3077
دربارهٔ زبان و ادبیات فارسی، تاریخ و فرهنگ ایران
متشاعر
https://t.me/joinchat/AAAAAD7Fssu7AgJ7o97tgw
افراط در فروتنی، دلیل ادّعاست
«افراط در فروتنی، دلیل ادّعاست»
گویا این سخن را در کودکی به نام سیدجمالالدین اسدآبادی خوانده بودم.
(ادوار شعر فارسی، شفیعی کدکنی، ص ۱۱)
https://t.me/joinchat/AAAAAD7Fssu7AgJ7o97tgw
کتاب مظلوم نگارش
یکی از کتابهای مظلوم در مدارس، «نگارش» است. متأسفانه در بسیاری از مدارس، این کتاب در حاشیهٔ درسهای دیگر قرار میگیرد؛ ساعت آن قربانی درسهای بهظاهر مهمتر میشود، و به معلمانی که گاه ساعات موظّفشان در رشتهٔ تخصصیشان، تکمیل نمیشود، داده میشود. در برخی مدارس غیردولتی نیز دیدهام یکی از عوامل اجرایی مدرسه که هیچ تخصصی در حوزۀ نگارش ندارد، آن را تدریس میکند تا در هرینهها صرفهجویی کنند!
متأسفانه بسیاری از معلمان نیز دغدغهٔ درست و شفافنویسی ندارند و گاهی برای تنفّس، در کنار تدریس فارسی و علوم و فنون ادبی، روی به گرفتن این درس میآورند!
نتیجهٔ این رویکرد، ناتوانی دانشآموزان ما (و سپس دانشجویان) در نوشتن چند جملهٔ درست و شفاف به فارسی است.
https://t.me/joinchat/AAAAAD7Fssu7AgJ7o97tgw
تبریک نغز و نکتهسنجانهٔ روز ملی شعر و ادب فارسی!
/channel/vahididgah
ای یادِ دوردست که دل میبری هنوز
چون آتش نهفته به خاکستری هنوز
هرچند خط کشیده بر آیینهات زمان
در چشمم از تمامی خوبان، سری هنوز
سودای دلنشین نخستین و آخرین!
عمرم گذشتهاست و تواَم در سری هنوز
ای چلچراغ کهنه که زآن سوی سالها
از هر چراغ تازه، فروزانتری هنوز
بالین و بسترم همه از گُل بیاکنی
شب بر حریم خوابم اگر بگذری هنوز
ای نازنین درختِ نخستین گناه من!
از میوههای وسوسه بارآوری هنوز
آن سیبهای راه به پرهیز بسته را
در سایهسار زلف، تو میپروری هنوز
وان سفرهٔ شبانهٔ نان و شراب را
بر میزهای خواب، تو میگستری هنوز
با جرعهای ز بوی تو از خویش میروم
آه ای شراب کهنه که در ساغری هنوز
مجموعه اشعار حسین منزوی، ص ۱۲۹
https://t.me/joinchat/AAAAAD7Fssu7AgJ7o97tgw
این جفای خَلق با تو در جهان
گر بدانی، گنجِ زر آمد نهان
خَلق را با تو چنین بدخو کنند
تا تو را ناچار رو آنسو کنند...
مثنوی معنوی، تصحیح استاد موحّد، ج ۲، ص ۱۰۹۷
https://t.me/joinchat/AAAAAD7Fssu7AgJ7o97tgw
احسان هنری نیست به امّیدِ تلافی
نیکی به کسی کن که به کارِ تو نیاید
(ناظم هروی)
دیوان ناظم هروی، مقدمه، تصحیح و تعلیقات: محمّد قهرمان، ص ۶۷۴
https://t.me/joinchat/AAAAAD7Fssu7AgJ7o97tgw
اگر امروز دانشجویان زبان و ادبیات فارسی از من بپرسند چه کتابی را بخریم، میگویم یک دوره از کتاب گرانسنگ دانشنامهٔ زبان و ادب فارسی را بخرید (هرچند میدانم متأسفانه کمتر کسی توان خرید یک دوره از اینگونه آثار را دارد.)
