#راز_آفرینش از نگاه شاهنامه
۶- پیدایی گیاه
بر بنیاد گفتار شاهنامه، نیاکان خردورز به درستی میدانستند که زمین از خود روشنی ندارد و با پرتوی که از خورشید و ستارگان بر آن میتابد روشن میشود!
زمین را بلندی نبُد جایگاه،
یکی مرکزی تیره بود و سیاه!
ستاره به سربَر شگفتی نمود،
به خاکاندرون روشنایی فزود!
دیدیم(اینجا) که خردورزان ایران کهن چنین انگاشتند که با روییدن کوهها از زمین و بالیدن آنها، آبخانها نیز در تراز بالاتر جایگیر شده و این پدیده مایه روان شدن آب از چشمهها در کوهپایهها و روان شدن آبها زمینهساز روییدن گیاهان است!
ببالید کوه، آبها بردمید؛
سر رستنی سوی بالا کشید!
نیاکان ما در روزگارانی دیر، نیک میدانستند که ابرها خود از زمین و از آب بر میخیزند و از بارش ابر است که گیاهان میرویند!
همی بر شد ابر و فرود آمد آب؛
همی گشت گرد زمین آفتاب!
گیاهان میرویند و میبالند و دانه میریزند و باز میرویند! جز این نیرویی ندارند و نمیتوانند چون جنبندگان از جایی به جایی روند!
گیا رُست با چند گونه درخت؛
به زیر اندر آمد سرانشان ز بخت!
ببالد، ندارد جز این نیرُوْی؛
نپوید چو پویندگان هر سُوْی!
@ShahnamehToosi
من کعبه ز دل سازم، با نالۀ مستانه
🗣 چامهخوانی سرور #غلامحسین_زارع(میرغلام)
شاعر و طنزپرداز توانمند مهریز
نشست هفتگی ۹۱ انجمن شاهنامه فردوسی یزد،
هنگام : شنبـه - ۱۸ مهر ۱۴۰۵
جایگاه : دانشگاه امام جواد یزد
🆔 @shahname_yazd
عشق اول
خاطرهای از بانو #مهین_مدرسی-سریزدی
(نگاهی به اوضاع اجتماعی دهه ۴۰)
نشست هفتگی ۹۱ انجمن شاهنامه فردوسی یزد،
هنگام : شنبـه - ۱۸ مهر ۱۴۰۵
جایگاه : دانشگاه امام جواد یزد
🆔 @shahname_yazd
🔎🔍🔎🔍🔎🔍🔎🔍
.
#راز_آفرینش از نگاه شاهنامه
۵- پیدایی جان!
شاهنامه و گفتارهای ایرانی گواه باور نیاکان به پیدایی «جان» یا «نخستین جاندار» بر روی زمین در بریدهای از زمان است! فرگشت(تکامل) نخستین جاندار به گیاه و جنبنده(حیوان) و سپس مردم(انسان) پارهای از همین باورها است!
نامواژه «کیومرث» در اوستا «گَیَ مَرِتَن gayamaretan» بوده که در پهلوی «گَیومرت» و سپس در فارسی «کیومرث» گفته شده است، بررسی ریشه واژه یادشده گویای آن است که:
۱-بخش نخست، «گَیَ» (از ریشه کهنآریایی Gwei) برابر «زندگی»ست که در گیاه و گاو و جان و زیستن و... برجاست!
۲-«مَرِتَن» (از ریشه کهنآریایی «مِرMer») برابر «میرا/فانی»ست که در «مَرگ» و «مُردن» و «اَمُرداد» و... برجاست!
پس «گَیَ مَرِتَن» (کیومرث) برابر است با «جان میرا»(زندگی فانی-جانی که سرانجامش مردن است!).
آشکار است که هیچ زندهای انجامی جز مردن ندارد!
اوستا آدمی را برآمده از گیاهی (ریواس) میداند که آن «گیاه» خود از تخمهی «کیومرث» رُست!
برابر بودن «گَیومرت/کیومرث» با نخستین جاندار(در شاهنامه : جانور!) را شاهنامه نیز گواه است:
چُن از خاک تا جانور بنده کرد،
نخستین، گَیومرت را زنده کرد!
زنده یاد استاد مهرداد بهار، کیومرث را به نطفه عظیم نخستین مانند کرده!***
دانش امروز، نخستین جان را در پیکر تک یاختههای بزرگی دانسته که بیش از چهار میلیاردسال پیش پدید آمدند! (رخشاره پیوست)
در دیگر گفتارهای ایرانی کهن، کیومرث را از نخستین آدمی دانسته اند، تا نخستین شاه!
نگارنده از باهم سنجیدن گفتارهای کهن ایرانی و یافتههای دانش امروزی چنین درمییابد که کیومرث شاهنامه خود «شاهانگاشته»ی نمادینِ دورانی چهارمیلیارد ساله از فرگشت(تکامل) است که آغاز آن پیدایی نخستین جان است و انجامش نابودی(انقراض) نئاندرتالها!
