afsharfoundation | Unsorted

Telegram-канал afsharfoundation - بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

4967

موقوفات دکتر محمود افشار به منظور تعمیم زبان فارسی و تحکیم وحدت ملی توسط دکتر محمود افشار در سال ۱۳۳۷ بنیاد گرفته است تهران - خيابان ولی‌عصر - سه‌راه زعفرانيه - خيابان شهيد عارف‌نسب - کوی دبیرسیاقی - شماره ۶ 📞 021-2271-6834 🌐 www.MahmoudAfshar.ir

Subscribe to a channel

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

یک تفاوت بسیار بزرگ میان شاهنامه با همۀ حماسه‌های گفتاری و حتّی با بسیاری از حماسه‌هایی که مأخذ مدوّن داشته‌اند در این است که شاهنامه، گذشته از گزارش‌های تاریخی بسیار که از زمان ساسانیان به دست می‌دهد، پر است از آگاهی‌های فراوان و گوناگون دربارۀ آیین‌های درباری، سپاهی، اجتماعی و خانوادگی که بدین کمّیت و کیفیت اصلاً در آثاری که مأخذ گفتاری دارند یا خود گفتاری هستند یافت نمی‌شود. چون آثاری که مخاطب آنها بیشتر شنوندگان و تودۀ مردم‌اند، توجّهشان بیشتر به پوستۀ رویدادها و ماجراها و کارهای شگفت است. برای اثبات این نظر کافی است که کسی داستان‌های شاهنامه را از این دیدگاه با حماسه‌های دیگر یا با طومار نقّاﻻن بسنجد و تفاوت حماسه‌ای را که با امانت‌داری بر اساس یک متن مدوّن سروده شده است با حماسه‌های نوشتاری و گفتاری دیگر دریابد.

[از شاهنامه تا خداینامه: جستاری دربارۀ مآخذ مستقیم و غیرمستقیم شاهنامه، تألیف دکتر جلال خالقی مطلق، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار،‌ ۱۴۰۳، ص ۳۹-۴۰]

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی

@AfsharFoundation

Читать полностью…

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

۲۳ دی‌ماه ۱۳۴۲

تصدّقت شوم ... دورۀ اقامت من در هاروارد آخر ژانويه به ‌سر می‌رسد و پس از آن گردش و به اصطلاح امروزیها بازدید از چند دانشگاه و کتابخانه در شهرهای دیگر شروع خواهد شد و تصوّر و امیدم این است که آخر فوریه به طرف اروپا حرکت کنم. کتابهای فارسی هاروارد و نسخ خطّی آنها و نسخ خطّی ممتاز مجموعۀ خصوصی پرفسور هوفر و کتابهای حقوقی دانشکدۀ حقوق همه فهرست شد. در حدود دو هزار کتاب فارسی دارند و دو هزار کتاب هم فهرست داده شد که تهیّه کنند. کتابهائی که دارند بیشتر کتابهای جدید است و کتابهائی که فهرست تهیّه شد از چاپهای قدیم ایران و هند است. شاید اگر حمل بر خودپسندی بنده نفرمائید، بتوانم عرض کنم که این فهرست فعلاً در امریکا یگانه است و غلط و سهو در آن زیاد نیست. اگرچه امریکائیها در آن سلیقه‌های خاص و ناگزیر شیوه‌های کتابداری خود را اعمال کرده‌اند، بگذریم.
درخصوص اسکندرنامه یعنی مقدّمۀ آن در اینجا فرصتی به ‌دست آمد که روایات عبری و عربی مغربی و سریانی و فرانسوی قدیم کتاب اسکندرنامه‌ای را که تحت عنوان ...Pseudo-Alex شهرت یافته و ظاهراً منشأ همۀ اسکندرنامه‌ها و قصص مربوط به اسکندر شده است و چند ده کتاب در تحقیق مربوط به این قصّه و اثر را ببینم و بعضی یادداشتها تهیّه کنم؛ به نحوی که قطعاً مقدّمه را بیش از آنچه فکر می‌کردم طولانی خواهد کرد. نقل مختصری از تاریخچۀ نقل قصّه از مصر قدیم (که نویسندۀ اصلی از مردم آنجا بوده) به ملل اروپائی و شرقی برای فارسی‌زبانان لازم است. نمی‌دانم آیا در میان کتب شما هیچ‌یک از کتبی که Budge درخصوص اسکندرنامه‌های سریانی و حبشی و زندگی افسانه‌ای اسکندر و روایات لاتین آن نشر کرده است پیدا می‌شود یا خیر؟ نیز آیا متن و ترجمۀ اسپانیولی متن عربی مغربی آن را که گارسیا گومز انتشار داده است می‌توان یافت یا خیر؟ این آثار در کتابخانۀ وایدنر و امثال این نوع کتابخانه‌ها هست، امّا گمان ندارم که در هیچ‌یک از کتابخانه‌های دانشکده‌های ایران یا مجلس و ملّی بتوان دید! و تا وضع کتابخانه‌های ایران این‌طور است طبعاً کارهای ما هم ناقص و ابتر و سرسری است و بی‌دلیل نیست که هر فرنگی صد تا خرده بر آنها می‌گیرد و در نوشتن انتقاد بر آنها مآخذی را نشان می‌دهد که ما ندیده‌ایم.
اینجا فهرست کتابخانه‌ها محقّق و جستجوکننده را به دنبال خود می‌کشد و مثل دانه‌های جو یا پر کاه که خضر در راه آب حیات ریخته بود او را هدایت می‌کند.
کاغذ پر شد و درددل مخلص تمام ناشد. بنده و خانم خدمت خانم عرض ادب می‌کنیم.

ایرج

[نامه‌های مجتبی مینوی و ایرج افشار، به کوشش محمّد افشین‌وفایی، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۴۰۲، ص ۱۳۹-۱۴۱]

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی

@AfsharFoundation

Читать полностью…

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

از نامه به مهدی‌قلی هدایت (مخبرالسلطنه)

امّا درخصوص کردستان مستقل به عقیدۀ بنده این خطر را برای ما باید مسلّم داشت و به حرف انگلیسها که «به شیخ محمود (۱) گفتیم کردستان مستقل قبول نمی‌کنیم» نباید مطمئن بود. بنده اینجا هم با انگلیسها صحبت کرده‌ام و چیز فهمیده‌ام.
اوّلاً با اهمّیتی که ناحیۀ نفت‌خیز کردستان پیدا کرده من باور نمی‌کنم انگلیسهای مآل‌اندیش آرام بنشینند و بگذارند دولت ترکیه خود را جمع‌آوری کند و چند سال دیگر سروقت موصل برود و برای جلوگیری از این خطر یقیناً کردها را به‌عنوان استقلال با خود همدست خواهند کرد، فرضاً که انگلیسها هم در این باب اهتمامی نکنند چون این حرف به دهنها افتاده و کردها هم مردمان بااستعدادی هستند خودشان بالطبیعه دنبال آن می‌روند؛ خاصّه اینکه به غیرتشان نخواهد گنجید که زیردست عرب باشند. پس ما باید درهرحال به فکر کردستان خودمان باشیم و اگر حقیقةً ممکن شد ترکها را با خودمان همدست کنیم؛ امّا نه برای مضمحل و منقرض کردن اکراد؛ چه این خیالی خام است بلکه به مهربانی و ذی‌علاقه ساختن آنها به دولت ایران و تربیت کردن آنها به تربیت ایرانی، و این کار برای ما سهل‌تر است تا برای ترکیه؛ زیرا که کردها از حیث زبان و نژاد ایرانی هستند و الآن کسانی که می‌خواهند غیرت ملّی در آنها ایجاد کنند به شاهنامه و داستان جمشید و فریدون متوسّل می‌شوند، اگر مأمورین دولت ایران قدری عاقل باشند و طمع را هم کم کنند و دست تعدّی و اجحاف را از سر اکراد کوتاه نمایند و فی‌الجمله حسنِ‌تدبیری به خرج دهند اقلّ مطالب این است که بین کرد و فارس خصومت و کینه نخواهد بود و روزی که خیال کردستان مستقل قوّت بگیرد کردهای ایران برای ما اسباب زحمت نخواهند شد و شاید که جنبۀ ایرانی آنها غلبه کند و هیچ آسیبی به ما نرسد، بلکه منتفع هم بشویم؛ امّا اگر رویۀ مأمورین ایرانی مثل سابق باشد و به‌علاوه لاقیدی ما کردها را به حال خود بگذارد به عقیدۀ بنده مخاطره نزدیک است.

آنقره، دوم آذرماه ۱۳۰۶
 
[نامه‌های محمدعلی فروغی، به کوشش محمد افشین‌وفایی و مهدی فیروزیان، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ سوم ۱۴۰۴، ص ۲۰۰-۲۰۱]

۱. محمود برزنجی (۱۸۸۱-۱۹۵۶)، رهبر مبارزات استقلال‌طلبانۀ کردها.

