3677
همه عالم تن است و ایران دل ❤️ این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی [ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
🎥 سجاد آیدنلو، استاد زبان و ادبیات فارسی و شاهنامهپژوه، دربارهٔ جشن مهرگان سخن میگوید
مهرروز از ماهِ مهر (شانزدهمین روزِ ماهِ مهر)
تا
رامروز از ماهِ مهر (بیست و یکمین روزِ ماهِ مهر)
🔴 بُنمایه:
ویدئو از اینستاگرام «انتشارات سخن»
@IranDel_Channel
💢
🎥 برگی از خاطراتِ مهندس اکبر برقلامع فرزند زندهیاد جواد برقلامع، مدیر کارخانهٔ حولهٔ برقلامع تبریز
@IranDel_Channel
💢
🔴 آتن سوخت، چون یونانیان سارد را سوزاندند!
✍️ مرکز مطالعات ایرانشناسی نیمروز
سقوط و آتشسوزی آکروپولیس آتن در سال ۴۸۰ پیش از میلاد به دست سپاه خشایارشا، برخلاف تاریخنگاری یونانیمحور که آن را نماد هجوم استبداد شرقی به مدنیت غربی میداند، کنشی استدلالی و کیفری در پاسخ به پیمانشکنی و تجاوز خود آتنیها بود.
ریشهٔ این نزاع به سال ۵۰۷ پیش از میلاد بازمیگردد. زمانی که فرستادگان آتن برای مهار تهدید اسپارت، خودخواسته با تقدیم رسمی «آب و خاک» به ساتراپ لیدیه، سرسپردگی به شاهنشاهی هخامنشی و چتر امنیتی «صلح ایرانی» را پذیرفتند. با این حال، در سال ۴۹۸ پیش از میلاد و در جریان شورش ایونی، آتن پیمان خود را زیر پا گذاشت، ناوگانی جنگی فرستاد و با نفوذ به سارد، پایتخت ساتراپی هخامنشی و معبد مقدس «کوببه» را به آتش کشید.
در دنیای باستان چنین کاری نمیتوانست بیپاسخ بماند چراکه شامل نقض عهد، تجاوز به حاکمیت سرزمینی و تخطی از قواعد جنگ با نابودی زیارتگاهی بیدفاع محسوب میشد. سوگند داریوش بزرگ برای تنبیه آتن کینهتوزی شخصی نبود بلکه تکلیفی شاهانه برای احیای نظم و راستی در برابر دروغ و پیمانشکنی بهشمار میرفت تا ثبات کل شاهنشاهی حفظ شود.
بدینترتیب، لشکرکشیهای بعدی هخامنشیان، از ماراتن تا ورود خشایارشا به آتن، پاسخهایی حقوقی بر پایه قاعدهٔ تناسب جرم و مجازات بودند. معابد آکروپولیس به تاوان معبد کوببه ویران شدند تا هزینهٔ برهم زدن توازن صلح آشکار شود. سرانجامی که اثبات میکند آتن نه قربانی توسعهطلبی، بلکه تاوان آتشی را داد که خود دو دهه پیش در سارد برافروخته بود.
🔴 Athens Burned Because the Greeks Torched Sardis!
Contrary to Hellenocentric historiography, which interprets the fall and burning of the Athenian Acropolis in 480 BCE by the army of Xerxes as a symbolic assault of Eastern despotism upon Western civilization, this event was a reasoned and punitive measure responding to the Athenians' own breach of treaty and prior aggression.
The roots of this conflict trace back to 507 BCE, when Athenian envoys—seeking to counterbalance the Spartan threat—voluntarily offered "earth and water" to the satrap of Lydia, thereby formally submitting to Achaemenid suzerainty and placing Athens under the security umbrella of the Pax Persica. Nevertheless, in 498 BCE, amidst the Ionian Revolt, Athens reneged on its sworn compact by dispatching an expeditionary fleet that penetrated Sardis, the provincial capital of the satrapy, and torched the sacred sanctuary of Cybebe.
In the ancient world, such an act could not remain unanswered: it constituted a breach of faith, an assault on territorial sovereignty, and a grave violation of the customary laws of war through the desecration of an undefended holy site.
Darius the Great's solemn vow to punish Athens was therefore not an act of personal vindictiveness, but a royal imperative to restore Arta (cosmic truth and order) against the forces of deceit and oath-breaking (Drauga), an obligation vital to safeguarding the stability of the entire empire.
Accordingly, subsequent Achaemenid campaigns-from the expedition to Marathon to Xerxes' entry into Athens-functioned as juridical counteractions grounded in the principle of proportionality between crime and punishment. The sanctuaries of the Acropolis were razed in retribution for the temple of Cybebe, underscoring the severe cost of disrupting the equilibrium of peace. This historical outcome demonstrates that Athens was not a passive victim of expansionism, but was ultimately held accountable for the very conflagration it had ignited in Sardis two decades earlier.
@IranDel_Channel
💢
🔴 حمید احمدی، استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران:
«اصلاح و بازسازیِ سیاستِ خارجی باید به منظورِ تأمین منافعِ ملّیِ کشور و مردم و تلاش برای توسعهٔ ملّی صورت بگیرد.»
در کتابِ «گرایشهای سیاسی در خاورمیانه و امنیت ملّی ایران» نوشتهٔ دکتر حمید احمدی آمده است:
واقعیت آن است که پس از گذشت چهار دهه از تأسیس جمهوری اسلامی، اهداف فراملّیِ سیاستِ خارجی آن در زمینۀ تلاش برای وحدت مسلمانان، حمایت از مستضعفان جهان و پشتیبانی از همۀ جنبشهای اسلامی تحقق پیدا نکرده و به همینگونه تلاش کشورهای عرب و دیگران برای نابودی امپریالیسم و صهیونیسم و اشغالگری آن نیز بینتیجه مانده است. در برابر، این سیاست، دشمنی منطقهای و جهانی را علیه ایران برانگیخته و توانِ اقتصادی و نظامی ایران را در مقایسه با کشورهای دیگر خاورمیانه همچون ترکیه و عربستان تضعیف کرده است. در این وضعیت جهانی جریانهای قومگرا نیز به تشدید فعالیتهای خود برای جلب حمایت مخالفان و رقبای ایران در منطقه دست زدهاند. بنابراین، میتوان دید که ماهیت سیاست خارجی بر امنیت ملی ایران تأثیر مستقیم میگذارد و تهدیدات امنیتی علیه سرزمین، اقتصاد، قدرت ملی و هویت آن ایجاد میکند.
اصلاح و بازسازی سیاست خارجی باید بهمنظور تأمین منافع ملی کشور و مردم و تلاش برای توسعۀ ملی صورت بگیرد. بدینگونه به جای تأکید بر اهداف و شعارهای آرمانگرایانۀ فراملی که در گذشته قابل دسترسی نبود، باید سیاست واقعگرایی را در پیش گرفت در آن بر اهداف ملی برای توسعۀ کشور و رفاه مردم تمرکز شده باشد. درپیشگرفتن سیاست خارجی واقعگرایانه با تأکید بر منافع ملی ایران و اصل عدم مداخله در امور داخلی کشورهای دیگر قدرت کشور را در چانه زنیهای دیپلماتیک بالا میبرد و بهانۀ فشارهای اقتصادی بینالمللی و تحریمها را از میان برمیدارد. چنین سیاستی همچنین راه توجیه نفوذ بازیگران قدرتمند منطقه همچون عربستان سعودی و اسرائیل را در نهادهای بینالمللی و در ایالات متحدۀ امریکا و اروپا برای اعمال فشار اقتصادی و سیاسی و نظامی بر ایران میبندد.