این پرمانه(مفهوم) را در جستار ویژه #کیومرث بیشتر وامیکاویم!
🔎🔍🔎🔍🔎🔍🔎🔍
** خالقی مطلق ۴ از۴ - خسروپرویز۱۱۶۳
*** پژوهشی در اساطیر ایران - انتشارات آگاه - چاپ هشتم - ر۴۹
@ShahnamehToosi
بارگاه شمس تبریزی ثبت ملی شد
وزارت میراث فرهنگی، «بارگاه شمس تبریزی» را که بهتازگی ساخته شده و در آستانهی گشایش رسمی است، در فهرست آثار ملی ایران ثبت کرد ...
@IranAmordadnews
👁نگاهی به نشست فرهنگی ۹۱
انجمن شاهنامه فردوسی یزد
هنگام : شنبـه - هژدهم مهر ۱۴۰۵
جایگاه : دانشگاه امام جواد یزد
🆔 @shahname_yazd
ویدئوی کوتاه از شکل گیری کوه ها ناشی از برخورد صفحات تکتونیکی
@ShahnamehToosi
۱۰ اکتبر روز جهانی مبارزه در راه لغو حکم اعدام است.
شعار بیست و یکمین سال برگزاری این روز، «اعدام= شکنجه برگشتناپذیر» است و هدف آن، لغو مجازات اعدام با همکاری جامعه مدنی، رهبران سیاسی، وکلا و افکار عمومی است.
🆔 @XeradsarayeFerdosiYazd
بر این برنیامد بسی روزگار
که بیدادگر شد سر شهریار
ره مردمی نزد او خوار گشت
دلش بردهی گنج و دینار گشت!
کنون پادشایی پرآشوب گشت
سخنها از اندازه اندرگذشت
شنبه و آغاز هفته ای دیگر بر همه هم میهنان خجسته باد. پیشکش این هفته نیز سخته سخنی دیگر از شاهنامه فردوسی، خردنامه نیاکان. روز و هفته و روزگارتان به کام.
مهرورزتان - حامی
#آیین_کشورداری_در_شاهنامه_۴۶
@ShahnamehToosi
#راز_آفرینش از نگاه شاهنامه
۳- گرانش و رانش مایه پیوستگی کار جهان!
امروز به یاری دستاوردهای دانش -بویژه قوانین نیوتن- آشکار شده که پیوستگی و پایداری جهان برآمده از برابری نیروهای گرانش و رانش بر کرات است! (رخشاره پیوست!)
شگفت و نازشزاست که نیاکان خردورز ما این شگرفی را دیرزمانی پیش از دیگران انگاشته بودند! نیاکان دانستند که مواد از آمیزش گوهران(عناصر) پدید آمدند! و :
چُن این چارگوهر بهجای آمدند،
ز بهرِ سپنجیسرای آمدند،
گهرها یَک اندردگر ساختند،
دگرگونه گردن برافراختند!
پدید آمد این گنبد تیزرو؛
شگفتینمایندهی نو به نو!
فلکها یکاندردگر بسته شد؛
بجنبید چون، کار پیوسته شد!
به روشنی این واپسین بیت گویای اندیشیدن نیاکان به برآیند دو نیروی گرانش و جنبش است! (چون به جنبش درآمد، فلکها پایدار و پیوسته شدند!)
شوربختانه شگرفی این راز بر شاهنامهپژوهانِ ناآشنا با قوانین نیوتن ناروشن بوده و علت و معلول (جنبیدن و پیوستگی کار) را جابجا انگاشته و ویرگول بیت پایانی را پس از «بجنبید» گذاشتهاند:بجنبید؛ چون کار پیوسته شد!و با این جابجایی، شگرفیِ انگاره نیاکان خردورز از دیدها دور مانده است!
@ShahnamehToosi
🍃 همیشه میمانی 🍃
پیش کش به روان پاک خسرو اواز ایران
#استاد_شجریان 🍃
هفدهم مهر، سالگرد درگذشت زندهیاد استاد #شجریان (۱۳۹۹-تهران)
🍃 ز باغ سبز هنر، یک شجر به خاک افتاد
🍃 نه یک شجر، که جهانی هنر به خاک افتاد
🍃 کسی که سکر سرودش چو مستی می ناب
🍃 به دلربایی مهتابِ رخ شکسته در اب
🍃 یکی که ناله نایش ، نوازشِ باران
🍃 یکی که بانگ و ندایش، خروشِ بیداران
🍃 یکی که مرغ سحر بی قرار آوازش
🍃 یکی که لاله، به دل داغدارِ پروازش
🍃 یکی که مهر وطن خواهی اش به پیشانی
🍃 دلش به دام محبت همیشه زندانی
🍃 سفر کجا ؟ تو کجا ؟ اشیانه ات اینجاست !