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی

@AfsharFoundation

Читать полностью…

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

سیزدهم تیرماه سالروز درگذشت محمّد معین

مزایای فرهنگ فارسی معین


- تعداد لغات فرهنگ حاضر (۱) بیش از لغاتی است که در فرهنگ‌های فارسی قدیم و جدید آمده (صرف نظر از فرهنگ لغت‌نامۀ دهخدا که دائرةالمعارف است)؛ چه هرچند تعداد مواد فرهنگ ناظم‌الاطباء و فرهنگ آنندراج بیش از فرهنگ حاضر است، باید گفت که بسیاری از لغات عربی که در آنها آمده هرگز در فارسی (متون نظم و نثر و تداول فارسی‌زبانان) به کار نرفته و بنابراین اصلاً در قلمرو فارسی در نیامده و نباید در فرهنگ‌های فارسی آنها را وارد کرد.
- فرهنگ‌های متداول فارسی (قدیم و جدید) اصولاً به اعلام توجهی نکرده‌اند و فقط عده‌ای محدود از اعلام را در طی لغات گنجانیده‌اند و فقط در فرهنگ‌‌ معاصر تعدادی از اعلام را جداگانه آورده‌اند که هرچند سعی مؤلفان آنها مشکور است کماً و کیفاً قابل مقایسه با اعلام کتاب حاضر نیستند.
- ترکیب‌های خارجی مورد توجه فرهنگ‌نویسان ما نبوده و فقط محدودی در بعضی فرهنگ‌های گذشته (آنندراج، ناظم‌الاطباء) و یکی از فرهنگ‌های معاصر آمده که قابل قیاس با تعداد ترکیبات مندرج در بخش دوم کتاب حاضر نیست.
- ضبط تلفظ لغات با حروف لاتینی مخصوص نخستین بار در کتاب حاضر به کار رفته، هرچند در فرهنگ ناظم الاطباء استاد محترم آقای سعید نفیسی حروف لاتینی را به کار برده‌اند، ولی به‌واسطۀ آماده نبودن حروف مخصوص ناگزیر شده‌اند حروف معمولی چاپخانه‌ها را به کار برند.
- ریشه و وجه اشتقاق لغات و اعلام در هیچ‌یک از فرهنگ‌های فارسی (قدیم و جدید) داده نشده. فرهنگ حاضر نخستین فرهنگ مستقلی است که در این راه گام برداشته.
- نخستین بار است که در فرهنگی فارسی اشاره به غیرمستعمل بودن (= غم.) و کم‌استعمال بودن (کم.) لغات مندرج شده است.
- فرهنگ‌های متداول فارسی از چاپ نقشه به‌علت اشکالات فراوان صرف‌نظر کرده‌اند و فقط یک فرهنگ به چاپ تعدادی محدود اقدام نموده و آن هم از لحاظ کمیت و کیفیت قابل مقایسه با فرهنگ حاضر نیست.
- نمره‌بندی مواد (لغات و اعلام) موجب سهولت مراجعه و کشف منظور خواهد شد. این کار تاکنون در هیچ‌یک از فرهنگ‌های فارسی و بسیاری از فرهنگ‌های اروپایی انجام نشده.
- نمره‌بندی معانی مختلف یک ماده نیز سبب سهولت پیدا کردن معنی مقصود و تمییز معانی متعدد خواهد شد. این طریقه در فرهنگ‌های فارسی سابقه ندارد و بسیاری از فرهنگ‌های اروپایی فاقد آن‌اند.

دکتر محمّد معین

(۱) منظور از فرهنگ/ کتاب حاضر در این نوشتار فرهنگ فارسی معین است.

[ای زبان پارسی...، به کوشش دکتر میلاد عظیمی، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، ، چاپ دوم ۱۴۰۲، ج ۳، ص ۱۲۱۷-۱۲۱۹]

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی

@AfsharFoundation

Читать полностью…

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

نهم تیرماه سالروز درگذشت منوچهر مرتضوی، عضو پیشین شورای تولیت بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

از مجموع تحقیقاتی که تا کنون در مورد زبان آذربایجان (اعم از زبان دیرین یا زبان کنونی) به عمل آمده است نتایج زیر گرفته می‌شود:
۱. مردم آذربایجان در گذشته به زبانی که یکی از زبانهای ایرانی (یا لهجه‌ای از لهجه‌های زبان ایرانی) بوده سخن می‌گفته‌اند و ما این زبان را «زبان آذری» می‌نامیم.
۲. زبان آذری مثل زبان کنونی آذربایجان و بیش از آن، دارای لهجه‌های مختلف و متعدد بوده است.
۳. به شهادت جغرافی‌نویسان و دانشمندانی چون یاقوت و مسعودی و ابن‌حوقل و مقدسی و ابن‌الندیم زبان دیرین مردم آذربایجان آذری یا پهلوی یا فارسی بوده است و از نوشته‌های این دانشمندان برمی‌آید که هر معنایی برای آذری قایل بشویم در هر صورت جز شعبه‌ای از شعب زبانهای ایرانی نبوده و نوشته‌های حمدالله مستوفی در نزهة القلوب نیز اگرچه یادی از چند قصبۀ ترک یا ممزوج می‌کند، مؤید این است که زبان عموم مردم آذربایجان پهلوی و ایرانی بوده است.
۴. گویندگان آذربایجان مثل شاعران دیگر نقاط ایران به فارسی دری شعر می‌گفته‌اند ولی گاهگاهی تفنن کرده به زبان محلّی و لهجۀ آذری شهر خود نیز شعر سروده‌اند و این اشعار که نمونه‌های آن به لهجۀ آذری تبریز و اردبیل و مراغه (احتمالاً) در دست است، با صرف نظر از تحریفاتی که به دست نساخ به عمل آمده و به فارسی دری نزدیک‌تر شده‌اند، نمونۀ زبان آذری یا زبان دیرین آذربایجان به شمار می‌روند. به عنوان نمونۀ اشعار آذری می‌توان از غزل همام تبریزی و یازده دوبیتی از شیخ صفی‌الدین و سه دوبیتی از اطرافیان شیخ و یک دوبیتی از ماما عصمت و یازده دوبیتی و سه غزل از کشفی و یک دوبیتی از یعقوب اردبیلی و یک دوبیتی از عبدالقادر مراغی یاد کرد.

«زبان آذربایجان»، منوچهر مرتضوی
در
[زبان فارسی در آذربایجان: دربرگیرندهٔ پنجاه گفتار از نوشته‌های دانشمندان و زبان‌شناسان، گردآوری ایرج افشار، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۳۹۷، جلد ۱، ص ۲۵۷-۲۵۸]

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی

@AfsharFoundation

Читать полностью…

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

فهرست انتشارات بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار، تیرماه ۱۴۰۵

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی

@AfsharFoundation

Читать полностью…

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

انتشارات بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار منتشر کرد:

فرّاش‌باشی حضرت والا


در این کتاب برای نخستین بار زندگی و کارنامۀ سیاسی مصطفی‌قلی‌خان نوری خواجوی، یکی از صاحب‌منصبان کمتر‌شناختۀ دربار ظل‌ّالسلطان، از مقتدرترین شاهزادگان عهد ناصری و مظفّری، بررسی شده است. او در مقام فرّاش‌باشی، افزون بر مسئولیت برقراری نظم و امنیّت، حاکم برخی ولایات و کارگزار اجرایی طرح‌های عمرانی انجمن معارف بود. در این پژوهش با اتّکا به اسناد آرشیوی، نسخه‌های خطّی و مطبوعات محلّی، ضمن توصیف فراز و فرود زندگی وی، چشم‌اندازی تازه بر تاریخ محلّی و ساختار قدرت در عصر قاجار گشوده شده است.

[فرّاش‌باشی حضرت والا: فراز و فرود زندگی مصطفی‌قلی‌خان نوری خواجوی فرّاش‌باشی ظلّ‌السلطان، دکتر سمیّه بختیاری، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار]

علاقه‌مندان می‌توانند از ششم تا هفدهم تیرماه، این کتاب را با ۳۰٪ تخفیف از دفتر مرکزی بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار تهیه کنند.

تلفن مرکز پخش و فروش: ۲۲۷۱۳۹۳۶-۲۲۷۱۶۸۳۲

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی

@AfsharFoundation

Читать полностью…

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

دوم تیرماه زادروز صمد بهرنگی

صمد بهرنگی در نوشتن کتاب برای کودکان مبتنی بر ادبیات محلی و عامیانه سبک دلپذیری داشت. چند کتابی که در این زمینه از او انتشار یافت خوب بود.
مرحوم بهرنگی معلّم بود و در تبریز درس می‌گفت. به تهران آمد و به خدمت مرکز پرورش فکری کودکان و نوجوانان درآمد. یکی دو بار هم محجوبانه به دفتر راهنمای کتاب و جلسۀ دوستان آمد، اما قلمش برخلاف چهره‌اش و حالتش تند بود. گاه بهرنگ امضاء می‌کرد. سنّش شاید سی بود یا اندکی کمتر.
هنرش مخصوصاً به قصّه‌سرایی و ضبط روایات افسانه‌های محلّی بود و کتاب‌هایی چند در این زمینه نوشت و نشر کرد. ماهی سیاه کوچولو از بهترین آثار اوست.