🔴 برای آشنایی بیشتر با کتابِ «گرایشهای سیاسی در خاورمیانه و امنیت ملی ایران» و خرید این کتاب به «اینجا» مراجعه کنید.
🔴 پینوشت:
دکتر حمید احمدی ضمن بازنشرِ فرستهٔ نشر نی در معرفی این کتاب نوشت:
«راهکارهایی که طی سالها گفتیم و نوشتیم. توجهی به آنها نشد و شد آنچه نباید میشد!»
@IranDel_Channel
💢
🔴 مرد نکونام:
نکوداشت استادِ صاحبسخن، دکتر حسن انوری
عضو پیوستۀ فرهنگستان زبان و ادب فارسی
انوری، ادیبی برخاسته از خانِ آذرگشسپ
(شهر تکاب استان آذربایجان غربی)
سخنرانان:
علیاشرف صادقی
بیژن عبداللهی
محمد پارسانسب
بهادر باقری
زمان:
دوشنبه ۲۰ مهر ۱۴۰۵ خورشیدی؛ ساعت ۰۹:۳۰ تا ۱۲ پیش از ظهر
جایگاه:
کرج، دانشگاه خوارزمی، دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی، تالار غدیر
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
🔴 روبیو، هرودوت و بازسازی دوگانهٔ تاریخی غرب و شرق
✍️ امین داودی؛ پژوهشگر تاریخ ایران
سخنان مارک روبیو، وزیر امور خارجهٔ ایالات متحده، دربارهٔ حملهٔ خشایارشا به یونان با بازتاب گستردهای در رسانههای ایرانی همراه شده است. اما برای فهم این سخنان، شاید بهتر باشد بهجای تمرکز بر درستی یا نادرستی روایت تاریخی او، از خود بپرسیم: چرا یک سیاستمدار آمریکایی در چنین موقعیتی به تقابل تاریخی ایران و یونان ارجاع میدهد و این روایت چه کارکردی در سیاست امروز غرب دارد؟
جواد طباطبایی در بحث از تاریخنگاری هرودوت، به نکتهای اساسی اشاره میکند: هرودوت با قرار دادن یونانیان در برابر کسانی که آنان را «بربر» مینامید، صرفاً روایتی از گذشته ارائه نمیکرد، بلکه به شکلگیری آگاهی یونانیان از تمایز خود با دیگری نیز کمک میکرد. در این برداشت، تاریخنگاری هرودوت را نمیتوان تنها بازتاب واقعیتهای تاریخی دانست؛ این تاریخنگاری با برجسته کردن تفاوت میان دو جهان، به ساختن معنایی تازه از آن تفاوت و در گذر زمان، به تثبیت آن در واقعیت تاریخی کمک کرد. به بیان دیگر، روایت گذشته میتوانست به ابزاری برای تعریف هویت جمعی در برابر دیگری تبدیل شود.
این منطق را در روایتهای بعدی غرب از شرق و ایران نیز میتوان پی گرفت. برای مثال، در سفرنامه ژان شاردن، ایران صرفاً جامعهای برای مشاهده و توصیف نیست؛ تصویر ایران در کنار تصویری که اروپاییان از خود میساختند، معنا پیدا میکند. اساساً بخشی از خودآگاهی تاریخی غرب در جریان مقایسه با شرق شکل گرفته است؛ مقایسهای که در آن، دیگری گاه نه بر اساس پیچیدگیهای تاریخی و اجتماعی خود، بلکه بر پایه نیازهای فکری و سیاسی جامعهای که او را توصیف میکند، بازنمایی میشود. از این منظر، دوگانههایی چون یونان و ایران، غرب و شرق یا تمدن و بربریت، تنها یادگارهای مناقشات گذشته نیستند؛ این دوگانهها میتوانند در دورههای مختلف، در خدمت بازتعریف هویت و منافع سیاسی قرار گیرند.
با این نگاه، سخنان روبیو را نیز میتوان در چارچوب تلاش برای بازسازی هویت تمدنی غرب فهمید. هنگامی که او به تقابل تاریخی یونان و ایران ارجاع میدهد، مسئله فقط یادآوری یک رویداد باستانی نیست؛ این ارجاع میتواند به احضار روایتی تاریخی کمک کند که در آن، غرب خود را وارث تمدنی خاص و در تقابل با دیگری تعریف میکند. چنین روایتی، افزون بر بازنمایی گذشته، کارکردی در زمان حال دارد: یادآوری ریشههای مشترک ادعایی تمدن غرب و ترغیب دولتهای اروپایی به بازشناسی و احیای هویت تمدنی خود. از این حیث، سخنان روبیو را میتوان نوعی خطاب سیاسی به اروپا نیز دانست؛ خطابی که در آن، گذشته باستانی به ابزاری برای صورتبندی دوبارهٔ هویت و جایگاه غرب در جهان امروز تبدیل میشود.
در چنین تحلیلی، مسئلهٔ اصلی این نیست که روایت روبیو از جنگهای ایران و یونان تا چه اندازه با اسناد و پژوهشهای تاریخی سازگار است؛ هرچند بررسی صحت تاریخی آن در جای خود اهمیت دارد؛ مسئله این است که چرا او این روایت مشخص را برمیگزیند، کدام بخش از گذشته را برجسته میکند و این انتخاب قرار است چه تصویری از غرب و دیگری به دست دهد. همانگونه که روایت هرودوت را میتوان در نسبت با شکلگیری خودآگاهی یونانیان فهمید، ارجاع روبیو به تقابل ایران و یونان نیز میتواند بیش از آنکه چیزی دربارهٔ ایران امروز بگوید، از چگونگی بازنمایی غرب از خویشتن و نیازهای سیاسی آن پرده بردارد. ...
🔴 دنبالهٔ یادداشت را در بخشِ «مشاهدهٔ فوری» بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
🎥 سید جواد طباطبایی، فیلسوف سیاسی ایران:
راهی بسیار طولانی داریم تا بتوانیم بفهمیم سیاست چیست؟
@IranDel_Channel
💢
🔴 مهر روز از ماه مهر، جشن بزرگِ مهرگان فرخنده و همایون باد
مهرگان از مهمترین جشنهای کهن ایرانیان در کنار نوروز و سده است، که در آغاز پاییز یعنی در آغاز نیمهٔ دوم سال برگزار میشده. به یک روایت، این جشن در روز مهر از ماه مهر (در گاهشماری کهن ایرانی، روز شانزدهم هر ماه را «مهر» مینامیدند) بوده و شاید تا رامروز (نام روز بیستویکم ماه) از مهرماه، که «مهرگان بزرگ» نام داشته، ادامه مییافته. اما به روایتی دیگر، جشن مهرگان در یکم مهرماه برگزار میشده که این هر دو روایت در شاهنامه نمودار است.
در شاهنامهٔ فردوسی، مهرگان در آغاز مهر، به فرخندگیِ تاجگذاریِ فریدون و پایان بیداد ضحّاکی، بنیاد نهاده میشود:
فریدون چو شد بر جهان کامگار
ندانست جز خویشتن شهریار
به رسم کیان گاهوتختِ مهی
بیاراست با تاجِ شاهنشهی
به روز خجسته سر مهرماه
به سر برنهاد آن کیانیکلاه
زمانه بیاندوه گشت از بدی
گرفتند هر کس رهِ بخردی
دل از داوریها بپرداختند
بِدآیین یکی جشنِ نو ساختند
نشستند فرزانگان شادکام
گرفتند هر یک ز یاقوت جام
میِ روشن و چهرهی شاه نو
جهان نو ز داد و سرِ ماهِ نو
بفرمود تا آتش افروختند
همه عنبر و زعفران سوختند
پرستیدن مهرگان دین اوست
تنآسانی و خوردن آیین اوست
اگر یادگارست ازو ماه و مهر
بکوش و به رنج ایچ منمای چهر
[بهآیین: پسندیده و نیکو]
[منظور از «پرستیدن مهرگان» میتواند گرامی داشتن جشن مهرگان باشد. همچنین باید دقت داشت که در مصراع بعدی، «تنآسانی» به معنی آسودگی است و این آسایش و شادخواری را باید مثبت برداشت کرد.]
