afsharfoundation | Unsorted

Telegram-канал afsharfoundation - بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

4967

موقوفات دکتر محمود افشار به منظور تعمیم زبان فارسی و تحکیم وحدت ملی توسط دکتر محمود افشار در سال ۱۳۳۷ بنیاد گرفته است تهران - خيابان ولی‌عصر - سه‌راه زعفرانيه - خيابان شهيد عارف‌نسب - کوی دبیرسیاقی - شماره ۶ 📞 021-2271-6834 🌐 www.MahmoudAfshar.ir

Subscribe to a channel

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

‍ منصب فراش‌باشی در دورۀ قاجار

در منابع تاریخی به میزان قدرت و نفوذ فراش‏باشی در ارکان حکومت و در ساختار تشکیلات قدرت شاهزادگان، حکام، علما و اعیان به ‏طور ضمنی اشاره شده است.... فراش‏باشی حکام و اعیان تنها در برابر سرپرست خود پاسخگو بودند و هر اندازه که حاکم یا سرپرست فراش‏باشی قدرت بیشتری داشت نفوذ و اقتدار فراش‏باشی و تعداد فراش‏های تحت فرمانش بیشتر بود. برخی از فراش‏باشی‏ها بازوی حکام و اعیان در زورگویی و مرعوب ساختن خلق بودند و در جلب، آزار و شکنجه و اخّاذی شهرت داشتند. دزدی‏هاى مختصر شهرى محل درآمد فراش‏باشی‏هاى حکومتى بود که همواره به یکى دو روز حبس و گرفتن جزاى نقدى ختم می‏شد. میزان جزای نقدی به سطح جرم و توانایی مالی متهم بستگی داشت. البته به شاکی پول سیاه هم نمی‏رسید. چه بسا شاکی چیزی هم به فراش‏باشی و فراش‏ها دستی می‏داد تا مجازات بدنى متهم را شدیدتر کنند.
ظل‏السلطان در اواسط سال ۱۲۹۶ق محدودیت‏هایی برای فراش‏ها در نظر گرفت تا آنها نتوانند از مردمِ عادی باج‏خواهی کنند. او به ‏منظور ساماندهی نظام و قواعد سیاسی مقرّر داشت «هیچ فراشی دیگر نمی‏تواند بدون ابلاغیۀ ممهور به مهر دیوانخانه کسی را به دارالحکومه احضار نماید یا به نحوی معترض او شود». این حکم نشان می‏دهد که فراش‏ها مردم را به بهانه‌‏ای به دارالحکومه احضار می‏کردند یا معترض آنها می‏شدند و از آنها باج می‏گرفتند. با این حال، فراش‏ها از فراش‏باشی خود فرمان می‏گرفتند و بی‏نظمی انتظامی حاصل از قدرت‏نمایی آنها در شهر برقرار بود. به همین خاطر، کمتر از سه‏ ماه پس از حکم ظل‏السلطان، نایب‏الحکومه‏اش در اصفهان شغل فراش‏باشی‏گری را «که سابقاً معمول بود» را موقوف نمود.

[فرّاش‌باشی حضرت والا: فراز و فرود زندگی مصطفی‌قلی‌خان نوری خواجوی فرّاش‌باشی ظلّ‌السلطان، دکتر سمیّه بختیاری، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۴۰۴، ص ۱۳۴-۱۳۶]

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی

@AfsharFoundation

Читать полностью…

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

‍ بیست و هشتم مهرماه سالروز درگذشت نذیر احمد، منتخب نخستین جایزۀ ادبی و تاریخی دکتر محمود افشار

او فاضل‌ترین هندوستانی متخصص ادبیات فارسی در میان معاصران خود در هند و دانشمندی سرشناس و متواضعی شاخص بود. در مهر ۱۳۸۷ درگذشت.
نذیر احمد در آغاز کار تحصیلات دانشگاهی را در هندوستان گذرانید، بعد به دانشگاه تهران آمد و زیر دست فروزانفر و همایی و حکمت و نفیسی و بهمنیار به دانشجویی پرداخت و درجۀ دکتری دریافت کرد. در بازگشت به هند در دانشگاه مشهور علیگره به تدریس پرداخت. از معلمانی بود که تنها عمر را بدان کار مصروف نکرد، بلکه تحقیقات را کار اساسی خود دانست و توانست آثار مفیدی از خود بر جای گذارد. تا دو سالی پیش از اینکه پیرانگی او را از پای درآورد مقالات و کتاب‌های او یکی پس از دیگری انتشار می‌یافت.
او نخستین دانشمندی است که جایزۀ ادبی و تاریخی دکتر محمود افشار را دریافت کرد و در مراسم اهدای جایزه شادروان محمد محیط طباطبایی سخنان دلچسبی ایراد فرمود.
از جمله تألیفات او دو جلد مجموعه مقالاتی است که به نام قند پارسی از سوی انتشارات موقوفۀ دکتر محمود افشار طبع شده است. جلد اول مقالاتی است که خود به فارسی نوشته بود، ولی جلد دوم تعدادی از مقاله‌هایی است که او به زبان اردو نوشته و به توسط فاضل عزیز هندی دکتر سید حسن عباس به ترجمه درآمده و این هردو جلد به اهتمام جناب عباس تدوین و چاپ شده است. نذیر احمد متولد سال ۱۹۱۵ بود.

[نادره‌کاران: سوگنامۀ ناموران فرهنگی و ادبی (۱۳۰۴-۱۳۸۹)، ایرج افشار، زیر نظر بهرام، کوشیار و آرش افشار، به کوشش محمود نیکویه، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ سوم ۱۴۰۴، ج ۲، ص ۱۷۶۵-۱۷۶۶]

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی

@AfsharFoundation

Читать полностью…

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

‍ صحّافی

در زبان فارسی کسانی را که به کار تجلید کتاب و هنرهای وابسته و جنبی آن اشتغال داشته‌‌‌اند در قرون مختلف با نامهای ورّاق، مجلَّدگر، مجلِّد، صحّاف، جلدساز شناسانده‌‌‌اند. اصطلاحات مربوط به صحّافی هم گاه تفاوتها کرده است و جز این در میان صحّافان ایران، ماوراءالنّهر و مخصوصاً هندوستان مصطلحات خاص وجود دارد، زیرا در هر یک از این سرزمینها مکتب و شیوۀ خاصی مرسوم بوده و هست.
صحّافی همیشه از پیشه‌‌‌های محترم بود و در دو قرن اخیر معمولاً دکّۀ صحّافان در راستۀ بازاری بود که زرگرها دکان می‌‌‌داشته‌‌‌اند. البتّه در بعضی از شهرهای بزرگ کاغذفروشان و صحّافها دارای بازار خاص خود بوده‌‌‌اند. از جمله رستۀ صحّافان و بازار صحّافان قابل ذکر است. در قرون وسطی بعضی از ورّاقان، کتابشناس و محدّث و دارای اطّلاعات ادبی بوده‌‌‌اند و این گونه کمال و امتیاز در بعضی از صحّافان دوره‌‌‌های اخیر هم دیده شده است. هنوز هم صحّافان «قدیمی‌‌‌ساز» بصیرتی مسلّم در شناخت نسخه‌‌‌های خطّی کمیاب و نفیس دارند.
احترام پیشۀ صحّافی از دورۀ صفوی به بعد به آنجا رسید که لقب و منصب «صحّاف‌‌‌باشی» در دربار و آستانه‌‌‌های مهمّ مذهبی (مانند آستان قدس مشهد) که دارای کتابخانۀ خاص بودند وجود داشت. جز این در دربارهای تیموری و صفوی که دارای کتابخانه می‌‌‌بودند چند مجلّدگر کار می‌‌‌کردند. به طور مثال شیخ‌‌‌زاده و زین‌‌‌الدّین علی دو صحّاف در کتابخانۀ شاه اسمعیل صفوی بودند (طومار خطّی مضبوط در طوپقاپی‌‌‌سرای استانبول).
صحّافیهای قدیم بر دو گونه بود. یکی صحّافی کتابِ تازه‌‌‌نوشته بود و دیگر مرمّت و تجلیدِ کتابی که مندرس شده و بر اثر یکی از عوارض موش‌‌‌خوردگی، آبدیدگی، سوختگی، موریانه‌‌‌زدگی و کرم‌‌‌خوردگی و بالأخره کهنگی آسیب دیده و احتیاج به وصّالی و مرمّت پیدا می‌‌‌کرد. مرمت و وصّالی کتاب اهمّیّت بسیار داشت و چون کتاب خطّی دیریاب و اجرت نوشتن و استنساخ گران بود ناچار کتابهای کهنه را حفظ و مرمت می‌‌‌کردند تا آنجا که بعضی از مردمان خیّر موقوفاتی برای وصّالی کتابهای وقفی بر مساجد و مزارات معیّن می‌‌‌کرده‌‌‌اند. یک مورد تخصیص مبلغ سه هزار دینار از اجارۀ باغی در اردکان یزد برای مصرف وصّالی قرآنهای مسجد سفلیٰ در همان آبادی بوده است (مورّخ ۱۲۱۸ق).

