4718
دکتر موحد یک اثر هنری است (مصطفی ملکیان) @hossein246
تا قلعه از آنِ یاغی بُوَد، ویران کردن او واجب بُوَد و موجبِ خلعت بُوَد؛ و آبادان کردنِ آن قلعه، خیانت بُوَد و معصیت بُوَد.
چون قلعه از یاغی بستدند و عَلَمهای پادشاه برآوردند، بلکه پادشاه در آمد در قلعه، بعد از آن ویران و خراب کردنِ قلعه، غَدر باشد و خیانت؛ و آبادان کردنِ آن فرضِ عین و طاعت و خدمت.
(مقالات شمستبریزی، تصحیح استاد محمدعلی موحد، تهران ۱۳۷۵، ص۷۳).
این جفای خَلق با تو در جهان
گر بدانی، گنجِ زر آمد نهان
خَلق را با تو چنین بدخو کنند
تا تو را ناچار رو آنسو کنند...
مثنوی معنوی، تصحیح استاد موحّد، ج ۲، ص ۱۰۹۷.
«...گفتهی حق باشد که:
إِذا أَحْبَبْتُ عَبْداً کُنْتُ لَهُ سَمْعاً و بَصَراً و یَداً و لِساناً، فَبي یَسْمَعُ و بي یُبْصِرُ و بي یَبْطُشُ و بي یَتَکَلَّم»
(ص ۱۲۱)
هر آنگاه که بندهای را دوست بدارم چشم و گوش و دست و زبان او میشوم، پس او از طریق من میبیند و به وسیلهی من میشنود و با دستهای من در آغوش میگیرد و با زبان من حرف میزند!
📘 #رسالهیسپهسالار، فریدون سپهسالار، تصحیح و توضیح محمدعلی و صمد موحد، انتشارات کارنامه ۱۳۹۱
📎 ترجمهی تحتاللفظی از بنده است.
هله پیوسته سرت سبز و لبت خندان باد
هله پیوسته دلِ عشق ز تو شادان باد
غم پرستی که تو را بیند و شادی نکند
همه سرزیر و سیه کاسه و سرگردان باد
چونکه سرزیر شود توبه کند بازآید
نیک و بد نیک شود دولتِ تو سلطان باد
نورِ احمد نَهِلد گبر و جهودی به جهان
سایهٔ دولتِ او بر همگان تابان باد
گمرهان را ز بیابان همه در راه آرد
مصطفی بر رهِ حق تا به ابد رَهبان باد
آن خیالِ خوشِ او مشعلهٔ دلها باد
وآن نمکدانِ خوشش بر زَبَرِ این خوان باد
کمترین ساغر بزمِ خوشِ او شد کوثر
دلِ چون شیشهٔ ما هم قَدَحِ ایشان باد
شمس تبریز تویی واقفِ اسرارِ رسول
نامِ شیرین تو هر گمشده را درمان باد!
دیوان شمس، غزل شماره ۷۹۲
محمدعلی موحد
دکتر موحد را سالهای دراز است که میشناسم. از الطاف و عنایاتاش برخوردارم و زبانم از شکر این نعمت قاصرست.
سالها پیش از آشنایی و مراودهی مستقیم با واسطهی آثارش با او آشنایی یافته بودم. اگر حافظهام درست یاری کند نخستین بار در بخش کتابهای مرجع و سالن مطالعهی کتابخانهی دانشکدهی ادبیات و علومانسانی دانشگاه تبریز و تورق ترجمهی سفرنامهی ابن بطوطه بود که با نام و قلم او آشنا شدم. در آن هنگام جوانی نوزده بیست ساله بودم و از هیاهوی روزگار به کتاب و کتابخانه پناه میبردم. لذت مطالعه اندوه زندگی را میزدود. مست و سرخوش میشدم. دل و جان فسردهام با خواندن هر کتاب و مقاله و نوشته از نو شاداب میشد و نیرو میگرفت. کتابها در حکم چراغهایی بودند که زندگی در ظلمات زمانه را برای من ممکن میکردند. ترجمهی سفرنامهی ابنبطوطه بسیار لذیذ و جذاب بود. قلم مترجم کولاک کرده بود. ترجمهای بود نبوغآسا. همین تجربه کافی بود تا دیگر دست از دامن صاحب این قلم استثنایی و زیبا برندارم. چندی بعد کتاب نفت ما و مسائل حقوقی آن را کشف کردم. میگویم کشف، چون برای جان تشنه و ذهن پر از پرسش من که درگیری عمیقی با تاریخ معاصر ایران و مسائل و مباحث آن پیدا کرده بود برخورد با آن کتاب براستی در حکم کشف گنج بود. پس از آن به ترجمهی کتاب دنیل دنت مالیات سرانه و تاثیر آن در گرایش به اسلام برخوردم. کتابی خاص در موضوعی مهم که با دقتی کممانند به فارسی برگردانده شده بود. این راه در سالهای بعد همچنان پیموده شد. آثار موحد، تصحیح و ترجمه و تحقیق و تالیف، یکی پس از دیگری منتشر میشدند و من با ولع بسیار میخواندم و ...
