2784
مردم نامه مجله ای است به مدیریت و سردبیری داریوش رحمانیان ( هیأت علمی گروه تاریخ دانشگاه تهران ). کار این کانال در پیوند با آن مجله است در حوزه تاریخ مردم ( People's ( History ارتباط با کانال مردم نامه: mardomnamehmag@gmail.com
🖊 بیانیهی انجمن تجارت الکترونیک:
✍️«قطع اینترنت» ما را به عصرحجر میبرد!
@sokhanranihaa
«هیچ تمدن بزرگی از بیرون مغلوب نمیشود، مگر آنکه پیش از آن خود را از درون نابود کرده باشد.» ما میتوانیم روزهای سخت جنگ با دشمن خارجی را با وحدت و امید تحمل کنیم، ما میتوانیم در برابر تهدیدات دشمنان تمدن کهن ایران با اتکا به قدرت یک ملت امیدوار بمانیم، اما نمیتوانیم نابودی زیرساختهای کشور به دست تصمیمگیران کشور خودمان را تاب آوریم و در برابر آن سکوت کنیم. در یک سال گذشته، اینترنت کشور بیش از ۱۰۰ روز قطع بوده است و در جنگ اخیر، رکورد بیش از ۶۰ روز قطعی پیوسته اینترنت را تجربه کردیم. تلختر آنکه مسئولین کشور به جای پذیرش مسئولیت و برقراری اتصال اینترنت، با بهانههایی که از دید متخصصان دیجیتال و مردم غلط و غیرقابل قبول است، مسیر اشتباه خود را توجیه میکنند.
🔻۱- مسئولین در شرایطی امنیت سایبری را به عنوان یکی از بهانههای قطع اینترنت مطرح میکنند، که بزرگترین حملات سایبری از جمله هک چند بانک مهم کشور در زمان قطع کامل اینترنت انجام شد. برای متخصصین روشن است که هر نوع نفوذ یا حملهی سایبری در سطوح بالا به راحتی و از طریق یک پل ارتباطی در داخل شبکه کشور میتواند انجام شود. در حالی که جاسوسان و هکرها چندین راهکار از جمله استفاده آیپیهای وایتلیست شده، اینترنت طبقاتی، اینترنت ماهوارهای (استارلینک)، رومینگ مناطق مرزی و راهکارهای فنی پیشرفته تانلینگ را در اختیار دارند، مسدود کردن اینترنت مردم ایران به چنین بهانههایی دور از هر نوع منطق به نظر میسد. مسئولین در شرایطی از امنیت سایبری سخن میگویند که از یک طرف خود با قطع اینترنت، بهروزرسانی تجهیزات امنیتی و مقابله موثر با حملات سایبری را مختل کرده و از طرف دیگر با هرچه داغتر کردن فروش فیلترشکنها و ناامن کردن فضای مجازی، ناامنی سایبری را تشدید کردهاند.
🔻۲- این روزها مسئولان کشور مدام از دهها میلیون هموطنی سخن میگویند که حاضر به فدا کردن جانشان برای ایران هستند. با داشتن چنین سرمایهای، کشور و حاکمیت نه تنها نیازی به سرکوب و سانسور اینترنت ندارد که بیتردید باید راه را برای رساندن روایتها و صدای ملت، باز و هموار نماید. قطع اینترنت روایت را در انحصار گروهی خاص در داخل و خارج از کشور قرار داده که هرگز نمیتوانند برآیند ملت بزرگ ایران باشند.
🔻۳- اما عجیبترین و غیرانسانیترین پدیدهی این روزهای کشور، طبقاتیکردن و چندقطبی کردن جامعه به دست مسئولین با فروش رسمی اینترنت طبقاتی با قیمت حداقل ۵ برابری است. ارائه اینترنت به برخی از طبقات و اصناف از نگاه ما سوء استفاده از یک نیاز بدیهی هر شهروند در جهان معاصر است. چه طور میتوان یک حق بدیهی را از یک شهروند سلب کرده و به شهروند دیگری (به هر بهانه و طبقهبندی) ارائه داد. کدام شهروند ایرانی است که دهها نیاز ضروری به اینترنت نداشته باشد. با چه استدلالی میتوان این نیازهای ضروری را نادیده گرفت، حقوق اولیه یک خانهدار، یک بازنشسته، یک نوجوان، یک کاسب، یک کارمند، یک کارگر و هر ایرانی دیگر را سلب کرد و گفت اینترنت تنها باید در اختیار برگزیدگانی خاص باشد؟
انجمن تجارت الکترونیک، به عنوان نماینده گروه بزرگی از بخش خصوصی اقتصاد دیجیتال ایران، اعتراض قاطع خود را نسبت به «قطع اینترنت»، «اینترنت طبقاتی» و عدم پاسخگویی مسئولین اعلام کرده و اینترنت آزاد و پرسرعت را حق شهروندی تمام مردم ایران میداند.
.
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @
🆑 #کانالسخنرانیها
🌹
🖊نسل سوخته در عصر دیجیتال: چرا اولویت اینترنت، اقتصاد است نه فردای ایران؟
✍ م.مبشر
@sokhanranihaa
در حالی که میلیونها دانشآموز ایرانی، دوباره طعم تلخ "کلاسهای خالی" و "آموزش از دست رفته" را میچشند ، قطعی اینترنت، آموزش و پرورش را در کما فرو برده است. این فقط تکرار تجربهی تلخ دوران کروناست، با این تفاوت که این بار، انگیزهی دانشآموزان برای پیگیری درس، حتی از آن زمان هم کمتر شده است. فضای مجازی، که زمانی پتانسیل آموزشی داشت، حالا به میدانی متروک برای یادگیری تبدیل شده و این زنگ خطری جدی برای آیندهی کشور است.
آمارهای رسمی وزارت تکاندهنده است؛ میلیونها دانشآموز از تحصیل بازماندهاند. این یعنی سرمایههای انسانی فردا، امروز در حال سوخت شدن هستند. این نسل، که قرار است چرخهای پیشرفت کشور را به حرکت درآورند، در دوران حساس شکلگیری هویت و دانششان، با موانع دیجیتالی روبرو شدهاند.
و اما تلختر از این وضعیت، اولویتبندیهاست! در حالی که آموزش زیرساخت اصلی توسعهی هر کشوری است، شاهدیم که مسئولین در حال "پرو" کردن اینترنت برای فعالین اقتصادی، اصناف و گروههای خاص هستند. آیا اولویت یک کشور در حال توسعه، نباید "انسان" و "آیندهسازان" آن باشد؟ آیا نسلی که امروز از آموزش باز میماند، چگونه قرار است در فردای اقتصاد و جامعه نقش ایفا کند؟
این نگاه، یک نگاه کوتاهمدت و سطحی به مسائل است. تمرکز صرف بر رونق اقتصادی کوتاهمدت، در حالی که زیربنای توسعهی بلندمدت – یعنی آموزش و پرورش – در حال تخریب است، یک اشتباه استراتژیک فاحش است. این سیاستگذاری، ناخواسته بذر "نسل سوخته" را در دل جامعه میکارد؛ نسلی که فرصت یادگیری و رشد را از دست داده و در آینده، نه تنها قادر به ایفای نقش مؤثر در اقتصاد نخواهد بود، بلکه ممکن است به یک بار اضافی برای جامعه تبدیل شود.
این اخطار را خوب به خاطر بسپاریم که، هر روز قطعی اینترنت، فرصت یادگیری را از دانشآموزان میگیرد. این فرصتها قابل جبران نیستند و تاثیر بلندمدت بر تواناییهای فردی و اجتماعی آنها خواهند داشت.
دسترسی به اینترنت، خود یک سرمایه است. اولویت دادن به گروههای خاص، شکاف بین دانشآموزان برخوردار و فاقد دسترسی را عمیقتر میکند و نابرابری آموزشی را تشدید مینماید.
ضمنا بازماندن از تحصیل و ناامیدی جوانان، میتواند به کاهش سرمایههای اجتماعی و افزایش آسیبهای اجتماعی منجر شود. این اقدام، این پیام را به جامعه منتقل میکند که "آموزش" در اولویتهای اصلی مسئولین نیست، و این خود ضربهای روحی به خانوادهها و دانشآموزان است.
مسئولین باید همین امروز درک کنند که سرمایهگذاری بر روی آموزش، بیش از هر چیز دیگری، سرمایهگذاری بر روی آیندهی واقعی کشور است . اینترنت، نباید یک کالای لوکس یا صرفاً ابزار اقتصادی باشد، بلکه باید به عنوان یک زیرساخت حیاتی برای آموزش عمومی در دسترس همگان قرار گیرد. اولویت دادن به "کلاسهای خالی" و "آیندهی دانشآموزان"، نیازمند تغییری اساسی در نگاه و رویکرد سیاستگذاران است.
آیا وقت آن نرسیده که به جای "پرو" کردن اینترنت برای فعالین اقتصادی، "پرو"ی آموزش و پرورش را جدی بگیریم؟ آیندهی ایران، در کلاسهای درس همین امروز رقم میخورد.
.
