sayehsokhan | Unsorted

Telegram-канал sayehsokhan - انتشارات سایه سخن

9611

﷽ 📚📚کتابخانه ای همراه؛ همراه با شما تا هنر زندگی🌹🌹 خرید کتاب: ⬇️⬇️⬇️⬇️ www.sayehsokhan.com 📚ثبت سفارش مستقیم کتاب در دایرکت اینستاگرام: 👇👇👇👇 https://b2n.ir/s05391 آدرس: خ 12فروردین، کوچه بهشت آیین، پ 19 همکف تلفن:66496410

Subscribe to a channel

انتشارات سایه سخن

🎧 اپیزود بیست‌وچهارم پادکست «مدرسه‌ی شادمانی» منتشر شد!

اپیزود سوم از فصل چهارم | سوگِ مبهم، خشمِ مبهم

این روزها خیلی از ما زودتر تند می‌شیم، زودتر می‌بُریم، یا زودتر می‌ریم توی سکوت، و بعدش از خودمون می‌پرسیم: «من چرا این‌طوری شدم؟»
این پست خلاصه‌ی اپیزودیه درباره‌ی سوگِ مبهم و خشمِ مبهم، و یک یادآوری ساده که گاهی نجات‌دهنده است: اول بدن، بعد جمله.

⚠️ به خاطر اوضاع فعلی، این روزها اپیزودها با فاصله‌ی کمتر از یک هفته منتشر می‌شن.


در این اپیزود درباره‌ی دو مفهوم حرف می‌زنیم: سوگِ مبهم و خشم مبهم. اینکه خیلی وقت‌ها چیزی که خودش رو نشون می‌دهنده "خشم"ه، اما زیرش یک سوگواری پنهان نشسته، برای امنیت، آینده، آرامشِ بدن، حس کنترل، یا حتی رابطه‌ها.

🎙 اپیزود رو گوش بده، و اگه فکر می‌کنی برای کسی مفیده، براش بفرست.

Spotify | Castbox | Apple Podcasts

🎧 لینک اپیزود در کست‌باکس:

https://castbox.fm/vb/894299669



اگر خواستی، فقط در یک جمله بنویس: این روزها بیشتر برای چی سوگواری؟ امنیت، آینده، آرامش، کنترل، یا رابطه؟ 💬

✅️ Channel: @school_of_happiness
🆔 @Sayehsokhan

Читать полностью…

انتشارات سایه سخن

🎁 #ازدواج_بدون_شکست #در_یک_نگاه
    اینو به شما
هدیه میده:

🔸 دکتر ویلیام گلسر می‌گوید:

راز ماندگاری عشق، اجبار نیست؛
بلکه هنر انتخاب دوباره‌ی یکدیگر، هر روز و هر لحظه است.

#ازدواج_بدون_شکست
#دکتر_ویلیام_گلسر
#دکتر_علی_صاحبی
چاپ: #سی_و_دوم
#ویلیام_گلسر
#ما_چگونه_رفتار_می‌کنیم
#روانشناسی_رابطه #تئوری_انتخاب #زندگی_مشترک #عشق_ماندگار
#ازدواج_بدون_شکست
#انتشارات_سایه_سخن

🆔 @Sayehsokhan👇👇👇

Читать полностью…

انتشارات سایه سخن

🆔 @Sayehsokhan

Читать полностью…

انتشارات سایه سخن

  #از_شما

به مناسبت بازگشایی مدارس!

فرار از مدرسه

✍ این نوشته واقعیت دارد؛ بدون روتوش می‌نویسم. به گَرد سُم اسب حضرت عباس قسم راست می‌نویسم، اگر کم و زیاد کنم یک درجه نمره عینکم برودبالا.. اصلا بواسیر بگیرم؛ خوب شد؟

سال اول مدرسه در ان سال‌های  طهران (ببخشید تهران) مثل حالا نبود، نه از ده نوع   مدرسه خبر بود و نه از سرویس‌های جور واجور، ناظم‌ها با ابروهای درهم کشیده  یا چوب دستشان بود و یا شیلنگ تا ابهت خود را به رخ دانش‌آموزان بِکشند تا کسی جرات گردن فرازی نکند و بفهمد که جور استاد بِه زمهر پدر.

خوب، نمی‌دانم چرا سال اول نمی‌خواستم مدرسه بروم؛ قوه انس خانه بود یا کشش کوچه که فکر می‌کردم مدرسه دخمه‌ای است که در ان کودکان نوآموز اذیت یا شکنجه می‌شوند.

هرچه مادر بیچاره در گوشم از خوبی مدرسه گفت به خرجم نرفت. هرچند او سواد نداشت ولی می‌خواست پسرش در آینده به جای تیشه پدر، خودکار در دست بگیرد و به جای عرق ریختن زیر آفتاب داغ تابستان، عرق روح روی کاغذ و کتاب بریزد.

هرچه کرد و گفت قبول نکردم و عتاب جای سخنان نرم را گرفت و در اخر چند نیشگون مادرانه ....ولی من باز مقاومت می‌کردم .شاید به قول جناب یونگ در ناخودآگاه پنهان خود می‌دانستم که اگر الف گفتم باید تا ی را بروم و بعد بر روی دفتر عزای علم آموزی بگیرم و در اخر، سر از مدرسه بزرگتری به نام دانشگاه در آورم و...

