-
گرداننده درگاه : سیروس حامی @Cyrus_Hami
فر ایران را میستاییم
درود به یاران جان. همراه با پیشکش سخنی دیگر از فرزانه توس در آغازینروز هفته ، امید را سایهافکن بر ایران آرزو دارم.
مهرورزتان - حامی
#آیین_کشورداری_در_شاهنامه_۲۷
@ShahnamehToosi
واژه اوستایی «هَنتَچ»* در پهلوی به «هَندَچَک» و در پارسی به «اندازه» دگریده و تازیان پس از چیرگی بر ایران این دانش را از ایرانیان فراگرفته و با دگرشی واژه «هَندَچَک» را به «هَندَسه» دگرنداند و از آن واژه «مهندس» را نیز برساختند، که براستی «اندازه دانی» یا «مهندسی» از آن ایرانیان بود و دیگران این دانش را وامدار نیاکان مایند! ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه فراگیری دانش «اندازه» را از رویدادهای «نوروز» و دوران جم دانسته است:
به سنگ و به گل چونکه دیوار کرد،
به خشت از برش هَندَسی کار کرد!
چو گرمابه و کاخهای بلند،
چُن ایوان که باشد پناه از گزند!
پنجم اسفندماه- روز گرامیداشت خواجه نصیرالدین توسی و روز مهندس همایون باد!
http://t.me/ShahnamehToosi
📝 بخش چهارم فهرست تالار👇
یادآوری: این تالار بازتاب دهنده برآیند پژوهشها و دیدگاههای گرداننده تالار در پیوند با شاهنامه و «استوره»های ایرانی و در برگیرنده جستارهایی ویژه با رویکرد زندآگاهانه(هرمنوتیک) و با الگوواره(پارادایم) نو و دیگرگون است، پس:
الف - نوشتن و فرستادن هر فرسته تازه نیازمند رسیدن هر بخش از پژوهش و بررسی به انجامی است که قابل ارایه باشد! این مهم هفتهها و گاه ماهها زمان میبرد!
ب- آشنایی همراهان گرامی با الگوواره نگارنده و چگونگی دریافت و رسیدن به هسته راستین و تاریخی داستانهای شاهنامه نیازمند آگاهی از جستارهای پیشین -از آغاز گشایش تالار- است!
فهرست فراهم شده، که اینک بخش چهارم آن پیشکش میشود، یاریگر همراهان است! بخشهای پیشین فهرست هم نشانی داده شده! 👇
4️⃣ فهرست ۴
بخش چهارم فهرست جستارهای تالار «رازها و نمادها و آموزههای شاهنامه»
بساویدن هر هشتگ یا تارپیوند (سرنام آبیرنگ) به جستار و یا زنجیرهها راه میبرد.
⏪⏪ گشایش تالار
👈 بخش نخست فهرست
👈 بخش دویُم فهرست
👈 بخش سهیُم فهرست
👈 سنجش بیتهایی منتسب به فردوسی فرزانه در «گفتار اندر ستایش پیغمبر»
👈 بررسی چند واژه: شهر /شهریار / شاه / پادشاه / شاهنشاه
👈 گفتاری پیرامون نمادینگی شاهان بخش آغازین شاهنامه
👈 نکتههایی از جنگ افراسیاب با نوذر
۱- میدان جنگ
۲- افرسیاب
۳- درگذشت سام
۴- شکست ایرانیان از افراسیاب
👈 چند جستار به فراخور روز کورش بزرگ.
👈 ریشهشناسی و تلفظ واژههای «آفرین» و «نفرین»
👈 گویش نرم(مجهول) واکههای«ای» و «او» در شاهنامه
👈 «زبان برگشادن» در برابر «سخن برگشادن»
👈 دیرپایی آیین رایورزی در کارهای کشور
👈 جایگاه «البرز کوه» !!
👈 سویههای زمینپیمایی در ایران باستان
👈 کاربرد «برگشتن» در معنی «شدن» در شاهنامه
👈 «مازندران شاهنامه» کجاست!؟
👈 آز و تعصب (زندهنام دکتر اسلامی ندوشن)
👈 «برگشتن» در معنی «شدن» در شاهنامه
👈 دشنام در شاهنامه
👈 بهزه کردن کمان - بایستهای پیش از کارزار
👈 #هزار_سال_دروغ برای دریوزهگر نشان دادن فردوسی فرزانه
👈 گفتار نخست: دولتشاه سمرقندی
👈 گفتار دویم – تاریخ گزیده
👈 گفتار سهیُم - تاریخ سیستان
👈 گفتار چهارم تا نهم : نظامی عروضی
👈 گفتار دهم تا سیزدهم - شاهنامه فلورانس
👈 گفتار چهاردهم - لباب الالباب عوفی
👈 گفتار پانزدهم تا هفدهم : مجمل فصیحی
👈 سه عامل سقوط حکومتها در نگاه فردوسی
👈 بهرام گور و رفاه عمومی شهروندان
👈 واژه موبد در سخن فردوسی
👈 شاهنامه یک اثر نژادپرستانه نیست
👈 «گشادن» برابر «انداختن ، گسستن، رهاکردن*»
👈 ریشهشناسی نام گرامی«ایران» و گویش درست آن
👈 اوستیا / ایرستان سرزمینی در قفقاز با میراث فرهنگ ایرانی
✍️ پیرامون نخستین بیت شاهنامه
👈 نخستین اعلامیه حقوق بشر
👈 فردوسی از منابع شفاهی بیزار بوده است
👈 چرا شاهنامه به وجود آمد، چرا شاهنامه نوشته شد؟
👈 جاندارانگاری - اساس زبان
👈 جایگاه کورش و داریوش در شاهنامه
👈 جشن_سده و اتهام زدودن آن از شاهنامه!
👈 زندگی و مرگ در شاهنامه فردوسی
پیشنهاد میشود ایران دوستان گرامی آشنایی با پارادایم نو و واکاوی شاهنامه از نگاه «تاریخ» را از زنجیره
#شاهنامه_تاریخ_استورهای
و گزارش شاهنامه از آغاز را از
✍️ پیرامون نخستین بیت شاهنامه
بیاغازند!
❇️
زن در شاهنامه؛
اگر پارسا باشد و رایزن
یکی گنج باشد پُر،آکنده ،زن
بویژه که باشد به بالا بلند؛
فروهشته تاپای مشکین کمند
خردمند و با دانش و ناز و شرم
سخن گفتن خوب و آوای نرم
در اندوه جانهای پاک که به راه میهن رفت، #سپندارمزگان خجسته باد.
@ShahnamehToosi
آغازین روز هفته خوش باد. یاران را هفتهای سراسر تندرستی و کام آرزو دارم. و سخنی گرانارز از استادتوس به آیین هفتگی پیشکش!
#آیین_کشورداری_در_شاهنامه_۲۵
مهرورزتان - حامی
@ShahnamehToosi
👈 بررسی چند واژه
شهر /شهریار / شاه / پادشاه / شاهنشاه
(بخش دویُم)
پ- شهریار - شاه – پادشاه – شاهنشاه
گفته آمد که از ریشه کهنآریایی (به ناروا: هند و اروپایی!) «کْسِی Ksey» به مانای «توانایی؛ شایستگی؛ اقتدار؛ تسلط؛ فرمانراندن؛ حکومت) در اوستایی واژههایی چون«خْشَثرَXs^tra» (=شهریاری؛ پادشاهی، فرمانروایی) و خْشَی(فرمانروایی، حکومت، اقتدار) و «خْشَچا» (شاه، فرمانروا) و در سانسکریت «کْسَترَKsatra» به چم «نیرو، توان، برتری و قدرت شاهانه» ساخته شد! ریشه یادشده در پارسی امروز در آمیغهایی چون اردشیر و پادشاه و شاهنشاه و شهریور و شهریار/شهردار و شایستن و شایسته و شایان و شایگان و... به جا مانده است.
۱- شا/شاه ؛ پادشا ؛ شاهنشاه
از ریشه کهنآریایی «کْسِی Ksey» به مانای «توانایی؛ شایستگی؛ اقتدار؛ تسلط؛ فرمانراندن؛ حکومت) در اوستایی واژۀ «خْشَچا» (فرمانروا) و از آن در پهلوی واژۀ «شا / شاه /شَه» (فرمانروا ؛ سلطان ؛ حاکم ؛ مَلِک ؛ خدیو) برآمد!