🍃 سرای عشق و امید و ترانه ات اینجاست !
🍃 سفر برای تو هرگز حدیث رفتن نیست
🍃 دل از محبت دلداگان گسستن نیست
🍃 تو از قبیله عشقی و نیک می دانی
🍃 که در جهان هنر تا همیشه می مانی
🍃 به گاه شادی و هنگامه پریشانی
🍃 به عشق مادر میهن سرود می خوانی
#هما_ارژنگی
۱۷ مهر ماه۹۹
🆔 @XeradsarayeFerdosiYazd
📝 از آشنایی تا باور
#اثر_حقیقتانگارانه و مغالطهٔ #تکرار_ادعا
یکی از خطاهای شناختهشدهٔ ذهن آدمی این است که گاه آنچه را بارها شنیده یا دیده است، درستتر از آنچه واقعاً هست تصور میکند!
این پدیده در روانشناسی شناختی با عنوان «اثر حقیقتانگارانه» (Illusory Truth Effect) شناخته میشود. اهمیت آن در سیاست و رسانه افزونتر میشود، زیرا تکرار مداوم یک گزاره میتواند آن را از یک #ادعا به یک #واقعیت_مفروض تبدیل کند.
1️⃣ #اثر_حقیقتانگارانه چیست؟
«اثر حقیقتانگارانه» یعنی گرایش انسان به ارزیابی یک گزارهٔ تکرارشده بهعنوان «درستتر» یا «معتبرتر»، صرفاً به دلیل آشنایی بیشتر با آن.
آزمایش کلاسیک Hasher، Goldstein و Toppino در ۱۹۷۷ نشان داد که تکرار باعث میشود که حتی گزارههای نامعلوم یا نادرست، بیشتر درست ارزیابی شوند! پژوهشهای بعدی نیز این اثر را تأیید کردهاند.
یکی از توضیحهای اصلی آن، «روانیِ پردازش» (Processing Fluency) است.
اطلاعات آشنا آسانتر پردازش میشوند و این سهولت ممکن است در ذهن بهصورت احساس اعتبار ظاهر شود. بنابراین ذهن گاهی بهجای پرسیدنِ «آیا این درست است؟» ناخودآگاه از خود میپرسد: «آیا این برای من آشناست؟»
پس، باید میان #آشنایی و #حقیقت تفاوت گذاشت.
2️⃣ #مغالطه_تکرار_ادعا چیست؟
«مغالطهٔ تکرار ادعا» زمانی رخ میدهد که فرد بهجای ارائهٔ دلیل مستقل، یک ادعا را بارها تکرار کند و تکرار را عملاً جایگزین اثبات سازد.
نمونه:
«فلان شخص خائن است.»
«به چه دلیل؟»
«چون خائن است؛ بارها هم گفتهایم که خائن است.»
«همه میدانند که او خائن است!»
«خیانت او از روز روشنتر است!»
و...
«سالهاست همه این را میگویند؛ پس حتماً درست است.»
#اثر_حقیقتانگارانه توضیح میدهد که چرا تکرار میتواند ادعا را باورپذیر کند؛ #مغالطه_تکرار_ادعا زمانی رخ میدهد که این باورپذیری بهجای دلیل بنشیند.
«این گزاره را باور دارم چون برایش دلیل دارم، یا چون بارها آن را شنیدهام؟»
تکرار، ادعا را حقیقت نمیکند؛ اما میتواند آن را چنان آشنا کند که انسان فراموش کند هنوز باید برایش دلیل خواست.
📚 📚 📚
شانزدهم مهر - زادروز زندهیاد #ایرج_افشار
ستارهای درخشان در آسمان فرهنگ و تاریخ ایران
ایرج افشار، نامی آشنا در عرصه فرهنگ و تاریخ ایران است. او پژوهشگری جامعالاطلاع، کتابشناس، ایرانشناس و یکی از چهرههای شاخص فرهنگی قرن بیستم ایران به شمار میرود. افشار با تالیفات و پژوهشهای گسترده خود، گنجینهای ارزشمند از دانش و اطلاعات را برای نسلهای آینده به یادگار گذاشته است.
زندگی و فعالیتهای علمی
تولد و تحصیلات:
ایرج افشار در سال ۱۳۰۴ در تهران زاده شد. وی تحصیلات خود را در مدرسههای شاهپور و فیروز بهرام گذراند و سپس در رشته حقوق دانشگاه تهران فارغالتحصیل شد.
علاقه به کتاب و کتابداری:
از همان جوانی به کتاب و کتابداری علاقهمند بود و در کتابخانه دانشکده حقوق به عنوان کتابدار مشغول به کار شد.
تأسیس مجلات و نشریات:
افشار مجلات و نشریات متعددی را تأسیس کرد و سردبیری آنها را بر عهده داشت. از جمله این مجلات میتوان به «فرهنگ ایرانزمین» اشاره کرد که یکی از معتبرترین نشریات در زمینه مطالعات ایرانی است.