کار رسید به جيغ مادر و گریه پسر و چند تا نیشگون آبدارتر و من تسلیم نمی‌شدم. عمه‌ای داشتم امد به کمک همجنس خود و هرچه قربان صدقه‌ام رفت، اتش لجاجتم شعله‌ورتر شد و مُرغم یک پا داشت. یک دستم را مادر گرفت و دست دیگر را عمه خانم و به طرف مدرسه روانه‌ام می‌کردند و یا بهتر بنویسم می‌کشیدند و  من پای بر زمین‌ می‌کوبیدم که نمی‌خواهم به آن خانه ناآشنا بروم.

چه  درد سرتان بدهم که با اشک چشم و روان آزرده پای به مدرسه گذاشتم و رفتم سر کلاسی پُر از بچه‌هایی هم سن و سال خودم. دیدن ان همه بچه قد و نیم قد از گریه و افغان من نکاست و معلم به ستوه آمده که مردی بلند قامت و جدی بود، فراش را صدا زد که: "این دانش‌اموز مزاحم کار ماست، برود دفتر".

بیچاره فراش  یا همان مستخدم با لهجه غلیظ رشتی تا دم دفتر نصیحت‌ها کرد که به گوش دراز من نرفت. مدیر با عصبانیت گفت: "عجب کُرّه خری هستی وایستا همین‌جا دم دفتر" و من که در مدرسه را باز دیدم چون کره خری که در دشت به تاخت می‌رود، از مدرسه زدم بیرون و راهی خانه شدم.

خانه نزدیک بود و راهی نبود و چند دقیقه بعد از در خانه امدم تو. مادر در حال پخت و پز غذای ظهر بود که مرا روبروی خود دید؛ هاج و واج  و متحیر. این‌بار نفرین‌ها بود که به بخت و اقبال خود می‌کرد و مرا هم از از ان‌ها بی‌نصیب نمی‌گذاشت که:

"الهی یتیم بزرگ شوی و بی‌مادر و نان و آب بدوند و تو هم بدوی به  دنبال ان‌ها" که این آخری مستجاب شد و من همچنان در جستجوی نان از این دادگاه به ان دادگاه در جستجو هستم.

خلاصه چند تا پس‌گردنی حواله گردن من کرد و گوشم را کشید و چادرش را سر کرد و این‌بار با خشونت مرا کشید تا مدرسه و انداختم توی دهلیز ورودی. دیگر نه از مهر مادرانه خبری بود و از رحمت مدیر.

ناظم گوشم را گرفت (رمز دراز بودن گوشم در همین است که دائم کشیده می‌شد) و آورد تحویل معلم داد. مرد بلند قامت نگاهی به من کرد و با مهر گفت: "بروبشین روی ان نیمکت، پیش آن  پسری که عینک دارد و این خط‌ها را را روی دفترت بِکش بابا جان".

نمی‌دانم در این کلمه باباجان چه بود که انگار یک دفعه همه چیز تغییر کرد، مثل این‌که از تاریکی قدم به روشنایی گذاشته‌ام. به صورت معلم نگاه کردم، تبسمی بر لب داشت. آرام شدم، همه چیز برایم دلپذیر شد. با پسر عینکی دوست شدم، پسری که بعدها در نایره جنگ عراق زود اسمانی شد. حالا کره خر چموش لگد زن نبودم ،آرام گرفته و قرار یافته بودم.

باور می کنید یا باز هم قسم بخورم؟ بعد از نیم قرن که هر چند سال یکبار از جلوی ان مدرسه رد می شوم، پاهایم سست می‌شود و می‌ایستم و خیره خیره به درون ان نگاه می کنم، صدایی از طبقه بالا در کلاس اول الف به گوشم می‌رسد.

معلمی دارد به بچه‌ای که از مدرسه گریخت  می‌گوید: "افرین! مشقت را خوب نوشته‌ای بابا جان‌" و من آن پایین باید با عجله با نوک انگشتم نگذارم اشکم بر روی صورت پر مو و  چروک خورده ام بلغزد.

✍#دکتر_علی_رادان
#حقوقدان_و_استاد_دانشگاه_اصفهان
#دفتر_وکالت_من

➖➖➖➖
اگر خواسته باشی با داستان‌های کوتاه ‌آقای دکتر رادان بیشتر آشنا بشی

پیشنهاد می‌کنم

🎁 لذت مطالعه‌ی کتاب‌های دفتر وکالت من جلد اول و دوم رو به خودت هدیه بده

🆔 @Sayehsokhan

Читать полностью…

انتشارات سایه سخن

📚نام کتاب: #نسخه_استرس

✍️نویسنده: #الیسا_ایپل
👌 مترجم: #مریم_تقی_پور

📇ناشر: #سایه_سخن با همکاری #سایه_سکوت
📙قطع: رقعی، جلد: شومیز
🗞نوبت چاپ: #چاپ_اول ۱۴۰۴
🗃تعداد صفحات: ۳۶۰
➖➖➖➖➖➖➖➖

کتاب «نسخه استرس» نوشته دکتر الیسا ایپل و ترجمه روان خانم مریم تقی‌پور، دقیقاً از همین‌جا آغاز می‌شود.

این کتاب نسخه‌ای برای فرار از زندگی نیست؛ نسخه‌ای برای بهتر زندگی کردن است.

