-
فایلهای صوتی، تصاویر و کلیپهای مربوط به موسیقی، موزیک، هنر، اشعار، متنهای زیبا و ... https://t.me/+lrfproPHb7E4Y2Rk @Navazesh_e_rooh
لحظههای زندگی
مثل چشمه مثل رود
گاه میجوشد ز سنگ
گاه میخواند سرود
-
سر به ساحل میزند
موج شط زندگی
لحظهها چون نقطهها
روی خط زندگی
-
میرود هر دم به پیش
کاروان لحظهها
مقصد این کاروان
جادهای بی انتها
-
لحظههای زندگی
چون قطاری در عبور
ایستگاه این قطار
بین تاریکی و نور
-
گاه در راهی سیاه
گاه روی خط نور
گاه نزدیک خدا
گاه از او دورِ دور
قیصر امینپورЧитать полностью…
شهر ساری منطقه هزارجریب بخش چهار دانگه روستای بابا کلا
#مازندران
سـازِ تـو🎸
#𝐏𝐀𝐑𝐓_468
چشمام از تعجب گرد شد
شوک زده تکونی خوردم
حدسم کاملا درست بود
پس ماجرای اصلی مهری این بوده
مهری دختر ماهرخ، همون زن بابای باربد بود!
این همه مدت که باربد از مهری متنفر بوده در اشتباه بوده
باربد مهری رو یه زن هـ،ـرزه میدونست
در صورتی که مهری اونو توی شکم خودش بزرگش کرده تا به دنیا اومده
باربد خبر نداشت که مهری حکم مادرش داره!
- چی شده تعجب کردی؟
مشکوک ادامه داد
- تو مهری رو می شناسی؟
امکان نداشت تشابه اسمی باشه چون ماجرای مهری همونی بود که از قبل از باربد شنیده بودم
برای اینکه اطمینان پیدا کنم پرسیدم
- اسم شوهر دخترت پرویز فرنیا نیست؟
این دفعه ماهرخ بود که تعجب کرد
- تو از کجا اونو می شناسی؟
- من عروس دخترتم! عروس مهری و فرنیای بزرگ
بغض به گلوم چنگ زد و با صدای لرزونی ادامه دادم
- پسری که مهری به دنیا آورد شوهر منه باربد فرنیا
ماهرخ هردو بازومو توی دستش گرفت و فشرد
- تو عروس مهری هستی؟ پس اینجا چی کار می کنی؟
🪻
سلام. وقت شما خوبان بخیر و نیکی🌻
(وقتی تغییر یافتن در تو به پایان برسد، تو به پایان می رسی )
ماهیت انسان در گرو رشد بیپایان تعریف میشود.
از منظر روانشناسی انسانگرا ( راجرز و مزلو)، توقف در مسیر تغییر و خودشکوفایی، منجر به ایستایی ذهنی، پوچی و اضطراب وجودی میگردد، چرا که رشد، مقصدی نهایی نیست، بلکه جریانی مستمر است.
فلسفه وجودی فرانکل نیز تأکید دارد که هویت انسان با انتخاب و بازسازی مداوم خویشتن ساخته میشود.
بنابراین، دست کشیدن از این فرآیند، در واقع گریز از آزادی و مسئولیت وجود است.
هر روز که با یادگیری، تغییر باورها یا اصلاح عادات همراه نباشد، به معنای نوعی زوال معنوی است، چرا که هستی حقیقی انسان، تنها در استمرار (شدن) و فراتر رفتن از وضعیت فعلی معنا مییابد.