همچنین، برای تاجگذاری لهراسب، همین جشن مهرگان به یادکرد از تاجگذاری فریدون انتخاب میشود اما این بار شاهنامه به روز مهر از ماه مهر نظر دارد:
گزیدش یکی روزِ فرخندهتر
کجا برنهد تاجِ شاهی به سر
چنانچون فریدونِ فرخنژاد،
برینمهرگان تاج بر سر نهاد،
بدین مهرماهِ گزین، روزِ مهر
کزآن راستی رفت مهرِ سپهر،
بیاراست ایوانِ کیخسروی
برافروخت ایوان بدو از نوی
(گردآوری متن: علیمحمد پرورش)
@IranDel_Channel
💢
🔴 چهاردهم مهر ماه، روز ملّی تهران، پایتخت ایران
تهران در زمان تاجگذاری آقامحمدخان و بنیانگذاری دودمانِ قاجار در سال ۱۱۶۵ خورشیدی به پایتختی کشور ایران انتخاب شد.
پس از صدور فرمان مشروطه و سپس تشکیل مجلس شورای ملی، در اصل چهارمِ متممِ قانون اساسی مشروطه به طور رسمی و قانونی قید شد که:
"پایتخت ایران، طهران است."
متمم قانون اساسی مشروطه در تاریخِ چهاردهم مهر ماه ۱۲۸۶ خورشیدی به امضای محمدعلیشاه قاجار رسید و بدین بهانه در سال ۱۳۹۵ خورشیدی، شورای شهر تهران روز چهاردهم مهرماه را "روز تهران" نامگذاری کرد.
🔴 یادداشت «تهران، یگانهٔ ایرانشهر» را از «اینجا» بخوانید.
#مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
🎥 اگر گاه میبینیم یک واژه در یکی از زبانهای ایرانی دورهٔ نو، مثل خانوادهٔ زبانِ بلوچی، زبان گورانی، زبان کرمانجی و ... بسیار شبیه به واژهای در زبانِ اوستایی یا زبانِ فارسی باستان است، معنایش چیست؟
اگر امروزه یک زبان، برخی ویژگیهای کُهن را حفظ کرده باشد، معنایش چیست؟
محمد بیانی، دکترای ادبیات حماسی و پژوهشگر زبانهای باستانی پاسخ میدهد
@IranDel_Channel
💢
🎥 بانوی ایراننوازِ تبریزی
(بازار تاریخی تبریز)
@IranDel_Channel
💢
🎙 «سرو خرامان» | علیرضا قربانی
دزدیده چون جان میروی
اندر میان جانِ من
سروِ خرامانِ منی
ای رونقِ بُستان من...
«سرو خرامان»
خواننده: علیرضا قربانی
شعر: مولانا جلالالدین بلخی
ملودی کلام: اقتباس از اثر ابراهیم شریفزاده
بازآفرینی و تنظیم: حسام ناصری، جوشکن کارادمیر
🔴 از «اینجا» بشنوید.
#موسیقی
@IranDel_Channel
💢
🎥 فُرمِ ایرانی مثنوی معنوی | جواد رنجبر درخشیلر
● جواد رنجبر درخشیلر:
- مولانا شاعری ایرانی است.
- مولانا در قونیه مؤثر بود و نه متأثّر.
- عرفان امری فردی و انتزاعیست. تجربهٔ عرفانی و فهم عرفانی با فُرم منتقل میشود.
- عرفان امری جهانی است ولی فُرم بیان آن، محلی و ملّی است.
عرفانِ مولانا جهانیست، ولی فُرمِ آن کاملاً ایرانی است.
- برای شناخت مولانا، باید ریشههای فرهنگی او را در ایران بشناسیم.
🔴 سخنرانی در نشست مجازی و برخط به بهانهٔ روز بزرگداشت مولانا جلالالدین بلخی
سهشنبه ۷ مهر ۱۴۰۵ خورشیدی
@IranDel_Channel
💢
🔴 کوتاه در مورد سرگذشت واژگانِ «آتشنشان» و «آتشنشانی»
● آتشنشانی: (از آتش و نشاندن) فرونشاندن آتش - دایرهایست از شهرداری که در هنگامِ آتش گرفتن محل به فرونشاندن آن میپردازد. پیشتر آن را «اطفائیه» مینامیدند.
● آتشنشان: کسی است که برای فرونشاندن آتش گماشته شده است. (مأمورِ اطفائیه)
«آتشنشان» و «آتشنشانی» مصوّب فرهنگستان ایران (۱۳۱۴ - ۱۳۲۰) در برابر «مأمورِ اطفائیه» و «اطفائیه» هستند. این دو واژه هم، مانند شماری از مصوبات آن فرهنگستان، نوساخته نبودند، بلکه با زِبَردستی از دلِ متونِ کُهن بازیابی شده بودند، مانندِ نمونههای زیر:
آتشِ بیداد بنشانْد آتشِ شمشیرِ او
آتشی دیدی تو هرگز کو بُوَد «آتشنشان»؟
(دیوانِ قطران تبریزی، قرن پنجم)
و
آتشِ لاله چرا افروخت آبِ چشمِ ابر؟
آب را گر خاصیّت «آتشنشانی» آمدهست
(دیوانِ سید حسن غزنوی، قرن ششم)
🔴 بُنمایه:
برگِ اینستاگرامی «چشم و چراغ»
@IranDel_Channel
💢
🎥 جواد طباطبایی، فیلسوف سیاسی ایران:
آن ملّتی سقوط نمیکند که نظریه سقوط دارد
منتسکیو این را به اروپا نشان داد که دربارهٔ همه مسایل میتوان با خردورزی بحث کرد و از آن سقوطها (رم) درس گرفت.
این بحث در تمدنهایی مثل ما فهمیده نشد، هربار هم که خصوصاً در دهه ۳٠-۴٠ فکر میکردند که غرب سقوط میکند اما سقوط نمیکرد به این علت بود که آنها نظریهٔ سقوط دارند ولی ما نداریم. آن ملتی سقوط میکند که نظریهٔ سقوط نداشته باشد نه آن ملتی که نظریهٔ سقوط دارد.
@IranDel_Channel
💢
🎥 برگی از خاطراتِ مهندس اکبر برقلامع فرزند زندهیاد جواد برقلامع، مدیر کارخانهٔ حولهٔ برقلامع تبریز
@IranDel_Channel
💢
🔴 سکوت دربارهٔ دستدرازی به میراثِ فرهنگی جایز نیست
✍️ احسان هوشمند
یکی از نشانههای تاریخی بودن جامعهٔ ایران وجود میراث فرهنگی بسیار غنی این کشور است که شهرت جهانی دارد. وجود صدها محوطه و سایت و مرکز باستانشناسی و کشف دهها هزار قطعه اشیای باستانی در کنار مجموعههای ارزشمندی چون تخت جمشید، نقش رستم، تخت سلیمان، تپهٔ هگمتانه، ارگ بم، بیستون، قلعهٔ بابک و ... در جایجای ایران عزیز، همگی نشانههایی از تاریخی بودن این کشور و تمدّن ایرانی است.
