9611
﷽ 📚📚کتابخانه ای همراه؛ همراه با شما تا هنر زندگی🌹🌹 خرید کتاب: ⬇️⬇️⬇️⬇️ www.sayehsokhan.com 📚ثبت سفارش مستقیم کتاب در دایرکت اینستاگرام: 👇👇👇👇 https://b2n.ir/s05391 آدرس: خ 12فروردین، کوچه بهشت آیین، پ 19 همکف تلفن:66496410
✍ سلام! صبح بخیر
امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐
🆔 @Sayehsokhan
کتاب شادکامی جدید
✍ تمرینهایی برای رشد معنوی و زندگی هدفمند
👌دورهی کتابخوانی مشهد
گروه فرهنگی باشگاه همدلانه
جناب آقای #جواد_محیط
کارشناس ارشد روانشناسی
#معرفی_آثار_سایه_سخن
🆔 @Sayehsokhan
✅در مسابقات آسیایی دختران ایرانی بعد قهرمانی با موزیک کردی اینجوری خوشحالی کردند.
🆔 @Sayehsokhan
📕 #تکرار_کنید_تا_تغییر_کنید!
👌#حسن_ملکیان
🈺 #سایه_سخن
📌 #شعر_و_ادبیات
✍ #روانشناسی
👌 #ادبیات_و_روانشناسی
🆔 @Sayehsokhan
شماره: ۲۵
درود و سلام فراوان
✍ یکی از حسرتهای زندگی من بخصوص در بخش کار که در اموزش و پرورش بودم، چه هنگامی که معلم بودم و چه هنگامی که مدیر بودم این بود که چرا دیر با تئوری انتخاب آشنا شدم، تقریبا در سالهای پایانی کارم و همیشه سوال بزرگی در ذهن من نقش میبندد که چرا در طول این ۳۰ سال کسی معلمین را با این تئوری زیبا که واقعا میتواند معلمی را آسانتر و ارتباط بین معلم و دانش آموز را قویتر و مطلوبتر کند آشنا نکرد ...
هنگامی که در دوره کارشناسی ارشد با تئوری انتخاب آشنا شدم و فهمیدم ویلیام گلاسر اولین کتابی که نوشته است مدرسه بدون شکست بوده و این تئوری بیشترین تمرکزش بر مدرسه بوده است ، به دنبال کتاب های تئوری انتخاب گشتم
اولین کتابی که از کتابفروشی خریدم و حس کردم که کتاب خوبی است در زمان مدیریتام در مدرسه ایرانشهر کتاب #گام_به_گام_تا_مدرسه_کیفی بود، به این فکر افتادم که این کتاب را برای همه معلمین بخرم و به آنها هدیه کنم ، بعد از تماس با اقای ملکیان ۷۰ جلد از این کتاب را خریداری کردم و به معلمین هدیه دادم..
در زمانهای مختلف از مطالب این کتاب استفاده کردم، در زمانهای دیگر وقتی با انتشارات سایه سخن و کتابهای آن آشنا شدم کتابهای دیگر را هم خریداری کردم و به دانش اموزان و معلمین معرفی کردم.
مانند مدرسه کیفی ، معلم الهام بخش ، معلم مدرسه کیفی ، هر دانش آموزی میتواند موفق شود ، دانش اموز با انگیزه ، روانشناسی موفقیت در کنکور و ....
من در طول زمان مدیریتم و بعد از ان که به عنوان مشاوره تحصیلی مشغول شدم به کرات از آموزههای این کتابها بهره بردم.
گلسر در کتاب تئوری انتخاب چهار نوع رابطه را در زندگی انسانها معرفی میکند که یکی از آنها رابطه دانش اموز و معلم است ، به اعتقاد گلسر ریشه بسیاری از مشکلات و نارضایتیها نبود رابطه مناسب بین افراد جامعه است.
اگر معلمی میخواهد تاثیرگذار باشد و دانش اموزانش مسیر رشد خود را بدون درد سر طی کنند باید در بهبود رابطهاش بکوشد و از رفتارهای تخریبگر رابطه بپرهیزد و رفتارهای بهبود دهنده رابطه را در پیش بگیرد.