ارادتمند شما: مهرداد رشیدی، مدرس روانشناسی🌻
سـازِ تـو🎸
#𝐏𝐀𝐑𝐓_467
به شدت باهاش برخورد کردم
بهش گفتم این کار درست نیست و ممکنه رابـ،ـطه ی اون زن و شوهر بهم بخوره اونوقت گناهش گردن توئه
دخترم گفت که حس می کنه اون بچه پسر خودشه
دلش براش تنگ میشه می ره اونجا تا بتونه از دور ببینتش
توی کار این دختر مونده بودم
نه می تونستم جلوشو بگیرم چون بهش حق می دادم و نه می تونستم بذارم بره اونجا
اما دخترم کار خودشو کرد و باز به اون خونه رفت
پدر بچه دور از چشم زنش به دخترم میگه که اگه میخوای اجازه بدم پسرمو ببینی باید دوباره صیـ،ـغه ی من بشی و زنم باشی
دخترمم که دلش می خواسته بچه رو ببینه و نمیتونسته بیخیالش بشه قبول می کنه
مخفیانه صیـ،ـغه ی اون مرد میشه
از اون به بعد دخترم به شرط دیدن پسرش گاهی هم شبشو باهاش میگذرونه
تا اینکه یه شب گندش در میاد
زنش که از قبل شک کرده بوده اون شب درحالی که باهم بودن مچشونو می گیره
زنش با دیدن اون صحـ،ـنه دق میکنه
همون شب از شدت ناراحتی خـ.ـودکـ،ـشی می کنه
ادامه دارد....
هر رفتنی، به سویِ تو برگشت میخورَد
ما را که جز طواف حریمت، مدار نیست
#حسین_منزوی
#ای_برق
ای کاش مرا بگیری ای برق
با خود ببری ز غرب تا شرق
تنها نرو و ببر تو ما را
ما بیتو شویم خاک بر فرق
آوارهی راهپلههاییم
در ظلمت سخت و تیرگی غرق
چون تو بروی رود کولر نیز
ما مانده دچار سوختن، حرق
پس لطف کن و نرو از این پس
هستی چهقَدَر ضروری ای برق!!
تقدیم به دوستان گرفتار بیبرقی😁
#دکتر_محمودزاده
یکی را پسر گم شد از راحله
شبانگه بگردید در قافله
ز هر خیمه پرسید وهر سو شتافت
به تاریکی آن روشنایی بیافت
چو آمد بر مردم کاروان
شنیدم که میگفت با ساروان
ندانی که چون راه بردم به دوست!
هر آن کس که پیش آمدم گفتم اوست
از آن اهل دل در پی هرکسند
که باشد که روزی به مردی رسند
برند از برای دلی بارها
کشند از برای گلی خارها
#سعدی
سعدی مهمترین اصل معلمی را در این حکایت بیان کردهاست/ دکتر محمودزاده
وقتی خانم خونه منزل نیست و آقایون چای میارن 😂😁
Читать полностью…
فیلمی بسیار زیبا و شفتانگیز از مقبره همسر فرعون که تماما ازجنس طلای ناب است و بعد از ۳/۵۰۰سال در معرض دید همگان قرار گرفته و مهمتر آنکه: اجازه تصویربرداری هم به بازدیدکنندگان دادهاند
Читать полностью…
قباله عقدنامهای مربوط یکصد و اندی سال پیش
Читать полностью…
نگاهت بام تهرونه
چشات تجریش و شمرونه
بیا و پایتخت قلب من باش
دلت آخه
به کاخ سعدآباد می مونه !
بلنده شونه های تو
شبیه قله توچال
می دونم آخرش
تو حسرت شونه ت
سر و موهای من می مونه !
تو آغوش نگاه تو
تموم شهر جا میشه
کی می دونه؟
یه روز شاید تو ی قلبت
واسه من هم. یه جا واشه
رو سینه ات اسم من نیست
ولنجک بالا شهره
نگو سمت چپش هم
برای من وطن نیست !
تو قلبت قصر شاهه
می دونم جای من نیست
نگاهت بام تهرونه
چشات تجریش و شمرونه
بیا و پایتخت قلب من باش
دلت آخه !
به کاخ سعدآباد می مونه !
#لطیفهصمدوند
🌸🌸
/channel/Navazesh_e_rooh
#سوال_و_مشکل
آقای دکتر ۲۲ ساله ازدواج کرده ام و دو فرزند دارم، ولی متأسفانه هنوز گیر یک آقایی هستم که قبل از ازدواج با هم صحبت می کردیم و دوست داشتم با او ازدواج می کردم... متاسفانه او به خواستگاری من نیامد و من همچنان در حسرت او به سر می برم، روزی نیست که صفحه های مجازی او رو چک نکنم و انگشتانم عکسش را جلوی چشمام بزرگ و کوچک نکنم...