خروشید و زد دست بر سر ز شاه،
که «شاها، منم کاوهی دادخواه»!
۱/۳۷/۲۰۲
پیشوند «پاد» از ریشه کهنآریایی «پا» (نگاهبانی ؛ پاییدن) برآمده که در اوستایی از آن واژههای «پاییتی/پاوان/پانا» (پشتیبان ؛ نگاهبان) ساخته شده و امروزه در واژههایی چون پاسبان، پادگان، آبادان(آپاتان) ، شبان، باغبان و... زنده است! افزودن «پاد» به «شاه» به آن پرمانه(مفهوم) نگاهبانی و پشتیبانی میبخشد!
بدینگونه در فرهنگ ایران کهن، پادشا را هیچ برتری بر آنچه که پشتیبانی و نگاهبانی میکند نیست! «ولی» و «صاحب اختیار» شهروندان نیست! همتراز شهروندان و پشتیبان و نگاهبان کشور است!
ازیرا که پروردهی پادشا،
نباید که باشد مگر پارسا!
۱/۵۷/۱۵۲
سرانجام واژه «شاهنشاه/شهنشاه» که کوتاهشده (مخفف) «شاهانشاه» یا «شاهشاهان» است،
فرستادهی سلم چون گشت باز،
شهنشاه بنشست و بگشاد راز.
۱/۶۶/۳۹۹
در سامانه «شاهنشاهی» که به راستی تنها در روزگار کیانیان، کورش بزرگ، و اشکانیان کاربرد داشته، شاهنشاهی ایران به چندین پادشاهی بخش شده و هر پادشاهی را یک پادشاه فرمان میراند و گونهای خودگردانی (فدرالیسم) میشد! این پادشاهیهای خودگردان همه زیر پرچم یگانه ایران یکپارچه بودند و از «شاهنشاه» فرمان میبردند و به او باژ و ساو میدادند و به هنگام جنگ به فرمان شاهنشاه سپاه میآراستند و میجنگیدند! سلوکیان نیز به شیوه نزدیک به خودگردانی ایرانی فرمان میراندند که شاهنامه «ملوک طوایف» نامیده است!
چو بر تختشان شاد بنشاندند،
ملوکِطوایف همی خواندند.
۳/۳۴۳/۷۰
زندهیاد پیرنیا فرنام «شاهنشاه» را برابر «شاهِ شاهان» و ویژه هخامنشیان دانسته که به شاهان اشکانی نیز گفته شد!
در روزگار ما و در کشوری با سامانه پادشاهی غیر فدراتیو که پادشاهیهای خودگردان ندارد، فرنام درست فرمانروای کشور «شاه» یا «پادشاه» است، و «شاهنشاه» نامیدن او روا نیست!
همچنین شایان یادآوری است که همریشه دانستن «شاه» و «اشا» سخنی نادرست است!
۲- شهریار ؛ شهردار ؛ شهریور
در زبان اوستایی با افزودن پسوند «دارَ Dara» به مانای «داشتن؛ نگاهداشتن» به «خْشَثرَXs^tra» واژۀ «خشَترَدارَ Xs^tra-Dara» (داراندۀ شهریاری) و با افزودن پسوند «وَیریا Vairya» (برگزیدنی ؛ سزاوار گزینش) واژه «خشَترَ-وَیریا Xs^tra-Vairya» (سزاور گزیدهشدن به فرمانروایی) ساخته شد. از این دو، نخستین به شهردار و شهریار و دودیگر به شهریور گشتند! «شهریور» (شهریاری نیک) نام یکی از امشاسپندان یا فروزههای اهورامزدا و نام ششمین ماه هر سال و نیز چهارمین روز از روزهای سیگانه هر ماه نیز بوده است!
«شهردار» به کسی که نگاهدارنده شهر است و به پرمانه ایرانی، پرستش(=خدمتگزاری) مردم شهر یا پرستاری شهر را بر دوش دارد گفته میشود! با تبدیل «د» به «ی» واژه «شهریار» ساخته میشود؛ با همان پرمانه.
اگر «فرمانروایی» را برابر «خدمتگزاری مردم» بینگاریم، آنگاه «شهریار» را میتوان با «شاه» یکی دانست! در شاهنامه «شهریار» برابر «شاه/پادشاه» به کار رفته که گویای این برداشت است!
بگویم چو فرمایدم شهریار،
پیامِ جوانانِ ناهوشیار.
۱/۶۵/۳۶۴
نویسنده : سیروس حامی - امرداد ۱۴۰۲
با یاریجویی از :
۱- حقوق جهان در ایران باستان – فریدون جنیدی
۲- فرهنگ واژههای اوستا – کانگا - احسان بهرامی
۳- فرهنگ ریشه واژگان فارسی – دکتر علی نورائی
۴- فرهنگ ریشه شناختی زبان فارسی – محمد حسندوست
۵- فرهنگ فارسی - دکتر محمد معین
۶- شاهنامه فردوسی – ویرایش دکتر خالقی مطلق – دوره چهارجلدی سخن ۱۳۹۸
(نشانی بیتها به ترتیب: شماره دفتر ؛ شماره رویه ؛ شماره بیت)
۷- لغتنامه دهخدا
۸- تاریخ ایران باستان - پیرنیا
/channel/ShahnamehToosi
درود. به فراخور هفته نو و با آرزوی شادی و تندرستی برای یکایک یاران، همچون شنبه های دیگر، سخنی از فرزانه توس پیشکش . هفته و روزگارتان شاد.
مهرورزتان - حامی
#آیین_کشورداری_در_شاهنامه_۲۴
@ShahnamehToosi
"ما با آنچه میسازیم ایرانی هستیم، نه با آنچه از دست میدهیم"
به یاد #بهرام_بیضایی،
او که همواره به ما یادآوری میکرد
ایرانی بودن مسئولیت بزرگی است
روانش به گرودمان روشن شاد باد
@frataak
📝 بخش چهارم فهرست تالار👇
یادآوری: این تالار بازتاب دهنده برآیند پژوهشها و دیدگاههای گرداننده تالار در پیوند با شاهنامه و «استوره»های ایرانی و در برگیرنده جستارهایی ویژه با رویکرد زندآگاهانه(هرمنوتیک) و با الگوواره(پارادایم) نو و دیگرگون است، پس:
الف - نوشتن و فرستادن هر فرسته تازه نیازمند رسیدن هر بخش از پژوهش و بررسی به انجامی است که قابل ارایه باشد! این مهم هفتهها و گاه ماهها زمان میبرد!
ب- آشنایی همراهان گرامی با الگوواره نگارنده و چگونگی دریافت و رسیدن به هسته راستین و تاریخی داستانهای شاهنامه نیازمند آگاهی از جستارهای پیشین -از آغاز گشایش تالار- است!
فهرست فراهم شده، که اینک بخش چهارم آن پیشکش میشود، یاریگر همراهان است! بخشهای پیشین فهرست هم نشانی داده شده! 👇
4️⃣ فهرست ۴
بخش چهارم فهرست جستارهای تالار «رازها و نمادها و آموزههای شاهنامه»
بساویدن هر هشتگ یا تارپیوند (سرنام آبیرنگ) به جستار و یا زنجیرهها راه میبرد.
⏪⏪ گشایش تالار
👈 بخش نخست فهرست
👈 بخش دویُم فهرست
👈 بخش سهیُم فهرست
👈 سنجش بیتهایی منتسب به فردوسی فرزانه در «گفتار اندر ستایش پیغمبر»
👈 بررسی چند واژه: شهر /شهریار / شاه / پادشاه / شاهنشاه
👈 گفتاری پیرامون نمادینگی شاهان بخش آغازین شاهنامه
👈 نکتههایی از جنگ افراسیاب با نوذر
۱- میدان جنگ
۲- افرسیاب
۳- درگذشت سام
۴- شکست ایرانیان از افراسیاب
👈 چند جستار به فراخور روز کورش بزرگ.
👈 ریشهشناسی و تلفظ واژههای «آفرین» و «نفرین»
👈 گویش نرم(مجهول) واکههای«ای» و «او» در شاهنامه
👈 «زبان برگشادن» در برابر «سخن برگشادن»
👈 دیرپایی آیین رایورزی در کارهای کشور
👈 جایگاه «البرز کوه» !!