[نادره‌کاران: سوگنامۀ ناموران فرهنگی و ادبی (۱۳۸۹-۱۳۰۴)، ایرج افشار، زیر نظر بهرام، کوشیار و آرش افشار، به کوشش محمود نیکویه، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ سوم ۱۴۰۴، ج ۱، ص ۳۰۵-۳۰۸]

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی

@AfsharFoundation

Читать полностью…

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

⁠⁣یکم تیرماه زادروز منوچهر مرتضوی

مرتضوی در سال ۱۳۳۷ از رسالۀ خود با عنوان «اوضاع ادبی آذربایجان در عهد ایلخانان» که فروزانفر راهنمایی‌اش کرده بود دفاع کرد. پس از آن مطالعات خود را در آن رشته به‌ژرفایی ادامه داد و به‌تدریج در نشریۀ دانشکدۀ ادبیات تبریز مقالاتی در آن قلمرو منتشر ساخت. چون مرتضوی جوان به تبریز بازرفت به مرتبت دانشیاری در دانشکدۀ ادبیات استقرار یافت.
سلسله مطالعات او چندان به درازا کشید که از گرد آمدن آنها کتاب مستقل مسائل عصر ایلخانان تنظیم و نشر شد. این کتاب سه بار به چاپ رسید. نخست در دانشگاه تبریز و بعد نشر آگاه و بار آخر در سلسله انتشارات موقوفات دکتر محمود افشار.
زمینۀ دیگر مطالعات مرتضوی پیوستگی داشت به شعر حافظ که بخش‌هایی از آن با نام جام جم یا تحقیق در دیوان حافظ (۱۳۳۴) به چاپ رسید و سرانجام جوهر ژرف‌نگرانۀ آن پژوهش‌ها با نام مکتب حافظ جلوه‌گری نوینی یافت و دو یا سه بار تجدید چاپ شد. هم خواستاران و خوانندگان دلباخته یافت هم آنکه در تحقیقات حافظ‌شناسی دیگران هم از مراجع حتمی و رسمی است.

[نادره‌کاران: سوگنامۀ ناموران فرهنگی و ادبی (۱۳۰۴-۱۳۸۹)، ایرج افشار، زیر نظر بهرام، کوشیار و آرش افشار، به کوشش محمود نیکویه، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ سوم ۱۴۰۴، ج ۲، ص ۱۵۴۹]

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی و تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی

@AfsharFoundation

Читать полностью…

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

سی و یکم خردادماه سالروز درگذشت شهریار عدل

سه عباس‌میرزای نایب‌السلطنه


نخستین عباس‌میرزا نایب‌السلطنه، فرزند فتحعلی‌شاه قاجار، شخصیت تاریخی شناخته‌شده‌ای است، اما وجود «عباس‌میرزا نایب‌السلطنۀ» دوم فرزند محمّدشاه قاجار و برادر کوچک ناصرالدین‌شاه ناشناخته مانده و او را با عباس‌میرزا نایب‌السلطنۀ سوم (ملک‌آرا)، برادر کوچک‌ترِ دو شخصیت یادشده یکی دانسته‌‌اند و از جمله این است که تصاویر عباس‌میرزا نایب‌السلطنۀ دوم را از آن سومی (ملک‌آرا) شمرده‌اند.
ناصرالدین‌شاه، فرزند محمّدشاه و نوۀ عباس‌میرزا نایب‌السلطنۀ اوّل در ششم صفر ۱۲۴۷/ ۱۷ ژوئیۀ ۱۸۳۱ از بطن ملک‌جان ‌خانم (مهد علیا) تولد یافت.
در پاییز سال ۱۸۳۸ و ژانویۀ ۱۸۳۹/۱۲۵۴ پرنس الکسیس سالتیکف (سولتیکف) در زمان محمّدشاه قاجار به ایران آمد و از ناصرالدین‌میرزا ولی‌عهد و برادر کوچکترش عباس‌میرزا نایب‌السلطنه تصاویری کشید. همو می‌نویسد: ناصرالدین‌میرزا سه سال از برادرش بزرگتر است و سن عباس‌میرزا را چهار یا پنج‌ساله ذکر نموده و در صفحۀ دیگری او را چهارساله می‌داند. در تصاویر باسمه‌ای که سالنیکف منتشر کرد ناصرالدین‌میرزا هفت‌ساله و عباس‌میرزا چهارساله به نظر می‌آیند. به این ترتیب می‌توان عباس‌میرزا نایب‌السلطنه را متولّد سال ۱۲۵۰/۱۸۳۴ دانست.
از مقایسۀ کلّیۀ اسناد باید این‌ طور نتیجه گرفت که محمّدشاه قاجار از خدیجه ‌خانم در حدود نیمۀ دوم ۱۸۳۴/۱۲۵۰ دارای فرزندی شد که او را به یاد پدرش عباس‌میرزا نام نهاده به نایب‌السلطنه ملقّب ساخت و این کودک همان است که سالتیکف به نوشتۀ خود در پایان سال ۱۸۳۸ و آغاز ۱۸۳۹/ ۱۲۵۴ در سن چهارسالگی او را دیده و تصویرش را کشیده است. سالتیکف در احوال عباس‌میرزا او را «صدمه‌پذیر و مریض‌حال» توصیف می‌کند؛ بنابراین بر اساس یادداشت ناصرالدین‌شاه و با توجه به سال تولّد عباس‌میرزا نایب‌السلطنه ملک‌آرا شکی باقی نمی‌ماند که اندک‌زمانی پس از دیدار سالتیکف، کودک نامبرده در همان اوائل سال ۱۸۳۹ حدود شوّال ۱۲۵۴ فوت کرده و چند ماه بعد در رجب ۱۲۵۵/۱۵ سپتامبر ـ ۱۹ اکتبر ۱۸۳۹ پسر دیگری از خدیجه ‌خانم متولّد شده که محمّدشاه او را نیز به یاد فرزند ازدست‌رفته و پدرش مجدّداً عباس‌میرزا نام نهاده و ملقّب به نایب‌السلطنه نموده است. محمّدشاه در ابراز محبّت نسبت به این کودک چنان زیاده‌روی کرده که ناصرالدین‌میرزا و به‌خصوص مادرش ملک‌خان ‌خانم (مهد علیا) نسبت به او رشک می‌برده و همواره از جانب او احساس خطر کرده‌اند و عباس‌میرزا هم که نظر به رفتار پدر و برخی از درباریان بیش و کم داعیۀ سلطنت داشت پیوسته در حال ترس به سر می‌برد و آواره بود و لقب نایب‌السلطنه را نیز در سال ۱۲۹۵/۱۸۷۸ به طور رسمی از دست داد. شاید شاهزاده کامران‌میرزا یکی از فرزندان ناصرالدین‌شاه که او نیز لقب نایب‌السلطنه داشت در این امر دست داشته است. از این سال ناصرالدین‌شاه عباس‌میرزا را به ملک‌آرا ملقّب نمود. ملک‌آرا به قول بامداد در ۱۴ ذیقعدۀ ۱۳۱۴/ ۱۶ آوریل ۱۸۹۷ در سن ۵۹ سالگی و به قول عباس اقبال در سال ۱۳۱۶/ ۱۸۹۸-۱۸۹۹ فوت نمود.

شهریار عدل

آینده، سال سیزدهم، شمارۀ ۱-۳، فروردین ـ خرداد ۱۳۶۶، ص ۳۵-۴۰.

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی

@AfsharFoundation

Читать полностью…

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

بیست و هشتم خردادماه زادروز عنایت‌الله رضا

دکتر عنایت‌الله رضا در چارچوب خدمات علمی خود در عین حال که بر ترجمۀ پژوهش‌های علمی دانشمندان شوروی درمورد تاریخ و جغرافیای تاریخی ایران تأکید داشت نسبت به نقد اغراض نهفته در دیدگاه‌های ایدئولوژیک تاریخ‌نگاری شوروی نیز احساس مسئولیت می‌کرد. چگونگی شکل‌گیری بحث اران و آذربایجان دکتر رضا که مهم‌ترین و ماندگارترین تحقیق تاریخی اوست نیز در یک چنین چارچوبی شکل گرفت.
درست است که گام نخستین در تبدیل نام خان‌نشین‌های مسلمان‌نشین قفقاز- اران پیشین- به «آذربایجان»- نام بخش‌های جنوبی رود ارس- در چارچوب تحرکات پان‌ترکی عثمانی‌ها و در خلال لشکرکشی‌های آنها در مراحل پایانی جنگ اول جهانی برداشته شد، ولی گام‌های بعدی و من‌جمله توجیه «علمی» این تغییر و تبدیل را که جز فراهم آوردن زمینه‌های مخدوش ساختن تمامیت ارضی ایران انگیزه‌های دیگر نداشت آکادمیسین‌های ریز و درشت شوروی و تشکیلات تاریخ‌پردازی آنها بر عهده گرفتند. تشکیلات دروغ‌پردازی که دکتر رضا با چم و خم آن به‌خوبی آشنایی داشت و با انتشار آثاری چون آذربایجان و اران (آلبانیای قفقاز) (۱۳۶۰) و وجه کامل‌تر آن: اران از دوران باستان تا آغاز عهد مغول (‌۱۳۸۰) مشت آنها را باز کرد.
با تلاش‌های دکتر رضا در این عرصه دشمنی‌هایی که با او می‌شد جنبه‌ای تخصصی‌تر یافت. اگر تا آن موقع مدعی اصلی توده‌ای‌ها بودند، از این مرحله به بعد که با افول توده‌ای‌گری نیز همزمان شد، عقبۀ فرقۀ دموکرات آذربایجان که اینک خود را «هویت‌طلب» می‌نامد، پا پیش گذاشته وظیفۀ ستیزه با او را بر عهده گرفت. آن یکی تحت لوای مبارزه با امپریالیسم امریکا جای پایی در دستگاه محکم کرده بود و این یک نیز از طریق همراهی با حرکتی که تحت عنوان امحاء آثار و نشانه‌های «ستمشاهی» کل هویت ایرانی را هدف حمله قرار داده بود. اگرچه حنای این یکی نیز بعد از مدتی رنگ باخت و همانند سلفش حزب توده از تک و تا افتاد، ولی حملاتش برای مدتی سنگین و گسترده بود.
آذربایجان و اران (۱۳۶۰) یا ایران و ترکان در روزگار ساسانیان که در سال ۱۳۶۵ توانست آن را منتشر کند، درواقع طرح بحثی بود و تذکری بر اهمیت توجه بیش از پیش به چنین مباحثی از نظر استوار داشتن سنگرهای دفاع از تمامیت ارضی و هویت ملّی ایران‌زمین.
به‌رغم توسعۀ چشمگیر طول و عرض تشکیلات پژوهشی و دانشگاهی در این سال‌ها، اگر بر این شالوده‌ سنگی نهاده شد- همانند اران از دوران باستان تا آغاز عهد مغول- آن را نیز او افزود و نه جزئی از این چهره‌های ماندگار که روز به روز هم بر تعداد آنها افزوده می‌شود. در همان مقدمۀ اران از دوران باستان ... نیز از کاستی‌های تحقیقات خود سخن گفته بود و امیدواری بدان که «... دیگران در آینده از عهدۀ این مهم برآیند و بتوانند نه‌تنها مردم کشور ما بلکه جهانیان را از قید آشفته‌فکری‌هایی که حاصل جعل و تحریف تاریخ مردم این سرزمین بوده است برهانند و به شفافیت موضوع که برای وحدت ملّی ما نهایت ضرورت را دارد کمک کنند ...» (ص ۱۵) و در ادامۀ همان نوشته نیز حوزه‌هایی را که می‌بایست موضوع پژوهش‌های بعدی قرار گیرد معین ساخت (ص ۱۶).
ده سال از تذکر این نکات می‌گذرد و ده‌ها سال دیگر نیز سپری خواهد شد ولی هنوز چشم‌هایمان به آثار او روشن است و عجالتاً به همین آثار نیز روشن خواهد ماند، چراکه آن تخصص و دانش را پشت‌بندی از «تعهد» نیز لازم است که به نظر کم و کمتر می‌شود.

