621
نقل متن های معتبرعلمی, فرهنگی,انتقادی از درگاه ها و گروه های تلگرامی با درج شناسه اشتادان در زمینه ایرانشناسی,فرهنگ و زبان های ایرانی ,میراث فرهنگیی* @Tabaa24
#جلال_خالقی_مطلق:
جشن مهرگان یک جشن فرهنگی است
جشن مهرگان یک جشن فرهنگی است و این جشن تا سدهی ششم و هفتم گرفته میشد و در زمان ما دوباره زنده شده است، من دوستدار تاریخ سراسر ایران هستم، از پیش از کورش و از زمان زرتشت و بر این باورم که ما باید همهی تاریخ و فرهنگ مان را ارج بگذاریم و در برابر کاستیها و مشکلات تاریخ احساس مسوولیت داشته باشیم و به نقاط ضعف تاریخی اقرار کنیم. ما باید بدون تعصب به تاریخمان بنگریم و بدانیم برای کشور کهن ایران ناشایست است که تاریخ آن را دو پاره کنیم و بخشی از آن را دور بریزیم. بسیاری از اندیشهها و بینشهای نیاکان ما در متون پس از اسلام وجود دارد. باید با چشمپوشی از تعصبات به همهی فرهنگ خود عشق بورزیم. از بالندگیهای تاریخ ما جشنهای کهن ایرانی است. وظیفه همه ی ما است که با یاری نهاد های فرهنگی و دانشگاهی همهی جشن های ایرانی را زنده و برپا کنیم و امید است که جشنی چون مهرگان که اکنون توسط فرهیختگان و دانشجویان برگزار می شود برای همه مردم همگانی شود.
@shahnamehpajohan
🔹/channel/eshtadan
🔰به مناسبت دهم مهر، جشن مهرگان؛
جشن مهرگان پیامآور رویش و پاسداشت زمین
مهرگان یادآور رهایی مردمان ایرانزمین از ستم با شورش کاوه آهنگر بر ضحاک
🔸شیرین بیانی در کتاب «نوروز و مهرگان» نوشته است: نوروز جشن زایش و مهرگان جشن رویش است. او ضمن اشاره به شیوه زندگی وابسته به کشاورزی پیشینیان و تقویم کهن به اهمیت پاسداشت زمین و چرخه کشت میپردازد و نشان میدهد که چگونه و با چه شیوههایی ایرانیان رسوم و جشنهای خود را از پی قرون مختلف و دورههای سخت تاریخی حفظ کردهاند.
🔸جشن مهرگان در گاهشماری و فرهنگ ایران باستان پس از نوروز دارای اهمیت برجستهای بوده است. ایرانیان از دیرباز جشنی به نام جشن مهرگان را برگزار میکردند که جشن ارج نهادن به عهد و پیمان است. پایبند بودن به عهد و پیمان چنان جایگاهی در میان ایرانیان باستان داشته که شکستن پیمان خود را در هر شرایطی حتی با یک دروغکار گناه میدانستند و این امر یکی از ارزشهای این فرهنگ است که این چنین به راستی و پایبندی به عهد و پیمان ارج مینهادند.
🔸بر پایه شاهنامه فردوسی پیدایش جشن مهرگان در تاریخ ایران را به پیروزی ایرانیان بر ضحاک ستمگر به رهبری کاوه آهنگر نسبت میدهند که پس از تلاش و پایمردی فراوان را به بند آوردند و فریدون را به عنوان رهبر خود برگزیدند و در واپسین روز جشن فریدون و مردم خسته از بیداد و ستم ضحاک ماردوش را در کوه دماوند به بند کشیدند. شاید بتوان به این نکته نیز اشاره کرد که مهرگان یادآور رهایی مردمان ایران زمین از ستم نیز است. از نگاه اسطورهای دلیل گرامیداشت این روز در نزد ایرانیان آن است که پس از شهریاری جمشیدشاه ضحاک در ایران پادشاهی کرد، روزگار او برای ایرانیان دوران بیداد و ستم بود اما سرانجام فریدون به همراهی کاوه آهنگر بر ضحاک شورید، از پادشاهی برکنارش کرد و او را در کوه دماوند به بند کشید. بر پایه این اسطوره، ضحاک تا پایان جهان در دماوند زندانی شد. ایرانیان به شکرانه این رخداد نیک و آزادی که در روز مهر از ماه مهر روی داده است جشنی بزرگ برپا کردند و هر ساله تا به امروز این جشن را گرامی میدارند.
🔸️یکی از آیینهای مهرگانی، برپا داشتن خوان مهرگانی در این روز است. خوان مهرگان بر روی پارچهای ارغوانی رنگ گسترده میشود و روز آن هفت حبوبات، ترازو به نشانه اعتدال پاییزی، میوههای پاییزی و سرخ رنگ مانند انار، سیب، ترنج، انگور، عناب، سنجد و... عصاره گیاه هوم، جام آتش، شکر، شیرینی و بوهای خوش همچون کندر و اسپند و گلاب جای میگیرد. آش، حلوا، سیروگ(سیرو)، کماچ، چنگمال(چُمال) و خوراک ویژهای به نام «دون: آشی که از گندم، جو، عدس، ماش، لوبیاسفید، لوبیا چشمبلبلی، نخود، برنج و چغندر پخته میشود» نیز از دیگر خوراکیهای این خوان است.
@ibna_official
🔹/channel/eshtadan
@shafiei_kadkani
«مثنوی معنوی حضرت مولانا بزرگترین حماسهٔ روحانی بشریّت است که خداوند برای جاودانه کردنِ فرهنگ ایرانی آن را به زبان پارسی هدیه کرده است.»
▪️محال است که شما یک صفحه از مثنوی را، برای نمونه، ده بار بخوانید و هر بار در نظر شما جلوهای دیگر نداشته باشد. این از معجزات این کتاب است، کتابی که نه آغازِ آن به شیوهٔ دیگرِ کتابها است و نه پایانِ آن. جای دیگری نوشته بودم انس و الفت با ادب عرفانی، اگر به حقیقت برای کسی حاصل شود، مثنوی را «به لحاظِ صورت و فُرم نیز قویترین اثرِ زبان فارسی به شمار خواهد آورد.» نه اینکه بگوید معانیِ بسیار خوبی است اما در شیوهٔ بیان یا صورتْ دارای ضعف و نقص است.
▪️مثنوی ساختاری پیچیده و سیّال دارد. بوطیقای روایت و قصه، در آن، پیوسته شکل عوض میکند و به هیچروی قابل طبقهبندی نیست.
▪️در ادبیات جهان برای هر مؤلفی میتوان فرمهای خاصی در نظر گرفت و حاصل آفرینش او را در آن فرمها طبقهبندی کرد الّا مثنوی که مثل جریانِ رودخانه، هر لحظه به شکلی درمیآید.
✍️#محمدرضا_شفیعی_کدکنی
📚 مقدمهٔ غزلیات شمس تبریزی
گرامی باد هشتم مهر - روز بزرگداشت مولانا
🆔 @XeradsarayeFerdosiYazd
🔹/channel/eshtadan
طنّازی شمس تبریزی
در میان آن همه فتنه و آشوب و غوغایی که حضورِ شمس در جمع مریدان مولانا برانگیخته بود؛ سخنی از او در مقالات هست که به طرز شگفتی نشان میدهد او چگونه با آسودهخیالی و خوشباشی و طنّازیِ خاص خود، کُلِ ماجرا را از منظری بلند، انگار همچون بازی و نمایشی مضحک و خندهدار مینگریست. میگوید این مریدان مولانا که گمان میکنند من پیر آنها را از کف ایشان ربودهام و به همین خاطر، از غایتِ غیرت، برای بیرون راندن من از میدان، دست به هر کاری میزنند، احمق بودند؛ چه اگر احمق نبودند اصلا نیازی به این همه دسیسه و تکاپو و تقلا نبود. کافی بود هر کدام دخل و درآمدِ یکسال خود را همچون رشوه یا پاداشی به من میدادند. در این صورت من هم زحمت را کم میکردم و میرفتم.
تا اینجای حرف شمس خیلی عجیب نیست. شاید هم اگر واقعا این خواسته را مطرح میکرد برای ختم غائله، بیچون و چرا با اجابتِ مریدان مولانا همراه میشد. رندی و بازیگوشی شمس، زمانی بیشتر آشکار میشود که در ادامه میگوید پس از حصول این نقد که احتمالا ده دوازده هزاری میشد به مولانا پنهانی پیغام میدادم که ای مولانا چیزکی نقد شد، برخیز تا برویم. میرفتیم و با این پولِ، خوش میبودیم و آنگاه پس از مدتی بازمیگشتیم!
