772
گفتارِ گاه و بیگاه من در خلوتم و در درستخوانی شعر کهن ارسال پیام: @Saayeash
🔅به فرهنگ باشد روان تندرست
🔸ایران سرزمینی است کهن، سرشار از نیکیها و مردمانی نجیب که ستایشگر داد و دانش و راستی و نکوهشگر ستم و دروغ و دشمنی بودهاند. باید از ایران گفت و نوشت. باید زبان فارسی، این سرمایۀ جاودان ایرانی را پاس داشت و برای گسترش آن دریغ نکرد. باید فرزندان کشور را با بزرگمهرها، فردوسیها و ابنسیناها آشنا کرد. اگر ایدۀ ایران به میان مردم و سیاستگذاران کشیده شود، امنیت و منافع ملی معنا میشود. ایران و داشتههای تاریخی و فرهنگی آن را دوست بداریم.
فهرست زیر ازجمله دغدغهمندان مستقل برای رسیدن به این هدفاند. با پیوستن به آنها به توسعۀ فرهنگی در جامعه یاری رسانیم.
💧تدریس مکاتب فلسفی و روانی
💧یافتههای مهم روانشناسی
💧موسیقی سنتی (تکنوازی سنتور)
💧جملگی روانکاوی
💧کتاب گویا (لذت مطالعه با چشمان بسته)
💧صادق هدایت
💧زین قند پارسی
(درست بنویسیم، درست بگوییم).
💧کتابخانه بزرگ ادیان و فرهنگ باستان
💧دکتر محمّدعلی اسلامینُدوشن
💧باغ سبز مولانا (زهراغریبیان)
💧رازها و نمادها و آموزههای شاهنامه
💧بهترین داستانهای کوتاه جهان
💧رمانهای صوتی بهار
💧کتابخانهٔ ادب و فرهنگ
💧حافظ/ خیام (صوتی)
💧خردسرای فردوسی
(آینهای برای پژواک جلوههای دانش و فرهنگ ایران زمین).
💧بنیاد فردوسی خراسان
(كانون شاهنامه فردوسی توس).
💧سرو سایـهفکن
(رسانهای برای پاسداشت زبان و ادبیات فارسی).
💧شرح غزلیات سعدی با امیر اثنیعشری
💧موسسه پژوهشی چراغداران
میراث دیجیتال و حافظه فرهنگی فارسی زبانان
💧حافظخوانی با محمدرضاکاکائی
💧شرح بوستان سعدی با امیر اثنی عشری
💧شاهنامه کودک هما
💧مأدبۀ ادبی، شرح کلیله و دمنه و آثار ادبی فارسی (رسانۀ دکتر محمّدامین احمدپور).
💧ستیغ، خوانش اشعار حافظ و سعدی و...(رسانه سهیل قاسمی)
💧تاریخ، فرهنگ، هنر و ادبیات ایران زمین
💧شاهنامه برای کودکان
(قصه های شاهنامه و خواندن اشعار برای کودکان و نوجوانان)
💧گاهگفـت
(دُرُستخوانیِ شعرِ کُهَن)
💧کتاب گویای ژیگ
💧سفر به ادبیات
(مرزباننامه و گلستان، تکبیتهای کاربردی )
💧استاد بهرام بیضایی (آرشیو)
💧ملیگرایی ایرانی/شاهنامهپژوهی
💧تاریخ نگار (روایتی متفاوت از تاریخ ایران)
💧کانون پژوهشهای شاهنامه
(معرفی کتابها و مقالات و یادداشتها پیرامون شاهنامه).
💧هفت هزار سالگان
💧انجمن دوستداران شاهنامه البرز (اشا)
💧فرهنگ یاریگری، توسعۀ پایدار و زیست بومداری
💧رهسپر کوچۀ رندان
(بررسی اندیشۀ حافظ).
💧حماسهسرای آرخش؛
خانۀ فرهنگ، حماسه و زبانهای ایرانی
💧کتابخانهٔ نسخ خطی سپهسالار
💧تاریخ روایی ایران
💧سخن و سخنوران
(سخنرانی و گفتگوهای نایاب نام آوران وطن فارسی).