«صحّافی»، ایرج افشار
در
[پژوهشهای ایران‌شناسی: ناموارۀ دکتر محمود افشار (دفتر بیست و سوم)، به کوشش دکتر محمّد افشین‌وفایی و دکتر پژمان فیروزبخش، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۴۰۳، ص ۵۷-۵۹]

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی

@AfsharFoundation

Читать полностью…

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

‍ بیست و پنجم مهرماه سالروز درگذشت ناصح ناطق

ناصح ناطق در مدرسه‌ای درس خواند و با ادب پارسی آشنا شد که اسماعیل امیرخیزی، شاعر و ادیب مشهور رئیس آن مدرسه بود. بسیاری از کسانی که در آن مدرسه درس خواندند از سرایندگان و ادیبان‌اند، مانند: دکتر غلامعلی رعدی آدرخشی، یحیی آرین‌پور، مهندس رضا گنجه‌ای (باباشمل) و دکتر علی‌اصغر حریری ...
ناطق پس از آنکه دروس دبیرستان را در تبریز به پایان برد در امتحانات اعزام محصل به اروپا شرکت کرد و پذیرفته شد و به فرانسه رفت. در آنجا به رشتۀ مهندسی راه علاقه‌مند شد و درجۀ علمی عالی گرفت. چون به ایران بازگشت در وزارت راه به کار پرداخت. سال‌ها مدیر کل راه‌آهن ایران بود و چندی عضو شورای عالی سازمان برنامه. پس از بازنشستگی، کارهای آزاد را پیشه کرد.
ناطق به اعتبار ایرانی بودن آذربایجان و حیثیّت مردم آن و اهمیت زبان فارسی برای آنجا مؤمن بود. از نوشته‌های برجستۀ او رساله‌ای است که در ردّ مطالب و نظریات مرحوم عبدالله مستوفی در کتاب شرح زندگانی من یا «تاریخ اجتماعی و اداری ایران در دورۀ قاجار» نوشت و در مجلۀ راهنمای کتاب چاپ شد و همچنین است رساله‌ای دربارۀ طرز وضع لغات فنی و علمی.
ناطق به زبان فارسی با نگاهی علمی، فرهنگی و ملّی می‌نگریست و بدان اهمیت بسیار می‌نهاد و کوشش‌های باارزشی در این راه کرد. از آن جمله است: همراهی و همکاری با مرحوم دکتر غلامحسین مصاحب و آقایان مهندس صفی اصفیا، احمد آرام، دکتر حسین گل‌گلاب و مصطفی مقرّبی از سال ۱۳۴۰ تا آخرین روز زندگی.
ناطق به تاریخ ایران و گذشته‌های دور آن بسیار می‌اندیشید. کتاب مانی و دین او (تهران ۱۳۵۷) و کتاب ایران از نگاه گوبینو که در همین ایام جزو سلسلۀ انتشارات موقوفات دکتر محمود افشار منتشر خواهد شد، حاصل آن نگرش‌هاست. ایران‌دوستی میراثی بود که از پدر مشروطه‌طلب خود و دیگر آذربایجانیان ایران‌خواه بدو رسیده بود و با کثرت مطالعه در کتاب‌های ایرانی و نوشته‌های اروپایی نقطۀ محوری فکر او شده بود. در کتاب زبان آذربایجان و وحدت ملّی ایران (تهران، ۱۳۶۰) چکیدۀ افکار او را در این زمینه توان دید.

[نادره‌کاران: سوگنامۀ ناموران فرهنگی و ادبی (۱۳۰۴-۱۳۸۹)، ایرج افشار، زیر نظر بهرام، کوشیار و آرش افشار، به کوشش محمود نیکویه، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ دوم ۱۴۰۰، ج ۱، ص ۸۰۱-۸۰۲]

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی

@AfsharFoundation

Читать полностью…

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

‍ بیست و یکم مهرماه سالروز درگذشت غلامحسین مصاحب، ریاضی‌دان و سرپرست دائرة‌المعارف فارسی

مصاحب صاحب شمّ ابتکاری و تازه‌یابی بود. دو موردی را که مناسب است عرض کنم یکی ابداع حروف کج برای خط فارسی است به منظور آنکه در عرض حروف معروف به ایتالیک در خط‌های لاتینی قرار بگیرد و همان نوع استعمال را داشته باشد. این حروف تا حدودی رواج یافته است و در کتب و مجلات کم و بیش استعمال پذیرفته است. دیگری استعمال عدد صفر است به شکل دایره‌ای بسیار کوچک و به شکلی که درونش سیاه نباشد (تقریباً به مانند صفر در عددهای اروپایی) و این استعمال اگرچه تازه‌یاب می‌نماید، بازیابی اوست از آنچه مرسوم قدمای ما بود و در نسخ خطی ریاضی معمولاً عدد صفر به همین اسلوب دیده شده است و طبیعی است که اگر صفر و نقطه به یک شکل باشد موجب خطا و اشتباه خواهد بود. مرجح آن است که وجه تمایزی میان آن دو گذاشته شود. مصاحب خود در صفحۀ ۱۳ مدخل دائرةالمعارف تفصیلی در این باب دارد.
مصاحب در زمینۀ لغت و پهنۀ بسیار وسیع آن آزمایش‌ها کرد و مخصوصاً در مورد وضع لغات جدید در قبال لغت‌ها و اصطلاح‌های خارجی که به مناسبت احتیاج و ضرورت ناچار از وارد کردن آن‌ها هستیم رویه‌ای و اسلوبی داشت که بر روش و ترتیب فرهنگستان‌ها امتیاز داشت و علی‌الاصول دارای زنندگی و ناچسبی نبود. سال‌ها بود که با جمعی از دوستان خود هفته‌ای یک روز می‌نشست و به بحث و فحص در لغات از آن دست می‌پرداختند. احمد آرام و صفی اصفیا و حسین گل‌گلاب و مصطفی مقرّبی و ناصح ناطق از آن زمره‌اند. یک جزوه از حاصل کارشان فرهنگ اصطلاحات جغرافیایی است که در سال ۱۳۳۸ به چاپ رسید. مقدمۀ آن کتاب گویای روشی روشن است که مصاحب بدان پایبندی داشت.