نویسنده با تکیه بر سال‌ها پژوهش علمی، به ما نشان می‌دهد که چگونه می‌توان از دل فشارهای زندگی، آرامش بیشتری ساخت؛ چگونه ذهن را از چرخه فرساینده نگرانی بیرون آورد و دوباره طعم حضور در لحظه را چشید.

شاید این کتاب، بیش از آنکه درباره استرس باشد، درباره بازگشت به خودمان باشد.

📚 نسخه استرس کتابی برای همه کسانی که دلشان می‌خواهد دوباره زندگی را، نه با عجله، بلکه با آرامش تجربه کنند 🌿📚

در نسخه استرس، تمرین‌ها و راهکارهای مشخصی برای کاهش استرس، بازیابی انرژی ذهنی و تقویت تاب‌آوری معرفی شده‌اند؛ از تکنیک‌های تنفس و مراقبه گرفته تا توصیه‌هایی درباره‌ی خواب، تغذیه و ارتباطات انسانی. این کتاب مناسب همه‌ی کسانی است که احساس می‌کنند در دنیای پرشتاب امروز، آرامش و تمرکزشان را از دست داده‌اند و به دنبال راهی علمی و در عین حال انسانی برای بازگشت به تعادل هستند.

🎁اطلاعات بیشتر🎁

🆔 @SayehSokhan👇👇👇

Читать полностью…

انتشارات سایه سخن

🆔 @Sayehsokhan

Читать полностью…

انتشارات سایه سخن

🆔 @Sayehsokhan

Читать полностью…

انتشارات سایه سخن

🆔 @Sayehsokhan👇👇👇

Читать полностью…

انتشارات سایه سخن

✍ اول مهر؛ زادروز استاد محمدرضا شجریان

بعضی آدم‌ها می‌روند،
اما رفتنشان پایان حضورشان نیست.

می‌مانند در یک صدا،
در یک شعر،
در خاطره‌ی یک نسل،
در لحظه‌ای که چشم‌ها خیس می‌شود و نمی‌دانیم چرا.

خسرو آواز ایران، استاد محمدرضا شجریان از همین آدم‌ها بود.
صدایی که فقط آواز نمی‌خواند؛
تاریخِ عاطفیِ یک سرزمین را روایت می‌کرد.

صدای او، گاهی حافظ بود و سعدی،
گاهی مولانا و خیام،
و گاهی صدای مردمی که حرف‌های نگفته‌شان را
در آواز او پیدا می‌کردند.

او نشان داد که هنر،
اگر از عمق فرهنگ و جان انسان برخاسته باشد،
می‌تواند از دیوارهای زمان عبور کند.
استاد شجریان برای بسیاری از ما فقط یک استاد آواز نبود؛
بخشی از زندگی‌مان بود؛
صدایی که با آن عاشق شدیم،
اندیشیدیم،
دلتنگ شدیم

و گاهی امیدمان را دوباره پیدا کردیم.
و شاید راز ماندگاری او همین باشد:

او صدایی برای شنیدن نساخت؛
صدایی ساخت برای به یاد آوردن.
امروز، در زادروز او،
به احترام هنرمندی سر فرود می‌آوریم
که صدایش از دل قرن‌ها فرهنگ این سرزمین گذشت
و به دل انسان امروز رسید.

استاد شجریان،
صدایت هنوز جاری است؛
در حافظه‌ی ما،
در شعرهای این سرزمین،
و در قلب کسانی که باور دارند
هنر می‌تواند شریف‌ترین شکلِ ماندن باشد.
یادت جاودان،
استاد قلب‌ها!🌱

🆔 @Sayehsokhan

Читать полностью…

انتشارات سایه سخن

🆔 @Sayehsokhan

Читать полностью…

انتشارات سایه سخن

همیشه #مهربانی بهترین راه حل برای حل مسائل و مشکلات است.

🆔 @Sayehsokhan

Читать полностью…

انتشارات سایه سخن

✍ سلام! صبح بخیر

امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐

🆔 @Sayehsokhan

Читать полностью…

انتشارات سایه سخن

#از_شما

از همراه هنرمند و عزیزمون سرکار خانم #مهدیه_معین بینهایت سپاسگزاریم که با خلاقیت بی‌نظیرشان در یک ویدئوی ۲ دقیقه‌ای کتاب #به_کودکان_شاد_بودن_را_بیاموز  را به همراهان عزیز، معرفی کرده‌اند.

🆔 @Sayehsokhan

Читать полностью…

انتشارات سایه سخن

✍ هر بند کاغذ ده میلیون تومان!
و این خبر خوبی نیست!

📚 وقتی کاغذ گران می‌شود، فقط یک کالا گران نشده است؛ بخشی از زندگی فرهنگی ما مختل می‌شود.

امروز صنعت نشر روزهای دشواری را می‌گذراند؛
باید راهی برای ادامه‌ی کار پیدا کنیم.

🔹 گاهی خرید یک کتاب، فقط خرید یک کتاب نیست؛ کمک کوچکی است به ادامه حیات یک نویسنده، مترجم، ناشر، ویراستار، طراح،  کتابفروش و همه‌ی عوامل.

صنعت نشر با شعار نجات پیدا نمی‌کند؛
با همکاری، خلاقیت، سازگاری و حمایت آگاهانه شما مخاطبان می‌تواند از این روزهای سخت عبور کند.

