khamooshane | Unsorted

Telegram-канал khamooshane - خموشانه

285

ارتباط با ادمین: https://t.me/BiChatBot?start=sc-61826655

Subscribe to a channel

خموشانه

ژانر موسیقی: باکلام |تیتراژ سریال
صدای: حیدو هدایتی
قطعه: تیتراژ فصل دوم سریال وحشی

نمی‌خوام که از جون مُو بگذری
نمی‌خوام که عمر اضافی کُنم
ولی باید اینجا بمونوم رفیق
که نامردیا رو تلافی کُنم

بمونوم دوباره به دنیا بیام
که از مهربونی پشیمون شدم
دل پاکُومِه چرک و نفرت گرفت
به جون همین شهر طاعون شدم

باید حقومه پس بگیرم برم
هنوز تیکه‌هام مونده تو چنگشون
بشین و دعا کن که رحمُم بیاد
که مو زنده برگشتم از جنگشون

نوازش نمی‌خوام فقط گوش کن
مونه وحشی از بغض و نفرین پُرم
پر از خرده شیشه‌ام بکش دستته
درسته که آیینه‌ام ولی می‌بُرم

Читать полностью…

خموشانه

حتما با دقت گوش کنید . بهترین تفسیر‌ سیاسی داستان ضحاک که تا حالا شنیدم

Читать полностью…

خموشانه

چانه می‌زنند اگر دیکتاتوری دوباره پا گرفت چکار کنیم؟ این اضطراب ریشه در تصورات آرمان شهری از انقلاب دارد. گو آنکه انقلاب بدین معناست که ما حتما با اتوبوس مجانی به بهشت برویم. انقلاب در واقع‌گرایانه‌ترین حالت خود، حقوق بدیهی ما را به عنوان شهروند به ما باز می گرداند. نیم قرن از ما انسانیت زدایی شده. هم مادی و هم معنوی یک جامعه‌ی به کما رفته بودیم. خیزش علامت احیاست. از احیای جامعه ترسیدن به بهانه اینکه بعدا چنین و چنان می‌شود چه می‌تواند باشد جز نمود خشک مغزی، تنگ نظری و توهم؟
می‌پرسند اگر دوباره استبداد بیاید ما چکار کنیم؟ جواب می‌دهم در این ۵۰ سال که استبداد تا خرخرهٔ‌مان بود چکار کردید؟ باز هم همان کار را کنید. غر بزنید. در کافه‌ها جمع شوید. سیبیل‌هایتان را بجوید. برای کارگران ابراز نگرانی کنید. از مردم با القاب طبقه متوسط»، «خرده بوژوازی» و ... انسانیت‌زدایی کنید.

حداقل شما چیزی را از دست ندادید، بازارتان گرم می‌ماند.

Читать полностью…

خموشانه

@ssaatgin

Читать полностью…

خموشانه

@ssaatgin

Читать полностью…

خموشانه

آغوش صدا
آلبوم : دیده ‌بیدار
آهنگساز و خواننده : #فرمان_فتحعلیان
ترانه سرا : شرمین شیراسب
میکس و مسترینگ: محمد کلهر

@khamooshane

Читать полностью…

خموشانه

40111959
نام بیمار: مهسا امینی
نام پدر: امجد
تاریخ بستری: ۲۲ شهریور ۱۴۰۱


ما فراموش نخواهیم کرد! تو سیلیِ شهریور را به صورت بهمن ۵۷ زدی!
تو معنای زندگی و آزادی را به نسل های قبل و بعد از خودت آموختی!!

#زن_زندگی_آزادی همچنان زنده است و روزی بر صورت استبداد خواهد کوبید!

