تو هم ای دامنِ مهتاب پر از پروینی
همه در چشمۀ مهتاب غم از دل شویند
امشب ای مه تو هم از طالعِ من غمگینی
من مگر طالع خود در تو توانم دیدن
که توام آینۀ بختِ غبارآگینی
باغبان خارِ ندامت به جگر میشکند
برو ای گل که سزاوارِ همان گلچینی
نیِ محزون مگر از تربتِ فرهاد دمید
که کُنَد شکوه ز هجرانِ لبِ شیرینی
تو چنین خانهکَن و دلشکن ای بادِ خزان
گر خود انصاف کنی مستحقِ نفرینی
کی برین کلبۀ طوفانزده سر خواهی زد؟
ای پرستو که پیامآورِ فروردینی
شهریارا اگر آیینِ محبّت باشد
چه حیاتیّ و چه دنیای بهشتآیینی
سید محمدحسین بهجت تبریزی (۱۱ دی ۱۲۸۵ - ۲۷ شهریور ۱۳۶۷) در تبریز زاده شد و دورۀ تحصیلاتش را در زادگاه خود و سپس تهران (مدرسۀ دارالفنون) سپری کرد. او کارمند بانک کشاورزی و استاد افتخاری دانشکدۀ ادبیات تبریز بود.
شهریار از بزرگترین غزلسرایان دورۀ خود به شمار میآمد که در سرودن انواع دیگر شعر فارسی، مانند قصیده، مثنوی، قطعه، رباعی، دوبیتی و شعر نیمایی نیز مهارت داشت.
از آثار شعری این شاعر نامدار آذربایجانی میتوان به روح پروانه، صدای خدا، حالا چرا، حیدربابایه سلام و دیوان اشعار اشاره کرد.
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
🔹/channel/eshtadan
دکتر #رستگار_فسایی:
دکتر #ماهیار_نوابی عاشق ایران و عظمتهای تاریخی و فرهنگی و معنوی آن بود و آثار علمی ارزندهی او در زمینههای مختلف شاهد صدق این مدعاست. . او مردی دانا و اندیشمند باذوق و پرتوان و فعال بود که میتوانست خلاقیتهای دانشجویانش را شکوفا کند؛ به آنها مشکلترین مسائل علمی و ادبی را بیاموزد و از آنان مردان و زنانی متفکر و اندیشمند بسازد. او در تمام هستی پربار و ثمربخشش میدانست که چه میخواهد و لحظهای از هدفها و توانمندیهای علمی خویش غافل نبود. نمونهای بارز از تواضع و تحمل و سعهی صدر و بلندنظری بود. زندگی را میشناخت و از آن توقعات بسیاری نداشت. همین که میتوانست بخواند و بنویسد و احساس کند که هنوز مفید است راضی بود و به همین دلیل همیشه نوعی آرامش روحانی و بازیافتگی عارفانه در رفتار و سخنان او موج میزد. از حقارت و حسادت و تنگنظریهای معمول روزگار به دور بود و شأن دانایی و معلمی خویش را خوب میشناخت و در همه حال و همه جا آن را بروز میداد.
برای مطالعهی بیشتر با پیوند زیر وارد شوید👇
/channel/jamshid_foundation/378
🆔 @XeradsarayeFerdosiYazd
🔹/channel/eshtadan
🔰اسطورهشناسی بیضایی در گفتوگو با ابوالقاسم اسماعیلپورمطلق؛
بهرام بیضایی؛ اسطورهشکنِ اسطورهآفرین
🔸ابوالقاسم اسماعیلپور مطلق گفت: نگاه بهرام بیضایی به اساطیر ایران با آنچه ما از اساطیر ایرانی داریم متفاوت نیست، بلکه او فقط اسطورهشکنی و اسطورهآفرینی میکند تا مثلاً آرش را به قرن بیستم بیاورد و بازگوکنندۀ آرش مدرن باشد که در اصل محتوا با او یکی است اما در شکل بیان دگرگون شده است.