https://t.me/joinchat/AAAAAD7Fssu7AgJ7o97tgw
نکتهای دربارهٔ حرمسراها
https://t.me/joinchat/AAAAAD7Fssu7AgJ7o97tgw
بنیاد هماره آباد موقوفات افشار
(دکتر بهروز ایمانی)
یکی از مؤثرترین عوامل در حفظ پیوستگی فرهنگی و زبانی تمدّن ایرانی، خاندانهایی بودند و هستند که با دلبستگی تمام، سرمایههای وجودی (مادی و معنوی) خود را بر طبَق اخلاص و کرامت نهادند و برای تدوام، احیا و انتشار سنّتهای تاریخی و فرهنگی این کشور نثار کردند. اگر این خاندانها در حفظ و غنای سرمایههای معنوی این مرز و بوم اهتمام نمیورزیدند، بیگمان، بخش عمدهای از مؤلّفههای تمدّنی خود را در گذار و گداز روزگاران از دست میدادیم و گرفتار فقر فرهنگی میشدیم.
یکی از خاندانهای تأثیرگذار در زمانۀ ما، خاندان فرهنگبان و دانشپرورِ افشار است، خاندانی که سه نسل آن، از محمود افشار تا ایرج افشار و اخلاف او، در حوزۀ مطالعات ایرانشناسی و تاریخ زبان فارسی (اعم از فعالیتهای پژوهشی و بازخوانی میراث مکتوب) اقدامات و خدمات ژرف و شگرفی انجام دادند و کارنامهای درخشان و پربار رقم زدند و نام خود را بر جریدۀ دهر ثبت کردند.
با حضور پررنگ آقای محمّدافشین وفایی در بنیاد موقوفات افشار – که با درایت و حمایت فرزندان آگاه و فرهیختۀ استاد ایرج افشار صورت گرفته است – انتشار آثار و مآثر تمدّن ایرانی، شتابی هرچه تمامتر گرفت و متون متعدّدی از پیشینۀ تاریخی و ادبی و... کشور، به زنجیرۀ نشر پیوست تا زمینههای تحقیق دربارۀ ابعاد مختلف تاریخ ایران و جنبههای متعدّد زبان و ادبیات فارسی، هرچه بیشتر و فراگیرتر، فرآهم آید.
در این موقعیّت اقتصادی که منابع مالی کشور، برای انجام فعالیتهای پژوهشی، بهویژه مطالعات تمدّنی، کافی و وافی نیست و اولویت، تهیّۀ آب و نان مردم است، باید حضور نهادهایی چون بنیاد موقوفات افشار را در ساحت تحقیقاتی و مطالعاتی کشور، مغتنم شمرد و آن را به فال نیک گرفت.
متأسفانه، گروهی حسود و غرضورز که در بطن نامهایی ساختگی همچون «صانع سخنور» پنهان شدهاند و نمیتوانند ابراز وجود کنند، با سفسطهبازیها و خُردهگیریهای بیمنطق خود، میخواهند که وجهۀ وجیه این بنیاد آباد را مخدوش کنند و چشمۀ زلال آن را مغشوش سازند. بنیادی که آب و گل آن از ایراندوستی سرشته شده و خشت بر خشت آن از جنس فرهنگ و دانش برآمده است، چگونه با مطرقۀ تهمتهای ناروای عدّهای بداندیش، خراب میشود؟
جالب است که در این اوضاع نابهسامان که نهادهای دولتی نمیتوانند نقش خود را در عرصۀ تحقیقاتی و مطالعاتی کشور ایفا کنند، عدّهای میخواهند که از هر راهی، ولو گمراهی، بنیاد فعّال و نهاد سیّالی همچون «بنیاد موقوفات افشار» را نیز به تعطیلی وادارند و فعالیتهای آن را محدود سازند تا بدین طریق، خودخواهی خود را ارضا کنند و درمانی برای بیماری حسادت خود یابند.
اگر کسانی مثل «صانع سخنور» که باید او را «مانع سخندر» نامید، برای فرهنگ و تمدن این کشور، دل میسوزاندند، انتقاداتی هم اگر به نحوۀ نشر آثار (اعم از قیمتگذاری، پخش و...) داشتند، میتوانستند با زبانی خیرخواهانه آن را بیان کنند و پیشنهادهایی برای بهبود کمّیت و کیفیت فعالیتهای بنیاد موقوفات افشار ارائه دهند.
