-
گرداننده درگاه : سیروس حامی @Cyrus_Hami
جایگاه شادمانی در فرهنگ ایران و مهرگان در شاهنامه
گفتاری از استاد #علیرضا_قیامتی
(قائم مقام مؤسسۀفرهنگی خردسرای فردوسی)
پنجشنبه، شانزدهم مهرماه ۱۴۰۵
مشهد، سالن همایش هتل ملل میثاق
@ShahnamehToosi
⛰🗻🏔🗻⛰🗻🏔
#راز_آفرینش از نگاه شاهنامه
۴- کوهزایی زمین
«.... روشن شده که زمین نخست به شکل گوی مذاب بوده و کوهی نداشته است! کوهها پس از سرد شدن پوستۀ آن، در جنبش کوهزایی زاده شدهاند! این نگرۀ سدۀ ۱۹ و ۲۰ میلادی، چهار هزار سال پیش، از آگاهیهای آریایی، ایرانی بوده است...!! انگاره کوهزایی(Orogeny) در ۱۸۷۳توسط جیمزهال امریکایی و در ۱۸۷۵ توسط ادوارد سوئز اتریشی ارایه شد... برخاستن آهستۀ کوهها، در فازهای کوهزایی، چون روییدن گیاهان رو به بالا است!»
(دکتر مانوئل بربریان - زمین شناس - دانش کیهان و زمین در ایرانوِیج - ر۱۲۴ و ۱۲۶)
پس، «بالیدن کوهها از زمین» از انگارههای شگرف نیاکان ماست که کمتر از ۱۵۰ سال از شناخت و اثبات آن در اروپا گذشته است!
در بندهش(بهار–ر۴۰) آمده:
«...گوهره کوهها را در زمین بیافرید که پس از آن از زمین ببالیدند و رستند...»
بازتاب این انگاره در شاهنامه:
ببالید کوه، آبها بردمید؛
سر رستنی سوی بالا کشید!
روشن است که همراه با بالیدن و بالا رفتن کوهها، کف آبخانها(سفرههای آب زیرزمینی) نیز رو به بالا میرود و از کوهپایهها راه به بیرون میجویند و چشمهها پدید میآیند و با روان شده آبها گیاهان میرویند و ....
همین تک بیت شاهنامه گویای هستی داشتن چنین انگارههایی نزد نیاکان است!
«ایجاز» شیوه سخن فردوسی است!
👌👌👌👌👌👌👌👌
شگرف و گیراست که دانش روز دیر نیست به اثبات انگارهای رسیده که نیاکان خردورز ما هزاران سال پیش انگاشته بودند و در شاهنامه بازتاب یافته!
شگرفتر و گیراتر این که دانشمندان در سده بیستم به «لایهلابه بودن زمین» پی بردند و این لایه ها را «لایههای تکتونیکی» زمین نامیدند و این پدیده را زمینهساز آتشفشان و زمینلرزه و پیدایش قارهها و نیز کوهزایی (اینجا) دانستند! باز آن که «لایه لایه بودن زمین» خود از انگارههای ایران باستان بوده است! در بندهش (بهار - ر۴۰) میخوانیم:
«زمین را چونان مردی ساخت و آفرید که همه سوی تنِ وی را جامه بر جامه سخت در گرفته است. زیرِ این زمین را همهجا آب بایستد!»
🤔🤔🤔🤔🤔🤔🤔🤔
یارینامه :
۱- داستان ایران - فریدون جنیدی
۲- در باره لایههای تکتونیکی زمین👇
https://www.youtube.com/watch?v=l2tbTt_F8Vg
۳- در باره کوهزایی👇
https://www.meteorologiaenred.com/fa/orogenesis.html
بازنویسی : سیروس حامی
آذر۱۴۰۰
تالار «رازها و نمادها و آموزههای شاهنامه»
@ShahnamehToosi
بر این برنیامد بسی روزگار
که بیدادگر شد سر شهریار
ره مردمی نزد او خوار گشت
دلش بردهی گنج و دینار گشت!
کنون پادشایی پرآشوب گشت
سخنها از اندازه اندرگذشت
#راز_آفرینش از نگاه شاهنامه
۲ : سرد شدن گوهران (مواد)
نخستین که آتش ز جنبش دمید،
ز گرمیش پس خشکی آمد پدید!
اُ زان پس، ز آرام، سردی نمود؛
ز سردی، همان باز تری فزود!
بیتهای بالا همخوان با دانش زمینشناسی است! در پی مِهبانگ، همهچیز آتشین بود! آتش، به فراخور سرشت، دمش و جنبش آغازید و گرما بر آخشیجها چیره شد! پس تری به خشکی گرایید! خشکیها پدید آمدند! آنگاه که (در میلیاردها سال) از تفتیدگی و داغی ستارگان و رویۀ زمین کاسته شد، سردی رخ نمود (زم=سرد؛ زمین=جای سرد)! پس دورههای دراز یخبندان آغاز شد!
سرما تری(رطوبت) فزود! و چرخه بارش و تبخیر و بازبارش را آغازید!