💧کتاب و حکمت
💧تاریخ میانه
💧زبان شناسی و فراتر از آن (درگاهی برای آموختن دربارۀ زبانها و فرهنگها).
💧خواندن و شرح تاریخ عالمآرای عبّاسی (میلاد نورمحمدزاده).
💧هزار بادهٔ ناخورده (یادداشتهای امیرحسین مدنی دربارۀ ادبیات و عرفان).
💧شرح کلیات سعدی
(تصحیح و طبع شادروان محمدعلی فروغی).
💧انجمن شاهنامهخوانی هما
(خوانش و شرح بیتهای شاهنامه).
💧نقش بر آب (یادداشتهای ادبی و تاریخی دکتر حامد خاتمیپور)
☔️کانال میهمان:
💧یادداشتهای دکتر سید احمدرضا قائم مقامی
☔️هماهنگی برای شرکت در تبادل
@alireza_heidaree
این پست، تبادلِ لینک یا تبلیغات نیست.
معرفیِ رسانهی دوستی است که خودِ من از ایشان بسیار آموختهام در فن بیان و گویندگی.
کانال آموزشی رایگان
فن بیان
و مهارتهای ارتباطی
@FaneBayan_Mitra
خانم میترا اللهیاری
دقیق، مهربان، وارد
مهارتهای ارتباطی و فنِ بیان خیلی مهم است. نهتنها برای کسانی که دوست دارند دوبله کنند، شعر بخوانند یا کتاب صوتی بگویند، برای همه.
مهارتهای کاربردی برای این که بهتر حرف بزنیم، در شغلمان به واسطهی بیانِ نافذمان بهتر باشیم، با دیگران بهتر ارتباط بگیریم، حرفهایمان در دلمان نمانَد، در قانع کردنِ دیگران و بیانِ نظرمان بهتر عمل کنیم، ...
سخن و گفتار خیلی مهم است.
همه، آدمِ خوشصحبت را دوست دارند.
آدمهای خوشصحبت، خوشحالتر اند فکر کنم! خودشان هم خودشان را بیشتر دوست دارند. غمِ آن نمیخورند که «چیزی که توی دلم بود را نتوانستم بگویم»
@FaneBayan_Mitra
اِبریق: نوعی ظرف سفالی یا بلوری لولهدار و دارای دسته که در آن آب یا شراب میریختند.
- چنانم کرد آن ابریقِ پُر می
که چندین خنب بشکستم من امروز
#مولوی
#ابریق
#ظروف
#تصویر_مفهومی
@OnlineHafez | حافظ و من 🌱
.
ابیات زیر به کاربرد شیشه برای بادهنوشی اشاره دارد:
- آنکه مدام شیشهام از پیِ عیش داده است
شیشهام از چه میبرد پیشِ طبیب هر زمان ۳۸۲
- مفروش به باغِ ارم و نخوتِ شداد
یک شیشه می و نوشلبیّ و لبِ کِشتی ۴۳۶
- که ای صوفی! شراب آنگه شود صاف
که در شیشه برآرد اربعینی ۴۸۳
شیشه: مجاز از ظرف شیشهای که در آن شراب باشد.
(در غزل ۳۸۲، شیشه در مصرع دوم در معنی قاروره به کار رفتهاست.)
#شیشه
#قاروره
#ظروف
@OnlineHafez | حافظ و من 🌱
.
بُلبُله: نوعی ظرف لولهدار شراب که هنگام ریختن می صدایی از آن خارج میشود.
- شده بلبله بلبلِ انجمن
چو کبکِ دری قهقهه در دهن
#نظامی
#بلبله
#ظروف
#تصویر_مفهومی
@OnlineHafez | حافظ و من 🌱
.
کلمهی بط ۱بار در دیوان حافظ به کار رفتهاست:
- صفیرِ مرغ برآمد بطِ شراب کجاست؟
فغان فتاد به بلبل نقابِ گل که کشید؟ ۲۳۹
(در مورد قدمت و صحت تصویر اطمینان ندارم، تزئینی است.)
#بط
#ظروف
#تصویر_مفهومی
@OnlineHafez | حافظ و من 🌱
.