👈 سویههای زمینپیمایی در ایران باستان
👈 کاربرد «برگشتن» در معنی «شدن» در شاهنامه
👈 «مازندران شاهنامه» کجاست!؟
👈 آز و تعصب (زندهنام دکتر اسلامی ندوشن)
👈 «برگشتن» در معنی «شدن» در شاهنامه
👈 دشنام در شاهنامه
👈 بهزه کردن کمان - بایستهای پیش از کارزار
👈 #هزار_سال_دروغ برای دریوزهگر نشان دادن فردوسی فرزانه
👈 گفتار نخست: دولتشاه سمرقندی
👈 گفتار دویم – تاریخ گزیده
👈 گفتار سهیُم - تاریخ سیستان
👈 گفتار چهارم تا نهم : نظامی عروضی
👈 گفتار دهم تا سیزدهم - شاهنامه فلورانس
👈 گفتار چهاردهم - لباب الالباب عوفی
👈 گفتار پانزدهم تا هفدهم : مجمل فصیحی
👈 سه عامل سقوط حکومتها در نگاه فردوسی
👈 بهرام گور و رفاه عمومی شهروندان
👈 واژه موبد در سخن فردوسی
👈 شاهنامه یک اثر نژادپرستانه نیست
👈 «گشادن» برابر «انداختن ، گسستن، رهاکردن*»
👈 ریشهشناسی نام گرامی«ایران» و گویش درست آن
👈 اوستیا / ایرستان سرزمینی در قفقاز با میراث فرهنگ ایرانی
✍️ پیرامون نخستین بیت شاهنامه
👈 نخستین اعلامیه حقوق بشر
👈 فردوسی از منابع شفاهی بیزار بوده است
👈 چرا شاهنامه به وجود آمد، چرا شاهنامه نوشته شد؟
👈 جاندارانگاری - اساس زبان
👈 جایگاه کورش و داریوش در شاهنامه
👈 جشن_سده و اتهام زدودن آن از شاهنامه!
👈 زندگی و مرگ در شاهنامه فردوسی
پیشنهاد میشود ایران دوستان گرامی آشنایی با پارادایم نو و واکاوی شاهنامه از نگاه «تاریخ» را از زنجیره
#شاهنامه_تاریخ_استورهای
و گزارش شاهنامه از آغاز را از
✍️ پیرامون نخستین بیت شاهنامه
بیاغازند!
❇️
بنیانهای فرمانروایی منوچهر در شاهنامه
نشست ادبی کتاب پارسی
جمعه، دوازدهم دی۱۴۰۴
سخنران: دکتر غلامرضا شمسی
@adabestaneviroogerd
🛫 🛫 🛫
💠⭕️سه حاکم پنهان جهان
✍️دکتر #محمدرضا_سرگلزایی، روانپزشک
«آﻟﺒﺮت اﻧﻴﺸﺘﻴﻦ»، ﻓﻴﺰﻳﻜﺪان ﺑﺰرگ، ﺟﻤﻠﻪاي ﻣﺎﻧﺪﮔﺎر دارد: «ﺳﻪ ﻧﻴﺮوي ﻋﻈﻴﻢ در ﺟﻬﺎن ﺣﻜﻮﻣﺖ ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ: ﺗﺮس، ﻃﻤﻊ و ﺣﻤﺎﻗﺖ!» اﮔﺮ ﺑﻪ اﻧﮕﻴﺰهﻫﺎي اﻧﺴﺎنﻫﺎ در ﻓﻌﺎﻟﻴﺖﻫﺎي زﻧﺪﮔﻲ دﻗﻴﻖ ﺷﻮﻳﺪ، ﻣﻌﻨﺎي اﻳﻦ ﺟﻤﻠﻪ «اﻧﻴﺸﺘﻴﻦ» را درﻣﻲﻳﺎﺑﻴﺪ. ﺑﻴﺶﺗﺮ اﻧﺘﺨﺎبﻫﺎي آدﻣﻴﺎن ﻳﺎ ﺗﺤﺖ ﺗﺄﺛﻴﺮ «ﺗﺮس» اﺳﺖ ﻳﺎ ﺗﺤﺖ ﺗﺄﺛﻴﺮ «ﻃﻤﻊ» و ﻳﺎ ﺗﺤﺖ ﺗﺄﺛﻴﺮ «ﺣﻤﺎﻗﺖ»!
📌ترس:
•ﺗﺮس از ﺗﻨﻬﺎ ﻣﺎﻧﺪن ﺑﺎﻋﺚ ﻣﻲﺷﻮد ﻣﻮاﻓﻖ ﻣﻴﻞ دﻳﮕﺮان ﺻﺤﺒﺖ ﻛﻨﻴﻢ، ﻧﻪ ﻣﻄﺎﺑﻖ ﺗﺸﺨﻴﺺ ﺧﻮدﻣﺎن!
•ﺗﺮس از آﻳﻨﺪه، ﺑﺎﻋﺚ ﻣﻲﺷﻮد ﺑﻴﺶ از ﻧﻴﺎزﻣﺎن ﭘﺲاﻧﺪاز ﻛﻨﻴﻢ!
•ترس از ﺻﺪﻣﻪ ﺧﻮردن، ﺑﺎﻋﺚ ﻣﻲﺷﻮد در ﻣﻘﺎﺑﻞ زورﮔﻮﻳﺎن ﺳﻜﻮت ﻛﻨﻴﻢ ﻳﺎ ﺑﺎج ﺑﺪﻫﻴﻢ!
📌طمع:
•ﻃﻤﻊ ﺧﺮﻳﺪن اﺗﻮﻣﺒﻴﻞ ﮔﺮان ﻗﻴﻤﺖ، ﺑﺎﻋﺚ ﻣﻲﺷﻮد در ﻛﺎرﻣﺎن ﻛﻢ ﻓﺮوﺷﻲ ﻛﻨﻴﻢ!
•ﻃﻤﻊ ﺧﺮﻳﺪن وﻳﻼي ﺑﺰرگ ﺗﺮ، ﺑﺎﻋﺚ ﻣﻲﺷﻮد ﻛﺎﻻيﻣﺎن را ﮔﺮانﺗﺮ از ﺣﺪ اﻧﺼﺎف ﺑﻔﺮوﺷﻴﻢ!
•ﻃﻤﻊ ﺑﻪ دﺳﺖ آوردن ﻛﺴﻲ ﻛﻪ ﻋﺎﺷﻖاش ﺷﺪهاﻳﻢ، ﺑﺎﻋﺚ ﻣﻲﺷﻮد پا روي ارزشﻫﺎيﻣﺎن ﺑﮕﺬارﻳﻢ!
📌و اﻣﺎ از ﺣﻤﺎﻗﺖ!
•ﺣﻤﺎﻗﺖ ﺑﺎﻋﺚ ﻣﻲﺷﻮد ﻣﺮدم ﺑﺎزﻳﭽﻪي اﺧﺒﺎر دروغ رﺳﺎﻧﻪﻫﺎ شوﻧﺪ!
•ﺣﻤﺎﻗﺖ ﺑﺎﻋﺚ ﻣﻲﺷﻮد ﭘﺪرانِ ﻣﺎ ﺑﺎورﻫﺎي ﻏﻠﻂ و منفی خود را ﺑﺮ ﻣﺎ دﻳﻜﺘﻪ ﻛﻨﻨﺪ و ﺑﺮآن ﺗﺄﻛﻴﺪ ﻓﺮاوان داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ.
•ﺣﻤﺎﻗﺖ ﺑﺎﻋﺚ ﻣﻲﺷﻮد ﻫﻢ رﻧﮓ ﺟﻤﺎﻋﺖ ﺷﻮﻳﻢ ﭼﺮاﻛﻪ ﺑﺎور دارﻳﻢ ﻛﻪ ﺣﺘﻤﺎً آنﻫﺎ ﺑﻴﺶﺗﺮ ﻣﻲداﻧﻨﺪ!