کلید یکی از رازهای شاهنامه این نکته است که در بینش نیاکان که همه چیز را نر و ماده میدانستند از چهار آخشیج یادشده، دو تای آنها(خاک و آب) مادینه(مؤنث) و دوتای دیگر(آتش و باد) نرینه(مذکر) دانسته میشدند!!
نرینه و مادینه بر بنیاد سرشت، باهم میآمیزند و از این آمیزش فرزندان میزایند! اینچنین، عناصر و مواد گوناگون پدید آمدند!
چو این چار گوهر به جای آمدند،
ز بهرِ سپنجیسرای آمدند!
گهرها، یَکاندردگر، ساختند،
دگرگونه گردن برافراختند!
@ShahnamehToosi
#شایسته_سالاری در شاهنامه
سپاهی نباید که با پیشهور،
به یک روی جویند هردو هنر!
یکی کارورز و دگر گرزدار،
سزاوار هر کس پدیدست کار!
چُن این کار آن جوید، آن کار این،
سراسر پرآشوب گردد زمین!
«فرمان #فریدون پس از چیرگی بر #ضحاک»
🗣 پهلوان #محسن_میرآفتاب
@ShahnamehToosi
درود و بهترین آرزوها در آغاز هفته نو! همراه با پیشکش سخنی دیگر از گنجینه فرزانش فرزانه توس. روزگارتان شاد باد.
مهرورزتان - سیروس حامی 🌹
#آیین_کشورداری_در_شاهنامه_۴۵
@ShahnamehToosi
روز مهر و ماه مهر و جشن فرخ مهرگان
مهر بفزای ای نگار ماه چهر مهربان
مهربانی کن به جشن مهرگان و روز مهر
مهربانی به بروز مهر و جشن مهرگان
#مسعود_سعد_سلمان
مهرگان آمد و سیمرغ بجنبید از جای
تا کجا پر زند امسال و کجا دارد رای
#فرخی_سیستانی
🌹🌷چه زيبا ميشود جهانی که در آن نه جنگ باشد نه تنفر ! تنها عشق باشد و عشق!
گرامی باد دوم اکتبر #روز_جهانی_پرهیز_از_خشونت
🆔 @XeradsarayeFerdosiYazd
به روز خجسته سرِ مهرماه،
به سر برنهاد آن کیانیکلاه،
زمانه بیاندوه گشت از بدی
گرفتند هر کس رهِ بخردی
دل از داوریها بپرداختند،
بدآیین* یکی جشن نو ساختند!
بفرمود تا آتش افروختند،
همه عنبر و زعفران سوختند،
پرستیدن مهرگان دین اوست؛
تنآسانی و خوردن آیین اوست.
اگر یادگارست از او ماه و مهر،
بکوش و به رنج ایچ منمای چهر!
امروز روز مهر از ماه مهر (در گاهشماری کهن ایرانی / گاهشماری مزدَیَسنا) و جشن مهرگان است!
این آیین دیرپای ایرانی بر هممیهنان خجسته باد!
پ.ن.
* بدآیین = به آیین
http://t.me/ShahnamehToosi
🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻
🌾🌾🌾🌾🌾🌾🌾🌾
🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁
هفته نو بر یاران خجسته باد.
روزگارتان شاد. زندگی به کام.
پیشکش هفته، سخته سخنی دیگر از فرزانه توس.
مهرورزتان - سیروس حامی 🌹
#آیین_کشورداری_در_شاهنامه_۴۴
@ShahnamehToosi
بازهم درود و مهر به یاران. همراه با آرزوی شادی و کام در هفته پیش روی، پیشکشم فرازی دیگر از گفتار فردوسی فرزانه! ایدون باد.
نیکخواهتان - حامی
#آیین_کشورداری_در_شاهنامه_۴۳
@ShahnamehToosi
📝 بخش چهارم فهرست تالار👇
یادآوری: این تالار بازتاب دهنده برآیند پژوهشها و دیدگاههای گرداننده تالار در پیوند با شاهنامه و «استوره»های ایرانی و در برگیرنده جستارهایی ویژه با رویکرد زندآگاهانه(هرمنوتیک) و با الگوواره(پارادایم) نو و دیگرگون است، پس:
الف - نوشتن و فرستادن هر فرسته تازه نیازمند رسیدن هر بخش از پژوهش و بررسی به انجامی است که قابل ارایه باشد! این مهم هفتهها و گاه ماهها زمان میبرد!
ب- آشنایی همراهان گرامی با الگوواره نگارنده و چگونگی دریافت و رسیدن به هسته راستین و تاریخی داستانهای شاهنامه نیازمند آگاهی از جستارهای پیشین -از آغاز گشایش تالار- است!
فهرست فراهم شده، که اینک بخش چهارم آن پیشکش میشود، یاریگر همراهان است! بخشهای پیشین فهرست هم نشانی داده شده! 👇
4️⃣ فهرست ۴
بخش چهارم فهرست جستارهای تالار «رازها و نمادها و آموزههای شاهنامه»
بساویدن هر هشتگ یا تارپیوند (سرنام آبیرنگ) به جستار و یا زنجیرهها راه میبرد.