تالیفات و پژوهشها:
افشار آثار بسیار زیادی در زمینههای مختلف از جمله کتابشناسی، تاریخ ایران، فرهنگ ایران، نسخهشناسی و فهرستنگاری تالیف کرده است. از جمله آثار مشهور او میتوان به «کتابشناسی ملی ایران»، «آثار و احوال رجال ادب»، «تاریخچه کتابخانههای ایران» و «مطالعاتی در فرهنگ و تمدن ایران» اشاره کرد.
فعالیتهای فرهنگی:
افشار در طول زندگی خود در فعالیتهای فرهنگی مختلفی مشارکت داشت. او عضو شورای عالی مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی بود و در تأسیس و توسعه کتابخانهها و مراکز فرهنگی نقش مهمی ایفا کرد.
اهمیت آثار ایرج افشار
تدوین منابع معتبر:
افشار با تالیف کتابشناسی ملی ایران، گامی بزرگ در جهت ساماندهی و معرفی منابع کتابخانهای کشور برداشت.
معرفی چهرههای فرهنگی:
او با نگارش کتابهایی مانند «آثار و احوال رجال ادب»، به معرفی چهرههای برجسته فرهنگی ایران پرداخت.
توسعه مطالعات ایرانشناسی:
افشار با پژوهشهای گسترده خود، به توسعه مطالعات ایرانشناسی در سطح جهان کمک شایانی کرد.
میراث ماندگار
ایرج افشار با تالیفات و پژوهشهای ارزشمند خود، میراثی ماندگار از خود به یادگار گذاشته است. آثار او همچنان مورد مطالعه و استناد پژوهشگران و دانشجویان قرار میگیرد.
برخی از ویژگیهای بارز ایرج افشار:
پژوهشگری جامعالاطلاع:
افشار در حوزههای مختلفی از جمله تاریخ، ادبیات، فرهنگ و کتابداری تبحر داشت.
علاقه به فرهنگ و تاریخ ایران:
او تمام عمر خود را وقف مطالعه و پژوهش در زمینه فرهنگ و تاریخ ایران کرد.
دقت و وسواس در کار:
افشار در کارهای خود بسیار دقیق و وسواس به خرج میداد.
عشق به کتاب: کتاب برای افشار تنها یک شیء نبود، بلکه ابزاری برای کسب دانش و آگاهی بود.
روانش شاد - یاد و نامش جاوید
🆔 @XeradsarayeFerdosiYazd
#راز_آفرینش از نگاه شاهنامه
۱. دگرش توانایی(انرژی) به گوهر(ماده)
اندیشمندانی از میان نیاکان، آغازین هستۀ هستی را «توانایی» (=انرژی) انگاشتند و باور داشتند که این نخستین آفریده یزدان خود «ناچیز» (ذره ای خرد) بوده که سرِ مایۀ گوهران (مواد) گردیده! این باور کهن در شاهنامه چنین بازتاب دارد:
از آغاز باید که دانی درست،
سرِ مایهی گوهران از نخست؛
که یزدان ز ناچیز، چیز آفرید؛
بدان تا توانایی آمد پدید.
امروزه با شناخت جادوی «E=MC2» دانستهایم که انرژی و ماده به یکدیگر میدگرند! چنین انگاره(فرضیه)ای نزد نیاکان جای شگفتی و نازش است و باورش دشوار!
اُ زو مایهی گوهر آمد چهار*
برآورده بیرنج و بیروزگار
یکی آتشِ برشدهتابناک
میان باد و آب، ازبرِ تیرهخاک
☄️☄️☄️☄️
و سخنی از استیون هاوکینگ:
اگر انبساط جهان در ثانیه نخست بیگبنگ، تنهابه اندازۀ یک در میلیاردمیلیارد کوچکتر میبود، جهان پیش از آنکه به اندازۀ کنونی برسد، فرو میپاشید.
از سوی دیگر اگر به اندازۀ یکدرمیلیاردمیلیارد بزرگتر میبود، جهان آنچنان با شتاب منبسط میشد که هیچ ستاره و سیارهای شکل نمیگرفت.
☄️☄️☄️☄️
* چهار آخشیچ(عنصر)
@ShahnamehToosi
❇️ گرامی باد بیستم مهر ماه روز بزرگداشت حافظِ جان.
🌲🌲🌲🌲🌲
شیرازیها بیستِ مهر را «زادروزِ حافظ» قرار دادهاند و میخواهند هر ساله در آن مراسمی برپا کنند. از یکی از ادبای فارس پرسیدم: مردی که حتّی سال تولّدش مشخّص نیست، چگونه روزِ زادنِ او را با این دقّت تعیین کردهاید؟
با لحنی که البتّه به شوخی شبیه بود جواب داد:
«چون حافظ از مهر و مهربانی زیاد حرف زده، ماهِ مهر را برای او برگزیدیم، و چون شعر خوب گفته، نمرهی ۲۰ برایش قائل شدیم!»