ﭼﺮا اﻳﻦ ﺳﻪ آﻓﺖِ ﻋﻘﻼﻧﻴﺖ، ﺗﺎ اﻳﻦ ﺣﺪ ﺑﺮ ﻣﺎ ﺳﻠﻄﻪ دارﻧﺪ؟! [شاید] دﻟﻴﻞ آن را ﺑﺎﻳﺪ در ﻧﻈﺎم ﺗﻌﻠﻴﻢ و ﺗﺮﺑﻴﺖ ﺟﺴﺖ: از ﻛﻮدﻛﻲ ﺑﺮاي ﻣﻨﺼﺮف ﻛﺮدن ﻣﺎ از ﺧﻮاﺳﺘﻪ ﻫﺎيﻣﺎن، ﻣﺎ را از ﻟﻮﻟﻮ، ﻏﻮل، دﻳﻮ، ﺗﺎرﻳﻜﻲ، ﺗﻨﺒﻴﻪ، ﻣﺤﺮوم ﻣﺎﻧﺪن از اﻣﻜﺎﻧﺎت و ... ﺗﺮﺳﺎﻧﺪهاﻧﺪ! از ﻛﻮدﻛﻲ ﺑﺮاي وادار ﻛﺮدن ﻣﺎ ﺑﻪ اﻧﺠﺎم ﻛﺎري ﻛﻪ ﻧﻤﻲﺧﻮاﺳﺘﻪاﻳﻢ، ﺑﻪ ﻣﺎ وﻋﺪه ﺟﺎﻳﺰه، ﺗﺸﻮﻳﻖ، ﺷﺎﮔﺮد اوﻟﻲ، آﻳﻨﺪهي روﺷﻦ ﻫﻤﺮاه ﺑﺎ ﺛﺮوت و ﺷﻬﺮت و ﻗﺪرت و ... دادهاند!
ﺑﻪﻋﻠﺖ ﻏﻠﻂ ﺑﻮدن ﻧﻈﺎم ﺗﻌﻠﻴﻢ و ﺗﺮﺑﻴﺖ و ﻧﺒﻮد اﻃﻼﻋﺎت ﻋﻠﻤﻲ ﻛﺎﻓﻲ، واﻟﺪﻳﻦ، ﺑﻪ ﭘﺮﺳﺶﻫﺎي ﻛﻮدﻛﺎن در ﻣﻮرد زﻧﺪﮔﻲ، ﻣﺮگ، ﻗﺎﻧﻮن و ... اﻃﻼﻋﺎت ﻏﻠﻂ دادهاﻧﺪ و از ﭘﺎﺳﺦِ ﺷﻔﺎف و درﺳﺖ ﺳﺮﺑﺎز زدهاند! (رفرنس کانال دکتر سرگلزایی)
💠⭕️تحلیل از آکادمی جام:
«آﻟﺒﺮت اﻧﻴﺸﺘﻴﻦ»، ﺳﻪ ﻧﻴﺮوي حاکم را در جهان نشان داده اما نگفته که فقط همین سه هستند. در جهانی که در آن زندگی می کنیم جسارت، آزادگی و آگاهی هم هستند. این ما هستیم که تصمیم میگیریم بر اساس کدامیک عمل کنیم. در همین دنیا کسانی بودند مانند هلن کلر و معلمش در برابر ترس و حماقت ایستادند و به همین خاطر است که هلن کلر گفته است: زندگی یا یک ماجرای جسورانه است یا هیچ نیست.
بد نیست در مورد هلن کلر بیشتر بدانیم: هنگامی که ۱۸ ماهه بود، در اثر ابتلا به بیماری مننژیت، بینایی و شنوایی خود را از دست داد و ارتباطش با دنیای بیرون قطع شد. میشد گفت که تقدیر جهان این بوده است که او این چنین باشد اما زمانی که ۷ ساله بود، با ورود معلمش، زندگی جدید او آغاز شد. او از این روز به عنوان مهمترین روزی که در زندگی به خاطر دارد، یاد میکند.
سالیوان معلمی سخت کوش و فوقالعاده بود که 50 سال در کنار کلر ماند. سالیوان با فشار دادن علاماتی توسط انگشتان خود، به عنوان حروف، بر کف دست هلن با او ارتباط برقرار میکرد و از این راه برای آموزش کلمات به او استفاده مینمود.
در عرض چند ماه کلر فرا گرفت که چگونه اشیایی را که لمس میکند، به آن حروف ربط دهد و آنها را هجی کند. او همچنین، موفق شد تا به وسیله لمس کارتهایی که حروف برجسته بر آنها نوشته شده بود، جملههایی را بخواند و با کنار هم چیدن حروف در یک لوح، خود جمله بسازد. خط بریل را آموزش دید، صحبت کردن را تمرین کرد، لبخوانی از طریق لمس دهان و گلوی شخص صحبتکننده را یاد گرفت و به دانشگاه رفت. او اولین فرد نابینا- ناشنوایی بود که از دانشگاه فارغالتحصیل شد. او یک نویسنده، فعال سیاسی، فعال اجتماعی و یک شخصیت تاثیرگذار بود.
بله درست است ترس و طمع و حماقت حکمفرایان جهان هستند اما تنها حمکفرمایان جهان نیستند. این سه در برابر اراده آزاد آدمی بازی محدودی خواهند داشت.
این ما هستیم که تعیین میکنیم ترس و طمع و حماقت حکمفرایان جهان ما باشند یا جسارت، آزادگی و آگاهی!
برکرفته از
کانال : آکادمی جام
✅ پ.ن.👇
#فردوسی فرزانه ، سخن #بزرگمهر با #نوشینروان را چنین باز میگوید:
دهاند اهرمن هم به نیروی شیر
که آرند جان وخرد را به زیر!
بدو گفت کسری که «ده دیو چیست
کزیشان خرد را بباید گریست؟»
چنین داد پاسخ که: «آز و نیاز
دو دیوند با زور و گردن فراز؛
دگر خشم و رشکست و ننگست و کین
سخنچین و دوروی و ناپاکدین
دهم، آن که از کس ندارد سپاس
به نیکی و هم نیست یزدانشناس»
بدو گفت: «ازین شوم ده باگزند
کدامست آهرمن زورمند؟»
چنین داد پاسخ به کسری که «آز
ستمکاره دیوی بود دیرساز!
که اورا نبینند خشنود ایچ
همه درفزونیش باشد بسیچ! ...
... ز شمشیر دیوان خرد جوشنست
دل و جان دانا بدو روشنست
🆔 @ShahnamehToosi
👨🎓 شاهنامه خوانی برازنده نونهالان ایران است.
🇮🇷 کودکانمان را هرچه زودتر با شاهنامه آشنا کنیم
📚 رخش
کتاب ویژه کودک و نوجوان
نویسنده: مرجانه حسینزاده
قیمت: ۱۶٠ هزار تومان
تماس برای خرید:
09368293715
درودها از جان،
در آغاز هفته نو، فرازی دیگر از شاهنامه را پیشکش و هفته ای پربار برای یاران آرزو دارم.
ایدون باد.
مهرورزتان - سیروس حامی
#آیین_کشورداری_در_شاهنامه_۲۲
@ShahnamehToosi
گرامیباد یاد همیشهجاوید آموزگار بزرگ خرد، پیشوای فرزانه نامدار ایرانی ، زرتشت سپنتمان.
/channel/ShahnamehToosi
در آغاز هفته ای دیگر، با بهترین آرزوها ، فرازی دیگر از شاهنامه را پیشکش می دارم و هفتهای سراسر فرخندگی برای همه هم میهنان بویژه دوستان گرامی آرزو می کنم. روزگارتان بکام. دیر زیوید به مهر.
نیکخواهتان - حامی
#آیین_کشورداری_در_شاهنامه_۲۱
@ShahnamehToosi
📝 خون سیاوشان
✍️ #میلاد_عظیمی
افراسیاب نمیخواست هیچ رد و نشانی از خون سیاوش بماند. میدانست که خون سیاوخش نمیخسبد؛ رونده و رویاننده است. چون بر خاک بریزد از آن گیاه خواهد رست، و آن گیاه بر خواهد داد:
نباید که خون سیاوش زمین
ببوید؛ بروید گیا روز کین
نخواهم ز بیخ سیاوش درخت
نه شاخ و نه برگ و نه تاج و نه تخت
ز خاکی که خون سیاوش بخورد
به ابر اندرآمد یکی سبز نرد
نگاریده بر برگها چهر اوی
همی بوی مشک آید از مهر اوی
به دیمه بسان بهاران بدی
پرستشگه سوگواران بدی
فروریخت خون سر پربها
به شخّی که هرگز نروید گیا
همانگه که خون اندرآمد به خاک
دل خاک هم درزمان گشت چاک
بهساعت گیاهی برآمد چو خون
از آنجا که کردند آن خون نگون
گیا را دهم من کنونت نشان
که خوانی ورا «خون اسیاوشان»
بسی خلق را فایدهست اندروی
که هست اصلش از خون آن ماهروی
هر شبی بر خاکش از خون، دانهٔ دل کِشتمی
هر سحر خون سیاووشان از او بدرودمی
کیخسرو گفت: کینِ پدرم سیاوخش طلب کنید...