🆔️@philosophy_thinking

Читать полностью…

خموشانه

اصلاح‌طلب حکومتی، که میخواد با تأمین مطالبات حداقلی، مثل آزادسازی شبکه‌های اجتماعی، که هزاران جیره‌خوار فارسی‌نویس و انگلیسی‌نویس توشون داره، اون هم به صورت نصفه نیمه و با تبصره، عمر نظام رو بیشتر کنه، وانمود می‌کنه انقلاب نپال به خاطر فیلترینگ بوده، تا بگه اگه ما نباشیم که فیلترینگ رو جمع کنیم ممکنه خطرات جدی مشابه نپال برای نظام هم پیش بیاد!
اما شورش نپال برای این می‌تونه موفق بشه، اگه لخت کردن وزرا رو موفقیت بدونیم، که وزیر حتی وقتی لخت شده هم دستور تیراندازی به مردم نمیده. اما در ایران، فرماندار یک شهرک حاشیه‌ای هم حکم تیر میده. دقیقا به دلیل همین تفاوت، اتفاقات نپال هیچ ربطی به ایران نداره. اصلاح‌طلب اگه یک جانور مشمئزکننده نبود، به جای وعده رفع فیلترینگ، وعده پاکسازی حکومت از افرادی رو می‌داد که خودشون رو صاحب جان و مال مردم می‌دونند. اما در طول حیات این جریان سیاسی، حتی یک‌بار هم حرفش رو نزده‌اند. بچه‌شیعه راست میگه که مطالبه مردم رفع فیلتر نیست. مطالبه ما اینه که آقابالاسر نداشته باشیم. که بشه مقامات کشور رو یه شبه لخت کرد. ما ترجیح میدیم در دموکراسی باشیم اما یوتیوب فیلتر باشه، تا زیر سلطه ولی‌فقیه باشیم اما یوتیوب باز باشه.
سلولی که سقفش باز باشه، فقط قبض برق زندان رو کم می‌کنه.

Читать полностью…

خموشانه

لالایی آذری

شوکت علی اکبروا
@khamooshane

Читать полностью…

خموشانه

سارینا، امروز تازه ۱۹ ساله می‌شد..

دختری که در تیر متولد شد و در شهریور کشته شد.
سارینا اسماعیل‌زاده کانالی در یوتیوب داشت و از زندگی و دغدغه‌هایش می‌گفت. در یکی از آن‌ها می‌گوید:

«نوجوان ایرانی دیگر نوجوان ۲۰ سال پیش نیست؛ از اوضاع جهان باخبر است و از خودش می‌پرسد چه چیزی کمتر از نوجوان آمریکایی دارد تا دغدغه‌هایشان اینقدر متفاوت باشد.»


کانال تلگرام او به نام (My Whole Universe) و همچنین صفحه یوتیوب وی به اسم (Sarinacmz) حاوی تمامی روحیات، زندگی شخصی دختر نوجوانی چون او و تلاش‌هایش برای تغییر در ساحت زیست شخصی و اجتماعی‌اند.

💰 tavaanatech

Читать полностью…

خموشانه

ظهر است، ظهری دیگری در خانه. و دود است در آسمان. از امروز، آسمان را از میان ضربدری که روی شیشه‌هاست می‌بینم. همه رفتند، با چمدان‌هایی پر از ترس و امید به بازگشت و دیدن دوباره‌ی خانه‌هایشان. من؟! من مثل همیشه -درخت‌وار- ماندم. ریشه نکرده‌ام در خاک این شهر، ریشه‌ام زیر پاهای کم‌رمق پیرزنی‌ست که بدون من قرص‌هایش را اشتباه خواهد خورد. در نگاه آرام گربه‌ی پیرم که احتمالا فکر می‌کند وطنش منم. نماندم چون شجاع‌ترم، نماندم چون چیزی برای از دست دادن نداشتم. ماندم چون همیشه برای دیگران زندگی کرده‌ام و فکر می‌کنم شاید بد نباشد این‌بار برای دیگران "مردگی!"

امید آخرم این‌که باز این‌جا ببینمتان و کاش… کاش اگر دیگر ندیدمتان، به‌این خاطر باشد که من رفته باشم، نه شما.

اگر نبودم مرا در چیزهایی پیدا کنید که دوستشان داشتم.