#بازتابها
(شیراز، یادبود حافظ، مهر ۱۳۷۹)
🕊 💎کانال دکتر محمّدعلی اسلامی نُدوشن
🆔 @XeradsarayeFerdosiYazd
#نوای_ماندگار🎼
🎶 به کجا چنین شتابان
بانو #ملیحه_مرادی
آهنگ: #مجید_درخشانی
شعـر : استاد #محمدرضا_شفیعی_کدکنی
گرامیداشت هشتاد و هفتمین زادروز استاد #شفیعی_کدکنی (زاده ۱۹ مهر ۱۳۱۸ نیشابور)
«به کجا چنین شتابان؟»
-گَوَن از نسیم پرسید-
«دلِ من گرفته زینجا
هوس سفر نداری
ز غبار این بیابان؟»
«همه آرزویم، اما
چه کنم که بسته پایم…!؟»
«به کجا چنین شتابان؟»
«به هر آن کجا که باشد به جز این سرا سرایم»
«سفرت به خیر! اما، تو و دوستی، خدا را
چو ازین کویرِ وحشت به سلامتی گذشتی،
به شکوفهها به باران
برسان سلامِ ما را»
شب آرام
🆔 @XeradsarayeFerdosiYaz
🗣 هنرنمایی مهردخت ایران #آرام_رضایی
نشست هفتگی ۹۱ انجمن شاهنامه فردوسی یزد،
هنگام : شنبـه - ۱۸ مهر ۱۴۰۵
جایگاه : دانشگاه امام جواد یزد
🆔 @shahname_yazd
یازده اکتبر ؛ #روز_جهانی_دختر بر مهردختان ایرانساز ایرانزمین و بر همه ایرانیان فرخنده باد.
🕊My_Motherland"> سرزمین مادری
🆔 @XeradsarayeFerdosiYaz
جایگاه شادمانی در فرهنگ ایران و مهرگان در شاهنامه
گفتاری از استاد #علیرضا_قیامتی
(قائم مقام مؤسسۀفرهنگی خردسرای فردوسی)
پنجشنبه، شانزدهم مهرماه ۱۴۰۵
مشهد، سالن همایش هتل ملل میثاق
@ShahnamehToosi
[به بهانهٔ هشتادوهفت سالگی]
دیر یا زود
زود یا دیر
آنچه باید برآید، ازین باغ،
خواهد آمد
تو نخواهی توانیش هرگز
در شُدایند بستن به زنجیر
زود یا دیر
دیر یا زود
آنچه باید ازین شاخ روید
روید و رازِ دل با تو گوید
هیچ کاری زِ تو بر نیاید
خسته و خُرد و درمانده مانی
از شنا سوی رهپویی رود
زود یا دیر
دیر یا زود.
#محمدرضا_شفیعی_کدکنی
از دفتر شعر «نامهای به آسمان»
#ایران
#شفیعی_کدکنی
عکس: سهیلا ادیب
گرامی باد هشتاد و هفتمین زادروز استاد #شفیعی_کدکنی (زاده ۱۹ مهر ۱۳۱۸ نیشابور)
🆔 @XeradsarayeFerdosiYaz
⛰🗻🏔🗻⛰🗻🏔
#راز_آفرینش از نگاه شاهنامه
۴- کوهزایی زمین
«.... روشن شده که زمین نخست به شکل گوی مذاب بوده و کوهی نداشته است! کوهها پس از سرد شدن پوستۀ آن، در جنبش کوهزایی زاده شدهاند! این نگرۀ سدۀ ۱۹ و ۲۰ میلادی، چهار هزار سال پیش، از آگاهیهای آریایی، ایرانی بوده است...!! انگاره کوهزایی(Orogeny) در ۱۸۷۳توسط جیمزهال امریکایی و در ۱۸۷۵ توسط ادوارد سوئز اتریشی ارایه شد... برخاستن آهستۀ کوهها، در فازهای کوهزایی، چون روییدن گیاهان رو به بالا است!»
(دکتر مانوئل بربریان - زمین شناس - دانش کیهان و زمین در ایرانوِیج - ر۱۲۴ و ۱۲۶)
پس، «بالیدن کوهها از زمین» از انگارههای شگرف نیاکان ماست که کمتر از ۱۵۰ سال از شناخت و اثبات آن در اروپا گذشته است!
در بندهش(بهار–ر۴۰) آمده:
«...گوهره کوهها را در زمین بیافرید که پس از آن از زمین ببالیدند و رستند...»
بازتاب این انگاره در شاهنامه:
ببالید کوه، آبها بردمید؛
سر رستنی سوی بالا کشید!
روشن است که همراه با بالیدن و بالا رفتن کوهها، کف آبخانها(سفرههای آب زیرزمینی) نیز رو به بالا میرود و از کوهپایهها راه به بیرون میجویند و چشمهها پدید میآیند و با روان شده آبها گیاهان میرویند و ....