در سدههای اخیر با حضور باستانشناسانِ فرنگی بخشی از میراثِ غنی تاریخی و باستانی ایرانی سر از موزههای معروف جهانی یا مجموعههای شخصی در گوشهوکنار جهان درآورد و بخشی از این میراث نیز به موزههای داخلی سپرده شد. پس از ان با همتِ باستانشناسان ارجمند ایرانی بخشهای بزرگی از میراث ایرانی شناسایی و مورد مطالعه قرار گرفت. این میراث فرهنگی و تمدنی آن چنان غنی است که برای کشف ابعاد پیچیده و نهان آن همچنان باید بسیار کوشید و دهها و صدها سال و شاید بیشتر وقت لازم است تا بسیاری از جوانبِ رازهای نامکشوف این حوزه مکشوف شود و نور بیشتری بر دانش باستانشناسی کشور افکنده شود.
کمبود بودجه و نیروی انسانی و امکانات ضروری برای حفاظت این میراثِ تمدنی در جایجای ایران یکی از مصائب و دشواریهای این حوزه است. هر چند کمبود نیروی انسانی، ناچیزی استفاده از فناوریهای روز برای شناسایی و یا حفاظت از میراث باستانی و مشکلات نظارتی و قانونی هم بر این چالشها افزودهاند، ولی در کنار این چالشها، روی آوردنِ گروهی ناآگاه، سودجو و گاه سازمان یافته برای حفاری و کاوش غیرقانونی و غیرکارشناسی و در نتیجه غارت بخشی از میراث باستانی ایرانیان موجب شده تا حوزهٔ میراث با مشکلات بیشتری دستوپنجه نرم کند. در این میان گاه انتشار اخباری دال بر مشارکتِ احتمالی بخشی از مسئولان در دستدرازی به میراث فرهنگی با سوءاستفاده از موقعیت خود بر ابهامها و نگرانیها در اینباره افزوده است. در آخرین خبر هایی از این دست دربارهٔ نقش مسئولان در حفاری و گنج و دفینه، مصطفی دهپهلوان، باستانشناس و یکی از مسئولان سابق باستانشناسی کشور، هفتهٔ گذشته در مصاحبهای گفت: "گاهی دیدهایم نمایندهٔ مجلس دنبال گنج و دفینه بوده یا امام جمعه یک شهر در حفاری غیرمجاز حضور داشته است. کارشناسان بارها دربارهٔ این وضعیت هشدار دادهاند، اما صدای آنها شنیده نمیشود."
همچنین این مقام پیشین وزارت میراث فرهنگی در این مصاحبه گفت: "وقتی یک محموله در فرودگاه امام کشف شد، مشخص شد این هفدهمین محمولهای بوده که این گروه از کشور خارج کرده و کشف محموله هم ناشی از اختلاف افراد قاچاقچی با هم روی داد."
پس از سخنان مصطفی دهپهلوان یکی از روزنامهنگاران حوزهٔ کشف فساد خبر داد که یکی از نمایندگان مجلس مشارکتی در تخلف مربوط به یکی از پروندههای مربوط به میراث فرهنگی داشته است.
۱) در اینکه وزارت میراث با کمبود نیرو و فقر منابع مالی روبهرو است شکی نیست. موضوع میراث فرهنگی در دهههای گذشته علیرغم برخی اقدمات اثربخش و سازنده و مثبتی که صورت گرفته با کمبود شدید منابع مالی و نیروی انسانی و توجه دیگر قوا روبهرو است. ولی چرا میراث فرهنگی در اولویت نظام حکمرانی کشور نبوده است و برای تأمین منابع پایدار با هدف حفظ میراث تاریخی ایران زمین اقدام چشمگیری صورت نگرفته است؟ در اینباره پرسشهای دیگری هم مطرح است و دولت و مجلس و دیگر مسئولان ادارهٔ کشور باید پاسخگوی این کمکاری و کمتوجهی مُزمن باشند؛ در حالیکه که برخی نهادهای فرهنگی از بودجههایی بهرهمند هستند که برای کشور آوردهای درخور ندارد.
گذشته از این نقد اما این پرسش از مسئولان وزارت میراث فرهنگی مطرح میشود که چرا دربارهٔ سخنان آقای دهپهلوان و نیز آقای یاشار سلطانی اطلاعیهای صادر نشد و روشنگری صورت نگرفت؟ آیا سکوت وزارت میراث فرهنگی نشانهای از مثبت بودن نظرات طرح شده است یا نشانی از بیاهمیت بودن این دست از سخنان؟ آیا نباید برای اطلاعرسانی افکار عمومی و شفافسازی افکار عمومی در اینباره روشنگری صورت گیرد و با مستندات کافی و به صورت جزئی گزارش کاملی به افکار عمومی داد؟ و حتی توضیح داد که چرا نسبت به میراث فرهنگی در گذشته کممهریهایی روی داده و فرصت برای غارتگران میراث فرهنگی مهیا شده تا این میراث گرانقدر را از کشور غارت و به خارج از کشور منتقل کنند؟ میراث فرهنگی کشور امروزه با چه مخاطرات و آسیبها و مشکلاتی دست به گریبان است؟ در این روزها بیش از هر زمان دیگری میراث فرهنگی برای ملت ایران واجد اهمیت توجه و مراقبت تلقی میشود و سکوت دربارهٔ وضعیت موجود و یا چالشها یا تخلفات پیامدهای دیگری دارد که باید نسبت بدان اندیشناک بود!
🔴 دنبالهٔ یادداشت را در بخشِ «مشاهدهٔ فوری» بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
🔴 بیستم مهر ماه روز ملّی بزرگداشت حافظ شیرازی
ای صبا نَکهَتی از خاکِ رَهِ یار بیار
بِبَر اندوهِ دل و مژدهٔ دلدار بیار
نکتهای روحفَزا از دهنِ دوست بگو
نامهای خوش خبر از عالَمِ اسرار بیار
تا مُعَطَّر کُنَم از لطفِ نسیمِ تو مَشام
شَمِّهای از نَفَحاتِ نفسِ یار بیار
به وفایِ تو که خاکِ رَهِ آن یارِ عزیز
بیغباری که پدید آید از اغیار بیار
گَردی از رهگذرِ دوست به کوریِّ رقیب
بهرِ آسایش این دیدهٔ خونبار بیار
خامی و سادهدلی شیوهٔ جانبازان نیست
خبری از بَرِ آن دلبر عیّار بیار
شُکرِ آن را که تو در عِشرتی ای مرغِ چمن
به اسیرانِ قفس، مژدهٔ گلزار بیار
کامِ جان تلخ شد از صبر که کردم بیدوست
عشوهای زان لبِ شیرین شِکربار بیار
روزگاریست که دل چهرهٔ مقصود ندید
ساقیا آن قدحِ آینهکردار بیار
دلقِ حافظ به چه ارزد؟ به مِیاش رنگین کن
وان گَهاش مست و خراب از سَرِ بازار بیار
حافظ شیرازی
(غزل شمارهٔ ۲۴۹)
خوانش: سعید بیابانکی
#مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
🔴 رسول خطیبی مشتی نمونهٔ خروار!
✍️ ورزشمدیا
در حالی که بهترینهای مملکت در حوزههای مختلف در خانه نشستهاند یا حتی ناچار به جلای وطن شدهاند، خوش خدمتها پشت به پشت، پُست میگیرند، بیآنکه لیاقت و کفایت داشته باشند. همین یک قلم رسول خطیبی را ببینید که چطور طی دو سال ریاستجمهوری مسعود پزشکیان، دور ایران را گشت و تپهها را یک به یک فتح کرد؛ بعد همین فرمول را تعمیم بدهید به کل شئونات کشور و ببینید چطور به اینجا رسیدهایم.