بهتر است خودتان عین عبارات شمس را بخوانید و لذت ببرید:
«این مریدان احمق بودند واگرنه هر کسی دخل یکسالینهٔ خود به من دادندی که این بِستان و برو. ده دوازده هزاری حاصل شدی. من به نهان پیغام کردمی که ای مولانا چیزکی نقد حاصل شد خیز تا برویم. برخاستیمی با آن مدتی خوش بودیمی آنگاه بازآمدیمی».
( مقالات شمس، چاپ استاد موحد، ص۲۳۳)
@irajrezaie
/channel/eshtadan
🔰زاگرس زند در گفتوگو با ایبنا از شاهنامه گفت؛
نماد و نمود تاریخ و هویت و فرهنگ ایرانی
🔸زاگرس زند، پژوهشگر تاریخ، ایرانشناسی و شاهنامه گفت: من تفاوت چندانی بین دو دیدگاه «شاهنامه بهعنوان کتاب» و «شاهنامه بهعنوان نماد ایران» نمیبینم. شاهنامه یک کتاب نبوده، هیچگاه، فراتر از کتاب بوده. همیشه نماد و نمود تاریخ و هویت و فرهنگ ایرانی و ملی ما بوده. خوشا به ملتی که مهمترین نماد هویتی و ادبی و تاریخی او یک کتاب باشد!
🔸افزایش فروش شاهنامه در این سالها میتواند به هر دو علت باشد. هم خواندن بیشتر هم کنش نمادین که هر دو مهم و باارزش است. هرچند باوجود گرانی کتاب بهویژه شاهنامه ویرایش خالقی مطلق، خریداران این کتاب اراده و انگیزهای برای خواندن دارند یا در انجمنهای شاهنامه شرکت میکنند یا پژوهشگر هستند. کسانی هم که نمیخوانند لابد داشتن آن در خانه و کتابخانه خود را مهم دانستهاند که این نیز مهم است و فرزندان و نوههایشان حتما روزی آن شاهنامه را ورق خواهند زد
🔸توجه بیشتر به شاهنامه شاخص خوبی است برای گرایش و نوع هویت ملی. اینکه چه رنگ و بو و سویهای دارد. از چه نوعی است و به چه سمتی میرود. تجربه معاصر ما به جامعه آموخته که دور شدن از ایرانیت و ریشههای کهن و آویختن و امید واهی بستن به هویتهایی چون دینی و جهان اسلام و جهان وطنی و قومی و مارکسیستی، چه خطرهای بیشتر و حتی جبرانناپذیری میتواند همراه داشته باشد. که برخی را تجربه کردهایم و آموختهایم.
@ibna_official
🔸/channel/eshtadan
#ژاله_آموزگار :
به ژول مول به چشم یک قهرمان می نگریم
در این که ژول مول دانشمند و محقق بزرگی است شکی نیست، ولی برای ما ایرانیان که شاهنامه فردوسی را بخشی از هویت و موجودیت فرهنگی خود به شمار میآوریم و در حافظه احساسی و تاریخی ما، فردوسی و اثر جاودانش جای خاصی دارند، به این دانشمند که بیشترین سالهای عمر خود را برای بهتر به جلوه درآوردن شاهکار فرهنگی ما صرف کرده است، به چشم یک قهرمان مینگریم. و این یکی از نمونهها در شکسته شدن حصارها در قلمرو فرهنگهاست. اینجاست که میبینیم ایرانی، فرانسوی،آلمانی و دیگر ملیتها چگونه میتوانند در کنار هم و با هم برای شناسایی بهتر و معرفی یک شاهکار جهانی تلاش کنند .
@shahnamehpajohan
🔹/channel/eshtadan
#جلال_خالقی_مطلق :
ایران در شاهنامه دو معنی دارد
ایران در شاهنامه دو معنی دارد. یکی کشور ایران است و معنی دیگرش ایرانیان است. ایران جمع «اِر» پهلوی است که به معنی نژاده و ایرانی است. غیر از کلمه ایرانیان، دهقان هم برای ایرانیان به کار رفته و آزادگان هم همینطور. پس چند کلمه داریم برای ساکنین ایران: «ایرانیان یا ایران»، «آزادگان» و «دهقانان». همه کسانی که غیرایرانی هستند، نیران نامیده شدهاند که ممکن است سرزمینهای وابسته به ایران باشند یا غیروابسته. نیران به معنی غیرایران است.
🗞گفتگو با هفته نامه کرگدن/ مریم گودرزی
@shahnamehpajohan
🔸/channel/eshtadan
تمام اهمیت مدرسه از کلاس اول شروع میشود!
روز دهم بعد از شروع بدرس امینالدوله تشریف آورده، ترتیب دفاتر مدرسه را بدقت رسیده، فرمودند دفاتر مدرسه سیر کامل از مدرسه بما داد، لکن تماشای کلاس را هوس داریم. عرض کردم کلاس اول که تمام اهمیت مدرسه از آنجا شروع میشود، تماشایش طولانیست...
امینالدوله گفت: از حرفهایی که خوانده آید، من کلمهئی میگویم. کیست بنویسد؟ همه دست بلند کردند. گفتم: بترتیب هر یکی یک کلمه بنویسید. بهر کدام یک کلمه گفتیم، بعضی بترکی، بعضی بفارسی، همه صحیح نوشتند. دیدم امینالدوله چشمانش اشک میریزد. خود را نگهداری نتوانست. بمظفرالملک گفت: چندین مطلب روی هم بخاطرم آمده، مرا گریاند.
اولاً این استعداد ایرانیان قرنها است ببطالت گذشته و خواهد گذشت.
دیگر یک چنین مدرسه را چندین بار بهم زدهاند.
دیگر یک چنین معلم را تکفیر کرده، دنبال کردهاند که بکشند. (باقریان موحد، 1402: 8/316)
مأخذ: باقریان موحد، سید رضا. 1402. مجموعه خاطرات میرزا حسن رشدیه تبریزی. قم: مؤسسه فرهنگی طه.
🔸/channel/eshtadan
🖊 زنگ مدرسه کفر است!
✍️ اکبر اعلمی
@sokhanranihaa
✳️ مهرماه و «زنگ مدارس» برای همه ما یک خاطره نوستالوژی و ماندگار است. اما شاید کمتر کسی بداند که حدود ۱۴۰ سال پیش، همین زنگِ مدرسه مظهر کفر محسوب و حتی سبب تکفیر مدیر مدرسه و مجوزی برای قتل او بود.
🔻مرحوم «میرزاحسن خان تبریزی» مشهور به «میرزا حسن رشدیه»، فرزند حاج میرزا مهدی تبریزی از مجتهدان بنام تبریزی و زاده محله چرنداب تبریز است که از او به عنوان بنیانگذار فرهنگ و آموزش نوین ایران یاد میشود.
وی پس از آموزش الفبا، حساب و هندسه، تاریخ و جغرافیا در بیروت و تدریس در تفلیس و ایروان و بازدید از مدارس جدید استانبول، اولین مدرسه به سبک جدید را در سال ۱۲۶۲ خورشیدی برای کودکان مسلمان قفقاز تاسیس و در سال ۱۲۶۶ نیز نخستین مدرسه نوین را در تبریز بنا نهاد و در این راه، انواع تهمتها، آزارها و مرارتها را بجان خرید.
🔻وی نخستین مدرسه نوین را در در محلهٔ #ششگلان تبریز در مسجد مصباح الملک تاسیس کرد که یکسال بیشتر دوام نیاورد و مکتب دارانی که دکان خود را کساد میدیدند رئیسالسادات یکی از علمای بیعلم آنروز را مجاب کردند تا رشدیه را تکفیر و فتوای انهدام مدرسهاش را صادر کند و بدین ترتیب عوام تحریک شده با چوب و چماق، میرزاحسن و معلمین و دانشآموزان مدرسه را مورد هجوم قرار دادند و وی ناچار شد شبانه به مشهد بگریزد.
🔻پس از شش ماه رشدیه دوباره به تبریز بازگشت و دومین مدرسه را در محله «بازار» تأسیس کرد که باز در اثر حمله دشمنان علم و دانایی و به آتش کشیده شدن مدرسه، ناچار شد از این شهر بگریزد.
🔻یکسال بعد سومین مدرسهاش را در محله «چرنداب» تبریز تاسیس کرد که این بار هم طلبههای علوم دینی مدرسهٔ صادقیه به تحریک مکتبداران به دبستان او هجوم برده و آن را غارت کرده و آتش زدند.
🔻اما میرزاحسن از پا ننشست و چهارمین مدرسه خود را در «محلهٔ نو» تبریز، برای کودکان تهیدست بنا نهاد که تعداد شاگردانش به بیش از ۳۰۰ نفر رسید. این بار مکتبداران ملا مهدی پدر رشدیه را تحت فشار گذاشتند تا مدرسه تعطیل شود. لاجرم ملا مهدی از پسرش خواست به مشهد برود و او چنین کرد.