چند وقت پیش که رفتیم شهرستان، توی یک همایش خانمش و بچه اش رو دیدم، بچه اش را گرفتم و بغل کردم، شاید باورتون نشه ولی انگار همون آقا رو بغل کرده بودم، چنان حسی به من دست داد که تا چند روز گیج بودم.... به من بگید چه کنم که از این فکر و خیال بیست ساله بیرون بیام؟ ببخشید که این رو میگم من حتی در روابط زناشویی تصویر ایشون رو به جای همسرم تصور میکنم. باور کنید گاهی از خودم خجالت می کشم و احساس گناه دارم. البته هیچ کس حتی همسرم از این حس و حال و افکارم خبر نداره... آیا راهی هست که از این حال و هوا بیرون بیام؟
#ناشناس
@Navazesh_e_roohЧитать полностью…
سوالهایی که تجاوز به حریم خصوصیاند!
«کِی زن میگیری؟»
«چرا شوهر نمی کنی؟»
«چرا هنوز بچهدار نشدی؟»
«یکی که کمه، دومی رو کِی میآری؟»
«حقوقت چقدره؟»
«چرا اینقدر لاغر/چاق شدی؟»
«چی شد که جدا شدید؟» (جلوی جمع)
«تا کِی میخوای بیکار بمونی؟»
«این خونه رو چقدر خریدی؟»
ظاهرشون دلسوزیه، ولی از نظر روانشناسی، ورود بدون اجازه به خصوصیترین حوزههای زندگی آدمه: بدن، مال، رابطه، و مسیر زندگی.
حریم خصوصی یعنی چی؟
یعنی حق فرد برای اینکه تصمیم بگیره چه بخشی از زندگیش رو، کِی، و با کی در میون بذاره. این سوالها، حتی با نیت خوب، اگه بدون در نظر گرفتن مرز فرد پرسیده بشن، همین حریم رو نقض میکنن.
من اگه خودم در معرض این سؤالات قرار بگیرم ترجیح میدم اینجوری پاسخ بدم:
- «این موضوع الان برام مطرح نیست، ممنون که نگرانمی.»
- «وقتی چیزی برای گفتن داشته باشم، خودم میگم.»
- سکوت همراه با تغییر موضوع، هم یه پاسخ کاملاً معتبره.
این سوالها معمولاً از یه فرض فرهنگی میآد که «زندگی خصوصی، مال جمعه» انگار فرد باید حساب پس بده به خانواده گسترده، همسایه، همکار. اما سلامت روان با داشتن مرزهای شخصی گره خورده؛ وقتی این مرزها مدام نقض بشه، فرد یا پرخاشگر میشه یا منزوی.
#دکتر_روحالله_کریمیخویگانی
#روانشناسی
@Navazesh_e_roohЧитать полностью…
جان به جانان کی رسد، جانان کجا و جان کجا
ذره است این، آفتاب است، آن کجا و این کجا
دست ما گیرد مگر در راه عشقت جذبهای
ور نه پای ما کجا وین راه بی پایان کجا
هاتف اصفهانی
قرن ۱۲ هجری قمری
مرالهای زیبای ارتفاعات جنگلهای هیرکانی مازندران
ویدئو از محیطبان امیر گوهردهی
مرداد ۱۴۰۵
سـازِ تـو🎸
#𝐏𝐀𝐑𝐓_469
- کیان منم دزدید
پوزخندی زدم
- البته ماجرای من پیچیده تره. کیان قصد ضربه زدن به باربد داشت
ماهرخ آهی کشید
- و موفق هم شد
سری از روی تاسف تکون داد
- روز اولی که کیان آوردت اینجا فکر می کردم یه دختر فراری هستی
ناگهانی در محکم باز شد
با دیدن کیان اخمام درهم شد
حتی با دیدنش هم حالم بد میشد
مشکوک نگاهی بین منو ماهرخ انداخت
- بینتون گل و بلبله!
نزدیک تر اومد و با پاش ضربه ای به زمین زد
- اسم خودمو شنیدم جز ذکر خیرم باشه به مزاجم خوش نمیاد
ماهرخ زود جواب داد
- غیر از این نیست آقا کیان
کیان سری تکون داد
- یه مهمونی داریم امشب کله گنده ها جمع میشن
نیم نگاهی به من انداخت و ادامه داد
- وقتی مسـ،ـت میکنن باید یه دختر براشون برقـ،ـصه!