موحد در هر حوزهای وارد شده سنگتمام گذاشته است. مرادم البته این نیست که کارها و آثارش کاستی ندارند. کار همهی آدمیزدگان، هرکه و در هر جایگاهی از دانش و اندیشه که باشند، به درجات معروض نقص و خطا و کاستیست. مرادم این است که موحد در هر موضوعی که کار کرده همهی توش و توان خود را به کار گرفته و با دقت و پشتکار و همتی مثالزدنی به انجام رسانده است و این فضیلت و هنری است که باید کسب کرد و آموخت. از موحد - و امثال او - نه فقط روش و بینش، که پیش و بیش از آن منش را باید فراگرفت و پیروی کرد. منشتحقیق و منشمحققانه مقدم و اولیست بر روش تحقیق.
این چیزیست که امروزه در دانشگاههای ما کمتر یاد میدهند. برنامههای درسی و نظام آموزشی ما به روش تحقیق تاکید میکند اما به درجات نسبت به « منش تحقیق » و یا به عبارت دیگر « منش محققانه » غفلت میورزد و بیتوجه یا کمتوجه است. آنچه که محقق میسازد، بیش و پیش از هرچیز، منش است نه روش و از این بابت موحدها نمونههای عالی و مثالزدنیاند.
اگر عمری باشد و توفیقی رفیق راه شود، تفصیل این بحث را در جای دیگر، در یک کتاب در دست نگارش با عنوان منشتحقیق، خواهم آورد. اینجا فقط خواستم بهنوبهی خود به موحد، به عنوان یکی از نمادهای بزرگ فرهنگ و دانش امروز ایران، ادای دینی کرده باشم. دربارهی او تاکنون بسبار گفتهاند و خواهند گفت. نشستهای گوناگون دربارهی زندگی و کارنامه و آثارش برگزار شده و همچنان خواهد شد. در این میان این چند خطی که من نوشتم چندان به حساب نمیآید. قصدم این بود ادای احترامی کرده باشم. همین و بس.
@hichestandr
داریوش رحمانیانЧитать полностью…
✅ آیا میتوان به آیندۀ ایران امیدوار بود؟
پاسخ محمدعلی موحد
روز سهشنبه سوم شهریور ۱۴۰۵ برخی اعضای پویش مردمنامه با حضور در منزل محمدعلی موحد، گفتوگویی صمیمی با ایشان داشتند که فیلم کامل این گفتوگو پس از تدوین نهایی منتشر خواهد شد انشاءالله.
آنچه در این فیلم مشاهده میکنید برشی از این گفتوگوست. محمدعلی موحد در این بخش از گفتوگو به پرسش مهمی پاسخ داد.
📌 برای این گفتوگو زیرنویس فارسی نیز تعبیه شده است. همراهان گرامی میتوانند با فعال کردن گزینۀ زیرنویس در یوتیوب، ویدیو را با زیرنویس فارسی مشاهده نمایند.
https://youtu.be/ZmEonjyQJLk
شاهدِ عهدِ شباب
نمیدانم چهگونه بگویم. عشقبازی بود دیگر! سر و سرّی که مثل همیشه با لبخندها و دزدیدهنگریستنها و چشمکزدنها آغاز میشود و از دیدارهای گهگاهی و طنازیها و رمیدنها و آرمیدنها مایه میگیرد.
از جوانی خودم میگفتم و سروسرّی که داشتم با آن نازنینپریِ شعر، که آخر سر خیلی محترمانه _و با حسرت و اندوه_ تصمیم گرفتیم جدا از هم زندگی کنیم.
جدا شدیم چون میدانستیم زندگی با هم و در کنار هم برای هر دو سخت و هولناک خواهد بود و من همچنان دلم مالامال عشق اوست. باور میکنید؟ گاهی شبها به سراغم میآید اما فقط در خواب. هرگز نشده است دیگر که در عالم بیداری و هشیاری به هم برسیم و دیداری تازه کنیم. اما در خواب، چرا. هنوز گاهی خوابش را میبینم.
مثل مادرم میمانَد که تا بود تسلّای دلم و آرام جانم بود، گرما و روشنایی فضای زندگیام بود که گذاشت و رفت و فقط گاهی خوابش را میبینم. در بیداری اگر خودش نیست یادش هست و عکس خاموش و غمگین او بر دیوار خانهام که همچنان نیازمندانه و مشتاقانه در من مینگرد و آن اشتیاق و آرزوی یخبسته در نگاهش بیطاقتم میکند و دلم را میشوراند اما کاری دیگر از دستم برنمیآید....