به اعتقاد من اگر هر معلمی فقط همین یک آموزه را از کتابهای تئوری انتخاب که مجموعه سایه سخن منتشر میکند بیاموزد و به کار گیرد بسیاری از مشکلات دانش اموزان و معلمان حل خواهد شد.
به امید روزی که کتاب و مطالعه در دنیای مطلوب افراد جامعه بخصوص معلمین و دانش اموزان جای گیرد.
در پایان لازم میدانم از زحمات مجموعه انتشارات سایه سخن به خاطر این فعالیتهای اثرگذار نهایت سپاسگزاری را داشته باشم.
اکبر خداداد
معلم و مدیر بازنشسته
مدیر اموزشگاه علمی آزاد نیکراه، یزد
#کامنت_شما
🆔 @Sayehsokhan
#جالب_و_خواندنی
#داوینچی موقع کشیدن تابلو "شام آخر" دچار مشکل بزرگی شد: میبایست "نیکی" را به شکل عیسی" و "بدی" را به شکل "یهودا" یکی از یاران عیسی که هنگام شام تصمیم گرفت به او خیانت کند، تصویر میکرد.کار را نیمه تمام رها کرد تا مدلهای آرمانیاش را پیدا کند
روزی دریک مراسم هم سرایی, تصویر کامل مسیح را در چهرة یکی از جوانان هم سرا یافت. جوان را به کارگاهش دعوت کرد و از چهرهاش اتودها و طرحهایی برداشت. سه سال گذشت. تابلو شام آخر تقریباً تمام شده بود ؛ اما داوینچی هنوز برای یهودا مدل مناسبی پیدا نکرده بود…
#کاردینال مسئول کلیسا کم کم به او فشار میآورد که نقاشی دیواری را زودتر تمام کند. نقاش پس از روزها جست و جو , جوان شکسته و ژندهپوش مستی را در جوی آبی یافت. به زحمت از دستیارانش خواست او را تا کلیسا بیاورند , چون دیگر فرصتی بری طرح برداشتن از او نداشت. گدا را که درست نمیفهمید چه خبر است به کلیسا آوردند، دستیاران سرپا نگهاش داشتند و در همان وضع داوینچی از خطوط بیتقوایی، گناه و خودپرستی که به خوبی بر آن چهره نقش بسته بودند، نسخهبرداری کرد.
وقتی کارش تمام شد گدا، که دیگر مستی کمی از سرش پریده بود، چشمهایش را باز کرد و نقاشی پیش رویش را دید، و با آمیزهای از شگفتی و اندوه گفت: "من این تابلو را قبلاً دیدهام!"
#داوینچی شگفتزده پرسید: کی؟! گدا گفت: سه سال قبل، پیش از آنکه همه چیزم را از دست بدهم. موقعی که در یک گروه هم سرایی آواز میخواندم, زندگی پراز رویایی داشتم، هنرمندی از من دعوت کرد تا مدل نقاشی چهرة عیسی بشوم!
*میتوان گفت نیکی و بدی یک چهره دارند؛ همه چیز به این بسته است که هر کدام كى و كجا سر راه انسان قرار بگیرند...
🆔 @Sayehsokhan
دکتر محمد علی صفرپور
https://www.aparat.com/v/GgPlh
🆔 @Sayehsokhan
مرا برگردان به روزهای کودکی
به روزهایی که با کفش های تق تقی ( فلزی) در ایوان خانه مادر بزرگ با بارش تند ابر پایه آواز،
بارون میاد جَر جَر
روی پشت بوم هاجر
هاجر عروسی داره
تاج خروسی داره
مرا برگردان به روزهای کودکی به روزهایی که با دمپایی جیک جیکی ام سکوت کوچه را شکسته و لبخند بر لب هر رهگذری نشانده بودم
مرا برگردان به روزهای کودکی به روزهایی که با تاب چوبی بسته شده بر شاخه درخت چنار آنقدر به بالا پرت میشدم که مرد همسایه برایم دست تکان میداد،
گاهی هم رهگذری در کوچه برایم سوت میزد و میگفت بالا تر بالاتر و من از ته دل میخندیدم
نمیدانم چرا هیچ کدام از آرزوهایم را خدا برآورده نکرد جز بزرگ شدنم را....
#طاهره_باقری_اردکانی
📚#خاطرات_کودکی
🆔 @Sayehsokhan
🔊فایل صوتی
چرا ما فلفل میخوریم؟
دکتر آذرخش مکری
.