⏪⏪ گشایش تالار
👈 بخش نخست فهرست
👈 بخش دویُم فهرست
👈 بخش سهیُم فهرست
👈 سنجش بیتهایی منتسب به فردوسی فرزانه در «گفتار اندر ستایش پیغمبر»
👈 بررسی چند واژه: شهر /شهریار / شاه / پادشاه / شاهنشاه
👈 گفتاری پیرامون نمادینگی شاهان بخش آغازین شاهنامه
👈 نکتههایی از جنگ افراسیاب با نوذر
۱- میدان جنگ
۲- افرسیاب
۳- درگذشت سام
۴- شکست ایرانیان از افراسیاب
👈 چند جستار به فراخور روز کورش بزرگ.
👈 ریشهشناسی و تلفظ واژههای «آفرین» و «نفرین»
👈 گویش نرم(مجهول) واکههای«ای» و «او» در شاهنامه
👈 «زبان برگشادن» در برابر «سخن برگشادن»
👈 دیرپایی آیین رایورزی در کارهای کشور
👈 جایگاه «البرز کوه» !!
👈 سویههای زمینپیمایی در ایران باستان
👈 کاربرد «برگشتن» در معنی «شدن» در شاهنامه
👈 «مازندران شاهنامه» کجاست!؟
👈 آز و تعصب (زندهنام دکتر اسلامی ندوشن)
👈 «برگشتن» در معنی «شدن» در شاهنامه
👈 دشنام در شاهنامه
👈 بهزه کردن کمان - بایستهای پیش از کارزار
👈 #هزار_سال_دروغ برای دریوزهگر نشان دادن فردوسی فرزانه
👈 گفتار نخست: دولتشاه سمرقندی
👈 گفتار دویم – تاریخ گزیده
👈 گفتار سهیُم - تاریخ سیستان
👈 گفتار چهارم تا نهم : نظامی عروضی
👈 گفتار دهم تا سیزدهم - شاهنامه فلورانس
👈 گفتار چهاردهم - لباب الالباب عوفی
👈 گفتار پانزدهم تا هفدهم : مجمل فصیحی
👈 سه عامل سقوط حکومتها در نگاه فردوسی
👈 بهرام گور و رفاه عمومی شهروندان
👈 واژه موبد در سخن فردوسی
👈 شاهنامه یک اثر نژادپرستانه نیست
👈 «گشادن» برابر «انداختن ، گسستن، رهاکردن*»
👈 ریشهشناسی نام گرامی«ایران» و گویش درست آن
👈 اوستیا / ایرستان سرزمینی در قفقاز با میراث فرهنگ ایرانی
✍️ پیرامون نخستین بیت شاهنامه
👈 نخستین اعلامیه حقوق بشر
👈 فردوسی از منابع شفاهی بیزار بوده است
👈 چرا شاهنامه به وجود آمد، چرا شاهنامه نوشته شد؟
👈 جاندارانگاری - اساس زبان
👈 جایگاه کورش و داریوش در شاهنامه
👈 جشن_سده و اتهام زدودن آن از شاهنامه!
👈 زندگی و مرگ در شاهنامه فردوسی
پیشنهاد میشود ایران دوستان گرامی آشنایی با پارادایم نو و واکاوی شاهنامه از نگاه «تاریخ» را از زنجیره
#شاهنامه_تاریخ_استورهای
و گزارش شاهنامه از آغاز را از
✍️ پیرامون نخستین بیت شاهنامه
بیاغازند!
❇️
🔷به فرهنگ باشد روان تندرست
🌐ایران سرزمینی است کهن، سرشار از نیکیها و مردمانی نجیب که ستایشگر داد و دانش و راستی و نکوهشگر ستم و دروغ و دشمنی بودهاند. باید از ایران گفت و نوشت. باید زبان فارسی، این سرمایۀ جاودان ایرانی را پاس داشت و برای گسترش آن دریغ نکرد. باید فرزندان کشور را با بزرگمهرها، فردوسیها و ابنسیناها آشنا کرد. اگر ایدۀ ایران به میان مردم و سیاستگذاران کشیده شود، امنیت و منافع ملی معنا میشود. ایران و داشتههای تاریخی و فرهنگی آن را دوست بداریم.
فهرست زیر ازجمله دغدغهمندان مستقل برای رسیدن به این هدفاند. با پیوستن به آنها به توسعۀ فرهنگی در جامعه یاری رسانیم.
💠تدریس مکاتب فلسفی و روانی
💠یافتههای مهم روانشناسی
💠موسیقی سنتی (تکنوازی سنتور)
💠جملگی روانکاوی
💠کتاب گویا (لذت مطالعه با چشمان بسته)
💠صادق هدایت
💠زین قند پارسی
(درست بنویسیم، درست بگوییم).
💠کتابخانه بزرگ ادیان و فرهنگ باستان
💠دکتر محمّدعلی اسلامینُدوشن
💠باغ سبز مولانا (زهراغریبیان)
💠رازها و نمادها و آموزههای شاهنامه
💠نجوای داستان
💠کتابخانهٔ ادب و فرهنگ
💠خردسرای فردوسی
(آینهای برای پژواک جلوههای دانش و فرهنگ ایران زمین).
