131744
آخرین سخنرانی ها در حوزه علوم انسانی فلسفه غرب و اسلامی ، عرفان، ادبیات، روانشناسی، جامعه_شناسی . . معرفی این کانال به دیگران یک حرکت فرهنگی است . . برای نجات یک کشور باید فرهنگ آن کشور را ساخت . . به جای لعنت بر تاریکی شمعی روشن کن . .
✍️ پاداش تلاشهای ما چیزی نیست که به دست میآوریم
بلکه کسی است که به آن تبدیل میشویم ...
👤 پائولو کوئلیو
#روجین
🌹
🔊فایل صوتی
ساسان حبیب وند
اخلاقی زیستن نیاز به وجود خداست ؟
.
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @
🆑 #کانالسخنرانیها
🌹
🔊فایل صوتی
داستان پول از عهد باستان تا امروز با نگاهی به چشمانداز رمزارزها/ گزارش یک رویداد
◻️نشست «گذشته و آینده پول با نگاهی به چشمانداز بازار رمزارزها» با حضور اقتصاددانان، مدیران ارشد شرکتهای فعال در صنعت کریپتو و بورس کالا در آکادمی سامان برگزار شد.
◻️دکتر موسی غنینژاد و علی میرزاخانی در این رویداد با تشریح «داستان پول در اندیشه اقتصادی» به رمزارزها به عنوان مصداقهای امروزین پول خصوصی اشاره کردند.
◻️دکتر فرهاد نیلی نیز در این نشست با تشریح نقاط ضعف و قوت اثرات حاکمیت بانکهای مرکزی بر بازارهای پول طی دهههای اخیر از ظرفیتهای رمزارزها برای برخی از کارکردهای پول گفت.
◻️سهند حمزهای مدیرعامل آبانتتر نیز با اشاره به ظرفیتهای صنعت بلاکچین و کریپتو برای تحول در زیرساختهای ناکارآمد نظام مالی سنتی گفت که این صنعت میتواند مدلبانکداری، پرداخت و جذب سرمایه را از نو تعریف کند.
📺 یوتیوب
.
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @Feghtesad
🆑 #کانالسخنرانیها
🌹
🔊فایل صوتی
قربان عباسی
ایساک بابل حقیقت
.
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @
🆑 #کانالسخنرانیها
🌹
🖊 از استعفای معلم تا بحران آموزش؛ آیا زنگ خطر به صدا در آمده؟
✍️ سید عبدالله هاشمی
@sokhanranihaa
در روزهای اخیر، انتشار پیدرپی ویدئوهای استعفای معلمان در شبکههای اجتماعی توجه زیادی جلب کرده است. تکرار این تصاویر، در کنار گزارشهایی درباره کمبود نیروی آموزشی و فشارهای اقتصادی و شغلی، یک پرسش جدی ایجاد میکند: چرا بخشی از معلمان به نقطهای رسیدهاند که ترک شغل را بر ماندن ترجیح میدهند؟
پاسخ را نمیتوان فقط در میزان حقوق جستوجو کرد. معیشت و منزلت در حرفه معلمی از هم جدا نیستند.
وقتی درآمد با هزینه زندگی فاصله میگیرد، مسئله فقط کاهش قدرت خرید نیست. شغل دوم، تدریس خصوصی، رفتوآمد پرهزینه و کار بیشتر، بهتدریج فاصله میان اهمیت اجتماعی شغل و کیفیت زندگی صاحب آن را آشکار میکند.
معلم از یک سو مسئول ساختن سرمایه انسانی کشور است و از سوی دیگر برای تأمین زندگی خود ناچار به فعالیتهای جانبی شده است.
اینجا مسئله از حقوق به منزلت پیوند میخورد: جامعه چقدر برای تخصص و مسئولیت معلم در زندگی واقعی ارزش قائل شده است؟
اما استعفا یک پیامد دیگر هم دارد. وقتی معلم تصمیم خود را عمومی میکند، یک رفتار فردی به اطلاعات اجتماعی تبدیل میشود. معلم دیگری آن را میبیند، هزینه ماندن را با امکان رفتن مقایسه میکند و ممکن است برای نخستین بار خروج از حرفه را بهعنوان یک گزینه واقعی در نظر بگیرد.
یک ویدئو الزاماً کسی را به استعفا وادار نمیکند، اما میتواند یک انتخاب را عادیتر و قابل تصورتر کند:
«رفتن هم ممکن است.»
اگر چنین تصاویری تکرار شوند، مسئله دیگر فقط خروج چند نیروی انسانی نیست؛ ممکن است به تغییر تدریجی فرهنگ شغلی این حرفه منجر شود و حتی بر انتخاب نسل بعدی برای ورود به معلمی اثر بگذارد.
از طرفی، سیاست آموزشی فقط تعیین محتوای کتاب درسی و ساخت مدرسه نیست. تعیین حقوق، مسیر ارتقای شغلی، امنیت و ثبات حرفهای، شرایط کاری، نحوه توزیع نیرو و مهمتر از همه، سیاست حفظ معلمان باتجربه نیز بخشی از سیاست آموزشی است.
اگر این سیاستها نتوانند ماندن نیروی حرفهای را جذاب نگه دارند، خروج معلم نتیجهای صرفاً فردی نخواهد داشت.