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @
🆑 #کانالسخنرانیها
🌹
اندازه و بزرگی ایران در قیاس با سایر کشورها
🔗 World of Statistics
@Jaryaann
دربارهی اینترنت
در سالهای گذشته چندین بار و چند جا دربارهی وضعیت اینترنت گفته و نوشته و نالیدهام. و اینک ناله و گلایهای دیگر:
تاریخ پر از طنز است. یک از هزاران طنزهای روزگار ما وضعیت اینترنت است. بازیهایی که در چند دههی اخیر با اینترنت شده و بازیهایی که با مردم و حق و حقوق آنان در این عرصه شده است قصهی تلخ و گزنده و پرغصهای است که در تاریخ خواهد ماند و به قلم مورخان به روایت در خواهد آمد. گویا زوربدستان و زورمداران و سررشتهداران کنونی از یاد بردهاند که این انقلاب و نظام برآمده از آن مدعی بود که انقلاب پابرهنگان و کوخنشینان است و برای آنان آمده است و در راه حقوق آنان میکوشد و میپوید. اما اینک بدیهیترین حقوق همان کوخنشینان و فرودستان به بدترین و آشکارترین شکل ممکن پایمال و به عنوان یک امتیاز ویژه عرضه میشود. این یعنی تبدیلشدن حق مردم به کالا. کالایی که خریدوفروش میشود. کالایی که فرودستان توان و امکان خرید آن و مجال و اجازهی بهرهگیری و برخورداری از آن را ندارند. این یکی از طنزهای بسیار تلخ روزگار ماست...
#داریوش_رحمانیان
هشتم اردیبهشت هزار و چهارصد و پنج
/channel/dariush_rahmanian
🖊 حقِ فروشی: روایت اینترنت پرو
✍️ محمد مالجو
«اینترنت پرو» نامی فریبنده است برای سیاستی که اساساً چیزی نیست مگر رسمیکردن نابرابری در دسترسی به یکی از بنیادیترین زیرساختهای عصر ما. وقتی دسترسی به اینترنت به سطوح «عادی» و «پرو» تفکیک میشود، ما دیگر نه با یک تصمیم فنی که با تصمیمی عمیقاً سیاسی مواجهایم. تفکیک اینترنت به نسخۀ «عادی» و «پرو» چیزی جز طبقهبندی شهروندان به برخوردار و محروم نیست.
«اینترنت پرو» سرویسی است که پس از احراز هویت و تأیید صلاحیت عمدتاً به برخی کسبوکارهای مجوزدار تعلق میگیرد، اینترنتی پایدارتر با دسترسی کممحدودتر به برخی خدمات بینالمللی. دارندگان اینترنت پرو، در کنار دارندگان خطهای موسوم به سفید، در زمان اختلال یا قطع اینترنت، کماکان به شبکۀ بینالملل دسترسی دارند اما اکثریت مردم فقط به شبکۀ محدود داخلی. قیمت مصرف نیز بهوضوح طبقاتی است: هزینۀ هر گیگ در برخی کاربردها چندین برابر اینترنت عادی است و برای کسبوکارها میتواند به دهها میلیون تومان در سال برسد. به بیان ساده، آنچه عرضه میشود نه «اینترنت بهتر برای همه» بلکه «حق اینترنت با احراز هویت و بهای گزاف» است.
برای فهم عمق مسئله کافی است «اینترنت پرو» را در تداوم تجربهای ببینیم که پیشتر در وضعیت «اینترنت جنگی» عریان شد. آنچه در روزهای جنگ به صورت قطع و وصلهای تصادفی و دسترسیهای ناپایدار و امتیازهای محدود تجربه میشد نه وضعیتی استثنایی بلکه بازتاب فشردۀ همان منطقی بود که سالهاست توزیع منابع را در برخی قلمروها سامان میداده است. در آن وضعیت، دسترسی به اینترنت دیگر نه یک حق عمومی بلکه امتیازی نابرابر بود: یا به طرزی رسمی از مسیر نزدیکی به قدرت سیاسی به دست میآمد یا در بازار غیررسمی از مسیر برخورداری از ثروت اقتصادی.
«اینترنت پرو» دقیقاً همین منطق را از وضعیت استثنایی به قاعدهای پایدار تبدیل میکند. اگر در اینترنت جنگی میدیدیم که نابرابری در دسترسی به صورت موقت و ناپایدار تجربه میشد، اکنون همان نابرابری رسماً قیمتگذاری شده است. به بیان دیگر، آنچه پیشتر بهاجبار و در شرایط بحران رخ میداد، اکنون به سیاستی آگاهانه بدل شده است.
مدافعان طرح میگویند کسبوکارها به اینترنت پایدار نیاز دارند. درست میگویند. اما برای پاسخدادن به این نیاز باید کیفیت اینترنت را برای همه بهبود بخشید، نه این که «راه فرار» را به گروهی محدود فروخت. «پرو» در عمل شبیه خط ویژهای است که نه برای اورژانس بلکه برای صاحبان قدرت و سرمایه باز شده. نتیجه چه میشود؟ شکلگیری بازاری که مزیت رقابتی نه از نوآوری بلکه از امتیاز تبعیضآمیز دسترسی به زیرساخت عمومی بهدست میآید.
اما مسئله از اقتصاد فراتر میرود. اگر در اینترنت جنگی شاهد آمیزهای از دو منطق بودیم، یعنی از یک سو تخصیص امتیاز بر اساس نزدیکی به قدرت سیاسی و از سوی دیگر برخورداری از ثروت اقتصادی، اکنون «اینترنت پرو» این دو منطق را به صورت یک سیاست منسجم تثبیت میکند. نتیجه عبارت است از نظمی دوپاره: در یک سو با اقلیتی مطلق مواجهایم که یا امتیاز سیاسی دارند یا توان مالی و، در سوی دیگر، با اکثریتی که هیچیک از این دو ویژگی را ندارند و ازاینرو محروماند از یک حق پایه.
پیام از منظر سیاسی بسیار روشن است: به جای حل مسئلۀ عمومی عملاً حق دسترسی به اینترنت جهانی را خصوصیسازی میکنیم و سپس دسترسی بهتر را همچون یک امتیاز میفروشیم. این یعنی عادیسازی یک منطق خطرناک: حقوق پایه را میتوان به کالا تبدیل کرد و بر اساس توان پرداخت فروخت.
در این میان، مسئولیت حقوقی چنین فاجعهای متوجه دولت مسعود پزشکیان است، دولتی که با وعدۀ کاهش شکافها و بهبود شرایط عمومی بر سر کار آمد اما اکنون با چنین طرحی نهفقط در جهت رفع نابرابری گامی برنمیدارد بلکه نهادینهاش نیز میکند. این سیاست نه یک خطای فنی است نه یک سوءتدبیر مقطعی. انتخابی است سیاسی که نشان میدهد دولت به جای بازسازی زیرساخت عمومی عملاً به مدیریت و بهرهبرداری از نابرابری روی آورده است. دولت پزشکیان با پیشبرد «اینترنت پرو» عملاً همان منطقی را که در شرایط بحرانی و جنگی به طرزی عریان دیده شد به وضعیت عادی تبدیل میکند: تبدیل حق به امتیاز و تبدیل امتیاز به کالایی قابل خرید. این رویکرد بهتدریج مفهوم برابری شهروندی را از معنا تهی میسازد.
آقای مسعود پزشکیان، این دیگر نه سیاستگذاری بلکه حراجِ حق است با امضای دولت شما. آنچه پیش میبرید نه تدبیر و نه حتی خطا بلکه سقوطی است آگاهانه از پاسداریِ حق به دلالیِ امتیاز.
.
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @mmaljoo
🆑 #کانالسخنرانیها
🌹
◾️انا لله و انا الیه راجعون
▪️اللهیار خلعتبری
محل ولادت: قزوین، ۱۳۲۶. محل زندگی: تهران. محل کار: دانشگاه شهید بهشتی (دانشگاه ملی ایران) و دانشگاه آزاد اسلامی، واحد یادگار امام شهر ری. حوزهٔ پژوهشی: تاریخ میانهٔ ایران: اسماعیلیان (خلفای فاطمی، اموی و عباسی).
⚫️ تحصیلات
دیپلم ادبی، شهسوار (تنکابن)، ایران، 1343.
کارشناسی فلسفهٔ اسلامی (معقول)، دانشگاه تهران، ایران، 1348. کارشناسی ارشد، تاریخ فلسفه، دانشگاه سوربن فرانسه، 1351. دکتری، تاریخ ایران (اسماعیلیان)، دانشگاه سوربن، فرانسه، 1355.
⚫️ زندگینامه
اللهیار خلعتبری، استاد بازنشستهٔ تاریخ دانشگاه شهید بهشتی، است. او در سال ۱۳۲۶ در شهرستان قزوین دیده به جهان گشود. وی پس از گذراندن تحصیلات ابتدایی، راهنمایی و متوسطه در سال ۱۳۴۳ در شهرستان شهسوار (تنکابن) موفق به اخذ دیپلم گردید. او تحصیلات کارشناسی خود را در رشتهٔ فلسفهٔ اسلامی (معقول) در دانشگاه تهران به پایان برد و پس از آن برای ادامهٔ تحصیل راهی اروپا شد و به فرانسه رفت و از دانشگاه سوربن مدرک کارشناسی ارشد خود را در رشتهٔ تاریخ فلسفه بهسال ۱۳۵۱ دریافت کرد و در همان دانشگاه برای تحصیلات دکتری در رشتهٔ تاریخ اقدام کرد و درنهایت، سال ۱۳۵۵ موفق به اخذ مدرک دکتری شد. او از نوادگان محمدولیخان تنکابنی معروف به سپهدار تنکابنی یا سپهدار اعظم است.
⚫️ کتاب
- تاریخ خوارزمشاهیان، تهران: سمت، 1392.
- یادداشتهای محمدولیخان تنکابنی (سپهسالار اعظم)، تهران: دانشگاه شهید بهشتی، 1378.
- کارکردها و نقش سیاسی و اجتماعی قلاع در تاریخ میانهٔ ایران، تهران: دانشگاه شهید بهشتی، 1382.