همی جان فدای سیاوش کنیم
نباید که این کین فرامش کنیم...
پس کیخسرو سر بر زمین نهاد و خدای را عزوجل شکر کرد
که کشندهٔ سیاوخش را به دست او گرفتار کرد. پس گفت:
ای آنکه سیاوخش را تو کشتی و صورت دلپذیر او تو تباه کردی و جامه از تن او، تو بیرون کردی و این بیخ کینه تو بنشاندی و این عداوت و حرب به میان ما، تو افکندی، و این آتش سوزنده به میان هر دو گروه، تو انگیختی، و از روی نیکوی وی شرم نداشتی، و از مردی و قوت و فرهنگِ او نترسیدی، و از مهر و وفا و جوانمردی او یاد نکردی و بر خرّمی او نبخشودی، و از این سپاه عجم نیندیشیدی، سپاس مر خدای را که تو را گرفتار کرد.
کجات آن بزرگی و تخت و کلاه
کجات آن بروبوم و چندین سپاه!
که اکنون بدین تنگغار اندری
گریزان به سنگینحصار اندری!
که تا زندهای بر تو نفرین بود
پس از مرگ هم دوزخ آیین بود
درود . همراه با پیشکش فرازی دیگر از شاهنامه، هفته پیش رو را سرشار از تندرستی و کامروایی برای یاران آرزو دارم.
نیکخواهتان - حامی
#آیین_کشورداری_در_شاهنامه_۲۶
@ShahnamehToosi
📝 جشن # اسفندگان
✍️ دکتر #جلال_خالقی_مطلق
ابوریحان بیرونی در کتاب آثارالباقیه که در سال 391 هجری (1001 میلادی) تألیف کرده است، آنجا که درباره ی جشن های ایرانی سخن می گوید، از جشنی نام می برد که در روز اسفندارمذ در ماه اسفندارمذ، یعنی در پنجم اسفند برگزار می شد.
او می نویسد :
«اسفندارمذماه الیوم الخامس منه و هو روز اسفندارمذ عید لاتّفاق الاسمین و معناه العقل و الحلم و اسفندارمذ هوالموکّل بالارض و الموکّل بالمرأه الصالحه العفیفه الفاعله للخیر و المحبّته لزوجها، و کان فیما مضی هذا الشهر و هذا الیوم خاصّه عید النساء و کان الرجال یجودون علیهنّ و قد بقی هذالرسم باصفهان و الریّ و سائر بلدان فهله و یسمی بالفارسیّه مژدکیران ...»[1]
(اسفندارمذماه. روز پنجم آن روز اسفندارمذ است و آن جشن همخوانی دونام [ ماه و روز ] است. معنی اسفندارمذ خرد و بردباری است و اسفندارمذ فرشته ی نگهبان بر زمین است و فرشته ی نگهبان بر زنان درستکار و پاکدامن و نیکوکار و شوهردوست. در گذشته این ماه و این روز بویژه جشن زنان بود و چنین بود که مردان به زنان بخشش می کردند و این آیین هنوز در اصفهان و ری و دیگر شهرهای پهله برجای است و آن را به فارسی مژدگیران [ در دو دستنویس دیگر کتاب : مردگیران ] می نامند.)[2]
بیرونی درباره ی این جشن در کتاب التّفهیم نوشته ی سال 420 هجری (1029 میلادی) نیز سخن گفته است : «و [ اسفندارمذ ] پنجم روز است از اسفندارمذماه. و پارسیان او را مردگیران خوانند. زیراک زنان به شوهران اقتراح ها [ = درخواست ها ] کردندی و آرزوی های خواستندی از مردان.»[3]
بیرونی همچنین در کتاب قانون مسعودی نوشته ی سال 422 هجری (1031 میلادی) یکبار دیگر از این جشن نام می برد و می نویسد : «و اما الیوم الخامس من اسفندارمذماه فاسمه اسم الملک الموکّل بالارض و بالنساء العفیفات، و قد کان فیما مضی عید اللنساء خاصه، و یسمی مردکیران ای باقتراحاتهن.»[4]
(و اما روز پنجم از ماه اسنفدارمذ، نام آن نام فرشته ی نگهبان بر زمین و بر زنان پاکدامن است، و آن در گذشته بویژه جشن زنان بود و آن را مردگیران نامیدند، چون زنان از مردان آرزوها خواستند.)
پس از بیرونی، گردیزی نیز در کتاب زین الأخبار نوشته شده در سال های 442 تا 443 هجری (1050 تا 1051 میلادی) از این جشن یاد کرده و نوشته است : «این روز پنجم اسفندارمذ باشد و این هم نام فرشته است که بر زمین موکل است و بر زنان پاکیزه ی مستوره. و اندر روزگار پیشین این عید خاصه مر زنان را بودی. و این روز را مردگیران گفتندی، که به مراد خویش مرد گرفتندی.»[5]
در نگاه نخستین، پاسخ به این پرسش که آرزوهای زنان در آن جشن و نام درست آن جشن چه بود، آسان می نماید. چون در گزارش نخستین سخن از «زنان درستکار و پاکدامن و نیکوکار و شوهردوست» است و در گزارش دوم سخن از «شوهران» است و در دو گزارش دیگر نیز سخن از «زنان پاکدامن» و «زنان پاکیزه ی مستوره» است و همه ی این توصیف ها رهنمون بر این هستند که در اینجا عموم زنان منظور نیستند، بلکه زنان شوهرداری که چون همه ی سال شوهر را از خود خرسند و خشنود داشته و در خانه داری و پاکدامنی و روی پوشاندن از مردان بیگانه دست از پا خطا نکرده بودند، به پاداش آن در روز پنجم اسفند از شوهر برای خود درخواست کفش و جامه ای نو می کردند و یا از او می خواستند که
کاسه و کوزه ی آبخوری را که بارها شکسته و بند خورده بود، دیگر دور بیاندازند و کاسه و کوزه ی نویی بخرند.
با این برداشت، پس نام درست این جشن نیز باید «مزدگیران» بوده باشد. همچنین آمدن گونه ی مژد که گویشی از مزد است، در دستنویسی از نیمه ی دوم سده ی یازدهم هجری که دیگر کاربرد مژد چندان محتمل نمی نماید، می تواند رهنمون بر کاررفت مژد در دستنویس های کهن باشد و تأیید بر اینکه در کتابت مرد یک نقطه از قلم افتاده است.
ولی موضوع به این سادگی نیست :
1- از سه دستنویسی که اساس تصحیح کتاب التّفهیم بوده، نویسش «مژدگیران» تنها در دستنویس مورخ 1079 هجری آمده است و دو دستنویس دیگر، یکی مورخ 1254 هجری و دیگری بی تاریخ و محتملا از نیمه ی دوم یازدهم هجری [6] «مردگیران» دارند.
همچنین در التّفهیم و قانون مسعودی و زین الأخبار «مردگیران» آمده است.
شادروان همایی مصحح التّفهیم در پی نویس کتاب به گونه ی «مژدگیران» در آثارالباقیه اشاره کرده است و این توضیح او روشن می کند که در دستنویس التّفهیم حتما «مردگیران» بوده و نیز اگر این نام در نگارش عربی کتاب التّفهیم که همائی در چاپ دوم کتاب در دست داشته بوده، صورت دیگری می داشت لابد مصحح از آن یاد می کرد.
2- جمله ی پایان گزارش گردیزی که می نویسد: «و این روز را مردگیران گفتندی که [ زنان ] به مراد خود مرد گرفتندی»، نه تنها تأییدی بر درستی «مردگیران» دارد
دنباله نوشتار:
http://www.iranboom.ir/jashnha/esfandgan/10971-mard-giran.html
🆔 @ShahnamehToosi
📝جشنهای ایرانی در گاهشماری یزدگردی و خیامی
📝 چرا #سپندارمزگان در ۲۹ بهمن گرامی داشته میشود.
✍️ #سیروس_حامی
چکیده
گاهشماری ایرانی در گذر از نظام دینی–آیینی یزدگردی به نظام علمی–نجومی خیامی، دستخوش دگرگونیهایی در تعریف زمان و مناسبتها و بنیاد اختلافنظر میان ایرانیان در برگزاری جشنهای ایرانی شد.
در گاهشماری زرتشتی، هر روز ماه نام ویژه دارد و جشنهای همنامی روز و ماه برگزار میشوند.