مطمئنا شغلهایی که خطیبی یکی پس از دیگری عوض میکند، ربطی به گلو جر دادنهایش در ستاد انتخاباتی پزشکیان ندارد. اصلاً کاملاً نرمال است که یک نفر، طی چند ماه مدیرعامل هر دو باشگاه خودروسازی مملکت شود و هر دو را بترکاند. الان یک نگاه به اطرافیانتان بیندازید؛ حتماً پیدا میکنید آدمهایی را که مدیرعاملی سایپا و پیکان را در رزومه داشته باشند و در ضمن، بین مریض یک پست مشاور در شمسآذر قزوین گرفته باشند و دو دوره هم مربیگری در مس رفسنجان و فجرسپاسی کرده باشند! فقط یک ذهن مریض میتواند اینها را به رییسجمهور شدن کاندیدای مورد حمایت خطیبی ارتباط بدهد. نه، نه، معلوم است که ربطی به هم ندارند!
جالب است که خطیبی پیش از پزشکیان، به عنوان مربی از پیکان اخراج شد و پس از پزشکیان، به عنوان مدیرعامل جای فرد اخراجکنندهٔ خودش را گرفت! او با وجود رزومهٔ فنی أسفبار این سالهایش، همچنان تیم میگیرد و در آخرین شاهکارش در شیراز، شش تا، شش تا میخورد. با آن پشت و پناهی که رسول دارد، بعید نیست شغل بعدیاش هم از همین حالا آماده باشد. راست میگفتی آقای خطیبی؛ قدرت دست شماهاست، چپ و راست و این جناح و آن جناح هم ندارد، بقیه که مردم باشند هم لابد عددی نیستند!
@IranDel_Channel
💢
🔴 کمک به استفاده از قابلیتهای تلگرام
لطفاً از کانالِ تلگرامی ایراندل حمایت کنید تا بتواند داستانواره (استوری) ارسال کند و از دیگر قابلیتهای کانالهای تلگرامی استفاده کند و با کمک این امکانِ نو نیز صدای ایرانخواهی باشد.
اگر حساب تلگرامِ شما "پرمیوم" هست کافیست که روی لینک زیر بزنید و بعد
Boost Channel
👇👇👇👇
/channel/IranDel_Channel?boost
لطفاً این فرسته را به گروههای مختلف تلگرامی و مخاطبان خود ارسال کنید.
@IranDel_Channel
💢
🔴 خشایارشا، شاهنشاه ایران فراتر از میدان جنگ؛ از دروازهٔ ملل تا چاپارهایی که هرودوت از آنها نوشت.
روایتها همراه با بُنمایهٔ آن در ۱۰ عکسنوشته.
🔴 بُنمایه:
نوروز تیوی
@IranDel_Channel
💢
🎥 کهنترین آوای جهان، سرودی ۳۵۰۰ ساله به زبان نیاکانمان...
در مهر روز از ماه مهر، جشن مهرگان برشی از مهر یشتِ اوستا را بشنویم
ستایش ایزد مهر (میترا)
یشتِ دهم اوستا (مهریشت) - کردهٔ ۱۳
آوای طنینانداز «مهرپشت» از دل تاریخ ایرانباستان؛ نیایشی به زبان اوستایی برای ایزدِ مِهر (میترا)، پیش از طلوع خورشید.
@IranDel_Channel
💢
🔴 سفارت ایران در مکزیک برگزار میکند:
روزها و شبهای پاییز و زمستان را با شاهنامه گرم کنیم
شاید بعضی روزها و شبها، چیزی بیشتر از یک فنجان چای و یک قصهٔ قدیمی لازم داشته باشیم؛ چیزی که ما را دوباره به ریشههایمان وصل کند.
شاهنامه، اثر جاودانهٔ فردوسی، یکی از بزرگترین حماسههای منظوم جهان و یکی از مهمترین ستونهای هویت و حافظهٔ فرهنگی ایرانیان است. اما شاهنامه فقط داستان رستم و سهراب نیست؛ جهانی است از اسطوره، عشق، پهلوانی، خِرد و اندیشه.
از شنبه ۱۸ مهر ۱۴۰۵ خورشیدی Iran.In.Mexico">ساعت ۰۵:۳۰ بامداد به وقت ایران برابر با ساعت ۲۰ روز آدینه نهم اکتبر ۲۰۲۶ میلادی به وقت مکزیک با جواد رنجبر درخشیلر، دکترای علوم سیاسی و شاهنامهپژوه تبریزی، Iran.In.Mexico">هر هفته نیمساعت به جهانِ فردوسی سفر میکنیم.
🔴 به وقت ایران هر هفته شنبهها ساعت ۰۵:۳۰ بامداد
(آغاز دوره از شنبه ۱۸ مهر ۱۴۰۵ خورشیدی)
🔴 شاهنامهخوان: جواد رنجبر درخشیلر
🔴 شاهنامهخوانی به صورت Iran.In.Mexico">زنده از «Iran.In.Mexico">درگاه یوتیوبی سفارت ایران در مکزیک» پخش خواهد شد.
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
🔴 واکاوی یک تضاد در کردار و گفتار گذشته و اکنونِ گروهکهای تروریستی پانکُردی در یادداشتی به قلم احسان هوشمند:
🔴 نسبتِ حقوق بشر و ترورِ مخالف
✍️ احسان هوشمند
همزمان با اعتراضات دی ماه سال گذشته و پیامدهای غمانگیر آن و نیز وقوع جنگ و حملات امریکا و اسرائیل به ایران تعدادی از جریانهای اپوزسیون ایرانی که بیشتر آنها در خارج از کشور مستقر هستند بر تکاپوها و نشستهای مشترک با دیگر جریانها و حتی رقبا و دشمنان دیروز افزوده و هر از گاهی اخباری از این نشستها و حتی گاه ائتلافها منتشر میشود. ائتلاف چند "سازمان کُردستانی" در سال گذشته یکی از این اتفاقات بود که "گروههای مسلح کُردستانی" مستقر در "اقلیم کردستان عراق" با اختلافاتِ عمیق تاریخی را گرد هم آورد، گروههایی که سابقهٔ درگیریهای خونینی با یکدیگر را نیز در کارنامه داشتند، اعلام فعالیتِ کنگرهٔ آزادی که گروهی از سازمانها و افراد با گرایش عموماً چپ را گرد هم آورد و متأسفانه تعدادی از افرادی که در گذشته صبغهٔ اصلاحطلبی یا حتی ملّی - مذهبی داشتند با این گروهها همنوایی کرده که در جُستاری جداگانه باید علل و دلایلِ چنین امری مورد بررسی قرار گیرد، شاید یکی از دلایل این همنوایی این باشد که در دورهٔ جنگ از سوی دونالد ترامپ و بعضی از رسانههای اسرائیلی فاش شد که سناریوی ناکامی برای ورود "گروههای مسلح کُردستانی" برای ورود به ایران طراحی شده بود و این سناریو احتمال دارد گروههای اپوزسیون عمدتاً چپ و مقیم در اروپا را در این رؤیا برده باشد که "سازمانهای مسلّح کردستانی یا بلوچستان" مورد توجه طرفهای خارجی هستند و "شاید هم در داخل اقبالی به انها وجود داشته باشد" و به فکر همنوایی با این سازمانهای مسلح افتادهاند.
در روزهای اخیر هم کنفرانسی با عنوان "بحران حقوق بشر در ایران: از اصول مشترک تا اقدام مشترک" در نروژ برپا شد که از جمله این رویکردها و اتفاقات اخیر است که البته بیشتر شرکتکنندگان این نوع برنامهها از نیروهای چپ و کمونیست سابق بوده و البته بخشی از آنان نیز یا در حال حاضر مسلّح هستند یا اینکه در سابقهٔ فعالیتشان جنگ چریکی و اقدمات نظامی ثبت شده است.