معلم باتجربه که میرود، فقط یک جای خالی ایجاد نمیکند؛ تجربه، شناخت دانشآموز، مهارت مدیریت کلاس و سرمایه حرفهای او نیز از مدرسه خارج میشود.
در شرایط کمبود نیرو، این خروج میتواند فشار بیشتری بر معلمان باقیمانده وارد کند و چرخهای نگرانکننده بسازد:
خروج نیرو ⬅️ فشار بیشتر ⬅️ کاهش جذابیت حرفه ⬅️ خروج بیشتر.
درباره اینکه چنین چرخهای اکنون با چه شدتی در ایران در حال وقوع است، داده کافی نداریم. اما گزارشهای اخیر از کمبود نیروی آموزشی و فشارهای موجود بر نظام آموزشی خبر میدهند. بنابراین مسئله را نمیتوان صرفاً به «معلم ناراضی» تقلیل داد.
وقتی تعداد قابل توجهی از نیروهای یک حرفه درباره ماندن یا رفتن تصمیم میگیرند، باید به محیطی که این تصمیمها در آن شکل میگیرد نگاه کرد.
پرسش سیاستگذار نباید فقط این باشد که:
«چند معلم استعفا دادهاند؟»
پرسش سیاسیتر و اساسیتر این است:
«چه سیاستهایی شرایطی ساختهاند که ماندن در حرفهای با این اهمیت اجتماعی، برای بخشی از معلمان دیگر انتخاب بدیهی نیست؟»
استعفای معلم را نمیتوان فقط یک تصمیم شخصی یا مسئلهای صنفی دید. هر استعفا بخشی از سرمایه انسانی آموزش را خارج میکند و اگر تکرار شود، میتواند به مسئلهای برای کیفیت مدرسه، تربیت نسل آینده و اعتماد اجتماعی به سیاستهای آموزشی تبدیل شود.
سیاستگذار میتواند کمبود معلم را با استخدامهای تازه جبران کند؛ اما معلم باتجربه را نمیتوان با یک کد استخدامی جایگزین کرد. تجربه، انگیزه، شناخت دانشآموز و سرمایه حرفهای سالها زمان میخواهد.
بنابراین مسئله اصلی فقط این نیست که چه کسی استعفا داده است؛ مسئله این است که چه چیزی او را به نقطه استعفا رسانده است.
اگر سیاستگذاری آموزشی نتواند میان مسئولیتی که از معلم انتظار دارد و معیشت، منزلت و آیندهای که برای او فراهم میکند تعادل برقرار کند، هزینه این شکاف را فقط معلم نمیپردازد.
هزینه نهایی را دانشآموز و آینده کشور خواهد پرداخت.
و این شاید سیاسیترین معنای استعفای یک معلم باشد:
وقتی معلم میرود، فقط یک جایگاه شغلی خالی نمیشود؛ یک سیاست ناکارآمد خودش را نشان میدهد.
.
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @Kheradvarzi_Hashemi
🆑 #کانالسخنرانیها
🌹
✍️ ما به آدمهایی محتاج هستیم که خود را مدیون زندگانی بدانند نه طلبکار آن.
به آدمهایی محتاج هستیم که به زندگانی عشق داشته باشند نه کینه.
به آدمهایی محتاج هستیم که به آینده بچههایشان فکر کنند نه به گذشته پدرهایشان.
ما از فرومایگیها استقبال نباید بکنیم، بلکه میخواهیم اول چنین روحیههای بیماری را درهم بشکنیم...
👤 محمود دولت آبادی
📗 کلیدر
#روجین
🌹
🔊فایل صوتی
دکتر محمد یزدانینسب
جبر و آزادی
.
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @
🆑 #کانالسخنرانیها
🌹
🔊فایل صوتی
چرا ایران همواره در جنگ است؟ |
مهم ترین جنگ های تاریخ ایران زمین
کانال مورخ
.
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @movarekhpodcast
🆑 #کانالسخنرانیها
🌹
🔊فایل صوتی
سلسله دورههای آموزشی آفلاین موسسه خیریه دات:
دکتر مقصود فراستخواه
🔸بخش اول: سه دال
🔸بخش دوم: گفتگوی سقراطی
🔸بخش سوم: کشف گنج درون بچهها
🔸بخش چهارم: حل مسئله
🔸بخش پنجم: تفكر انتقادي
🔸بخش ششم: محور خود اثربخشی
🔸بخش هفتم: رقابت گروهی جوامع یادگیرنده
🔸بخش هشتم: ذهن و همهچیز
🔸بخش نهم: تکدوزی- تولید برنامه سرکلاس
🔸بخش دهم: اهمیت اشیاء در تدریس
🔸بخش یازدهم : گزارش صبحگاهی
.
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @dotcharity
🆑 #کانالسخنرانیها
🌹
🖊 یاداشت یک پسر دیالیزی:
@sokhanranihaa
۷ درسی که از دستگاه دیالیز کلیه یاد گرفتم؛ درسهایی که فکر میکردم شاید در ۶۰ سالگی یاد بگیرم:
من یک پسر ۱۹ ساله هستم. هفتهای سه بار دیالیز میشوم. مردم مرا میبینند که چهار ساعت به دستگاه وصل هستم و دلشان به حالم میسوزد. اما حقیقت این است که این دستگاه چیزهایی به من یاد داد که هیچ مدرسه یا دانشگاهی نتوانست یادم بدهد.