قدح: ظرفی که در آن چیزی بیاشامند، ساغر، پیاله، کاسهی بزرگ که دو کس را سیراب کند.
- قدح به شرطِ ادب گیر زآن که ترکیبش
ز کاسهی سرِ جمشید و بهمن است و قباد ۱۰۱
#قدح
#ظروف
#تصویر_مفهومی
@OnlineHafez | حافظ و من 🌱
.
کلمهی قَرابه ۲بار در دیوان حافظ به کار رفتهاست:
- در عهدِ پادشاهِ خطابخشِ جُرمپوش
حافظ قرابهکش شد و مُفتی پیالهنوش ۲۸۵
- صوفی پیالهپیما حافظ قرابهپرهیز
ای کوتهآستینان! تا کی دراز دستی؟ ۴۳۴
قَرابه: قسمی شیشهی شکم فراخ که گنجایش چندین لیتر مایعات دارد.
#قرابه
#ظروف
#تصویر_مفهومی
@OnlineHafez | حافظ و من 🌱
.
پاییز پارسال به یاری کتابخانه احمدی شیراز، قدیمیترین کتابفروشی فعّال استان فارس (از ۱۲۸۵ خورشیدی) مصاحبهئی با نشریه خبر جنوب داشتیم با عنوان «دیوان حافظ ۸۰۱ فرصتی تازه برای بازخوانیِ حافظ».
روزهای بدی به چاپ رسید که اینترنت قطع بود و ما آشفته و خشمگین و غصّهدار.
پنج ماهی گذشته و البته ما آشفته و خشمگین و غصّهدار.
عرض ادب و احترامی باشد برای دستاندرکاران این نشریهی محترم، بهویژه جناب امیرهمایون یزدانپور هنرمند پیشکسوت گویندگی، که شنیدن صدای ایشان و مصاحبت ایشان جزو افتخارات من است؛ و دوستان گرامی کتابخانه احمدی شیراز که زحمت پخش این کتاب در جنوب کشور بر دوشِ ایشان است.
با احترام
سهیل قاسمی
@Setiq
#معنا_شناسی_واژه
#خود_فروشی
#بخش_اول
✳️ «بازار خودفروشی» با عنوان اصلی Vanity Fair مهمترین اثر ویلیام تکری، نویسندهٔ انگلیسی است. از میان نویسندگان انگلیسی عصر ویکتوریا، تنها دیکنز مقامی والاتر از تکری یافته است. تکری که زادهٔ هندوستان است، نویسندهای خوشفکر، نقاد و باریکبین بهشمار میآید و اثر ماندگار او، بازار خودفروشی هنوز هم به عنوان منبع آموزشی در دانشگاهها خوانده و بررسی میشود، همچنان که برداشتهای آزاد بسیاری از این اثر بهصورت فیلم و نمایشنامه نیز ساخته شده است.
این اثر توسط مترجم خوشنام و فرزانه، جناب منوچهرخان بدیعی به فارسی ترجمه شدهاست. در آغاز کتاب توضیحات جالبی دربارهٔ چگونگی برگزیدن عنوان کتاب آمده است که با هم میخوانیم:
@molavi_asar_o_afkar
@makhzanenokatenegarshi_virayashi
👇👇👇👇
🎧 داستانهای شاهنامهی #فردوسی
به روایت دکتر #محمدجعفر_محجوب
هشت ساعت درسگفتار شنیدنی
(بهصورت کامل و یکپارچه)
📚@FarhangDoostan
@Gaahgoft
▪️آنچه او میپزد، همه خام است
تخم بیداد، بدسرانجام است
#نظامی گنجوی
هفت پیکر
#ایران_زمین
@Gaahgoft
خطابه
وقتی که شما از کشتنِ ما فارغ شدهاید
وقتی که دیگر پاهای ما از چوبهی دار آویزان نیست
وقتی که در برابر جوخههای اعدام دیگر چشمِ بستهای نیست
شما چه خواهید کرد ای جلادان عالیمرتبهی من!
ای جلادانِ عالیمرتبهی من!
ای جلادانِ عالیمرتبهی من!