🔻رشدیه یکسال بعد به تبریز بازگشت و پنجمین مدرسه را در «محلهٔ بازار» تاسیس کرد که این بار نیز در اثر هجوم اجامر و اوباش، تعدادی از دانشآموزان مجروح و یکی از معلمان کشته شد و او ناچار به مشهد گریخت و این بار مدرسهای را در این شهر بنیان نهاد که این مدرسه نیز توسط کهنهپرستان مشهد به آتش کشیده شد و او را سخت کتک زدند.
🔻وی دوباره به زادگاه خود بازگشت و این بار ششمین دبستان را در محله «لیلیآباد» تبریز بنیان نهاد. سه سال بعد با سلاح کمری مورد سوءقصد قرار گرفته و از ناحیه پا مجروح و مدرسهاش هم تعطیل شد.
🔻رشدیه دست بردار نبود و اینبار با فروش املاک خود هفتمین مدرسه را در تبریز دایر و کلاسها را با میز و صندلی و تخته سیاه تجهیز کرده و در فاصله دو کلاس، زمانی را برای استراحت و تفریح دانشآموزان و معلمین در نظر گرفت که به «زنگ تفریح» مشهور شد.
باتوجه به اینکه صدای زنگ شبیه صدای ناقوس کلیسا بود، این بار مکتبداران کهنهپرست، «صدای زنگِ مدرسه» را بهانه مخالفت با رشدیه قرار داده و او را به کفرورزی متهم و اعلام کردند که هرکس فرزندش را به این مدارس بفرستد کافر است و از این طریق عوام را علیه او تحریک کردند و او برای به صف کردن دانش آموزان و اعلام تعطیلی کلاسها، ناچار شد به جای استفاده از زنگ، از یکی از دانشآموزان بخواهد تا با صدای بلند این بیت را بخواند: «هر آنکه در پی علم و دانایی است // بداند که وقت صف آرایی است».
این مدرسه نیز با نارنجک دستساز مورد حمله قرار گرفت و رشدیه ناچار به قفقاز رفت.
🔻با دعوت میرزاعلی خان امینالدوله والی آذربایجان، رشدیه در سال ۱۲۳۶ به تبریز بازگشت و هشتمین مدرسه خود را که از سایر مدارس بزرگتر بود در محله ششکلان این شهر دایر کرد که آنهم با برکناری امین الدوله، به آتش کشیده شد.
🔻وی دوسال بعد از این حادثه در زمان امینالدوله، مدارس رشدیه را در تهران تاسیس کرد.
در این شهر هم «فریاد مقدسمآبها بلند شد که آخرالزمان نزدیک شده جماعتی بابی و لامذهب میخواهند الف و با را تغییر دهند، قرآن را از دست اطفال بگیرند و کتاب به آنها یاد بدهند.»
پس از عزل امین الدوله، در پی اینگونه جوسازیها، این مدارس هم تعطیل شد.
🔻پس از مدتی رشدیه تکفیر و با شایعهسازی به بابیگری و ضدیت با امام زمان و اهل بیت متهم شد.
ناگزیر به قم رفت و در آنجا مدرسه رشدیه را تأسیس و به آموزش کودکان فقیر و نابینایان پرداخت و سرانجام در سال ۱۳۲۳ در سن ۹۷ سالگی جان به جان آفرین تسلیم کرد.
🔻او در آخرین لحظات زندگیش وصیت کرد که «مرا در محلی به خاک بسپارید تا هر روز شاگردان مدارس از روی گورم عبور کنند و روحم شاد شود»
🆔 @sokhanranihaa
🔻بوی جوی مولیان در ایران و تاجیکستان
بزرگداشت رودکی در تاجیکستان (۲۲ سپتامبر ۲٠۲۶)؛ (سی و یکم شهریورماه ۱۴٠۵)، در آکادمی علوم تاجیکستان برگزار شد.
در این مراسم، دکتر محمد جعفر یاحقی، استاد ممتاز دانشگاه فردوسی مشهد و مدیر مؤسسهٔ خردسرای فردوسی، دکتر عبدالرضا جوان جعفری، رئیس دانشگاه فردوسی مشهد، دکتر محمد تقوی، دکتر سیدمهدی زرقانی و دکتر سلمان ساکت از اعضای هیأت علمی دانشگاه فردوسی حضور داشتند.
بزرگداشت رودکی در تاجیکستان
رودکی را «پدر شعر فارسی» خواندهاند، شاعری که با زبانی ساده، مفاهیم بلندی همچون عشق، عدالت، مهرورزی به یکدیگر، تدبیر زندگی، شادمانی و... را در شعر خود گنجانده و آرامگاه وی در پنجکنت تاجیکستان، همواره محل گردهمایی دوستداران شعر و زبان فارسی است.
ایران و تاجیکستان با آن ریشههای فرهنگی و تمدنی نیاکانی که دارند، هر سال، دو روز مختلف را به بزرگداشت این شاعر بلندپایه زبان فارسی اختصاص دادهاند.
در ۱۹۵۶ در آستانه ۱۱٠٠ سالگی رودکی، حکومت تاجیکستان دستور داد قبری را بگشایند که گمان میکردند، از آن رودکی باشد. هنگامی که بازماندههای جسد داخل قبر را به آزمایشگاههای مسکو بردند و دو سال درباره آن مطالعه کردند، اطمینان یافتند که جسد، متعلق به رودکی است. بنابراین آن را به پنجرود (پنجکنت) تاجیکستان منتقل کردند و به خاک سپردند. در همان سال ۱۹۵۸ به مناسبت هزار و صدمین سال تولد رودکی، مزار رودکی آباد شد و در ۱۹۹۹ در آستانه تجلیل از هزار و صدمین سالگرد تأسیس دولت سامانیان به کمک دولت ایران آرامگاه وی بازسازی و در ۲٠٠۷ مرمت شد.
از سال ۲٠٠۲ تاکنون، هر سال، روز بیستو دوم سپتامبر، به عنوان روز بزرگداشت رودکی در تاجیکستان نامگذاری شده و با ابتکار انستیتو زبان و ادبیات رودکی آکادمی علوم تاجیکستان، مراسمی برای بزرگداشت این شاعر بزرگ زبان فارسی برگزار میشود.
در ایران،چهارم دی ماه، روز بزرگداشت رودکی نامگذاری شده است و هر سال برنامههای مختلف علمی و فرهنگی به نام و یاد او در دانشگاهها، مراکز فرهنگی، مدارس و... برگزار میشود.
پیشنهاد یکسانسازی تاریخ بزرگداشت رودکی
در پنجم دیماه ۱۴٠۳ در جهت تحکیم روابط فرهنگی ایران و تاجیکستان، همایش بزرگداشت رودکی، به یاد رودکیپژوهان برجسته، زندهنامان صدرالدین عینی و سعید نفیسی در دانشگاه فردوسی مشهد برگزار شد.
دکتر سلمان ساکت، دبیر علمی در پایان این مراسم، ضمن گرامیداشت مقام رودکی و اندیشمندان رودکیپژوه دو کشور، با قرائت بیانیهای پیشنهاد یکسانسازی تاریخ بزرگداشت رودکی را در دو کشور ایران و تاجیکستان مطرح کرد.
دکتر ساکت، در این بیانیه اظهار داشت که در جهت استحکام پیوندهای فرهنگی ایران و تاجیکستان، در تقویم رسمی ایران نیز به جای چهارم دی ماه، بیستودوم سپتامبر، روز بزرگداشت رودکی شناخته شود تا ایران و تاجیکستان، در روزی مشترک و به صورت هماهنگ، مقام بلند رودکی را ارج نهند.
امید آنکه چنین شود.
به قلم: دکتر فاطمه محمدزاده
#بزرگداشت_رودکی
#تاجیکستان
@kheradsarayeferdowsi
🔸/channel/eshtadan
سیام شهریورماه زادروز فریدون مشیری، منتخب یازدهمین جایزهٔ ادبی و تاریخی دکتر محمود افشار
فریدون مشیری (۳۰ شهریور ۱۳۰۵ ـ ۳ آبان ۱۳۷۹). شاعر (با سبکی میان کهنه و نو) روزنامهنگار و کارمند شرکت پست و تلگراف و تلفن. کلّیات اشعار او با نام بازتاب نفس صبحدمان به چاپ رسیده است. شعری که میخوانید از سرودههای اوست.