اگر منتظر هستی رنجها تمام شوند تا بعد زندگی را شروع کنی، این نوشته برای توست. آن را نگه دار، شاید روزی به کارت بیاید.
1️⃣ سلامتی تضمینشده نیست
فکر میکردم سلامتی چیزی عادی است؛ مثل آنتن موبایل که همیشه در دسترس است. تا اینکه یک روز از خواب بیدار شدم و دیدم کلیههایم دیگر نمیتوانند خونم را تصفیه کنند. آن روز فهمیدم سلامتی چیزی نیست که برای همیشه صاحبش باشی؛ بلکه امانتی روزانه از طرف خداست که باید هر لحظه بابت آن شکرگزار باشی، پیش از آنکه از تو گرفته شود.
2️⃣ یک روز معمولی، خودش یک نعمت است
یک روز معمولی، بدون درد، بدون بیمارستان و بدون آزمایش... اصلاً معمولی نیست؛ بلکه یک عید است.
ما خوشبختی را در سفر و پول جستوجو میکنیم، در حالی که گاهی خوشبختی در یک لیوان آب است که بتوانی بدون نگرانی بنوشی، یا در خوابی آرام و بدون درد.
3️⃣ آدمها هنگام بحران دو دستهاند
وقتی بیمار میشوی، نیمی از دوستانت ناپدید میشوند و کسانی که هرگز انتظارش را نداشتی، مثل برادر کنار تو میایستند.
دیالیز فقط خون را تصفیه نمیکند؛ آدمها را هم برایت غربال میکند و نشان میدهد چه کسی واقعاً دوستت دارد و چه کسی فقط تا وقتی حالِ تو خوب بود کنارت بود.
4️⃣ قدرت یعنی ادامه دادن، نه گریه نکردن
قبلاً فکر میکردم آدم قوی کسی است که اشک نریزد. اما در بخش دیالیز بارها گریه کردم و فهمیدم قدرت واقعی این است که گریه کنی، از جا بلند شوی، اشکهایت را پاک کنی و با لبخند چهار ساعت دیگر درمانت را ادامه بدهی. قدرت یعنی تحمل کردن و ادامه دادن.
5️⃣ زمان، ارزشمندترین سرمایه است
هفتهای ۱۲ ساعت روی دستگاه، ماهی ۴۸ ساعت و سالی ۵۷۶ ساعت از عمرم صرف دیالیز میشود. آنجا فهمیدم پول را میتوان دوباره به دست آورد، اما زمان هرگز برنمیگردد. وقتت را با نفرت، کینه و حرفهای بیهوده هدر نده. هر دقیقهای که سالم و بیرون از بیمارستان زندگی میکنی، یک گنج واقعی است.
6️⃣ برنامههای تو از مهربانی خدا مهمتر نیستند
برای ورود به یک رشته دانشگاهی، سفر و کار برنامه داشتم. اما همه برنامههایم با نتیجه یک آزمایش، در یک روز تغییر کرد. یاد گرفتم برنامهریزی کنم، اما نتیجه را به خدا بسپارم. آینده در اختیار تو نیست؛ آنچه در اختیار توست، فقط تلاش امروز توست.
7️⃣ امید فقط یک کلمه نیست؛ امید یعنی هر جلسه درمان
برای من امید، یک جمله انگیزشی در شبکههای اجتماعی نیست. امید یعنی تزریقی که انجام میشود، دستگاهی که چراغ سبزش روشن میشود و پزشکی که میگوید: «نتایج آزمایش امروزت خوب است.» امید یعنی کارهای کوچک و مثبتی که هر روز تکرار میشوند.
این نوشته را برای این ننوشتم که غمگینت کنم؛ نوشتم تا شاید نگاهت به زندگی عوض شود.
بلند شو، یک لیوان آب بنوش و خدا را شکر کن.
بلند شو. بلند شو و رویایی را که مدام به تعویق انداختهای، شروع کن.
بلند شو و روز معمولیات را طوری زندگی کن که انگار یکی از روزهای عید است.
.
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @beshnofekrkon
🆑 #کانالسخنرانیها
🌹
✍️هیچ پاسخی آنقدر دندانشکن نیست،
که بتواند یک احمق را متقاعد به سکوت کند.
👤 منسوب به کسروی
#روجین
🌹
🔊فایل صوتی
عبدالحمید_ضیایی
امرِ بیصورت از منظر مولانا
.
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @
🆑 #کانالسخنرانیها
🌹
🔊فایل صوتی
هیچ چیزی اعتبار ندارد ؟
بت سازی و بت پرستی دو مانع بزرگ در راه پیشرفت ما
دکتر پیمان آزاد
.
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @
🆑 #کانالسخنرانیها
🌹
🔊فایل صوتی
🔴قبیلهای بهنام دولت
🗣مهشید معیری
🔻یکی از دو مترجم کتاب «قبیله علیه آزادی» نوشته ماریو بارگاس یوسا
.
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @
🆑 #کانالسخنرانیها
🌹
🖊 سقوطِ ما از کجا آغاز شد !