✍ محمدعلی موحد (در ۸۳ سالگی)
۸۶/۳/۵
منبع:
شاهد عهد شباب، محمدعلی موحد، نشر کارنامه، ص۱۹-۲۰
.
پروردگارا ضمیرم را نیرویی تازه دِه و همهٔ رغبتِ مرا به سوی امور آسمانی معطوف گردان تا هرگاه طعمِ شیرینِ سُرورهای سَرمَدی را یک بار در کام چشیدم، دیگر از همهٔ لذایذ ناپایندهی این دنیا بیزاری جویم.
-تشبه به مسیح، توماس آکمپیس، ترجمهٔ سایه میثمی، نشر هرمس،ص۱۹۵.
-مثنوی معنوی، دفتر چهارم
در سالروز رحلت غمبار نبی مکرم اسلام؛ حضرت محمد مصطفی صل الله علیه و آله وسلم، یادی می کنیم از ادیب والامقام مرحوم آقای دکتر احمد مهدوی دامغانی رحمه الله علیه.
اوایل دهه نود که مشغول تدوین ارجنامه آقای دکتر محمدعلی موحد بودم، تماس تلفنی با جناب استاد مهدوی دامغانی برقرار کردم. شاگردنوازی فرمودند. و نام تبریز که آمد، مثل همیشه گوهر اشک نثار بر سیمای شریف نثار کردند. خواهش این بنده خدا را اجابت فرمودند و چند ماه بعد، مقاله ای همراه با یک نامه از طریق ایمیل، در ارتباط با نبی مکرم اسلام جهت اهدا به استاد موحد ارسال کردند.
با گرامیداشت یاد مرحوم مهدوی دامغانی و آرزوی صحت و سلامت استاد محمدعلی موحد، فایل مقاله را همراه با متن نامه مذکور، تقدیم می کنم.
21 مرداد 1405
برابر با 28 صفر 1448
طاهری خسروشاهی
پانزدهم مرداد ۱۳۳۲، روز تلاقی سه بحرانِ همزمان بود:
♦️بحران مشروعیت و تفسیر مشروطه در پیامهای متفاوت شاه و مصدق؛
♦️بحران فشار خارجی با ادامه موج تبلیغاتی و سیاسی آمریکا علیه دولت ملی؛
♦️و بحران ائتلافهای داخلی با تلاش مخالفان برای سازماندهی جبههای واحد در برابر دولت.
در ظاهر، هنوز هیچ نشانهی قطعی از سقوط قریبالوقوع دولت دیده نمیشد؛ اما مجموعهی این تحولات نشان میداد که دولت مصدق در مرکز توفانی چندلایه قرار گرفته است:
از یک سو دربار و بخشی از نیروهای سیاسی داخلی، از سوی دیگر فشارهای خارجی و جنگ تبلیغاتی، و در کنار آن جاهطلبیها و رقابتهای شخصی در صحنه سیاست ایران.
آنچه در این روزها بهآرامی شکل میگرفت، ائتلافی نانوشته میان دربار، مخالفان سیاسی، بخشی از شبکه نظامی و قدرتهای خارجی بود؛ ائتلافی که تنها سیزده روز بعد، در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ به پایان دولت ملی دکتر محمد مصدق انجامید.
منابع: محمدعلی موحد، خواب آشفته نفت؛ روزنامههای اطلاعات و کیهان، مرداد ۱۳۳۲؛ اسناد و گزارشهای مربوط به بحران مرداد ۱۳۳۲.
@Mohammadmosaddegh
شعری از دکتر محمدعلی موحد🍃
کیستم؟ جوینده ای فرسوده پای
زادِ راهم شوق و امیّد و نیاز
آشنایی نیْ و مقصدْ ناپدید
فرصتیْ کوتاه و راهی بس دراز
رَهروم، رَه می سپارم، سال هاست
کارِ من، جز رفتنِ پیوسته نیست
گر چه از این رنج، ناکامم هنوز
جز دلی پُرتاب و پایی خسته نیست
@golhaymarefat
جایگاه دکتر محمدعلی موحد
در ادبیات فارسی و مولویپژوهی
در گفتوگو با مسعود جعفری جزی
(بخش دوم)
استاد موحد با تصحیح انتقادی مثنوی، که مبتنی بر بررسی دقیق نسخههای خطی و مقایسه آنها بود، متنی پاکیزه و معتبر ارائه کردند که به گفته برخی منتقدان، به عنوان “نسخه ناسخه مثنوی” شناخته میشود. این تصحیح، که چندین بار تجدید چاپ شده، به دلیل دقت علمی و جامعیت، بسیاری از نسخههای پیشین را از اعتبار ساقط کرد و به استانداردی جدید در مطالعات مثنوی تبدیل شد. علاوه بر این، استاد موحد در حال تدوین شرح دفتر اول مثنوی هستند که با هدف تبیین مفاهیم عرفانی، ادبی و فلسفی این اثر، به خوانندگان کمک میکند تا به لایههای عمیقتر مثنوی دسترسی پیدا کنند. این شرح، که انتظار میرود به زودی منتشر شود، به عنوان کلید فهمی برای مثنوی عمل خواهد کرد و راهگشای درک بهتر این اثر سترگ خواهد بود. این تلاشها، با ارائه متنی دقیق و تفسیری عمیق، تحولی بزرگ در مطالعات مولانا ایجاد کرده و به علاقهمندان امکان داده است تا با اطمینان بیشتری به مطالعه مثنوی بپردازند.