📖 شاید امروز بیش از همیشه باید از خودمان بپرسیم:
اگر کتابفروشی‌ها یکی‌یکی تعطیل شوند و ناشران نتوانند ادامه دهند، فردای فرهنگی ما چه چیزی برای خواندن خواهد داشت؟

📚 همه آگاهیم که نشر فقط یک کسب‌وکار نیست؛ اما برای زنده ماندن فرهنگ، باید بتواند زنده بماند.
این روزها خبرهای خوبی از صنعت نشر نمی‌شنویم.
هزینه کاغذ، زینک، چاپ و توزیع هر روز بیشتر می‌شود و در مقابل، توان خرید مردم کمتر و کمتر.

نتیجه روشن است: کتاب گران‌تر می‌شود، فروش پایین می‌آید و ادامه فعالیت برای ناشر و کتابفروش دشوارتر یا چیزی در حد صفر!

اما شاید بد نباشد در کنار گلایه از شرایط، یک سؤال مهم‌تر هم از خودمان بپرسیم:

در این وضعیت سخت، ما چه می‌توانیم بکنیم؟
به گمان ما، راه نجات نشر فقط در ارزان شدن کاغذ یا افزایش قدرت خرید مردم خلاصه نمی‌شود. بخشی از راه‌حل، در خود صنعت نشر است؛ در اینکه ناشر، کتابفروش و نویسنده بتوانند شیوه‌های تازه‌ای برای تولید، معرفی و عرضه کتاب پیدا کنند.

انتشار کتاب‌های ارزشمند اما با تیراژ و هزینه متناسب با بازار، استفاده بیشتر از ظرفیت‌های دیجیتال و صوتی، ارتباط مستقیم‌تر با مخاطب،  فروش مستقیم، برگزاری جلسات کتابخوانی،  معرفی حرفه‌ای کتاب و ایجاد رابطه‌ای پایدار با خوانندگان، می‌تواند بخشی از فشار را کاهش دهد.

و البته مخاطب هم به سهم خود نقشی دارد.

اگر نمی‌توانیم مثل گذشته چندین کتاب بخریم، شاید بتوانیم دست‌کم خرید کتاب را از زندگی‌مان حذف نکنیم؛ یک کتاب کمتر، اما نه هیچ کتابی.
چون وقتی یک کتاب می‌خریم، فقط یک جلد کاغذی نمی‌خریم.
به زنجیره‌ای از انسان‌ها کمک می‌کنیم که برای ماندن فرهنگ تلاش می‌کنند:

نویسنده، مترجم، ویراستار، صفحه‌آرا، طراح، چاپخانه، ناشر و کتابفروش.
صنعت نشر امروز بیش از هر چیز به همدلی، نوآوری و همکاری ما با هم نیاز دارد.
نه می‌توان مشکلات را انکار کرد و نه می‌توان منتظر ماند تا شرایط خودبه‌خود بهتر شود.
باید راه‌های تازه‌ای برای ادامه دادن پیدا کنیم.

کتاب اگر از زندگی ما مردم حذف شود، فقط یک صنعت کوچک‌تر نمی‌شود؛
بخشی از امکانِ اندیشیدن، پرسیدن و متفاوت زیستن ما کوچک‌تر می‌شود.

📖 شاید سهم هرکدام از ما در نجات کتاب، کوچک باشد؛
اما گاهی همین سهم‌های کوچک، چیزی را زنده نگه می‌دارند که برای همه ما بزرگ است.

ما در #انتشارات_سایه‌سخن، با همه دشواری‌های این روزها، همچنان به آینده کتاب و فرهنگ‌مان امیدواریم؛

البته امیدوار به همراهی شما، به اعتماد شما و به اینکه در این روزهای سخت، کتاب و کتابخوانی را تنها نگذاریم.
ما تلاش خود را مضاعف می‌کنیم و
باور داریم که با همراهی یکدیگر می‌توان از این روزهای دشوار عبور کرد.

امیدواریم شما هم در این مسیر و در این روزها، #سایه‌سخن را فراموش نکنید؛
همراهی شما، دلگرمی ما برای ادامه این راه است. 📚❤️

با سپاس از همه کسانی که هنوز برای کتاب، برای اندیشیدن و برای فرهنگ، سهمی قائل‌اند.

«همراهی شما، دلگرمی ما برای ادامه این راه است.» تنها نیستیم!


🆔 @Sayehsokhan

Читать полностью…

انتشارات سایه سخن

✍ سلام! صبح بخیر

امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐

🆔 @Sayehsokhan

Читать полностью…

انتشارات سایه سخن

شماره: ۲۴

درود و سلام فراوان

وقتی متن دوست عزیزی رو در مورد تاثیر کتاب #سیلی_واقعیت بر زندگی ایشان خواندم تصمیم گرفتم من هم به پاس قدردانی در مورد یکی از کتاب‌هایی که در حوزه روابط زوجین بسیار مفید یافتم و به تعداد زیادی از دوستان و مراجعین عزیز پیشنهاد مطالعه این کتاب رو‌ دادم، بنویسم.

کتاب «#ازدواج_بدون_شکست» اثر ویلیام گلسر با ترجمه دکتر علی صاحبی، برای من فقط یک کتاب در حوزه روابط زوجین نبوده، بلکه دریچه‌ای تازه برای نگاه کردن به  روابط انسانی بوده است.