✍️ جعفر بخشی بی نیاز
نویسنده و روزنامه نگار
@sokhanranihaa
🌐 سوالی ست عمومی در کوچه و بازار که به راستی این ملتِ متمدن چرا این روزها این گونه شدند. چرا آن مهربانیِ قدیمی را گم کردند. چرا امروز ؛ سایه سنگینِ بیرحمی و کلاه گذاشتن بر سر دیگری ؛ بر تمام روابط انسانی ما چیره شده است. ما دقیقا از چیزی میترسیم که به تهِ آن رسیدهایم. سقوطِ اخلاق در ایران. ما به سمتی حرکت کردهایم که در آن دیگری نه یک همسنگر یا همراه و حتی هم وطن که دیگری رقیبی ست که باید از سر راه برداشته شود یا طعمهای ست که باید از او شکار کرد. ما به مرحلهای از زیستِ اجتماعی رسیدهایم که در آن نامردی ابزارِ بقا و خیانت راه میان بر برای رسیدن به امنیتِ کاذب است. آن قدیم ترها وقتی سخن از انسانیت گفته می شد ؛ از نوعی امنیتِ روانی حرف میزدند که امروز خواب دیدنش هم دشوار است. آن زمان مردم می دانستند که اگر امروز به هم کمک کنند ؛ فردا اگر زمین خوردند ؛ دستی برای بلند کردنشان به سمت شان دراز خواهد شد. اما امروز ما در یک بازی با حاصل جمع صفر گرفتار شدهایم.
🌐 در جامعهای که تورم ؛ بیعدالتی و فشار اقتصادی پیوند میان آدمها را گسسته ؛ هر کس تصور میکند برای اینکه خودش سر پا بماند ؛ باید پایش را روی شانه دیگری بگذارد. باید برای این که به جایی برسد دیگری را له کند. وقتی اقتصاد ؛ زندگی را به یک جنگ برای بقا تبدیل میکند ؛ ظرفیتِ اخلاق در روحِ جمعی تحلیل میرود. وقتی فرد احساس کند قانون برای او نیست و حقش ضایع می شود ؛ وقتی میبیند که حقِ کسانی که زودتر دست به کلاه گذاشتهاند دارد تامین میشود ؛ ناخودآگاه به سمتِ نامردی و خیانت و ظلم و ستم می رود. این توجیهِ رفتار ما نیست بلکه تحلیلِ ریشهایِ فروپاشیِ ماست. ما دقیقا زمانی سقوط کردیم که مصلحت را جایگزین صداقت کردیم. وقتی که فریب دادن را هوشمندی نامیدیم و وقتی که بیرحمی را واقع گرایی خواندیم. ما در جامعهای زندگی میکنیم که در آن انسانیت کاملا مرده و به فنا رفته است.
🌐 ما در میانهی طوفانِ فشار و بی عدالتی ایستادهایم گرچه می دانستیم این حجم از فشار و تبعیض هرگز حق ما نبود. اما خواسته اجازه دادیم که خودخواهیِ مطلق جایگزین همبستگیِ اجتماعی مان شود. دست هایمان را از هم دور کردیم و دل هایمان را از مهر هم برداشتیم. ما اجازه دادیم که کلاه گذاشتن بر سر دیگری به یک مهارتِ اجتماعی بدل شود. کاری کردیم همه راهشان را کج کنند تا زودتر به مقصد برسند. نتیجه چه شد ؟ جامعهای که در آن هر لحظه منتظریم که کسی از پشتِ سر به ما ضربه بزند. جامعهای که در آن حتی در نزدیکترین پیوندها هم سایهی شک و تردید روی سرمان سنگینی میکند. ما سقوط کردیم چون فراموش کردیم که بدونِ دیگری ما چیزی نیستیم. بیرحمی و قساوت راهِ پیروزی در یک بازیِ ویرانگر نیست که بیرحمی تنها راهی ست که ما را به تنهاییِ مطلق و مرگِ اجتماعی میرساند.
.
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @hichjbb
🆑 #کانالسخنرانیها
🌹
🔊فایل صوتی
تکامل چه درسهایی برای اقتصاد دارد؟
هادی صمدی
.
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @
🆑 #کانالسخنرانیها
🌹
🔊فایل صوتی
دکتر ناصر مهدوی
زندگی گاهی با بیرحمی؛ تمام شخصیت ما را به چالش میکشد تا معلوم کند که چقدر با آنچه ادعا میکنیم مطابقت داریم و چقدر انسان پرمایه و صادقی هستیم .
این همان پدیده ای است که عارفان بزرگ میگویند:: امتحان
🍃صد هزاران امتحان است ای پدر
هر که گوید من شدم سرهنگ در🍃
.
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @kanoon_neshan
🆑 #کانالسخنرانیها
🌹
🔊فایل صوتی
شب شاهنامه،
داستان سیاوش و گذر از آتش
با سخنرانی مریم طاهری مجد و علی دهباشی
و با نقالی فهیمه باروتچی
دوشنبه سی و یکم شهریور ۱۴۰۴
خانۀ هنرمندان ایران، تالار استاد جلیل شهناز
.
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @
🆑 #کانالسخنرانیها
🌹
🔊فایل صوتی
تاریخ بیهقی؛ روایت قدرت و سیاست (جلسه پنجم)
مهران صولتی در پنجمین جلسه از خوانش و شرح تاریخ بیهقی به توضیح دو چهره سیاست در دربار غزنوی میپردازد.