ایران و جوانان
ایران کهنسال
در عرصۀ تاریخ
در پهنۀ علم و ادب و دانش و فرهنگ
همواره درخشید توانمند، توانا
پرورده بزرگانی نامآور، دانا
پیران کهن داشته در عالم یکتا
امروز،
ایران به جوانانش نازد که توانند
«اسب شرف از گنبد گردان بجهانند»
در عرصۀ میدان جهان نام برآرند
ایران،
دیروز به پیران خردمندش نازید
امروز،
ایران به جوانان برومندش نازد
نسلی که تواند
ایران را آزادتر، آبادتر از پیش بسازد
نسلی که ز اوهام و خرافات گسستهست
اهریمن نادانی را شاخ شکستهست
نسلی که به ظلمتکدۀ جهل نماندهست
خود را به جهانهای پر از نور رساندهست
فردا همه با نسل جوان است که امروز
هر روز تواناتر و آگاهتر از پیش
با تکیه به نیروی امید و خرد خویش
در عرصۀ میدان جهان راه گشاید
هر روز سرافرازتر از پیش برآید
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
🔸/channel/eshtadan
🔷 آذرمیدخت صفوی (بنیادگذار پژوهشهای پارسی دانشگاه علیگر هند): بی دانستن زبان پارسی نمیتوانیم فرهنگ خودمان را بشناسیم
بیش از ایران در هندوستان نسخههای خطی فارسی هست.
بی هیچ گزافه میگویم، ما هندیها اگر زبان فارسی را یاد نداشته باشیم، به هیچ روی نمیتوانیم فرهنگ خودمان (تاریخ میانهی هند) را بشناسیم.
ثمینه باغچه بان:
زمانی که به گذشتهام مینگرم، دلم پر از شادی میشود، چه سعادتی بود همدوش پدرم کنار فرزندان ناشنوایم بودن. هر روز زندگیام در دبستان کَر و لالها و آموزشگاه باغچهبان سراپا شادی بود. اگر دوباره به دنیا بیایم باز همین راه را در پیش خواهم گرفت و خداوند را سپاسگزارم که مرا به این راه رهنمون شد.
#ثمینه_باغچهبان فرزند زندهیاد #جبار_باغچهبان زاده ۴فروردین۱۳۰۶، نویسنده ادبیات کودک و نوجوان و از پیشگامان آموزش کودکان ناشنوا در ایران، سال گذشته در چنین روزی چهارشنبه ۲۶ شهریور ۱۴۰۴، در ۹۷سالگی درگذشت.
روانش شاد - یاد و نام و مهرش جاوید
🆔 @XeradsarayeFerdosiYazd
🔸/channel/eshtadan
نام او هرجا بود، آن را بارآور میکرد
«یادبود دکتر زرینکوب در سالروز وفات ایشان»
دکتر عبدالحسین زرّین کوب، بیتردید جزو برجستگانِ ادب فارسی در این پنجاه سالهی اخیر بود. همهی همّ و وقتِ خود را به کتاب و قلم سپرده بود. هیچ سرگرمی و اشتغال و دلخوشیای بهتر از آن نمیشناخت. در مجلسِ یادبودی که به مناسبت درگذشت او در دانشکدهی ادبیات دانشگاه تهران تشکیل شد، و من هم میبایست چند کلمهای بگویم، این چند بیت سعدی را مناسبِ حالِ وی یافتم که خواندم، زیرا علاقهی پُرشورِ او به دانستن و نوشتن را میرساند:
«ما درِ خلوت به روی غیر ببستیم
از همه باز آمدیم و با تو نشستیم
هرچه نه پیوندِ یار بود، بریدیم
وآنچه نه پیمانِ دوست بود، شکستیم
مردمِ هُشیار از این معامله دورَند
شاید اگر عیبِ ما کنند که مَستیم
مالک خود را همیشه غصّه گدازد
مُلک پری پیکری شدیم و برستیم»
زرینکوب در همۀ زمینههای فرهنگ و تاریخ ایران قلم آزمود و آثار ارزندهای پدید آورد. دوستی ما دورانش سر به پنجاه سال میزد. از حدود سال ۱۳۲۷ از مجلۀ «جهان نو» به مدیریت حسین حجازی شروع شد و از آن پس پیوسته ادامه داشت.
علاوه بر دوستی، چندی در دانشکدۀ ادبیات دانشگاه تهران که وی مدیر گروه ادبیات فارسی بود، همکار شدیم. پس از آن چند سال گذشت و این همکاری در ایرانسرای فردوسی از سر گرفته شد که وی یکی از پایهگذاران و عضو هيئتامناء آن بود. نام او هرجا بود آن را بارآور میکرد.
📚روزها، جلد سوم و چهارم، نشر سرو سخنگو
کانال دکتر اسلامی ندوشن
@dr_eslaminodoushan
🔹/channel/eshtadan
زادروز شاهنامهپژوه سترگ، دکتر جلال خالقی مطلق، گرامیباد.
«کسانی که دکتر جلال خالقی مطلق را از دور یا نزدیک شناختهاند، میعادگاه آنها بر سر آبشخور شاهنامه بوده است. او کسی است که به درازی سالهای سرودن شاهنامه عمر بر سر تصحیح این کتاب نهاده است، و ما اکنون اگر با اطمینان بیشتر با متنی نزدیک به گفتار فردوسی روبرو میشویم، وامدار او هستیم.
گذاردن وقت عزیز و نور چشم بر سر چنین کاری در درجهی اوّل نشانهی آن است که شاهنامه برای خالقی مطلق یک کتاب بی همتا بوده است. کتابی که سرچشمهی همهی کتابهائی است که در دوران بعد از اسلام در زبان فارسی نوشته شده است.»
📚از کتاب یاد یاران؛ یادکرد بزرگان فرهنگ و ادب معاصر ایران، بهزودی از نشر سرو سخنگو
کانال دکتر اسلامی ندوشن
@dr_eslaminodoushan
🔹/channel/eshtadan
۱۰ مهر زادروز زندهیاد استاد #ملکمهرداد_بهار (۱۳۰۸ – ۱۳۷۳ تهران)
▪️ ایرانشناس، اسطورهپژوه و استاد دانشگاه تهران.
▪️ فرزند ملکالشعرای بهار (شاعر و سیاستمدار نامدار).
▪️ دانشآموخته باستانشناسی و فرهنگ ایران باستان؛ سالها در پژوهشگاه علوم انسانی و دانشگاه تهران تدریس کرد.
🔸 حوزه پژوهش
تمرکز بر اسطورهشناسی ایران، تاریخ دینهای ایرانی، و تحلیل اوستا و متون پهلوی.
در تفسیر و بازشناسی اسطورههای ایرانی و ارتباط آنها با فرهنگ هند و اروپایی نقشی اساسی داشت.
🔸 آثار مهم
▪️ جستاری چند در فرهنگ ایران
▪️ ادیان آسیایی
▪️ پژوهشی در اساطیر ایران
▪️ بُندهش، فرنبغ دادگی
▪️ واژهنامهٔ بُندهش (پهلوی - فارسی)
▪️ واژهنامهٔ گزیدههای زاداسپرم
▪️ مقالات متعدد درباره شاهنامه و تاریخ اسطورهای ایران
🔸 جایگاه
▪️ از پایهگذاران مطالعات نوین اسطورهشناسی در ایران معاصر
▪️ آثارش هنوز از منابع اصلی برای پژوهشگران فرهنگ و اسطوره ایرانی است.
روانش شاد - یاد و نامش ماندگار
🆔 @XeradsarayeFerdosiYazd
🔹/channel/eshtadan
🔻مولانا آتشی که جهان را روشن کرد
به مناسبت هشتم مهرماه، روز بزرگداشت مولانا
هنگامی که درباره آتش سخن میگوییم، سوزندگی آن بیشتر از روشناییاش به چشم میآید، اما این بار از روشنایی آتشی سخن میگوییم که جهان را برافروخته است؛ مولانا جلالالدین محمد بلخی.
در آغاز «نی نامه» در مثنوی آمده است: آتش است این بانگ نای و نیست باد/ هرکه این آتش ندارد، نیست باد.
برای این بیت، تفسیرهای عرفانی بسیاری ذکر شده است، اما میتوان گفت که این بانگ نای، آثار خود مولاناست که همه جهان را با کلامش روشنایی بخشیده است.
مولانا در مثنوی، نگاهی امروزی، جهانی و ماندگار دارد؛ نه همچون بادی که بگذرد و تمام شود. او در دل انسان امروز، جوش و خروشی برقرار میکند که این جوشیدن و فعالیت، سرچشمه پدید آمدن همه نیکیها میشود.