Читать полностью…

خموشانه

عتیقه (تو مقدسی)
خواننده : زنده نام #هایده
ترانه سرا : مهدی لواسانی
آهنگساز : سلیمان اکبری
تنظیم : #مجتبی_میرزاده
تبدیل از : حلقهء ریل مستر


@navayeirani

Читать полностью…

خموشانه

برید تو سایت زیر تاریخ تولدتون رو بزنید نشون میده تو روز تولدتون چه آهنگی منتشر شده
playback.fm/birthday-song


چه فیلمی ساخته شده، روز تولدتون با کدوم یک از مشاهیر یکیه و ....

Читать полностью…

خموشانه

و رگ اینگونه می‌تپد
لحظه‌ای به خون
دمی به شک.

#پرویز_اسلام‌_پور

@khamooshane
◾️◽️▪️◾️◽️◾️▪️

Читать полностью…

خموشانه

موزیک ویدیوی عصیان

آواز : مرتضی فراهانی
سه تار : علی حضرتی
ویدیو : سینا خانبابایی
شعر : فروغ فرخزاد

Читать полностью…

خموشانه

اما تو عزیزم!
نه قایقی ساخته بودی، نه فیلمی از نان پختنت مانده بود. نه گیتاری در دستت و نه ترانه‌ای بر لبت. نه تولدی که کسی برایت گرفته باشد. نه فیلمی از موتورسواری نه لحظه‌ای از رقصیدنت؛ گویی زندگی پیش از آن‌که به تو برسد، از کنارت گذشته بود. از تو، چیزی نماند جز چند عکسِ تکراری، یادگارِ یک‌بار سفر به شمال.

Читать полностью…

خموشانه

تحلیل «شاهنامه»ی فردوسی - علی شاهی

اپیزود هشتم:
داستان ضحاک: «ببردند ضحاک را…»

مثلثی که علیه ضحاک تشکیل می‌شود چگونه عمل می‌کند و از چه راهی موفق می‌شود؟
هر یک از رئوس این مثلث نماد چیست؟
فریدون چگونه به ساختار شاهنشاهی وارد می‌شود؟

#شاهنامه ۸

برای حمایت از این پادکست‌ها نگاهی به اینجا بیندازید.

Читать полностью…

خموشانه

✔️در سوگ بهرام

✍🏻سهند ایرانمهر

درگذشت #بهرام_بیضایی ، آن‌هم در روز تولدش، فقط پایان زندگی یک فرد نیست؛ اتفاقی معنادار است که گویی پایان یک دوره فکری در فرهنگ ما را یادآوری می‌کند.گویی حلقه‌ای از یک سنت فکری در فرهنگ ایران، بسته شد. سنتی که در آن هنر شیوه‌ای برای اندیشیدن بود؛ و سینما و تئاتر فقط صحنه نمایش نبود که میدان داوری تاریخ بود.

بیضایی را غالباً «کارگردان» می‌نامند، اما این نام‌گذاری، اگرچه درست، به‌شدت نارساست. از نظر من، او پیش و بیش از آنکه کارگردان باشد، ادیب بود؛ و پیش از آن، جامعه‌شناسی تاریخ‌خوان که به سازوکار قدرت، خشونت، حذف و روایت حساس بود. سینما و تئاتر برای او رسانه بودند، نه هویت. هویت او اما در نسبتش با زبان و تاریخ شکل می‌گرفت.

شاخصه اصلی آثار بیضایی نه تکنیک سینمایی است و نه صرف رجوع به اسطوره؛ بلکه نحوه صورت‌بندی معنا از طریق زبان است. دیالوگ‌های او بیش از آنکه حامل اطلاعات باشند، حامل تاریخ‌اند. واژه‌های گزیده او تصادفی نبودند و جایی از ادبیات که نقطه کانونی توجه او‌ بود، پیش از او چنین رصد نشده بود، این همان‌جاست که تفاوت «دانستن ادبیات» با «ادیب بودن» آشکار می‌شود. بیضایی ادبیات را نمی‌شناخت؛ در آن سکونت داشت.

