3677
همه عالم تن است و ایران دل ❤️ این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی [ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
🎥 گفتگوی احسان هوشمند جامعهشناس و پژوهشگر مطالعات قومی ایران با یک رسانهٔ اینترنتی دربارهٔ مباحث قومی ایران
🔴 بخش سوم و پایانی گفتگو را از «اینجا» ببینید.
🔴 بخشهای پیشین:
بخش نخست
بخش دوم
@IranDel_Channel
💢
🔴 به آگاهی مخاطبان گرامی میرساند، نشست "درسگفتارهای شاهنامه" در "بنیاد پژوهشی شهریار" تبریز به دلیل کسالت استاد چنگیز مولایی، برگزار نخواهد شد و زمانِ نشست پسین، به زودی اعلام خواهد شد.
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
🔴 اشغال سفارت آمریکا از نگاهی دیگر
✍️ احسان هوشمند
در حالی ۴۷ سال از تسخیر سفارت آمریکا در ایران توسط گروهی از دانشجویان دانشگاههای کشور تحت عنوان دانشجویان خط امام میگذرد، موضوع مناسبات ایران و آمریکا همچنان یکی از مهمترین چالشهای اصلی سیاست خارجی ایران محسوب میشود. این اتفاق، پیامدهای پیچیدهای در مناسبات ایران و آمریکا برجای گذارد. هم زمان با این حادثه، دولت موقت به نخستوزیری مهندس مهدی بازرگان استعفا کرد و موازنهٔ نیروهای سیاسی پس از انقلاب با خروج نهضت آزادی و دولت موقت از ارکان قدرت اجرایی وارد دورهٔ تازهای شد. پیش از آن یعنی فقط چند هفته پس از انقلاب، گروهی از نیروهای سیاسی با مرکزیت سازمان چریکهای فدایی خلق اقدام به اشغال سفارت آمریکا کردند که با پادرمیانی گروهی از سیاستمداران و نظامیان چون دکتر یزدی و آیتالله مهدوی کنی و سرهنگ توکلی، ماجرا بهسرعت مدیریت شد.
🔴 یادداشت احسان هوشمند را در «شبکهٔ شرق» بخوانید.
@IranDel_Channel
💢
🔴 رونمایی و جشنِ امضای کتابهای «حماسه و زمانه» و «با کودکان شاهنامه بخوانیم»
با سخنرانی:
میرجلالالدین کزازی
سید محمد بهشتی
ابراهیم صحافی
مجتبی مقصودی
بهرام پروین گنابادی
مصطفی سلطانینژاد
مهتاب حاجیمحمدی
با پبامهایی از:
محمود دولتآبادی
محمدجعفر یاحقی
موسی غنینژاد
شروین وکیلی
و حضور:
جواد رنجبر درخشیلر (نویسنده)
زمان:
سه شنبه ۱۹ آبان ۱۴۰۵ خورشیدی، ساعت ۱۵ تا ۱۷
جایگاه:
تهران، بزرگراه حقانی، بلوار کتابخانهٔ ملی، اندیشگاه فرهنگی سازمان اسناد و کتابخانهٔ ملی ایران
برگزارکنندگان:
نشر همرخ با همکاری سازمان اسناد و کتابخانهٔ ملی ایران، خانهٔ اندیشمندان علوم انسانی و شرکت سبز زیور
🔴 برای آشنایی با کتابِ «حماسه و زمانه (گامهای لرزان نظری برای صعود به قلهٔ شاهنامه)» به «اینجا» و برای آشنایی با کتابِ «با کودکان شاهنامه بخوانیم» به «اینجا» مراجعه کنید.
#اطلاع_رسانی | #معرفی_کتاب
@IranDel_Channel
💢
🎥 محمدجعفر یاحقی، استاد زبان و ادبیات فارسی و مدیر خردسرای فردوسی مشهد به بهانهٔ جشن آبانگان دربارهٔ آب و اهمیت فرهنگی آن در فرهنگ ایران سخن میگوید
@IranDel_Channel
💢
🎙 پوشهٔ شنیداری نشست علمی «گفتارهایی دربارهٔ کوروش بزرگ و پاسارگاد»
سخنرانان:
مهرداد ملکزاده
یزدان صفایی
علی موسوی
فرزاد عابدی
افشین آریانپور
میزبانان:
محمدعلی دویرحاوی
سعید فراهانی
روز آدینه هشتم آبان ماه ۱۴۰۵ خورشیدی؛
گفتگوی برخط به میزبانی مرکز مطالعات ایرانشناسی نیمروز با همکاری درگاه تلگرامی مباحث ایرانشناسی و پایگاه خبری گُلوَنی.
🔴 از «اینجا» بشنوید.
@IranDel_Channel
💢
📱در میانه رانت و زندگی :قاچاق سوخت
روایتی هراس انگیز از قاچاق سوخت
🔺 مستند " در میانه رانت و زندگی : قاچاق سوخت" به نویسندگی احسان هوشمند کاری از شبکه شرق است که با نشان دادن تصاویر منحصر به فرد و هیجان انگیر بیننده را به دل فرایند جابجایی سوخت در مرزهای ایران و پاکستان می کشاند و گوشه ای از فرایند تبادل سوخت در مرزهای جنوب شرقی کشور را همراه با اضطراب و خطر تردد سوختبران نمایش می دهد . مستند می گوید وقتی انحصار تولید و توزیع و فروش سوخت در دست دولت است چگونه حدود 20 تا 25 ملیون لیتر سوخت روزانه از کشور قاچاق می شود و وظیفه دولت در این باره چیست؟ این مستند که با حضور عوامل فیلم در مسیر های مرزی صعب العبور و پرخطر زمینی و دریایی در جنوب شرقی کشور تصویربرداری شده ،علت و عوامل قاچاق سوخت را نه سوختبران بلکه به ریشه ها و ساختار اقتصادی کشور برمی گرداند . فیلم این پرسش را طرح می کند که با حدود 10 تا 13 میلیارد دلار در سال یعنی هدر رفت پول ملت ایران ناشی از قاچاق سوخت برای عمران و آبادی ایران چه کارها که ممکن بود صورت گیرد تا چهره کریه فقر از گوشه و کنار کشور زدوده شود.
@sharghdaily
sharghdaily.com
🎥 قانوننوازی در طاقبستان
یکی از ارزشمندترین و شگفتانگیزترین یادگارهای تاریخی ایرانزمین، طاقبستان در شهر کرمانشاه است؛ اثری باشکوه که شکوه و آیین تاجگذاری شاهنشاهان ایران در دورهٔ ساسانی را به تصویر میکشد. در میان این نقشبرجستههای کمنظیر، صحنهٔ تاجگذاری خسروپرویز، شاهنشاه نامدار ساسانی، در طاق بزرگ جلوهای ویژه دارد.
حضور صدای ساز قانونِ مژگان حسینی در این مکان تاریخی، گویی روح موسیقی را به جان سنگهای کهن دمید و شکوه گذشته را با نوای امروز پیوند زد؛ تا طاقبستان، این بار نهتنها با نقشهای ماندگارش، بلکه با موسیقی نیز روایتگر زیبایی و اصالت فرهنگ ایران باشد.