- جنبش بابک، تهران: دانشگاه شهید بهشتی، 1383.
⚫️ مقاله
- بررسی نظر و دیدگاه دو مورخ بزرگ دورهٔ ایلخانان دربارهٔ اسماعیلیان، مسکویه، دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهر ری (یادگار امام)، ش 5، زمستان 1385.
- اسماعیلیان نزاری در تاریخ ایران، پژوهشنامهٔ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شهید بهشتی، دورهٔ جدید، ش 1 و 2، بهار و تابستان 1369.
- اسماعیلیان قهستان، پژوهشنامهٔ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شهید بهشتی.
- اسماعیلیان نزاری در تاریخ ایران، پژوهشنامهٔ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شهید بهشتی.
- اسماعیلیان نزاری و شهر ری: قسمت اول، پژوهشنامهٔ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شهید بهشتی.
- اسماعیلیان نزاری شهر ری: قسمت دوم، پژوهشنامهٔ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شهید بهشتی.
- اسماعیلیان و قزوین، پژوهشنامهٔ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شهید بهشتی.
- آیا عبدالرزاق آغازگر قیام سربداران است؟ پژوهشنامهٔ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شهید بهشتی.
⚫️ سخنرانی
- ارائهٔ مقاله و سخنرانی در نشستها و همایشهای علمی معتبر داخلی و خارجی.
⚫️ پایاننامه و رساله
- سرپرستی پایاننامههای کارشناسی ارشد در دانشگاه شهید بهشتی و دانشگاههای استان تهران.
- سرپرستی رسالههای دکتری در دانشگاه شهید بهشتی و دانشگاههای استان تهران.
⚫️ تدریس
- تدریس در گروه آموزشی تاریخ دانشگاه شهید بهشتی.
- تدریس در گروه آموزشی تاریخ دانشگاه آزاد اسلامی، واحد یادگار امام شهر ری.
- تدریس در گروه.های آموزشی تاریخ دانشگاههای تهران.
⚫️ داوری مقاله و کتاب
- ارزیابی مقالات نشریات / فصلنامههای علمی.
- ارزیابی کتاب در جشنوارههای ملی.
- ارزیابی کتاب برای ناشران دانشگاهی.
⚫️ مسئولیتها / مشاغل
- مدیر گروه آموزشی تاریخ دانشگاه شهید بهشتی.
- معاون آموزشی دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شهید بهشتی.
- عضو هیئتتحریریهٔ مجلهٔ مطالعات ایرانی.
- عضو هیئتتحریریهٔ مجلهٔ مسکویه.
- عضو هیئتتحریریهٔ مجلهٔ تحقیقات تاریخ ایران دورهٔ اسلامی.
- عضو هیئتتحریریهٔ مجلهٔ پژوهشهای تاریخی ایران و اسلام.
- عضو هیئتتحریریهٔ مجلهٔ پژوهشهای تاریخی.
- عضو هیئتتحریریهٔ مجلهٔ تاریخ تمدن اسلامی.
- عضو هیئتتحریریهٔ مجلهٔ جستارهای تاریخی.
اللهیار خلعتبری در روز جمعه، ۸ اسفند ۱۴۰۴ش، مصادف با ۹ رمضان ۱۴۴۷ق به دعوت حق لبیک گفت و به دیار باقی شتافت. روحش شاد و روانش مینوی باد.
▪️برگرفته از کانال تاریخخانه (تاریخ اسلام و ایران)
/channel/c/3550067834/116
/channel/mardomnameh
⚫️معرفی مقالات شمارهٔ ۳۴ فصلنامهٔ مردمنامه
🔘دربارهٔ تاریخنگاری محمدابراهیم باستانی پاریزی
◾️حماسۀ کویر، رسالهای در باب ریشههای روستایی تمدن ایرانی
🖊جبار رحمانی، دانشیار انسانشناسی و عضو هیئتعلمی مؤسسۀ مطالعات فرهنگی و اجتماعی
▪️تمرکز اصلی این مقاله بر واکاوی یکی از ابعاد اندیشۀ تاریخی باستانی پاریزی است که در کتاب حماسۀ کویر مطرح شده است و آن روستامحوری یا منشأ روستایی تمدن ایرانی است. باستانی پاریزی تمدن ایران را برخاسته از روستاها و توانمندیهای انسان کویری در سازگاری با محیط سخت میدانست.
▪️بخش دوم مقاله، به توضیح منطق باستانی پاریزی در اصالت بخشیدن به روستا اختصاص دارد. باستانی پاریزی معتقد است صفای باطن و روحیۀ سختکوش روستایی بستری را برای پرورش نخبگان در حوزههای سیاست، ادب و دین فراهم کرده که نمونههای آن در تاریخ ایران بیشمار است. او روستا را نماد اخلاق و خلاقیت و شهر را غالباً محل طمع و بیروحی توصیف میکند.
▪️جبار رحمانی با رویکردی انسانشناختی به نقد این تز میپردازد و اولین و مهمترین ابهام آن را در تعریف روستا میداند. وی معتقد است که باستانی پاریزی دچار سادهسازی شده و سهم شهر را نادیده گرفته است. بهنظر او، اگرچه بسیاری از نخبگان ریشۀ روستایی داشتهاند، اما نبوغ آنها فقط در بستر تقسیم کار اجتماعی، آموزش تخصصی و ساختارهای نهادی شهر به بار نشسته و اثرگذار شده است.
▪️متن کامل مقاله را در فصلنامۀ مردمنامه بخوانید.
📓مردمنامه را بخوانید و به دوستان و آشنایان بشناسانید. این مهمترین و مؤثرترین کمک به حرکت مردمنامه است. ماندگاری و بالندگی مردمنامه در گرو همراهی و پشتیبانی شماست. ⚫️🖤
پشتیبانی از پویش مردمنامه👇
گفت و گو با عبدالمجید ارفعی (1404 - 1318)، مجله رشد آموزش تاریخ، شماره 3، پائیز 1379. روانش مینوی و میراثش ماندگار باد.
Читать полностью…
🎧فایل صوتی نشست دوم جامعهی ایرانی در پیچ تاریخی دیگر
#داریوش_رحمانیان
📆 ۳ اسفندماه ۱۴۰۴
📍مؤسسه رحمان
وبسایت | اینستاگرام | تلگرام
رقص داغدارانِ را دیدید، اشکشان را چه؟
#یادداشتهای_زندگی_روزانه
#ابراهیم_موسی_پور_بشلی
جماعتی نادان و بیسواد و بیادب، از کفزدن و هلهله و رقصیدن پدرومادران داغدیده و عزاداران حاضر در سوگ جوانانِ بهخونخفته، ظاهراً اظهار تعجب کردهاند و بیشرمانه حرفهایی زدهاند که دل مردم سوگوار ایران را در این روزهای تلخ به درد آوردهاست.
این اظهار تعجبِ آن جماعتِ بیآزرم علاوه بر افشای درون سیاه و تباهِشان، نشان میدهد که این افراد تا چه حد از فرهنگ و ادب و آداب و رسوم این سرزمین پهناور و پرآیین، بیخبرند.
سوگرَقص/ رقص در عزاداری چنانکه دیگرانی از اهل فرهنگ در این چند روز یادآوری کردهاند، در ایران سوابق باستانی هم داشته و علاوهبرآن در بسیاری از فرهنگهای محلی اقوام و نواحی مختلف ایران رایج بوده و هست (بگذریم که اصولاً در سنت عرفانی ایرانی هم در عزای برخی بزرگان به جای نوحه و زاری، مراسم عُرس برگزار میکردند و این هم کموبیش و صرفنظر از محتوای نشانهشناختیِ رازوَرانهاش، بههرروی، عبارت است از بهظهوررساندنِ پدیدار رقص و شادیِ نمادین).
آن جماعت بیسوادِ ایراننَشناسی که از سوگرقصِ عزاداران تعجب کردهاند گویا شعور و عرضهی یک جستوجوی ساده در اینترنت هم ندارند.
شدت درد و استیصال فرد سوگمند از حادثهی فقدان عزیزش گاهی آنچنان است که او را از مرز رفتارهای سوگیِ متعارف فراتر میبرد بهویژه وقتی سوگوار، نوجوان یا جوانی را از دست داده باشد. گواینکه اکنون رقصِ سوگواران علاوه بر معناهای بنیادین عاطفیاش، معناهای سیاسیاجتماعی یافته و نمادی از اعتراضی انسانی بر فاجعهای است که رفتار متعارف سوگی از بیانِ آن ناتوان است.
من نمیدانم آن خُردَکانِ بیخردی که به سوگوارانِ آن جوانانِ سروقد توهین کردهاند، کجای ایران به دنیا آمدهاند که حتی یک بار هم تا پیش از این، رقصیدن مادری جوانازدستداده را بر جنازهی عزیزش ندیدهاند؟
در اغلب استانهای ایران اگر نگوییم در میان همهی اقوام ایرانی چنین رفتار دردمندانهای رایج بوده است. در زیر لینک دو مطلب و یک اثر موسیقی معروف را دربارهی سوگرقص در میان لرهای ایران میآورم ضمن آنکه در مازندران هم شبیهسازی مراسم عروسی، در تشییعجنازهی جوانانِ ازدسترفته از بسیاری پیشترها رواج داشته و این یکی از جگرسوزترین رسوم سوگواری در این منطقه است.