وقتی که ما را دسته دسته چال کنند
وقتی که ما دیگر اعتراف نمیتوانیم کردن
وقتی که نه ناخن، نه دندان، نه پا و نه دستی از ما باقی است تا شما را سرگرم کند
شما چه خواهید کرد ای جلادان عالیمرتبهی من!
ای جلادانِ عالیمرتبهی من!
ای جلادانِ عالیمرتبهی من!
تمام قدرت پیامبری و پیشبینی انسان، به شما که میاندیشد، عقیم میشود
انسان در برابر شما میپژمرد، مثل گلی که به ناگهان بپژمرد
به ما بگویید
وقتی که ما مردهایم و شما هنوز زندهاید
شما چه خواهید کرد ای جلادان عالیمرتبهی من!
ای جلادانِ عالیمرتبهی من!
ای جلادانِ عالیمرتبهی من!
ظلالله
رضا براهنی
#براهنی
@Setiq
این دوتا CD را در سال ۱۳۸۶ از یک نوجوان دستفروش به قیمت ده هزار تومان خریدم.
@OnlineHafez | حافظ و من 🌱
.
«نرگسین قبا یک نوع لباس است. قبای نرگسی، کمربند مخصوص به خود دارد که از داخل خود لباس رد میشود و دو سر کمربند مذکور گاهی با گلابتون و گاهی با ابریشم تزیین میشود؛ به این کمربند «قصب» گویند و زینت قبای مذکور با این کمربند است و دلیل این که این قبا را نرگس گفتهاند این است که یقه آن کنگرهای بوده مانند دور گلبرگهای نرگس»
#قصب
#قبای_نرگسی
#تصویر_مفهومی
تصویر با هوش مصنوعی ساخته شدهاست.
@OnlineHafez | حافظ و من 🌱
.
🔸گزیده از گفتارهی
حماسهی ایرانی: حماسهی انسانی
#شاهنامه
#فردوسی
#نانوشته
#ایرانزمین
#حافظ
#اختلاف_نسخه_ها
#سایه_اش
@Gaahgoft
سلام دوستان
روز و روزگار به خیر
به نظر میاد ابریق، علاوه بر ظرف بادهنوشی، هم وسیلهای برای وضو گرفتن بوده و هم وسیلهای برای طهارت (لولهین).
از اونجایی که من تاریخ و سیر تغییرات واژگان رو نمیدونم که اصل یک واژه به چه معنیای بوده و در گذر زمان چه تغییراتی کرده (و این کار نیاز به تحقیق داره) دربارهی ابریق هم نمیشه با قطعیت گفت که این واژه صرفا ظرف بادهنوشی بوده.
لطفا به این موضوع دقت کنید چون ظاهرا هر ابریقی، ابریق شراب نیست.
#ابریق
خلاصهش اینکه:
در یک دورهای شراب میریختن تو ابریق، در یک دورهای آب میریختن تو ابریق برای دستشستن و وضوگرفتن، در یک دورهای هم برای طهارتگرفتن ازش استفاده میکردن..
کلمهی زجاج/زجاجی ۳بار در دیوان حافظ به کار رفتهاست:
- اساسِ توبه که در محکمی چو سنگ نمود
ببین که جامِ زجاجی چه طُرفهاش بشکست ۲۵
- جمالِ دخترِ رز نورِ چشمِ ماست مگر
که در نقابِ زجاجیّ و پردهی عنبیست ۶۴
- چرا همیشکنی جانِ من ز سنگدلی
دلِ ضعیف که باشد به نازکی چو زجاج ۹۷
زجاج: شیشه، آبگینه
#زجاجی
#ظروف
@OnlineHafez | حافظ و من 🌱
.
آبگینه: شیشهی شراب
بیا به شامِ غریبان و آبِ دیدهی من بین
به سان بادهی صافی در آبگینهی شامی ۴۶۹
(تصویر ظرف شیشهای با قدمت ۱۲۰۰سال)
#آبگینه
#ظروف
#تصویر_مفهومی
@OnlineHafez | حافظ و من 🌱
.