نوازنده قانون: مژگان حسینی
آهنگساز: ملیحه سعیدی
@IranDel_Channel
💢
🔴 دویستودهمین نشست مؤسسۀ پژوهشی میراث مکتوب؛
به مناسبت هفتم آبان، روز گرامیداشت کورش بزرگ
منشور کورش و میراث تمدن ایرانی
میهمانان نشست تخصصی:
ژاله آموزگار
(تبیین تمدن آریایی، زمینههای تاریخی و فرهنگی و پیوند آن با آسیای مرکزی)
کامیار عبدی
(منشور کورش، جایگاه تاریخی او و شکلگیری شاهنشاهی هخامنشی)
مهرداد ملکزاده
(کورش هخامنشی و ایران شرقی)
با حضور:
محمد باقری
ساعت آفتابی ۷۰۰ ساله در آرامگاه کورش کبیر
سخنرانان غیرحضوری (با پخش فیلم):
یزدان صفایی
(استوانۀ منشور کورش در آینۀ اسناد مکتوب هخامنشی)
عبدوولی قربانعلی شریفزاده؛
آکادمی ملی علوم تاجیکستان (NAST)
یوسفشاه یعقوب؛
آکادمی ملی علوم تاجیکستان (NAST)
خوانش منشور کورش بزرگ توسطِ باران نیکاندیش و اجرای موسیقی
دبیر نشست:
نازنین خلیلیپور
حضور برای عموم آزاد است.
زمان:
یکشنبه ۱۰ آبان ۱۴۰۵ خورشیدی ساعت ۱۵
جایگاه:
تهران، میدان بهارستان، خیابان دانشسرا، خیابان شریعتمدار رفیع، باغموزهٔ نگارستان
پخش زنده
aparat.com/mirasmaktoob
b2n.ir/miraslive
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
🔴 احسان هوشمند:
هفت آبان به بخشی از هویت ایرانیان تبدیل شده است
احسان هوشمند، جامعهشناس و پژوهشگر تاریخ معاصر ایران در گفتوگو با انصافنیوز با انتقاد از محدودیتهای اعمالشده برای برگزاری مراسم بزرگداشت کوروش در هفتم آبان، میگوید: جلوگیری از حضور آزادانهٔ مردم در پاسارگاد به شکلگیری دوگانهای میانِ ایرانِ پیش از اسلام و ایرانِ پس از اسلام دامن زده است.
او با اشاره به افزایش استقبال از این مراسم در دههٔ ۱۳۹۰، تأکید میکند که تاریخِ ایرانِ باستان بخشی جداییناپذیر از هویتِ فرهنگی ایرانیان است و بزرگداشت چهرههای تاریخی میتواند به تقویت انسجام ملی، رونق گردشگری و معرفی ایران به گردشگران بینالمللی کمک کند.
احسان هوشمند با اشاره به سابقهٔ برگزاری مراسم هفتم آبان در پاسارگاد گفت: در نیمهٔ دهه ۸۰ و در دوران ریاستجمهوری احمدینژاد، بخش میراث فرهنگی و میراث فرهنگی استان فارس تلاش کردند مراسمی برای بزرگداشت کوروش برگزار کنند. این روز با روایت گشوده شدن دروازههای بابل به دست کوروش و رعایت حقوق پیروان ادیان مختلف پیوند داده میشد. اگرچه پیش از آن نیز این مناسبت در میان گروههایی از جوانان مطرح بود، توجه عمومی به آن از همان دوره گسترش یافت.
او توضیح داد که در سالهای بعد، شمار بیشتری از مردم در کنار آرامگاه کوروش در پاسارگاد گرد هم میآمدند و به او ادای احترام میکردند. بهویژه در اوایل دههٔ ۹۰ تا حدود سال ۱۳۹۵، جمعیت قابلتوجهی از نقاط مختلف کشور برای شرکت در این مراسم به منطقه سفر میکردند؛ منطقهای که فاصله زیادی با کلانشهرهایی مانند شیراز و اصفهان دارد و حضور مردم در آن مستلزم طی مسافتی قابلتوجه بود.
این پژوهشگر برجسته ادامه داد که بهتدریج نهادهای انتظامی و امنیتی نسبت به برگزاری مراسم حساس شدند. همزمانی هفتم آبان با ایام محرم و اربعین نیز بر این حساسیتها بیشتر شد و محدودیتهایی برای حضور مردم ایجاد شد. این روند تا جایی پیش رفت که با استقرار نیروهای انتظامی، بستن مسیرها و محدود کردن ورود به پاسارگاد، عملاً امکان برگزاری مراسم از بسیاری از علاقهمندان گرفته شد.
احسان هوشمند گفت: حتی پس از فاصله گرفتن هفتم آبان از ایام محرم و اربعین نیز محدودیتها ادامه یافت و مسئولان برای فراهم کردن امکان برگزاری مراسم ابتکار عملی به خرج ندادند. در میان جوانانی که در این مراسم شرکت میکردند، این پرسش مطرح بود که چرا برای برخی مناسک نهتنها محدودیتی وجود ندارد، بلکه دولت برای تبلیغ و برگزاری آنها هزینه میکند، اما برای بزرگداشت کوروش حتی با وجود آمادگی مردم برای پرداخت هزینههای شخصی، ممانعت صورت میگیرد.
هوشمند گفت: تداوم این وضعیت به شکلگیری دوگانهای در افکار عمومی، بهویژه در شبکههای اجتماعی، میان ایران پیش از اسلام و ایران پس از اسلام منجر شده است. چنین تصور میشود که گویی نگاه رسمی در پی حذف ایران باستان از حافظهٔ جمعی ایرانیان است و تنها به دورههای تاریخی پس از اسلام اهمیت میدهد؛ وضعیتی که شکافی فرهنگی و سیاسی در جامعه ایجاد میکند.
او تأکید کرد که در سالهای گذشته تلاش مؤثری برای عبور از این دوگانهسازی صورت نگرفته است. همانطور که مردم برای برگزاری مناسک مذهبی خود اقدام میکنند، باید بتوانند برای بزرگداشت شخصیتهای تاریخی و باستانی نیز برنامه داشته باشند و این مناسبتها را آزادانه برگزار کنند.
🔴 این گفتوگو را در تارنمای «انصافنیوز» بخوانید.
@IranDel_Channel
💢
🔴 پدرِ بنیانگذار، زندهتر از همیشه
هفتم آبان روز بزرگداشتِ کورُش بزرگ گرامی باد
🔴 پینوشت:
کارخانهٔ شیرین عسل تبریز در کاری ارزشمند، بر روی بستهبندیها و محصولات تولید شدهٔ خود طرحهایی از آثار تاریخی، فرهنگی و هنری ایران حک کرده است.
#مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
📷 «تصویری از آرامگاه کورش کبیر که به دست کریم طاهرزاده بهزاد، مشروطهخواه تبریزی و یار ستارخان ترسیم شد»
✍️ آرسام محمودی
تصویری که مشاهده میکنید، یک نقاشی از آرامگاه کورش کبیر است که در حدود ۱۰۳ سال پیش در اواخر دوران نکبتبار قاجار، به دست مهندس کریم طاهرزاده بهزاد در آلمان ترسیم شد و در مجلهٔ ایرانشهر که توسط مشروطهخواهان و ایرانپرستان آذربایجانی مقیم برلین منتشر میشد، به چاپ رسید. مهندس کریم طاهرزاده در ابتدای مشروطه، فرمانده مشروطهخواهان محلهٔ چرنداب تبریز بود که بعدها با محاصرهٔ تبریز به دست قوای قاجار، به نیروهای ستارخان پیوست. او سپس به آلمان مهاجرت کرد و مشغول تحصیل در معماری شد.