در مازندران رسم بوده است که در سوگ جوانانی که هنوز ازدواج نکرده بودند، لباس نو بپوشند و مجمعههای متعدد آکنده از نقل و شیرینی و کماج و میوه و کلهقندهای تزیینشده با بندهای سرخ بیارایند و دوستان و همسنوسالان آن جوان ازدسترفته آن مجمعهها را روی سرشان در مراسم تشییعجنازه حمل کنند و برقصند و نوازندگان بنشینند و ساز بزنند و ترانه بخوانند...، درست بههمانسان که اگر این مراسم تشییع، مراسم عروسی آن جوان بود چنین میکردند.
حتی نوشتن این جملهها و وصفکردن این رسم دردناک، قلب آدم را به درد میآورد و حیرانم که کجای این مراسم تلخ و دردناک و جگرخراش برای برخی تعجبآور است؟
نک. ۱.
https://share.google/DoITDDkCUeqrQ3svf
۲.
بازخوانی آیین لری «رقص سوگ» /یاداشت - پایگاه خبری تحلیلی صبح خرد https://share.google/fNgtyvwMFDsLUj2Ih
۳.
دانلود آهنگ ایرج رحمانپور به نام رارا - لرمدیا https://share.google/bD15lVBnNIDFdtptC
@AndoneMila
#تاریخ_اجتماعی_رقص
🔺روایت داریوش رحمانیان از امید و شادی در میان ایرانیان
وبسایت | اینستاگرام | تلگرام
⚫️معرفی مقالات شمارهٔ ۳۴ فصلنامهٔ مردمنامه
🔘دربارهٔ تاریخنگاری محمدابراهیم باستانی پاریزی
◾️پاریزنامۀ باستانی، دِهنامۀ ایرانی
🖊حسن باستانیراد، دانشیار گروه تاریخ دانشگاه شهید بهشتی
▪️این مقاله به بازخوانی میراث علمی و ادبی محمدابراهیم باستانی پاریزی و اهمیت آن میپردازد. حسن باستانیراد ابتدا با نقد تاریخنگاری کتابخانهای بر ضرورت تاریخنگاری دیداری تأکید میکند. شیوهای که در آن مورخ در کنار مطالعهٔ کتاب باید «قلم را به قدم بدوزد» و از کنج کتابخانه برخیزد و در محیط اطرافش بهدنبال رد پای تاریخ بگردد.
▪️او نشان میدهد که باستانی پاریزی چگونه این کار را انجام میدهد و الگویی برای مورخان است. به نظر او، باستانی پاریزی با پیوندی بیبدیل میان جغرافیا، ادبیات و تاریخ توانست آثاری خلق کند که نهتنها برای متخصصان، بلکه برای عامۀ مردم دلنشین و آموزنده است.
▪️نویسنده در بخش دیگری از مقاله به جایگاه نمادین روستا و بهویژه پاریز در منظومۀ فکری باستانی پاریزی اشاره میکند تا نشان دهد که روستا برای باستانی پاریزی صرفاً زادگاه نیست، بلکه «قلب تپندۀ» اقتصاد و فرهنگ ایران و کتابخانهای زنده از میراث ملموس است.
▪️مطالعۀ این مقاله به درک بهتر آثار باستانی پاریزی کمک میکند و نشان میدهد چرا و چگونه نوشتههای باستانی پاریزی ماندگارند و خواننده را در هزارتوی جذاب تاریخ تشنه و مشتاق بهدنبال خود میکشانند.
▪️متن کامل مقاله را در فصلنامۀ مردمنامه بخوانید.
📓مردمنامه را بخوانید و به دوستان و آشنایان بشناسانید. این مهمترین و مؤثرترین کمک به حرکت مردمنامه است. ماندگاری و بالندگی مردمنامه در گرو همراهی و پشتیبانی شماست.⚫️🖤
پشتیبانی از پویش مردمنامه👇
دوستان! لطفاً کتابهای مرا بخرید و بخوانید. این فعلاً تنها آبباریکهای است که من برای معیشت و ادامهی زندگی دارم. اگر میخواهید زنده بمانم و همچنان برایتان بنویسم و قصه بگویم کمکم کنید. من از دولت ایران نه حقوق میگیرم و نه یارانه. از سهام عدالتش هم هیچوقت برخوردار نبودهام، و فقط سهام ظلمش نصیبم شده است. میدانم که نسخهی الکترونیک آثار مرا فیدیبو و طاقچه به فروش میرسانند. سایت جهانی آمازون هم نسخهی کاغذی بعضی از آنها را به بهایی گزاف (با دلار و یورو) به فروش میرساند. بدانید و آگاه باشید دوستان، که از این همه ریالی به من نمیرسد. اگر از این راه سودی به دست آید به جیب ناشران سرازیر میشود. اگر مسلماناید، خودتان بسنجید که این سود حلال است یا حرام. و اگر نیستید آزاده باشید و کتابهای مرا از این جور جاها نخرید. راضی نیستم.
Читать полностью…
⚫️ معرفی مقالات شمارهٔ ۳۴ فصلنامهٔ مردمنامه
🔘 دربارهٔ تاریخنگاری محمدابراهیم باستانی پاریزی
◾️باستانی پاریزی و کوچنشینان
🖊سعید آقارضایی، دانشآموختهٔ دکتری تاریخ ایران اسلامی، دانشگاه شهید بهشتی
▪️این مقاله به بررسی جایگاه ویژۀ محمدابراهیم باستانی پاریزی در تاریخنگاری معاصر ایران میپردازد و در این بررسی بر زندگی کوچنشینان و عشایر استان کرمان در سه اثر این تاریخنگار تمرکز دارد. باستانی پاریزی که خود برآمده از منطقهٔ کوهستانی پاریز بود برخلاف سنت رایج زمانهاش که صرفاً به شرح احوال حاکمان و سیاستمداران میپرداخت، در تاریخنویسی خود سبک تاریخ از پایین را برگزید.
▪️بخش اصلی مقاله، سه کتاب پیغمبر دزدان، حضورستان و وادی هفتواد را تحلیل میکند و نشان میدهد که باستانی پاریزی با تلفیق تاریخ و ادبیات و بهرهگیری از اسناد، نامهها و فرهنگ عامه کوشیده است روایتگر زندگی فرودستان، دهقانان و بهویژه ایلات و عشایری باشد که نقش پررنگی در تحولات اجتماعی و سیاسی جنوب ایران داشتهاند. باستانی پاریزی تلاش کرده تصویر منسجمی از نقش کوچنشینان در ساختار قدرت و اقتصاد منطقه به خواننده نشان دهد.
▪️از نظر سعید آقارضایی، نویسندۀ مقاله، این مجاهدت علمی در بازخوانی تاریخ گروههای فراموششده و پیوند زدن سرنوشت مردم عادی به متون تاریخی پاریزی را به چهرهای بدل کرده که بهحق او را بیهقی کرمان لقب دادهاند.
▪️متن کامل مقاله را در فصلنامۀ مردمنامه بخوانید.
📓مردمنامه را بخوانید و به دوستان و آشنایان بشناسانید. این مهمترین و مؤثرترین کمک به حرکت مردمنامه است. ماندگاری و بالندگی مردمنامه در گرو همراهی و پشتیبانی شماست. ⚫️🖤
پشتیبانی از پویش مردمنامه👇
"جامعۀ ایرانی در پیچ تاریخی دیگر"
حوادث اعتراضات دی ۱۴۰۴ سوگ جمعی ایرانیان است. مؤسسه رحمان بر اساس مسئولیت و وظیفه اجتماعی خود نشست دوم را با حضور «اردشیر منصوری» مدرس فلسفه، با موضوع «درآمدی بر درک موقعیت و کنش سنجیدهٔ مدنی» و «داریوش رحمانیان» استاد تاریخ دانشگاه تهران با موضوع «فهم بحران و خواست تغییر از مشروطه تا دی ۱۴۰۴» برگزار میکند.
در این نشست سؤالات و محورهای زیر مطرح میشود:
اردشیر منصوری:
🔺فهم دقیق بحرانی که در آن به سر میبریم تابع چه منطق موقعیتی است؟
🔺شکاف گفتمانی جریانهای سیاسی امروز ایران را چگونه باید فهمید؟
داریوش رحمانیان:
🔺آیا اعتراضات دی ماه ادامه روند تاریخی هستند یا گسستی تعیین کننده، محسوب میشوند؟
🔺منازعه جمهوری/سلطنت؛ مسئلهای با موضوعیت تازه در ایران امروز
از تمامی دغدغهمندان و فعالان جامعه مدنی دعوت میشود تا در این نشست حضور پیدا کنند.
📆زمان: یکشنبه ۳ اسفند ماه
⏰ساعت: ۱۷:۳۰ تا ۱۹:۳۰
📍مکان: میدان توحید، خیابان نصرت غربی، پلاک ۵۶، طبقه اول
وبسایت | اینستاگرام | تلگرام
⭕️ تکثیر «نه»: به سوی فروپاشی اینترنت طبقاتی
در کورانِ پیشروی بیپروای سیاستی که میخواهد حق همگانی دسترسی به اینترنت جهانی را به امتیازی طبقاتی تقلیل دهد، کانون وکلای دادگستری سمنان فقط یک «نهِ» ساده نگفت بلکه یک خط قرمز کشید. اعلام کرد نهفقط این سیاست تبعیضآمیز را برنمیتابد بلکه از هر گونه دسترسی ویژه نیز چشم میپوشد. این تصمیم در برابر وضعیتی اتخاذ شده که حاکمیت میکوشد جامعه را با توزیع امتیاز به دو پاره تقسیم کند: برخوردارانِ نزدیک به قدرت سیاسی و نابرخوردارانِ رهاشده در حاشیه.