مطالعه این کتاب به من کمک کرد تا درک عمیق‌تری از نیازهای اساسی انسان و تأثیر آن‌ها بر کیفیت رابطه زوجین پیدا کنم.

آموختم که بسیاری از تعارض‌های زناشویی نه از نبود عشق، بلکه از شیوه نادرست برقراری ارتباط و تلاش برای کنترل یکدیگر شکل می‌گیرند.

این نگاه، موجب تاثیرات مثبتی در راستای کمک به مراجعین برای بهبود کیفیت زندگی شان شده است. مفاهیم این کتاب به من کمک کرده است تا تعارض‌های زوجین را با نگاهی عمیق‌تر و کاربردی‌ تر بررسی کنم.

مراجعینم به‌تدریج یاد گرفته‌اند به جای سرزنش و تغییر دادن یکدیگر، روی رفتار و انتخاب‌های خود تمرکز کنند.

یکی از ارزشمندترین پیام‌های کتاب برای من، اهمیت ایجاد رابطه‌ای امن، صمیمی و رضایت‌بخش به جای تلاش برای برنده شدن در بحث‌هاست.

اجرای این مفاهیم در جلسات مشاوره، در بسیاری از موارد به بهبود گفت‌وگو، کاهش تعارض و افزایش صمیمیت زوجین کمک کرده است.

این کتاب همچنین به من یادآوری کرده که تغییر واقعی، زمانی آغاز می‌شود که هر فرد مسئولیت سهم خودش را در رابطه بپذیرد.

به همین دلیل، کتاب #ازدواج_بدون_شکست  را یکی از منابع تأثیرگذار در مسیر رشد شخصی و حرفه‌ای خودم می‌دانم و مطالعه آن را به علاقه‌مندان حوزه روابط زوجین توصیه می‌کنم.


فریده محمدی
روانشناس. مشاور، زوج‌درمانگر‌ و
مربی رسمی موسسه دکتر ویلیام گلسر

#کامنت_شما

🆔 @Sayehsokhan

Читать полностью…

انتشارات سایه سخن

✍ سلام! صبح بخیر

امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐

🆔 @Sayehsokhan

Читать полностью…

انتشارات سایه سخن

بیار باده که دیر است در خمار توام
اگرچه دلق کشانم نه یار غار توام


بیار رطل و سبو کارم از قدح بگذشت
غلام همت و داد بزرگوار توام


در این زمان که خمارم مطیع من می باش
چو مست گشتم از آن پس به اختیار توام


بیار جام اناالحق شراب منصوری
در این زمان که چو منصور زیر دار توام


به یاد آر سخن‌ها و شرط‌ها که ز الست
قرار دادی با من بر آن قرار توام


بگو به ساغرش ای کف تو گر سوار منی
عجبتر اینک در این لحظه من سوار توام


میان حلقه به ظاهر تو در دوار منی
ولی چو درنگرم نیک در دوار توام


به زیر چرخ ننوشم شراب ای زهره
که من عدو قدح‌های زهربار توام


چو شیشه زان شده‌ام تا که جام شه باشم
شها بگیر به دستم که دست کار توام


عجب که شیشه شکافید و می نمی‌ریزد
چگونه ریزد داند که بر کنار توام


اگر به قد چو کمانم ولی ز تیر توام
چو زعفران شدم اما به لاله زار توام


چگونه کافر باشم چو بت پرست توام
چگونه فاسق باشم شرابخوار توام


بیا بیا که تو راز زمانه می دانی
بپوش راز دل من که رازدار توام


چو آفتاب رخ تو بتافت بر رخ من
گمان فتاد رخم را که هم عذار توام


شمرد مرغ دلم حلقه‌های دام تو را
از آن خویش شمارم که در شمار توام


اگرچه در چه پستم نه سربلند توام
وگرچه اشتر مستم نه در قطار توام


میان خون دل پرخون بگفت خاک تو را
اگرچه غرقه خونم نه در تغار توام


اگرچه مال ندارم نه دستمال توام
اگرچه کار ندارم نه مست کار توام


برآی مفخر آفاق شمس تبریزی
که عاشق رخ پرنور شمس وار توام

#مولانا

🆔 @Sayehsokhan

Читать полностью…

انتشارات سایه سخن

سرکار خانم #مریم_تقی‌پور

#معرفی_آثار_سایه_سخن

🆔 @Sayehsokhan

Читать полностью…

انتشارات سایه سخن

✍ سلام! صبح بخیر

امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐

🆔 @Sayehsokhan

Читать полностью…

انتشارات سایه سخن

🔴آهستگی و تراکم لذت

✍مصطفی ملکیان

🔹آهستگی در زندگی موجب تراکم لذت می‌شود و مواجهه‌ی باعجله با زندگی مانع لذت بردن از همه‌ی آن چیزهایی می‌شود که می‌توانند زندگی انسان را لذت‌بخش کنند. زندگی همواره در سکون، لذت خود را نشان می‌دهد.

🔹یکی از رواقیون می‌گفت زندگی مثل تکه‌نانی است که در معرض آفتاب قرار گرفته است و به‌آرامی، اندک‌اندک، روغن نان به بیرون درز می‌کند و آن را تر می‌کند؛ لذت زندگی در حکم همین روغن نان است که تنها در اثر روندی آرام و آهسته خود را آشکار می‌سازد.