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @
🆑 #کانالسخنرانیها
🌹
شماره: ۲۴
درود و سلام فراوان
وقتی متن دوست عزیزی رو در مورد تاثیر کتاب #سیلی_واقعیت بر زندگی ایشان خواندم تصمیم گرفتم من هم به پاس قدردانی در مورد یکی از کتابهایی که در حوزه روابط زوجین بسیار مفید یافتم و به تعداد زیادی از دوستان و مراجعین عزیز پیشنهاد مطالعه این کتاب رو دادم، بنویسم.
کتاب «#ازدواج_بدون_شکست» اثر ویلیام گلسر با ترجمه دکتر علی صاحبی، برای من فقط یک کتاب در حوزه روابط زوجین نبوده، بلکه دریچهای تازه برای نگاه کردن به روابط انسانی بوده است.
مطالعه این کتاب به من کمک کرد تا درک عمیقتری از نیازهای اساسی انسان و تأثیر آنها بر کیفیت رابطه زوجین پیدا کنم.
آموختم که بسیاری از تعارضهای زناشویی نه از نبود عشق، بلکه از شیوه نادرست برقراری ارتباط و تلاش برای کنترل یکدیگر شکل میگیرند.
این نگاه، موجب تاثیرات مثبتی در راستای کمک به مراجعین برای بهبود کیفیت زندگی شان شده است. مفاهیم این کتاب به من کمک کرده است تا تعارضهای زوجین را با نگاهی عمیقتر و کاربردی تر بررسی کنم.
مراجعینم بهتدریج یاد گرفتهاند به جای سرزنش و تغییر دادن یکدیگر، روی رفتار و انتخابهای خود تمرکز کنند.
یکی از ارزشمندترین پیامهای کتاب برای من، اهمیت ایجاد رابطهای امن، صمیمی و رضایتبخش به جای تلاش برای برنده شدن در بحثهاست.
اجرای این مفاهیم در جلسات مشاوره، در بسیاری از موارد به بهبود گفتوگو، کاهش تعارض و افزایش صمیمیت زوجین کمک کرده است.
این کتاب همچنین به من یادآوری کرده که تغییر واقعی، زمانی آغاز میشود که هر فرد مسئولیت سهم خودش را در رابطه بپذیرد.
به همین دلیل، کتاب #ازدواج_بدون_شکست را یکی از منابع تأثیرگذار در مسیر رشد شخصی و حرفهای خودم میدانم و مطالعه آن را به علاقهمندان حوزه روابط زوجین توصیه میکنم.
فریده محمدی
روانشناس. مشاور، زوجدرمانگر و
مربی رسمی موسسه دکتر ویلیام گلسر
#کامنت_شما
🆔 @Sayehsokhan
✍ سلام! صبح بخیر
امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐
🆔 @Sayehsokhan
حق اندوه شخصی!
🖌 وقتی که جامعهای دچار مصیبتهای بزرگ میشود نسبتِ صداها در آن جامعه به هم میخورد. برخی صداها بلندتر میشوند و بعضی دیگر کم و کوتاه میمانند. فاجعههای بزرگ، طبیعتی طبلگونه دارند؛ میکوبند، میپیچند و میدان را از آنِ خود میکنند. در هیاهوی مصیبتهای همگانی، نجواهای شخصی و نالههای فردی دیگر شنیده نمیشوند. وقتی که یک ملت اندوهگین میشود اندوه یک آدم به چشم هیچ کس نمیآید. بحرانهای بزرگ، جایی برای بروز بلواهای کوچک نمیگذارند. روزهایی که دلتنگی فراوان و فراگیر میشود دلتنگی تک تک آدمها در حاشیه و هیاهو محو و بیرنگ میشوند.