اهمیت اقدام کانون وکلای دادگستری سمنان دقیقاً همینجاست. اینترنت طبقاتی فقط یک ابزار فنی نیست بلکه یک تکنیک سیاسی نیز هست. شگردی است برای ساختن ائتلاف ذینفعان. وکلا و پزشکان و دانشگاهیان و سایر گروههای حرفهای را به شبکهای از بهرهمندانی تبدیل میکند که بقای خود را در تداوم سیاست تبعیض ببینند. کانون وکلای دادگستری سمنان دقیقاً در برابر همین منطق ایستاده است. این یعنی امتناع از عضویت در باشگاه «ذینفعانِ تبعیض». کانون با این اقدام، به سهم خودش، زیر معاملهای زده که حقی همگانی را قربانی امتیاز خصوصی میکند. هر جا این امتناع رخ دهد، یک حلقۀ از زنجیرۀ بازتولید این سیاست تبعیضآمیز از هم میگسلد.
اما ضربۀ اصلی در جای دیگری وارد شده است: در زبان. بیانیۀ کانون وکلا نزاع را از سطح دعوای سیاسی به سطح نقض حق کشانده است. نمیگوید این سیاستی است نامطلوب. میگوید نامشروع است. بر حق برابر دسترسی به اطلاعات تکیه میکند و دقیقاً از دادن همان چیزی اجتناب میکند که سیاست اینترنت طبقاتی برایش لهله میزند: مشروعیت. کنش که به این میدان کشیده شد دیگر نمیتوانند کنشگر را با برچسبزنی یا حذف بنوازند.
وانگهی، مسئلۀ اصلی به امکان تکثیر این کنش برمیگردد. اگر این «نه» در حد یک موضعگیری منفرد باقی بماند بهسرعت در هاضمۀ منطق غالب هضم میشود. به یک ژست اخلاقی تقلیل مییابد. با نادیدهانگاری سیاستگذاران مواجه میشود و تحسین پرشور بسیاری از شهروندان. نتیجه این است که بیاثر میماند. قدرت دقیقاً با همین مکانیسم کار میکند: پذیرفتنِ استثناها مشروط به این که قاعده را به چالش نکشند. اما اگر این امتناع تکثیر شود، اگر از یک مورد به یک رویه تبدیل شود، آنگاه با یک جابهجایی کیفی مواجه میشویم: از اخلاق به سیاست.
تکثیر این کنش یعنی چه؟ یعنی این که گروههای حرفهای یکی پس از دیگری از ورود به مدار امتیازدهی اجتناب کنند. یعنی وکلا و پزشکان و استادان و روزنامهنگاران و کارمندان دولتی، همگی، در برابر پیشنهاد بهرهگیری از اینترنت طبقاتی فقط یک پاسخ مشترک بدهند: نه. در این صورت، سازوکار امتیازدهی گزینشی از درون دچار اختلال میشود، زیرا دیگر نمیتواند بلوکهای وفادار بسازد. امتیازی که قرار بود ابزار خرید وفاداری باشد به علامت انزوا تبدیل میشود. هر «نهِ» جدید نهفقط یک موضع بلکه یک ضربه به کارایی کل این سیاستِ تبعیضآمیز است.
اما این تکثیر خودبهخود رخ نمیدهد. اینجا پای انتظارات عمومی به میان میآید. افکار عمومی اگر بخواهد این روند را پیش ببرد باید مرزها را روشن کند: پذیرش امتیاز دسترسی به اینترنت طبقاتی را باید نه یک انتخاب خنثی یا شخصی بلکه مشارکت در بازتولید تبعیض دانست. در مقابل، امتناع از پذیرش چنین اینترنتی باید به معیار اعتبار و حیثیت بدل شود. این یعنی افزایش هزینۀ پذیرش امتیاز از سویی و پاداشدهی نمادین به امتناعکنندگان از سوی دیگر. همه باید به این پرسش کلیدی پاسخ دهند: کجا ایستادهاید، در کنار سیاست تبعیضآلود یا در برابرش؟ فقط در چنین شرایطی است که «نه به امتیاز» از سطح کنشهای پراکندۀ اخلاقی عبور میکند.
🆔 @mmaljoo
حق مردم
حق مردم را به آنان بدهید. حق مردم را کالا نکنید و کالا نپندارید. حق مردم را به آنان نفروشید. دسترسی به اینترنت و گردش آزاد اطلاعات حق ذاتی همهی مردم است نه پارهای از مردم. جایی که نامردم بر مردم چیرگی داشته باشند حق به امتیاز و کالا تبدیل میشود. کالاکردن حق، ناحق است.
#داریوش_رحمانیان
هشتم اردیبهشت هزار و چهارصد و پنج
/channel/hichestandr
✅ پیشنهادی خیرخواهانه برای حاکمان
بر کسی پوشیده نیست که یکی از عوامل حملۀ جنایتکاران به این سرزمین، شکاف عمیق داخلی در کشور و نارضایتیهای فزایندهای بود که بارزترین نمود آن، حوادث تلخ و دردناک دیماه ۱۴۰۴ بود.
اکنون هم زمان پرداختن به آن حوادث و دلایل آن نیست. اکنون درگیر با یورش بیگانهای هستیم که آشکارا از نابودی تمدن کهن ایران سخن میگوید. درد زیاد است و سخن بسیار و البته گوش شنوا کم.
حال که آتشبس شده و ضربات اقتصادیای که به کشور وارد شده، اندکاندک رخ مینمایاند، وقت آن است که حکومت در راه دلجویی از مردم گام بردارد و از نیروی خلاقۀ ملت برای جبران خسارات بهره بگیرد.
اینترنت، امروز یک زیرساخت است؛ شاید اهمیتش به اندازۀ آب و برق نباشد، اما نقش آن در معیشت و آگاهیبخشی و سرگرمی مردم بر کسی پوشیده نیست. منظور از اینترنت هم، اینترنت جهانی است.
آقایان حاکم! نگاه خود را تغییر دهید. به مردم خود تکیه کنید که به گواهی تاریخ متحد استراتژیک دولت ایران، فقط، مردم ایراناند. در همهی تاریخ چنین بوده است و حکومتهایی که مردمی بوده و بر مردم تکیه داشتهاند تاب آورده و ماندهاند.
پیشنهاد میکنم حاکمیت به مناسبت میلاد امام رضا علیهالسلام، امشب یا فردا، با وصل اینترنت جهانی حق ذاتی مردم را به آنان برگرداند و رضایت نسبی مردم را بدست آورد.
به مردم اعتماد کنید، دلشان را خوش کنید، آزارشان ندهید و مطمئن باشید اثر رضایت و همدلی مردم برای امنیت ملی بیشتر از سایر عوامل است.
و مطمئن باشید سود اقتصادی اتصال مردم به اینترنت و پویایی و رونق کسبوکار و پژوهشهایشان، برای کشور بیشتر است از سود فروش کانفیگ و اینترنت پرو.
ترس من این است که آنچه دشمن ابرقدرت نتوانست با ۴۰ روز جنگ به سر کشور بیاورد، جمهوری اسلامی خودش با قطع اینترنت و تبعیض بین مردم، به سر کشور بیاورد! از شکاف داخلی در کشور بترسید! مبادا بیش از پیش دچار غرور و تکبر شوید!
محمدجواد محمدحسینی
۸ اردیبهشت ۱۴۰۵/ شب ولادت امام رضا علیهالصلاةوالسلام
⭕️ اینترنتِ طبقاتی یا سیاستِ تحقیر؟
ایندفعه دیگر مسئله حتی بر سر کیفیت یا سرعت اینترنت هم نیست. شما از مرز بیکفایتی عبور کردهاید و به قلمرو تحقیر عامدانه پا گذاشتهاید. مسئله عبارت است از سلبِ عریانِ یک حقِ پایه حتی در نازلترین سطوح تصورپذیرش. زبان آدمیزاد میفهمید؟ دارم از یک حق پایه میگویم. وقتی اتصال به جهان بیرون را به مجوز و پول و رابطه آلوده میکنید، یعنی رسماً اعلام کردهاید که شهروندان را نه بر اساس حق که بر اساس نزدیکی به قدرت سیاسی و برخورداری از ثروت اقتصادی طبقهبندی میکنید. به این نمیگویند مدیریت بحران. اسمش مهندسیِ عامدانه و بیشرمانۀ تبعیض است.
نظمی کثیف و خفقانآور ساختهاید: اقلیتی شامل خودتان و فرزندانتان و همپیمانانتان بیوقفه و بیدردسر به جهان متصلاند و اکثریت مردم یا در تاریکی مطلق خفه شدهاند یا باید برای چند لحظه اتصال لرزان اجباراً بهایی تحقیرآمیز و گزاف بپردازند. این شکاف، این بیعدالتی، این تقسیمِ عریانِ جامعه به برخوردار و نابرخوردار نه تصادفی است نه ناگزیر. این انتخاب شماست برای تحقیر اکثریت شهروندان. این به امضای شما شکل گرفته است. طراحیاش کردهاید. تحمیلش کردهاید. هر روز نیز با وقاحت از خطمشی تحقیرآمیزتان دفاع میکنید.
هر ساعت تداوم این وضعیت تحقیرآمیز یعنی استمرار تبدیلِ یک حقِ بدیهی به کالایی که فقط به «برگزیدگان» شما فروخته میشود. این یعنی حراجِ برابری شهروندی با امضای شما. این یعنی اعلام جنگی سهمگینتر از تمام جنگهای سابقتان با اصل برابریِ شهروندی. آگاهانه و وقیحانه دارید حق را به امتیاز بدل میکنید و اسمش را گذاشتهاید مدیریت بحران. این همان جایی است که بیکفایتیتان به اراده برای تحقیر ما تبدیل میشود.