🔸آشنایی و تسلط بیضایی بر فرهنگ و اساطیر باستانی ایران باعث شد که بر آثار هنری او نیز اثر بگذارد. او از اسطورههای ایرانی در نمایشنامههایش بهره برد و در واقع اسطورهآفرینی کرد و اساطیر باستانی ایران را به شکلی مدرن نشان داد. دیدگاه او در عرصۀ هنر به گمان من بیشتر رویکردی اسطورهشناسانه بود. او مکاتب اسطورهشناسی را خوب میشناخت و میدانست که به نحو احسن در آثارش از مضامین اساطیری مثل آرش کمانگیر، ضحاک و فریدون و کاوه خوب استفاده کند، ولی نه به شکل کلاسیک و تقلیدی، بلکه به شکل مدرن، هم اسطورهسازی میکرد و هم اسطورهشکنی داشت.
🔸نگاه بهرام بیضایی به اساطیر ایران با آنچه ما از اساطیر ایرانی داریم متفاوت نیست، بلکه او فقط اسطورهشکنی و اسطورهآفرینی میکند تا مثلاً آرش را به قرن بیستم بیاورد و بازگوکنندۀ آرش مدرن باشد که در اصل محتوا با او یکی است اما در شکل بیان دگرگون شده است. او مثل جیمز جویس نیک میداند که اولیس قهرمان باستانی یونان باستان را به قرن بیستم بیاورد و از او اسطورۀ قرن بیستمی بسازد.
@ibna_official
🔹/channel/eshtadan
یکی از بزرگترین روزها در تاریخ ایران (اگر بزرگترین روز نباشد) روزیاست که يعقوبِ لیث به محمّد بن وصیف میگوید:
«چیزی که من اندر نیابم چرا باید گفت؟»
و از این روز زبان فارسیِ دَری زاییده میشود و به همراه آن ایرانِ فرهنگیِ بعد از اسلام.
ایران هرچه کُشته میداد، هرچه مغزِ خود را میکاوید و دودِ چراغ میخورد، بدون زبان چه میتوانست باشد؟ و زبان با آثاری که در آن پدید میآید، چون سربازانی میشود که در مرزهای دور دست پاس دهند و استقلالِ روحیِ او را حفظ کنند. از این پس، ولو ایران در دورههایی قطعه قطعه شود، و مغول و... بر آن فرمان برانند، از لحاظ معنوی پهناور و تسخیرناپذیر خواهد ماند.
#شهرزاد_قصهگو
...............................
هشتم دی ماه، روز بزرگداشت یعقوب لیث صفّاری (مشهور به مَلِکُالدّنیا و صاحِبقران) سردار دلیر ایران و زنده کنندهی زبان فارسی گرامی باد.
...............................
💎کانال دکتر محمّدعلی اسلامی نُدوشن
🆔 @sarv_e_sokhangoo
🔹/channel/eshtadan
تیتراژ فیلم وقتی همه خوابیم، آخرین اثر سینمایی، زنده یاد بهرام بیضایی
آهنگ: محمد رضا درویشی
/channel/eshtadan
#محمد_علی_فروغی:
فردوسی یکی از پدران انسانیت است
پیش از آنکه کنگره افتتاح یابد و بکار مشغول شوید لازم میدانم از جانب دولت و ملت ایران و همچنین از طرف انجمن آثار ملی یک وظیفهٔ بسیار دلنشین را ادا کنم. از اینکه دعوت ما را اجابت فرموده و قدمرنجه نموده و تحمل سفری دور و دراز را بر خود هموار ساختهاید مراتب امتنان و تشکر تام و تمام خودمان را اظهار دارم.
هرچند بقول شیخ سعدی: «سفر دراز نباشد بپای طالب دوست» . ما هموطنان فردوسی که هنوز بقول خواجه حافظ در «سراچه تقدیر تختهبند تنیم» و پذیرائی از آقایان بنیابت از فردوسی بر حسب اقتضای وقت بر عهدهٔ ما قرار گرفته است توجه داریم باینکه مهمانان عزیز ما در اقدام به این مسافرت میدانستندکه مشقاتی جسمانی در پیش دارند اما روح لطیف و بزرگ ایشان بقوت همت محنت را راحت دانست و ملت ایران رهین منت ساخت.بلی آقایان محترم بر ما منت گذاشتید. فردوسی اگرچه جسماً مقید بعلائق ایرانیت است روحاً فرزند انسانیت است اگر اجازه دهید عرض میکنم یکی از پدران انسانیت است.
@shahnamehpajohan
🔹/channel/eshtadan
.
سالروز گذشتهشدن زرتشت پیامبر
۵ دی ۱۴۰۴
#محمود_فاضلی_بیرجندی
زرتشت تنها پیامبر ایرانی است.