نثر او نثری سخت‌جان است. نه لغزنده است، نه رها، نه سهل‌الوصول و نه متظاهرانه. جمله‌ها وزن دارند، مکث دارند، ایستادگی دارند. این استحکام زبانی، نتیجه ذوق شاعرانه صرف نیست؛ محصول انضباط فکری است. بیضایی به کلمه اعتماد نمی‌کرد مگر آنکه آزموده شده باشد. به همین دلیل زبان در آثارش نه ابزار تزئین، که میدان کشمکش معناست.

از این منظر، او بیش از آنکه فیلم بسازد، متن تولید می‌کرد؛ متنی که مستقل از تصویر، قابلیت خوانده‌شدن دارد. ذهن را تکان می‌دهد و خودش تصویر است. این خصیصه در تاریخ سینمای ایران نادر است. بسیاری تصویر می‌سازند و بعد به‌دنبال معنا می‌گردند؛ بیضایی معنا را می‌ساخت و تصویر را در خدمت آن می‌گرفت. به همین دلیل است که آثارش کهنه نمی‌شوند؛ زیرا به زمانه‌ای خاص پاسخ نمی‌دهند، بلکه به مسئله‌ای تکرارشونده در تاریخ ایران نظیر مسئله روایت، قدرت و حقیقت می‌پردازند.

نگاه او به تاریخ، نگاه ستایش‌گرانه یا نوستالژیک نبود. تاریخ در جهان بیضایی میدان افتخار نیست میدان اتهام است. او تاریخ را می‌کاود تا نشان دهد چگونه قربانیان خاموش می‌شوند و چگونه روایت رسمی جای حقیقت را می‌گیرد. در «مرگ یزدگرد»، در «چریکه تارا»، و حتی سایه‌بازی «جانا و بلادور»، تاریخ نه پشت سر ما، که در کنج فراموش شده درون ما به عنوان یک ایرانی است.

همین نگاه است که او را به جامعه‌شناسی تاریخ نزدیک می‌کند، بی‌آنکه به زبان آکادمیک پناه ببرد. بیضایی نظریه نمی‌نوشت، او با صحنه و دیالوگ نظریه می‌ساخت. بیضایی متواضعانه می‌گذاشت تا مدعیان خوانش غلط خود را از تاریخ و ادبیات بخوانند آنگاه در زمانش به دقت نشان می‌داد که از فردوسی تا زن و از قدرت تا ادبیات چگونه به نام نظریه به مسلخ ایدئولوژی و خوانشی وارونه رفتند.

اندوهِ فقدان بیضایی، از دست‌دادن یک فیلمساز نیست؛ از دست‌دادن الگویی از اندیشیدن سخت‌گیرانه در فرهنگ ایرانی است. الگویی که زبان را جدی می‌گرفت، تاریخ را ساده نمی‌کرد و مخاطب را تحقیر نمی‌نمود و از همه مهم‌تر در این راه نه وقعی به قدرت می‌گذاشت و نه مجیز مردم را می‌گفت او‌ به جوهره هرچیز کار داشت نه مزاج و مذاق زمانه و خلق آن. او از ما تماشاگر نمی‌خواست؛ شریک فکری می‌خواست و شاید به همین دلیل است که با رفتن او، حس می‌کنیم چیزی بیش از یک فرد از دست رفته است. آنچه رفت بیضایی نبود، امکان پیوند میان ادبیات، تاریخ و هنر با سلیقه و آرایه بی‌نظیر بیضایی بود، پیوندی که او یکی از آخرین حاملان جدی آن بود.