🔸 خوانش و شرح متن فرو گرفتن حاجب علی قریب و برادرش
🔸 خوانش و شرح متن فرار آلتونتاش از چنگ مسعود
🔸 واقعیتهای سیاسی درباره سلطان مسعود
🔸 سیاست تقدیر گرا در مقابل سیاست تدبیرگرا
🔸 صداقت پیشهگی در مقابل سیاست پیشهگی
🔸 اولویت ارزشهای شاهی در مقابل اولویت زندگی فردی
🔸 کنش سیاسی دگرآیین در مقابل کنش سیاسی خود آیین
زمان فایل: ۴۳ دقیقه
جمعه ۲۸ فروردین ۱۴۰۵
کافه کتاب برمو
.
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @solati_mehran
🆑 #کانالسخنرانیها
🌹
🖊 بیانیه نهضت آزادی ایران؛ اقلیتی علیه همبستگی ملی، صلح و توسعه ایران
@sokhanranihaa
در چند سال اخیر، کشور و منطقه ما یکی از پرتنشترین و سرنوشتسازترین دورههای تاریخ معاصر خود را از سر میگذراند. جنگی که سایهاش همچنان بر سر این ملت سنگینی میکند، علیرغم اینکه یک مسئله راهبردی باشد، یک زخم انسانی است.
شهروندانی که در خانههای خود جان باختند، مجروحانی که تا پایان عمر با آثار این جنگ زندگی خواهند کرد، خانوادههایی که داغدار شدند، مردمی که خانه و کاشانهشان را ترک کردند و زیرساختهایی که با سرمایه و رنج چند نسل ساخته شده و در چند روز ویران شد؛ اینها فهرست خسارت نیست، صورتحساب هزینههای سیاستهایی است که ملت ایران آن را نپذیرفته بود و اکنون میپردازد.
نهضت آزادی ایران پیش از هر سخنی تصریح میکند: دفاع از استقلال و تمامیت ارضی ایران در برابر تجاوز، حق مسلم و وظیفه ملی هر ایرانی است و هیچکس را یارای مناقشه در آن نیست. تجاوز نظامی حاکمیت بنیادگرای اسرائیل و همراهی دولت ایالات متحده، جنایتی است که محکومیت آن محل تردید نبوده و نیست. آنچه در این بیانیه محل نقد است، نه دفاع مشروع، بلکه سیاستها و عملکردهای کسانی است که کشور را به نقطهای رساندند که ناگزیر از این دفاع پرهزینه شد و امروز نیز در برابر پایان دادن به آن ایستادهاند.
جریانهای تندرو ازجمله جریان موسوم به پایداری، نیروهای نفوذی و کاسبان جنگ و تحریم، تمام توان خود را در مقابل کاهش تنش و حفظ آتشبس بکار بسته و تا حدی نیز موفق بوده است؛ از ترویج شعارهای تفرقهافکنانه و جنگطلبانه در حضور خیابانی، تا فراهم آوردن بهانه برای دشمن خارجی جهت نقض توافقی که حاصل دیپلماسی مؤثر دستگاههای سیاسی، امنیتی و نظامی کشور بود.
هزینه سیاستهای ادامه جنگ را چه کسی میپردازد؟ طراحان خارجی و داخلی این مسیر، نه در صف نان ایستادهاند، نه حقوق بازنشستگیشان در برابر تورم آب رفته، نه خانههایشان ویران شده و نه فرزندانشان آینده خود را در مهاجرت جستوجو میکنند. بهای آن را کارگر، بازنشسته، کارمند، کشاورز، مالباخته و ساکن مناطق جنگزده میپردازد. جنگطلبی برای گروهی اندک سرمایه سیاسی و اقتصادی تولید کرده و برای اکثریت مردم ایران جز فقر، ناامنی و چشمانداز تاریک نیاورده است.
نهضت آزادی ایران، بر یک واقعیت ساده تأکید دارد:هر سیاستی که راه دیپلماسی و توافقسازی را ببندد، فارغ از نیت طراحان آن، دقیقاً همان نتیجهای را رقم میزند که متجاوز خواهان آن است.نمونه اخیر این رفتار روشن است. رییسجمهور اسبق کشور تأکید کرد که عموم جامعه ایران با فلسفه جنگ آخرالزمانی همراه نیست و خواهان بازگشت صلح از طریق دیپلماسی و سیاستگذاری درست است، و برای اثبات این سخن، رجوع به خواست همه شهروندان ایران را ضروری دانست. پاسخ جریان پایداری به این ارجاع به صاحبان حقیقی این مملکت، نه استدلال، که درخواست محاکمه او بود.
انتخابات غیرآزاد، نظارت استصوابی، حذف گسترده نیروهای منتقد و خالصسازی ایدئولوژیک چند دهه اخیر در عرصههای سیاسی، اداری، رسانهای و نظامی، همین اقلیت را به اکثریت نهادی بدل کرده است. تا زمانی که این سازوکار برقرار باشد، هر تلاشی برای مهار این جریان موقتی و سطحی خواهد بود. اصلاحات ساختاری و به تبع آن اصلاح قانون اساسی در همین جهت ضروری میشود.
نهضت آزادی ایران هشدار میدهد که تداوم این مسیر، ویرانی بیشتر اقتصاد و زیرساخت های کشور، فروپاشی کامل اعتماد قدرتهای منطقهای به دولت ایران، سوختن فرصت همکاریهای آینده در آتش جنگ، و از دست رفتن گشایشهای موجود در فضای بینالمللی را در پی خواهد داشت. آسیب منطقهای این وضعیت از همه ماندگارتر است: کشورهای همسایه که میتوانستند شرکای امنیتی و اقتصادی ما باشند، به ترتیباتی سوق داده شدهاند که ایران در آن جایی ندارد؛ بازسازی چنین اعتمادی سالها زمان میبرد، در شرایطی که ما فرصت این تأخیر را نداریم.