همین تک بیت شاهنامه گویای هستی داشتن چنین انگارههایی نزد نیاکان است!
«ایجاز» شیوه سخن فردوسی است!
👌👌👌👌👌👌👌👌
شگرف و گیراست که دانش روز دیر نیست به اثبات انگارهای رسیده که نیاکان خردورز ما هزاران سال پیش انگاشته بودند و در شاهنامه بازتاب یافته!
شگرفتر و گیراتر این که دانشمندان در سده بیستم به «لایهلابه بودن زمین» پی بردند و این لایه ها را «لایههای تکتونیکی» زمین نامیدند و این پدیده را زمینهساز آتشفشان و زمینلرزه و پیدایش قارهها و نیز کوهزایی (اینجا) دانستند! باز آن که «لایه لایه بودن زمین» خود از انگارههای ایران باستان بوده است! در بندهش (بهار - ر۴۰) میخوانیم:
«زمین را چونان مردی ساخت و آفرید که همه سوی تنِ وی را جامه بر جامه سخت در گرفته است. زیرِ این زمین را همهجا آب بایستد!»
🤔🤔🤔🤔🤔🤔🤔🤔
یارینامه :
۱- داستان ایران - فریدون جنیدی
۲- در باره لایههای تکتونیکی زمین👇
https://www.youtube.com/watch?v=l2tbTt_F8Vg
۳- در باره کوهزایی👇
https://www.meteorologiaenred.com/fa/orogenesis.html
بازنویسی : سیروس حامی
آذر۱۴۰۰
تالار «رازها و نمادها و آموزههای شاهنامه»
@ShahnamehToosi
لحظاتی از کنسرت خواننده محبوب ایران و یزد، استاد بامداد فلاحتی
Читать полностью…
🖊فقر غذایی و آسیب روان نسلها
✍️روزنامه شرق: دکتر یونس قیصی زاده
@sokhanranihaa
در ۱۷ سپتامبر ۱۹۴۴، متفقین بزرگترین حمله هوابرد تاریخ را با نام «مارکت گاردن» آغاز کردند. هدف، عبور سریع از هلند و ورود به آلمان برای پایان دادن به جنگ جهانی دوم تا کریسمس بود. اما حضور غیرمنتظره لشکرهای زرهی آلمان در آرنهم، تأخیر نیروهای زمینی و بدی آبوهوا، عملیات را به شکستی تلخ تبدیل کرد. ۱۷ هزار سرباز متفقین کشته، زخمی یا اسیر شدند و آزادسازی غرب هلند ماهها به تعویق افتاد.
اما فاجعه واقعی تازه شروع شده بود. آلمانها در واکنش به اعتصاب راهآهن هلند، ارسال غذا به شهرهای غربی را ممنوع کردند. زمستان سرد ۱۹۴۵ - ۱۹۴۴ ، کانالهای یخزده و جیرههای کمتر از ۱۰۰۰ کالری، «زمستان گرسنگی» را رقم زد. بیش از ۲۲ هزار هلندی از گرسنگی و سرما جان باختند.
اما تأثیر این قحطی و کمبود مواد غذایی بر بازماندگان، به ویژه نوزادان متولدشده، عمیقتر از آمار مرگ بود. مطالعه معروف «کوهورت قحطی هلند» نشان داد زنانی که در سهماهه اول بارداری در اوج قحطی و کمبود مواد مغذی بودند، فرزندانی به دنیا آوردند که سالها بعد با خطر دو برابری اسکیزوفرنی و افزایش افسردگی روبرو شدند. فرضیه «منشأ جنینی» توضیح میدهد که سوءتغذیه در دورههای حساس رشد مغز، برنامهریزی بدن را برای بقا تغییر میدهد؛ اما همین انطباق، در بزرگسالی به آسیبپذیری روانی و بیماریهای مزمن تبدیل میشود.
شگفتانگیزتر آنکه این اثرات به نسل بعد نیز منتقل شد. تغییرات اپیژنتیکی—خاموش و روشن شدن ژنها بدون تغییر در DNA—حتی دههها بعد قابل ردیابی بود. نوزادان قحطی، خود فرزندانی با وزن کم به دنیا آوردند، آن هم در زمانی که غذای فراوان در دسترس آنها بود. درس تلخ این رویداد تاریخی که به یک آزمایش بزرگ طبیعی روانشناسی تبدیل شد، آن است که تصمیمهای کلان و بروز حوادثی که بحرانهای غذایی را بوجود میآورند، نه فقط در لحظه وقوع، بلکه در روان و زیستشناسی نسلهای آینده نیز تاثیر منفی میگذارند.