[نادره‌کاران: سوگنامۀ ناموران فرهنگی و ادبی (۱۳۰۴-۱۳۸۹)، ایرج افشار، زیر نظر بهرام، کوشیار و آرش افشار، به کوشش محمود نیکویه، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ سوم ۱۴۰۳، ج ۱، ص ۵۷۶-۵۷۷]

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی

@AfsharFoundation

Читать полностью…

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

‍ بیستم مهرماه روز بزرگداشت حافظ

حافظ ایران و زبان فارسی


ایرج افشار

حافظ خود را «حافظ شیراز» خوانده است، اما او یکی از نگاهبانان معنوی ایران و «ایرانیت»، یعنی حافظ ایران در هفت قرن اخیر بود و هست و خواهد بود؛ چه، تا نظم دلکش و بضاعت سخن درفشان او در قلمرو زبان فارسی نقاب از رخ اندیشه می‌کشد و شعر تر و شیرین او تعویذ بخت ایرانیان است ایران و زبان فارسی ماندنی است. از همین روست که کسی را یارای هماوردی با نیروی جادویی و طبیبانۀ این صدرنشین غزل نبوده است.
امسال یونسکو ـ انجمن داعیه‌دار فرهنگبانی جهانی ـ باعث و محرّک آن شده است که دولتهای علاقه‌مند مدنیّت‌شناس، گرانمایگی حافظ را به ملّتهای خود بشناسانند و به یاد آن نادرۀ زبان فارسی مراسمی داشته باشند، و طبعاً به تناوب چنین خواهند کرد. پس کتابها و مقاله‌ها نوشته و چاپ می‌شود و سخنرانیها و خطبه‌ها گفته و پخش خواهد شد. گروهی پژوهشهای دلپسند و پرمایه منتشر خواهند کرد و دسته‌ای نوشته‌های پیشینۀ خود را با آرایشی نوین بار دیگر به حافظ‌دوستان ارمغان می‌کنند.
اما بهترین شناسانندۀ حافظ شیرین‌سخن خوش‌لهجه که در سخن گفتن دری از چشمۀ حکمت جامها به کف آورده بود همانا غزلهای بازمانده از اوست که از شمار پانصد درنمی‌گذرد. تردید نباید کرد که شاخص اصلی مقام بلند، فرهنگی و پایگاه والا و لطف سخن خداداد او همه‌جا شعر عنبرافشان اوست.
اگر هم چیزی دربارۀ او نگویند و ننویسند ـ نگوییم و ننویسیم‌ ـ ثبت است بر جریدۀ عالم دوام «او». این ماییم و آیندگان که از گفتۀ شکرفشان او شفا می‌جوییم و تردید نباید کرد: «کز بهر جرعه‌ای همه محتاج این دریم».
نه مگر، در این سالها «سفینۀ حافظ» بارها و بارها، به رنگها و نگارها چاپ شد و هرکس که دلش از پرده شده بود به قول و غزل او نوایی ساز کرد و آن «مقام» را پناهی معنوی و روحانی دانست.
امید آنکه ما ایرانیان با فرهنگ و زبان و ادبیات خود چنان رفتار کنیم که شایستۀ داشتن و نازیدن به حافظ و اقران او باشیم و آنها را چنانکه می‌اندیشیده‌اند بشناسانیم. بتوانیم در احترام گذاردن به آزادگی و مقامی که حافظ می‌پسندید با او هم‌آواز باشیم و از او پیروی کنیم که زبان حالش این بود:

من این مقام به دنیا و آخرت ندهم
اگرچه در پی‌ام افتند خلق انجمنی

آینده، سال چهاردم، شهریور ـ آبان ۱۳۶۷، شمارۀ ۶ تا ۸، ص ۲۲۹-۲۳۱.

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی

@AfsharFoundation

Читать полностью…

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

‍ مراسم یادبود دکتر جلال خالقی مطلق در کانون زبان پارسی برگزار شد.

مراسم یادبود دکتر جلال خالقی مطلق، شاهنامه‌شناس نامدار و عضو پیشین هیئت گزینش کتاب و جایزۀ بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار، پنج‌شنبه شانزدهم مهرماه ۱۴۰۵ در کانون زبان پارسی برگزار شد.
دکتر سید مصطفی محقق داماد، رئیس شورای تولیت بنیاد، نخستین سخنران این مراسم بودند. ایشان در بخش نخست سخنان خود به تبیین مفهوم حکمت در شاهنامه پرداختند و با اشاره به بیت آغازین این کتاب، یادآور شدند که فردوسی همچون حکمای اسلامی بر ناتوانی انسان از درک ذات نامحدود خداوند تأکید دارد. به گفتۀ ایشان، شعر حافظ و سعدی بیشتر بیانگر حکمت عملی است، حال آنکه شعر فردوسی هم حکمت عملی و هم حکمت نظری را در بر می‌گیرد.
دکتر محقق داماد سپس به سه وجه ارتباط دکتر خالقی مطلق با بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار اشاره کرد: عضویت در هیئت گزینش کتاب، عضویت در هیئت انتخاب برگزیدگان جایزۀ ادبی و تاریخی دکتر محمود افشار و انتشار شماری از آثار دکتر خالقی در انتشارات این موقوفه.
دکتر ژاله آموزگار، عضو شورای تولیت و هیئت گزینش کتاب و جایزۀ بنیاد، سخنران دوم این نشست بودند. ایشان با اشاره به هم‌زمانی مراسم با زادروز زنده‌یاد ایرج افشار، از خدمات فرهنگی و ایران‌دوستی او یاد کردند و سپس به ویژگیهای اخلاقی دکتر خالقی مطلق پرداختند.
دکتر آموزگار با تأکید بر عشق عمیق خالقی مطلق به ایران، یادآور شد که او خود را وامدار فرهنگ این سرزمین می‌دانست و برای ادای دین خود، سالهای عمر و توان خویش را صرف پژوهش کرد. تصحیح علمی و روشمند شش دفتر شاهنامه و سه جلد تعلیقات آن، بخشی از کوششهای سترگ این استاد بود. خالقی مطلق در کنار دانش گسترده و پشتکار کم‌نظیر، انسانی فروتن، مهربان، خوش‌رو و جوان‌پرور بود؛ به پژوهشگران جوان میدان می‌داد و بی‌چشمداشت به آنان یاری می‌رساند. او با وجود برخورداری از اعتبار علمی و شهرت فرهنگی، زندگی ساده‌ای داشت و همواره به ایرانی بودن خود افتخار می‌کرد.
دکتر آموزگار در پایان، با اشاره به شعری از سهراب سپهری، دکتر خالقی مطلق را از کسانی دانست که نبودشان جهان را دچار نقصان می‌کند و ابراز تأسف کرد که سجایای اخلاقی بزرگان گذشته در روزگار ما رو به فراموشی است.
دکتر احمدرضا قائم‌مقامی، پژوهشگر، نویسنده و استاد فرهنگ و زبانهای باستانی دانشگاه تهران، دیگر سخنران این مراسم بودند. ایشان به بررسی شماری از مقالات دکتر خالقی مطلق پرداختند که در دو مجموعۀ سخنهای دیرینه و گل‌رنجهای کهن در انتشارات بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار منتشر شده‌ است.
دکتر قائم‌مقامی تأکید کردند که آثار خالقی مطلق ابعاد گسترده‌ای از تاریخ، فرهنگ و ادب ایران را در بر می‌گیرد و شایستۀ بررسیهای تخصصی و جامع است. به گفتۀ دکتر قائم مقامی، مقالاتی چون «اهمیت شاهنامۀ فردوسی» و «ایران‌گرایی در شاهنامه» نقش این اثر را در شناخت تاریخ، اساطیر، آداب و رسوم و اخلاق ایرانی روشن می‌کند و آن را کتابی نشان می‌دهد که در آن این دعوی بزرگ است که ایران دل عالم است و هرچه هست به گرد ایران می‌گردد.
دکتر قائم‌مقامی همچنین از مقالاتی چون «ایران در گذشت روزگاران»، «بار و آیین آن در ایران» و «رسم خط شاهنامه» یاد کرد و آنها را نمونه‌هایی از گستردگی دانش، دقت نظر و روش پژوهشی خالقی مطلق دانست؛ هرچند به گفتۀ او، این تحقیقات در برابر تصحیح سترگ شاهنامه رنگ می‌بازد.
در ادامۀ مراسم، پیام تصویری دکتر محمود امیدسالار، عضو هیئت گزینش کتاب و جایزۀ بنیاد، پخش شد. ایشان با اشاره به پژوهشهای دکتر خالقی مطلق دربارۀ تاریخ و فرهنگ ایران، به‌ویژه ایران‌دوستی و هویت ایرانی، دیدگاه او را دربارۀ پیشینۀ دیرین آگاهی ملی در ایران تشریح کرد.
دکتر امیدسالار یادآور شد که خالقی مطلق با استناد به متون کهن، این دیدگاه را نقد می‌کرد که مفاهیم ملت و ملی‌گرایی صرفاً پدیده‌هایی متعلق به دوران جدیدند. وی همچنین به شواهد تاریخی، از جمله کتیبۀ تابوت خرداد پسر هرمزدآفرید، مسیحی ایرانیِ درگذشته در روم در قرن سوم هجری، اشاره کرد که در آن از زادگاه خود در ایرانشهر یاد کرده است. این شواهد گویای قدمت آگاهی به هویت ملّی نزد ایرانیان بوده است.
بخش دیگری از مراسم به شاهنامه‌خوانی و نقّالی آقای امیر صادقی اختصاص داشت. همچنین مستند «تا خداینامه»، روایتی از زندگی استاد جلال خالقی مطلق در کانون زبان پارسی به نمایش درآمد.
در پایان، حاضران از نمایشگاه هنر تهذیب و گل و مرغ در نگارخانۀ افشار و کتابفروشی موقوفات افشار بازدید کردند.