لبخند کجی روی لـ،ـبش نشست
- ماهرخ خیلی زود شایلین رو واسه امشب آماده کن رقـ،ـاص امشبمونه!
⇨ 🪻
ادامه دارد ....
سیر عارف هر دمی تا تخت شاه
سیر زاهد هر مهی یک روز راه
قدر هر روزی ز عمر مرد کار
باشد از سال جهان پنجه هزار
پس محبت وصف حق دان عشق نیز
خوف نبود وصف یزدان ای عزیز
شرح عشق ار من بگویم بر دوام
صد قیامت بگذرد و آن ناتمام
زانکه تاریخ قیامت را حد است
حد کجا آنجا که وصف ایزدست
مثنوی معنوی
دفتر پنجم
از بیت ۲۱۸۰ به بعد
تو دنیا را
موهایت شانه ها را
تصویرت آینه ها را
صدایت آهنگ ها را
نگاهت زندگی را
و تن تو
تمام پیراهن های دنیا را زیبا می کند
#لطیفهصمدوند
🌸🌸
@Navazesh_e_rooh
..
گر نسخهی روی تو به بازار برآرند
نقاش ببندد در دکان صناعت
سعدیЧитать полностью…
به دریا مرو گفتمت زینهار
وگر میروی تن به طوفان سپار
سعدی
⚡️⚡️
قلبیکه درآن عشقِ کسیخانه ندارد
دنبـالِ دلیل است ، بـرای نَتپیـدن
#سیدتقی_سیدی
یارو میره نونوایی میبینه صف مردونه شلوغه،صف زنونه خلوته
میره تو صف زنونه میگه:
خانومم گفته دو تا نون بده😂😁
سه پایه ای چوبی با طول حدودا 2 متراست که مشک را برای دوغ زدن به آن میآویزند و هنگام کوچ راحت قابل جابه جایی است
البته بعد از کشتن گوسفند، کهره و یا بره به همین ملار قلاب میشه بعد پوستش میکنند
اینم ملار و کاربرد آن
مُلک جهان کردهايم وقف سر کوى يار
گوی دل افکندهايم در خم چوگان عشق
#خواجوی_کرمانى
سـازِ تـو🎸
#𝐏𝐀𝐑𝐓_466
میتونیم از اینجا بریم و واسه خودمون یه خونه اجاره کنیم
کلی گریه کردم و مخالفت کردم
اما دخترم پاشو کرده بود توی یه کفش که دیگه نمیتونه با شوهر من توی یه خونه زندگی کنه
منم در آخر کوتاه اومدم
دخترم رفت سراغ اون زن و با هم قرارداد بستن که دخترم توی نه ماه بارداریش توی خونه اونا زندگی کنه
تا ازش مراقبت کنن و بچشون جلوی چشم خودشون بزرگ بشه
توی این مدت باید یه صیـ،ـغه ی نه ماهه بین دخترم و شوهر اون زن جاری می شد
تا وقتی خونشون زندگی میکنه مشکلی پیش نیاد
همه کارا انجام شد و دخترم وسایلشو جمع کرد و رفت خونه اون زن و شوهر
همه چی به خوبی پیش رفت تا اینکه شوهر اون زن از دخترم خوشش میاد
نه ماه بارداری تموم شد و بچه که یه پسر بود به دنیا اومد
دخترم پولشو گرفت و برگشت
از شوهرم شکایت کردیم و به علت نداشتن تعادل روانی و به راحتی تونستم ازش جدا بشم
یه خونه اجاره کردیم و زندگی جدیدی شروع کردیم
تا اینکه متوجه شدم دخترم هنوزم به خونه ی اون زن و شوهر میره
یه روز مچشو گرفتم
⇨ 🪻
ادامه ....