هشداری برای امروز
آنچه در هلند دهه ۱۹۴۰ رخ داد، فقط یک درس تاریخی نیست؛ بلکه آینهای برای امروز است. با گران شدن افسارگسیخته مواد غذایی و تورم فزاینده، مادران باردار با کمبود مواد غذایی روبرو و دچار سوءتغذیه میشوند. اگر فرضیه منشأ جنینی درست باشد، و شواهد قوی نشان میدهد که هست، نسل بعدی ممکن است با افزایش اسکیزوفرنی، افسردگی و بیماریهای مزمن روبرو شود. گرچه این بحرانها در سکوت رخ میدهند اما پیامدهایشان دههها بعد در جامعه آشکار میشود. سیاستگذاران باید بدانند: تامین امنیت غذایی، سرمایهگذاری روی سلامت روان نسلهای آینده است.
*با تشکر از دکتر آذرخش مکری، بابت طرح این سوژه در پادکست مغز ایدئولوژیک
(روزنامه شرق، شماره ۵۴۹۳)
خوب به بررسی و واقعیت اتفاق افتاده دقت کنید، به مناطق و خانواده های محروم و فقیر که توان تامین تغذیه مناسب ندارند بچه دار نشوند.
چون این مشکل بر اثر فقر غذایی باعث روشن شدن پروموتور ژن های خاص می شود یا اثر اپی ژنتیکی دارد نسل ها این نقص را انتقال میدهد.
بر این برنیامد بسی روزگار
که بیدادگر شد سر شهریار
ره مردمی نزد او خوار گشت
دلش بردهی گنج و دینار گشت!
کنون پادشایی پرآشوب گشت
سخنها از اندازه اندرگذشت
درسهایی از شاهنامه:
پیشتر گفتیم:
شاهنامه فقط حماسه، تاریخ سیاسی و اجتماعی، هویت ملی، سرگذشت پادشاهان، پهلوانان، رادمردان، زنان نامدار، دلیران، گردان و قهرمانان این سرزمین کهن نیست. بلکه سراسر حکمت و درس است. حکمتها و درسهایی که توجه به آنها میتواند سرنوشت امروز انسانها را دگرگون کند. بدین منظور کوشش کردیم با اشاره به این درسها، دریچهای به سوی این گنجینۀ ارزشمند و پندآموز بگشاییم تا دوستان ضمن توجه به این درسها در پربارتر شدن این گفتارها ما را یاری دهند.
در جستارهای پیشین با بررسی مفهوم خرد آغاز کردیم و دانستیم، خرد با هوش و دانش و هنر تفاوت دارد. خرد توانایی تشخیص خوب و بد در انسان هست و مهمترین معیار این تشخیص، خود آدمی است که آنچه را برای خود نیک نمیداند، برای دیگر کس نخواهد. با این وجود گفته شد، شاهنامه ویژگیهایی برای خرد بیان کرده است که میتواند ما را در درک مفهوم خرد یاری بخشد.
نخستین ویژگی را مردم محوری دانستیم و اینک به ویژگی دوم یعنی هماندیشی و رایزنی یا مشورت میپردازیم:
2 – رایزنی و مشورت و هماندیشی:
شاهنامه فردوسی نگاه ویژهای به مشورت و رایزنی دارد و آن را یکی از نشانههای خردمندی، شایستگی و تدبیر در فرمانفرمایان و پادشاهان خوب
میداند. میداند که ادارۀ امور کشور و حل مسائل و مشکلات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی جامعه کاری آسان نیست بلکه بسیار سخت و پیچیده و مشکل است. بنابراین آرامش و آسودگی زمامداران و مدیران، تنها گفتگو و رایزنی با دانایان و خردمندان است. او استبداد رأی را از بیخردی میداند:
چنین کارها را تو آسان مگیر
یکی رای زن، با خردمند پیر
همی پادشاهی که دارد خرد
ز گفت خردمند رامش برد
در اندیشۀ و حکمت و ارزشهای اخلاقی فردوسی، خودرایی و بیتوجهی به نظر خردمندان و دانایان، سرانجامِ شومی مانند شکست، فروپاشی و سقوط را به دنبال دارد؛ در حالی که مشورت با صاحبانِ اندیشه، کلید پیروزی، ثبات و پایندگی جامعه و پادشاه است.
چو یابد خردمند نزد تو راه
بماند بتو تاج و تخت و کلاه
به هرکار با مرد دانا سگال
به رنج تن از پادشاهی منال
خردمند میداند که اندیشهها، دیدگاهها، رای و دانش افراد مختلف، برتر و بهتر از دانش و اندیشۀ یک فرد است بنابراین به رایزنی و مشورت با دیگران نیازمند است.