او قصد تخریب دارد نه مصلحتاندیشی، و جامعۀ محقّقان کشور، این موضوع را درک میکنند و فریب مُمَوَّهات و مُشوّشات او را نمیخورند و همچنان مشتاقانه منتظرند تا آثار جدیدی از سوی این بنیاد به زیور نشر آراسته شود. بنیادی که در این روزگار حسرت و عسرت، حقوق مادی و معنوی محقّقان را میپردازد و به حال و هوای آنها توجّه دارد.
مسؤلان و متولیان خود بنیاد، بهتر و بیشتر از همه، به مسائل اداری و مالی آن اشراف دارند و با درایت و مصلحت تمام، فعالیتهای این نهاد بزرگ علمی را پی میگیرند و زیر نظر دارند.
باید از فعالیتهای مراکز پژوهشی و علمی همچون بنیاد موقوفات افشار، مؤسسۀ پژوهشی میراث مکتوب و... که آثار تمدّنی و میراثی منتشر میکنند و تحقیقات پایهای در این باره انجام میدهند، حمایت کرد تا با انگیزهای افزونتر، به ادامۀ کارهای خود بپردازند.
تعطیلی این مراکز، زیانی جبرانناپذیر برای فرهنگ و فرهنگپژوهان این کشور خواهد بود. بیایید با همدلی و همراهی، مشکلات را برطرف کنیم. دشمنیها و کینهها، همه چیز را به ویرانی میکشاند و این به زیان ایران و ایرانیان است.
https://t.me/joinchat/AAAAAD7Fssu7AgJ7o97tgw
«و بدينسان است كه كسی میميرد و كسی میماند» (فروغ فرّخزاد)
https://t.me/joinchat/AAAAAD7Fssu7AgJ7o97tgw
سنگین نمیشد، اینهمه، خوابِ ستمگران
میشد گر از شکستنِ دلها صدا بلند
(صائب)
https://t.me/joinchat/AAAAAD7Fssu7AgJ7o97tgw
ز یاران، کینه هرگز در دل یاران نمیمانَد
به روی آب، جای قطرۀ باران نمیمانَد
میرزا طاهر قزوینی (متخلّص به «وحید»)
تذکرهٔ نصرآبادی، به کوشش احمد مدقّق یزدی، ص ۲۳
https://t.me/joinchat/AAAAAD7Fssu7AgJ7o97tgw
دریغا زریاب و دریغا فرهنگ ایرانی
(شفیعی کدکنی)
زریاب در شرایط فرهنگی عصر ما شاید والاترین مصداق کلمهٔ «حکیم» بود؛ یعنی فرزانهای که بسیار خوانده و بسیار آموخته و بسیار اندیشیده و از انبوه خواندهها و دانستههای خویش، منظومهای عقلانی برای تبیین جهان و فرهنگ ملی خویش تدارک دیده و براساس این منظومهٔ عقلانی و فرهنگی است که نگران پیرامون خویش است.
بهراستی، دیگر در کجای ایران باید جست مردی را که بتواند شفا و اشارات ابنِسینا و اسفار صدرالمتألّهین و شاهنامهٔ فردوسی و صیدنهٔ ابوریحان و دیوان خاقانی و فلسفهٔ تاریخ ایران و تاریخ فلسفهٔ ایران را در عالیترین سطوح ممکن تدریس و تحقیق کند و آنگاه که دربارهٔ گوته، شیلر، کانت، هگل، صادق هدایت و مهدی اخوان ثالث سخن میگوید، سخنش از ژرفترین سخنها باشد؟
نمیگویم او واپسین بود، ولی در میان واپسینها، بیگمان برجستهترین بود؛ برجستهترین چهره از آخرین پژوهندگانی که بر مجموعهٔ فرهنگ و مدنیت ایرانی احاطهٔ ژرف و اشراف کامل دارند و بدان عشق میورزند: از فلسفه و کلام و تفسیر و حدیث و فقه و اصول تا ادبیات فارسی و عربی و تاریخ و جغرافیای تاریخی تا آنچه در مغربزمین میگذرد.