این نقاشی از آرامگاه کورش برای طرح یک مسابقهٔ ادبی که ایدهٔ آن هم توسط خود کریم طاهرزاده داده شده بود، ترسیم شد. مجلهٔ ایرانشهر این نقاشی و مسابقهٔ ادبی کریم طاهرزاده را در شمارهٔ مورخ آذر ۱۳۰۱ به چاپ رساند. ذیل این نقاشی چنین آمده است:
«مسابقهٔ ادبی»
«تصویر و پیشنهاد ذیل از طرف آقای میرزا کریمخان طاهرزاده بهزاد معمار ایرانی در برلین فرستاده شده که برای تحریک احساسات ملی بهترین وسیلهٔ علمی و ادبی است. ما تشکرات خودمان را به خدمت آقای بهزاد تقدیم و این پیشنهاد و تصویر را شایستهٔ همهگونه تقدیر و تحسین میدانیم. (ایرانشهر)
به مناسبت تصویر ذیل، ادبا و شعرای ایران را دعوت به یک مسابقهٔ ادبی میکنیم و خواهشنمدیم هر یک از شعرا که بخواهد شرکت در این مسابقه بکند قطعهای منظوم که دارای دوازده بیت باشد مناسب این تصویر گفته برای ادارهٔ مجلهٔ ایرانشهر بفرستد.
این تصویر در یک طرف قبر سیروس را چنانکه خرابه آن هنوز در دشت مرغاب پایدار است و در طرف دیگر نیز خرابههای استخر را نشان میدهد. روح سیروس در شکل یک زن با زلفهای پریشان و سیمای پژمرده و وحشتآلود پس از سیاحت کردن در مرز و بوم ایران و دیدن حال ناگوار امروزی آن و خرابیها و ویرانیها و از دست رفتن قطعات مهم ایران قدیم و خراب شدن قصرها و آثار باستانی و فاسد شدن خون فرزندان ایران و فراموش گشتن آداب و آیین عهد کیان و ساسانیان با کمال وحشت و نفرت و تنگدلی مانند مرغی که از چنگالِ صیاد، رهایی یافته باشد به آشیانه مألوف یعنی به دخمه خود بر میگردد.
پس از جمع شدن قطعههای منظوم، ما آنها را بیامضا درج خواهیم کرد و رأی ادبا و شعرا را استفسار خواهیم نمود. هر کدام از قطعهها اکثریت آرا ادبا را حایز شد یک جایزهٔ ذیقیمت تاریخی به گویندهٔ آن تقدیم خواهیم کرد.»
@IranDel_Channel
💢
🎥 زبانِ پهلوی به چه زبانی گفته میشود؟
@IranDel_Channel
💢
🔴 بنیاد آژیار برگزار میکند:
دو گفتار دربارهٔ کوروش بزرگ
(سخنرانی برخط)
سخنرانان:
● مهرداد ملکزاده؛ عضو هیئت علمی پژوهشگاه میراث فرهنگی
موضوعِ سخنرانی: کوروش دوم پارسی و پرسشهایی دربارهٔ دیرپایی فرهنگی عیلام
● حسین بادامچی؛ عضو هیئت علمی دانشگاه تهران
موضوعِ سخنرانی: اصلاحات کوروش بزرگ در بابل؛ تبلیغات یا اصول کشورداری
میزبان نشست:
محمد مهدی رئیسی؛ دانشجوی دکتری تاریخ ایران باستان، دانشگاه تهران
زمان:
چهارشنبه ۶ آبان ۱۴۰۵ خورشیدی، ساعت ۱۹:۴۵
🔴 نشست بهشکل مجازی و برخط در بسترِ «گوگلمیت» برگزار خواهد شد.
در روز و ساعت برگزاری نشست، از «اینجا» وارد نشست شوید.
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
🔴 وحدتِ ملی و تجدّد در ایرانِ معاصر
✍️ جواد رنجبر درخشیلر؛ دانشآموختهٔ دکتری علم سیاست و شاهنامهپژوه
طرح مسئله
در این جُستار این پرسش را مطرح میکنم: «چه نسبتی بین تجدد و وحدت ملی در ایران وجود دارد؟» و به قدر توان اندکم میکوشم پاسخش را بیابم.
نخستین گام پاسخ دادن به این پرسش، طرح دو پرسش دیگر است: «تجدد چیست؟» و «وحدت ملی چیست؟»
احتمالاً پرسشها و پاسخهایشان بدیهی تلقی شود. در زمانهٔ افولِ دانش و سطحی و غیر منسجم شدن آن، واژههای تجدد، توسعه، رشد، پیشرفت، مدرنیسم، مدرنیته، مدرنیزاسیون و امثالهم چون تگرگ بر سر ما میریزد، نه چون باران، لطیف و لالهرویاننده. در زیرِ تگرگ باید جانپناه جُست و دیگر هیچ!
وحدت ملی، اندیشهٔ ایرانشهری و حتی خود مفهوم فلسفی و فرهنگی ایران از این آسیب جدی در امان نمانده است و آنچه در نظر نمیآید تبار و ریشه و معنای مفاهیم است.
در این جُستار میکوشم رابطهٔ تجدد و وحدت ملی را در حدِّ توان تبیین کنم.
خلاصهٔ داستان تجدد
نظر تقریباً قاطع و بیتردید این است که نیاکانِ ما، ایرانیان، از دورهٔ صفویه با غرب مدرن آشنا شدند. (۱) از آشناییهای پیشین معمولاً صرفنظر میشود. مهمترین محرک آشنایی و توجه به غرب نیز امور نظامی دانسته میشود. طبیعی است که اگر این تحلیل را بپذیریم، جنگ چالدران و جنگ ایران و روس از مهمترین رویدادهاست که در آن ایران و غرب رویارو میایستند. (۲) ادامهٔ داستان این است که بعد از آن دانشمندان و دغدغهمندان و سیاستمدارانی پیدا میشوند و میکوشند ایران را همچون غرب مدرن کنند. نمیتوانند. کوشش آنها تا مشروطه ادامه دارد. مشروطه پیروز میشود، اما شکست میخورد و دورهای آغاز میشود که اسمش دیکتاتوری و رسمش مدرنیسم یا به زبان روشنفکران «تجددِ آمرانه» است. (۳) تجدد آمرانه پنجاه و هفت سال ادامه پیدا می.کند و در نهایت با انقلاب اسلامی فرو میریزد. بعد از انقلاب اسلامی نویسندگانی میکوشند نوعی از نظریهٔ توسعه را متناسب با جامعهٔ انقلابی ارائه کنند. با تمام کوششهایی که برای تبیینِ توسعه و تجدد و مدرنیسم و طبیعتاً مرتبط با آن سه، سنت و اسلام و انقلاب اسلامی شده است، نظریهای متقن و منسجم به دست نیامده است. عمل نیز عموماً به صورت تصادفی، آزمون و خطا و تناقضآلود بوده است. همچنین از گزارههای حماسی چون «گذر خونین از سنت به مدرنیسم» هم به کرّات توسط روشنفکران استفاده شده است که معنایی تاریخی و فلسفی ندارد. بیشتر به شعر و هیجان مربوط است.
این خلاصهای بسیار ناچیز بود از داستان مدرنیسم یا تجدد در ایران. اگر چشمها را کمی بگردانیم و از نظریههای آشنا ولی ناسودمند عبور کنیم مسئلهٔ «سنت و تجدد» به صورتی پیوسته با واو عطف، فارغ از تگرگِ مفاهیم متناقض، روی خواهد نمود. ...
🔴 دنبالهٔ جستار را در بخشِ «مشاهدهٔ فوری» بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
🎥 «چون من ایرانی هستم»
مصاحبهکنندهٔ عراقی در حاشیهٔ بازی فوتبال استقلال تهران و الشمال قطر در ورزشگاه شهر بصرهٔ عراق از یک تماشاگرِ ایرانیِ خوزستانی عربیزبان میپرسد "طرفدار الشمال قطر هستی؟"
چنین به نظر میرسد مصاحبهکنندهٔ عراقی، بهخاطر زبان و پوشش این شخص، انتظار دارد، باید طرفدار تیم الشمال قطر باشد.