در گاهشماری جلالی که بر پایه اعتدال خورشیدی بنا شد، روزهای ماه ساختاری تازه یافت؛ ماههای ۳۱ و ۲۹ روزه منظور و پنج روز اندرگاه حذف شد.
به این ترتیب، نامگذاری روزهای ماه -که ویژه گاهشماری زرتشتی ساخته شده بود!- نمیتوانست با تمامیت خود به ساختار نو ترابرد شود!
مقدمه
در ایران باستان -همچون بسیار جاهای دیگر!- دو گونه گاهشماری معمول بود! یکی منشأ دینی و اداری داشت و دیگری نجومی و کشاورزی.
زمان در فرهنگ ایرانی -که #زروان آن را نمایندگی میکند- نه مفهومی صرفا طبیعی، بلکه حقیقتی ورجاوند است.
آنچه در اینجا مورد گفتگوست گاهشماری دینی-درباری است که با نامهای «زرتشتی» و «یزدگردی» میشناسیم. در این گاهشماری -نه در گاهشماری کشاورزان!- با بهره از مفاهیم دین بهی، هر روز ماه به یک نام برگرفته از مفاهیم دینی نامگذاری شده.
گاهشماری جلالی در سده پنجم، زمان را بر پایهٔ سنجش دقیق خورشیدی و فصلی تنظیم و ساختار را دگرگون کرد! روزها شمارهگذاری و نامهای دینی از گاهشماری حذف گردیدند.
۱. ساختار گاهشماری دینی زرتشتی
سال ۱۲ ماه سیروزه دارد و هر ماه و هر روز نامی مینوی دارند. در پایان ۱۲ ماه، پنج روز «اندرگاه» با نامهایی برگرفته از پنج سرود گاهان زرتشت افزوده میشود و آیینهای ویژه برای این پنج روز برگزار میشود. مطالعات هنینگ، بویر و کریستنسن گواه است که در اواخر دوره ساسانی، هر پنج سال یک روز به اندرگاه افزوده و به این شیوه کبیسهگیری میشد.
به این ترتیب در سامانه گاهشماری زرتشتی، زمان ساختاری مینوی دارد و ترتیب روزهای ۳۶۰+۵ گانه سال با نام هرکدام دارای معنای دینی و شخصیت و کارکرد ایزدی خود است.
۲. جشنهای همنامی روز و ماه
در گاهشماری یزدگردی -نه در گاهشماری کشاورزان!- ، هرگاه نام روز با نام ماه یکی شود، جشن گرفته میشود. این جشنها بر نظام نامی و مینوی زمان استوارند.
با تثبیت روز آغاز سال (هورمزد فروردین) با اعتدال طبیعت، این گاهشماری نیازهای کشاورزی را نیز پاسخگو شد و ثبات این روزها در برابر تغییرات فصلی، نشانه وفاداری به نظم مینوی دانسته شد.
۳. گاهشماری جلالی و تغییر فلسفهٔ زمان
گاهشماری جلالی که خیام و همکارانش در قرن پنجم هجری برای تنظیم سال خورشیدی بر پایهٔ اعتدال بهاری پدید آوردند. تحولی بسیار هوشمندانه در گاهشماری بود. در این سامانه بسیار دقیق و دانشی -که پاسخگوی نیازهای مدیریت اجتماعی و کشاورزی و تطبیق با طبیعت است- ماهها دارای ۳۱ و ۳۰ و ۲۹ روزند. زمان از مفهومی آیینی به واحدی ریاضی و فصلی تبدیل شد. روزهای ماه به جای نام با شماره و ترتیب شناخته شدند.
۴. پیامد ترابرد جشنها
ترابرد جشنهای همنامی از گاهشماری دینی به جلالی، پیامدهایی ژرف در معنی و زمانبندی آیینها دارد. روزهای بدون نام میان انارام و هورمزد، حذف روز انارام اسفند، حذف اندرگاه و آیینهای ویژه پنج روز آن هریک مایۀ گسست پیوند میان زمان دینی و زمان طبیعی است.
۵. دو دیدگاه از اهل فن
دیدگاه دینی–زرتشتی بر ساختار مینوی زمان و جشنهای همنامی بنیاد دارد، نامهای سیگانه روزها -و ترتیب آنها- را مینوی میگزارد و بینامی روزهای ۳۱ ماههای خیامی و خلأ میان انارام و هورمزد و نیز حذف انارام اسفند و پنج روز اندرگاه را آسیب به آن سامانه و نظم اهورایی میداند
از دیگرسو، دیدگاه علمی–تاریخی، تقویم جلالی را دقیقتر دانسته و بر بازسازی فصلی جشنها تأکید دارد.
۶. نتیجهگیری
هرچند گاهشماری جلالی(خیامی) دانشیترین و دقیقترین گاهشماری و مایه نازش ایران و ایرانی است؛ نظام جشنهای همنامی روز و ماه ویژه گاهشماری زرتشتی (یزدگردی) طراحی و برقرار شده و ترابرد تنها بخشی از آن یعنی نامهای سیگانه روزهای ماه ۳۰ روزه به ماههای ۳۱ روزه یا ۲۹ روزه ، ترتیب و فرزانش پشتوانه آن را در هم میریزد و از آن سامانه جز پوسته باقی نمیگذارد!
پس، آیین #سپندارمزگان در روز سپندارمز از ماه سپندارمز (اسفند) گاهشماری یزدگردی -سی روز مانده تا نوروز- جای میگیرد و آن روز در گاهشماری امروز ایران برابر با ۲۹ بهمن است!
ایدون باد.
یارینامه:
۱. مری بویس، زرتشتیان: باورها و آیینها، ترجمه بهرامی.
۲. والتر هنینگ، Zoroastrian Calendar Reform.
۳. آرتور کریستنسن، ایران در زمان ساسانیان.
۴. احمد تفضلی، تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام.
۵. جلال متینی، بررسی گاهشماری ایرانیان.
🆔 @XeradsarayeFerdosiYazd
آهی که فرنگیس به شبگیر کشید
گوشِ فلک از شنیدنش تیر کشید
خورشید که کشتنِ سیاوش را دید
ازغم به رُخش چادری از قیر کشید
رباعی از حسن قربانی گل.داریوش
@dQORBNI🌺
🆔 @ShahnamehToosi
👈 بررسی چند واژه
شهر /شهریار / شاه / پادشاه / شاهنشاه
(بخش نخست)
آ- ریشه شناسی:
واژههای گفتهشده -و نیز واژههای ساتراپ، خشایار، شهردار، شهریور، اردشیر، شایستن، شایان و....) همگی از ریشه کهنآریایی (به ناروا: هند و اروپایی!) «کْسِی Ksey» به مانای «توانایی؛ شایستگی؛ اقتدار؛ تسلط؛ فرمانراندن؛ حکومت) برآمدهاند! از این ریشه در اوستایی واژههایی چون«خْشَثرَXs^tra» (=شهریاری؛ منطقه؛ قلمرو، جایی که شاه دارد، پادشاهی، فرمانروایی) و خْشَی(فرمانروایی، حکومت، اقتدار) و «خْشَچا» (شاه، فرمانروا) و در سانسکریت «کْسَترَKsatra» به چم «نیرو، توان، برتری و قدرت شاهانه» ساخته شد! سپس در پارسی میانه واژههای «شاه» و «شِیر»(جانور) و «شهر» و «چَک» ساخته شد! ریشه یادشده در پارسی امروز در آمیغهایی چون اردشیر و پادشاه و شاهنشاه و شهریور و شهریار/شهردار و شایستن و شایسته و شایان و شایگان و... به جا مانده است.
نکته : پارهای میهندوستان بی ژرفکاوی واژه «شاه» را با واژه اوستایی «اَشا/اَشَ = راستی، درستی، پارسایی، پاکی» همریشه پنداشته و گفتهاند که درست نیست!
ب- شهر
واژه «شهر» در نوشتارهای پارسی میانه و نوین، گسترهای از پرمانه(مفهوم)ها از «آبادی بزرگ با خیابانها و کوچهها و خانهها و دکانها و سکنه بسیار– ن.ک. دکتر معین» گرفته تا کشور؛ پادشاهی، مُلک؛ سرزمین؛ خطه؛ قلمرو – پایتخت تا کاربرد مجازین شهروند؛ ملت و یا کاربرد کنایی اندرون و روان را در بر میگیرد! فردوسی فرزانه نمونه های بسیاری را گواه پرمانههای یادشده برای واژه «شهر» را شاهنامه گرامی گنجانده است***:
۱- شهر = مدینه، town
(پرمانه امروزین)
به شهرم یکی مهربان دوست بود
که با من توگفتی ز همپوست بود
«۱/۷/۱۴۰»
چُن از دشت نزدیک شهر آمدند،
از آن شهر جویندهبهر آمدند!