کی از چه کتابی خوشش میآد؟
(دکتر احمدرضا بهرامپور عمران)
اسرافیل: سمفونیِ مردگان
مدّاح: مصیبتنامه
مولوی: حمامِ روح
چریک: من هم چهگوارا هستم
خرسِ قطبی: خوابِ زمستانی
شکارچی: شوهرِ آهوخانم
فمینیست: زنان بدونِ مردان
مؤمنِ شکمو: فرشته با بوی پرتقال
حیوانآزار: سگِ ولگرد
عیّاش محتاط: تفریحاتِ سالم
کلیمی: سفر به ولایتِ عزرائیل
افلاطون: فرار از فلسفه
شیفتگانِ ساعدی: عموغلام
خودشیفته: باغِ آینه
فرزندمرده: سنگی بر گوری
پشتِکنکوری: در جستجوی زمانِ ازدسترفته
فضول: اسرارنامه
پرندهباز: منطقالطّیر
هیتلر: تاریخِ جهانگشا
پوتین: یک آدم چقدر زمین میخواهد؟
ایرانی: رازهای سرزمینِ من
تازهداماد: با عشق در حوالیِ فاجعه
سلیمان: لغتِ موران
متأهل: گاهی دلم برای خودم تنگمیشود
خلافکارِ ترسو: جنایات و مکافات
بازپرس: کشفالمحجوب
زن و شوهر: جنگ و صلح
عاشقِ بیتجربه: دستورِ زبانِ عشق
عتیقهفروش: تاریخ در ترازو
فوتبالیستِ بامرام: اخلاقِ ناصری
مسیح: تولدی دیگر
شکارچیِ ناکام: سایههای شکارشده
معتاد: خاکسترِ هستی
دهنلق: از سیر تا پیاز
جهاندیدهٔ دروغگو: ضدّخاطرات
جهانسومی: افسانهٔ دولت
ازخودراضی: التّعریفات
فردوسی: رستمالتّواریخ
زندانی: گشایش و رهایش
آدمِ وقیح: چشم دربرابرِ چشم
خوشخیال: تاریخِ بیداریِ ایرانیان
زنِ قهرو: چمدان
چنگیزخان: فرهنگِ جهانگیری
مفتخور: خوانِ الإخوان
پستهخور: لبابالألباب
جوجه لکلک: بابالنگدراز
دیکتاتور: هیس!/ به صیغهی اول شخصِ مفرد
جنگجوی شکمو: سربازِ شکلاتی
بیهودهگو: نصیحةالملوک
رضاشاه: کشفالمحجوب
منبع:
از گذشته و اکنون
/channel/azgozashtevaaknoon
پاسخ استاد شفیعی کدکنی به دو پرسش دربارهٔ انتخاب فقط یک دیوان شعر و نیز چرایی مخالفت فُقَها با مثنوی مولوی
برگرفته از صفحۀ اینستاگرامی دوست گرامی، جناب آقای علی عشایری
https://www.instagram.com/reel/Dd3-tVys-Zd/?stkn=MTNqbmN0OHNjanRiYg==
https://t.me/joinchat/AAAAAD7Fssu7AgJ7o97tgw
اول مهرماه، زادروز حسین منزوی (۱۳۲۴-۱۳۸۳) است.
بنده اگر بخواهم ده غزلسَرا در تاریخ ادبیات فارسی برگُزینم، یکی از آنان حسین منزوی خواهد بود.
مجموعهای از شعرخوانیهای ایشان را از اینجا میتوان دریافت کرد.
در تابستان شیر را هدر دادی
آوردهاند که در تابستان زنی از شوی پیر خود جدا شد و با جوانی ازدواج کرد.
در زمستان، شوهر جوانش را نزد همسر پیشین فرستاد تا شاید مقداری شیر به او بدهد، ولی همسر نخستین گفت:
فِي الصَّيفِ ضَيَّعتِ اللَّبَنَ: در تابستان شیر را هدر دادی.
این مثل را دربارهٔ کسی بهکار میبرند که زمینههای بهدست آوردن چیزی را پیشتر، از میان بردهاست.
مَجمَعالأمثال مَیدانی، ج ۲، ص ۱۴
https://t.me/joinchat/AAAAAD7Fssu7AgJ7o97tgw
والایی فرهنگ سیقرنهٔ ایران
(استاد عبدالحسین زرینکوب)
https://t.me/joinchat/AAAAAD7Fssu7AgJ7o97tgw
چرا برخی تحصیلکردگان که دنبال ادبی و هنرمندانهنویسیاند، اینقدر گُنگ و با تعقید مینویسند؟! باید ده بار متنشان را خواند تا متوجه منظورشان شد.