متن کامل خبر:
https://mahmoudafshar.ir/مراسم-یادبود-دکتر-جلال-خالقی-مطلق-در-کا/

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملی و تمامیت ارضی

@AfsharFoundation

Читать полностью…

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

گزارش تصویری مراسم یادبود دکتر جلال خالقی مطلق (۲)

پنج‌شنبه،‌ ۱۶ مهر ۱۴۰۵

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی

@AfsharFoundation

Читать полностью…

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

پیام تصویری دکتر محمود امیدسالار، عضو هیئت گزینش کتاب و جایزۀ بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار، به مناسبت مجلس یادبود دکتر جلال خالقی مطلق

پنج‌شنبه، ۱۶ مهر ۱۴۰۵
کانون زبان پارسی، بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی

@AfsharFoundation

Читать полностью…

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

مراسم یادبود دکتر جلال خالقی مطلق
به پاس سال‌ها همکاری با بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

با سخنرانی:
سید مصطفی محقق داماد
ژاله آموزگار
سید احمدرضا قائم‌مقامی


همراه با پیام تصویری:
محمود امیدسالار

شاهنامه‌خوانی:
امیر صادقی

و با نمایش فیلم «تا خداینامه» مستندی از زندگی استاد جلال خالقی مطلق (به کارگردانی محمدعلی میرزایی)

دبیر جلسه:
شهریار شاهین‌دژی

پنجشنبه، ۱۶ مهر ۱۴۰۵
ساعت ۱۶
کانون زبان پارسی
، واقع در باغ موقوفات دکتر محمود افشار

نشانی: خیابان ولی‌عصر، سه‌راه زعفرانیه، خیابان عارف‌نسب، شمارۀ ۱۲

ورود برای عموم آزاد است.

این مراسم به ‌طور زنده از صفحۀ اینستاگرام بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار پخش خواهد شد.
http://instagram.com/afsharfoundation

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی

@AfsharFoundation

Читать полностью…

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

پس از آن به مهرداد پهلبد، وزیر فرهنگ و هنر «نه» گفتم. در اواخر دوران پهلوی (۱۳۵۶) بی آنکه قبلاً پرسشی از من شده باشد حکمی برایم فرستاد که به عضویت [...] نصب می‌شوید. این کمیسیون را پس از آن تشکیل داده بود که دو سمینار دربارۀ موضوع سانسور برگزار شده بود. چون با این ترتیب قصد بر آن بود پوششی بر عملشان بکشند فوراً به ایشان نامه‌ای نوشتم و به علت گرفتاریهای متعدّد عذر خواستم که قبول عضویت در آن [...] برایم مقدور نیست.
پس از آن به خودم «نه» گفتم. موقعی که می‌بایست نهمین کنگرۀ تحقیقات ایرانی روز هجدهم شهریور ۵۷ در رضائیه برگزار شود.
پس از آن به دکتر عبدالله شیبانی «نه» گفتم. موقعی که می‌بایست نمایشگاه صحّافی سنّتی روز اوّل مهر ۱۳۵۷ در کتابخانۀ مرکزی دانشگاه تهران برگزار شود و شاه و شهبانو از آن دیدن کنند.
پس از آن به دکتر حسین نصر «نه» گفتم. در پاریس بودم (۱۳۵۷) و قصد رفتن به امریکا داشتم. از تهران به من تلفن کرد و گفت چون کارمندان کتابخانۀ پهلوی اعتصاب کرده‌‌اند ضرورت دارد که فوری به طهران بیایی و تصدّی امور آنجا را به عهده بگیری. به تصویب رسیده است. گفتم من در راه رفتن امریکا هستم و باید یک فرزند خود را که در سویس است برای ادامۀ تحصیل به امریکا ببرم و امکان ندارد که در این ایّام بتوانم بازگردم. ایشان مُصر بود والله بالله که باید بیایی. گفتم بگذارید فکر کنم و جوابم را پس از یک روز بگویم. فردایش این تلگراف را مخابره کردم: [...].
پس از آن به دکتر احسان یارشاطر «نه» گفتم. می‌خواست که عضویت شورای وقفی ایرانیکا را بپذیرم.
پس از آن به خانم افخمی «نه» گفتم. ایشان در ۱۳۷۱ چون شنیده بود در لوس‌انجلسم، با تلفن درخواست مصاحبه برای سلسلۀ تاریخ شفاهی بنیاد مطالعات ایران داشتند.
پس از آن به هرمز حکمت «نه» گفتم. ایشان مدیر مجلّۀ ایران‌نامه از انتشارات بنیاد مطالعات ایران بود. در ۱۳۷۳ پیشنهاد کرد که در هیئت مشاور مجلّه عضو باشم.
پس از آن به انجمن آثار و مفاخر فرهنگی «نه» گفتم. قصدشان بر آن بود که مجلس بزرگداشت برایم بگیرند.
پس از آن به سیّد کاظم بجنوردی «نه» گفتم. ایشان در سمت ریاست کتابخانۀ ملّی مرا به مراسم «چهره‌های ماندگار» معرفی کرده بود. نامه نوشت و خبرم کرد. بی هیچ وسوسه و دغدغه‌ای نامه‌ای نوشتم و عذر خواستم.

این دفتر بی‌معنی: یادگارنمای فرهنگی از ایرج افشار، به کوشش بهرام، کوشیار و آرش افشار، تهران، انتشارات سخن، ۱۴۰۲، ص ۴۰۶-۴۰۸.

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی

@AfsharFoundation

Читать полностью…

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

شانزدهم مهرماه زادروز ایرج افشار

نه گفتن‌ها


شدم دوش بر دوش بدگوهران
وزان دامن من پلیدی گرفت
(صورتگر)

تقی‌زاده در مقدّمه‌ای که بر کتاب آزادی و حیثیّت انسانی جمالزاده نوشت این سخن بلند را آورده است:
«به عقیدۀ قاصر من آزادی به معنی حقیقی آن، بی وجود شهامت افراد و مردانگی و مردی و استقلال فکر و سرافرازی و شجاعت اخلاقی و استقامت و استواری و مقاومت در مقابل ارباب قدرت و جرئت و صراحت که این‌همه را می‌توان در یک کلمۀ خودمانی «صفت» و لفظ فرنگی «کاراکتر» خلاصه کرد وجود پیدا نمی‌کند و آن همان است که شانفور با اسناد به اسپارتی‌ها گفته که شخص بتواند «نه» بگوید و اهل تسلیم و زبونی و باز به قول خودمان «بی‌صفت» نباشد. بدبختانه در مملکت ما حتّی سران قوم از این خصلت لازمۀ آزادی که به حقیقت حیثیّت انسانی است کم‌بهره بوده‌اند.»
در زندگی هرکس موارد بسیاری پیش آمده است که «نه» گفته است. کودکان نه گفتن را به زودی فرا می‌گیرند و آسان به کار می‌برند. وقتی میل به غذا ندارد هرچه مادرش بخواهد به او تحمیل کند و بخوراند با گفتن نه و گرداندن دهان به سوی دیگر از خوردن خودداری می‌کند.

@AfsharFoundation

Читать полностью…

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

مجلس یادبود دکتر جلال خالقی مطلق
به پاس سال‌ها همکاری با بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

با سخنرانی:
سید مصطفی محقق داماد
ژاله آموزگار
سید احمدرضا قائم‌مقامی


همراه با پیام تصویری:
محمود امیدسالار

شاهنامه‌خوانی:
امیر صادقی

و با نمایش فیلم «تا خداینامه» مستندی از زندگی استاد جلال خالقی مطلق (به کارگردانی محمدعلی میرزایی- نمایش برای نخستین بار در ایران)

دبیر جلسه:
شهریار شاهین‌دژی

پنجشنبه، ۱۶ مهر ۱۴۰۵
ساعت ۱۶
کانون زبان پارسی
، واقع در باغ موقوفات دکتر محمود افشار

نشانی: خیابان ولی‌عصر، سه‌راه زعفرانیه، خیابان عارف‌نسب، شمارۀ ۱۲

ورود برای عموم آزاد است.