🔹به فواید دیگر آهستگی، در فهم و در اخلاقی شدن انسان، کاری ندارم و اینجا فقط از منظر بُعد زیبایی‌شناختی آن را مطرح می‌کنم. هر کاری را که دوست ندارید، اگر با طمأنینه انجام دهید، حتماً از آن لذت خواهید برد؛ و هر کاری را که دوست دارید، اگر با عجله انجام دهید، از آن لذت نخواهید برد.

آهستگی در برابر شتاب

🔹میلان کوندرا، نویسنده‌ی پست‌مدرن روزگار ما، رمان کوچکی دارد به نام آهستگی که در آن تمام سخنش این است که انسان چون عجله می‌کند، کل زندگی خود را عاری از لذت کرده است.

🔹از پیامبر اسلام نیز نقل شده است: «الطمأنینة من الرحمن و العجلة من الشیطان.»

🔹اینجاست که معلوم می‌شود چرا اپیکور از خوردن سه انجیر تازه آن‌همه لذت می‌برد. در ادبیات، مائده‌های زمینی آندره ژید نمونه‌ی خوبی است. او می‌گوید وقتی زردآلویی را می‌خوری، اول خوب در دهانت فشارش بده و بعد لاشه‌ی آن را فرو بده.

🔹اگر دقت کرده باشید، هرجا در کتابی نقلی از فرزانگان می‌شود، سخن از آرامش آنهاست؛ چون آنها می‌خواهند هیچ‌چیز زندگی را از دست ندهند. از این‌رو، با آهستگی با زندگی مواجه می‌شوند.

🔹با آهستگی، انسان مزه‌ها و رنگ‌های جدیدی کشف می‌کند و رنگ‌ها و مزه‌های پیشین نیز زیباتر به نظر می‌آیند.

🔹از این‌رو، هر وقت اپیکور در باغش کسی را می‌دید که می‌دود، نگهش می‌داشت و می‌گفت آهسته‌آهسته برود تا هم به آنجا برسی و هم به اینجا؛ هم لذت رسیدن به مقصد را ببری و هم لذت ماندن در مبدأ را.

🔹وقتی انسان عجله می‌کند، جز از دست دادن تمرکز، چیزی حاصل نمی‌کند.

🔹از مسلمات زندگی بودا این است که بعد از اینکه از آیین هندو منشعب شد و دین جدیدی بنا نهاد، بزرگان آیین هندو و مرتاضان هندو نزد او آمدند. یکی گفت: «من بر آب راه می‌روم.» دیگری گفت: «من طی‌الارض می‌کنم.» و دیگری از توانایی‌های دیگری سخن گفت. سپس رو به بودا کردند و گفتند: «تو چه می‌توانی بکنی؟»

🔹بودا گفت: «من کاری می‌توانم بکنم که هیچ‌کدام از شما نمی‌توانید بکنید؛ آن اینکه وقتی غذا می‌خورم، فقط غذا می‌خورم؛ وقتی استراحت می‌کنم، فقط استراحت می‌کنم؛ و وقتی سخن می‌گویم، فقط سخن می‌گویم.»

➖سخنرانی ۵ عامل لذت از زندگی.

@mostafamalekian
🆔 @Sayehsokhan

Читать полностью…

انتشارات سایه سخن

زندگی مطلوب یا زندگی درست؟

حسن ملکیان- روانشناس - مشاور
مدیر مسئول انتشارات سایه‌سخن


🆔 @Sayehsokhan👇👇👇

Читать полностью…

انتشارات سایه سخن

#از_شما

سلام و درود
یکی از خوانندگان انتشارات شما و آشنا با تئوری انتخاب و دکتر ویلیام گلسر هستم. مدتی است این سوال برام پیش آمده:

اگر یک انتخاب، انسان را به «زندگی مطلوب» خودش نزدیک کند و از نظر خودش هم انتخابی مؤثر و مسئولانه باشد، چه چیزی تعیین می‌کند که آن انتخاب «درست» هم هست؟

آیا در خودِ تئوری انتخابِ گلسر، معیاری مستقل برای تمایز «زندگی مطلوب» از «زندگی درست» وجود داره؟

یا اینکه تئوری انتخاب بیشتر به چگونگی انتخاب و مؤثر بودن رفتار می‌پردازه و برای پاسخ به اینکه «چه انتخابی اخلاقاً درست است»، باید به یک نظام اخلاقی مستقل از آن رجوع کرد؟

به بیان ساده‌تر، آیا ممکنه آدمی در انتخاب‌هایش برای رسیدن به زندگی مطلوب موفق باشه، اما همچنان این پرسش باقی بمونه که آیا شیوه‌ی زندگی‌اش «درست» هست یا نه؟

نمی‌دانم توانستم منظورم رو درست بیان کنم یا نه؛ این سؤال از چیزهایی میاد که این روزها در جامعه می‌بینیم و باعث شده بیشتر به تفاوت «زندگی مطلوب» و «زندگی درست» فکر کنم🌿

ممکنه به این پرسش پاسخ بدید؟

🆔 @Sayehsokhan👇👇👇

Читать полностью…

انتشارات سایه سخن

سلام و صبح بخیر 🌿🍂

🍂 پاییز آمد؛ فصلِ آرامِ تغییر، فصلِ برگ‌ریزان و دوباره دیدنِ زیبایی‌های ساده‌ی زندگی.