Читать полностью…

خموشانه

بسیار به او نزدیکم
آنقدر به او نزدیکم که نمی‌تواند خواب مرا ببیند
او خوابش می‌برد
و به زنی که بلیط سفری یک طرفه گرفته است
تا منی که در آغوشش خوابیده‌ام
نزدیک‌تر است
بیچاره من
در کالبدِ خویشتن گرفتارم
به آرامی
دستم را از زیر سرش بیرون می‌کشم
به او خیلی نزدیکم
آنقدر که او نمی‌تواند خواب مرا ببیند
نزدیکم
خیلی به او نزدیکم

#ویسلاوا_شیمبورسکا
ترجمه : #بابک_زمانی


@khamooshane
▫️▫️▪️▫️▪️▫️▪️▪️

Читать полностью…

خموشانه

@ssaatgin

آلبوم(باغچه)

دونوازی سه تار و پیانو


لینک تهیه آلبوم:
https://sabzart.com/
https://sabzart.com/
https://sabzart.com/
.

Читать полностью…

خموشانه

«مبارزه‌ی انسان با قدرت، مبارزه‌ی حافظه علیه فراموشی است.»
میلان کندرا

Читать полностью…

خموشانه

و در مسیر سفر مرغ‌های « باغ نشاط»

غبارِ تجربه را از نگاه من شستند

به من سلامت یک سرو را نشان دادند


«سهراب سپهری»

@khamooshane
◾▪️◻️◽◾▪️

Читать полностью…

خموشانه

این نقد مصدق‌دوستان رو در این فایل صوتی پاسخ دادم و البته بهانه‌ای شد تا به بسیاری مطالب که قبلاً اشاره‌ای نکرده بودم بپردازم. البته طبعاً این پاسخ در اصل برای شما عزیزانه که لطف می‌کنید و پیگیری می‌کنید، وگرنه کلاً مصدق برای طرفدارانش جایگاهی خلل‌‌ناپذیر داره و از جوابشون هم پیداست از دنیای فکری ما خیلی فاصله دارند.

بابت طولانی شدنش شرمنده

پیشنهاد می‌کنم این فایل‌ها رو در نظر داشته باشید:


▪️
«مصدق و راه‌آهن»

▪️
«مصدق و رضاشاه»

▪️
«ایران در خطر تجزیه ــ سال ۱۳۲۴»

▪️
«مصدق، حزب توده و کمونیسم»

▪️
«مصدق و پارلمان ــ قانون اختیارات

▪️«چه کسی کودتا کرد؟ مصدق یا شاه و زاهدی؟»

#شاهد_تاریخی

@Garajetadayoni | گاراژ

Читать полностью…

خموشانه

- چرا وقتی بلوچ تو همین صف بود شأن ایرانی اوف نشده بود؟

ـ #حالا_تحلیلمو_چیز_نکن

Читать полностью…

خموشانه

⁨ شعر تازه*

گاهی گلوله‌ای که ز چشمی درآمده‌ست
سِیلی شده‌اند و بر سر یک لشکر آمده‌است

از کاروانیان که چپ و راست می‌زدید
بشنو که راست عمر چپاول سرآمده‌ست

از کشورم به‌دور، دروغ و ریا و ظلم
کاین هرسه با شما به سر کشور آمده‌ست

«حب‌الوطن» همان که پریروز کفر بود
امروز در روایت پیغمبر آمده‌ست!

گفتی گناهِ گردن من چیست؟ روشن است:
آهنگری سزاش سر مسگر آمده‌ست

اکنون دری بجوی! که روی زمین، قمار
از هرطرف که می‌نگرم ششدر* آمده‌ست

من قصه‌گوی عشقم و این شعر سوزناک
ققنوس‌وار از دل خاکستر آمده‌ست

*ششدر: حالتی در بازی نرد، وقتی که مهره‌های حریف در شش خانهٔ به‌هم‌پیوسته مانده باشد و از آن بیرون نتواند آمد. کنایه از تحقیر و سرگردانی(منبع فرهنگنامهٔ شعری رحیم عفیفی)
#مهدی_فرجی⁩

Читать полностью…

خموشانه

هجومِ زخمِ دل است این‌که خنده می‌خوانی


#بیدل_دهلوی
@khamooshane

Читать полностью…

خموشانه

آخرین نغمه‌ی بی‌جواب

اوئو کائوآئی پرنده‌ای بومی هاوایی بود که به‌خاطر صدای زیباش معروف بود. با تخریب جنگل‌ها و ورود گونه‌های مهاجم، منقرض شد. آخرین نر اینگونه در سال ۱۹۸۷ برای جفتی که دیگر نبود، آواز می‌خواند.