🖌بحرانهای اجتماعی تنها نان و امنیت و شغل و خانه را از آدم نمیگیرند؛ آنها داشتههای لطیفتری را از آدمها میستانند: «حقِ اندوهِ شخصی » را. انسان، در حالت عادی، با تحمل غمهای کوچک تعادل خود را حفظ میکند. با گریههای کوتاه بغض بلند خود را بیان میکند. با گلایهای ساده گرفتاری خود را به گفتار تبدیل میکند. با آهی که از سینه بیرون میاندازد درد خود را تسکین میدهد. رنجهای خُرد و شکستهای کوچک، سوپاپهای اطمینان روح آدم هستند. راههای باریکی برای تخلیهی فشار. راههای در رُویی که میتوانند ما را از مصیبت بیرون ببرند. اگر این سوپاپهای اطمینان عمل نکنند جان و جسم آدمی به تدریج به دیگی دربسته تبدیل میشود. دیگی با ظرفیت محدود که هر لحظه فشار داخل آن بالا میرود.
🖌 هنگامی که مصیبت، جمعی و عظیم میشود، نوعی اخلاق نانوشته اجتماعی پدید میآید؛ اخلاقی که فرمان میدهد: «اکنون وقتِ غمهای شخصی نیست». آدمی به خود نهیب میزند که چگونه میتواند برای یک ناکامیِ کاری اندک، بخاطر خراب کردن یک امتحان میان ترم، برای رنجشی کوچک از دوستی صمیمی اندوهگین باشد وقتی در همان ساعت، مادری فرزندش را به خاک میسپارد، فرزندی برای پیدا کردن داروهای مادرش خیابان به خیابان و کوچه به کوچه در هراس و هروله است و کودکی که چشم به راه بازگشت پدری است که هرگز باز نمیگردد. آدم در چنین شرایطی مقایسه را آغاز میکند و مقایسه، بیرحمترین داور رنج است.
🖌در این سنجش نابرابر، اندوهِ شخصی همواره محکوم است. آدمی شرم میکند. اشکش را پس میزند. خود را به سکوت وامیدارد. برای غمگین بودن در شرایط بحرانهای بزرگ باید دنبال اجازه و اعتبار دیگران گشت. بدین ترتیب، انسان به سانسورچی درون خویش بدل میشود. پیش از آنکه دیگری او را سرزنش کند، خود، دلش را توبیخ میکند. رنج را نامعتبر میشمارد و آن را به تاریکترین لایههای جان خویش تبعید میکند. اما رنجِ با تبعید شدن از میان نمیرود. اندوه، مادهای نیست که با انکار، نابود شود. برعکس، هرچه بیشتر سرکوب شود، فشردهتر و سختتر میگردد.
🖋 غمهای فروخورده تهنشین میشوند؛ لایهلایه و رگه به رگه. رسوبِ مداوم رنج، آرامآرام تودهای سنگین میسازد؛ تودهای که دیگر شباهتی به آن دلخوری نخستین ندارد. آنچه میتوانست اشکی کوتاه باشد، به بهمنی درونی تبدیل میشود. بهمنی که سالها در سکوت شکل میگیرد و روزی ناگهان فرو میریزد؛ بیهشدار، بیمقدمه، ویرانگر. بحرانهای بزرگ تنها خیابانها را ویران نمیکنند؛ روانها را نیز فرسوده میکنند.
🖌خطای ما آدمها این است که رنج را کمّی میبینیم. میکوشیم آن را اندازه بگیریم، وزن کنیم، بزرگ و کوچک کنیم. حال آنکه درد، از جنس عدد نیست. اندازه ندارد. نمیتوان گفت این غم پنج برابر آن غم است. رنج، کیفیت است، نه مقدار. برای هر دل، دلتنگی خودش یک قدر مطلق است. همانقدر واقعی، همانقدر سنگین. دل انسان میدان مسابقه نیست که اندوهها در آن بر سر اولویت بجنگند. هیچ اشکی با اشک دیگر باطل نمیشود. هیچ فقدانی، فقدان دیگر را بیاعتبار نمیکند.
🖌 جامعهای که تنها سوگهای بزرگ را به رسمیت میشناسد، ناخواسته مردمانی میپرورد خاموش، فشرده و فرسوده؛ مردمانی که ظاهراً ایستادهاند اما در درون، انبارهای متروکه اندوهاند. چنین جامعهای شاید از بیرون مقاوم به نظر برسد، اما از درون، شکننده است؛ زیرا تابآوری جمعی، از دلهای سبک برمیآید، نه از دلهای انباشته. شاید معنای انسانیتر زیستن این باشد که جهان را چنان بسازیم که برای همهی گریهها جا داشته باشد. هم برای ضجّههای بزرگ تاریخ، هم برای آههای کوتاه و شخصی. چرا که گاه نجات یک انسان، نه با حماسهای بزرگ، که با همان فرصت سادهای آغاز میشود که بتواند بیشرم، بیمقایسه و بیاجازه، بنشیند و برای رنج کوچک خویش گریه کند.