خروشی که از عشق بر جان کائنات میریزد، همان آتش روشن و گرمی است که سبب همه فعالیتهای انسان میشود. چه کسی است که بدون شوق و عشق، دست به کاری زند و در آن توفیقی به دست آورد؟
مولانا در ابتدای مثنوی، انسان را به شور و هیجان میآورد،از عشق سخن میگوید که مایه و سرمایه همه چیز است و انسان در هر دورهای و با هر زبان و فرهنگی، آن را با تعابیر و تعاریف مختلف میشناسد. بنابراین با کمک گرفتن از مفهومی که انسان با آن سر و کار دارد، مباحث مهم اخلاقی و عرفانی را آغاز کند، مطالبی که در نهایت، به خوبزیستن انسان میانجامد.
او درست مانند کسی است که با آرامش و شور درونی، کنار انسان مینشیند، ابتدا حکایتی و قصهای آسانفهم برای او میگوید، سپس بر سر آن حکمتهای بزرگ میرود.
مولانا از «نی» میگوید، همان ابزار معمولی که همه آن را دیدهاند، هم چوپانی آن را نواخته، هم موسیقیدانی با دانش موسیقی آن را بر لب گذاشته، هم کشاورزی آن را در زمین مشاهده کرده، هم نویسندهای آن را بر صفحهای کشیده است، پس عام و خاص، آن را دیده و شنیده و به کار بردهاند. اینجاست که مولانا میگوید: من به هر جمعیتی نالان شدم.
جهان امروز، خستهتر از آن است که اندرزهای ملالآور و مستقیم را برتابد. انسان نیازمند گفتوگوهایی صمیمی و زلال است، همان شیوهای که مولانا در مثنوی دارد.
🔸دکتر فاطمه محمدزاده _ قطب علمی فردوسی و شاهنامه
/channel/eshtadan
هشتم مهرماه روز بزرگداشت
جلال الدین محمد بلخی
«مثنوی معنوی حضرت مولانا بزرگترین حماسهٔ روحانی بشریّت است که خداوند برای جاودانه کردنِ فرهنگ ایرانی آن را به زبان پارسی هدیه کرده است.»
✍محمد رضا شفیعی کدکنی
🔸/channel/eshtadan
هفتم مهرماه، روز بزرگداشت شمس تبریزی
شمس تبریزی
🔸 محمّدبن علیبن مَلِکداد، درویش بینام و نشانی که در بامداد روز شنبه بیست و ششم جمادیالاخری سال ۶۴۲ق به قونیه آمد و مولانا جلالالدّین محمّد بلخی (۶۰۴- ۶۷۳ق) را، که عالم و مدرّس و واعظی برجسته بود، مجذوب خود ساخت. مصاحبت شمس تحوّلي عظیم در احوال و افکار مولانا پدید آورد. سنّت مولویان - که قراین نیز آن را تأیید میکند - بر آن است که شمس تبریزی در آن هنگام مردی شصتساله بود و مولانا بیش از یک نیمه عمر خود را سپری کرده بود. انبوه آثار منظوم و منثوری که از مولانا در دست داریم حاصلِ نیمۀ کوتاهترِ عمرِ او، یعنی دوران پس از رسیدن به شمس، است. در آن میان تنها یک اثر را میتوان مستثنی دانست که یادداشتهایی از چند مجلس سخنرانی در آغاز کارِ واعظی مولاناست (مجالس سبعه).
از عالم معنی الفی بیرون تاخت که هرکه آن الف را فهم کرد همه را فهم کرد، هرکه این الف را فهم نکرد هیچ فهم نکرد. طالبان چون بید میلرزند از برای فهم آن الف.
برگرفته از: مقالات شمس تبریزی، تصحیح محمدعلی موحد.
#شمس_تبريزی
#مولانا
#قونیه
@kheradsarayeferdowsi
🔸/channel/eshtadan
ژاله آموزگار:
فردوسی قهرمان است و هنوز در دل ایرانیان جای دارد چراکه تمام وجودش را در شاهنامه گذاشت تا هویت ایرانی در طی سالیان فراموش نشود، سعدی قهرمان است، او جهان را در مینوردد و میآمیزد و میآموزاند و داستانهایش مثل میشوند و برای ما همیشه استاد سخن باقی میماند. مولوی قهرمان است، او ما را افکار و اشعارش به اوج معرفت رساند، حافظ قهرمان است، تفکر ژرف و مرموزش در لا به لای سرودهای آسمانیاش بخش احساسی دیگری از ایرانیان را جلوه میبخشد و آرامگاهش قبله دلهاست، بیهقی قهرمان است، هنرش را در داستانِ حسنک مینویسد تا عبرت همگان گردد. ایران قهرمان کم ندارد، قهرمانان گمنامی که داراییشان را بی سر و صدا صرف خدماتی میکنند تا آنجا که می شود بر زخم انسانها مرهم باشند. مادر و پدری که از تمام خواستههای خود رد میشوند تا فرزندشان تعلیم و تربیت خوبی ببیند قهرمان هستند. نه تنها تو خالقی عزیز، بلکه ما مردم رنجدیده ایران هم قهرمان هستیم که با تمام توانمان کوشیدیم و میکوشیم که «ایران» زنده بماند.
@shahnamehpajohan
🔹/channel/eshtadan
#جلال_خالقی_مطلق :
شاهنامه و شاهنامه خوانی همواره رواج داشته است
اخباری که ما از سدههای پنجم و ششم هجری داریم یعنی سدههای مربوط به پیش از نسخههای موجود شاهنامه، نشان میدهد که شاهنامه و شاهنامهخوانی همواره رواج داشت، هم به عربی ترجمه شده بود، هم اسدی طوسی در آذربایجان برای فرمانروایان آنجا شاهنامه میخوانده است. ما تاثیر شاهنامه را در اشعار قطران تبریزی و در ویس و رامین نیز میبینیم بنابراین شاهنامه بسیار رواج داشته اما نسخهها به دست ما نرسیده است. نسخههای کهن به دلایلی که اشاره شد از بین رفته است. بعد از آن در نسخههایی که استنساخ میشد، روایات الحاقی زیادی به آن افزوده شد زیرا مردم خیلی دوست داشتند که هر چه روایات حماسی است به فردوسی نسبت دهند و آنها را در یک کتاب جمعآوری کنند. این امر باعث شد که شاهنامه مدام قطورتر و قطورتر شود. عامه مردم نیز میگفتند اینها را فردوسی گفته است.
@shahnamehpajohan
🔸/channel/eshtadan
#جلال_خالقی_مطلق:
مفهوم ایران در شاهنامه تا اندازهای شناور است
مفهوم ایران در شاهنامه تا اندازهای شناور است، چون مرزهای ایران شناور بوده. با هر سلسلهای که سرکار میآمده بخشهایی از ایران از دست میرفته یا چیزی به جغرافیای قبلی اضافه میشده است. مثلا ایران در زمان هخامنشیان وسعت خیلی زیادی داشته و همچنین در زمان مادها. در زمان پارتها مقداری کوچکتر میشود و بعد دوباره وسعت مییابد؛ در زمان ساسانیان کوچکتر میشود و باز دوباره بزرگ میشود و در زمان خسرو پرویز به وسعت چشمگیری میرسد. بعضی وقتها در شاهنامه، ایران فقط به معنای ایران شرقی است و بعضی وقتها هم به معنای پایتخت ایران است. مثلا وقتی که رستم با اسفندیار صحبت از ایران و نیران میکند، معلوم میشود کشورهایی هم ضمیمه ایران بودهاند. یعنی تیول ایران بودهاند، ولی به طور کلی وقتی گفته میشود ایران، منظور سرزمین خیلی وسیعی است با مرزهای گسترده.
🗞گفتگو با هفته نامه کرگدن/ مریم گودرزی
@shahnamehpajohan
🔹/channel/eshtadan
قضیهٔ رشدیه در تبریز چه بوده؟
از پدرم مرخصی گرفته روانه مشهد مقدس رضوی سلام اله علیه شدم.
یکماه از توقفم بیش نگذشته بود که مأمور آسفالدولهٔ شیرازی، حاکم مشهد احضاریهئی از حکومت آورد. بدارالحکومه رفتم.
- آسفالدوله گفت: قضیهٔ رشدیه در تبریز چه بوده؟
- علت تحقیق را پرسیدم.
- گفت: از تبریز نوشتهاند که بمشهد آمدهاید که در اینجا مدرسه باز کنید و نباید گذاشت.
- گفتم: در این فکر نبودهام مگر خلق خاصّه حضرت اشرف امر بتأسیس کند.
- گفت چه خلق از من معلومت شده که آن داعی تأسیس مدرسه است؟
- گفتم: معروفست که حضرت اشرف از میان رجال مملکت محلّى بعلم و عالمنواز و منکر جهلید و جهل فردی را مضر عامه میدانید. البته این خلق، داعی تأسیس مدرسه است.
- گفت: آنچه داشتهاید چه بوده؟
- گفتم: آن بوده که حضرت اشرف، همیشه طالبش هستید.