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی

@AfsharFoundation

Читать полностью…

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

انتشارات بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار منتشر کرد:

کرد و پیوستگی نژادی و تاریخی او


این کتاب که با گذشت نزدیک به یک قرن از زمان تألیف آن، امروزه بیشتر به لحاظ جایگاه فرهنگی‌اش حائز اهمیت است حاصل تلاش نویسندۀ کرد آن برای نشان دادن پیوستگی تاریخی و نژادی قوم کرد به پیکرۀ بزرگ ایران است. او تاریخ حقیقی و رسالت قوم کرد را در چهارچوب نقشی که این قوم در استحکام دولت و تمامیت ارضی ایران داشته تعریف کرده است. در بخش نخست کتاب از کردستان قدیم سخن رفته و در بخش دوم به بررسی لفظ کرد، نژاد و دیانت و باورها و زبان کردها در زمان پیش و پس از اسلام پرداخته شده است.

[کرد و پیوستگی نژادی و تاریخی او، غلامرضا رشید یاسمی، با گفتارهایی از گارنیک آساطوریان و کاوه بیات، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۴۰۵]

علاقه‌مندان می‌توانند از دوازدهم تا بیست و دوم مهرماه، این کتاب را با ۳۰٪ تخفیف از دفتر مرکزی بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار تهیه کنند.

تلفن مرکز پخش و فروش: ۲۲۷۱۳۹۳۶-۲۲۷۱۶۸۳۲

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی

@AfsharFoundation

Читать полностью…

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

‍ یازدهم مهرماه سالروز درگذشت یحیی ماهیار نوابی

ماهیار برای پژوهش‌های خود از عهد جوانی در پی گردآوری منابع و کتب اروپایی و انتشارات خاص پارسیان هند بود. به‌تدریج کتابخانۀ خوبی از آن‌گونه آثار فراهم ساخت. آن مجموعه را فرهنگستان زبان خریداری کرد و اینک به‌طور مستقل در آنجا محفوظ است. اما کتاب‌های خطی و اسناد او پس از وفاتش برای کتابخانۀ مرکزی دانشگاه تهران خریداری شد.
ماهیار از موقعی که مؤسسۀ آسیایی در دانشگاه شیراز به همت آرتور اپهام پوپ تشکیل شد همکاری با آن دستگاه را آغاز کرد. از کارهای برجسته و ماندگاری که انجام داد نشر پنجاه و چند جلد از متون اوستایی و زند و پازند و پهلوی بود که قبلاً اینجا و آنجا به چاپ رسیده و بسیار دیریاب شده بود. به همت او همۀ آنها دستیاب شد.
از کارهای ارزشمند کم‌همتای او جمع‌آوری سه مجلّد مقاله‌های سر هارولد بیلی (ایران‌شناس نامور انگلیسی) است که متأسفانه فقط دو جلد آن را توانست به چاپ برساند (آن قدر که بنده می‌دانم) جلد سوم بی‌سرانجام مانده است.
او از خاندان‌های نواب‌های شیرازی بود و تا آنجا که از خودش شنیده‌ام با طایفۀ قشقایی هم نسبتی داشت. شیرازی بود و اهل ذوق و شعردوست. گاهی هم شعری می‌سرود که یک‌سره آمیخته به خرد و فرهنگ ایرانی بود. نمونۀ اشعارش که در مجلۀ آینده چاپ شده است آقای دکتر طاووسی در پایان مجموعۀ مقالاتش نقل کرده است. دیوان همای شیرازی هم به اهتمام ماهیار به چاپ رسیده است.
ماهیار از ایران‌شناسان و ایران‌دوستان و ایران‌خواهان راستین و بی‌غلّ‌وغش بود.

[نادره‌کاران: سوگنامۀ ناموران فرهنگی و ادبی (۱۳۰۴-۱۳۸۹)، ایرج افشار، زیر نظر بهرام، کوشیار و آرش افشار، به کوشش محمود نیکویه، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ سوم ۱۴۰۴، ج ۲، ص ۱۳۶۲-۱۳۶۳]

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی و تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی

@AfsharFoundation

Читать полностью…

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

دلا بکوش که باقیّ عمر دریابی
که عمرِ باقی ازین عمرِ بر گذر یابی

ز سوزِ سینه طلب آبِ روی، ار طلبی
که همچو شمع ازان سوز، تاجِ سر یابی

ز سر برون کن این حشوهای توبرتو
گذر ز چنبرِ گردون همی مگر یابی

به آبِ علم بپرور درختِ ایمان را
نگاه کن که ازان چند بار و بر یابی

به باغِ امر خرام از مضیقِ عالمِ خلق
که هرچه آرزوی توست ماحضر یابی

حقیقت همه‌چیزی چنانکه هست بدان
که تا مقامِ خود از جمله بر زبر یابی ...

ز غایتِ طلبِ توست نازِ دنییِ دون
چو کم طلب کنی آن‌گاه بیشتر یابی ...

به‌هرزه بانگ چه داری چو دردمند نه‌ای؟
تو درد جوی که درمانش بر اثر یابی

کمال‌الدین اسماعیل

[سفینۀ بولونیا، به کوشش ایرج افشار، محمّد افشین‌وفایی و شهریار شاهین‌دژی، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۴۰۴، ص ۱۷۵-۱۷۶]

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی

@AfsharFoundation

Читать полностью…

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

‍ انتشارات بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار منتشر کرد:

روزنامۀ خاطرات ناصرالدّین‌شاه قاجار (جلد شانزدهم)


این مجلّد به ادامۀ سفر سوم ناصرالدّین‌شاه به فرنگستان می‌پردازد. در جلد قبل، شاه از انگلستان خارج شد و سفرش را به سمت فرانسه ادامه داد. در این جلد، سفر سوم فرنگ با ورود به فرانسه (ذوالحجّۀ ۱۳۰۶) پی گرفته می‌شود و شاه در ادامه با بازدید از چند کشور دیگر اروپایی و پایان یافتن سفر، از راه روسیه و قفقاز به ایران بازمی‌گردد (محرّم ۱۳۰۷). سپس تا صفر ۱۳۰۸ به روال سابق، به شرح وقایع روزانه، سفرهای کوتاه‌مدت، شکار و تفرّج و عزل و نصب‌ها و اتفاقات روزمره می‌پردازد.

[روزنامۀ خاطرات ناصرالدّین‌شاه قاجار از ذوالحجّۀ ۱۳۰۶ تا صفر ۱۳۰۸ به انضمام سفر سوم فرنگستان (بخش دوم) و سفرنامه‌های لار و شهرستانک (جلد شانزدهم)، به کوشش مجید عبدامین، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار]

علاقه‌مندان می‌توانند از بیست و هفتم مهر تا ششم آبان، این کتاب را با ۳۰٪ تخفیف از دفتر مرکزی بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار تهیه کنند.

تلفن مرکز پخش و فروش: ۲۲۷۱۳۹۳۶-۲۲۷۱۶۸۳۲

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی

@AfsharFoundation

Читать полностью…

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

انتشارات بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار منتشر کرد:

هَلتَمتی: ایلام باستان
(جلد اوّل: تاریخ‌نگاری)


فلات ایران شاهد ظهور یکی از اولین تمدنهای بشری در کوهپایه‌های زاگرس و دشت خوزستان است که ریشۀ فرهنگِ کهنِ این سرزمین را تشکیل داده، ولی کمتر مورد توجه علم تاریخ بوده است. ایلامیان که خود سرزمینشان را هَلتَمتی می‌نامیدند تا یک قرن پیش در ایران تقریباً ناشناخته بودند. با توجه به سهم عظیمی که تمدن ایلام در شکل‌گیری هویت فرهنگی مردم ایران دارد، در کتاب حاضر کوشش شده اطلاعات موجود دربارۀ تاریخ سیاسی این قوم و نظرات مختلف دربارۀ آن بررسی شود.