«عنایت‌الله رضا»، کاوه بیات
جهان کتاب، سال پانزدهم (۱۳۸۹)، شمارۀ ۵ تا ۷، ص ۷۹-۸۰

عکس از راست: بدرالزمان قریب، ریچارد نلسون فرای، عنایت‌الله رضا

دوم تیرماه ۱۳۸۳، باغ موقوفات دکتر محمود افشار

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی

@AfsharFoundation

Читать полностью…

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

بیست و ششم خردادماه زادروز محمد محیط طباطبایی

محیط کتاب بسیار می‌خواند. ذهنی کنجکاو داشت. همیشه جویای دیدن نسخه‌های نادر و یافتن موارد شاذ و تازه بود و می‌کوشید خوانندگان را به تازه‌هایی آشنا کند که پیوندی فرهنگی با معارف ایرانی دارد. به‌طور مثال: او هنگامی اقبال لاهوری را به ایرانیان معرفی کرد که کمتر کسی نام آن سراینده را شنیده بود. سبب آن بود که محیط به‌ژرفی متوجه این قضیه شده بود که برخاستن یک شاعر بزرگ خوش‌سخن فارسی‌زبان در هندوستانی که به زور تمهیدات و قدرت سیاسی انگلیس، زبان فارسی در آن پهنه رو به افول رفته بود، برای آیندۀ زبان فارسی اهمیت دارد. ناگزیر می‌دانست که آشنا ساختن ایرانیان به سروده‌های چنان شاعر نغزگفتاری که بیرون از مرز کشور به یاد «جوانان عجم» غزل می‌پرداخت، ضرورت دارد. خوب می‌دانست که باید این‌گونه مظاهر و مبانی فرهنگی مرتبط با ادبیات فارسی را نگاهبانی کرد. پس کاملاً مناسبت داشته است که علی‌اصغر حکمت به هنگام تصدی وزارت امور خارجه، محیط را به نمایندگی فرهنگی ایران به کشور هندوستان تازه استقلال‌یافته فرستاد.
بی‌گمان محیط به زبان فارسی عشق می‌ورزید و ماندگاری فرهنگ ایرانی را در بقا و پایداری این زبان می‌دانست. او حوزه‌های مختلف قلمرو زبان فارسی را خوب می‌شناخت و دربارۀ گذشتۀ تاریخ و زبان و مردم و سیر فرهنگ ایرانی در آن سرزمین‌ها آگاهی‌های فراوان و پهناور داشت. نوشته‌هایی که دربارۀ اهمیت زبان فارسی و مسائل و مشترکات فرهنگی افغانستان و تاجیکستان با ایران دارد، همه مربوط به سال‌هایی است که ادبای آن کشورها آزادانه نمی‌توانستند با همدلان ایرانی خود مراوده داشته باشند. ولی محیط چند بار در جراید و مجلات به این موضوع پرداخت و نظر خود را نوشت. حتی چکامه‌ای خطاب به هم‌زبانان خود سرود که آن را در مجلۀ راهنمای کتاب چاپ کرده‌ام. مقاله‌هایی که او دربارۀ همین جنبه از زبان فارسی و پیوند فرهنگی ایران با همسایگان فارسی‌زبان دارد، اگر گردآوری و چاپ شود، کتابی سرشار از اطلاعات ادبی و یادگاری از بینش روشن محیط در این مباحث و مسائل خواهد بود و برای تاجیکان و همۀ فارسی‌زبانان آن سوی خاوران خواندنی است.

[نادره‌کاران، سوگنامۀ ناموران فرهنگی و ادبی (۱۳۰۴-۱۳۸۹)، ایرج افشار، زیر نظر بهرام، کوشیار و آرش افشار، به کوشش محمود نیکویه، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ سوم ۱۴۰۴، ج ۲، ص ۱۰۶۲-۱۰۶۳]

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی

@AfsharFoundation

Читать полностью…

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

کتاب صریح المِلک از انتشارات دکتر محمود افشار اثر شایستۀ تقدیر چهل و سومین جشنوارۀ کتاب سال ایران

در مراسم پایانی چهل و سومین جشنوارۀ کتاب سال ایران، مورّخ یکشنبه نوزدهم بهمن‌ماه ۱۴۰۴ که در تالار وحدت برگزار شد، برگزیدگان این جشنواره معرفی شدند و در گروه تاریخ، کتاب صریح الملک از انتشارات بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار به عنوان اثر شایستۀ تقدیر دست یافت.
متأسفانه عدم دسترسی به اینترنت جهانی مانع از آن شد که این مطلب در آن زمان نشر یابد. بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار کسب این عنوان را به پژوهشگران گرامی آقایان عمادالدّین شیخ‌الحکمایی و علی‌رضا جلالی تبریک می‌گوید و تندرستی و موفقیت‌های روزافزون ایشان را آرزومند است.

صریح‌المِلک: اسناد ملکی و وقفی آستانۀ شیخ صفی‌الدین اردبیلی در سدۀ یازدهم هجری، محمّدطاهر اصفهانی، تصحیح و پژوهش عمادالدّین شیخ‌الحکمایی و علی‌رضا جلالی، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۴۰۳، ۴۵۶ص.

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی

@AfsharFoundation

Читать полностью…

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

فتوحات صفویه، رشحات عین ‌الحیات، دیوان منوچهری دامغانی و صریح‌ المِلک، چهار کتاب انتشارات بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار در دور دوم داوری جایزۀ کتاب سال

در چهل و سومین دورۀ جایزۀ کتاب سال که مراسم پایانی آن بهمن‌ماه سال ۱۴۰۴ برگزار شد، چهار کتاب از انتشارات بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار به مرحلۀ دوم داوری راه یافت.

در موضوع «ادبیات» و گروه «متون قدیم»، آثار زیر از انتشارات دکتر محمود افشار به مرحلۀ دوم داوری راه پیدا کرد:

فتوحات صفویه در ایالت فارس و جزایر بحرین، قشم و هرمز، ابن حسین شیرازی و دیگران، تصحیح و تحقیق سید سعید میرمحمدصادق، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۴۰۳، ۳۹۲ص.

رشحات عین ‌الحیات، فخرالدین علی صفی کاشفی‌ سبزواری، تصحیح و تحقیق دکتر عارف نوشاهی، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۴۰۳، ۸۸۳ص.

دیوان منوچهری دامغانی، تصحیح و تحقیق دکتر راضیه آبادیان، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۴۰۳، ۱۱۱۲ص.

در موضوع «تاریخ و جغرافیا» و گروه «تاریخ» (تصحیح) نیز یک کتاب از انتشارات بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار راهی مرحلۀ دوم داوری جشنواره شد:

صریح‌ المِلک: اسناد ملکی و وقفی آستانۀ شیخ صفی‌الدین اردبیلی در سدۀ یازدهم هجری، محمّدطاهر اصفهانی، تصحیح و پژوهش عمادالدّین شیخ‌الحکمایی و علی‌رضا جلالی، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۴۰۳، ۴۵۶ص.

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی

@AfsharFoundation

Читать полностью…

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

انتشارات بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار منتشر کرد:

هفت کشور


هفت کشور، سفرنامه‌ای خیالی است که فخری هروی، شاعر و نویسندۀ پرکار قرن دهم هجری، آن را در روزگار پادشاهی شاه اسماعیل اول صفوی نوشته است. ابن تراب، قهرمان داستان، رمزی از آدم است که سفر او به هفت کشور، سیر زندگی و اطوار حیات آدمیزاد را در قصه‌ای تمثیلی نشان می‌دهد. فخری هروی در تألیف هفت کشور از کتاب‌های تاریخی، متون دینی و قصص تفسیری بهره برده و با نثری ساده آمیزه‌ای از روایتهای تاریخی و افسانه‌ای را به شیوۀ داستان در داستان نقل کرده است. استفاده از درونمایه‌های عیّاری و اصطلاحات و نامهای عیّاران از دیگر ویژگیهای این متن است.