اما این ایرانی خوزستانی عربیزبان با قاطعیت میگوید "نه".
مصاحبهکننده میپرسد "چرا؟"
پاسخ میگیرد: "چون من ایرانی هستم."
🔴 بُنمایهٔ ویدئو:
از درگاه تلگرامی «خوزستان پارهٔ تنِ ایران است»
@IranDel_Channel
💢
🔴 غذارسانی بیضابطه به حیوانات خیابانی: دلسوزی ناآگاهانه یا تخریب زیستشهری؟
✍️ امیرعباس امیرشکاری
حضور گسترده سگها و گربههای بیسرپناه در معابر عمومی، فضاهای سبز و حاشیهٔ کلانشهرها، تعادل زیستشهری را دستخوش بحران کرده و مخاطرات بهداشتی و روانی قابلتوجهی برای شهروندان رقم زده است. گزارشهای رسمی حکایت از روند صعودی موارد گزش توسط حیوانات دارد؛ رخدادی که خطر ابتلای انسان به ویروس مرگبار هاری را بهشدت بالا میبرد و بیش از هر گروه سنی، کودکان و سالمندان را به سبب ناتوانی در دفاع یا واکنشهای هیجانی، در معرض جراحات عمیق و جبرانناپذیر قرار میدهد. در عین حال، زیست کنترلنشدهٔ گربهها نیز به دلیل آلودگی فضولات آنها به انگلهای خطرناکی مانند عامل توکسوپلاسموز، سلامت محیطی بوستانها را که باید بستر ایمن بازی فرزندان باشد، به مخاطره انداخته است.
در شکلگیری و تثبیت این وضعیت نامطلوب، اقدامات نسنجیدهٔ برخی شهروندان در قالب توزیع دستی پسماندها و خوراک در سطح محلات نقشی کاتالیزور ایفا میکند:
ایجاد کانونهای تجمع و جهش در زادوولد:
دسترسی بیدردسر به خوراک، نیاز طبیعی جانوران به تحرک و پراکندگی را از بین میبرد و با تمرکز پایدار آنها در بافتهای مسکونی، در شرایط فقدان مداخلات عقیمسازی، موجهای تازه جمعیتی پدید میآورد.
ناهمگونی در زنجیره زیستی و ازدیاد موشها:
تغذیه مستمر جانوران شکارچی با غذاهای در دسترس، غریزهٔ شکار موشها توسط گربهها را منفعل ساخته و از دیگر سو، بقایای چربی و غذاهای جامانده در پیادهروها و جویها، زمینه مناسبی برای تغذیه و رشد تصاعدی موشها و حشرات موذی فراهم میسازد.
آلودگی شدید معابر و بوی تعفن:
ریختن گوشت و غذای پخته در هوای آزاد، سبب تجمع زبالههای پلاستیکی و ایجاد تعفن ناشی از فساد پروتئینها شده و فضاهای مشترک شهری را به نقاطی آلوده و نامناسب برای تردد بدل میکند.
این مجموعه اقدامات در بستر شرایط معیشتی کنونی جامعه نیز با تناقضهای جدی روبهروست. در شرایطی که در شهریور ۱۴۰۵، نرخ اقلام پروتئینی اساسی نظیر ران ممتاز گوسفندی به مرز ۲ میلیون و ۹۰ هزار تومان و ماهیچه به حدود ۲ میلیون تومان در هر کیلوگرم رسیده و بسیاری از خانوادهها ناگزیر به کاهش سهم گوشت از سبد غذایی خود شدهاند، صرف هزینههای کلان فردی برای تأمین گوشت، مرغ و بستههای غذایی جانوران خیابانی توجیه منطقی و اجتماعی ندارد؛ مدیریت بقای این حیوانادروظیفه دائمی اقتصاد خانوارها نیست و باید درون برنامههای تعریفشده و نظارتپذیر قرار گیرد
برونرفت از این معضل مستلزم اقدامات نمایشی یا راهکارهای غیرانسانی نیست، بلکه ساماندهی اصولی پسماندهای شهری، اجرای مستمر برنامههای زندهگیری استاندارد، عقیمسازی فراگیر، واکسیناسیون و ممانعت قاطع از رهاسازی حیوانات دستآموز را میطلبد؛ مسیری که باید با هماهنگی دقیق شهرداریها، سازمان دامپزشکی و مراجع بهداشتی طی شود تا پیش از وقوع حوادث ناگوار، امنیت و سلامت شهروندان صیانت گردد.
🔴 بُنمایه:
درگاه تلگرامی «دادگان»
@IranDel_Channel
💢
🔴 بنیاد پژوهشی شهریار برگزار میکند:
«درسگفتارهای شاهنامه»
آموزگار:
چنگیز مولایی، استاد فرهنگ و زبانهای باستانی دانشگاه تبریز و عضو پیوستهٔ فرهنگستان زبان و ادب فارسی
نشست ششم:
سهشنبه ۱۲ آبان ماه ۱۴۰۵ خورشیدی، ساعت ۱۷
جایگاه:
تبریز، خیابان ارتش جنوبی، چهارراه باغشمال، بنیاد پژوهشی شهریار
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
🔴 نخستین اپرای ملّی جمهوری ترکیه به افتخار سفر رضاشاه پهلوی و با طرح و ابتکار شخص مصطفی کمال
فیلم سینمایی «ترانهای برای یک جمهوری» (Bir Cumhuriyet Şarkısı) محصول سال ۲۰۲۴ میلادی ترکیه به کارگردانی یاغیز آلپ آکایدین (Yağız Alp Akaydın) است. این فیلم یکی از رویدادهای مهم تاریخ روابط ایران و ترکیه را روایت میکند.
ماجرا به سال ۱۹۳۴ میلادی (۱۳۱۳ خورشیدی) برمیگردد، زمانی که رضاشاه پهلوی به ترکیه سفر کرد و در ۱۶ ژوئن وارد آنکارا شد.
مصطفی کمال برای استقبال از پادشاه ایران تصمیم گرفت کاری متفاوت انجام بدهد. او میخواست نخستین اپرای ملی جمهوری نوبنیانِ ترکیه به افتخار حضور رضاشاه ساخته و اجرا بشود.
اما نکته بسیار مهم اینجاست که طرح اصلی اُپرا را خود مصطفی کمال پیشنهاد داد و برای داستان آن، سراغ حماسهٔ ملی ایران، شاهنامهٔ حکیم ابوالقاسم فردوسی رفت.
چرا شاهنامه؟
مصطفی کمال میخواست پیوند تاریخی و فرهنگی ایران و کشور نوبنیانِ ترکیه را در قالب یک اثر هنری به نمایش بگذارد. به باور احمد عدنان سایگون (Ahmet Adnan Saygun) رهبر ارکستر و آهنگساز این اپرا، هدف مصطفی کمال این بود که اختلافات تاریخی و مذهبی دو کشور را کنار بگذارد و با تکیه بر یک اسطورهٔ ایرانی، برادری دو ملت رو یادآوری کند.
برای همین داستان فریدون و پسرانش (سلم، تور و ایرج) در شاهنامه حکیم فردوسی را مبنای طرح قرار داد و از منیر خیری اگلی (Münir Hayri Egeli) خواست متن اپرا رو بر اساس این ایده بنویسد.
اگلی بعدها روایت کرد که مصطفی کمال به او گفته بود شهروندان ترکیه (به تعبیر او، ترکها) و ایرانیها از نظر تبار و فرهنگ برادرند و باید اثری نوشته بشود که این برادری را به نمایش بگذارد.
این فقط یک پیشنهاد ساده نبود. مصطفی کمال شخصاً بر مراحل نگارش، نظارت داشت. اگلی مرتب به کاخ چانکایا میرفت و متن را به او ارائه میکرد و مصطفی کمال حتی بعضی بخشهای آن را تغییر میداد.