[هَلتَمتی: ایلام باستان (جلد اوّل: تاریخ‌نگاری)، دکتر بهزاد مفیدی نصرآبادی، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار]

علاقه‌مندان می‌توانند از بیست و پنجم مهر تا ششم آبان، این کتاب را با ۳۰٪ تخفیف از دفتر مرکزی بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار تهیه کنند.

تلفن مرکز پخش و فروش: ۲۲۷۱۳۹۳۶-۲۲۷۱۶۸۳۲

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی

@AfsharFoundation

Читать полностью…

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

‍ عصر صفوی هرچند که بنا بر خصلتهای خود چون یکپارچگی ارضی ایران تحت لوای حاکمیت دودمان صفوی و رواج مذهب تشیّع و نیز توسعۀ گروه‌ها و طبقات اجتماعی شاهد رونق نگارش تواریخ عمومی، متون دینی و تذکره‌های ادبی و هنری بود لیکن از حیث خلق آثار مکتوب در موضوع جغرافیا و مسالک و ممالک از ادوار کم‌فروغ تاریخ ایران است. در این دوره توجّه به دانش مزبور اگر هم صورت پذیرفته عمدةً در قالب تذکره‌های ادبی چون تذکرۀ هفت اقلیم امین احمد رازی و خلاصة الاشعار و زبدة الافکار تقی‌الدین کاشانی است که در خلال آنها به احوال و آثار شعرا به تفکیک تعلّق ایشان به ایالات و ولایات ایران پرداخته شده است و احیاناً شرحی از ولایات مزبور به دست داده شده است و یا آنکه همچون میرزا محمّدصادق مینا خاتمۀ دانشنامۀ خود موسوم به شاهد صادق را به شکل معجمی مختصر از اسامی جغرافیایی و شرح آنها اختصاص داده‌اند.
بنابراین کتاب حاضر موسوم به مختصر مفید تألیف محمّد مفید مستوفی بافقی (زنده در ۱۰۹۱ق) تنها کتاب مستقل در موضوع جغرافیاست که از این روزگار می‌شناسیم. مضافاً اینکه به ظاهر این آخرین کتابی است که تا پیش از تألیف مرآت البلدان ناصری به منظور جغرافیای عمومی ممالک ایران به نگارش درآمده است.

ایرج افشار

[مختصر مفید: جغرافیای ایران‌زمین در عصر صفوی، محمد مفید مستوفی بافقی، به کوشش ایرج افشار، با همکاری محمدرضا ابوئی مهریزی، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ سوم، ۱۴۰۴، مقدمه، ص آ]

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی

@AfsharFoundation

Читать полностью…

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

‍ انتشارات بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار منتشر کرد:

بیست مقاله در تاریخ زبان فارسی


موضوع مقالات این کتاب تحوّل زبان فارسی در دورۀ اسلامی یا در دورۀ گذار از فارسی میانه به فارسی در دورۀ اسلامی است. مقالات از نظر موضوع به چهار بخش مسائل آوایی، دستوری، لغوی و متن‌شناسی تقسیم شده است. در بخش مسائل آوایی که شامل هشت مقاله است از تحوّلات آوایی روی‌داده در دورۀ مذکور و نیز از صامت «ق» عربی و تغییراتی که در زبان فارسی پیدا کرده و همچنین از صامت «ث» در زبان‌های مرتبط با زبان فارسی، یعنی پهلوی، فارسی باستان، اوستایی، سغدی و عربی بحث شده است. در بخش مسائل دستوری از اشتقاق صفت فاعلی از بن ماضی، برخی نشانه‌های نادر جمع در زبان فارسی و چند مسئلۀ دیگر گفتگو به میان آمده و در بخش سوم از پاره‌ای تغییرات ناشناختهٔ کلمات عربی در فارسی و تلفّظ برخی کلمات شاهنامه سخن رفته و در بخش متن‌شناسی ویژگی‌های زبانی چهار متن فارسی بررسی شده است.

[بیست مقاله در تاریخ زبان فارسی، دکتر علی‌اشرف صادقی، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۴۰۵]

علاقه‌مندان می‌توانند از بیست و یکم مهر تا چهارم آبان، این کتاب را با ۳۰٪ تخفیف از دفتر مرکزی بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار تهیه کنند.

تلفن مرکز پخش و فروش: ۲۲۷۱۳۹۳۶-۲۲۷۱۶۸۳۲

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی

@AfsharFoundation

Читать полностью…

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

‍ نوزدهم مهرماه زادروز دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی، عضو شورای تولیت و هیئت گزینش کتاب و جایزۀ بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

ای شعر پارسی

ای شعرِ پارسی! که بدین روزت اوفکند؟
کاندر تو کس نظر نکند جز به ریشخند

ای خفته خوار بر ورقِ روزنامه‌ها
زار و زبون، ذلیل و زمین‌گیر و مستمند

نه شور و حال و عاطفه، نه جادویِ کلام
نی رمزی از زمانه و نی پاره‌ای ز پند

نه رقص واژه‌ها نه سماع خوشِ حروف
نه پیچ و تابِ معنی، بر لفظِ چون سمند

یارب کجا شد آن فر و فرمانروایی‌ات
از نافِ نیل تا لبۀ رودِ هیرمند

یارب چه بود آنکه دلِ شرق می‌تپید
با هر سرودِ دلکشت از دجله تا زرند

فردوسی‌ات به صخرۀ سُتوار واژه‌ها
معمارِ باستانیِ آن کاخِ سربلند

ملّاح چین سرودۀ سعدی ترانه داشت
آواز برکشیده بر آن نیلگون‌پرند

روزی که پایکوبان رومی فکنده بود
صیدِ ستارگان را در کهکشان کمند

از شوقِ هر سرودۀ حافظ به مُلکِ فارس
نبض زمانه می‌زد، از روم تا خجند

فرسنگ‌های فاصله از مصر تا به چین
کوته شدی به معجزِ یک مصرعِ بلند

اکنون میانِ شاعر و فرزند و همسرش
پیوند برقرار نیاری به چون و چند

زیبد کزین ترقّیِ معکوس در زمان
از بهرِ چشم‌زخم بر آتش نهی سپند

کاین‌گونه ناتوان شدی اندر لباس نثر
بی‌قرب‌تر ز پشگلِ گاوان و گوسپند

جیغ بنفش آمد و گوش زمانه را
آکند از مزخرف و آزرد زین گزند

جای بهار و ایرج و پروینِ جاودان
جای فروغ و سهراب و امّیدِ ارجمند،

بگرفت یاوه‌های گروهی گزافه‌گوی
کَلپَتره‌های جمعی در جهل خود به‌بند

آبشخورِ تو بود هماره ضمیرِ خلق
از روزگارِ «گاهان» وز روزگارِ «زند»

واکنون سخنورانت یک «سطرِ» خویش را
در یادِ خود ندارند از زهر تا به قند

در حیرتم ز خاتمۀ شومت، ای عزیز!
ای شعرِ فارسی که بدین روزت اوفکند؟

محمدرضا شفیعی کدکنی

[ای زبان پارسی...، به کوشش دکتر میلاد عظیمی، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ دوم ۱۴۰۰، ج ۳، ص ۱۶۰۱-۱۶۰۲]

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی

@AfsharFoundation

Читать полностью…

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

گزارش تصویری مراسم یادبود دکتر جلال خالقی مطلق (۳)

پنج‌شنبه،‌ ۱۶ مهر ۱۴۰۵

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی

@AfsharFoundation

Читать полностью…

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

گزارش تصویری مراسم یادبود دکتر جلال خالقی مطلق (۱)

پنج‌شنبه،‌ ۱۶ مهر ۱۴۰۵

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی

@AfsharFoundation

Читать полностью…

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

پخش زنده

مراسم یادبود دکتر جلال خالقی مطلق تا چند دقیقۀ دیگر به ‌طور زنده از صفحۀ اینستاگرام بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار پخش خواهد شد.
http://instagram.com/afsharfoundation

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی

@AfsharFoundation

Читать полностью…

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

‍ شانزدهم مهرماه سالروز درگذشت دکتر محمّد دبیرسیاقی، منتخب چهارمین جایزهٔ ادبی و تاریخی دکتر محمود افشار