- ترجمه گزیده فصوصالحکم ابن عربی توسط استاد موحد چه ویژگیهایی دارد و چگونه به شناخت بهتر عرفان ابن عربی کمک کرده است؟
فصوصالحکم یکی از پیچیدهترین و عمیقترین متون عرفان نظری است که به دلیل زبان دشوار و مفاهیم انتزاعی، معمولاً در محافل خاص عرفانی و با شرحهای تخصصی مطالعه میشد. این اثر، که به زبان عربی نگاشته شده، در حلقههای عرفانی خاص، بهویژه میان پیروان مکتب وحدت وجود، جایگاه ویژهای داشته است. استاد موحد، با همکاری مرحوم صمد موحد، گزیدهای از این اثر را به فارسی امروزی ترجمه کرده و با تحلیلهای مختصر و روشن همراه ساختهاند. این ترجمه، با زبانی روان و قابل فهم، مفاهیم پیچیده عرفانی ابن عربی را برای مخاطبان عام قابل دسترس کرده و این اثر را از انحصار محافل تخصصی خارج کرده است. تحلیلهای مختصر استاد موحد، که همراه با ترجمه ارائه شدهاند، به تبیین مفاهیم دشوار فصوص کمک کرده و خوانندگان را در درک بهتر عرفان نظری ابن عربی یاری میرساند. این کار، که بارها تجدید چاپ شده، نه تنها به شناخت بهتر ابن عربی در میان خوانندگان پارسیزبان کمک کرده، بلکه تفاوتهای عرفان او با عرفان شاعرانه مولانا و عطار را نیز روشن ساخته است. این تلاش، با ارائه تصویری روشنتر از ابن عربی، به غنای مطالعات عرفانی در ایران افزوده است.
- ویژگیهای روششناختی پژوهشهای استاد موحد در حوزه عرفان چیست و چگونه این روشها به مطالعات عرفانی اعتبار بخشیدهاند؟
روششناسی پژوهشی استاد در حوزه عرفان، ترکیبی از دقت علمی، نگاه انتقادی و زبانی روشن و قابل فهم است. ایشان در پژوهشهای خود از منابع تاریخی و نسخههای خطی معتبر استفاده کرده و با سنجش دقیق این منابع، از هرگونه افسانهپردازی یا شیفتگی غیرمستند پرهیز کردهاند. این رویکرد علمی، که مبتنی بر بررسی انتقادی متون و غربالگری منابع است، به آثار ایشان اعتباری آکادمیک بخشیده است. در عین حال، زبان روان و روشن ایشان باعث شده که این پژوهشها نه تنها برای پژوهشگران، بلکه برای مخاطبان عام نیز جذاب و قابل فهم باشد. استاد همچنین با نگاهی چندجانبه، به بررسی زمینههای تاریخی، اجتماعی و فرهنگی دوران مولانا پرداختهاند. برای مثال، ایشان با معرفی مفهوم “ادبیات مهاجرت”، به تأثیر مهاجرت مولانا از بلخ به قونیه و شکلگیری ادبیات عرفانی در آناتولی پرداختهاند. این نگاه چندبعدی، که شامل تحلیلهای تاریخی و اجتماعی است، به درک عمیقتر آثار عرفانی کمک کرده و مطالعات عرفانی را از رویکردهای صرفاً احساسی یا شاعرانه به سوی تحقیقی علمی و دقیق هدایت کرده است.
- کارهای استاد موحد چه تأثیری بر نسلهای بعدی پژوهشگران و مطالعات مولویپژوهی گذاشته است؟
پژوهشهای استاد موحد، بهویژه در حوزه مولویپژوهی، تحولی عظیم در این زمینهها ایجاد کرده و الهامبخش نسل جدیدی از پژوهشگران بوده است. روش علمی و دقیق ایشان، که مبتنی بر تحقیق مستند و پرهیز از شیفتگی غیرمنطقی است، به عنوان الگویی برای مطالعات عرفانی شناخته میشود. این رویکرد، که گاهی به “مکتب موحد” تعبیر میشود، به پژوهشگران جوان نشان داده که چگونه میتوان با حفظ دقت آکادمیک، آثار عرفانی را به زبانی جذاب و قابل فهم ارائه کرد. علاوه بر این، آثار استاد موحد، بهویژه تصحیح مقالات و مثنوی، به جهانیشدن شناخت مولانا و شمس کمک کرده است. ارتباط ایشان با محافل علمی بینالمللی، از جمله دانشگاههای ترکیه و همکاری با مستشرقانی مانند آربری و ولادیمیر مینورسکی، باعث شده که آثارشان در محافل ایرانشناسی و عرفانپژوهی جهانی مورد توجه قرار گیرد. این تأثیر، بهویژه در میان پژوهشگران جوان، به شکلگیری نگاهی تازه به عرفان منجر شده و زمینهساز ادامه این مسیر در آینده شده است.