این وضعیت تحقیرآمیز با هیچ بهانۀ امنیتی مطلقاً توجیهپذیر نیست. آنچه میکنید نه حفاظت از جامعه که آزاررسانی عامدانه است. این سیاست شریرانه به یک تهدید بدل شده است. دارید جامعه را از درون میفرسایید. دارید اعتماد را میسوزانید، پیوندها را میدرید، خشم را لایهلایه انباشته میکنید، بله، خشم، خشمی انبوه و متراکم و رو به انفجار. خیال نکنید این خشم برای همیشه زیر خاکستر میماند. این مسیر اصلاً مسیرِ ثبات نیست، مسیرِ تولیدِ بحران است.
این همانجایی است که باید با صراحت و بیپرده به شما اقلیتِ صاحبقدرت هشدار داد: محرومسازیِ اکثریتِ مردم از دسترسی آزاد به اطلاعات یکی از عمیقترین و ماندگارترین کانونهای نارضایتی خواهد شد. زخمی که میزنید نه سطحی است و نه بهآسانی ترمیمپذیر. هر روز عمیقتر میشود، عفونیتر، خطرناکتر. دیر یا زود، به سهم خود، به نیروی محرکۀ عصیان بدل خواهد شد.
مطالبۀ ما نه پیچیده است و نه قابلچانهزنی: اتصال کامل و پایدار و بیتبعیض به اینترنت جهانی. همین حالا، نه فردا. نسخههای طبقاتی را برنمیتابیم. وعدههای توخالی را نمیخواهیم. هر لحظه تأخیر یعنی اصرار شما بر تحقیر ما. این را خوب بدانید: جامعهای که عامدانه تحقیر میشود، دیر یا زود این تحقیر را پس خواهد زد، نه آرام، نه تدریجی، با تمام قدرت.
🆔 @mmaljoo
🖊 «اینترنت پرو»، کاسبی جدید علیه مردم
✍امجد طریق
@sokhanranihaa
طرحی را آغاز کرده اند به نام اینترنت پرو که براساس آن افراد با پرداخت پول و به صورت محدود و سهمیه ای می توانند از چند سایت و شبکه اجتماعی فیلتر شده و نشده اینترنت (اینترنت بین الملل) استفاده کنند.
قرار است هر گیگ با هزینه ای گزاف با سهمیه مصرف روزانه و امکان دسترسی تنها به تلگرام، واتس اپ و چند سایت دیگر در اختیار افراد معدودی قرار می گیرد.
طرحی که بی عدالتی در دسترسی به اینترنت واقعی را شکل می دهد و عادی سازی و نهادینه می کند. علاوه بر این، لایه ای شبه حقوقی به این بی عدالتی اضافه می کند که احتمالا در آینده ، برچیدن آن نیز با سختی های زیادی همراه خواهد شد.
براساس اطلاعات دریافتی، اکثریت نهادهای نظارتی و تصمیم گیر و اجرایی مسوول در کشور، با این طرح نیز مخالفت کرده اند و نسبت به تبعات منفی و آسیب زای آن نیز هشدار داده اند با این حال برخی ها همچنان با نگاهی به سودآوری مالی و تثبیت بی عدالتی و تبعیض در دسترسی به ارتباطات، تلاش می کنند سفره جدیدی برای خود دست و پا کنند. سفره ای با سوء استفاده از قطع اینترنت و خواست مردم برای اتصال به اینترنت.
چنین برنامه ای هم بر خلاف وعده ها و برنامه های دولت و شخص رئیس جمهوری علیه اینترنت طبقاتی و تبعیض در دسترسی به اینترنت است. براساس اطلاعات دریافتی، دولت، رئیس جمهوری، وزیر و وزارت ارتباطات نیز با این طرح مخالف هستند اما برخی اپراتورها همچنان به امید کسب منافع مادی نامشروع، بر اجرای این طرح اصرار دارند.
در حالی که با تصمیم مقامات و به دلایل امنیتی و شرایط جنگ وجنگی، همچنان اینترنت واقعی (بین الملل) در ایران قطع است برخی اپراتورها تلاش می کنند این قطعی اینترنت را توجیه کنند و کاسبی جدیدی برای خود از این شرایط بسازند.
به سود منافع ملی است اینترنت دوباره و در سریع ترین زمان ممکن برای همه بخش های جامعه بدون محدودیت طبقه و تبعیض و نوع فعالیت های اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی، باز و بازگردد و شرایط عادی کشور در سایه اینترنت عادی، دوباره برقرار شود. یعنی اینترنت، حداقل، دوباره به وضعیت قبل از جنگ برگردد تا دسترسی همه مردم بدون تبعیض برقرار شود و اینترنت پرو بی معنی شود.
هیچ بخشی از جمله هیچ اپراتور و سازمان و نهادی حق ندارد با سوء استفاده از شرایط جنگی فعلی و قطع اینترنت کنونی، شرایط استثنایی را توجیه کند یا بدتر از آن، از این شرایط غیرعادی و آب گل آلود، ماهی بگیرد و از مشکلات فعلی مردم و جامعه، منافع غیرقانونی و غیراخلاقی برای خود بسازد.
در شرایط فعلی که جنگ و آثار آن به میزان زیادی به بخش های اقتصایی کشور آسیب زده بازگشت اینترنت و اتصال دوباره به این شبکه جهانی هم می تواند از ادامه خسارت های اقتصادی دوره جنگ بکاهد هم دیگر نیازهای جامعه در بستر اینترنت، پاسخ داده شود هم به بازگشت شرایط کشور به وضعیت عادی کمک کند.
.
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @
🆑 #کانالسخنرانیها
🌹
⚫️ عبدالمجید ارفعی دانای زبانهای خاموش، به وادی خاموشان پیوست
عبدالمجید ارفعی در شهریور ۱۳۱۸ در گنوی بندرعباس به دنیا آمد. پدرش میرعبدالله ارفعی و اصالتاً اهل اوز از توابع استان فارس بود. او دوران دبستان را در مدارس بندرعباس و یزد به اتمام رساند و در سال ۱۳۲۸ به همراه خانواده به تهران آمد و در مدرسه منوچهری و البرز به تحصیل پرداخت و با بهرام بیضایی همدرس شد.
پس از پایان دوره دبیرستان و تا پیش از ورود به دانشگاه در سالهای ۱۳۳۲ در کتابخانه ملی با نوشتههای ابراهیم پورداوود آشنا شد. در همان زمان از استاد متینی معلم ادبیاتش، الفبای فارسی باستان را آموخت و در همان سالها زبان پهلوی را نیز از روی کتاب کارنامه اردشیر بابکان محمدجواد مشکور آموخت. برای آموزش زبان اوستایی گاتهای پورداوود را سرمشق قرار داد و آن را نیز آموخت.
پس از اخذ دانشنامه کارشناسی زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تهران، در مهرماه سال ۱۳۴۴ به آمریکا رفت. بنا بر پیشنهاد و توصیه پرویز ناتل خانلری و استقبال استاد پورداوود دو سال به آموزش مقدمات اکدی پرداخت و پس از آن به مؤسسه خاورشناسی دانشگاه شیکاگو رفت و تا هشت سال زیر نظر ریچارد هلک، از مشهورترین استادان خط و زبان ایلامی، به یادگیری زبان ایلامی و اکدی مشغول شد. در همان زمان با گلنوشتههای ایلامی و کتیبههای تخت جمشید که به امانت نزد دانشگاه شیکاگو بود و ریچارد هلک در حال بررسی، خواندن و ترجمه آنها بوده است، آشنا شد. هلک در آن دوران هر شب چند کتیبه خوانده شده را به ارفعی میداد تا او از روی متن ترجمهشده، کتیبهها را بخواند. پس از مدتی هلک کتیبههای خوانده نشده را هم به ارفعی میداد. این تجربه بعدها به ارفعی در نوشتن کتاب «گلنوشتههای باروی تخت جمشید» کمک میکند. عبدالمجید ارفعی اولین ایرانی است که در این رشته تحصیل کرد. همچنین او تنها متخصصی است که میتواند بقیه آن کتیبهها را بخواند و آنها را ترجمه کند.
ارفعی در تیر ماه ۱۳۵۳ خورشیدی از رساله دکتری خود با عنوان «زمینههای جغرافیایی فارس براساس گلنوشتههای تخت جمشید» دفاع کرد و با مدرک دکتری به تهران بازگشت. سپس نزد پرویز ناتل خانلری رفت و در فرهنگستان ادب و هنر ایران به همکاری پرداخت.
فعالیتها
نتیجه همکاری عبدالمجید ارفعی با خانلری در بین سالهای ۱۳۵۴ تا ۱۳۵۷ خورشیدی، گردآوری گنجینه بیشماری از مجلات، مقالات و کتابهای گوناگون دربارهٔ تاریخ ایران و جهان و گلنوشتهها و خطهای خواندهشده است که در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی نگهداری میشود. ارزش دلاری این کتابخانه در زمان خرید بین ۳ تا ۴ میلیون دلار بوده که امروز ارزشی به مراتب بالاتر دارد.
تالار کتیبهها در موزه ملی ایران بین سالهای ۱۳۷۷ تا ۱۳۸۲ توسط او و شاهرخ رزمجو ساخته و آماده شد. گفته میشود او و دانشجویانش حتی قفسههای این تالار را خودشان نصب کردند. چون خرید کتاب در آن زمان دشوار بود و این تالار نیز کتابی در اختیار نداشت، برای تأمین کتاب، ارفعی به پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی مراجعه کرد تا از کتابهایی را که بیست سال پیش خودش سفارش داده بود فتوکپی تهیه کند.