ورود به پاییز مبارک؛ امیدواریم این فصل برایتان پر از آرامش، مهر، برکت، سلامتی و لحظه‌های ناب باشد. 🍁

🆔 @Sayehsokhan

Читать полностью…

انتشارات سایه سخن

#آموزگاری

بخشایشِ بزرگوارانه

یکی نَغز بازی کند روزگار،
که بنشاندت پیشِ آموزگار
(فردوسی)
درس بزرگی که دانش‌آموزم به من آموخت.
پیشکش به همکارانِ آموزگارم

خاطره‌ای از سال1395:
شبی خانه‌ی برادرِ کوچکم محمود در 8متری لوله مهمان بودیم. یواش و طوری که دیگران متوجه نشوند آمدم برای بچه‌های فامیل پُفک و برای شام، نوشابه بخرم. به لبنیاتی رفتم. دیدم صاحب مغازه یکی از دانش‌آموزان پیشین خودم است که کلاس اول ابتدایی، یک روز، حسابی زده بودمش. نوشتن نمی‌آموخت و من از تکرار خسته شده بودم. دانایی آموزگارانه هم نداشتم که دریابم چاره در تنبیه دانش‌آموز نیست. سال‌های آغازِ آموزگاری‌ام بود.

وارد مغازه شدم. با دیدنش، خواستم بازگردم. حس شرمساری شدیدی به من دست داده بود. مرا دید و راهی برای برگشت نماند. با گشاده‌رویی سلام داد. پدرم هم در منزلشان ماهانه روضه می‌خواند.
خواستم از او دلجویی کنم و چیز بیشتری بخرم تا خوشحال شود که فروشِ خوبی کرد. نوشابه و بستنی و ماست و پفک را چندبرابر نیاز برداشتم. گفتم:
ـ حساب کنید. !
گفت:
ـ این‌ها فروشی نیست.
گفتم:
ـ چرا؟
گفت:
ـ ما به معلم خودمان چیزی نمی‌فروشیم.
گفتم:
ـ ببخشید. پس باید از جایی دیگر خرید کنم.
گفت:
ـ جای دیگر هم نمی‌توانید بخرید.
این‌ها را می گفت و خوراکی و نوشیدنی را در پلاستیک‌ها می گذاشت. دیدم همه را دست گرفت و به بچه‌ی برادرم محمود گفت:
ـ بیفت جلو.
ـ گفتم کجا؟
گفت:
ـ باید خودم برایتان بیارم.
گفتم:
ـ ممنونم عزیزم؛ خودم می‌برم. اول پولش را حساب کنید.
گفت:
ـ من پول از شما بگیرم؟ مردم چه خواهند گفت؟
دیدم جدّی است. گفتم:
ـ راستش من به خاطر تنبیه دوره‌ی کودکی‌ات، می‌خواستم بیشتر خرید کنم تا مثلا خوشحالت کرده باشم. من این‌همه چیز لازم ندارم، چندتا را بردارید و همان‌قدر که نیاز هست بگذارید بماند.
گفت:
ـ جنس فروخته شده پس گرفته نمی‌شود. یک‌بار بخت سراغ ما آمده که معلمم چیزی از من بخرد. این‌ها که هیچ، اگر همه مغازه را هم خالی کنید، پولی از شما نخواهم گرفت. بعدش هم کاش باز من کلاس اول بودم و کاش باز شما مرا می زدید. دوران خوش ما همان روزها بود.
چه می‌توانستم بگویم؟ آدم هم این‌همه شگرف و شگفت! حسابی اشکم درآمد. بغلش کردم و بوسیدمش. فقط شرمندگی‌ام چندین برابر شد.

/channel/ezzatiparvar
🆔 @Sayehsokhan

Читать полностью…

انتشارات سایه سخن

رسانه‌های اجتماعی تشویقمان می‌کند تا هیجانات تند و تیزمان را نثار غیرخودی‌ها کنیم. پیام‌های احساسی در بارۀ مسائل سیاسی و اخلاقی بیش‌تر به اشتراک گذاشته می‌شود و اغلب موافقان آن‌ها هستند که این پیام‌ها را بازنشر می‌کنند. بازنشر پیام، ارزشمندترین جایزۀ توییتر است؛ مهر تأییدی مبهم و جزئی که نظر ارسال‌کنندۀ اولیۀ پیام را پررنگ می‌کند. همین نکته توییتر را به سنبل قبلیه‌گرایی بشر تبدیل کرده است. رسانه‌های سنتی با صداهای بلند و حداکثری ما را به سمت خود جذب می‌کنند؛ رسانه‌های جدید به ما اجازه می‌دهد یکی از آن صداها باشیم.



📚 #برشی_از_کتاب : #مبارزه_ای_برای_مهربانی
✍️ اثر: #دکتر_جمیل_زکی
👌 ترجمه: #محمدحامد_فتاحیان
📖 صفحه: ۲۵۵
📇 انتشارات: #سایه_سخن

🆔 @Sayehsokhan👇👇👇

Читать полностью…

انتشارات سایه سخن

🏆با دیدن این ویدئوی کوتاه، ذهنم رفت سراغ عمق دردناک‌ترین سازوکارهای روان انسان...