💠بنیاد فردوسی خراسان
(كانون شاهنامه فردوسی توس).
💠سرو سایـهفکن
(رسانهای برای پاسداشت زبان و ادبیات فارسی).
💠شرح غزلیات سعدی با امیر اثنیعشری
💠موسسه پژوهشی چراغداران
میراث دیجیتال و حافظه فرهنگی فارسی زبانان
💠حافظخوانی با محمدرضاکاکائی
💠شرح بوستان و گلستان سعدی با امیر اثنی عشری
💠شاهنامه کودک هما
💠مأدبۀ ادبی، شرح کلیله و دمنه و آثار ادبی فارسی (رسانۀ دکتر محمّدامین احمدپور).
💠ستیغ، خوانش اشعار حافظ و سعدی و...(رسانه سهیل قاسمی)
💠تاریخ، فرهنگ، هنر و ادبیات ایران زمین
💠شاهنامه برای کودکان
(قصه های شاهنامه و خواندن اشعار برای کودکان و نوجوانان)
💠گاهگفـت
(دُرُستخوانیِ شعرِ کُهَن)
💠کتاب گویای ژیگ
💠سفر به ادبیات
(مرزباننامه و گلستان، تکبیتهای کاربردی )
💠استاد بهرام بیضایی (آرشیو)
💠ملیگرایی ایرانی/شاهنامهپژوهی
💠انجمن دوستداران شاهنامه البرز (اشا)
💠فرهنگ یاریگری، توسعۀ پایدار و زیست بومداری
💠رهسپر کوچۀ رندان
(بررسی اندیشۀ حافظ).
💠حماسهسرای آرخش؛
خانۀ فرهنگ، حماسه و زبانهای ایرانی
💠سخن و سخنوران
(سخنرانی و گفتگوهای نایاب نام آوران وطن فارسی).
💠کتاب و حکمت
💠زبان شناسی و فراتر از آن (درگاهی برای آموختن دربارۀ زبانها و فرهنگها).
💠خواندن و شرح تاریخ عالمآرای عبّاسی (میلاد نورمحمدزاده).
💠هزار بادهٔ ناخورده (یادداشتهای امیرحسین مدنی دربارۀ ادبیات و عرفان).
💠شرح کلیات سعدی
(تصحیح و طبع شادروان محمدعلی فروغی).
💠انجمن شاهنامهخوانی هما
(خوانش و شرح بیتهای شاهنامه).
💠نقش بر آب (یادداشتهای ادبی و تاریخی دکتر حامد خاتمیپور)
🌐هماهنگی برای شرکت در تبادل
🌐@alireza_heidaree
#زن_زندگی_آزادی
اگر پارسا باشد و رایزن،
یکی گنج باشد پُرآگنده زن!
بویژه که باشد به بالا بلند،
فروهشته تا پای مشکینکمند!
خردمند و هشیار و با رای و شرم،
سخنگفتنش خوب و آوایِ نرم!
«شاهنامه فردوسی - داستان نوشزاد با نوشینروان»
@ShahnamehToosi
مهرازی آرامگاه فردوسی
به یاری یزدان نوشتار شناخت مهرازی ( معماری) آرامگاه فردوسی را در سال ۱۴۰۳ نوشتم و پهلوان بهداد میرزایی نیز ترجمه انگلیسی را مهر ورزیدند انجام دادند.
گفتار : سرور #محسن_میرآفتاب
استاد #فریدون_جنیدی:
ترجمه واژه ایست فارسی که در پهلوی « ترجومک » خوانده می شدهاست، و چون در زبان تازی از آن، نام « مترجم » را بر آورده اند، گمان به تازی بودنِ آن میرود، باز آنکه مترجم به زبان فارسی « ترجمان » است و در زبانهای آریایی واژه های translation ( انگلیسی) ، traduction ( فرانسه) و traduzione ( ایتالیایی) از همین ریشه اند، و چنانکه دیده میشود trad زبان های فرانسه و ایتالیایی با ( ترج) ترجمه یکی است که در زبان انگلیسی با گرفتنِ میانوند « ن » و دگرگون شدن « د » به « س » اندکی دگرگون شدهاست، نیز واژه ی dragomanos یونانی بهترین برابر ترجمان پهلوی و فارسی است.
@ShahnamehToosi
ویدئوی کوتاه از شکل گیری کوه ها ناشی از برخورد صفحات تکتونیکی
@ShahnamehToosi
شنبه و آغاز هفته ای دیگر بر همه هم میهنان خجسته باد. پیشکش این هفته نیز سخته سخنی دیگر از شاهنامه فردوسی، خردنامه نیاکان. روز و هفته و روزگارتان به کام.
مهرورزتان - حامی
#آیین_کشورداری_در_شاهنامه_۴۶
@ShahnamehToosi
#راز_آفرینش از نگاه شاهنامه
۳- گرانش و رانش مایه پیوستگی کار جهان!