ز یک میل کرد آفریدن نگاه
یکی کاخ دید اندرآن شهر، شاه
«۱/۴۱/۳۱۳»
به شهراندرون نعره برداشتند
وُ زان پس همه شهر بگذاشتند!
«۱/۱۳۰/۳۱۴»
۲- شهر = کشور ، فرمانروایی ؛ مملکت
مگر کز تو آشوب خیزد به شهر،
بیامیزی از دود، تریاک و زهر!
«۱/۳۵۳/۱۲۷۵»
گر ایدونک هرچت بپرسیم، راست
بگویی، همه شهرِترکان(توران) توراست!
«۳/۱۰۲/۳۱»
همی راند تا در میان سه شهر،
-ز گیتی بر این گونه جویندهبهر،-
به دست چپش مصر و بربر به راست،
زره در میانه، بر آن سو که خواست؛
به پیشاندرون شهر هاماوران،
به هر کشوریدر سپاهی گران!
«۱/۲۳۶/۳۹»
۳- شهر = سرزمین، خطه، قلمرو
از این دو نیابت بدایرج رسید
مر اورا پدر شهرِ ایران گزید!
«۱/۶۲/۲۸۲»
زمین شهر تا شهر پهنای اوی،
همان کوه تا کوه بالای اوی
«۱/۱۳۴/۱۰۰۴»
جهان را ببخشید بر چار بهر،
یکایک همه نامزد کرد شهر!
«۴/۱۰۰۲/۳۱۲۱»
چُن آمد وی از شهر مکران به در،
سوی کوه قاف آمد و باختر
«۱/۲۳۵/۲۲»
وُزین مرز تا پیش دریای چین،
همه نام بردند شهر و زمین،
«۱/۳۶۳/۱۵۴۴»
به شادی برفتند سوی ختن،
همه نامداران شدند انجمن،
که سالارپیران از آن شهر بود،
که از بدگُمانیش بیبهر بود!
«۱/۳۶۴/۱۵۶۳»
۴- شهر = پایتخت
چو کاوس در شهر ایران رسید،
ز گرد سپه شد هوا ناپدید!
«۱/۲۳۳/۸۵۲»
سپهبد سوی شهر ایران کشید
سپه را به نزد دِلیران کشید
«۱/۱۲۲/۷۰۱»
چو نزدیکی شهر ایران رسید،
همه جامهی پهلوی بردرید!
«۱/۴۰۴/۳۷»
۵- شهر = ملت/باشندگان سرزمین
(مجاز جای و جایگیر)
کنون شهر توران تو را بنده اند؛
همه دل به مهرِ تو آگندهاند!
«۱/۳۵۳/۱۲۸۳»
جهان را به مهر وی آید نیاز،
همه شهرِ توران برندش نماز!
«۱/۳۹۷/۲۴۰۴»
۶- شهر = اندرون ، روان (مجاز)
به شادی بیایند نزدیک من،
که روشن شود شهر تاریک من!
«۱/۵۶/۱۳۵»
*** بیتها همگی از شاهنامه فردوسی – ویرایش دکتر خالقی مطلق – دوره چهارجلدی سخن ۱۳۹۸ برگزیده شدهاند. (نشانی بیتها به ترتیب: شماره دفتر ؛ شماره رویه ؛ شماره بیت)
👈 واژههای همپیوند با «شاه /شهریار» را در بخش دویم این جستار برخواهیم رسید!
/channel/ShahnamehToosi
🔮🔮🔮
💎برترین کانالهای تلگرام:
🔹هماهنگی جهت تبادل:
@mrsmafd
منظومهی "بابك خرّمدین"
به بهانه سالگرد جانباختن بابک در راه ایران
(هفدهم دی ۲۱۶ خورشیدی)
🔱 ⚜️ 🔱 ⚜️ 🔱 ⚜️ 🔱
دست هایش
بسته بود از پشت
اما مشت،
جامهاش از جنس خون و
جامش از خمخانهی زرتشت؛
خستهتن؛ جان در خطر؛ آزردهدل خاموش؛
مهر را در سینه میپرورد،
کینه را در خویشتن میکشت؛
ارغوان دیدگانش
با شفقها و شقایقهای میهن
گفتگو میکرد:
تیرباران نگاهش بارگاه معتصم را
زیر و رو میکرد؛
دل
به فرمان دلیری داشت،
ترس را بیآبرو میکرد؛
اهرمن
از خشم میلرزید
دژدل و دژخو و دژآهنگ؛
بانگ زد، با واژههایی زشت و بیفرهنگ..
ای سگ، ای زندیق،
کامت چیست؟
ای موالی، ای عجم،
سودای خامت چیست؟
پس چرا از ما نمیترسی؟
پس چرا بر خود نمیلرزی؟
بابک اما
رای دیگر داشت،
کشتی اندیشه در دریای دیگر داشت،
در نگاهش مرگ آسان مینمود اما
زندگی در ذهنِ او معنای دیگر داشت،
زیر لب
نجوای دیگر داشت؛
زنده باید بود و شادی کرد،
مام بوم خویش را باید نگهبان بود،
با پیام راستی
با مردمان بایست رادی کرد،
اهرمن فریاد زد افشین،
چه میگوید؟
و افشین، آه افشین، وای افشین؛
آن گنهکار پریشان روزگار شرمسار از برگ برگِ خونی تاریخ،
آن همان آکنده از هر گند،
آن همان بیریشه بیپیوند،
شرمسار از کردهی خود...
سر به زیر افکند؛
اهرمن با تیزخندی گفت:
البابک هراسانا؟!
و بابک، آن گو نستوه،
آن نستوه سبلان کوه،
آن اسطوره بیگانه با اندوه،
آن همان آئینهدار مزدک و مانی،
خستهجان و مانده از نیرنگ و تزویر مسلمانی،
چشم در چشم ستم فریاد زد:
بسیار آسانا!!
بار دیگر نعره زد تندیس استبداد؛
و پژواک خروشش رفت تا ژرفای عالم؛
که دستش را بزن، گرما!
و دژخیم سیه بنیاد،
همان مزدور ظلمتکامه بیداد،
با یک ضربه از پهلو،
چنان زد تا که خون فواره زد از پارهی بازو
تهمدل درهم کشید ابرو،
سهمدل خرخنده زد بر او،
اختران کی میبرند از یاد
آن شبی که شیون شمشیر
پیچید در بغداد؛
و بابک، آه بابک، باز هم بابک؛
تا نبیند اهرمن سرخی او را زرد،
تا نخواند از نگاهش درد،
تا نه پندارد که پایان یافت این آورد؛
چهره را
با خون ناب و تابناکش
ارغوانی کرد؛
و آنگاه...
تا نیفتد پیش پای اهرمن،
خود را به پشت انداخت؛
چشمها را بست،
شهپر اندیشه را وا کرد،
بال در بال همای عشق
گشت و گشت و گشت تا جان را
بر فراز قله سیمرغ پیدا کرد؛
هر طرف هر سو نگه افکند؛
یک طرف کورش، سیاوش، کاوه چون خورشید،
سوی دیگر رستم و گردآفرید و آرش و جمشید،
و با نورافکن امید،
پیر توس و خیزش يعقوب را هم دید،
و دیگر گاه...
بر لبانش خنجر لبخند،
چشم در چشم هزاران بابک آزاد یا دربند،
بآسودگی جان باخت!
بابک اما خونبها پرداخت،
و با این کارِ کارستان پرچم آزادگی را
بر بلند آسمان افراخت!
او روانش را ز ننگ بندگی پرداخت،
تا ز خشت جان پاک خویش،
ایران ساخت؛
ایران ساخت؛
ایران ساخت!
سراینده : زندهیاد #سیاوش_کسرایی
چامه خوان : #سیروس_حامی
دی ۱۴۰۱ - یزد
🆔 @XeradsarayeFerdosiYazd
🌲🌲🌲🌲🌲🌲🌲🌲
گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) از نشست هفتگی انجمن شاهنامه فردوسی یزد و خردسرای فردوسی یزد
https://www.ibna.ir/news/545809/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%A8%D9%87-%D9%88-%D8%B2%D8%A7%D9%84-%D9%88-%D9%BE%DB%8C%D9%88%D9%86%D8%AF-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D9%84-%D8%A2%D8%A8-%D9%87%DB%8C%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%8
بازهم درود.