- گفت: این چنین مدرسه منکری ندارد. پس علت این ممانعت جدی چیست که نوشتهاند مدرسه رشدیه مخرِّب اساس علم و عزت علماست؟
- گفتم: مدرسه امتحان سال چهارم که داد، یکدوره صرف عربی و صرف و نحو فارسی و مقدمهٔ عربی از قسمت انتهائی از کتب فارسی و ادبی و حساب و تاریخ و جغرافی و شرعیات و مشق و خط و دیگر مقدمات تربیت را از نظر هنرشناسان امر تعلیم در کمال درخشندهگی گذراند. در همان مجلس یکی از علما گفت: این شاگردان باین تندی که میروند آنور میافتند تا بالاخره تصریح کرد که باین سرعت اطفال خردسال طی مراتب علم نمایند، دیگر علما را عزت و شرفی نماند رونق اسلام در این است که از یکصد نفر شاگرد در مدرسه، دو نفر از ملازادگان باسواد باشند و دیگران بیعلم و دائم محتاج علما باشند.
- آسفالدوله گفت: عالم روحانی چگونه این خیال را محلّل تخریب این یکمدرسه قرار میدهد؟
- گفتم بهانهٔ مشروعیت حکم تخریب این شد که گفت: این تندروی در تعلیم شیوهٔ فرنگیان است و صلاح اسلام و مسلمین نیست. (باقریان موحد، 1402: 289)
مأخذ: باقریان موحد، سید رضا. 1402. مجموعه خاطرات میرزا حسن رشدیه تبریزی. قم: مؤسسه فرهنگی طه.
/channel/mirasmaktoob
🔹/channel/eshtadan
🍂 مهر؛ ماهِ پیمان و مهرگان
«به روز خجسته سَرِ مهر ماه
به سر برنهاد آن کیانی کلاه»
مهر، هفتمین ماه گاهشماری خورشیدی و نخستین ماه پاییز است؛ اما نام آن بسیار کهنتر از تقویم امروزی ماست و ریشهاش به ایران باستان بازمیگردد.
«مهر» در اوستا به صورت «مِیثرَه» (Miθra) آمده است. میثره از ایزدان کهن ایرانی بود و بیش از هر چیز با «پیمان» و «عهد» پیوند داشت. او نگهبان پیمانها و ناظر بر راستی و وفاداری بود؛ از همین رو شکستن پیمان و دروغ، در برابر جایگاه مهر قرار میگرفت.
در اوستا، مهر موجودی ناظر و بیدار توصیف میشود که همهجا را میبیند و بر رفتار انسانها نظارت دارد. همین ویژگی باعث شد مهر با مفاهیمی مانند عدالت، راستی، روشنایی و نظم اخلاقی پیوند پیدا کند.
نام مهر در دوره هخامنشی نیز ناشناخته نبود. در کتیبههای اردشیر دوم هخامنشی، «میترا» در کنار اهورامزدا و آناهیتا آمده است. این کتیبهها نشان میدهند که مهر در فضای دینی ایران هخامنشی نیز جایگاهی داشته، هرچند درباره میزان و شکل پرستش او در آن دوره نباید با قطعیت بیش از اندازه سخن گفت.
با گذشت زمان، مهر تنها نام یک ایزد باقی نماند. «مهر» در زبان فارسی به معنای دوستی، محبت و عشق نیز به کار رفت؛ معنایی که هنوز هم در واژههایی مانند مهربانی، مهرورزی و مهرپرور دیده میشود.
اما در گاهشماری ایران باستان، مهر فقط نام ماه نبود. شانزدهمین روز هر ماه نیز «مهر» نام داشت. هنگامی که نام روز و ماه با یکدیگر یکی میشدند، آن روز را جشن میگرفتند. بنابراین شانزدهمین روز ماه مهر، یعنی «مهر روز از ماه مهر»، زمان برگزاری جشن بزرگ مهرگان بود.
مهرگان یکی از کهنترین جشنهای ایرانی است و در کنار نوروز جایگاهی ویژه در فرهنگ ایران داشته است. این جشن با فرارسیدن پاییز، برداشت محصولات و مفاهیمی مانند مهر، پیمان و داد پیوند داشت.
ابوریحان بیرونی در «آثارالباقیه» از مهرگان سخن گفته و آن را در شانزدهمین روز مهر ثبت کرده است. در منابع تاریخی، از مهرگان کوچک و مهرگان بزرگ نیز یاد شده و جشن در سنتهای مختلف برای چند روز ادامه پیدا میکرد.
مهرگان در شاهنامه نیز جایگاهی اسطورهای دارد. فردوسی آغاز این جشن را به پیروزی فریدون بر ضحاک و آغاز فرمانروایی فریدون پیوند میدهد:
«به روز خجسته سَرِ مهر ماه
به سر برنهاد آن کیانی کلاه»
در روایت شاهنامه، مردم پس از برکناری ضحاک و به پادشاهی رسیدن فریدون جشن میگیرند. به این ترتیب، مهرگان در حافظه اسطورهای ایرانیان تنها جشن آغاز پاییز نبود؛ بلکه نشانهای از پایان دوران ستم و آغاز فرمانروایی فریدون نیز به شمار میآمد.
آیین مهرگان نیز مانند بسیاری از جشنهای ایرانی با خوراک، پوشاک، هدیه دادن، گردهمایی و نیایش همراه بود. مردم سفرهای ویژه میگستردند و بر آن خوراکیها و میوههای فصل، گل و دیگر نمادهای مرتبط با جشن قرار میدادند.
مهر البته محدود به ایران نماند. نام «میترا» در جهان باستان در سرزمینهای گوناگون دیده شد و بعدها آیینی رازآمیز با نام «میتراپرستی رومی» در بخشهایی از امپراتوری روم رواج یافت. با این حال، میان میترای ایرانی و میترائیسم رومی تفاوتهای مهمی وجود دارد و نمیتوان این دو را دقیقاً یک آیین دانست؛ تنها میتوان از پیوند تاریخی و دگرگونی یک سنت کهن در گذر زمان سخن گفت.
مهر با آغاز پاییز میآید؛ ماهی که طبیعت از تابستان فاصله میگیرد و فصل برداشت و دگرگونی آغاز میشود.
اما پشت این نام ساده، قرنها تاریخ ایستاده است؛ از «میثره» در اوستا و نگهبان پیمانها، تا مهرگانِ ایران باستان، روایت فریدون و ضحاک، کتیبههای هخامنشی و واژهای که در زبان فارسی سرانجام معنای محبت و دوستی نیز پیدا کرد.
مهر آغاز شد؛
ماهِ مهر و پیمان،
و با آن، سی روز دیگر از تاریخ ایران پیش روی ماست.
🆔@ravayat_doran
🔸/channel/eshtadan
🌱سیام شهریورماه، زادروز فریدون مشیری (۱۳۰۵-۱۳۷۹)
فریدون مشیری، شاعر نوپرداز معاصر در تهران زاده شد. مشیری، افزون بر شاعری، دستی نیز در روزنامهنگاری داشت و سالها با مجلاتی مانند روشنفکر و سخن همکاری کرد و در معرفی شاعران نوپرداز به جامعه نقش داشت. او در عین پرداختن گهگاهی به قالبهای سنّتی شعر فارسی، بیشتر دنبالهرو شعر نو نیمایی بود. زبان شعرش پاکیزه، نرم، هموار، ساده و به دور از پیچیدگی، و تصویرهای شعری او ملموس، عینی و فارغ از تخیلهای نازکاندیشانه است. شعر او مایهور از عاطفهای نیرومند، سیّال و صمیمی است و با تاروپود زندگی روزمره گره خورده است. عشق به انسان و طبیعت و ایراندوستی و نگاه انتقادی به اجتماع پیرامون از مایههای اصلی سرودههای اوست. شعر «کوچۀ» او از سرودههای نامدار معاصر است که به زبان مردم راه یافته است و خوانندگان بسیار یافته است.
آثار شعری او عبارتاند از: تشنۀ طوفان، گناه دریا، ابر و کوچه، بهار را باور کن، از خاموشی، مروارید مهر، آه باران، دیار آشتی، با ایران و پنج سخنسرا (گزیدۀ اشعار وطندوستانه)، لحظهها و احساس، آواز آن پرندۀ غمگین، تا صبحِ تابناکِ اهورایی.
@theapll
🔸/channel/eshtadan
...از تابلوها که بگذریم، میرسیم به اسم مواد و کالاها و شرح و تفصیلهایی که به زبان انگلیسی بر آنهاست، که خود داستان جداگانهای دارد.