بنا بر اخبار انتشار یافته در نشست اسلو بیش از ۱۵ سازمانِ ریز و کوچک تا سازمانهای تجزیهطلب و مسلح شرکت داشتند و دربارهٔ "امکان همکاری و اقدام مشترک در زمینهٔ حقوق بشر" گفتگو کردند و در نهایت نمایندگان سازمانهای شرکتکننده در این نشست در مراسمی عمومی "اصول حداقلی حقوق بشر" را امضا کردند و بر ایجاد سازوکارهایی برای واکنش سریعتر و مؤثرتر به موارد جدی نقض حقوق بشر در نقاط مختلف ایران تأکید کردند. یکی از شرکتکنندگان این نشست که از مارکسیستهای باسابقهٔ ایرانی مستقر در خارج از کشور است در این نشست گفت "نیروها و سازمانهایی که با سلبِ حقِّ حیات مخالفاند، باید بتوانند با وجود اختلافات سیاسی خود در این زمینه، اقدام مشترک انجام دهند. "یکی از اعضای گروههای مسلح که شعبهٔ ایرانی سازمان پ.ک.ک است در این نشست گفت: حقوق بشر نباید صرفاً تعهدی برای حکومت آینده تلقی شود، بلکه باید معیار رفتار گروههای سیاسی در زمان حاضر و یکی از پایههای ساختِ آیندهٔ ایران باشد." وی افزود "اگر فقط از حقوق کسانی دفاع کنیم که شبیه ما فکر میکنند، هنوز از حقوق بشر دفاع نکردهایم، بلکه از گروه خودمان دفاع کردهایم". جالب است که این سازمان در همین روزهای کنفرانس در حال ترور تعدادی از شهروندانِ کُرد ایرانی غیر نظامی بود که با سازمانهای مسلح همراه نبودهاند. این در حالی است که این دست از سازمانها همواره رویکردهای حکومت در مقابل با دگراندیشان را نفی میکنند.
این نخستین باری نیست که سازمانها و گروههای سیاسی مستقر در خارج از کشور بر حقوق بشر و حقِّ اساسی حیات تأکید میکنند و بر مبنای آن به نقد و رد رویکردهای جاری توسط سیستم سیاسی مستقر میپردازند بلکه این دست سازمانها در دههٔ گذشته همواره بر حقوق بشر پرداخته و رویهٔ خود را در راستای تعمیق ارزشهای مرتبط با حقوق بشر ارزیابی کردهاند. البته در این برنامهها کارنامه حقوق بشری گذشتۀ این دست از سازمانها به ویژه سازمانهایی که سابقهٔ فعالیت مسلحانه دارند، هیچگاه مورد بررسی و ارزیابی قرار نگرفته است.
🔴 دنبالهٔ یادداشت را در بخشِ «مشاهدهٔ فوری» بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
🔴 کنگرهٔ جهانی فردوسی
هزارهٔ فردوسی (یا جشن هزارهٔ فردوسی)، مجموعهٔ آیینهایی بود که به مناسبت هزارمین سال میلاد فردوسی در سال ۱۳۱۳ خورشیدی در تهران، طوس و دیگر شهرهای ایران برگزار شد.
در کنگرهٔ هزارهٔ فردوسی که نخستین اجتماع بزرگ علمی در ایران بود، ۴۰ تن از ایرانشناسان برجسته از ۱۷ کشور و ۴۰ تن از دانشمندان و ادیبان ایرانی شرکت داشتند. به مدت ۵ روز از ۱۲ تا ۱۶ مهر ۱۳۱۳ سخنرانیهایی در تالار دارالفنون در تهران ایراد گردید و تعدادی از آنها در کتاب هزارهٔ فردوسی به چاپ رسید. جشن هزارهٔ فردوسی به سال ۱۳۱۳ یکی از رویدادهای مهم فرهنگی قرن، و مهمترین کنگرهٔ علمی بود که در ایران معاصر برگزار شد.
در کنگرهٔ علمی هزارهٔ فردوسی بیش از چهل تن از خاورشناسان برجسته به نمایندگی از کشورهای خود حضور یافتند و به ارائه سخنرانیها و مقالات خود پرداختند، از جمله: بهرامگور آنکلساریا (هند)، جمشید جی اونوالا (از پارسیان هند)، یوگنی برتلس (از شوروی)، سباستیان بک (آلمان)، آنتونیو پاگلیارو (ایتالیا)، ادوارد دنیسن راس (انگلستان)، جمیل صدقی زهاوی (عراق)، یان ریپکا (چکسلواکی)، روماسکویچ (شوروی)، فریدریش زاره (آلمان)، عبدالحمید عبادی (مصر)، عبدالوهاب عزام (مصر)، فرایمان (شوروی)، فهیم بیر قدارویچ (یوگسلاوی)، آرتور کریستنسن (دانمارک)، ارنست کوهنل (آلمان)، کونتنو (فرانسه)، ژرژ مار (شوروی)، هانری ماسه (فرانسه)، سید عبد الکریم حسینی(حیدرآباد دکن، هند)، ولادیمیر مینورسکی (انگلستان)، آشیکاگا آتسوجی (ژاپن)، محمد آقااوغلو (آمریکا)، جان درینکواتر (انگلستان)، ال. آ. مایر (فلسطین).
نزدیک به چهل تن از ادیبان و دانشمندان ایرانی نیز شرکتکنندگان کنگره بودند، از جمله: ادیبالسلطنهٔ سمیعی، اعتصامالملک، عباس اقبال آشتیانی، بدیعالزمان فروزانفر، احمد بهمنیار، محمدتقی بهار، ابراهیم پورداود، محمدعلی تربیت، حکیمالملک، صادق رضازاده شفق، نصرالله فلسفی، عبدالعظیم قریب، احمد کسروی، مشیرالدوله پیرنیا، مجتبی مینوی، سعید نفیسی، وحید دستگردی، جلالالدین همایی، رشید یاسمی.
اولین جلسهٔ کنگره صبح روز پنجشنبه ۱۲ مهر ماه در تالار دارالفنون تشکیل شد. محمدعلی فروغی خطابهای در تشکر از خاورشناسان و نمایندگان دولتهای خارجی شرکتکننده ایراد کرد. پس از او علیاصغر حکمت خطابهای به زبان فرانسوی ایراد کرد. سپس اعضای هیئت رئیسهٔ کنگره انتخاب شدند، و حسن اسفندیاری (محتشمالسلطنه) به عنوان رئیس کنگره انتخاب شد.
دومین جلسهٔ کنگره صبح روز جمعه ۱۳ مهر در تالار دارالفنون تشکیل شد. در این جلسه سفیران شوروی و آلمان نیز شرکت داشتند. اولین سخنران جلسه سفیر شوروی بود و اعلام داشت که دولت متبوع او مجموعهای از هدایای تاریخی را برای نگاهداری در موزهٔ ملی ایران تقدیم میدارد که شامل روگرفتی از نسخهٔ خطی شاهنامهٔ فردوسی به تاریخ ۱۳۳۳ میلادی است. پس از او فون بلوخر وزیر مختار آلمان در ایران طی سخنرانی خود سابقهٔ ممتد آشنایی ملت آلمان با شاهنامهٔ فردوسی را یادآوری کرد و اظهار داشت که اینک در جشنی که به یاد این شاعر ارجمند گرفته میشود آلمان با منتهای علاقه شرکت میکند. سپس اعلام داشت که فهرست لغات و اسامی و اعلام شاهنامه که حاوی مقایسه سه طبع معروف شاهنامه میباشد تألیف دکتر فریتز ولف از خاورشناسان آلمانی را به ملت ایران تقدیم میدارد، و نیز دیپلم دکترا در فلسفه از دانشگاه فردریک ویلهلم برلین به محمدعلی فروغی و دیپلم عضویت انجمن شرقی آلمان از جانب این انجمن را به علیاصغر حکمت و حسین علا تقدیم داشت.