امروز به یاری دستاوردهای دانش -بویژه قوانین نیوتن- آشکار شده که پیوستگی و پایداری جهان برآمده از برابری نیروهای گرانش و رانش بر کرات است! (رخشاره پیوست!)
شگفت و نازشزاست که نیاکان خردورز ما این شگرفی را دیرزمانی پیش از دیگران انگاشته بودند! نیاکان دانستند که مواد از آمیزش گوهران(عناصر) پدید آمدند! و :
چُن این چارگوهر بهجای آمدند،
ز بهرِ سپنجیسرای آمدند،
گهرها یَک اندردگر ساختند،
دگرگونه گردن برافراختند!
پدید آمد این گنبد تیزرو؛
شگفتینمایندهی نو به نو!
فلکها یکاندردگر بسته شد؛
بجنبید چون، کار پیوسته شد!
به روشنی این واپسین بیت گویای اندیشیدن نیاکان به برآیند دو نیروی گرانش و جنبش است! (چون به جنبش درآمد، فلکها پایدار و پیوسته شدند!)
شوربختانه شگرفی این راز بر شاهنامهپژوهانِ ناآشنا با قوانین نیوتن ناروشن بوده و علت و معلول (جنبیدن و پیوستگی کار) را جابجا انگاشته و ویرگول بیت پایانی را پس از «بجنبید» گذاشتهاند:بجنبید؛ چون کار پیوسته شد!و با این جابجایی، شگرفیِ انگاره نیاکان خردورز از دیدها دور مانده است!
@ShahnamehToosi
#راز_آفرینش از نگاه شاهنامه
۱. دگرش توانایی(انرژی) به گوهر(ماده)
اندیشمندانی از میان نیاکان، آغازین هستۀ هستی را «توانایی» (=انرژی) انگاشتند و باور داشتند که این نخستین آفریده یزدان خود «ناچیز» (ذره ای خرد) بوده که سرِ مایۀ گوهران (مواد) گردیده! این باور کهن در شاهنامه چنین بازتاب دارد:
از آغاز باید که دانی درست،
سرِ مایهی گوهران از نخست؛
که یزدان ز ناچیز، چیز آفرید؛
بدان تا توانایی آمد پدید.
امروزه با شناخت جادوی «E=MC2» دانستهایم که انرژی و ماده به یکدیگر میدگرند! چنین انگاره(فرضیه)ای نزد نیاکان جای شگفتی و نازش است و باورش دشوار!
اُ زو مایهی گوهر آمد چهار*
برآورده بیرنج و بیروزگار
یکی آتشِ برشدهتابناک
میان باد و آب، ازبرِ تیرهخاک
☄️☄️☄️☄️
و سخنی از استیون هاوکینگ:
اگر انبساط جهان در ثانیه نخست بیگبنگ، تنهابه اندازۀ یک در میلیاردمیلیارد کوچکتر میبود، جهان پیش از آنکه به اندازۀ کنونی برسد، فرو میپاشید.
از سوی دیگر اگر به اندازۀ یکدرمیلیاردمیلیارد بزرگتر میبود، جهان آنچنان با شتاب منبسط میشد که هیچ ستاره و سیارهای شکل نمیگرفت.
☄️☄️☄️☄️
* چهار آخشیچ(عنصر)
@ShahnamehToosi
کنگرهٔ جهانی فردوسی
هزارهٔ فردوسی (یا جشن هزارهٔ فردوسی)، مجموعهٔ آیینهایی بود که به مناسبت هزارمین سال میلاد فردوسی در سال ۱۳۱۳ خورشیدی در تهران، طوس و دیگر شهرهای ایران برگزار شد. در کنگرهٔ هزارهٔ فردوسی که نخستین اجتماع بزرگ علمی در ایران بود، ۴۰ تن از ایرانشناسان برجسته از ۱۷ کشور و ۴۰ تن از دانشمندان و ادیبان ایرانی شرکت داشتند. به مدت ۵ روز از ۱۲ تا ۱۶ مهر ۱۳۱۳ سخنرانیهایی در تالار دارالفنون در تهران ایراد گردید و تعدادی از آنها در کتاب هزارهٔ فردوسی به چاپ رسید. جشن هزارهٔ فردوسی به سال ۱۳۱۳ یکی از رویدادهای مهم فرهنگی قرن، و مهمترین کنگرهٔ علمی بود که در ایران معاصر برگزار شد.
در کنگرهٔ علمی هزارهٔ فردوسی بیش از چهل تن از خاورشناسان برجسته به نمایندگی از کشورهای خود حضور یافتند و به ارائه سخنرانیها و مقالات خود پرداختند، از جمله: بهرامگور آنکلساریا (هند)، جمشید جی اونوالا (از پارسیان هند)، یوگنی برتلس (از شوروی)، سباستیان بک (آلمان)، آنتونیو پاگلیارو (ایتالیا)، ادوارد دنیسن راس (انگلستان)، جمیل صدقی زهاوی (عراق)، یان ریپکا (چکسلواکی)، روماسکویچ (شوروی)، فریدریش زاره (آلمان)، عبدالحمید عبادی (مصر)، عبدالوهاب عزام (مصر)، فرایمان (شوروی)، فهیم بیر قدارویچ (یوگسلاوی)، آرتور کریستنسن (دانمارک)، ارنست کوهنل (آلمان)، کونتنو (فرانسه)، ژرژ مار (شوروی)، هانری ماسه (فرانسه)، سید عبد الکریم حسینی(حیدرآباد دکن، هند)، ولادیمیر مینورسکی (انگلستان)، آشیکاگا آتسوجی (ژاپن)، محمد آقااوغلو (آمریکا)، جان درینکواتر (انگلستان)، ال. آ. مایر (فلسطین).