🟥کودکی را می‌بینیم که جواب ساده‌ی ۴×۶ را نمی‌داند. همکلاسی‌اش جلو می‌آید و با اطمینان، پاسخ غلط ۲۱ را روی تخته می‌نویسد. اندکی بعد، کودکی دیگر حقیقت را به کمک می‌آورد؛ پاسخ درست یعنی ۲۴ را جایگزین می‌کند. اما آن کودک اول، به جای پذیرفتن حقیقت، به او حمله‌ور می‌شود، او را با لگد می‌زند، عدد درست را پاک می‌کند و همان جواب غلط را دوباره روی تخته بازمی‌گرداند؛ این‌بار با تعصب.

شاید ظاهراً فقط با یک رفتار بچگانه روبه‌رو باشیم. اما این ویدئو، پرده‌ای‌ست از یک سازوکار عمیق در روان انسان: مغز انسان، بیشتر از آن‌که دنبال حقیقت باشد، به دنبال محافظت از باورهای تثبیت‌شده‌اش است.

وقتی یک پاسخ غلط، بخشی از “خودِ” ما شده باشد، اصلاحش کار ساده‌ای نیست. دیگر بحث بر سر ۲۱ یا ۲۴ نیست؛ بحث بر سر حفظِ تصویرِ ذهنیِ ما از خودمان است. و هر کسی که حقیقت را بیان می‌کند، ناخواسته انگار به هویت ما حمله کرده.

اما این فقط به کودکی محدود نمی‌شود. جامعه‌ هم پر شده از همین واکنش‌ها.
📺در عصر رسانه، همین سازوکار روانی، ابزاری شده برای کنترل ذهن‌ها.
وقتی حادثه‌ای رخ می‌دهد، برخی رسانه‌ها فوراً وارد می‌شوند؛ تحلیلی می‌دهند، روایتی می‌سازند، و با قدرت تصویری و زبانی، نسخه‌ای از واقعیت را جا می‌اندازند. نسخه‌ای که اغلب، نه بر پایه حقیقت، بلکه بر پایه منافع طراحی شده.
و مردم؟ چون در لحظه‌ی بحران، در موقعیتی عاطفی، ترسیده یا خشمگین هستند، آن روایت را به عنوان «واقعیت» می‌پذیرند.
روزها یا ماه‌ها بعد، شاید حقیقت روشن شود؛ اما حالا پاک کردن آن باور اولیه، همان‌قدر سخت است که کودک ما در ویدئو حاضر نبود پاسخ اشتباه را کنار بگذارد.
چون حالا آن تحلیلِ اولیه، بخشی از هویت، باور، یا حتی قضاوت‌های اخلاقی ما شده.

⬅️حقیقت معمولا خودش را نشان می‌دهد، اما نه همیشه با پذیرش ما.

اصلاح باور، فقط یک فرآیند فکری نیست؛ نوعی جراحی بر لایه‌های عمیق روان است.
درد دارد، ترس دارد، مقاومت دارد. اما تنها راهِ رهایی از تکرار خطا، شجاعت مواجهه با حقیقت است.
و چه بسیارند باورهایی که نه‌تنها فردی، بلکه ایدئولوژیک، جمعی و تاریخی‌اند؛ باورهایی که از کودکی، توسط خانواده، جامعه و رسانه‌ها در گوشمان خوانده شده‌اند. دل کندن از برخی باورهای غلط، کاری‌ست به‌مراتب سخت‌تر؛ چرا که در آن، نه فقط باور، بلکه امنیت روانی، تعلق اجتماعی و حتی معنای زندگی به خطر می‌افتد.

✍️مسعود سلطانی

📨@hekmatvaandishe

Читать полностью…

انتشارات سایه سخن

تعارض‌ها در دنیای کودکان


متاسفانه تصاویر همیشه متناسب و سازگار نیستند.

یک روز صبح پسرم نیازش به قدرت را با درست‌کردن ساختمان های گوناگونی با لگوهایشT تامین می‌کرد و در ازای این کار زیبا و مبتکرانه تشویق و تایید زیادی دریافت می‌کرد.

به محض اینکه متوجه شد "کوین" از او خواسته است برای بازدید به خانه‌شان برود تصویر بازی با دوستش به عنوان فرصتی برای تامین نیازش به عشق و تفریح در مرکز قرار گرفت.


امکان به دست آوردن همزمان هر دو تصویر ممکن نبود.
هر چند این تعارض کوچک بود اما باید حل می‌شد.


📚 #برشی_از_کتاب : #به_کودکان_شادبودن_را_بیاموز
📘#نام_اصلی:
#Teach_Them_to_Be_Happy
✍️ اثر: #باب_سولو
👌 ترجمه: #فهیمه_حبشی_زاده
📖 صفحه: 97
📕 چاپ: #چهارم
📇 انتشارات: #سایه_سخن

🆔 @Sayehsokhan👇👇👇

Читать полностью…

انتشارات سایه سخن

👈 بحران صنعت نشر  و آینده آن

🆔 @bookstoreARA
🆔 @Sayehsokhan👇👇👇

Читать полностью…

انتشارات سایه سخن

🆔 @Sayehsokhan

Читать полностью…
Subscribe to a channel