@shekoftandaraftab
🔰در رونمایی مثنوی مطرح شد؛
محمدعلی موحد: مثنوی معنوی شرح مقالات شمس است
🔸در نشست رونمایی نسخهی قطع کوچک «مثنوی» محمدعلی موحد که از سوی نشر هرمس منتشر شده است، محمدعلی موحد با نگاهی عمیق به پیوند میان مولانا و شمس تبریزی، بر این نکته تأکید کرد که شناخت درست از «مثنوی معنوی»، تنها از طریق شناخت «مقالات شمس» و پیشینه ارتباطی این دو شخصیت ممکن است.
🔸سخنرانی دکتر موحد بر این محور میچرخید که مولانا را نمیتوان بدون در نظر گرفتن شمس تبریزی شناخت. ایشان بر لزوم گذار از تعاریف کلیشهای و نگاه کردن به آثار مولانا به عنوان یک «شگفتی جهان بشری» تأکید کردند که هر عصر، حقیقتی تازه از آن مییابد.
🔸موحد بیان کرد که ابتدا با منتخباتی از مثنوی در دوران تحصیل آشنا شده است، اما نقطه تحول زمانی رخ داد که با «مقالات شمس» مواجه شد. به گفته وی، بسیاری از پژوهشگران پیش از این، مثنوی را از «پشت عینک ابن عربی» میدیدند و سعی داشتند مولانا را زیر سایه مکتب ابن عربی تعریف کنند. اما دکتر موحد معتقداست که مطالعه مقالات شمس، پژوهشگر را مجبور میکند که دوباره به مثنوی برگردد تا برکات و حقایق جدیدی را در آن کشفی کند. وی اشاره کرد که در مقالات، مولانا به گونهای از ابن عربی و شیخ محمد یاد میکند که نشان میدهد دیدگاه او مستقل و فراتر از تعصبات مکتبی بوده است.
🔸موحد در بخش دیگری از سخنان خود، بر جایگاه والای مولانا به عنوان یک شاعر و عارف درجهیک تأکید کردند. ایشان با اشاره به استعارههای «نی» و «چنگ» در اشعار او، بیان کرد که مولانا در اوج عرفان، به زیباییشناسی ادبی نیز دست یافته است. وی خاطرنشان کرد که در معیارهای امروزین ادبیات و زیباییشناسی، مولانا به دلیل دقت در نظر شعری و توانایی در بیان رمزها، در جایگاه فوقالعادهای قرار دارد.
ibna.ir/x6HYG
@ibna_official
نسخهی همراه مثنوی معنوی به همراه یک جلد فهرست و کشفالابیات در قطع کوچک
Читать полностью…
رسولُ اللّه ِ(ص): لَولا ثلاثةٌ في ابنِ آدمَ ما طَأْطَأ رأسَهُ شَيءٌ: المَرضُ، و المَوتُ، و الفَقرُ، و كلُّهنَّ فيهِ، و إنّه لَمَعهُنَّ لَوثّابٌ!
پيامبر خدا فرمود :اگر سه [نقطه ضعف] در آدمى نبود، چيزى سر او را فرود نمى آورد: بيمارى، مرگ و فقر. اين هر سه را دارد و با اين حال چموشى و سرکشی مى كند.
-الخصال، ج۱، ص ۱۱۳.
🔴 ما به آزادی نیاز داریم تا بتوانیم از سوء استفادهٔ حکومت از قدرت جلوگیری کنیم و به حکومت نیاز داریم تا از سوء استفاده از آزادی جلوگیری به عمل آوریم.
Читать полностью…
در هوای حق و عدالت،
دکتر محمدعلی موحد، ص ۳۴۷.
یادداشت کوتاه دوستِ خوبم جناب دکتر ایرج رضایی عزیز در باب هنروری و بلاغت مولانا- با اشاره به غزل فوق:
بلاغت مولانا شگفتآور است:
«سایهٔ دولت او بر همگان تابان باد!»
چه اعجاز و لطف و ظرافتی در این تصویر هست!
و بیت آخر که صد بنامیزد و الله اکبر دارد:
شمس تبریز تویی واقف اسرار رسول
نام شیرین تو هر گمشده را درمان باد!
حقیقت تاریخی محمد[ص] هر چه باشد، تصویری که مولانا از او نقش میزند چیز دیگری است.
میفرماید: نام شیرین تو درمان باد.
درمان چه دردی؟ گمشدگی!