نهضت آزادی ایران تأکید میکند که جلوگیری از نفوذ خارجی جز با مهار تندرویها، تأمین آزادی اندیشه، گشایش فضای رسانهها، تقویت جامعه مدنی، آزادی انتخابات و ایجاد رقابت سیاسی واقعی ممکن نیست. انحصار و خالصسازی ایدئولوژیک، برخلاف ادعای مدافعانش، خود زمینهساز نفوذ است نه مانع آن؛ زیرا نظامی که صدای منتقدان خود را نمیشنود، ناگزیر دیر میفهمد و گران میپردازد.
نهضت آزادی ایران، ایران را متعلق به همه ایرانیان میداند. گشودن میدان برای یک جریان و سرکوب دیگران، نهتنها به جامعه آسیب زده، بلکه توان تصمیمگیری مستقل را حتی از خود حاکمان سلب کرده است. حاکمانی که تنها یک صدا را میشنود، در برابر همان صدا بیدفاع میشود.
🔗 لینک متن کامل
.
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @
🆑 #کانالسخنرانیها
🌹
🔊فایل صوتی
.#دکتر_آذرخش_مکری
📚🧠 رشد شناختی محصول فرد نیست، محصول محیط است
🔹توانایی شناختی انسان در خلأ شکل نمیگیرد؛ بلکه در بستر یک Epistemic Environment یا «محیط شناختی» رشد میکند—مجموعهای از تعاملات اجتماعی، منابع معرفتی، نهادهای آموزشی، هنجارهای فکری و فناوریهای انتقال اطلاعات.
بهواسطه همین محیط، انسان در معرض دانش تجمعی (Cumulative Knowledge) قرار میگیرد؛ دانشی که طی نسلها انباشته شده و از طریق زبان، فرهنگ، همکاری و یادگیری اجتماعی منتقل میشود.
🔹از منظر علوم شناختی و فلسفهٔ معرفت، ذهن انسان یک سیستم بسته نیست؛ بلکه سیستمی توزیعشده است که بخشی از پردازش و یادگیری خود را به جامعه، فناوری و ساختارهای اپیستمیک واگذار میکند.
🔹بنابراین، نبود تعامل، گفتوگو و دسترسی به شبکهٔ دانش، نهتنها رشد را کند میکند بلکه ظرفیتهای شناختی را محدود میسازد. انسان تنها، امکان تولید و نگهداری معرفت پیچیده را ندارد.
نظر شما چیست؟
.
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @
🆑 #کانالسخنرانیها
🌹
🔊فایل صوتی
فکر کردن واقعی - تمرینهایی برای تفکر نقادانه
با ما همراه بشید تا چند دقیقهای به فکرکردن فکر کنیم و یاد بگیریم چطور درک بهتری از مسائل پیچیده داشته باشیم.
این ویدیو دربارهی درست فکر کردن و به چالش کشیدن ایدههاست.
📺 ویدیو یوتیوب
📌 بیپلاس
.
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @podcastbplus
🆑 #کانالسخنرانیها
🌹
🔊فایل صوتی
سخنان سرکار خانم دکتر ژاله آموزگار
عضو پیوستهٔ فرهنگستان زبان و ادب فارسی
بزرگداشت رودکی، پدر شعر فارسی
مؤسسۀ پژوهشی میراث مکتوب _ چهارشنبه 3 دی ماه 1404
.
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @mirasmaktoob
🆑 #کانالسخنرانیها
🌹
🔊فایل صوتی
تاریخ بیهقی: روایت قدرت و سیاست (جلسه چهارم)
🔹 مهران صولتی در چهارمین جلسه از خوانش و شرح تاریخ بیهقی به تراژدی قتل حسنک وزیر میپردازد.
🔸 تبار تاریخی و ویژگیهای تراژدی
🔸 عناصر تشکیل دهنده تراژدی حسنک وزیر
🔸 خوانش دیالوگهای درخشان تراژدی حسنک
🔸 اندیشههای محوری داستان حسنک
🔸 صحنهآرایی قتل حسنک وزیر بهمثابه نمایش
زمان فایل: ۵۰ دقیقه
جمعه هشتم اسفندماه ۱۴۰۴
کافه کتاب برمو
#تراژدی
#حسنک_وزیر
.
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @solati_mehran
🆑 #کانالسخنرانیها
🌹
🖊 دیگر نمیصرفد...
✍️سردار فتوحی
@sokhanranihaa
☑️ نمیصرفد معلم باشی. معلمی تعریف میکرد مغازهداری که مغازهاش کنار مدرسه بود، از محل سکونتش تا مغازه، که فقط دو کیلومتر فاصله داشت، هفت دانشآموز را سوار میکرد و از هرکدام ماهانه دو میلیون و پانصد هزار تومان میگرفت؛ یعنی برای رفتن به مغازه و برگشتن به خانه، با همان بچههایی که در مسیر سوار میکرد، به اندازه حقوق یک معلم درآمد داشت. حالا معلمی که کیلومترها دورتر به مدرسه میرود واقعاً میصرفد مدرسه برود؟
☑️میگفت با رانندهاش(سرویس مدرسە) حرف زدم و گفتە با این گرانی ماشین، قطعات، تعمیرات، بنزین و دستمزد تعمیرکار، واقعاً نمیصرفد.