#جواب_و_مشاوره
ترکیبی از «سوگ ابرازنشده»، «اثر زایگارنیک» (پردازش داوطلبانه یک پرونده نیمهکاره) و «اعتیاد به طرحواره تصویر ذهنی»
شما بیست ساله که با یه توهّم کاملاً ایدهآلسازیشده زندگی میکنین، نه یه انسان واقعی. اون آقا برای شما در همان سنین جوانی، بدون عیب، بدون مسئولیتهای زندگی روزمره، بدون بدهی، کارهای خونه و چالشهای تربیتی فرزندان منجمد شده. شما انو با «زندگی واقعی، خستهکننده و پرمسئولیت ۲۲ سال زندگی مشترک» مقایسه میکنین. یه مقایسه ی کاملاً ناپایدار و ناعادلانه!
چک کردن صفحات مجازی، بزرگ و کوچیک کردن عکسها و چرخه پربار احساسی در همایش، دقیقاً مثل تزریق روزانه دوز کمی از مخدر به مغز شماست. شما به مغزتون اجازه نمیدین که این سوگ رو تموم کنه؛ چون با هر بار چک کردن، مدار تقویت و پاداش را در مغز روشن نگه میدارین.
بغل کردن فرزند او و حس عجیبی که تجربه کردین، نشوندهنده تثبیت عمیق ذهن شما در یک «رویا» است. ذهن شما تشنهٔ این پیوند بوده و هر نشانهٔ کوچکی را به یک تجربه عاطفی شدید تبدیل میکنه.
این مسیر احتیاج به تصمیم قطعی، انضباط رفتاری و مراقبت از خود داره.
تا زمانی که چشمتون عکس انو میبینه، ذهنتون قادر به ترمیم نخواهد بود.
تمام صفحات مجازی انو بلاک یا کاملاً پاک کنین.
هر زمان که دستتون رفت برای جستجوی نام او، بلافاصله گوشی را زمین بزارین و موقعیت مکانی خودتون رو تغییر بدین.
عکس، متن یا هر چیزی که شما رو به یاد او میندازه پاک کنین.
تصورسازی ذهنی هنگام رابطه، نوعی فرار مغز برای رسیدن به لذت یا رهایی از واقعیته.
هنگام رابطه با همسرتون، تمرکزتون را از «تصویرسازی» به «حواس پنجگانه» (تماس پوستی، صدای تنفس، گرما و لمس) معطوف کنین. به محض اینکه تصویر اون شخص در ذهنتون اومد، در ذهن خود با صدای بلند بگویید «ایست!» و بلافاصله حواستون رو به چهره، جزییات یا صمیمیت با همسرتون جلب کنین.
شما عاشق «آن آقا» نیستین، بلکه عاشق «تصویری هستین که خودتون از او ساختین».
اون آقا هم مثل هر انسان دیگری نقاط ضعف، اخلاقهای سخت، مشکلات خانوادگی و خشمهای خاص خود رو داره. اگر با او ازدواج میکردین، قطعا با چالشهای بزرگ زندگی مشترک مواجه میشدین.
او کسی بود که خواستگاری شما نیومد و زندگی خودش را انتخاب کرد و ادامه داد. شما نیز حق دارین به زندگی خود برگردین.
یک بار برای همیشه با این پرونده خداحافظی کنید: یک نامه مفصل بنویسین؛ تمام حسرتها، دلتنگیها، خشمها و حرفهای بیستساله را روی کاغذ بیارین. در انتهای نامه بنویسین: «من تمام این سالها تو رو تو ذهنم نگه داشتم، اما امروز تصمیم میگیرم تو رو به دنیای واقعیات و خودم را به زندگی واقعیام پس بدم. خداحافظ.»
بعدش نامه رو بسوزونین یا ریزریز کنین و دور بریزین.
حالا دیگه احساس گناه رو کنار بگذارین؛ احساس گناه انرژی شما رو برای تغییر میگیره. شما خائن نیستین، بلکه دچار یک گیرِ شناختی و عاطفی شدین که قابل درمانه.
همسر شما ۲۲ سال در کنار شما زیسته، پدر فرزندان شماست و در تلخ و شیرین زندگی همراهتون بوده. لیستی از زحمات و ویژگیهای مثبت او بنویسین.