تئوری دولت از نظر ابن خلدون
نوشتهی دکتر محمدعلی موحد
کانون وکلا ۱۳۳۶ شماره ۵۴
@shekoftandaraftab
اوضاع مراکز آرشیوی ایران همچنان بر همین منوال است که استاد موحد شصت سال پیش وصف کردهاند. دریغ از اندکی تغییر و بهبودی!!!
Читать полностью…
شخصیت موحد در آثارش هویداست
"استاد محمدعلی موحد را با کتاب سفرنامه ابنبطوطه شناختم. آن زمان دبستان را تمام کرده بودم. قرار شد پدرم برای من و برادرم هدایایی بخرد. برای اولین بار در یک کتابفروشی در همدان کتاب ایشان را دیدم. من کتاب مقدمه ابنخلدون را انتخاب کردم و برادرم سفرنامه ابنبطوطه را. کتاب ابن خلدون سالها در کتابخانه نخوانده ماند اما سفرنامه ابنبطوطه سالهای سال هر شب بعد از شام در خانه ما خوانده میشد. یک شب من، شبی برادرم، شبهای دیگر مادر و پدرم. مرتب سفرنامه را میخواندیم و تصورم این است که یکی از مهمترین کتابهایی است که در پرورش ذهن من نقش داشته است. هنوز هم فکر میکنم میتواند به عنوان یک کتاب خیالانگیز برای بچههای ۱۳، ۱۴ ساله یادگاری برای مرور روزگاری باشد که دیگر نیست. چون شخصاً روی بحث تاریخ کار میکنم درباره تاریخنگاری استاد موحد چند کلمهای میگویم. در کشور ما وضعیت هیچ رشتهای بحرانیتر و بدتر از رشته تاریخ نیست. چند سال قبل بود که عدهای در مواجهه با جریانات فکری متعدد در تاریخ گفتند و تاکید کردند که تاریخنگاری توصیف نیست. تاریخ باید تحلیل شود. باید در جستوجوی علل رخدادها بود. در سالهای اخیر هم تاریخنگاری دانشگاهی رواج یافته است. متونی که با وجود اینکه پر از ارجاع به منابع مختلف است اما از فقدان تاریخنگاری که خود در متن تاریخی که مینویسد زندگی کرده باشد رنج میبرد. شما تاریخنگاری کسروی را در تاریخ مشروطه ببینید. آنچه تاریخنگاری او را متمایز میکند آدمی است که پشت متن کتاب دیده میشود. کسروی هم با خیلیها خوب بوده و با خیلیها بد اما همین فرد ارزشهایی دارد که فدای هیچ چیز نمیشود و این در متن تاریخی که نوشته عیان است. گمان من این است که دکتر موحد در "خواب آشفته نفت" کار مهمی کرده است. هرچند ایشان جزو بازیگران اصلی آن سالها نبودند، به هر حال در متن این تاریخ زندگی کردهاند. اما در عین حال آنچه در این تاریخ دیده میشود شخص ایشان نیست، شخصیت ایشان است. این کتاب حاصل سالهایی است که دکتر موحد کمتر چیزی منتشر میکردند. حاصلی که منتشر شد هیچ چیز از کتابهایی که بر اساس سنت تاریخنگاری دانشگاهی نوشته میشوند کم ندارد. یک نوع خردمندی و فرزانگی در این کتاب به چشم میخورد. خصوصیتی که در تمامی کتبی که در حوزه تاریخ ماندگار شده، وجود دارد. از این جهت به گمان من این کتاب نه تنها در حوزه تاریخنگاری بلکه به عنوان سرمایهای ادبی ماندگار خواهند شد."
حسین معصومی همدانی
🔶 یک سده در جستوجوی دانستن
✍️ اسماعیل ملاعباسزاده | مرداد ۱۴۰۵
بعضی کتابها را نمیخوانیم؛ با آنها همسخن میشویم.
آنچه نآمد در کتاب و در خطاب از همین دست است؛ حاصل سالها همنشینی، گفتوگو و گوش سپردن سیروس علینژاد به محمدعلی موحد.
موحد در این کتاب تنها صاحب نام و آثار نیست؛ مردی است که از نفت و حقوق و تاریخ گذشته، بازار و سیاست و آشوبهای زمانه را از سر گذرانده و سرانجام در قلمرو شمس و مولانا و زبان فارسی، ردّی ماندگار از خویش بر جای نهاده است. زندگی او گویی رشتهای است که در هر پیچوخم آن، پارهای از ایران یک سده را میتوان بازشناخت.
هنر علینژاد آن است که در اندیشه ساختن تندیسی بیکاست از موحد نیست؛ انسان را با همه فراز و فرودهای زندگیاش پیش چشم ما مینشاند و میگذارد روایت، خود سخن بگوید. از همین رو، این کتاب بیش از آنکه شرح احوال یک مرد باشد، گفتوگوی یک نسل با حافظه یک سرزمین است.