پس از آماده شدن متن، آهنگسازی اثر به احمد عدنان سایگون سپرده شد. آهنگساز جوان ۲۷ سالهای بود که باید در فرصتی بسیار کوتاه اپرایی تاریخی خلق میکرد.
نام این اثر اُزسوی (Öz soy) به معنی "تبار اصیل" بود. در این اقتباس از شاهنامه. اهریمن میان تور و ایرج، پسرانِ فریدون، جدایی پیاندازد اما سرانجام دو برادر دوباره یکدیگر را پیدا میکنند. تور نماد شهروندان ترکیه و ایرج نماد شهزوندان ایران معرفی میشود.
این روایت با داستان اصلی شاهنامه تفاوت بسیاری داره و آگاهانه برای نمایش برادری ایران و ترکیه تنظیم شده بود.
اینگونه بود که ۱۹ ژوئن ۱۹۳۴ برابر با ۲۹ خرداد ۱۳۱۳ نخستین اجرای اپرای ازسوی / تبار اصیل در سالن خانهٔ مردم آنکارا (Ankara Halkevi) با حضور رضاشاه پهلوی و مصطفی کمال پاشا برگزار شد. در پایان اجرا هنگامی که طبق روایت این اپرا، تور به عنوان نماد ترکیه و ایرج به عنوان نماد ایران معرفی شدند هنرمندان به مصطفی کمال و رضاشاه اشاره کردند.
نسخهای از متن اصلی اپرای سال ۱۹۳۴ با شمارهٔ آرشیوی 4255/A در کتابخانهٔ مؤسسهٔ تاریخ ترکیه (Türk Tarih Kurumu) نگهداری میشود.
@IranDel_Channel
💢
🔴 آبانروز از ماهِ آبان؛ جشن آبانگان
روز ستایش آب و آبادانی
دهم آبان در گاهشماری ایران، به نام آبان و در پیوند با آب، روزی است که در برخی روایتها و بازخوانیهای معاصر از سنتهای ایران باستان، با جشن آبانگان شناخته میشود؛ جشنی برای پاسداشت آب، سرچشمه زندگی و آبادانی در سرزمین ایران.
در جهانبینی ایرانی، آب با ایزدبانوی اَناهیتا (اَردوی سور اَناهیتا) پیوند دارد؛ ایزدبانویی که در اوستا با آبهای پاک، باروری، زایندگی و پاکیزگی شناخته میشود. ستایش او در فرهنگ ایران باستان جایگاه ویژهای داشت و معابد و نیایشگاههایی نیز به او اختصاص یافته بود. از شناختهشدهترین نمونههای منسوب به پرستش اَناهیتا در ایران میتوان به معبد آناهیتا در کنگاور و نیایشگاه آناهیتا در بیشاپور اشاره کرد.
در فرهنگ ایرانی، آب تنها عنصری برای بقا نبود؛ رودها، چشمهها و باران در شکلگیری سکونتگاهها، کشاورزی و تمدن نقشی بنیادین داشتند. احترام به آب، با اندیشهٔ آبادانی و مسئولیت انسان در برابر طبیعت پیوند خورده بود.
آبانگان یادآور رابطهٔ دیرینهٔ مردم این سرزمین با منابع طبیعی است؛ پیوندی که امروز، در روزگار کمآبی و فشار بر زیستبومها، معنایی دوباره پیدا میکند.
به امید روزی که آب در ایران، همواره مایهٔ زندگی، آرامش و آبادانی باشد.
🔴 ویدئو:
خوانشِ پدیدارشدنِ آناهیتا ایزدبانوی آبها
از یشتِ پنجم اوستا (آبانیشت) کردهٔ ۳ و ۷
در باورِ نیاکانِ ما، «اَرِدوی سورَ اَناهیتا» ایزدبانویِ آبهای روان، زایندگی و خرد است. این سرودِ ۳۵۰۰ ساله به زبان اوستایی، شکوهِ پدیدار شدنِ او را میستاید. آب در ایرانِ باستان، سرچشمهٔ زندگی و پاکی بود و آناهیتا، نگاهبانِ این داراییِ سپند. شنیدنِ این آوا، بازگشتی است به روزگارانِ اساطیریِ یک تمدنِ شکوهمند.
#مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
🎥 ایرانِ ما:
صائب تبریزی آرمیده در اصفهان و جوانان اصفهانی که گرد آرامگاهش آواز میخوانند
@IranDel_Channel
💢
🔴 نگاهی به تاریخچه و پیشینهٔ پرشکوه تئاتر در تبریز
✍️ محمدعلی غیبی
تئاتر یکی از جنبههای تمدنی هر شهر و کشوری و تجسم هنر و ذهن و اندیشهٔ مردمان آن در قالب نمایشِ زنده روی صحنه است. هنرپیشگان تئاتر با سختی تمام کار خود در مقایسه با بازیگران فیلم و سریال، عصارهٔ ذهن و فرهنگ و تمدن ملت خویش را به نمایش بینندگان گذاشته و با توانمندی ذاتی کار خود، در سیر تحول و تداوم فرهنگ و تمدن خود تأثیر بهسزایی دارند. لذا چنین توانمندی ذاتی آنها بهنوبهٔ خود میتواند بستری برای تقویت یا تضعیف جایگاه تمدن اصیل یک ملت گردد. تئاتر تبریز که با حاصل تلاش جوانان پرشور و پردانش و هنرمند تبریزی همچنان رونق خود را حفظ کردهاست، اما با این اوصاف هرازگاهی شاهد آن هستیم که جریانهایی که البته منشأ آنها نیز بر ما آشکار است، تلاش ناموفقی میکنند تا با نادیده گرفتن اصالت و ریشهها و به فراموشی سپردن عامدانهٔ پیشینیان هنر نمایش در تبریز آن را به سمتوسوی فرهنگهایی سخت مستعجل، و با استفاده از عبارات و کلماتی که تابحال در آذربایجان سابقهٔ استفاده نداشتهاند و معلوم هم نیست از کدام نقطهٔ جهان یا آسیای میانه وارد وارد میشوند بکشانند. لذا در این مجال بر خود ضروری دیدم به پیشینه و اصالت هنر نمایش و اپرت در تبریز با استفاده از مقالهٔ ارزشمندی که کریستف ورنر باعنوان «نمایش و اپرت در شیروخورشید سرخ؛ تئاتر تبریز ۱۳۰۶ تا ۱۳۲۰» در فصل نهم کتابِ «فرهنگ و سیاستهای فرهنگی در دورهٔ رضاشاه» ویراستهٔ بیانکا دوس و کریستف ورنر بپردازم.
ورنر ابتدای مقالهٔ خود را با این مطلع آغاز میکند که «در شهریور ۱۳۰۶، بهعبارت دقیقتر در شنبهشب ۱۸ شهریور ۱۳۰۶، تالار جدید و باشکوه تئاتر تبریز، شیروخورشید سرخ افتتاح گردید. جمعیت عظیم و شادمانی جمع شدهبودند که متشکل از مشاهیر محلی و اعضای برجستهٔ انجمن شهر بودند. زمانیکه پرده بالا رفت، صحنهٔ نمایش کوهها و جنگلهای ایران را نشان میداد که پر از بازیگرانی بود که لباسهای گوناگون قومی بر تن داشتند: کرد، لر، عرب و قشقایی که در ادامه به وحدت ملی میپیوستند. این تابلو همچنین سربازی تنها را نشان میداد که بر روی تپهای ایستاده و پرچم ایران را به دست دارد؛ اندکی بالاتر از او نماد مجسمی از مام میهن قرار داشت؛ او با تاجی که بر سر داشت آرامش و وقار را به فضای صحنه افزود. اجرای نمایش تصویری مام میهن یا طلوع خوشبختی ایران با نطق قاطع و پرانرژی کارگردان آن بیوکخان نخجوانی به پایان رسید که خواهان توسعهٔ فرهنگ و هنر بود و تشویق همگان را برانگیخت.»