تابآوری تنها ایستادگی در برابر فاجعههای عظیم نیست. تابآوری هر جامعهای را باید با این نکته ظریف سنجید که آیا این جامعه برای اندوههای کوچک نیز گوش شنوا و چشم بینا و دل دلسوز دارد؟
@Khapuorah
#ماشااکبری
🆔 @Sayehsokhan
مکانی آرام پیدا کنید؛ جایی که عوامل حواسپرتی در آن نباشد و با استفاده از مراقبۀ ذهن آرام تنفس را شروع کنید. اگر تا کنون شیء معنویتان برایتان مفید بوده، از آن استفاده کنید.
تصور کنید که با حس «شهود معنویِ» درونیتان در پیوندید. از تصویرسازی استفاده کنید تا خودتان را در پیوند با آن ببینید. پرسشی را که یادداشت کردهاید، از خودتان بپرسید.
برای فهمیدن «اقدام خردمندانه» در رابطه با پرسشتان ابراز تمایل کنید.
نسبت به هر چیزی که ممکن است در تصویرسازی به عنوان پاسخ نشانداده شود یا به شیوۀ دیگری در اختیارتان قرار گیرد (به عنوان نمونه، چشمانداز یا کلمات یا احساس)، گشوده و پذیرا باشید.
📚 #برشی_از_کتاب : #شادکامی_جدید
✍️ اثر: #دکتر_متیو_مککی و #دکتر_جفری_وود
👌 ترجمه: #سحر_محمدی
📖 صفحه: 93
📇 انتشارات: #سایه_سخن
🆔 @Sayehsokhan👇👇👇
✍ سلام! صبح بخیر
امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐
🆔 @Sayehsokhan
#ترازو
مرد فقیرى بود که همسرش کره مىساخت و او آنرا به یکى از بقالىهای شهر مىفروخت، آن زن کرهها را به صورت دایرههای یک کیلویى مىساخت. مرد آنرا به یکى از بقالىهای شهر مىفروخت و در مقابل مایحتاج خانه را مىخرید.
روزى مرد بقال به اندازه کرهها شک کرد و تصمیم گرفت آنها را وزن کند. هنگامى که آنها را وزن کرد، اندازه هر کره ۹۰۰ گرم بود. او از مرد فقیر عصبانى شد و روز بعد به مرد فقیر گفت: دیگر از تو کره نمىخرم، تو کره را به عنوان یک کیلو به من مىفروختى در حالىکه وزن آن ۹۰۰ گرم است.
مرد فقیر ناراحت شد و سرش را پایین انداخت و گفت: ما ترازویی نداریم و یک کیلو شکر از شما خریدیم و آن یک کیلو شکر را به عنوان وزنه قرار مىدادیم .
یقین داشته باش که: به اندازه خودت برای تو اندازه میگیریم
🆔 @Sayehsokhan
شماره: ۲۶
سلام و عرض ادب
وقتی «تکرار کنید تا تغییر کنید» را شروع کردم، با کتابی متفاوت روبهرو شدم؛ در هر صفحه تنها یک جمله، یک بیت یا یک اندیشه آمده بود، اما همین ایجاز، به نظرم یکی از زیباترین ویژگیهای کتاب بود. گاهی یک جمله یا بیت را چندین بار میخواندم و با آن زندگی میکردم، بیآنکه عجلهای برای ورق زدن صفحهٔ بعد داشته باشم.
یکی از روزها با دوستی روانتحلیلگر دربارهٔ کمالگرایی گفتوگو میکردیم. همان روز به این بیت حافظ رسیده بودم:
«پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت
آفرین بر نظر پاک خطاپوشش باد.»
ناخودآگاه گفتم:
«کمالگرایی، ناتوانی در آشتی با خطایِ صُنع.»
و بیت را برایش خواندم.
او هم از منظر روانکاوی گفت:
«کمالگرایی، ناتوانی در تحمل نقص.»