بسیاری از لوحهای گلی تخت جمشید و متنهای حقوقی بینالنهرین از روی کتیبههای تاریخی با تلاش ارفعی ترجمه شده است. این الواح شهرتی جهانی دارد و به شناخت اوضاع اقتصادی و اجتماعی ایران عصر هخامنشیان کمک زیادی کرده است.
عبدالمجید ارفعی سابقه همکاری با بنیاد پژوهشی پارسه و پاسارگاد و بنیاد پژوهشی شوش را در کارنامه خود دارد. همکاری او با بنیاد پژوهشی پارسه پاسارگاد، منجر به خوانده شدن کتیبههای خزانه تختجمشید شد که در موزه همانجا نگهداری میشد.
او نخستین ترجمه فارسی فرمان کوروش بزرگ (منشور کورش) را از روی مولاژی از اصل منشور، همراه با نسخهبرداری جدید انجام داد.
عبدالمجید ارفعی به همراه جعفری دهقی از استادان دانشگاه تهران در حال تحقیق و بررسی ترجمه دو کتیبه از بیستون است. بخش زبان ایلامی و بابلی (اکدی) این متنها به عهده ارفعی است. حرفنویسی، آوانویسی، نگارش واژهنامه و همچنین بازنویسی متنها به خط میخی و ترجمه آنها به فارسی کار مشترکی است که آنها در این پروژه بر عهده دارند.
*گلنبشتههای باروی تختجمشید*
کتاب گلنبشتههای باروی تختجمشید پژوهشی است بر روی صد و پنجاه گلنبشتهای که مؤسسه شرقی دانشگاه شیکاگو در سال ۱۳۲۷ خورشیدی به ایران پس فرستاد. علاوه بر این مقدار تعدادی از گلنبشتههایی که در بخش تاریخی موزه ملی ایران نگهداری میشوند و گلنبشته منفرد دیگری از باروی تخت جمشید برای نخستین بار بازخوانی و به همراه تصاویرشان منتشر شدند.
@pdf_kotob_e_adabi
⚫️روشهای خرید فصلنامۀ مردمنامه
مردمنامه (فصلنامۀ تاریخ مردم)
بهسردبیری داریوش رحمانیان
شمارهٔ ۳۴
🔘 دربارهٔ تاریخنگاری محمدابراهیم باستانی پاریزی
بهمناسبت صدمین سالگرد زاده شدن وی
◾️نسخۀ کاغذی این شماره را میتوانید از طریق پیوند زیر سفارش دهید:
🔗https://www.iranketab.ir/book/180144-mardom-nameh
◾️همچنین، میتوانید نسخۀ الکترونیک این شماره را از پیوند زیر تهیه کنید:
🔗https://taaghche.com/book/247101
📓مردمنامه را بخوانید و به دوستان و آشنایان بشناسانید. این مهمترین و مؤثرترین کمک به حرکت مردمنامه است. ماندگاری و بالندگی مردمنامه در گرو همراهی و پشتیبانی شماست.⚫️🖤
پشتیبانی از پویش مردمنامه👇
🎧فایل صوتی نشست دوم جامعهی ایرانی در پیچ تاریخی دیگر
پرسش و پاسخ #اردشیر_منصوری #داریوش_رحمانیان
📆 ۳ اسفندماه ۱۴۰۴
📍مؤسسه رحمان
وبسایت | اینستاگرام | تلگرام
⚫️معرفی مقالات شمارهٔ ۳۴ فصلنامهٔ مردمنامه
🔘دربارهٔ تاریخنگاری محمدابراهیم باستانی پاریزی
◾️باستانی پاریزی، روایتگر بقای فرهنگی از قعر قناتهای خاموش
🖊نگار ذیلابی، استادیار گروه تاریخ دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شهید بهشتی
▪️این مقاله به بررسی جایگاه محمدابراهیم باستانی پاریزی بهعنوان مورخی میپردازد که تاریخ را از انحصار سلاطین خارج کرد و به متن زندگی مردم برد. نویسنده با مرور خاطرات شخصی از کتابخانۀ پدر و پیوند آن با مفاهیمی مانند «جوامع تصوری / ذهنی» بندیکت اندرسون استدلال میکند که هویت ملی نهفقط با مرزهای جغرافیایی، بلکه از طریق روایتها و قصههای مشترک ساخته میشود و آثار باستانی پاریزی در حکم خردهروایتهایی از یک روایت کلاناند: روایتِ بودن، ماندن و بقا.
▪️مقاله همچنین، بر سبک منحصربهفرد تاریخنگاری پاریزی تمرکز دارد؛ سبکی که بهجای زبانی متکلف و دانشگاهی از طنز، صمیمیت و جزئیات زندگی روزمره بهره میبرد. او با دوری از تاریخنگاری دانشگاهی بهسراغ «قناتهای خاموش» تاریخ رفته است و از دل سنگقبرها، ضربالمثلها و خاطرات مردمان گمنام روایتی از بقا و ایستادگی استخراج کرده است. بهنظر نویسنده، باستانی پاریزی بهدرستی تشخیص داده بود که اگر توان روایت کردن زنده بماند، فرهنگ نیز زنده میماند.
▪️ذیلابی در پایان، باستانی پاریزی را نهفقط تاریخنگار، بلکه حافظ خاطرۀ فرهنگی ایران میداند. مردی که در پاریز، در کوچهها و قناتها، در دفتر معلمان ده و لبخند پیران هنوز دنبال صدای داستانی بود که ایران را سر پا نگه داشته است.
▪️متن کامل مقاله را در فصلنامۀ مردمنامه بخوانید.
📓مردمنامه را بخوانید و به دوستان و آشنایان بشناسانید. این مهمترین و مؤثرترین کمک به حرکت مردمنامه است. ماندگاری و بالندگی مردمنامه در گرو همراهی و پشتیبانی شماست. ⚫️🖤
پشتیبانی از پویش مردمنامه👇
⚫️معرفی مقالات شمارهٔ ۳۴ فصلنامهٔ مردمنامه
🔘دربارهٔ تاریخنگاری محمدابراهیم باستانی پاریزی
◾️نقد و نظر دربارۀ تاریخنگاری باستانی پاریزی
🖊عبدالرسول خیراندیش، عضو هیئتعلمی دانشگاه شیراز
▪️این مقاله دربارۀ تاریخنگاری باستانی پاریزی است و به تحلیل سبک منحصربهفرد و متمایز او میپردازد. نویسندۀ مقاله معتقد است باید ترجمه، تصحیحها و برخی آثار باستانی پاریزی را که بهسبک متعارف تحقیقات تاریخی است از آثار دیگر وی جدا کرد و سپس دربارۀ تاریخنگاری باستانی پاریزی سخن گفت. خیراندیش تأکید میکند با وجود نقدهایی که در جامعۀ علمی مورخان به آثار باستانی پاریزی میشود او راه خود را میرود و مردم هم آثار او را میخوانند.
▪️خیراندیش، سبک تاریخنویسی باستانی پاریزی را «تاریخ زنده» مینامد که در آن مرز میان گذشته و حال از بین میرود و معتقد است که او بهجای نقد روشمند منابع بر پایۀ انس و عاطفه با تاریخ برخورد میکند و همین آثار او را خاص و جذاب میکند.
▪️نویسنده درنهایت، باستانی پاریزی را رندی کرمانی معرفی میکند که با نثری سهل و ممتنع جدیترین حقایق تاریخی را در پوشش شوخی و طنازی بیان میکند. از نظر نویسنده، روش باستانی پاریزی بیش از آنکه علمی و آکادمیک بهمعنای رایج آن باشد نوعی «سلوک و نحوۀ زندگی» است.
▪️متن کامل مقاله را در فصلنامۀ مردمنامه بخوانید.
📓مردمنامه را بخوانید و به دوستان و آشنایان بشناسانید. این مهمترین و مؤثرترین کمک به حرکت مردمنامه است. ماندگاری و بالندگی مردمنامه در گرو همراهی و پشتیبانی شماست. ⚫️🖤
پشتیبانی از پویش مردمنامه👇
⚫️ معرفی مقالات شمارهٔ ۳۴ فصلنامهٔ مردمنامه
🔘 دربارهٔ تاریخنگاری محمدابراهیم باستانی پاریزی
◾️«پایهگذار استقلال ایران»: بازنمایی یعقوب لیث صفاری در تاریخنگاری باستانی پاریزی
🖊معصومعلی پنجه، استادیار گروه تاریخ و باستانشناسی واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی
▪️همانگونه که عنوان مقاله گویاست این نوشتار با تکیه بر اثر ماندگار و شصتسالۀ محمدابراهیم باستانی پاریزی به این پرسش میپردازد که او سیمای یعقوب لیث صفاری را بهعنوان «پایهگذار استقلال ایران» چگونه بازنمایی کرده است و چگونه رویگرزادهای روستایی توانست در برابر ابهت خلافت عباسی قد برافراشته و پس از دو سده تسلط اعراب، نخستین گامهای جدی را برای جدایی سیاسی ایران و احیای هویت ملی بردارد.
▪️نویسندهٔ مقاله در ادامه نشان میدهد که باستانی پاریزی در بازنمایی سیمای یعقوب بهعنوان رهبر مبارزه به تشریح نقش نیروهایی پرداخته که یاریگر یعقوب لیث بودند و درعینحال از این سخن رانده است که صحنه برای رهایی و استقلال ایران آماده بوده است.