بیندیش بسیار و بگشای گوش
حدیث خردمند مردم نیوش
فردوسی سفارش میکند که هر کسی شایستگی هماندیشی و رایزنی ندارد. آنکه کوردل است و نادان چون کوری است که راه را از چاه تشخیص نمیدهد، پس با دانایان و خردمندان و مردم با تجربه و جهاندیده باید رای زنی و مشورت کرد که این آیین و روش پادشاهان پیشین نیز بوده است:
مزن رای جز با خردمند مرد
از آیین شاهان پیشین مگرد
کسی را کجا کور بد رهنمون
بماند به راه دراز اندرون
فرستاده را گفت چندین سخن
نگوید جهاندیده مرد کهن
( بخندید ارجاسپ گفت این سخن
نگوید جهاندیده مرد کهن)
فردوسی سرانجام سفارش میکند که اگر میخواهی جهان را بر اندیشان تاریک و تنگ کنی، باید خردمندان را شاد داری و همنشین خود بگردانی:
خردمند را شاد و نزدیک دار
جهان بر بداندیش تاریک دار
سخن در این زمینه زیاد است که به همین مختصر بسنده گردید.
دوستدارتان: مهدی مدرسی
#نوای_ماندگار🎼
🎶 شباهنگ
بازخوانی: #همایون_شجریان و #مژگان_شجریان
به بهانه ششمین سال درگذشت زندهیاد استاد #محمدرضا_شجریان (هفدهم مهر۱۳۹۹ تهران)
آهنگ: #سلیم_فرزان
شعر: #شاهرخ_تسلیمیپور
تو ای مرغ حق٬ ای فسانه به شب
نگه کن که جانم رسیده به لب
که من همچو تو وامانده ام به شب و تنهایی
به ویرانهام بنشستهام که مگر بازآیی
ای مرغ حق افسانهی ویرانههایی
ویرانهای شد قلب من امشب کجایی
تا سر کند سوزِ درون نایِ دل من
بنشین دمی بر بامِ من سر کن نوایی
غمِ تلخ شب را تو میدانی
که در شهر شبها نوا خوانی
بمان با من امشب که دلتنگم
چرا از شبِ من گریزانی
به ویرانهی من بنشین
مرا از غمِ دل برهان
بخوان نغمهای در دل شب
مرا سوی مستی بکشان
همدم شبهایی در غمِ تنهایی بیا٬ بیا
غمِ تلخ شب را تو میدانی
که در شهر شبها نوا خوانی
بمان با من امشب که دلتنگم
چرا از شبِ من گریزانی
شب آرام
🆔 @XeradsarayeFerdosiYazd
#راز_آفرینش از نگاه شاهنامه
۲ : سرد شدن گوهران (مواد)
نخستین که آتش ز جنبش دمید،
ز گرمیش پس خشکی آمد پدید!
اُ زان پس، ز آرام، سردی نمود؛
ز سردی، همان باز تری فزود!
بیتهای بالا همخوان با دانش زمینشناسی است! در پی مِهبانگ، همهچیز آتشین بود! آتش، به فراخور سرشت، دمش و جنبش آغازید و گرما بر آخشیجها چیره شد! پس تری به خشکی گرایید! خشکیها پدید آمدند! آنگاه که (در میلیاردها سال) از تفتیدگی و داغی ستارگان و رویۀ زمین کاسته شد، سردی رخ نمود (زم=سرد؛ زمین=جای سرد)! پس دورههای دراز یخبندان آغاز شد!
سرما تری(رطوبت) فزود! و چرخه بارش و تبخیر و بازبارش را آغازید!
کلید یکی از رازهای شاهنامه این نکته است که در بینش نیاکان که همه چیز را نر و ماده میدانستند از چهار آخشیج یادشده، دو تای آنها(خاک و آب) مادینه(مؤنث) و دوتای دیگر(آتش و باد) نرینه(مذکر) دانسته میشدند!!
نرینه و مادینه بر بنیاد سرشت، باهم میآمیزند و از این آمیزش فرزندان میزایند! اینچنین، عناصر و مواد گوناگون پدید آمدند!
چو این چار گوهر به جای آمدند،
ز بهرِ سپنجیسرای آمدند!
گهرها، یَکاندردگر، ساختند،
دگرگونه گردن برافراختند!
@ShahnamehToosi
🌺بار دیگر ، شاهنامه...🌹
شد به شهر یزد از لطف خدا
بار دیگر بزم شهنامه به پا
در میان انجمن ها جای آن
بود خالیّ و دوباره شد عیان
شنبه ها شوری از آن بر پا شود
موجب خشنودی دل ها شود
اهل حال و اهل دل گردند جمع
هست شهنامه فروزنده چو شمع
شاهنامه هست ما را افتخار
نقشی از فردوسی والا تبار
فارغ از حزب و گروه و دسته ایم
ما به فرهنگ غنی دل بسته ایم
ای عزیزان ، شاهنامه خوان شوید
وز دل و جان حافظ ایران شوید
بی شما "احمد" کنون تنها بود
نیست گر اینجا ، دلش اینجا بود
▪︎☆انگلستان :بیرمنگام ؛ احمد مُضطرزاده - شنبه ۱۴۰۵/۶/۱۴☆▪︎
🎥داستان نبرد سهراب با گردآفرید - ساخته هوش مصنوعی
🆔 @shahname_yazd