🔴 دنبالهٔ یادداشت را در بخشِ «مشاهدهٔ فوری» بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
🔴 هدف زبان فارسی است
✍ مصطفی نصیری
آقای حسن محدثی گیلوایی، در ادامهٔ پروژهٔ فارسیستیزی و کوشش برای زدودنِ صفتِ «ملی» از آن، اینبار با استناد به کتاب دوستِ مرحوم من، آقای دکتر آذرتاش آذرنوش، حملهٔ موهنی را علیه شادروان [عبدالحسین] زرینکوب بهعنوان یکی از پایههای زبان ملی فارسی به راه انداخته و برای محکم کاری، یک عربزبانی به نام عبدالنبی قیّم، اهل ادعاهای شاذ را هم بهعنوان مورخ و فرهنگنویس عربی به میدان آورده، تا تردیدی برای کسی نماند. این عبدالنبی قیم همانی است که مدعی شده بود، کلمهٔ ایرانشهر در هیچیک از منابع کهن نیامده است، اما وقتی بالغ بر ۲۰ مورد از کاربرد ایرانشهر و ایرانشهری در آثار تاریخی، جغرافیایی، ادبی و ... را در مقالهای به نامِ «اُمّیهای مُدرن» برایش ردیف کردیم، نزدیک به یک دهه است، تلاش میکند خود را به ندیدن بزند. باری عبدالنبی قیم هم که علیالظاهر به عنوان یک مورخ و فرهنگنویس عربزبان وارد این معرکهگیری علیه زرینکوب و زبان فارسی شده، و ظاهراً باید تاریخ طبری را ازبر باشد، به همان قول دکتر آذرنوش بسنده کرده و جرأت نکرده تکلیفش را با تاریخ طبری روشن کند.
البته در تاریخ طبری جملهٔ صریحی در این باره وجود ندارد. اما ادعای آقای زرینکوب درست و دقیق، و مبتنی بر برداشتی از فرازهایی از تاریخ طبری است. علاوه بر دو موردی که جناب آقای جباری از تاریخ طبری/ بلعمی ارائه کردهاند، یک مورد را نیز من از متن خود تاریخ طبری اضافه میکنم که مورد کشته شدن مروان حمار است. به نوشتهٔ طبری، گروهی که در جنگ نهایی بر سر راهِ مروان آخرینِ خلیفهٔ اموی قرار گرفته بودند، بسیار اندک بودند و میترسیدند که توسط سپاه مروان قلعوقمع شوند. اما یکی از آنها، سخن بکیر بن ماهان را به یاد آورد که گفته بود، شما با تکرار شعارِ «دهيد جوانکثان» پیروز میشوید.
من معنی این جملهٔ فارسی را نمیدانم و به ترجمهٔ فارسی تاریخ طبری هم دسترسی ندارم تا بدانم مترجم محترم فارسی، از این جمله چه فهمیده است. اما اینکه سپاه خراسان در هنگامهٔ جنگ که منجر به شکست بنیامیه شد، برای تقویت روحیه و انگیزه خود، از شعاری فارسی استفاده کردهاند، تردیدی نیست.
بر آقای عبدالنبی قیّم بهعنوان یک عوام، حرجی نیست، اما آقای محدثی به عنوان یک جامعهشناس (احتمالاً با گرایش تاریخی) برای رد نظر زرینکوب، بهجای حواله دادن به مرحوم آذرنوش، خود باید مستند نشان میداد که بهلحاظ اجتماعی، مردم خراسان در اواخر سدهٔ اول و یا اوایل سدهٔ دوم هجری، نمیتوانستند فارسیزبان باشند، و در نتیجه سپاه خراسان هم نمیتوانست فارسیزبان باشد. البته نیازی به یادآوری نیست که بحث بر سر فارسیزبانی اکثریت سپاه خراسان است، نه همهٔ آنها علیالاطلاق.
سغناقی از نویسندگان سده (هفتم هجری) در کتاب النهایه فی شرحالهدایه، در باب نماز و جواز گزاردن آن به زبانهای غیرعربی، نوشته است که ابوحنیفه (۸۰ تا ۱۵۰ ه.ق) فتوای گزاردن نماز به زبان فارسی [فقط به فارسی] را صادر کرده بود. (ص ۲۹۵). همو نوشته که جمعی از اهل خراسان در استفتائی از ابوبکر محمد بنفضل (متوفای ۴۱۳ ه.ق در بلخ)، نوشته بودند که آموزش به زبان تازی برای کودکان ما دشوار است. آیا میتوانیم آموزش آنها را با زبان فارسی انجام دهیم (ان الصبیان في زماننا شقّ عليهم التعلم في اللغة العربية. هل يجوز لنا ان نعلمهم بالفارسية؟ همان، ص).
وقتی زبان عامهٔ مردم هیچگاه در شهرهای ایران، عربی نشده بود، آیا فارسیزبان بودن اکثریت سپاه ابومسلم خراسانی، جای تعجب و انکار دارد؟!
البته که مسئلهٔ محدثی و قیّم و ... زرینکوب نیست، بلکه زبان فارسی به عنوان زبان ملّی ایرانیان است که همچون «ملاتی»ی همهٔ ایرانیان را بهمثابه آجرهای «کاخِ بلند» ایران بههمدیگر جوش داده و محکم کرده است.
🔴 بُنمایه:
درگاه تلگرامی «تأمّلاتی دربارهٔ ایران»
@IranDel_Channel
💢
🔴 در تکمیلِ یادداشتِ «از پورپیرار تا محدّثی»
✍️ احمد بستانی
پس از جستجو مشخص شد مرحوم زرینکوب مرقوم کرده است:
«بعضی چنان با زبان و فرهنگ ایرانی خو گرفته بودند که در سپاه ابومسلم مثل سایر ایرانیها به فارسی سخن میگفتند.»
این نقل دقیقاً منطبق است با آنچه طبری آورده است۔ دکتر حسن محدثی که مثلاً مدعی کار دانشگاهی است به سخنان شخصی دیگر که در بیانصافی و کمسوادی دستکمی از خودش ندارد اتکا کرده و دکتر زرینکوب را دروغگو خوانده بود۔
اکنون دو نکته روشن شد: نخست، این دو نفر با اصول سادهٔ تحقیق و پژوهش، درحد مراجعه به صفحات یک کتاب و چک کردن مطلب آشنایی ندارند۔
دوم هر دو انسانهایی دروغگو هستند.