▪️او به تعبیر هگلی نشان داده که یعقوب «بزرگمردی» بود که «بیانگر ارادۀ آن روزگار» بود و به عصر خود گفت که «چه باید اراده کند و و آن اراده را به اجرا درآورد». باستانی پاریزی تا آنجا پیش میرود که از ایرانگرایی / پارسیگرایی یعقوب به «انقلاب» تعبیر میکند.
▪️معصومعلی پنجه در ادامه با اشاره به دیدگاه باستانی پاریزی دربارۀ تفاوت اسمهای رایج زمانه با نام یعقوب میآورد که: «حالا آیا این انقلاب نیست که آدمی که اسم او هم یعقوب بن اللیث است به زبان آورد که چیزی که من اندر نیابم چرا باید گفت؟ و باز در میان همۀ این جو عربزده بفرستد شاهنامه را از هند یا حبشه بیاورند؟»
▪️متن کامل مقاله را در فصلنامۀ مردمنامه بخوانید.
📓مردمنامه را بخوانید و به دوستان و آشنایان بشناسانید. این مهمترین و مؤثرترین کمک به حرکت مردمنامه است. ماندگاری و بالندگی مردمنامه در گرو همراهی و پشتیبانی شماست. ⚫️🖤
پشتیبانی از پویش مردمنامه👇
دکتر محمد دهقانی نویسنده، مترجم، منتقد ادبی، استاد دانشگاه و عضو سابق هیئت علمی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران که در سال ۱۳۸۶ از دانشگاه تهران اخراج شد از جمله پژوهشگرانیست که عمر خود را برای خدمت به فرهنگ و ادبیات این سرزمین گذاشتهاند و آثار پرشمار و متنوعی را ترجمه و تألیف کردهاند. او حالا طی یادداشتی در کانال شخصی خود از مخاطبان و سایر شهروندان خواسته است که با خرید و مطالعه آثار او به یاریاش بیایند.
دریغ بسیار از آنچه این سالیان بر سر فرهنگ و اهالی فرهنگ آمده؛ در پیوند (لینک) زیر میتوانید فهرست بلندبالای کتابهای ایشان را ببینید:
https://www.iranketab.ir/profile/1157-mohamad-dehghani
@Jaryaann
📣اطلاعیه تغییر ساعت برگزاری نشست سوم اسفند مؤسسه رحمان
ضمن تبریک فرارسیدن ماه مبارک رمضان و آرزوی قبولی طاعات و عبادات روزهداران
برای برگزاری هرچه بهتر نشست سوم اسفند و با هماهنگی سخنرانان ارجمند، زمان برگزاری برنامه به شرح زیر تغییر پیدا کرده است:
🕓 آغاز نشست: ساعت ۱۶:۳۰
۱۶:۳۰ تا ۱۷:۱۵ | سخنرانی آقای منصوری
۱۷:۱۵ تا ۱۸:۰۰ | سخنرانی آقای رحمانیان
۱۸:۰۰ تا ۱۸:۳۰ | گفتوگو و تبادل نظر همراه با صرف افطار
از علاقمندان دعوت میشود تا در این نشست چه به صورت حضوری و چه آنلاین با ما همراه باشند.
لینک آنلاین نشست:
https://meet.google.com/wjs-ehig-wnc
وبسایت | اینستاگرام | تلگرام
موری
رسم موری. مویه بر عزا. زبان گرفتن در سوگ عزیز. گاه تنها. گاه جمعی. مادر، خواهر، مادربزرگ، دختر، زنان خویشاوند. هر کدام چیزی میگویند از عزیزِ از دسترفتهٔ خود. و معمولاً با ترجیعی از این نوع:
مادر بمیره… خواهر بمیره…
گاهی نیز ترجیع، نفرین است و آرزوی مرگ ظالم.
هرچه به متوفیٰ ربط دارد، بالقوه، مضمون موری است؛ از شمایل و اخلاق تا لباس و تحصیل و علایق. آرزوها. حسرتها. جوانی و پیری. عروسی و فرزند. و گاه گزارش دقیق مرگ.
مثلا این موری عجیبِ مازندرانی، با ساختاری «مقتل»گونه:
ای نامرد! بچهٔ تو بمیرد (آ نامرد ته وچه بمیره)
ای نامرد! بچهٔ تو بمیرد
گناه بچهٔ من چی بود؟
ای نامرد! بچهٔ تو بمیرد
بچهٔ منو دنبال کردی
بچهٔ من فرار کرد
به نخاع بچهٔ من تیر زدی
در یک دقیقه بچهٔ منو از من گرفتی
بگو گناه بچهٔ من چی بود
ای نامرد! بچهٔ تو بمیرد آی
آی بچهٔ تو بمیرد
مامان فدای پسر خودش بشه.
مامااااان!
تو [اینجا] از سرما نمردی؟
گشنهات نیست؟
پیام دادی: «مامان! غذا درست کن، شب میام».
بچهام خستهتن داشت!
مادرش بمیره.
وقتی که کشتنش، لباس کار تنش بود.
مادرش بمیره.
میگفت:«مامان دیگه نمیخوام برای مردم کارگری کنم».
مادرش بمیره.
نگهبان ساختمون بود.
مادرش بمیره...
▪️ای کاش مادرم مرا نزاده بود!
چهل روز است که «همه شهر ایران» سرگشته و جگرخسته و ماتمزدهاند. در این روزها که دست و دلم به هیچکاری نمیرود، در تاریخها دنبال متنی میگشتم که وصفحال اکنون ما باشد. از خاطرم گذشت که ابن اَثیر جَزَری (د. ۶۳۰ﻫ) مورخ نامدار و همروزگار یورش مغولان و نویسندۀ تاریخنامه پرآوازۀ الکامل فیالتاریخ در روزها و سالهای پس از یورش دهشتناک مغولان به شرق سرزمینهای اسلامی، حسوحالی همچون این روزهای ما داشته است. حالات و احساسات ابن اثیر در هشتصد سال پیش، یادآور حالات و احساسات ما در این روزهای سیاه و اندوهناک است:
ذِكْرُ خُرُوجِ التَّتَرِ إِلَى بِلَادِ الْإِسْلَامِ
لَقَدْ بَقِيتُ عِدَّةَ سِنِينَ مُعْرِضًا عَنْ ذِكْرِ هَذِهِ الْحَادِثَةِ اسْتِعْظَامًا لَهَا، كَارِهًا لِذِكْرِهَا، فَأَنَا أُقَدِّمُ إِلَيْهِ رِجْلًا وَأُؤَخِّرُ أُخْرَى، فَمَنِ الَّذِي يَسْهُلُ عَلَيْهِ أَنْ يَكْتُبَ نَعْيَ الْإِسْلَامِ وَالْمُسْلِمِينَ؟ وَمَنِ الَّذِي يَهُونُ عَلَيْهِ. ذِكْرُ ذَلِكَ؟ فَيَا لَيْتَ أُمِّي لَمْ تَلِدْنِي، وَيَا لَيْتَنِي مِتُّ قَبْلَ حُدُوثِهَا وَكُنْتُ نَسْيًا مَنْسِيًّا، إِلَّا أَنَّنِي حَثَّنِي جَمَاعَةٌ مِنَ الْأَصْدِقَاءِ عَلَى تَسْطِيرِهَا وَأَنَا مُتَوَقِّفٌ، ثُمَّ رَأَيْتُ أَنَّ تَرْكَ ذَلِكَ لَا يُجْدِي نَفْعًا، فَنَقُولُ: هَذَا الْفِعْلُ يَتَضَمَّنُ ذِكْرَ الْحَادِثَةِ الْعُظْمَى، وَالْمُصِيبَةِ الْكُبْرَى الَّتِي عَقَّتِ الْأَيَّامُ وَاللَّيَالِي عَنْ مِثْلِهَا، عَمَّتِ الْخَلَائِقَ، وَخَصَّتِ الْمُسْلِمِينَ، فَلَوْ قَالَ قَائِلٌ: إِنَّ الْعَالَمَ مُذْ خَلَقَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى آدَمَ، إِلَى الْآنِ، لَمْ يُبْتَلَوْا بِمِثْلِهَا، لَكَانَ صَادِقًا، فَإِنَّ التَّوَارِيخَ لَمْ تَتَضَمَّنْ مَا يُقَارِبُهَا وَلَا مَا يُدَانِيهَا.
یورش تاتارها [مغولان] به شهرهای اسلامی
چند سالی بودکه از ذکر این حادثه خودداری میکردم، زیرا آن را بسیار بزرگ و هولناک میشمردم و از یادآوری آن اکراه داشتم. لذا در این راه یک پای را پیش میگذاشتم و پای دیگر را پس میکشیدم. آخر چه کسی برایش آسان خواهد بود که خبرگزار مرگ اسلام و مسلمانان باشد؟ چه کسی میتواند ذکر چنین واقعهای را ناچیز انگارد؟ بنابر این ای کاش مادرم مرا نزاده بود یا پیش از بروز این حادثه، مرده و از یاد رفته بودم. گروهی از دوستان مرا برمیانگیختند که این رویداد را نیز بنویسم ولی من در این باره درنگ میکردم. بعد دیدم ننوشتن آن سودی نمیدهد. از این رو میگوییم: این کار یعنی تاریخنویسی شامل ذکر چنین حادثه عظیم و مصبیت بزرگی نیز هست که روزها و شبها دیگر همانندش را نخواهند آورد و همه مردم، بهویژه مسلمانان را در برگرفت. اگر گویندهای میگفت: «جهان از زمانی که پروردگار بزرگ و منزه آدم را آفرید تا امروز به چنین بلایی گرفتار نشده بود» راست میگفت، زیرا در تواریخ، حادثهای که برتر از این یا نزدیک به این رویداد باشد دیده نمیشود.