این نوشتار بهر گرامیداشت او در سالروز گذشتهشدنش آورده میشود که پنجم دی بود، به ۳۷۶۴ سال پیش از امروز:
زرتشت پسر پوروشسپ، نسب به اورمزد میرساند. مادرش دوغدو، نسب به گیومرث میرساند، نخستین شهریار جهان، و پدر آدمیزاده در اندیشه ایرانی.
سپیدهدم ششم فروردین در روستای راگ خراسان از مادر بزاد. برخی هم گفتهاند اندر آتروپاتکان بزاد، آذربایگان امروز ایران.
پدرش او را زرتشت نامید.
او ببالید. از ۳۰ تا ۴۰ سالگی هفت بار با اورمَزد دیدار کرد. بر فراز کوه اُشیدر بود که نخستین بار پیام آسمانی بدو آمد. پس از آن به بلخ، به دربار گشتاسپ، شاهنشاه ایران، شد و او را به دین بخواند. گشتاسپ بپذیرفت و به زرتشت گروید. آیین او از دربار پادشاه ایران برخاست و پراکنده شد. بدین روی آیینی است که پا بر مدنیت، دارایی و بزرگی دارد، و چیزی از خوی وحشیان و دوری از راه آدمی در آن نیست.
نخستین کس که بدو گروید میدیوماه بود، پسر عموی او. پس هوتوس (آتوسا)، زن گشتاسپشاه، بدو بگروید.
آگاهی به ارجاسپ، پادشاه توران رسید که گشتاسپ دین دیگر پذیرفته، و او بر جای و جاه خویش بیمناک شد. پس با سپاهیانش به ایران تاخت. جنگی درگرفت که گزارشی از آن در کتاب یادگار زریران بمانده. تورانیان در آن جنگ بشکستند. زان پس شاهزاده اسفندیار، به گرد جهان بگشت و دین را اندر دنیا بگسترد.
آموزه بنیادین آیین زرتشت سه پایه است:
گفتار نیک، کردار نیک، و پندار نیک.
به این سه پایه «سه نیک» گفتهاند. گمان میرود که تثلیث مسیحیان از این بنیاد برگرفته شده باشد. کتاب او «اوستا» نام دارد. گردانیدهای به فارسی امروز از اوستا در بازار کتاب یافت شود، به قلم استاد جلیل دوستخواه، که انتشارات مروارید چاپ کرده و هنوز دارد.
پیروان زرتشت را، به ناروا، آتشپرستان خواندهاند. این سخن به نزد عامه، دستمایه تازش بر زرتشتیان شده. این سخن بی پایه را خصوصا در فرمانروایی صفویان و قاجاران در میان مردم پراگندند و ایرانیان بیشماری را بدین نام بکشتند. تا چنان شد که زرتشتیان ترک زادبوم خویش گفتند و به هندوستان شدند.
بیشتری از زرتشتیان تا آن سدهها در خاور ایران بودوباش داشتند. خاور ایران، از شمال تا میانهاش که قاینات و بیرجند باشد، هم تا زمان قجران زرتشتینشین مانده بود. قجران برای خشنودی خدا کمر به نابودکردن زرتشتیان بستند. ستم بر زرتشتیان و خونریری قجران در در خاورزمین ایران، داستانی است پر آب چشم! آمار رسمی میگوید زرتشتیانی چند تا دهه ۱۳۶۰ در بیرجند میبودهاند. زان پس چه بر آن چند ایرانی راستین رفت؟ آنان چه شدند؟ کسی خبر دارد؟ ...
زرتشت ۷۷ سال بزیست تا در تازش دوم ارجاسپ تورانی به ایران، در زمان نیایش در شهر بلخ بر دست یکی تورانی به نام «برادریش» شهید شد. نام کشنده زرتشت را «توربراتور» هم گفتهاند. روز پنجم ماه دی بود، به ۳۷۶۴ سال پیش.
زرتشتیان کنونی در نیایشگاهها یاد پیامبر را گرامی میدارند. بشود که متولیان، محدودیتها را برچینند تا ایرانیان در این آیین حاضر شوند و به پیامآور خرد و مهر، ارج بگذارند.
آیین او از پس شهادتش در ایران بزرگ بپراکند. به روزگار ساسانیان آیین حکومت شد.