و بعد گفت:
«چه جالب… بدون هیچ هماهنگی، تو از منظر ادبیات گفتی و من از منظر روانکاوی؛ تطابق ادبیات و روانکاوی. شاهکار است.»
گفتوگوی ما از همانجا عمیقتر و دلنشینتر شد. آن لحظه فهمیدم ارزش تکرار بعضی جملهها و ابیات، فقط در خواندنشان نیست؛ وقتی آنها را تکرار میکنیم، آرامآرام وارد ذهن و زبانمان میشوند و درست در لحظهای که به آنها نیاز داریم، خودشان به یاری اندیشه و گفتوگویمان میآیند.
از مولف بابت تألیف این اثر و از انتشارات سایه سخن برای انتشار کتابهای متفاوت، صمیمانه سپاسگزارم. 🌿
فهیمه احمدی- روانشناس
#کامنت_شما
🆔 @Sayehsokhan
✍ سلام! صبح بخیر
امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐
🆔 @Sayehsokhan
#فرزندپروری
✅ وقتی از هارولدیوری برندۀ جایزه نوبل شیمی پرسیدند که والدینتان در رشد توانایی علمی شما چقدر سهم داشتهاند؟؟
او جواب داد:
#پدرم هر روز به جای این سوال که
"امروز در مدرسه چه چیزی یاد گرفتی ؟"
✳ این سوال را میکرد که:
"آیا امروز توانستی یک #سوال خوب از معلمت بکنی؟"
✅ فقط داشتن یه ذهن خوب کافی نیست.
✳ "مهم این است که از آن خوب استفاده کنیم...."
✍️ #رنه_دكارت
🆔 @Sayehsokhan
#چاپ_سوم کتاب ارزشمند #گام_به_گام_تا_مدرسه_کیفی
نوشته #پیتر_دریسکول و ترجمه و تدوین #حسن_ملکیان
💬 #ژست_های_موقرانه
⛔️ معتقدم که معلم خوب کسی است که عاشق یاد دادن باشد.
‼️ کسی که مدام نسبت به دنیایی که در آن زندگی میکند و دنیایی که درون او زندگی میکند، کنجکاو است.
⚠️ در سال ۱۹۷۲، به عنوان یک فارغ التحصیل جدید در زادگاهم زلاندنو، دوست داشتم هر شغلی داشته باشم بجز معلمی، اما من عاشق آموختن بودم و دانش را مثل یک اسفنج جذب میکردم.
🔔 هر چیزی که تازه یاد میگرفتم، هم متلاشیام میکرد و هم به دنیایم شکل تازهای میداد.
👓 آموختن دردهایم را شفا میبخشید، تصوراتم را آزاد میکرد و به من اجازه میداد خودم را به روشهای جدیدی به دنیا عرضه کنم. من معلم شدم.
📚 #برشی_از_کتاب : #مدرسه_کیفی_گلسری
📘#نام_اصلی: #Glasser_Quality_School
✍️ اثر: #دکتر_پیتر_دریسکول
📃مقاله:#آلیسون_ملوتی_کورماک
📖 صفحه: ۱۰۰_۹۹
📇 انتشارات: #سايه_سخن
🆔 @Sayehsokhan👇👇👇
✍ سلام! صبح بخیر
امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐
🆔 @Sayehsokhan
🥁 دف؛ صدای یک آیین، روایت یک فرهنگ
در روستای زرتشتینشین مبارکه، شهرستان تفت یزد، زنان زرتشتی با نوای دف، بخشی از آیینها و سنتهای کهن خود را زنده نگه میدارند.
این تصاویر از مراسم افتتاحیه جشن انار، فقط یک دفنوازی نیست؛
صدای فرهنگی است که نسل به نسل منتقل شده؛
آمیختهای از شادی، همبستگی و احترام به میراثی که هنوز در زندگی مردم جاری است.
🌿 گاهی برای حفظ یک فرهنگ، کافی است آن را زندگی کنیم، نه فقط دربارهاش سخن بگوییم.