سخته سخنی دیگر از شاهنامه فردوسی، پیشکش گرامی دوستان، با آرزوی هفتهای به کامروایی و شادی.
مهرورزتان - حامی
#آیین_کشورداری_در_شاهنامه_۲۳
@ShahnamehToosi
شاهنامهخوانی در سه فراز
۱- چکیده انگاره تاریخی زال و روداوه
#سیروس_حامی
۲- خواندن داستان رستمزاد
#بهناز_بهروزی
۳- یک نکته از داستان رستم زاد
#سیروس_حامی
نشست فرهنگی هفتگی
انجمن شاهنامه فردوسی یزد
و خردسرای فردوسی یزد
هنگام : شنبه ششم دی ۱۴۰۴
جایگاه : دانشگاه امام جواد یزد
🆔 @shahname_yazd
🆔 @XeradsarayeFerdosiYazd
شاهنامه شاید بزرگترین مبارزهای است که در طول تاریخ در این مملکت صورت گرفته، به این دلیل که در زمان خلفا اولین کار برای چیرگی بر ملتِ تحتِ اشغال و شکستخورده این بود که بگویند شما هیچید؛ با از بینبردن تمام اسطورهها، شناسنامه، گذشته و...
هویت ایرانی را نه میشود ساخت، نه وارد کرد، نه حذف؛ میشود کشفش کرد.
هویت ایرانی در لایههای اسطوره، زبان و حافظهی جمعی ما خوابیده است؛ باید بیدارش کرد، نه جعلش کرد.
🗣 #بهرام_بیضایی
پنجم دی - زادروز (۱۳۱۷) و مرگروز (۱۴۰۴) جاویدنام استاد #بهرام_بیضایی
شکاریم یکسر همه پیش مرگ!
@ShahnamehToosi
به مرد خردمند و فرهنگ و رای،
بود جاودان تخت شاهی به پای!
#فردوسی
فرهنگ ، برجستهترین پشتوانه و ابزار رستگاری ایران در درازای تاریخ
سخنان و پیام شادباش روانشاد موبد کوروش نیکنام پیرامون شب چله
❄️🌹❄️🌹❄️🌹❄️
🔥🔥🔥🔥🔥🔥
درگاه (:کانال) زرتشت و مزدیسنان
گزینش ونگرش: موبدکورش نیکنام
🏵 @zoroaster33
🆔 @ShahnamehToosi
🔲به فرهنگ باشد روان تندرست
◾️ایران سرزمینی کهن با فرهنگ باستانی است. سرزمین نیکیها و مردمان نجیبی که ستایشگر داد و راستی و دوستی و نکوهشگر ظلم و دروغ و دشمنیاند. باید تا می توان از ایران گفت و نوشت. چرا که ظرف و محتوای توسعه کشور است. باید زبان فارسی را دوست داشت و در جهت ترویج آن از هیچ اقدامی دریغ نکرد. باید تا حد ممکن فرزندان کشور را با حافظ و سعدی، با فردوسی و مولوی و نظامی آشنا کرد. اگر ایده ایران از جمع معدودی نخبگان خارج شود و در میان مردم و سیاستگذاران شکل خودآگاهانه بگیرد معنای امنیت، مصلحت و منافع ملی شکل خواهد گرفت. حقیقت این است که امروزه ایران مورد غفلت قرار گرفته است و بدون وطن، کشور و ایراندوستی هیچ تحول مهمی رقم نمیخورد.
◾️فهرست زیر از کوشاترین و معتبرترین رسانه ها و نهادهای فرهنگیِ مستقل تشکیل شده است که جملگی در گسترهیِ گستردهیِ تاریخ و ادبیات و فرهنگِ زرینِ ایران زمین میکوشند.
با پیوستن به این رسانه ها و نهادها به توسعه فرهنگی در جامعه یاری رسانیم.
◾️پـــــــایــنده ایــــــــــران◾️
⚫️تدریس مکاتب فلسفی و روانی
⚫️یافتههای مهم روانشناسی
⚫️موسیقی سنتی (تکنوازی سنتور)
⚫️جملگی روانکاوی
⚫️کتاب گویا (لذت مطالعه با چشمان بسته).
⚫️صادق هدایت
⚫️زین قند پارسی
(درست بنویسیم، درست بگوییم).
⚫️کتابخانه بزرگ ادیان و فرهنگ باستان
⚫️دکتر محمّدعلی اسلامینُدوشن
⚫️باغ سبز مولانا ( زهراغریبیان )
⚫️رسانه رسمی استاد فریدون فرح اندوز
(گوینده و مجری رادیو و تلویزیون ملی ایران).
⚫️رازها و نمادها و آموزههای شاهنامه
⚫️بهترین داستانهای کوتاه جهان
⚫️رمانهای صوتی بهار
⚫️کتابخانهٔ ادب و فرهنگ
⚫️حافظ // خیام ( صوتی )
⚫️خردسرای فردوسی
(آینهای برای پژواک جلوههای دانش و فرهنگ ایران زمین).
⚫️بنیاد فردوسی خراسان
(كانون شاهنامه فردوسی توس).
⚫️سرو سایـهفکن
(رسانه ای برای پاسداشت زبان و ادبیات فارسی).
⚫️شرح غزلیات سعدی با امیر اثنی عشری
⚫️چراغداران (دایرةالمعارف بزرگ صوتی ایران، صداهای نایاب فرهنگ و ادب و هنر)
⚫️حافظخوانی با محمدرضاکاکائی
⚫️شرح بوستان سعدی با امیر اثنی عشری
⚫️شاهنامه کودک هما
⚫️مأدبهی ادبی، شرح کلیله و دمنه و آثار ادبی فارسی (رسانه دکتر محمّدامین احمدپور).
⚫️ستیغ، خوانش اشعار حافظ و سعدی و...(رسانه سهیل قاسمی)
⚫️تاریخ، فرهنگ، هنر و ادبیات ایران زمین
⚫️شاهنامه برای کودکان
(قصه های شاهنامه و خواندن اشعار برای کودکان و نوجوانان).
⚫️گاهگفـت
(دُرُستخوانیِ شعرِ کُهَن).
⚫️کتاب گویای ژیگ
⚫️سفر به ادبیات
(مرزباننامه و گلستان، تکبیتهای کاربردی )
⚫️استاد بهرام بیضایی (آرشیو)
⚫️ملیگرایی ایرانی/شاهنامه پژوهی
⚫️تاریخ نگار (روایتی متفاوت از تاریخ ایران)
⚫️کانون پژوهشهای شاهنامه
(معرفی کتابها و مقالات و یادداشتها پیرامون شاهنامه).
⚫️هفت هزار سالگان
⚫️انجمن دوستداران شاهنامه البرز (اشا)
⚫️فرهنگ یاریگری، توسعه پایدار و زیست بومداری
⚫️رهسپر کوچه رندان
(بررسی اندیشه حافظ).
⚫️آرخش، کلبه پژوهش حماسههای ایرانی
(رسانه دکتر آرش اکبری مفاخر).
⚫️کتابخانهٔ نسخ خطی سپهسالار
⚫️تاریخ روایی ایران
⚫️سخن و سخنوران
(سخنرانی و گفتگوهای نایاب نام آوران وطن فارسی).
⚫️کتاب و حکمت
⚫️تاریخ میانه
⚫️زبان شناسی و فراتر از آن (درگاهی برای آموختن درباره زبانها و فرهنگها).
⚫️خواندن و شرح تاریخ عالمآرای عبّاسی (میلاد نورمحمدزاده).
⚫️هزار بادهٔ ناخورده (یادداشتهای امیرحسین مدنی دربارۀ ادبیات و عرفان).
⚫️شرح کلیات سعدی
(تصحیح و طبع شادروان محمدعلی فروغی).
⚫️انجمن شاهنامهخوانی هما
(خوانش و شرح بیتهای شاهنامه).
⚫️نقش بر آب (یادداشتهای ادبی و تاریخی دکتر حامد خاتمیپور)
⬛️کانال میهمان:
🔲دکتر محمد دهقانی
◾️فـــرِّ ایــــران را می سـتایـیـم.◾️
◾️هماهنگی جهت شرکت در تبادل
◾️@Arash_Kamangiiir