پس از ساسانیان، نماد و نشان ایرانیگری ماند.
... و هست.
آیین زرتشت، فقط دین نیست. پایگاه بزرگ اندیشه و جهاننگری کهن ایران است که نابودش نکردهاند. آغازگاه درست ما برای پیشروی در تاریخ است. این نکته را دور از کورباوری (تعصب) بپذیریم.
/channel/dejnepesht4000
🔰ژاله آموزگار در همایش «شهرنامهنویسی در تاریخ ایران»؛
ای کاش باستانیپاریزیهای بیشتری داشته باشیم
باستانیپاریزی از نادرهکاران و فرهداران ایران است
🔸ژاله آموزگار گفت: به نظر من نوشتههای باستانیپاریزی سبک نگارش کتابهای تاریخ قدیم مانند تاریخهای طبری، بلعمی، مسعودی، یعقوبی و… را به ذهن میآورد که در آنها غالباً مرز اسطوره و روایتهای تاریخی و تاریخ واقعی درهم میآمیزد. ای کاش باستانیپاریزیهای بیشتری داشته باشیم.
🔸به نظر من او تاریخ را همگانی کرد و به میان جمع برد و گروه بیشتری را تاریخخوان کرد حتی اغراق نیست اگر بگویم سبک شیوای نوشتههای او شاید بسیاری از کتاب گریزانها را کتابخوان کرده است. نوشتههایش ساده و روان است ولی در لابهلای این نثر ساده خواننده به اطلاعات دست اول و ارجاعات درست دست مییابد و سطح دانستههایش بالا میرود. نثر او سهل و ممتنع است ولی به هیچ وجه سطحی نیست. مهارت خاص دیگری دارد که استادانه از امروز و دیروز و به سدههای پیشین میرود و بازمیگردد و خواننده هیچ دستاندازی احساس نمیکند.
🔸نوشتههای استاد باستانی آیینه تمام نمایی از تاریخ اجتماعی ایران معاصر است یا تکیه و یاری گرفتن از حوادث پیشین تاریخی در ایران کتابهای تاریخی جزیی از آثار ادبی به شمار میآیند. نمونه بارزی از آن کتاب تاریخ بیهقی است تاریخی است مستند و قابل ارجاع و در عین حال اثری است ادبی که جزء درسهای اصلی گروه ادبیات فارسی بهشمار میآید.
@ibna_official
🔹/channel/eshtadan
🔘 ایرانشناسی
👁🗨 جواد صفینژاد درگذشت
👁🗨 جواد صفینژاد، انسانشناس و جغرافیدان در ۹۶ سالگی درگذشت.
دکتر جواد صفینژاد، استاد بازنشسته گروه انسانشناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، برای پژوهشهایش در حوزه اقوام و عشایر ایرانی شناخته شده است و مردمشناسی ایلات و عشایر لُر و قشقایی از تخصصهای او بود. همچنین او را پدر مطالعات و پژوهشهای «قنات» در ایران نامیدهاند و به او «پدر کاریز ایران» میگویند.
صفینژاد برای نگارش اثری با عنوان «کاریز در ایران و شیوههای سنتی بهرهگیری از آن» برگزیده اول دهمین دوره جشنواره بینالمللی فارابی و نیز برگزیده کتاب سال ایران شد.
جواد صفینژاد متولد نهم شهریور ۱۳۰۸ شمسی در شهرری بود. نیاکان او از لرهای بختیاری بودند. در سال ۱۳۳۲ در رشته تاریخ و جغرافیا در دانشگاه تهران پذیرفته شد و در سال ۱۳۳۶ درجه لیسانس را دریافت کرد. سال ۱۳۴۵ با همکاری نادر افشار نادری بخش مستقل مطالعات و تحقیقات عشایری را پایهگذاری کرد. او کاشف شیوه سنتی کشاورزی ایران «بُنه» است.
از آثار این چهره فرهنگی و علمی میتوان به کتابهای «کتاب جهاننما(جغرافیای ایران و جهان)، رافائیل فلوغون، با همکاری غلامرضا سحاب، انتشارات دنیای جغرافیای سحاب»، «نظام سنتی آبیاری در نائین، انتشارات کمیته ملی آبیاری و زهکشی»، «مبانی جغرافیای انسانی، انتشارات امیرکبیر»، «پیشگامان جغرافیا در قلمرو اسلام» و… اشاره کرد.