[هفت کشور، فخری هروی، به کوشش ایرج افشار و مهران افشاری، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار]

علاقه‌مندان می‌توانند از بیست و چهارم خرداد تا ششم تیر، این کتاب را با ۳۰٪ تخفیف از دفتر مرکزی بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار تهیه کنند.

تلفن مرکز پخش و فروش: ۲۲۷۱۳۹۳۶-۲۲۷۱۶۸۳۲

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی

@AfsharFoundation

Читать полностью…

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

اوّل فکر نان

پنج سال و چند ماه قبل تازه به ایران مراجعت کرده بودم. با دو نفر از آقایانی که به دیدن آمده بودند اختلاط می‌کردیم. آقایان شرحی از اوضاع سیاسی مملکت گفتند. از فشار مأمورین دولت و به‌خصوص ظلم عدلیه شکایتهای حسابی داشتند. صحبت از غریبی مساوات و بی‌کسی مشروطیت هم به میان آمد. خائنین و اشراف هم در این میانه سهمی از فحش و لعنت و ناسزا بردند و بالأخره از من پرسیدند: حالا چه باید کرد؟ به نظر شما چه می‌رسد؟
جوابی که دادم این بود: چه باید کرد؟ فکر نان. اساس خرابی کارهای ما بی‌چیزی است. ملّت فقیر به حکم طبیعت محکوم به تمام این نکبتهاست. شما خیال کرده‌اید اصول حکومت ملّی را با چند بند و اصل و مادّه به حلق مردم مفلوک فرو می‌شود کرد؛ این بود که تمام سعی و توجّهتان دنبال حرف آزادی و مساوات رفت و در ضمن خواستید این بساط مشروطیت کار فرنگ را به دست همّت رجال دربار قدیم از قمش تپه تا دشتی و دشتستان پهن بکنید.
امروز گویا جای تردید دیگر نباشد. دیدید که غلط رفتید و نتیجه حاصل نشد! پس خوب است ما هم مثل بچۀ آدم از راه کار داخل بشویم: به اعتقاد علمای از ما بهتران طرز تولید ثروت اساس اخلاق و ادبیات و سیاست ملل دنیاست. حکومت امروزی ما، زندگانی ایلات، قدرت ایلخانها و خوانین محلّی، نبودن آزادی همه تراوشات طبیعی سبک و شیوه‌ای است که ما در تولید ثروت و به عمل آوردن محصول داریم. اگر واقعاً میل دارید اوضاع عمومی اصلاح بشود زندگانی اقتصادی را تازه و نو کنید. کار نداشته باشید من شبی چند مرتبه از عشق آزادی ضعف می‌کنم. نگاه کنید برای اصلاح زندگانی مادی شما چه نقشه و فکر عملی دارم. خلاصه دنبال نان بروید آزادی خودش عقب شما می‌آید.

علی‌اکبر داور

[آینده (سال دوم) دی ۱۳۰۵- اسفند ۱۳۰۶، مؤسس و مدیر مسئول دکتر محمود افشار، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، ، ص ۸-۹ (دی‌ماه ۱۳۰۵، شمارۀ ۱)]

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی

@AfsharFoundation

Читать полностью…

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

هفت کشور و بیدادِ زندان‌بان

این روزها در حال خواندن هفت کشور هستم؛ اثری که فخری هروی در روزگار پادشاهی شاه اسماعیل اوّل صفوی (قرن دهم هجری) به رشتهٔ تحریر درآورده است. کتاب حاوی مضامینی حکمی و اخلاقی‌ است که بر گُردهٔ داستان سوار شده است. جوانی به نام «ابن تراب» به همراهی مردی خردمند به هفت کشور سفر می‌کند. در هر منزل، با پادشاه آن دیار می‌نشیند و هم‌سخن می‌شود. هفت کشور به رسم و عادت بعضی داستان‌های تعلیمی در ادب فارسی، به روش حکایت‌درحکایت نوشته شده است. در تار و پود و درز و لای این داستان تمثیلی، بهره‌های بسیار از متون دینی، قصص تفسیری و سرگذشت پیامبران گرفته شده است. نویسنده در این اثر، از شاهنامهٔ فردوسی و اسکندرنامه گرفته تا بوستان سعدی، جوامع‌ الحکایات، تاریخ طبری، اخوان‌ الصفا، قصص‌ الانبیاء و... شعر و نکته نقل کرده است. کتاب نثری ساده دارد و با روایتی جذاب، خواننده را به دورجای جهان می‌برد.

این اثر به کوشش استاد ایرج افشار و جناب آقای مهران افشاری، و به همّت بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار منتشر شده است. هفت کشور پیش از این به سال ۱۳۸۶ توسط نشر چشمه منتشر شده بود. چاپ تازه کامل‌تر و جامع‌تر است؛ چرا که هر دو نسخه‌ای که در چاپ پیشین استفاده شده بودند در آغاز و انجام دچار افتادگی بودند. در چاپ جدید، هم نویسنده شناسایی شده است و هم نسخه‌ای مضبوط و کامل، اساس کار قرار گرفته است.

کتاب، هم قصّه‌های عبرت‌آموز و خواندنی دارد، هم اشعار خوب. در بخشی از داستان، مردی به نام «طالب» در سفر خود به جایی رسید که آنجا را از غایت فتنه و آشوب تنگنای حیرت می‌گفتند. طالب در آن وادی به دست راهزنی به نام «خذلان» اسیر می‌شود؛ اموالش به سرقت می‌رود و به دست زندان‌بانی دنی به نام «وسوسه» سپرده می‌شود. زندان‌بان با زندانی‌اش ــ که چون گنجشکی زخمی در مشتش اسیر است ــ هر دم به حالتی رفتار می‌کند و او را به بازی می‌گیرد؛ گاه وعدهٔ نجات می‌دهد و گاه قصد جانش می‌کند؛ گاه شفیق و برادر است و گاه دژخیم و دشمن‌خو!

غمش گاهی برادروار می‌خورد
گهی سوی هلاکش دست می‌برد

گهی می‌ساختش از وعده‌ای شاد
گهی اخبار نومیدی‌ش می‌داد

از حالات زندانی و زندان‌بان که به‌غایت آشنا بود، به حیرت افتادم؛ چرا که دریافتم هیچ‌یک از انواع پلیدی و دنائت در این کهنه‌خاکدان، نوپدید نیست.


مشخصات کتاب:
هفت کشور، فخری هروی، به کوشش ایرج افشار و مهران افشاری، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار، ص ۸۰.

به نقل از کانال تلگرامی بیاض | عاطفه طیّه
/channel/atefeh_tayyeh/2646

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی

@AfsharFoundation

Читать полностью…

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

سیزدهم تیرماه زادروز محمدعلی فروغی

تقلید و ابتکار


مکرر شنیده‌ام از راه شماتت یا از روی دلسوزی گفته‌اند ایرانی پر مقلّد است و زود و بی‌جهت اقتباس می‌کند. به عقیدۀ من این حکم از احکامی است که قاضی به عجله صادر کرده و در پرونده دقّت به عمل نیاورده است. شک نیست که ایرانیان از اقوام دیگر اقتباس بسیار کرده‌اند و این عیب نیست بلکه اگر درست توجّه شود حسن است؛ چه اگر قومی بنای خود را بر این بگذارد که از هیچ قوم دیگر اقتباس و تقلید نکند فرهنگ و تمدّنش متوقّف و راکد می‌ماند؛ زیرا طبع هر قدر هم سرشار باشد به سرعت کار نمی‌کند.
پس تقلید و اقتباس اگر در ایرانی باشد به طور مطلق عیب نیست. اکنون ببینیم آیا مقلّد صرف است یا ابتکار هم دارد؟
چون در احوال و اعمال ایرانیان باستانی بنگریم می‌بینیم البتّه اقتباس بسیار کرده‌اند، امّا مبتکر نیز هستند. مثلاً ساختمان‌های هخامنشی در شوش و تخت جمشید یقیناً آثار اقتباس از ساختمانهای بابل و آشور دارد، امّا در زیبایی و ظرافت و بسیاری از کیفیّات برتر و بدیع است. رسم سلطنت و حکومت را ایرانیان اختراع نکرده‌اند امّا چگونگی حکومت پادشاهی ایران با سلاطین آشور و بابل و مصر و کشورهای دیگر چه مناسبت دارد؟
چون به دورۀ اسلامی می‌آییم می‌بینیم اوّلاً تمدن و فرهنگ اقوام در عالم اسلامی به شهادت همۀ بیگانگان بلکه به تصدیق خود عربها طفیل وجود ایرانیان است. خطّ فارسی راست است که از عرب گرفته شده، امّا خطّ نستعلیق و شکسته که در ایران رایج شده چون با کوفی و نسخ و خطوط دیگر عربی سنجیده شود آیا می‌توان منکر شد که ابتکار و اختراع است؟
بیاییم بر سر زبان و ادبیّات از نظم و نثر که بیشتر طرف توجّه ماست. آیا توجّه شده است به اینکه از کشورهایی که در صدر اسلام یکسره به دست عرب افتاده و تقریباً کلّ سکنۀ آن مسلمان شده‌اند تنها ایرانیانند که زبان ملّی خود را نگاه داشته و عرب نشده‌اند؟
راست است که کلمات تازی در زبان ما بسیار وارد شده است ولیکن استخوان‌بندی و هویّت زبان فارسی محفوظ مانده و اکثر کلماتی هم که از عرب گرفته‌اند در معانی آنها تصرّف کرده‌اند و در موارد خاص به کار برده‌اند که هیچ مناسبتی با استعمال عرب ندارد. از این بهتر آنکه چون دولت ایران منقرض شد و خطّ قدیم ایرانی منسوخ گردید و کتابهای قدیم از میان رفت و بساط زبان و ادبیّات فارسی برچیده شد و ایرانیان به حکم آنکه محکوم دولت عرب بودند ناچار به زبان و ادبیّات عرب متوجّه شدند و بیش از دویست سال حال بر این منوال بود همین که فی‌الجمله نسیم آزادی وزید و بوی استقلال به مشام ایرانیان رسید و خواستار تجدید عهد با زبان و ادبیّات ملّی شدند چاره نداشتند جز اینکه از زبان و ادبیات عرب اقتباس کنند پس شیوۀ شاعری و وزن و بحر و قافیه و عروض و صنایع شعر و انواع آن را از عرب فرا گرفتند، امّا فوراً طبع و سلیقۀ اختصاصی خود را به کار بردند. بسا بحرهای شعر عربی را که با ذوقشان موافق نبود ترک کردند و بحرهای دیگر اختراع نمودند.
شیوۀ سخنرانی که مخصوص ایرانیان بود سهل است، انواعی از شعر و منظومه‌هایی ابتکار کردند که هیچ‌گاه میان عرب معمول نبوده. قصیده‌سرایی را از عرب آموختند، امّا مثنوی و رباعی و دوبیتی و غزل نتیجۀ فکر ایرانی است. آیا در سراسر ادبیات عرب یک اثر مانند شاهنامۀ فردوسی یا گرشاسب‌نامۀ اسدی و حدیقة الحقیقۀ سنایی و خمسۀ نظامی و منطق الطیر عطّار و مثنوی مولوی و بوستان سعدی و گلشن راز شیخ شبستری می‌توان یافت؟ مقصودم تحقیر شعر عرب نیست و البتّه آن هم مقام عالی دارد و غرض این است که انواع و اقسام شعر و مضامین و افکار و خیالات شاعرانۀ ایرانیان همه مخصوص خودشان است و از کسی تقلید نکرده‌اند.