چشم میهن


در پکن از مردم «یُن‌‌نانِ» چین
پیشم آمد رهروی نازک‌خیال
داستان‌پردازی از بگذشته‌ها
نکته‌چینی، تیزبین شیرین‌مقال

برده در آموختن رنجی دراز
یافته بس نکته از هر اوستاد
خوانده از دفتر سخنهای بدیع
داشته در گنجِ خاطر جمله یاد

رفته از دریای چین تا کاشغر
بامِ دنیا را نهاده زیر پا
کاروانِ راهِ ابریشم‌صفت
در «خُتَن» گه، ‌گه به «سی‌ان» کرده جا

گه بر اسب و گه پیاده رهسپر
گاه با ماشین و گاهی با قطار
با سرای ترک و تاجیک آشنا
با غذای اویغُر و تاتار یار

از بناها، بقعه‌ها، تندیسها
وز مساجد، وز مناظر، کاروان
نغمه‌خوانیهای تاجیکی‌زنان
پای‌کوبیهای مردان جوان

داشت با خود عکسهای رنگ‌رنگ
زان سفرها یادگار دیرپا
با شگفتی در میان عکسها
پاره‌سنگی پیسه دیدم کرده جا

از نگاهم خواند و گفتا در «کُمین»
یافتم در رود هنگامِ شنا
نیک بنگر نقش او چشمی‌ست باز
پاس می‌دارمْش شبها، روزها

گفتمش در چشم من این نقشِ سنگ
چشم «کومین» است، چشم میهنت
فاش می‌گوید که هرجا بگذری
چشم میهن هست با برگشتنت

پکن، سوم اردیبهشت ۱۳۶۴
محمّد دبیرسیاقی

آینده، سال دوازدهم، شمارۀ ۴-۶، تیر - شهریور ۱۳۶۵، ص ۱۸۷.

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی

@AfsharFoundation

Читать полностью…

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

روزی اوانس اوانسیان در کتابفروشی بوردر لوس‌انجلس به من می‌گفت: چرا خاطراتت را نمی‌نویسی؟ گفتم: کدام خاطرات؟ گفت: همین فعّالیّت‌هایی که در زمینۀ کارهای فرهنگی داشته‌ای. مطلب را به شوخی برگزار کردم و گفتم اگر بنویسم باید کارهایی را که نکرده‌ام بنویسم، زیرا برای خودم یادآور آن است که چرا در آن وقت نه گفته‌ام. از آن نه گفتن سود برده‌ام یا زیان؟
نخستین باری که «نه» گفتم به پدرم بود. او می‌گفت به کار دولتی نرو و بیا آب و ملکی را که داریم سر و سامان بده، من به کار دولتی رفتم و خیری ندیدم. من گفتم: «نه» و کار به جایی کشید که ترک خانۀ پدری گفتم و با همسرم به خانه‌ای که پدرزنم یعنی عمویم برای زندگی دخترش ساخت منتقل شدم. رابطه‌ام با پدرم گسیخت و پانزده سالی یکدیگر را ندیدیم.
دومین باری که «نه» گفتم به علی‌اصغر حکمت بود. مرحوم علی‌اصغر حکمت خواست که من مجلّۀ شیر و خورشید را اداره کنم. ظاهراً چون محمود پورشالچی رفته بود، ولی من آن کار را چون مطابق سلیقه‌ام نبود قبول نکردم. دکتر صفا ـ خدا رحمتش کند ـ به آقای حکمت گفته بود که مجلّۀ شیر و خورشید را به من واگذار کنند. من نپذیرفتم. حکمش را هنوز دارم.
پس از آن به سعید نفیسی «نه» گفتم و مدیریت مجلّۀ پیام نوین را نپذیرفتم. او رئیس کمیسیون ادبی انجمن فرهنگی ایران و شوروی بود و آن پیشنهاد را به من می‌کرد.
پس از آن به ابوالقاسم پاینده و علی‌اصغر امیرانی و دکتر مصطفی مصباح‌زاده «نه» گفتم. علی‌اصغر امیرانی وقتی تمایل پیدا کرده بود که نشریه‌ای به عنوان کتابنامه درست کند.
پس از آن به تقی‌زاده «نه» گفتم. تمایلی نشان می‌داد که من به مجلس سنا بروم و به امور تحریری او کمک کنم.
پس از آن به مجتبی مینوی «نه» گفتم. وقتی در ترکیه بود فرمود که برای پیشرفت کارهای مربوط به تهیۀ میکروفیلم از دانشگاه بخواهد که مرا مأمور آن بلاد کنند.
پس از آن به دکتر محمّدعلی هدایتی «نه» گفتم، وقتی که او وزیر دادگستری بود. به من پیشنهاد می‌کرد که بروم و تصدّی ادارۀ انتشارات آن وزارتخانه را در عهده بگیرم.
پس از آن بار دیگر به علی‌اصغر حکمت «نه» گفتم. وقتی وزیر امور خارجه شد علاقه داشت مرا به آن وزارتخانه منتقل کند. می‌گفت به کتابخانه و اسناد آنجا باید سر و صورتی داد. نپذیرفتم و فهرست‌نگاری اسناد قدیم را تقبّل کردم و ترتیب اجرای آن را داد.
پس از آن به آورندۀ پیشنهاد قبول رایزنی فرهنگی در افغانستان «نه» گفتم. موقعی که در خدمت فروزانفر به سفر افغانستان رفتم محمود فروغی سفیر ایران بود. یکی دو سه ماه پس از آن بود که مرد موقّری به کتابخانۀ دانشکدۀ حقوق آمد و گفت در نخست‌وزیری صحبت شما بوده است که تصدّی رایزنی فرهنگی افغانستان به شما واگذار شود. به ایشان گفتم چون امور خانوادگی‌ام طوری نیست که بتوانم خارج از ایران کار کنم معذورم. تصوّر می‌کنم که در مشورت با فروزانفر یا محمود فروغی این پیشنهاد به من شد.
پس از آن به دهندگان نخستین «جایزۀ فروغ فرخزاد» «نه» گفتم. آنها جایزۀ رشتۀ تحقیقات را به من تخصیص داده بودند. برای آزاد بودن از حضور در جلسه و قبول آن به کاشان سفر کردم.

@AfsharFoundation

Читать полностью…

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

‍ ⁠پانزدهم مهرماه زادروز سهراب سپهری

شعر سپهری

با اینکه در تاریک‌ترین فضاهای انسانی این قرن سروده شده، شعر سپهری شعری است زلال و روشن، دور از اندوه و تاریکی. عناصر عمدۀ شعر او را آب، صبح، رنگ‌های روشن و پنجره (که رمز روشنایی است) تشکیل می‌دهد.
خصوصیت عمدۀ شعر سپهری، دوری هرچه بیشتر از منطق عادی شعر قدیم است، یعنی گریز به دنیایی که مرزهایش مشخص نیست، هیچ خطّ فاصل و حدّ معینی ندارد، معانی را به‌زحمت می‌توان با واقعیت‌های ذهنی تطبیق داد و همین نکته را در بعضی نقّاشی‌های او می‌توان سراغ گرفت، حتی آنجا که فرم‌های هندسی و نسبت‌های ریاضی در کار هست.
خصوصیت برجستۀ دیگر شعر سپهری که او را در میان معاصران، امتیازی بزرگ می‌بخشد نوع بیان طنزآمیز اوست که این طنز را چنان جدی عرضه می‌دارد که هزل و جد را از یکدیگر باز نمی‌توان شناخت، چرا که مرز میان آن دو، گمشده و درهم می‌نماید و این مسألۀ آمیختن طنز به جد- به حدی که قابل تفکیک نباشد- یکی از مهم‌ترین خصوصیات هنر سپهری است.
سپهری شاعری است صمیمی. سپهری به طبیعت و به هستی مانند یک روستائی می‌نگرد و صمیمانه حرف می‌زند اما در سراپای شعرش نه کلمه‌ای در حدود این مفاهیم به کار می‌رود و نه نشانه‌ای از چنین تظاهری است.

دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی، عضو شورای تولیت و هیئت گزینش کتاب و جایزۀ بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

با چراغ آینه، دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران: سخن، ۱۳۹۰، ص ۵۴۲-۵۴۴.