بیست سال تثبیت ذهنی، ریشههای عمیقی داره. پیشنهاد میکنم حتماً چند جلسه با یک روانشناس یا مشاور خانواده بهصورت فردی صحبت کنین تا این سوگ بهطور کامل در محیطی امن و بدون قضاوت پردازش بشه.
تا یادم نرفته یه نکته دیگه هم بگم: رهایی از این فکر، به معنی فراموش کردن کامل گذشته نیست؛ بلکه به این معناست که اون گذشته دیگه هیچ قدرتی برای خراب کردن «حال» و «آینده» شما نداشته باشه. شما لیاقت این رو دارین که در زندگی واقعی خود حضور کامل و آرامش داشته باشین.
#دکتر_کریمیخویگانی
مرداد ماه ۱۴۰۵
@Navazesh_e_roohЧитать полностью…
محسنان مردند و احسانها بماند
ای خنک آن را که این مرکب براند
ظالمان مردند و ماند آن ظلمها
وای جانی کاو کند مکر و دها
گفت پیغمبر خنک آن را که او
شد ز دنیا ماند از او فعل نکو
مرد محسن، احسانش نمرد
نزد یزدان دین و احسان نیست خرد
وای آن کاو مرد وعصیانش نمرد
تا نپنداری به مرگ، او جان ببرد
.....
دها = زیرکی ، هوشیاری
مثنوی معنوی
دفتر چهارم
از بیت ۱۲۰۱ به بعد
....🌻
آدمهای منظم با تصمیمهای بزرگ ساخته نمیشوند، با قول های کوچک و مستمر ساخته میشوند.
برای منظمشدن لازم نیست از امروز کل زندگی مان را زیرورو کنیم، فقط کافیه روزی ۱۵ دقیقه منظم باشیم.
به عنوان مثال، هر روز در یک ساعت مشخص، گوشی را کنار بگذاریم و فقط روی یک کار عقبافتاده تمرکز کنیم.
بعد از ۱۵ دقیقه میتوانیم ادامه دهیم یا کار را متوقف کنیم، مهم این است که به قرارمان پایبند بمانیم.
اشتباه بیشتر ما این است که برنامههای سنگین میچینیم و بعد از چند روز کاملاً رهایشان میکنیم.
پانزده دقیقه آنقدر کوتاه است که بهانهآوردن را سخت و شروعکردن را آسان میکند.
آدمهای منظم با تصمیمهای بزرگ ساخته نمیشوند، با قول های کوچک و مستمر ساخته میشوند.
ارادتمند شما: مهرداد رشیدی مدرس روانشناسی🌻
https://eitaa.com/joinchat/2035222081C326547597e
@adabeyattt_bartar
سـازِ تـو🎸
#𝐏𝐀𝐑𝐓_466
میتونیم از اینجا بریم و واسه خودمون یه خونه اجاره کنیم
کلی گریه کردم و مخالفت کردم
اما دخترم پاشو کرده بود توی یه کفش که دیگه نمیتونه با شوهر من توی یه خونه زندگی کنه
منم در آخر کوتاه اومدم
دخترم رفت سراغ اون زن و با هم قرارداد بستن که دخترم توی نه ماه بارداریش توی خونه اونا زندگی کنه
تا ازش مراقبت کنن و بچشون جلوی چشم خودشون بزرگ بشه
توی این مدت باید یه صیـ،ـغه ی نه ماهه بین دخترم و شوهر اون زن جاری می شد
تا وقتی خونشون زندگی میکنه مشکلی پیش نیاد
همه کارا انجام شد و دخترم وسایلشو جمع کرد و رفت خونه اون زن و شوهر
همه چی به خوبی پیش رفت تا اینکه شوهر اون زن از دخترم خوشش میاد
نه ماه بارداری تموم شد و بچه که یه پسر بود به دنیا اومد
دخترم پولشو گرفت و برگشت
از شوهرم شکایت کردیم و به علت نداشتن تعادل روانی و به راحتی تونستم ازش جدا بشم
یه خونه اجاره کردیم و زندگی جدیدی شروع کردیم
تا اینکه متوجه شدم دخترم هنوزم به خونه ی اون زن و شوهر میره
یه روز مچشو گرفتم
⇨ 🪻
ادامه دارد....
@Navazesh_e_roohЧитать полностью…