[سیاست‌نامۀ ذکاء‌الملک: مقاله‌ها، نامه‌ها و سخنرانی‌های سیاسی محمّدعلی فروغی، به‌کوشش ایرج افشار، هرمز همایون‌پور، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ دوم ۱۴۰۴، ص ۲۴۶-۲۴۸]

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی

@AfsharFoundation

Читать полностью…

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

مادام که اسلام در دست عرب بود هیچ نوع جنبش عقلی که با دیانت مرتبط نباشد در او دیده نشد. همین که در حدود سال ۷۵۰ ایرانیان پیش آمدند و سلسلۀ عباسی را بر بنی‌امیّه غالب ساختند اوضاع به کلّی دیگرگون شد. مرکز اسلام به ناحیۀ دجله و فرات انتقال یافت و آن دیار هنوز پر از آثار یکی از درخشان‌ترین تمدن‌های مشرق‌زمین یعنی تمدن ایرانی ساسانی بود که در زمان خسرو انوشروان به اوج ترقی رسیده بود. در آن کشورها هنر و صنعت از چندین قرن رواج و رونق داشته و انوشروان اشتغال علمی را نیز بر آن افزوده بود. فلسفه که از قسطنطنیه رانده شد به ایران پناه برد و انوشروان امر به ترجمۀ کتاب‌های هندوستان داد. مسیحیان نسطوری که قسمت مهمّ جمعیت آن ناحیه را صورت می‌دادند در علم و فلسفۀ یونان زبردست بودند. پزشکی یکسره در دست آنان بود و خلیفه‌های عیسوی منطقی و ریاضی بودند.
طوفان اسلام مدت یکصد سال این ظهورات زیبای ایرانی را یکسره متوقّف ساخت، اما پیش آمدن عباسیان مانند تجدید رونق عهد اکاسره به نظر رسید. انقلابی که این سلسله را روی کار آورد به وسیلۀ لشکریان ایرانی صورت گرفت که رؤسای ایشان ایرانی بودند. مؤسس آن سلسله ابوالعباس و مخصوصاً منصور ایرانیان را پیرامون خود داشتند و چنان بود که گویی ساسانیان دوباره زنده شده‌اند. مستشاران محرم و مربیان امیرزادگان و وزیران خلیفه برمکیان‌اند که خاندانی از ایرانیان قدیم بودند بسیار بامعرفت و آنها فرهنگ ملّی را نگاه داشته و به کیش پارسیان باقی مانده و تازه اسلام پذیرفته بودند.

ارنست رنان

[آئین سخنوری، محمّدعلی فروغی، به کوشش رامین فُرادی، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۴۰۴، ص ۴۸۵-۴۸۶]

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی

@AfsharFoundation

Читать полностью…

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

انتشارات بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار منتشر کرد:

روزنامۀ خاطرات ناصرالدّین‌شاه قاجار (جلد چهاردهم)


این مجلّد دربردارندۀ خاطرات روزانۀ ناصرالدّین‌شاه از محرّم ۱۳۰۵ تا رجب ۱۳۰۶ است. در این کتاب به شرح مطالب روزمرّه از قبیل وضع آب و هوا، احوالات شخصی شاه، سفر به اطراف شهر تهران، شکار، عزل و نصب‌ و تغییرات حکومتی پرداخته شده است. همچنین شرح مفصّل سفرهای سیاحتی و ییلاقی ناصرالدّین‌شاه به جاجرود، لار، کجور مازندران و خوار ورامین در آن آمده است.

[روزنامۀ خاطرات ناصرالدّین‌شاه قاجار از محرّم ۱۳۰۵ تا رجب ۱۳۰۶ به انضمام سفرنامه‌های لار، کجور، خوار و جاجرود (جلد چهاردهم)، به کوشش مجید عبد‌امین، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار]

علاقه‌مندان می‌توانند از هشتم تا بیست و چهارم تیرماه، این کتاب را با ۳۰٪ تخفیف از دفتر مرکزی بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار تهیه کنند.

تلفن مرکز پخش و فروش: ۲۲۷۱۳۹۳۶-۲۲۷۱۶۸۳۲

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی

@AfsharFoundation

Читать полностью…

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

ایران

کشورِ ایران که زید جاودان
هست مهین‌میهنِ ایرانیان

رشت و قم و ساوه و تهران یکی‌ست
مشهد و تبریز و صفاهان یکی‌ست

ای پسرِ باادبِ هوشیار
از دل و جان خاکِ وطن دوست دار

حبِّ وطن شیوۀ نیکان بود
حبِّ وطن دین بود، ایمان بود

هر که بود صاحبِ ادراکِ پاک
مهر به دل دارد ازین خاکِ پاک

محترم این ملک چو مادر بدار
هم‌وطنِ خویش برادر شمار

چشم ز همراهیِ بیگانه پوش
خویش به آبادیِ این خانه کوش

در رهِ حفظِ وطنِ خویشتن
دل بکن از جان و تنِ خویشتن

تا نبود نامِ بدت یادگار
یار به اغیار مشو زینهار

خواهی اگر عزّت و اقبال و جاه
عزّت و اقبالِ وطن را بخواه

[دیوان اشعار حبیب یغمایی، به کوشش سیّد علی آل‌داود، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۴۰۴، ص ۳۲۴-۳۲۵]

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی

@AfsharFoundation

Читать полностью…

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

درگذشت شارل هانری دو فوشه‌کور، ایران‌شناس برجستۀ فرانسوی و منتخب شانزدهمین جایزۀ ادبی و تاریخی دکتر محمود افشار

شارل هانری دو فوشه‌کور (۱۹۲۵ - ۱۹ ژوئن ۲۰۲۶)، ایران‌شناس، مترجم و استاد نامدار فرانسوی، در صدسالگی درگذشت. او از بزرگترین پژوهشگران غربی معاصر در زمینۀ زبان و ادبیات فارسی است.
دو فوشه‌کور در سمه‌آک (Séméac) فرانسه متولد شد. دهۀ پنجاه میلادی را به آموختن زبان عربی در تونس و الجزایر گذراند و از ۱۹۶۰ به مدت شش سال به تحصیل زبان و ادبیات فارسی در مؤسسۀ ملّی و تمدنهای شرقی پاریس و سپس دانشگاه سوربن و مدرسۀ مطالعات عالی پرداخت و با دفاع از رسالۀ خود، «وصف طبیعت در اشعار غنائی فارسی قرن پنجم»، فارغ‌التحصیل شد.
دو فوشه‌کور در سال ۱۹۶۶ به عضویت گروه مطالعات ایرانی مرکز ملّی تحقیقات علمی (CNRS) درآمد و مأمور تحقیق در نسخه‌های خطی ایران شد. او از سال ۱۹۷۲ تدریس زبان و ادبیات فارسی را در مؤسسۀ ملّی زبانها و تمدنهای شرقی آغاز کرد. همچنین از ۱۹۷۵ به مدت چهار سال مدیریت بخش ایران‌شناسی مؤسسۀ فرانسوی پژوهش در ایران (IFRI) را بر عهده داشت و در همین دوران مجلۀ بین‌المللی Abstraca Iranica را پایه‌گذاری کرد و چندین سال مدیر آن بود. دو فوشه‌کور در سال ۱۹۹۸ به سمت مدیریت واحد مطالعات شرقی و زبان عربی در دانشگاه سوربن برگزیده شد و چند سال مدیر بخش دکتری زبان و تمدن خاور نزدیک در همان دانشگاه بود.
استاد دو فوشه‌کور در طول بیش از هفت دهه فعالیت علمی، سهمی ماندگار در شناساندن فرهنگ و ادب فارسی به جهان فرانسوی‌‌زبان و گسترش مطالعات ایران‌شناسی داشت. شهرت علمی او بیش از همه به سبب پژوهش‌های عمیق دربارۀ ادبیات کهن فارسی، به‌ویژه ترجمه و شرح دیوان حافظ به زبان فرانسوی است. کتاب Moralia که با عنوان اخلاقیات؛ مفاهیم اخلاقی در ادبیات فارسی از سدۀ سوم تا سدۀ هفتم هجری به فارسی ترجمه شده است از مهم‌ترین آثار پژوهشی اوست و از منابع معتبر در شناخت اندیشۀ اخلاقی و عرفانی در ادبیات فارسی به شمار می‌آید.
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار که در خردادماه ۱۳۸۶ شانزدهمین جایزۀ ادبی و تاریخی دکتر محمود افشار را به پاس تحقیقات ارزنده دربارۀ زبان فارسی به شارل هانری دوفوشه کور اهدا کرده است، درگذشت آن استاد ارجمند را به خانوادۀ محترم ایشان، جامعۀ ایران‌شناسی و مردم میهن‌دوست و قدرشناس ایران تسلیت می‌گوید. یاد و نامش گرامی باد.