ابیات زیر به کاربرد کاسه برای بادهنوشی اشاره دارد:
- خیز و در کاسهی زر آبِ طربناک انداز
پیشتر زانکه شود کاسهی سر خاک انداز ۲۶۴
- ساقی به صوتِ این غزلم کاسه میگرفت
میگفتم این سرود و میِ ناب میزدم ۳۲۰
- روزی که چرخ از گلِ ما کوزهها کند
زنهار! کاسهی سرِ ما پر شراب کن ۳۹۶
#کاسه
#ظروف
#تصویر_مفهومی
@OnlineHafez | حافظ و من 🌱
.
واژهی کشتی ۴بار در دیوان حافظ به کار رفتهاست:
- حافظ! از دست مده دولتِ این کشتیِ نوح
ور نه طوفانِ حوادث ببرد بنیادت ۱۸
- بیا و کشتیِ ما در شطِ شراب انداز
خروش و ولوله در جانِ شیخ و شاب انداز
مرا به کشتیِ باده درافکن ای ساقی!
که گفتهاند نکویی کن و در آب انداز ۲۶۳
- بده کشتیِ می تا خوش برانیم
از این دریای ناپیدا کرانه ۴۲۸
- کشتیِ باده بیاور که مرا بی رخِ دوست
گشت هر گوشهی چشم از غم ِ دل دریایی ۴۹۰
کشتی: ظرف شراب خوری که به صورت کشتی باشد.
#کشتی
#ظروف
#تصویر_مفهومی
@OnlineHafez | حافظ و من 🌱
.
صُراحی: تنگ بلورین یا شیشهای شراب، که گردنی باریک و بلند و دهانهای کشیده دارد.
#صراحی
#ظروف
#تصویر_مفهومی
@OnlineHafez | حافظ و من 🌱
.
نقش یک نقطه در قراءت کلمه
و تأثیر آن در سوق معنای شعر #حافظ
✍ دکتر سلیم نیساری
زبان و ادبیات فارسی (دانشگاه خوارزمی)
سال بیست و یکم، پاییز و زمستان ۱۳۹۲، شمارهی ۲۰
📚@FarhangDoostan
#معنا_شناسی_واژه
#خود_فروشی
#بخش_دوم
✳️ یادداشت مترجم دربارهٔ عنوان کتاب
در راه ما شکستهدلی میخرند و بس
بازار خودفروشی از آن سوی دیگر است
حافظ
❇️ سليمان حییم در دیباچهٔ فرهنگ بزرگ فارسی - انگلیسی نوشته است:
روزی به خاطر دارم منباب امتحان از رفیقی پرسیدم «خودفروشی» یعنی چه؟ بیدرنگ جواب داد «فداکاری» که خیلی باعث تعجب اینجانب گردید. اتفاقاً مرد مسن تر و ظاهراً مجربتری فرارسید و مدّعی از او تصدیق جواب خود را خواستار شد. با اینکه گمان نمیبردم کسی غیر از آن رفیق در این معنی به غلط رفته باشد آن شخص ثالث نیز گفت «خودفروشی یعنی فداکاری» و صدچندان بر شگفت من افزود و هرچه گفتم «خودفروشی» بطور اکثر به معنی «خودنمایی و تمجید از خود» استعمال شده مدّعی همچنان در عقیده خود مصر بود تا اینکه شخص فهمیدهتری وارد شده با این دلیل ساده هر دوی آنها را متقاعد ساخت که «فداکاری» وقف خویشتن است در مقابل هیچ ولی «خودفروشی» انتظار چیزی است در ازای فروختن خویش. (حییم، سلیمان، فرهنگ بزرگ فارسی انگلیسی، چاپ ششم، تهران، فرهنگ معاصر، ۱۳۶۴، دو جلد، ج ۱، ص ۸)
دشواری مترجم این کتاب در انتخاب عنوان «بازار خودفروشی» از آنچه بر سر سليمان حییم آمده بیشتر بوده است چون در آن نیم قرنی که بر سخنان حییم گذشته است، «خودفروشی» به معنای «فاحشگی» نیز باب شده است و از این لحاظ بر عنوان «بازار خودفروشی» ایراد گرفتهاند که موهم معنای نامناسبی است. شاید به همین سبب بوده است که نجف دریابندری، مترجم و نویسندهٔ ارجمند، در هنگام ترجمهٔ فصل اول این داستان عنوان «یاوه بازار» را برای این رمان برگزیده است. (مجله سخن، دوره یازدهم، شماره ۷، آبان ۱۳۳۹، ص ۷۸۶).