نزدیک به چهل تن از ادیبان و دانشمندان ایرانی نیز شرکتکنندگان کنگره بودند، از جمله: ادیبالسلطنهٔ سمیعی، اعتصامالملک، عباس اقبال آشتیانی، بدیعالزمان فروزانفر، احمد بهمنیار، محمدتقی بهار، ابراهیم پورداود، محمدعلی تربیت، حکیمالملک، صادق رضازاده شفق، نصرالله فلسفی، عبدالعظیم قریب، احمد کسروی، مشیرالدوله پیرنیا، مجتبی مینوی، سعید نفیسی، وحید دستگردی، جلالالدین همایی، رشید یاسمی.
اولین جلسهٔ کنگره صبح روز پنجشنبه ۱۲ مهر ماه در تالار دارالفنون تشکیل شد. محمدعلی فروغی خطابهای در تشکر از خاورشناسان و نمایندگان دولتهای خارجی شرکتکننده ایراد کرد. پس از او علیاصغر حکمت خطابهای به زبان فرانسوی ایراد کرد. سپس اعضای هیئت رئیسهٔ کنگره انتخاب شدند، و حسن اسفندیاری (محتشمالسلطنه) به عنوان رئیس کنگره انتخاب شد.
دومین جلسهٔ کنگره صبح روز جمعه ۱۳ مهر در تالار دارالفنون تشکیل شد. در این جلسه سفیران شوروی و آلمان نیز شرکت داشتند. اولین سخنران جلسه سفیر شوروی بود و اعلام داشت که دولت متبوع او مجموعهای از هدایای تاریخی را برای نگاهداری در موزهٔ ملی ایران تقدیم میدارد که شامل روگرفتی از نسخهٔ خطی شاهنامهٔ فردوسی به تاریخ ۱۳۳۳ میلادی است. پس از او فون بلوخر وزیر مختار آلمان در ایران طی سخنرانی خود سابقهٔ ممتد آشنایی ملت آلمان با شاهنامهٔ فردوسی را یادآوری کرد و اظهار داشت که اینک در جشنی که به یاد این شاعر ارجمند گرفته میشود آلمان با منتهای علاقه شرکت میکند. سپس اعلام داشت که فهرست لغات و اسامی و اعلام شاهنامه که حاوی مقایسه سه طبع معروف شاهنامه میباشد تألیف دکتر فریتز ولف از خاورشناسان آلمانی را به ملت ایران تقدیم میدارد، و نیز دیپلم دکترا در فلسفه از دانشگاه فردریک ویلهلم برلین به محمدعلی فروغی و دیپلم عضویت انجمن شرقی آلمان از جانب این انجمن را به علیاصغر حکمت و حسین علا تقدیم داشت.
پس از خاتمهٔ بیانات فون بلوخر، رئیس کنگره بیاناتی مبنی بر اظهار تشکر از سفیر شوروی و وزیر مختار آلمان و دولتهای شوروی و آلمان ایراد کرد. پس از آن فهرست سخنرانیها در میان حاضران در جلسه توزیع گردید و برنامهٔ سخنرانیهای کنگره آغاز شد.
جلسههای کنگره در روزهای بعد پی گرفته شد و هفتمین جلسه که جلسهٔ پایانی کنگره بود در روز ۱۶ مهر برگزار شد.
عکس: شرکتکنندگان در کنگرهٔ هزارهٔ فردوسی در مقابل تالار دارالفنون، تهران.
#کنگره_هزاره_فردوسی
#دارالفنون
@kheradsarayeferdowsi
درود و بهترین آرزوها در آغاز هفته نو! همراه با پیشکش سخنی دیگر از گنجینه فرزانش فرزانه توس. روزگارتان شاد باد.
مهرورزتان - سیروس حامی 🌹
#آیین_کشورداری_در_شاهنامه_۴۵
@ShahnamehToosi
بامداد است و خزان غرق سرود آمده، به به
با عطر گلاب و گل و عود آمده، به به
خیس از نم باران شده هر برگ و پر از شوق
رقصان به دف از شاخه فرود آمده، به به
درودهای جاوید بر هرکه از گذشته تا هنوز آیینش مهر است و آیینهاش مهرنمای گلخندههای آفتاب...
فرقی نمیکند امروز چندمین روز از چندمین فصل سال باشد؛ مهم حال دلتان است که سزاوار بهار نیکبختیست، بهار آرزوهایتان شادینگار و ماندگار...