پس از خاتمهٔ بیانات فون بلوخر، رئیس کنگره بیاناتی مبنی بر اظهار تشکر از سفیر شوروی و وزیر مختار آلمان و دولتهای شوروی و آلمان ایراد کرد. پس از آن فهرست سخنرانیها در میان حاضران در جلسه توزیع گردید و برنامهٔ سخنرانیهای کنگره آغاز شد.
جلسههای کنگره در روزهای بعد پی گرفته شد و هفتمین جلسه که جلسهٔ پایانی کنگره بود در روز ۱۶ مهر برگزار شد.
عکس:
شرکتکنندگان در کنگرهٔ هزارهٔ فردوسی در مقابل تالار دارالفنون، تهران.
🔴 بُنمایه:
درگاه تلگرامی «خردسرای فردوسی»
@IranDel_Channel
💢
🔴 کتاب «تاریخ اندیشهٔ سیاسی در ایران: ملاحظاتی در مبانی نظری» | سید جواد طباطبایی
● کتاب: «تاریخ اندیشهٔ سیاسی در ایران: ملاحظاتی در مبانی نظری»
نویسنده: سید جواد طباطبایی
چاپ نخست
رقعی، جلد سخت، ۳۵۴ صفحه
نشر: هرمس
● برشی از متن:
با بررسی نظامهای گفتار سیاسی در ایران دورۀ اسلامی به لحاظ نسبت هر گفتار با مبنای نظری - یعنی سه مبنای فقهی-کلامی، اندیشۀ ایرانشهری و فلسفۀ یونانی - میتوان سه نظام گفتار سیاسی را از یکدیگر تمیز داد. به تعبیر دیگر، میتوان این پرسش را مطرح کرد که نظام گفتار سیاسی بر مبنای کدامیک از سه مبنای فقهی-کلامی، اندیشۀ ایرانشهری یا فلسفی یونانی تدوین شده و گفتار سیاسی از منطق کدام یک از آن سه نظام گفتاری تبعیت میکند. هر گفتار سیاسی منسجمی، در نهایت، بر مبانی نظری تأسیس میشود و ویژگیهای گفتاری آن را دارد. به عنوان مثال، میتوان گفت که تمایز میان فلسفۀ سیاسی افلاطون و ارسطو ناشی از تمایز مبانی فلسفی آنها است، اما فلسفۀ سیاسی یونان، در مقایسه با سیاستنامههای ایرانشهری، از نظر منطقی دارای وحدتی است که آن را از سیاستنامهنویسی متمایز میکند.
● دربارهٔ کتاب:
تاریخ اندیشۀ سیاسی در ایران حاصل بازاندیشی و بسط مباحث نسخههای پیشین و فراتر از گردآوری و چینش تاریخی متون سیاسی است. این اثر کوشیده پرتوی بر منطق تحول اندیشیدن سیاسی در ایران بیفکند. طباطبایی مسئلۀ اندیشۀ سیاسی در ایران را در نسبت با مفهوم «اندیشۀ ایرانشهری» دنبال میکند؛ سنتی که به روایت او، صورتهایی از آن در دورۀ اسلامی ایران تداوم یافته و شناخت آن برای فهم بخشهایی از تاریخ اندیشۀ سیاسی ایران ضروری است. از این دیدگاه، کتاب حاضر به بررسی شماری از مهمترین متون و متفکران سیاسی دورۀ اسلامی، از جمله ابنمقفع، خواجه نظامالملک، غزالی، سعدی، عبید زاکانی و فضلالله روزبهان پرداخته و میان گونههایی چون فلسفۀ سیاسی و سیاستنامهنویسی تمایز میگذارد. اندیشۀ سیاسی در معنای دقیق، مستلزم شکلگیری مفاهیم منسجم دربارۀ قدرت و حکومت و مناسبات سیاسی است. از این جهت این کتاب بیش از آنکه خط سیری از جریانهای سیاسی ایران ارائه دهد، تلاشی است برای طرح مبانی نظری مطالعۀ آن و بازخوانی تداوم و دگرگونی سنت اندیشیدن سیاسی در ایران.
🔴 برای سفارش و خرید کتاب به «تارنما» یا «درگاه تلگرامی» نشر هرمس مراجعه کنید.
#معرفی_کتاب
@IranDel_Channel
💢
🎥 خواهران همایندِ ایرانی با نامهای "هدیه، هلنا و همتا" که زادهٔ سال ۱۳۹۹ خورشیدی هستند، چنین برای ایرانشان خواندند
@IranDel_Channel
💢
🔴 مولانا مرزگستر قلمرو زبان فارسی
(به بهانهٔ هشتم مهر روز بزرگداشت مولاناجلالالدین بلخی)
✍️ ایرج افشار
مولانا در پروردن و نگاه داشتن قدرت زبان فارسی و نشر و گسترش فکر و تمدنی که زاده و برخاسته از قلمرو اقوام هوشمند ایرانی است سهمی گرانقدر و ماندگار دارد.
فرزند بلخ نزدیک به شصت سال از زندگی را در «روم» گذرانید و هیچگاه نتوانست به زادگاه خود بازگردد. عمر او در شهر و دیاری گذشت که مردمش فرهنگی دیگر داشتند و گروههایی از باشندگان آنجای به زبانهای دیگر (یونانی و ترکی) متکلم بودند. با این وجود، مولوی که در کودکی بدان گوشه مهجور درافتاده بود به زبان فارسی- یعنی زبان پدریاش که کتاب بزرگی چون شاهنامه در آن زبان سروده شده بود و سخنوران بزرگی در بالیدن آن زبان کوشیده بودند- دو کتاب جاودانی سرود و به یادگار گذاشت.
او توانست اندیشههای انسانی بسیار گرانمایه را در آن دو کتاب بپروراند و تأثیری بگذارد که فرزندان و بالیدگان مکتبش به همان زبان فهم سخن کنند و خود نیز بدان زبان شعر بسرایند و «فارسیزبان» و «ایرانیفرهنگ» بمانند.
مولانا سخنها و اندیشههای ضمیر پرجوش و خروش را در چندین هزار بیت (مجموعۀ دو کتاب) سروده است. اما بنیادگذار مکتبی نفوذکننده در تصوف ایرانی و اسلوبی آشناییپذیر در شعر فارسی شد و پیروان بسیار و مقلّدان متعدد یافت. بیگمان نیرومندی و توانایی زبان تصوف او - یعنی زبان فارسی - موجب آن است تا اندیشههای انسانی ژرف او - که در مواردی چند به هموزنی سخنان متفکران طراز اول جهان است - ارزنده و زنده و یا به سخنی روشنتر «همیشگی» و جاودانه باشد. چگونه ممکن است چنین سخنها و اندیشههای روحنواز سروده به فارسی از میان برود؟
آتشست این بانگ نای و نیست باد
هرکه این آتش ندارد نیست باد
در غم ما روزها بیگاه شد
روزها با سوزها همراه شد
بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست
بگشای لب که قند فراوانم آرزوست
گویاترم ز بلبل اما ز رشک عام
مُهرست بر دهانم و افغانم آرزوست
در مذهب عاشقان قراری دگرست
وین بادۀ ناب را خماری دگرست
هر علم که در مدرسه حاصل گردد
کاری دگرست و عشق کاری دگرست
🔴 بُنمایه:
درگاه تلگرامی «خردسرای فردوسی»
#مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
🔴 وضعیتِ ارتش ایران تا پیش از آغاز جنگِ تحمیلی ۸ ساله
✍️ احسان هوشمند
این روزهای چهل و ششمین سالگرد آغاز حملهٔ همهجانبهٔ ارتش عراق به مام میهنِ عزیزمان ایران است.در چنین روزهایی ارتش عراق پس از چند ماه تنش و کشمکش مرزی و تعرّض به برخی از مناطق مرزی به صورت رسمی وارد جنگ تمام عیار با ایران شد و به این ترتیب جنگ تحمیل شده به ملت ایران، آغاز و تا هشت سال استمرار داشت. جنگ تلفات انسانی فراوانی بر جای گذارد و موجب شهادت دهها هزار نفر از هموطنان نظامی و غیر نظامی و زخمی شدن شمار بسیار بیشتری شد. خسارات اقتصادی زیادی هم به ایران وارد شد. البته جنگ موجب وارد شدن خسارات انسانی قابل توجه انسانی و اقتصادی به طرف عراقی هم شد. جنگ عراق علیه ایران "طولانیترین جنگ متعارف قرن بیستم" به شمار میآید که حدود نیم میلیون نفر قربانی مستقیم و بیش از یک میلیون نفر زخمی و هزاران نفر آواره بر جای گذارد. در این جنگ دولت عراق علیه ایرانیان از سلاحهای ممنوعهٔ شیمیایی و میکروبی استفاده کرد و حتی مناطق غیرنظامی از جمله شهر سردشت و مناطقی از بانه و مریوان و زرده کرمانشاهان را با سلاح شیمیایی هدف قرار داد.