☑️پرستار هم با حقوقی که به اندازه درآمد یک سرویس است، میگوید واقعاً نمیصرفد سر کار برود.
☑️فروشندهها و کاسبان میگویند هرچه بفروشیم، خودمان دیگر توان خریدنش را نداریم؛ بهتر است مغازم بستە شود چون نمیصرفد.
☑️ خریدار میگوید نمیصرفد بخرم چون گران است بهتر است کمتر بخورم و کمتر بپوشم و کمتر مصرف کنم.
☑️بیمار میگوید بیمارم، اما نمیصرفد دکتر بروم و آزمایش بدهم یا دارو بگیرم.
☑️ماشین خراب میشود و صاحبش میگوید نمیصرفد تعمیرش کنم.
و این «نمیصرفد» دیگر فقط از جیب مردم نیست؛ بلکه معلق کردن خود زندگی است: نمیصرفد ازدواج کنم، نمیصرفد بچهدار شوم، نمیصرفد دانشگاه بروم؛ و...
دیگر نمیصرفد صبح از خواب بیدار شد و حتی مرگ و خودکشی هم نمیصرفد، چون آدم همیشه خیلی دیر خودش را میکشد یعنی بعد از کلی عذاب و رنجی که کشیده است اقدام به خودکشی میکند.
همه این «نمیصرفد»ها را از جایی باید پرداخت، و آنجا دیگر جیب ما نیست بلکه جسم و روان ماست؛ در چنین وضعی، «نمیصرفد» به یک سازوکار "حذف" تبدیل میشود. گوشت را حذف میکنیم، مهمانی را حذف میکنیم، از تغذیه میزنیم، از درمان میگذریم، تفریح و آرامش را حذف میکنیم. بنابراین هزینهای را که دیگر نمیتوانیم با پول بپردازیم، با بدن و روان خود پرداخت میکنیم. این وضعیت چیزی را از مردم میگیرد که در هیچ فیش حقوقی نوشته نمیشود: "مابهتفاوت زندگی از روان و جسم خود خرج کنید"
نتیجە این خرج کردن از روان و جسم، شوریدن علیه یکدیگر است. سری به فضای مجازی بزنید میدانید همه باهم درگیر شدهاند، به هر گروه دیگری فحاشی میکنند و ... ولی دیگر «نمیصرفه» به منطق مشترک زندگیاشان تبدیل شده است.
.
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @fotuhi98
🆑 #کانالسخنرانیها
🌹
🔊فایل صوتی
اشعار مولانا
کنسرت
.
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @
🆑 #کانالسخنرانیها
🌹
🔊فایل صوتی
قربان عباسی
بشکن بسوزان اما تسلیم نشو!
.
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @
🆑 #کانالسخنرانیها
🌹
🔊فایل صوتی
ناصر_مهدوی
خداوند شمس تبریزی را مامور میکند که مولانا را از شر قومی ناهموار نجات دهد و آب شور آن کوزه را شیرین کند؛ این گفتگوی کوتاه بر این است تا بگوید: آن قوم ناهموار چه کسانی بودند و شمس با مولانا چه کرد؟
.
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @kanoon_neshan
🆑 #کانالسخنرانیها
🌹
🔊فایل صوتی
تاریخ بیهقی: روایت قدرت و سیاست (جلسه سوم)
🔹 مهران صولتی در سومین جلسه از خوانش و شرح تاریخ بیهقی، به توضیح نبرد پنهان قدرت در دربار غزنوی میپردازد.
🔸 خوانش و شرح متن نبرد پنهان محمود و مسعود
🔸 دربار ایرانی؛ آینه جامعه کوتاه مدت
🔸 فقدان معیار روشن برای انتقال مسالمتآمیز قدرت
🔸 فقدان ارتباط ارگانیک میان نظامهای حقیقی و حقوقی
🔸 تفاوت رابطه دولت و طبقات اجتماعی در اروپا و ایران
🔸 وجود فضای ناامنی برای حاکمان در دربار
🔸 عدم مصونیت جان، مال، و فرزندان درباریان
🔸 سنت وزیرکشی و مصادره اموال
🔸 اصالت قدرت، ناپایداری تختوتاج و رواج پدر- پسر کشی
🔸 ویژگیهای جامعه کوتاه مدت
زمان فایل: ۴۵ دقیقه
جمعه: ۲۴ بهمن ۱۴۰۴
کافه کتاب برمو
#تاریخ_بیهقی
#نبرد_قدرت
#محمود
#مسعود
.
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @solati_mehran
🆑 #کانالسخنرانیها
🌹
🖊 راز مدرسه
✍️ نعمت الله فاضلی، ۴ مهر ۱۴۰۵
@sokhanranihaa
✅ شاید راز مدرسه در توانایی زنده نگه داشتن پرسش باشد، نه در پاسخ. مدرسه آنجا زنده است که هنوز کسی شهامت داشته باشد بپرسد.