ایراد دیگری نیز بر عنوان «بازار خودفروشی» میگیرند و آن اینکه خودفروشی، فقط به معنای «خودستایی و خودنمایی» است و همهٔ معانی واژهٔ Vanity را (که به معنای بیحاصلی و بیهودگی و بیارزشی و حماقت و کبر و رعونت نیز هست) نمیرساند.
پاسخ ایراد اول آن است که معنای اصلی «خودفروشی» در ادبیات فارسی، یعنی معنایی که بر طبق لغتنامهٔ دهخدا در اشعار شاعرانی مانند سلمان ساوجی و حافظ و صائب آمده است، به هیچ تعبير «فاحشگی» نیست. «خودفروشی» در ادبیات فارسی به معنای جلوهفروشی، خودنمایی و خودستایی و کبر و رعونت آمده است. حتی در زبان امروز- یعنی در زبان عامهٔ مردم - «خود فروشی» اگر به کار رود، به معنای فحشا به کار نمیرود بلکه دستهٔ خاصی از مردم که به نحوی با این مسئله سروکار دارند برای رعایت ادب «خودفروشی» را به آن معنی به کار میبرند و کاربرد آن دستهٔ خاص نمیتواند ملاك تعيين و تحديد معنای واژه باشد.
اما ایراد دوم دو پاسخ دارد. یکی آنکه «خودفروشی» در زبان فارسی فقط به معنای «خودنمایی» نیست بلکه به معنای کبر و رعونت و «خود را پیش انداختن» نیز هست. دیگر آنکه تکری در عنوان داستان خود تمام معانی واژه Vanity را در نظر نداشته است بلکه این واژه را به معنای محدودی که معادل «خودفروشی» است به کار برده است.
تکری عنوان داستان خود را از کتاب «سلوك زائر» اثر جان بانیان گرفته است. در کتاب بانیان، زائر مسیحی در سیر و سلوك خود از شهری خیالی به نام Vanity میگذرد که بازاری دارد. بانیان نیز این واژه را با اشاره به عهد عتیق (کتاب جامعه) به کار برده است. در کتاب جامعه در وصف زندگی و بیهودگی آن واژههای Vanitas vanitatum امده است که در زبان فارسی به «باطل اباطيل» و «بطالت و در پی باد زحمت کشیدن» ترجمه شده است. بانیان واژهٔ Varity را به معنای محدودتری آورده که رنگ فلسفی کمتری دارد، به معنای دنیایی از «ضياع و عقار و کسبوکار و منزلت و حشمت و جاه و لقب و مُلك و مملکت و لذت و شهوت و شادی و روسبيان و قوادان و اهل و عیال و اولاد و خادم و مخدوم و زندگی خاکی و اصل و نسب و غبار تن و جان و سیم و زر و مروارید و جواهر و چه چیزهای دگر.»
اما به گفتهٔ والتر آلن، رمان نویس و محقق و استاد زبان و ادبیات انگلیسی ، تکری عنوان Vanity Fair را به معنایی به کار برده است که با معنای مورد نظر بانیان تفاوت بسیار دارد، در نظر بانیان Vanity Fair بر تمامی جامعه و در واقع بر تمام فعالیتهای انسان، بجز يك فعاليت، دلالت دارد... در نزد تكری معنای واژه vanity و تمام مفهوم Vanity Fair تغییر یافته است... و دیگر به معنای هر آنچه باطل و بیارزش و دام فریب و وهم است نیست بلکه فقط به معنای خودستایی و میل وافر به آن است که مردم خود شخص را آدم خوبی بپندارند و این دقیقاً همان خودفروشی در زبان فارسی است.
و سرانجام : مترجم نتوانست از ترکیب «بازار خودفروشی» که یکی از بزرگترین شاعران ما در یکی از بهترین ابیات خود به کار برده و نزدیکترین معادل برای عنوان این داستان است، بگذرد.