عکس از گنجینۀ پژوهشی ایرج افشار
استادان شارل هانری دو فوشه‌کور و ایرج افشار

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی

@AfsharFoundation

Читать полностью…

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

‍ بیست و ششمین کتاب از انتشارات موقوفۀ دکتر محمود افشار مجموعه‌ای است از اسناد محرمانۀ وزارت امور خارجۀ انگلیس دربارۀ قرارداد ۱۹۱۹. این اسناد در موقع مبادله محرمانه بود و چند سال پیش از این از سوی وزارت امور خارجۀ انگلیس استفادۀ تاریخی از آنها آزاد اعلام شد و آقای دکتر جواد شیخ‌الاسلامی که به موضوع علاقه‌مند بود از آنها عکسی تهیه کرد و به ترجمۀ آنها پرداخت.
واقف یکی از نخستین کسانی است که دربارۀ قرارداد ۱۹۱۹ و عواقب و مضرات آن مقالات سیاسی به زبانهای فرانسه و انگلیسی منتشر کرد. ترجمۀ متن این مقالات و اصل آنها را به صورت پیوست ترجمۀ فارسی سیاست اروپا در ایران چندی پیش منتشر کرد. در دوره‌های پیشین مجلّۀ آینده هم مقالات و اشارات متعدد دربارۀ آن قرارداد به چاپ رسانیده است.
دکتر محمود افشار موقع عقد قرارداد ۱۹۱۹ در سوئیس (لوزان) بود. مرحوم دکتر مصدق هم که مهاجرت‌وار از ایران خارج شده بود در همان شهر زندگی می‌کرد. علی‌اکبر داور در ژنو در مبارزه با قرارداد بیانیه منتشر می‌کرد.
جمعی از ایرانیان مقیم سوئیس مجمعی به وجود آوردند و سخنرانیهایی دربارۀ مضرّات قرارداد ایراد می‌کردند. مرحوم مهندس احمد مصدق که آن وقت به همرا پدرش در لوزان بود می‌گفت به یاد دارم اغلب غروبها پدرت با چند تن دیگر به هتل انگلستان که پدرم آنجا منزل کرده بود می‌آمدند و موضوع سخنشان انتقاد از قرارداد بود و یکی از شبها از شدّت احساسات ملّی جملگی گریه می‌کردند.
کتاب حاضر جلد دوم مجموعه‌ای است که آقای دکتر شیخ‌الاسلامی از اسناد محرمانه ترجمه کرده‌اند. تبحّر و ممارست مترجم در ترجمۀ این گونه اسناد و مدارک مسلّم است و هرچه از دیدۀ باریک‌بین ایشان می‌گذرد و از زیر دستشان به چاپ داده می‌شود پیراسته و ویراسته است.
انتشار اسناد تاریخ آن هم در زمینه‌ای که مورد علاقۀ خاص واقف بود از کارهای اصلی و اساسی این موقوفه است تا بتوان تاریخ درست و مطابق مصلحت ایران را آرام‌آرام بر اساس مدارک متقن و اسناد معتبر و بی‌خدشه نوشت و صدماتی را که دول پرقدرت زمانه به ایران وارد کرده‌اند نشان داد و این کتاب از زمرۀ منابعی است که برآورندۀ چنان مقاصدی است.

ایرج افشار
دهم مهرماه ۱۳۶۸

[اسناد محرمانۀ وزارت خارجۀ بریتانیا دربارۀ قرارداد ۱۹۱۹ ایران و انگلیس، ترجمۀ دکتر جواد شیخ‌الاسلامی، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ دوم ۱۴۰۴، ج ۲، ص ۱۵-۱۶]

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی و تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی

@AfsharFoundation

Читать полностью…

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

انتشارات بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار منتشر کرد:

ریحانة الکتّاب فی رسایل الاصحاب


ریحانة الکتّاب، مجموعه‌ای از ۵۳ نامه است که محمّد زنگی بخاری (زنده در ۷۱۳ق) به دیگران، ازجمله شیخ حسن بلغاری، نوشته یا دیگران برای او فرستاده‌اند. از آنجا که او یکی از مریدان شیخ حسن بلغاری است، این مجموعه برای بررسی میزان نفوذ و اعتبار طریقتِ خواجگان و شخصِ شیخ حسن بلغاری و مریدانش در میان حکّام، اصناف و مردم شهرهای مختلف اهمیت دارد. بیشتر نامه‌ها با نثری آراسته به صنایع بدیعی و ابزارهای بیانی و با ساختاری کمابیش یکسان نوشته شده است. این متن بر اساس یگانه دستنویس موجود از ریحانة الکتّاب تصحیح شده است.

[ریحانة الکتّاب فی رسایل الاصحاب، محمّد بن محمود زنگی بخاری (زنده در ۷۱۳ق)، تصحیح و تحقیق دکتر امید سروری، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار]

علاقه‌مندان می‌توانند از یکم تا پانزدهم تیرماه، این کتاب را با ۳۰٪ تخفیف از دفتر مرکزی بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار تهیه کنند.

تلفن مرکز پخش و فروش: ۲۲۷۱۳۹۳۶-۲۲۷۱۶۸۳۲

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی

@AfsharFoundation

Читать полностью…

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

انتشارات بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار منتشر کرد:

اسکندرنامه


این کتاب کهن‌ترین اسکندرنامۀ منثور به زبان فارسی است که ظاهراً در قرن‌ ششم به دست عبدالکافی بن ابی‌البرکات به نگارش درآمده است. نویسنده برای ثبت رویدادهای زندگی اسکندر مقدونی، جز اسکندرنامۀ عربی از کتابهای عامه‌پسند عهد خود هم بهره برده است. اهمیت این کتاب که در غرب ایران تدوین شده، گذشته از اشتمال بر افسانه‌های زندگی اسکندر و بازتاب دادن افکار و خرافات عامه، در ویژگیهای سبکی نثر آن و کاربرد لغات و تعبیرات کهن است.

[اسکندرنامه: روایت فارسی کالیستنس دروغین، جمع‌آورنده و تحریرکنندۀ نخستین عبدالکافی بن ابی‌البرکات، به کوشش ایرج افشار، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار]

علاقه‌مندان می‌توانند از سی‌ام خرداد تا دهم تیر، این کتاب را با ۳۰٪ تخفیف از دفتر مرکزی بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار تهیه کنند.

تلفن مرکز پخش و فروش: ۲۲۷۱۳۹۳۶-۲۲۷۱۶۸۳۲

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی

@AfsharFoundation

Читать полностью…

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

بیست و هفتم خردادماه سالروز درگذشت احمد مهدوی دامغانی

چراغ صاعقۀ آن سحاب (شراب) روشن باد
که زد به خرمن ما آتش محبّت او

خدا رحمت کند استاد خانلری را در بحثی زیر عنوان «صاعقۀ سحاب یا صاعقۀ شراب» از نسخۀ دیوان چاپ‌شده (که به احتمال آن مرحوم شاید «چاپ قدسی» بوده) و در آن به جای «سحاب» در این بیت «شراب» ضبط شده بوده است، ذکری به میان می‌آورد و ضمن آن بحث توجیه و تفسیری را که مرحوم ذکاء‌الملک فروغی طاب ثراه در آن باره مرقوم فرموده بوده است به چیزی نمی‌گیرد و می‌نویسد: در این بحث (یعنی سخن مرحوم فروغی) توجه نشده است که شراب با صاعقه و چراغ کمترین تناسبی ندارد.
بندۀ کمترین نمی‌داند که آیا در موقعی که استاد خانلری این نظر را دربارۀ نادرست بودن «شراب» و صحت «سحاب» مرقوم داشته تعبیر کنایۀ «چراغ روشن بودن» را که از کنایات بسیار رایج در محاوره است و گاه به صورت جملۀ دعائیه استعمال می‌شود، تعبیری عامیانه فرض فرموده یا اساساً آن را به خاطر نداشته است. ولی مسلم است که این ابیات خواجه را در نظر نداشته که:

آن روز شوق ساغر می خرمنم بسوخت
کآتش ز عکس عارض ساقی در آن گرفت

بی چراغ جام در خلوت نمی‌یارم نشست
زانکه کنج اهل دل باید که نورانی بود

حافظ چراغ می به ره آفتاب دار
گو برفروز مشعلۀ صبحگاه ازو

البته تشبیه شراب به مطلق نور و فروغ اعم از خورشید و ستاره و آذرخش و چراغ و تشبیه جام پر از باده به شعاع و ستاره و چراغ از تشبیهات بسیار رایج در ادب فارسی و عربی است و شعرای توصیف‌کنندۀ شراب چون رودکی و اعشی و خصوصاً منوچهری و ابونواس در آن باره داد فصاحت و بلاغت را داده‌اند.