پیدا کردن دلایل این کار مشکل نیست؛ نخست، بیاعتقادی و بیاعتنایی به زبان ملی؛ دوم، عدم توانایی تشخیص خوب از بد و روا از ناروا و زیبا از زشت؛ سوم، وجود روح بوالهوس و پادرهوایی که انسان را میراند به سوی هر چه غیرخودی است: به سوی مُدپرستی، بیزاری از خود و اتکا به غیر.
همۀ آنچه گفته شد، ناشی از کمبود فرهنگ است. چون قومی از فرهنگ خود بُرید، هم به زندگی ملی بیاعتنا میشود، هم قوۀ تمییز را از دست میدهد و هم خوی بیگانهپسند مییابد.
مفهوم کنایی این وضع، بسی خطیرتر از آثار بیرونی آن است. اسم لباسشویی را مثلاً چه بگذارند «وایت» و چه بگذارند «نظیف»، نه در وضع شستن لباس تغییری پیدا میشود، نه در تندی و کندی کار ماشین و نه در قیمت کار؛ لیکن پناه بردن به نام خارجی، حاکی از ذهن زبون و علیل کسانی است که دل خود را به اسم خوش میکنند. بر همین قیاس، بهطور کلی دلخوش کردن به کلمه و حرف، یکی از ابتلاهای امروز شده است.
نبرد بین گفتار و کردار است. چون گفته شد و عمل نشد، بیاعتمادی میآید و بیاعتمادی، بیاعتقادی میآورد و بیاعتقادی، بیمسئولیتی؛ دیگر در این صورت هر کسی خود را آزاد میبیند که هر چه خواست بگوید و هر چه خواست بکند....
#فرهنگ_و_شبهفرهنگ
کانال دکتر اسلامی ندوشن
@dr_eslaminodoushan
🔹/channel/eshtadan
◼️▪️ بیست و هفتم شهریورماه سالروز درگذشت سیّد محمدحسین بهجت تبریزی (شهریار)
سید محمدحسین بهجت تبریزی (۱۱ دی ۱۲۸۵ - ۲۷ شهریور ۱۳۶۷) در تبریز زاده شد و دورۀ تحصیلاتش را در زادگاه خود و سپس تهران (مدرسۀ دارالفنون) سپری کرد. او کارمند بانک کشاورزی و استاد افتخاری دانشکدۀ ادبیات تبریز بود.
شهریار از بزرگترین غزلسرایان دورۀ خود به شمار میآمد که در سرودن انواع دیگر شعر فارسی، مانند قصیده، مثنوی، قطعه، رباعی، دوبیتی و شعر نیمایی نیز مهارت داشت. از آثار شعری این شاعر آذربایجانی میتوان به روح پروانه، صدای خدا، حالا چرا، حیدربابایه سلام و دیوان اشعار اشاره کرد. شعری که میخوانید سرودۀ اوست.
حماسۀ ایران
سالها مشعل ما پیشرو دنیا بود
چشم دنیا همه روشن به چراغ ما بود
دُرجِ دارو همه در حُکم حکیم رازی
برجِ حکمت همه با بوعلیِ سینا بود
قرنها مکتب قانون و شفای سینا
با حکیمان جهان مشقِ خطی خوانا بود
عطر عرفان همه با نسخۀ شعر عطّار
اوج فکرت همه با مثنوی ملّا بود
داستانهای حماسی بسرود و بسزا
خاص فردوسی و آن همّت بیهمتا بود
کلک سحّار نظامی به نگارینتذهیب
کلک مشّاطۀ طبعی که عروسآرا بود
پند سعدی کلمات ملکالعرش عَلا
غزل خواجه سرود ملأ اعلا بود
عاشقی پیشه کن ای دل که به دستان گویند
وامقی بود که دلباختۀ عَذرا بود
گر سخن از صفت قهر و غرور ملّیست
کاوۀ ماست که بر قاف قرون عنقا بود
تاج تاریخ جهان کورش اَهْخامَنِشیست
کز قماش و منشی محتشم و والا بود
عدل کسرا چه هماییست همایونسایه
که نه بر صحنۀ تاریخ چنین سیما بود
شاهِ شطرنجِ فتوحات، همانا نادر
کز سلحشوری و لشکرشکنی غوغا بود
شمع در پردۀ فانوس بهپروا سوزد
ناز پروانه که بیپرده و بیپروا بود
آنچه شاهِ ولی و صوفی صافیمشرب
به صفای تو که دردانۀ این دریا بود
هر گلی کز چمن باغ جنان آبی خورد
نازپروردۀ این خاک عبیرآسا بود
بس توحّش که درو شد به تمدّن تبدیل
آمدن یرغو و رفتن یَسَق و یاسا بود
خاتمِ گمشده را باز بجو ای ایران
که بدان حلقه جهان زیر نگین ما بود
شهریار از تو نوای نی و ناقوس خوش است
این غزل را نسب از کوسِ بلندآوا بود
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
🔹/channel/eshtadan
بیست و پنجم شهریورماه سالروز درگذشت سیّد ابوالقاسم انجوی شیرازی
کار عمده و اساسی انجوی تأسیس مرکز فرهنگ مردم و ایراد سخنرانی هفتگی در رادیو است. این خدمت گرانقدر را به شور و شوق و دانایی پیش گرفت و توانست عدۀ کثیری را در شهرها و آبادیها به پژوهش و گردآوری مواد ضروری در این رشته بکشاند. بسیاری را متوجه به عمق مطلب و اهمیت این گونه از فرهنگ کشور کرد. آرامآرام کارهای او در این زمینه در میان مستشرقین راه یافت و مقداری به روسی ترجمه شد. اما مهمتر از همه تحقیقی است که رودلف مارزلف آلمانی بر اساس قصههایی که انجوی جمعآوری کرده بود، دربارۀ طبقهبندی قصههای ایرانی به زبان آلمانی منتشر کرده است. او کار انجوی را به حق ستوده است. این کتاب به ترجمۀ استادانۀ کاووس جهانداری در همین اوقات اخیر به فارسی نشر شده است (انتشارات سروش).
انجوی تا هدایت زنده بود در حوزۀ او شد و آمد داشت و بیست و چند سال پیش از آن را در حلقۀ ادبی علی دشتی گذرانید. یادگار خوب این دوره از زندگی او کتابهای مکتب شمس و دیوان حافظ است که هریک بارها به چاپ رسیده است. در زمینۀ ادبیات کهن فارسی مجموعهای از غزل به نام سفینۀ غزل چاپ کرده است که چند بار چاپ شده و خواهان بسیار یافته است.
[نادرهکاران: سوگنامۀ ناموران فرهنگی و ادبی (۱۳۰۴-۱۳۸۹)، ایرج افشار، زیر نظر بهرام، کوشیار و آرش افشار، به کوشش محمود نیکویه، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ سوم ۱۴۰۴، ج ۲، ص ۱۰۸۴-۱۰۸۵]
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی و تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
🔸/channel/eshtadan
📓 📓 📓 📓
۲۴ شهریور - ساگرد درگذشت
زندهیاد #عبدالحسین_زرینکوب
#دکتر_عبدالحسین_زرینکوب ادیب، تاریخنگار و نویسندهی برجسته، دارای پیشینه بیش از چهار دهه تدریس در دانشگاههای گوناگون و همکاری با مرکز دایرهالمعارف بزرگ اسلامی بود. او از بزرگترین پژوهشگران همروزگار ایرانی در پهنه ادبیات فارسی بود که به دلیل چیرگی بر زبان و ادبیات فارسی و آشنایی با چندین زبان به ویژه عربی، انگلیسی و فرانسوی، یادگارهای ارزشمندی از خود به جا گذاشته است.
زرینکوب در بسیاری از مجامع علمی جهان سخنرانی داشت. او از ستونهای استوار فرهنگ و ادب فارسی و از تاثیرگذارترین چهرههای قرن در حوزه تاریخ و فرهنگ فارسی است.
عبدالحسین زرینکوب که از نوادگان ملا علیاکبر خوانساری بود. در بروجرد پا به جهان نهاد و ۱۱ پایه آموزش ابتدایی و متوسطه را در زادگاهش سپری کرد. به ترغیب پدر در اوقات فراغت به فراگیری علوم دینی و حوزوی نیز میپرداخت.
پس از تعطیلی کلاس ششم متوسطه در شهرش بروجرد، برای ادامه تحصیل به تهران رفت و در سال ۱۳۱۹ در رشته ادبیات دیپلم گرفت. با وجود پذیرش در دانشکده حقوق دانشگاه تهران، به بروجرد بازگشت و به تدریس دروس مختلف در دبیرستانهای خرم آباد و بروجرد پرداخت. در همین دوران اولین کتاب خود با عنوان فلسفه، شعر یا تاریخ تطور شعر و شاعری در ایران را در بروجرد منتشر ساخت.