🤝به بهانه روز مهر از ماه مهر و فرخندگی #جشن مهرگان
📝 بزرگداشت پیمان در فرهنگ ایرانی
✍️ #فریدون_جنیدی
برگرفته از کانال : بنیاد نیشابور
ایرانیان با پدیدار کردن بزرگداشت مهر، نماد ِ پیمان و روشنیِ نگاهبان و نگرنده به پیمانها، گامی بزرگ را برای بزرگداشت پیمان در سراسر جهان برداشتند و بدانروی مهر را دارنده هزار گوش و ده هزار چشم نامیدند تا همه پیمانداران و پیمانشکنان را در سرتاسر گیتی در پرتو راستی ببیند و به آنان پاداش و سزا دهد. پیشتر در بررسی جشن «مهرگان» گفته شد که واژه «مهر» در زبان پهلوی «میتر» از گونه کهنترِ «میترَ» یا «میثرَ» برمیآید که معنایش پیمان و نام ایزد پیمان است.
در کتاب کهن «مینوی خرد» پیمانشکنی از گناهان به شمار میآید، و نیز آن کسی در خور بهشتاست که: «... خود را از پیمان شکنی سخت دور دارد». پیمانشکنان در مرز کشور، کشور را به ویرانی میکشند. در کتاب بسیار کهن «یشتها» چنین آمده:
«زننده مهر (پیمانشکن) نابکار، سرتاسر کشور را ویران سازد».
در آیین ایرانیان باستان پیمان چه با نیکوکاران چه با بدکاران، بایستی استوار بماند. در «یشتها» باز میخوانیم: «... تو نباید مهر و پیمان بشکنی، نه آن [پیمان که] تو بایک پیرو دروغ، و نه آن پیمان که تو با یک پیرو راستی بستی؛ زیرا که پیمانبستن با هر دو درست است، خواه پیرو دروغ، خواه پیرو راستی»!
در کتابی بر جای مانده از دوره ساسانیان، با نام «ارداویرافنامه» که موضوعش سرگذشت روان بدکاران و نیککرداران پس از مرگ است، چنین آمده که در دوزخ:
«این روان آن مرد ِ پیروِ دروغ است که در گیتی بسیار پیمانشکنی کرد و با پاکان و پیروان دروغ پیمانشکنی کرد؛ زیرا هر دو پیمان است، هم با پاکان و هم با پیروان دروغ».
شاهنامه نیز پیمانشکنی را مایه همه گونه درد و آزار جهانی میشمارد:
ز پیمان نگردند و از راستی
پدید آید از هر سویی کاستی
و به همین روی است که چون پیروز شاه ساسانی خواست پیمانی را بشکند که میان بهرام گور و هیونان (هونها) بر سر مرز ایران و کشور هیون بسته شده بود، خوشنواز، پادشاه هیون، که از فرهنگ و آیین ایرانی آگاهی داشت، در نامهای به پیروز نوشت:
چنین گفت: کز عهدِ شاهانِ داد ،
بگردی، نخوانمت خسرونژاد!
و نامه چنان بیپروا و گستاخانه است که با پشتگرمی (اعتماد و استناد) به آیین ایرانی (یعنی آیین نگاهبانی از پیمان)، شاهنشاه ساسانی را فرزندِ پدر به شمار نمیآورد!
نمونه برتر پیمانداری در شاهنامه، در داستان سیاوش آمده، آنجا که سیاوش، ۱۰۰ گروگان از تورانیان را به فرمان پدر خود کاووس نمیکشد، یا به ایران نمیفرستد، زیرا پیمانی میان سیاوش و افراسیاب بسته شده بود تا با نجنگیدن افراسیاب و بازگشت به مرزهایش، این ۱۰۰ گروگان (در شاهنامه به گونه ۱۰۰ نوا) آسیبی نبینند، و چون سیاوش با افراسیاب در پیشگاه خدا، مهر (پیمان) بسته بود، با این که پیروی از پدر و فرمانروای کشور از گونههای پیمانداری است، برای نگاهبانی از ۱۰۰ تن و بالاتر از آن، نشکستن پیمان با خداوند، فرمان پدر و شاهش را کنار میگذارد.
داستان سیاوش را باید در شاهنامه خواند و این جا تنها گفتار سیاوش در شاهنامه را بخوانیم، که بهراستی بازتاب فرهنگ کهن برجای مانده از زمان فریدون پیشدادی و آیین مهر است، که رویه دیگری از آن را در نوشتههای کهن ایرانی میتوان دید:
چنین داد پاسخ که فرمان شاه
برآنم که برتر ز خورشید و ماه
ولیکن به فرمان یزدان دِلیر
نباشد ز خاشاک، تا پیل و شیر!
پاسخ سیاوش، ریشه در فرهنگ ایران و کیش مهر دارد، زیرا که در سروده کهن «مهر یشت» بخشی از کتاب «یشتها» اندازه پیمانی که میان کسان با یکدیگر بسته میشود روشن است: «درجه مهر (پیمان)، ۲۰ است میان دو همدوش، ۳۰ است میان دو همکار، ۴۰ است میان دو کس از یک دودمان، ۵۰ است میان دو همخانه، ۶۰ است میان دو تن از پیشوایان، ۷۰ است میان شاگرد و استاد، ۸۰ است میان داماد و پدرزن، ۹۰ است میان دو برادر، ۱۰۰ است میان پدر و فرزند، ۱۰۰۰ است میان دو کشور، ۱۰۰۰۰ است میان پیروان آیینِ ستایشِ خرد».