امیدوارم این ماجرا درس عبرتی برای خودشان بشود (که نخواهد شد) و ازین پس درباب بزرگان، با ادب و احتیاط سخن بگویند۔ همچنین امیدوارم برای مخاطبان سادهلوحی که دخیل به ضریح این اشخاص مغرض بستهاند میزان حسننیت و صدقِ دیگر دعاوی اینان روشن شده باشد۔
@IranDel_Channel
💢
🔴 از پورپیرار تا محدثی
✍️ احمد بستانی؛ پژوهشگر اندیشهٔ سیاسی و عضو هیئت علمی دانشگاه خوارزمی
آقای دکتر حسن محدثی، جامعهشناس برجستهٔ معاصر (که تنها در یکی از مطالعاتِ جامعهشناسانهاش موفق به اثبات این شده است که زندهبهگور کردن دختران توسط اعرابِ جاهلی و آدمخواری اسکیموها را نباید تقبیح کرد چون ابتکار آنها برای کنترل جمعیت بوده است!)، به تازگی در صفحات مجازی خود مرحوم دکتر [عبدالحسین] زرینکوب را به "دروغگویی" متهم کرده است؛ به این بهانه که چرا در کتاب "تاریخ ایران بعد از اسلام" ازقول طبری نوشته است سپاهیان ابومسلم خراسانی به فارسی سخن میگفتهاند. البته این استاد جامعهشناسی خودش توان تحقیق مستقل نداشته است و صحت و سقم مطلب را به اقتراحِ عمومی گذاشته است، مگر جوانمردی پیدا شود و منابع را به جای ایشان بخواند و دروغگویی مرحوم زرینکوب را به هرطریقی اثبات کند. با این وجود، او در بستن صفت دروغگو به زرینکوب آنقدر عجله داشته است که حتی چند ساعت هم منتظر تحقیق دیگران نمانده است که متوجه شود یکی از دوستان خودشان، آقای دکتر اکبر جباری، صحتِ دستکم بخشی از ادعای مرحوم زرینکوب را در یادداشتی کوتاه نشان دادهاست. البته خود آقای محدثی نه متن زرینکوب را دیده است و نه متن طبری را. ایشان در حقیقت از قول شخصی دیگر، که رزومهاش نوشتن یک فرهنگ واژگان عربی به فارسی است (که در جای دیگری باید دقت آن به جد بررسی و نقادی شود) و اصلاً تخصصی در تاریخ ندارد، این ادعا را نقل کرده است. باز جالبتر اینجاست که این شخص دوم هم خودش زحمت بررسی مستقل موضوع را به خود نداده است، بلکه با توسل به قولی از مرحوم استاد آذرتاش آذرنوش که در کتاب خود مرقوم کردهاند «من این روایت را در کتاب طبری نیافتم»، به دروغگویی زرینکوب حکم داده است.
کسی که با آداب نقد علمی آشنا باشد، مانند استاد آذرنوش، مینویسد «من نیافتم»: مدعا را جدی میگیرد، آن را نقد میکند ولی باز پرونده را نمیبندد و راه بحث و فحص بیشتر را باز میگذارد. اما کسی که با الفبای کار علمی و آکادمیک آشنا نیست، بی آنکه حتی زحمت چند ساعت تحقیق و سنجشگری به خود بدهد، پژوهشگری باتجربه چون زرینکوب را، که به تقیدات اخلاقی و پایبندی به اصول علمی شهره بود، به دروغگویی متهم میکند۔ در بهترین حالت، فردی که چنین تهمتی میزند، نمیداند که دروغگویی یک نسبت اخلاقی است و نه علمی۔ چنین کاری مستلزم علم و احاطهٔ کامل به نیت اشخاص است که در اختیار ما نیست و حتی اگر باشد هم شأن کار علمی چنین اجازهای را به ما نمیدهد. به بیان دیگر، حتی اگر مرحوم زرینکوب ادعایش با واقعیت سازگار نبوده باشد (که به هر حال این دو نفر توان تشخیصش را نداشتهاند و خود به نقل قولی از استاد آذرنوش متوسل شدهاند)، باز به معنای این نیست که زرینکوب دروغگوست بلکه به این معناست که او برخطاست.
اما واضح است که هدف چنین افرادی اساساً نقد علمی نیست۔ توهین به شخصیت زرینکوب به دلیل علاقهای است که او به ایران داشت وگرنه اصلاً چه اهمیتی دارد که سپاهیان ابومسلم به چه زبانی سخن میگفتهاند؟ البته این دو نفر که به زرینکوب نسبت دروغگویی دادهاند، در ایرانستیزی و توهین به خادمان فرهنگ ایرانی رهروان نهچندان مستعد راه یک تودهای بیوطن به نام ناصر بناکنتده (که به خودش نام پورپیرار نهاده بود) هستند که خود کلکسیونی از رذایل بود و در سراسر عمرِ بیبرکتش هیچ فرصتی برای ایرانستیزی را، از نوکری شوروی تا مداحی صدام و حزب بعث، از دست نداد. او البته برخلاف رهروانش حوصله خوبی برای نوشتن داشت و چرندیاتی بافت و دفترهایی سیاه کرد که تقریباً هرچه ایرانستیزان و قومگرایان بعدی در حمله به کوروش و زرتشت و فردوسی و زبان فارسی گفتهاند ریشه در آن نوشتهها دارد۔ جالب اینجاست او هم مانند پیروانش سرشار از توهم دانایی ولی از درون انسانی تهیمغز و کمسواد بود. از جمله به استاد آذرنوش که عربیدانی کمنظیر بود طعنه میزد و برای تحقیر و بیمایه خواندن زبان فارسی به زبان عربی آویزان میشد، در حالی که درحد یک نوآموز هم صرف و نحو عربی بلد نبود و در یکی از نوشتههای خود که قصد داشت با اظهار لحیه برتری زبان عربی را ثابت کند، تنها موفق شد ثابت کند که از تشخیص ریشهٔ واژگان سادهٔ عربی هم عاجز است!
از پورپیرار جز نامی زشت برجای نماند و امروز جز تجزیهطلبان بیاستعداد کسی از او و نوشتههای مضحکش یادی نمیکند۔ سرنوشت دیگر ایرانستیزان و مدعیاتشان نیز البته جز این نخواهد بود.
@IranDel_Channel
💢
🎥 استوانۀ کوروش چگونه کشف شد؟
گفتوگو با شهرام جلیلیان به مناسبت روز بزرگداشت کورُش بزرگ
هفتم آبان در گاهشمارِ غیررسمی ایرانیان روز بزرگداشتِ کورُش بزرگ نامیده شده و هر ساله ایرانیان در صدد بزرگداشت این روز هستند. در این راستا، دکتر شهرام جلیلیان، استاد تاریخ ایران باستان دانشگاه شهید چمران اهواز، در گفتگو با آسیانیوز ایران به بررسی ۷ آبان و استوانهٔ کورُش بزرگ پرداخت.
🔴 خلاصۀ گفتوگو را از اینجا بخوانید.
@IranDel_Channel
💢
🔴 نیما عظیمی روزنامهنگار تبریزی در گفتوگو با انصافنیوز: شعار تماشاچیان تراکتور قومگرایانه بود و خطرناک!
«آستارام، حیرانِم، گوزل آذربایجانِم» (آستارای من، حیران من، آذربایجان زیبای من) جدا از تمام فحاشیهای هر دو گروهِ هواداران در بازی انجام نشدهٔ ملوان و تراکتور، به شکلِ دیگری مورد توجه قرار گرفت. گروهی این شعار بخشی از هواداران تیم تراکتور تبریز را یادآور ایدههای تجزیهطلبان دانستهاند. انصاف نیوز با نیما عظیمی، روزنامهنگار اهل تبریز دربارهٔ همین موضوع مصاحبه کرده است.
نیما عظیمی، سردبیر وطن یولی که پیش از این نیز به رفتارهای قومگرایانهٔ بخشی از هواداران تیم تراکتور تبریز واکنش نشان داده در مقدمهٔ سخنانش گفت که فحاشی در ورزشگاههای ایران متأسفانه پدیدهای رایج است، اما از نظر او نمیتوان همه شعارهای مطرحشده در این فضا را در همین چارچوب بررسی کرد.
او شعارهای مربوط به آستارا و آذربایجان را دارای معنایی فراتر از تشویق فوتبالی دانست و آنها را در پیوند با تحولات سیاسی منطقه و پیدایش جریانهای ناسیونالیستی ترکیه در اواخر قرن نوزدهم ارزیابی کرد.