عبدالحسین زرینکوب در سال ۱۳۲۴ با کسب رتبه اول، در رشته ادبیات فارسی دانشگاه تهران پذیرفته شد. در سال ۱۳۲۷ لیسانس گرفت و در سال ۱۳۳۴ دکترای خود را از دانشگاه تهران زیر نظر بدیعالزمان فروزانفر دریافت کرد.
زرین کوب در سال ۱۳۳۰ همراه با برخی ادیبان به همکاری در ترجمه مقالات دایرهالمعارف اسلام دعوت شد. او که در نخستین سالهای ورودش به دانشگاه با قمر آریان آشنا شده بود، در سال ۱۳۳۲ با وی ازدواج کرد. آریان که خود از چهرههای تأثیرگذار ادبیات ایران است، یکی از نخستین زنان فارغالتحصیل از دانشکدهی ادبیات دانشگاه تهران بود و توانست به جایگاه استادی دانشگاه نیز دست یابد.
عبدالحسین زرینکوب از سال ۱۳۳۵ تدریس تاریخ در دانشکدههای ادبیات و الهیات دانشگاه تهران و چند دانشگاه دیگر را آغاز نمود. از ۱۳۴۱ افزون بر دانشگاههای تهران، در دانشگاههای آکسفورد، سوربن، هند و پاکستان و در سالهای ۱۳۴۷ بهعنوان استاد میهمان در دانشگاههای کالیفرنیا و پرینستون به تدریس علوم انسانی پرداخت.
عبدالحسین زرین کوب ۲۴ شهریور ۱۳۷۸ در ۷۶ سالگی درگذشت.
بهترین یادگارهای زرین کوب
از زرین کوب یادگارهای برجستهی پرشمار در زمینههای گوناگون به جای مانده است؛ از ادبیات و نقد ادبی گرفته تا تاریخ و عرفان. از میان نوشتههای عبدالحسین زرینکوب در حوزهی ادبیات و عرفان میتوان به کتابهای «نقد ادبی»، «با کاروان حُلّه»، «از کوچهی رندان»، «سرّ نی»، «بحر در کوزه»، «پله پله تا ملاقات خدا»، «پیر گنجه در جستجوی ناکجاآباد» و «نامورنامه» اشاره کرد. او در حوزهی تاریخ نیز ماندگارهایی چون «دو قرن سکوت»، «بامداد اسلام»، «تاریخ در ترازو»، «تاریخ ایران بعد از اسلام»، «روزگاران» و «آشنایی با تاریخ ایران» را نوشته است.
از شناختهشدهترین آثار زرین کوب، کتاب پله پله تا ملاقات خدا نام دارد که نویسنده در آن به داستان زندگی مولانا جلالالدین محمد بلخی از بدو تولد تا پایان زندگی و همچنین اندیشه و سلوک وی پرداخته است. این کتاب با زبانی نسبتاً ساده و در چارچوب داستان نوشته شده و زرینکوب برای نگارش آن از مستندات تاریخی بهره گرفته است.
در حوزهی نقد ادبی نیز کتاب «با کاروان حله» از عبدالحسین زرین کوب بر جای مانده است. این اثر شامل ۲۰ مقاله دربارهی ۲۰ شاعر بزرگ از جمله حافظ، فردوسی، رودکی، ناصر خسرو، نظامی، عطار و... است. این کتاب نخستین بار در سال ۱۳۴۳ منتشر شد.
کتاب دو قرن سکوت پرآوازهترین یادگار عبدالحسین زرین کوب است که روایتی از سرگذشت ایرانیان در گذر دو قرن پس از حملهی اعراب به این کشور ارائه میدهد. این کتاب که نخست پاورقی نشریهی «مهرگان» ازآن نهاد «جامعهی لیسانسیههای دانشسرای عالی» بود، سپس در چارچوب یک کتاب منتشر شد. «دو قرن سکوت»، با این که منتقدانی دارد، یکی از کتابهای مهم تاریخی معاصر محسوب میشود که مخاطب را با تاریخ ایران در دو قرن پس از حملهی اعراب و قیامهای ایرانیان آشنا میکند و گزارشی از فرهنگ ایرانی ارائه میدهد.
روانش شاد - نام و یادش جاوید.
🆔 @XeradsarayeFerdosiYazd
🔸/channel/eshtadan
بیستم شهریور زادروز زندهیاد استاد #جلال_خالقی_مطلق:
دکتر جلال خالقی مطلق شاعر ، ادیب، زبانشناس و ایرانشناس پرآوازه و ستارهای درخشان در پهنه شاهنامهپژوهی ایران بودند .
▪️سالهای نخست زندگی و تحصیل
استاد جلال خالقی مطلق بیستم شهریور ۱۳۱۶ در تهران زاده شدند. ایشان پس از پایان دوره دبیرستان در ایران، در کشور آلمان ادامه تحصیل دادند.
▪️تحصیل در آلمان
استاد خالقی مطلق در دانشگاه کلن آلمان به تحصیل در رشتههای مختلفی پرداخته و در سه رشتهی شرقشناسی، مردمشناسی و ژرمانیستیک دکتری گرفتند. چیرگی ایشان بر زبانها و رشتههای گوناگون، در پژوهشهای گسترده در زمینهی شاهنامه و ادبیات فارسی یاریشان داد.
▪️زندگی و کار در هامبورگ
پس از پایان تحصیلات، به استادی به دانشگاه هامبورگ رفتند و در آنجا افزون بر آموزگاری زبان فارسی و فرهنگ ایران به بررسی دستنوشتههای شاهنامه پرداختند. ایشان با باریکبینی بسیار، نسخههای گوناگون شاهنامه را بررسیدند تا بهترین نسخهها را اساس و بدل برای تصحیح برگزینند.
▪️تصحیح شاهنامه
از مهمترین دستاوردهای استاد خالقی مطلق، تصحیح انتقادی شاهنامه فردوسی است. ایشان با دانش گسترده از زبان فارسی باستان و میانه و همچنین دانش ژرف از تاریخ و فرهنگ ایران، توانستند تصحیحی از این شاهکار ادب فارسی ارائه دهند که تا به امروز نزدیکترین تصحیح به سخن نژاده فردوسی فرزانه شناخته شده و به درک بهتر از این حماسهی بزرگ کمک شایانی کرده.
▪️ اهمیت کارهای خالقی مطلق
✅ حفظ و احیای میراث فرهنگی: تصحیح انتقادی شاهنامه و پژوهشهای گسترده در این زمینه، به حفظ و بازآفرینی یکی از ارزشمندترین میراثهای فرهنگی ایران کمک شایانی کرده است.
✅ توسعه مطالعات ایرانشناسی: کارهای استاد خالقی مطلق، الهامبخش بسیاری از پژوهشگران در زمینه ایرانشناسی شده است و به توسعه این حوزه کمک کرده است.
✅ معرفی بهتر شاهنامه به جهان: تصحیح ایشان از شاهنامه، به معرفی بهتر این اثر به جهان کمک کرده و باعث شده است که شاهنامه به عنوان یکی از مهمترین حماسههای جهان شناخته شود.
▪️برخی از آثار مهم خالقی مطلق
📚 تصحیح شاهنامه فردوسی
📚 کتابهای متعددی در زمینه شاهنامهپژوهی و ادبیات فارسی
📚 مقالات متعدد در مجلات علمی داخلی و خارجی
▪️یک رباعی از استاد خالقی مطلق
ایران غمِ تو چو بر دلم رای کند
کارِ دمِ نینواز با نای کند
هر گوشه تو که اجنبی جای کند
سد گوشه جسم و جانِ من وای کند
▪️سخن پایانی
دیدگاهی از استاد خالقی مطلق دربارهٔ شاهنامه
بهطور خلاصه، محتوای شاهنامه، یک حماسه اسطورهای، پهلوانی، عشقی، اندرزی و تاریخی است. در جزئیات مطالب، شاهنامه پر از آگاهیهای گوناگون دربارهٔ زندگی معنوی و مادی، تشکیلات اداری و لشکری و درباری، آیینهای خانوادگی و اجتماعی ایرانیان باستان است. ساختار شاهنامه، در مجموع یک حماسه تراژیک – دراماتیک است. شاهنامه از نظر شیوه بیان، دارای زبانی کهن و فاخر و لحنی غالباً اخطارکننده است. از نظر کارکرد، شاهنامه مهمترین حلقه پیوند دو بخش تاریخ و فرهنگ ایران (پیش از اسلام و پس از اسلام) به یکدیگر و نیز، استوارترین ستون زبان و ادب فارسی و بزرگترین شاخص هویت و ملیت ایرانی است.»
روانش شاد - یاد و نامش جاوید
▪️پیوست :
معرفی فردوسی و شاهنامه از سوی شادروان استاد جلال خالقی مطلق
🆔@XeradsarayeFerdosiYazd