و بر این بنیاد سیاوش میگوید پیمانی که با خدا بستهام، دارای ۱۰۰۰۰ درجه است، باز آن که پیمانی که میان من و پدرم بسته شده است، دارای ۱۰۰ درجه است، و پیوند میان من و پدرم در پایگاه پادشاه کشور ۱۰۰۰ درجه است و چون پیمان با خداوند برتر است، آن را برای خشنودی پدرم، نمیشکنم.
/channel/ShahnamehToosi
سپهبد سوی باختر کرد روی
زُوان گرمگوی و دل آزرمجوی
برفتند با او دو فـرزندِ اوی
پر از آبْ رخ، دل پر از پندِاوی
سه منـزل برفتند و گشتند باز
کـَشید آن سپهبد به راهِ دراز
در این خاک، در این خاک، در این مزرعه پاک
به جـز مهر به جـز عشق، دگـر تخـم نکاریم
#مولوی
🍃
مقالهٔ اصلی:
پاسخ اسناد ملی ایران به دانش انسانشناسی
مهرداد ایرانمهر
نوشتار حاضر میکوشد با رویکردی تطبیقی، میان یافتههای نوین دانش انسانشناسی و روایتهای کهن اسناد ملی ایران پیوندی معنادار برقرار نماید.
با تکیه بر دادههای انسانشناسی، زمانبندی یخبندانهای زمین و...؛ رخدادهای استورهای ایرانی، نه افسانه، بلکه بازتابی نمادین از دورههای واقعی زیست انسان در فلات ایران است.
بر این اساس، سرماهای دوران سیامک، جمشید و کیخسرو با یخبندانهای متاخر زمین همسنجی شده و چهرههایی چون کیومرث، هوشنگ، تهمورث، جمشید و فریدون، نامهایی برای دورههای انسانشناختی در نظر گرفته میشود.
همچنین، دیوان مزندر یادکردی از نئاندرتالها و دیگر انسانسایان کهن هستند که در شمال فلات و نواحی سرد میزیستند و رانده شدن، نابودی و آمیزش آنها با انسان نوین در متون اوستایی و پهلوی بازتاب یافته است.
نام مازندران نیز در اصل به سرزمینی گسترده، نه به یک استان کنونی، اشاره داشته است.
در پایان، بازخوانی اسناد ملی ایران در چارچوب دانش انسانشناسی ضروری بوده و خاستگاه جنوبی جمعیتهای انسانی فلات نکتهای کلیدی میباشد.
@oldhistor
به رستم همی از شگفتی بماند
بر او هر زمان نامِ یزدان بخواند
برآن بازو و یال و آن سُفت و شاخ
میان چون قلم، سینه و بر فراخ!
اگرچند باشد شب دیریاز،
بر او تیرگی هم نماند دراز!
#فردوسی
۱- سربلندی تاریخی ایرانیان در پهنه دانش
۲- جایگاه زن در فرهنگ ایران
(به بهانه سپندارمزگان)
سخنان استاد #علیرضا_قیامتی در پنجاه سومین همایش میانفصلی خردسرای فردوسی
با یاد دکتر یعقوب دانشدوست
سوم اسفند ۱۴۰۳
مجموعه فرهنگی آریو مصلینژاد
مشهد
🆔 @XeradsarayeFerdosiYazd
چو برخواند کاوه همه محضرش
سبک سوی پیران آن کشورش
خروشید ک«ای پایمردان دیو
بریده دل از ترسِ گیهانخدیو
همه سوی دوزخ نِهادید روی
سپردید دل را به گفتار اوی
نباشم بدین محضر اندر گوا؛
نه هرگز براندیشم از پادشا»
خروشید و برجست لرزان ز جای
بدرید و بسپَرد محضر به پای
چو کاوه برون شد ز درگاه شاه،
بر او انجمن گشت بازارگاه؛
همیبرخروشید و فریاد خواند؛
جهان را سراسر سویِ داد خواند.
خروشان همیرفت نیزه به دست،
که «ای نامدارانِ یزدانپرست،
کسی کو هوای فریدون کند،
سر از بندِ ضحّاک بیرون کند!
بپویید، کین مهتر آهَرْمَنست؛
جهانآفرین را به دل دشمنست!»
@ShahnamehToosi
🗣 استاد #ژاله_آموزگار
📽 شب شاهنامه و #خالقی_مطلق
💬 سخنرانی دکتر ژاله آموزگار در شب شاهنامه و جلال خالقی مطلق — شبهای بخارا.
@ShahnamehToosi
ایلیاد و شاهنامه
دکتر جلال خالقی مطلق
به کوشش انجمن فرهنگی بهار، پاریس .
بیستم شهریور، زادروز استاد خالقی مطلق فرخنده باد.
🆔 @ShahnamehToosi