درود بر فرهنگ ایران و زنانی که بخشی از این میراث را زنده نگه داشتهاند. ❤️
#دف #دف_نوازی #دف_نار #زرتشتیان #مبارکه #تفت #یزد #جشن_انار #فرهنگ_ایرانی #آیین_های_سنتی
🆔 @Sayehsokhan
📢دربارهی ارزشها📢
📚نام کتاب: #آگاهانه_زیستن_با_ارزشها
✍️نویسندگان: #دکتر_محمدعلی_صفرپور،
#احسان_اژدری و #نیلوفر_زارعی
📇ناشر: #سایه_سخن با همکاری #سایه_سکوت
📙قطع: رقعی، جلد: شومیز
🗞نوبت چاپ: #چاپ_اول ۱۴۰۳
🗃تعداد صفحات: ۱۳۶
💎قیمت: ۴۴۰ هزار تومان
➖➖➖➖➖➖➖➖
🔹ارزشها راهنمایی برای چگونه زیستناند. تصمیمگیری، انتخاب، احساس رضایت و معنای زندگی متأثر از ارزشهای مرکزی شکل میگیرد و در مسیری پویا به کمال میرسد. شناسایی ارزشهای فردی بخش مهم فرایند خودآگاهی است که میتواند مسیر زندگی و هدفگذاریها را دگرگون کند، از سردرگمیها و تعارضهای درونی بکاهد و یکپارچگی و آرامش را هدیه دهد.
🔸موضوع ارزشها بیش از ۲۵۰۰ سال محل بحث فیلسوفان بوده است. در یکصد سال گذشته، روانشناسان نیز به اهمیت این مفهوم و نقش آن در خوشبختی انسان و راهبری زندگی او پی برده و در روشها و نظریههایشان مفهوم ارزشها را به کار گرفتهاند.
🔹در این کتاب میآموزیم شناسایی ارزشهای فردی بخش مهم فرایند خودآگاهی است که میتواند مسیر زندگی و هدفگذاریها را دگرگون کند، از سردرگمیها و تعارضهای درونی بکاهد.
🎁اطلاعات بیشتر🎁
✍ سلام! صبح بخیر
امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐
🆔 @Sayehsokhan
🎧 اپیزود بیستوچهارم پادکست «مدرسهی شادمانی» منتشر شد!
اپیزود سوم از فصل چهارم | سوگِ مبهم، خشمِ مبهم
این روزها خیلی از ما زودتر تند میشیم، زودتر میبُریم، یا زودتر میریم توی سکوت، و بعدش از خودمون میپرسیم: «من چرا اینطوری شدم؟»
این پست خلاصهی اپیزودیه دربارهی سوگِ مبهم و خشمِ مبهم، و یک یادآوری ساده که گاهی نجاتدهنده است: اول بدن، بعد جمله.
⚠️ به خاطر اوضاع فعلی، این روزها اپیزودها با فاصلهی کمتر از یک هفته منتشر میشن.
در این اپیزود دربارهی دو مفهوم حرف میزنیم: سوگِ مبهم و خشم مبهم. اینکه خیلی وقتها چیزی که خودش رو نشون میدهنده "خشم"ه، اما زیرش یک سوگواری پنهان نشسته، برای امنیت، آینده، آرامشِ بدن، حس کنترل، یا حتی رابطهها.
🎙 اپیزود رو گوش بده، و اگه فکر میکنی برای کسی مفیده، براش بفرست.
Spotify | Castbox | Apple Podcasts
🎧 لینک اپیزود در کستباکس:
https://castbox.fm/vb/894299669
اگر خواستی، فقط در یک جمله بنویس: این روزها بیشتر برای چی سوگواری؟ امنیت، آینده، آرامش، کنترل، یا رابطه؟ 💬
✅️ Channel: @school_of_happiness
🆔 @Sayehsokhan
🎁 #ازدواج_بدون_شکست #در_یک_نگاه
اینو به شما هدیه میده:
🔸 دکتر ویلیام گلسر میگوید:
راز ماندگاری عشق، اجبار نیست؛
بلکه هنر انتخاب دوبارهی یکدیگر، هر روز و هر لحظه است.
#ازدواج_بدون_شکست
#دکتر_ویلیام_گلسر
#دکتر_علی_صاحبی
چاپ: #سی_و_دوم
#ویلیام_گلسر
#ما_چگونه_رفتار_میکنیم
#روانشناسی_رابطه #تئوری_انتخاب #زندگی_مشترک #عشق_ماندگار
#ازدواج_بدون_شکست
#انتشارات_سایه_سخن
🆔 @Sayehsokhan👇👇👇