گمان میکنند چیرهدستاند ولی به گمانم پیچیدهگوییشان از کممهارتی در نوشتن است.
میترسم این رفتارها موجب شود که عوام، ادبی نوشتن را با مبهمنویسی یکی بپندارند.
https://t.me/joinchat/AAAAAD7Fssu7AgJ7o97tgw
استاد عزتالله فولادوند و ایراندوستی
https://t.me/joinchat/AAAAAD7Fssu7AgJ7o97tgw
در بند آن نیاَم که به دشنام یا دعاست
یادش به خیر هرکه مرا یاد میکند
(نجیب کاشانی)
کلّیات نجیب کاشانی، مقدّمه، تصحیح و تعلیقات: علیاصغر دادبه و مهدی صدری، ص ۲۸۱
https://t.me/joinchat/AAAAAD7Fssu7AgJ7o97tgw
هو
نسخه الکترونیکی کتاب نفیس نقد و تصحیح متون
(مراحل نسخه شناسی و شیوه های تصحیح نسخه های خطی فارسی) / ویرایش دوم
چاپ مشهد.
تألیف:استاد نجیب مایل هروی
چاپ اول :۱۳۶۹ بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس
چاپ دوم:۱۴۰۰ بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس
چاپ سوم : ۱۴۰۲ (ویرایش دوم)بنیاد فرهنگی مایل هروی
چاپ چهارم: ۱۴۰۴ (ویرایش دوم) بنیاد فرهنگی مایل هروی.
پ.ن: از آنجا که این کتاب (دارنده جایزه جهانی کتاب سال جمهوری اسلامی ایران -۱۳۶۹) سی سال در اختیار علاقه مندان و دانشجویان گرامی قرار نگرفت بنا بر این داشتیم تا در این شرایط کمک کوچکی باشد برای همراهی با این عزیزان. پاینده ایران بزرگ فرهنگی
با احترام:بنیاد فرهنگی مایل هروی
🖊 « جامعهای که مطالعه را کنار میگذارد، مهارتهای تفکر منطقی، تحلیلی و عمیق را نیز از دست خواهد داد و به الگوهای کهن تکیه بر حافظه جمعی، شخصمحوری در انتقال اطلاعات و سادهانگاری در سیاست بازمیگردد »
🔹عصر خواندن تمام شده است
✍️ نویسنده : Rose Horowitch
* گزارش هشداردهنده شماره جدید آتلانتیک حاکی از آنست که جهان دارد وارد عصر پساسواد میشود و این پرسش به میان آمده که آیا تمدن بدون خواندن میتواند به حیات خود ادامه دهد؟
@sokhanranihaa
* مقاله با روایت تاریخی از کتابخانه اسکندریه آغاز میشود، جایی که در دوران باستان، شاهان بطلمیوسی با هزینههای گزاف، مجموعهای عظیم از دانش بشری را گرد آوردند و دانشمندانی چون اراتوستنس و اقلیدس در آن به پژوهش پرداختند. اما این مرکز شکوفایی علمی، نه به دلیل جنگ و آتشسوزی که بر اثر غفلت و بیتوجهی از میان رفت؛ چرا که هزینههای نگهداری از طومارهای پاپیروسی، مقابله با رطوبت، موشها و حشرات، و بازنویسی مداوم متون در حال زوال، از عزم جامعه برای بقای آن فراتر رفت.
* نویسنده این واقعه تاریخی را آیینهای برای وضعیت کنونی آمریکا میداند؛ جایی که گرچه منابع بی نهایتی برای مطالعه در دسترس است، اما اراده و انگیزه برای خواندن عمیق رو به زوال نهاده است.
آمارهای ارائه شده در مقاله، تصویری نگران کننده از افول مطالعه در آمریکا ترسیم میکنند. بر اساس معتبرترین نظرسنجیهای انجام شده،کمتر از نیمی از بزرگسالان آمریکایی در سال ۲۰۲۲ حتی یک کتاب کامل مطالعه کردهاند و تنها ۳۸ درصد رمان یا داستان کوتاه خواندهاند. نسبت افرادی که در طول یک روز معمولی به مطالعه تفریحی میپردازند از ۲۸ درصد در سال ۲۰۰۴ به ۱۶ درصد در سال ۲۰۲۳ کاهش یافته است.