🔻و شاید آموزش چیزی نباشد جز هنر دشوارِ زیستن در روشنای پرسشهای بیپاسخ. شاید آموزش، نه هنر جواب دادن، بلکه هنر سؤال زیستن باشد. و شاید مدرسه، در عمیقترین معنای خود، نهادِ فهمیدن باشد؛ جایی برای مکث در روزگار شتاب، جایی برای آهستگی در جهان عجله، جایی برای یادگیری ژرف، و جایی برای شدن. زیرا انسان، نه با آنچه میداند، بلکه با آنچه هنوز میپرسد، زنده است.
✅ در انتهای سخنرانی دوم مهر گفتم که برای فهم مدرسه، برای پیدا کردن گمشده مدرسه ایرانی، صلح، شاید بتوانیم به یکی از بزرگترین استعارههای فرهنگ ایرانی پناه ببریم؛ استعاره سیمرغ در شاهکار جاودانه عطار، منطقالطیر.
🔻گاه روایتی شاعرانه بیش از صدها نظریه آموزشی به ما میآموزد که یادگیری چیست و انسان چگونه به خویشتن میرسد. عطار داستان پرندگانی را روایت میکند که هُدهُد آنان را به سفری دشوار و طولانی فرامیخواند؛ سفری به سوی پادشاه خود، سیمرغ، در قله قاف. هُدهُد در این روایت تنها یک راهنما نیست؛ او آموزگار است، معلم است، همراه است. نه پرندگان را به جای خود مینشاند و نه به جای آنان پرواز میکند. تنها راه را نشان میدهد، امید میبخشد، تردیدها را میشنود و آنان را به ادامه مسیر فرا میخواند.
🔻پرندگان نیز همچون دانشآموزاناند. هر یک ویژگی، سرشت، ترس، آرزو و توانایی خود را دارند. هیچیک شبیه دیگری نیست. تفاوت دارند، اما همین تفاوتها مانع همراهی آنان نمیشود. آنان بدون آنکه از فردیت خویش دست بکشند، در مسیری مشترک گام برمیدارند و از هفت شهر عشق عبور می کنند.
🔻راز سفرشان در این نیست که همانند شوند؛ راز سفرشان در آن است که با همه تفاوتهایشان بتوانند با هم حرکت کنند. راه یادگیری نیز چنین است. آموزش واقعی از میان همشکل کردن انسانها نمیگذرد؛ از میان به رسمیت شناختن تفاوتها و تبدیل آنها به امکان همزیستی عبور میکند.
🔻در پایان سفر، تنها سی پرنده به قاف میرسند. آنجا بزرگترین حقیقت را کشف میکنند. درمییابند که سیمرغ چیزی بیرون از آنان نبوده است. سیمرغ، خود آناناند؛ «سی مرغ». آنچه در جستجویش بودند، در ژرفای وجود خودشان نهفته بود. آنان به خویش رسیده بودند. شکوفا شده بودند. آموخته بودند. شده بودند. مقصد حقیقی سفر، رسیدن به خود بود. زیرا بزرگترین کشف انسان نه کشف جهان، بلکه کشف خویشتن است.
✅ اگر این استعاره را مبنای فهم مدرسه قرار دهیم، آنگاه نقش معلم نیز معنایی تازه پیدا میکند. معلم هُدهُد است. وظیفه او ساختن قفس نیست، گشودن راه است. مأموریت او واداشتن دانشآموزان به اطاعت از این و آن نیست، بلکه یاری رساندن به آنان برای یافتن سیمرغ وجودشان است.
🔻معلم باید امکان سفر را فراهم کند، نه اینکه مقصد را از پیش به جای شاگردان تعیین کند. آموزش زمانی اصیل است که انسان را به سوی کشف خویشتن رهنمون شود.
🔻در چنین نگاهی، مدرسه جایی برای یکسانسازی نیست؛ جایی برای شکوفا شدن تفاوتهاست. مدرسه زمانی به نهاد صلح تبدیل میشود که بر پذیرش تنوع کودکان و نوجوانان استوار باشد و هدف خود را تحقق سیمرغ هر یک از آنان قرار دهد. صلح از آنجا آغاز میشود که انسان حق متفاوت بودن را برای دیگری به رسمیت بشناسد.
🔻هُدهُد به پرندگان آموخت که با هم بودن شرط رسیدن به سیمرغ است، اما برای با هم بودن لازم نیست شبیه هم شویم. وحدت، همسانی نیست؛ همدلی است. همراهی است. همافقی است.
✅ شاید مدرسه نیز در عمیقترین معنای خود همین باشد؛ سفری جمعی برای رسیدن هر انسان به امکانهای نهفته وجود خویش. سفری که در آن هیچکس قرار نیست نسخه دیگری شود. هر کس قرار است خودِ خویش را بیابد.
🔻صلح از همینجا آغاز میشود و فهم نیز از همینجا رخ میدهد؛ از لحظهای که میآموزیم تفاوت، مانعِ با هم بودن نیست، بلکه شرطِ غنیتر شدنِ با هم بودن است. و شاید سیمرغِ مدرسه چیزی جز همین نباشد؛ انسانی که در کنار دیگران، بیآنکه خود را از دست بدهد، به خویشتن رسیده است.
✅ و یادمان باشد عطار برای بیماری مدرسه نسخه و راه حل نمی دهد، ما را صرفاً به فهمیدن فهمیدن و فهمیدن ژرف تر فرامی خواند. و می خواهد ما بپرسیم. همین.
.
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @
🆑 #کانالسخنرانیها
🌹