Читать полностью…

خموشانه

نهفته‌ام به خموشی خیال روی تو را
مباد کز نفسم بشنوند بوی تو را

ز سنگ محتسب شهر غم مخور، ساقی
سپرده‌ایم به پیر مغان سبوی تو را

اگر غلط نکنم ،حرف ما و من غلط است
شنیده‌ام ز لب خویش گفتگوی تو را

شده‌ست شیفته بلبل به باغ و حور به خُلد
ندیده‌اند گلستانِ رنگ و بوی تو را

اگر به دامنِ وصل تو دست ما نرسد
کشیده‌ایم در آغوش، آرزوی تو را

شود ز باختن رنگم آتشین لعلت
چه نازکی است عتاب بهانه جوی تو را

به طور عشق حزین آستین فشان گردد
کلیم اگر شنود، طرزِ های و هوی تو را

#حزین_لاهیجی
#غزلیات

@khamooshane
◾️▪️◾️▪️◾️▪️◽️◽️◽️

Читать полностью…

خموشانه

شعر موزیک ویدیو 👆

بر لبانم سايه‌ای از پرسشی مرموز
در  دلم  دردی‌ست بی آرام  و هستی‌سوز
راز  سرگردانی  اين  روح  عاصی را
با  تو خواهم در ميان بگذاردن، امروز


گر چه از درگاه خود می‌رانی‌ام، اما
تا من اينجا بنده، تو آنجا، خدا باشی
سرگذشت تيره‌ی من، سرگذشتی نيست
کز سرآغاز و سرانجامش جدا باشی

نيمه‌شب گهواره‌ها آرام می‌جنبند
بی‌خبر از  کوچ دردآلود انسان‌ها
دست مرموزی مرا چون زورقی لرزان
می‌کشد پارو زنان در کام طوفان‌ها

چهره‌هايی در نگاهم سخت بيگانه
خانه‌هايی بر فرازش اشک اختر‌ها 
وحشت  زندان  و برق  حلقه‌ی زنجير
داستان‌هايی ز لطف ايزد يکتا !

سينه‌ی سرد  زمين و لکه‌های گور 
 هر  سلامی ‌سايه‌ی تاريک  بدرودی
دست‌هايی خالی و در آسمانی دور
زردیِ خورشيدِ بيمار تب‌آلودی

جستجويی بی سرانجام و تلاشی گنگ 
جاده‌يی ظلمانی  و پايی به ‌ره خسته 
 نه نشان  آتشی بر قله‌های طور 
 نه جوابی از ورای اين در بسته

آه ... آيا  ناله‌ام ره می‌برد در  تو‌؟
تا  زنی ‌بر ‌سنگ جام خود پرستی را 
يک زمان با من ‌نشينی، با من خاکی
از  لب  شعرم  بنوشی «دردِ هستی» را

سال‌ها  در  خويش  افسردم  ولی ‌امروز
شعله‌سان سر می‌کشم  تا خرمنت سوزم
يا خمُش سازی خروش بی‌شکيبم را
يا  ترا  من شيوه‌ای ديگر بياموزم


دانم از درگاه خود می‌رانی‌ام،  اما
تا من اينجا بنده،  تو آنجا،  خدا باشی
سرگذشت تيره‌ی من، سرگذشتی نيست
کز سر آغاز و سرانجامش جدا باشی
                                                                               
                                                                          #فروغ_فرخزاد
@khamooshane
◾️▪️◾️▪️◽️◾️▪️◾️◾️

Читать полностью…

خموشانه

@ssaatgin

Читать полностью…
Subscribe to a channel