منوچهر بدیعی
بهمن ۱۳۶۷
@molavi_asar_o_afkar
@makhzanenokatenegarshi_virayashi
پدر را کشتند و پسرانش تصویر بهخون نشستهی پدر را روی پوست تن به حافظه سپردند.
برای بسیاری سوال است چگونه این سرزمین هزاران سال است که پاییده؟
چون در این سرزمین هیچ داستانی با مرگ تمام نمیشود. اینجا چنان که «پدرِ سپهر بابا» گفت: سرزمین «زندگی» است.
در شاهنامه، حافظهی جمعی ایرانیان میبینم که وقتی سیاوش به ناحق کشته شد، دشمنان گمان کردند با بریدنِ سر، روایت پایان مییابد. اما فردوسی نشان داد که مرگِ سیاوش، آغازِ یک چرخه بود؛ چرخهای که در آن خون به «نماد» بدل شد و نماد به «حافظه» و از دل خون ، نه فقط انتقام، که هویت رویید.
به نقش پدر روی دستهای پسران نگاه کنید. ما در این تصویر با سوگ روبهرو نیستیم؛ با یک مکانیسم تاریخی-هویتی مواجهیم. همان مکانیسمی که هزار سال پیش در شاهنامه صورتبندی شد:
کشتنِ تن، پایانِ معنا نیست؛ آغازِ روایت و بنیانِ حافظه است.
آنچه ایرانیان را کهنترین تمدن جهان کرده، تواناییاش در تبدیل رنج به روایت و ثبت در «حافظه» است. ایرانیان به جهت توانایی معنابخشیدن به رنج خود، تمدن انسانی ارزشمندی را آفریدند. همان که اساس فلسفهی دکتر ویکتور فرانکل در کتاب « در جستجوی معنا» است.
ایرانیان هر خونِ ناحق، هر نامِ بهناحقرفته را به زنجیرهی طولانی معنا افزودند و بدینسان رنج را به اسطورهی حماسی، به نماد و آیین بدل کردند و با کمک این نیرو هر دشمنی را زمین زدند.
ایران یک «تمدن حافظهمحور» است. حافظه در این جغرافیای شگفت فقط در آرشیوها نیست؛ در شاهنامه، نوروز، در سوگ با رقص و حتی بر پوست بدنها جریان دارد.
هر نسل، رنج نسل پیش را به زبان تازهای ترجمه کرده است. این ترجمهی پیوسته، همان راز پایستگی است.
در شاهنامه، کاوه یک آهنگر است؛ اما وقتی پیشبندش را به درفش بدل میکند، یک کنش فردی به نماد جمعی تبدیل میشود.
همین تبدیلِ امرِ شخصی به امرِ تاریخی، موتور محرک این تمدن شگفت است. امروز هم وقتی یک تصویر بر چند دست نقش میبندد، یک سوگ خانوادگی به حافظهی جمعی ارتقا پیدا میکند. این همان لحظهای است که تمدن خود را بازتولید میکند. این راز پایستگی و دیرپایی ملت بزرگ ایران است.
پایستگیِ ایران در این توانایی است که مرگ را به معنای زندگی بدل کرده و این معنا را به فرزندانش هدیه داده است. از این روست که ایرانی، هر کجای دنیا باشد به این روح بزرگ وصل است و یک پیکره را میسازد.
هیچکس توان ایستادگی در برابر این روح بزرگ را نداشته و نخواهد داشت، این خسان که چیزی نیستند.
«زهرا عبدی»
/channel/Abdinovelist
@iraneazadvaabad
🌺🍀
🍀
اینچنین زیر و زبر، عالَم نمیمانَد مُدام
مینشانَد چرخ، هرکس را به جای ِ خویشتن
#صائب_تبریزی
📚@FarhangDoostan
۷۸
ما را به خاطر بیاور! ما را که تازه جوانانی بیست و دو ساله بودیم. شور عشق در سینه داشتیم و پیش از آن که عاشق شویم سینه بر خاک سوده، مُردیم...
۸۸
ندا نترس... ندا بمون...
۹۸
من هم پسر کسی هستم...