● تغییر شکل جریان قومگرایی در میان هوادارنماهای تراکتور
عظیمی با اشاره به سابقهٔ این شعارها در میان بخشی از هواداران تیم تراکتور گفت این جریان از حدود ۱۰ تا ۱۵ سال پیش و همزمان با حضور این تیم در لیگ برتر، در میان بخشی از هواداران آن بروز پیدا کرده است.
او برای توضیح دیدگاه خود به نمونههایی از شعارها و رفتارهای گذشته اشاره کرد؛ از جمله استفاده از عبارت «خلیج ع ر ب ی»، شعار «مرگ بر فارس»، توهین به کوروش بزرگ و نصب بنری با مضمون «آذربایجان ج*نوبی از ایران نیست».
به گفتهٔ عظیمی، اصطلاح «آذربایجان ج*نوبی» در ادبیات جریانهای پانترکیست به مناطق آذربایجان در ایران اشاره دارد و او معتقد است استفاده از این عبارت را باید در چارچوب سیاستهای هویتی و منطقهای بررسی کرد. او همچنین مدعی شد این اصطلاح در کتابهای درسی جمهوری باکو نیز به کار رفته است.
این فعال رسانهای در پاسخ به این پرسش که آیا چنین رفتارهایی در سالهای اخیر کمرنگ شدهاند، گفت «جریان قومگرایی از میان نرفته، بلکه شیوهٔ بروز آن تغییر کرده است». به اعتقاد او، برخوردهای انتقادی با برخی شعارهای پیشین موجب شده است این جریان شکل دیگری از بیان مواضع خود را دنبال کند.
عظیمی در ادامه به اظهارات محمد حسننژاد، نمایندهٔ باشگاه تراکتور در برنامهٔ «فوتبال برتر شبکهٔ سه سیما»، اشاره کرد که شعارهای هواداران تیم تراکتور را نژادپرستانه ندانسته بود.
او در واکنش به این موضع تأکید کرد که از نظرش، شعار «آستارام، حیرانیم؛ گوزل آذربایجانیم» را نمیتوان صرفاً یک شعار فوتبالی دانست.
عظیمی گفت این اظهارات را با اطلاع از موضوع مطرح میکند و معتقد است افرادی که چنین شعارهایی سر میدهند، لزوماً نمایندهٔ همه هواداران تراکتور نیستند.
او تاکید کرد بخشی از افرادی که این شعارها را سر میدهند، هوادارنما هستند و نباید رفتار آنها را به همهٔ هواداران تیم تراکتور تبریز تعمیم داد.
عظیمی با اشاره به شعار خاصی که در بازی ملوان و تراکتور گفته شده گفت: «به چه حقی در قانون تقسیمات کشوری دخالت میکنید؟» او گفت همهٔ ایرانیان در شکلگیری هویت ملی مشترک سهیماند و طرح چنین شعارهایی میتواند شکافهای قومی را برجستهتر کند.
او همچنین با اشاره به موقعیت جغرافیایی آستارا و منطقهٔ حیران، معتقد بود پیوند دادن این مناطق با یک هویت سرزمینی فراتر از مرزهای ایران میتواند حامل دلالتهای سیاسی باشد. عظیمی این تحلیل را در ارتباط با جریان پانترکیسم میدانست.
● گروه تروریستی گرگهای خاکستری و ایدهٔ «جهان تُرک»
بخش دیگری از این گفتوگو به سازمان موسوم به «گرگهای خاکستری» اختصاص داشت. عظیمی این جریان را در پیوند با پانترکیسم دانست و گفت برخی از این گروه افراطی و تجزیهطلب نقشهای به نام «جهان ترک» را دنبال میکنند، نقشهای که حتی رجب طیب اردوغان نیز آن را نمایش داده است.
به گفتهٔ عظیمی، در تصور سیاسی این جریان محدودهای فراتر از مرزهای فعلی ترکیه و جمهوری باکو بهعنوان سرزمین «تُرکها» در نظر گرفته میشود. او همچنین نمادی که برخی از هواداران این جریان بهعنوان نماد گرگهای خاکستری با دست نشان میدهند را تروریستی دانست.
عظیمی با اشاره به محدودیتها و برخوردهایی که در برخی کشورها با این جریان صورت گرفته است، این نماد را نیز بخشی از هویت سیاسی آن دانست.
🔴 پوشهٔ شنیداری این گفتوگو را از «اینجا» بشنوید.
🔴 این گفتوگو را میتوان در «آپارات» و «یوتیوب» نیز دید.
@IranDel_Channel
💢
🔴 مطالعاتِ تطبیقی در شاهنامهشناسی؛
کلاس دوم: فردوسی و داستایفسکی
آموزگار: جواد رنجبر درخشیلر
۳۰ جلسهٔ یکساعته
با مشارکت علمی اعضای کلاس
یکی از دغدغههای این کلاس، مطالعهٔ تطبیقی شاهنامه و دیگر آثار ادبی مهم جهان است.
نخستین مطالعهٔ تطبیقی بین خیام و فردوسی در نه کلاسِ یکساعته انجام شد.
مطالعهٔ تطبیقی دوم بین رماننویس بینظیر، داستایفسکی و فردوسی در سی کلاس یکساعته اتفاق افتاد. دورهٔ دوم بر اساس تجربههای دورهٔ نخست برگزار خواهد شد.
در این دوره
نخست: مختصری دربارهٔ شاهنامه، متنهای حماسی و زمانهٔ فردوسی و اهمیت متنهای حماسی در توضیحِ دورههای تاریخی
دوم: مختصری دربارهٔ داستایفسکی، آثار و زمانه و کشورش.
سوم: دربارهٔ شباهتها و تفاوتهای اندیشه و زبان و روزگار این دو شخصیت بینظیر.
مشارکت علمی اعضای کلاس: ثبتنامکنندگان میتوانند در موضوع کلاس، مطلبی را تدوین و ارایه کنند.
شروع دوره: ۲۴ آبان ۱۴۰۵ خورشیدی
🔴 برای کسب اطلاعات بیشتر و برای ثبتنام در دوره به حساب زیر در تلگرام پیام دهید:
@aknaserionline
درگاه تلگرامی «ملیگرایی ایرانی / شاهنامهپژوهی»
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
🎥 گلستانخوانی در بازار تبریز
سخندانِ پرورده پیرِ کهن
بیندیشد، آنگه بگوید سخن
...
مجالِ سخن تا نبینی ز پیش
به بیهوده گفتن مبر قدرِ خویش
پشت هر دکّان قدیمی در بازار تاریخی تبریز، یک قصهٔ شنیدنی خوابیده است، اما قصه حجرهای که عطر نباتش با ابیاتِ ناب از ادبیات کهن ایران گره خورده، از جمله روایتهایی است که روح بازار را زنده نگه میدارد!
صاحب این دکّان باصفای چای، قند و نبات، جناب آقای «رضا قیچیساز» است؛ مرد خوشمشربی که همکلام شدن با او مثل ورق زدن یک دیوان شعر است. محال است پای صحبتش بنشینید و لابهلای حرفهایش گریزی به اشعار مولوی و حافظ و حکایتهای گلستان سعدی نزند.
شگفتی این دکّان فقط در شعر و نبات نیست! این پیرمرد خوشبیان و آرامِ بازار تبریز، پدر «عظیم قیچیساز» است، از قهرمانان بیبدیل کوهنوردی.
@IranDel_Channel
💢
🎥 گفتگوی احسان هوشمند جامعهشناس و پژوهشگر مطالعات قومی ایران با یک رسانهٔ اینترنتی دربارهٔ مباحث قومی ایران
🔴 بخش دوم گفتگو را از «اینجا» ببینید.
@IranDel_Channel
💢