* در کمال تعجب، قماربازی امروزه در میان آمریکاییها رایجتر از کتاب خواندن است و ۵۷ درصد از مردم در سال گذشته دستکم یک شرطبندی انجام دادهاند. این روند کاهشی تمام گروههای سنی، جنسیتی و تحصیلی را دربرگرفته و حتی سنتیترین گروههای مخاطب کتاب یعنی بازنشستگان، زنان و فارغالتحصیلان دانشگاهی نیز دچار افت چشم گیری شدهاند.
* کیفیت مطالعات نیز دچار تنزل شده است. طول جملات کتابهای پرفروش نیویورک تایمز امروزی حدود یکسوم کوتاهتر از آثار مشابه در یک قرن پیش هستند. در سال ۱۹۵۸، رمان پیچیده دکتر ژیواگو اثر بوریس پاسترناک با جملات بلند و پرآب و تابش پرفروشترین کتاب سال بود، اما در سال گذشته، پرفروشترین رمان به مجموعهای از ادبیات نوجوانان تعلق داشت و حتی کتابهای برتر بزرگسالان نیز از عمق ادبی و فکری آثار کلاسیک بیبهرهاند.
* آمریکاییها همچنین اخبار را بسیارکمتر از گذشته از طریق مطالعه دریافت میکنند؛ در سال ۱۹۷۵ حدود نیمی از جوانان بیست ساله روزنامه میخواندند، اما امروز کمتر از ۱۰ درصد چنین میکنند و ۴۰ درصد مردم ترجیح میدهند اخبار را به صورت ویدئویی یا صوتی دنبال کنند.
اما پارادوکس اصلی در اینجاست که آمریکاییها شاید بیش از هر زمان دیگری کلمه میخوانند؛ انبوهی از ایمیلها، پیامکها، پستهای شبکههای اجتماعی و زیرنویسها زندگی روزمره را پر کردهاند. مشکل در کمیت خواندن نیست، بلکه در کیفیت آن است؛
مردم توانایی تمرکز پایدار بر متون طولانی و پیچیده را از دست دادهاند.
* مریانه ولف، عصبشناس شناختی دانشگاه یو سی ال ای،هشدار میدهد که افراد نه رمزگشایی کلمات که تواناییهای عالیتر درک مطلب و ترکیب اطلاعات را از دست میدهند. به عبارت دیگر، آمریکا بیسواد نشده، بلکه وارد دوران «پسا-سوادآموزی» شده است.
* شبکههای اجتماعی که روزگاری مبتنی بر متن بودند، امروز تحت سلطه ویدئوهای چندثانیهای قرار دارند و جوانان به طور متوسط چهار ساعت و نیم در روز را صرف تماشای ویدئو با سرعت دو برابر میکنند. حتی پیامکها نیز ویژگیهای گفتار شفاهی را به خود گرفتهاند و بسیاری از جوانان به جای نوشتن، پیامهای صوتی ارسال میکنند.
نتایج تحقیقات عصبشناختی نشان میدهد که مغز انسان آنچه را تمرین میکند، فرا میگیرد؛ اگر ساعات روز را با ویدئوهای کوتاه پر کنیم، مهارتهای خواندن ما تحلیل رفته و دانش زمینهای برای درک مطلب کاهش مییابد.
عصر سوادآموزی که شش هزار سال پیش در بینالنهرین آغاز شد و تمدن مدرن را ممکن ساخت، دورهای کوتاه میان دوران شفاهی و عصر دیجیتال بود.
.
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @
🆑 #کانالسخنرانیها
🌹
دیوان عمادی شهریاری و ناصر بجهای به همت آقای امیر لطف زمان
به همت آقای امیر لطف زمان -که اخیراً آثار پرارزشی را با دقتی مثال زدنی از روی نسخههای خطی و چاپی به گنجور اضافه کردهاند- دو اثر ارزشمند دیگر در گنجور در دسترس قرار گرفته است.
اولی دیوان عمادی شهریاری (یا غزنوی) شاعر قرن ششم هجری و معاصر و مرتبط با دربار سلجوقیان است که مورد توجه و احترام شاعران بزرگی چون ادیب صابر، جامی، انوری، کمال اسماعیل و سید حسن غزنوی بوده است و ظهیری سمرقندی در سندبادنامه از اشعار او استفاده کرده است.