و چه نیکوست که در روزگاری که بسیاری شتابان میخوانند و زود از یاد میبرند، هنوز مردی چون موحد با ذهنی بیدار و جانِ تشنه دانستن، از کارهای ناتمامش سخن میگوید؛ گویی برای دانستن پایانی نیست.
آنچه نآمد در کتاب و در خطاب را باید خواند؛ نه تنها برای شناخت محمدعلی موحد، که برای دیدن بخشی از ایران در آینهٔ زندگی او؛ ایرانی که بخشی از تاریخ و فرهنگ یک سدهاش در سرگذشت او بازتاب یافته است.
شاید جان این کتاب در همین حقیقت ساده نهفته باشد:
آدمی را تنها آنچه به پایان رسانده بزرگ نمیکند؛ گاه آنچه هنوز برای دانستن، جستن و فهمیدن در پیش دارد، روشنترین گواه زنده بودن اوست.
@sokhanrah_mollaabbaszadeh
فایل پی دی اف مقاله
درباره بُرده و قضیب (چوب دستی) پیغمبر اکرم (ص)؛
مقاله ای از زنده یاد استاد احمد مهدوی دامغانی؛
اهدا به کتاب با قافله شوق
(ارجنامه دکتر محمّدعلی موحّد)
به اهتمام: محمّد طاهری خسروشاهی
انتشارات دانشگاه تبریز
اردیبهشت 1392
/channel/Safinehyetabriz
«طریق شما را آموختم. به خدا بنالید: ای خدا این دولت را به ما تو نمودی، ما را به این هیچ راهی نبود. کرم تو نمود، باز کرم کن، و از ما این دولت را باز مستان.»
(مقالات شمس، تصحیح محمدعلی موحد، ص۷۵۶)
"هرگز کسی را ندیدهام که، هر قدر هم دیندار و مخلص، گهگاه انقطاعِ فیض را نیازموده و یا کاهش ایمان را حس نکرده باشد. تاکنون هیچ قدّیسی نبوده است که با وجود برخورداری از جذبه و اشراقِ شدید، دیر یا زود به ابتلا دچار نیامده باشد... هرآینه، ابتلای سابق، غالباً نشانهی عافیتِ لاحق است."
- تشبُّه به مسیح، توماس آکمپیس، ترجمهٔ سایه میثمی، نشر هرمس، ص۱۲۲-۱۲۳.
-مقالاتِ شمس تبریزی، تصحیحِ محمدعلی موحد، خوارزمی، ص۶۴٠.
«آقا یک زمانی این مملکت پر از آدم حسابی بود. حالا دیگر کسی نمانده است. تعدادی را کشتیم. تعدادی را کرونا کشت. تعدادی هم خفقان گرفتند. سرمایهگذاری نکردیم که برداشت کنیم. هر چه سرمایهگذاری کنی برداشت میکنی. الان مداحهای خوبی داریم.»
استاد محمدعلی موحد
@movahed1302
جایگاه دکتر محمدعلی موحد
در ادبیات فارسی و مولویپژوهی
در گفتوگو با مسعود جعفری جزی
(بخش نخست)
- فعالیتهای پژوهشی استاد محمدعلی موحد در حوزه عرفان و مولویپژوهی را چگونه میتوان دستهبندی کرد و هر بخش چه ویژگیهای شاخصی دارد؟
پژوهشهای استاد محمدعلی موحد در حوزه عرفان و مولویپژوهی را میتوان به سه بخش اصلی تقسیم کرد که هر یک نقش مهمی در ارتقای شناخت عرفان پارسی و شخصیتهای برجسته آن ایفا کردهاند:
مولانا و مثنوی معنوی: استاد موحد با تصحیح انتقادی مثنوی معنوی، یکی از دقیقترین و معتبرترین نسخههای این اثر سترگ را ارائه کردهاند که بارها تجدید چاپ شده و به عنوان مرجعی استاندارد در مطالعات مولویپژوهی شناخته میشود. این تصحیح، با تکیه بر نسخههای خطی معتبر و بررسی دقیق تفاوتهای متنی، گامی بزرگ در ارائه متنی پاکیزه و قابل اعتماد از مثنوی برداشته است. همچنین، ایشان در سالهای اخیر مشغول نگارش شرح دفتر اول مثنوی هستند که با هدف تبیین مفاهیم عمیق عرفانی و ادبی این اثر، راهنمایی جامع برای پژوهشگران و علاقهمندان فراهم میکند. این شرح، با نگاهی تحلیلی و علمی، به فهم بهتر لایههای معنایی مثنوی کمک خواهد کرد.