«چهل و دو یادداشت دربارۀ ابیات حافظ»، احمد مهدوی دامغانی
در
ناموارۀ دکتر محمود افشار، به‌کوشش ایرج افشار، با همکاری کریم اصفهانیان، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۳۶۸، جلد هشتم، ص ۴۸۰۱-۴۸۰۲.

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی

@AfsharFoundation

Читать полностью…

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

بیست و ششم خردادماه زادروز محمّد مصدق

دکتر مصدق و آسیاب در بهشتی


پدرم و عمویم و عموزادگانش موقعی که وزارت مالیه در سالهای پیش از شهریور ۱۳۲۰ بعضی از دیه‌های خالصۀ اطراف تهران را می‌فروخت، قریۀ مبارک‌آباد بهشتی واقع در جنوب غربی شهرری و نزدیک بدان را خریدند. بعدها به درخواست شرکت ملّی نفت قسمتی از اراضی آنجا را به آن شرکت فروختند که اینک پالایشگاه تهران است. پدرم قسمت باقیمانده از سهم خویش را در سال ۱۳۳۷ و پس از آن وقف بر منظورهایی کرد که در وقفنامه‌های منتشرشده مندرج است.
قریۀ مبارک‌آباد بهشتی از آبادیهای کهنۀ غار و فشاپویه است. مرحوم دکتر مصدق نزدیک به این آبادی دارای باغچه و آسیابی بود که از آب قنات بهشتی مشروب می‌شد. به این ملاحظه همه سال مذاکرات و مکاتباتی دربارۀ محاسبات و لایروبی قنات و مسائل آسیاب میان آن مرحوم و مرحوم پدرم به میان می‌آمد و نامه‌هایی در آن موضوع میانشان رد و بدل می‌شد.
در سال ۱۳۲۵ که پدرم سفر کردن طولانی دور دنیا را آغاز کرد و رسیدگی به کارهای ملکی او با من بود دربارۀ وضع آب آسیاب و مسائل مشترک قنات ناچار از مراجعه و مزاحمت دادن به مرحوم دکتر مصدق بودم. مصدق آن ایام در خانۀ کوچکی در ابتدای خیابان حشمت‌الدوله زندگی می‌کرد که نزدیک به خانۀ ما بود. گاهی گماشتۀ خود را می‌فرستاد و مرا به خانۀ خود می‌خواند و پس از تعارف گز و احوالپرسی از پدرم، کارها و حسابهای مربوط به آسیاب را به میان می‌کشید. رفتار آن مرد مشهور سیاسی با جوانی که تازه بیست‌سالگی را پشت سر می‌گذاشت و هماره با مهربانی و خوش‌خلقی همرا بود طبعاً موجب خضوع و خشوع بی‌حد من نسبت به او می‌شد.
در همان موقع محمدتقی افشار (عموی پدرم) بازرگان مقیم هندوستان، در بمبئی درگذشته بود و خانوادۀ ما در مسجد مجد ختمی اعلام کرده بودند. مصدق به مناسبت آنکه در سفر ۱۲۹۹ خود از اروپا به ایران در بمبئی با آقا محمدتقی آشنا شده بود و هم به ملاحظۀ دوستی درازی که با پدرم داشت اول وقت مجلس آمد و تا پایان نشست و با اجازۀ او بود که ختم برچیده شد. موقع خداحافظی فرمود مرحوم آقا محمدتقی را در سفر بمبئی شناختم و چون پدرتان در تهران نیست خودم را به جای او صاحب عزا می‌دانم.
نخستین نامۀ مصدق به پدرم مورّخ ۲۳ دسامبر ۱۹۱۹ راجع به مسائل حقوقی کنفرانس صلح و علی‌الظاهر قدیم‌ترین نامۀ علمی است از مصدق که تا کنون به دست آمده است.
برای هر دو شادی روان طلب می‌شود.

ایرج افشار

[نامه‌های دوستان، گردآوری دکتر محمود افشار، به کوشش ایرج افشار، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ دوم ۱۴۰۳، ص ۳۵۹-۳۶۰]

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی

@AfsharFoundation

Читать полностью…

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

دیوان منوچهری دامغانی از انتشارات دکتر محمود افشار اثر برگزیدۀ چهل و سومین جشنوارۀ کتاب سال ایران

در مراسم پایانی چهل و سومین جشنوارۀ کتاب سال ایران که در نوزدهم بهمن‌ماه ۱۴۰۴ در تالار وحدت برگزار شد، برگزیدگان این جشنواره معرفی شدند و در گروه ادبیات (متون قدیم)، کتاب دیوان منوچهری دامغانی به تصحیح و تحقیق دکتر راضیه آبادیان که در انتشارات دکتر محمود افشار به چاپ رسیده است، به عنوان اثر برگزیده دست یافت.
متأسفانه به علت محدودیت‌های اینترنتی که از ماه‌های پایانی سال گذشته ایجاد شد، امکان انتشار این مطلب در زمان خود فراهم نشد. بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار کسب این عنوان ارزشمند را به دکتر راضیه آبادیان تبریک می‌گوید و سلامتی و کسب دیگر مدارج بلند علمی را برای ایشان آرزومند است.

دیوان منوچهری دامغانی، تصحیح و تحقیق دکتر راضیه آبادیان، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۴۰۳، ۱۱۱۲ص.

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی

@AfsharFoundation

Читать полностью…

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

نمونه‌ای از «زبان تبریزی» پیش از ترک‌زبان شدن مردم آن

بیتی از دو غزل از هُمام تبریزی:

دهی ڤشروب رانگ چِتو لَو
عقل کری دانگ چِتو لَو
*ژ دل برند ژانگ چِتو لَو
اوخ چِلَوونُر بِمِرون

لبت به شراب رنگ می‌دهد
لبت عقل را حیران می‌کند
لبت از دل زنگار می‌برد
آخ برای لبانت بمیرم!

مرجع:
کتاب فهلویّات، به قلم دکتر پژمان فیروزبخش.

دو غزل همام تبریزی از نسخۀ خطّی محفوظ در کتابخانهٔ مرعشی است با تاریخ کتابت ۷۳۹ هجری.

در بالای غزل نخست نوشته شده:
«و له بزبان تبریزی»
و غزل دوم: «و ایضاً له»

تصویر هر دو غزل از کتاب فهلویّات است با خوانش و ترجمهٔ دکتر فیروزبخش.

امیرعباس خسروی

/channel/Xlinguistics/1982?single

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی

@AfsharFoundation

Читать полностью…

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

از نامۀ روز سیزده نوروز ۱۳۵۴

... اخیراً دوستی پیدا کرده‌ام. کشیش جوانی است از اهالی بلژیک به نام میشل کوی‌پرس که مدّتی از فرانسه هر هفته روزهای پنج‌شنبه صبح به ژنو می‌آمد تا فارسی یاد بگیرد.
معلوم شد دو سال در جذامخانۀ تبریز به پرستاری جذامیهای ایرانی مشغول بوده است و قدری فارسی یاد گرفته است و می‌خواهد این زبان را بهتر یاد بگیرد تا باز به همان جذامخانه برگردد و به قول خودش تا آخر عمر به همان کار ادامه بدهد.
پس از آنکه چند ماه با او کار کردم بورسی برای یک سال از دانشگاه تهران به او دادند و عازم ایران شد و یک سال با توفیق هرچه تمام‌تر در دانشگاه تهران درس خواند، به طوری که اکنون که از ایران برگشته است با من با زبان و خطّ فارسی مکاتبه می‌کند.
حکایت می‌کرد که قبل از مراجعت از ایران مسافرتی هم به افغانستان نموده بوده است و چون مدّتی در ژنو با هم سخنانی از مولانا خواجه عبدالله انصاری از حفظ می‌کردیم، خواسته بوده به سراغ تربت انصاری به هرات مشرّف شود. حکایت می‌کرد که با اتوبوس عمومی که بیست نفری مسافر داشته حرکت کرده بوده است و در اتوبوس پهلوی جوانی افغانی نشسته بوده است و با هم به زبان فارسی صحبت می‌داشته‌اند و آن جوان گفته بوده است که خرّازی‌فروش است و ناگهان از جیبش یک دیوان حافظ در‌می‌آورد و در همان حین حرکت اتوبوس به صدای بلند مشغول خواندن غزلی می‌گردد و چون اهل فضل و کمالی نبوده است گاهی غلط می‌خوانده است و دیگران که همه ساکت شده و گوش می‌داده‌اند به صدای بلند اغلاط او را تصحیح می‌کرده‌اند.
از شنیدن این داستان بی‌نهایت متأثّر شدم و به وجد و نشاط آمدم و این داستان را برای دوست جوان افغانی خودم موسوم به سنا که در برن سالهاست تحصیل می‌کند نوشتم.

[نامه‌های ژنو: از سیّد محمّدعلی جمال‌زاده به ایرج افشار، با همکاری محمّد افشین‌‌وفایی و شهریار شاهین‌‌دژی، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۴۰۴، ص ۵۱۱-۵۱۲]

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی

@AfsharFoundation

Читать полностью…
Subscribe to a channel