آقای لطف زمان در بخش اشعار نویافتهٔ عمادی از مقالهٔ پژوهشی در اشعار عمادی شهریاری به قلم آقای سهیل یاری گلدره منتشر شده در مجلهٔ کتاب ماه ادبیات شمارهٔ ۱۹۱ (شهریور ۱۳۹۲) استفاده کرده است.
اثر ارزشمند دیگری که به همت ایشان در گنجور در دسترس قرار گرفته دیوانچهٔ ناصر بجهای است که به همت استاد محمود مدبری کرمانی جمعآوری و در جلد نهم ناموارهٔ دکتر محمود افشار منتشر شده است.
https://blog.ganjoor.net/1405/06/02/emadi-naser/
عاشق كه شد كه يار به حالش نظر نكرد؟
ای خواجه درد نيست وگرنه طبيب هست!¹
(حافظ)
عاشق منم که یار به حالم نظر نکرد
ای خواجه درد هست ولیکن طبیب نیست!
(هوشنگ ابتهاج)
....
۱- طبيبِ عشق، مسيحادَم است و مشفق، ليک
چو درد در تو نبيند كه را دوا بكند؟
طالبِ لعل و گهر نيست وگرنه خورشيد
همچنان در عملِ معدن و كان است كه بود!
(حافظ)
https://t.me/joinchat/AAAAAD7Fssu7AgJ7o97tgw
به سُتواری و سختی رشکِ پولاد
به راه عشق سرها داده بر باد
قرین بیستون، همسنگ فرهاد
ز کرمانشاهیان یاد اینچنین باد
(یدالله بهزاد کرمانشاهی)
https://t.me/joinchat/AAAAAD7Fssu7AgJ7o97tgw
بزنگاههای شناخت دوست
- عِندَ النّازلةِ تَعرِفُ أخاك (مَجمعالأمثال مَیدانی):
هنگام سختی/رنج/حادثه دوستت را خواهی شناخت.
- لا تَعرِفُ أخاكَ حَتّیٰ تُغضِبَه أو تُسافِرَ مَعَه (جَمهَرةالأمثال عسکری):
دوستت را نخواهی شناخت مگر هنگامیکه او را برآشفته کنی یا با او به سفر بروی.
- لا تَعرِفُ أخاكَ إلّا عِندَ الحاجةِ إلَیه (البیان و التّبیین جاحظ):
دوستت را هنگام نیازمندی خواهی شناخت.
https://t.me/joinchat/AAAAAD7Fssu7AgJ7o97tgw
تصوّف و عقبماندگی جوامع اسلامی
مخالفان تصوّف دو گروهاند: آنها که تصوّف را بدعتی در شریعت میشمارند و از دید عقاید مذهبی با آن دشمنی میورزند.
گروه دیگر آنها که از دیدگاه اجتماعی و سیاسی با آن مخالفاند و برآنند که عامل اصلی عقبماندگی جوامع اسلامی، عرفان و تصوّف است.
برای گروه اول نیازی به آوردن نمونه وجود ندارد ولی از گروه دوم اگر یک تن را در عصر خودمان بخواهیم انتخاب کنیم، بیگمان باید سیداحمد کسروی (۱۲۶۹-۱۳۲۴)، مورِّخ بزرگ و زبانشناس عظیمالشأن ایران در نیمهٔ اول قرن بیستم را، مورد توجه قرار دهیم... .
من نیز با کسروی درین نکته موافقم که یکی از علل و شاید هم تنها علّت در عقبماندگی جوامع اسلامی تصوف است؛ اما به مانند کسروی نمیخواهم این «علّت بدبختی» را با دشنام و ستیزهجویی از میان بردارم، زیرا برای من به مانند روز، روشن است که عرفان و تصوّف، با مخالفتهایی از نوع مخالفت کسروی هرگز از میان برداشته نخواهد شد.
ابنِجوزی (م ۵۹۸) هشتصد سال قبل از او این کار را به بهترین وجهی [در کتاب تلبیس ابلیس] انجام داد و به هیچ نتیجهای نرسید.
محمدرضا شفیعی کدکنی، زبان شعر در نثر صوفیّه، ص ۱۸-۱۹
https://t.me/joinchat/AAAAAD7Fssu7AgJ7o97tgw
از اشعار سِحرآمیز استاد طوفان
https://t.me/joinchat/AAAAAD7Fssu7AgJ7o97tgw