تاکنون دربارهٔ جنگ هشت ساله اسناد تاریخی زیادی منتشر شده و اسناد زیادی هم تاکنون منتشر نشده است. مباحث قابل توجهی هم دربارهٔ جنگ عراق علیه ایران نیازمند بررسیهای جامع و چند وجهی بیشتری است. در همین زمینه بازبینی روند رویدادهای تاریخی میتواند به درک بهتری از شرایط ایران در زمان آغاز جنگ منجر شود.
پس از قرارداد ۱۹۷۵ یا پیمان الجزایر میان ایران و عراق و برگشتِ آرامش نسبی به مناسبات میان ایران و عراق، دولت عراق خود را در این پیمان، طرف مغموم و زیاندیده میدید و با وقوع انقلاب ۱۳۵۷ در ایران، صدام حسین در پی زدودنِ آثار این پیمان برآمد. در آن سو هم، دولت جدید بر آمده از انقلاب ۵۷ به نخستوزیری مهندس مهدی بازرگان درگیر شرایط حاد و در هم ریختگی اوضاع کشور بود. با وقوع انقلاب شرایط برای نیروهای مسلح وقت ایران یعنی ارتش و ژاندرمری با ابهام روبرو شده بود. از سویی اولین دادگاه انقلاب برای محاکمهٔ ۱۹ نفر از سران ارتش در ۲۶ بهمن ۱۳۵۷ آغاز و کلیهٔ این فرماندهان پس از جلسهٔ کوتاه محاکمه، به اعدام محکوم و حکم تعدادی از آنان در حدود نیمهشب همانروز در پشتبامِ مدرسهٔ رفاه اجرا شد. موج بازداشت، برکناری و اخراج یا بازنشستگی اُمرای ارتش در همان روزهای پس از انقلاب شدت گرفت و تا روز اول اسفندماه ۱۳۵۷ یعنی کمتر از هشت روز پس از استقرار دولت بازرگان، حدود ۱۶۰ نفر از فرماندهان و افسران ارشد ارتش در نیروهای هوایی، دریایی و زمینی بازنشسته و یا برکنار شدند و کلیه فرماندهای ژاندرمری هم برکنار شدند. شورای انقلاب هم در ۳۰ بهمن ۱۳۵۷ کلیهٔ افسران ارتش و ژاندرمری از سرتیپ به بالا را بازنشسته کرد و در چهارم اسفندماه ۱۳۵۷ اعلام شد که از ۲۲ بهمن تا این ۴ اسفند ۹۰۰ نفر از "افراد لشکری و کشوری نظام گذشته بازداشت شدهاند". در این شرایط از مجموع نیروهای سیاسی و احزاب و سازمانها یا رسانهها و افراد قدرتمندِ مسئول، کمتر کسی را میشد یافت که دربارهٔ پیامدهای منفی این تندروی، اعتراض یا انتقاد کند و شرایط حساس کشور و احتمال تجاوز عراق را مطرح کند و انذار دهد که تضعیفِ توانِ ارتش و حذف فرماندهان ارتش نه درست است و نه به صلاح کشور! مگر سرهنگ نصرالله توکلی نیشابوری نخستین رئیس ستاد ارتش پس از انقلاب که دربارهٔ روند اعدامها و حذف نیروهای ارتش هشدار داد و به سرعت توسط افراطیها و سازمان مجادهین خلق و فدائیان خلق مورد حمله قرار گرفت و در همان روزهای نخست خدمت در اواخر اسفندماه از سمت خود استعفا داد.
در این روزها همزمان یگانهای ارتش به صورت "غیرمنصفانه و هدفمند" مورد "هدف تبلیغات تضعیف کننده و اهانتآمیز "بسیاری از گروههای سیاسی و از جمله سازمانهای مسلّحی چون مجاهدین و سازمان فداییان خلق قرار داشتند. سازمان چریکهای فدایی خلق حتی پا را فراتر گذاشته و خواهان این بود که "کلیهٔ فرماندهانِ سابق ارتش باید در دادگاه خلق محاکمه شوند". همچنین در همان روزهای نخست پس از ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ سازمانهای اطلاعاتی "ارتش، ژاندرمری و شهربانی" منحل و پروندهٔ کارکنان نیروهای مسلح در اختیار نیروهایی که خود را انقلابی مینامیدند قرار گرفت. در میان این کارکنان "افرادی از گروههایی فدائیان خلق، مجاهدین خلق و تودهای"ها هم حضور داشتند و همه این گروهها یکصدا شعار انحلال ارتش را اشاعه میدادند. حملات به پادگانها و یگانهای ارتش و ژاندرمری توسط احزاب تجزیهطلب و چپ چون حزب دمکرات و دیگر گروههای مارکسیست هم موجب تشدید فشار به ارتش شده بود. پادگان مهاباد در یکم اسفند ۱۳۵۷ خلع سلاح و غارت شد. پادگان سقز مورد هجوم قرار گرفت. ...
🔴 دنبالهٔ یادداشت را در بخشِ «مشاهدهٔ فوری» بخوانید.
👇👇
@IranDel_Channel
💢
🔴 به مناسبت زادروز مولانا جلالالدین محمد بلخی، "مرکز فرهنگی و اجتماعی خانهٔ مولانا" و "دانشگاه آنلاینِ افغانستان روشن" برگزار میکنند:
"جشن زادروز مولانا؛ بهانهای برای دوباره دیدنِ جهانِ مولانا"
سخنرانان:
● عزیز احمد حنیف؛
نویسنده و استاد دانشگاه
(موضوع سخنرانی: پیوند عرفانی مولانا و اقبال لاهوری)
● جواد رنجبر درخشیلر؛
شاهنامهپژوه و دانشآموختهٔ دکتری علوم سیاسی
(موضوع سخنرانی: فرم ایرانی مثنوی معنوی)
● محمد امین فرهنگپور؛
استاد دانشگاه و پژوهشگر
(موضوع سخنرانی: پیام مولانا برای انسان امروز)
زمان:
سهشنبه ۷ مهر (میزان) ۱۴۰۵ خورشیدی مطابق با ۲۹ سپتامبر ۲۰۲۶ میلادی
۲۰:۳۰ به وقت کابل
۱۹:۳۰ به وقت تهران
نشست بهصورت مجازی و برخط در بستر «گوگلمیت» برگزار خواهد شد.
🔴 در روز و ساعت برگزاری نشست از «اینجا» وارد این نشست مجازی شوید.
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