@AfsharFoundation

Читать полностью…

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

‍ جمعه بیست و یکم شوّال ۱۳۰۶

وزیر کلونی ـ آن شخص دهن‌کج ـ را پیش خواستیم. با او حرف می‌زنیم. او هم حرف می‌زد با دهن کج، از طرف چپ و آن ترکیب خیلی خنده داشت. با سایر وزرا هم قدری حرف زدیم و گردش کردیم تا وقت حرکت راه آهن برسد. همین که وقت رسید و خبر کردند بیرون آمدیم. از همان راه پارک و باغچه که آمده بودیم به کالسکه نشستیم. در اینجا خطر بسیار بزرگی از ما گذشت. کالسکۀ ما کالسکۀ درباری است و کالسکۀ تشریفات. چهار اسب قوی‌هیکل سیاه، تازه از طویلۀ پادشاه بیرون آورده به کالسکه بسته‌اند؛ همین که سوار شدیم و جابه‌جا شدیم اسبها هوا برداشتند. غیر از آتشبازیهای هوایی که در سمت دریا بود و تماشا کردیم، در این سمت پارک هم آتشبازی زمینی گذاشته بودند. آتش کردند. جمعیت هم بود، هورا کشیدند. اسبها دیوانه شدند. امین‌السلطان، وزیر عدلیۀ هلند و بورگ‌مستر و مهماندار با ما بودند. اسبها کالسکه را از راه خارج کردند و بازی می‌کنند. یک وقت دیدم کالسکه روی باغچه‌ها می‌رود. نردۀ دور گلکاریها شکسته و روی گلها حرکت می‌کند. فهمیدیم اسبها اختیار را از دست کالسکه‌چی گرفته‌اند. دو نفر پیشخدمت که عقب کالسکه می‌نشینند افتاده‌اند. مهار چهار اسب در دست یک نفر کالسکه‌چی است. یک نفر هم معاون اوست. پهلوی او نشسته است. نمی‌دانیم چه کنیم و همه وحشت کرده‌اند. آخر هر طور بود کالسکه گیر کرد. کالسکه را واداشتند، اما دست و پای اسبها به زمین بند نمی‌شود و بلند می‌شوند. آنها که پیش ما بودند خودشان را گم کرده بودند نمی‌دانستند چه کنند. ما بهتر دانستیم در این موقع که کالسکه ایستاده زود پیاده شویم. هرچه گفتیم در را باز کنند نفهمیدند. آخر به مردم عوام‌ الناس اشاره کرده گفتیم در را باز کردند. زود پیاده شدیم، داخل جمعیت شدیم. اطراف ما را گرفتند. امین‌السلطان و سایر هم هر طور بود خود را پایین انداختند. حالا همۀ وزرا و اعیان که همراه ما بودند متوحش شده بودند. در مردم هیجان پیدا شده بود. فریاد می‌زدند. معرکه بود. هرچه کردیم آتشبازی را موقوف کنند، صدا را موقوف کنند بلکه اسبها آرام بشوند ممکن نشد. هر طور بود جلو اسبها را گرفتند و حالا می‌خواهند باز ما را سوار این کالسکه بکنند. ما گفتیم با این اسبها و این حالت نباید سوار این کالسکه شد، کالسکۀ دیگر بیاورند. کالسکۀ دیگر آوردند سوار شدیم، راندیم. شب تاریک است و به نصف شب چیزی نمانده است.

[روزنامۀ خاطرات ناصرالدّین‌شاه قاجار، از رجب تا ذیقعدۀ ۱۳۰۶ به انضمام سفرنامۀ سوم فرنگستان (بخش اوّل) (جلد پانزدهم)، به کوشش مجید عبدامین، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار، ج ۱۵، ص ۳۰۳-۳۰۴]

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی

@AfsharFoundation

Читать полностью…

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

مجلس یادبود دکتر جلال خالقی مطلق
به پاس سال‌ها همکاری با بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

با سخنرانی:
سید مصطفی محقق داماد
ژاله آموزگار
سید احمدرضا قائم‌مقامی


همراه با پیام تصویری:
محمود امیدسالار

شاهنامه‌خوانی:
امیر صادقی

و با نمایش فیلم «تا خداینامه» مستندی از زندگی استاد جلال خالقی مطلق (به کارگردانی محمدعلی میرزایی- نمایش برای نخستین بار در ایران)

دبیر جلسه:
شهریار شاهین‌دژی

پنجشنبه، ۱۶ مهر ۱۴۰۵
ساعت ۱۶
کانون زبان پارسی
، واقع در باغ موقوفات دکتر محمود افشار

نشانی: خیابان ولی‌عصر، سه‌راه زعفرانیه، خیابان عارف‌نسب، شمارۀ ۱۲

ورود برای عموم آزاد است.

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی

@AfsharFoundation

Читать полностью…

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

‍ هشتم مهرماه روز بزرگداشت مولوی

مولانا جلال‌الدین محمّد بلخی (۶۰۴-۶۷۲ق)، چنانکه در مقدّمۀ منثور دفتر نخست مثنوی گوید، این کتاب را به استدعای حسام‌الدین چلبی سروده است. در سبب سرودن مثنوی آورده‌اند که چون حسام‌الدین می‌بیند بعضی یاران الهی‌نامۀ (حدیقه) سنایی و منطق الطیر و مصیبت‌نامۀ عطار را مطالعه می‌کنند، شبی در خلوت به مولانا می‌گوید که «دواوین غزلیات بسیار شد ... اگر چنانکه به طرز الهی‌نامۀ حکیم و امّا به وزن منطق الطیر کتابی باشد تا در میان عالمیان یادگاری بماند و مونس جان عاشقان و دردمندان گردد به غایت مرحمت و عنایت خواهد بود و این بنده می‌خواهد که یاران وجیه من جمیع الوجوه توجّه کلّی به وجه کریم شما کنند و به چیز دیگر مشغول نشوند.» مولانا فوراً از سر دستار خود هجده بیت آغاز مثنوی را بیرون می‌آورد و به حسام‌الدین چلبی می‌سپارد و پس از آن نیز «در حالت سماع و حمام و قعود و قیام و نهوض و آرام به انشاد مثنویات مداومت نمودن گرفت. همچنان اتفاق افتادی که از اوّل شب تا مطلع الفجر متوالی املا می‌کرد و حضرت چلبی حسام‌الدین به سرعت تمام می‌نبشت و مجموع نبشه را به آواز خوب بلند باز بر حضرت مولانا می‌خواند و چون مجلّد اوّل به اتمام رسید حضرت چلبی به تلاوت ابیات و تصحیح الفاظ و قیود مشغول گشته مکرّر می‌خواند. از ناگاه حرم چلبی وفات یافته، فترتی در آن میانه واقع شد. بعد از دو سالِ تمام دوباره حال روحی حسام‌الدین بهبود می‌یابد و از مولانا می‌خواهد تا به سرودن مثنوی ادامه دهد. این واقعه یعنی آغاز سرایش دفتر دوم مثنوی، چنانکه مولانا تصریح کرده، به سال ۶۶۲ق بوده است. از اینجا معلوم می‌شود دفتر اوّل در سال ۶۶۰ق به پایان رسیده است. از سال ۶۶۲ به بعد بی هیچ وقفه‌ای سرودن مثنوی ادامه می‌یابد: «و همچنان تا آخر کتاب اصلاً دیگر توقّفی نرفت. پیوسته متتالی می‌فرمودند و حضرت چلبی می‌نبشت و نبشته را به‌کرّات می‌خواند تا به نهایت انجامید.» تاریخ اتمام سرودن مثنوی هم روشن نیست. دفتر ششم با حکایتی ناتمام پایان می‌پذیرد. از اشعاری که سلطان‌ولد در اختتام مثنوی سروده معلوم می‌شود که مولانا اندکی پیش از وفات دست از ادامۀ سرودن مثنوی بازکشیده بوده است.

[مثنوی معنوی: چاپ عکسی نسخۀ خطی شمارۀ ۲۹۴۲ مرکز احیاء میراث اسلامی، کتابت ۷۰۱ق [دفتر چهارم]، به کوشش محمّد افشین‌وفایی و پژمان فیروزبخش، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۴۰۴، مقدّمه، ص یازده ـ دوازده]

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی

@AfsharFoundation

Читать полностью…
Subscribe to a channel