۴۰۱
به مامان چیزی نگو...
۴۰۴
سپهر بابا کجایی؟...
.
.
.
#ایران_زمین
@Gaahgoft
این دوتا CD را در سال ۱۳۸۶ از یک نوجوان دستفروش به قیمت ده هزار تومان خریدم. کنار خیابان سجاد بساطش را پهن کرده بود و کتاب و CD میفروخت. تعداد بسیار زیادی کتاب به فرمت PDF را به قیمت بالایی خریدم و حس میکردم که کتابها ارزش این هزینهکردن را دارد. طلا آن موقع حدودا گرمی بیست هزار تومان بود و حقوق یک کارگر، روزانه پنج هزار تومان.
به خانه که رسیدم، کتابها را نگاهی انداختم، مجموعهی باارزشی بود و بعضی از آن کتابها نایاب و ممنوعه! گرچه هیچوقت میسر نشد که حتی یک کتاب از آن همه را بخوانم اما خوشحال بودم که چنین کتابهایی را در آرشیوم دارم.
دیروز به دنبال فایل یک کتاب قدیمی بودم که یاد این CDها افتادم. وقتی محتوای CDها را دیدم، نکتهی بسیار مهمی توجهام را جلب کرد، اینکه بیشتر آن کتابهایی که آن موقع با CD میخریدیم، امروز در سایتهای فارسی به طور کاملتری وجود دارد؛ شاهنامه فردوسی، کلیله و دمنه، دیوان غزلیات حافظ، سعدی و ...، منظومههای نظامی و ... . حتی کتابهایی مثل دو قرن سکوت را که آن روزها نایاب بود، امروز به راحتی میتوان تهیه کرد.
این یک اتفاق مهم و خجسته و قابل ستایش است!
نزدیک به بیست سال، فارسیزبانان با تلاش و پیگیری آثار فاخر ادبی را به محتوای وب فارسی افزودند و همین تلاشها باعث شد دانش ادبی از انحصار محیطهای دانشگاهی خارج شود و به فضای عمومی جامعه راه پیدا کند. این تلاشها بر "سوادِ عام" در جامعه موثر است. سواد عام یعنی اینکه من کتاب شاهنامه را نخواندهام ولی داستان رستم - سهراب، سودابه - سیاوش را میدانم، حکایتهای بوستان و گلستان را شنیدهام و در کتابخانهی کوچکم دیوان حافظ و چند جور کتابهای ادبی دارم که گاهگاهی آنها را ورق میزنم. سواد عام در یک محیط غنی رشد میکند و در این بیست سال گذشته، محتوای وب فارسی غنی شده است.
سواد عام چه اهمیتی دارد؟
نتیجهی مستقیم سواد عام، افزایش خردگرایی و فهم در جامعه است. مردمان باسواد عمیقتر میاندیشند، سنجیدهتر سخن میگویند و آگاهانهتر رفتار میکنند. هر نسلی از نسل پیشین خود فهمیدهتر بار میآید و یک نسل فهمیده، یک تمدن بزرگ را میسازد.
و هزار ناگفتنی دیگر که تو خود دانی اگر زیرک و عاقل باشی.
در این اوضاع نابسامان و پر از اضطراب این روزها، خواستم کمی انرژی تزریق کنم. خواستم بگویم سرا پا اگر زرد و پژمردهایم ولی دل به پاییز نسپردهایم. روزهای خوب میآیند.
#سواد_عام
#آسان_خوان_حافظ
#مریم_فقیهی_کیا
#خاطره
@OnlineHafez | حافظ و من 🌱
/channel/OnlineHafez/3324
.
به زور،
خردهی جان را
نگاه نتوان داشت
به مشت،
ریگ روان را
نگاه نتوان داشت
#صائب تبریزی
گفت:
چیزی برای نوشتن نمانده
همهچیز، مثل روز، روشن است...
#ایران_زمین
@Gaahgoft
🎧 به روایت #عبدالکریم_سروش
موضوع: قصهی قصر سیاهپوشان از نظامی گنجوی
پیشنهادی برای شنیدن در #شب_یلدا
📚@FarhangDoostan