شمس تبریزی و مقالات شمس: استاد موحد برای اولین بار تصحیح انتقادی مقالات شمس تبریزی را انجام دادند که تا پیش از آن، تنها نسخههای غیرانتقادی و غیرمعتبر از این اثر در دسترس بود. این تصحیح، با ارائه نسخهبدلها، مقدمههای علمی و تعلیقات دقیق، مقالات شمس را به عنوان اثری مستقل و ارزشمند در عرفان پارسی معرفی کرد. علاوه بر این، تألیف کتابهایی مانند «شمس تبریزی»، «قصه قصهها» و «باغ سبز»، که به بررسی شخصیت شمس و پیوند عمیق او با مولانا میپردازند، نقش مهمی در بازتعریف جایگاه شمس به عنوان عارفی تأثیرگذار داشته است.
ابن عربی و فصوصالحکم: استاد موحد، با همکاری مرحوم صمد موحد، گزیدهای از فصوصالحکم ابن عربی را به فارسی امروزی ترجمه کرده و با تحلیلهای مختصر همراه ساختهاند. این اثر، که یکی از دشوارترین متون عرفان نظری است، پیشتر در محافل خاص و با شرحهای تخصصی مطالعه میشد. ترجمه استاد موحد این متن را برای مخاطبان عام قابل فهم کرده و با ارائه تفسیری روان، ابن عربی را از دایره خواص به جامعه گستردهتری از خوانندگان معرفی کرده است. این کار، به ویژه به دلیل زبان روشن و تحلیلهای دقیق، بارها تجدید چاپ شده و به شناخت بهتر عرفان ابن عربی کمک کرده است. هر یک از این بخشها، با ویژگیهایی چون دقت علمی، استفاده از منابع معتبر و زبانی روان و قابل فهم، به غنای مطالعات عرفانی در ایران و جهان افزودهاند.
- چرا تصحیح انتقادی مقالات شمس تبریزی توسط استاد موحد نقطه عطفی در مطالعات شمسشناسی محسوب میشود؟
تا پیش از کار استاد محمدعلی موحد، مقالات شمس تبریزی تنها در قالب چاپ غیرانتقادی احمد خوشنویس در دسترس بود که به دلیل فقدان دقت علمی و نبود نسخهبدلها، اعتبار چندانی نداشت. بسیاری از پژوهشگران و حتی عامه مردم، شمس تبریزی را شخصیتی افسانهای یا حتی ساخته ذهن مولانا میدانستند و برخی او را صرفاً درویشی کماهمیت تلقی میکردند. استاد موحد با تصحیح انتقادی مقالات شمس، که شامل بررسی دقیق نسخههای خطی، ارائه نسخهبدلها، نگارش مقدمههای جامع و افزودن تعلیقات علمی بود، این اثر را به متنی معتبر و قابل استناد تبدیل کردند. این تصحیح، چهرهای نو از شمس تبریزی به عنوان عارفی بزرگ و صاحب اندیشهای عمیق ارائه داد و جایگاه او را در عرفان پارسی تثبیت کرد. استاد موحد به این کار اکتفا نکردند و با تألیف کتاب «شمس تبریزی»، که چندین بار تجدید چاپ شده، به تحلیل شخصیت و زندگی شمس پرداخت. همچنین، در آثاری مانند «قصه قصهها» و «باغ سبز» به بررسی پیوند عمیق شمس و مولانا و تأثیرات متقابل این دو شخصیت بر یکدیگر پرداختند. این تلاشها نه تنها شمس را از هاله افسانهای خارج کرد، بلکه او را به عنوان یکی از تأثیرگذارترین عارفان پارسیگو معرفی نمود. این تحول، بهویژه در نشاندادن تأثیر شمس بر تحول فکری و عرفانی مولانا، نقطه عطفی در مطالعات شمسشناسی و مولویپژوهی ایجاد کرد.
- تصحیح انتقادی مثنوی معنوی توسط استاد موحد چه تحولی در مطالعات درباره مولانا ایجاد کرده و چرا این کار اهمیت دارد؟
مثنوی معنوی، به عنوان یکی از شاهکارهای ادب پارسی و عرفان اسلامی، پیش از کار استاد موحد، عمدتاً بر اساس تصحیح رینولد نیکلسون، مستشرق برجسته انگلیسی در اوایل قرن بیستم، مطالعه میشد. سایر نسخههای موجود، که عمدتاً از روی چاپهای قدیمی و غیرعلمی تهیه شده بودند، فاقد دقت کافی بودند و گاه با خطاها و تحریفات متنی همراه بودند.
@shekoftandaraftab
ورود استاد دکتر محمدعلی موحد به نشست عصر سهشنبههای بخارا
به مناسبت انتشار نسخه قطع کوچک «مثنوی» در شش جلد
شهر کتاب نیاوران
سهشنبه بیست و سوم تیرماه ۱۴۰۵
دیدار با استاد محمدعلی موحد به مناسبت انتشار نسخه قطع کوچک «مثنوی» در شش مجلد و فهرست و کشفالابیات در جلد جداگانه که از سوی نشر هرمس منتشر شده است.
شهر کتاب نیاوران